رادیو دیروز - آخرين عناوين مجله هفتگی :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/Weekly_Magazine Mon, 10 Dec 2018 15:14:47 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 10 Dec 2018 15:14:47 GMT مجله هفتگی 60 رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 221) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28817/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          آخرین هفته از آبان ماه 1397 با رویدادهای کوچک و بزرگ بسیاری در حوزه‌های موضوعی مختلف همراه بود؛ از وضعیت آشفته دولت اسرائیل گرفته تا ادامه ترکش‌های قتل فجیعانه خاشقچی و ...، هر کدام به شکلی توسط ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی مورد استفاده سیاسی و جهت‌دار قرار گرفتتند که رادیو فردا به عنوان یک رسانه صهیونیستی – آمریکایی، جزوی از همین ابزارهاست. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و بیست و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از آبان ماه سال 1397 (23 الی 30 آبان ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و بیست و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل وضعیت بحرانی کابینه نتانیاهو در اسرائیل، شواهد تغییرات موضع آمریکا نسبت به شخص ولیعهد آل سعود، ادعاهای عجیب حقوق بشری کانادا علیه ایران، فضاسازی علیه اسلام با موضوع مردسالاری، واکنش به اظهارات رئیس جمهور ایران در خصوص تحریم‌های آمریکا، تلاش برای سانسور توان اروپا برای مقابله با تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. عزای رادیو فردا در سقوط دولت نتانیاهو یکی از موضوعاتی که در این هفته بخش زیادی از رسانه‌های جهان به آن پرداختند و شاید همین حجم واکنش هم رادیو فردا را وادار کرد که به آن ورود کند، وضعیت بحرانی کابینه نتنیاهو در رژیم اشغالگر صهیونیستی است؛ جایی که برخی رسانه‌ها حتی از سقوط این کابینه و برگزاری انتخابات زودهنگام در این رژیم خبر می‌دهند. رادیو فردا پس از بازتاب گسترده این اخبار در رسانه‌های مختلف، برای حفظ چهره رسانه‌ای خود به طور اجباری به این موضوع پرداخت و اما تنها انتشار اخباری کوتاه و بسیار سطحی از این ماجرا کاملاً نشان می‌داد که قصد این رسانه پرداختن به واقعیت امر و بررسی و تحلیل آن برای مخاطبین خود نیست، بلکه هدفش رفع مسئولیت ظاهری رسانه‌ای و حفظ ظاهر بی‌طرفانه در نگاه مخاطبین است؛ هر چند این گونه واکنش ناقص بیشتر چهره واقعی این مجموعه رسانه‌ای را به مخاطبین نشان داده و باعث ریزش مخاطبین می‌شود، اما آن چه برای رادیو فردا اهمیت دارد رضایت حامیانش است، نه رضایت مخاطبینی که باید دروغ را بجای واقعیت بخوانند و بشنوند. اما واقعیت ماجرا از جایی اوج خود را نمایان ساخت که پس از شلیک پانصد موشک از سمت فلسطین به شهرک‌های صهیونیست نشین و بالارفتن ترس مردم ساکن این شهرک‌ها، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، وزیر مهاجرت این رژیم و چند تن دیگر از اعضای کابینه نتانیاهو، استعفا دادند هم استعفا داد. رسانه‌های صهیونیستی در این میان بارها با انتشار گزارش‌های تحلیلی خود به این واقعیت مُهر تأیید زدند که استعفای لیبرمن، وزیر جنگ اسرائیل به دنبال موفقیت حماس در رویارویی با