رادیو دیروز - آخرين عناوين مجله هفتگی :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/Weekly_Magazine Tue, 16 Jan 2018 11:20:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 16 Jan 2018 11:20:43 GMT مجله هفتگی 60 رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 178) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25651/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          زمستان 1396 با اولین هفته از دی ماه آغاز شد. هفته‌ای مملو از خبرهای ریز و درشت در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... که هر رسانه‌ای در جهان به نوعی بخشی از آن‌ها را بازتاب دادند؛ اما در این بین رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی، از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نگاهی متفاوت به این اخبار داشته و دارند؛ آن‌ها در تمام طول هفته تلاش کرده‌اند تا از هر موضوعی با نگاهی خاص و در جهت اهداف اربابانشان بهره برداری کنند و تنها چیزی که در این مسیر برایشان اهمیتی نداشته، حقیقت ماجراهاست. در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از دی ماه سال 1396 (01 الی 08 دی ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش‌های مکرر و پر تعداد رادیو فردا برای بهره برداری از موضوع "طلاق" در ایران، گزارشات پر تعداد این رسانه ضد ایرانی برای دفاع و حمایت از جاسوس موساد، شکست‌های پیاپی بین المللی و داخلی سیاست‌های کاخ سفید و... را مورد مشاهده نمایید. از تبلیغ برای طلاق تا آماری برای اثبات بحران! مجله هفتگی رادیو فردا در این شماره را نیز همانند هفته گذشته با موضوعی اجتماعی آغاز می‌کنیم؛ در شماره پیشین به بررسی تلاش‌های رادیو فردا برای اثبات بحران آسیب‌های اجتماعی در ایران و بی توجهی مسئولین به این بحران پرداخته بودیم و در همین راستا، این هفته از نگاه خاص این رسانه صهیونیستی – آمریکایی به یکی از آسیب‌های اجتماعی که "طلاق" است، سخن خواهیم گفت. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این هفته با انتشار گزارش‌هایی بسیار به موضوع "طلاق" در ایران پرداخته است که از سویی برای آن تبلیغ کرده و از سویی با بیان آماری وضعیت داخلی ایران از این حیث را بحرانی نشان داده است که در ادامه دو مورد از این گزارش‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم. رادیو فردا و تبلیغ برای گسترش "طلاق" در ایران یکی از راه‌های تبلیغ "طلاق" در جامعه ایران، "فهیمه خضر حیدری" و "برنامه تابو" در رادیو فرداست که این هفته تلاش کرده است تا با تشویق زنان و در مواردی مردان به "طلاق"، از این موضوع برای اثبات ادعایی واهی مبنی بر تبعیض میان زن و مرد در دین اسلام بهره برداری کند. این مجری ضد ایرانی رادیو فردا در برنامه خود با طرح سؤال‌هایی ذهن مخاطبین خود را وارد یک بازی می‌کند که نتیجه‌ای جز تردید در مسائل اسلامی و البته گرویدن به سمت "طلاق" ندارد. وی به عنوان مثال در بخشی از برنامه می‌گوید: «اسلام حق طلاق را به مرد می‌دهد، زن هم در شرایط خاص می‌تواند از حق طلاق بهره مند شود؛ اگر اسلام و قرآن زن و مرد را برابر دانسته پس چرا حق طلاق به عهدهٔ مرد است؟»   در این جا باید به چند نکته اساسی اشاره کرد؛ نکته اول تفاوت‌های ذاتی میان زنان و مردان است که تحصیمات احساسی را می‌توان یکی از این تفاوت‌ها دانست و نکته دوم وضعیت فعلی جامعه آمریکا از حیث طلاق است که رادیو فردا تلاش می‌کند جامعه ایرانی را به آن نزدیک و نزدیک‌تر سازد. در اینکه زن و مرد از منظر قرآن و اسلام باهم برابرند، شکی نیست؛ اما ویژگی‌ها و توانایی‌هایی که خدا به هر کدام داده از یکدیگر متفاوت است، مرد بر اساس چارچوب منطق و عقل قضاوت می‌کند و زن احساسات و عواطفی دارد که فضای ارامش بخش درونی خانواده را برای یکایک اعضای خانواده فراهم می‌کند؛ پس بنابراین فقط کارکردها و توانایی‌های زن و مرد با یکدیگر متفاوت است نه جایگاه و منزلت انها، بلکه طبق ایات موجود در قرآن کریم هیج کدام بر دیگری برتری ندارند بلکه زن و مرد مکمل یکدیگرند. دوما دلیل بر این که حقّ طلاق دادن با مرد است، خطابات قرآن است. در آیات متعدّد مردان را مورد خطاب قرار می‌دهد و می‌فرماید: "إنْ طلقتم النساء، إذا طلقّتم النساء، طلقتموهنّ". در این آیات، خطاب به مردان است، همان طور که در ازدواج خطاب به مردان است، مثل"اذا نکحتم المؤمنات، فانکحوا ماطاب لکم، فانکحو هن باذن أهلهنّ".   از این جا می‌توانیم این نتیجه را بگیریم که طبیعتاً حق طلاق از آنِ کسی است که موقع ازدواج، به دنبال آن می‌رفت و به اصطلاح به خواستگاری زن می‌رفت. اگر در ضمن عقد ازدواج، مرد و زن توافق کنند زن در صورتی که لازم بداند یا در صورتی که مرد دچار عارضه‌ای شود، از جانب مرد وکیل باشد که خود را مطلّقه کند، زن نیز حق طلاق خواهد داشت.   می گویند حق طلاق باید به زن داده شود، اما زن همانطور که در بالا به آن اشاره شد، به دلیل عواطف و احساساتی که دارد و غلبه‌ای که این احساسات بر تصمیم گیری‌های زندگی می‌گذارد، از حق طلاق منع شده است، تصمیم‌هایی که کمتر منطقی هستند و ناگهانی بر مدار طغیان عواطف صورت می‌گیرند، ممکن است عملکرد نامطلوبی را ثبت کنند.   همانطور که در جوامع گذشته و امروزه، زن به دلیل غلبهٔ احساساتش نتوانسته وارد حیطهٔ شغلی قضاوت شود و به قضاوت و داوری اعمال و رفتار مجرمین بپردازد، بر همین اساس حق طلاق از او محروم شده. درنتیجه تصمیم براساس احساسات بنیان ونظام خانواده راویران می‌کند.   با توجه به امار طلاق در امریکا، شصت و نه درصد طلاق‌ها از سمت زن‌ها صورت می‌گیرد و فقط سی و یک درصد از سمت مردها انجام می‌شود، که این گویای تصمیم گیری زن‌ها براساس احساسات و عواطف وجودیشان می‌باشد. رادیو فردا و آماری برای اثبات بحران اجتماعی در ایران یکی دیگر از گزارش‌هایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته به آن پرداخته است تا از طریق آن ادعاهای وجود بحران اجتماعی در کشورمان را به اثبات رساند، گزارشی است که در آن به آماری در خصوص وضعیت "طلاق" در ایران اشاره می‌شود. رادیو فردا که همیشه تلاش می‌کند در گزارش‌های یک سویه ضد ایرانی خود منابع را داخلی نشان دهد تا ذخن مخاطب را بیشتر با خود همراه کند، در این گزارش نوشته است: «یک مقام قوه قضائیه از "طلاق توافقی" به عنوان "۱۰ خواسته اول" رسیدگی در محاکم قضایی ایران خبر داد. همزمان سخنگوی سازمان ثبت احوال نیز می‌گوید نرخ طلاق در کشور افزایش یافته است. در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا، علی‌اصغر رفاهی، مدیرکل پیشگیری از وقوع جرم در قوه قضائیه، اعلام کرده که در میان ۱۰ خواسته اول رسیدگی در محاکم قضایی، "طلاق توافقی در سطح کشور رتبه هشتم و مطالبه مهریه رتبه نهم را به خود اختصاص داده است". او که در بیرجند با ایرنا گفت‌وگو کرده، این آمار در خراسان جنوبی را برای طلاق توافقی، رتبه ششم و برای مطالبه مهریه رتبه دهم عنوان کرده و افزوده است که این موضوع، "نیازمند اقدام‌های جهاد گونه در بحث آسیب‌های اجتماعی است". سخنگوی سازمان ثبت احوال ایران نیز با اعلام افزایش میزان طلاق در ایران گفته که "نرخ طلاق طی پنج سال گذشته از ۱.۹ به ۲.۱ رسیده است". سیف‌الله ابوترابی که در یک نشست خبری به مناسبت روز ملی ثبت احوال سخن می‌گفت، افزوده که "۱۳۳ هزار و ۳۶۶ مورد طلاق در پایگاه ثبت احوال ثبت شده است". او میانگین زندگی مشترک برای زوج‌های جداشده در ۹ ماهه اول سال ۹۶ را نیز "۹ سال" اعلام کرده است. به گفته سخنگوی سازمان ثبت احوال ایران، "۶۷ درصد طلاق‌ها عمر ازدواج کمتر از ۱۰ سال داشته‌اند و در ۴۵ درصد طلاق‌ها دوام ازدواج کمتر از ۵ سال بوده است".   اما این فضاسازی‌های ضد ایرانی در شرایطی توسط رادیو فردا صورت می‌گیرد که وضعیت جامعه غربی به ویژه در ایالات متحده آمریکا از نظر طلاق، فساد اخلاقی، خیانت زناشویی و ... در اوج بحران قرار دارد و در این نگرانی‌های همیشگی برای ایران، حتی اندک اشاره‌ای به این موضوعات نمی‌شود. نام ایالات متحده آمریکا همواره در لیست 10 کشوری که بیشترین آمار طلاق در جهان را دارا هستند، به چشم خورده است و یکی از پابرجاترین کشورهای جهان از این حیث محسوب می‌شود. آمارهای سال‌های مختلف در آمریکا نشان می‌دهد که همواره بالای 50 درصد از ازدواج‌ها در این کشور با طلاق همراه بوده است و در بررسی‌های اجتماعی نیز به این نتیجه می‌رسیم که این "آسیب" به نوعی "فرهنگ" در بین مردم آمریکا تبدیل شده است. اما آمریکا در عرصه‌ای دیگر نیز از نظر اجتماعی در جهان نام آور و مطرح است؛ آمارهای منتشر شده توسط رسانه‌های مختلف خود ایالات متحده نشان می‌دهد که وضعیت خیانت به همسر در این کشور در اوج خود قرار دارد؛ یکی از شهرهای مطرح آمریکا در این مورد "واشنگتن" است که باعث شده به این شهر لقب "شهر خیانت آمریکایی‌ها" داده شود. وب سایت تخصصی پیرامون روابط عاطفی زوجین در آمریکا اعلام کرد: "واشنگتن بهترین محل برای خیانت زوجین آمریکایی است." روزنامه "نیویورک دیلی نیوز" نیز در این باره به نقل از "نویل بیردمن"، مدیر این سایت نوشت: "واشنگتن مملو از افراد متاهلی است که به دنبال چیزهای دیگری خارج از چارچوب ازدواج هستند". مردان و زنان صاحب نفوذ و سیاسی واشنگتن در خیانت به همسران خود پیشتاز هستند. حدود ۴۰ هزار مشترک واشنگتنی در این سایت وجود دارد که نسبت به برقراری ارتباط دوستی با فرد دیگری غیر از همسر خود تمایل دارند و این آمار نسبت به تعداد ساکنین این شهر، آمار بالایی است". تلاشی همه جانبه برای آخرین بهره برداری‌ها از یک جاسوس یکی دیگر از موضوعاتی که در این هفته رادیو فردا تمرکز ویژه‌ای روی آن داشته و تعداد گزارش‌های زیادی را به آن اختصاص داده است، مباحث مربوط به "احمدرضا جلالی"، جاسوس موساد محکوم به اعدام در ایران است که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی تلاش کرده است تا با انتشار گزارش‌های متعدد خود، ضمن ایجاد چره ای بی گناه از وی، آخرین بهره برداری‌های سیاسی و ضد ایرانی را از این جاسوس خائن در جهت اهداف اربابانش داشته باشد؛ در همین راستا، در ادامه، دو نمونه از گزارش‌های متعدد رادیو فردا در این موضوع را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم. رادیو فردا و حمایت جهانی از جاسوسی ضد ایرانی! داستان خیانت "احمدرضا جلالی" به ملت ایران، یک داستان واقعی در مورد فردی است که از پشت به ملت و وطن خود خنجر زده است؛ اما همانند همه داستان‌های این چنینی که در آن فردی علیه کشور و ملت ایران اقدام می‌کند، دشمنان غربی و ابزارهای رسانه‌ای آن‌ها به شکل‌هایی مختلف خود را وارد این موضوع می‌کنند تا شاید بتوانند با بهره برداری بیشتر و بیشتر از این عنصری که در مسیر اهداف آن‌ها گام برداشته است، فضا را بیشتر به سود خود ملتهب سازند. رادیو فردا در یکی از گزارش‌های پر تعدادی که این هفته در حمایت از این خائن منتشر کرده است، با پرداختن به نامه چهار تن از کارشناسان سازمان ملل تلاش می‌کند برای ازادی این جاسوس امریکایی – اسرائیلی، نوشته است: «چهار تن از کارشناسان سازمان ملل متحد از ایران خواستند که حکم اعدام احمدرضا جلالی، پزشک ایرانی متهم به جاسوسی هسته‌ای، را فوراً لغو کند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، بیانیه این کارشناسان روز چهارشنبه ۲۹ آذر منتشر شده است که در آن عنوان می‌شود شیوه رسیدگی به اتهامات آقای جلالی با اشکالات بسیاری همراه بوده و شواهد و گزارش‌ها نشان می‌دهد که محاکمه وی عادلانه نبوده و در جریان آن تخلف‌های متعددی صورت گرفته است. این کارشناسان که در زمینه حقوق بشر در ایران و مواردی مانند بازداشت‌های غیرقانونی، شکنجه و اعدام تحقیق می‌کنند در بیانیه خود به گزارش‌هایی اشاره کرده‌اند که می‌گوید احمدرضا جلالی در حبس انفرادی و بدون امکان تماس با دیگران و دسترسی به وکیل نگه داشته شده و وی را مجبور به اعتراف کرده‌اند. حکومت ایران به تازگی فیلمی از اعترافات احمدرضا جلالی پخش کرده که بخش ضدجاسوسی وزارت اطلاعات ایران آن را تهیه کرده است. همراه با اظهارات آقای جلالی، یک راوی سوم شخص نیز در این فیلم اتهاماتی را به او نسبت می‌دهد و می‌گوید که وی اطلاعات مربوط به دو محقق هسته‌ای ایران را در اختیار سرویس جاسوسی اسرائیل قرار داده که به ترور آنها منتهی شده است. آقای جلالی اما با انتشار یک فایل صوتی از زندان اتهام جاسوسی برای موساد را رد کرده و تاکید داشته که اعترافات تلویزیونی وی تقطیع و تحریف شده است. او همچنین گفته که این اعترافات تحت فشار اخد شده و وی اساساً هیچ گونه دسترسی به وکیل یا بازپرس نداشته است.»   اما "احمدرضا جلالی" در اضهاراتی کاملاً شفاف، ارتباط خود با عناصر موساد، قرارهای ملاقات مختلف خود با آن‌ها، نوع و میزان ارتباطش با موساد در داخل کشور و حتی مبالغی که در ازای دریافت خیانت به کشورش دریافت کرده است را هم اعتراف کرده است. هیچ راوی سوم شخصی از افشای اطلاعات هسته‌ای و نقش این خائن در ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان سخن نمی‌گوید، بلکه این خود "احمدرضا جلالی" است که آشکارا از نقش خود در این موضوعات پرده بر می‌دارد و بر انتقال اطلاعات مربوط به این ترورها به عوامل موساد اذعان می‌کند. آیا اگر این جاسوس به جرم خیانت علیه کشور آمریکا، انگلیس یا دیگر کشورهای غربی محکوم و مجازات می‌شد، بازهم این گونه حمایت‌های جهانی را پشت سر خودش احساس می‌کرد!؟ آیا در جها هیچ مسئله‌ای مهمتر از محکومیت این جاسوس موساد در ایران برای نگرانی مدعیان حقوق بشر نیست؟! خیانتی که حامیان خائن، دروغ می‌دانند! اما همانطور که اشاره شد مورد بالا تنها گزارش رادیو فردا در این هفته حول محور "احمدرضا جلالی" نبود و ما شاهد گزارش‌های پرتعدادی با این موضوع بودیم که این هفته را به هفته حمایت از "جاسوس" در این رسانه ضد ایرانی تبدیل کرده بود. یکی دیگر از این گزارش‌ها که در ادامه مورد بررسی قرار می‌دهیم به تلاش‌هایی اختصاص دارد که حمایان مختلف غربی و صهیونیستی این خائن، برای اثبات ادعای دروغ بودن خیانت‌هایش انجام داده‌اند. در طول چند وقتی که از بازداشت و بخصوص از صدور حکم برای این جاسوس و خائن به ملت ایران می‌گذرد، به طور عجیبی شاهد تلاش‌های رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی از جمله بی‌بی‌سی، رسانه‌های وابسته به حکومت سعودی عربستان و همچنین رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به منظور بهره برداری از این موضوع بوده‌ایم تا شاید با گِل آلود کردن فضا، بتوانند به سود خود و اربابانشان ماهی بگیرند که در نتیجه یا ذهن مخاطبین خود را به سمت بی گناهی این جاسوس و در نتیجه بی اعتمادی از دستگاه قضایی ایران سوق دهند و یا فضایی برای تخفیف در مجازات این همراه خود در کشورمان ایجاد کنند. جالب است بدانید که رادیو فردا در راستای عقب نماندن از قافله حامیان جاسوس موساد و دم تکانی برای صهیونیستها، تا کنون حدود 48 خبر در حمایت از وی و اثبات بیگناهی اش منتشر کرده است. این رسانه وابسته به کاخ سفید در یکی دیگر از تلاش‌های این هفته خود در همین مسیر، می‌نویسد: «نجیبه مرتضوی، مادر احمدرضا جلالی، پزشک و کارشناس حوادث غیرمترقبه که به اعدام محکوم شده، در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، خواستار رسیدگی یک هیات بی‌طرف به پرونده پسرش شده است. خانم مرتضوی همچنین نوشته است که فرزش دسترسی به اطلاعات سری نظام نداشته و با دو دانشمند هسته‌ای ترور شدهایران نیز ارتباط شخصی و کاری نداشته است.» نکته این خبر آنجاست که رادیو فردا سند بی گناهی جلالی را اظهارات مادرش قرار داده و لحظه‌ای زحمت اندیشیدن به خود نداده که بی گناه دانستن جلالی چون مادرش گفته، مَثل همان روباهی است که شاهدش دمش بود!  اگر نجیبه مرتضوی در سنی به سر می‌برد که در گوشه‌ای به پرورش جاسوسهای نابغه دیگر مشغول است و از اخبار دنیا بی خبر، رادیو فردا به عنوان رسانه مدعی آگاهی و صداقت حتماً باید به یاد داشته باشد که اطلاعاتی که از طریق جاسوسهایی از قبیل جلالی به موساد داده شد، باعث شهادت چهار پدر و یتیم شدن شش فرزند و داغدار شدن هشت پدر و مادر شد. مادرانی که همه مانند نجیبه پسرانشان را دوست داشتند. اما بر خلاف وی در کنار تعلیمات فیزیک و ریاضی به آنها درس انسانیت نیز آموختند تا از نبوغ خدادای خود برای پیشرفت کشور و جلوگیری از دست درازی دشمن به میهن و ممانعت از دراز کردن دست پیش بیگانگان استفاده کنند. درست بر عکس آقازاده نانجیب سرکار علیه که برای چندر غاز پول چرک کف دست و زندگی در یک ویلای سوئدی و دراز کشیدن در سواحل اروپا، شش پسر و دختر کوچک و بزرگ را از داشتن پدر محروم کرد. خوب بود در تربیت پسر بیشتر می‌کوشید و حال که نتوانسته از عهده تربیت و انسان کردن یک موجود دو پا به خوبی برآید، کاش یک بار به عکس آرمیتا و علیرضای معصوم در کنار ماشین تکه پاره شده پدرشان، نگاه می‌کرد و به خاطر می‌آورد قرار بوده این اتوموبیل، آن‌ها و پدرشان را به پارک و گردش ببرد نه به لطف امثال احمدرضا جلالی‌ها آهن پاره‌ای شود برای اثبات مظلومیتشان که در همایش بین المللی در کنارش عکس یادگاری بگیرند. کاش به کمر خمیده پدر احمدی روشن دقت می‌کرد و بعد از عواطف پدر و مادری می‌خواند. کاش به یاد می‌آورد که احمد رضایش با خیانت در حق امثال آرمیتا چه جنایتی مرتکب شد که طفل معصوم با بغض، از خاطراتی که با پدر ندارد بگوید. آنوقت از بیگناهی پسرش می‌نالید و شکایتش را پیش دشمنان این ملت می‌برد. خوب است بداند احمد رضایش همان روزی مرد که آرمیتا در حاشیه یک همایش بین المللی به درباره قاتلان پدرش به دو زبان انگلیسی و فارسی گفت: "این آرمیتاست دختر یکی از هزاران شهید ایرانی، من و ما زند ه و ایستاده‌ایم. پای خون پدرانمان و آرمان‌هایشان و رویاهایشان برای ایران. دستان پلیدی که خون پاک پدرانمان را ریختند بدانند که نفرین شدگان تاریخ و مردگان بدنام هستند". احمد رضا جلالی نابغه‌ای است که از نبوغ و استعداد خدادادی خود به جای تلاش برای اعتلای میهنش، قدم در راه تاریکی و جهالت گذاشت و آن را دستمایه رسیدن به دنیای فانی قرار داد. دانشمند نمایی که به گفته جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، یکی از اقدامات محکوم علیه، اعلام نشانی و برخی مشخصات سی نفر از افراد شاخص پروژه‌های تحقیقاتی، نظامی و هسته‌ای از جمله شهیدان شهریاری و علی‌محمدی به افسران اطلاعاتی موساد بوده که به ترور و شهادت آنان منتهی شده‌است. محکوم علیه که مدعی شده‌است شهادت شهدای هسته‌ای موجب عذاب وجدان وی گردیده، با بیش از هشت افسر اطلاعاتی موساد جلسات متعدد برگزار نموده و از این طریق، اطلاعات مرتبط با فعالیت سایت‌های نظامی، سازمان انرژی اتمی و بسیاری از اطلاعات حساس دیگر را در ازای دریافت دستمزد و اخذ اقامت در کشور سوئد به افسران اطلاعاتی موساد انتقال داده‌است. انزوای کاخ سفید در داخل و خارج از آمریکا یکی از موضوعات دیگری که در این هفته و در بین بررسی فعالیت‌های متعدد رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به آن پی می‌بریم، شکست‌های پیاپی سیاست‌های کاخ سفید هم در عرصه‌های بین المللی و هم در عرصه‌های داخلی آمریکاست که در این هفته با خبرهای مختلفی از جمله مخالفت‌های داخلی با سیاست‌های مهاجرتی "ترامپ" و مخالفت‌های بین المللی با تلاش‌های کاخ سفید برای انتقال مرکزیت اسرائیل به شهر "قدس" شریف، با آن مواجه بودیم و رادیو فردا نیز با واکنش‌های خود، ضمن اذعان به آن‌ها تلاش کرده است تا از اثراتشان بکاهد؛ به همین دلیل در ادامه دو مورد از این موارد پر تعداد را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم. شکستی بین المللی برای کاخ سفید چند وقتی است که یکی از تلاش‌های وقیحانه ایالات متحده آمریکا و کاخ سفید در حمایت از اسرائیل، خبرساز شده و ما هم در بخش‌های از شماره‌های پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز به بررسیان ها پرداخته‌ایم. تلاش و ادعاهای کاخ سفید برای شهر مقدس "قدس" شریف که همواره به فلسطین و اسلام تعلق داشته است، در جهت تبدیل شدن به مرکزیت رژیم اشغالگر صهیونیستی به قدی وقیحانه بوده است که در داخل آمریکا و خارج از مرزهای آن واکنش‌هایی به مراتب تند و مخالفت‌هایی کاملاً جدی را به دنبال داشته باشد. این ادعای بی شرمانه، علاوه بر مخالفت‌های جدی همه مسلمانان جهان در جای جای این کره خاکی، حتی با مخالفت و اعتراض کشورها و دولت‌های دولت آمریکا نیز همراه بوده است. و اتحاد مسلمانان در کنار این مخالفت‌های صریح کشورهای غربی – عربی، پاسخی کوبنده به "دونالد ترامپ"، رئیس جمهور آمریکا و دولتش محسوب می‌شود. اما در این هفته، این شکست به شکلی دیگر تکمیل شد و با موضع گیری رسمی سازمان ملل متحد در خصوص فلسطینی بودن "قدس"، به عبارتی شکستی که آمریکا از مسلمانان دریافت کرده بود را در عرصه بین المللی نیز با ان مواجه گردید؛ شکستی که رادیو فردا تلاش کرد تا با پرداختن به آن از شدتش بکاهد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی با پرداختن به قطعنامه جدید سازمان ملل متحد در این خصوص، با واکنشی که همراه با اعتراض است، می‌آورد: «نهاد مذکور روز پنج‌شنبه ۳۰ آذر در نشست اضطراری خود با رأی اکثریت، تصمیم اخیر رئیس جمهوری آمریکا را در زمینه به رسمیت شناختن اورشلیم (بیت‌المقدس) به عنوان "پایتخت اسرائیل"، باطل دانست. سخنگوی نهاد ریاست جمهوری فلسطین بلافاصله این قطعنامه را "یک پیروزی برای فلسطین" نامید.» این قطعنامه که با رأی موافق ۱۲۸ کشور از میان ۱۹۳ عضو سازمان ملل تصویب شد، با هر نوع تغییر در وضعیت بیت‌المقدس مخالفت دارد. ۹ کشور به قطعنامه مخالف دادند و رأی ۳۵ کشور نیز ممتنع بود؛ سایر اعضا در رأی‌گیری شرکت نکردند. اما در کنار آمریکا و اسرائیل، این اعضا با قطعنامه مخالفت کردند؛ هندوراس، گواتمالا در آمریکای لاتین و جزایر مارشال، پلائو، میکرونزی، توگو و نائورو در اقیانوسیه. آرژانتین، مکزیک، استرالیا، فیلیپین، کانادا، چک و مجارستان هم در میان کشورهایی بودند که رأی ممتنع دادند. آمریکا و اسرائیل در آخرین ساعات مانده به رأی‌گیری در مجع عمومی سازمان ملل بیشترین تلاش خود را به کار بردند تا کشورهای بیشتری را به دادن رأی مخالف یا دستکم رأی ممتنع متقاعد کنند.   رادیو فردا در گزارش خود با تأکید بر اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که با نسبت دادن «خانه دروغ» به سازمان ملل خشم خود را از این قطعنامه ابراز کرده است، ادامه می‌دهد: «آمریکا از اسرائیل خواسته بود نظر به مناسبات نزدیکی که با کشورهای آفریقایی دارد، تلاش کند تا شاید شماری از کشورهای این قاره را به دادن رأی مخالف یا ممتنع تشویق کند اما این تلاش چندان موفق نبود. قطعنامه مجمع عمومی در حالی از رأی اکثریت برخوردار شد که دونالد ترامپ پانزدهم آذر با تغییر سیاست راهبردی آمریکا در مورد بیت‌المقدس و شناسایی آن به عنوان "پایتخت اسرائیل"، دستور آغاز فرایند انتقال سفارت آمریکا در اسرائیل از شهر تل آویو به اورشلیم را نیز امضاء کرده بود. تصمیم دونالد ترامپ تنها اسرائیل را خشنود کرد در حالی که با واکنش مخالف قریب به اتفاق کشورهای جهان روبه‌رو شد و نزدیک‌ترین همپیمانان آمریکا نیز از آن فاصله گرفتند. آمریکا دوشنبه این هفته در نشست فوق‌العاده شورای امنیت، پیش نویس قطعنامه‌ای را که مصر برای جلوگیری از اجرایی شدن تصمیم آمریکا ارائه کرده بود، وتو کرد در حالی که هر ۱۴ عضو دیگر دائم و غیردایم شورای امنیت از آن پشتیبانی کردند.»   این گزارش و شکست ایالات متحده در جمع آوری رأی و متقاعد کردن کشورهای جهان و حتی کشورهای دوست خود برای همراهی با آن‌ها در جلوگیری از صدور و تصویب این قطعنامه در سازمان ملل متحد، به خوبی نشان دهنده انزوایی است که این روزها آمریکا در جهان با آن دست و پنجه نرم می‌کند؛ انزوایی که با سیاست‌های دیوانه وار کاخ سفید و شخص ترامپ، روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود. هر چند آمریکا در حمایت از اسرائیل پافشاری داشته و حتی نماینده این کشور در سازمان ملل ادعا کرده است که ایالات متحده با وجود همه این مخالفت‌ها سفارت خود را به قدس منتقل خواهد کرد، اما واکنش‌های بین المللی به این تصمیم به خوبی تنها بودن آمریکا در کنار اسرائیل را نشان می‌دهد و کاملاً این واقعیت را به اثبات می‌رساند که دیگر مانند گذشته، غرب و عرب، بدون هیچ فکر و ملاحظه‌ای، کورکورانه از آن‌ها حمایت و پیروی نخواهند کرد. ادامه تقابل‌های داخلی با کاخ سفید در آمریکا در بالا به نمونه‌ای از شکست کاخ سفید در عرصه بین المللی پرداختیم، اما دولت آمریکا در دوران ریاست جمهوری "دونالد ترامپ" تنها در عرصه‌های خارجی با شکست‌های پیاپی همراه نبوده است و در داخل خاک خود نیز بازنده‌ای بزرگ شناخته می‌شود. یکی از موضوعاتی که این بازنده بودن کاخ سفید در عرصه‌های داخلی آمریکا را به اثبات می‌رساند، تقابل‌های داخلی در این کشور با تصمیم حاشیه ساز ترامپ برای اعمال ممنوعیت ورود اتباع چندین کشور از جمله ایران به خاک آمریکاست که رادیو فردا نیز در این هفته با انتشار گزارشی به آن اذعان نموده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی با اشاره به تعلیق بخش‌هایی از فرمان منع ورود پناهجویان به امریکا توسط یک قاضی فدرال در ایالت واشنگتن، این گونه می‌نویسد: «یک قاضی فدرال در ایالت واشینگتن، بخش‌هایی از آخرین فرمان ممنوعیت ورود پناهندگان به آمریکا را که چندی پیش از سوی دولت دونالد ترامپ به اجرا گذاشته شده بود، معلق کرد. قاضی جیمز روبارت در پرونده‌ای که از سوی نهاد آزادی‌های مدنی آمریکا و خدمات خانوادگی یهودیان اقامه شده بود، به نفع این دو نهاد رأی داد. مدعای این دو نهاد آن بود که فرمان جدید از پیوستن شهروندانی از کشورهای عمدتاً مسلمان به اعضای خانواده خود که به طور قانونی در آمریکا اقامت دارند، جلوگیری می‌کند. او از دولت فدرال آمریکا خواسته است که پرونده‌های گروهی خاص از متقاضیان پناهندگی را که "ارتباط حقیقی" با فرد یا نهادی در آمریکا دارند، بررسی کند. دستورالعمل مرتبط با ممنوعیت ورود به آمریکا در ۲۴ اکتبر سال جاری میلادی از سوی دولت به اجرا گذاشته شد که بر اساس آن خدمات مرتبط با درخواست پناهندگان با تأکید بر "افزایش قابلیت‌های ارزیابی" به مدت ۹۰ روز معلق می‌شود. فرصتی که در آخر ماه ژانویه به پایان می‌رسد. اکنون دستور قاضی روبارت می‌گوید دولت آمریکا می‌تواند دستور ۹۰ روزه را اجرا کند ولی نمی‌تواند بررسی درخواست یا پذیرش پناهندگانی را که با آمریکا "ارتباط حقیقی" دارند، متوقف کند. نهاد آزادی‌های مدنی در آمریکا و خدمات خانوادگی یهودیان در جلسه دادگاه این نظر را مطرح کردند که طرح اجرا شده از سوی دولت، آسیب‌های جبران‌ناپذیر به متقاضیان وارد کرده و برخی از آنها را در معرض خطر قرار می‌دهد. وکلای دولت اما در دادگاه گفته‌اند فرمان ممنوعیت صادر شده از سوی دولت، برای حفظ امنیت ملی آمریکا، ضروری است.»   فرمان ممنوعیت کنونی که همسران و فرزندان کوچک پناهندگانی را که در آمریکا هستند در بر می‌گیرد، شامل شهروندان ۱۱ کشور می‌شود، اما حکم صادر شده از سوی قاضی روبارت، متقاضیان جدید پناهندگی از کشورها را به شرط داشتن رابطه‌ای حقیقی با فرد یا نهادی در ایالات متحده آمریکا استثنا می‌کند. دولت آمریکا فهرست این ۱۱ کشور را اعلام نکرده ولی برخی رسانه‌ها گزارش داده‌اند که مصر، ایران، عراق، لیبی، مالی، کره شمالی، سومالی، سودان جنوبی، سودان، سوریه و یمن، در این فهرست هستند. غیر از کره شمالی و سودان جنوبی، بقیه کشورها اکثریت مسلمان دارند.     آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از دی ماه 1396 (01 الی 08 دی ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 08 Jan 2018 21:18:07 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25651/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 177) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25510/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته پایانی پاییز سال 1396 با خبرهایی همراه بود که بعضاً تداوم همان خبرهایی بودند که در هفته‌های گذشته با آن‌ها مواجه بودیم و ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تمام توان خود را به کار بسته بودند تا در این هفته نیز، با ادامه دادن همان مسیرهایی که در گذشته طی کرده‌اند، دروغ‌های خود را به خورد مخاطبینشان دهند و مسیر مشخص برای تأمین اهداف تعیین شده توسط اربابانشان را در لابلای این فعالیت‌های رسانه‌ای هموارتر سازند که شاید مهمترین آن را می‌توان حواشی مطرح شده در قبال برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک هسته‌ای دانست. به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و هفتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از آذر ماه سال 1396 (23 الی 30 آذر ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و هفتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل دلسوزی‌های خاله خرسه رادیو فردا برای وضعیت اجتماعی ایران از نگاه یک رسانه آمریکایی، تلاش برای کتمان شکست سیاست‌های آمریکا به منظور اثبات ادعای نقض برجام توسط ایران در کنار بازتاب با افتخار تداوم عهدشکنی آمریکا در قبال توافق بین المللی هسته‌ای، نگرانی‌های خنده دار اسرائیل برای آینده لبنان، گزارش شرم آور رادیو فردا از وضعیت قربانی گرفتن "مین" در جهان و... را مورد مشاهده نمایید. نگرانی آمریکایی برای آسیب‌های اجتماعی در ایران یکی از موضوعات قابل توجهی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته از آن در جهت سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی ایران استفاده کرده است و ما مجله این هفته رادیو دیروز را با بررسی آن آغاز می‌کنیم، وضعیت "آسیب‌های اجتماعی" در کشورمان و نحوه مقابله با آن‌هاست. رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی به بررسی بودجه پیش بینی شده برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی در کشورمان پرداخته و با انتقاد به کاهش این میزان تلاش کرده است تا به نوعی بی تدبیری و عدم جدی بودن در این مسیر را به مخاطبین خود منتقل نماید. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، می‌نویسد: «روزنامه اعتماد از کاهش "یکصد میلیارد تومانی" ردیف بودجه پیشنهادی دولت برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی در سال ۹۷ خبر داد. این روزنامه در شماره روز پنج‌شنبه (۲۳ آذر) خود این خبر را منتشر کرده‌است. آنچه در ایران از آن به عنوان آسیب‌های اجتماعی نام برده می‌شود، بیشتر شامل اعتیاد، فقر، حاشیه‌نشینی، ترک تحصیل، طلاق و افزایش جرائم است. گزارشگر اعتماد نوشته در حالی که پس از دومین جلسه عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور با رهبر جمهوری اسلامی ۴۰۰ میلیارد تومان برای کنترل آسیب‌های اجتماعی اختصاص یافته بود، این رقم در بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۹۷ به ۳۰۰ میلیارد تومان رسیده‌است.» رادیو فردا ادامه می‌دهد: «به نوشته اعتماد وزیر کشور از بابت کاهش بودجه برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی مورد پرسش واقع نشد و دربارهٔ آن توضیح هم نداده است. بر اساس این گزارش، این کاهش در حالی صورت گرفته که "باید اعتبارات ویژه حمایت از انجمن‌های غیردولتی و اقدامات پیشگیرانه و مصون‌سازی جمعیت در معرض خطر هم، در بودجه اختصاصی منظور شود." آن‌طور که اعتماد نوشته کاهش اعتبارات مقابله با آسیب‌های اجتماعی در شرایطی صورت گرفته که روز چهارشنبه، موید علویان، رئیس شبکه هپاتیت ایران از ابتلای ۱۸۶ هزار نفر در کشور به هپاتیت سی (c) خبر داده‌است. علویان هشدار داده که "حدود ۷۰ درصد این مبتلایان، شناسایی نشده و می‌توانند مثل مبتلایان ناشناخته به ویروس اچ‌آی‌وی، ناقل فعال بیماری باشند." گزارشگر اعتماد افزوده که در صورت اختصاص نیافتن "اعتبارات ویژه پیشگیری و درمان رایگان و ریشه‌کنی این بیماری ویروسی در کشور… در آینده‌ای نزدیک شاهد هم‌نشینی ایدز و هپاتیت سی در حد وسیع خواهیم بود." این روزنامه بیشترین مبتلایان به هپاتیت سی در ایران را "مصرف‌کنندگان تزریقی مواد مخدر، زندانیان و شرکای جنسی این افراد" معرفی کرده و از "شیوع ۲۰ الی ۴۰ درصدی هپاتیت سی و شیوع ۱۵ تا ۲۵ درصدی اچ‌آی‌وی در این جمعیت" خبر داده‌است.» اما آیا این شدت اعتراض و نگرانی در خصوص وضعیت اجتماعی ایران، آن هم از سوی یک رسانه وابسته به دولت آمریکا عجیب نیست؟! اگر وضعیت داخلی ایالات متحده از نظر اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم و آمارها و اطلاعات مختلف منتشر شده در این خصوص را مطالعه کنیم، قطعاً به این نتیجه خواهیم رسید که یک رسانه آمریکایی با چنین وضعیتی در جایگاهی قرار ندارد که برای سایر کشورها نقش دایه دلسوزتر از مادر را بازی کند. در ایالات متحده بیش از صد میلیون نفر در زیر خط فقر زندگی می‌کنند و بیش از 7 درصد جمعیت این کشور در فقط مطلق به سر می‌برند که این خود زمینه ساز بسیاری از آسیب‌های حوزه اجتماعی است. هر ساله چند هزار نفر بی دلیل توسط پلیسی که ناجی امنیت باید باشد در آمریکا به قتل می‌رسند و سالیانه بیش از 14 درصد بر میزان مرگ و میر ناشی از مصرف مواد مخدر در این کشور اضافه می‌شود. روزانه بیش از دو هزار زن و دختر در ایالات متحده قربانی خشونت و تجاوزات جنسی می‌شوند و در هر سال بیش از 640 هزار نفر قربانی این گونه خشونت‌ها هستند که حتی نمونه‌های تجاوز دسته جمعی و در ملاء عام به یک دختر نوجوان در آمریکا نیز بارها خبرساز شده است. آمارهای رسمی منتشر شده توسط خود رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد که تعداد فرزندان نامشروع متولد شده در این کشور از سال 1950 میلادی تا کنون با افزایشی بیش از ده برابری همراه بوده است و اکنون در خوش بینانه ترین حالت ممکن، بیش از 40 درصد کودکان متولد شده در این کشور، از پدر و مادری به دنیا آمده‌اند که زن و شوهر نیستند. بررسی وضعیت سطح طبقاتی در ایالات متحده در بین سال‌های 2005 تا 2010 میلادی نشان می‌دهد که متوسط درآمد یک خانواده سفیدپوست 110729 دلار و میانگین درآمد یک خانواده سیاهپوست آمریکایی تنها 4955 دلار است که باعث شده است آمریکا در بین 136 کشور جهان در رده‌بندی برابری درآمد و شکاف طبقاتی رتبه‌ای بهتر از 93 را کسب نکند و این در شرایطی است که جمهوری اسلامی ایران در این رده‌بنده جایگاه 68 را داراست. اذعان دوباره به دروغ گویی آمریکا علیه ایران در هفته گذشته به بررسی اظهارات ضد ایرانی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد و دروغ‌های شاخ دارش برای اثبات نقض برجام توسط کشورمان پرداختیم، اما در فاصله‌ای خیلی کوتاه و در همان سازمان ملل متحد، بار دیگر بر پایبندی جمهوری اسلامی ایران بر توافق هسته‌ای و برجام تأکید و بر دروغ گویی آمریکا علیه کشورمان اذعان گردید. رادیو فردا که ناچار به این اعتراف شد، در این هفته با انتشار گزارشی، ضمن پرداختن به موضوع پایبندی ایران به برجام تلاش کرد تا با طرح موضوعات مربوط به فعالیت‌های موشکی کشورمان، این اعتراف را به حاشیه کشانده و اثر آن را کمرنگ‌تر سازد. در گزارشی که رادیو فردا به این منظور منتشر کرده، آمده است: «خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید دبیرکل سازمان ملل در گزارشی به شورای امنیت، ابراز داشته ایران احتمالاً خواسته‌های این سازمان برای توقف برنامه موشک‌های بالیستیک خود را نادیده گرفته، هرچند به توافق اتمی پایبند مانده‌است. خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید نسخه‌ای از گزارش تازه دبیرکل سازمان ملل در روز ۲۲ آذر به دستش رسیده‌است. در این گزارش آنتونیو گوترش در عین حال تاکید کرده سازمان ملل در پیوند با دو مورد پرتاب موشک از یمن به عربستان سعودی، در ۲۲ ژوئیه و ۴ نوامبر، و این احتمال که ایران این موشک‌ها را به شورشیان حوثی رسانده، تحقیق می‌کند. گزارش آقای گوترش در مورد قطعنامه سازمان ملل در تائید توافق اتمی میان تهران و شـش قدرت جهانی در تیر ماه دو سال پیش، به شورای امنیت سازمان ملل ارائه می‌شود. این گزارش در حالی ارائه شده که نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای گفته‌است در مورد آن‌چه "اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران در خاورمیانه و جهان" نامیده، "شواهد غیرقابل‌انکاری" ارائه خواهد کرد. بنا بر گزارش‌ها نیکی هیلی، از جمله در مورد اتهام‌های مربوط به کمک تسلیحاتی ایران به حوثی‌ها و شماری دیگر از اقدامات تهران، در جمع خبرنگاران سخن خواهد گفت.» رادیو فردا در ادامه می‌آورد: «دونالد ترامپ احتمال خروج کامل ایالات متحده از برجام را رد نکرده‌است. آقای ترامپ در واپسین گزارشی که در مورد توافق اتمی در روز ۲۱ مهر ماه به کنگره آمریکا ارائه کرد، از تائید پایبندی تهران خودداری کرد. به گفته دولت آمریکا، ایران "روح" برجام را نقض کرده‌است؛ اتهام مشابهی را نیز ایران علیه ایالات متحده مطرح کرده و می‌گوید واشینگتن در اجرای کامل برجام، مانع ایجاد می‌کند. نهاد بین‌المللی ناظر بر اجرای تعهدات ایران و نیز هم‌پیمانان غربی ایالات متحده، تا کنون پایبندی ایران به توافق اتمی را تائید کرده‌اند. کشورهای اروپایی در عین حال برخی اقدامات ایران در منطقه و نیز آزمایش‌های موشکی تهران را هدف انتقادهای خود قرار داده‌اند. در کنار این‌ها، دبیرکل سازمان ملل تاکید کرده این نهاد در مورد گزارش‌های مربوط به انتقال موشک برای شورشیان حوثی در حال انجام تحقیقاتی‌ست. گوترش تائید کرده‌است که در نامه فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایالات متحده به سازمان ملل گفته‌شده: موشک ماهواره‌بر سیمرغ ایران -آزمایش‌شده در تابستان گذشته- اگر برای یک موشک بالیستیک کارایی پیدا کند، "ذاتاً قابلیت حمل کلاهک‌های هسته‌ای را خواهد داشت". آقای گوترش افزوده‌است روسیه نیز نامه‌ای فرستاده و می‌گوید قطعنامه شورای امنیت -در تائید توافق اتمی- از ایران "خواسته‌است" که برنامه موشکی خود را متوقف کند و نه این‌که بر سر ادامه آن "ممانعت ایجاد کرده باشد". آنتونیو گوترش به اعتراض اسرائیل در مورد موشک قیام در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۶ و "استفاده از ستاره داود به‌عنوان هدف آزمایشی" و موشک‌های پرتاب‌شده از ایران به سوریه، نیز اشاره کرده‌است. فرانسه، آلمان، بریتانیا و آمریکا نیز این موضوع این پرتاب‌ها را با سازمان ملل مطرح کرده‌اند.» در وضعیتی دبیرکال سازمان ملل متحد بار دیگر در خصوص پایبندی ایران به برجام به صراحت اظهار نظر کرده است که از آغازین روزهای طرح نام "دونالد ترامپ" در کارزار رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و پس از ورود وی به کاخ سفید همواره شاهد تلاش‌های گسترده دولت وی برای اثبات ادعای دروغین نقض برجام توسط کشورمان بوده‌ایم؛ تلاش‌هایی که کاملاً بی پایه و اساس بوده و نه تنها هرگز ثابت نشده است، بلکه از طریق مختلف خلاف آن مورد اعتراف جهانیان قرار گرفته است. همین چند روز پیش بود که سفید و نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل با سر و صدای بسیار ادعای شاخ دار استفاده از موشک‌های ایرانی در حمله به عربستان، در سازمان ملل ایران را ناقض برجام معرفی کرد و آینده این توافق را برای جهانیان تیره و تار توصیف نمود که در شماره پیشین این مجله به بررسی آن پرداختیم. اما گذشته از دلایلی که در شماره پیشین به آن اشاره کردیم و واقعیت‌هایی از قبیل نقش شوم آمریکا در بحران انسانی این روزهای یمن، اظهارات دبیرکل سازمان ملل، آن هم با فاصله‌ای کم از فضاسازی‌های نماینده آمریکا علیه کشورمان، بار دیگر شکستی سیاسی را برای ایالات متحده رقم زد؛ هر چند رادیو فردا تمام تلاش خود را کرده است تا در گزارش خود با اضافه کردن مواردی در خصوص فعالیت‌های موشکی کشورمان، این شکست را از دید مخاطبین خود مخفی نگاه دارد. " گوترش" دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش خود تأکید کرده است که توافق اتمی با ایران "بهترین راه" برای اطمینان‌داشتن از طبیعت کاملاً صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است. وی در این گزارش که به شورای امنیت فرستاده است، ضمن اعلام حمایت از تداوم برجام، با صراحت و قاطعانه اذعان نموده است که "تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، و تائید نشدن پایبندی ایران به توافق اتمی، آینده توافق را، «به‌روشنی» با «عدم‌قطعیت» روبه‌رو کرده‌است." گزارشی از نقض برجامی دیگر توسط آمریکا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته، همزمان با این که تلاش می‌کند ایران را ناقض برجام نشان دهد، اما با انتشار گزارشی از سنگ اندازی های دولتی و سیاسی آمریکا در مسیر فروش هواپیمای مسافربری به کشورمان خبر داده است که خود سندی بر نقض برجام توسط ایالات متحده است. رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «مجلس نمایندگان آمریکاروز پنجشنبه ۲۳ آذرماه طرح افزایش نظارت بر نحوه فروش هواپیمای مسافربری به ایران را تصویب کرد. این طرح وزارت خزانه‌داری آمریکا موظف می‌کند تا چگونگی تأمین مالی و تأییدیه‌های لازم برای فروش هواپیمای مسافربری به ایران را به کنگره گزارش کند. گزارش‌ها حاکی است، این طرح با رأی مثبت ۲۵۲ عضو مجلس نمایندگان به تصویب رسیده است. گفته می‌شود ۲۳ نماینده دمکرات نیز به این طرح رأی مثبت داده‌اند. راجر ویلیامز، نماینده جمهوریخواه از ایالت تگزاس در بیانیه‌ای مطبوعاتی پس از تصویب این طرح گفته است: این مصوبه نظارت کنگره بر صدور هرگونه مجوز فروش هوایپما به ایران را بهبود می‌بخشد، باعث حصول اطمینان می‌شود که دریافت کنندگان هواپیما گواهینامه خاص مورد نیاز را اخذ خواهند کرد.» این رسانه فارسی زبان دولت آمریکا در ادامه نیز آورده است: «راجر ویلیامز همچنین گفته است: توافقنامه هسته‌ای در دوران اوباما که به عنوان توافق هسته‌ای با ایران معروف است، به خزانه داری آمریکا اجازه می‌دهد تا مجوز لازم فروش هواپیماهای تجاری به ایران را صادر کند. این هواپیماها تنها برای جا به جا کردن مسافران در ایران به کار گرفته نخواهد شد، اما در بسیاری از مواقع سلاح و نیرو از ایران به سوریه منتقل می‌کنند. این نماینده جمهوریخواه تاکید کرده است: آمریکا نبایستی به بزرگترین کشور حامی تروریسم در جهان هواپیما بفرشد.» در شرایطی که ایالات متحده تمام توان خود را از جمله ابزارهای رسانه آیش را به کار گرفته است تا نقض برجام توسط جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان اثبات کند و در این کار همواره شکست خورده است، خود به طور علنی یکی پس از دیگری تعهدات خود در قبال این توافق بین المللی هسته‌ای را نقض می‌کند. در بالا به این موضوع اشاره کردیم که دبیرکل سازمان ملل متحد چگونه سیاست‌های خصمانه دولت آمریکا در قبال برجام را مورد اعتراض و انتقاد جدی قرار داد اما با فاصله چند روز، ایالات متحده باز هم عهدشکنی دیگری را در دستور کار خود قرار داد تا نشان دهد در مسیر بی قانونی، خودخواهی و عهدشکنی به هیچ چیز توجه ندارد و خودبرتر بینی آمریکایی باعث شده است تا اجازه هر کاری را به خود داده و همه جهان را "هیچ" بشمارد. طرح جدید مطرح شده در مجلس نمایندگان آمریکا علیه فروش هواپیمای مسافربری به کشورمان در شرایطی صورت می‌گیرد که حتی مخالفین این طرح در حین رأی گیری برای آن علناً و بارها تأکید کردند اجرای آن ناقض تعهدات آمریکا بر اساس برجام است و می‌تواند بیش از پیش چهره آمریکا در جهان را خدشه دار سازد اما ظاهراً تنها چیزی که برای دولت آمریکا و نمایندگان همفکرش اهمیت ندارد، همین موضوع است. ایران پیش از این قراردادهایی نسبتاً سنگین برای تأمین نیاز ناوگان هوایی خود با شرکت‌هایی مانند ایرباس و بوئینگ به امضا رسانده که مجوز این قراردادها از طریق موارد مندرج در برجام که به امضای طرفین از جمله خود آمریکا رسیده، تأمین گردیده است و این گونه سنگ اندازی های آمریکایی در این مسیر که پیشتر نیز بارها شاهد آن بوده‌ایم، بدون شک نقض برجام توسط کاخ سفید است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. جمهوری اسلامی ایران با سرعتی بیشتر از آن چه در برجام قید شده بود و به میزانی فراتر از آن چه غرب از طریق برجام درخواست داشت، تعهدات خود را انجام داده و به آن پایبند بوده است که اثبات این پایبندی را می‌توان در اظهارات و گزارشات متعدد سازمان ملل متحده، آژانس بین المللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و حتی بسیاری از مقامات و سیاسیون آمریکایی مشاهده کرد. با این وجود آیا مگر یک توافق، دو سویه نیست؟! چطور می‌شود یک طرف توافق به تمامی تعهدات خود عمل کند اما طرف دیر به راحتی آب خوردن وظایف خود را نادیده گرفته و زیر پا بگذارد؟! آیا هواپیمای مسافربری که با آن انسان‌های غیر نظامی و بی گناه جابجا می‌شوند، به راستی خطری برای صلح جهانی رقم می زند؟! نگرانی اسرائیل از اقدامات ایران در لبنان! رادیو فردا در یکی از عجیب‌ترین گزارش‌های این هفته خود، با پرداختن به اظهارات ضد ایرانی مقامات رژیم اشغالگر صهیونیستی، از نگرانی‌های اسرائیل برای مردم لبنان در مقابل اقدامات ایران در این کشور خبر داده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، می‌آورد: «وزیر اطلاعات اسرائیل در مصاحبه با یک روزنامه سعودی که روز چهارشنبه، ۲۲ آذرماه، منتشر شد از احتمال بمباران کارگاه‌های موشک‌سازی در لبنان سخن گفت و تهدید کرد که "تمام خاک لبنان هدف قرار خواهد گرفت". روزنامه ایلاف چاپ عربستان سعودی روز چهارشنبه مصاحبه‌ای با وزیر اطلاعات اسرائیل منتشر کرد که در آن از ملک سلمان، پادشاه عربستان، خواسته بود که به اسرائیل سفر کرده و نخست وزیر اسرائیل را نیز به ریاض دعوت کند. در بخش دیگری از این مصاحبه که مورد توجه روزنامه هاآرتص چاپ اسرائیل قرار گرفته و روز پنج‌شنبه، ۲۳ آذرماه، در این روزنامه به چاپ رسید، موضوع فعالیت‌های ایران به‌ویژه در لبنان مورد توجه قرار گرفته است. در این بخش از مصاحبه، ییسرائل کاتز، وزیر اطلاعات اسرائیل، اشاره می‌کند که کشورش "خبر دارد" که جمهوری اسلامی "در حال ساخت کارخانه‌های اسلحه‌سازی در لبنان است". او در این باره می‌گوید: "اطلاعاتی داریم مبنی بر این که ایران در لبنان دارد کارخانه موشک‌های پیشرفته می‌سازد." او سپس تهدید کرد: "می‌خواهم تاکید کنم که خط قرمز جدیدی کشیده‌ایم و به هر قیمتی که شده، اجازه نخواهیم داد که این کار را بکنند."» رادیو فردا با کمال وقاحت به بازتاب اظهارات بی شرمانه این مقام اسرائیلی در خصوص خشونت‌ها و دخالت‌های نظامی این رژیم اشغالگر در منطقه پرداخته و می‌نویسد: «کاتز سپس در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال بمباران این کارخانه‌ها توسط اسرائیل هست، می‌گوید: "بله اقدام نظامی هم خواهیم کرد، همان اتفاقی که در سوریه می‌افتد." پس از آن که حدوداً اواسط آذرماه از حمله دوباره اسرائیل به خاک سوریه خبر رسید، رسانه‌های عربی نیز گزارش‌هایی منتشر کردند مبنی بر این که دولت نتانیاهو توسط "عوامل سوم" به بشار اسد "هشدار" داده که اگر به ایران امکان حضور نظامی بدهد، اسرائیل سوریه را بمباران خواهد کرد. شماری از حملات انجام‌شده به سوریه، در حدود هفت سال جنگ داخلی این کشور، به اسرائیل نسبت داده شده است؛ مقامات ارشد اسرائیلی نیز در مواردی حملات ماه‌های اخیر را تأیید کرده‌اند. فرمانده ارتش اسرائیل نیز به تازگی گفت که کشورش صد بار به سوریه حمله کرده است. این وزیر اسرائیلی در همین مصاحبه تاکید کرده است که نگرانی مشترک از ایران، موجب اشتراک منافع عربستان و اسرائیل شده و همان گونه که اسرائیل "نخواهد گذاشت که ایران شیعی در سوریه حضور داشته باشد، عربستان نیز نگران ترور و شبه نظامیان شیعی است که ثبات منطقه را مختل می‌کنند".» بی شک، بیشتر از این که مخاطب این ادعای رادیو فردا و مقامات اسرائیلی ایران و ایرانیان باشند، این مردم لبنان هستند که از شنیدن چنین موضوعی بهت زده خواهند شد. خاطرات و سوابق نقش آفرینی‌های تلخ و شوم رژیم اشغالگر صهیونیستی و مداخلات آشکار رژیم وهابی عربستان سعودی در لبنان، به قدری آشکار است که حتی نیازی به یادآوری و مرور مجدد ندارد و در چنین شرایطی آن‌ها با کمال وقاحت جمهوری اسلامی ایران را در مقابل لبنان قرار می‌دهند و از نقش کشورمان در لبنان ابراز نگرانی می‌کنند. عربستان سعودی سال‌ها از طریق نیروهایی مانند "سعد حریری" سیاست‌ها در لبنان را تحت تأثیر خود قرار داده و تلاش کرده است تا منافع خود و دوستان صهیونیستش را در لبنان تأمین کند که اوج آن را می‌توان در جریان داستان استعفای اجباری "حریری" از نخست وزیری لبنان در عربستان و گروگان گیری خانواده‌اش در این کشور و ... به وضوح قابل مشاهده بود. بعلاوه که اکثر گروه‌های تروریستی فعال در منطقه و جهان، رد پای سعودی داشته و دارند و همواره آثار و اسناد حمایت‌های آل سعود از آن‌ها منتشر گردیده است و در این بین این جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان بوده است که با قدرت در برابر آن‌ها ایستادگی کرده‌اند و مانع دست یابی آن‌ها به اهدافشان در منطقه شده‌اند. از نقش شوم اسرائیل در لبنان نیز که اشاره به همین موضوع بس است که سال‌ها اشغال، خون ریزی، تجاوز، قتل عام و ...، یادگارهایی هستند که مردم لبنان از این رژیم اشغالگر با خود به همراه دارند و با این ادعاها نمی‌توان آن سابقه خونین را از ذهن و قلب ملت لبنان پاک کرد.   مرگ؛ هدیه غرب برای مردم جهان! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی دیگر از گزارش‌هایی که این هفته منتشر کرده است، از نگرانی‌های جهانی و البته خود برای افزایش تعداد قربانیان "مین" در جهان، به ویژه در کشورهای منطقه خبر داده است. دادیوی فارسی زبان دولت آمریکا در این گزارش با اعلام آماری از تعداد قربانیانی که "مین" در برخی کشورها گرفته است، این گونه می‌نویسد: «گزارش یک نهاد بین‌المللی نشان می‌دهد که در نتیجه جنگ‌های افغانستان، لیبی، اوکراین و یمن، شمار قربانیان مین‌های زمینی در سال ۲۰۱۶ میلادی برای دومین سال پیاپی، به شکلی استثنایی افزایش یافته است. "کمپین بین المللی ممنوعیت مین‌های زمینی" روز پنج‌شنبه در گزارش سالیانه خود عنوان کرد که سال ۲۰۱۶، شمار قربانیان مین، چه کشته‌ها و چه زخمی‌ها، به هشت هزار و ۶۰۵ تن رسیده است. آمار مجزای کشته‌شدگان نیز نزدیک به دو هزار و ۱۰۰ تن است. نگاهی به آمار کشته‌ها و زخمی‌های انفجار مین‌های از سال ۱۹۹۹ نشان می‌دهد که بالاترین آمار مربوط به سال ۲۰۱۶ است. لورن پرسی، از دست اندرکاران تهیه این گزارش در بیانیه‌ای گفت: "چند درگیری حاد که در آن هیچ گونه توجهی به حفظ و سلامت غیرنظامیان نشده، باعث شده به طور پیاپی و در دو سال گذشته، آمار قربانیان مین بیشتر شود." در این بیانیه آمده است: "چنین آماری نشان از این ضرورت دارد که تمامی کشورهای جهان باید به معاهده ممنوعیت مین بپیوندند و همچنین سطح همکاری در قبال قربانیان ناشی از تلفات مین را بالاتر برد." بر اساس گزارش "کمپین بین المللی ممنوعیت مین‌های زمینی"، سه چهارم تلفات ناشی از مین‌های ضد نفر و مین‌های خوشه‌ای در سال گذشته غیرنظامی بوده‌اند. همچنین دستکم یک هزار و ۵۴۴ کودک در سال ۲۰۱۶ قربانی انفجار مین شده‌اند. این آمار بالاترین حدی است که این موسسه تاکنون ثبت کرده است. طبق این آمار، ۴۲ درصد قربانیان غیرنظامی مین، کودکان بوده‌اند.» اما آیا غرب در این میزان قربانی توسط مین‌های نظامی هیچ نقشی نداشته است؟! یکی از کشورهایی که قربانیان زیادی را در اثر فعال شدن مین متحمل شده است، جمهوری اسلامی ایران است؛ جایی که پس از گذشت 29 سال از جنگ تحمیلی، همچنان هر چند وقت یک بار خبر شهادت یا مجروح شدن افرادی در اثر برخورد با مین در مناطق مرزی کشورمان به تیتر یک رسانه‌های مختلف تبدیل می‌شود. اما این مین‌ها که سال‌هاست قربانی می‌گیرند، از کجا آمده‌اند؟! در هشت سال جنگ تحمیلی همه غرب، از آمریکا و انگلیس گرفته تا ... پشتیبان رژیم بعثی عراق در مقابل کشورمان بودند و این مین‌ها که سال‌هاست در مناطق مرزی ایران مردم بی گناه را قربانی خود می‌سازد، هدیه‌هایی از جنس مرگ است که غرب با کمک رژیم وقت عراق در خاک‌های مرزی کشورمان کاشته‌اند. سال‌ها بعد و پس از تبدیل شدن صدام حسین به مهره‌ای سوخته برای غرب در منطقه، همین آمریکا و انگلیس بودند که در حمله به عراق، این کشور را به مزرعه‌ای از مین‌ها تبدیل کردند که هنوز قربانی می‌گیرد. یک پایگاه خبری رسمی در آمریکا پس از سال‌ها پرده از واقعیتی هولناک از جنایات آمریکا و انگلیس در حمله به عراق برداشت؛ واقعیتی که نشان می‌داد تنها در طول سه هفته نخست تجاوز این کشورها به عراق در سال 2003 میلادی، بیش از پنجاه میلیون مین در خاک‌های عراق کاشته شده‌اند. در سویی دیگر در شرایطی بیش از یک میلیوت افغان در نزدیکی اراضی مملو از مین‌های کاشته شده زندگی می‌کنند و هر روز با خبر این مین‌ها روزگار سپری می‌کنند که بر اساس آمارهای منتشر شده باز هم نقش غرب در این وضعیت بارز و غیر قابل انکار است. وحید مژده کارشناس و فعال سیاسی افغان در گفت و گو با خبرنگار رادیو دری در کابل به همین واقعیت اشاره کرد و گفت: "نیروهای کشورهای غربی، مانند روس‌ها نقاط مختلف افغانستان را مین گذاری کرده‌اند که مشکلات زیادی را برای مردم این کشور بوجود آورده است. از قبل هم مشخص بود نیروهای غربی در افغانستان مین گذاری کرده‌اند اما آن‌ها مسئولیت انفجار مین‌ها را متوجه طالبان می‌کردند. همان‌گونه که نیروهای شوروی سابق در زمان حضور در افغانستان نقاط زیادی را مین گذاری کردند نیروهای غربی نیز همین کار را کرده‌اند. طالبان مین گذاری‌ها را تکذیب می‌کردند و اکنون مشخص شده که مین گذاری‌ها کار نیروهای خارجی بوده است." بعلاوه اگر به حال حاضر برگردیم، مین گذاری‌های با وسعت بالا که توسط داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه صورت گرفته است، نشانه‌ای دیگر از این هدیه مرگ است که غرب برای منطقه به ارمغان آورده است؛ آثار مین‌های کشف و خنثی شده در این مناطق نشان می‌دهد که مبداء آن‌ها آمریکا، انگلیس و حتی ایتالیاست که نمی‌توان از کنار این واقعیت به راحتی عبور کرد. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و هفتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از آذر ماه 1396 (23 الی 30 آذر ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 22 Dec 2017 06:49:50 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25510/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 176) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25481/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از سومین ماه فصل پاییز 1396، با خبرهای مختلف در موضوعات مختلف همراه بوده است که هر کدام به شکلی توسط رسانه‌های مختلف جهان منعکس شده‌اند؛ اما در این رسانه‌هایی که نقش ابزارهای دولتی را دارند، تمام توان خود را به کار گرفته‌اند تا از هر موضوع و خبری، در جهت اهداف و برنامه‌های اربابانشان بهره برداری کنند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا یکی از این مجموعه است که با اهداف ضد ایرانی به موضوعات و اخبار مختلف نگاه کرده و آن‌ها را در جهت اهداف خود منتشر می‌کند. به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از آذر ماه سال 1396 (16 الی 23 آذر ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش آمریکایی به وضعیت قانونی حمل سلاح در ایران، نگرانی‌های رادیو فردا برای تبعیض علیه غیر مذهبی‌ها همراه با توجیه هتاکی به اعتقادات مسلمانان، دروغ پراکنی نماینده آمریکا در سازمان ملل علیه ایران با جرایمی که ایالات متحده مرتکب شده است، تلاش برای بهره برداری از کارگران ایرانی در مسیر ضد ایرانی و... را مورد مشاهده نمایید. انتقاد آمریکایی از قوانین منع حمل سلاح سرد در ایران یکی از گزارش‌هایی که رادیو فردا در این هفته منتشر کرد و تلاش کرد تا از طریق آن در خصوص وضعیت داخلی و اجتماعی ایران به سیاه نمایی بپردازد، بحث قانون جدید منع حمل سلاح سرد در کشورمان است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی به شکلی به بررسی این موضوع پرداخته است که گویی ایران بحرانی‌ترین وضعیت در بین کشورهای جهان را دارد و با انتقادی آمریکایی به قوانین مربوط به این حوزه در کشورمان، آن‌ها را ناکارآمد توصیف می‌کند. رادیو فردا در این گزارش که با عنوان «قانون جدید مجرمیت حمل قمه، شمشیر، قداره و پنجه‌بوکس» منتشر کرده، نوشته است: «با تصویب مجلس شورای اسلامی، حمل «قمه، شمشیر، قداره و پنجه بوکس» در صورتی که تنها به منظور درگیری فیزیکی انجام شود، جرم محسوب شد. خبرگزاری رسمی مجلس شورای اسلامی (خانه ملت) نوشته که نمایندگان در جلسه علنی روز چهارشنبه (۲۲ آذر) و در جریان بررسی طرح الحاق دو تبصره به ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی این موضوع را تصویب کردند. بر اساس تبصره نخست اصلاح شده ماده واحده قانون یادشده، "حمل قمه، شمشیر، قداره و پنجه بوکس در صورتی که صرفاً به منظور درگیری فیزیکی و ضرب و جرح انجام شود جرم محسوب و مرتکب به حداقل مجازات مقرر در این ماده محکوم" می‌شود. آن‌طور که وب‌سایت "خانه ملت" گزارش کرده، در جریان بررسی این لایحه نمایندگان طی تذکراتی خواستار اصلاح قانون مربوط به تولید و صادرات چاقوی ضامن‌دار شدند. استدلال آنها این بود که این وسیله، "مصارف دیگری دارد و افراد زیادی به واسطه تولید آن‌ها به کار مشغولند." با تصویب مجلس شورای اسلامی، حمل "قمه، شمشیر، قداره و پنجه بوکس" در صورتی که تنها به منظور درگیری فیزیکی انجام شود، جرم محسوب شد. به نظر می‌رسد این تصمیم نمایندگان مجلس به دلیل افزایش نزاع خیابانی و جلوگیری از آسیب‌های فیزیکی جدی در این نوع درگیری‌ها اتخاذ شده باشد. دی‌ماه سال ۹۵ سازمان پزشکی قانونی ایران اعلام کرد در هشت ماه نخست سال جاری، بیش از چهارصدهزار مصدوم نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند و بیشترین این درگیری‌ها در استان تهران رخ داده‌است. به گزارش نسیم‌آنلاین، رقم دقیق مصدومان نزاع مراجعه‌کننده به مراکز پزشکی قانونی کشور در مدت یادشده، ۴۰۱ هزار و ۳۳۵ نفر بوده‌است.» جالب است که در بخش نظرات این گزارش نیز رادیو فردا تلاش می‌کند تا آن چه این روزها در آمریکا در حال رخ دادن است را درست و منطقی جلوه داده و ایران را نیز به آن فرا بخواند و به همین دلیل در نظری از قول مخاطبی با نام "آزاده پرهام" می‌نویسد: «به باور من خرید و فروش و حمل سلاح سرد و گرم حق قانونی هر شهروند آزادی است. چرا که هرچند یکی از وظایف اساسی دولت مراقبت و محافظت از شهروندان خویش است، اما همیشه و همه جا این «اینترنت سکیوریتی امن» نمی‌تواند در دسترس باشد. به عنوان مثال برای مدتی در دوران نوجوانی به همراه پدر بزرگ دامت افاضاته در شهر کوچکی زندگی می‌کردیم. چرا که والدینم به علت شغلشان غالباً در دسترس نبودند. مسئولیت حفاظت این شهر کوچک به یک کلانتر، یک معاون کلانتر و سه افسر پلیس سپرده شده بود که به نسبت جمعیت شهر به هیچ وجه کافی نبود. در کلان شهرهایی همچون نیویورک و ساکرامنتو نیز همین وضعیت برقرار است. آزادی حمل و خرید و فروش سلاح در کنار آموزش‌های دفاعی و روانی لازم راهکاری مناسب برای تقویت امنیت شهروندان است. چرا که همه انسان‌ها خوب نیستند و خوبی گاه نایاب است. شوربختانه من هم به اهمیت این موضوع پس از تجربیاتی تلخ پی بردم. از آن جا که به امنیت شبکه‌ای و چند لایه باور دارم، مدتی است بدون سلاح و پنجه بوکس و گاز فلفل و دستبند و تایرپ ــ به ویژه پس از غروب خورشید ــ در هیچ کجا از این کره خاکی تردد نمی‌کنم و به همه نیز چنین توصیه کرده و خواهم کرد و در سفرهای آتی به ایران زمین نیز چنین قوانینی را به سادگی وتو خواهم نمود. در مورد سلاح سرد، چاقوی نظامی SOG Seal 2000 سلاح مطمئن و قابل حملی بوده و در شدیدترین درگیری‌ها نیز به راحتی از دست خارج نمی‌شود. در مورد سلاح گرم نیز مگنوم 44 اَناکاندا سلاح مطمئنی است. چرا که هم در ابعاد گوناگون و مورد نیاز قابل تهیه بوده و هم قدرت شلیک بالایی داشته و هم صدای مخوف و رعب آفرینی تولید می‌کند؛ به ویژه چنانچه در اماکن مسقف و بسته به کار گرفته شود؛ تنها سلاح کمری که یک خرس یا گراز وحشی را از پای در خواهد آورد. به باور من خلع سلاح جامعه یکی از ابزارهای استقرار و دوام و بقای حکومت‌های استبدادی ــ به ویژه در ایران زمین ــ بوده است. به امید برقرای آزادی، سکولاریسم، تفکیک قوای سیاسی و دموکراسی در ایران عزیز.» این اعتراض‌ها از سوی یک رسانه وابسته به دولت آمریکا در شرایطی عجیب به نظر می‌رسد که وضعیت داخلی آمریکا با آن چیزی که در بالا به آن اشاره شد و از سوی این رسانه به عنوان روش ایده آل در ایران معرفی می‌شود، کاملاً گویای همه چیز است. بر اساس آمارهایی که در سال 2012 میلادی و از مجاری رسمی در ایالات متحده منتشر شد، بیش از دویست و هفتاد میلیون سلاح گرم شخصی در دست مردم این کشور وجود داشته و مورد استفاده قرار می‌گیرد و در پی این وضعیت، در آن سال، روزانه بیش از 32 نفر در این کشور بر اثر شلیک گلوله از سلاحی که به طور قانونی تهیه شده است، جانشان را از دست می‌دهند و فجایع و قتل عام‌های بسیار پر تعدادی در تاریخ این کشور بر اثر استفاده از همین سلاح‌ها به ثبت رسیده است. یکی از بارزترین و معروف‌ترین موارد این گونه قتل عام‌ها در آمریکا، به کشتار معروف مدرسه "سندی هوک" اختصاص دارد؛ جایی که جوانی بیست ساله به نام "آدام لانزا"، با استفاده از سلاحی که مادرش به طور کاملاً قانونی تهیه کرده بود، ابتدا در خانه مادر خود و یه شخص دیگر را به قتل می‌رساند و سپس با حمله به دبستان "سندی هوک" و تیراندازی به دانش آموزان و کارکنان آن، جان بیش از 20 دانش آموز و 6 کارمند این مدرسه را می‌گیرد. جالب است بدانید که این سومین قتل عام مسلحانه خونین در آمریکا در طول تنها سال 2012 میلادی است. بنا بر یک نظرسنجی دیگر که در ماه‌های مارس و آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی در این کشور با موضوع «ارتباط پیچیده امریکا با اسلحه» انجام شد، دست کم ۳۰ درصد از آمریکایی‌ها صاحب اسلحه هستند. در ۴۷۷ روز منتهی به این نظرسنجی، آمارها نشان می‌دهد که ۵۲۱ مورد تیراندازی به جمعیت در آمریکا روی داده است که این خود نشان دهنده عمق بحران امنیتی و اجتماعی است که مجاز و قانونی بودن حمل سلاح در این کشور ایجاد کرده است. با این وجود، آیا چنین آینده‌ای برای ایران تصور می‌شود؟! از نگرانی برای غیرمذهبی‌ها تا تبعیض گسترده علیه مذهبی‌ها! در دورانی که تبعیض علیه مذهبی‌ها و به ویژه مسلمانان در کشورهای غربی به اوج خود رسیده است، رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا با انتشار گزارشی ویژه در این هفته، از نگرانی‌ها برای تبعیض علیه غیر مذهبی‌ها خبر می‌دهد. رادیو فردا در گزارشی با تأکید بر تیتر «"تبعیض شدید" در ۸۵ کشور علیه غیرمذهبی‌ها»، این گونه می‌نویسد: «"اتحادیهٔ بین‌المللی انسانی و اخلاقی" گزارش داده تبعیض و آزار علیه انسان‌گراها، خداناباورها و غیرمذهبی‌ها طی سال ۲۰۱۷ میلادی در هفت کشور فعالانه صورت گرفته است. در گزارش امسال "اتحادیهٔ بین‌المللی انسانی و اخلاقی" قتل انسان‌گرایان (هومانیست‌ها) و خداناباوران (آتئیست‌ها) در ۱۲ ماه گذشته چون "مشعل خان" در پاکستان "یمین رشید" در مالدیو و "اچ فروک" در هند خاطر نشان شده است. این گزارش اشاره دارد در مالزی دشمنی با خداناباوران به سطوح دولتی ارتقاء پیدا کرده و مقام‌های آن کشور تهدید کرده‌اند از دین‌برگشتگان یا به اصطلاح "مرتدها" را "شکار خواهند کرد"؛ و یا در پاکستان، کارزاری بر ضد خداناباوران شکل گرفته که به آزار و اذیت و آدم‌ربایی شهروندان غیرمذهبی مشغول است. در این گزارش سالانه موارد به اصطلاح "توهین به مقدسات" در خصوص "محمد أمخیطیر" که پس از ارزیابی روانپزشکی غیرداوطلبانه آزاد شد، "احمد الشمری" در عربستان سعودی که حکم مرگش بخاطر توهین به مقدسات و خداناباوری تأیید شد و "محمد صالح" در سودان که خواسته بود اجازه یابد غیرمذهبی بودنش را در شناسنامه خود قید کند، به عنوان جزئی از تهدیدها وسیع‌تر نسبت به کسانی قلمداد شده است که به عنوان "غیرمذهبی" سخن می‌گویند یا اینکه ارکان قدرت مذهبی را به چالش می‌گیرند؛ به خصوص در ممالک اسلامی که به اصطلاح ارتداد غالباً محکوم است.» رادیو فردا در ادامه نیز از این فرصت برای حمله به ایران استفاده کرده و با ذکر نام کشورمان به عنوان یکی از بدترین کشورهای ناقض حقوق غیرمذهبی‌ها، آورده است: «گزارش سالانه اتحادیهٔ بین المللی انسانی و اخلاقی تبعیض علیه افراد غیرمذهبی را مجموعاً در ۸۵ کشور شدید و ترک یا تغییر مذهب را به واسطهٔ ارتداد در ۱۲ کشور قابل مجازات مرگ برشمرده است. در این گزارش وضعیت ایران از نظر موارد نقض حقوق غیرمذهبی‌ها در جمع ۱۲ کشور وخیم و در بدترین شرایط شناسایی شده است.» اما این ادعاها در حالی توسط رادیو فردا مطرح می‌شود که ذکر چند نکته کوتاه و اساسی در این باره می‌تواند شناخت واقعیت را برای ما آسان‌تر سازد. نکته اول این که هرگز فردی تنها به دلیل اعتقادات مذهبی در ایران مورد محاکمه و بازداشت قرار نگرفته است؛ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به ادعاهای مطرح شده در مورد برخورد خشن و قضائی ایران با افراد غیر مسلمان، به صراحت همه این ادعاها را رد کرد و تأکید کرد که هرگز با هیچ شخصی تنها به دلیل اعتقاداتش برخوردی صورت نگرفته و نمی‌گیرد، بلکه این رفتارو بی قانونی افراد است که آن‌ها را شایسته برخورد قضائی می‌سازد. نکته دوم این که آیا اعتقادات خاص مذهبی توجیهی مناسب برای هتاکی و بی حرمتی به اعتقادات دیگران است؟! آیا به عنوان مثال یک فرد غیر مسلمان، این حق را از نظر قانونی و حتی انسانی داراست که به راحتی به اعتقادات و اصول اساسی مسلمانان بی حرمتی و اهانت کند؟! "هولوکاست" را همه می‌دانند که توهمی بیش نبوده و نیست، اما آیا در غرب و آمریکا، اگر کسی به این توهم خود ساخته صهیونیستی – آمریکایی اهانت کرد، به حال خود رها می‌شود؟! و نکته سوم، رفتارهای متناقض کشورهای غربی با مسلمانان است؛ آن‌ها دم از حقوق غیر مذهبی‌ها می‌زنند، اما خود به راحتی آب خوردن، حقوق اولیه مسلمانان را در کشورهایشان زیر پا می‌گذارند. آیا وضعیت مسلمانان در ایالات متحده همان چیزی است که غیر مسلمانان برخوردار هستند؟! آیا در کشورهای غربی مانند انگلیس، فرانسه، آلمان و ... یک مسلمان از حقوق برابری با سایرین برخوردار است؟! جواب این سؤالات کاملاً مشخص و آشکار است و ما از تکرار آن چه عیان است، خودداری می‌کنیم اما همه این‌ها نشان دهنده بی هودگی دلسوزی‌های رادیو فردا و دست‌های پشت پرده‌اش برای انسانیت در جهان است؛ انسانیتی که تنها یک کلمه در سیاست‌های غرب باقی مانده و چهره واقعی خود را مدت‌هاست از دست داده است.   