رادیو دیروز - آخرين عناوين مجله هفتگی :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/Weekly_Magazine Fri, 23 Jun 2017 14:43:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Fri, 23 Jun 2017 14:43:14 GMT مجله هفتگی 60 رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 147) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23422/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از اردیبهشت 1396 با حوادث و اخبار مختلف سپری شد و ابزارهای رسانه ای غربی که در دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ایران به کمبود بهانه ای آشکار دچار شده‌اند، تمام توان خود را به کار گرفتند تا از اندک فرصت‌های پیش آمده نهایت بهره برداری را در جهت اهداف اربابانشان داشته باشند. در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" برای مخاطبین خود ارائه می‌کند، تلاش کرده است تا با بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در بازه‌های زمانی هفت روزه، واقعیت‌های خبری و رویدادهای پیش آمده در این ایام را به مخاطبین خود منتقل نماید. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و هفتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از اردیبهشت ماه سال 1396 (08 الی 15 اردیبهشت ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و هفتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش رادیو فردا برای بحرانی نشان دادن وضعیت خانواده در ایران، تخریب وضعیت اقتصادی کشور با طرح یک شایعه، پافشاری رادیو فردا در دفاع از یک مجرم امنیتی و فتنه گر، بهره برداری سیاسی رادیو فردا از عنوان "کارگر"، دفاع این رسانه آمریکایی از مدیر منافق شبکه جم، دلسوزی‌های بچگانه برای کودکان مظلوم موصل، اثبات بحران کمبود بهانه در رادیو فردا و... را مورد مشاهده نمایید. از نابودی خانواده در آمریکا تا نگرانی برای طلاق در ایران! خانواده اصلی‌ترین نهاد اجتماعی و به عبارتی ریشه‌های حیات جامعه است. دنیای غرب با نهاد خانواده سال‌هاست غریبه بود و همین غریبگی هم باعث بروز مشکلات مختلف اجتماعی و اخلاقی در جوامع غربی است که خوشبختانه علیرغم تلاش‌های بی اندازه آن‌ها و ابزارهای رسانه ای مختلفشان برای نفوذ فرهنگ نابودشده غربی به کشورمان، همچنان اصالت خانواده تا حد زیادی در ایران حفظ شده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با همه این وجود، در این هفته خود را نگران وضعیت اجتماعی و نهاد خانواده در ایران نشان داده و به بررسی شرایط ازدواج و طلاق در ایران پرداخته است. رادیو فردا در گزارش خود از تشدید مشکلات برای ازدواج و افزایش طلاق در کشورمان خبر داده و این گونه می‌نویسد: «رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق ایران می‌گوید جوانان کشور برای ازدواج با مشکلات اقتصادی بسیاری مواجه شده‌اند و برای نجات آن‌ها که در حال "غرق شدن در باتلاق" هستند، همه تصمیم‌گیرندگان اقتصادی باید وارد میدان شوند. به گزارش روز شنبه (۲۶ فروردین) وب‌سایت "تهران‌نیوز"، حبیب‌الله حسنی، علاوه بر مشکلات اقتصادی و اشتغال، مواردی چون شتاب‌زدگی در ازدواج، اعتیاد و دخالت خانواده‌ها را نیز موجب افزایش آمار طلاق در ایران اعلام کرده است. وی افزوده که قوه قضائیه در موضوع کاهش آمار طلاق در ایران، "زیاد نمی‌تواند مؤثر باشد، زیرا ریشه مشکلات در جای دیگری است." آقای حسنی از وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک‌ها و تصمیم‌گیرندگان عرصه اقتصادی و تأمین اجتماعی خواسته "برای نجات جوانان کشور که در حال غرق شدن در باتلاق هستند… وارد میدان شوند." بر اساس آمار، میزان طلاق در طول یک دهه گذشته در ایران افزایش قابل ملاحظه‌ای نسبت به آمار ازدواج داشته است. شماری از کارشناسان، عامل اقتصادی را مهم‌ترین عامل کاهش ازدواج و افزایش آمار طلاق در کشور معرفی می‌کنند و برخی دیگر نیز تغییر سبک زندگی را عامل مهمی در بروز این پدیده‌ها می‌دانند.» اما در این جا چند مسئله پیش می‌آید که رادیو فردا باید به آن پاسخ دهد؛ اول این که اگر این قدر به دنبال تحکیم خانواده در ایران است و نگران افزایش طلاق و کاهش ازدواج در کشورمان است، چرا دلایلش را واقع بینانه مورد بررسی قرار نمی‌دهد؟! آیا نفوذ فرهنگ مبتذل غربی، فعالیت‌های هزاران شبکه ماهواره ای در این راستا و ... در این آمار بی اثر بوده است؟! چطور خود رادیو فردا هم همراه با این شبکه‌های گسترده همواره تلاش می‌کند تا فرهنگ آشفته غربی را به جامعه ایرانی القا کند؟! تبلیغ برای ازدواج سفید و روابط نامشروع دختران و پسران، تبلیغ هدف دار برای آزادی‌های غیرقانونی و بدون محدودیت، تبلیغ و حمایت از پارتی‌های مختلط، تلاش برای گسترش بی حجابی در بین دختران ایرانی و ... آیا ناشی اط دلسوزی برای تحکیم بنیان خانواده در ایران است؟! بعلاوه، چطور این نگرانی برای خانواده‌های آمریکایی مطرح نمی‌شود و ما شاهد افزایش روزانه طلاق در این کشور هستیم به طوری که رتبه ایالات متحده در جدول مربوط به کشورهای دارای بیشتری آمار طلاق جهان، همواره جزو 8 رتبه اول بوده است. آمارها نشان می‌دهد که در بهترین حالت ممکن بیش از 56 درصد اردواج ها در آمریکا به طلاق می‌انجامد و این خود گویای همه واقعیت‌ها در جامعه این کشور است. البته باید به این نکته هم توجه داشت که کارشناسان مختلف بر این باور هستند که فضای حاکم بر آمریکا و فرهنگی که در این کشور حکم فرم است، طلاق زا بوده و خود به خود افراد را به سمت طلاق سوق می‌دهد و برخوردی نیز با این فرهنگ به طور جدی صورت نمی‌گیرد. دروغ‌های رادیو فردا برای تخریب وضعیت اقتصادی ایران یکی از موضوعاتی که می‌تواند مردم ایران را به آینده‌شان ناامید کرده و راه را برای نفوذ دشمنان بیگانه به کشور فراهم سازد، ناامیدی از آینده اقتصادی ایران اسلامی است که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته و در بخشی از برنامه هفتگی "ایستگاه پنجشنبه"، به آن پرداخته و در همین راستا به تخریب دروغین وضعیت اقتصادی کشورمان اقدام می‌کند. "فرشید منافی" گوینده "ایستگاه پنجشنبه" در بخشی از این برنامه با استفاده از یک شایعه، به تخریب وضعیت اقتصادی ایران می‌پردازد و می‌گوید: «چند وقت پیش یه خبری منتشر شد که شرکت داروگر که یکی از قدیمی‌ترین تولید کننده‌های شامپو و صابون و این جور چیزهاست ورشکست شده و قراره کارخونه هاش تعطیل بشن. این خبر با واکنش‌های خیلی زیاد و بعضاً تندی از سوی کاربران فضای مجازی همراه شد. یک عده به دلیل نوستالژی‌هایی که با شامپو تخم مرغی و صابون نخل داشتند آه می‌کشیدن و افسوس می‌خوردن و یک عده هم بخاطر بیکار شدن کارگرا و شرایط بد اقتصادی که منجر به این تعطیلی شده فریاد سرداده بودن و این وسط صدای دلواپسا از همه بلندتر بود که این تعطیلی رو یه چماق کرده بودن برای زدن دولت و می‌گفتن بفرما اینم از ثمرات برجام که بجای شکوفایی اقتصادی باعث فروپاشی اقتصادی شد و یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین مجموعه‌های تولیدی کشور تعطیل شد. بعضی هام بودن که ذهنشون پیچیده تر از ما بود و دست‌های پشت پرده رو دیدن و گفتن اینا همه کلک انتخاباته و الان روحانی میاد چند میلیارد وام میده به اینا تا دوباره راه بیفته و با این کلک کلی رأی جمع می کنه.» اما باید از سازندگان این برنامه پرسید که خبر تعطیلی این کارخانه چگونه و از چه منبعی به دست "فرشید منافی" و رادیو فردا رسیده است که این گونه مطمئن از آن سخن می‌گوید و آن را موضوع تمسخرهای خود علیه کشورمان قرار می‌دهد؟! این برنامه در شرایطی به یک شایعه این گونه پر و بال می‌دهد که مسئولین امر در داخل ایران به شدت آن را تکذیب می‌کنند. "محمدرضا مس فروش" رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران در این باره با رد قاطع هر گونه تعطیلی کارخانه داروگر، می‌گوید: "داروگر برند بزرگ و معتبری است و هیچ مشکلی در عرصه تولید ندارد. پس از انتشار این خبر با وجود اینکه از نزدیک به همه مسائل کارخانه‌های استان اشراف داریم باز برای اطمینان، بررسی‌های کاملی درباره کارخانه تولیدی داروگر انجام شد؛ زیرا وظیفه قانونی ما حمایت از تولید و اشتغال در کشور است. کارخانه بزرگ داروگر یکی از بهترین واحدهای تولیدی فعال کشور به شمار می‌رود که در سال گذشته افزایش تولید داشته است و به هیچ عنوان تعدیل، کاهش یا اخراج نیرو ندارد. داروگر روال عادی تولید خود را طی می‌کند و در فرصت تعطیلی‌های فروردین ماه برنامه بهسازی و نوسازی خود را سپری کرده تا بتواند با توان بیشتری در چرخه تولید محصولات مطلوب گام بردارد." "بیژن اسماعیلی" مدیرعامل مجتمع تولیدی داروگر همچنین در این باره تأکید می‌کند: "هدف از انتشار این خبرها ایجاد فضای یاس و تردید در جامعه و مغایر با فرامین رهبر معظم انقلاب در سال «اقتصاد مقاومتی؛ تولید- اشتغال» است. رفتار صحیح آن بود که رسانه‌ها پیش از انتشار این خبر، درستی آن را از مدیران جویا می‌شدند. این گونه برخوردهای رسانه ای با توجه به سختی‌ها و تنگناهای بخش تولید، اندک رمق باقیمانده در کالبد صنعت را نیز از بین می‌برد. انتشار این خبر نه فقط جنبه حمایتی از کارگر را ندارد که سبب بی اعتمادی عمومی در سرمایه گذاری صنعتی شده و مشکلات را بیشتر می‌کند." پافشاری رادیو فردا بر بیگناهی یک مجرم! در دو هفته پیش و دو شماره قبل همین مجله هفتگی به دلسوزی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در مورد یکی از مجرمین با سابقه امنیتی و سیاسی بازداشت شده در ایران پرداختیم و دیدیم که چگونه تلاش شد تا به شکل‌هایی مختلف واقعیت وارونه جلوه داده شده و این مجرم به یک مظلوم بی گناه تغییر شکل دهد. در همین راستا، پس از دو هفته، این بار هم رادیو فردا باز به سراغ دفاع از همان مجرم بخصوص رفته و در قالب بخشی از برنامه "ایستگاه پنجشنبه" و با طرح موضوع انتخابات در ایران، تلاش کرده است تا دفاعیات و حمایت‌های خود از او را ابراز کند. گوینده این برنامه با همین هدف، می‌گوید: «حتماً میدونید فصل انتخابات که میشه برای مسئولین و علاقه مندان به خدمت بوی کباب به قدری بلند میشه که اینا به شکل عجیبی مست میشن و وارد یک ماه عسل سیاسی و انتخاباتی میشن. اما برای بعضی قشرها نزدیک شدن به زمان انتخابات جز دردسر و گرفتاری هیچ چیزی نداره. بخصوص که شما توی مملکتی بی در و پیکر زندگی کنی و هر کسی که از مادر گرامی قهر می کنه میتونه بیاد شما رو دستگیر کنه و برداره ببرده. قشر روزنامه نگار توی ایران یکی از همین قشرهاست. در حالی که اشاره کردیم همین روزها توی دنیای غرب روز بغل کردن آدم‌های خبری رو پشت سر گذاشتیم، نهادهای اطلاعاتی ایران که معلوم نیست سرشون کجاست و تنشون کجا، روزنامه نگارهایی مثل هنگامه شهیدی، احسان مازندرانی و مراد سقفی و مدیرهای چنتا کانال تلگرامی سیاسی رو دستگیر و بازداشت کردن. هنگامه شهیدی همین الان در اعتصاب غذا به سر میبره، حال خوشی هم نداره متاسفانه. هنگامه حتی وصیت نامه خودش رو هم به بازجوش داده و اعلام کرده اگر اتفاقی توی این مسیر افتاد، مسئول جونش قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و شخص آقای روحانی است. خیلی تلخ و دردناکه وقتی می‌بینی آدم‌هایی که جاشون توی تحریریه‌ها و فضاهای فرهنگی است، سر از اتاق‌های مخوف بازجویی در می‌آورند.» اول این که ظاهراً فرشید منافی خودش تجربه حضور در اتاق بازجویی را دارد که این گونه توصیفش می‌کند. بعلاوه، چطور به بهانه انتخابات، اینقدر راحت و بدون هیچ دلیل و سندی یک مجرم را بی گناه جلوه می‌دهد و مقابله با او را به جریان انتخابات متصل می‌کند؟! درحالی بازداشت او در شرایط کنونی این گونه مورد انعکاس و بازتاب قرار گرفته است که باید بدانید این نخستین بار نبوده که به دلیل رفتارهای غیرقانونی محاکمه می‌شود. پیش‌تر در سال 1388 و در جریان فتنه تلخ پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با اتهاماتی نظیر اجتماعات غیرقانونی، تبانی به قصد برهم زدن امنیت، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری، بازداشت شد اما با کمک فتنه گرانی مانند مهدی کروبی، با وثیقه ای 90 میلیون تومانی آزاد شد. وی مشاور حوزه زنان مهدی کروبی، یکی از سران فتنه سال 1388 بود و نقشی بسزا در اغتشاشات و آشوب‌های پس از انتخابات برعهده داشت. این سوابق نشان می‌دهد که هنگامه شهیدی، فقط یک روزنامه نگار نبوده که به دلیل فعالیت‌های روزنامه نگاری و خبرنگاری بازداشت شود و از فضای فرهنگی تحریریه! به اتاق بازجویی منتقل شده باشد، بلکه او بارها دود و آتش و خاک فضاهای اجتماعات و اغتشاشات ضد حکومتی را تجربه کرده است. او یک فعال سیاسی است که در سابقه فعالیتش همکاری با عناصر فریب خورده ای مانند مهدی کروبی را تجربه کرده و بازداشت او در شرایط کنونی نیز در راستای همان تجارب است و ربطی به روزنامه نگاری ندارد. اما گویا رادیو فردا هم مانند اربابانش عادت کرده است تا با طرح عنوان روزنامه نگار برای مجرمینی که در ایران بازداشت می‌شوند، از آن‌ها بیگناهانی بسازند که مورد ظلم جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. وقتی کارگران فقط بهانه‌اند! یکی از موضوعاتی که همیشه به عنوان بهانه ای علیه وضعیت داخلی ایران مورد استفاده رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا قرار گرفته است، موضوعات مربوط به کارگران ایرانی است؛ جایی که این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید همواره تلاش کرده است تا خود را مدافع کارگران نشان داده و ان ها را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار دهد. در همین راستا، بارها شاهد این موضوع بوده‌ایم که رادیو فردا با طرح عنوان "کارگر" برای برخی از مجرمین که به دلیل بی قانونی در ایران بازداشت می‌شوند، سیاست‌های خود را دنبال کند اما این بار و در این هفته برخلاف بارهای قبل، آزادی دو مجرم که این عنوان را از رادیو فردا دریافت کرده‌اند، بهانه ای شد تا به وضعیت داخلی ایران حمله ور شود. رادیو فردا در گزارش خود می‌نویسد: «گزارش‌ها از ایران حاکی از آزادی بهنام ابراهیم زاده و واله زمانی، دو فعال کارگری، از زندان است. در سال‌های اخیر، تشکل‌ها و فعالان کارگری تحت فشارهای امنیتی و قضایی قرار داشته‌اند. در این ارتباط، سازمان عفو بین الملل روز شنبه ۱۰ اردیبهشت در بیانیه ای اشاره کرد که شماری از فعالان صنفی از جمله محمود بهشتی لنگرودی، محمدرضا نیکنژاد و مهدی بهلولی، سه عضو سابق یا فعلی هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، محمود صالحی، عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری، داوود رضوی، ابراهیم مددی و رضا شهابی، سه عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، رئیس و عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با خطر زندانی شدن مواجه‌اند. به گفته این سازمان، "تمامی این افراد پس از محاکمه‌های به شدت ناعادلانه در دادگاه‌های انقلاب با اتهاماتی بی اساسی مانند اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت کشور به زندان‌های طولانی مدت ۵ تا ۱۱ سال محکوم شده‌اند." برخوردهای امنیتی و قضایی با کارگران و فعالان کارگری در ایران در شرایطی ادامه دارد که جمهوری اسلامی ایران موافقت خود را با مقاوله نامه‌های سازمان بین الملل کار در مورد آزادی تشکل یابی کارگران ابراز داشته است.» اما سؤال این جاست که چرا در هر شرایطی رادیو فردا تلاش می‌کند تا خود را حامی کارگران ایرانی معرفی کند؟! آیا به راستی نگران وضعیت داخلی کشوران است یا دلش برای انسانیت و وضعیت این قشر می‌سوزد؟! حضور میلیون‌ها کارگر در ایران اسلامی و فعالیت‌های روزانه آن‌ها با همه پستی و بلندی‌ها و مشکلاتی که در حوزه‌های مختلف وجود دارد، یک سمت این ماجراست که هیچ نقشی در این گونه گزارش‌های رسانه‌های ضد ایرانی ندارد و در مقابل آن چیزی که به عنوان کارگری مطرح می‌شود و به بهانه دفاع از حقوق کارگران بازتاب داده می‌شود، حمایت از گروهی است که عنوان کارگر را تنها برای پوشش دادن جرائم و رفتارهای غیرقانونی خود استفاده می‌کنند. رسانه‌های ضد ایرانی با استفاده از امکانات خود و با بازتاب گزارش‌های مختلف سعی می‌کنند تا با طرح عنوان کارگر برای افرادی که هیچ گاه رنج و زحممت یک کارگر را درک نکرده‌اند، از آن‌ها قهرمانانی بسازند که نظام جمهوری اسلامی با ظلم و ستم بسیار، به آن‌ها فشار می‌آورد و وضعیتی غیر قابل تحمل را برایشان ایجاد کرده است. و نکته دیگر هم در رفتار دوگانه رادیو فردا در قبال موضوع کارگران در ایران و غرب ایجاد می‌شود؛ جایی که بازداشت هر مجرمی با استفاده از نام کارگر برای او یک ظلم محسوب می‌شود، اما برخورد خشن پلیس آمریکا در قبال تجمعات اعتراضی کارگران آمریکایی هیچ گاه پوشش داده نمی‌شود! اعتصاب‌ها و اعتراض‌های گسترده کارگری در ایالت‌های مختلف آمریکا چرا حتی یک بار توسط رادیو فردا مورد بازتاب قرار نمی‌گیرد اما حتی آزادی دو مجرم با ادعای کارگر بودن از زندان در ایران بهانه ای برای حمله به نظام جمهوری اسلامی می‌شود؟! آیا ظلم با ظلم و تبعیض با تیعیض فرق می‌کند یا خون این مجرمین کارگرنما از میلیون‌ها کارگر آمریکایی که مورد خشونت آشکار قرار می‌گیرند، رنگین تر است؟! چطور دلسوزی برای مجرمین در ایران اینقدر جدی دنبال می‌شود اما وضعیت اسف بار کارگران مهاجر در آمریکا نادیده گرفته می‌شود؟! بهره برداری رادیو فردا از پرونده قتل مدیر جِم! یکی دیگر از اتفاقاتی که در این هفته به صدر اخبار و گزارشات رسانه‌های مختلفی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تبدیل شد، موضوع قتل مدیر ایرانی شبکه‌های "جم" در ترکیه بود. رادیو فردا در پی پیگیری اخبار مربوط به این قتل با انتشار گزارشی با خبر دادن از پیگیری پرونده قتل مدیر شبکه "جم" توسط وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است تا در کنار این خبر، از سوابق این عنصر منافقین دفاع کند. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در گزارش خود ضمن تمجید از مدیر شبکه‌های "جم" و سوابقش، عنوان می‌کند: «وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد که در حال بررسی پرونده قتل سعید کریمیان، مدیر گروه تلویزیونی جِم، در استانبول از مجاری دیپلماتیک است. به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه، روز دوشنبه، ۱۱ اردیبهشت، گفت از ترکیه خواسته شده تا نتیجه تحقیقات درباره این پرونده هرچه سریع‌تر در اختیار تهران قرار گیرد. یک روز پس از کشته شدن سعید کریمیان، مدیر شبکه تلویزیونی جِم تی‌وی، در شهر استانبول، رسانه‌های ترکیه روز یک‌شنبه جزئیاتی از این سوء قصد منتشر کردند. به نوشته روزنامه حریت، خودروی حامل سعید کریمیان و همراه کویتی‌اش شامگاه شنبه در منطقه "ساری‌یر" استانبول، در بخش اروپایی این شهر، توسط افراد ناشناس به گلوله بسته شد و در پی آن هر دو سرنشین جان باختند. از سوی دیگر، شماری از رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران در ایران با انتشار تصویری از سعید کریمیان در کنار مریم رجوی، او را به همکاری تلویزیونی با سازمان مجاهدین خلق متهم کردند. با این حال این سازمان در بیانیه‌ای ضمن با انتشار عکس اصلی اعلام کرد که رسانه‌های جمهوری اسلامی عکس آقای کریمیان را "بر روی تصویری از یک سناتور بلژیکی در کنار خانم رجوی جایگزین کرده‌اند". سازمان مجاهدین خلق به نوبه خود سوء قصد به سعید کریمیان را به مأموران جمهوری اسلامی نسبت داد، اما هیچ گونه مدرک یا شواهدی در اثبات این ادعا ارائه نکرد. سعید کریمیان ۴۵ سال داشت و یکی از فعالان هنری و رسانه‌ای خارج از کشور به شمار می‌رفت که در بهمن ماه گذشته به صورت غیابی در دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به تحمل شش سال حبس به اتهام "تبلیغ علیه نظام" محکوم شد. گروه شبکه‌های تلویزیونی جم بیش از ۵۰ شبکه تلویزیونی را شامل می‌شود که بیشتر آن‌ها به زبان فارسی است، ولی برخی از آن‌ها هم برنامه‌هایی به زبان‌های کردی، ترکی و عربی پخش می‌کنند. این شبکه‌ها از حدود ۱۰ سال پیش و از طریق ماهواره فعالیت خود را آغاز کردند.» سعید کریمیان مدیر شبکه جم تی‌وی در استانبول به ضرب ۲۷ گلوله توسط افرادی ناشناس کشته شد. اما آیا همه واقعیت‌ها در خصوص این فرد، دوران زندگی و همچنین مرگش به همین راحتی خلاصه می‌شود؟! سعید کریمیان از عناصر منافقی است که سال‌ها ارتباطات نزدیک و همکاری‌هایش با سازمان تروریستی مجاهدین خلق آشکار و گویای سوابق اوست. همکاری‌های صمیمانه‌اش با عربستان سعودی نیز چه قبل از راه اندازی شبکه جم و چه بعد از آن غیر قابل انکار بوده است. شهردار منطقه ساری‌یر استانبول، که شب گذشته قتل سعید کریمیان مدیر مجموعه شبکه‌های تلویزیونی جم در آنجا اتفاق افتاد، به رسانه‌های محلی گفته است که شواهد اولیه پلیس نشان می‌دهد که قتل وی به دلیل اختلافات و با انگیزه‌های مالی صورت گرفته است.  افرادی ناشناس با سد کردن مسیر اتومبیل سعید کریمیان در بخش اروپایی استانبول وی و یک سرنشین دیگر این خودرو را به ضرب گلوله کشتند. گفته می‌شود که نفر دوم یک تاجر کویتی بوده است. کنسول کویت در استانبول تأیید کرده است که همراه کریمیان، محمد متعب شلاحی، یک تاجر کویتی بوده است. آنطور که کنسولگری کویت گفته، سه گلوله به شکم محمد متعب شلاحی اصابت کرده و او در بیمارستان درگذشته است، اما به سعید کریمیان 27 گلوله اصابت کرده و در محل حمله کشته شده است. پیش از این بسیاری از کارمندان و مجریان این شبکه علیه سعید کریمیان به دلیل مسائل مالی و فساد اخلاقی وی افشاگری کرده بودند. پدر کریمیان از اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق بود که در جریان عملیات مرصاد کشته شد و پس از آن سعید کریمیان و خانواده‌اش 8 سال در پادگان اشرف زندگی کردند و با توجه به رابطه ایجاد شده میان آن‌ها و سران رده بالای منافقین، وی با شستشوی مغزی برای فعالیت در راستای اهداف ضد ایرانی آن‌ها آماده شد. وی پس از فعالیت رسانه ای در مالزی، آمریکا و انگلیس که همگی ضد ایرانی بودند، گروه تلویزیونی جم را با هدف فعالیت‌های رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران بنیانگذاری کرد. در خصوص دلیل قتل او نیز که گروهی تلاش می‌کنند تا نظام جمهوری اسلامی را مقصر نشان دهند، اسناد به دست آمده که شهردار استانبول هم بران اذعان داشته است، نشان می‌دهد که فساد مالی سعید کریمیان که در کنار فساد اخلاقی از مؤلفه‌های اصلی شخصیتی او محسوب می‌شود و نزدیکانش از جمله کارکنان مجموعه جم بارها به افشای آن پرداخته‌اند، دلیل این قتل بوده است. کودکانی که گاه قربانی و گاه بهانه‌اند! تحولات عراق یکی از مهم‌ترین رویدادهای خبری این روزهای منطقه و البته جهان است؛ جایی که تروریست‌ها خون مردم بی گناه را در شیشه کرده اما این روزها با موفقیت‌های چشم گیر نیروهای نظامی و مردمی عراق، نفس‌های آخرشان را می‌کشند. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بارها تلاش کرده است تا در کنار حمایت از سیاست‌های غرب در تقویت تروریست‌ها، در ظاهر آن‌ها را بی طرف و حامی صلح نشان دهد و بخصوص هرچه شکست‌های آن‌ها در موصل بیشتر می‌شود، این تلاش‌های رسانه ای برای نشان دادن غرب در مقابل تروریست‌ها و در کنار مردم عراق هم شدت می‌گیرد. در همین راستا، این هفته، رادیو فردا با انتشار گزارشی تصویری به بررسی وضعیت کودکان موصل در بیمارستان این شهر پرداخته است و در حالی که تا چند وقت پیش در مقابل قربانی شدن آن‌ها در چنگال تروریست‌ها سکوت کرده بود، این بار از وضعیت نامناسب درمان آن‌ها در بیمارستان ابراز نگرانی می‌کند. "ایلیا جزایری"، گزارشگر رادیو فردا در توضیح این گزارش تصویری می‌گوید: «تعداد کودکان بیمار در موصل از تعداد تخت‌های بیمارستان بیشتر است. بسیاری از بیمارستان‌های موصل در جنگ میان نیروهای عراقی و شبه‌نظامیان گروه حکومت اسلامی، منهدم یا تخریب شده‌اند. بیمارستان‌هایی هم که بخش‌هایی قابل استفاده دارند، از کمبود امکانات از جمله تخت و دارو، رنج می‌برد. بیمارستان کودکان "ابن الاثیر" موصل، یکی از این بیمارستان‌ها است. تعداد کودکان بیمار از تعداد تخت‌های بیمارستان بیشتر است از همین رو گاهی دو کودک بر روی یک تخت بستری می‌شوند. گاهی هم حتی نصف یک تخت پیدا نمی‌شود و کودک بیمار مجبور می‌شود که روی صندلی بخوابد و مادران عراقی شکوه می‌کنند.» اما چرا رادیو فردا مخاطبین خودش را این قدر ساده می‌پندارد که انتظار دارد با چنین گزارش‌هایی بی طرفی و انسان دوستی این مجموعه را بپذیرند؟! چطور وقتی کودکان موصل یک به یک و حتی در گروه‌های ده‌ها نفری، قربانی وحشی گری های تروریست‌هایی می‌شدند که تحت حمایت‌های همه جانبه اربابان رادیو فردا قرار دارند، این به اصطلاح رسانه فقط سکوت پیشه کرد؟! چگونه وقتی حتی همین امکانات کم درمانی و بیمارستان محدود موصل توسط تروریست‌های مورد حمایت غرب هدف حمله قرار می‌گرفت و ویران می‌شد، رادیو فردا دلسوزی‌اش برای بیماران و مردم این منطقه بروز نمی‌کرد و حرفی در اعتراض به این حملات نمی‌زد؟! مگر کودکانی که امروز در همین بیمارستان موصل بجای تخت بر روی صندلی مداوا می‌شوند، همان کودکانی نیستند که تا چند وقت پیش در اسارت تروریست‌های داعشی گرفتار بودند و انتظار این را می‌کشیدند که مانند دیگر همبازیانشان زمان اعدامشان فرا برسد؟! آیا کمبود دارو در بیمارستان موصل، کمبود تخت و دیگر امکانات درمانی، کمبود پزشک و پرستار و ... هیچ ربطی به فعالیت تروریست‌هایی ندارد که آمریکا و متحدانش آن‌ها را ایجاد، تقویت و هدایت می‌کنند؟! آیا اصلاً اگر این تروریست‌ها نبودند و جنایاتشان به این حد فراگیر و وحشیانه نبود، این حجم و تعداد بالای کودکان مصدوم و نیازمند به درمان را در موصل مشاهده می‌کردیم که اکنون تخت درمانی برای آن‌ها کم بیاید؟! تکرار بهانه‌های تکراری در رادیو فردا در چندین شماره قبل این مجله هفتگی به کمبود بهانه ای که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران بخصوص در حوزه حقوق بشر با آن مواجه شده است پرداختیم اما این هفته بار دیگر فعالیت‌های این رسانه فارسیی زبان اثبات کننده بحرانی عمیقی است که در این حوزه با آن مواجه است. هفته گذشته به بررسی موضوعی پرداختیم که رادیو فردا از طریق برنامه حقوق بشری "دریچه" در مورد وضعیت اعدام در ایران مطرح کرده بود اما این هفته نیز، "دریچه" در تکراری غیر قابل انکار و بدون توجیه، باز هم به سراغ موضوع "اعدام" رفته و سعی کرده است تا با استفاده از تکرار این بهانه تکراری، نظام جمهوری اسلامی را در حوزه حقوق بشر محکوم کند. "مهتاب وحیدی راد" مجری دریچه در این خصوص می‌گوید: «ایران بار دیگر پس از چین در صدر فهرست کشورهایی با بیشترین تعداد اعدام‌ها در جهان قرار گرفت. در گزارش سالانه عفو بین الملل که روز سه شنبه منتشر شد، چین، ایران، عربستان، عراق و پاکستان، پنج کشور اول جهان از نظر آمار بالای اعدام معرفی شدند. بر اساس این گزارش در سال گذشته میلادی به جز اعدام‌های در چین، یک هزار و سی و دو تن در جهان اعدام شدند که 55 درصد این تعداد در ایران بوده است. تعداد اعدام‌ها در چین مشخص نیست، زیرا این کشور شمار اعدام‌های خود را اعلام نمی‌کند. اما پس از چین، ایران مانند سال‌های گذشته در رتبه دوم قرار گرفت. در سال 2016 میلادی دست کم 567 نفر در ایران اعدام شدند که این تعداد نیمی از تعداد کل اعدام‌های ثبت شده در سراسر جهان و سه و نیم برابر تعداد اعدام‌ها در عربستان سعودی است.» جالب است بدانید که بر اساس اذعان مجری و میهمان خود این برنامه تنها 96 مورد از تعداد 567 اعدامی که در خصوص کشورمان ادعا می‌شود، تأیید شده هستند و مابقی بر اساس گزارش‌های غیر رسمی و نامعتبر جمع آوری شده‌اند که این خود اثباتی بر تنها بهانه بودن این موضوع برای تداوم سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی است. کمبود بهانه به قدری برای رادیو فردا و امثال این رسانه ضد ایرانی محسوس و شدید شده است که هر روز می‌توان تعداد مشخص و ثابتی از موضوعاتی را مشاهده کرد که در فعالیت‌های آن‌ها علیه کشورمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. این رسانه‌های غربی در شرایطی تلاش می‌کنند تا با طرح موضوع اعدام برخی مجرمین در ایران خود را حامی حقوق بشر معرفی کنند که یادشان می‌رود حقوق بشر قط به چند مجرم اختصاص نداشته و سایر ساکنین جهان نیز جزو بشر محسوب می‌شوند. سکوت‌های معنادار این مجموعه در قبال مردمی که هر روز در نقاط مختلف این جهان قربانی سیاست‌های استعماری ایالات متحده آمریکا و دوستان نزدیکش می‌شوند، پوچی نگاه امثال رادیو فردا به موضوع حقوق بشر را برملا می‌کند. اعدام 96 مجرم با جرم مشخص در ایران بر اساس قوانین اسلامی، ثابت و رسمی در یک سرزمین این گونه بازتاب خبری داده می‌شود اما مرگ هزاران بیگناه در یمن، سوریه، افغانستان و ... از هیچ اهمیتی برای این گونه ابزارهای رسانه ای غربی برخوردار نیست و این همان واقعیتی است که رادیو فردا نمی‌تواند با برنامه سازی آن را پنهان نگاه دارد. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و هفتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از اردیبهشت ماه 1396 (08 الی 15 اردیبهشت ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 07 May 2017 05:52:31 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23422/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 146) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23421/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از اردیبهشت سال جاری نیز پشت سر گذاشته شده است و اخبار مختلف در حوزه‌های مختلف و رویدادهایی متفاوت به گونه ای توسط رسانه‌های مختلف ضد ایرانی مانند رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در راستای دشمنی با جمهوری اسلامی مورد انعکاس قرار گرفتند. در پی همین بهره برداری‌های جهت دار ضد ایرانی از اخبار مختلف، رادیو دیروز تلاش کرده است با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را در بازه رمانی هفت روزه مورد بررسی قرار داده و واقعیت‌ها را برای مخاطبین خود بازگو نماید. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از اردیبهشت ماه سال 1396 (01 الی 07 اردیبهشت ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل دروغ‌های غربی برای بازسازی سوریه، تلاش برای ایجاد فاصله میان روسیه و مقابله با تروریست‌ها، معرفی ایران به عنوان عامل ناامنی منطقه، بازتاب هشدار اسرائیل به جهانیان علیه ایران، تداوم خیانت‌های ضد ایرانی منافقین، تکرار دلسوزی برای بهائیت، فریاد اعدام در ایران و سکوت در برابر قتل عام آمریکا در جهان و ... را مورد مشاهده نمایید. رادیو فردا و رویای غرب برای بازسازی سوریه! بارها در هفته‌های پیش به وضعیت فعلی سوریه و جنایت‌هایی که تروریست‌های تحت حامی غرب و وهابیت در این کشور مرتکب می‌شوند، پرداخته‌ایم و دیدیم که چگونه غرب و عربستان سعودی دست به دست هم دادند تا با ایجاد و تقویت تروریست‌ها، سوریه را به ویرانه ای بزرگ تبدیل کنند. اما در این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا گزارشی را منتشر کرده است که از تلاش و برنامه‌های غرب برای بازسازی سوریه و بازگرداندن صلح به این کشور خبر می‌دهد. سال‌هاست آشکارا و بدون هیچ پنهان کاری ایالات متحده آمریکا، انگلیس و دیگر متحدانشان به طور همه جانبه، هم در حوزه نظامی و تجهیزاتی، هم در حوزه انتقال آموزش‌های نظامی، هم در حوزه تأمین منابع مالی و همچنین در حوزه سیاسی، پشتیبان و حامی تروریست‌هایی هستند که با جنایت‌های غیر انسانی‌شان در جای جای سوریه، این کشور که پیش از ان یکی از زیباترین کشورهای منطقه بود را با خاک یکسان کرده و به نابودی کشانده‌اند. مقایسه تصاویر نقاط مختلف سوریه قبل از فعالیت تروریست‌ها و بعد از ان، اشک را از چشمان انسان جاری می‌سازد و نشان دهنده عمق فاجعه ایست که غرب فرمانده آن بوده است. همین آمریکا و متحدان غربی‌اش از طریق مرز ترکیه، مواد شیمیایی ازم برای تسلیحات شیمیایی را در اختیار ترویست ها قرار دادند تا در نهایت خشونت را در سوریه به اوج برسانند. همین غرب در پشت میزهای مذاکره برای بازگشت صلح و آرامش به سوریه، بجای این که در مقابل تروریست‌ها قرار بگیرند، در کنارشان بوده و به ادعای خودشان به دنبال احقاق حقوق از دست رفته این حیوان صفتان هستند؛ اما کدام حقوق؟! آیا می‌شود هم نگران حقوق تروریست‌ها بود و هم دم از برنامه ریزی برای ایجاد صلح برای مردم سوریه زد؟! آیا مردم سوریه که با گوشت و پوست و جان خود جنایات تروریست‌ها و اثرات حمایت‌های غرب از این جنایتکاران را لمس و درک کرده‌اند، امروز این ادعاهای دروغین را می‌پذیرند؟! آیا می‌شود در بودجه رسمی خود، برای تجهیز و حمایت از تروریست‌هایی که ویرانی و نابودی را به سوریه اضافه می‌کنند، بخشی را آشکارا تعیین کرد، و بعد در کمال وقاحت ادعا کرد که دوستدار مردم سوریه هستی؟! در نهایت سؤال این جاست که چرا رادیو فردا پافشاری می‌کند تا دروغ‌هایی عجیب را به مخاطبینش بقبولاند؟! تلاش برای ایجاد شکاف میان روسیه و سوریه یکی از موضوعاتی که چند وقت اخیر علاوه بر حضور ایران در کنار مردم سوریه، توانسته است به شکست تروریست‌های فعال در این کشور کمک شایانی کند، همکاری‌های روسیه به دولت بشار أسد و مردم سوریه است. روسیه و ایران در سوریه بر خلاف کشورهای غربی که ادعای مبارزه با تروریسم داشته اما در عمل از آن‌ها حمایت می‌کنند، مبارزه با تروریسم را به طور جدی و واقعی پیاده کرده‌اند و همین امر باعث بهم ریخته شدن برنامه‌های غرب برای آینده سوریه بوده که تحمل آن برایشان سخت بوده است و رادیو فردا در همین راستا، با انتشار گزارشی به تلاش برای ایجاد فاصله میان روسیه و دولت سوریه پرداخته است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود با طرح این آرزو در عنوان خود که «سرانجام روسیه، بشار اسد را قربانی خواهد کرد»، می‌نویسد: «دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا می‌گوید که: " ایالات متحده و روسیه با یکدیگر کنار نمی‌آیند و روابط دوجانبه شاید در پایین‌ترین حد ممکن است". آقای ترامپ این مطلب را روز چهارشنبه ۲۳ فروردین در نشست خبری مشترک با دبیر کل پیمان ناتو در واشینگتن بیان کرد و این به هنگامی بود که گفتگوهای رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا با ولادیمیر پوتین رییس جمهوری و سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه، بی‌هیچ توافق و تفاهم مهمی بویژه در موضوع سوریه، پایان گرفت. در واشینگتن، مقامات و تحلیل گران آمریکایی هم می گویند که مذاکرات مسکو در بهبود روابط تیره دو کشور تأثیر اندکی داشته است. آقای تیلرسون روز چهارشنبه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای روسی خود گفت: "طی دو سال گذشته، مواردی از اقدامات متقابل، نشانگر نارضایتی دو کشور بوده؛ از اینرو لازم است تا به این فروریزی اعتماد بین دو کشور پایان داده شود که بتوان به مهم‌ترین مسائل پرداخت". در مسکو دیم‌تری پسکوف سخنگوی کاخ ریاست جمهوری روسیه هم گفتگوهای رییس دیپلماسی آمریکا را در مسکو " نسبتاً " سازنده توصیف کرد. آقای نوربخش استاد روابط بین الملل در دانشگاه هریسبرگ پنسیلوانیا می‌گوید که سرانجام دراین ماجرا، روسیه، بشار اسد را قربانی خواهد کرد: " اگر نهایتاً، روسیه تصمیم بگیرد که در دفاع از منافع خودش - که یکی از اجزای مهم آن وضعیت اقتصادی روسیه محسوب می‌شود – مجبور به کنار آمدن [با آمریکا] بشود، بدون شک بر سر سوریه معامله خواهد کرد و من این مطلب را سال‌ها یادآور شده‌ام که برسر ایران هم معامله خواهد کرد. در حقیقت روسیه کشوری نیست که در آن بشود به پوتین اعتماد و اطمینان کرد، دولت روسیه یکی از فاسدترین نظام‌های دنیاست". این استاد روابط بین الملل می‌افزاید: " من سخت براین باور هستم که بهر حال طی چند هفته و یا چند ماه آینده مشخص خواهد شد که روند حرکت، بکدام سوست، اما هرگز روسیه خود را در مقابل آمریکا قرار نخواهد داد بخاطر آن که در شرایط فعلی نه بنیه مالی آن را دارد و نه بینه سیاسی‌اش را؛ این است که اصولاً اگر بنا بشود که [روسیه] معامله‌ای بکند یعنی بجایی برسد که منافع خودش را سخت در خطر ببیند، نه تنها برسر سوریه که برسر ایران هم معامله خواهد کرد".» اما آیا این فضاسازی می‌تواند واقعیت را در سوریه تغییر دهد؟! دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین تنها چند روز پیش بار دیگر بر تداوم همکاری‌های روسیه و دولت سوریه در مسیر مبارزه با تروریست‌ها تأکید نمود و گفت: " روسیه به عملیات نظامی در حمایت از ارتش سوریه با وجود حادثه روی داده در ادلب ادامه می‌دهد. روسیه و نیروی هوایی در راستای حمایت از عملیات ضد تروریسم ارتش سوریه، تا آزادی کامل این کشور از اشغال تروریست‌ها، به عملیات نظامی خود در این کشور ادامه خواهند داد. به عنوان طرحی برای کرملین، مبارزه قاطع علیه تروریسم که رئیس جمهور روسیه سال‌ها آن را دنبال کرده است، ادامه خواهد یافت. ما بارها گفته‌ایم که همکاری‌های بین‌المللی در راستای مبارزه با تروریسم بسیار کم است و روسیه مقصر این مسئله نیست اما با این وجود روسیه مصمم به ادامه تلاش‌ها در مبارزه با تروریسم است." ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه نیز در پیامی خطاب به بشار أسد، همتای خود در سوریه به مناسبت روز استقلال این کشور، تأکید کرد: "موضع روسیه همواره بر اساس حل مسالمت آمیز بحران سوریه است. مسکو خواستار یکپارچگی تمامی سوری‌ها برای مبارزه با تروریسم است. روسیه از حاکمیت سوریه و تمامیت ارضی این کشور حمایت می‌کند." وقتی ایران عامل ناامنی در منطقه است! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی دیگر از گزارش‌های این هفته باز هم به تحولات منطقه خاورمیانه پرداخته و طبق معمول تلاش کرده است تا در راستای اهداف و نظرات اربابانش، جمهوری اسلامی ایران را عامل ناامنی در منطقه معرفی کند. رادیو فردا در این گزارش با پرداختن به اظهارات ضد ایرانی وزیر دفاع آمریکا ایران را عامل بی ثباتی خاورمیانه معرفی کرده و همه نقش‌های مختلف ایالات متحده در این جریان را نه تنها مخفی نموده، بلکه آمریکا را ناجی و دلسوز به تصویر می‌کشد. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارش خود می‌نویسد: «وزیر دفاع آمریکا اطمینان داد که در صورت دستیابی به راه‌حلی برای جنگ یمن، نفوذ ایران در منطقه نیز از بین خواهد رفت. به گزارش خبرگزاری رویترز، ژنرال جیمز متیس که به منظور دیدار با مقامات عربستان سعودی به ریاض سفر کرده است، روز چهارشنبه ۳۰ فروردین در جمع خبرنگاران اظهار داشت: "در هر جای منطقه که مشکلی وجود دارد، دست ایران در کار است". وی سپس تاکید کرد: "ما باید تلاش‌های ایران برای بی‌ثبات کردن کشورهای دیگر و اقدامات آن برای تشکیل گروه‌های دیگر شبه‌نظامی با الگوبرداری از حزب‌الله لبنان را خنثی کنیم. در نهایت باید بگویم که ما در مسیر درستی قرار داریم"».   درحالی آمریکا ایران را عامل ناامنی در منطقه می‌داند که سوریه، لبنان، یمن و بحرین، صحنه جنگ افروزی و قدرت طلبی‌های آل سعود، آمریکا و اسرائیل شده است.  برای اشاره به جنگ افروزی های عربستان باید اشاره کرد که جنگ داخلی یمن تاکنون دست‌کم ۱۰ هزار کشته بر جای گذاشته و به آوارگی بیش از سه میلیون نفر منجر شده است. میلیون‌ها یمنی نیز در معرض گرسنگی و قحطی قرار دارند. در همین حال واشینگتن تلاش می‌کند با افزایش کمک‌های نظامی بیشتر به عربستان سعودی «برای غلبه بر شورشیان حوثی به این جنگ سه ساله پایان دهد».  در حالی رادیو فردا انقلابیون حوثی را «شورشی» می‌خواند که بخش عمده ای از یمن در دست حوثی‌ها است و عربستان با ماجراجویی تلاش می‌کند رئیس جمهوری فراری این کشور را مجدداً به عرصه قدرت برگرداند و در این راستا به مردم مظلوم یمن، حمله نظامی کرده است.   اما مقامات کاخ سفید قصد دارند با افزایش کمک‌های نظامی به ریاض به آن‌ها کمک کنند که فشار بیشتری بر انقلابیون حوثی بیاورد و بدین ترتیب آن‌ها را وادار کند که مذاکرات صلح (تحمیل رئیس جمهور فراری) را از سر بگیرند. گزارش آسوشیتدپرس به نام این مقامات کاخ سفید اشاره نمی‌کند و از قول آن‌ها همچنین می‌نویسد که افزایش کمک‌های نظامی به عربستان شامل اعزام نیروهای آمریکایی برای مشارکت در جنگ نخواهد شد. آمریکا هم‌اکنون در رابطه با جنگ یمن به عربستان سعودی کمک‌های اطلاعاتی می‌دهد. حال باید پرسید که آیا ایران موجب ناامنی در منطقه است یا عربستان و یا آمریکا؟!!! توصیه‌های اسرائیلی برای جهان! رژیم اشغالگر صهیونیستی و آثار جنایاتشان نه تنها در فلسطین، بلکه در سراسر دنیا را به خوبی می‌شناسیم و می دانیم که هرجا منافعشان ایجاب کند، به راحتی از انسانیت عبور می‌کنند و همچنین دشمنی اسرائیل با نظام جمهوری اسلامی ایران نیز کاملاً اثبات شده است؛ زیرا تنها کشوری که رسماً و قاطعانه با ظلم صهیونیست مقابله می‌کند، ایران اسلامی است. در همین راستا، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا این هفته با انتشار گزارشی به بلندگوی اسرائیل تبدیل شده و اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم اشغالگر در مورد هشدار به جهانیان از خطر جمهوری اسلامی ایران را به طور ویژه بازتاب داده است. رادیو فردا بار دیگر ایران را به تلاش برای تولید سلاح اتمی متهم کرده و می‌نویسد: «بینیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در گفت‌وگویی با شبکه خبری فاکس با دیگر در مورد احتمال دستیابی ایران به سلاح‌های اتمی هشدار داد و تأکید کرد که خسارت ناشی از این موضوع "جبران‌ناپذیر" است. در گفت‌وگوی اختصاصی جمعه‌شب با شبکه خبری فاکس، نخست‌وزیر اسرائیل تصریح کرد که مشکلش با ایران، صرفاً نقض احتمالی توافق هسته‌ای نیست بلکه حتی اگر ایران این توافق را نقض نکند باز هم پس از ۱۲ سال می‌تواند "آزادانه" به غنی‌سازی اورانیوم بپردازد. آقای نتاینیاهو که کشورش در روزهای اخیر میزبان وزیر دفاع آمریکا بود، حکومت ایران را یک "حکومت اسلام‌گرای تروریستی" توصیف کرد که خسارت ناشی از دسترسی آن به سلاح هسته‌ای "جبران ناپذیر" است، و تأکید کرد "ما نمی‌توانیم اجازه دهیم چنین چیزی اتفاق بیفتد". سخنان نخست‌وزیر اسرائیل که از ابتدای مذاکرات برای دستیابی به توافق هسته‌ای با تهران از مخالفان سرسخت آن بوده، تنها یک روز پس از آن بیان شده که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، ایران را متهم کرد که به "روح توافق هسته‌ای" پایبند نیست و تأکید کرد که دولتش به طور دقیق سرگرم بررسی این موضوع است. آقای ترامپ پنجشنبه‌شب بار دیگر تأکید کرد که توافق هسته‌ای با ایران توافقی بسیار بد است که نباید از ابتدا امضا می‌شد و ایران به اقداماتش "زیان‌های فوق‌العاده‌ای" به توافق امضا شده وارد می‌کند.» اما آیا اسرائیل در جایگاهی قرار دارد که بتواند بخصوص در مسئله فعالیت نظامی هسته ای و گسترش تسلیحات اتمی در جهان، علیه یک کشور دیگر موضع گیری کرده و به جهان هشدار دهد؟! این رژیم تا کنون هیچ گونه از معاهدات مربوط به کنترل فعالیت‌های هسته ای یا منع تولید و استفاده از تسلیحات اتمی و کشتار جمعی را نپذیرفته است و به اذعان مقامات ارشد آژانس بین المللی انرژی اتمی، این مجموعه هیچ نظارتی بر فعالیت‌های هسته ای اسرائیل نداشته و ندارد. با همه این وجود اسرائیل از دهه 50 میلادی فعالیت‌های هسته ای خود را آغاز کرده و از همان ابتدا به دنبال استفاده نظامی از این انرژی بوده است؛ امروزه با وجود این که هیچ گونه آمار دقیقی از تعداد کلاهک‌های هسته ای تولید و انبار شده توسط رژیم صهیونیستی وجود ندارد، اما تعداد بمب‌های اتم این رژیم را بالای 400 عدد تخمین زده‌اند. مودیچائی وانونا افشاکننده برنامه هسته ای اسرائیل، در این باره و در سال 1986 میلادی اذعان نموده است که "اسراییل سالیانه 40 کیلوگرم پلوتونیوم تولید می‌کند و بین 100 تا 200 سلاح مختلف هسته‌ای تولید کرده است." با توجه به موارد فوق، سؤال ابتدایی را بار دیگر طرح می‌کنیم؛ آیا با چنین سابقه ای، رژیم صهیونیستی، صلاحیت ابراز نگرانی در خصوص فعالیت‌های هسته ای جمهوری اسلامی ایران که هم آژانس بین المللی انرژی اتمی و هم سازمان ملل متحد و همچنین مقامات مختلف غربی بر صحت و صلح آمیز بودن آن بارها اذعان داشته‌اند، داراست؟! منافقینی که دست از خیانت برنمی دارند! یکی دیگر از موضوعاتی که سال‌هاست با آن مواجه هستیم، خیانت‌های غیر قابل انکار منافقین علیه ملت ایران است که از اوایل انقلاب گرفته تا دوران هشت ساله دفاع مقدس و تا امروز به شکل‌های مختلف شاهدش بوده و هستیم. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی که این هفته منتشر کرده است، از تداوم این گونه خیانت‌های منافقین علیه ایران و همکاری آن‌ها با غرب در پرونده سازی علیه کشورمان خبر داده است. همانطور که می دانید، منافقین همواره یکی از منابع و بهانه‌های خبری رادیو فردا در گزارش‌های ضد ایرانی بوده‌اند که اینبار هم تلاش کرده است تا از آن‌ها در حمله به فعالیت‌های هسته ای کشورمان بهره برداری کند و به همین دلیل می‌نویسد: «یک عضو ارشد سازمان مجاهدین خلق روز جمعه اول اردیبهشت در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشینگتن مدعی شد که جمهوری اسلامی ایران به رغم توافق برجام، به طور پنهانی برنامه تسلیحات اتمی خود را پیش می‌برد. علیرضا جعفرزاده از مسئولان دفتر نمایندگی سازمان مجاهدین در واشینگتن گفت که ایران در محوطه جدیدی در مجتمع نظامی پارچین و تحت پوشش "سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی" موسوم به "سپند" فعالیت‌های مربوط به تولید تسلیحات هسته‌ای را ادامه می‌دهد. به گفته وی، مرکز کنترل پروژه اتمی حکومت ایران که مسئولیت طراحی بمب اتمی را برعهده دارد، به رغم توافق با پنج قدرت بزرگ جهان به فعالیت خود ادامه داده است. این مقام سازمان مجاهدین در گفت‌وگوی اختصاصی به رادیو فردا گفت که جزییات این فعالیت‌های مخفی دولت ایران را در اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دولت آمریکا قرار داده است.» منافقین یا همان مجاهدین خلق، سازمانی تروریستی طرد شده از ایران هستند که با خیانت‌هایشان در طول سال‌های فعالیت خود برای دشمنان ملت ایران دم تکان داده‌اند؛ ارتباطات و همکاری‌های ضد ایرانی آن‌ها با صدام، دیکتاتور اسبق عراق، رژیم اشغالگر صهیونیستی، ایالات متحده آمریکا، آل سعود و حتی داعش، کاملاً اثبات شده است و همین خوش خدمتی‌ها نیز باعث شده تا علیرغم غیر قابل انکار بودن ذات تروریستی این سازمان، آمریکا و کاخ سفید نام آن‌ها را از لیست گروه‌های تروریستی خارج سازد. در جریان پرونده هسته ای ایران نیز از همان آغازین روزهای حملات سیاسی و اقتصادی غرب به کشورمان شاهد نقش آفرینی منافقین بوده‌ایم؛ بزرگ‌ترین روزنامه نگاران جهان و حتی آمریکایی اذعان داشته‌اند که جزئیات پرونده هسته ای ایران که سال‌ها پیش به دست غرب افتاد، ساخته سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) است که در یک همکاری نزدیک با سازمان مجاهدین خلق به دست آورده است. نقش آن‌ها و این همکاری در ترور دانشمندان هسته ای کشورمان نیز به امری کاملاً اثبات شده تبدیل شده است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. نامه خائنانه آن‌ها به دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در روزهای نخست پیروزی‌اش در انتخابات این کشور مبنی بر لزوم اعمال تحریم‌های بیشتر علیه کشورمان نیز واقعیت‌های این سازمان تروریستی و میزان دشمنی‌اش با ایران و ایرانی را بیش از پیش برملا ساخته است. با همه این وجود، اکنون نیز تلاش می‌کنند تا با دروغ پردازی‌هایی حول موضوع فعالیت‌های هسته ای کشورمان، از جمله در تأسیسات پارچین که پیش‌تر بارها و بارها توسط بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی مورد بررسی قرار گرفته‌اند، بهانه را برای اعمال تحریم‌های ضد ایرانی مورد علاقه و تأکیدشان توسط غرب مهیا سازند. هرچند نهادهای بین المللی از جمله آژانس انرژی اتمی بارها بر صحت فعالیت‌های هسته ای کشورمان و پایبندی ایران به اصول مد نظر تأکید و اذعان نموده‌اند. حمایتی دوباره از بهائیت! در بالا به خیانت‌های منافقیت علیه ملت ایران پرداختیم و دیدیم که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا چگونه تلاش می‌کند تا از این خیانت‌ها به عنوان بهانه‌هایی برای حمله رسانه ای به کشورمان بهره برداری کند. اما گروه دیگری که در راستای منافقین، خائنانه تبدیل به بهانه‌هایی برای رادیو فردا در فعالیت‌های ضد ایرانی شده‌اند، بهائیان هستند که به تکرار و به شکل‌های مختلف توسط این رسانه آمریکایی مظلوم جلوه داده شده و از آن‌ها در برابر ظلم بی حد نظام جمهوری اسلامی دفاع می‌شود. رادیو فردا در یکی از برنامه‌های "دریچه" که به وضعیت حقوق بشر در ایران می‌پردازد، به سراغ یکی از تکراری‌ترین بهانه‌های ضد ایرانی خود در حوزه حقوق بشر رفته و با طرح خبر بازداشت چند بهائی، ضمن حمایت از آن‌ها و ترسیم چهره یک مظلوم واقعی از این مجرمین، نظام جمهوری اسلامی را دیکتاتوری ظالم و ستمگر معرفی کرده و از نقض آزادی و حقوق اولیه بهائیان در ایران گلایه می‌کند. "مهتاب وحیدی‌راد" گوینده برنامه "دریچه" در این رابطه می‌گوید: «منابع بهایی از بازداشت 8 شهروند بهایی در بندرعباس، قشم و شیرازخبر دادند. از علت بازداشتشان علتی در دست نیست. سه هفته پیش هم پنج شهروند بهایی دیگر در اصفهان بازداشت شدند. سعید پورمرادیان، همسر مهناز جان نثار، یکی از بهائیان بازداشت شده می‌گوید: "اتهاماتی مثل اقدام علیه امنیت ملی رو به ما گفتند ولی نحوه بازداشتشون خیلی برای ما سنگین بود. البته من نبودم ولی موقعی که اومدم دیدن خونه واقعاً ریخته بود به هم. عکسایی که مربوط به اماکن مقدسمون بود رو برده بودن، کتاب‌ها، دفترچه‌های حساب بانکی و کارت هاش. اینقدر محیط وحشتناک ریخته بود به هم که من نمی تونم دقیقاً تشخیص بدم چی ها رو بردن ولی به خونه های دوستای دیگه هم که مراجعه کردن به همین نحو بوده. اینا هیچ گونه اطلاعاتی رو در اختیار ما نمی ذارن و فقط تونستم من مقداری لباس و دارو ببرم و دیروز هم خانمم دو دقیقه با من صحبت کرد ولی میگم روزها باید بگذره تا ما بفهمیم علت چی بوده و چی میخواد براشون اتفاق بیفته." عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران اسفند ماه گذشته در اولین گزارشش با انتقاد از آن چه تبعیض‌های گسترده علیه بهائیان خواند، اعلام کرد که 90 شهروند بهایی به دلایل عقیدتی در ایران زندانی‌اند.» مظلوم نمایی برای قشری که سال‌هاست به خیانت علیه کشور و مردمانشان عادت کرده‌اند، شاید بتواند نهادهای غربی حامی آنان را تحریک کند تا همچنان به این بهانه به ایران اسلامی حمله کنند اما واقعیت‌ها را تغییر نمی‌دهد. ارتباط نزدیک و پیوند برادری میان صهیونیست و بهائیت یکی از این واقعیت‌هاست که غیر قابل انکار است؛ رفتارهای بهائیان بازداشت شده در داخل ایران در راستای همکاری ضد ایرانی با اسرائیل که دشمن قسم خورده ملت ایران است، اگر بدون پاسخ بماند قطعاً پذیرفته شده نیست. بهائیانی که از سال‌ها پیش همواره در هر گونه و شیوه ای از جرم و جنایت دخیل بوده‌اند، از تلاش برنامه ریزی شده برای گسترش فساد و فحشا در کشور گرفته تا قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، سرقت‌های کلان، قتل بیگناهان، ایجاد آشوب و اغتشاش و فتنه و البته جاسوسی علیه کشورمان و برای رژیم اشغالگر صهیونیستی که هم در زمان پهلوی و هم اکنون شاهد آن بوده‌ایم، همواره توسط بهائیان شکل گرفته است. اما با همه این وجود، هیچ گاه دلیل بازداشت افراد اعتقاد دینی و عنوان بهائی بودن نبوده و نیست؛ هرچند بهائیت فرقه ای شیطانی و خودساخته است و با سابقه‌اش معنایی جز جنایت ندارد. غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در همین راستا به صراحت تأکید می‌کند: "هیچ فردی صرف داشتن عقیده و یا نظری بازداشت نمی‌شود چراکه در این صورت بسیاری از بهاییان نیز باید مورد بازداشت قرار می‌گرفتند. ممکن است حتی یک مسلمان و شیعه نیز مرتکب جرمی شده و دستگیر شوند بنابراین باید میان این دو تفاوت قائل شد. در این مورد نیز ممکن است طی سالیانی عده‌ای بهاییان مرتکب جرائمی شده باشند و یا حتی گاهی اتهام آن‌ها ثابت نشده و تبرئه شوند پس صرف بهایی بودن کسی دستگیر نمی‌شود. زشتی اعدام و زیبایی قتل عام در نگاه رادیو فردا! یکی دیگر از موضوعاتی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی دیگر از برنامه‌های "دریچه" به آن پرداخت و تلاش کرد تا با طرح آن وضعیت حقوق بشر در ایران را بحرانی جلوه دهد، موضوع "اعدام" برخی مجرمین در کشورمان و طرح آمارهایی غیر واقعی برای آن است. مجری این برنامه رادیو فردا در توضیح ادعای خود این گونه می‌گوید: «به گزارش منابع رسمی در ایران در اسفند ماه گذشته دست کم 22 تن در ایران اعدام شدند. در شهرهای ساری، مشهد، مراغه، نیشابور، رشت، قزوین، یزد، کرمانشاه، شیراز، سمنان و تهران، به اتهام قاچاق مواد مخدر و قتل. روند اعدام‌ها در ایران در حالی ادامه دارد که مدافعان حقوق بشر از شمار اعدام‌ها در ایران و روند دادرسی‌هایی که منجر به صدور حکم اعدام می‌شود انتقاد می‌کنند. محمود امیری مقدم رئیس سازمان حقوق بشر ایران در اسلو که اخبار مربوط به اعدام‌ها در ایران را پیگیری و منتشر می‌کند درباره روند دادرسی‌ها می‌گوید: "دادگاه‌های انقلاب مسئول 64 درصد همه اعدام‌های سال گذشته بودند و تقریباً همه کسانی که به پرونده‌هایشان دسترسی داشتیم یا با خودشان صحبت کردیم، قبل از اعدام، در محاکمات خیلی کوتاه و چند دقیقه ای به اعدام محکوم شدند و در همه این موارد صحبت از اعتراف زیر شکنجه وجود داره و این که وکیل انتخابی نداشتند و در دوره قبل از محاکمه اکثر اوقات حتی وکیل تسخیری دسترسی به پرونده این افراد نداشته."» اما چرا برنامه "دریچه" و رادیو فردا به این میزان و با این تکرار بالا به موضوع "اعدام" در جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد؟! آیا بهانه دیگری برای سیاه نمایی ضد ایرانی ندارد؟! آیا موضوع اعدام چند مجرم به واقع برای حقوق بشر خطرناک است و این برنامه بر اساس دلسوزی برای بشریت به این موضوع می‌پردازد؟! برای یافتن پاسخ این سؤالات ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که آیا جان انسان‌ها با یکدیگر از ارزش متفاوتی برخوردار است؟! آیا یک مجرم که مرتکب قتل شده است جانی با ارزش تر از کودکی بی گناه دارد که ظالمانه به قتل می‌رسد؟! رادیو فردا و برنامه "دریچه" مدت‌هاست تلاش می‌کنند تا با بازتاب خبر اعدام‌ها در ایران و بزرگنمایی و سیاه نمایی شدید در قبال آن، واقعیت‌های تلخ علیه بشریت را از دید مخاطبین خود دور نگاه دارند و به خیال خودشان با یک تیز دو نشان را هدف بگیرند؛ به عبارتی هم تخریب چهره جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار دهند و هم جنایت‌های ضد بشری اربابانشان را از دید مخاطبینشان مخفی نگاه دارند؛ اما آیا این روش کارساز است؟! امروزه همه معنای حقیقی نقض حقوق بشر را درک می‌کنند و می‌دانند که با طرح دلسوزی برای چند مجرم اعدامی در ایران نمی‌شود قتل‌های پنهانی هزاران بی گناه در یمن، سوریه، فلسطین، افغانستان، عراق، ویتنام، ژاپن، پاکستان و حتی ایران و بالاتر از آن در داخل خاک خود آمریکا را همواره مخفی نگاه داشت و بر آن مُهر تأیید کوبید. واقعیت این است که ایالات متحده آمریکا از داخل خاک خود و علیه مردمان خود گرفته تا جای جای این کُره خاکی بشریت و حقوق انسان‌ها را به شکل‌های مختلف نادیده می‌گیرد و در این بین بازهم خود آن‌ها و ابزارهای رسانه ایشان هستند که با وقاحت تمام مدعی دفاع از انسانیت می‌شوند و یادشان می‌رود که مردم می‌فهمند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از اردیبهشت ماه 1396 (01 الی 07 اردیبهشت ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 28 Apr 2017 04:56:00 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23421/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 145) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23374/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          فروردین ماه سال 1396 نیز با همه بایدها و نبایدهایش سپری شد و خبرهای مختلفی که در چهارمین هفته از این ماه با ان مواجه بودیم، بهانه‌هایی شدند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از ان ها برای فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران و پیگیری اهداف اربابانش استفاده نماید. رادیو دیروز تلاش کرده است تا در راستای همین فضاسازی‌ها، با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را در بازه رمانی هفت روزه مورد بررسی قرار داده و واقعیت‌ها را برای مخاطبین خود بازگو نماید. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از فروردین ماه سال 1396 (24 الی 31 فروردین ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تمسخر انتخابات در ایران از طریق برنامه "ایستگاه پنجشنبه"، ابهام سازی های رادیو فردا علیه یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران، ابراز نگرانی‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در مورد بازداشت جاسوسان گردشگرنما در ایران، کمبود بهانه‌های حقوق بشری رادیو فردا علیه ایران، ادعای حمایت اسرائیل از کودکان سوریه، اعتراف به نقض برجام توسط غرب و ... را مورد مشاهده نمایید. ایستگاه پنجشنبه و تمسخر انتخابات در ایران! انتخابات‌های برگزار شده در ایران به ویژه انتخابات ریاست جمهوری همواره مورد توجه خاص و شدید ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی بوده و هست و در همین راستا، رادیو فردا نیز در برنامه‌های مختلف خود در این هفته، به نوعی ورود خود به عرصه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری کشورمان را آغاز نموده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی از شماره‌های برنامه "ایستگاه پنجشنبه"، فعالیت‌های خود در حوزه انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان را رسماً آغاز کرده و این وظیفه را به "فرشید منافی" سپرده است تا با وقاحت خود و با تمسخر به ایران و ایرانی این پروژه را آغاز کند. "فرشید منافی" در بخشی آغازین برنامه این هفته خود، می‌گوید: «از یه طرف اصلاح طلبا و اعتدالیون شیخ حسن روحانی و ازونطرفم تا این لحظه یه ششصدتا اسم تا همین الان مطرحه که همه میخوان سر به تن هم نباشه. اصلاً هم معلوم نیست که دوباره انتخابات ریاست جمهوری با ده پونزده تا نامزد داشته باشیم. اصولاً همیشه توی جناحبندی های سیاسی مورد قبول حکومت ایران دو تا جناح داشتیم. یکی اصول گرا و یکی اصلاح طلب و معتدل اما الان حداقل یک جناح به این‌ها اضافه شده و اون جناح اوس محمود گرا است. خداوکیلی میزان فعالیت و سر و صدایی هم که می کنه از مجموع اون دو جناح خیلی بیشتره. یعنی اوس محمود با سید محمد خاتمی متحد بشن؛ دیگه آخر زمون شده.» اما این گونه تمسخرهای وقیحانه در مورد یک رویداد مهم سیاسی در جمهوری اسلامی ایران آن هم در آغاز فراید انتخابات، بیش از پیش نشان می‌دهد که رادیو فردا و اربابان پشت پرده‌اش هیچ علاقه ای به پیشرفت و توسعه و حفظ حقوق ملت ایران نداشته و ندارند و تمامی ادعاها و گزارش‌های دیگرشان در موضوعات مختلف نیز تنها با هدف سیاسی و دشمنی با نظام جمهوری اسلامی مطرح می‌شود. انتخابات ریاست جمهوری یکی از مهم‌ترین رویدادهای سیاسی هر کشوری است که مشارکت بالای اجتماعی در آن می‌تواند زمینه ساز پیشرفت همه جانبه آن ملت و سرزمین باشد و برعکس عدم مشاکرت مردمی همه چیز را با رکود همراه می‌کند و رادیو فردا در برنامه "ایستگاه پنجشنبه" و با استفاده از طنز وقیحانه "فرشید منافی" تلاش کرده است تا در آغاز فرآیند انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در کشورمان، این عرصه را بی اهمیت جلوه داده و به سمت کاستن از مشارکت مردم ایران در این انتخابات گام بردارد. هر چند تاریخ نشان داده است که این گونه تلاش‌ها همواره نتیجه عکس به همراه داشته و مشارکت بالای مردم ایران در انتخابات‌های مختلف، نه تنها مشروعیت و محبوبیت نظام جمهوری اسلامی را تثبیت کرده و افزایش می‌دهد، بلکه پاسخی کوبنده به این گونه رفتارهای ضد ایرانی و انانی می‌دهد که مردم ایران را ساده و بدون اندیشه تصور می‌کنند و تلاش می‌کنند تا این گونه سیاست‌های خود را به ذهن آن‌ها القا کنند. یقیناً مردم ایران در انتخابات 29 اردیبهشت ماه پیش رو، همانند دوره‌های قبل و همانند حماسه‌هایی همچون 22 بهمن و 9 دی، با حضور خد در پای صندوق‌های رأی نشان می‌دهند که بر خلاف تصور رادیو فردا و عواملش، از شعور و درک سیاسی بالایی برخوردارند و اهمیت‌ها را به درستی تشخیص می‌دهند. ادامه ابهام سازی رادیو فردا در عرصه انتخابات در راستای فعالیت‌های انتخاباتی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که در این هفته شاهد افزایش قابل توجه آن بوده‌ایم، رادیو فردا با انتشار گزارشی تلاش کرده است تا ضمن بیان جهت دار یک بخش از اظهارات یکی از نامزدهای انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، تفکر مخاطبین خود را برعلیه وی بشوراند. رادیو فردا در گزارشی با عنوان «نوشتن حقوق شهروندی بس است» تلاش کرد تا سخنان حجت الاسلام رئیسی را به نحوی گزارش دهد که گویا وی مخالف حقوق شهروندی هستند. این در حالی است که ایشان بیان کردند که حقوق شهروندی باید در عمل رعایت شود و نه در انشاء، در واقع ایشان خواستار بهبود هرچه بهتر حقوق شهروندی می‌باشند. ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس، که روز جمعه ۲۵ فروردین برای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران ثبت‌نام کرد به خبرنگاران گفت که شعار دولت او "کار و کرامت" است و در ادامه تأکید کرد نوشتن حقوق شهروندی "بس است" و در عمل باید این حقوق را "اجرایی" کرد.   درحالی که حجت الاسلام رئیسی بیش از سه دهه تجربه مدیریتی دارد، رادیو فردا در راستای تخریب آیت الله رئیسی، اینگونه می‌نویسد: «آقای رئیسی که نخستین بار است برای یک سمت اجرایی معرفی می‌شود. وی در سخنانش برخلاف سایر نامزدهای اصولگرا مستقیم به دولت حسن روحانی حمله نکرد، ولی انتقادهای آنان درباره وضعیت اقتصادی و بیکاری در ایران را تکرار کرد و گفت "معضل بیکاری در سراسر کشور" وجود دارد و "بالاترین رقم درخواست مردم اشتغال بوده است". این نامزد انتخابات در حالی از اجرای حقوق بشر در ایران سخن گفته است که از چهره‌های با سابقه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران بوده و به دست داشتن در موج سرکوب مخالفان متهم است. احمد منتظری پس از اعلام نامزدی ابراهیم رئیسی برای انتخابات ریاست‌جمهوری، تصمیم وی را "یک شوخی" و "توهین به ملت ایران" دانست. حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری ایران، نیز روز ۲۳ اسفند در توئیتر خود بدون نام بردن از ابراهیم رئیسی نوشته بود: "شایسته نیست احترام آستان قدس رضوی را به کارزار سخت و تلخ انتخابات بکشانیم. مصلحت نیست قاضی را در معرض قضاوت عمومی قرار دهیم. از گذشته درس عبرت بگیریم". آقای رئیسی همچنین عضویت در هیئت سه نفره ویژه برای رسیدگی به سخنان مهدی کروبی، از رهبران معترضان به نتایج انتخابات ۸۸، را در کارنامه خود دارد که به منظور بررسی موضوع آزار معترضان بازداشت‌شده در کهریزک تشکیل شده بود.» رادیو فردا برای تخریب آیت الله رئیسی به موضوع سرکوب منافقین توسط هیأتی می‌پردازد که ایشان عضو آن بوده‌اند. منافقین عمده عملیات‌های تروریستی دهه 60 را انجام می‌داده‌اند و ناامنی را برای شهرهای بزرگ ایران ایجاد می‌کرده‌اند. با این حال رادیو فردا تروریست‌های اعدام شده را، صرفاً "مخالفان" خطاب می‌کند! جاسوسان صیاد و صیادان قاچاقچی! یکی دیگر از موضوعاتی که بارها و در برهه‌های زمانی مختلف مورد بهره برداری جهت دار رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در جریان دشمنی‌ها و فضاسازی‌های غیر هنری‌اش قرار گرفته است، موضوع بازداشت جاسوسانی بوده است که به شکل‌های مختلف و در پوشش‌های مختلف وارد ایران شده‌اند. بازداشت اخیر دو جاسوس غربی در جنوب ایران که به عنوان گردشگر به جاسوسی مشغول بودند بار دیگر بهانه ای شد تا شاهد گزارشات رادیو فردا در این موضوع باشیم در حالی که در طرف مقابل، صیادان ایران بارها توسط کشورهایی مانند عربستان سعودی بازداشت و حتی اعدام شده‌اند. رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی به خبر بازداشت دو جاسوس در آب‌های جنوبی کشورمان واکنش نشان داده است و تلاش کرده است تا این افراد را بی گناه نشان داده و دلیل بازداشت آن‌ها را توهم توطئه ای معرفی کند که نظام جمهوری اسلامی نسبت به گردشگران خارجی دارند. اما همین رسانه ضد ایرانی بارها به بازداشت اتباع ایرانی در کشورهای مختلف حوزه خلیج فارس به اتهام جاسوسی پرداخته است که از آن جمله می‌توان به خبری اشاره کرد که چندی پیش منتشر شده و از بازداشت 20 نفر به اتهام جاسوسی برای ایران در بحرین گزارش داده بود و آن را مورد تأیید خود رسانده بود. چگونه صیادان ایرانی جاسوس می‌شوند و جاسوس‌های بیگانه در ایران گردشگر و صیادی بیش نیستند؟! در ایران افرادی بازداشت شده‌اند که تمام تجهیزات متعلق به یک جاسوس و امکانات و ابزار جاسوسی را در اختیار دارند اما رادیو فردا از هزاران کیلومتر دورتر و بدون توجه به هیچ کدام از این شرایط و ویژگی‌ها، آن‌ها را گردشگر خطاب قرار می‌دهد، اما در مقابل با رفتاری کاملاً دوگانه و تناقض آمیز، وقتی کشورهایی مانند عربستان سعودی، صیادان ایرانی را بدون هیچ دلیلی در آب‌های آزاد و با بهانه ورود به آب‌های خود بازداشت می‌کنند و در نهایت نیز با ادعای ساختگی حمل مواد مخدر این اتباع ایرانی را به شکلی وحشیانه اعدام می‌کنند، فقط شاهد سکوت و بی توجهی این رسانه ضد ایرانی هستیم. چطور وقتی 10 صیاد ایرانی که فقط ابزار ماهیگیری به همراه دارند و مشغول صید ماهی برای گذران زندگی خانواده‌هایشان هستند، سهواً و ناخواسته وارد آب‌های کویت می‌شوند و مأموران کویتی با تیراندازی از این همسایه‌های خود استقبال کرده و آن‌ها را مجروح و بازداشت می‌کنند، هیچ خبری در رادیو فردا منتشر نشد؟!!! این رفتار دوگانه وقتی این گونه آشکار است، دیگر جایی برای دفاع از سیاست‌های رسانه باقی نمی‌گذارد و مخاطبین به راحتی واقعیت‌ها و تناقض‌های رفتاری را درک می‌کنند و آنگاه دیگر دلسوزی‌های ظاهری رادیو فردا در قبال اقشار مختلف ایرانی را باور نخواهند داشت. تکرار وقیحانه یک ادعا در رادیو فردا! یکی از واقعیت‌هایی که در فعالیت‌های اخیر رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به چشم می‌آید و نمی‌توان آن را انکار کرد، کمبود بهانه برای فضاسازی علیه کشورمان است که این کمبود بهانه در همه حوزه‌ها و موضوعات قابل مشاهده و درک است. در همین راستا، برنامه "دریچه" که اختصاصاً به موضوع حقوق بشر در ایران می‌پردازد، در این هفته در حرکتی تکراری به موضوع بازداشت یکی از مجرمین امنیتی – سیاسی در ایران پرداخته و دقیقاً جملات برنامه‌های پیشین خود را مو به مو به کار برده و حتی از یک فایل صوتی مشابه نیز برای اثبات ادعای خود استفاده کرده است. "مهتاب وحیدی راد" مجری برنامه "دریچه" در این برنامه می‌گوید: «گزارشگران بدون مرز هفته پیش در اعلامیه ای اعلام کرد که جان هنگامه شهیدی روزنامه نگار زندانی در خطر است. این نهاد مدافع آزادی بیان مقام‌های قوه قضائیه و دولت ایران را مسئول جان این روزنامه نگار دانست. هنگامه شهیدی نوزدهم اسفند ماه گذشته بازداشت شد و از همان روز اعلام اعتصاب غذا و دارو کرد. ناهید کرمانشاهی مادر هنگامه شهیدی درباره وضعیت فرزندش می‌گوید: "من نگران هنگامه‌ام، هنگامه توی قلبش مشکل داره، پرونده داره در سی سی یو بوده. من از دادستانی اومده بودم بیرون به من زنگ زد گفت از من بازجویی شده و من هیچکاری نکردم و تا روزی هم که ثابت به این‌ها نکنم که بی گناهم نه غذا می‌خورم و نه دارو." گزارشگران بدون مرز می‌گوید ایران با 30 روزنامه نگار و وب نگار زندانی یکی از 5 زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه ایست.» اما گذشته از این که تکرار یک موضوع به معنی عدم دلیل درست برای حمله به وضعیت حقوق بشر در ایران است و کار به جایی رسیده است که در عرض یک هفته، حتی متن هم هیچ تغییری نمی‌کند و مو به مو یک ادعا تکرار می‌شود، باید به این نکته بار دیگر توجه داشت که هنگامه شهیدی در حالی مورد توجه شدید رادیو فردا قرار گرفته است و برنامه‌های مختلف این شبکه به شکل‌هایی مختلف از وی حمایت می‌کنند که جرائم و رفتارهای غیر قانونی‌اش کاملاً گویای واقعیت است. بررسی سوابق این مجرم نشان از فعالیت‌های سیاسی مجرمانه او از ماه‌ها پیش از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در سال 1388 دارد، رفتارهایی که در جریان فتنه نمود عینی یافته و نقش پر رنگ او به عنوان مشاور زنان مهدی کروبی، یکی از سران فتنه در جریان اغتشاشات و آشوب‌های آن سال را نشان می‌دهد. سابقه بازداشت‌ها و محاکمه‌های او نیز که با قید ضمانت آزاد شده است نیز بر این پرونده باید افزود و این بازداشت‌ها هیچ ارتباطی به طور خاص با حرفه روزنامه نگاری نداشته است. سؤال این جاست که آیا اگر یک روزنامه نگار، دست به سرقت از خانه یکی بزند، نباید محاکمه شود؟! آیا سرقت از خانه و ایجاد ناامنی در جامعه، هر دو دست بردن در حقوق سایرین نیست؟! بی‌شرمی در حمایت از اسرائیل! حمایت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از اسرائیل و سیاست‌هایش کاملاً محسوس و غیر قابل انکار است اما در این هفته شاهد انتشار گزارشی بوده‌ایم که نشان از بی شرمی این مجموعه در مسیر حمایت از این اشغالگران دارد. رسانهٔ وابسته به کاخ سفید در گزارشی بدون توجه به واقعیت‌هایی نظیر نقش اسرائیل در تجهیز و حمایت از تروریست‌های فعال در سوریه و حتی حملات هوایی جنگنده‌های اسرائیلی به مناطق مختلف سوریه، ااز نگرانی‌های این رژیم اشغالگر برای وضعیت کودکان سوری خبر داده است. رادیو فردا در گزارش خود در حالی که بسیاری از منابع بر دست داشتن اسرائیل در حمله شیمیایی در سوریه خبر دادند، به ادعای کمک اسرائیل به کودکان مجروح این حمله در سوریه پرداخته و می‌نویسد: «کابینه اسرائیل یکشنبه بیستم فروردین در نشست خود تصمیم گرفت کودکان سوری زخمی شده در حملات اخیر در این کشور را مورد درمان پزشکی قرار دهد. به گزارش هاآرتص، اسرائیل با این تصمیم "کمک‌های پزشکی به مجروحین سوریه را افزایش می‌دهد". براساس تصمیم کابینه اسرائیل، این کشور "تلاش" خواهد کرد، کودکان مجروح در حمله شیمیایی سه شنبه گذشته در سوریه را به اسرائیل انتقال دهد، اما راه اجرایی شدن این تصمیم هنوز روشن نیست.»   این در حالی است که به گزارش ارس تودی، حزب ضد صهیونیست در فرانسه در پایگاه اینترنتی خود نوشت، چنین اقدامی در تمامی قوانین بین المللی اقدامی پست محسوب می‌شود و به معنای تهاجم و تجاوز واقعی به حاکمیت یک کشور مستقل به بهانه‌های واهی و نادرست است. حزب ضد صهیونیست فرانسه با تاکید بر نقش اسرائیل در این حمله، آغاز تحقیقات بین المللی مستقل و شفاف شدن موضوع را خواستار شده است. حمله شیمیایی ادلب طرحی هماهنگ و بلند مدت با هدف بی ثبات تر کردن خاورمیانه و تأمین امنیت اسرائیل به ویژه پس از پیروزی‌های پی در پی محورمقاومت در منطقه انجام شده است.   منابع خبری وابسته به تروریست‌ها و مخالفان سوریه روز سه‌شنبه ادعا کردند هواپیماهایی با هویت نامشخص شهر "خان الشیخون" واقع در ادلب را با موشک‌های حاوی گازهای شیمیایی که عملکردی مشابه گاز سمی سارین داشته است، هدف حمله قرار داده‌اند. به گفته این منابع دست‌کم 100 نفر در این حمله ادعایی کشته و حدود 400 غیر نظامی زخمی شدند. حزب ضد صهیونیست فرانسه در واکنش به حمله آمریکا به سوریه (پنج شنبه شب شش آوریل به وقت آمریکا) نیز اعلام کرد، حمایت‌های بین المللی از این حمله باردیگر به فروافتادن نقاب‌ها منجر شد و کشورهای آمریکایی - اسرائیلی همچون عربستان سعودی، فرانسه و ترکیه از این حمله استقبال کردند.   این اخبار که واکنش‌های بسیاری هم از طرف سران سوری داشته است در هیچ خبری از رادیوفردا یافت نمی‌شود تا کاملاً نشان دهد که کاخ سفید و مزدورانش در پی مخفی کردن ماجرا هستند و با برجسته کردن اخباری مبنی بر کمک اسرائیل به سوریان سعی دارند تا بر چهرهٔ این رژِیم غاصب را نقابی از حقوق بشر و انسان دوستی قرار دهند. اعترافی دیگر از رسانه حامی برجام! چه قبل و چه بعد از امضا و اجرای توافق هسته ای و برنامه جامع اقدام مشترک (برجا) میان نمایندگان دولت ایران و کشورهای عضور گروه 1+5، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به شکل‌های مختلفی حمایت‌های خود را از این توافق نشان داده است و حتی در برابر نقض‌های مکرر این توافق توسط ایالات متحده آمریکا و همپیمانانش، باز هم از ان ها دفاع کرده است و ضمن حمایت از اصل برجام، ایران را ناقض آن معرفی کرده است. در همین راستا، این هفته رادیو فردا با انتشار گزارشی در کنار این حمایت‌ها، ناچارا به یکی از موارد آشکار نقض برجام توسط غربی‌ها اذعان و اعتراف نموده است. رادیو فردا با اشاره به تمدید تحریم‌های اتحادیه اروپا تا سال 97 به حمایت از آن علیه حکومت ایران پرداخته و این گونه می‌نویسد: «اتحادیه اروپا روز سه شنبه ۲۲ فروردین تحریم‌ها علیه ایران به دلیل "نقض جدی حقوق بشر" را تا یکسال دیگر تمدید کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز، اتحادیه اروپا از سال ۲۰۱۵ که توافق اتمی میان تهران و شش قدرت جهانی درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی حاصل شد رویکرد تازه‌ای در قبال ایران در پیش گرفت و به یک دهه سختگیری مالی و تحریم تجاری آن پایان داد. از آن زمان هیات‌های زیادی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ایران گسیل شده و قراردادهای متعدد تجاری با جمهوری اسلامی منعقد کرده‌اند. با این حال، اتحادیه اروپا روز سه‌شنبه تحریم‌های خود علیه ۸۲ شخص حقیقی و یک شخص حقوقی را تا ۱۳ آوریل سال ۲۰۱۸ (۲۴ فروردین ۱۳۹۷) تمدید کرد. بر اساس این تصمیم، دارایی و اموال مقامات ایرانی متهم به نقض حقوق بشر در داخل کشور همچنان در توقیف باقی می‌مانند و آن‌ها اجازه سفر به هیچ یک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا را نخواهند داشت. این اتحادیه همچنین صادرات هرگونه تجهیزات مخابراتی یا سایر موارد که "ممکن است برای سرکوب داخلی مورد استفاده قرار گیرند" را به ایران ممنوع کرده است. رویترز می‌افزاید تلاش‌های اتحادیه اروپا برای تقویت مناسبات خود با ایران از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده دشوارتر شده است، چرا که رییس‌جمهوری جدید آمریکا مواضع سرسختانه‌تری در قبال تهران نسبت به باراک اوباما، رییس‌جمهوری پیشین، دارد.» اعتراف رادیو فردا و رسانه‌های وابسته به غرب مبنی بر نقض برجام حالا دیگر به صورت علنی بیان می‌شود و یا به بیانی بهتر اعتراف! کشورها و دولت‌هایی که سال‌ها دم از بد عهدی و بی کفایتی ایران برای مذاکره با غرب می‌زدند حالا دیگر با روشدن دستانشان و بیرون آمدن حقیقت، دستانسان رو شده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی به درستی این واقعیت‌های تلخ و عهدشکنی‌های غربی‌ها را پیشبیی کرده و فرموده بودند: «مطالبه بعدی ما از مسئولین این بوده است که گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید. خوشبختانه اخیراً یکی از مسئولین محترم صریحاً گفت که ما به طرف مقابل هیچ اعتمادی نداریم و این خیلی چیز خوبی است. گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده نقد که می‌دهد ـ وعده نقد، نه عمل نقدـ اعتماد نکنید، [چون] وقتی خرش از پل گذشت، برمی‌گردد و به ریش شما می‌خندد! اینقدر این‌ها وقیح‌اند». آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از فروردین ماه 1395 (24 الی 31 فروردین ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 21 Apr 2017 17:25:17 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23374/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 144) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23373/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از سال 1396 نیز همانند گذشته با پستی و بلندی‌های بسیار و خبرهای متفاوت همراه بوده است که بخشی از آن با توجه به نزدیک بودن موضوع با بهانه‌های ضد ایرانی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بهره برداری جهت دار این مجموعه قرار گرفته است. در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشات "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را در بازه‌های زمانی هفت روزه، به طوری خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و چهارمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از فروردین ماه سال 1396 (16 الی 23 فروردین ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و چهارمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش‌های رادیو فردا برای اثبات افسردگی مردم ایران، نگرانی‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای حضور عناصر مخرب در زندان با وجود نزدیک شدن به انتخابات در کشور، ادامه ایران هراسی های این مجموعه با بهانه بحرین، توجیهات رادیو فردا برای تبرئه دولت میانمار از قتل عام مسلمانان، ورود زود هنگام این رسانه آمریکایی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری با تخریب یک نامزد خاص، وارونه جلوه دادن واقعیت‌های حمله شیمیایی ادلب سوریه و ... را مورد مشاهده نمایید. افسردگی از ایران تا آمریکا! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همواره تلاش کرده است تا به بهانه‌ها و شکل‌های مختلف سبک ایرانی – اسلامی حاکم بر زندگی مردم کشورمان را هدف گرفته و در کنار این موضوع با حمله به سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی، مشکلات را ناشی از حاکمیت نشان دهد. یکی از این موضوعات افسردگیست که در برهه‌های زمانی مختلف و بارها به مردم ایران نسبت داده شده است. رادیو فردا در گزارشی تلاش کرده است تا با انتشار آمار دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت ایران و مقایسه با آمار جعلی پیرامون کشور آمریکا ذهن مخاطبین خود را به سمت اهداف سیاسی تعیین شده ای سوق دهد. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در گزارش خود می‌نویسد: «دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت ایران می‌گوید بیش از ۱۲ درصد از شهروندان بزرگ‌سال ایران به "افسردگی" و بیش از ۱۴ درصد از آن‌ها نیز به اختلالات اضطرابی دچار هستند. به گفته این مرکز، آمار کل اختلالات روان‌پزشکی در کشور بیشتر از ۲۳ درصد است. احمد حاجبی، مدیر کل دفتر سلامت روانی وزارت بهداشت، ۱۸ فروردین ماه به خبرگزاری ایرنا گفته است "آخرین مطالعه ملی" نشان می‌دهد بیش از ۲۳ درصد شهروندان به یکی از انواع اختلالات روانی مبتلا هستند؛ افسردگی شایع‌ترین اختلال روانی در ایران و جهان است. علی اسدی، معاون همین سازمان، نیز به خبرگزاری ایسنا می‌گوید "آمار افسردگی به صورت اختصاصی حدود ۱۲.۶ درصد و اختلالات اضطرابی نیز ۱۴.۵ درصد است". افسردگی و اختلالات اضطرابی ایالات متحده، حدود ۶.۷ درصد از شهروندان ۱۸ سال به بالای آن کشور دچار "اختلالات افسردگی اساسی" هستند که "دلیل اصلی" ناتوانی‌های فردی و اجتماعی در شهروندان ۱۵ تا ۴۴ سال ایالات متحده است. بنا بر آمار بنیاد سلامت روان بریتانیا، ۷.۸ درصد از شهروندان آن کشور دچار مجموعه‌ای از اختلالات اضطرابی و افسردگی هستند. بر اساس آمار اتحادیه اروپا از سال ۲۰۱۴ میلادی ۷.۱ درصد از کل شهروندان ۲۸ کشور، دچار افسردگی بودند که پرتغال با ۱۱.۹ درصد، در صدر قرار داشت.»   آمار کذب رادیو فردا پیرامون میزان افسردگی در حالی است که در لیست منتشر شده توسط سازمان سلامت جهانی (WHO) در سال 2016، آمریکا سومین کشور افسرده دنیا بعد از کشورهای چین و هند شناخته شد. دکتر "لیزا پالمر" روان درمانگر مرکز "رینیو سنتر" در فلوریدا، علت افسردگی مردم آمریکا را در ساعات کاری طولانی و مصرف بیش از اندازه داروها دانست. او گفت آمریکائیان تقریباً 8 تا 9 ساعت از وقت خود را در روز در صرف کار می‌کنند و در پایان برای تمدید و باریافت انرژی و نیز کم کردن فشارهای ناشی از ساعات کاری طولانی، مصرف داروهای شیمیایی را به عنوان یک راه حل سریع انتخاب می‌کنند.   علت معرفی شده توسط متخصصین این است که در آمریکا بحران سلامت روانی و ذهنی وجود دارد، حدود 15 میلیون آمریکایی دچار بیماری افسردگی هستند که 60% این افراد داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کنند و خود کشی در آمریکا دهمین عامل مرگ و میر است. دلواپسی‌های رادیو فردا در آستانه انتخابات یکی دیگر از موضوعاتی که بارها در دوره‌های مختلف توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد استفاده قرار گرفته است، بحث دفاع و حمایت همه جانبه از مجرمینی بوده است که به دلیل جرائم مختلف دوران محکومیت خود را در ایران سپری می‌کنند اما این رسانه آمریکایی تلاش می‌کند تا با تحریف و پنهان سازی واقعیت، به گونه ای وانمود کند که انگار همه جرمان ها فعالیت رسانه ای بوده و مظلومیت دران ها نمود عینی یافته است. در این هفته شاهد این دست گزارش‌های رادیو فردا بودیم که با نزدیک شدن به دوران انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بیش از پیش می‌توان به اهمیت این دلواپسی‌ها برای عده ای از عناصر غرب زده و مجرمین در کشورمان پی برد. رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است با پرداختن به برخورد قانونی با مدیران چند کانال تلگرامی متخلف در حالی که در حال آزادی از زندان هستند، می‌آورد: «محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت حسن روحانی، در نخستین نشست مطبوعاتی خود در سال ۹۶،‌ با اعلام نگرانی دولت از امنیتی شدن فضای رسانه‌ای گفت که "هر گاه گزارش بازداشت مدیران کانال‌های تلگرامی اصلاح‌طلب نهایی شود،‌ آن را اعلام خواهیم کرد". به گزارش خبرگزاری دانشجواین ایران، ایسنا، آقای نوبخت در این نشست مطبوعاتی که روز سه‌شنبه، ۱۵ فروردین، برگزار شد،‌ افزود: "رئیس‌جمهور تأثر و نگرانی خود را بابت این مسئله اعلام کرده‌اند." محمدجعفر منتظری، دادستان کل ایران، روز چهارشنبه ۱۶ فروردین اعلام کرد "تعدادی" از مدیران کانال‌های تلگرامی که در روزهای پایانی پارسال بازداشت شدند، در "روزهای آینده" آزاد می‌شوند. دادستان کل ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری صداوسیما در خصوص دلایل بازداشت ۱۲ نفر از مدیران شبکه‌های تلگرامی گفته است: "کانال‌هایی که بسته شد و افرادی که در همین ارتباط دستگیر شدند به تشخیص قاضی پرونده مرتکب اعمال برخلاف امنیت ملی شده بودند که اقدامات مجرمانه‌ای داشتند".   نگرانی رادیو فردا برای این است که مدیران تعدادی از کانال‌های تلگرامی و شماری از روزنامه‌نگاران از جمله مراد ثقفی، احسان مازندرانی و هنگامه شهیدی به دلایل امنیتی بازداشت شده‌اند.   با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری 96 رادیو فردا به دنبال آزادی برخی از جاسوسان رسانه ای و همچنین سران فتنه 88 شده است. با اندکی تأمل می‌توان متوجه شد که چرا رادیو فردا در صدد آزاد سازی مهره‌های خود است. بحرین، سوژه ای برای ایران هراسی! یکی از راه‌های دشمنی غرب و در همین راستا رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا با نظام جمهوری اسلامی ایران تلاش برای ایجاد چهره ای تجاوزکار، خشونت طلب و حامی تروریسم از ایران است و برای اثبات این دروغ‌ها بهترین بهانه همنوایی حاکمان ستمگر برخی کشورهای منطقه از جمله آل خلیفه در بحرین بوده و هست. در همین راستا، این هفته باز هم شاهد گزارشی بودیم که رادیو فردا بر اساس آن و به بهانه ادعاهای حاکمان بحرین، به ایران هراسی دامن میزند. رادیو فردا بدون توجه به واقعیت‌های بحرین از جمله سرکوب شدید و وحشیانه شیعیان این کشور توسط حکومت، در گزارشی با اشاره به اتهام پراکنی های همه روزه دولت بحرین علیه جمهوری اسلامی، تلاش می‌کند سیاست‌های اسلام هراسانه خود را در پیش گیرد. رسانهٔ فارسی زبان دولتی آمریکا در گزارش خود در خصوص تحولات کشور بحرین، بار دیگر ضمن بازتاب اتهام زنی‌های حکومت آل خلیفه علیه جمهوری اسلامی ایران و ادعاهای ضد ایرانی آن‌ها، برای اثبات ادعای خود می‌آورد: «طی سه سال گذشته طیف گسترده‌ای از سلاح‌ها به نحوی فزاینده به عنوان شواهدی ارائه شده‌اند که ایران را منبع تولید یا ارسال آن‌ها معرفی کرده است. به اظهار مقامات اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، به نظر می‌رسد ایران در صدد است در بحرین نیز همانند سایر نقاط خاور میانه مانند یمن، عراق، لبنان، و سوریه، گروه‌های شبه نظامی طرفدار ایران تشکیل و آنان را برای شروع عملیات آموزش بدهد.»   با شدت گرفتن بحران روابط میان ایران و عربستان بر سر فاجعه منا و تسخیر سفارت عربستان در ایران، بحرین که روابط مستحکمی با عربستان دارد، در حکم خط حمله عربستان عمل می‌کند.   در حالی که اکثریت جمعیت مردم بحرین شیعه هستند اما حاکمیت این کشور، سنتی است. همین مسئله علت تعارض شدید این حکومت با شهروندان خود شده است. این اعتراضات در سال ۲۰۱۱ میلادی اوج گرفت و در مورادی به خشونت و درگیری میان معترضان و پلیس انجامیده‌است. عمده مردم بحرین باورمند به مذهب شیعه هستند، در حالی‌که قدرت در دست حکومتی از اقلیت سنی است.   اتهام پراکنی های حکومت بحرین به جمهوری اسلامی در حالی است که بارها جمهوری اسلامی ایران را به دخالت در اوضاع داخلی خود و دست‌داشتن در حملات مسلحانه متهم کرده است. مقام‌های ایرانی، از جمله رهبر جمهوری اسلامی، همواره تاکید کرده‌اند در مورد وقایع بحرین بی‌تفاوت نیستند، اما دخالت در اوضاع داخلی آن کشور را رد می‌کنند. تا همین اواخر، غربی‌ها به دو دلیل از متهم کردن ایران به مداخله مستقیم در نا آرامی‌های بحرین اجتناب می‌کردند. اول اینکه دلایل و شواهد را ناکافی می‌دانستند؛ و دوم اینکه نگران بودند طرح قضیه به معنی به رسمیت شناختن توان ایران در تشدید مخاصمه تلقی شود.   این در حالی است که رژیم آل خلیفه تنها از بهانه‌هایی مانند ارتباط با جمهوری اسلامی ایران برای تداوم بخشیدن به جنایت‌های ضد بشری‌اش در بحرین استفاده می‌کند و غرب نیز در کمال خونسردی بجای اینکه به طور جدی در مقابل نقض انسانیت و حقوق بشر توسط این رژیم بایستند، به نوعی به حمایت و توجیه جنایاتش می‌پردازند.   