اسرائیل رخ داد و در واقع جنبش فلسطینی حماس و نیروهای مقاومت موفق به ساقط کردن کابینه اسرائیل شد. با خروج حزب اسرائیل خانه ما یعنی حزبی که رئیس آن لیبرمن است مفهومش این است که کابینه نتانیاهو فقط ۶۱ کرسی در کنیست خواهد داشت و این کار را بجایی رسانده است که حزب خانه یهود (بیت یهود) از نتانیاهو خواسته است تا نفتالی بنت رئیس حزب و وزیر آموزش فعلی را به جای لیبرمن قرار دهد و آنرا شرط تداوم حمایت از کابینه قرار داده است و واقعیت‌ها نشان می‌دهد که نتانیاهو برای بقای کابینه‌اش چاره‌ای جز پذیرش این پیشنهاد ندارد. با این وجود، اخبار منتشر شده در رسانه‌های اسرائیل حاکی از این است که نتانیاهو با پیشنهاد نفتالی موافقت نکرده و باید منتظر انتخابات زود هنگام در اسرائیل بود؛ در واقع نتانیاهو تا فروپاشی دولتش چند گام بیشتر نمی‌بیند. در این میان همانطور که گفته شد رادیو فردا تنها به انتشار اخباری بسیار سطحی و تعدادی بسیار اندک اکتفا کرده است و تفاش کرده تا خود را از این مهلکه دور نگاه دارد. این نوع خط خبری دلایل متعددی دارد که دو دلیل عمده آن، ناراحتی رادیو فردا از وضعیت فعلی کابینه نتانیاهو و البته اعمال فشار حامیان صهیونیست این رسانه برای کنترل فضای رسانه‌ای مربوط به این موضوع است. متن خبرهای مربوط به سقوط نتانیاهو به گونه‌ای نگاشته شده است که سقوط کابینه نتانیاهو و برگزاری انتخابات زودرس را تنها در حد یک احتمال مطرح می‌کند. در واقع رادیو فردا تصور هم نمی‌کرد که نتانیاهو با آن دبدبه و کبکبه با شلیک پانصد موشک از مسند قدرت برداشته شود و به معنای واقعی اسیر دست موشک‌های جنبش مقاومت شود. این زلزله بزرگ سیاسی در اسرائیل یک پیام بزرگ برای محور مقاومت دارد و آن هم این است که با بالا گرفتن ترس شهرک نشین ها و نفوذپذیر بودن گنبد آهنین اسرائیل تا حذف این غده سراطانی از صحنه تاریخ و نقشه جغرافیا تنها چند گام دیگر بیشتر باقی نمانده است. این استعفاها نمی‌تواند صرفاً به یک اختلاف نظر جزیی برگردد. واقعیت‌ها نشان از آن دارد که حکومت جعلی اسرائیل دیگر قادر نیست برای شهرک نشین هایش امنیت را تأمین کند و خالی شدن شهرک‌ها از صهیونیست‌ها به معنای برچیده شدن و فرو پاشی حکومت جعلی صهیونیستی است. تغییر سطح روابط آمریکا و ولیعهد سعودی به ادعای رادیو فردا موضوع قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد رژیم آل سعود یکی از پر تکرارترین موضوعات رسانه‌ای جهان در چند وقت اخیر است که ما نیز در شماره‌های مختلف این مجله هفتگی به آن پرداخته‌ایم. در هفته‌های پیش دیدیم که چطور با وجود شواهد محکمی که نقش محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی در این قتل فجیع را اثبات می‌کند، باز هم دولت آمریکا از ارتباط و روابط تجاری و سیاسی خود با آل سعود حمایت کرده و به راحتی از کنار این جنایت عبور کرد. اما در این هفته برخی گزارش‌ها که با واکنش رادیو فردا هم همراه بود، نشان از اعمال تغییراتی جدی در سطح روابط بین آمریکا و عربستان و تغییر جهت حمایتی کاخ سفید و غرب از محمد بن سلمان به شخص دیگری دارد که در جای خود جالب توجه است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در یکی از این واکنش‌ها با انتشار گزارشی، ضمن پرداختن به احتمالات مربوط به کنار گذاشته شدن