اتهام زنی به ایران با دروغی از جنس شاخ دار! یکی از موضوعاتی که از آغاز برجام هسته‌ای تا کنون در محافل غربی و توسط مقامات آمریکایی مورد طرح قرار گرفته است، ادعاهای همیشگی آن‌ها در خصوص نقض این توفق توسط جمهوری اسلامی ایران است که همواره عکس آن به اثبات رسیده است. در آخرین روز از این هفته نیز سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد با اظهاراتی جنجالی علیه کشورمان خبرساز شد و چهره دروغ گوی ایالات متحده را به معرض دید جهانیان قرار داد و رادیو فردا نیز به عنوان رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید، به بهترین شکل ممکن آن را بازتاب داد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، با تلاش برای مرتبط ساختن تحولات یمن با جمهوری اسلامی ایران، این گونه می‌آورد: «نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، با برگزاری یک کنفرانس خبری در پنتاگون، ایران را به ارسال موشک و تسلیحات برای حوثی‌های یمن متهم کرد و خواستار اقدام "جامعه جهانی" در قبال ایران شد. خانم هیلی روز پنجشنبه ۲۳ آذر ماه موشکی را به خبرنگاران نشان داد که به گفته او از عربستان به واشینگتن انتقال داده شده است. وی اظهار داشت که این موشک، همان موشک بالستیکی است که حوثی‌های یمن به فرودگاه ریاض پرتاب کرده بودند. به گفته این مقام آمریکایی این موشک آرم گروه صنعتی شهید باقری را روی خود داشته و با مشخصات موشک‌های ایرانی همخوانی دارد. نیکی هیلی تاکید کرد ایران قطعنامه شورای امنیت و برجام را نقض کرده و گفت، اکنون کشورهای دنیا مشاهده می‌کنند که برجام رفتار ایران را عوض نکرده و ایران به رفتارهای "بی‌ثبات‌کننده"اش در یمن، عراق، سوریه و لبنان ادامه می‌دهد. به گفته نیکی هیلی، هیچ گروه تروریستی در منطقه نیست که ایران از آن حمایت نکند. نماینده آمریکا، در بخشی دیگر از سخنان خود، خواستار همصدایی کشورهای جهان در مقابل ایران شد. وی گفت آمریکا درصدد است این موضع را در شورای امنیت پیگیری کند. نیکی هیلی افزود، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به همین سبب بود که از امضای برجام خودداری کرد و آن را به کنگره ارجاع داد. نماینده آمریکا همچنین گفت این موشک به یک فرودگاه غیرنظامی در ریاض شلیک شده بود و می‌توانست به مرگ صدها تن منجر شود.» دروغ بودن این اظهارات ضد ایرانی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد به قدری آشکار بود که حتی دوستان نزدیک آمریکا و حتی شخصیت‌هایی از داخل این کشور نتوانستند به آن واکنش نشان ندهند و آن را دروغ نخوانند. سناتور "بن کاردن" نماینده دمکرات مریلند روز گذشته با ابراز نگرانی از سخنان نیکی هیلی، کاخ سفید را متهم به سیاسی کاری علیه برجام کرد.‌ "بن رودز"، مشاور امنیت ملی باراک اوباما رئیس جمهور پیشین آمریکا در صفحه توییتر خود با هشدار و یادآوری به نیکی هیلی ‌ که توافق هسته‌ای با ایران صرفاً مربوط به موضوع هسته‌ای بوده است و مسائل دیگر را در بر نمی‌گیرد، نوشت: "توافق با ایران تنها به برنامه هسته‌ای مربوط بوده و ایران نیز به آن پایبند بوده است.‌" "ژرارد آرود" سفیر فرانسه در آمریکا نیز در صفحه توییتر خود نوشت: "توافق هسته‌ای درباره موضوع اتمی بوده است و نه چیز دیگری. تا اینجا نیز ایران به تعهدات خود در چارچوب توافق شده پایبند بوده است.‌" ‌ "ریچار نفیو"، مذاکره کننده سابق آمریکایی نیز به دولت ترامپ هشدار داد که در صورتی که بدون هیچ دلیل موجهی ایران را ناقض برجام اعلام کند، در آینده از این تصمیم خود پشیمان خواهد شد.‌ البته نباید از این موضوع نیز غافل بود که نماینده آمریکا در سازمان ملل یا از سیاست‌ها و رفتارهای کشورش در منطقه و به ویژه در یمن بی خبر است که این گونه انگشت اتهام را به سمت ایران می‌گیرد و یا خود را به نفهمی زده است که در این صورت باید بداند مردم جهان مانند او نفهم نیستند. سال‌هاست که ایالات متحده در کنار و همگام عربستان سعودی میلیون‌ها یمنی را به خاک و خون کشیده و آواره کرده است؛ امروز مردم یمن از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان و کودک در بحرانی انسانی به سر می‌برند که صدای همه جهان درامده است و این بحران پیامد موشک‌های آمریکایی است که عربستان و متحدانش با تأیید خود کاخ سفید برسر این مردم مظلوم ریخته و می‌ریزد. دلسوزی‌های جهت دار رادیو فردا برای کارگران ایرانی یکی از بهانه‌ها و موضوعاتی که همواره رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای بهره برداری از آن در جهت سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی ایران اسلامی مورد استفاده قرار داده است، "کارگران" هستند. رادیو فردا همواره تلاش کرده تا در فعالیت‌های خود و در قالب‌های مختلف با طرح موضوعاتی مانند بازتاب اعتراضات کارگری یا وضعیت مادی کارگران در ایران و البته مرتبط ساختن عده‌ای از مجرمین بازداشتی در کشورمان به این قشر، خود را دلسوز آن‌ها نشان داده و وضعیتشان در ایران را بحرانی توصیف کند. در همین راستا، این هفته نیز شاهد انتشار چندین گزارش با این موضوع در رادیوی فارسی زبان دولت آمریکا بوده‌ایم که در ادامه به بررسی دو مورد از آن‌ها می‌پردازیم.   مجرمی که کارگران را بدنام می‌کند! یکی از فعالیت‌های این هفته رادیو فردا حول محور "کارگران" در ایران، پرداختنش به وضعیت یک مجرم زندانی در کشورمان است که تلاش می‌کند تا مرتبط نشان دادن وی با این قشر و استفاده مکرر از واژه "کارگر" برای این مجرم، رفتار و برخورد قضائی با وی را به تمام اعضای این قشر در ایران گسترش دهد؛ اما غافل از این که این نوع پرداختن، و استفاده از نام "کارگر" برای یک مجرم تنها این قشر را بدنام کرده و باعث رنجش آن‌ها می‌شود. رادیو فردا در این گزارش که با عنوان «سکته خفیف در زندان؛ رضا شهابی را به بیمارستان منتقل نکردند» منتشر کرده است، می‌نویسد: «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه اعلام کرد که رضا شهابی، عضو زندانی هیئت مدیره این تشکل، در زندان "سکته خفیف" کرده ولی "به بیمارستان اعزام نشده‌است." به گزارش کانال تلگرامی این سندیکا و نیز کمیته دفاع از رضا شهابی، خانواده این فعال کارگری در ملاقات روز چهارشنبه ۲۲ آذر، متوجه شدند که "نیمه چپ صورت رضا افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرورفتگی" داشته‌است. در این ارتباط، رضا شهابی به خانواده خود گفته‌است که پزشک زندان رجایی‌شهر کرج به او اطلاع داده که سکته خفیف کرده‌است. یکی از نزدیکان رضا شهابی نیز به رادیو فردا گفت که سکته آقای شهابی از نوع "سکته خفیف مغزی" است. پیش از این گزارش‌ها حاکی از آن بود که پزشک متخصص بیمارستان امام خمینی تهران پس از معاینه و بررسی نتیجه سی‌تی اسکن و ام‌آرآی گفته بود که آقای شهابی "توان جسمی تحمل زندان" را ندارد. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه اشاره کرد که فشار خون رضا شهابی بالا بوده و در زندان هم خون‌دماغ شده‌است. ضمن آنکه او سر دردهای شدید و مکرر داشته‌است. با این همه "مسئولان زندان و دادستانی تهران به بیماری‌اش بی‌توجهی کرده و هر از گاه با تاخیرهای بدون توجیه وی را برای معاینه به بیمارستان اعزام کرده‌اند".» اما همانطور که در بالا به آن اشاره شد، مقامات سیاسی و قضائی کشورمان بارها و بارها با صراحت اعلام و تأکید کرده‌اند که هیچ زمان، فردی تنها به دلیل شغل و حرفه یا اعتقادات شخصی‌اش مورد محاکمه و بازداشت قرار نمی‌گیرد، اما آیا این توجیه خوبی برای این است که هر فردی با این پشتیبانی که جزو یک گروه و قشر خاصی است، خود را فرا قانونی تصور کند و امنیت و قوانین یک سرزمین را نقض کند؟! آیا کارگر، دکتر، وکیل، مهندس، خلبان، خانه دار، روزنامه نگار، معلم، پلیس، وزیر، نماینده مجلس و ... یا حتی یک آدم بیکار، در برابر قانون مصوب و رسمی یک کشور، با هم تفاوت دارند؟! در کشوری که میلیون‌ها کارگر زحمت کش با جان و دل برای آرامش و آسایش خود و هم وطنانشان تلاش می‌کنند، آیا یک فرد می‌تواند خود را کارگر خطاب کند و با این پشتیبانی امنیت آن‌ها را خدش دار سازد؟! مگر جز این است که یک کشور و سرزمین به تمام مردمانش تعلق دارد و همه به یک اندازه از آن حق دارند، با این وجود، به راستی چند درصد از کارگران ایرانی، "رضا شهابی" را نماینده قشر خود می‌دانند و حاضرند از رفتارهای فراقانونی و خلاف قانون وی حمایت کنند؟! حضور میلیون‌ها کارگر در ایران اسلامی و فعالیت‌های روزانه آن‌ها با همه پستی و بلندی‌ها و مشکلاتی که در حوزه‌های مختلف وجود دارد، یک سمت این ماجراست که هیچ نقشی در این گونه گزارش‌های رسانه‌های ضد ایرانی ندارد و در مقابل آن چیزی که به عنوان کارگری مطرح می‌شود و به بهانه دفاع از حقوق کارگران بازتاب داده می‌شود، حمایت از گروهی است که عنوان کارگر را تنها برای پوشش دادن جرائم و رفتارهای غیرقانونی خود استفاده می‌کنند. پر رنگ کردن اعتراض کارگری در ایران با هدف پاک کردن تاریخ آمریکا یکی دیگر از گزارش‌های پر تکرار "کارگری" رادیو فردا در این هفته به اعتراض کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه در ایران اختصاص داشت؛ جایی که این رسانه صهونیستی – آمریکایی تمام توان خود را به کار گرفت تا با گزارشات لحظه‌ای و همراه با بزرگنمایی از این اعتراض، آن را به کل جامعه کارگری در ایران نسبت داده و در نتیجه با پرداختن به آن هدف همیشگی خود و اربابانش که سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی کشورمان هست را دنبال نماید. رادیو فردا در یکی از گزارش‌هایی که به این موضوع مرتبط بود، با واکنش به پایان یافتن اعتراض کارگران این شرکت، آورده است: «سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه اعلام کرد که کارگران این واحد روز پنجشنبه ۲۳ آذر، "به طور مشروط" به اعتصاب خود پایان دادند. صدها کارگر شرکت نیشکر هفت‌تپه از روز شنبه ۱۸ آذر، در اعتراض به پرداخت نشدن پنج ماه دستمزد و نیز حق بیمه خود از سوی کارفرمای خصوصی این واحد اعتصاب کرده بودند. در پی آن اعتصاب، کارفرما حقوق مرداد ماه کارگران را پرداخت ولی اعتصاب ادامه یافت. به گفته سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، رئیس هیئت مدیره این شرکت در نشستی با نمایندگان کارگران در روز چهارشنبه ۲۲ آذر قول داد دستمزد شهریور ماه آنان را تا روز ۲۵ آذر و دستمزد مهرماه آنها را تا پایان آذر پرداخت کند و در عین حال با خواست کارگران برای برکناری قائم‌مقام خود موافقت کرد.» این رسانه وابسته به کاخ سفید در ادامه نیز می‌نویسد: «پیش‌تر در گزارش‌ها، گفته شده بود که کارگران خواستار بازگردانده شدن مالکیت شرکت نیشکر هفت‌تپه به دولت شده بودند. شرکت نیشکر هفت‌تپه در اسفند سال ۹۴ به بخش خصوصی واگذار شد که انتقادهایی را برانگیخت و حتی یکی از نمایندگان مجلس از شوش و دانیال پیش‌بینی کرد که در این رابطه مشکلاتی برای کارگران ایجاد خواهد شد. با این همه، درخواست کارگران هفت‌تپه از سوی دولت حسن روحانی تحقق نیافته‌است. کارگران همچنین خواستار به رسمیت شناخته شدن سندیکای شرکت نیشکر هفت‌تپه به عنوان نماینده قانونی خود بودند. این سندیکا پس از فعالیت دوباره در سال ۸۷ تحت فشارهای امنیتی و قضایی شدیدی قرار داشته‌است. این برخوردها انتقاد گسترده سازمان‌های حقوق بشری و اتحادیه‌های کارگری در جهان را نیز به همراه داشته‌است. در این میان، در بیانیه سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، اشاره، ای به وضعیت درخواست کارگران برای بازگردانده شدن شرکت به دولت نشده است.» اما گویا این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا، از تاریخ این کشور در موضوع سرکوب کارگران آگاهی ندارد و یا با علم بر این موضوع تلاش می‌کند تا خود را مدافع حقوق کارگران نشان دهد تا آن تاریخ تأسف بار را از ذهن مخاطبین خود دور نگاه دارد. یکی از دلایل اثبات وضعیت اسف بار کارگران در آمریکا از گذشته تا به امروز، روز جهانی کارگر است؛ روزی که هر فردی با اندک مطالعه در خصوص منشأ این نام گذاری، به روزهای تلخ این قشر در ایالات متحده پی می‌برد؛ تلخی گسترده‌ای که هنوز هم ادامه دارد. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یک‌هزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در میدانی در مرکز شهر جمع شده و از اینجا به حرکت درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار می‌دادند. پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مأمور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. آمار کشته‌شدگان هرگز اعلام نشده‌است ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده‌سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیرشدگان را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند. با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. از آن سال به بعد هر سال چندین بار شاهد اعتراضات گسترده کاگری و همراه با خشونت پلیس آمریکا بوده و هستیم که خبرهای آن در رسانه‌های مختلف منتشر شده و انعکاس داده می‌شود، اما از رادیو فردا باید پرسید که چطور، اندک اعتراضی به وضعیت کارگران در ایران حتی اگر مربوط به شرکتی خصوصی باشد و حتی اگر ختم به خیر شده و با توافق طرفین به اتمام رسد، بازهم به طور جدی بازتاب داده شده و به حکومت جمهوری اسلامی مرتبط می‌شود، اما اعتراضات و تجملات و اعتصابات سراسری و گسترده و پر تعداد کارگران در آمریکا همواره با سکوت این رسانه همیشه مدعی همراه می‌شود؟! آیا این تناقض رفتار، دلسوزی آن‌ها برای قشر کارگران و البته اصل حرفه‌ای گری در کار رسانه‌ای را زیر سؤال نمی‌برد!؟ آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از آذر ماه 1396 (16 الی 23 آذر ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 18 Dec 2017 12:15:58 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25481/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 175) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25324/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته دوم از آخرین ماه سال 1396 در عرصه فعالیت‌های رسانه‌های ضد ایرانی، با بهانه‌ها و موضوعاتی مختلف همراه بوده است که نشان دهنده چنگ انداختن آن‌ها به هر راهی برای فضاسازی علیه کشورمان و تأمین منافع اربابانشان است؛ در همین مسیر رادیو فردا به عنوان یک رسانه صهیونیستی – آمریکایی با طرح ادعاها و موضوعاتی در حوزه‌های مختلف سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی و حتی ورزشی، تلاش کرده است که در خوش خدمتی برای دشمنان ایران اسلامی نهایت عملکرد را داشته و بار دیگر نام خود را در بین ابزارهای رسانه‌ای آنان مطرح کند. به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از آذر ماه سال 1396 (08 الی 16 آذر ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل فضاسازی رادیو فردا و آمریکا علیه وضعیت زنان در ایران با طرح ادعاهایی مبنی بر گسترش نابرابری جنسیتی در کشورمان، تکرار واکنش‌های عجیب آمریکا به آزمایش‌های موشکی کره شمالی، بزرگنمایی اعتراضات کارگری در ایران، بهره برداری ضد ایرانی رادیو فردا از "سعد حریری"، خشم اسرائیل از پهلوانی کشتی گیر جوان ایرانی، آغاز دور جدید بهره برداری رادیو فردا از "رضا ضراب" و... را مورد مشاهده نمایید. کدام بحران: نابرابری جنسیتی در ایران یا آمریکا؟! یکی از موضوعاتی که در جریان فضاسازی‌های ضد ایرانی غرب و بخصوص سیاه نمایی های حقوق بشری آن‌ها علیه کشورمان در خط مقدم بهانه‌ها خودنمایی کرده و بیشتری بهره برداری را از این موضوع داشته‌اند، وضعیت زنان در کشورمان و تبعیض علیه زنان در ایران است. در همین راستا، رسانه فارسی زبان دولت آمریکا در این هفته نیز به موضوع زنان در ایران پرداخته و با ابراز نگرانی‌های خود و اربابانش در خصوص وضعیت زنان در ایران، از نابرابری‌های جنسیتی بالا در کشورمان گزارش داده است. رادیو فردا در این گزارش بدون هیچ اشاره‌ای به وضعیت آمریکا از نظر نابرابری‌های جنسیتی، با بحرانی توصیف کردن شرایط کنونی کشورمان از این حیث، نوشته است: «مجمع اقتصاد جهانی در گزارش سالانه خود درباره برابری جنسیتی در ۱۴۴ کشور جهان اعلام کرد که ایران در سال جاری از جایگاه ۱۳۹ در سال گذشته به رده ۱۴۰ افت کرده است. در گزارش مجمع اقتصاد جهانی، کشورهای مختلف جهان بر اساس اطلاعات مربوط به امکان دسترسی زنان به تحصیل، بهداشت و درمان عمومی، شرکت در امور اقتصادی و سیاسی کشور رده‌بندی شده‌اند. بر اساس این گزارش،‌ایران در بین پنج کشوری قرار گرفته که شاخص برابری زن و مرد در آنها بدترین شاخص در جهان است. در گزارش مجمع اقتصاد جهانی تاکید شد که علی رغم پیشرفت مداوم، اما کند در یک دهه گذشته شاخص برابری جنسیتی در سال جاری میلادی روندی نزولی را طی کرده است. مجمع اقتصاد جهانی هر سال با بررسی تفاوت‌های موجود بین زنان و مردان در زمینه‌های بهداشت و درمان، آموزش، سیاست و اقتصاد فهرستی از کشورهای مختلف جهان تهیه می‌کند. از ۱۴۴ کشور مورد مطالعه ایران، چاد، سوریه، پاکستان و یمن در قعر جدول قرار گرفته‌اند و از آنها به‌عنوان کشورهایی یاد می‌شود که زنان از کمترین حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردارند. در رده بندی سال گذشته میلادی، ایران و عربستان سعودی به ترتیب در رده‌های ۱۳۹ و ۱۴۱ بودند ولی امسال ایران به رده ۱۴۰ سقوط کرده و عربستان به رتبه ۱۳۸ ارتقا یافته است. در این گزارش به پس‌رفت نسبی ایران در زمینه‌های آموزش، بهداشت و درمان زنان اشاره شده است.» اما گذشته از آمار و این گونه گزارشات سفارشی، در واقعیت جایگاه کشور اربابان آمریکایی رادیو فردا از نظر برابری جنسیتی کجاست؟! آیا به واقع امریکا دارای شرایطی قابل قبول از این حیث است، یا این موضوع خیالی دروغین و ساخته ذهن مقامات امریکایی و رسانه‌هایی مانند رادیو فرداست؟! نتایج نظرسنجی مشترک "ان.بی.سی نیوز" و "سِروِی مانکی" (NBC News/SurveyMonkey) گویای این واقعیت تلخ هستند که بیش از 51 درصد زنان امریکایی در جامعه با تبعیض‌های جنسیتی مواجه شده‌اند. گروهی از متخصصان سازمان ملل متحد نیز به دلیل وخامت موضوع تبعیض جنسیتی در آمریکا با سفر به این کشور به منظور بررسی آن، با تأکید بر این که ایالات متحده از این حیث دارای وضعیتی بسیار وخیم‌تر از سایر کشورهای توسعه یافته است، در گزارش خود اذعان داشته‌اند که: "ایالت متحده، کشوری است که استانداردهای بین المللی زیادی در رابطه با حقوق بشر تدوین می‌کند و در اصل به زنانش اجازه می‌دهد عقب بمانند. همه زنان قربانی حقوق از دست رفته در آمریکا هستند ولی این موضوع برای زنان فقیر، زنان مهاجر، زنان معلول، زنانی که از نسل بومیان آمریکا، اقلیت‌های آفریقایی آمریکایی و اسپانیایی هستند شدیدتر است. " در کنفرانس خبری این تیم متخصصان بیان شد: " در آمریکا زنان بیش از نیمی از نیروهای کار را تشکیل می‌دهند و در رشد اقتصادی این کشور در دهه‌های اخیر تأثیر زیادی داشتند. این مشارکت اقتصادی زنان با فرصت‌های اقتصادی برابر همراه نیست، به علاوه ما از نبود استانداردهای لارم برای اقامت زنان باردار و زنان زایمان کرده در محل کار در آمریکا نگران هستیم. اختلافت مالی ۲۰ درصدی میان مردان و زنان وجود دارد و این موضوع روی حقوق زنان و افزایش فقر در این جنسیت تأثیر می‌گذارد. باز هم زنان مهاجر، سالمند و ... از این آسیب تأثیر بیشتری می‌بینند. " روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال نیز در گزارشی با تکیه بر نتایج یک نظرسنجی و با تأکید بر این که آمار و وضعیت نابرابری جنسیتی در آمریکا از سال ۱۹۹۷ میلادی تا کنون تغییری نکرده و بهبود نیافته است، می‌نویسد: "از هر ده زن آمریکایی چهار نفر معتقدند که در محیط کار با تبعیض‌های جنسی مواجه‌اند و با تبعیض‌های فراوانی به خاطر جنسیت خود مواجه‌اند" جالب است بدانید که این موضوع یکی از مباحث مطرح در جریان انتخابات گذشته ریاست جمهوری در ایالات متحده بوده و "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا نیز در بحث تبلیغات انتخاباتی با همین نگاه خاص بارها "هیلاری کلینتون" رقیب خود را مورد اهانت و تحقیر قرار داد. انحصارطلبی آمریکایی در عرصه بمب اتمی! داستان خودخواهی‌ها و انحصارطلبی آمریکایی به گوش تمامی جهانیان رسیده و همه نقاط این دنیا را فراگرفته است؛ کشور و حکومتی که همه چیز دنیا را برای خود و هم مسیرانش می‌خواهد و سایرین در هر صورتی باید از همه چیز محروم باشند تا به نوعی هم وابسته آن‌ها باقی بمانند و هم جرئت و جسارت ایستادگی در برابرشان را نداشته باشند. موضوع فعالیت‌های هسته‌ای یکی از همین موارد انحصارطلبی ایالات متحده است؛ ما به عنوان یک ایرانی، سال‌ها طعم این خودبرتر بینی آمریکایی‌ها را در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای درک کرده‌ایم و دیدیم که حتی حاضر به پذیرش توانایی و حق طبیعی ملت ایران در استفاده صلح آمیز از این انرژی بزرگ نیستند و برای کوتاه کردن دست کشورمان از این فعالیت‌ها و فرصت با ارزش، به هر کاری دست می‌زنند که ترور، حمله سایبری و تحریم تنها بخشی از آن است. اما در این هفته ما شاید برداشتی دیگر از داستان انحصارطلبی آمریکا در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای بودیم؛ جایی که آزمایش موشکی جدید کره شمالی، خشم ایالات متحده را در پی داشت و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز به ابراز این خشم پرداخت. رادیو فردا در این باره می‌نویسد: «رهبران شماری از کشورها تازه‌ترین آزمایش موشکی کره شمالی را محکوم کرده‌اند. تحلیل‌های فعلی حاکی‌ست موشک تازه احتمالاً به برد بیشتری از تمامی موشک‌های پیشین دست پیدا کرده‌است. دولت کره شمالی در بیانیه‌ای گفته است این موشک "به سرتاسر خاک ایالات متحده دسترسی دارد" و "قادر به حمل کلاهک هسته‌ای است". دونالد ترامپ، ساعتی پس از انتشار گزارش‌ها در مورد آزمایش موشکی تازه، به خبرنگاران گفته است "فقط می‌توانم این را به شما بگویم، که ما این مسئله را حل‌وفصل می‌کنیم. این وضعیتی‌ست که به آن رسیدگی خواهد شد". آزمایش‌های موشکی کره شمالی و نیز شـشمین آزمایش هسته‌ای آن کشور، در ماه‌های گذشته، به تنش‌ها و ابعاد بحران در شبه‌جزیره کره افزوده‌است. با این همه پیونگ‌یانگ بیشتر از دو ماه بود که دست به آزمایش نظامی تازه‌ای نزده بود؛ در جریان سفر طولانی‌مدت ترامپ به شرق و جنوب‌شرق آسیا نیز اقدام چالش‌برانگیزی انجام نداد.» اما آیا این نوع واکنش شدید به آزمایش‌های موشکی کره شمالی توسط ایالات متحده آمریکا و رسانه تحت امرشان، با توجه به سابقه و قدمت و داشته‌های این کشور در حوزه نظامی هسته‌ای، کمی عجیب و غیر قابل باور نیست؟! آمریکا در حال حاضر و پس از این که بارها و بارها به روش‌هایی غیر انسانی آزمایش‌های هسته‌ای نظامی انجام داده است و حتی مردمان بومی کشور خودش را نیز قربانی این آزمایش‌ها ساخته، اکنون دارای بیشترین و بزرگترین ذخایر موشک‌های اتمی آماده استفاده در جهان است. بر اساس آمارهایی که منابع مختلف بارها آن را انتشار داده‌اند، ایالات متحده بیش از هفت هزار و هفتصد کلاهک اتمی آماده استفاده را در انبارهای خود ذخیره کرده است. بعلاوه تاریخ، نام اولین و تنها استفاده کننده از بمب اتم علیه انسان‌ها را به نام آمریکا ثبت کرده است؛ فاجعه‌ای که حتی نسل‌های بعد از حاضرین در آن ایام را هم قربانی خود نموده و بزرگ‌ترین قتل عام انسانی در جهان نام دارد. ایالات متحده در ششمین و نهمین روز از ماه اوت 1945 میلادی و تنها در فاصله سه روز، دو بار شهرهای بزرگ هیروشیما و ناگازاکی ژاپن را با موشک‌های اتمی خود مورد هدف قرار داد که در پی آن بر اساس آمارهای منتشر شده، این دو شهر بزرگ و اطراف آن کاملاً ویران شده و بیش از 220 هزار نفر به طور مستقیم در اثر این حملات جانشان را از دست دادند؛ بگذریم از این که تشعشعات هسته‌ای این بمباران اتمی تا کیلومترها آن طرف تر و تا سال‌ها بعد قربانی گرفته و نسل‌های بعد از مردم آن دوران را نیز با درد و رنج همراه ساخت. در چنین شرایطی، آیا نمی‌توان این گونه برداشت کرد که واکنش‌های آمریکایی این روزها به آزمایش موشکی کره شمالی، بیشتر نگرانی برای انحصارطلبی ایالات متحده در حوزه موشک‌های اتمی است؟! چرا وقتی سیاست‌ها همسو با آمریکا باشد، همانند پاکستان، هند، انگلیس و البته اسرائیل، داشتن بمب اتم هیچ نگرانی به همراه ندارد، اما آزمایش موشک بالستیک توسط کشوری که در مقابله با آن‌هاست، این گونه واکنش‌ها را در پی دارد؟!   