چشمان کور رادیو فردا! وقعیت های تلخ بسیاری در جای جای این کُره خاکی در حال رویدادن است، اما رسانه‌هایی که به عنوان ابزاری در اختیار دولت‌های بزرگ غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا قرار گرفته‌اند، همواره خود را در مقابل این واقعیت‌های تلخ به کوری زده‌اند. یکی از این واقعیت‌ها کشتار بی رحمانه مسلمانان توسط دولت میانمار است که رادیو فردا نه تنها در مقابل آن سکوت کرده بلکه در این هفته با انتشار گزارشی به توجیه آن نیز پرداخته است و این اوج جهت دار بودن فعالیت‌های یک رسانه را نشان می‌دهد. با وجود کشتار 50‌هزار مسلمان، این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با انتشار گزارشی مدعی شده است که دولت میانمار هنوز پاکسازی خاص قومی انجام نداده است! این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارش خود می‌نویسد: «آنگ سان سوچی "پاکسازی قومی" اقلیت مسلمان در میانمار را تکذیب کرد. آنگ سان سوچی، رهبر حزب اتحاد برای دموکراسی میانمار، "پاکسازی قومی" اقلیت مسلمانان روهینگیا در میانمار را رد کرد. خانم سوچی، پس از این که شورای حقوق بشر سازمان ملل توافق کرد که اتهامات تجاوز جنسی، قتل و شکنجه توسط ارتش میانمار را بررسی کند، در گفت‌وگو با شبکه جهانی بی‌بی‌سی چنین نظر داد که "پاکسازی قومی" واژه ای "بیش از حد قوی" برای شرایط حاکم در میانمار است.» هولوکاست واقعی در حالی در میانمار در جریان است که برخی منابع از کشته شدن 50 هزار مسلمان، تجاوز به بیش از پنج هزار زن مسلمان و آواره شدن 300 الی 500 هزار تن از مسلمانان روهینگیا خبر می‌دهند. اما نه تنها صدای سازمان‌های مدعی حقوق بشر در نمی‌آید، که به رهبر متعصب متجاوز بوداییان جایزه صلح نوبل هم اعطا می‌کنند. مهر تأیید رادیو فردا بر اقدامات غیر انسانی و در واقع وحشیانه دولت میانمار در حالی است که این جنایات که از ژوئن ۲۰۱۲ آغاز شده بدترین و شدیدترین نوع برخورد بودایی‌ها با مسلمانان بوده است. تعصب کور مذهبی راهبان بودایی علیه اسلام در تضاد آشکار با تبلیغات جهانی این آیین مبنی بر صلح دوستی این مکتب بوده است. پس از سفر هیلاری کلینتون و تأکید بر انجام اصلاحات در میانمار تاکنون 50‌هزار مسلمان میانماری کشته شده و به بیش از 5 هزار زن مسلمان نیز تجاوز شده است. محور اصلی سفر کلینتون به میانمار بهبود مناسبات آمریکا و میانمار اعلام شد و وزیر خارجه آمریکا در دیدار با تین سین، رئیس جمهوری میانمار از دولت این کشور خواست به اصلاحات در این کشور ادامه بدهند تا ثابت کنند که با جامعه جهانی همراه هستند. پس از این دیدار تین سین در یک سخنرانی اعلام کرد: مسلمانان روهینگیا باید از کشور اخراج و به اردوگاه‌های پناهندگان سازمان ملل منتقل شوند. دولت میانمار همچنین به صورت رسمی دستور داد که مسلمانان دیگر حق بنا کردن مساجد جدید یا ترمیم مساجد قدیمی را ندارند. همین مصوبه کافی بود تا افراطیون بودایی و هندی نزدیک به ۷۲ مسجد را ویران کنند. سازمان ملل اعلام کرده است بیش از 150 هزار نفر از مسلمانان روهینگیا بیش از یک ماه است که دسترسی به کمک‌های غذایی و انسان دوستانه ندارند. حال همه این‌ها را بگذارید کنار مرثیه سرایی رادیو فردا برای نقض حقوق بشر در ایران. از اعدام متجاوزین به عنف تا قاتلان و اشرار مسلح و قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر تا ادعای نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی از اهل تسنن تا زرتشتی‌ها و مسیحیان و دین خود ساخته بهاییت! هفته ای نیست که رادیو فردا از مظلومیت این اقشار معصوم بر سر و سینه نکوبد و نظام اسلامی را متهم به حق کشی و نادیده گرفتن حقوق انسانی آن‌ها نکند. اخبار جعلی از دستگیری و ویران کردن مکانهای مذهبی آن‌ها منتشر نکند. و با تحریک احساسات عمومی و مذهبی سعی در خدشه وارد کردن به چهره مسئولان کشور و خشن و جنایتکار نشان دادن آن‌ها نداشته باشد. حال سؤال اینجاست که اگر انسان‌ها و حقوق آن‌ها برای رادیو فردا واقعاً مسئله است، پس چرا از نقض حقوق مردم میانمار که تنها گناهشان مسلمان بودن است چیزی نمی‌گوید و فریاد سر نمی‌دهد؟ آیا مسلمان انسان نیست؟ یا اگر متجاوز مورد حمایت آمریکا بود دیگر متجاوز نیست و حق دارد تجاوز به مال و جان و ناموس مردم را حلال اعلام کند و دروغگویان مدافع حقوق انسانیت هم نه تنها خفقان بگیرند که به نسل کشان بشریت جایزه هم بدهند.  نکته جالب‌تر آنجاست که رادیو فردا از قول مسئول کشتار مسلمانان میانمار با وجود این حجم آدم کشی و تجاوز و غارت اعلام فرموده: بوداییان پاکسازی قومی نکرده‌اند. لابد منظورش این است که ویرانی‌های خانه‌های سوخته و اجساد تکه تکه مسلمانان را هنوز کاملاً از روی زمین پاک نکرده‌اند. و شاید هم هنوز دستهایشان را که به خون صدها هزار مسلمان مظلوم آغشته شده، با آب و صابون به طور شایسته پاکسازی نکرده‌اند! مشخص نیست بناست چه بلایی باید بر سر مسلمانان بیاید که رادیو فردا آن را پاکسازی خاص بنامد و انتقاد منصفانه ای داشته باشد.   تلاش عجولانه رادیو فردا برای ورود به عرصه انتخابات! یکی از روش‌هایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در خصوص انتخابات‌های مختلفی که در ایران برگزار می‌شود در پیش گرفته و به اجرا گذاشته است، تلاش برای دوقطبی کردن فضاست که بتواند با ایجاد هراس از یک گروه، گروه دیگر را در ذهن مخاطبین خود برتر جلوه دهد. اما در این هفته شاهد گزارشی بودیم که خیلی زودتر از ان چه باید ورود رادیو فردا به عرصه انتخابات در ایران را به معنای حمله به یک نامزد مشخص مشاهده می‌کردیم؛ جایی که این بار در ظاهر مخالفت رادیو فردا با دو قطبی شدن فضای انتخابات را نشان می‌داد. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارش خود با عنوان "ورود رئیسی به انتخابات باعث دوقطبی شدن رقابت می‌شود" کوشید تا از همین اکنون و به محض اعلام کاندیداتوری یکی از نامزدهای توانمند وی را تخریب نموده و به مخاطبش بفهماند خطرناک‌ترین گزینه برای منافع آمریکا فلان کاندیداست و در همین راستا می‌نویسد: «صادق زیبا کلام در سرمقاله روزنامه شرق نوشته است: "آمدن آقای رئیسی به‌سرعت انتخابات را دو قطبی آن‌هم از نوع دوم خرداد ۷۶ خواهد کرد. اگر نتیجه باب میل اصولگرایان نشود، آن‌گاه از جنس ناکامی اصولگرایان (چون) محمدباقر قالیباف یا جلیلی نیست، بلکه تبعات آن متفاوت خواهد بود" و "تبعات بعدی ناکامی احتمالی، تأثیر آن بر برنامه‌های بلندمدت آینده او خواهد بود." سرمقاله نویس این روزنامه با اشاره به اینکه "اگر تولیت آستان قدس، نامزد انتخابات نشود، تکلیف انتخابات تا حدی روشن است. حسن روحانی ظرفیتی درخور برای پیروزی در انتخابات دارد" اما اگر ابراهیم رئیسی وارد میدان انتخابات شود پیروزی حسن روحانی "به این سادگی‌ها نخواهد بود"؛ روزنامه آفتاب یزد هم عکس یک خود را به دیدار محمدتقی مصباح یزدی با ابراهیم رئیسی اختصاص داده و با تیتر "رئیسی، کاندیدای منتخب مصباح" نوشته است: اکنون مصباح یزدی "حامی سرسخت احمدی نژاد در سال ۸۴ و ۸۸ و همین طور پشتیبان باقری لنکرانی قبل از ردصلاحیت و سپس سعید جلیلی در سال ۹۲، پشت ابراهیم رئیسی سال ۹۶ را گرفته است و کاندیدای خود را از پس پرده برون آورده است." این روزنامه تاکید کرده که "هرچند گفته می‌شود ابراهیم رئیسی در قبایی شاید در ظاهر معتدل و جدای از تندروی؛ رقیب جدی حسن روحانی است اما حقیقت این است که همه شواهد نشان می‌دهد او همان کاندیدای معرفی شده از سوی آیت الله مصباح و پایداری‌هاست که جریان اصولگرا در تشتت موجود و بی‌نظمی‌هایش چاره‌ای جز این ندارد که از همین کاندیدا حمایت کند و اجماعشان بر سر رئیسی باشد."» واژه سازی و یا جنگ کلیدواژه‌ها، شیوه جدیدی از مبارزه نرم و نبرد رسانه ای است. برخی جریان‌های سیاسی با بمباران واژه‌ها، درصدد تاثیرگذاری بر افکار عمومی و شکل دادن یک "دنیای فکری" متفاوت برای بخشی از توده‌های مردم هستند. در این میان، یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های این راهبرد رسانه ای، تکنیک "دوقطبی سازی" است که به انگیزه‌ها و دلایل مختلفی دنبال می‌شود. قطب بندی‌هایی که اغلب ساختگی و القایی هستند، بر اساس واقعیت‌های جامعه شکل نگرفته‌اند و گاه حتی وجود خارجی ندارند. دوقطبی‌هایی چون:  تندرو / میانه رو  اعتدالیون / افراطیون (و یا حتی تکفیری‌ها / عقلا!)  موافقان و مخالفان تحریم (طبیعتاً کسی موافق تحریم نیست)  طرفداران جنگ با دنیا و طرفداران تعامل با دنیا (طبیعتاً جنگ با دنیا طالبی ندارد)  طرفداران رابطه با امریکا و مخالفان آن! دوقطبی‌هایی که یکی پس از دیگری با بصیرت مردم و هدایت رهبری خنثی گردید. آخرین حربه رادیو فردا برای تداوم رضایتش از وضع فعلی القاء دوقطبی ای می‌باشد که با آمدن کاندیدای اصلی اصولگرایان ممکن است رخ بدهد. ایرانیان سیاست تفرقه انداختن و حکومت کردن را معمولاً برای استعمار پیر انگلیس خبیث به کار می‌برند. آنگولاساکسونی ها که در سراسر جهان پراکنده هستند اما به طور ویژه در آمریکا به جرم و جنایت مشغول‌اند و بعید است رادیویی که رسماً برای نهادی جاسوسی آن هم سی آی اِی فعالیت می‌کند آنقدر نجابت به خرج بدهد که به دنبال ایجاد فضای دوقطبی نبوده باشد. لذا همانطورکه مشخص است رادیو فردا می‌کوشد تا در کنار متنفر نمودن مخاطب خویش از این روحانی موفق، تنفری نیز از علما و روحانیون در دل مردم ایجاد کند که اشاره به علامه مصباح مثلاً در همین راستاست. رادیو فردا اما عجولانه به دنبال دوقطبی سازیست. هنوز رادیو فردا از این روحانی که کمتر اهل سخنرانی است مواضع مشخصی را در اختیار ندارد که بتواند به وسیله آن در شیپور دوقطبی شدن انتخابات بدمد، و آنچه به نظر می‌رسد این است که خیلی سریع این رادیو ورق‌های خود را رو کرده و مشخص شد وارد بازی ای شده که به احتمال زیاد موفقیتی در آن کسب نخواهد نمود. ادامه ندیدن واقعیت‌های سوریه از سوی رادیو فردا یکی از واقعیت‌های تلخ دیگری که در منطقه وجود دارد، سوریه است؛ کشوری زیبا که سال‌هاست با جنایات تروریست‌ها و حامیانشان به خرابه ای تبدیل شده و روز به روز نیز بر آن اضافه می‌شود. در این هفته وقوع یک حمله شیمیایی دیگر از سوی تروریست‌ها در استان ادلب سوریه، بهانه ای شد تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بار دیگر حمایت خود از این جنایتکاران را ابراز داشته و با انکار نقض تروریست‌ها در این حمله، دولت قانونی و مشروع این کشور را عامل آن معرفی کند. رادیو فردا در گزارش خود می‌نویسد: «سازمان ناظر حقوق بشر در سوریه که در لندن مستقر است روز سه‌شنبه، ۱۵ فروردین، از وقوع یک حمله احتمالاً شیمیایی در استان ادلب این کشور خبر داد. به گفته این سازمان، بر اثر این حمله ۵۸ تن از جمله ۱۱ کودک کشته شده‌اند. دیدبان حقوق بشر سوریه با اعلام این که بیش از ۶۰ تن نیز زخمی شده‌اند، گفت که این حمله هوایی روز سه‌شنبه به وسیله هواپیماهای دولت سوریه یا جنگنده‌های روسی، در منطقه "خان شیخون" صورت گرفت و بیشتر کشته‌شدگان غیرنظامی بوده‌اند. پیش از این گزارش شده بود که در جریان "حمله احتمالاً شیمیایی" علیه مواضع مخالفان اسد در خان شیخون، در شمال غربی سوریه، در روز سه‌شنبه بین ۷۰ تا صد غیرنظامی کشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها زن و کودک بودند. در واکنشی اولیه به این گزارش رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا، گفت روسیه و ایران در مورد مرگ غیرنظامیان در "حمله تازه شیمیایی" سوریه، "مسئولیت اخلاقی بزرگی" دارند". مسکو و تهران حامیان حکومت بشار اسد به شمار می‌روند و این موضوع انتقاد شماری از کشورهای منطقه و نیز غرب را به دنبال داشته است. اما ایران می‌گوید که تنها مستشار نظامی به سوریه اعزام کرده است." این در حالی است که بر اساس اسناد و شواهد به دست آمده فاجعه رخ داده در اثر حمله تروریست‌ها با استفاده از تسلیحات شیمیایی و البته انفجار انبار مهماتی بوده است که تروریست‌ها این نوع تسلیحات را در آن نگهداری می‌کرده‌اند. پیش‌تر نیز بارها شاهد استفاده تروریست‌ها از این تسلیحات علیه مردم سوریه بوده‌ایم و هر بار نیز رسانه‌های حامی غرب مقصر را دولت بشار أسد معرفی کرده‌اند اما اسناد نشان می‌دهد که ایالات متحده آمریکا و متحدان غربی‌اش و از طریق مرز ترکیه، مهمات و مواد شیمیایی لازم برای ساخت و استفاده از این گونه تسلیحات کشتار جمعی را در اختیار گروه‌های تروریستی فعال در سوریه قرار داده‌اند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و چهارمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از فروردین ماه 1395 (16 الی 23 فروردین ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 14 Apr 2017 17:20:00 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23373/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 143) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23157/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سال 1396 و فروردین ماه دومین هفته خود را نیز پشت سر گذاشته است و در چنین شرایطی ما همچنان شاهد بهره برداری‌های جهت دارد رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از موضوعات مختلف در جهت اهداف اربابانش هستیم. در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشات "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را در بازه‌های زمانی هفت روزه، به طوری خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از فروردین ماه سال 1396 (08 الی 15 فروردین ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل حمایت رادیو فردا از توهین به نبی اکرم (ص)، بهره برداری اهانت آمیز از موضوع تغییر ساعت رسمی ایران علیه کشورمان، واکنش به تمدید مأموریت "عاصمه جهانگیر در سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، تداوم حمایت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی از بهائیان، نقش رشوه‌های مالی آمریکا به نهادهای بین المللی در تداوم فشار بر ایران، توجیه شهرک سازی های اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی و ... را مورد مشاهده نمایید. آزادی بیان یا آزادی توهین به مقدسات دینی! آزادی بیان همواره یکی از بهانه‌هایی بوده است که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تلاش کرده است با بهره گیری از آن و مطرح کردنش، ضمن حمله به وضعیت حقوق بشر در ایران، هر گونه جرم و بی قانونی را نیز موجه جلوه دهد. رادیو فردا در این هفته نیز در یکی از برنامه‌های "دریچه" به بهانه دفاع از آزادی بیان، به حمایت از مجرمی پرداخته است که توهین به پیامبر اسلام (ص) و ارزش‌های دینی ملت ایران را در پرونده خود دارد. مهتاب وحیدی‌راد، گوینده رادیو فردا می‌گوید: «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به نقل از یک منبع مطلع گزارش داده که حکم اعدام سینا دهقان در دیوان عالی کشور تأیید شده است. سینا دهقان به سبّ النبی از طریق نوشتن مطالبی در شبکه اجتماعی لاین متهم شده که مقام‌های قضائی ایران آن را مصداق مخالفت با اسلام و قرآن دانسته‌اند. سینا دهقان از مهر ماه سال 1394 در زندان مرکزی اراک به سر می‌برد. هادی قائمی، مدیر کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این باره می‌گوید: "سینا دهقان 29 مهرماه 1394 تنها چند روز قبل از این که خدمتش پایان بیابد توسط مأموران حفاظت و امنیت سپاه پاسداران دستگیر می‌شود و وقتی که در بازجویی‌ها از او می‌خواهند که اگر زیر برگه‌هایی را امضا کند و اتهامات را بپذیرد و توبه نامه بنویسد، بخشوده و آزاد می‌شود. متأسفانه سینا هم این قول رو قبول می کنه و زیر برگه‌هایی رو که به اون میدن امضا می کنه و این اتهام رو به گردن می گیره و فکر می کنه که توبه کردن باعث میشه که از حکم اعدام نجاب پیدا کنه اما به هیچ وجه به اون توبه نامه توجه نمی شه و حکم اعدامش صادر میشه. این بسیار تکان دهنده است که کسانی که در قالب مذهب و دین بحث توبه را پیش می‌کشند و از زندانیان می‌خواهند که اگر توبه کنند بخشیده خواهند شد، فقط از اون برای گرفتن اعتراف استفاده می کنن و در حقیقت هیچ توجهی به اون مطالب مذهبی و دینی که خودشون مسئله توبه رو برای اون قرار می دن، نمی کنن و متأسفانه سینا هم قربانی این بی اخلاقی شدید از سوی مقامات قوه قضائیه و بازجویان خودش شده."» اما این اولین باری نیست که رادیو فردا با بهانه‌هایی مختلف از جمله حقوق بشر و آزادی بیان، اهانت به پیامبر مکرم اسلام (ص) و ارزش‌های دینی ملت ایران را آزاد و مجاز می‌شمارد و طبیعتاً با توجه به ماهیت این مجموعه، آخرین بار هم نخواهد بود. ماده 513 قانون مجازات اسلامی به صراحت در خصوص جرائم اهانت به ارزش‌ها و مقدسات دینی مردم می‌گوید: "هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک انبیاء عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدّیقه طاهره (س) اهانت نماید، اگر مشمول حکم سابّ النبی باشد، اعدام می‌شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد." و این شفافیت قانون در حالی است که "سینا دهقان"، شخصاً به ارتکاب جرائم نابخشودنی خود در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی اعتراف کرده است و حمایت‌های آشکار و نهان دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی از وی نیز نشان می‌دهد که پشیمانی خاصی از این اقدامات نا مشروع و غیرقانونی‌اش ندارد. اما اینکه با دروغ‌هایی مانند توبه او و وعده‌های بازجویان برای آزادی و عفوش در ازای توبه و اعتراف زوری گرفتن، تلاش می‌شود تا واقعیت وارونه جلوه داده شود، تنها یک روش ابتدایی رسانه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی از جمله رادیو فردا است تا به این وسیله از وضعیت حقوق بشر در ایران سیاه نمایی کرده و از استبداد در کشورمان خبر دهند. تمسخر ایران به بهانه تغییر ساعت یکی از موضوعاتی که باتغییر سال در ایران با آن مواجه هستیم، تغییر ساعت رسمی کشور است که از ساعت زمستانه یک ساعت به جلو کشیده شده و به صورت ساعت تابستانه در می‌آید. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در بخشی از برنامه "ایستگاه پنجشنبه" این موضوع را به تمسخر گرفته و تلاش کرده است تا آن را یک حرکت بی هوده و پر دردسر معرفی کند. "فرشید منافی" گوینده رادیو فردا در این باره می‌گوید: «تعطیلات عید خوش میگذره؟ همه چی خوبه؟ آقا این تغییر ساعت رو الان کجای دلمون جا بدیم؟! الان شما توی ساعت جدید هستید یا قدیم؟ باز ملت شانس آوردن این اول سالی همه چی تعطیله، وگر نه هیچی دیگه، می‌رفتی بانک مثلاً می‌دیدی یک ساعت زود رسیدی و هنوز باز نکردن، می‌رفتی به بقیه کاره‌ات می‌رسیدی و آخر وقت برمی‌گشتی می‌دیدی تعطیل کردن طبق ساعت جدید. این داستان ساعت هم به هر حال این یکی دو هفته اول از هر کی می‌پرسی ساعت چنده، میگه قدیم یا جدید و برای خودش یه طنز تاریخی شده دیگه توی ایران.» اما باید بدانیم که تغییر ساعت تنها مختص جمهوری اسلامی ایران و روشی ابداعی و ویژه کشورمان نیست، بلکه بسیاری از کشورهای جهان که اکثریت هم محسوب می‌شوند از این تغییر ساعت در برخی فصول استفاده کرده یا درحال حاضر استفاده می‌کنند. در ایران تقسیم ساعت رسمی به دو قسمت زمستانی و تابستانی یک بار در سال 1357 و پس از آن در دوران نظام جمهوری اسلامی ایران از سال 1370 مورد استفاده قرار گرفته است، اما این موضوع در سایر کشورها، سابقه ای به مراتب بیشتر دارد. موضوع تغییر ساعت رسمی کشور برای اولین بار در سال ۱۹۰۷ در انگلستان توسط فردی به نام ویلیام ولت مطرح گردید و برای اولین بار هم در سال 1916 میلادی در آلمان مورد استفاده قرار گرفت که پس از آن کم کم فراگیر شده و با ورود ایالات متحده آمریکا، انگلیس و ... به این جریان، کشورهای بیشتری در اروپا و سایر نقاط جهان از این سیستم استفاده کردند. این اقدام در اکثر کشورهای جهان با هدف بهینه‌سازی مصرف انرژی، در فصل بهار و تابستان محقق می‌شود، تا در پی آن ساعات بیشتری از روز با ساعات کاری هم‌خوانی داشته باشد، و در ساعات کم‌تری از روز، نیاز به مصرف انرژی برای تأمین روشنایی وجود داشته باشد. نکته جالب در بررسی کشورهایی که هم اکنون از این سیستم تغییر ساعت رسمی خود و به اصطلاح ساعت تابستانی و زمستانی استفاده می‌کنند اکثراً کشورهای غربی هستند. تمدید مأموریتی سفارشی! در شماره هفته پیش مجله رادیو دیروز به بررسی واکنش رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در خصوص اولین گزارش ضد ایرانی "عاصمه جهانگیر" در سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران پرداختیم اما در این هفته نیز "عاصمه جهانگیر" در مجله خبری ما سهم داشته و این بار رادیو فردا با یکی از تازه‌ترین برنامه‌های "دریچه" به تمدید مأموریت او در خصوص کشورمان واکنش نشان داده است. مهتاب وحیدی‌راد در این رابطه می‌گوید: «عاصمه جهانگیر از آبان ماه سال گذشته به سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران منصوب شد. طی یکی دو هفته اخیر مقام‌های ایران خواستار لغو مأموریت او شدند ولی شورای حقوق بشر سازمان ملل روز جمعه با تصویب قطعنامه ای مأموریت عاصمه جهانگیر را تمدید کرد. پیش از عاصمه جهانگیر، احمد شهید به مدت پنج سال و نیم عهده دار این سمت بود، اما مقام‌های جمهوری اسلامی هرگز به او اجازه سفر به ایران را ندادند. حسن نائب هاشم، فعال حقوق بشر در وین: "در تمام نزدیک به شش سالی که آقای احمد شهید گزارشگر ویژه امور ایران بودند حتی یک بار هم اجازه ندادند که ایشان به ایران مسافرت بکنه و هم اکنون هم در ارتباط با خانم عاصمه جهانگیر چنین برنامه ای را دارند."» اما آیا رفتار عاصمه جهانگیر در گزارش خود در این مدت، با رفتار احمد شهید فرق داشته است؟! آیا تلاش کرده است تا از منابع مختلف برای تهیه گزارش خود و بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران استفاده کند یا همچنان همانند گذشته، عناصر ضد انقلاب و خائن به عنوان منبع خبر او استفاده می‌شوند؟! آیا نامه‌های پیاپی که به از طرف طیف‌های مختلف مردم ایران چه در زمان احمد شهید و چه در زمان عاصمه جهانگیر برای گزارشگر ویژه حقوق بشری سازمان ملل متحد ارسال شده است و درخواست‌های آن‌ها برای ملاقات مورد توجه قرار گرفته و در گزارش‌های آن‌ها دخیل بوده است؟! آیا توجه به اظهارات یک مجرم می‌تواند سندیت داشته باشد و یا صحبت با خانواده یک زندانی در خصوص بی گناهی او قابل اعتماد است؟! بعلاوه آیا میان نقض حقوق بشر و میزان ارتباط و لابی با سازمان ملل یا ارتباط با آمریکا یک فرمول خاص ریاضی وجود دارد که ایران اسلامی در شرایطی که به اذعان بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی منشأ صلح و آرامش در منطقه محسوب می‌شود، باید گزارشگر ویژه حقوق بشری داشته باشد، اما عربستان سعودی با سابقه بالای نقض انسانیت و جنایت‌های ضد بشری، از این جریان دور است؟! بهائیان دوست داشتنی برای رادیو فردا! بهائیان همواره یکی از اصلی‌ترین اقشار مورد حمایت رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بوده‌اند که وه ویژه در ایران با هر بهانه ای شاهد ابراز این حمایت‌ها بوده‌ایم. در همین راستا، این هفته نیز بازداشت چند عنصر فایید اقتصادی بهائی در ایران فرصتی را ایجاد کرد تا رادیو فردا حمایت خود از این افراد را مطرح کند. رادیو فردا که همواره مدافع بهائیان می‌باشد، بار دیگر به بهانه بازداشت چهار بهائی، در این هفته تلاش کرده است تا به مظلوم نمایی برای این فرقه انگلیسی بپردازد. این رسانه آمریکایی در بخشی از گزارش خود آورده است: «سیمین فهندژ سخنگوی جامعه جهانی بهایی در ژنو در گفتگویی با رادیو فردا خبر بازداشت پنج شهروند بهایی در اصفهان را تائید کرد. پیش‌تر خبرگزاری بهایی نیوز خبر داده بود که ماموران امنیتی صبح دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ با مراجعه به منزل چهار شهروند بهایی ساکن شهر اصفهان، به نام‌های احسان اشتیاق، عنایت نعیمی، فرزاد همایونی و سروش پزشکی، پس از تفتیش منزل، آنان را بازداشت کرده‌اند. خانم فهندژ می‌گوید سهراب نقی‌پور نیز در اصفهان بازداشت شده است. خراج دانشجویان بهایی و پلمپ مغازه‌های بهاییان در ماه‌های گذشته در ایران ادامه داشته است. عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، اسفندماه سال گذشته در نخستین گزارش خود گفت "وضعیت اقلیت‌های رسمی و غیر رسمی دینی در ایران همچنان به شدت نگران‌کننده است." خانم جهانگیر افزود: "بهایی‌ها همچنان به طورسازمان‌یافته و هدفمند، مورد تبعیض قرار می‌گیرند و از داشتن حق زندگی محروم‌اند." جامعه جهانی بهایی روز ۱۶ شهریور نیز در نامه‌ای سرگشاده به حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، از او خواسته بود که به «سرکوب اقتصادی بهاییان» در ایران پایان دهد. این نهاد مدافع حقوق بهاییان از «آپارتاید اقتصادی» علیه بهاییان در ایران انتقاد کرده و مقام‌های جمهوری اسلامی ایران را به «اتخاذ سیاست‌های عمدی» و «تبعیض‌های سازمان‌یافته» علیه بهاییان متهم کرده بود. جمهوری اسلامی، آیین بهایی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقام‌های ارشد حکومت بارها علیه آن سخنانی گفته‌اند. در این ارتباط، به گزارش جامعه جهانی بهایی، از زمان دولت محمود احمدی نژاد به این سو، طی نزدیک به ۱۱ سال، بیش از ۸۶۰ باورمند بهایی بازداشت و ۲۷۵ تن از آن‌ها در نهایت محکوم و روانه زندان شدند. به گفته جامعه جهانی بهایی، ایران، خانه نزدیک به ۳۰۰ هزار تن از باورمندان آن به شمار می‌رود.» مظلوم نمایی برای این فرقه انگلیسی در حالی است که مجرمان مذکور به جرم احتکار بازداشت شده‌اند و نه جرم سیاسی. با این حال رادیو فردا اصرار دارد علت دستگیری این مجرمین را سیاسی و مذهبی تلقی کند!   بهائیت در ورود تروریسم دولتی به ایران و ترور شخصیت‌هایی مطرح مانند شیخ فضل الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و ... گرفته تا جنایات بزرگی توسط قاتلانی حرفه ای مانند نصیر بغدادی آدم کش از جمله کشتار معروف ابرقو، جنایات کمیتهٔ مجازات این فرقه در دوران پهلوی و ... تا خیانت‌هایشان در دوران پس از انقلاب تا کنون آیا امکان پنهان سازی دارد؟!   رشوه گیران بین المللی برای فشار به ایران ارتباط بین نهادهای بین الملل و سیاست‌هایشان با کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا کاملاً اثبات شده است؛ ارتباطی که یک طرف آن پول حرف اول را میزند و طرف دیگر فشار به کشورهایی است که مورد نظر هستند. در این هفته مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در سخنانی به نقش این پول‌ها در اجرایی کردن تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران خبر داده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی به این موضوه اشاره ای ضمنی داشته و می‌نویسد: «یوکیا آمانو تاکید کرد حتی اگر دولت کنونی آمریکا مثل گذشته ۲۵ درصد هزینه آژانس را بدهد، که هنوز مشخص نیست، این سازمان باز هم ۲.۱ درصد بودجه بیشتر نیاز خواهد داشت. دولت دونالد ترامپ پیشنهاد داده است که یک‌سوم بودجه وزارت خارجه آمریکا را کاهش دهد: اگر این بودجه کاهش یابد، بودجه آمریکا برای بسیاری از سازمان‌های وابسته به سازمان ملل به‌شدت کاهش یافته با به کل قطع می‌شود. به گزارش آسوشیتدپرس در مقابل دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در کنگره به‌شدت در مقابل طرح دولت ترامپ موضع گرفته و ممکن است واشینگتن دستکم برخی از هزینه‌ها را متقبل شود. آمانو می‌گوید اگر آمریکا منابع مالی این سازمان را تأمین نکنند، پول کافی برای بازرسی‌ها از فعالیت‌های هسته‌ای ایران وجود نخواهد داشت. یوکیا آمانو که به تازگی با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در واشینگتن دیدار داشت، می‌گوید، در این سفر توجه آمریکا را به کمبود بودجه این سازمان جلب کرده است. به گفته یوکیا آمانو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در سال ۲۰۱۸ به میزان ۲.۱ درصدبودجه بیشتر نیاز خواهد داشت؛ بودجه‌ای معادل ۴۰۰ میلیون دلار» یوکیا آمانو که در حال حاضر به شدت در تنگناهای مالی است، پرده از پرداخت رشوه از سوی آمریکا برمی دارد و گرو کشی می‌کند. در تاریخ سازمان انرژی اتمی ما شاهد آن بوده‌ایم که همواره رشوه‌های عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا به سازمان انرژی اتمی منجر به تغییر یکباره رأی آمانو پیرامون ایران شده است. هزینه بازرسی‌های تاسیسات هسته‌ای ایران در حدود ۹.۹ میلیون دلار برآورد می‌شود؛ بیش از نیمی از این هزینه از بودجه متدوال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأمین می‌شود. آمریکا و برخی کشورها تاکنون به‌صورت داوطلبانه هم پول در اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گذاشته‌اند. یوکیا آمانو می‌گوید بازرسان نباید معطل پول کشوری خاص بشوند چراکه با وظایفشان ممکن است درتعارض قرار بگیرد. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در تازه‌ترین موضع خود درباره توافق هسته‌ای روز یکشنبه در دیدار با حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق گفت که هیچ‌کس نمی‌داند که چرا باراک اوباما توافق هسته‌ای با ایران را امضا کرد. رئیس جمهور آمریکا از برجام به عنوان «بدترین» توافقی یاد کرده که تا به حال دیده و پیش‌تر در مبارزه‌های انتخاباتی خود وعده داده بود از این توافق کنار بکشد. رادیو فردا و دلالی برای شهرک‌های صهیونیستی موضوع دیگری که در بین فعالیت‌های این هفته رادیو فردا به چشم خورده و علیرغم تکراری بودن آن قابل توجه است، بحث توجیهاتی است که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای تداوم شهرک سازی های غیر قانونی اسرائیل در خاک فلسطین و سرزمین‌های اشغالی مطرح می‌کند.  