محمد بن سلمان از مقام ولیعهدی عربستان، نوشته است: «اعضای خاندان سلطنتی در حال رایزنی در خصوص جانشینی احتمالی احمد بن عبدالعزیز برادر کوچکتر ملک سلمان و عموی محمد بن سلمان هستند. طبق این گزارش، احمد بن عبدالعزیز تنها برادر تنی ملک سلمان است که از حمایت اعضای خاندان سلطنتی، نیروهای امنیتی و کشورهای غربی برخوردار است.» حمایت دونالد ترامپ از حکومت عربستان سعودی و به ویژه محمد بن سلمان پس از ماجرای قتل خاشقچی، با موجی از انتقادها در کنگره آمریکا روبه‌رو شده است. بعضی از کارشناسان و رسانه‌ها حضور رئیس سازمان CIA در هواپیمای حامل ترامپ به کالیفرنیا را نیز نشان از تغییر نظر وی نسبت به ولیعهد سعودی توجه بیشترش به گزارشات این سازمان در مورد قتل خاشقچی می‌دانند. از طرفی ولیعهد عربستان در داخل خود خاندان سلطنتی این کشور هم وضعیت خوبی ندارد. از آغاز روی کار آمدن بن سلمان و راه اندازی موج دستگیری‌ها در خاندان آل سعود و بازداشت برخی مقامات بلند پایه عربستان به دستور او، نارضایتی‌ها از حضورش در مسند جانشینی پادشاه بالا گرفت تا جایی که رسماً برخی مقامات اعلام ناراحتی کردند و قتل جمال خاشقجی نیز از آن دست اقدامات ناشیانه این ولی عهد جوان بود که توانست دنیا را در مقابل او به موضع گیری وادار کند. اعتراضات به بن سلمان آنقدر بالا گرفته است که بزرگان آل سعود هم تصمیم گرفته‌اند ترتیبی اتخاذ کنند تا او نتواند پادشاه عربستان شود. مطرح شدن نام احمد بن عبدالعزیز که برادر ملک سلمان است به معنای جدی بودن حذف بن سلمان از معادلات است. احمد از جمله منتقدان نحوه حکومت داری در این روزهای عربستان است و این موضع را هم رسماً بیان کرده است. شاید ورود هر چند مختصر رادیو فردا به این ماجرا را هم با توجه به سابقه این رسانه که چیزی جز پیروی از سیاست‌های کاخ سفید نبوده است، بتوان نشانه‌ای دیگر از این واقعیت تلخ برای محمد بن سلمان دانست. کانادا، دایه دلسوز جدید حقوق بشر در ادامه مباحث حقوق بشری، خودنمایی ضد ایرانی کانادا یکی از موضوعات جالب این هفته بود؛ جایی که در شرایطی که دنیا شاهد نقض حقوق بشر از سوی کشورهایی مانند عربستان سعودی است، مقامات کانادا انگشت اتهام را به سمت ایران گرفتند و علیه کشورمان قطعنامه صادر کردند و این موضوع با رضایت و بازتاب گسترده رادیو فردا همراه شد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در ویژه برنامه "دریچه" خبر داد: «کمیته سوم سازمان ملل متحد، روز پنجشنبه ۲۴ آبان ماه، قطعنامه پیشنهادی کانادا درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را با ۸۵ رأی مثبت در مقابل ۳۰ رأی منفی و ۶۸ رأی ممتنع تصویب کرد.» اما نکته مهمی که رادیو فردا از پاسخ به آن فرار می‌کند این سؤال اساسی است که چرا با وجود جریانات مربوط به قتل فجیع جمال خاشقجی و نقض گسترده حقوق بشر توسط عربستان سعودی، دولت کانادا علیه دولت ایران قطعنامه حقوق بشری به سازمان ملل پیشنهاد می‌دهد؟! جالب است که بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، «جاستین ترودو» نخست وزیر کانادا چند روز قبل در اظهارتی تأئید کرد که نهادهای اطلاعاتی این کشور فایل صوتی مرتبط با قتل جمال خاشقجی روزنامه‌نگار سعودی در کنسولگری عربستان در شهر استانبول را در اختیار دارند و نهادهای اطلاعاتی کانادا درباره این موضوع با سرویس اطلاعاتی ترکیه همکاری نزدیکی داشته‌اند. اما با علم بر واقعیت و آگاهی از حقیقت جنایتی که توسط آل سعود صورت گرفته است، در کنار جنایات دیگری مانند وضعیت بحرانی یمن و ...