وقتی سرکوب کارگران آمریکایی فراموش می‌شود! در شماره‌های پیشین مجله هفتگی به بهانه‌های مختلفی که رادیو فردا و غرب برای فضاسازی علیه وضعیت حقوق بشر در کشورمان مورد استفاده قرار می‌دهند پرداختیم و در ابتدای همین شماره نیز به یکی از این موضوعات که وضعیت زنان بود اشاره داشتیم؛ اما یکی دیگر از این بهانه‌های پر کاربرد ضد ایرانی، وضعیت کارگران است که این رسانه وابسته به کاخ سفید و اربابانش همواره تلاش کرده‌اند حکومت جمهوری اسلامی را به سرکوبان ها و نقض حقوقشان متهم سازند. رادیو فردا در گزارشی که به همین موضوع اختصاص داده است، این گونه می‌نویسد: «چهار ماه مطالبات مزدی ۵۶۰۰ کارگر شرکت نیشکر هفت‌تپه پرداخت نشده و در عین حال، دفترچه بیمه‌های آنان و اعضای خانواده‌هایشان به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه‌ها از سوی کارفرما تمدید نشده است. به نوشته ایلنا، فردین خسروی، رئیس اداره تأمین اجتماعی هفت‌تپه، روز چهارشنبه اول آذر، گفت که "کارفرمای هفت تپه هنوز لیست بیمه‌ماه‌های شهریور و مهر کارگران را ارسال نکرده است". به گفته وی، بر اساس مقررات سازمان تأمین اجتماعی٬ در صورت ارسال نشدن این فهرست، امکان تأیید دفترچه‌های بیمه کارگران وجود ندارد. آقای خسروی در عین حال، میزان بدهی‌های بیمه‌ای کارفرمای خصوصی این کارخانه به سازمان تأمین اجتماعی را بیش از ۴۰ میلیارد تومان اعلام کرد و افزود که اسامی شمار زیادی از کارگران این مجتمع، برای بازنشستگی با مشاغل سخت و زیان آور به تأمین اجتماعی هفت تپه ارسال شده و این سازمان٬ مقدمات بازنشستگی آنها را فراهم کرده است. آن‌طور که این مقام رسمی اعلام کرده است، در صورتی که کارفرمای شرکت نیشکر هفت تپه هزینه چهار درصدی بازنشستگی این کارگران را به تأمین اجتماعی بپردازد، احکام بازنشستگی آنها صادر خواهد شد. پیش‌تر کارگران شرکت نیشکر هفت تپه گفته بودند که تأخیر در پرداخت مطالبات مزدی در این مجتمع، پس از خصوصی سازی این مجتمع در اسفند سال ۹۴ آغاز شد؛‌موضوعی که اعتراض کارگران در زمان‌های مختلف از جمله چهار تجمع اعتراضی در پنج‌ماهه اول سال ۹۶ را به همراه داشته است. آن‌طور که روزنامه "جامعه فردا" روز چهارشنبه نوشته،‌پرداخت نشدن مطالبات کارگران، بازنشستگان و مطالبات مزدی و بیمه‌ای کارگران از جمله تعهدات کارفرما بوده که تحقق نیافته است.» رادیو فردا در این گزارش به گونه‌ای در خصوص وضعیت کارگران شرکت نیشکر ایران واکنش نشان داده است که گویا اطلاعی از تاریخ آمریکا در بحث نقض حقوق کارکنان ندارد؛ تاریخی که نشان می‌دهد، آمریکای قرن نوزدهم و به خصوص دهه‌های پایانی آن جلوه‌ای جهانی از ظلم به کارگر را ارائه می‌دهد؛ ظلمی که هنوز و شکل‌هایی دیگر ادامه دارد. گرچه مراسم روز کارگر هر ساله با آب و تاب بیشتری نسبت به سال قبل برگزار می‌شود، ولی کمتر کسی می‌داند که باید مقصد و منظور اصلی گرامیداشت این روز را در قلب قاره آمریکا جستجو کرد؛ مهد کاپیتالیسم و جایی که در آن سرمایه حرف اول و آخر را می‌زند... و از دل همین سرمایه‌داری بی‌رحم روزی برآمده است تا خاطره و یاد کارگران زنده شود. یک پرده از وضعیت سیاه کارگران در آمریکا، در 1886 رخ داده است. در تاریخ سوم می 1886 کارگران اعتصاب کننده در نزدیکی کارخانه مک کورمیک دست به تجمع زدند که در همان زمان نزدیک به 400 پلیس از این کارخانه حفاظت می‌کرد. در این میان کارفرمایان کارخانه برای مقابله با اعتصاب از برخی کارگران که در اعتصاب حضور نداشتند کمک گرفته بودند و در پایان روز کاری و با به صدا درآمدن زنگ تعطیلی بین دو گروه از کارگران اعتصابی و کارگران اعتصاب‌شکن درگیری به وجود آمد و این درگیری منجر به کشته شدن تعدادی از کارمندان شد. نوام‌چامسکی فیلسوف آمریکایی در کتاب دولت‌های سرکش به خوبی این چهره جدید را که امروز داعیه برابری نژادی هم سر می‌دهد به تصویر می‌کشد. بردگانی که پیش از این در مزارع پنبه جنوب سلاخی و بی‌رحمانه به بیگاری گمارده می‌شدند حالا و با آغاز انقلاب صنعتی در امریکا به خصوص در ایالت‌های شمالی در کارخانه‌هایی بردگی می‌کنند که گاه ساعات کار آنها به بیش از 3 هزار ساعت در سال می‌رسد. نه خبری از حق استراحت است و نه حتی خبری از محدودیت سنی برای کار و کودکان در هر سنی در کارخانه‌ها به کار گرفته می‌شوند. الیور تویست کتاب چارلزدیکنز به خوبی نشان دهنده این حقیقت تلخ است. داستان غلط کردم های "حریری" و فضاسازی علیه ایران "سعد حریری"، نخست وزیر لبنان برای هفته‌ها یکی از خبرسازترین چهره‌های جهان و منطقه بود؛ فردی که اول به طور ناگهانی از کشورش به عربستان سفر کرد و در آن جا به شکلی عجیب استعفا داد و بعدها با پا در میانی فرانسه به آن جا رفت اما نهایت با بازگشت به لبنان کلاً همه چیز را پس گرفت و به قول معروف با "غلط کردم" دست از پا درازتر به سر کار خود بازگشت. این انصراف از استعفا که در این هفته به طور رسمی از سوی "حریری" اتفاق افتاد در شرایطی بود که در طول یک ماه اخیر عربستان سعودی و متحدانش تمام توان خود را به کار بسته بودند تا با بهره برداری از وی، فتنه‌ای جدید در لبنان و منطقه به راه بیاندازند. رادیو فردا در گزارشی به این موضوع واکنش نشان داده و می‌نویسد: «به گزارش خبرگزاری رویترز، دولت ائتلافی آقای حریری که گروه حزب‌الله لبنان نیز در آن سهیم است بر سیاست کلی این کشور که عدم دخالت در بحران کشورهای عربی است تاکید کرد. عربستان سعودی حامی و متحد منطقه‌ای سعد حریری، حزب‌الله لبنان را به عنوان عامل حکومت ایران به دخالت در جنگ‌های خاورمیانه متهم کرده است. استعفای حریری سیاست لبنان را به صحنه دیگری از رقابت بین عربستان و ایران بدل کرده بود که در کشورهای دیگر از جمله سوریه، عراق و یمن نیز در مقابل یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند.» این رسانه صهیونیستی – آمریکایی که تمام تلاش خود را می‌کند تا از موضوع استعفا و حتی انصراف از استعفای "سعد حریری" در جهت اهداف اربابانش و البته فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت در منطقه بهره برداری کند، در این رابطه ادامه می‌دهد: «حساسیت‌های عربستان سعودی در مورد نفوذ ایران و حزب‌الله در سایر کشورهای عربی عامل اصلی بحران لبنان تلقی می‌شود که باعث بروز نگرانی شدیدی در مورد ثبات اقتصادی و سیاسی این کشور شد. سیاست «عدم مداخله» لبنان در سال ۲۰۱۲ و برای دور نگاه داشتن حکومت بی‌ثبات بیروت از بحران‌های منطقه‌ای و به خصوص جنگ داخلی سوریه اعلام شد. با وجود این سیاست رسمی، گروه حزب‌الله لبنان در جنگ داخلی سوریه دخالت کرد و هزاران تن از پیکارجویان خود را برای حمایت از حکومت بشار اسد به آن کشور اعزام کرده است. سعد حریری گفت: "تمام نیروهای تشکیل دهنده دولت تصمیم گرفته‌اند که از دخالت در جنگ، بحران و امور داخلی کشورهای دیگر عرب پرهیز کنند تا ثبات اقتصادی و مناسبات سیاسی لبنان حفظ شود".» رادیو فردا در همین راستا و در گزارشی دیگر نیز آورده است: «سعد حریری، نخست وزیر لبنان، روز دوشنبه، ششم آذرماه، ضمن انتقاد از "مداخله" جمهوری اسلامی در امور دیگر کشورهای منطقه از حزب‌الله لبنان خواست سیاست بی‌طرفی پیشه کرده و از درگیری‌های منطقه‌ای برکنار بماند. به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از شبکه سی‌نیوز فرانسه، آقای حریری حضور حزب‌الله در کشورهایی از جمله سوریه و عراق را "تحت تأثیر" تهران دانسته و گره‌گشایی از این مسئله را به ارائه "راه‌حلی سیاسی در منطقه" منوط کرد. آقای حریری با اشاره به این که "مداخله‌های ایران بر همه اثر می‌گذارد" لازمه "سیاستی خوب برای منطقه" را عدم دخالت عنوان کرد. سعد حریری گفت: "مداخله‌های ایران بر همه اثر می‌گذارد. اگر خط‌مشی‌ای می‌خواهیم که برای منطقه خوب باشد، نباید مداخله کنیم. این راه حل سیاسی برای منطقه است که باید اجرا شود."»   عربستان سعودی با هدف جبران شکست‌های خود در سوریه و عراق درصدد تحریک سعد حریری برامد و او را وادار به استعفا کرد تا بحران سوریه و عراق را به لبنان بکشاند که این طرح و نقشه برنامه ریزی شده کاملاً ناکام و ناموقت به خاتمه رسید. اظهارات ضد ایرانی نخست وزیر لبنان یادآور موضع کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس همچون بحرین و در رأس آنها عربستان سعودی است که همواره جمهوری اسلامی را به دخالت در امور داخلی خود متهم کرده‌اند، با این وجود، تهران همواره رسماً این اتهامات را رد کرده و هیچ گاه نیز سند و مدرک معتبری مبنی بر صحت این ادعاها وجود نداشته و ارائه نگردیده است.   جمهوری اسلامی بنا به درخواست مردم و دولت‌های دیگر کشور، به ارائه مشاوره می‌پردازد، اما کشور عربستان سعودی با راه انداختن جنگ علیه مردم مظلوم یمن و شیعه کشی در بحرین و دیگر مناطق، به وضوح در دیگر کشورها مداخله می‌کند و با این وجود باز هم انگشت اتهام مداخله به سمت ایران گرفته می‌شود و جنایات آل سعود پنهان باقی می‌ماند.   دلسوزی نتانیاهو برای ورزشکاران ایرانی! در این هفته، حرکت شجاعاته و ایثارگرایانه علیرضا کریمی، قهرمان و پهلوان کشتی ایران در عدم مواجهه با نماینده اسرائیل، به قدری بزرگ و اثرگذار بود که روزها واکنش رسانه‌های ضد ایرانی، از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا را به دنبال داشت. حرکت این پهلوان ایرانی به قدری در برملا شدن غده سرطانی بودن رژیم اشغالگر صهیونیستی نقش آفرین بود که حتی مقامات اسرائیلی نیز تلاش کردند تا با فضاسازی‌هایی هم مسیر با رسانه‌های ضد ایرانی، اثر این از خود گذشتی ورزشکار کشورمان را کم کرده و حرکت قهرمانانه وی را نوعی اجبار نشان دهند. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در همین رابطه، در اظهاراتی خود را دوست و دلسوز این ورزشکار ایرانی معرفی می‌کند که رادیو فردا در گزارشی که به بازتاب آن اختصاص داده است، این گونه می‌نویسد: «بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در یک پیام ویدیویی خطاب به علیرضا کریمی کشتی گیر ایرانی گفت، "زورگویانی که تو را وادار به باخت کردند، خود خواهند باخت". پیام ویدیویی نخست وزیر اسرائیل دوشنبه سیزدهم آذر در صفحات شبکه‌های اجتماعی او منتشر شد. آقای نتانیاهو این پیام را در واکنش به باخت اجباری علیرضا کریمی کشتی گیر ایرانی در مسابقات جهانی کشتی زیر ۲۳ سال که هفته گذشته در کشور لهستان برگزار شد، ضبط کرده است. آقای کریمی در آن مسابقه که در آستانه پیروزی بر کشتی گیر روس هم وزن خود در رده ۸۶ کیلوگرم بود، با شنیدن دستور مربی خود که از کنار تشک فریاد می‌زد "باید ببازی علیرضا"، ناچار شد خود را در اختیار کشتی گیر روس بگذارد و رقیب با فتیله پیچ کردن آسان وی، برنده مسابقه اعلام شد.»   دام پراکنی رادیو فردا برای مردم ایران حاکی از عدم درک دقیق او نسبت به روحیه صهیونیست ستیزی ایرانیان است. این درست است که مردم ما به قهرمانان ملی خود عشق می‌ورزند و با پیروزی‌های آنها پیروز می‌شوند و با شکست آنها شکست می‌خورند. این درست است که همه مردم ما مشتاقانه منتظر کسب مدال طلا از سوی کاپیتان تیم ملی امید کشورشان در مسابقات جهانی امید بوده‌اند. اما یک چیز را فراموش نکنید: مردم ایران در ارتباط با یک موضوع همدل و همفکر بوده و هستند و آن این است که شما و همفکرانتان دشمن سرزمین ایران هستید. اسرائیل از دیرباز با عدم مسابقه ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران خود آشنا بوده است اما برای اولین بار، نخست وزیر اسرائیل به این ماجرا واکنش نشان داده است. علیرضا کریمی، قهرمان جوان کشتی ایران در واکنش به اظهارات این مقام اسرائیلی، با اقتدار از درستی و اعتقاد قلبی خود برای عدم مواجهه با نماینده رژیم اشغالگر صهیونیستی سخن می‌گوید و به صراحت تأکید می‌کند: "اصلاً به او ربطی ندارد که بخواهد درباره امور داخلی کشورمان و من صحبت کند و اسم من را بر زبان بیاورد. این یک موضوع داخلی بود که هیچ ارتباطی به نخست وزیر اسراییل نداشت. از آنجا که علاقه‌ای به پیگیری مسائل سیاسی ندارم اصلاً او را نمی‌شناختم و وقتی فهمیدم چنین آدمی درباره من صحبت کرده، او را شناختم." حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در دیدار با این قهرمان ایرانی که در مسابقات قهرمانی جهان زیر 23 سال کشتی در دفاع از آرمان‌های اسلامی و انسانی اقدامی شجاعانه انجام داد، با تحسین اقدام علیرضا کریمی، کار بزرگ او را از سنخ کار پهلوانان نامداری همچون پوریای ولی دانستند و فرمودند: "من از اینکه نشان دادید جوانی از جوانهای ما حاضر است برای یک هدف بزرگ و بلند پا بر روی نفس خود بگذارد و از حق قطعی و قهرمانی مسلم صرف‌نظر کند، واقعاً احساس عزت کردم." آغاز فاز جدید بهره برداری ضد ایران از "رضا ضراب" یقیناً نام "رضا ضراب" تاجر ایرانی الاصل ترک تباری را که پس از سر و صداهای بسیار فساد مالی‌اش در ترکیه به آمریکا رفته و در انجا بازداشت و محاکمه گردید را به یاد دارید؛ شخصی که چه قبل از سفر به آمریکا و چه بعد از بازداشت در ایالات متحده به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های ضد ایرانی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تبدیل شده بود. این فضاسازی‌ها برای مدتی با بهانه‌هایی دیگر دنبال شد تا این که در این هفته بار دیگر رادیو فردا نام "رضا ضراب" را وارد عرصه خبرسازی‌های ضد ایرانی خود کرد و تلاش کرد تا از وی به طوری جدی‌تر به عنوان سند اثبات پول شویی و فساد مالی حکومت جمهوری اسلامی ایران بهره برداری کند. رادیو فردا در گزارشی که برای طرح این موضوع منتشر کرده، این گونه نوشته است: «قاضی آمریکایی پرونده مربوط به اتهامات وارد شده علیه رضا ضراب، بازرگان ایرانی‌ترک، و شماری دیگر، در رابطه با دور زدن تحریم‌های ایران، گفته، ضراب در جلسه پیش‌روی دادگاه در روزهای آینده تحت محاکمه قرار نمی‌گیرد و بانکدار ترک، محمد هاکان آتیلا، فعلاً "تنها متهم جریان محاکمه است". قاضی ریچارد برمن، هیچ توضیحی در مورد غیبت آقای ضراب در جریان محاکمه‌ای که قرار است به‌زودی آغاز شود، نداده‌است؛ در حالی‌که این بازرگان ایرانی‌ترک در جلسه‌های پیش از محاکمه نیز شرکت نکرده بود، گمانه‌زنی‌ها در مورد دستیابی به توافق میان او و دادستانی، افزایش یافته‌است. شبکه‌های خبری ان‌بی‌سی و بلومبرگ و برخی دیگر از رسانه‌های آمریکایی در حال حاضر نیز گزارش داده‌اند که ضراب در حال همکاری با دادستان‌های پرونده است. اسم ضراب، به‌عنوان شاهد یا افراد احتمالی که از آن‌ها نام برده خواهد شد، در فهرستی قرار داشت که روز دوشنبه به هیئت منصفه ارائه شد. آقایان ضراب، آتیلا، و چند تن دیگر متهم هستند برای دورزدن تحریم‌های ایالات متحده علیه تهران، در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی، صدها میلیون دلار برای دولت ایران و نهادهای این کشور جابه‌جا کرده‌اند.» در همان زمان که این تاجر ایرانی الاصل ترک تبار با علم بر این که امکان دارد بازداشت و محاکمه شود وارد خاک آمریکا شد و آن‌ها نیز فوراً و با سر و صدا و تبلیغات بسیار وی را بازداشت کردند، می‌شد این روزها را پیش بینی کرد که چگونه از او به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران بهره برداری می‌کنند. "ضراب" در حرکتی عجیب با وجود این که اطلاع داشت در آمریکا از وی به عنوان شخصی که برای دور زدن تحریم‌های ضد ایرانی فعالیت کرده است، یاد می‌شود و یقیناً پس از ورود به خاک ایالات متحده بازداشت خواهد شد، پس از آزادی در ترکیه به آمریکا سفر می‌کند و به نوعی خود را تسلیم این کشور می‌کند که بعضی از کارشناسان این تسلیم شدن به آمریکا را از سوی " رضا ضراب " به دو دلیل دانسته‌اند که یکی فرار از ترکیه و رسوایی‌هایی بوده است که به بار آورده و دلیل دیگر نیز دور شدن از ایران است که به طور جدی قوهٔ قضائیه آن، پروندهٔ فسادهای وی و شریک و رفیقش " بابک زنجانی " را دنبال کرده و حتی برای شریکش حکم " اعدام " نیز صادر کرده است. بعلاوه، آمریکایی‌ها نیز در معامله‌ای که یقیناً قبل از سفر " ضراب " به این کشور و بازداشتش با وی انجام داده‌اند، در ازای حفاظت از وی و اموالش در جریان رسوایی‌های اخیر ترکیه و ایران، دو هدف عمده را دنبال کرده‌اند که مهمترین آن بهره برداری از وی در جریان سیاست‌های ضد ایرانی همیشگی‌شان بوده است و در کنار آن نیز به تحت فشار قرار دادن اردوغان و دولتش در ترکیه نیز از طریق این شخص، یقیناً یکی دیگر از استفاده‌هایی بوده است که از این تاجر ایرانی – ترکی خواهند داشت. رادیو فردا و اربابان آمریکایی‌اش تلاش می‌کنند تا از موضوع "رضا ضراب" به بهانه‌های مختلفی مانند تلاش دولتی در ایران برای پول شویی و ...، بهره برداری سیاسی کنند، اما همانطور که اشاره شد، این فرد حتی در داخل ایران نیز تحت تعقیب قضائی بوده و پرونده‌ای باز دارد که همدستانش نیز در حال محاکمه هستند! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از آذر ماه 1396 (08 الی 16 آذر ماه 1396) پرداخته است. یقیناً نام "رضا ضراب" تاجر ایرانی الاصل ترک تباری را که پس از سر و صداهای بسیار فساد مالی‌اش در ترکیه به آمریکا رفته و در انجا بازداشت و محاکمه گردید را به یاد دارید؛ شخصی که چه قبل از سفر به آمریکا و چه بعد از بازداشت در ایالات متحده به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های ضد ایرانی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تبدیل شده بود. این فضاسازی‌ها برای مدتی با بهانه‌هایی دیگر دنبال شد تا این که در این هفته بار دیگر رادیو فردا نام "رضا ضراب" را وارد عرصه خبرسازی‌های ضد ایرانی خود کرد و تلاش کرد تا از وی به طوری جدی‌تر به عنوان سند اثبات پول شویی و فساد مالی حکومت جمهوری اسلامی ایران بهره برداری کند. رادیو فردا در گزارشی که برای طرح این موضوع منتشر کرده، این گونه نوشته است: «قاضی آمریکایی پرونده مربوط به اتهامات وارد شده علیه رضا ضراب، بازرگان ایرانی‌ترک، و شماری دیگر، در رابطه با دور زدن تحریم‌های ایران، گفته، ضراب در جلسه پیش‌روی دادگاه در روزهای آینده تحت محاکمه قرار نمی‌گیرد و بانکدار ترک، محمد هاکان آتیلا، فعلاً "تنها متهم جریان محاکمه است". قاضی ریچارد برمن، هیچ توضیحی در مورد غیبت آقای ضراب در جریان محاکمه‌ای که قرار است به‌زودی آغاز شود، نداده‌است؛ در حالی‌که این بازرگان ایرانی‌ترک در جلسه‌های پیش از محاکمه نیز شرکت نکرده بود، گمانه‌زنی‌ها در مورد دستیابی به توافق میان او و دادستانی، افزایش یافته‌است. شبکه‌های خبری ان‌بی‌سی و بلومبرگ و برخی دیگر از رسانه‌های آمریکایی در حال حاضر نیز گزارش داده‌اند که ضراب در حال همکاری با دادستان‌های پرونده است. اسم ضراب، به‌عنوان شاهد یا افراد احتمالی که از آن‌ها نام برده خواهد شد، در فهرستی قرار داشت که روز دوشنبه به هیئت منصفه ارائه شد. آقایان ضراب، آتیلا، و چند تن دیگر متهم هستند برای دورزدن تحریم‌های ایالات متحده علیه تهران، در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی، صدها میلیون دلار برای دولت ایران و نهادهای این کشور جابه‌جا کرده‌اند.» در همان زمان که این تاجر ایرانی الاصل ترک تبار با علم بر این که امکان دارد بازداشت و محاکمه شود وارد خاک آمریکا شد و آن‌ها نیز فوراً و با سر و صدا و تبلیغات بسیار وی را بازداشت کردند، می‌شد این روزها را پیش بینی کرد که چگونه از او به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران بهره برداری می‌کنند. "ضراب" در حرکتی عجیب با وجود این که اطلاع داشت در آمریکا از وی به عنوان شخصی که برای دور زدن تحریم‌های ضد ایرانی فعالیت کرده است، یاد می‌شود و یقیناً پس از ورود به خاک ایالات متحده بازداشت خواهد شد، پس از آزادی در ترکیه به آمریکا سفر می‌کند و به نوعی خود را تسلیم این کشور می‌کند که بعضی از کارشناسان این تسلیم شدن به آمریکا را از سوی " رضا ضراب " به دو دلیل دانسته‌اند که یکی فرار از ترکیه و رسوایی‌هایی بوده است که به بار آورده و دلیل دیگر نیز دور شدن از ایران است که به طور جدی قوهٔ قضائیه آن، پروندهٔ فسادهای وی و شریک و رفیقش " بابک زنجانی " را دنبال کرده و حتی برای شریکش حکم " اعدام " نیز صادر کرده است. بعلاوه، آمریکایی‌ها نیز در معامله‌ای که یقیناً قبل از سفر " ضراب " به این کشور و بازداشتش با وی انجام داده‌اند، در ازای حفاظت از وی و اموالش در جریان رسوایی‌های اخیر ترکیه و ایران، دو هدف عمده را دنبال کرده‌اند که مهمترین آن بهره برداری از وی در جریان سیاست‌های ضد ایرانی همیشگی‌شان بوده است و در کنار آن نیز به تحت فشار قرار دادن اردوغان و دولتش در ترکیه نیز از طریق این شخص، یقیناً یکی دیگر از استفاده‌هایی بوده است که از این تاجر ایرانی – ترکی خواهند داشت. رادیو فردا و اربابان آمریکایی‌اش تلاش می‌کنند تا از موضوع "رضا ضراب" به بهانه‌های مختلفی مانند تلاش دولتی در ایران برای پول شویی و ...، بهره برداری سیاسی کنند، اما همانطور که اشاره شد، این فرد حتی در داخل ایران نیز تحت تعقیب قضائی بوده و پرونده‌ای باز دارد که همدستانش نیز در حال محاکمه هستند! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از آذر ماه 1396 (08 الی 16 آذر ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 08 Dec 2017 12:29:04 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25324/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 174) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25323/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          آذر ماه 1396 و آخرین ماه از فصل پاییز در شرایطی سپری شده است که هنوز می‌توان واکنش‌ها و پیامدهای پیروزی با ارزش و بزرگ نیروهای مقاومت اسلامی بر تروریست‌های داعشی در عراق و سوریه را یکی از خبرسازترین موضوعات این هفت روز اخیر دانست؛ جایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا و اربابانش هنوز نتوانسته‌اند این شکست تاریخی و بزرگ را هضم و باور کنند و به همین دلیل با واکنش‌هایی منفعلانه به دنبال فرار است آن هست و ما نیز به دلیل ارزش بالایی این پیروزی، مجله این هفته را نیز با آن آغاز می‌کنیم. در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد که در این هفته در کنار این موضوع، به بررسی موضوعات مختلف دیگری نیز پرداخته است. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و چهارمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از آذر ماه سال 1396 (01 الی 08 آذر ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و چهارمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل ادامه خشم رادیو فردا و اربابانش از شکست داعش به دست مقاومت اسلامی و نقش بارز ایران اسلامی در این پیروزی بزرگ، تلاش انگلیس برای احیای تروریسم در منطقه با حمایت از عربستان، دلسوزی‌های دیرهنگاه آمریکایی برای مسلمانان مظلوم میانمار، واکنش ناشی از ذوق زدگی رادیو فردا برای اتحاد ضد ایرانی اسرائیل و عربستان، طرح اتهامات عجیب علیه جمهوری اسلامی با موضوع ارتباط و همکاری با القاعده و... را مورد مشاهده نمایید. خشم عمیق از پیروزی ایرانی - اسلامی بر داعش در شماره پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز به بررسی تلاش‌های ناکام رادیو فردا و اربابانش با هدف فرار از پذیرش شکست سیاست‌هایشان در منطقه بودیم و دیدیم که چطور با عدم پرداختن به شکست داعش در سوریه و عراق و بازتاب اخباری در خصوص شهادت مدافعین حرم در عملیات "بوکمال"، سعی کردند تا این موفقیت بزرگ جبهه مقاومت در منطقه را از دید مخاطبین خود دور نگاه دارند. اما این شکست به قدری بزرگ و برای غرب به حدی غیر قابل باور بوده است که هفته‌ها تلاش برای تخلیه خشمشان کافی نیست و در این هفته نیز ما شاهد ادامه واکنش‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در خصوص پیروزی ایرانی – اسلامی بر تروریست‌های داعشی در منطقه بوده‌ایم. رادیو فردا در گزارشی ویژه که این هفته منتشر کرده، شکست داعش در منطقه و البته نقش جمهوری اسلامی ایران در این شکست را دروغی تاریخی و تحریف واقعیت از سوی کشورمان برشمرده و این گونه می‌نویسد: «در نیمه دوم نوامبر ۲۰۱۷ جمهوری اسلامی برگی دیگر به تاریخ سراسر دروغینی که توسط دستگاه تبلیغاتی و مقامات تحریف‌گر آن نوشته و عرضه می‌شود اضافه کرد. در این برگ ادعا می‌شود که داعش توسط جمهوری اسلامی و تحت رهبری خامنه‌ای شکست خورده است. در آغاز این برگ، پیام قاسم سلیمانی به خامنه‌ای قرار دارد و بعد پاسخ خامنه‌ای به وی و به دنبال آن انواع پیام‌های مقامات نظامی جمهوری اسلامی به سلیمانی و خامنه‌ای و مدال‌هایی که خود بر گردن دوستانشان می‌اندازند. این تحریف دو قسمت مجزا دارد: ۱. این که داعش توسط ایالات متحده ایجاد شده است: "تمامی این جنایت‌ها [ی داعش] بنا به اعتراف عالی‌ترین مقام رسمی آمریکا که هم‌اکنون ریاست جمهوری این کشور را برعهده دارد توسط رهبران و سازمان‌های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است." (پیام سلیمانی به خامنه‌ای، تسنیم ۳۰ ابان ۱۳۹۶) خامنه‌ای و ظریف و دیگر مقامات جمهوری اسلامی نیز این سخن نادرست و تحریف آشکار را ده‌ها بار تکرار کرده‌اند: "دولت‌های قبلی و کنونی آمریکا و رژیمهای وابسته به آن در این منطقه که این گروه را به وجود آوردند و همه‌گونه پشتیبانی کردند." (خامنه‌ای در پاسخ به سلیمانی، ۳۰ ابان ۱۳۹۶) ۲. این که داعش را جمهوری اسلامی شکست داده است. سلیمانی در نامهٔ خود به خامنه‌ای مستقیماً این امر را به رهبری خامنه‌ای نسبت می‌دهد: "آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت‌های حکیمانه حضرت مستطاب عالی و مرجع عالی‌قدر حضرت آیت العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید."» اما واقعیت این است که با این فضاسازی‌ها، چیزی تغییر نکرده و نمی‌توان نقش پررنگ و بی بدیل جمهوری اسلامی ایران را در شکست‌های پیاپی گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه را انکار و کتمان نمود. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارش و تحلیلی ویژه از تحولات این منطقه، با اذعان به نقش اثرگذار کشورمان در این تحولات و تأکید بر این که جهان باید قدردان کشورمان به دلیل مبارزه با داعش در عراق و سوریه باشد، ایران را بازیگر منطقه‌ای قدرتمندتر از آمریکا معرفی می‌کند. این نقش آفرینی کشورمان در مبارزه عملی با تروریست‌های داعشی در عراق و سوریه به قدری بارز و پُر رنگ بوده است که مقامات ارشد سیاسی و نظامی این دو کشور و البته مردم غیر نظامی آن‌ها، بارها و بارها در پیام‌هایی رسمی و غیر رسمی از حضور عملی و مؤثر جمهوری اسلامی ایران در کنارشان قدردانی کرده‌اند. گویی رادیو فردا فراموش کرده است که اربابان آمریکایی و اسرائیلی‌اش، بارها تأکید کرده بودند که جنگ با داعش در عراق و سوریه به بیش از 30 سال زمان نیاز دارد و پیروزی بر آن‌ها در کوتاه مدت غیر ممکن است؛ آن‌ها برای این که حرفشان درست باشد، از هیچ حمایتی در پشت پرده از این تروریست‌ها غافل نبوده‌اند و چه سیاسی، چه مالی و چه تسلیحاتی کمک‌ها و حمایت‌های خود را از راه‌های مختلف به دست تروریست‌های داعشی رساندند تا در نتیجه این گروه وحشی، به ترسناک‌ترین گروه تروریستی جهان و مجموعه‌ای تا دندان مسلح تبدیل شود. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران با فرماندهی عملیاتی سردار قاسم سلیمانی و بسیج نیروهای مردمی از کشورهای مختلف ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، لبنان و ...، موفق شد در طول کمتر از 6 سال با وجود همه این حمایت‌های بین المللی از داعش، آن‌ها را به زانو درآورده و با پیروزی بزرگ در عملیات سخت آزادسازی "بوکمال"، آخرین پایگاه زمینی داعش در کشورهای عراق و سوریه را نابود کند. طبیعی است که با توجه به سال‌ها برنامه ریزی غرب برای ایجاد داعش و سال‌ها حمایت‌های پنهان و آشکار از آن‌ها و سرمایه گذاری عظیم بر روی این جنایتکاران، شکستی به این بزرگی برای آن‌ها به راحتی قابل هضم نبوده و این گونه با دروغ پردازی و فضاسازی تلاش می‌کنند تا درد این شکست را برای خود کمتر کنند؛ دردی بزرگ که خود آغازی برای دردهای بزرگتر غرب و استکبار در منطقه است. تلاش برای احیای تروریستم در منطقه یکی دیگر از اتفاقاتی که در این هفته خبرساز شد و بهانه‌ای شد تا رادیو فردا بتواند با بهره برداری از آن منافع اربابانش در منطقه را دنبال کند، اخبار و حواشی مربوط به سفر نخست وزیر انگلیس به عربستان سعودی بود؛ سفری که به اذعان خود این مقام غربی، با هدف تحکیم روابط میان دو طرف و اعلام قاطعیت انگلیس در حمایت همه جانبه از آل سعود در تحولات و درگیری‌های منطقه صورت گرفته است. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارشی که به هدف سفر این مقام انگلیسی به منطقه اختصاص داده است، با اذعان به تأکید بر حمایت‌های غربی از جنایات آل سعود، می‌آورد: «ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا، در سفری سه روزه به غرب آسیا، با ولیعهد عربستان سعودی، پادشاه و نخست‌وزیر اردن، دیدار می‌کند. سخنگوی خانم می گفته‌است این سفر در راستای "تلاش‌ها برای ایجاد یک منطقه باثبات‌تر" انجام می‌شود. بنا بر گزارش‌ها سفر نخست‌وزیر بریتانیا که از روز سه‌شنبه هفتم آذر ماه آغاز شده، سه روز طول می‌کشد و نخستین مقصد آن نیز عربستان سعودی‌ست. ترزا می قرار است در دیدار با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، با او، از جمله در مورد موضوع قطر و بحران یمن، گفت‌وگو کند. عربستان و شماری از متحدانش در منطقه به دلیل آنچه «حمایت قطر از تروریسم» عنوان کرده‌اند روابط خود را با دوحه قطع کرده‌اند. آن‌ها برای ازسرگیری روابط نیز شروطی را تعیین کرده‌اند، که از جمله آن‌ها کاهش قابل‌توجه مناسبات با تهران است. ائتلافی به رهبری عربستان درگیر نبردهایی مرگبار با شورشیان حوثی‌ست که از حمایت جمهوری اسلامی برخوردار هستند. وضعیت حملات هوایی در یمن، قحطی، کمبود مواد اولیه و فراگیرشدن وبا، با انتقادهای بین‌المللی روبه‌رو شده‌است. اخیراً گزارش شده که وزارت خارجه آمریکا برای کاهش محاصره یمن بر ریاض فشار وارد کرده‌است. سخنگوی ترزا می در مورد اهداف سفر او به عربستان و اردن، به مسئله خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نیز اشاره کرده‌است: "این دیدار نشان می‌دهد که با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، ما مصمم هستیم که آینده‌ای مستحکم و مطمئن برای خود در جهان ایجاد کنیم". خبرگزاری فرانسه در ادامه به نقل از این سخنگوی نخست‌وزیر بریتانیا می‌گوید "روشن است که امنیت ما، در حمایت آر اردن و عربستان در جریان چالش‌های منطقه‌ای برای ایجاد منطقه‌ای باثبات‌تر و نیز پیشبرد اصلاحات بلندپروازانه، برای ضمانت‌بخشیدن به امنیت خود این کشورها است". عربستان مهم‌ترین شریک تجاری بریتانیا در غرب آسیا است. مقام‌های لندن و ریاض، در مارس ۲۰۱۵ قراردادی ۴.۴ میلیارد دلاری برای فروش جنگ‌افزار به عربستان امضا کردند.» در شرایطی این مقام انگلیسی از تحکیم روابط خود با عربستان سعودی و لزوم حمایت‌های کشورش از آل سعود سخن می‌گوید که آثار این حمایت‌ها را در واقعیت‌های تلخ این روزهای منطقه، به ویژه در یمن، می‌توان مشاهده کرد. روزنامه انگلیسی دیلی میل در گزارشی ویژه به پرده از فاز جدید نقش آفرینی این کشور در جنگ و تحولات تلخ یمن برداشته است؛ این رسانه در گزارش خود اذعان داشته است که ارتش انگلیس به وسیله 50 نظامی برجسته خود و در پایگاهی به طور مخفیانه، تحت عملیاتی با نام "عملیات تقاطع"، نظامیان عربستانی را به جهت حضور در جنگ و تهاجم به یمن، آموزش می‌دهند. این افشاگری حتی واکنش تند برخی چهره‌های سیاسی مخالف دولت در خود انگلیس را نیز در پی داشته است؛ "اندرو میچل" وزیر توسعه سابق انگلیس در واکنش به این موضوع، با شرم‌آور خواندن این همکاری و با اشاره به فاجعه انسانی این روزهای یمن، تأکید کرده است: "انگلیس همدستی شرم آوری در آموزش نیروهای عربستان سعودی در یمن دارد که به وضوح شامل نقض کنوانسیون‌های ژنو است." انگلیس قبل از این افشاگری نیز با فروش میلیاردها دلار تسلیحات نظامی به عربستان سعودی برای بهره برداری در ححمله به یمن و حتی در مواردی اهدای این تسلیحات، در وضعیت بحرانی مردم یمن نقش آفرینی کرده است و ضمن کمک به قتل عام این مردم بی دفاع، از آب گِل آلود برای کسب درآمد برای خود ماهی گرفته است.   دوستی خاله خرسه آمریکایی برای مسلمانان میانمار مدت‌هاست که مسلمانان میانمار با بدترین شرایط انسانی روبرو بوده و به معنای واقعی قربانی یک نسل کشی آشکار از سوی حکومت بودایی این کشور می‌شوند؛ روستاهایی که یکی پس از دیگری به همراه زنان و کودکان سوزانده می‌شوند و گورهای دسته جمعی که هزاران نفر را در خود جای داده‌اند، تنها بخشی از نشانه‌های تلخی است که از مرگ انسانیت در میانمار را به رخ جهانیان می‌کشد. در چنین شرایطی، کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا که همواره داعیه دار حقوق بشر بوده‌اند و جهان را به بهانه‌های حقوق بشری متهم و محکوم کرده‌اند، چشمان کور و گوش‌های ناشنوایشان را به سمت این واقعیت‌های بزرگ گرفته و سکوت پیشه کردند و ابزارهای رسانه‌ای وابسته به آن‌ها از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا هم همین مسیر اربابانشان را در پیش گرفتند و در برابر جنایاتی آشکار هیچ واکنشی نشان ندادند تا بیش از پیش چهره واقعی‌شان برای جهانیان برملا شود. کاخ سفید و رادیو فردا اکنون پس از مدت‌ها جنایت علیه مسلمانان در میانمار از خواب زمستانی بیدار شده و تلاش کرده‌اند تا با صدور بیانیه‌ای «منفعلانه» و خام و بدون هیچ گونه ابراز محکومیت جدی برای این جنایات، چهره ساختگی و خیالی مدافع حقوق بشری خود را حفظ کنند. رادیو فردا در گزارشی که به بازتاب این بیانیه اختصاص داده است، می‌نویسد: «کاخ سفید در بیانیه‌ای اعلام کرد "ترامپ وضعیت میانمار را در نظر دارد". آمریکا اقدامات ارتش میانمار علیه اقلیت مسلمانان روهینگیا در این کشور را "پاکسازی قومی" نامید و خاطرنشان نمود کسانی را که مسئول این اقدامات هستند به مجازات خواهد رساند. رکس تیلرسون وزیر خارجه ایالات متحده روز چهارشنبه اول آذر با اشاره به تحولات میانمار گفت: "پس از بررسی دقیق و محتاطانه اطلاعات قابل دسترس، برای ما محرز شده که اتفاقات استان شمالی راخین پاکسازی قومی علیه روهینگیایی‌هاست." پیش از این مقامات سازمان ملل متحد نیز اقدامات ارتش میانمار در استان راخین را "پاکسازی قومی" نامیده بودند، اما رکس تیلرسون که هفته گذشته نیز سفری به میانمار داشت از کاربرد این اصطلاح خودداری می‌کرد. اگرچه او پیش از این گفته بود که ارتش میانمار را مسئول این بحران می‌داند. رویترز می‌نویسد که از سخنان آقای تیلرسون آشکارا برمی‌آید که ایالات متحده موضع خود را دراین باره تغییر داده است».   