رادیو فردا در گزارشی با تجلیل از عملکرد دولت نتانیاهو در راستای افزایش تجاوز طلبی به حریم فلسطینیان، می‌نویسد: «کابینه اسرائیل روز پنجشنبه پس از نزدیک به دو دهه با ساخت یک شهرک یهودی نشین جدید در کرانه باختری موافقت کرده است. خبرگزاری رویترز می‌گوید، در حالی کابینه امنیتی اسرائیل به ساخت این شهرک جدید رأی داده است که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مشغول رایزنی با دولت دونالت ترامپ بر سر ساخت و ساز شهرک‌های یهودی نشین در مناطق فلسطینی است. طبق این گزارش این شهرک جدید در منطقه "ایمک شیلو" ساخته خواهد شد. این در حالی بود که پیش از موافقت کابینه با ساخت شهرک جدید،‌ بنیامین نتانیاهو روز پنجشنبه گفته بود: من وعده داده بودم که یک شهرک جدید خواهیم ساخت و ما امروز به این وعده عمل کردیم. به دنبال تخریب منازل شهرک آمونا در ماه فوریه امسال به حکم دیوان عالی اسرائیل،‌ بنیامین نتانیاهو وعده داده بود که شهرک جدیدی درمنطقه «ایمک شیلو» ساخته خواهد شد. رویترز اضافه کرده است: به نظر می‌رسد بنیامین نتانیاهو با ساخت این شهرک جدید می‌خواهد به نوعی حمایت راستگرایان در دولت خود را جلب کند. به رغم این که دونالد ترامپ مخالف شهرک سازی اسرائیل نیست ولی او پیش‌تر از بنیامین نتانیاهو خواسته بود که این ساخت سازها را برای مدتی متوقف کند.» اما آنچه که امروز از سوی کابینه نتانیاهو اعلام شد یک بار دیگر ثابت می‌کند که اسرائیل به جلب نظر ساکنان شهرک‌های غیر قانونی بیشتر پایبند است تا به رعایت الزامات مورد نیاز برای ثبات و صلح عادلانه. مع الوصف رادیو فردا همچنان در راستای منافع کاخ سفید تلاش می‌کند فلسطینیان را مسئول تنش‌های میان اسرائیل و فلسطین جلوه دهد.  افزایش شهرک سازی صهیونیست‌ها در حالی رخ داده است که جیسون گرینبلات، فرستاده ویژه دونالد ترامپ برای صلح خاورمیانه نیز هفته گذشته به دومین سفر خود به منطقه پایان داد. وی گفته بود، "توافق صلح میان فلسطینیان و اسرائیل امکان‌پذیر است".   بیشتر کشورهای جهان ساخت و ساز شهرک‌های یهودی نشین در سرزمین‌هایی که اسرائیل پس از جنگ ۱۹۶۷ تصرف کرده را غیر قانونی می‌دانند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از فروردین ماه 1395 (08 الی 15 فروردین ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Thu, 06 Apr 2017 07:59:54 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23157/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 142) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23156/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سال 1395 با همه اتفاقات خاص و تلخ و شیرینش سپری شد و در حالی اولین هفته از فروردین ماه سال 1396 را پشت سر گذاشته‌ایم که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا دست از دشمنی خود برنداشته و تلاش کرده است تا با وصل کردن این ایان به سیاست‌های سال قبلش، همچنان واقعیت‌ها را آن گونه که اربابانش می‌خواهند نشان دهد. با همین شرایط، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان را در بازه زمانی هفت روزه مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و دومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از فروردین ماه سال 1395 (01 الی 07 فروردین ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و دومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل دروغ پردازی رادیو فردا برای نجات یک مجرم، واکنش این رسانه صهیونیستی – آمریکایی به اولین گزارش ضد ایرانی عاصمه جهانگیر"، تداوم حملات رسانه ای رادیو فردا به امام جمعه مشهد، تلاش برای تغییر سبک زندگی ایرانیان و ... را مورد مشاهده نمایید. آزادی به بهای دروغ! مجله این هفته را با بررسی تلاش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای تبرئه یک مجرم آغاز می‌کنیم؛ جایی که برای بیگناه نشان دادن این مجرم با سابقه، دست به دروغ گویی میزند. رادیو فردا در بخشی از برنامه هفتگی "دریچه" و در ادامه بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، به بازداشت دو روزنامه نگار در کشورمان واکنش پرداخته و همانطور که گفته شد با دروغ سعی در تبرئه آن‌ها دارد. مهتاب وحیدی‌راد، گوینده رادیو فردا در این خصوص می‌گوید: «طی هفته گذشته و درحالی که تنها چند روز به پایان سال باقی نمانده، دو روزنامه نگار در تهران بازداشت شدند. هنگامه شهیدی 19 اسفند ماه توسط مأموران امنیتی در مشهد بازداشت و با یک پرواز امنیتی به تهرانم منتقل شد و هم اکنون در بند 209 اوین زندانی است. علت بازداشت و اتهام او اعلام نشده است. ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی درباره وضعیت فرزندش می‌گوید: "بخاطر این که میدونستم هنگامه اعتصاب غذا و دارو هست، یک نامه گرفتم برای ملاقات و من و خواهرش و دخترش رفتیم و از ساعت 2 در حیاط اوین تا ساعت 6 ایستادیم ولی نیاوردنش. من نگران هنگامه هستم چون قلبش مشکل داره و کمردرد هست و معدش هم مشکل داره. من داخل مترو بودم که بهم زنگ زد گفت ازم بازجویی هم شده و من هیچ کاری نکردم و تا روزی هم که ثابت نکنم به این‌ها که کاری نکردم نه غذا می‌خوردم و نه دارو استفاده می‌کنم." احسان مازندرانی هم روزنامه نگار دیگری است که 22 اسفند ماه بازداشت شد و دادستان تهران دلیل بازداشت او را اجرای باقی مانده حکم قبلی‌اش اعلام کرد درحالی که همسر احسان مازندرانی می‌گوید، او یک ماه پیش با پایان محکومیتش آزاد شده بود. احسان مازندرانی به گفته همسرش از روز اول بازداشت دست به اعتصاب غذای خشک زده و وضعیت جسمی‌اش نامناسب است.» در این نوع گزارش‌های رادیو فردا و برنامه‌هایش شاهد نکاتی هستیم که دروغ‌های شاخ دار آن‌ها برای تخریف فضای حقوق بشری در ایران را بر ملأ می‌کند. چطور می‌شود که از طرفی هیچ گونه اطلاعاتی از جمله علت بازداشت و اتهام فرد و ... مشخص نباشد و حتی امکان ملاقات با خانواده و وکیل هم داده نشود اما مجرم بالافاصله با خانواده‌اش تماس می‌گیرد و خانواده با آگاهی کامل از اعتصاب غذا و داروی او خبر می‌دهند؟! بگذریم از این که در سخنانی جالب متهمی که تا روز قبل از بازداشت در سلامت کامل به فعالیت علیه قانون و امنیت کشور می‌پرداخت، به یکباره مجموعه ای از امراض مختلف را در خود جای داده است؛ چطور با این همه بیماری با آن شدت فعالیت غیر قانونی کرده است معلوم نیست؟! هنگامه شهیدی مشاور مهدی کروبی یکی از سران فتنه سال 1388 در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کشورمان بوده است که پیش‌تر نیز سابقه بازداشت را در پرونده خود داراست. وی در تیر ۱۳۸۸ به دلیل اتهاماتی از قبیل شرکت در اجتماعات غیرقانونی، تبانی به قصد برهم زدن امنیت، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری بازداشت شد که در آن دوره هم با اعتصاب غذا و دارو به دنبال فضاسازی‌های حقوق بشری مطابق میل رسانه‌های ضد ایرانی بود و در نهایت نیز در ۱۰ آبان ۱۳۸۸ با سپردن وثیقه ۹۰ میلیون تومانی آزاد شد. آغازی تکراری با نام تهیه کننده ای جدید یکی دیگر از موضوعات حقوق بشری که در این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به آن پرداخته است، اولین گزارش ضد ایرانی "عاصمه جهانگیر" در سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران است که این بار نیز در قالب بخشی از برنامه هفتگی "دریچه" مطرح شده است. "مهتاب وحیدی راد" گوینده "دریچه" در این بخش می‌گوید: «عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران روز سه شنبه نخستین گزارش خود را به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرد. در این گزارش از عملکرد مقام‌های ایران در رابطه با مسائل حقوق بشری انتقادهای متعددی شده. از جمله شمار اعدام‌ها در ایران که هشدار دهنده توصیف شده و از اعدام مجرمان زیر هجده سال هم به شدت انتقاد شده است. به گزارش سازمان حقوق بشر ایران در سال گذشته میلادی دست کم 530 نفر در ایران اعدام شدند. اجرای مجازات‌های بدنی از جمله شلاق و قطع عضو، روند دادرسی‌ها، بازداشت روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان سیاسی و مدنی، وضعیت اقلیت‌های قومی و مذهبی و حقوق زنان از دیگر مواردی است که عاصمه جهانگیر از آن‌ها انتقاد کرده. عاصمه جهانگیر از آبان ماه گذشته به سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور مربوط به حقوق بشر در ایران منصوب شد. سمتی که پیش از او احمد شهید پنج سال و نیم عهده دار آن بود اما مقام‌های جمهوری اسلامی هرگز به او اجازه سفر به ایران را ندادند.» "عبدالکریم لاهیجی"، رئیس فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر؛ نیز در این برنامه می‌گوید: «متاسفانه در مسائل مربوط به حقوق بشر، به ویژه آن چیزی که در مجموعه کلی جامعه مدنی قرار می‌گیرد، سیاست تشدید فشار و تشدید سرکوب را دولت مردان ایران و جمهوری اسلامی در پیش گرفته‌اند. مسئله مدافعان حقوق بشر مثل نرگس محمدی و ده‌ها تن دیگر که همچنان در زندان هستند، افرادی که فقط و فقط در ارتباط با عقایدشان و در ارتباط با گفتن یا نوشتن مطلبی مانند روزنامه نگاران و هنرمندان، در ارتباط با یک فیلم، یک موزیک یا حتی یک کلیپ، سر و کارشان به دادگاه انقلاب می‌افتد و حبس‌های دو سال تا ده سال را تجربه می‌کنند.» جالب است یکی از مسائل همیشگی مورد انتقاد در حوزه حقوق بشر ایران، تعداد اعدام مجرمین است اما در همین برنامه خود مجری رادیو فردا به واقعیتی اذعان نموده است که سیاسی بودن تمامی این فضاسازی‌هایشان را برملا می‌سازد؛ "مهتاب وحیدی راد" در این برنامه تأکید کرده است که تعداد اعدام مجرمین در ایران در سال 1395 نسبت به سال قبل از آن با کاهش 40 درصدی همراه بوده است. گذشته از این که عاصمه جهانگیر با چه گذشته و سابقه ای به عنوان جانشین احمدشهید در این سمت انتخاب شده است و همچنین بی توجه به این که برخی کشورها مانند عربستان سعودی با تاریخی مملو از نقض حقوق بشر با سکوت مجامع بین المللی مواجه بوده است و هرگز گزارشگر ویژه برایشان در نظر گرفته نشده است، اما در مورد ایران با سال‌ها تلاش برای صلح در منطقه این نگاه ویژه دنبال شده است، باید به این نکته اشاره داشت که منابع گزارش اخیر منتشر شده چیست؟! گزارشی که بدون حضور در ایران و بی توجه به عقاید، تفکرات، نظرات و حرف‌های مردمی که اکثریت جامعه ایرانی را می‌سازند منتشر می‌شود آیا می‌تواند جامع و گویای واقعیت‌ها باشد؟! نامه سرگشاده خانواده‌های اسیران فرقه رجوی استان اردبیل به عاصمه جهانگیر به عنوان گزارشگر جدید حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص وضعیت فرزندانشان که در اسارت مجاهدین خلق سال‌هاست گرفتار هستند، تنها نظارت بخشی از این جامعه را نشان می‌دهد که وی در گزارش اخیر خود هیچ گونه توجهی به آن نداشته است؛ اما برعکس اعضا و دوست داران این سازمان تروریستی به عنوان منبع بر ضد ایران استفاده شده‌اند. ادوارد ترمادو، مسیحی ایرانی از آلمان نیز در نامه ای سرگشاده به عاصمه جهانگیر همین واقعیت را به او یادآوری و تأکید می‌کند: "نغص حقوق بشر امروزه در جهان گسترده شده و روز بروز هم گسترده تر می‌شود، اما یک نکته مهم این است که اگر دولت کشوری در رابطه با نغض حقوق بشر بایستی پاسخگوی جهانیان باشد که بایستی هم باشد، پس به موازات همان دولت یا حکومت مخالف یا اپوزلسیون آن حکومت در رابطه با نغض حقوق بشر در درون مناسبات خود هم بایستی پاسخگو باشد، چرا که تمام جریانات سیاسی مخالف هر حکومتی برای رسیدن به هدف خود که همانا قبضه قدرت است تحت نام مبارزه با دیکتاتوری یا مبارزه با نغض حقوق بشر از نام حقوق بشر بهره برده و در درون تشکیلات خود نغض کننده ابتدایی‌ترین حقوق افراد خود می‌باشند." ورود به سال جدید و تدام عقده گشایی رادیو فردا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همواره تلاش کرده است تا شخصیت‌های برجسته و انقلابی را در کشورمان مورد حملات رسانه ای خود قرار دهد و با تخریب آن‌ها، به نوعی اصلی‌ترین موانع خود در داخل کشور را از میان بردارد. این رسانهٔ دولتی آمریکایی در این هفته با اختصاص دادن بخشی از برنامه هفتگی "ایستگاه پنجشنبه"، این هدف خود را دنبال کرده است؛ به طوری که ضمن بررسی مهم‌ترین رویدادهای سال 1395، در بخشی به عقده گشایی علیه آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد مقدس پرداخته و با طرح موضوع لغو برخی کنسرت‌ها در این شهر، از جایگاه وی در کشور ابراز نگرانی کرده است. فرشید منافی، گوینده رادیو فردا در این باره می‌گوید: «این هفته چون آخرین برنامه سال 1395 رو در خدمت شما هستیم گفتیم چیکار کنیم که هم سیخ بسوزه هم کباب، تصمیم گرفتیم که در حدی که فرصت داریم به اتفاقات مهم مملکت در سال 1395 بپردازیم. سعی کردیم به صورت قوه قوه هم بپردازیم یعنی قوای مختلف کشور رو به صورت جدا جدا یه حالی بدیم بهشون. ماشالا کم قوه هم نداریم، از قضائیه و مجریه و مقننه گرفته تا شهرداریه و سپاهیه و اطلاعاتیه و در نهایت هم بیتیه. سال 1395 برای دولت روحانی سال پر ماجرایی بود. یک چالش دولت روحانی ماجرای لغو کنسرت‌ها در برخی استان‌ها خصوصاً استان خراسان رضوی بود. بعد از این که حضرت آیت الله علم الهدی به نوعی در مشهد خودمختاری اعلام کرد و گفت هیچ کنسرتی نباید در این شهر برگزار بشه، حتی اگر از ارشاد مجوز داشته باشه، خب انتظار می‌رفت دولت روحانی به شدت مقاومت کنه ولی وزیر ارشاد چنان نرمش قهرمانانه ای نشون داد در برابر این موضوع که از نرم قهرمانانه آقاشون در برابرش غرش ببر خشمگین محسوب می‌شد. یعنی آقای وزیر بهداشت گفتند که به احترام امام جمعه مشهد دیگه کنسرت در مشهد برگزار نمی کنن. خسته نباشین آقای وزیر ارشاد. خیلی زحمت کشیدین توی سال 1395.» اما آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد مقدس بارها در مصاحبه‌ها و گفتگوهای خود تأکید کرده است که برخلاف فضاسازی‌های این چنینی، هیچ گاه مخالف صرف برگزاری کنسرت موسیقی در این شهر و استان نبوده است، بلکه صرفاً خواهان توجه به شأن امام رضا (ع) و بارگاه منور رضوی در صدور مجوز برای کنسرت‌های درخواستی است که قرار است در شهر مشهد به اجرا درآید. وی در یکی از این مصاحبه‌ها با روزنامه خراسان، تأکید می‌کند: "بر اساس روایت پیامبر (ص) که حرم امام رضا (ع) را بین الجبلین (بین دو کوه) معرفی کرده است معتقدم نباید در این محدوده کنسرتی که درشان حرم مطهر امام رضا (ع) نباشد برگزار شود، تردیدی وجود ندارد که بهترین موسیقی دانان و علاقه مندترین افراد به موسیقی هم حاضر نیستند در حرم امام رضا (ع) موسیقی بنوازند یا به آن گوش کنند و نظر من هم بر همین اساس است. اما این حرف را من نگفته‌ام که در مشهد کنسرت موسیقی برگزار نشود. بلکه اعلام کرده‌ام شورای فرهنگ عمومی که ریاست آن بر عهده استاندار و دبیری آن بر عهده مدیر کل ارشاد است درخواست‌های کنسرت موسیقی را بررسی کنند که اگر درشان بارگاه مطهرامام رضا (ع) است اجرا شود و در غیر این صورت جای دیگری برای اجرای آن تعیین شود. بنابراین اگر شورای فرهنگ عمومی اجرای آن را تصویب کرد، آن کنسرت برگزار شود. البته عده ای علیه من جوی را درست کرده‌اند که به نظر برسد من ضد جوانان، ضد موسیقی و ضد شادی و نشاط هستم. این تلاش‌ها فقط گرد و غبار در فضای اجتماعی به پا می‌کند اما بدون شک واقعیت روشن می‌شود." با این وجود کاملاً مشخص است که رسانه‌هایی مانند رادیو فردا که از شخصیت‌های برجسته انقلابی دل خوشی ندارند، از هر بهانه و فرصتی برای ضربه زدن به آن‌ها استفاده می‌کنند و این بار نیز بررسی مهم‌ترین رویدادهای سال 1395 بهانه ای شد تا فرشید منافی در ایستگاه پنجشنبه، خشم و کینه این مجموعه از آیت الله علم الهدی را ابراز کند دیکته رادیو فردا برای سبک زندگی ایرانیان رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید همواره تلاش کرده است تا هر گونه فرهنگی که با ارزش‌های ایرانی – اسلامی در تناقض است و باعث بروز مشکلات عدیده دیگری در جامعه ایرانی می‌شود را با تبلیغات نرم خود به مخاطبینش القا سازد. در همین رابطه این بار نیز در این هفته شاهد گزارش‌هایی بوده‌ایم که همین هدف را نشان می‌دهد؛ در یکی از این موارد این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با انتشار گزارشی تحت عنوان «از خودروهای اشرافی تا ابرخودروها در نمایشگاه ژنو» به تبلیغ برای خودروهای لوکس می‌پردازد و می‌آورد: «نمایشگاه گذشته از معرفی طرح‌های خلاقانه، بیشتر جولانگاه خودروهای بسیار لوکس یا ابر خودروهای گران قیمت است. قیمت آلپاین کمتر از ۶۰ هزار یورو است. البته شاید این قیمت کمی زیاد بنظر برسد اما این قیمت برای خودروهای اسپرت گران نیست مخصوصاً که قیمت برخی خودروهای اسپرت به بیش از دو میلیون دلار می‌رسد.... این یک ابرخودروی موتور وسط است که بدنه آن با رگه‌هایی از طلای ۲۴ عیار تزئین شده است. در پشت کابین راننده، یک پیشرانه ۸ سیلندر خورجینی با توربوشارژ دوقلو با قدرت ۱۳۶۰ اسب بخار قرار گرفته است. قیمت نهایی خودرو حدود ۲ میلیون دلار است..... قیمت این محصول ۲.۳ میلیون دلار است...... از این خودرو تنها ۱۵ دستگاه تولید خواهد شد و قیمتی نزدیک یک میلیون دلار دارد ..... فقط پنج دستگاه از این اتومبیل ساخته خواهد شد و قیمت این محصول حدود دو میلیون دلار است ..... بنتلی و پورشه هم خودروهای چند صد هزار دلاری خود را نمایشگاه عرضه کردند..... قیمت نهایی این خودرو که جایگزین مدل اف ۱۲ خواهد شد بیش از ۳۵۰ هزار دلار تخمین زده می‌شود..... این خودرو حدود ۲۸۰ هزار یورو قیمت دارد. پورشه پانامرا اسپرت توریسمو یکی از خودروهای جدید پورشه در نمایشگاه بود. پانامرا اسپرت توریسمو از ۹۷ تا ۱۵۸ هزار یورو قیمت دارد.» از طرفی نیز رادیو فردا در گزارشی دیگر به موضوع شادی در ایران پرداخته و با انتقاد از میزان شادی ملت ایران، تلاش کرده است تا با قرا دادن این دو گزارش در کنار هم فرهنگ غربی را راه نجات جامعه معرفی کند. این رسانه آمریکایی در این گزارش ضمن انتشار تصویری از زن و مردی برهنه که در کنار هم هستند، در شرح آن می‌نویسد: «داشتن هدف مشترک بین مردم و دولت، گشاده دستی و حکومت‌داری خوب از جمله مواردی است که در نروژ و بقیه کشورهای شاد جهان دیده می‌شود (در تصویر دو فعال محیط زیست نروژ در آب‌دره‌ای در لانگیربین)» مشخص نیست رادیوفرداییها چه هدفی داشته‌اند که محیط زیست و سکس را به شادی ارتباط داده‌اند! اما مشخص است که رادیو فردا مخاطب خود را چه قماشی می‌داند و یا می‌کوشد تا آنان را به چه قماشی تبدیل کند. این رسانه فارسی زبان می‌نویسد: «ایران که سال گذشته در رده ۱۰۵ این جدول قرار داشت، با سه پله سقوط به مکان خود در سال ۲۰۱۵ بازگشت و حالا در رده ۱۰۸ این جدول قرار دارد. در انتهای این فهرست کشورهای جمهوری مرکزی آفریقایی، بروندی، تانزانیا، سوریه، رواندا، تاگو، گینه، لیبریا، سودان جنوبی و یمن قرار دارند. در بین کشورهای ابرقدرت جهان، آمریکا رده ۱۴ ام، آلمان رده ۱۶ ام، بریتانیا رده ۱۹ و روسیه در رده ۴۹ قرار دارند. ژاپن ۵۱ ام و چین ۷۹ است.» یعنی شما به فقیرترین کشورهای آفریقایی به لحاظ میزان شاد بودن نزدیکید، و کشورهای شادی مانند آمریکا و آلمان و... باید الگوی شما باشند، آن هم با همین میزان برهنگی و به نظر می‌رسد توضیحاتی بیشتر برای این خبر لازم نباشد! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و دومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از فروردین ماه 1396 (01 الی 07 فروردین ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 27 Mar 2017 07:51:45 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23156/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 141) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23045/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته و روزهای پایانی سال 1395 با دربرگرفتن روز مادر به هفته ای برای قدردانی از جایگاه والای این سازنده جامعه تبدیل شده است و بر همین اساس نیز فعالیت‌های رسانه ای در این هفته بیش از پیش متوجه این روز و موضوعات مربوط به زنان بوده است که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در همین راستا، به بهره برداری‌های خاص خود از این گونه موضوعات پرداخته است. در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" ضمن این که به طور خلاصه بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا را مورد بررسی قرار می‌دهد، تلاش کرده است تا واقعیت را برای مخاطبین خود بازگو کند. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از اسفند ماه سال 1395 (24 الی 30 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل بررسی وضعیت زنان ایرانی از دید زره بین رادیو فردا، بهره برداری از احساسات ناب مادرانه برای دفاع از یک خائن، دوگانه گویی این رسانه آمریکایی برای دفاع همزمان از مجرم و قربانی، گزارش رادیو فردا از آرامش یک مرتد در آغوش اسرائیل، تلاش برای تبدیل کردن دست‌های چدنی امریکا به دست پر محبت برای ملت فلسطین، ناکامی‌های رسانه‌های آمریکایی در پروژه‌های نظرسنجی از مخاطبین و ... را مورد مشاهده نمایید. رادیو فردا و هفته ای برای زنان آخرین هفته از سال 1395 به دلیل قرار گرفتن میلاد پر برکت حضرت زهرا (س)، به نوعی به هفته ای برای زنان تبدیل شده بود؛ به گونه ای که حتی در اکثر فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در این هفته می‌توان توجه به موضوعات مربوط به زنان را مشاهده کرد. از همین رو، بخش قابل توجه این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را نیز ما به موضوعات مرتبط با زنان اختصاص داده‌ایم که در ادامه آن را مشاهده خواهید کرد. وضعیت زنان از ایران تا آمریکا رادیو فردا همواره در موضوعات مختلف و با بهانه‌هایی مختلف به سیاه نمایی در خصوص وضعیت زنان در ایران پرداخته است. گاهی شاهد دفاع همه جانبه این رسانه صهیونیستی – آمریکایی از حقوق ضایع شده زنان در کشورمان بوده‌ایم و گاهی شاهد دلسوزی‌های بیش از اندازه و دوستی‌های خاله خرسه این مجموعه در قبال این قشر از جامعه ایرانی هستیم. در همین راستا، رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در آخرین روزهای سال 1395 با انتشار گزارشی به طور کلی وضعیت زنان در ایران را در حوزه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده و در شرایطی که وضعیت زنان در آمریکا را به درستی ندیده است، با دیدی ذره بینی این حوزه در کشورمان را هدف سیاه نمایی خود قرار می‌دهد. رادیو فردا در گزارش خود با پرداختن به "اطلس وضعیت زنان" در ایران و با تأکید بر وضعیت زنان در استان سیستان و بلوچستان و البته وضعیت اشتغال و فعالیت‌های اقتصادی زنان در کشورمان، می‌آورد: «وضعیت زنان در استان سیستان و بلوچستان از چند جنبه در ایران رکورددار است؛ از نظر تعداد زنانی که هوو دارند، قبل از ۱۸ سالگی زایمان می‌کنند، در هفته حتی یک بار هم به هیچ رسانه‌ای دسترسی ندارند، فاقد آگاهی صحیح درباره چگونگی پیشگیری از ایدز هستند، بالاترین نرخ بی‌سوادی دختران و زنان بالای شش سال ایران در میان آن‌ها دیده می‌شود و استفاده از انواع وسایل جلوگیری از بارداری در میان آن‌ها در پائین‌ترین سطح قرار دارد. ۱۴.۹ درصد زنان در سیستان و بلوچستان، همسرانشان بیش از یک زن دارند، ۱۸.۲۹ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۴ سال این استان، پیش از ۱۸ سالگی زایمان می‌کنند، ۵۵.۱۶ درصد آن‌ها از هیچ‌گونه روش پیشگیری از بارداری استفاده نمی‌کنند و تنها ۸.۰۵ درصدشان دارای اطلاعات درستی درباره چگونگی پیشگیری از ایدز هستند. علاوه بر این، تنها ۴.۴۷ درصد زنان ۱۵ تا ۵۴ ساله اهل این استان، در هفته دست‌کم یک بار از اینترنت استفاده می‌کنند، ۱۰.۰۱ درصد از آن‌ها در هفته دست‌کم یک بار سراغ رایانه می‌روند و ۸.۳۹ درصدشان در هفته به هیچ رسانه‌ای دسترسی ندارند. شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده پیش‌تر درباره وضعیت اشتغال زنان در ایران گفته بود که "رتبه ایران از بین ۱۴۴ کشور در این زمینه رتبه ۱۳۹ است و پس از ایران کشورهایی نظیر عربستان قرار دارند." وی میزان مشارکت اقتصادی زنان در کشور را ۱۳.۳ درصد اعلام و افزوده بود: "زمانی که بحث توانمندی اقتصادی [زنان] را به عنوان چالش مطرح می‌کنیم برخی ... خرده می‌گیرند که قصد بیرون کشیدن زنان از خانه و خانواده را داریم."» همانطور که گفته شد، رادیو فردا این گونه با عینک ذره بینی به دنبال مشکلات زنان در ایران می‌گردد و آن‌ها را با بزرگنمایی علیه کشورمان مورد استفاده قرار می‌دهد اما به عنوان یک رسانه دولتی آمریکایی، در مقابل وضعیت زنان در این کشور همواره خود را به کوری زده است. حضور شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید که به رئیس جمهوری زن ستیز شهرت دارد و انتخابش با اعتراض گسترده زنان در اقشار مختلف جامعه ایالات متحده همراه بوده است، به خوبی گویای وضعیت آشفته این کشور است. اعتراضات گسترده ای که پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با حضور هزاران زن و با همراهی زنان کنگره برگزار شد، نشان دهنده همین واقعیت است. جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا در کتابی با عنوان "فراخوانی برای اقدام؛ زنان، مذهب، خشونت و قدرت"، ابعاد مختلف تبعیض علیه زنان در این کشور را با توجه به تجربیات عینی خود بیان کرده است که در مقدمه آن نوشته است: "تمام بخش‌های این کتاب مربوط است به تعصب، تبعیض جنسیتی، جنگ، خشونت، تفاسیر تحریف شده از متون دینی، تعرض جسمانی و روانی، فقر و بیماری که به نحو معتنابهی به زیان زنان و دختران است." وی در فصل پنجم کتاب خود با اشاره به نمونه‌های عینی، تأکید کرده است که در سیستم حاکم بر آمریکا نه تنها حقوق زنان نقض می‌شود، بلکه در پی این نقض حقوق، فرصت پیگیری و احقاق حق نیز از آن‌ها صلب شده است. استفاده ابزاری از احساس مادری برای تبرئه یک مجرم همان گونه که بیان شد رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از روش‌های مختلفی برای استفاده ابزاری از زنان درجهت دست یابی به اهدافش بهره برداری کرده است. در همین راستا در این هفته که روز مادر را نیز به همراه داشت، شاهد گزارشی از سوی این رسانه فارسی زبان بودیم که تلاش کرده بود تا با مطرح کردن احساس مادری و دخیل کردن احساسات مخاطبین، وضعیت "نازنین زاغری" مجرم ایرانی - انگلیسی در زندان کشورمان را مورد بررسی قرار داده و بی توجه به واقعیت‌های پرونده وی، از بیگناهیش و ظلمی که در ایران بر او می‌شود سخن بگوید. رادیو فردا در این گزارش با مطرح کردن تیتری سراسر احساسی، از همان آغاز بازی با احساس مخاطبین را دنبال کرده و با این عنوان که «نازنین زاغری: کشوری که به آن افتخار می‌کردیم، طلایی‌ترین روزهای بزرگ شدن دخترمان را از ما گرفت» می‌نویسد: «نازنین زاغری رتکلیف، شهروند ایرانی‌بریتانیایی زندانی در ایران در نامه‌ای به همسرش در سالگرد ترک بریتانیا وسفر به ایران نوشته است: "کشوری که روزی به آن افتخار می‌کردیم، طلایی‌ترین روزهای بزرگ شدن دخترمان را از هر دویمان گرفت." نازنین زاغری درآغاز این نامه نوشته است:"یک سال از روزی که یکدیگر را در لندن در آغوش کشیده و بوسیدیم و من راهی ایران شدم می‌گذرد. گیسو و من تنها برای سفر دو هفته‌ای اسباب سفر بسته بودیم تا نوروز سال ۱۳۹۵ را در کنار خانوده‌ام در تهران سپری کنیم، سفری که هیچ بازگشتی به خانه نداشت." نازنین زاغری که برای تعطیلات نوروزی به ایران سفر کرده بود، ۱۵ فروردین ماه سال جاری هنگام خروج از ایران از سوی اطلاعات سپاه در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شد. هم اکنون گیسو، دختر دو ساله نازنین جدا از والدین خود و نزد خانواده مادرش زندگی می‌کند. نازنین زاغری برای بنیاد تامسون رویترز، یک نهاد خیریه که مرکز آن در لندن است کار می‌کرد. این بنیاد از موسسه خبری تامسون رویترز و خبرگزاری رویترز کاملاً مستقل است. خانم زاغری در بخش دیگری از این نامه با اشاره به این "دردناک‌ترین قسمت ماجرا آنجاست که هیچ‌کدام از ما شاهد بزرگ شدن دخترمان نبودیم، هیچ‌یک از ما"، نوشته است: "گیسویمان بزرگ شده و قد کشیده است. او اکنون به خوبی می‌فهمد که پدر و مادرش در کنار یکدیگر نیستند، پدر در لندن و به دور از او، و مادر در اتاقی زندگی می‌کند، اتاق ملاقاتی که تمام این مدت، ما یکدیگر را در آن ملاقات می‌کردیم." خانم زاغری اضافه کرده است: "بی‌عدالتی نهفته در این لحظات با هیچ واژه‌ای قابل توصیف نیست، چه روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌ایم و چقدر از هم دور بوده‌ایم اما عشقمان عمیق‌تر از قبل شد."» اما آیا یک مادر باید به خود اجازه دهد که قانون و حقوق یک ملت را زیرپا بگذارد و با خیانت در جهت براندازی یک حکومت گام بردارد؟! آیا می‌شود با تکیه بر احساس مادرانه واقعیت‌ها را نادیده گرفت یا از دید سایرین پنهان نگاه داشت؟! خانم نازنین زاغری تبعه ایرانی- انگلیسی است که در تاریخ 15 فرودین سال جاری توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه کرمان در فرودگاه امام خمینی در زمان خروج از کشور دستگیر شد، پیش تر بارها به ایران سفر کرده و خارج شده بود، بنابر این، طبیعتاً بی دلیل مورد پیگرد و بازداشت قرار نگرفته است. بعلاوه بعد از بازداشت برخلاف ادعاهای صورت گرفته در سوئیتی مجزا نگهداری