، جالب است که تنها چند روز بعد، دولت و مقامات کانادا بجای موضع‌گیری در این خصوص و علیه آل سعود، به یکباره طرح قطعنامه علیه ایران در موضوعات حقوق بشری را مطرح می‌کند و به نوعی در پازل طراحی شده غربی – عربی برای تحریف اذهان از سمت عربستان به سمت ایران نقش آفرینی می‌کند. در همین راستا، واکنش "اسحاق آل حبیب"، نماینده ایران در سازمان ملل متحد در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد که با موضوع بررسی قطعنامه پیشنهادی کانادا درباره وضعیت حقوق بشر ایران تشکیل شده بود، بهترین و جامع‌ترین پاسخ به این تلاش‌های عوام‌فریبانه است که در ادامه مشروح کامل آن را می‌خوانید: «آقای رئیس هرساله وقت و منابع این کمیته بر سر قطعنامه‌ای که صرفاً منعکس کننده رویکرد گزینشی و بی هدف بانیان آن است هدر می‌رود. کانادا باید تا کنون دریافته باشد که این اقدام بی معنا و بی ثمر، دهن کجی به حقوق بشر، اقدامی مضر برای مکانیسم‌های حقوق بشری سازمان ملل و بی احترامی به شعور مردمی است که از نزدیک رویکرد گزینشی کانادا در قبال وضعیت‌های حقوق بشری را مشاهده می‌کنند. نگاهی به سابقه آرای حقوق بشری کانادا در سازمان ملل بسیار روشنگر خواهد بود. اتاوا همراه معدودی از کشورها در سطح جهان مستمراً و بطور غیرمشروط حامی اسراییل برخلاف همه جنایات وخیم حقوق بشری آن رژیم بوده است. این سطح از نفاق و استاندارد دوگانه حیرت انگیز است. در عین حال منابع موثق بین المللی موارد متعدد نقض تعهدات حقوق بشری کانادا را گزارش کرده‌اند. سیاست‌ها و برخوردهای تبعیض آمیز علیه بومیان، مهاجرین و اقلیت‌ها سیستماتیک بوده است. خشونت پلیس، ناپدیدشدگی اجباری و قتل بومیان بخوبی مستند شده‌اند در حالی که زنان و دختران بومی همچنان از خشونت و تبعیض نهادینه شده آسیب می‌بینند. آقای رئیس ناپیوستگی، استاندارد دوگانه و رویکردهای تبعیض آمیز جزء لاینفک سیاست خارجی کشورهایی نظیر کانادا است. برای این مدعیان خودخوانده حقوق بشر دو مسیر برای مواجهه با موضوعات حقوق بشری وجود دارد. نحوه برخورد آن‌ها کاملاً بستگی به این دارد که چه کسی در معرض اتهام است. همین شیوه منافقانه با عواقب بسیار خطرناک در سطح جهان را می‌توان در مقابله آنها با تروریسم هم ملاحظه کرد. آن‌ها به راحتی تروریست‌های خوب را که بطور فاحش مرتکب نقض حقوق بشر می‌شوند استخدام کرده و مورد حمایت قرار می‌دهند تا دولتهای نامطلوب ایشان را که با وقاحت 'دولت‌های سرکش' می‌نامند بی ثبات سازند. در عین حال بدون هرگونه ملاحظه، نبرد با اشغال و حمله خارجی را تروریسم می‌نامند. برای کشورهایی همچون کانادا و آمریکا احترام به حقوق بشر، ارتقای دموکراسی و مبارزه علیه تروریسم همگی اجزایی از سیستم ایدئولوژیک سلطه جویی هستند. به هرحال این توهین آمیز است که این کشورها انتظار داشته باشند بقیه، این نفاق ریشه دار را بعنوان اقداماتی از سر صدق و نوع دوستانه بپذیرند. برخی از کشورهایی که بر این قطعنامه اصرار دارند حتی آنقدر جسارت دارند که ادعا کنند سیاست خارجی آنها مبتنی بر آزادی‌های