با گذشت این همه مدت از شهادت مظلومه مسلمانان روهینگیا، دولت ترامپ به تازگی یادی از کشته شدگان این واقعه افتاده است و آن را «پاک سازی قومی» نامیده است. ما می دانیم که اگر تنها یک سرباز اسرائیلی توسط یک مجاهد فلسطینی کشته شود، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی با پیام‌های پیاپی به حمایت از سیاست‌های متجاوزگرانه نتانیاهو می‌پرداختند اما در مورد چند صد هزار کشته و آواره این قتل عام بزرگ، با مدت‌ها تأخیر شاهد یک بیانیه ساده از آن‌ها هستیم. پایگاه محلی «روهینگیا بلاگر» با انتشار گزارشی اعلام کرد که تنها در عرض چند روز بیش از سه هزار و پانصد مسلمانان غیرنظامی روهینگیا توسط ارتش میانمار کشته شده‌اند و در عرض دو روز، بیش از پنجاه هزار مسلمان دیگر نیز از روستاهای محل زندگی خود آواده گردیده‌اند. این پایگاه و دیگر منابع محلی و حتی بین المللی تأکید می‌کنند که روستاهای مسلمان نشین یکی پس از دیگری توسط ارتش میانمار تخریب شده و با همه ساکنینشان از زن و مرد گرفته تا پیر و کودک، در آتش سوزانده می‌شوند. تصاویر پیرزنی هفتاد ساله‌ای به نام "بگوم" از مسلمانان روستاهای منطقه روهینگیا در حالی منتشر شد که به همراه روستای محل سکونت خود، زنده زنده سوزانده شده بود و تصویر بدن سوخته و بی جان وی دست به دست در جهان می‌چرخید. گورهای دسته جمعی که یکی پس از دیگری یافت می‌شود، مانند گور دسته جمعی که اخیراً در روستای "چینتاما" واقع در منطقه "بوتیدانگ" مینمار کشف شد و به سرعت نظامیان این کشور مانع بررسی آن شدند، نشان از عمق فاجعه‌ای دارد که بی‌بی‌سی و امثال آن در تلاش هستند بر روی آن سرپوس بگذارند. در چنین شرایطی باید از کاخ سفید و رادیو فردا پرسید که ماه‌ها سکوت را می‌شود با یک بیانیه جبران کرد؟! ذوق زدگی رادیو فردا از اتحاد میان پدر و مادر تروریست‌ها در منطقه حضور رژیم اشغالگر صهیونیستی در سرزمین‌های فلسطینی به عنوان یک کشور اسلامی و عربی، در مرحله اول و در حالت معمول باید غیرت و خشم حکومت‌ها و کشورهای عربی منطقه را به همراه داشته باید اما سال‌هاست که نه تنها از غیرت عربی و اسلامی برخی کشورها نشانه‌ای نیست، بلکه با ارتباط نزدیک میان آن‌ها و اسرائیل، از پشت به برادران و خواهران هم زبان و هم مذهبشان در فلسطین خنجر می‌زنند. در این بین یکی از کشورهایی که ارتباطش با اسرائیل در موضوعات و برهه‌های زمانی مختلف مطرح بوده و هست، عربستان سعودی است که با توجه به سیاست‌هایی که در منطقه دنبال می‌کند و تبدیل شدنش به ابزاری برای تحقق اهداف غرب در منطقه، همسو شدنش با رژیم صهیونیستی دور از انتظار نبوده است. در این هفته رادیو فردا با انتشار گزارشی، ضمن بازتاب اظهارات ضد ایرانی بنیامین نتانیاهو، نسخت وزیر اسرائیل، بار دیگر از اتحاد میان صهیونیسم و آل سعود خبر داده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود می‌نویسد: «بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با اشاره به اشتراک نظر دولت‌های عربی منطقه خاورمیانه و اسرائیل در مورد ایران، یادآور شده که در این زمینه اتحادی میان کشورش و کشورهای عربی در حال شکل‌گیری است. نخست‌وزیر اسرائیل که به بریتانیا سفر کرده، گفته است که نظرات و هشدارهایی که او در مورد ایران علناً بیان می‌کند، همان حرف‌هایی است که رهبران کشورهای بسیاری به‌ویژه دولت‌های عرب و اسلامی در خاورمیانه در پشت درهای بسته نیز می‌گویند، ولی آنها می‌خواهند که اسرائیل این نظرات را بیان کند. با وجود این، به گفته آقای نتانیاهو، کشورهای عرب اکنون درک کرده‌اند که اسرائیل، متحد آنها است و این اتحاد در حال شکل‌گیری است. آقای نتانیاهو به دعوت همتای بریتانیایی‌اش ترزا می و به مناسبت یکصدمین سال "اعلامیه بالفور" از پنجشنبه ۱۱ آبان به لندن سفر کرده تا خانم می "افتخار" بریتانیا به شکل‌گیری کشور اسرائیل را شخصاً به گوش نخست وزیر اسرائیل برساند. اما نخست‌وزیر اسرائیل در دیدار پنجشنبه با خانم می و همچنین در سایر ملاقات‌ها و حضور روز جمعه‌اش در چتم هاوس، این دیدارها را به تریبونی برای بیان نظراتش در مورد ایران مبدل کرد. به گفته نخست‌وزیر اسرائیل، کشورهای عرب و سنی که در گذشته سر ستیز با اسرائیل داشتند و برخی از آنها در چند جنگ نیز در برابر اسرائیل مشارکت داشتند، اکنون درک کرده‌اند که اسرائیل یک همپیمان در برابر قدرت گرفتن جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه است. آقای نتانیاهو در بخشی از سخنان خود با استفاده از نقشه‌ای در چتم هاوس، گفت که ایران می‌خواهد از تهران تا به بندر طرطوس در سوریه دالان زمینی بگشاید و همزمان نیز با یاری دادن به حوثی‌ها در یمن بر آبراه باب المندب مسلط شده است.» اما آیا این اتحاد بخصوص میان اسرائیل و آل سعود غیر قابل پیش بینی و دور از ذهن بوده که این گونه بازتاب خبری داده می‌شود؟! قطعاً اینطور نیست و این اتحاد کاملاً ممکن و قابل درک است؛ وقتی رفتار هر دو طرف این موضوع یعنی رژیم اشغالگر صهیونیستی و عربستان سعودی را بررسی و مقایسه کنیم، یقیناً به این نتیجه می‌رسیم که اشتراکات بسیاری میان اسرائیل و آل سعود وجود دارد. هر دو طرف، برای جان انسان‌های بی گناه در مقابل و مسیر اهدافشان هیچ ارزشی قائل نمی‌شوند. هر دو به راحتی آب خوردن جنایت کرده و به کودک کشی در فلسطین و یمن شهرت یافته‌اند. هر دو در کنار اهداف خود برای تأمین اهداف آمریکا نیز تلاش جدی دارند. هم عربستان و هم اسرائیل عامل ناامنی و خشونت در منطقه شناخته می‌شوند و البته هر دو در سیاست‌هایشان مخالف جدی جمهوری اسلامی ایران هستند. علاوه بر این باید یادآوری کرد که این اسرائیل و عربستان پیشتر نیز اتحادهایی عملی با هم شکل داده و فعالیت‌های مشترک مختلفی را انجام داده‌اند که از آن دست می‌توان به حمایت از گروه‌های مختلف تروریستی فعال در سوریه اشاره کرد که این تروریست‌ها از جمله داعش در سال‌های اخیر به طور همزمان از محبت‌های آل سعود و رژیم صهیونیستی بهره برده و خون انسان‌های بیگناه را بر زمین ریخته‌اند. البته نباید از این نکته غافل بود که این اتحاد و اذعان و افتخار به آن، لکه ننگی بر پیشانی آل سعود است که تا نابودی کامل این فرقه و خاندان باقی خواهد بود؛ خیانتی به هم نوعان عرب فلسطینی و فروش هم زبانان و هم مذهبان خود به صهیونیست‌ها گناهی بخشودنی نیست و این کامل در تاریخ ماندگار می‌ماند. سریال رسوایی دروغ‌های شاخ دار در رادیو فردا سال‌هاست که حضور گروه‌های مختلف تروریستی در منطقه و در همسایگی کشورمان و حتی در داخل ایران، قربانیان بسیاری گرفته و جنایت‌های پر تعدادی را شکل داده است که بر اساس آمارهای موجود می‌توان به جرئت اعلام کرد که ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در جهان محسوب می‌شود. یکی از بزرگترین گروه‌های تروریستی که قبل از پایه ریزی داعش توسط غرب حضوری جدی در عرصه جنایت علیه بشریت داشته و دارد، القاعده است که نقش بسزای غرب و البته آل سعود در ایجاد، تقویت و هدایت این گروه تروریستی بارها اثبات شده و مورد اذعان مقامات مختلف آسیایی و جهانی قرار گرفته است. با این وجود در این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در کمال وقاحت و بی شرمی، با طرح ادعاهای جدید مقامات آمریکایی، جمهوری اسلامی را متحد القاعده معرفی می‌کند تا با این دروغ شاخ دار، دست‌های آلوده به خون آمریکا و عربستان را در خصوص جنایات این تروریست‌ها مخفی نگاه دارد. رادیوی وابسته به کاخ سفید در گزارش خود نوشته است: «سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده، اسناد تازه‌ای از حمله به مخفی‌گاه اسامه بن‌لادن در پاکستان را منتشر کرده‌است. بخشی از این مدارک که پیش‌تر به رویت پژوهشگران "بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها" رسیده، به "روابط" میان جمهوری اسلامی و گروه القاعده مربوط می‌شود. حمله نیروهای ویژه آمریکا به مخفی‌گاه بن‌لادن در ایبت‌آباد (ابت‌آباد)، پاکستان شش سال پیش صورت گرفت و به مرگ بن‌لادن انجامید. در جریان یورش به این مخفی‌گاه اسناد، مکاتبات، فیلم‌ها و اطلاعات مختلفی نیز به دست آمد که بخش‌هایی از آن پیش‌تر منتشر شده بود. اکنون سازمان سی‌آی‌ای مدارک و اسناد تازه‌ای را منتشر کرده است. بنا بر اطلاعات منتشرشده در وب‌سایت این نهاد، در دهم آبان‌ماه، این بایگانی نزدیک به ۴۷۰ هزار سند تازه را در برمی‌گیرد. خبرگزاری فرانسه به نقل از بیل روجیو و توماس جاسلین، از "بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها" می‌گوید این اسناد برای نمونه دربرگیرنده ویدئویی از عروسی حمزه بن لادن است که "در ایران فیلم‌برداری شده‌است". جاسلین و روجیو در "لانگ وار ژورنال" بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها نوشته‌اند که یکی از اسناد فاش‌شده گزارشی ۱۹ صفحه‌ای را در مورد نوع و طبیعت رابطه با ایران است که توسط یکی از افسران بن‌لادن نوشته شده‌است. وب‌سایت «هیل»، به نقل از پژوهشگران "بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها" به موضوع اسناد نوشته‌شده توسط عضو ارشد القاعده اشاره کرده و می‌گوید میان جمهوری اسلامی ایران و این گروه توافقاتی وجود داشته که القاعده حملاتی علیه منافع آمریکا در "خلیج [فارس] و عربستان سعودی" انجام دهد. در برابر از طرف ایران "پول و جنگ‌افزار" و اجازه "آموزش در اردوگاه‌های حزب‌الله لبنان" را کسب کند. شبکه خبری ان‌بی‌سی به نقل از پژوهش‌های منتشرشده فعلی می‌گوید تهران در بازه‌ای از زمان پیشنهاد ارائه کمک‌هایی به القاعده به شکل "مالی یا تسلیحاتی" و "آموزش در اردوگاه‌های حزب‌الله" را در قبال "حمله به منافع آمریکا در عربستان و خلیج [فارس]" ارائه کرده بود. البته موضوع "وجود روابطی" میان جمهوری اسلامی ایران و گروه القاعده، در گزارش‌های دولت پیشین ایالات متحده نیز بازتاب پیدا کرده بود. برای نمونه در گزارش سالیانه وزارت خارجه آمریکا در مورد وضعیت تروریسم در جهان در سال ۱۳۹۱، ضمن آن‌که تهران "حامی ممتاز فعالیت‌های تروریستی" توصیف شده بود، آمده بود که ایران به اعضای القاعده اجازه استفاده از خاک خود برای انجام برخی فعالیت‌های مالی و انتقال نفرات، داده‌است.» شاید بتوان بهترین واکنش به این دروغ شاخ‌دار را جمله کوتاهی دانست که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در توئیتر منتشر کرده است؛ جایی که این مقام ایرانی در صفحه شخصی خود، پیغامی به زبان انگلیسی و با این معنا منتشر کرده است که "یک رکورد سخیف از میزان تاثیرگذاری دلارهای نفتی: اخبار دروغ سازمان سیا و بنیاد دفاع از دمکراسی با اسناد گزینشی القاعده در باره ایران نمی‌تواند نقش متحدین آمریکا در 11 سپتامبر را تطهیر کند." این دروغ به قدری شاخ دار است که برای فهمیدن آن حتی نیاز به ثانیه‌ای اندیشیدن نیست و مرور سریع اتفاقاتی که در سال‌های اخیر در آمریکا، افغانستان، ایران، یمن و ... با کلید واژه مشترک "القاعده" صورت گرفته است، کاملاً واقعیت را همچون روز برای ما روشن می‌کند. در شرایطی ایالات متحده ایران را متحد و شریک القاعده معرفی می‌کند که در دنیای واقعی و در جبهه‌هایی مختلف، جمهوری اسلامی ایران و این سازمان تروریستی در مقابل هم ایستاده‌اند و این تقابل همزمان با اتحاد و همراهی آمریکا و القاعده در همان جبهه‌ها بوده است. یکی از این موارد که نمی‌توان آن را کتمان کرد، جبهه نبرد در خاک یمن است؛ اتحاد ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی برای تجاوزاتی غیر قانونی و غیر انسانی به یمن که سال‌هاست ادامه داشته و دارد بر کمتر انسان بیداری در جهان پنهان مانده و این اتحاد در شرایطی است که ما شاهد نبرد نیروهای القاعده در کنار نیروهای عربستانی و آمریکایی در یمن بوده‌ایم و شواهد و اسناد آن کاملاً اثبات شده است. از طرفی در همین نبرد و میدان جنگ، جمهوری اسلامی ایران بارها علنی اعلام کرده است که حامی منافع مردم مظلوم یمن است و ترسی برای دفاع از مظلوم در برابر ظالم ندارد و این به معنای تقابل ایران با القاعده در این نبرد است. بعلاوه، آیا می‌توان کتمان کرد که مادر سازمان تروریستی القاعده حکومت آل سعود و کشور عربستان سعودی است؟! آیا می‌توان اسناد مختلفی که نشان از رد پای شاهزاده‌های سعودی در این سازمان تروریستی و فعالیت‌هایش، از جمله در جریان حمله به برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در سال 2001 میلادی دارد را نادیده گرفت؟! با این وجود سؤال اساسی این است که چطور ایالات متحده که در ظاهر مخالف القاعده و فعالیت‌هایش هست و خون مردمانش را مهم می‌داند، با آل سعود هم پیمان و هم راه است؟! آیا می‌شود جمهوری اسلامی با القاعده متحد باشد اما با عربستان سعودی که مادر و رهبر این تروریست‌هاست، در تضاد و تعارض آشکار سیاسی قرار گیرد؟! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و چهارمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از آذر ماه 1396 (01 الی 08 آذر ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Thu, 30 Nov 2017 12:10:20 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25323/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 173) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25151/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته پایانی آبان ماه 1396، با یک شیرینی بزرگ برای مسلمانان جهان و البته همه بشریت همراه بود؛ پاک شدن نام داعش از جغرافیای ملی عراق و سوریه و نابودی کامل این گروه تروریستی غربی – عربی – صهیونیستی، پایان دو ماه عزاداری شیعیان و مسلمانان در ماه‌های محرم و صفر را با شیرینی چندین برابری همراه کرد که نمی‌توان از آن به راحتی عبور کرد و رسانه‌های ضد ایرانی و ضد اسلامی وابسته به دولت‌های غربی از جمله رادیو فردا نیز در غم این شکست عزادار شده و تمام توان خود را به کار بستند تا به نحوی خود و اربابانشان را از شرمساری این شکست نجات دهند. به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه و در یک مجموعه برای مخاطبین خود مورد بررسی و تحلیل قرار دهد که در این هفته به دلیل اهمیت پیروزی نیروهای مقاومت بر داعش، با این موضوع مجله را آغاز می‌کنیم. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از آبان ماه سال 1396 (23 الی 30 آبان ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش رادیو فردا به نابودی داعش در عراق و سوریه و پیروزی مقاومت در "بوکمال"، بهره برداری ضد ایرانی این رسانه آمریکایی – صهیونیستی از قطعنامه سیاسی سازمان ملل علیه وضعیت حقوق بشر در ایران، تلاش‌ها برای نسبت دادن بدهی قدیمی انگلیس به ایران با جریان محاکمه جاسوس انگلیسی در کشورمان، بررسی موج تعطیلی برنامه‌های پر سر و صدای رادیو فردا، تلاش این رسانه نما برای مقابله با طرح موضوع استعفای اجباری نخست وزیر لبنان در عربستان و... را مورد مشاهده نمایید. تلاش رادیو فردا برای فرار از پذیرش شکست داعش یکی از مهمترین رویدادهای این هفته جهان در این منطقه و در همسایگی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت؛ رویدادی که با نقش آفرینی ایران اسلامی، کار نشدنی از نظر غرب را به طور عملی واقعیت بخشید و قلب انسان‌های با وجدان در سراسر دنیا را شاد نمود. در این هفته نیروهای بسیجی و مردمی شیعه و سنی، با پیروزی در عملیات آزادسازی "بوکمال" در مرز سوریه و عراق، آخرین پایگاه داعش در عراق و سوریه را نابود کردند و به طور کامل این تروریست‌ها را به زانو درآوردند تا دیگر هیچ نقطه‌ای در این کشورها تحت تصرف آن‌ها باقی نمانده باشد. این در شرایطی است که غرب مدعی بود تا حداقل 30 سال آینده نمی‌توان داعش را در عراق و سوریه شکست داد. در چنین شرایطی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که با بهانه‌های خبرسازی‌های داعش در منطقه خوراک خبری خوبی به دست آورده بود تا با خوش خدمتی برای اربابانش جایگاه خود را تقویت کند، با انتشار گزارشی بی توجه به همه این واقعیت‌ها، با پرداختن به خبر شهدات چند تن از نیروهای مدافع حرم در این عملیات، تلاش می‌کند تا این موفقیت بزرگ را به زیر سؤال برده و ازین طریق برای فرار از پذیرش شکست استفاده کند. داعش در طول تمامی شش سال گذشته، تلخ‌ترین جنایات تاریخ بشریت را برای مردان، زنان و حتی کودکان عراقی و سوری رقم زد و رادیو فردا نیز در پوشش ادعاهای حقوق بشری و انسان دوستی، در واقعیت همه این سال‌ها به عنوان ابزاری رسانه‌ای و تبلیغی برای این جریان خودنمایی کرد. اما اکنون که پس از شش سال و تمام تلاش غرب با همه ابزارهایش و حمایت‌های همه جانبه برخی اعراب منطقه از تروریست‌های داعشی، همزمان با پایان دو ماه عزاداری شیعیان در محرم و صفر، قلبشان با شنیدن خبر نابودی داعش شاد شد، رادیو فردا در کمال وقاحت نه تنها به این خبر نپرداخته است، بلکه با بیان آماری از شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عملیات "بوکمال"، سعی به انحراف واقعیت دارد. این رسانه وابسته به کاخ سفید در این گزارش می‌نویسد: «پنج ایرانی از جمله دو عضو ارشد سپاه پاسداران در منطقه بوکمال سوریه کشته شده‌اند. همزمان با گزارش‌ها درباره نقش قاسم سلیمانی در فرماندهی عملیات بازپس‌گیری شهر بوکمال سوریه از گروه حکومت اسلامی، خبرگزاری‌های ایران از کشته شدن حداقل پنج نیروی نظامی ایران از جمله دو عضو ارشد سپاه پاسداران در این منطقه خبر دادند. خیرالله صمدی، از فرماندهان سابق تیپ ۳۶ انصار المهدی استان زنجان، بر اثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه بوکمال سوریه مجروح و پس از انتقال از این منطقه درگذشت.» حال باید از این رادیوی داغدار پرسید اکنون این مساله مهم تراست یا مرگ داعش که آن را پوشش دهید؟! رادیو دیروز به رادیو فردا "خسته باشید" می‌گوید و آرزو می‌کند همیشه در این نوع داغ‌ها بسوزید و از این خستگی‌ها بمیرید. خوشحالیم که هر آنچه به مغزهای نداشته و پوسیده‌تان فشار آورده‌اید تا با دروغپردازیها و جعل و تحریف، به داعش روحیه دهید و روحیه مخاطبان بیمارتان را تضعیف کنید، هدر رفت و انشاء الله بعد از این نیز همین گونه خواهد بود...تا باد چنین بادا! سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که شخصاً فرماندهی نبرد سخت "بوکمال" را برعهده داشت، در همین رابطه و پس از پیروزی کامل عملیاتی بر داعش در عراق و سوریه، با صدور پیامی خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص این پیروزی اینگونه گفت: «شش سال قبل فتنه‌ای خطرناک شبیه فتنه‌های زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی (ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید. این فتنه خطرناک و مسموم با هدف آتش افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید. حرکت خبیثانه ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه‌های اولیه موفق شد با اغفال دهها هزار جوان مسلمان دو کشور، بسیار اثر گذار و سرنوشت ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صدها هزار کیلومتر مربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت‌های مهم این کشورها از جمله، راه‌ها، پل‌ها، پالایشگاه‌ها، چاه‌ها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه‌های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گران بهای تاریخی و تمدن ملی آنها را با بمب گذاری از بین برده و یا سوزاندند. اگر چه آمار خسارت‌های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی‌های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می‌باشد. در این حادثه، جنایات بسیار دردناکی که غیر قابل نمایش است رخ داد؛ از جمله: سربریدن کودکان یا پوست کندن زنده زنده مردان در مقابل خانواده‌های خود، به اسارت گرفتن دختران و زن‌های بی گناه و تجاوز به آنان، سوزاندن زنده زنده افراد و ذبح دسته جمعی صدها جوان. مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم, بخشی گرفتار خنجرهای برنده جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون‌ها نفر دیگر خانه و کاشانه خود را رها کرده و آواره شهرها و کشورهای دیگر شدند. در این فتنه سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به همراه امام جماعت و نماز گزاران آن با هم منفجر نمودند. بیش از شش هزار جوان فریب خورده به نام دفاع از اسلام به صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستانها و مراکز عمومی مسلمان‌ها منفجر کردند؛ که در نتیجه این اعمال جنایتکارانه ده‌ها هزار مرد، زن و کودک بی گناه به شهادت رسیدند. تمامی این جنایت‌ها بنا به اعتراف عالی‌ترین مقام رسمی آمریکا که هم اکنون ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد توسط رهبران و سازمان‌های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است کما اینکه همچنان این روش توسط رهبران کنونی آمریکا در حال طراحی و اجرا است. آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صل الله علیه و آله) و اهل بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت‌های حکیمانه حضرت مستطاب عالی و مرجع عالیقدر حضرت آیت العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید. یقیناً پایداری دولت‌های عراق و سوریه و پایمردی ارتش‌ها و جوانان این دو کشور خصوصاً حشدالشعبی مقدس و دیگر جوانان مسلمان سایر کشورها با حضور مقتدرانه و محوری حزب الله به رهبری سید پر افتخار آن، جناب سید حسن نصرالله (حفظه الله تعالی) نقش تعیین کننده‌ای در به شکست کشاندن این حادثه خطرناک داشتند. قطعاً نقش ارزشمند ملت و دولت خدمتگذار جمهوری اسلامی خصوصاً ریاست محترم جمهوری اسلامی، مجلس، وزارت دفاع و سازمان‌های نظامی و انتظامی و امنیتی کشورمان در حمایت از دولت‌ها و ملت‌های کشورهای فوق الذکر قابل تقدیر است. حقیر به عنوان سرباز مکلف شده از جانب حضرتعالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی – صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره این شجره خبیثه ملعونه را اعلام می‌کنم و به نمایندگی از کلیه فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه‌ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت ساز را به حضرت عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت‌های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به شکرانه این پیروزی بزرگ بر زمین می‌ساییم.» رهبر معظم انقلاب نیز در پاسخ به این فرمودند: «خدای بزرگ را با همهٔ وجود سپاسگزارم که به مجاهدات فداکارانهٔ شما و خیل عظیم همکارانتان در سطوح مختلف، برکت عطا فرمود و شجرهٔ خبیثه‌ئی را که به دست طواغیت جهان غرس شده بود، به دست شما بندگان صالح در کشور سوریه و عراق ریشه‌کن ک» رد. این تنها ضربه به گروه ستمگر و روسیاه داعش نبود، ضربهٔ سخت‌تر به سیاست خباثت‌آلودی بود که ایجاد جنگ داخلی در منطقه و نابودی مقاومت ضدّ صهیونیستی و تضعیف دولتهای مستقل را به وسیله رؤسای شقیّ این گروه گمراه هدف گرفته بود. ضربه بود به دولتهای قبلی و کنونی امریکا و رژیمهای وابسته به آن در این منطقه که این گروه را به وجود آوردند و همه‌گونه پشتیبانی کردند تا سلطهٔ نحس خود را در منطقهٔ غرب آسیا بگسترانند و رژیم غاصب صهیونیست را بر آن مسلط سازند. شما با متلاشی ساختن این تودهٔ سرطانی و مهلک نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همهٔ ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید. این نصرتی الهی و مصداق: و ما رمیتَ اذ رمیت و لکن الله رمی بود که به‌خاطر مجاهدت شبانه‌روزی شما و همرزمانتان به شما پاداش داده شد. اینجانب صمیمانه به شما تبریک میگویم و با این حال تأکید می‌کنم که از کید دشمن غفلت نشود. آنهائی که با سرمایه‌گذاری سنگین این توطئهٔ شوم را تدارک دیده بودند آرام نخواهند نشست سعی خواهند کرد آن را در بخشی دیگر از این منطقه و یا به شکلی دیگر دوباره به جریان افکنند. حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت‌افزا و خلاصه، آمادگی‌های همه‌جانبه نباید فراموش شود. شما را و همهٔ برادران مجاهد از کشورهای عراق و سوریه و دیگران را به خدای بزرگ می‌سپارم و به همهٔ شما سلام و دعا می‌کنم.» ابراز خشم غرب علیه ایران، با قطعنامه‌های حقوق بشری در پی پیروزی‌های جبهه مقاومت در منطقه و شکست کامل داعش در عراق و سوریه، غرب که سیاست‌های خود را کاملاً نابود شده می‌بیند با طرح دوباره ادعاهای حقوق بشری تلاش کرده است تا اعمال فشار ظالمانه بر مردم ایران را بیشتر کند و به این امید باشد که با این فشارها و ظاهرسازی‌های عوام فریبانه، شکست‌های خود را کتمان کرده و زورنه امیدی برای خود بیابند. در همین راستا و در شرایطی که منطقه مملو از خشونت علیه بشریت است و عاملین عربی – غربی خون انسان‌های بی گناه را در شیشه کرده‌اند، انگشت اتهام غرب بار دیگر به سمت جمهوری اسلامی ایران نشانه رفته و شاید صدور قطعنامه‌ای ضد ایرانی در موضوع حقوق بشر توسط سازمان ملل متحد بوده‌ایم؛ جایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا فرصت را غنیمت دانسته تا با بازتاب این اقدام یکجانبه و دروغین ضد ایرانی، برای اربابان خود دُم تکان دهد و توجه آن‌ها را به خود جلب کند تا شاید شکست داعش را کمتر احساس کنند. رادیو فردا در توضیح گزارش خود می‌نویسد: «به تأکید سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران یکی از پنج زندان بزرگ روزنامه‌نگاران در جهان است. ایران و چین در صدر فهرست کشورهای جهان در زمینه تعداد اعدام‌ها هستند و سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کمیسیون حقوق بشر ملل متحد و تشکل‌های فرادولتی، بارها در مورد شمار بالای اعدام در ایران هشدار داده و از آن انتقاد کرده‌اند. در شهریورماه سال جاری هم عاصمه جهانگیر که سال گذشته جانشین احمد شهید شد در نخستین گزارش خود تصریح کرد که بهبود خاصی در کارنامه حقوق بشر ایران حاصل نشده است و محدودیت آزادی بیان و تبعیض علیه زنان و اقلیت‌های دینی در کشور همچنان ادامه دارد». در واکنش به قطعنامه تازه مجمع عمومی سازمان ملل در انتقاد از کارنامه ایران، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، ۲۴ آبان‌ماه، آن را «مردود»، «بی‌اعتبار» و «سیاسی» دانست. روز سه‌شنبه قطعنامه تازه‌ای در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل با ۸۳ رأی موافق و ۳۰ رأی مخالف به تصویب رسید که در آن از تداوم نقض آزادی اقلیت‌های مذهبی و قومی و تبعیض سازمان‌یافته دولتی علیه اقلیت‌ها در ایران انتقاد شده است. در این قطعنامه تازه همچنین از آمار بالای اعدام‌ها، وضعیت بد زندان‌ها، شکنجه و بازداشت‌های خودسرانه در ایران ابراز نگرانی شده است. به گزارش وب‌سایت سازمان ملل، این قطعنامه با عنوان «وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران» توسط کانادا ارائه شده بود. همچون گذشته، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه نیز در واکنش به این قطعنامه انتقادی از کارنامه حقوق بشر ایران آن را «مردود» و «غیرقابل قبول» دانست.   در حالی که عربستان سعودی به بهانه مبارزه علیه فساد، رقیبان ولیعهد را بدون برگزاری محاکمه زندانی کرده است، و همواره حجم عظیمی از اعدام‌های عقیدتی و سیاسی در عربستان سعودی اتفاق می افتد، اما رادیو فردا و دیگررسانه های همسو هیچ توجهی به اقدامات آل سعود ندارند و این خود حاکی از سیاسی بودن موضوعات حقوق بشری است. به گزارش خبرگزاری مهر، بهرام قاسمی، سخنگوی این وزارتخانه، روز چهارشنبه همچنین کشورهای غربی را متهم کرد که از موضوع حقوق بشر «استفاده ابزاری، گزینشی و سیاسی» می‌کنند. پیش‌تر هم اسحاق آل حبیب، قائم مقام نماینده دائم ایران در سازمان ملل، که در نشست کمیته سوم مجمع عمومی حضور داشت با انتقاد از تصویب این قطعنامه گفته بود که کشورهایی همچون کانادا سیاست خارجی توام با «استانداردهای دوگانه و تبعیض‌آمیز» دارند.   پرداخت بدهی یا وازیر هدیه برای آزادی یک جاسوس؟! حتماً نام "نازنین زاغری" را بارها شنیده‌اید؛ این نام یکی از پرکاربردترین بهانه‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در چند وقت اخیر برای حمله سیاسی و رسانه‌ای به ایران محسوب می‌شود. جاسوسی که پس از رو شدن دستش بازداشت شده و این شناسایی و محاکمه به موقع توسط کشورمان بار دیگر شکستی را به اربابان رادیو فردا تحمیل کرد. در این هفته هم این جاسوس انگلیسی به شکلی در خط مقدم این هجوم رسانه‌ای علیه کشورمان حضور داشت؛ جایی که رادیو فردا در گزارش‌هایی تلاش کرده بود وانمود کند دولت انگلیس قرار است برای آزادی وی به ایران پول پرداخت کند و به نوعی ایران با انگلیس بر سر وی معامله کند. رادیو فردا با پرداختن به خبر "اعلام آمادگی بریتانیا برای بازپرداخت ۴۰۰ میلیون پوند بدهی به ایران" می‌نویسد: «روزنامه بریتانیایی تلگراف خبر می‌دهد که دولت بریتانیا اعلام آمادگی کرده است تا در ازای آزادی نازنین زاغری ۴۰۰ میلیون پوند (معادل ۵۲۷ میلیون دلار) پول به ایران بازپرداخت کند. نازنین زاغری رَتکلیف، امدادگر ایرانی-بریتانیایی است که هنگامی که برای سپری کردن تعطیلات به ایران سفر کرده بود در فروردین‌ماه سال ۹۵ بازداشت و مدتی بعد به «توطئه‌چینی» به منظور سرنگونی حکومت متهم شد. در حالی که خانم زاغری اتهامات حکومت علیه خود را تکذیب می‌کند، دادگاهی در تهران او را به پنج سال حبس محکوم کرده است."   اما جالب است که خیلی زود مشخص می‌شود این پول بدهی قدیمی انگلیس به ایران است که خیلی زودتر از این‌ها باید پرداخت می‌کرد.   به اذعان خود رادیو فردا: «روزنامه تلگراف روز چهارشنبه ۲۴ آبان نوشت مبلغی که بریتانیا حاضر به پرداخت آن شده در چارچوب پولی است که آن کشور به خاطر یک معامله تسلیحاتی در زمان آخرین شاه ایران به ایران بدهکار است. این قرارداد تسلیحاتی حدود چهل سال پیش امضا شد و بنابر گزارش‌ها، بریتانیا بخشی از سلاح‌ها و تجهیزات را به ایران تحویل نداده است.» در این بخش جا دارد دو سؤال اساسی نیز از دست اندرکاران رادیو فردا پرسیده شود؛ اول این که که آیا هرکس دیگری که در ایران از کشور انگلیس حضور داشته باشد را هم بازداشت کنیم همین مقدار به ما غرامت می‌دهند؟ و دوم این که اصلاً چرا باید یک فرد دارای تابعیت ایرانی برای چنین کاری انتخاب شود؟ بدهی 450 پوندی انگلیس به ایران به دلیل عدم انجام تعهد در خصوص فروش تانک به کشورمان در قبل از انقلاب بوده است. سفیر ایران در لندن ضمن رد ارتباط بین باز پرداخت «بدهی ۴۵۰ میلیون پوندی بریتانیا به ایران» و آزادی نازنین زاغری، خبر داد که قرار است این مبلغ در روزهای آینده پرداخت شود. حمید بعیدی‌نژاد، روز جمعه ۲۶ آبان، در تلگرام خود نوشت که بعد از دو دهه دعوای حقوقی، پرداخت بدهی بریتانیا به ایران به «مرحله نهایی» خود رسیده است و قرار است این مبلغ طی روزهای آینده پرداخت شود. آقای بعیدی‌نژاد در این زمینه گزارش‌ها درباره ارتباط بازپرداخت این مبلغ با آزادی نازنین زاغری را «تصوری کاملاً نادرست» خواند.   