می‌شود که از همه امکانات برخوردار است و در تمام مدت با خانواده خود چه تلفنی و چه حضوری در ارتباط بوده است. وی در قالب فعالیت در موسسه ای رسانه ای، یکی از سرشبکه های گروه‌های تلاش برای براندازی نرم حکومت در کشورمان بوده است و تلاش کرده است تا با مدیریت، هدایت و ایجاد شبکه‌های رسانه ای، در این راستا نقش آفرینی کند. بنیاد تامسون رویترز، در جای جای جهان به دنبال ترویج دموکراسی از نوعی غربی است که این موضوع در قبال ایران به طور خیلی خاص و با همد براندازی در پوشش جنگ نرم دنبال شده است. رادیوی همیشه نگران، گاهی برای مجرم گاهی برای قربانی! در راستای موضوعات بالا که در حوزه زنان به بررسی آن پرداختیم، وقوع حادثه اسیدپاشی برای دو بانوی ایرانی در یکی از شهرهای کشورمان نیز مورد توجه خاص رادیو فردا قرار گرفت و ما شاهد انتشار گزارشی از سوی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بودیم که با پرداختن به این موضوع نشان داد که می‌شود همزمان هم برای مجرم و عامل جنایت و هم برای قربانیان ابراز نگرانی کرد. در یکی از گزارش‌های اخیر خود، از قربانی شدن دو زن ایرانی بر اثر اسیدپاشی خبر داده و به طور ویژه این موضوع را بازتاب داده است. اما جالب این جاست که در یک دوگانگی و تناقض آشکار، از طرفی برای زنان قربانی اسیدپاشی ابراز نگرانی می‌کند و از طرفی هم در مقابل محاکمه عادلانه عاملان این گونه جرائم خشن به اعتراض ایستاده و حامی و وکیل مدافع این مجرمین است. در این گزارش رادیو فردا که به موضوع اسیدپاشی در بندر ماهشهر پرداخته، با تلاش برای ناامن نشان دادن کشور برای زنان و البته عدم مجازات قاطعانه مجرمین این گونه جنایات، نوشته شده است: «نیروی انتظامی بندر ماهشهر از اسیدپاشی به دو زن در این شهر بندری در استان خوزستان خبر داد. یک گزارش حاکی از آن است که "یکی از این دو زن باردار بوده است". به گزارش خبرگزاری فارس، جلیل زبیدی، فرمانده انتظامی بندر "ماهشهر"، روز چهارشنبه، ۱۸ اسفند، خبر داد که در یک هفته اخیر "دو زن در پارک پتروشیمی" این شهر "قربانی" اسیدپاشی شدند. آقای زبیدی از "اقدامات گسترده" پلیس به منظور شناسایی و دستگیری "عوامل اسیدپاشی‌ها" در این شهر خبر داده و گفت که "سرنخ‌های بسیار خوبی" در این رابطه به دست آمده است. وی افزود که "بدون تردید به زودی عوامل این ناامنی دستگیر و به مراجع قضایی تحویل خواهند شد." با گذشت بیش از ۴۸ ساعت از اعلام این خبر، رسانه‌ها و نهادهای امنیتی، انتظامی و اطلاعاتی گزارشی از جزئیات این حادثه و شناسایی یا دستگیری عوامل آن ارائه نکرده‌اند. اسیدپاشی به روی زنان در ایران از مهرماه سال ۱۳۹۳ و در پی اسیدپاشی به شش زن در اصفهان، حساسیت ویژه‌ای در جامعه ایران پیدا کرده است. این حساسیت از زمانی افزایش یافت که گزارش‌هایی مبنی بر انگیزه "مذهبی" عاملان حمله با اسید به شش زن در اصفهان منتشر شد و تاکنون نیز هیچ‌یک از عامل یا عوامل این اقدام شناسایی و بازداشت نشدند. هدف عمده اسیدپاشی در ایران را زنان جوانی تشکیل می‌دهند که با انگیزه‌های مختلف شخصی یا انگیزه‌های دیگر از سوی عاملان چنین اقداماتی انتخاب و مورد حمله قرار می‌گیرند. بنا بر اعلام مقام‌های قضایی در ایران، نخستین اقدام به اسیدپاشی در کشور در سال ۱۳۳۴ رخ داده و نخستین قانون برای مقابله با این اقدام هم در سال ۱۳۳۷ به تصویب رسیده است. بر اساس قوانین فعلی ایران "اگر اسیدپاشی موجب قتل شود مجازات آن قصاص نفس است" و در غیر این صورت بر اساس ماده ۶۱۲ قانون تعزیرات می‌تواند برای عامل چنین اقدامی سه تا ۱۰ سال حبس در پی داشته باشد. در حال حاضر متوسط مجازات اسیدپاشی که امروزه از طرف قضات تعیین می‌شود با استناد به ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی حدود دو تا پنج سال حبس و پرداخت دیه است.» این رسانه آمریکایی از طرفی این گونه با هر مورد حادثه اسیدپاشی در هر نقطه ای از ایران و با هر دلیل و واقعیتی، به سرعت وارد عمل شده و نگرانی خود را نشان می‌دهد و از طرفی وقتی مجرمی در ایران عادلانه به سزای کارش می‌رسد و مجازات می‌شود، در نقش وکیل مدافعی برای این مجرم ظاهر شده و محاکمه‌اش را زیر سؤال می‌برد و مجازاتش را غیر عادلانه، حیوانی و نقض حقوق بشر می‌داند. وقتی پای جنایت در میان است رادیو فردا نگران مردم است و مخالف مجرم و با همین سیاست با زیرکی وضعیت امنیت و خشونت در ایران را هدف سیاه نمایی های ناعادلانه خود قرار می‌دهد و وقتی پای اجرای عدالت، اجرای قانون، محاکمه مجرم و مجازاتش در میان باشد، به یک باره تغییر موضع داده و این بار با نادیده گرفتن حقوق مردم، مجرمین را بیگناه توصیف می‌کند و مجازاتشان را نقض حقوق انسان‌ها می‌داند. در همین گزارش اخیر این رسانه وابسته به کاخ سفید از عدم مجازات کافی، محکم و اثرگذار برای عاملان اسیدپاشی در ایران سخن گفته است، در حالی که در واقعیت مجازات به اندازه کافی و در بالاترین شدت ممکن برای این مجرمین اعمال شده و می‌شود و ما حتی شاهد قصاص چشم در برابر چشم برای این مجرمین بوده‌ایم و در همین زمان باز شاهد بوده‌ایم که رادیو فردا وارد عمل شده و با پرداختن به گزارش‌های نهادهایی به ظاهر بین المللی که دست آویز آمریکا هستند، این گونه مجازات‌ها را به رفتارهای حیوانی تشبیه کرده است. ان چه که آشکار است، با این رفتار متناقض و دوگانه، رادیو فردا تنها به ریزش مخاطبینش سرعت می‌دهد و آن چه تغییر می‌کند تعداد مخاطبینی است که همچنان فریب خورده به این رسانه غربی اعتماد دارند. آغوش باز اسرائیل برای یک مرتد! ما در موضوعات مختلف شاهد حمایت‌های صهیونیست‌ها از هر گونه حرکت ضد اسلامی و ضد ایرانی بوده و هستیم و ارتباط صمیمانه عناصر ضد انقلاب با این رژیم اشغالگر به امری کاملاً معمول و قابل پیش بینی تبدیل شده است. در همین راستا، این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی از سوی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بوده‌ایم که با پرداختن به حضور یک خواننده مرتد در تلاویو، از آغوش باز صهیونیست‌ها برای این عنصر فاسد و امنیت او در کنار این اشغالگران خبر داده است. رادیو فردا در این گزارش با پرداختن به همخوانی شاهین نجفی با آویو گفن در کنسرت تل‌آویو، می‌نویسد: «شاهین نجفی خواننده ایرانی مقیم آلمان با آمدن به اسرائیل و حضور در یک کنسرت بزرگ در تل آویو، در کنار خوانندگان اسرائیلی و جهانی، یک سنت شکنی دیگر کرد. شاهین نجفی که خود از سال‌ها پیش، به خاطر آهنگ "آی نقی" به مرگ تهدید شد، پنجشنبه شب دوازدهم اسفند در کنسرتی با میزبانی آویو گفن خواننده مشهور اسرائیلی شرکت کرد. آویو گفن کنسرت سالیانه راک خود را با شرکت شماری از خوانندگان پرآوازه اسرائیلی و نیز خوانندگان مهمان برگزار کرده بود. شش هزار اسرائیلیِ اکثراً جوان که ایستاده کنسرت را نظاره و با خوانندگان همصدایی می‌کردند، مخاطبین این رویداد هنری بودند. آویو گفن پیش از ورود شاهین به صحنه از آشنایی خود با نام و کارهای شاهین در جریان سفرهایش به آلمان سخن گفت و یادآور شد که اولین دیدار با شاهین را به خواسته این هنرمند ایرانی، نه در آلمان که در ایتالیا انجام داد. آویو به مخاطبانش گفت که "در مقایسه با من، شاهین یک هنرمند واقعی و به راستی بزرگ است". او گفت، شاهین در روز ورود به اسرائیل هیجان‌زده بوده و احساس امنیت کرده است. به گفته آویو گفن، این که در این شرایط زمانی، اسرائیل میزبان یک هنرمند ایرانی می‌شود نشان از دموکراسی واقعی در اسرائیل دارد. شاهین با موهای جمع کرده، لباس سیاه و در حالی که آویو گفن در کنارش گیتار می‌نواخت، به روی صحنه آمد و آن دو با خواندن ترانه "بوکر توو ایران" (صبح بخیر ایران) مورد استقبال گسترده قرار گرفتند. آویو و شاهین در زمان اجرای ترانه اسرائیلی دیگر با "عاد شه یهیه توو" (تا که وضع خوب بشه) یکدیگر را در آغوش گرفتند و در پایان ترانه نیز این صمیمیت را برای لحظاتی طولانی نشان دادند؛ شاهین آویو را "برادر" نامید و فریاد تشویق اسرائیلی‌ها به آسمان بلند شد. شاهین در این اجرا به فارسی می‌خواند اما کلمات و جملاتی از دو ترانه را به عبری ادا می‌کرد. هنگامی که شاهین نجفی از بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ و سایر سیاستمداران جهان خواست از ایجاد جدایی میان ملت‌ها خودداری کنند، با فریادهای طولانی و مثبت حاضران تشویق شد.» این در حالی است که بررسی سابقه فعالیت‌های او چه در زمانی که داخل ایران حضور داشت و چه پس از فرار به آلمان نشان می‌دهد که چندان فاصله ای بین تفکرات او و تفکرات صهیونیسم وجود ندارد و این طبیعی است که یک اسرائیلی را برادر خود دانسته و در بین صهیونیست‌ها احساس امنیت کند؛ هر چند او درست صهیونیست‌ها را نشناخته است و باید بداند که تا وقتی به یک مهره سوخته تبدیل نشده باشد، در میان آن‌ها امنیت خواهد داشت و در غیر این صورت، باید منتظر خنجرهایی که همین برادران اسرائیلی از پشت به او می‌زنند هم، باشد. دوران حضور شاهین نجفی در ایران با فعالیت‌های غیر قانونی چه در عرصه سیاسی و در دانشگاه و چه در عرصه موسیقی با فعالیت زیرزمینی درامیخته است و پس از حضور در آلمان هم فعالیت‌های او گویای همین عقاید سیاسی و فکری خائنانه است. اما گذشته از همه آثار ضد ایرانی‌اش، آن چه بیش از همه قلب ملت ایران را به درد آورده و نفرت را از او به اوج رسانده است، آهنگی با عنوان "نقی است" که در آن اشکارا چه در تصویر و چه در متن شعر، به صاحت مقدس امام زمان (عج) و امام علی نقی الهادی (ع) و همچنین حضرت رضا (ع) توهین می‌کند و مدعی می‌شود که این اهانت‌ها تنها برای بیان انتقاد به وضعیت داخلی ایران است. در پی این اهانت‌های آشکار، حکم ارتداد او از سوی مراجع تقلید صادر شده است و طبیعی است که پس از صدور این حکم و با توجه به تفکرات خائنانه‌اش، جایی جز آغوش اسرائیل برایش امن نخواهد بود. گزارش رادیو فردا از دست دوستی آمریکا به سمت فلسطین! ایالات متحده آمریکا همواره در کنار رژیم اشغالگر صهیونیستی در تمامی حوزه‌ها حضور فعال و غیر قابل انکار داشته است، به طوری که می‌توان دست‌های آمریکا را نیز آلوده در خون مردمان فلسطینی که توسط اسرائیل به زمین ریخته شده و می‌شود، دانست. اما با همه این وجود پس از آغاز به کار دونالد ترامپ، در کاخ سفید، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تلاش کرده است تا با انتشار گزارشی ضمن اعلام خبر دعوت محمود عباس، مسئول تشکیلات خودگردان فلسطین به کاخ سفید توسط رئیس جمهوری جدید آمریکا، این کشور را بی طرف و حامی صلح نشان داده و از دست دوستی آمریکا به سمت مردم فلسطین سخن بگوید. رادیو فردا در گزارشی که در این هفته و به این منظور منتشر کرده است، می‌آورد: «سخنگوی رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی روز جمعه ۲۰ اسفند اعلام کرد که رئیس‌جمهوری آمریکا در تماس تلفنی با محمود عباس از او برای دیدار از ایالات متحده دعوت کرده، و شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید، هم در جریان نشست خبری‌اش این خبر را تأیید کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز، نبیل ابوردینه سخنگوی رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت: "دونالد ترامپ از محمود عباس برای دیدار از کاخ سفید دعوت کرده است تا راه‌های از سرگیری روند سیاسی را مورد بحث قرار دهند و بر تعهدش به روند صلح که صلح واقعی بین فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها را به ارمغان بیاورد تأکید کرد". مقام‌های فلسطینی اشاره کرده‌اند که محمود عباس در تماس با دونالد ترامپ نگرانی‌اش درباره ساخت‌وسازهای اسرائیل در مناطق اشغالی را منتقل کرده و خواستار پیگیری راه حل دو کشور برای حل منازعه میان اسرائیل و فلسطینی‌ها شده است. رئیس‌جمهوری آمریکا در جریان کنفرانس خبری مشترک با نخست‌وزیر اسرائیل در روز ۱۵ فوریه موضعی دوپهلو درباره سیاست تشکیل دو کشور فلسطینی و اسرائیلی اتخاذ کرد، و این در حالی است که واشینگتن ظرف دو دهه گذشته موضع روشنی در این زمینه داشته است. آقای ترامپ گفت: "من، هم راه حل دو کشور و هم یک کشور را مدنظر دارم... و آن راه‌حلی را دوست دارم که طرفین به آن تمایل داشته باشند... با هر دو کنار می‌آیم". به گزارش رویترز، این موضع موجی از بهت و حیرت در جهان عرب و بسیاری از پایتخت‌های اروپایی برانگیخت، و در عین حال اندکی پس از آن نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل تأکید کرد که کشورش "کاملاً" از راه حل دو کشور حمایت می‌کند.» اما آیا می‌شود هم از توبره خورد و هم از سر در آخور داشت؟! آری اگر آمریکا باشی همه این‌ها ممکن می‌شود. ایالات متحده با وقاحت در کشتار ملت فلسطین به دست اسرائیل نقش آفرینی می‌کند اما همزمان داعیه دار تلاش برای بازگرداندن صلح به این سرزمین است. از طرفی درب‌های انبارها مهمات خود را برای تسهیل در کشتار کودکان فلسطینی بر روی اسرائیل باز می‌کند و از طرفی خود را حامی حقوق بشریت معرفی می‌کند. مالیات‌های مردم آمریکا را برای حمایت از جنایات و اشغالگری اسرائیل به طور رسمی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، اما با دعوت از یک فرد، چهره یک بی طرف را به خود می‌گیرد. و اکنون، دونالد ترامپ، فردی که نه دموکرات‌ها و نه جمهوری خواهان در آمریکا علاقه ای به حضورش در کاخ سفید نداشتند و تنها با حمایت از صهیونیست این فرصت را پیدا کرده است، چگونه ممکن است به اسرائیل پشت کرده و نه این که طرف فلسطینیان را بگیرد، بلکه طرف حقیقت را بگیرد؟! بگذریم از این که خود ترامپ در ابراز عقیده ای که ذاتش را نشان می‌داد حتی سیاست تقسیم سرزمین اشغالی به دو کشور را هم رد کرده و خواستار ایجاد یک کشور زیر پرچم اسرائیل بوده است؛ هر چند تقسیم دو کشور نیز عادلانه نیست و حق آزادی کامل کشور فلسطین است. این گونه بازی‌ها فقط برای بازی بچه گانه و رسانه ای مطلوب است و ان چه واقعیت را نشان می‌دهد، خون مردم فلسطین است که آثار ان تا ابد بر روی دست‌های آمریکا باقی خواهد ماند. نظرسنجی‌های ناکام برای رسانه‌های آمریکایی هر ساله در اواخر سال و در آستانه ورود به سال جدید رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا اقدام به برگزاری یک نظرسنجی برای تعیین شخصیت آن سال از نگاه مخاطبین خود می‌کند. در اواخر سال 1395 نیز ما شاهد برگزاری این نظرسنجی بر روی پایگاه اینترنتی رادیو فردا بودیم که البته نتایج آن بار دیگر همانند گذشته یک شکست و ناکامی بزرگ را برای این مجموعه و دست‌های پشت پرده‌اش رقم زده است. در این نظرسنجی تعداد آرای مخاطبین باعث شد تا فردی مانند "شیرین عبادی" که یکی از شناخته شده ترین چهره‌های ضد انقلاب محسوب می‌شود، جزو نفرات انتهایی جدول شخصیت‌های سال قرار بگیرد. "نرگس محمدی" نیز که تداوم دهنده مسیر عبادی در داخل ایران بوده و پرونده ای قطور در رفتارهای ضد انقلابی داشته و البته محبوبیت بالایی هم در رسانه‌های ضد ایرانی مانند رادیو فردا برخوردار است، شخصیت دیگری است که نامش در انتهای این جدول به چشم می‌خورد. مینو خالقی، علی مطهری، محمود صادقی که هر کدام به نوعی بهانه سازهای رادیو فردا در تداوم بخشیدن به دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند هم افراد دیگری هستند که به انتخاب مخاطبین در انتهای این جدول قرار گرفته‌اند. اما در مقابل علی اکبرهاشمی رفسنجانی و آتش نشانان پلاسکو که نزدیک‌ترین گزینه‌ها به سیستم جمهوری اسلامی در این لیست بوده‌اند، در صدر جدول شخصیت‌های سال 1395 قرار گرفته‌اند که ناکامی را برای رادیو فردا به دنبال داشته است. اما این اولین بار نبوده که رسانه‌های فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در بهره برداری از نظرسنجی‌های خود ناکام مانده است؛ پیش‌تر نیزصدای آمریکا با راه اندازی نظر سنجی پیرامون رفع حصر تلاش می‌کرد تا در راستای رفع حصر اقدامی انجام دهد، مخاطبین این رسانه، جواب محکمی به آن دادند. در حالی که مخاطبین صدای آمریکا عموماً از منتقدین نظام تشکیل شده‌اند، اما نتایج نظر سنجی حاکی از آن است که حتی منتقدین جمهوری اسلامی هم معتقدند ادامه حصر سران فتنه 88 به معنای مورد لطف قرار گرفتن آنان از سوی نظام است. صدای آمریکا در این نظر سنجی پرسیده است: "شش سال از حصر خانگی موسوی، کروبی و رهنورد گذشت؛ چرا حکومت از محاکمه آن‌ها خودداری می‌کند؟" ۹۰ درصد رأی دهندگان این نظر سنجی، ۹۰ درصد رأی دهندگان این نظر سنجی گزینه "حکم آن‌ها سنگین است و حکومت به آن‌ها لطف می‌کند" را انتخاب کرده‌اند. تنها یک درصد گفته‌اند که: "حکومت نمی‌داند با آن‌ها چه کند؛" و ۹ درصد به گزینه "حکومت توان محاکمه آن‌ها را ندارد" رأی داده‌اند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از اسفند ماه 1395 (24 الی 30 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Thu, 23 Mar 2017 16:08:14 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23045/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 140) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22875/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز با تمام پستی و بلندی‌هایش در دنیای خبر سپری شده است و هر مجموعه ای تلاش کرده است تا در این میان از بین آب‌های گل آلود، اهداف و منافع خود و حامیانش را صید کند. رادیو فردا نیز در همین راستا تلاش کرده است تا واقعیت‌های این مضوعات را آن طور که به نفع اربابانش باشد، بیان کند و در این مسیر واقعیت‌های بسیاری را از دید مخاطبینش پنهان نگاه داشته است و در همین راستا رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این ر با توجه به این شرایط، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، به طور خلاصه بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا را مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهلمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از اسفند ماه سال 1395 (16 الی 23 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهلمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش نگرانی رادیو فردا برای سلامت جسمانی سران پیر فتنه 1388، همراهی‌های ضد ایرانی رادیو فردا و آل خلیفه در بحرین، بهره برداری سیاسی و ضد ایرانی از مذهب با تأکید بر واژه "نوکیش"، نگرانی‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای نتایج پروژه ترویج اعتصای غذا میان زندانیان در ایران، واکنش همراه با استقبال این رسانه فارسی زبان از دور جدید صدور قانون منع ورود اتباع چند کشور به خاک آمریکا توسط دونالد ترامپ و ... را مورد مشاهده نمایید. فتنه گری که پیری را باور نمی‌کند! اولین بخش از این شماره مجله هفتگی رادیو دیروز را به نگرانی‌های رادیو فردا برای سلامت جسمانی فتنه گران پیر در کشورمان اختصاص داده‌ایم؛ جایی که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بدون در نظر گرفتن شرایط سنی سران فتنه به ویژه مهدی کروبی، حصر را عامل برخی از مشکلات جسمانی آن‌ها دانسته است و یا شاید هم این فتنه گران خود پیری را باور ندارند. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع پرداخته است، در خصوص وضعیت جسمانی مهدی کروبی، می‌آورد: «همسر مهدی کروبی در نامه‌ای به وزیر اطلاعات، ضمن اعتراض به "بی مسئولیتی عامدانه" آن وزارتخانه در قبال جان همسرش، اعلام کرد که ماموران امنیتی هنگام رخ دادن حادثه‌ای برای آقای کروبی، اجازه ندارند با اورژانس تماس بگیرند و باید فقط با بیمارستان وزارت اطلاعات تماس بگیرند. وی در این نامه تاکید کرده که ماموران امنیتی "در شرایط اورژانسی که لحظه‌ها تعیین کننده" است، اجازه ندارند با اورژانس تماس بگیرند و تنها باید با بیمارستان وزارت اطلاعات تماس بگیرند. خانم کروبی تاکید کرد که "این تجربه تلخ" در حادثه شکستگی ساق پای آقای کروبی رخ داده است. وی با اشاره به فاصله زیاد بیمارستان وزارت اطلاعات با محل حصر آقای کروبی، اصرار این وزارتخانه برای تماس با این بیمارستان در شرایط اورژانسی را "غیر منطقی" و "سؤال برانگیز" خواند. فاطمه کروبی در این نامه تاکید کرد که "اصرار در این شیوه، معنایی جز بی‌مسئولیتی عامدانه در قبال جان" آقای کروبی ندارد. وی خبر داد که ۲۴ آذر ۹۴ نیز نامه‌ای به وزیر بهداشت درباره "لزوم همکاری مقامات امنیتی در جهت پیگیری امور درمانی" همسرش نوشته و "ناگزیر" شده که بار دیگر به وزیر اطلاعات نامه بنویسد. خانواده مهدی کروبی، میر حسین موسوی و زهرا رهنورد پیش از این بارها درباره وضعیت جسمی آنان ابراز نگرانی کرده بودند. مهدی کروبی روز ۱۵ اسفند برای معاینه قلبش، ساعاتی به بیمارستان منتقل و پس از معاینه به خانه بازگردانده شد. حسین کروبی پسر آقای کروبی، گفته بود که پزشک پدرش در آخرین معاینه اعلام کرده بود که "ضربان قلب وی منظم نیست و از حالت نرمال خارج شده" و به همین دلیل او به بیمارستان منتقل شده بود. مهدی کروبی به دلیل شکستگی پا صبح روز ۱۷ آذر ۹۴ عمل جراحی شد و در پی این عمل، حسین فریدون، برادر رییس‌جمهوری ایران، از او عیادت و "سلام" حسن روحانی را به او "ابلاغ" کرد. این ششمین عمل جراحی مهدی کروبی از زمان آغاز حصر خانگی او بود و پیش از آن عمل جراحی دیسک کمر، زانو، مجرای ادرار، چشم و قلب روی وی انجام شده بود.» اما آیا اگر این پیرمرد فتنه گر در حصر خانگی نبود، هنوز در همان ایام جوانی باقی مانده بود و سنش افزایش پیدا نمی‌کرد؟! مهدی کروبی متولد 1316 است و اکنون در هشتاد سالگی بسر می‌برد، و آیا برخی دردها و بیماری‌ها در هشتاد سالگی اتفاقی عجیب و غریب است که اگر او در حصر نبود به ان ها مبتلا نمی‌شد؟! ظاهراً امید به زندگی در این پیرمرد بیش از هر ایرانی دیگری است که با هشتاد سال سن همچنان به آینده امیدوار است. آیا اگر در حصر نبود از این همه امکانات درمانی که اکنون برخوردار است، بهره مند بود؟! میدانید همانطور که خود رادیو فردا خبر داد، چشمان این فتنه گر بزرگ را قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور شخصاً در یکی از بهترین بیمارستان‌های چشم کشور جراحی کرده است که شاید اگر در حصر نبود این امکان را پیدا نمی‌کرد؛ همان گونه که خیلی از بیماران در کشورمان پیدا نمی‌کنند. حصر نه تنها عامل بروز بیماری‌ها در این پیرمرد نبوده، بلکه با امکانات خود در جهت رفع آن‌ها نیز گام برداشته است؛ انجام چندین عمل جراحی روی اقسانقاط بدن مهدی کروبی انجام شده است، از جراحی شکستگی پا گرفته تا دیسک کمر، زانو، مجرای ادرار، چشم و قلب همگی در همین دوران حصر اتفاق افتاده است که نشان می‌دهد بی توجهی به سلامت جسمی وی که همواره فریاد زده شده است، تنها دروغی بیش نیست. آیا اگر یک روز، پس از 80 سال زندگی، خداوند فرشته مرگ را به سراغ او بفرستد هم حصر دلیل آن است؟! همصدایی رادیو فردا و آل خلیه بر ضد ایران حمایت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از رژیم دیکتاتور آل خلیفه در بحرین را بارها شاهد بوده‌ایم و دیدیم که چگونه تلاش می‌کند تا با توجیهاتی بعضاً بچگانه، جنایات این رژیم علیه مردم را کم رنگ ساخته یا مخفی نماید. در همین راستا این هفته نیز رادیو فردا گزارشی را منتشر کرده است که این بار ادعای تکراری آل خلیفه مبنی بر بازداشت تعدادی به جرم همکاری با ایران را مطرح می‌کند و با این بهانه در ابراز کینه علیه جمهوری اسلامی ایران با آل خلیفه همصدا می‌شود. رادیو فردا در این گزارش می‌نویسد: «دولت بحرین می‌گوید ۲۵ نفر را در ارتباط با آن‌چه "عضویت در گروه تروریستی مورد حمایت ایران" نامیده، بازداشت کرده است. بحرین بارها ایران را به مداخله در امور خود متهم کرده و تهران بارها این اتهام را رد کرده است. دولت بحرین ۱۴ اسفند ماه در بیانیه‌ای گفته است "یک گروه ۵۴ نفره" به ایران و عراق رفته بودند تا "در پایگاه‌های سپاه پاسداران آموزش ببینند". این بیانیه افزوده است که این افراد "در زمینه استفاده از مواد انفجاری و اسلحه آموزش دیده‌اند". پلیس بحرین همچنین می‌گوید از آن‌ها "سلاح، بمب، خودرو، قایق و یک هواپیمای بدون سرنشین" کشف و ضبط کرده است. به گزارش آسوشیتدپرس این بیانیه افراد بازداشت‌شده و مظنون را، به دست داشتن در مجموعه‌ای از حملات، از جمله حمله و آزادی شماری از زندانیان از زندانی در نزدیکی منامه، در آغاز سال جاری میلادی، متهم کرده است. این نخستین بار نیست که بحرین، دولت ایران را به‌شکلی به دخالت در امورد داخلی خود متهم می‌کند. در عین حال نخستین بار نیست که دولت منامه، از بازداشت، دستگیری یا درگیری با افراد "مورد حمایت ایران" یا "آموزش‌دیده توسط سپاه پاسداران" خبر می‌دهد.» این در حالی است که رژیم آل خلیفه تنها از بهانه‌هایی مانند ارتباط با جمهوری اسلامی ایران برای تداوم بخشیدن به جنایت‌های ضد بشری‌اش در بحرین استفاده می‌کند و غرب نیز در کمال خونسردی بجای اینکه به طور جدی در مقابل نقض انسانیت و حقوق بشر توسط این رژیم بایستند، به نوعی به حمایت و توجیه جنایاتش می‌پردازند. از سال 2011 میلادی (14 فوریه سال 2011 میلادی – 25 بهمن سال 1389) که موج اعتراضات بر حق مردمی در بحرین فراگیر شده است، تا کنون رژیم آل خلیفه با همکاری مستقیم و غیر مستقیم آمریکا و عربستان سعودی به سرکوب وحشیانه و قتل عام مردم معترض و انقلابی به ویژه شیعیان بحرین ادامه می‌دهد. تنها در همان سال نخست و در یک سال بیش از 38 مسجد متعلق به شیعیان در بحرین با خاک یکسان شده، شخصیت‌های برجسته شیعه در این کشور یا بازداشت، یا اعدام و یا صلب تابعیت شده‌اند. در خیابان‌های بحرین مزدودان آل سعود در همکاری با رژیم بحرین برای سرکوب معترضان، به طور مستقیم جمجمه مردم را هدف قرار می‌دهند و حتی به زنان باردار نیز رحم نمی‌کنند. عفو بین الملل بارها نام بحرین را در لیست جدی‌ترین ناقضان حقوق بشر در سال‌های مختلف قید کرده است. و با همه این وجود، تنها مسئله مهمی که در خصوص تحولات بحرین برای رادیو فردا و امثال آن قابل اهمیت است، بازداشت افرادی به اتهام واهی همکاری با ایران اسلامی است که این رویکرد کاملاً سیاست زدگی و ابزار بودن این مجموعه را نمایان می‌سازد. مذهبی که بازیچه می‌شود! بخش بعدی مجله این هفته را به ادامه بازیچه قرار گرفتن مذهب در جریان سیاست‌های ضد ایرانی رادیو فردا اختصاص داده‌ایم؛ جایی که بار دیگر با پرداختن به خبر بازداشت دو مجرم در کشورمان، آن‌ها را "نوکیش" مسیحی می‌خواند و محاکمه و بازداشتشان را ناشی از دین و اعتقاقات مذهبی‌شان معرفی می‌کند. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این باره عنوان می‌کند: «نصور برجی، سخنگوی کمیته ماده ۱۸ وابسته به شورای کلیساهای همگام در لندن، روز جمعه، به رادیو فردا گفت انوشه رضابخش و سهیل زرگرزاده، نوکیشان مسیحی، حدود دو هفته پیش در شهر ارومیه بازداشت شدند. آقای برجی افزود این مادر و پسر مسیحی در منزل خود و توسط نیروهای لباس شخصی اطلاعات سپاه ارومیه دستگیر شده‌اند و دلیل بازداشت آن‌ها تاکنون اعلام نشده است. به گزارش سایت محبت نیوز که اخبار مربوط به مسیحیان ایرانی را پوشش می‌دهد، این دو نفر پیش از این سابقه بازداشت نداشته‌اند. به نوشته این سایت، "سهیل زرگرزاده، دانشجوی سال چهارم روانشناسی است و شاهدان عینی می‌گویند در هنگام دستگیری، نیروهای امنیتی بسیاری از کتاب‌ها و جزوات او را از منزل خارج کردند که در بین آن‌ها چند جلد کتاب مقدس و جزوات الهیاتی هم وجود داشته است". از انقلاب سال ۵۷ تاکنون چند رهبر کلیسا در ایران کشته شده‌اند و صدها مسیحی نیز تحت بازجویی بوده و زندانی شده‌اند. چاپ کتاب مقدس به زبان فارسی ممنوع شده و برخی از کلیساها تعطیل و از مراسم کلیسایی جلوگیری به عمل آمده است. اوایل آذرماه، ۱۹ سازمان حقوق بشری با انتشار بیانیه‌ای مشترک از جامعه بین‌المللی خواستند تا به آزار و اذیت نوکیشان مسیحی در ایران خاتمه بدهند.» اما آیا همه واقعیت در خصوص این دو مجرم همان چیزی است که رادیو فردا می‌گوید؟! آیا اعتقاد به هر دینی باعث می‌شود که قانون را زیر پا بگذاری و در برابر برخورد با بی قانونی نیز مصونیت داشته باشی؟! آیا نوکیشان مسیحی به واقع پایبند به اصول مسیحیت هستند یا از عنوان این دین الهی برای جرائم و جنایات خود استفاده می‌کنند؟! کشیشی به نام "داوود نجات ثابت" که جزو خادمین اسبق کلیسای خانگی خانجانیسم بوده است با انتشار کلیپی ضمن تأکید بر این که بخاطر کلاه برداری‌ها و فساد موجود در این کلیساها از آن‌ها جدا شده است و فساد در این کلیساها و افرادی که به ظاهر نام نوکیش را برای خود انتخاب کرده‌اند، باعث روی برگرداندن بسیاری از مسیحیت واقعی شده است، اذعان می‌کند: " کشیش مسیحی می‌گوید زندگی پر از فساد و گناه و تجاوز و تجملات مادی این‌ها باعث شده تا نام مسیحیت در بین مردم تخریب شود و روح خدا در هیچکدام از اعمال این کلیساها دیده نشود. خواهر زاده من با یک فرد دیگری در منزل آقای خانجانیسم فساد می‌کردند و فیلم‌های مستهجن در آنجا خرید و فروش می‌کردند و خانه این آقا تبدیل به مرکز انجام عمل زنا و پخش فیلم‌های اورجینال مستهجن شده بود"   بعلاوه، ارامنه و مسیحیان با توجه به واقعیت‌های موجود، کاملاً امن و سالم زندگی می‌کنند و نه‌تنها با محدودیت در رفتارهای دینی خود مواجه نیستند بلکه آمارها نشان می‌دهد که برای جمعیت تقریبی 150 هزار نفری ارامنه در کشورمان، بیش از 300 کلیسای رسمی فعال وجود دارد که به عبارتی برای هر 500 مسیحی یک کلیسا فعالیت می‌کند که این میزان دستهٔ به اماکن مذهبی، برای مسیحیان بسیار شرایط مساعدتری نسبت به حتی شیعیانی است که اکثریت ساکنین ایران را شامل می‌شوند. در همین شرایط برای هر 1100 نفر مسلمان شیعه در ایران، یک مسجد در کشورمان وجود دارد. رادیو فردا و نتایج وارونه یک پروژه! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بارها تلاش کرده است تا اعتصاب غذا را تنها راه رسیدن مجرمین به اهدافشان در زندان‌های کشورمان و نشانه ای برای اثبات دروغی بزرگ به نام بی گناهیان ها معرفی کند و گروهی نیز فریب این پروژه را خورده و سلامتی خود را برای هیچ در خطر انداختند. در این هفته رادیو فردا گزارشی را منتشر کرده است که به وسیله ان، ضمن نگرانی برای مجرمی با نام "آرش صادقی" که به دلیل اعتصاب غذا سلامتی‌اش به مخاطره افتاده است، همان مسیر گذشته را برای ساختن یک قهرمان به جای مجرم از وی دنبال کند. رادیو فردا در گزارش اخیر خود با پرداختن به نگرانیعفو بین الملل برای وضعیت سلامتی آرش صادقی، می‌نویسد: «سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای که روز یکشنبه منتشر شد اعلام کرد که ممانعت سپاه پاسداران از دسترسی فوری آرش صادقی، زندانی عقیدتی، به خدمات پزشکی "مصداق شکنجه" است. به نوشته عفو بین‌الملل، آرش صادقی، فعال حقوق بشر، دچار مشکلات تنفسی و همچنین خونریزی داخلی ناشی از زخم معده شده و از دل‌درد و مشکلات گوارشی رنج می‌برد. آرش صادقی که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام‌هایی از قبیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، ارتباط با پژاک، حمایت از بهائیان و نامه‌نگاری با احمد شهید، که تا آذرماه گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران بود، جمعاً به نوزده سال حبس محکوم شده، چند ماه پیش در اعتراض به بازداشت همسرش بیش از هفتاد روز اعتصاب غذا کرد. پیش‌تر آرش صادقی در اعتراض به بازداشت همسرش، گلرخ ابراهیمی، بیش از ۷۰ روز اعتصاب غذا کرده بود که روز ۱۴ دی، خانم ابراهیمی به مرخصی آمد و آقای صادقی نیز به اعتصاب غذای خود پایان داد. خانم ابراهیمی در اوایل بهمن ماه دوباره به زندان بازگردانده شد. گلرخ ابراهیمی برای نوشتن داستان منتشرنشده‌ای دربارهٔ سنگسار در ایران، به "توهین به مقدسات" متهم شده است. عفو بین‌الملل نوشته نسخه چاپ‌نشده کتاب ابراهیمی، هنگامی که مأموران برای دستگیری وی و همسرش به خانه آن‌ها رفته بودند کشف شده است. آرش صادقی در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است. محدودیت‌های شدیدی علیه زندانیان سیاسی در فضای بند ۳۵۰ و خانواده‌هایشان اعمال می‌شود.» اما همانطور که اشاره شد این نگرانی رادیو فردا برای سلامت "آرش صادقی" در حالی مشاهده می‌شود که مشکلاتی برای سلامتی این مجرم ایجاد شده است ناشی از اعتصاب غذایی است که خود این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، بارها و بارها بر آن تأکید کرده است و نه تنها آرش صادقی، بلکه همه مجرمین زندانی در کشورمان را به انجام این رفتار دعوت کرده است. بنابر این رادیو فردا و سیاست‌های اربابانش در وضعیت جسمانی افرادی مانند آرش صادقی یقیناً دخیل بوده‌اند و اگر ابراز نگرانی می‌کنند، برای نتیجه معکوس رفتارها و تبلیغات خودشان نگران هستند. آرش صادقی فریب این سیاست را خورده و در زندان با شعار بی گناهی همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی دست به اعتصاب غذا زد؛ در حالی که با مرخصی چند روزه همسرش از زندان موافقت شده بود، رادیو فردا و دیگر رسانه‌های هم مسیرش این مرخصی را آزادی معرفی کرده و تلاش کردند تا آن آزادی خیالی را نتیجه همین اعتصاب‌ها نشان دهند. اما واقعیت این گونه نبود، بلکه وقتی آرش صادقی فهمید که برای بررسی پرونده مرخصی همسرش باید ابتدا از اعتصاب دست بکشد، این کار را کرد و سپس پرونده مذکور همانند هر مجرم و زندانی دیگر مورد بررسی و موافقت قرار گرفت. بازگشت گلرخ ابراهیمی به زندان پس از اتمام مرخصی، بیش از پیش نشان داد که همه تبلیغات آن ابزارهای رسانه ای غربی دروغ‌هایی کذب بیشتر نبوده است. اما ظاهراً "صادقی" همچنان از خواب غفلت بیدار نشده است و علاقه مند است تا سلامتی خود را فدای راه سیاست‌ها و تبلیغات ضد ایرانی این دشمنان کند و تنها به همین نگرانی‌های صوری آن‌ها دل خوش کرده است. واکنش رادیو فردا به دور جدید ممنوعیت ورود به خاک آمریکا همانطور که پیش‌تر در همین مجله به آن پرداخته‌ایم، از همان آغاز اعلام تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چند کشور از جمله ایران به خاک آمریکا، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با علاقه مندی از آن استقبال کرده و به توجیه این رفتار غیر انسانی، نژادپرستانه و تبعیض آمیز پرداخته است. در این هفته نیز شاهد واکنش خاص رادیو فردا به دور جدید صدور فرمان منع ورود به ایالات متحده برای اتباع این کشورها بوده‌ایم. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در این رابطه عنوان کرده است: «یک مقام کاخ سفید گفته است رئیس‌جمهوری آمریکا فرمان جدید مهاجرتی و منع موقت ورود را روز دوشنبه امضا خواهد کرد. در فرمان اولیه دونالد ترامپ، صدور روادید و ورود شهروندان ایران و شـِش کشور دیگر به آمریکا به‌طور موقت متوقف شده بود. خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۶ اسفند ماه به نقل از یک مقام کاخ سفید می‌گوید فرمان اجرایی جدید آماده شده و روز دوشنبه (به‌وقت آمریکا) ابلاغ می‌شود. نام این مقام دولتی فاش نشده‌است. فرمان منع موقت ورود کشورهای هفت‌گانه به آمریکا چند روز پس از آغاز به کار آقای ترامپ، توسط او صادر شد. اما این فرمان با ممانعت‌های قانونی روبه‌رو شد و در نهایت دادگاه فدرالی در واشینگتن، در میانه بهمن ماه، رأی به تعلیق موقت آن داد. پس از آن بود که دولت آمریکا اعلام کرد در حال آماده‌کردن فرمانی تازه، با در نظر گرفتن ادله قانونی است. با این همه صدور این فرمان چندین بار عقب افتاده بود و در نهایت در هفته گذشته نیز مقام‌های کاخ سفید از ابلاغ آن در هفته میلادی پیش‌رو خبر دادند. فرمان اولیه آقای ترامپ به طور موقت، جلوی ورود شهروندان ایران، عراق، سومالی، سودان، یمن، سوریه و لیبی را می‌گرفت و برنامه پذیرش پناهجویان را نیز لغو می‌کرد. آسوشیتدپرس می‌گوید انتظار می‌رود در فرمان جدید نام کشور عراق حذف شده و تغییراتی دیگر نیز در آن لحاظ شده باشد؛ از جمله این احتمال وجود دارد که روادیدهای صادرشده تا کنون برای شهروندان کشورهای مشمول، متحرم شمرده شود.» این در حالی است که تصمیم کاملاً نژادپرستانه و تبعیض آمیز ترامپ، نه تنها در کشورهای مختلفی که جامعه هدف این تصمیم هستند و نه تنها در سایر کشورهای جهان از جمله کشورهای غربی دوست ایالات متحده، بلکه در داخل این کشور نیز اعتراضات گسترده ای را به دنبال داشته است. اعتراضات گسترده مردمی در فرودگاه‌های ایالت‌های مختلف آمریکا در اعتراض به تصمیم اخیر دونالد ترامپ که با دخالت پلیس این کشور به خشونت نیز کشیده شده است، تنها یک نمونه از این اعتراضات است. تعدادی از برندگان جایزه نوبل و چهره‌های برجسته دانشگاهی در آمریکا در نامه ای با انتقاد و اعتراض شدید به این تصمیم، این گونه تأکید کرده‌اند: "این فرمان اجرایی به رهبری آمریکا در عرصه تحقیق و آموزش عالی لطمه می زند. شمارزیادی از محققان کشورهایی که هدف این فرمان اجرایی هستند در مراکز تحقیقاتی آمریکا مشغول به کار هستند. تنها از کشور ایران، در سه سال گذشته سه هزار دانشجوی ایرانی از دانشگاه‌های آمریکا در مقطع دکترا فارغ التحصیل شدند." نیدیا ولاسکوئس، نماینده شهر نیویورک در مجلس نمایندگان نیز با فریاد اعتراض به تصمیم ترامپ در این باره، گفته است: "کاری که کردی شرم آور است. این اقدام شما نه تنها در میان جوامع کارگری در آمریکا سردرگمی بوجود آورده بلکه کارکنان دستگاه امنیت داخلی هم گیج شده‌اند. زیرا افرادی در این کشور زندگی می‌کنند که روادید قانونی در اختیار دارند اما غیرقانونی بازداشت شده‌اند و این شرم آور است." جالب این جاست که هدف از این تصمیم جلوگیری از ورود تروریست به آمریکا بیان شده است، در حالی که در تاریخ هیچ گونه تبعه این کشورهای منع شده خطری برای ایالات متحده ایجاد نکرده‌اند، و از طرفی دیگر کشورهایی مانند عربستان سعودی که اتباعش بیشترین عملیات‌های تروریستی را در خاک آمریکا انجام داده‌اند، از این ممنوعیت دور مانده‌اند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهلمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از اسفند ماه 1395 (16 الی 23 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 17 Mar 2017 18:57:56 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22875/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 139) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22821/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز پشت سر گذاشته شده است و رویدادهای مختلف این هفته و واقعیت‌های تلخ و شیرین آن همانند هفته‌های گذشته، دست آویز ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی قرار گرفته‌اند تا هر کدام به نوعی و به شکلی خاص در جهت اهداف اربابانشان مطرح گردند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز از این جریان جدا نبوده و همانند گذشته، همین بهره برداری‌های سیاسی و دروغین را از رویدادهای این هفته نیز داشته است. با توجه به این شرایط، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، تا حد توان بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار داده و واقعیت‌ها را در یک مجموعه برای مخاطبین خود بازگو کند. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از اسفند ماه سال 1395 (08 الی 15 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش رادیو فردا به اتحاد اعراب و اسرائیل علیه ایران، اذعان مجدد این رسانه آمریکایی به اجرای کامل برجام توسط ایران، تعریف حقوق بشری مختص ایران از سوی این رسانه فارسی زبان، بهره برداری جهت دار از شورای حقوق بشر سازمان ملل، تحریف سخنان رهبری معظم انقلاب در خصوص وضعیت هوای خوزستان، ذوق زدگی نصفه نیمه رادیو فردا از اسکار فیلم "فروشنده" و ... را مورد مشاهده نمایید. وقتی اعراب خائن می‌شوند! اولین موضوع مجله این هفته از رادیو دیروز را به یک تغییر موضع خائنانه در بین برخی از کشورهای عربی در قبال اسرائیل اختصاص داده‌ایم؛ جایی که نه تنها دیگر از آن تقابل‌ها و جنگ‌ها و دشمنی‌های آشکار کشورهای عربی با رژیم اشغالگر صهیونیستی در دفاع از فلسطین خبری نیست، بلکه امروزه متحد هم هستند و دست در دست هم به جنایت می‌پردازند. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی از تلاش‌هایی برای ایجاد اتحاد میان اعراب و رژیم اشغالگر صهیونیستی با اهداف ضد ایرانی خبر داده است. رادیو فردا در گزارش مذکور این گونه نوشته است: «وزیر دفاع اسرائیل "حکومت‌های میانه‌رو عربی" را فرا خواند تا با قرار گرفتن در جبهه متحدی در کنار اسرائیل، پیمانی مانند ناتو با هدف رویارویی با حکومت جمهوری اسلامی ایجاد کنند. رسانه‌های آلمان این سخنان را روز سه‌شنبه، دهم اسفند، به نقل از آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، نقل کرده‌اند که هفته گذشته برای حضور در همایش امنیتی مونیخ به آلمان سفر کرده بود. به نوشته رسانه‌های آلمان، هدف لیبرمن، تشکیل نوعی "سپر دفاعی امیرنشین‌های خلیج فارس و اسرائیل" در برابر ایران است. به نوشته روزنامه دی‌ولت، آقای لیبرمن در کنار کشورهای خلیج فارس، سایر کشورهای عربی خاورمیانه را نیز به "پیوستن آشکار" به این ائتلاف شبیه ناتو دعوت کرده است. به گفته آقای لیبرمن، "اتحاد نانوشته" کفایت نمی‌کند و "باید یک ائتلاف حقیقی" شکل گیرد تا همه طرف‌ها تعهدات واقعی داشته باشند. آن طور که در گزارش آمده است، منظور لیبرمن از ایجاد "تعهدات حقیقی" برای اعضای پیمان جدید این است که مانند ناتو، تعرض به هر کشور عضو، سایر اعضای پیمان را به دخالت، همبستگی و کمک‌رسانی مکلف کند.» این در حالی است که بررسی تاریخ نشان می‌دهد اعراب از چه غیرتی به چه ذلتی در برابر اسرائیل رسیده‌اند. اعرابی که یک زمان بخاطر اشغال یکی از کشورهای همزبان و هم نژاد خود با رژیم صهیونیستی وارد جنگ‌های پیاپی می‌شدند، اکنون در کنار اسرائیل، نه تنها هم زبانان خود را در فلسطین فراموش کرده‌اند، بلکه به دنبال جنایاتی مشترک گام برمی دارند. جنگ استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸، جنگ بر سر بازگشایی کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، درگیری‌های معروف به جنگ 6 روزه در سال ۱۹۶۷ و جنگ دیگری که در سال ۱۹۷۳ میلادی، چهار موردی است که اعراب به طور رسمی با رژیم اشغالگر صهیونیستی به مقابله نظامی پرداخته‌اند. اما اکنون نه تنها دیگر از جنگ و مقابله رسمی اعراب با اسرائیل خبری نیست و نه تنها اعراب از حق فلسطین و مردمانش به عنوان یک کشور عرب و هم زبانان خود گذشته و ان را نادیده گرفته‌اند، بلکه با ذلت و خواری در کنار قاتل هم نزاده‌ای عرب خود ایستاده و دست در دست او برای تداوم جنایت‌هایش می‌کوشند. این همکاری‌ها با تمرکز بر ضربه زدن به ایران مدت‌هاست به شکل‌هایی مختلف در جریان است و خبرگزاری رویترز پیش‌تر در گزارشی بر همین حقیقت تلخ برای اعراب اذعان نموده است و تأکید می‌کند که "حی‌ام تأمر، رئیس سابق عملیات بین‌المللی موساد می‌گوید: همکاری غیرمستقیم محرمانه با این کشورها علیه ایران در حال انجام است و احتمالاً عمیق‌تر هم می‌شود." اندیشکده مرکز استراتژی جدید آمریکایی (CNAS) نیز در همین رابطه در 71 صفحه گزارش همین تغییر نگرش‌ها و ارتباطات میان اسرائیل و اعراب را مورد بررسی قرار داده است. بخشی از این گزارش به همین همکاری‌های ضد ایرانی می‌پردازد و می‌آورد:: "دیگر تحول مهم، تقویت روابط امنیتی میان اسرائیل و چندین کشور عربی است. چیزی که باعث این همگرایی شده است، منافع مشترک علیه ایران و مقابله با موج جدیدی از بی‌ثباتی است که منطقه را تحت سیطره گرفته است. این منافع مشترک باعث تقویت پتانسیل طرح صلح عربی خواهد شد که تحت آن کشورهای عربی روابط خود با اسرائیل را در ازای توافق نهایی، عادی سازی می‌کنند." اذعان دوباره بر پایبندی ایران به برجام یکی دیگر از موضوعاتی که توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بارها مورد استفاده قرار گرفته است، مسائل مربوط به برجام و حاشیه‌های آن است؛ جایی که این رسانهٔ فارسی زبان همواره تلاش کرده است تا از طرفی عهدشکنی‌های اربابان غربی خود را از دید مخاطبینش مخفی نگاه دارد و از طرفی هم ایران را ناقض برجام معرفی کند. اما در این هفته شاهد رویدادی مخالف این جریان بودیم و دیدیم که این رسانه ضد ایرانی در گزارشی با پرداختن به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص نحوه اجرای برجام توسط جمهوری اسلامی ایران، اذعان نمود که کشور ما نه تنها به تعهدات خود پایبند است، بلکه حتی فراتر از آن را نیز عملی کرده است. رادیو فردا در گزارش خود در این باره نوشته است: «آژانس بین المللی انرژی اتمی روز جمعه ششم اسفند در تازه‌ترین گزارش خود درباره برنامه اتمی ایران اعلام کرد که میزان ذخایر اورانیوم غنی‌شده تهران پایین‌تر از حد مجاز در برنامه جامع مشترک (برجام) است. به گزارش رویترز، در این گزارش آمده است که "تا روز ۱۸ فوریه ۲۰۱۷ (۳۰ بهمن)، میزان اورانیوم غنی‌شده ۳.۶۷ درصدی ایران حدود ۱۰۱.۷ کیلوگرم اورانیوم- ۲۳۵ بوده است". میزان اورانیوم غنی شده که ایران بر اساس توافق با شش قدرت جهانی مجاز است در اختیار داشته باشد، ۳۰۰ کیلوگرم گاز هگزافلوراید است که معادل ۲۰۲ کیلوگرم اورانیوم ۲۳۵ است. به این ترتیب، بر اساس گزارش روز جمعه آژانس، ذخایر حال حاضر اورانیوم ایران نصف سقف مجاز و تعیین شده در برجام است. گزارش اخیر آژانس به اعضای شورای حکام نخستین گزارش آن از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، است که از منتقدان سرسخت این توافق است. این گزارش می‌افزاید ایران همچنین محدودیت‌های مربوط به در اختیار داشتن مواد حساس را رعایت کرده است. این گزارش همچنین اشاره کرده که "ایران هیچ نوع غنی‌سازی اورانیوم یا تحقیقات مرتبط و توسعه فعالیت‌های" هسته‌ای در تاسیسات فردو نداشته است. رضا نجفی، نماینده دائم ایران در آژانس، پس از انتشار این گزارش به خبرگزاری فارس گفت این نخستین گزارش آمانو است که در سال ۲۰۱۷ منتشر می‌شود و "بار دیگر تأیید کرده که تمام فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب برجام پیش می‌رود". وی افزود: "به طور کلی بیشتر گزارش مشابه گزارش قبلی است و فقط تحولات فنی از زمان گزارش قبلی تا حالا اضافه شده است".» اما در حالی ایران همچنان بر تعهدات خود در قبال برجام پایبند است و حتی فراتر از آن را نیز عملی می‌کند که طرف دیگر این توافق، به ویژه ایالات متحده آمریکا، چه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما و چه اکنون در دوران به قدرت رسیدن دونالد ترامپ، همواره بدعهدی‌ها و غیر قابل اعتماد بودنش را به جهانیان نشان داده است. تنها تفاوتی که در بدعهدی‌های آمریکا در این دو دوره شاهد بوده‌ایم، این بود که در دوران اوباما در ظاهر از برجام حماست می‌شد و در حرف از پایبندی به آن گفته می‌شد اما در عمل شاهد خیانت و نقض برجام بودیم، اما در دوران ریاست جمهوری ترامپ، همین ظاهر را هم نداشته و نداریم. دونالد ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی خود همواره از پاره کردن برجام سخن گفته است و پس از انتخاب و ورود به کاخ سفید نیز بارها تأکید کرده است که این توافق یکی از بدترین توافق‌هایی است که در عمرش با آن مواجه بوده است. رکس تیلرسون، وزیر خارجه دولت ترامپ نیز در همین راستا، بارها بیان کرده است که دولت جدید آمریکا به سمت بازنگری اساسی برجام پیش خواهد رفت. بنویسید "حقوق بشر"، بخوانید "حقوق مختص ایران" موضوعات حقوق بشری در طول سالیان اخیر به عنوان اصلی‌ترین بهانه‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در مسیر دشمنی با نظام و ملت جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده‌اند و ما با هر بهانه ای شاهد بهره برداری‌های جهت دار این رسانه فارسی زبان از موضوع حقوق بشر علیه کشورمان بوده‌ایم. در این هفته نیز گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل باعث شد تا رادیو فردا در یکی از برنامه‌های خود از این عقیده که حقوق بشر مختص ایران است دفاع کرده و در همین راستا، سیاه نمایی ضد ایرانی را دنبال کند. "مهتاب وحیدی راد" مجری و گوینده این برنامه در این خصوص می‌گوید: «سازمان عفو بین الملل در گزارش سالانه خود از وضعیت حقوق بشر در برخی کشورها از جمله ایران انتقاد کرد. شمار اعدام‌ها و اعدام مجرمان نوجوان در ایران در صدر انتقادها آر عملکرد مقام‌های ایران در این زمینه است. در این گزارش مقام‌های ایران همچنین به سرکوب آزادی بیان، نقض حق برگزاری تجمع مسالمت آمیز و تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی متهم شدند. بازداشت روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان سیاسی و مدنی، حقوق زنان، روند دادرسی‌ها، شرایط زندان‌ها، شکنجه و مجازات‌های بدنی از جمله شلاق و قطع عضو از دیگر مواردی است که عفو بین الملل از آن‌ها انتقاد کرده است. رها بحرینی، پژوهشگر امور ایران در عفو بین الملل درباره این گزارش می‌گوید: "گزارش امسال عفو بین الملل از تشدید سرکوب علیه مدافعان حقوق بشر خبر می‌دهد. در سال گذشته میلادی چندین مدافع حقوق بشر حکم‌های سنگین زندان دریافت کرده‌اند و ما دیدیم که در احکام دادگاه‌های انقلاب، اعتراض به اعدام و شکنجه، دیدار با خانواده‌های زندانیان سیاسی و عقیدتی، دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر و ارتباط با سازمان‌های حقوق بشی مثل عفو بین الملل و گزارشگران ویژه سازمان ملل، بیش از پیش به عنوان مصادیق جرائم امنیتی مطرح می‌شود. در سرفصل شکنجه و بدرفتاری، عفو بین الملل به شیوع شکنجه و بدرفتاری در زندان‌ها، انفرادی‌های طولانی مدت در بازداشتگاه‌های تحت کنترل وزارت اطلاعات و سپاه، استناد دادگاه‌ها به اعترافات گرفته شده تحت شکنجه و ممانعت مسئولین زندان و دادستانی از دسترسی زندانیان به خدمات پزشکی اشاره می کنه. یکی دیگر از موارد تکان دهنده ای که در گزارش به اون اشاره شده تداوم مجازات‌های بیرحمانه و غیرانسانی مثل شلاق زدن، قطع دست و پا و کور کردن چشم در نظام کیفری ایرانه." » اما آیا تمام نگرانی‌های جهان باید به ایران برگردد؟! آیا به واقعیت در حوزه‌های بیان شده ناشی از همین ادعاهای دروغ است که وارونه می‌شود؟! مرخصی‌هایی که به مجرمین برای گذراندن دوره درمان داده می‌شود، اخباری که از خود رادیو فردا مبنی بر بستری برخی از مجرمین در کلینیک‌های درمانی منتشر شده است و ... ناشی از عدم دسترسی آن‌ها به خدمات درمانی است؟! آیا سند قابل انتشاری جز ادعاهای پوشالی چند مجرم و خائن سیاسی در خصوص وجود شکنجه در زندان‌های ایران وجود دارد و رادیو فردا از انتشار آن امتناع می‌ورزد؟! آیا صدور حکم قصاص چشم برای فردی که با اسیدپاشی نه فقط چشم، بلکه حیات اجتماعی یک انسان را نابود کرده است، غیر انسانی بوده و جدای از آن اگر در مقابله با اسیدپاش این حکم صادر نمی‌شد، رادیو فردا در مقابل به حکومت را به بی توجهی و امثال ان متهم نمی‌کرد؟! در مقابل همه این‌ها، چطور وقتی ایالات متحده آمریکا آشکارا حقوق بشر در حوزه‌های مختلف چه در داخل کشور خود و چه در خارج از مرزهایش را نقض می‌کند، رادیو فردا، عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و ... بی توجه و با سکوتی معنادار از کنارش عبور می‌کنند؟! وجود اسناد چند صد صفحه ای غیر قابل انکار از شکنجه‌های وحشیانه در زندان‌های تحت کنترل آمریکا چه در داخل این کشور و چه در زندان‌هایی که در سایر نقاط دنیا مانند عراق و افغانستان دارند، کاملاً واقعیت‌ها را نشان می‌دهد. تبعیض علیه سیاه پوستان، تبعیض آشکار علیه مسلمانان، وضعیت بد آزادی حقیی زنان، قتل عام انسان‌های بی گناه در جای جای دنیا، جاسوسی به حریم خصوصی ملت‌ها و ... در ایالات متحده آمریکا کاملاً مشهود است که برای هر کدام می‌توان صفحه‌ها دلیل و سند نوشت. مهم‌ترین سند نقض حقوق بشر در آمریکا، دستور اخیر دولت این کشور مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چند کشور مسلمان از جمله ایران به خاک ایالات متحده است که اوج نژادپرستی را به تصویر می‌کشد. جایی که رادیو فردا کور است! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در فعالیت‌های همیشگی خود این گونه نشان داده است که ظاهراً برای او نهادهای بین المللی تنها تا زمانی ارزش و جایگاه دارند که در راستای اهداف اربابانش گام بردارند. نهادهای بین المللی تا زمانی که علیه جمهوری اسلامی ایران موضع گیری کنند، مهم و با اهمیت هستند، اما وقتی در مقابل ویژگی‌های منفی اربابان غربی رادیو فردا جبهه بگیرند، شدیداً به انزوا کشیده شده و با سکونت و چشمانی کور از کنارشان عبور می‌شود. رادیو فردا با اشاره به برگزاری نشست سالانه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، این شورا را درمقابل کشورمان قرار داده و به نوعی گزارش و برنامه خود را پیش می‌برد که گویی این نهاد بین المللی وابسته به سازمان ملل تنها اختصاصاً برای ایران ساخته شده و تشکیل جلسه داده است. مجری رادیو فردا در بخش‌هایی از این برنامه می‌گوید: «سی و چهارمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل از روز دوشنبه کار خود را در ژنو آغاز کرد. نشستی که در این دوره هم بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران را در دستور کار خود دارد. از جمهوری اسلامی ایران هم هیئتی به ژنو رفته که در رأس آن عباس عراقچی معاون امور حقوقی و بین الملل وزیر خارجه ایران است. او روز سه شنبه در سخنرانی خود در این اجلاس قطعنامه شورای حقوق بشر درباره ایران را بی اساس، سیاسی و غیر قابل قبول دانست. در حالی که حسن نائب هاشم، فعال حقوق بشر که در نشست شورای حقوق بشر در ژنو حضور دارد می‌گوید، قطعنامه‌های این شورا بر اساس مستندات تهیه می‌شود: "مسلم است که تمامان چیزی که در این قطعنامه‌ها هست بر اساس واقعیت‌های جمهوری اسلامی است و به طور مبسوط تمام این موارد بررسی می‌شود و کشورهای خیلی کمی هستند که در مجمع عمومی و شورای حقوق بشر برایشان به طور ویژه قطعنامه صادر می‌شود و یکی از آن‌ها جمهوری اسلامی هست و از انگشت نما بودن جمهوری اسلامی شکوه کرد آقای عراقچی ولی واقعیت این است که نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران آن چنان وخیم و آن چنان سیستماتیزه هست که نمی‌توان مسئله نقض حقوق بشر را انکار کرد."» این در حالی است که بررسی وضعیت حقوق بشر توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مختص ایران نبوده و همه کشورهای جهان را در برهه‌های زمانی مختلف در بر گرفته است؛ همانطور که حتی ایالات متحده امریکا نیز در سال‌های گذشته، مجبور به پذیرش این موضوع و ارائه گزارش خود از وضعیت خقوق بشر در این کشور به شورای مذکور بود است. مسائل مختلف موجود در آمریکا در حوزه نقض حقوق بشر از جمله آزار و شکنجه وحشیانه زندانیان در زندان‌های تحت کنترل آمریکا از جمله ابوغریب، گوانتانامو و ... مسائلی بوده‌اند که بارها در گزارشات شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به آن پرداخته شده است. جالب تر این جاست که آمریکایی‌ها نه تنها همانند ایران با آرامش به بررسی‌های این شورا پاسخ نمی‌دهد، بلکه حتی برای خروج از این شورا گام برداشته است که رسانه‌های مختلف جهان نیز به ان پرداخته‌اند؛ نشریه پولیتیکو به نقل از دو منبع آگاه که پیوسته با مقام‌های کنونی و پیشین آمریکا در ارتباط هستند بر این موضوع مهر تأیید زده و از تلاش‌های دولت ترامپ برای خروج ایالات متحده از شورای حقوق بشر سازمان ملل خبر داده است. دلسوزی برای خوزستان با تحریف بیانات رهبری در هفته گذشته شاهد تشدید وضعیت گرد و غبار در استان خوزستان بودیم؛ وضعیتی که بهانه ای شد تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بهره برداری از آن تلاش کند خود را دلسوز ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را دشمن مردم کشورمان معرفی کند. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به خود و همه مسئولین نظام در قبال مردم کشورمان، به ویژه مردم خوزستان، توسط عوامل برنامه ایستگاه پنجشنبه رادیو فردا مورد تحریف قرار گرفت تا اهداف ذکر شده در بالا را به مخاطبین منتقل سازد. "فرشید منافی" مجری رادیو فردا با نوع بیان توهین آمیز خود، می‌گوید: «هفته گذشته توی خوزستان همچنان از اسمون خاک روی مردم بارید و همینجور بخواد پیش بره کلاً استان خوزستان فکر کنم از روی نقشه حذف میشه یا حداقل اسمش رو باید عوض کنن بگذارن خاکستان یا غبارستان. این خوزستانی‌ها بنده خداها خرج همه ایران رو دارن میدم و خودشون همیشه در بدترین شرایط زندگی می کنن. این هفته، آلودگی هوا اینقدر زیاد بود که هفته پیش هم بهش اشاره کردیم، سیستم برق و آب خیلی از مناطق این استان متاسفانه قطع شد و ظاهراً ذرات خاکی که روی تأسیسات انتقال برق نشسته بود باعث خرابی و اتصالی توی تأسیسات برق اون مناطق شده بود. یعنی فکر کن از خونه نتونی بری بیرون چون خاک هست، بعد توی خونه هم نه آب داشته باشی نه برق. حتی گفته شد که تلفن‌ها هم برای ساعاتی قطع بوده و کلاً خوزستانی‌های عزیز برای مدتی زندگی در عصر حجر رو تجربه کردن. ازونطرف آقامون یعنی آقاشون پیغام فرستادن که مسئولین وظیفه دارن به فکر مردم باشن و برای علاج مشکل مردم کاری انجام بدهند و ازین حرفا. معظم له این جور مواقع که اوضاع خیلی شیر توی شیر میشه خودشون رو جزو مقامات مسئول نمیدونن و همصدا با شهروندان معملی شروع می کنن به گلایه کردن از مسئولین. کلاً میدونین معظم له بودنن خیلی حال میده. فکر کن رهبری تنها مقام مسئولیه که عملاً در برابر بدبختی‌ها و فجایع و مشکلات و اینجور چیزها هیچ مسئولیتی ندارد. خودشونم شاکی و طلبکار می شن از مسئولین. ولی خود ایشون جایی که تصمیم گیری به صرفه باشه و منفعتی توش باشه خودش میشه ته ته ته همه مسئولیت‌ها و کلاً همه مسئولین و مقامات رو بذارن روی هم به اندازه یک تار ریش ایشون هم قدرت اجرایی ندارن.» جالب است که وقتی رهبری در ایران بر تصمیمی تأکید می‌کند رادیو فردا حرف از دیکتاتوری به میان می‌آورد و اکنون باز این چنین فضاسازی می‌کند. باید بپذیریم که وجود دولتی که با رأی مردم بر سر کار آمده است و اواخر عمر خود را سپری می‌کند و وزارت خانه‌های مختلف در کنار نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولیت‌های غیر قابل انکاری دارند و این که همه مسئولیت را بر گردن شخص رهبری بی اندازیم مشکلی را درست نمی‌کند. این نوع نگاه و واکنش رادیو فردا و برنامه ایستگاه پنجشنبه، گویای این است که آن‌ها در هزاران کیلومتر دورتر از واقعیت، تنها به فکر بهره برداری از موضوع بوده و دلسوزی خاصی برای مردم خوزستان ندارند. رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود، خود را نیز در کنار سایر مسئولان قرار داده و رسیدگی و توجه به وضعیت مردم خوزستان را وظیفه مسئولین و البته حکومت دانسته‌اند. ایشان در این باره می‌فرمایند: «آنچه که در خوزستان در این چند روز برای مردم پیش آمد واقعاً دل انسان را می‌خراشد؛ [رسیدگی به] این‌ها وظیفهٔ ماست؛ این‌ها وظیفهٔ مسئولین است. حکومت‌ها موظف‌اند به فکر مردم باشند؛ این یکی از وظایف قطعی و فوری و همیشگی حکومت‌هاست. سیل آفت بزرگی است و خسارت‌های زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند و کمک به مردم سیل‌زده در مناطق جنوب، وظیفه و کاری لازم است. وظیفه دارند که به این مشکلات رسیدگی کنند و اگر کسی به فکر مردم باشد، نمی‌تواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند و این وظیفه قطعی، فوری و همیشگی حکومت‌هاست که به فکر مردم باشند. درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد. باید این سختی‌ها را در زندگی مردم لمس، و برای علاج آن‌ها فکر، کار، تلاش، همدردی و همدلی کرد. » اسکار و تحریمی که رادیو فردا نمی‌بیند! بخش پایانی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را نیز به یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی و سینمایی این هفته اختصاص داده‌ایم؛ جایی که اثر سینمایی "فروشنده" با کارگردانی "اصغر فرهادی"، به عنوان بهترین فیلم غیر انگلیسی جشنواره بین المللی فیلم اسکار سال 2017 میلادی انتخاب گردید. اما این موفقیت در حالی برای سینمای ایران رقم خود و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز به شکل‌های مختلفی تلاش کرد تا خود را خوشحال از این ماجرا و شریک در شادی مردم ایران معرفی کند که حاشیه‌های مهم این مراسم، از جمله عدم حضور عوامل این اثر سینمایی ایران در مراسم اسکار 2017 به دلیل تصمیم نژادپرستانه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا، کمترین توجه و واکنشی را از سوی رادیو فردا به خود جلب نمی‌کند. "فرشید منافی" در یکی دیگر از برنامه‌های رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، در واکنش به این رویداد، این گونه می‌گوید: «خبرهای خوبم شنیدیم. البته میدونین خودتون ولی یبار دیگه. بله مراسم اسکار امسال هم تموم شد و فیلم فروشنده اصغر آقا فرهادیمون دومین اسکار تاریخ سینمای ایران رو گرفت. میدونم خبرش البته بیات شده اما خوشحالی و افتخارش حالا حالاها که بیات نمیشه. چشم و دلتون روشن. خدایا این خوشحالی رسانه ای رو از ما نگیر. بابا آخه من نمیدونم اولین اسکار رو هم که میدونین خود اصغر آقا پنج سال پیش زحمت کشیده بود برای فیلم جدایی نادر از سیمین گرفته بود. یعنی دیگه به قول بعضی از این کاربرای فضای مجازی وقتشه که اسم اسکار رو کلاً به احترام اصغر آقا فرهادی عوض کنن و بذارن "اسغار". بخدا این اتفاق کمی نیست. بجان عزیزم کم نیست این موفقیت. آخه کی فکرش رو می‌کرد توی پنج سال سینمای ایران دو تا اسکار بگیره.» اما منافی و رادیو فردا یادشان رفته است به این موضوع بپردازند که سازندگان و دست اندرکاران این اثر سینمایی ایران به دلیل رفتار نژادپرستانه و تبعیض آمیز دولت آمریکا، در مراسم اسکار 2017 حضور نداشتند. ترانه علیدوستی در گفت‌وگویی با نیویورک‌تایمز با تأکید بر عدم حضور اعتراضی خود در مراسم اسکار ۲۰۱۷ گفت: "حتی اگر بتوانم در مراسم اسکار شرکت کنم نیز این کار را نخواهم کرد چون از این‌که می‌بینم مردم عادی کشورم از حق قانونی‌شان برای ملاقات با فرزندانشان در خارج از کشور محروم می‌شوند، عمیقاً آزرده شدم. آمریکا در ایران سفارت ندارد و ایرانی‌ها معمولاً برای دریافت ویزا به کشورهای همسایه سفر می‌کنند. بسیاری از این مردم موارد پزشکی اورژانسی دارند و من مطمئنم همه مردم ایران تنها برای تعطیلات به آمریکا سفر نمی‌کنند و ممکن است موارد جدی‌تری داشته باشند. مطئنم که آمریکا نیز بارها از حضور ایرانیان مهاجر و خدماتشان سود برده است. بنابراین اصلاً برای من قابل قبول نیست به دولتی احترام بگذارم که برای مردم کشور من احترامی قائل نیست." اصغر فرهادی کارگردان "فروشنده" نیز در مصاحبه ای با همین رسانه آمریکایی، بر عدم حضور خود در مراسم اسکار 2017 به نشانه اعتراض به تصمیم اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا که تندروی و افراط گرایی آشکار است، تأکید کرده است. او در این گفت و گو می‌گوید: "تحقیر ملت‌های دیگر به بهانه حفظ امنیت مردم یک کشور پدیده تازه‌ای در جهان نیست و همواره خود زمینه‌ای برای ایجاد شکاف و دشمنی در آینده بوده است. من از این طریق انزجار خود را از شرایط تحمیل شده ناعادلانه‌ای که برای ورود قانونی بعضی از هموطنانم و همچنین مردم شش کشور دیگر به ایالات متحده در حال اعمال است ابراز می‌کنم و امیدوارم این شرایط منجر به شکاف بیشتر بین ملت‌ها نشود." آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از اسفند ماه 1395 (08 الی 15 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Tue, 14 Mar 2017 03:11:24 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22821/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 138) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22737/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز پشت سر گذاشته شد و رویدادهای مختلف آن همانند همیشه بهانه‌هایی بود تا ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بهره برداری از آن‌ها، دشمنی دیرینه و همیشگی خود در مرحله اول با حقیقت و در مرحله دوم با نظام جمهوری اسلامی ایران را ابراز نمایند. در همین رابطه، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی، در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش کرده است تا به طور خلاصه، بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان را در بازه‌های زمانی هفت روزه، مورد بررسی قرار داده و واقعیت‌های موضوعات مطرح شده را به مخاطبین خود منتقل نماید. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از اسفند ماه سال 1395 (01 الی 07 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش‌های رادیو فردا برای بهره برداری از زمستان سخت در ایران، اداره سیاه نمایی علیه وضعیت حقوق بشر در کشور از دید بین الملل، اختلاف افکنی میان ملت ایران با چاشتی شایعه، دلسوزی‌های متناقض رادیو فردا برای جامعه زنان ایرانی، نگرانی برای عدم اجرای قانون اساسی در کشور و ... را مورد مشاهده نمایید. سیاه نمایی زمستانی رادیو فردا علیه ایران آخرین ماه از فصل زمستان 1395 را در حالی سپری کردن هستیم و به همین دلیل این شماره از مجله هفتگی را با موضوعی زمستانی آغاز می‌کنیم؛ جایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از زمستان نیز در جهت سیاه نمایی های ضد ایرانی خود بهره برداری می‌کند. رادیو فردا در قسمت دیگری از برنامه "ایستگاه پنجشنبه" در این هفته تلاش کرده است تا با به میان آوردن اخبار برف و بوران شدید در نقاط مختلف کشورمان و میزان بالای امدادرسانی و خدمت رسانی به در راه ماندگان در طول جاده‌های مختلف ایران، از این موضوع با وارونه ساختن واقعیت، در جهت بی کفایت نشان دادن حکومت جمهوری اسلامی و عدم مدیریت صحیح بحران در کشور استفاده کند. "فرشید منافی" در این برنامه با لهنت وقیحانه می‌گوید: «در ایران ظاهراً همچنان درگیر زمستون هستین ها. چه خبره امسال؟ میگم معلومه توی این چند سال گذشته غرهایی که به خشکسالی و بی آبی و این حرفا زدیم خیلی به آسمون فشار آورده. کلاً تصمیم گرفته یهویی امسال همه رو جبران کنه ظاهراً. از زمین و آسمون میباره امسال چرا؟ سیل، برف، بوران، آب گرفتگی، از آسمون اینا میان از زمین هم که دیگه بی مسئولیتی و کمبود امکانات و اینجور چیزا میاد، بعد یهویی نتیجش میشه که همین که اعلام کردن توی صد و بیست و یک محور برف گیر مملکت نوزده هزار نفر می گن آدم گیر افتادن و دارن امداد رسانیشون می کنن. خیلیه ها نوزده هزار نفر توی کل ایران. آقا عکس اومده توی استان فارس ملت دارن توی شهرها با قایق رفت و آمد می کنن توی خیابون. یعنی به حق چیزای ندیده و نشنیده خداوکیلی دیگه. توروخدا مواظب خودتون باشین. این هوا اصلاً شوخی پوخی نداره. یهو میاد آدم رو برمیداره می‌برده با خودش. یه زمانی یادتونه می‌گفتیم زمستونه برف میاد میریم عشق و حال، زمستون سرما داره ولی برف بازی هم داره. اما الان باید همش نگران باشیم یوقت کسی یا زیر گرد و خاک نمونه یا زیر برف و سیل. امیدواریم اونایی که توی این زمستون جاشون گرمه به فکر اونای دیگه هم باشن.» اما از سازندگان این برنامه رادیو فردا باید پرسید که آیا امدادرسانی به حجم زیادی از افرادی که در آب و هوای بد درگیر شده‌اند، ناشی از ناکارآمدی است؟! آیا می‌شود با کارآمدی به برف گفت که نبارد یا باران نیاید؟! آیا اگر این نوزده هزار نفری که به ان ها خدمات ارائه شده است، از این خدمات بهره مند نمی‌شدند، کارامدی را نشان می‌داد؟! اصلاً آیا این گونه بحران‌های هوایی مختص جمهوری اسلامی ایران است و در دیگر نقاط جهان، به ویزه ایالات متحده آمریکا شاهد این گونه وقایع و قربانی شدن انسان‌ها در حوادث آب و هوایی و طبیعی نبوده‌ایم؟! سال گذشته، طوفان‌های مرکز و جنوب آمریکا جان بیش از 50 نفر را تنها در یک هفته گرفت و بسیاری از این‌ها افرادی بودند که در ماشین‌های خود گرفتار سیل شده بودند و بدون هیچ امدادرسانی در خودروی خود جانشان را از دست دادند. سیل سال گذشته در دو ایالت تگزاس و اوکلاهاما آمریکا نیز بیش از نوزده نفر را به کام مرگ فرستاده است. وقوع سیل کم سابقه در ایالت لوئیزیانای آمریکا در چند ماه پیش نیز که بیش از 13 کشته به همراه داشت و مردم چندین شهر را مجبور به ترک محل سکونت خود کرد، نمونه ای دیگر از این واقعیت‌هاست. تکراری‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری رادیو فردا در هفته‌ها و ماه‌های پیش به بررسی انواع نگرانی‌های حقوق بشری رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در قبال وضعیت داخلی کشورمان بوده‌ایم و دیدیم که در برخی موضوعات به چه میزان این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با تکرار تلاش می‌کند تا دروغ‌های خود را در ذهن مخاطبینش به کرسی بنشاند. یکی از این موضوعات که جزو تکراری‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری رادیو فردا در قبال ایران اسلامی است، بحث آزادی رسانه و حقوق فعالان رسانه ای و روزنامه نگاران است که هماره بر نقض آن‌ها در کشورمان تأکید کرده است. در همین راستا، برنامه این هفته "دریچه" در رادیو فردا باز هم به این موضوع می‌پردازد و این حوزه را جزو اصلی‌ترین دلواپسی‌های جهانی در قبال حقوق بشر در ایران می‌داند. "مهتاب وحیدی‌راد"، مجری "دریچه" در بخشی از برنامه خود می‌گوید: «گزارشگران بدون مرز، هفته پیش همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب 57 در ایران با انتشار بیانیه ای اعلام کرد، آزادی مطبوعات که یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های انقلاب سال 57 بود، هنوز محقق نشده و سرکوب روزنامه نگاران همچنان ادامه دارد. این نهاد مدافع آزادی بیان می‌گوید، طی چهار دهه گذشته، رهبر و مسئولان نظام تغییر کردند، اما در مورد روزنامه نگاران تنها روش سرکوب آنان تغییر می‌کند. در این بیانیه آمده، فشار بر روزنامه نگاران و رسانه‌ها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده بیشتر شده است. گزارشگران بدون مرز می‌گوید، ایران با حدود 30 روزنامه نگار و شهروند خبرنگار زندانی، یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه ایست. با وجود این انتقادها، بازداشت روزنامه نگاران در ایران همچنان ادامه دارد.» رضا معینی، که این برنامه او را مسئول بخش ایران در گزارشگران بدون مرز معرفی می‌کند نیز در این باره می‌گوید: «در این بیانیه ما توضیحی که داده‌ایم، بهترین نمونه آن را بازداشت‌های وسیع و اعدام‌های دهه نخست طرح کرده‌ایم. دوره دوم همزمان بود با نوعی تحول در روابط بین المللی ایران. خب به شکل گذشته آن سرکوب‌ها و آن بازداشت‌های وسیع شاید ناممکن بود و به همین عنوان حذف و قتل‌هایی که بعداً به عنوان قتل‌های زنجیره ای و در اصل جنایات سیاسی انجام شد که این دوره هم به نوعی در ادامه همان دوره بود و سپس در دوره بعد به نوعی می‌توان گفت که مسئله زندان‌های هدفمند و سپس متاسفانه قتل و به نوعی حذف‌هایی که در زندان بود که در این دوره هم نمونه‌هایی از زندانیان ما به دست داریم. اما آنچه که مشخص است این سرکوب با وجود قانون، قانونمند شد و امروز عملاً همچنان و در پی نبود اراده ای برای قانونمند کردن آزادی اطلاع رسانی و با استفاده از مصونیت از مجازات، متاسفانه خشونت علیه روزنامه نگاران همچنان ادامه دارد. و به ویژه در این اواخر به نوعی تحقیر و ضربه شلاق بر پیکر روزنامه نگاران است که به گمان ما این مجازات، غیر انسانی و قرون وسطایی است و مغایر با قوانین و موازین بین المللی است.» این درحالیست که وضعیت آزادی رسانه در ایران به نسبت سابقه، قدمت و موقعیت، وضعیت بهتر و مساعد تری نسبت به ایالات متحده آمریکا داراست. واقعیت‌ها در جامعه آمریکا نشان می‌دهد که رسانهٔ مستقل به معنای واقعی وجود خارجی نداشته، بلکه تمامی رسانه‌ها در اختیار صاحبان قدرت و نظام سرمایه داری قرار دارد که در نتیجه تنها منافع خود را دنبال می‌کنند. سانسور شدید خبری که در امریکا وجود دارد، غیر قابل انکار بوده که حتی دامن گیر رادیو فردا به عنوان رسانه ای فارسی زبان که زیر نظر کاخ سفید فعالیت می‌کند نیز شده است. نمونه این سانسورها را می‌توان در چند وقت اخیر و در خصوص خبر ممانعت از ورود کودک 5 ساله ایرانی به خاک آمریکا و حتی بازداشت این کودک به جرم تروریست بودن در پی دستور نژادپرستانه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا اشاره کرد که با وجود اهمیت این خبر و پرداختن بسیاری از رسانه‌های جهان به آن، رادیو فردا کمترین واکنشی در خصوص این خبر نشان نداده و با چشمان نابینا و گوش‌های ناشنوای معروفش، به راحتی از کنار آن عبور می‌کند تا مبادا سیاست‌های دولت آمریکا خدشه دار شود. بعلاوه، همانطور که پیش‌تر نیز به آن اشاره شده است، آیا روزنامه نگار بودن یا فعال رسانه ای بودن باعث می‌شود که فرد در برابر قانون یک کشور و ملت مصونیت داشته باشد؟! آیا اگر فردی در هر جایگاه و حرفه ای از قانون تخطی کرد، نباید مجازاتش را هم متحمل شود؟! از ان گذشته، با این معیار و مقیاس رادیو فردا و گزارشگران بدون مرز در معرفی شهروندخبرنگارها، ایا نمی‌شود این گونه گفت که در ایران چند ده میلیون شهروندخبرنگار وجود داشته و به این دلیل برخورد قضائی و قانونی با هر فردی می‌تواند نقض حقوق رسانه ای باشد؟! تفرقه افکنی با اعتراف به شایعه پراکنی یکی دیگر از مواردی که رادیو فردا در بین فعالیت‌های روزانه خود به دنبال آن بوده است و می‌شود آن را جزو پر کاربردترین راه‌های ابراز دشمنی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی علیه کشورمان دانست، تلاش برای تفرقه افکنی میان مذاهب، اقلیت‌ها و قومیت‌های مختلف در ایران است که البته در این بین فاصله انداختن میان شیعیان و سنی مذهب‌ها در کشور بیش از همه مورد توجه بوده است. در این هفته نیز این رسانهٔ دولتی آمریکایی گزارشی که منتشر کرده است که هر چند خود در همین گزارش به شایعه بودن آن اعتراف می‌کند و به نوعی اذعان می‌کند که یک بنگاه شایعه پراکنی بیش نیست، اما با استفاده از همین شایعه به ایجاد فاصله میان سنی مذهب‌ها و نظام جمهوری اسلامی پرداخته است. رادیو فردا در گزارشی با اشاره به نامه مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی به رهبر، آورده است: «امام جمعه اهل سنت زاهدان، در نامه‌ای به آیت الله علی خامنه ای، نسبت به انتشار گزارش‌هایی در خصوص دستور محرمانه رییس قوه قضاییه ایران برای تسریع اعدام محکومین اهل سنت در پرونده‌های مواد مخدر ابراز نگرانی کرده است. اعدام‌های اخیر چند شهروند اهل سنت در شهرهای مختلف کشور در خصوص پرونده مواد مخدر را از دلایل تقویت احتمال صحت دستور محرمانه رئیس قوه قضائیه دانسته است. قطع نظر از صحت و سقم این نامه، شایعه مذکور در میان اهل سنت دغدغه و نگرانی ایجاد کرده است. لذا رسیدگی به این قضیه نیاز به تدبیر حکیمانه و پدرانه حضرتعالی دارد. اشاره مولوی عبدالحمید به گزارش‌ها منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی در خصوص تصریح در اعدام ده‌ها زندانی اهل تسنن متهم به مواد مخدر است.» بر همه آشکار است از آنجا که امکان شناسایی هویت واقعی اعضا و امکان کنترل محتوای تولید شده توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی وجود ندارد، یکی از مهم‌ترین پیامدهای منفی این شبکه‌ها، شکل گیری و ترویج سریع شایعات و اخبار کذبی است که توسط برخی از اعضای این شبکه‌ها و با اهداف خاص و غالباً سیاسی منتشر می‌شود. همچنین در شبکه‌های اجتماعی مانند سایر رسانه‌ها، افراد و گروه‌های مغرض با اهداف از پیش تعیین شده و با شیوه‌های مخصوص، اقدام به تبلیغات ضد دینی و حمله به اعتقادات مذهبی می‌کنند که واضح است هدف اصلی گردانندگان این شبکه‌ها، دین زدایی و حمله به مقدسات است. با این تفاسیر به راستی آیا رادیو فردا مخاطبش را چه فرض می‌کند که انتظار دارد با انتشار شایعاتی از این دست و تلاش برای اثبات آن‌ها با شواهدی از جنس دم روباه به او و اخبارش اعتماد کنند و ادعای تأثیر گذاری در جامعه هم دارد؟   سؤالی دیگری که اینجا پیش می‌آید این است: در حالیکه هزاران نفر از زن و کودک در دنیای واقعی در سراسر قلمرو جنایات آمریکایی از عراق و افغانستان و سوریه و پاکستان و آفریقا کشته می‌شوند و یا در قحطی غذا و دارو ذره ذره جان می‌دهند، رادیو فردای مدعی دفاع از حقوق بشر خفقان گرفته اما از وجود "احتمال شایعاتی" آنهم در دنیای مجازی آنهم درباره عده ای که با قاچاق مواد افیونی خود باعث مرگ هزارن نفر و بی خانمانی و بی سرپرست شدن صدها هزار کودک بی گناه شده‌اند، اینطور بر آشفته و برایشان مظلوم نمایی می‌کند؟ تناقض گویی رادیو فردا در دلسوزی برای زنان ایرانی زنان همواره یکی از عناصر فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در جهت سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند و این رسانه فارسی زبان همواره تلاش کرده است تا در پوشش دفاع از زنان ایرانی، وضعیت زندگی، تحصیل، اشتغال، مشارکت‌های اجتماعی و ... آن‌ها در ایران را بسیار نامناسب توصیف نمایند. در این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی توسط رادیو فردا بودیم که به اشتغال زنان ایرانی پرداخته و مدعی شده بود که بازار کار در ایران انحصاراً مردانه بوده و جایی برای مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در این بازار وجود ندارد. رادیو فردا در بخش‌هایی از گزارش مذکور آورده است: «آمار رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار درباره بازار کار ایران نشان می‌دهد که طی دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش پیدا کرده و همزمان نرخ بیکاری زنان بالا رفته است. این اتفاق درحالی رخ داده که تعداد زنان دانشجو و زنان فارغ‌التحصیل از دانشگاه به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است اما برخلاف تصور، افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی، به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان منتهی نشده است. در مجموع، از سهم زنان در بازار کار کاسته شده و شکاف جنسیتی در این بازار افزایش پیدا کرده است. در مطالعه پیش‌روی، روندها و شاخص‌های آماری با هدف بررسی حضور زنان در بازار کار ایران بررسی می‌شود و تغییر روند مشارکت زنان در این بازار با تغییر جمعیت زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در مطالعه بازار کار، نرخ بیکاری است که در ایران از محاسبات مرکز آمار در طرح آمارگیری نیروی کار مشخص و اعلام می‌شود. نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در دوره ۱۳۸۴-۱۳۹۳ به تفکیک قابل مشاهده است. مقایسه این سه نرخ در دهه مورد اشاره نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان همواره هم از نرخ بیکاری مردان بیشتر بوده است و هم از نرخ بیکاری عمومی، اما نرخ بیکاری مردان همواره از دو نرخ دیگر کمتر بوده است. نکته قابل توجه دیگر روند متضاد تغییر نرخ بیکاری مردان و زنان در این دوره است. با در نظر گرفتن نرخ بیکاری مردان در ابتدا و انتهای این دوره مشاهده می‌شود که نرخ بیکاری مردان، روند مثبتی طی کرده و از ۱۰ درصد سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد سال ۱۳۹۳ رسیده است. اما این روند برای زنان معکوس بوده به‌طوریکه نرخ بیکاری زنان از ۱۷ درصد ابتدای این دوره به نزدیک ۲۰ درصد در انتهای دوره افزایش پیدا کرده است. نرخ بیکاری کل هم در این دوره از ۱۱.۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر هم نرخ بیکاری کل و هم نرخ بیکاری مردان بعد از نوسانی که روند آن در نمودار نمایش داده شده، بهبود پیدا کرده است، اما نرخ بیکاری زنان بالاتر رفته است.» اما این در حالی است که خود رادیو فردا چندی پیش در گزارشی به واقعیت جامعه ایرانی که عکس این ادعاها و نشان دهنده بهبود وضعیت مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در ایران است، اذعان نموده است. این رسانهٔ دولتی آمریکا در گزارش چندی پیش خود با اذعان به بهبود این وضعیت در دوران پس از انقلاب اسلامی تا کنون، تأکید کرده است که "بررسی آمار و داده‌های بازار کار در بیش از نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان اگرچه با فراز و فرودهایی همراه بوده اما در نهایت روند این تغییرات به نفع افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایرانی و البته رشد نرخ بیکاری آنان تغییر کرده است." و "این روند تغییرات، نشان می‌دهد که زنان ایرانی با توجه به اینکه در همین سال‌ها، سهم قابل توجهی از ظرفیت‌های دانشگاهی را نیز به خود اختصاص می‌دهند، علاقه وافری نیز برای حضور در بازار کار دارند." اما در طرف مقابل ما شاهد مشکلات پیچیده تری در خصوص اشتغال و فعالیت اقتصادی زنان در ایالات متحده آمریکا هستیم؛ در آن جا فقط بحث میزان شغل یا درصد اشتغال نیست، بلکه هویت، جایگاه و احترام زن در میان است. گذشته از این که جایگاه‌های شغلی مناسب برای زنان وجود ندارد و تبعیض در نوع شغل‌ها قابل مشاهده است و گذشته از نوع نگاه جنسی و کالامحوری که به زنان در بازار کار و اقتصاد آمریکا وجود دارد، تبعیض در نوع دریافتی و ارتقاء شغلی زنان نیز کاملاً آشکار است. " اتحادیه حقوق زنان " سازمان ملل متحد در گزارشاتی بر تفاوت بیش از ۲۳ درصدی حقوق و دریافتی زنان و مردان در شغل‌ها و کارهای یکسان در آمریکا اذعان نموده و در مورد آن ابراز نگرانی کرده است. شرکت " پی اسکیل " در آمریکا نیز در بررسی تحقیقاتی در خصوص تفاوت دریافتی زنان و مردان در مشاغال صنعتی این کشور، تأکید می‌کند که " حقوق مردان تا ۵۰ و ۵۵ سالگی به صورت مداوم افزایش پیدا می‌کند تا به دستمزد متوسط سالانه ۷۵۰۰۰۰ دلار برسد حقوق زنان در سن ۳۵ تا ۴۰ سالگی به ۴۹۰۰۰ دلار می‌رسد و معمولاً همان جا ثابت می‌ماند. " جالب است بدانید که ایالات متحدهٔ آمریکا یکی از معدود کشورهایی در جهان است که حتی در احترام و توجه به حقوق مادری زنان نیز بسیار مشکل دارد؛ به طوری که در این کشور، هنوز به زنان باردار، چه در زمان بارداری و چه در زمان تولد فرزند، مرخصی با دریافت حقوق داده نمی‌شود و آن‌ها یا مجبورند به هر شرایطی شده در محل کار خود حاضر شوند و یا از مرخصی بدون دریافت حقوق استفاده کنند که آن هم در برخی ایالت‌های این کشور مورد پذیرش قرار می‌گیرد. اما وضعیت زنان در آمریکا به همینجا ختم نشده و شخصیت آن‌ها نیز در بازار کار امریکا لگدمال می‌شود؛ آزار جنسی و سوءاستفاده از زنان در شغل‌های مختلف این کشور توسط مدیران بالادستی و همکاران هم رده یا حتی رده‌های شغلی پایین تر در محل کار، به بحرانی عظیم برای جامعه آمریکا تبدیل شده است. "مارلین فرنچ" یکی دیگر از نویسندگان مطرح غرب نیز در این رابطه در کتابی با نام "جنگ علیه زنان" می‌نویسد: "همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، حتی اگر عده‌ای از آن‌ها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکت‌های آتش‌نشانی آمریکا کار می‌کنند، آن‌ها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آن‌ها به شمار می‌روند." دلواپسی‌های رادیو فردا برای عدم اجرای قانون اساسی ایران در این هفته شاهد بروز نوع جدیدی از نگرانی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در خصوص وضعیت داخلی ایران بوده‌ایم؛ جایی که این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، از نحوه و عدم اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی در کشور گلایه می‌کند و حکومت را به نقض قانون اساسی خود متهم می‌سازد. رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، بار دیگر با بهره برداری از اظهارات همواره حاشیه ساز علی مطهری در داخل کشور، با تأکید بر این که حصر سران فتنه سال 1388 و البته محاکمه احمد منتظری به دلیل انتشار فایل مربوط به اعدام‌های سال 1367 نمونه‌هایی از عدم اجرای قانون اساسی در ایران هستند، گزارش خود را با دفاع از منافقین درآمیخته و می‌نویسد: «علی مطهری در پاسخ به موضع رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکان او درباره طرح "آشتی ملی" گفت که مردم پس از حوادث سال ۸۸ از حکومت "گلایه‌هایی دارند" و اقدامات "خلاف قانون اساسی" مانند حصر، ممنوع‌التصویری و زندانی کردن احمد منتظری "تنگ‌نظری است" و"باید کنار گذاشته شود". به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، نایب رئیس مجلس روز جمعه، ششم اسفند، در کنگره حزب مردمسالاری گفت: "ما هم قبول داریم، مردم با هم قهر نیستند اما پس از حوادث سال ۸۸ مردم از حکومت گلایه‌هایی دارند و در این مدت مواردی خلاف قانون اساسی انجام می‌شود که باید کنار گذاشته شود." وی مسائلی مانند حصر رهبران جنبش سبز، ممنوع‌التصویری محمد خاتمی، سختگیری بر منتقدان و زندانی کردن احمد منتظری را حاصل "تنگ‌نظری" خواند. آقای مطهری در ادامه سخنان خود با اشاره به بازداشت احمد منتظری به دلیل انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری گفت که نباید کسی را به انتشار یک سند زندانی کرد و "نمی‌توان گفت سند انقلاب باید از بین برده شود". وی تاکید کرد که "غلبه ظلم بر عدالت، فساد اخلاقی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و تفرقه و تشتت از عوامل انقراض اجتماعات بشری است که مهم‌ترین مثال و مصداق آن انقراض حکومت عثمانی به شمار می‌رود". احمد منتظری در پی انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ به ۲۱ سال زندان محکوم شده و دادگاه ویژه روحانیت اعلام کرد که شش سال از این حکم اجرا خواهد شد. علی مطهری پیش از این نیز بارها به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز و ممنوع‌التصویری محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، بارها اعتراض کرده و این اقدامات را خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی خوانده است.» اما اینکه از کی تا به حال رادیو فردا به عنوان یک رسانه ضد ایرانی و وابسته به دولت آمریکا، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را شناخته و برای اجرای دقیق آن نگران است، جای سؤال دارد؟! در شرایطی از محاکمه و بازداشت احمد منتظری به عنوان نمونه ای از نقض قانون اساسی در ایران سخن به میان آورده شده است که ظاهراً کتاب قانونی که در دست نگارندگان این گزارش رادیو فردا بوده است جعلی بوده است اگر نه از رفتار غیر قانونی این مجرم با استناد به خود قانون دفاع نمی‌کردند. وی مدت‌ها با دروغ‌ها، به تویش اذهان عمومی، اتهام زنی به نظام جمهوری اسلامی و سیاه نمایی ضد ایرانی پرداخته است و بهانه دشمنی غرب و ابزارهای رسانه ایشان را فراهم ساخته است و بگذریم از این که به حمایت از یک سازمان تروریستی و خائن به نام مجاهدین خلق (منافقین) اقدام کرده است. در خصوص حصر سران فتنه سال 1388 نیز ظاهراً رادیو فردا پافشاری دارد تا با قانون شناسی و قانون دوستی‌های خود، هرچه زودتر آن‌ها را به طور کامل از صحنه محو سازد؛ زیرا با بررسی جرایمی که بر اساس قانون مرتکب شده است، یقیناً هر قانون شناسی می‌داند که حصر خانگی، آن هم با دستری راحت به همه امکانات رفاهی، تفریحی، درمانی و ...، اصلاً محکومیت محسوب نمی‌شود و به عنوان بهشتی برای این خائنان به ملت ایران است که باید قدرش را بدانند و آن را مدیون رأفت حکومت باشند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از اسفند ماه 1395 (01 الی 07 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 06 Mar 2017 03:15:17 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22737/