اساسی است. این ادعای مسخره می‌تواند صحیح باشد. آن‌ها برای خودشان آزادی در استعمار بقیه قائل هستند. این ادعا صحیح است وقتی که آنها از آزادی خود برای سرقت منابع ملی دیگر کشورها استفاده می‌کنند، آزادی انتصاب دیکتاتورها در کشورهای ما و نابود کردن رویاهای آزادیخواهانه ملی ما، آزادی نهادینه کردن شکنجه، تشویق نفرت افکنی و نژادپرستی، مشروعیت بخشیدن به اشغال خارجی، اقدام به حملات پیش دستانه، اعمال سیاست‌های تغییر رژیم، تحمیل اقدامات زورمدارانه یکجانبه و ریشه کنی مردمان بومی. شاید قبل از سخنوری برای بقیه در باب حقوق بشر آنها باید به این سئوال پاسخ دهند که میلیون‌ها قربانی سیاست‌های ایشان درباره حقوق بشر چه فکر می‌کنند. آقای رئیس ایران در تاریخ بسیار طولانی خود هرگز برده داری نکرده، ایران هرگز کشورهای دیگر را استعمار نکرده، ایران هرگز جوامع بومی را از میان نبرده و هرگز بدنبال برتری جویی نژادی نبوده است. از این رو مسخره است که معدودی کشورهای شناخته شده که همه این سوابق و بدتر از آنها را در تاریخ کوتاه خود دارند جرات می‌کنند مفهوم ارزشمند حقوق بشر را برای اهداف کوته نگرانه سیاسی خود مورد سوء استفاده قرار دهند. اصرار کانادا بر ادامه روش منسوخ تقابل بجای همکاری تأسف انگیز است. کانادا درحالی اصرار بر این قطعنامه دارد که اسراییل آخرین رژیم آپارتاید جهان همواره یکی از بانیان آن بوده است. کانادا آنچنان علاقه‌ای به قطعنامه دارد که حتی منتظر نماند تا گزارش ذیربط دبیرکل توزیع شود. کانادا بدون توجه به درخواست‌های مکرر ایران برای گفت وگوی های محترمانه، مشتاق این قطعنامه جهت دار است. فهم چنین اصراری بر سیاسی کردن و دوقطبی ساختن حقوق بشر دشوار است.» تلاش رادیو فردا برای تخریب جایگاه زنان در جامعه اسلامی یکی دیگر از برنامه‌های حاشیه ساز رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا "تابو" است که در آن با وقاحت تمام به ارزش‌ها، اعتقادات و اصول اخلاقی اهانت می‌شود و به عنوان آزادی بیان و رسانه موجه جلوه داده می‌شود. این برنامه در هفته اخیر به بخشی از دین اسلام که مربوط به برابری زنان و مردان است پرداخته و تلاش کرده تا مردسالاری را به عنوان یکی از اصول اساسی اسلام معرفی کند. رادیو فردا و مجری برنامه "تابو" به این شکل وارد طرح این موضوع می‌شود: «منتقدان می گویند نهاد خانواده نهادی است مرد سالار. نهادی که بسیاری از حقوق را یک طرفه به مرد واگذار کرده است.» طبیعی است که وقتی اولین جمله در بحث اینگونه بیان می‌شود، مخاطب به نوعی وادار می‌شود که به این نظر منتقد تن بدهد و با پیش فرض گرفتن عمومیت این باور نسبت به ادامه بحث، ذهنش جهت می‌گیرد. اما آیا این موضوع که تصمیم‌گیرنده نهایی خانواده مرد باشد، فقط در خانواده‌های مسلمان و در جوامع اسلامی رایج است و در سایر جوامع مشاهده نمی‌شود؟! پاسخ آن کاملاً مشخص است و همانطور که قوانین و اصول اسلامی بر پایه فطرت آدمی استوار است، ویژگی‌های ذاتی انسان‌ها در سراسر جهان با میزانی تغییرات، به این سمت گرایش دارد و هرچن همیشه مواردی استثنا وجود دارد، اما کلیت رفتاری حاکم بر جوامع مختلف گویای این واقعیت است. تحقیقات و نظرات کارشناسان مختلف نشان می‌دهد که بر اساس آفرینش زن منشأ بروز و قلیان احساسات است و مرد به دلیل داشتن