بنیاد تامسون رویترز، شرکت چندملیتی است که با هدف ترویج دموکرسی به سبک غربی تأسیس و در زمینه رسانه‌های گروهی و آموزش خبرنگاری مشغول به فعالیت می‌باشد و از مهمترین شرکت‌های وابسته به آن می‌توان به خبرگزاری رویترز اشاره کرد. زاغری خود را اینگونه در سایت این بنیاد معرفی می‌کند: در چند سال گذشته من در کشورهای مختلفی چون لبنان، مراکش و گرجستان برنامه‌های آموزشی برگزار کرده‌ام، من با روزنامه نگاران، نمایندگان مجلس و نمایندگان پارلمانی زیای آشنا شدم و در مورد نحوه پوشش اخبار مجلس و بهبود مهارت‌های خبرنگاران و چگونگی ارسال پیام‌های آنان صحبت کرده‌ام. ایستگاه تعطیلی در رادیو فردا یکی از پر هزینه‌ترین برنامه‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که بیشترین زمان پخش را به خودش اختصاص داده بود "ایستگاه پنجشنبه" با اجرای مجری فراری صدا و سیمای کشورمان، "فرشید منافی" بود. این برنامه با سر و صدای بسیار و تبلیغاتی گسترده آغاز شد اما خیلی زود به یکنواختی رسید و نارضایتی مخاطبین ازین برنامه خسته کننده 4 ساعته را به همراه داشت و همین امر باعث شد تا خیلی زودتر از برنامه‌های قبلی این رسانه ضد ایرانی و شخص "فرشید منافی" این بار شاهد شکست این پروژه و تعطیلی آن باشیم. این برنامه را فرشید منافی مجری سابق صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان مجری اصلی اداره می‌کند و در کنار او در بخش‌هایی همچون ایستگاه بین الملل، ایستگاه اقتصاد و ایستگاه موسیقی توسط مجریان دیگری همچون هانا کاویانی اجرا می‌شود. البته گذر از دلایل بی شماری که می‌تواند منجر به تعطیلی طولانی‌ترین برنامهٔ رادیوفردا شود که 4 ساعت به طول می‌انجامد، می‌توان فسادهای اخلاقی عوامل این برنامه و حواشی فراوان موجود در هفته‌های اخیر این برنامه را نیز در کنار عواملی چون اختلاف مجریان با مدیران این رسانه، بحران بی مخاطبی و نیز بحران اقتصادی را نیز به صف این دلایل اضافه کرد.   وضع اسف بار زندگی خودفروختگاه وابسته به غرب در غربت روز به روز بدتر شده و پشیمانی بی فایده آن‌ها که هیچ خریداری ندارد باعث عقده‌های گسترده‌تری در این افراد برای ایران ستیزی شده که در اخبار و برنامه‌ها و نیز صفحات شخصی آنان به خوبی قابل رویت است. تعطیلی برنامه‌های رادیوفردا در چند وقت اخیراتفاق عجیبی و غریبی نبوده و بارها شاهد آن بوده‌ایم. کاهش مخاطبین رادیو فردا که ناشی از انتشار اخبار دروغ و چند پهلو و قضاوت‌های احمقانه نسبت به موضوعات مختلف و نیز عواملی بی سواد و مزدور باعث شده این رسانه هر روز مخاطبانش را از دست بدهد. تعطیلی و عدم پخش یکی دیگر از برنامه‌های این رسانه با نام صدای فردا یکی دیگر ازین موارد است. صدای فردا، مجله‌ای هفتگی در رادیو فرداست که در آن پرسش‌ها، پیشنهادها، انتقادها و مشکلات شما، در ارتباط با رادیو فردا و بخش‌های مختلف این رسانه پاسخ داده می‌شود. این برنامه روزهای جمعه هر هفته در نیمه دوم مجله شامگاهی رادیو فردا پخش می‌شد و بازپخش آن را آن نیز نیمه‌شب جمعه‌ها، ۹ صبح روزهای شنبه، و همچنین یک‌شنبه‌ها ساعت ۹ در رادیو فردا روی آنتن می‌رفت و جواد کوروشی بابک غفوری آذر هم معمولاً اجرای آن را به همراه دیگر مجریان رادیوفردا بر عهده داشتند. در هر حال کاهش مخاطبین این رسانهٔ وابسته به کاخ سفید از دلایل متعدد تعطیلی این برنامه‌هاست اگرچه مشکلات مالی هم گریبان گیر عوامل خودفروختهٔ این رسانهٔ معاند است و شایعه یتعطیلی برنامه‌های دیگر چون پارادوکس، میزبان و ساعت ششم در چند وقت اخیر بالا بوده و دیر یا زود کرکرهٔ آن‌ها نیز پایین خواهد آمد. واکنش رادیو فردا به واقعیت حضور حریری در عربستان حتماً در این هفته خبر استعفای ناگهانی "سعد حریری" نخست وزیر لبنان در عربستان و از طریق یک شبکه ماهواره‌ای سعودی را شنیده‌اید؛ این موضوع در حالی صورت گرفته است که شواهد امر و اظهارات مقامات لبنانی حاکی از حضور اجباری "حریری" در عربستان سعودی است. به عبارتی آل سعود با گروگان گیری وی و خانواده‌اش او را مجبور به این استعفای غیرحضوری کرده است. در این بین رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که همواره حامی منافع اربابان غربی و البته دوستان عرب خود در منطقه بوده است، اینبار نیز وارد عمل شده و با انتشار گزارش‌هایی تلاش کرده است تا این موضوع را آن طور که خواست اربابانش است، منعکس نماید. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارشی به طرح احتمال گروگان گیری "سعد حریری" در عربستان واکنش نشان داد و با هدف رد کامل این موضوع، نوشت: «استعفای ناگهانی سعد حریری که از طریق یک بیانیه تلویزیونی از ریاض پخش شد، لبنان را به صحنه اصلی کشمکش‌ها و رقابت میان ایران و عربستان سعودی در خاورمیانه تبدیل کرده است. میشل عون گفته است تا زمانی که سعد حریری به لبنان بازنگردد و استعفای خود را به طور رسمی تسلیم نکند، کناره‌گیری او را نخواهد پذیرفت. سعد حریری گفته است در روزهای آینده به لبنان بازخواهد گشت. در حالی است که مقامات ارشد دولت لبنان و افراد نزدیک به سعد حریری هفته پیش به رویترز گفتند که عربستان سعودی او را نگه داشته و قانعش کرده که استعفا دهد. آقای حریری شایعه حصر خود را تکذیب کرده و حتی وعده داده بود که روز پنج‌شنبه به لبنان بازخواهد گشت. دولت عربستان سعودی نیز بازداشت آقای حریری و یا مجبور کردن او به استعفا را تکذیب می‌کند. دولت ائتلافی لبنان سال گذشته و بر اساس توافقی شکل گرفت که در آن میشل عون رییس جمهور و سعد حریری نخست وزیر شد و تعدادی از اعضای حزب الله نیز به عضویت کابینه درآمدند. عربستان سعودی هفته گذشته لبنان را متهم کرد که علیه این کشور اعلام جنگ داده است. دلیل آن فعالیت‌های حزب الله در کشورهای عربی دیگر بود. عربستان سعودی حزب الله را یک گروه تروریستی می‌داند.» این در شرایطی است که بر اساس آن چه رسانه‌های مختلفی از جمله رویترز منتشر کرده است، "میشل عون" رئیس جمهور لبنان به صراحت در بیانیه‌ای تأکید کرده است: "ما نمی‌پذیریم که او [سعد حریری] گروگان بماند و دلایل بازداشت او را نمی‌دانیم." این مقام لبنانی به نمایندگی از دولت و ملت این کشور می‌گوید: "لبنان تأیید می‌کند که خانواده حریری نیز در خانه خود در عربستان سعودی در حالت بازداشت هستند و هر گاه خانه را ترک کرده و یا بازمی‌گردند آنها را بازرسی می‌کنند."   جبران باسیل وزیر خارجه لبنان و رهبر حزب آقای عون نیز در همین باره می‌گوید: "این وضعیت عادی نیست." جالب اینجاست که موضوع به مسائل داخلی لبنان نیز تنها ختم نشده و ایران را هم درگیر ماجرای استعفای آقای حریری می‌کند. وی در جریان استعفای خود در عربستان تحت فشار آل سعود، وادار به طرح اتهاماتی علیه جمهوری اسامی ایران شده است و مقامات فرانسوی و آمریکایی از این اتهامات تحت فشار سعید حریری برای فشار بر ایران استفاده می‌کنند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از آبان ماه 1396 (23 الی 30 آبان ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 26 Nov 2017 12:22:53 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25151/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 172) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25108/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته سوم آبان ماه 1396 با حادثه تلخی همراه بود که میلیون‌ها ایرانی و حتی غیر ایرانی را داغدار و اندوهگین ساخت. واقعه تلخ زلزله غرب کشور با حجم بالای تخریب ساختمانی و قربانیان خود، این هفته را به هفته‌ای تلخ تبدیل کرد و به همین دلیل نیز مجله این هفته رادیو دیروز را با این موضوع شروع می‌کنیم؛ جایی که رادیو فردا در کنار سایر فعالیت‌هایش از این موضوع نیز بهره برداری سیاسی کرده و به دنبال دشمنی با ملت و نظام جمهوری اسلامی گام برداشته است. به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه و در یک مجموعه برای مخاطبین خود مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و دومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از آبان ماه سال 1396 (16 الی 23 آبان ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و دومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل بهره برداری سیاسی و دشمنانه رادیو فردا از زلزله غرب ایران و انتشار تصاویری جعلی برای اثبات ادعاهای خود در این باره، بازتاب خاص و ویژه آمار تصادفات رانندگی کشور در این رسانه ضد ایرانی، واکنش به بحران انسانی این روزهای یمن بدون توجه به نقش غرب در آن، حمله رادیو فردا به اعتقادات و ارزش‌های دینی مانند "روح" و "ظهور امام زمان (عج) و ... را مورد مشاهده نمایید. آواربرداری سیاسی رادیو فردا از زلزله غرب ایران در این هفته یکی از تلخ‌ترین اتفاقات ممکن، زلزله‌ای بود که شهرهایی در غرب کشور و در استان کرمانشاه را لرزاند و تعداد قابل توجهی از هموطنانمان را آواره و قربانی خود ساخت. در این راستا و در شرایطی که یک ملت داغدار قربانیان این حادثه هستند، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با انتشار گزارشی تلاش کرد تا با آوار برداری سیاسی از این موضوع، بحث آسیب دیدن مسکن مهر در مناطق زلزله زده را بازتابی ویژه داده و از آب گل آلود برای دشمنی‌های سیاسی خود ماهی بگیرد. زلزله عظیم اخیر فرصتی برای برخی سیاست بازها به وجود آورده تا به وسیله آن عقده‌های خود را از خدمات بی نظیر دولت احمدی نژاد در سالهای قبل از فتنه 88 بگشایند و در شرایطی که تنها دو نفر در مجموعه‌های مسکن مهر دولتی مناطق زلزله زده جانشان را از دست داده بودند، این گروه تلاش می‌کردند تا این دروغ را القا کنند که ساختمان‌های مسکن مهر عامل اصلی قربانیان زلزله اخیر هستند. رادیو فردا در همین راستا می‌نویسد: «یک روز پس از آن که معاون اول رئیس جمهور ایران بیشترین خانه‌های قربانی زلزله اخیر را متعلق به مسکن مهر دانست، رئیس سازمان نظام مهندسی ایران خبر داد که این سازمان "هیچ نظارتی" بر ساخت این پروژه نداشته است. خبرگزاری فارس به نقل از حسن قربانخانی، رئیس سازمان نظام مهندسی ایران، می‌گوید که "سازمان نظام مهندسی هیچ نظارتی در ساخت واحدهای مسکن مهر نداشته و هیچ مهندس ناظری هم از سوی این سازمان برای واحدهای مسکن مهر معرفی نشده‌اند".»   البته این رسانه ضد ایرانی به دلیل برملا شدن واقعیت‌ها، ناچار می‌شود که در انتهای گزارش خود به تعداد دو قربانی مجموعه مسکن مهر دولتی در مناطق زلزله زده اشاره‌ای کوتاه کند تا خود را از دروغگویی دور نگاه دارد و می‌آورد: «به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، یک مدیر اداره راه و شهرسازی کرمانشاه از تخلیه "تمام واحدهای مسکن مهر" در کرمانشاه و سرپل ذهاب خبر داد. مدیر روابط عمومی این اداره با این حال اشاره کرد که "تاکنون تعداد فوتی‌ها در واحدهای مسکن مهر دو نفر اعلام شده" و "هیچ یک از واحدهای مسکن مهر در این منطقه ریزش نداشته و اسکلت‌ها سالم باقی مانده است."»   همه این مطالب در حالیستکه حتی تصویری که رادیو فردا برای مسکن مهر و تلفاتش زده هم نشان دهنده سلامت اسکلت این آپارتمانهاست! و اینگونه است که هر اتفاقی در ایران بیافتد عده‌ای دروغگو، چه برخی مقامات کشورمان و چه رادیو فرداف آن را وارونه جلوه می‌دهند. دروغگویی آشکار با استفاده از تصاویر جعلی! در راستای موضوع بالا، رادیو فردا که با انتشار گزارش‌هایی پشت سر هم تلاش می‌کند بحران در اجرای طرح مسکن مهر را پس از زلزله غرب کشور مطرح کرده و به مخاطبین خود اثبات کند، در یکی از این گزارش‌ها، دست به دروغ پردازی آشکار زده و از تصویری جعلی برای اثبات ادعاهای خود استفاده کرده است. هجمه دشمن از آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی، خائن و نوکر بیگانه داخلی به طرز مشکوکی به ساختمانهای مسکن مهر از همه خسارات فراوان مادی و معنوی به جامانده از زلزله غرب کشور، نشان از عزم جدی برای شکست خورده نشان دادن این طرح عظیم ملی است که حدود دو میلیون خانواده را دارای سرپناه کرده است. اما به یکباره دم خروس بیرون می زند و آبروی نداشته رادیو فردا بر زمین دروغگویی، بی اعتمادی و احمق انگاری مخاطبش جاری می‌شود.                           در کنار سایر رسانه‌های دشمن در داخل و خارج، رادیو فردا شادمان از پیدا شدن سند اثبات دروغهایش درباره مسکن مهر و غیر قابل اعتماد بودن آنها، به خیال خود از میان ویرانه‌های غرب کشور تصویری را منتشر کرد و زیر آن نوشت: "مسکن مهر تخریب شده در قصر شیرین".   جالب این جاست که خیلی زودتر از آن چه تصور می‌شد حقیقت این تصویر برملا شد و با انتشار تصویر اصلی و بدون ویرایش مشخص گردید که این عکس متعلق به تخریب یک ساختمان در مصر است که به جای مسکن مهر ایران در زلزله اخیر به نمایش گذاشته شده است. مشخص نیست منبعی که رادیو فردا اخبارش را از آن دریافت می‌کند کدام دروغگو فرزند دروغگو است که اینگونه باعث افتضاح و آبروریزی خود و دولت مطبوعش می‌شود؟ درست است که کار دشمن دشمنی و ضربه زدن است. اما آیا اگر مسلمان و آزاده نیستند، انسان هم نیستند؟ چطور یک انسان می‌تواند بر ویرانه‌های خانه یک انسان دیگر در حال کاسبی و ارتزاق باشد؟ بهره برداری رادیو فردا از آمار تصادفات رانندگی در ایران یکی دیگر از موضوعاتی که در این هفته توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بهره برداری قرار گرفته است، آمار تصادفات رانندگی در ایران است که در گزارشی تلاش می‌کند تا با طرح و بهره برداری از این آمار به سیاه نمایی در خصوص وضعیت داخلی کشورمان و ایمنی جاده‌ها و خودروهای ایرانی بپردازد. رادیو فردا در گزارش خود با وجود این که در امریکا مردم به شکل‌های مختلفی از جمله استفاده از سلاح گرم روزانه به طور قابل توجهی جانشان را از دست می‌دهند، آمار قربانیان رانندگی در ایران را جار می زند؛ نکته جالب توجه همزمانی این گزارش با حمله مسلحانه یک آمریکایی سفید پوست به کلیسا و قتل عام 26 مسیحی حین مراسم مذهبی است که رادیو فردا تلاش می‌کند تا با این گزارش، فضا را عوض کرده و ناامنی عمومی در ایالات متحده را پنهان نگاه دارد. کشته شدن حتی یک انسان از هر نژاد و رنگ و مذهبی مذموم و غیر قابل قبول در افکار هر انسانی است. اما نوع پوشش اخبار این دو واقعه از طرف رادیو مدعی آزادی بیان و صحت و دقت اخبار جالب است. در حالیکه تصادف در عصر ماشین و سرعت یک امر محتمل و غیر قابل اجتناب است، رادیو فردا به گونه‌ای آنرا جلوه می‌دهد که گویی مسئولین نظام با اراده قبلی دست به کشتن مردم در صحنه تصادف زده‌اند. اما از سویی دیگر حملات وحشیانه آمریکاییها را که در سایه بی تدبیری و ناتوانی دولت آمریکا در کنترل شرایط موجود و اصلاح قانون حمل سلاح گرم هر روز قربانیانی در مدرسه، مراکز خرید، ایستگاه مترو، کلوپ شبانه، کلیسا و کوچه و خیابان محل رفت و آمد مردم عادی می‌گیرد، اصلاً معضل دولت آمریکا ندانسته و معتقد است این مردم نادان و مجنون هستند که همنوعان خود را سلاخی می‌کنند! همانطور که در بالا مطرح شد، به قتل رسیدن با اسلحه، یکی از متداول‌ترین عوامل مرگ در آمریکا است؛ به طوری که شمار مرگ و میر به وسیله اسلحه با آمار تلفات تصادفات جاده‌ای این کشور برابری می‌کند. در سال ۲۰۱۲ هر روز به طور متوسط ۳۲ نفر در آمریکا به علت شلیک گلوله کشته شدند. پلیس فدرال آمریکا شمار قتل با سلاح گرم را تنها در سال 2014 میلادی، 8124 مورد اعلام کرد. این ارقام در مقایسه با آمار سایر کشورها، بسیار نگران‌کننده است. از مهمترین کشتارها با سلاح گرم در آمریکا می‌توان به این موارد اشاره کرد: کلوپ شبانه در اورلاندو (۵۰ کشته)، ویرجینیا-تک (۳۲ کشته)، دبستان سندی‌هوک (۲۷ کشته)، کافه لوبی در تگزاس (۲۳ کشته)، مک‌دونالد، کالیفرنیا (۲۱ کشته)، دانشگاه آستین تگزاس (۱۸ کشته)، ادموندو، اوکلاهما (۱۴ کشته)، سن‌برناردینو، کالیفرنیا (۱۴ کشته)، دبیرستان کلمباین (۱۳ کشته)، پایگاه فورت‌هود تگزاس (۱۳ کشته) و حادثه لاس وگاس که خونبارترین حادثه از این دست در تاریخ آمریکا بوده ۵۸ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شده‌اند. با این وجود رادیو فردا بی توجهی به وسعت این حوادث امنیتی در آمریکا و تعداد بالای انسان‌هایی که جانشان را از دست داده‌اند، در واکنش به آن‌ها به راحتی می‌نویسد: «تیراندازی مرگبار در جریان مراسم مذهبی روز یکشنبه توسط یک فرد مهاجم در کلیسایی در ایالت تگزاس، ۲۶ کشته و شماری زخمی برجای گذاشت. سنّ کشته شدگان بین پنج تا ۷۲ سال بوده است. این تیراندازی در کلیسایی کوچک در شهر ساترلند اسپرینگز، در جنوب ایالت تکزاس، روی داده و در زمان تیراندازی حدود پنجاه تن در حال نیایش در کلیسا بوده‌اند.» اما همین رسانه ضد ایرانی در خصوص حادثه تصادف رانندگی "ورسک" در ایران می‌آورد: «ایران یکی از نقاط حادثه‌خیز جهان از نظر رانندگی است. بر اساس گزارشی که پژوهشکده بیمه مرکزی ایران منتشر کرده‌است، در میان ۱۹۰ کشور جهان، ایران پس از کشور آفریقایی سیرالئون، بالاترین نرخ مرگ‌ومیر را در جاده‌ها دارد. به گفته تقی مهری، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی ایران، از سال ۷۷ تا پایان سال گذشته، ۴۵۹ هزار نفر در حوادث رانندگی کشته و بیش از چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفر مجروح شده‌اند. حادثه واژگون شدن اتوبوس حامل دانش‌آموزان در استان هرمزگان در روز دهم شهریور بازتاب‌های زیادی داشت و تعدادی از مقام‌های دولتی و نمایندگان مجلس با صدور پیام‌هایی خواستار برخورد با مقصران شده‌اند. واژگونی اتوبوسِ حامل ۴۵ سرنشین از جمله دانش‌آموزان دختر شهرستان‌های رودان و میناب که برای شرکت در اردوی ملی فرزانگان عازم شیراز بودند، ۹ کشته و تعداد زیادی زخمی برجای گذاشت. به گفته حسن نوری، معاون اورژانس کشور، دو نفر از مصدومان این حادثه "قطع عضو" و دو نفر دیگر "قطع نخاع" شده‌اند.» به نظر می‌رسد اگر دولت آمریکا به جای هزینه کردن پول برای خبرسازی در ایران و فاجعه بار نشان دادن وضعیت آن، به فکر رفع مشکلات داخلی خود و اصلاح قانون حمل اسلحه در کشورشان بوده و به جای دخالت در امور کشورهای دنیا از کره شمالی و سودان جنوبی و عراق و افغانستان و سوریه و تروریست خواندن مردم سایر ملتها و منع آنان از ورود به کشورش به این بهانه، به فکر تربیت مردم خود می‌بود تا این مقدار روان پریش و قاتل بالفطره تحویل جامعه نمی‌داد، نه تنها آمار قتل و کشتار و خونریزی در سراسر دنیا کم می‌شد بلکه نسل برتر آمریکایی! هم اینطور سلاخی نمی‌شدند. هدیه‌ای غربی – عربی برای ملت یمن! یکی از تلخ‌ترین تصاویر این روزهای جهان و منطقه، تصاویر کودکان بی گناهی است که در یمن به سختی روزگار را زیر درد و موشک و خاک سپری می‌کنند. چند سال است که عربستان سعودی با اتحاد برخی کشورهای عربی و غربی از زمین و دریا و هوا، مردم یمن را محاصره کرده و با موشک‌های خود زندگی را به کامشان تلخ می‌کند. وسعت حملات این گروه به یمن در حدی بوده است که همه زیرساخت‌های کشاورزی، صنعتی، تجاری، درمانی و آموزشی یمن با خاک یکسان شده و میلیون‌ها انسان به شکل‌هایی مختلف قربانی تجاوزگری دشمنان انسانیت شده‌اند. عربستان سعودی حتی پس از نابودی کامل زیرساخت‌های این کشور و قتل عام مردم و همچنین محاطره کامل آن‌ها، باز هم دست از جنایت برنداشته و با تخریب کامل فرودگاه‌های یمن، امکان هر گونه انتقال کمک‌های بشردوستانه به این کشور از طریق مسیر هوایی را نیز مسدود کرده است. در چنین وضعیتی بنا به گزارش رییس بخش کمک‌های بشر دوستانه سازمان ملل متحد، در صورتی که ائتلاف عربی به رهبری عربستان به جلوگیری از ارسال کمک‌های انسانی به یمن ادامه دهد، این کشور با بزرگترین قحطی در دنیا در دهه‌های اخیر روبه رو خواهد شد. و این در شرایطی است که ایالات متحد آمریکا همچنان در برابر جنایات آل سعود سکوت اختیار کرده است.   پیش از این رادیو فردا در یک گزارش با اشاره به وضعیت اضطراری وبا در یمن، به رهاورد عربستان و آمریکا برای مردم مظلوم یمن اعتراف کرده است، اما اکنون خبر از قحطی فراگیر در یمن است. در این گزارش آمرده است: «مارک لوکوک روز چهارشنبه به درخواست سوئد در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد حاضر شد و پشت درهای بسته گزارشی در این زمینه به اعضای شورا ارائه کرد. مارک لوکوک پس از این نشست به خبرنگاران گفت: به اعضای شورای امنیت گفتم اگر این اقدامات (محاصره یمن) لغو نشوند در یمن قحطی خواهد شد. رییس بخش کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد تاکید کرده است: بزرگ‌ترین قحطی که دنیا طی ده‌های اخیر با آن مواجه بود رخ خواهد داد و میلیون‌ها نفر قربانی خواهند شد. مارک لوکوک همچنین گفته است، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد روز چهارشنبه با عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان تماس گرفته و خواستار از سرگیری فوری ارسال کمک‌های انساندوستانه به یمن شده است. وی همچنین گفته است، برنامه جهانی غذا سازمان ملل هم اکنون در ماه، برای هفت میلیون نفر در یمن غذا تأمین می‌کند. "آنچه اکنون نیاز داریم این است که محاصره کاهش پیدا کند و ما بتوانیم جان این انسان‌ها را نجات دهیم."»   رسانه وابسته به کاخ سفید رادیو فردا از ابتدای این جنگ ظالمانه، با اشاره به توجیهات سران آل سعود، تلاش می‌کند حمله مرگبار عربستان سعودی به محله‌ای در پایتخت یمن، بر جنایت‌های این رژیم خونخوار سرپوش بگذارد. رادیو فردا در حالی عربستان سعودی را در فعالیت‌های منطقه‌ای آن تطهیر می‌کند و با ایران هراسی سیاست‌های آمریکایی را گسترش می‌دهد که بیش از پیش می‌توان متوجه سیاست‌های غیربشردوستانه رادیوفردا و اربابان آن شد. در همین زمینه، سباستیان کاردی، سفیر ایتالیا و رییس دوره‌ای شورای امنیت، نیز گفته است، این شورا نسبت به وضعیت انسانی در یمن ابراز نگرانی کرد. باستیان کاردی اظهار داشت: اعضای شورای امنیت تاکید کردند، می‌بایست همه بنادر یمن از جمله بندر حدیده برای کمک‌های انسانی و دیگر نیازهای اساسی باز باشند. این در حالی است که مارک لوکوک نیز گفته است، پیش از اعلام محاصره یمن در روز دوشنبه دسترسی به بنادر یمن کافی نبود. وی اضافه کرده است، از روز دوشنبه تاکنون به هواپیماهای سازمان ملل نیز اجازه فرود در یمن داده نشده است. وقتی رادیو فردا روح را نادیده می‌گیرد! رادیو فردا و برنامه‌هایش همواره از هر فرصتی برای ورود به مباحث اعتقادی و ضربه زدن به این ارزش‌ها استفاده کرده‌اند که در این هفته نی شاهد بودیم که در برنامه "تابو" کلیت وجود "روح" در وجود آدمی را به زیر سؤال بردند و تلاش کردند تا این واقعیت اساسی را به چالش کشیده و از این راه مباحثی مانند قیامت و ... را نیز به بحث بکشانند. فهیمه خضر حیدری در برنامه تابو با مطرح کردن سوالاتی در این باره می‌گوید: «آیا مرگ پایان آدمی است؟ آیا آدمی‌زاد چیزی بیشتر از جسم خود است؟ آیا آن طور که گفته شده، روح وجود دارد و پس از مرگِ کالبد مادی آدمی، همچنان باقی می‌ماند و به حیات خود ادامه می‌دهد؟ اعتقادات مخاطبین خود رامورد آماج حمله قرار می‌دهد. پاسخ دکتر تقی کیمیایی اسدی، پزشک متخصص مغز و اعصاب و طب تشخیص الکترونیکی به این پرسشِ مهم منفی است. او می‌گوید علم به ما نشان داده که نه روح و نه هیچ چیز غیرمادی در انسان وجود ندارد. دکتر نهضت فرنودی، روان‌شناس بالینی اما می‌گوید انسان سراسر ماده نیست و بخشی از وجود او ماهیت غیرمادی دارد.»   رادیو فردا که خواهان این است انسان را صرفاً تک بعدی و فاقد روح جلوه دهد، ابتدا گفتگوی خود را با تقی کیمیایی اسدی آغاز می‌کند. تقی کیمیایی اسدی کارشناس رادیو فردا در این باره می‌گوید:‌«من به هیچ عنوان معتقد به هیچ نهاد، ماهیت یا نیروی فرافیزیکی در بدن انسان و خارج از بدن انسان نیستم، من‌جمله روحی که عوام به آن باور دارند و در دین خیلی جا افتاده. حتی به سایر انواع متافیزیکی و دوگانگی وجود به هیچ عنوان باور ندارم. مغز انسان سه نوع احساس ایجاد می‌کند. اولی "اینتروسپشن" یا وضع داخلی است که تمام اطلاعات داخلی بدن یا وضع همواستاتیک آن را به مغز اطلاع می‌دهد. حس دوم "اکستروسپشن" است یا حس بیرونی که از طریق همین حواس پنج‌گانه - که البته خیلی بیشتر از پنج تا هستند- به مغز اطلاع می‌دهد و باعث می‌شود که انسان بتواند وجود خودش را در محیط درک کند و به دنبال احتیاجات حس گروه اول برود.»   اما فهیمه خضر حیدری همچون دیگر برنامه‌های خود تلاش می‌کند تا جمع بندی برنامه را بر اساس سخنان کیمیایی اسدی بنا کند که مخالف وجود روح در انسان است: «بسیار خوب. خانم دکتر فرنودی! آقای دکتر کیمیایی اسدی این طور که توضیح دادند در حقیقت چیزی جز مغز وجود ندارد. من در نهایت این طور متوجه شدم یعنی همه انسان خلاصه می‌شود به مغز و آنچه که به عنوان روح یاد شده و حتی در تربیت مذهبی یا حتی در بعضی باورهای غیرمذهبی گفته می‌شود که پس از مرگ انسان هم ادامه پیدا می‌کند؛ با این توضیحات آقای دکتر اساساً معنا ندارد». این در حالیست که نه تنها در بررسی آیات قرآن کریم و احادیث پیامبران و ائمه اطهار (ع) و نه تنها در دین مبین اسلام، بلکه در سایر ادیان الهی نیز به روح اعتقادی محکم وجود دارد و برای اثبات آن نیز دعایل عقلی و نقلی بسیاری مطرح شده است. یک سلسله آیات قرآن وجود دارد که ثابت می‌کند در انسان حقیقتی وجود دارد غیر از بدن و خواصّ آن، مثلاً آیه 69 سوره آل عمران می‌گوید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» "ای پیامبر هرگز گمان نبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند". مفسران و فلاسفه در توضیح این آیه معتقد هستند، "مبدئی در انسان غیر از جسم و بدن به نام روح وجود دارد زیرا واضح است که شهداء و کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، جسمشان در این دنیا به جای مانده است و آنچه نزد خدا وجود دارد، تنها روح و نفس انسانی است." کینه ورزی رادیو فردا از اعتقادات شیعیان در راستای موضوعی که بالا به آن پرداختیم، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از اهانت به اعتقادات و ارزش‌های دینی مسلمانان دست بر نداشته و در برنامه "ایستگاه پنجشنبه" به بهانه طنز و شوخی، ظهور امام عصر (عج) را با اهانت به باد تمسخر می‌گیرد. اظهارات روانشناختی نبوی، طنزپرداز فراری به آمریکا در برنامه ایستگاه پنج شنبه باعث سردرگمی مخاطبین اندک این برنامه شد. البته نبوی طنزنویس نیست، یک متلک‌پران بی‌سر و ته است که موضع رسمی خود را هم مشخص نکرده و هر از چندی برای جلب توجه، اراجیف جدیدی می‌گوید.   او در یکی از اظهار نظرهای بی‌شرمانه‌اش به ساحت مقدس حضرت بقیة‌الله الاعظم توهین کرده و با لحنی تمسخرآمیز اعتقادات شیعیان را به استهزا می‌گیرد. نبوی در متن به اصطلاح طنزی که نوشته، راجع به منجی آخرین بشریت می‌گوید «اصلاً می‌خواهم صد سال سیاه نیاید» و نسبت به امید مظلومین و محرومان جهان بی‌شرمانه چنین خطاب می‌کند که؛ «ما آقا بالا سر لازم نداریم» او در قسمتی از نوشته‌اش به علمای اسلام هم توهین کرده و به سبک تجاهل عارف می‌پرسد «مگر عالِم غیرفاسد هم داریم؟» و البته پُر واضح است که در تمام این متن، هیچ مایه‌ای از استدلال وجود ندارد و چیزی به جز نفرت و حماقت و ترس در آن یافت نمی‌شود.   ابراهیم نبوی امروز در پناه یکی از همین دولت‌های غربی آزادانه به قلب میلیون‌ها شیعهٔ معتقد ناخن می‌کشد، در حالی که به هیچ وجه، هیچ گاه جرات نخواهد کرد یک درصد از چنین گستاخی‌هایی را در قبال خطوط قرمز دُوَلی به خرج دهد که اکنون زیر بلیت‌شان زندگی می‌کند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و دومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از آبان ماه 1396 (16 الی 23 آبان ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 19 Nov 2017 12:49:48 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/25108/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 170) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/24870/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از آبان ماه 1396 با بهانه‌های مختلف رادیو فردا برای تداوم بخشیدن به دشمنی خود و اربابانش با نظام جمهوری اسلامی و دین مبین اسلام همراه بود که شاید بتوان کثرت موضوعات مورد استفاده توسط این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در این مسیر را مهمترین ویژگی این هفته دانست. به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه و در یک مجموعه برای مخاطبین خود مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتادمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از آبان ماه سال 1396 (01 الی 08 آبان ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتادمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل بهره برداری همراه با شکست رادیو فردا از روز کوروش، اعتراض به محاکمه عامل اهانت به امام رضا (ع) در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ایران، حمایت همه جانبه از جاسوسی که در ایران بازداشت است، حمله به فریضه الهی نماز جمعه، شکست رادیو فردا در برابر اقتدار سپاه پاسداران و اتحاد ملت ایران، حمله تکراری و ادامه دار به حجاب در ایران و... را مورد مشاهده نمایید. اتکا به «سال گذشته» برای فرار از شکست در روز کوروش هفتم آبان چند سالیست به روزی شهرت یافته که در هیچ تقویم ملی و بین المللی وجود خارجی ندارد؛ این روز به نام «روز کوروش» در اکثر رسانه‌های غربی ضد ایرانی مطرح شده و به طور گسترده برای آن تبلیغ می‌گردد و تلاش می‌شود تا با ترغیب روحیه ملی گرایانه مردم و به ویژه جوانان، از این بهانه برای قرار دادن آن‌ها در مقابل نظام جمهوری اسلامی بهره برداری کنند. اما امسال برخلاف سال قبل هیچ اتفاق قابل توجهی در این روز رخ نداد که رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی بتوانند با پر و بال دادن به آن، اهداف خود را دنبال کنند و همین امر باعث شد تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا ناچارا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، مدام از اتفاقات «سال گذشته» استفاده کند. رادیو فردا که از مردم مسلمان و وطن شناس و وطن دوست ایرانی شکست دیگری را متحمل شده بود در گزارش خود می‌نویسد: «روز یکشنبه هفتم آبان در ایران، به طور غیررسمی روز کوروش بزرگ نامیده می‌شود. همزمان با روز کوروش، تعدادی از وب‌سایت‌ها و خبرگزاری‌های ایران خبر دادند که وزارت اطلاعات اعضای یک گروه را به دلیل ایجاد کمپین مراسم روز کوروش و کمپین بازگشت شاهزاده در شبکه‌های مجازی، دستگیر کرده است. سال گذشته تعدادی ازشرکت کنندگان در مراسم روز کوروش در آرامگاه او در پاسارگاد دستگیر شدند. سال گذشته گروهی از تجمع‌کنندگان در پاسارگاد، شعارهایی از جمله "ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست" و همچنین شعارهایی علیه حکومت جمهوری اسلامی سر دادند. سال گذشته شعارمردم "شاهزاده، تولدت مبارک" بود که به روز نهم آبان، روز تولد شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران اشاره داشت.» رادیو فردا به عنوان ارگان رسمی سازمان سیا یکی از رسانه‌های اصلی برای خدمت گذاری دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب است و در راه انجام وظیفه از هیچ کوششی دریغ نمی‌کند. در همین راستا قریب به یکماه است که در طبل تو خالی کوروش و روز جعلی که در هیچ تقویمی اعم از ملی و بین المللی نیامده، می‌کوبد و می‌خواهد با تحریک احساسات وطن پرستانه و تهییج عرق ملی ایرانی، آریایی‌های میهن دوست را بر علیه اسلام و به عقیده خودشان دین اعراب بشوراند. و از آن برای اهداف براندازانه و جنگ نرم علیه نظام اسلامی بهره برداری کند. سر و صدا و هیاهوی رسانه آمریکایی گویای این بود که در توهم تجمع صد میلیونی مردم وطن پرست، ایجاد اغتشاش و در پی آن دستگیری گسترده افراد می‌سوخت و بی تاب فردای روز هفتم آبان بود که جنبش کوروشی راه افتاده و حداقل چند سطل زباله آتش زده شود. بر خلاف انتظار رادیو فردا و سایر براندازان امسال هیچ اتفاقی نیفتاد و خوراک خبری که روزها منتظر آن بود، از کفش رفت. نه تجمعی شد، نه کسی دستگیر شد و نه عکس سجده‌های بر خاک و دستهای به آسمانِ کوروش بالا رفته منتشر شد، تا رادیو فردا از با عنوان سند اسلام هراسی و تنفر ایرانیها از اسلام بهره برداری کند. از این رو مجبور شد اخبار سال گذشته را باز نشر دهد و خبر دستگیری عده‌ای خرابکار توسط وزارت اطلاعات را منتشر کند تا داغ زحمات هدر رفته این چند هفته برای تحریک مردم به اغتشاش، به دلش نماند. قدر مسلم آنکه دشمن نادان نمی‌داند شاید بتواند در برهه‌ای خون ایرانی اصیل و فارس بودن را به قلیان درآورد اما متوجه نیست عده‌ای از همین ایرانی‌ها و فارس‌هایی که به مدد آن به جنگ اسلام آمده، در جنوب غربی ایران اعرابی هستند که اتفاقاً در راه حفظ خاک این وطن خیلی بیشتر از آنها که وطن دوستی و میهن پرستی تنها لقلقه زبانشان است، خون و جان داده‌اند. رادیو فردا و اعوان و انصارش در داخل و خارج اگر به راستی برای اعتلای وطن و قلمرو کوروش دلشان سوخته، به قول بزرگی در عرصه فضای مجازی به ندای کوروش لبیک بگویند آن زمان که از خواب آسوده بر خاسته فرمایش فرماید: "هان ای ایرانی آریایی؛ قلمرو ما در آن زمان سوریه و غزه و لبنان و لیبی هم بود. بر توباد که علم آریایی برداری و به آزادی سرزمین ما بکوشی".   