روحیه خشن‌تر نسبت به نرم خویی زن، از تعقل بیشتر در مسائل برخوردار است بدین معنا که به سادگی اسیر احساسات نمی‌شود و همین امر باعث می‌شود که ناخود آگاه احساسات مغلوب تعقل شود و در برابر تصمیم مبتنی بر عقل تسلیم شود. بنابر این ادعای برنامه "تابو" مبنی بر این که نظام اسلامی دارای ماهیت مرد سالار است و این موضوع به عنوان عوارض مسلمان بودن شناخته می‌شود، تنها یک مغالطه آشکار است. از طرف دیگری کارشناس رادیو فردا در این برنامه، وضعیت رفتاری حکومت آل سعود در عربستان و محدودیت‌های زندگی زنان در این کشور را به کل جوامع اسلامی نسبت می‌دهد که هر فردی با سطح اندکی از درک و آگاهی می‌داند که قیاسی کاملاً اشتباه و به دور از واقعیت است. با این وجود، باید نیم نگاهی نیز به وضعیت زنان در کشورهای مطرح غربی از جمله خود ایالات متحده آمریکا انداخت؛ کشوری که در دوران جدید به پایتخت برده‌داری نوین در جهان شناخته می‌شود و زنان، تنها کالایی جنسی و مادی برای کسب درآمدهای مختلف محسوب می‌شوند و طرح اتهام علیه اسلام و وضعیت جوامع اسلامی هرگز نمی‌تواند واقعیت بحرانی زنان در این کشور و سایر کشورهای غربی را از دید عموم و متفکران پنهان نگاه دارد. تلاش رادیو فردا برای وارونگی مقصر و قربانی تحریم مبحث دیگری که در این هفته جزو فعالیت‌های پر تکرار و اصلی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا قرار داشت، بحث تحریم‌های ضد ایرانی جدید کاخ سفید و اثرات آن بر جامعه ایرانی است؛ جایی که این رسانه فارسی زبان تلاش کرد به بهانه‌های مختلف از موفقیت همراه با بزرگنمایی این تحریم‌ها خبر دهد و در کنار آن هدف این تحریم‌ها را حکومت و حاکمیت ایران و نه مردم کشورمان معرفی کند. در یکی از این موارد "نیوشا بقراطی"، مجری برنامه "ساعت ششم" تلاش کرد تا به شکل‌های مختلف، از میزان نفرت افکار عمومی ایران نسبت به دولتمردان آمریکایی بعد از خروج ترامپ از برجام و اعمال تحریم‌ها بکاهد. وی این برنامه را به سخنان حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان در نشست شورای عالی اجتماعی کشور اختصاص داد و برای بهره‌برداری سیاسی و جهت‌دار از این اظهارات و نزدیک نشان دادن خود با اقشار مختلف مردم ایران که از پیامدهای تحریم‌ها متضرر شده‌اند، این‌گونه بحث خود را مطرح می‌کند که: «مردم بعد از تحریم‌های آمریکا "امیدواری بیشتری پیدا کرده‌اند"، تحریم‌ها "هیچ تاثیری بر روند اقتصادی کشور نداشته"، "ملت از آمریکا عصبانی است، نه از دولت و نظام"! این بخش‌هایی از چند اظهار نظر اخیر حسن روحانی درباره وضع معیشتی مردم است که همزمان با گزارش‌های پرشمار مبنی بر رشد هر روزه قیمت‌ها صورت گرفته است؛ آیا تحریم‌ها باعث امیدواری است؟ آیا تحریم‌ها بر وضع معیشتی در ایران تاثیری نداشت؟ اگر مردم امیدوارتر شده‌اند، چرا باید از کسی عصبانی باشند؟ اگر عصبانی هستند، از چه کسی؟! در برنامه این هفته ساعت ششم به دنبال پاسخ این پرسش‌ها هستیم.» اما در شرایطی نیوشا بقراطی تلاش می‌کند با این سؤالات خود مردم ایران را در مقابل حکومت قرار دهد که از همان ابتدای اعمال تحریم‌ها توسط کاخ سفید، مشخص بوده که هدف مردم کشورمان هستند و به همین دلیل هم برخی نهادهای بین‌المللی از جمله دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه، رسماً تحریم‌ها را نقض حقوق بشر دانستند. از طرفی در چند سال اخیر شاهد بودیم که علیرغم برخی انتقادات و مخالفت‌ها و علیرغم عدم اطمینان به طرف‌های غربی، دولت ایران به مذاکرات هسته‌ای و توافقات صورت گرفته در قالب برجام پایبند بوده و تا همین لحظه نیز به اذعان بسیاری از مقامات و کارشناسان کشورهای مختلف بسیار بیشتر از سطح تعهدات برجامی خود را نیز انجام داده است؛ اما با این وجود این دولت آمریکا بود که به یکباره و با وجود اعتراض و مخالفت سایر کشورهای درگیر در این توافق، یک طرفه به آن پشت کرده است. در این فضا، نه تنها مردم عادی یا نخبگان سیاسی، که حسن روحانی، رییس جمهوری که با شعار اثر بخشی مذاکره و سازش به انتخابات آمده و همه جا مذاکره با کدخدا را راه حل می‌دانست، از شعارهای خود در قابل دولت زورگوی آمریکا عدول کرد و پاسخگویی به تهدیدات ترامپ پرداخت. او اخیراً در جلسه شورای عالی اجتماعی کشور اظهار کرد: "مردم بعد از 13 آبان نسبت به قبل از آن، امیدواری بیشتری پیدا کرده‌اند، در حالی که قبل از 13 آبان، عده‌ای تصور می‌کردند که اتفاقات خاصی رخ خواهد داد و همه زندگی مردم بهم خواهد ریخت، اما پس از آن روز همه مشاهد کردند که این تصورات واهی و غلط است و هیچ‌کدام از ادعاهای دشمن، به آن صورتی که انتظار داشتند، تحقق پیدا نکرد، لذا چنین نیست که تصورات دشمن محقق شده و ما ناتوان باشیم. اینگونه بزرگ‌نمایی مشکلات و ناامید کردن مردم، ظلم بزرگی به مردم است و همه باید در این زمینه هوشیارانه عمل کنند." آیا اروپا سابقه ایستادگی در برابر تحریم‌های آمریکایی را دارد؟! یکی دیگر از موضوعات چند وقت اخیر مربوط به تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا، مسئله همراهی یا عدم همراهی کشورهای اروپایی با آن است که با واکنش‌های مختلف رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا هم همراه بوده و به همین دلیل با بررسی یکی از این موارد، مجله این هفته را به پایان می‌رسانیم. همانطور که در هفته‌های پیش هم مورد بررسی قرار دادیم رادیو فردا در تمام این مدت، بی توجه به واقعیت امر، تلاش کرده تا اروپا را در بحث تحریم‌های ضد ایرانی، متحد و همراه کاخ سفید معرفی کند. در همین راستا، این هفته نیز این رسانه وابسته به دولت آمریکا، با انتشار گزارشی کاملاً جهت دار با عنوان «دیپلمات‌ها: هیچ کشور اروپایی حاضر به میزبانی سازوکار تجارت با ایران نیست» به دنبال فضاسازی در راستای این خط مشی رسانه‌ای گام برداشته است. اما آیا واقعیت این است؟! یا اگر هست واقعاً به همین شدت وجود دارد؟! پیش‌تر در خصوص اظهار نظرهای رسمی مقامات اروپایی علیه تحریم‌ها و در راستای تعهد به برجام سخن گفته‌ایم و این موضوع به قدری آشکار هست که نیازی به تکرار آن وجود ندارد؛ به همین دلیل اینبار تعدادی تجربیات کشورهای جهان در مقابل تحریم‌های آمریکا را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ همان چیزی که رادیو فردا همیشه آن را سانسور کرده و با سکوت از کنارش عبور کرده است. مثلاً رادیوفردا هیچگاه نمی‌گوید که تحریم‌های مالی و نظامی در ۱۹۸۴ پس از انفجار پایگاه‌های نظامی آمریکا در لبنان حتی در داخل آمریکا به نقض داخلی انجامید و ماجرای مک فارلین را به همراه داشت و هرچند ایران در ماه‌های پایانی