و آن زمان است که مرد از نامرد و وطن پرست واقعی از لاف زنِ تفرقه افکنِ برانداز مشخص خواهد شد. خشم از محاکمه عامل توهین به امام رضا (ع) دشمنی دیرینه رادیو فردا با هر چیزی که به اعتقادات مذهبی و اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی ایران مرتبط باشد، کاملاً آشکار بوده و بر کمتر کسی پوشیده مانده است. از همین رو، در چند ماه پیش و در جریان دوران تبلیغات انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری کشورمان، شاهد اتفاقی تلخ بودیم که به همان اندازه که برای دل شیعیان ایرانی غم انگیز بود، برای رادیو فردا و دیگر رسانه‌های ضد ایرانی باعث خوشحالی بوده و مورد توجه آن‌ها قرار گرفت و آن اتفاق قرائت شعری توهین آمیز نسبت به امام هشتم شیعیان، امام رضا (ع) توسط مجری و فعال انتخاباتی یکی از نامزدهای این رقابت‌ها بود که امروز به جایگاه ریاست جمهوری کشورمان تکیه زده است. با وجود این که در همان زمان هم حمایت‌های امثال رادیو فردا از این فرد و توهین آمیز بودن رفتارش را شاهد بودیم، این بار به دنبال محکومیت رسمی وی، شاهد ادامه این حمایت‌ها به شکل و شیوه‌ای دیگر هستیم. رادیو فردا در گزارش خود می‌نویسد: «رئیس کل دادگستری ایلام روز یکشنبه ۳۰ مهر از صدور حکم محکومیت عضو ستاد انتخاباتی حسن روحانی در ایلام به اتهام "توهین به مقدسات" به پنج سال حبس تعزیری در دادگاه بدوی خبر داد. به گزارش خبرگزاری قوه قضائیه ایران،‌ میزان، محمد رزم عضو ستاد انتخاباتی حسن روحانی را "مجری هتاک به ساحت امام رضا" نامید و افزود که وی به پنج سال حبس محکوم شده که "سه سال آن برای پنج سال تعلیقی است و دو سال دیگر آن قابل اجرا است". به گفته این مقام قضایی، از آنجا که "متهم به رأی صادر شده اعتراض کرده ... پرونده در حال حاضر در دادگاه تجدیدنظر استان در حال رسیدگی است". در آئین افتتاح ستاد انتخاباتی حسن روحانی در ایلام، در روز هشتم اردیبهشت سال جاری، در متنی طنزآمیز از امام هشتم شیعیان به خاطر اینکه فقط امام "اصول‌گرایان" است و امام "اصلاح‌طلبان" نیست، "گلایه" شد. در این متن همچنین انتقادهای غیرمستقیم تندی از ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، در "استفاده" از امکانات این آستان در انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت مطرح شده بود. قرائت این متن که به گزارش رسانه‌های محلی از سوی علی‌محمد محمدی، رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در شهر "ایوان" ایلام، صورت گرفت، با واکنش برخی مراجع تقلید، فرمانده سپاه استان و محافظه‌کاران مواجه شد. این رسانه‌ها گزارش کردند شدت اعتراض‌ها به این برنامه به اندازه‌ای بود که دادستان استان ایلام حکم جلب این عضو ستاد انتخاباتی حسن روحانی را صادر کرد. ساعتی پس از انتشار این گزارش‌ها، خبرگزاری میزان به نقل از رئیس دادگستری استان ایلام، از بازداشت یک نفر در ارتباط با این موضوع توسط مأموران امنیتی خبر داد.»   این اهانت که به بهانه افتتاح ستاد انتخابات روحانی با حضو ر پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی صورت گرفت آنقدر وقیحانه بود که عکس‌العمل پزشکیان را هم به دنبال داشت. غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه‌قضاییه در یکصد و یازدهمین نشست خبری خود با اصحاب رسانه، درخصوص حواشی ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها و توهین به امام رضا (ع) گفت: یک فردی که ادعا می‌کند معلم است به خودش اجازه می‌دهد چنین صحبت‌هایی کند. من به نیت این فرد کار ندارم اما می‌خواهم بدانم چطور به خودش اجازه می‌دهد در مورد یک امام معصوم با این ادبیات حرف بزند؟ به خاطر چه چیزی؟ رأی جمع کردن؟ جاسوسی با حمایت رادیو فردا! یکی از تکراری‌ترین موضوعاتی که در فعالیت‌های رادیو فردا می‌توان مشاهده کرد، حمایت‌هایی است که از افراد متهم به جاسوسی علیه کشورمان که مورد علاقه غرب هستند، صورت می‌گیرد. یکی از این موارد که در این هفته شاهد آن بودیم، ادامه حمایت‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید از «نازنین زاغری»، متهم به جاسوسی است که رسانه‌ها و دولت‌های غربی در تلاش هستند با وارونه جلوه دادن واقعیت و پنهان کردن حقیقت، وی را بیگناه معرفی کرده و بازداشت و محاکمه وی را نشانه‌ای از نقض حقوق بشر در کشورمان نشان دهند.   رادیو فردا یکی از تازه‌ترین گزارش‌های پایگاه اینترنتی خود را به واکنش نهادهای تحت نفوذ لابی‌های آمریکایی و اسرائیلی پیرامون "نازنین زاغری" مجرم ایرانی - انگلیسی در زندان کشورمان اختصاص داده و بی توجه به واقعیت‌های پرونده این مجرم و خائن از جمله نقش آفرینی‌اش در نقشه‌های ضد ایرانی غربی، در دفاع از این مجرم می‌آورد: «کارشناسان حقوق بشری سازمان ملل روز جمعه ۲۸ مهرماه از ایران خواستند تا فوراً نازنین زاغری، شهروند ایرانی- بریتانیایی را از زندان آزاد کند. این کارشناسان اتهام‌های تازه مقام‌های قضایی ایران به خانم زاغری را "شدیداً" نگران کننده خوانده‌اند. عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز ۲۵ مهرماه اتهام‌های جدید خانم زاغری را به صورت جزئی بیان، و او را "مسئول آموزش خبرنگاری آنلاین بی‌بی‌سی فارسی" معرفی کرد و گفته بود که وی "با هدف جذب و آموزش افرادی برای فعالیت تبلیغی علیه ایران"، فعالیت می‌کرده است. به گفته آقای دولت‌آبادی، "چگونگی استفاده از ای‌میل مستعار، پسوردهای پیچیده و طولانی، ذخیره‌سازی پسوردها و استفاده از نرم‌افزارهای رمزنگاری مطالب و اطلاعات، از جمله مواردی است که در این آموزش‌ها لحاظ می‌شده است". وی افزوده بود: ارسال نامه از سوی دیوید کامرون، نخست‌وزیر سابق بریتانیا، "مؤید ارتباط وی با دولت انگلستان و اهمیت این متهم برای آن کشور" است. خوزه آنتونیو گوئوارا برمودز و عاصمه جهانگیر، کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل، در بیانیه خود گفته‌اند نازنین زاغری- رتکلیف که هم اکنون دوران حبس پنج ساله‌اش را در زندان اوین می‌گذارند، اگر به خاطر اتهام‌های جدید محکوم شود می‌تواند ۱۶ سال زندان به محکومیت او بیفزاید. کارشناسان حقوقی سازمان ملل تصریح کرده‌اند: "از نظر ما خانم زاغری- رتکلیف به صورت خودسرانه از آزادی محروم شده و حق او برای برگزاری یک دادگاه عادلانه در محکمه‌ای بی‌طرف و مستقل زیر پا گذاشته شده است". آن‌ها افزوده‌اند: "بر اساس قوانین بین‌المللی، این وضعیت نقض آشکار تعهدات ایران است". آقای برمودز و خانم جهانگیر تاکید کرده‌اند: "ما درباره اثر روحی و جسمی اتهام‌های جدید وارده به خانم زاغری- رتکلیف عمیقاً نگرانیم. ما از مقام‌های ایرانی می‌خواهیم تا فوراً او را آزاد کرده و نسبت به سلامت جسمی و روحی‌اش اطمینان دهند"». ‌   بنیاد تامسون رویترز که زاغری به علت ارتباط با آن دستگیر و محاکمه شده است، علاوه بر فعالیت در حوزه رسانه‌ای و تبلیغاتی، در امور خیریه نیز فعال است؛ البته فعالیت‌های خیرخواهانه بنیاد مزبور، همچون فعالیت‌های رسانه‌ای‌اش صرفاً پوششی برای امور اطلاعاتی و پیشبرد اهداف جنگ نرم است. عمده هدف آن‌ها، پیشبرد مولفه‌های جنگ نرم از قبیل تغییر ارزش‌های جوامع هدف مبتنی بر ارزش‌های جوامع لیبرال دموکراسی است؛ آنطور که خود زاغری مدعی شده از حدود 4 سال پیش تا به حال با بنیاد تامسون رویترز همکاری داشته است و مدیریت چندین پروژه آموزشی این بنیاد را برعهده داشته است. وی همانطور که خود اقرار کرده است در پروژه‌های آموزشی‌اش تلاش کرده تا علاوه بر برقراری ارتباط با روزنامه نگاران و خبرنگاران کشور هدف، به سناتورها و اعضای پارلمان این کشورها نیز نزدیک شود!   عمده مأموریت تفویض شده از سوی بنیاد تامسون رویترز به نازنین زاغری، پیشبرد پروژه‌های رسانه‌ای و سایبری، برای اهداف براندازانه و جاسوسانه بود؛ زاغری را باید یکی از سرشبکه‌های اصلی مؤسسات معاند دانست که تحت هدایت و حمایت سرویس‌های رسانه‌ای و جاسوسی دولت‌های بیگانه فعالیت‌های مجرمانه خود را طی سالیان گذشته انجام داده است. براساس اطلاعیه‌ای که سپاه ثارالله استان کرمان در تاریخ 26 خرداد منتشر کرد: "زاغری در طول مدت بازداشت، در یک سوئیت در زندان کرمان نگهداری شده و مرتباً با خانواده خود تماس تلفنی و ملاقات حضوری داشته است." حمله به «نماز جمعه» با چاشنی مطهری! یکی از مراکزی که با روشنگری‌های خاص خود در طول تاریخ توانسته است مانع دست یابی غربی و دشمنان اسلام و ایران اسلامی به اهدافشان شود، تریبون نماز جمعه است و همین امر باعث شده است که خشم دشمنان از این فریضه الهی کاملاً قابل لمس و آشکار باشد. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته، با بهره برداری از سخنان چهره نام آشنای حاشیه سازی هیا ضد ایرانی خود یعنی علی مطهری، تلاش کرده است تا در کنار دیگر اهداف خود، از جمله حمایت از سران فتنه 1388، به تریبون نماز جمعه در کشورمان حمله کند. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «علی مطهری، با اعلام اینکه نماز جمعه‌های فعلی ایران شبیه دوران بنی‌عباس و بنی‌امیه هستند، گفت که نماز جمعه‌های فعلی ایران "از یک مرکز دستور می‌گیرند". وی همچنین گفت که کار شورای عالی امنیت ملی نیز تعیین "مجازات" و "حصر" برای افراد نیست. آقای مطهری در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین، "توزیع تریبون‌های حکومتی" در ایران را نادرست دانست و از اینکه "فقط کسانی باید از تریبون‌های عمومی حرف بزنند که هیچ انتقادی نداشته و صرفاً از نظام تعریف و تمجید کرده باشند"، انتقاد کرد. وی افزود: ": نماز جمعه‌های ما {شیعیان} نباید شبیه نمازجمعه‌های دوره بنی امیه و بنی عباس باشد که دستور و متنی را می‌دادند و همه باید همان را می‌گفتند". این نماینده مجلس با بیان اینکه امامان جمعه در ایران، "حرف‌های کلیشه‌ای شبیه به هم می‌زنند"، اضافه کرد: "روشن است که همه از یک مرکز دستور می‌گیرند که این هفته باید علیه فلان شخص صحبت شود یا راجع به فلان موضوع. این امر استقلال ائمه جمعه را از بین می‌برد". او با انتقاد از کنار گذاشته شدن "افراد متفکر و باکیفیت" از تریبون‌های عمومی نیز گفت: "هیچ اشکالی ندارد که در نمازجمعه انتقادی هم به دستگاه‌های زیرمجموعه رهبری شود. در این صورت مردم یک حالت طبیعی احساس می‌کنند. باید از حالت مصنوعی خارج شویم". به گفته آقای مطهری، سطح خطبه‌های نماز جمعه در ایران "پایین آمده و …دافعه خطبه‌ها بیشتر از جاذبه آنهاست و اصولاً دستوری بودن خطبه‌ها به این پایگاه مهم اجتماعی سیاسی اسلام ضربه زده است"».   نماز جمعه قبل از هر چیز یک عبادت بزرگ و مستجی است و اثر عمومی عبادت را که تلطیف روح و جان و شستن دل از آلودگیهای گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب می‌باشد، در بر دارد. و اما از نظراجتماعی سیاسی، یک کنگره عظیم هفتگی است که بعد از کنگره حج بزرگ‌ترین اجتماع اسلامی شمرده می‌شود. در حقیقت اسلام سه اجتماع بزرگ و مهمی دارد: اجتماعات روزانه که در نماز جماعت‌ها حاصل می‌شود؛ اجتماعات هفتگی که در مراسم نماز جمعه بدست می‌آید و اجتماع حج که در کنار خانه خدا هرسال یکبار انجام می‌گیرد. در خطبه‌ای که موافق و مخالف آن را از پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله نقل کرده‌اند آمده: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روی استخفاف یا انکار ترک کند خداوند او را پریشان می‌کند، و به کار او برکت نمی‌دهد، بدانید نماز او قبول نمی‌شود، بدانید زکات او قبول نمی‌شود، بدانید حج او قبول نمی‌شود، بدانید اعمال نیک او قبول نخواهد شد تا از این کار توبه کند» دلیل دیگر بر اهمیت نماز جمعه فلسفه عبادی سیاسی آن است. نماز جمعه، قبل از هر چیز یک عبادت بزرگ دسته جمعی است و اثر عمومی عبادات را که تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌های گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب می‌باشد در بردارد. و اما از نظر اجتماعی و سیاسی، یک کنگره عظیم هفتگی است که بعد از کنگره سالانه حج، بزرگ‌ترین کنگره اسلامی می‌باشد، و به همین دلیل در روایتی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نقل شده که: «نماز جمعه حجّ کسانی است که قادر به شرکت در مراسم حجّ نیستند.» شکستی دیگر برای رادیو فردا با اقتدار سپاه! ماه‌هاست که رسانه‌های ضد ایرانی از جمله رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در تلاش هستند تا وضعیت داخلی ایران را به گونه‌ای نشان دهند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تضعیف کند و پس از عهدشکنی تکراری اربابان این رسانه در آمریکا و تصویب تحریم‌های مختلف علیه سپاه پاسداران و بیان اظهاراتی جنجالی و دروغین علیه این مجموعه انقلابی، تمام امید رادیو فردا و اربابانش، تضعیف این نهاد ایرانی – اسلامی شیعه بود. اما واقعیت به گونه‌ای دیگر رقم خورد تا شکستی دیگر در سابقه سیاست‌های ضد ایرانی غرب و به ویژه آمریکا به ثبت برسد؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه تنها از دشمنی‌ها و تحریم‌های جدید شکه نشده و عقب نشینی نکرد، بلکه با اقتدار مسیر رو به پیشرفت را ادامه داد تا نشان دهد انقلاب اسلامی و عدالت خواهی با دشمنی از پای در نمی‌آید. رادیو فردا که در برابر این شکست چاره‌ای جز اعتراف و اذعان نداشته است، در گزارشی به بیانه مقتدر سپاه پایداران در مواجهه با اظهارات و سیاست‌های دشمنانه مقامات آمریکایی پرداخته و می‌نویسد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای اعلام کرد که "به کوری چشم" آمریکا و اسرائیل، "نفوذ منطقه‌ای" و "توسعه توان موشکی" جمهوری اسلامی "با شتاب بیشتر" ادامه خواهد یافت. خبرگزاری تسنیم روز پنج‌شنبه (۲۶ مهر) این بیانیه را منتشر کرده‌است. سپاه پاسداران در این بیانیه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را "یاغی و سبک‌مغز" نامیده، او را متهم به "عربده‌کشی" کرده و سیاست‌های وی را "اهریمنی" توصیف کرده است. بر اساس این بیانیه، آمریکا و اسرائیل بدنبال "تغییر نقشه منطقه و تجزیه و تضعیف کشورهای اسلامی" هستند و "عصبانیت" آن‌ها از سپاه پاسداران، به دلیل "نقش‌آفرینی" این نیرو در این عرصه است.   سپاه پاسداران در این بیانیه نوشته است که بر «رسالت ذاتی و انقلابی خود مصمم‌تر و مقتدرتر از گذشته» پای می‌فشرد و افزوده که «نفوذ منطقه‌ای و اقتدار و توسعه توان موشکی جمهوری اسلامی که در شرایط تحریم کامل رقم خورده با شتاب بیشتر، بدون وقفه ارتقاء و تداوم خواهد یافت.» این بیانیه پس از آن منتشر می‌شود که دونالد ترامپ در راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران، به شدت از سپاه پاسداران به دلیل آنچه حمایت از گروه‌های «تروریستی» نامید انتقاد کرد. ترامپ با آنکه از اعلام خروج واشینگتن از توافقنامه هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی خودداری کرد، اما از توسعه موشک‌های بالیستیک ایران انتقاد و اعلام کرد که دستور می‌دهد سپاه به فهرست تحریم‌ها افزوده شود. اندکی پس از آن نیز وزیر خرانه‌داری آمریکا اعلام کرد که در حال برنامه‌ریزی برای اعمال تحریم‌های تازه علیه سپاه پاسداران است.   وحدت ملی ایرانیان و همچنین مقامات کشوری و لشکری در حمایت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آشکارا منجر به برهم خوردن معادلات رادیو فردا شده است. این اتحاد مثال زدنی ایران و ایرانی در حمایت از نهادی انقلابی که یادآوری ارزش‌های والایی است به قدری قابل توجه بوده است که رسانه وابسته به کاخ سفید با تعحب خود از این ناکامی غیر منتظره برای آن‌ها و قابل پیشبینی برای ما، تأکید می‌کند: «در روزهای اخیر، برخی جناح‌های داخل ایران که پیش از این نسبت به تأثیر منفی توسعه موشکی سپاه بر وضعیت تحریم‌ها و به تبع آن وضع معیشتی مردم ایران انتقادهایی تلویحی بیان می‌کردند در این زمینه چرخش کرده و به حمایت پرشور از این اقدامات سپاه پاسداران روی آورده‌اند. از جمله حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران در روزهای اخیر از اقدامات سپاه پاسداران در منطقه و توسعه برنامه موشکی ایران حمایت کرده‌اند». حجاب، خاری در چشمان کور رادیو فردا حجاب یکی از اصلی‌ترین موضوعاتی است که دشمنان غربی اسلام و ایران اسلامی و رسانه‌های تحت امرشان به شکل‌ها و بهانه‌های مختلف با آن به مخالفت پرداخته‌اند و تلاش کرده‌اند تا به شکل‌های مختلف این حکم الهی را در کشورمان و در بین ایرانیان خدشه دار کنند. در یکی از تازه‌ترین تلاش‌های رادیو فردا در دشمنی با حجاب، "فهیمه خضر حیدری"، مجری این رسانه ضد ایرانی در برنامهٔ ساعت ششم این هفته به این موضوع می‌پردازد و با طرح سؤالات جنجالی از جمله این سؤال که «حجاب اسلامی؛ نگاه جنسی به زن یا واجب شرعی؟» در آغاز این برنامه، هدف خود را دنبال می‌کند. هدف رادیو فردا از مطرح کردن حجاب اجباری پس از انقلاب اسلامی، چیزی جز بدبین کردن اقشار مردم، اعم از مرد و زن، پیر و جوان به انقلاب وارمان های ان نمی‌تواند باشد وسعی دارند با دسیسه کردن و شست وشو دادن ذهن مخاطبان، ارام ارام حجاب را از میان بردارند. طبق نظر اکثر علما و فقها به وسیلهٔ حجاب می‌توان جامعه‌ای با اخلاق‌تر داشت که انکار این امر، در حقیقت نمی‌تواند چیزی جز نابخردی و نا اگاهی از تاثیرات منفی بی حجابی در بین افراد شود. همچنین اسلام برای کاستن از آسیب‌های حضور اجتماعی زن، دستور به رعایت پوشش مناسب برای زنان داده است. حجاب، هم زمینهٔ انحرافات اخلاقی را کم می‌کند و هم به زن امنیت و ارامش و موصونیت می‌بخشد. در پاسخ به صحبت کارشناس برنامه که بیان کردند دیده شدن مو و گردن زن گناهی ندارد وقران هم چیزی دربارهٔ پوشاندنان نگفته است؛ می‌توان برای رد کردن صحبت ایشان به ایات قران اشاره کرد که در ادامه شاهدان هستیم. 1. سوره نور، ای‌ات 30، 31، 33 و 60 2. سوره احزاب، ای‌ات 35، 53، 55، و 59 از نظر شرع اسلام، زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند، ولی پوشاندن صورت و دست‌ها از مچ به پایین واجب نیست. اگر چه مهم، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر بهترین نوع حجاب و نشانهٔ ملی زنان جامعه ایرانی است. مانتو و مانندان اگر چه با شرایطی مناسب است، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی‌های بدن زن می‌شود، ممکن است منشأ تحریک و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب‌تر، قطعاً خوب‌تر را انتخاب می‌کند؛ بنابراین چادر عاقلانه‌تر و بهتر است. همچنین زن تا موقعی که در حجاب است، حق است؛ موقعی که از حجاب در آمده است وجههٔ خلقی پیدا می‌کند. وفتی وجههٔ خلقی پیدا کرد، دیگر تواناییش شکسته می‌شود. این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود. شناخته شدن انسان به ایمان و عفاف، سالم ماندن از طمع دیگران را به دنبال دارد. از ایهٔ 59 سوره احزاب استفاده می‌شود که چادر به سر کردن و پوشاندن زن موجب می‌شود تا بینندگان بفهمند که این زن، مسلمان و مؤمن و پاک است و ملعبهٔ دست هوس رانان نیست. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتادمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از آبان ماه 1396 (01 الی 08 آبان ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Wed, 01 Nov 2017 08:35:45 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/24870/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 167) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/24644/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از مهرماه 1396 را می توان هفته تناقض ها و دوگانگی های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا دانست؛ جایی که بیش از همیشه فعالیت های این رسانه ضد ایرانی، جهت گیری های خاص سیاسی را نشان می داد و این واقعیت را اثبات کرد که هر جا منافع اربابانش حکم کند، واقعیت به راحتی قربانی می شود. به همین منظور، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" تلاش کرده است تا با بررسی بخشی از مهمترین برنامه ها و گزارش های این رسانه فارسی زبان دولت آمریکا در بازه های زمانی هفت روزه، واقعیت های قربانی شده را برای مخاطبین خود بازگو نمیاند. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و شصت و هفتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از مهر ماه سال 1396 (08 الی 15 مهر ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و شصت و هفتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل اهانت های رادیو فردا به عاشورای حسینی، خشم ناشی از ترس برای تشییع باشکوه پیکر پاک شهید حججی، عزاداری برای یک فاسد، ظلم علیه مردم فلسطین در برابر جنایات اسرائیل، ذوق زدگی از تغییرات در عربستان، دفاع از استقلال طلبی کردستان عراق و... را مورد مشاهده نمایید. رادیو فردا از عاشورا چه می‌خواهد؟! ایام که گذشت و در آن قرار داریم، ایام عزای سالار شهیدان، امام حسین(ع) و یاران بزرگوارش است. ایامی که همه انسانیت را در برابر عظمت یک عشق پاک و خالص به زانو در می آورد. اما ظاهرا در برابر همه این تعظیم های جهانی به عظمت عاشورا و عزای حسین (ع)، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا قصد دارد پلیدی ذات خود را اثبات کند و به همین دلیل در برنامه "تابو" با وقاحت به این روز بزرگ اهانت می کند. فهیمه خضر حیدری به موضوع شهادت امام حسین می پردازد: «آنچه درباره شهادت حسین، امام سوم شیعیان در واقعه کربلا در دهم محرم سال شصت هجری قمری روایت شده تا چه حد واقعیت تاریخی است و تا چه حد افسانه و خرافه‌های مذهبی؟ آیا روایت شیعی از عاشورا همه حقیقت است؟ آیا امام سوم شیعیان و خاندانش حقیقتاً در کربلا بی آب و تشنه‌لب ماندند؟ چرا بخش‌هایی از آنچه در این واقعه رخ داد نه در روضه‌ها و عزاداری‌ها و نه در قرائت رسمی و حکومتی از واقعه کربلا جایی ندارد؟» در تابوی این هفته این پرسش‌ها با حسن یوسفی اشکوری و مجید محمدی در میان گذاشته شد.»   مجید محمدی جامعه‌شناس و تحلیلگر مسائل ایران، مقیم ایالات متحده آمریکاست. آقای محمدی که پیشینه تحصیلات حوزوی نیز دارد، سال‌هاست به بهانه های مختلف به دین و به ویژه اسلام توهین و هتاکی کرده است.حسن یوسفی اشکوری، محقق و دین‌پژوه ساکن آلمان است. آقای اشکوری از جمله نمایندگان دور اول مجلس شورای اسلامی بود. او پس از شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ دستگیر و در دادگاه ویژه روحانیت تهران محاکمه و در دادگاه اول به اعدام محکوم شد که بعدا به هفت سال حبس کاهش یافت.   هر دو مهمان برنامه میکوشند با خرافه خواندن شهادت امام حسین، اعتقادات مردم ایران را مورد جمله قرار دهند. در این راستا مجدد محمدی و سوفی اشکوری به عنوان سخنگوی رادیو فردا حادثه کربلا را به اختلافات قومی تقلیل می دهند. محمد محمدی در این گفتگو گفت: «من معتقد هستم که داستان کربلا به‌گونه‌ای که روحیان شیعه و مداحان در ایران عرضه می‌کنند و شیعیان مخاطب آن هستند نه تاریخ است نه صرفا افسانه است. مثل بسیاری از فیلم‌هایی که شما می‌بینید درباره چهره‌های تاریخی می‌سازند، گوشه‌هایی را از تاریخ می‌گیرند اما بخش قابل‌توجهی از آن دراماتیزه شده. از این جهت داستان کربلا و عاشورا در فرهنگ امروز ایرانی بسیار شبیه به داستان‌های علمی-تخیلی است.» و اشکوری نیز در تکمیل ادعاهای محمدی افزود: «تا آنجایی که بنده در تاریخ بحصوص قرن اول غور کرده‌ام، هیچ رخدادی را در تاریخ اسلام به اندازه داستان کربلا و آنچه که آنجا اتفاق افتاده مبهم، گنگ، نامفهوم و متناقض نمی‌بینم. واقعا. در مورد داستان کربلا این برساخته‌ها و افسانه‌ها و اسطوره‌سازی‌ها و امثال اینها به مراتب بیشتر است».  واکنشی از روی خشم به تشییع با شکوه شهید بی سر در ادامه دشمنی های ذاتی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با ارزش های شیعی، و در راستای اهانت های این رسانه فاسد به عاشورای حسینی، اینبار نوبت مراسم تشییع یک شهید بی سر از تبار یاران حسین (ع) است که مورد خشم و فضاسازی های منفی رادیو فردا قرار بگیرد. پس از شهر مشهد، مراسم تشییع جنازه محسن حججی که در سوریه به دست گروه داعش به مقام شهادت نایل شده بود، در تهران نیز چالش چهارشنبه سیاه را انجام داد و مشت محکمی بر دهان رسانه های وابسته به کاخ سفید که همواره علیه مدافعان حرم تبلیغ می کرده اند، کوباندند. به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از عکاس این خبرگزاری در تهران، از صبح زود میدان امام حسین تهران از جمعیت "پر شده بود". آن طور که این خبرگزاری گزارش می‌دهد، پس از ساعتی نیروهای سپاه پاسداران راه را بر عکاسان و روزنامه‌نگاران رسانه‌های خارجی بستند. محسن حججی، اهل نجف‌آباد اصفهان و از نیروهای سپاه پاسداران، در اواسط مردادماه سال جاری در عملیاتی در نزدیکی مرز سوریه و عراق به اسارت گروه حکومت اسلامی، داعش، درآمد و پس از آن داعش تصاویری از مرگ او را نیز منتشر کرد. در پی این اتفاق، تعدادی از مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، اعلام کردند که "انتقام" قتل محسن حججی را از گروه حکومت اسلامی خواهند گرفت.   اما رادیو فردا که سیلی محکمی از ایرانیان خورده است، با بهره گیری از خبرگزاری هایی نظیر آسوشیتدپرس تلاش می کند این مسأله را به سطح تلاش های حکومتی تقلیل دهد. در گزارش این رسانه آمده است که از مراسم تشییع جنازه روز چهارشنبه نوشته‌اند که حکومت ایران تلاش کرده است از محسن حججی "چهره" و "نمادی" بسازد برای حضور نیروهای نظامی ایران در جبهه‌های خارج از کشور. خبرگزاری آسوشیتدپرس همچنین در گزارش خود اشاره کرده است که قتل این نیروی سپاه در سوریه از میزان انتقادات از عملیات‌های نظامی برون‌مرزی "به‌ویژه در سوریه" کاسته است. با این حال رادیو فردا نیز اعتراف می کند که  این خبرگزاری منبعی برای ادعای خود معرفی نکرده است.   حضور پرشور مردم در تشییع شهید محسن حججی، و همچنین پیروزی های پیاپی مدافعان حرم در سوریه، منجر به عقده گشایی رادیو فردا گردید. در انتهای این گزارش همچنین اشاره شده است که «ایران و روسیه از مهم‌ترین حامیان حکومت و ارتش بشار اسد به شمار می‌روند و هر دو کشور نیز به طور مستقیم وارد جنگ سوریه شده‌اند. بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله ترکیه و عربستان سعودی و متحدانش، از گروه‌های مختلف شورشی کرده و مخالف حکومت اسد هستند. جمهوری اسلامی برای نبرد با حکومت اسلامی نیروهای نظامی خود در ارتش و سپاه را به سوریه و عراق فرستاده و شماری از شیعیان افغان و پاکستانی را نیز در قالب "تیپ فاطمیون" و "لشکر زینبیون" به سوریه اعزام می‌کند. تاکنون تعداد قابل توجهی از این نیروها که در این دو کشور کشته شده‌اند٬ در چندین شهر ایران تشییع و به خاک سپرده شده‌اند». عزای رادیو فردا برای یک یهودی فاسد اما در آن سوی ماجرا در نقطه مقابل خشم و اعتراض رسانه صهیونیستی - آمریکایی رادیو فردا برای مراسم عزای امام حسین(ع) و تشییع پیکر شهید محسن حججی، ما شاهد عزاداری این رسانه برای یک یهودی فاسد بوده ایم. رادیو فردا طی گزارشی به مردن مؤسس شرکت پلی بوی می پردازد. هیو هفنر، یهودی هوس بازی است که آغاز گر جنبشی لذت جویانه در غرب بوده است که درگذشت او موجب تأثر کارکنان رادیو فردا شده است. شرکت «پلی‌بوی» روز پنجشنبه ششم مهرماه اعلام کرد که هیو هفنر، موسس نشریه پلی‌بوی و از مروجان فعال آزادی‌های جنسی دهه ۶۰ میلادی، که با انتشار مجله‌ای از تصاویر زنان برهنه و بنای یک امپراطوری اقتصادی حول شیوه زندگی بی‌پروا و آزادمنشانه‌اش به شهرت رسید در سن ۹۱ سالگی درگذشته است. شرکت پلی بوی در بیانیه‌ای گفته است آقای هفنر که مجله تایم زمانی او را «پیامبر خوشگذرانی پاپ» توصیف کرده بود در منزلش و در آرامش درگذشت. به گزارش خبرگزاری رویترز، هیو هفنر بسیاری از اوقات در حرمی از زیبارویان جوان و بلوند که گاه شمار آنها به هفت نفر می‌رسید در منزل مجللش که به قصر پلی‌بوی شهرت داشت زندگی می‌کرد. این شیوه زندگی در یک مجموعه تلویزیونی رئالیتی به نام «دختر همسایه» که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ پخش شد به خوبی تصویر شده است. او می‌گفت که با کمک داروی «ویاگرا» حتی تا هشتاد و چند سالگی زندگی جنسی فعالی داشت.   بنیانگذار بنگاه قَوادی "پلی بوی" یک یهودی آمریکایی به نام "هیو مارستون هیفنر"، می باشد. او این مرکز را در اول اکتبر سال 1953 میلادی در زادگاه خود یعنی "شیکاگو" (Chicago) تاسیس نمود.  "هیو هیفنر" قَواد، متولد 9 آوریل 1926 میلادی در "شیکاگو" یکی از شهرهای ایالت "ایلینوی" از جمله ایالت‌های غرب میانه ایالات متحده ی آمریکا به پایتختی اسپرینگ‌فیلد (Springfield) است."هیو هیفنر" که از دانش‌آموختگان دانشگاه "ایلینوی در اِربانا شمپین" ایالات متحده است.پدر "هیو هیفنر" معلمی یهودی به نام "گلن لوسیوس هیفنر" (Glenn Lucius Hefner) بود. او و آلمانی الاصل و متولد 27 ژوئن 1896 میلادی در آمریکا بود و در 1976 میلادی در سن هشتاد سالگی مُرد؛ همچنین مادر "هیو هیفنر" یک سوئدی تبار به نام "گریس کارولین سوانسون" (Grace Caroline Swanson) بود. مادر "هیو هیفنر" متولد 17 نوامبر 1895 میلادی در آمریکا بود که بیش از صد سال عمر کرد و نهایتا در 20 مارس 1997 میلادی مُرد.   رادیو فردا با تبلیغ و تمجید از عملکرد این پیرمرد هوس باز، پرده از اخلاق فاسد کارکنان این رسانه وابسته به کاخ سفید برمی دارد. به گفته مشرق نیوز، مؤسس پلی بوی در طول دهه پنجاه و شصت ميلادی، نبرد بزرگی را عليه ازدواج، و پيمان زناشوئی برپا كرد، كه چندي بعد، فمنيست‌های افراطی، بسياری از پزشكان طرفدار كنترل جمعيت، و حتي نظريه‌پردازان ماركسيست، در امريكا به اين نهضت پيوسته، و در مقياسي وسيع و گسترده كه با حمايت اين مجله كه حال به يكي از سياست‌گذاران آمريكا بدل شده بود، جنگي وسيع و همه جانبه را عليه ازدواج به راه انداختند.  بر مبنای تفكر مکتب پلی‌بوی‌ايسم، زنان حق دارند از جسم خود، به هر نحو که می‌خواهند، بدون عواقب آن، (حتي با داشتن همسر و فرزند)، استفاده کنند، و كسی هم حق اعتراض بر آنان نخواهد داشت، زيرا كه محكوم به تحجر و عوام‌زدگی خواهد شد، و آنچه را كه خداوند برای همه مخلوقات خود، و به شكلی آرمانی و مقدس قرار داد، به عنوان صرفا يك سرگرمی، و يا از آزادی‌های فردی، به لجن كشيده شد. رادیو فردا و یکی که بیشتر از هزاران است! همیشه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در تلاش بوده است که در گزارشات و برنامه هایی که ارائه می دهد، اهداف و سیاست های اربابانش را تأمین کند و در این مسیر از قربانی کردن واقعیت نیز هیچ ترسی نداشته است. در همین راستا، این هفته رادیو فردا در شرایطی که رژیم اشغالگر صهیونیستی سال هاست خون ملت فلسطین را در شیشه ریخته و سر می کشد، به مرگ یک صهیونیست واکنش نشان داده است. رادیو فردا به بهانه انتشار خبر کشته شدن سه نظامی توسط یک فلسطینی، به مقدمه چینی برای استمرار نسل کشی در فلسطین می پردازد. این فلسطینی در واکنش به قریب به یک قرن ظلم و ستم اسرائیلیان در فلسطین، سه نظامی اسرائیلی را از بین برده است. اما رسانه صهیونیستی آمریکایی اردیو فردا با بهره گیری از این اتفاق، بهانه تراشی برای فصل جدیدی از شهرک سازی اسرائیلی ها در خاک فلسطین را آغاز کرده است. در حمله مسلحانه یک کارگر فلسطینی در شهرکی در اطراف اورشلیم، بیت‌المقدس، بامداد سه‌شنبه چهارم مهر سه نگهبان امنیتی اسرائیلی کشته و افسر امنیتی شهرک نیز شدیداً زخمی شد؛ مهاجم نیز از پای درآمد. به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، نمر محمود احمد جمل، کارگر فلسطینی ۳۷ ساله اهل دهکده «بیت سوریک» که از مجوز کار در اسرائیل نیز برخوردار بود، ساعت هفت و پانزده دقیقه صبح در ایست‌بازرسی ورودی به شهرک «هر آدار» با سلاحی که آماده کرده بود، به سوی نگهبانان حاضر در این پست تیراندازی کرد.   راید وفردا تلاش می کند با بهره گیری از اطلاعات وبسایت های خارجی، این فلسطینی جهادی را دارای مشکلات خانوادگی جلوه دهد تا از این طریق از عمق ایدئولوژیک عمل او بکاهد. به گزارش رسانه‌ وابسته به کاخ سفید رادیو فردا، نمر محمود احمد جمل مهاجم فلسطینی در نامه‌ای که به عنوان «وصیت» به جای گذاشته، به مشکلات زندگی شخصی خود با همسرش که به تازگی از خانه گریخته، اشاره کرده‌است. همسر مهاجم که از سوی شوهر خود کتک می‌خورد، با رفتن به اردن، اداره زندگی چهار فرزند را به شوهر واگذار کرده بود. نمر محمود احمد جمل در «وصیت» خود نوشته‌است همسرش نقشی در تصمیم به حمله نداشته و او یک «مادر مهربان و همسری خوب» بوده‌است. مهاجم ساعتی پیش از کشتن نگهبانان اسرائیلی نیز با ارسال پیام برای همسرش در اردن نوشته بود، خیلی زود عکس مرا در رسانه‌ها خواهی دید. به گزارش رسانه‌های اسرائیل، سلاحی که مهاجم از آن استفاده کرد، متعلق به نیروهای امنیتی اسرائیلی بوده که در سال ۲۰۰۳ به عنوان سلاح گم‌شده ثبت شده بود اما معلوم نیست یک کارگر ساده فلسطینی مهارت کاربرد اسلحه و کشتن چند نگهبان را چگونه آموخته‌است. به گزارش جروزالم پست، نیروهای امنیتی اسرائیل دهکده «بیت سوریک» محل زندگی مهاجم کشته شده را محاصره کرده‌اند.   در این میان، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل سه‌شنبه در نشست وزیران وابسته به حزب لیکود گفت، نیروهای امنیتی بررسی می‌کنند که آیا این رخداد، نوع تازه‌ای از حملات علیه اسرائیلی‌ها است یا خیر. نتانیاهو گفت، دستور داده که خانه مهاجم در دهکده فلسطینی همجوار تخریب، و مجوز کار در اسرائیل نیز که در اختیار بستگان مهاجم بوده، سلب شود. نخست وزیر اسرائیل از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی خواست این حمله را محکوم کند. اما یک کارشناس ضد ترور به روزنامه جروزالم پست گفته‌است، با وجود این حمله، اسرائیل باید همچنان به فلسطینیان مجوز کار و ورود به خاک اسرائیل را بدهد. تلاش رادیو فردا برای اثبات هیچ! همانطور که در بالا به آن اشاره شد ارتباط عمیقی میان فعالیت های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا و سیاست های کاخ سفید وجود دارد؛ به طوری که می توان این سیاست گذاری ها را در تک تک گزارش های این رسانه مشاهده کرد و این طبیعی است که متحدان آمریکا نیز به عنوان متحدان رادیو فردا شناخته شوند. در همین راستا، تغییرات محدودیت های زنان در عربستان سعودی، هرچند اندک، اما به شدت مورد توجه رادیو فردا قرار گرفته است. این رسانه ضد ایرانی، در این گزارش به برخورداری زنان عربستانی از حق رانندگی می پردازد. رادیو فردا در حالی این خبر را مفصل بررسی می کند که به رغم آنکه زنان ایرانی از تمامی حقوق لازم برخوردارند، اما رسانه های وابسته به کاخ سفید همواره ایران را کشوری معرف یمیکنند که حقوق زنان در آن رعایت نمی شود. روز سه شنبه چهارم مهرماه اعلام کردند، با صدور حکمی از جانب سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه این کشور، زنان عربستانی از حق رانندگی برخوردار شدند. عربستان تنها کشور جهان بود که در آن زنان حق رانندگی نداشتند. به گزارش خبرگزاری فرانسه،این قانون از ماه ژوئن سال ۲۰۱۸ قابل اجرا خواهد بود. طی سال های اخیر موضوع ممنوعیت رانندگی زنان در عرب ستان یکی از مسایل چالش برانگیز در این کشور بود و طی این مدت تلاش زنان برای نادیده گرفتن این ممنوعیت بارها خبرساز شده بود. گفته می شود، حکم پادشاه عربستان می تواند نارضایتی روحانیون محافظه کار را درپی داشته باشد. خبرگزاری رسمی عربستان می گوید، براساس حکم پادشاه زنان همانند مردان می توانند صاحب گواهینامه رانندگی شوند.   نکته جالب آنجاست که به رغم برخوردار نبودن زنان در عربستان سعودی از کمترین حقوق شهروندی، نهادهای حقوق بشری هیچگاه بر این کشور فشار نمی آورند. اما همواره نهادهای مذکور تحت فشار لابی های صهیونیستی آمریکایی، ایران و دیگر کشورهای مخالف با آمریکا را مورد هجمه قرار می دهند.   رسانه صهیوینستی آمریکایی رادیو فردا با بهره گیری از گزارش فوق میکوشد تا با تبلیغ برای یکی از متحجر ترین کشورهای عربی به دلیل آنکه صرفا دوست و یاور آمریکا است، اعتباری خریداری کند. در حالی خبر لغو ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان منتشر شده است که در روز های اخیر و در جریان جشن ملی عربستان زنان اجازه یافتند برای نخستین بار به استادیوم ورزشی بروند و در خیابان ها در جشن پایکوبی مشارکت کنند. خبرگزاری فرانسه حضور زنان در جشن ملی این کشور را در تاریخ عربستان بی سابقه دانسته است. گفته می شود، این مجوزدر راستای اجرای «سند ۲۰۳۰ » برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی صورت گرفته است. در سال ۱۳۹۲، بیش از ۶۰ شهروند زن عربستانی در اقدامی اعتراض‌آمیز به ممنوعیت رانندگی زنان، سوار بر خودرو شده و رانندگی کردند. منال شریف، از کنشگران حقوق زنان، نخستین شهروند زن سعودی بود که در سال ۱۳۹۰ در اقدامی اعتراضی پشت فرمان نشست. انقلاب و آشوب در دید رادیو فردا! رفتارهای دوگانه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای تأمین منافع اربابانش کاملا شناخته شده است و بیشترین سهم این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را نیز همین تناقض ها به خود اختصاص داده است. یکی دیگر از این رفتارهای دوگانه که جهت دار بودن گزارش های رادیو فردا را اثبات می کند، واکنش این رسانه ضد ایرانی به جریان استقلال خواهی کردستان عراق است. رادیو فردا در حالی که رادیو فردا حامی خودمختاری کردستان عراق می باشد، اما در مقابل درخواست منطقه کاتالونیا در اسپانیا، از حفظ تمامیت ارضی اسپانیا دفاع می کند. در حالی که دولت منطقه‌ای کاتالونیا اصرار دارد که همه‌پرسی استقلال در تعطیلات آخر هفته برگزار می‌شود، دولت اسپانیا از هفته گذشته اقدامات خود را برای جلوگیری از این همه‌پرسی افزایش داده‌است. با وجود فشارهای مادرید علیه این همه‌پرسی، رائول روموا، وزیر امور خارجه منطقه کاتالونیا، روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه تأکید کرد که همه‌پرسی استقلال روز یکم اکتبر برگزار خواهد شد. به گزارش خبرگزاری رویترز، دولت اسپانیا روز سه‌شنبه، چهارم مهرماه، پلیس را مأمور کرد که تمام صندوق‌های رأی در ایالت کاتالونیا را برای جلوگیری از برگزاری همه‌پرسی در اختیار بگیرد. بر پایه دستور دادستان کاتالونیا، حال پلیس این منطقه تا روز شنبه آینده فرصت دارد که تمام صندوق‌های رای‌گیری در این ایالت را در اختیار بگیرد. مقامات در مادرید همچنین هفته گذشته کمیسیون انتخابات ایالتی را منحل اعلام کردند. در همین زمینه پلیس اسپانیا روز چهارشنبه ۲۹ شهریورماه نیز ۱۳ نفر از مقام‌های منطقه کاتالونیا را در آستانه همه‌پرسی استقلال دستگیر کرد.   در ادامه این گزارش اشاره شده است که تنش میان دولت مرکزی اسپانیا و مقام‌های منطقه کاتالونیا به دلیل اختلاف بر سر برگزاری همه‌پرسی استقلال در هفته‌ها و روزهای اخیر بالا گرفته و، آن طور که خبرگزاری رویترز می‌گوید، این مسئله را به «یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های سیاسی» اسپانیا از دهه ۱۹۷۰ تاکنون بدل کرده ‌است. دولت اسپانیا این همه‌پرسی را غیرقانونی می‌داند، اما مقام‌های کاتالونیا اصرار دارند که همه‌پرسی مورد نظر خود را با موضوع استقلال منطقه کاتالان از حکومت مرکزی در روز یک‌شنبه، یکم اکتبر، نهم مهرماه، برگزار کنند   رادیو فردا در برنامه های مختلف تلاش می کند در راستای منافع اسرائیل، به دفاع از جدا شدن کردستان عراق بپردازد. اسرائیل تنها طرفی است که آشکارا از تشکیل دولت مستقل کُرد در کردستان عراق حمایت کرد، به این ترتیب که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل هفته گذشته در اظهاراتی حمایت خود را از همه پرسی کردستان اعلام کرد و به عقیده کارشناسان دلایل امنیتی اسرائیل را به چنین موضع گیری سوق داده است. اظهارات حمایت جویانه نتانیاهو از استقلال کردستان عراق در حالی است که «یائیر گولان» ژنرال سابق اسرائیلی نیز اعلام کرده بود از فکر کردستان مستقل حمایت می کند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و شصت و هفتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از مهر ماه 1396 (08 الی 15 مهر ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 08 Oct 2017 03:23:32 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/24644/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 161) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/24443/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته چهارم مرداد ماه 1396 را می‌توان هفته دفاع رادیو فردا از فتنه گران نامید جایی که با بهانه‌هایی مختلف شاهد ده‌ها گزارش متفاوت بوده‌ایم که طی همه آن‌ها این رسانه صهیونیستی آمریکایی یک هدف واحد را که دفاع از فتنه و سران فتنه است، دنبال کرده است و در کنار آن نیز با گزارشات دیگری اهداف ضد ایرانی مختلف خود را پیاده کرده است. به همین دلیل، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار گزارشی در قالب مجله ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته ای که گذشت!» به طور خلاصه بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و فعالیت‌های این مجموعه ضد ایرانی را مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و شصت و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از مرداد ماه سال 1396 (24 الی 31 مرداد ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و شصت و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل داستان‌های کروبی و دلواپسی‌های دوستانش، نگرانی‌های رادیو فردا برای بهائیان زندانی در ایران، خشم این مجموعه از مبارزه با فساد اجتماعی در کشورمان و... را مورد مشاهده نمایید. داستان کروبی و نگرانی‌های دلسوزان سران فتنه! یکی از موضوعات پر حاشیه که در این هفته به طور جدی توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بهره برداری قرار گرفته است، بحث حصر سران فتنه و بخصوص وضعیت مهدی کروبی است که با ادعای اعتصاب غذای وی برای روزها مهمات و بهانه لازم برای حمله به نظام جمهوری اسلامی را به دست آورده است؛ هر چند نتیجه همه این حملات شکست و رسوایی بوده است. رادیو فردا در یکی از ده‌ها خبر و گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، با تلاش برای این که اعتصاب غذای این پیر فتنه گر را یک موفقیت جلوه دهد از موافقت با درخواست وی برای پایان دادن به اعتصاب خبر داده و می‌نویسد: «پس از "موافقت با خروج مأموران امنیتی" از محل حصر مهدی کروبی، فرزند آقای کروبی از پایان اعتصاب غذای پدرش خبر داد و گفت که قرار است دولت تمام تلاش خود را برای تحقق شرط دوم، یعنی محاکمه علنی آقای کروبی، به کار بندد. محمدتقی کروبی، بعد از ظهر پنج‌شنبه ۲۶ مرداد همچنین اعلام کرد که با حضور وزیر بهداشت و معاون وزیر اطلاعات در بیمارستان محل بستری شدن مهدی کروبی، با یکی از خواسته‌های او برای خروج مأموران امنیتی از محل حصر او موافقت شده است." آقای کروبی در صفحه توئیتر خود نوشت که "دکتر هاشمی و پورفلاح خبر خروج نیروهای امنیتی از منزل را به پدر اعلام کردند. هاشمی تضمین خود و دولت را در عملی کردن این موضوع صریحاً اعلام کرد." دقایقی پیش از انتشار این خبر، حسن قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشت به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که بر اساس خواسته رئیس‌جمهور به اتفاق همکاران به عیادت کروبی رفته است. بنا به گفته وزیر بهداشت "وضعیت فشار خون، ضربان قلب و تغذیه» آقای کروبی تحت کنترل است."»   اما این ادعا خیلی زودتر از آن چه رادیوفردا تصور می‌کرد، دروغ بودنش برملا شد و سخنگوی قوه قضائیه کشورمان در جریان کنفرانس خبری خود، این مساله را کاملاً تکذیب کرد.   حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای در صد و شانزدهمین نشست خبری با اصحاب رسانه در پاسخ به سؤالی در خصوص درخواست‌های آقای کروبی در مورد اینکه نیروهای امنیتی از خانه‌اش بیرون بروند و محاکمه نیز شود و اینکه اولی انجام شده و دومی باقی است، اظهار داشت: "چه کسی گفته اولی عملی شده است؛ نه خیر؛ دروغ محض است."   اما رادیو فردایی که بلافاصله و با اتمام اعتصاب چندساعته غذا خبر برآورده شدن خواسته‌های وی را پخش نمود، در مقابل این حرف سخنگوی قوه قضائیه ساکت مانده و راهی جز سکوت در برابر این شکست دیگر نقشه‌هایی که طراحی می‌کند، پیدا نکرده است. ظاهراً منابع خبری این رادیوی سازمان جاسوسی سیا، تنها به انتشار اخباری که حافظ منافعشان باشد تمایل دارند!!! نماینده مردمی که خواست مردم را فراموش می‌کند! در راستای مظلوم سازی های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از سران فتنه و در ادامه دفاعیات این مجموعه از سران فتنه، در این هفته، اظهارات طبق معمول حاشیه ساز علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی را در این باره مورد توجه قرار گرفته و رادیو فردا تلاش کرده است تا با طرح این موضوع از زبان یک نماینده مجلس ایران، آن را خواست و عقیده مردم کشورمان نشان دهد. این رسانه ضد ایرانی در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، می‌آورد: «علی مطهری، نائب رئیس مجلس، روز دوشنبه ۳۰ مرداد، با اشاره به سخنان سخنگوی قوه قضائیه درباره وضعیت مهدی کروبی خواستار ارائه دلیل مخالفت با درخواست محاکمه علنی محصورین شد. غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول و سخنگوی قوه قضائیه، روز یکشنبه ۲۹ مرداد گفته بود: "یک اقدامی شورای عالی امنیت ملی در سال ۸۹ نسبت به برخی که در رأس قضایا بودند گرفت و این تصمیم منجر به محصور شدن برخی افراد شد و همچنان آن مصوبه به قوت خود باقی است". اشاره وی به حصر خانگی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بود که از سال ۸۹ تاکنون در حصر خانگی به سر می‌برند. به گزارش خبرگزاری ایسنا، در نامه آقای مطهری خطاب به غلامحسین محسنی اژه‌ای با اشاره به اینکه آن مصوبه "حداکثر در شرایط اضطرار و آشوب موجه بوده"‌نوشت: "ادامه حصر خانگی پس از آن نیاز به حکم قضایی داشته والاّ مخالف اصول ۳۲ تا ۳۷ قانون اساسی است". به نوشته ایسنا، علی مطهری در نامه خود همچنین نوشت: "هیچ گاه شورای عالی امنیت ملی نمی‌تواند جای قوه قضائیه را بگیرد و بدون محاکمه و شنیدن دفاعیات متهم برای او مجازات حصر خانگی تا زمان مرگ تعیین کند و نباید بهانه‌های حقوق بشری به دست آمریکا و سایر دشمنان انقلاب اسلامی داد".» اما آیا خواسته مردم ایران هم همین است؟! آیا پرداختن به اظهارات یک نماینده مجلس شورای اسلامی و پر و بال دادن به آن نشان دهنده این است که وی به نمایندگی از مردم سخن می‌گوید و خواسته‌اش، خواسته اکثریت آن‌هاست؟! پاسخ کاملاً روشن و شفاف است؛ شاید اکثریت مردم ایران خواهان محاکمه هر چه سریع تر سران فتنه باشند، اما این به آن دلیل نیست که آن‌ها دلشان به حال این مجرمین سوخته و می‌خواهند حصر خانگی آن‌ها زودتر پایان یابد و آزاد شوند، بلکه به این است که می‌خواهند خائنین به این سرزمین، هر چه زودتر شدیدترین مجازات رفتار و خیانت‌های خود را ببینند تا درس عبرتی برای سایرین باشد. مردم ایران در نهم دی ماه 1388 و در اوج فتنه انگیزی های این جریان که با رهبری و هدایت سران فتنه در حال انجام بود و پس از هتک حرمت عزاداری سالار شهیدان، امام حسین (ع) توسط فتنه گران در تاسوعا و عاشورای آن سال، به طور شفاف و با اقتدار و اطمینان خواسته خود در قبال این مجرمین را با مشت‌های گره کرده فریاد زده‌اند و این فریادها در آن روز حماسی که حتی رسانه‌های غربی نیز به حماسی و عظیم بودن آن اذعان داشته‌اند، تا ابد در تاریخ ماندگار خواهند بود. فریادهای "مرگ بر فتنه گر"، نشان از علاقه مردم به رف حصر و ازادی سران فتنه ندارد، بلکه از علاقه مردم به اشد مجازات برای این مجرمین حکایت دارد و این واقعیت با اظهارات یک نفر تغییر نخواهد کرد؛ هرچند محاکمه و مجازات حق مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی است و اگر به حصر خانگی اکتفا شده است از روی نگاه مهربانانه به آن‌هاست.   دلواپسی‌های یک دوست! یکی دیگر از بهانه‌هایی که در این هفته کمک کرده است تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا فضاسازی‌های خود به نفع جریان فتنه را ادامه دهد، اظهارات و دلواپسی‌های محمد خاتمی، رئیس جمهور اسبق ایران و یکی از فعالین جری‌ام فتنه در حمایت از سران این جریان است. رادیو فردا در این گزارش که به اظهارات محمد خاتمی پرداخته است، می‌نویسد: «محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران، روز یکشنبه ۲۹ مرداد، از رهبر جمهوری اسلامی خواست تا "دستور مسئله رفع حصر"‌رهبران معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را صادر کند. "خاتمی مدیا"،‌ کانال رسمی اطلاع رسانی محمد خاتمی در شبکه‌های اجتماعی،‌ با اعلام این موضوع به نقل از وی نوشت: "به نمایندگی از آزادگان از مقام معظم رهبری تقاضا می‌کنم که دستور حل مسئله رفع حصر را صادر کنند". محمد خاتمی این موضوع را "به نفع نظام و نشانه امنیت و اقتدار"‌آن دانست. همچنین به نوشته سایت کلمه،‌ او با تاکید بر آنکه "رئیس جهمور باید به قول و وعده‌هایی که در انتخابات داده عمل کند خواسته رفع حصر را یکی از مطالبات جدی مردم خواند که باید در جهت رفع آن اقدام کند". محمد خاتمی با تقدیر از قول پایان حضور ماموران امنیتی در محل حصر مهدی کروبی افزود: "ما از اول هم می‌گفتیم که این دست خود دولت است و شاید باید این دستور زودتر از این داده می‌شد و الحمدالله که قول دادند کار انجام شود". وی اضافه کرد: "رئیس جمهور طبق وعده‌ها و قول‌هایی که به مردم دادند و تقاضاهایی که از مردم شنیده‌اند، این خواسته را جدی‌تر بگیرند و با هماهنگی رهبری و با رعایت دغدغه‌های رهبری، این مسئله بکوشند مسأله حصر حل شود و هم گذر از فضای امنیتی به فضای باز و سالم سیاسی آسان‌تر شود". کلمه اشاره کرد که محمد خاتمی "در پی درخواست آزادگان و ایثارگران برای رفع حصر آقایان کروبی، موسوی و خانم زهرا رهنورد"‌این تقاضا را مطرح کرده است. رئیس‌جمهور پیشین ایران همچنین گفت: "دستگاه‌هایی که مسئول هستند، نمی‌خواهند یا نمی‌توانند مسئله حصر را حل کنند و عنایت ایشان (خامنه ای) است که این مسئله حل خواهد شد".» اما در شرایطی این ادعا مطرح می‌شود و تلاش می‌شود که به نوعی از تحقق درخواست‌های مهدی کروبی، رهبر پیر فتنه در پی اعتصاب غذای خشک خبر داده شود که واقعیت این گونه نیست و اصلاً در وضعیت حصر هیچ کدام از سران فتنه هیچ گونه تغییری صورت نگرفته است. حجت الاسلام اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه در تازه‌ترین نشست خبری خود با اصحاب رسانه، در پاسخ به سوالی که در همین مورد طرح گردید، به صراحت و با شدت آن را رد کرده است و بار دیگر تأکید کرده است که مصوبه شورای عالی امنیت ملی به همان صورتی که بوده در حال اجراست و تداوم دارد. و اما خاتمی؛ دوست فتنه گری که برای دوستان خود نگران است. فردی که در جریان فتنه هرچند با زیرکی اما موضع خود را بروز داد و تا به امروز نیز بر آن مواضع که حمایت از فتنه و سران آن بوده، ادامه داده است. حضور و سخنرانی جنجالی‌اش در روز عاشورای حسینی سال 1388 در حسینیه جماران که توسط طرفدارانش به هتک حرمت این روز و عزای سالار شهیدان امام حسین (ع) و سوت و دست و پایکوبی آن‌ها انجامید تنها یک نمونه از هم مسیری وی با جریان فتنه است که در همان روز و در نقاط مختلف تهران به سمت عزاداران حسینی سنگ می‌زدند. و با چنین سابقه دوستی و هم مسیری، آیا نباید از خاتمی انتظار داشت که دلش برای دوستان فتنه گرش بسوزد و سنگ آن‌ها را مدام به سینه بزند؟! اما ایا خاتمی مراقب است که دوستی‌اش همانند جریان معروف دوستی خاله خرسه نباشد و وضعیت را برای هم مسیران فتنه گرش بدتر از اینی که هست نکند؟! با توجه به آن چه در ایام پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کشورمان در سال 1388 رخ داد و رفتاری که سران فتنه داشته و خیانت‌هایی که غیر قابل بخشش است و البته مطابقت این موارد با قوانین کشور کاملاً نشان می‌دهد که در صورت محاکنه عادلانه بر اساس قانون آن چه می‌تواند در انتظار سران فتنه باشد به مراتب سنگین تر و سخت تر از حصر خانگی با همه امکانات است و اصرار بر این موضوع می‌تواند نتیجه ای دردناک را برای آن‌ها رقم بزند. رادیو فردا و رفاقت دیرینه با بهائیت! دوستی و ارتباط تنگاتنگ بهائیت با رادیو فردا که به رسانه ای صهیونیستی – آمریکایی شهرت دارد، کاملاً قابل درک و پیش بینی است و همین امر هم باعث شده است که هر چند وقت یک بار شاهد انتشار گزارش‌هایی در جهت حمایت از این فرقه شیطانی انگلیسی توسط این مجموعه باشیم. رادیو فردا در گزارشی که این هفته منتشر کرده است با اعتراض به وضعیت بهائیان در زندان کشورمان، می‌نویسد: «جامعه جهانی بهائی در گزارشی نسبت به انتقال تعدادی از زندانیان زندان گوهردشت کرج، از جمله ۱۵ زندانی بهائی به بخش جدیدی از این زندان که "شرایطی نامساعدتر و نظارت‌های امنیتی ویژه‌ای" دارد، ابراز نگرانی کرد. دیان علائی، نمایندهٔ جامعهٔ جهانی بهائی در سازمان ملل در ژنو روز چهارشنبه ۲۵ مرداد ماه گفت: "وقایع اخیر زندان گوهردشت بسیار نگران‌کننده است. این بهائیان نه تنها به طرزی ناعادلانه به دلیل باورهایشان زندانی هستند بلکه هم اکنون با فشار مضاعف و رفتار نامناسبی مواجه‌اند که هیچ توجیهی ندارد و حتی با خود قانون ایران نیز در تضاد است." براساس این گزارش، ماه گذشته، زندانیان یکی از بخش‌های زندان گوهردشت توسط مسئولین به بخش نوسازتر زندان منتقل شدند که تجهیزات امنیتی بیشتری دارد از جمله این که حتی در حمام و دست‌شویی‌های آن دوربین مداربسته و میکروفون نصب شده است. این انتقال بدون اطلاع قبلی صورت گرفت و زندانیان اجازهٔ نیافتند وسایل شخصی خود، حتی موارد ضروری مانند دارو و لباس را همراه خود ببرند. این گزارش می‌افزاید: "بلافاصله بعد از این انتقال، ملاقات خانواده‌های زندانیان قطع شد و اخبار شرایط وخیم زندانیان که برخی از آنان از بیماری‌های جدی رنج می‌برند ایجاد نگرانی کرده است." خانم علائی همچنین از مسئولان خواسته تا "هر چه سریع‌تر به این مسئله رسیدگی نمایند". او با درخواست تضمین "سطح قابل قبولی از زندگی در زندان"، درخواست کرده تا این‌گونه رفتار "خشونت‌آمیز" پایان یابد. این گزارش تأکید کرده "هم‌اکنون حدود ۹۵ بهائی در ایران زندانی هستند که همگی آن‌ها تنها به دلیل اعتقادات دینی خود دستگیر شده‌اند." این گزارش یک روز پس از آن منتشر شده است که وزارت خارجه آمریکا گزارش سالانه خود را درباره وضعیت آزادی‌های دینی در جهان در سال ۲۰۱۶ منتشر کرده و در آن همچون سال‌های پیش از تداوم نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی در کشورهای مختلف و از جمله ایران انتقاد شده است. رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا در یک نشست مطبوعاتی، درباره گزارش سال ۲۰۱۶ میلادی در مورد وضعیت آزادی مذاهب در جهان گفت: در ایران، بهاییان، مسیحیان، و دیگر اقلیت‌ها به دلیل اعتقادات مذهبی خود تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند. ایران همچنان به اعدام افراد تحت قوانین مبهم ارتداد ادامه می‌دهد و در سال ۲۰۱۶ میلادی ۲۰ نفر به اتهام "محاربه با خدا" اعدام شده‌اند. وزیر امور خارجه آمریکا اضافه کرده است: امروز اعضای جامعه بهاییان در ایران صرفاً به دلیل اعتقاداتشان زندانی می‌شوند.» این در شرایطی است که بازداشت این افراد هیچ ارتباطی به اعتقاد قلبیان ها نداشته و رفتار مخرب و فراقانونیان ها عامل مقابله قضائی است که صورت گرفته است. غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در همین راستا به صراحت تأکید می‌کند: "هیچ فردی صرف داشتن عقیده و یا نظری بازداشت نمی‌شود چراکه در این صورت بسیاری از بهاییان نیز باید مورد بازداشت قرار می‌گرفتند. ممکن است حتی یک مسلمان و شیعه نیز مرتکب جرمی شده و دستگیر شوند بنابراین باید میان این دو تفاوت قائل شد. در این مورد نیز ممکن است طی سالیانی عده‌ای بهاییان مرتکب جرائمی شده باشند و یا حتی گاهی اتهام آن‌ها ثابت نشده و تبرئه شوند پس صرف بهایی بودن کسی دستگیر نمی‌شود. هرچند که از همه این موارد گذشته نمی‌توان نادیده گرفت که بهائیت یک اقلیت دینی و یک دین نیست بلکه یک فرقه خود ساخته ضاله است که منشاء صنهیونیستی – انگلیسی داشته و هدف آن خیانت، خشونت و فساد است. ارتباط نزدیک و پیوند برادری میان صهیونیست و بهائیت یکی از این واقعیت‌هاست که غیر قابل انکار است؛ رفتارهای بهائیان بازداشت شده در داخل ایران در راستای همکاری ضد ایرانی با اسرائیل که دشمن قسم خورده ملت ایران است، اگر بدون پاسخ بماند قطعاً پذیرفته شده نیست. بهائیانی که از سال‌ها پیش همواره در هر گونه و شیوه ای از جرم و جنایت دخیل بوده‌اند، از تلاش برنامه ریزی شده برای گسترش فساد و فحشا در کشور گرفته تا قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، سرقت‌های کلان، قتل بیگناهان، ایجاد آشوب و اغتشاش و فتنه و البته جاسوسی علیه کشورمان و برای رژیم اشغالگر صهیونیستی که هم در زمان پهلوی و هم اکنون شاهد آن بوده‌ایم، همواره توسط بهائیان شکل گرفته است. بعلاوه آیا در آمریکا اقلیت‌های دینی در آرامش کامل به زندگی خود ادامه می‌دهند؟! خشونت افراطی علیه مسلمانان در ایالات متحده که هر روزه خبری از آن را می‌شنویم، ناشی از چیست؟! خشم از مبارزه با فساد! گسترش فساد در جامعه یقیناً می‌تواند زمینه را برای بسیاری از سیاست‌های تخریبی دیگر فراهم کند و به همین دلیل یکی از موضوعاتی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در فعالیت‌های خود دنبال کرده است، تلاش برای گسترش فساد اخلاقی و اجتماعی در ایران است تا شاید از این طریق روزنه ای برای تحقق سیاست‌های ضد ایرانی اربابانش ایجاد کند. در این راستا، این هفته رادیو فردا در گزارشی به برخورد انتظامی در کشورمان با برگزاری پارتی‌های مختلط، واکنش نشان داده و با تلاش برای این که این برخوردها را نوعی افراط در خشونت و سختگیری موجود در نظام جمهوری اسلامی نشان دهد، با پرداختن به خبر بازداشت حاضرین در یک "استخرپارتی" مختلط، می‌نویسد: «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران اصفهان خبر داد که نیروهای این نهاد روز سه‌شنبه، ۱۷ مرداد، با همکاری نیروی انتظامی، ۶۴ دختر و پسر را در یک "استخر پارتی" در اطراف این شهر دستگیر کرده‌اند. به گزارش خبرگزاری تسنیم، این نهاد روز چهارشنبه مدعی شد که این افراد "در این پارتی به‌صورت نیمه‌برهنه حضور یافته و ضمن شرب خمر، اقدام به رقص و پایکوبی" کرده بودند. اطلاعات سپاه اصفهان همچنین افراد دستگیرشده را متهم کرد که با هدف "ترویج و اشاعه فساد و فحشا"، فیلم‌هایی از "مراسم‌های استخرپارتی" خود را در شبکه‌های اجتماعی پخش کرده بودند. روز سه‌شنبه نیز دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان از پلمپ سه "مرکز برپایی پارتی‌های شبانه" و بازداشت ۱۸ تن در این رابطه خبر داده بود. در دو سال گذشته اخبار منتشر شده دربارهٔ دستگیری افراد در شهرهای مختلف ایران به اتهام شرکت در "پارتی‌های مختلط" و "مصرف مشروبات الکلی" افزایش یافته و گزارش‌هایی دربارهٔ بازداشت تعدادی از جوانان در استان‌های مختلف منتشر شده است. این بازداشت‌ها که در شهرهای مختلف ایران رخ می‌دهد، حتی به جشن‌های تولد و عروسی نیز کشیده شده و تاکنون ده‌ها تن در این ارتباط بازداشت یا به قید تعهد و پرداخت جریمه آزاد شده‌اند. در خردادماه سال گذشته نیز اجرای حکم شلاق برای ۳۵ دانشجو به دلیل شرکت در یک "پارتی مختلط شبانه" در قزوین با اعتراض‌ها و انتقادهای زیادی در ایران مواجه شد.» آیا رادیو فردا با دفاع از چنین رفتارهایی و اعتراض به مقابله با آن‌ها، به دنبال تبدیل کردن جامعه ایرانی به همان چیزی است که در این روزها، جامعه آمریکا به آن دچار است؟! آمارها نشان می‌دهند که فضای اجتماعی و فرهنگی آمریکا، از هر 5 دانشجوی دختر تازه وارد به دانشگاه‌های این کشور، حداقل یک نفر در همان سال اول تحصیل مورد تجاوزهای وحشیانه جنسی از جمله تجاوزهای گروهی و تجاوز در ملاءعام می‌شوند و جالب این جاست که تنها 13 درصد این تعداد به پلیس مراجعه می‌کنند و همین تعداد نیز پس از مراجعه به پلیس، توسط آن‌ها به پس گرفتن شکایت تشویق می‌شوند. وندی مورفی، وکیل و فعال اجتماعی آمریکایی در این باره می‌گوید: "تجاوزهای جنسی در محیط‌های دانشگاهی مدت‌هاست که تبدیل به یک اپیدمی شده است. آماری که ما می‌شنویم بین 1 نفر از 4 نفر، یا 1 نفر از 5 نفر یا 1 نفر از 6 نفر متغیر است. این محیط‌ها برای یک زن خطرناک‌تر است. حالا که این عدد و رقم‌ها بالاتر رفته، زنان می‌ترسند به دانشگاه بروند، چراکه احتمال این‌که در دانشگاه مورد تجاوز قرار بگیرند بیش‌تر از محیط خارج دانشگاه و در دنیای واقعی است. طبق تجربه‌ای که من دارم، بدترین دانشگاه‌ها، دانشگاه‌هایی هستند که مردان موفق‌تری دارند." آیا ایران هم باید به چنین وضعی بیفتد؟! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و شصت و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از مرداد ماه 1396 (24 الی 31 مرداد ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 25 Aug 2017 18:00:41 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/24443/