جنگ با محدودیت‌های شدید تسلیحاتی و نظامی روبرو بود اما پس از آن توانست با عقد قرارداد با روسیه، چین و کره به ترمیم و گسترش تشکیلات نظامی خود بپردازد. یکی دیگر از موارد سانسور در رادیو فردا قوانین مسدود ساز است. اخیراً فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای مشترک با وزرای خارجه فرانسه، آلمان و انگلیس این مسئله را مطرح کرد. در این بیانیه اعلام شده است که نسخه به روز شده قوانین مسدودساز تحریمی اتحادیه اروپا از فردا برای مقابله با تحریم‌های آمریکا علیه ایران، اجرایی می‌شوند. بر اساس این گزارش در پی تصمیم آمریکا برای خروج از برجام و بازگشت تحریم‌های بین المللی این کشور علیه ایران، اروپا با از سرگیری قانون «مسدود ساز تحریم» که پیشتر برای مقابله با تحریم‌های آمریکا علیه کوبا تدوین شده بود، شرکت‌های اروپایی را از تحریم‌های آمریکا علیه ایران در امان نگه می‌دارد. اتحادیه اروپا اولین بار در سال ۱۹۹۶ با هدف مقابله با آثار فراسرزمینی تحریم‌های یکجانبه آمریکا، قوانین مسدودساز تحریمی را تدوین کرد. این قوانین شرکت‌های اروپایی را از تبعیت از تحریم‌های یکجانبه آمریکا بازداشته و این امکان را به آن‌ها می‌دهد که با شکایت از ایالات متحده یا افرادی که به واسطه تحریم بر آن‌ها خسارت تحمیل کرده‌اند، غرامت دریافت کنند. قوانین مسدودساز شرکت‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا را ملزم می‌کند ظرف ۳۰ روز پس از آنکه به واسطه آثار فراسرزمینی تحریم‌های اتحادیه اروپا متحمل خسارت شدند، شورای اروپا را در جریان قرار دهند. شرکت‌های اروپایی همچنین از رعایت آثار فراسرزمینی تحریم‌های مشمول قوانین مسدودساز، منع شده‌اند. علاوه بر این، این قوانین احکام دادگاه‌های خارجی که بر اساس آثار فراسرزمینی تحریم‌های آمریکا وضع شده باشند را در اتحادیه اروپا بی‌اثر می‌کند. در اواخر تیرماه سال جاری وال استریت ژورنال به نقل از چندین مقام اروپایی گزارش کرد که اتحادیه اروپا درصدد ایجاد حساب یا فعال کردن حساب‌های قدیمی بانک مرکزی ایران در بانک‌های مرکزی عضو این اتحادیه است تا از این طریق بتواند برجام را حفظ کند. این طرح در نشستی که وزیران خارجه آلمان، فرانسه و بریتانیا (و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) در اواسط تیر ماه با مقام‌های ایرانی در وین داشتند، ارائه شده است. به نوشته این روزنامه دیگر کشورهای اروپایی و از جمله اتریش و سوئد نیز اعلام کرده‌اند که ایجاد حساب برای بانک مرکزی ایران در بانک‌های مرکزی خود را بررسی می‌کنند. مقام‌های اروپایی که وال استریت به آنها استناد کرده، تاکید کرده‌اند که مذاکره با بانک‌های مرکزی اعضای اتحادیه اروپا در جریان است. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و بیست و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از آبان ماه 1397 (23 الی 30 آبان ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 23 Nov 2018 05:59:51 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28817/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 218) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28698/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته اول از دومین ماه فصل پاییز 1397 را هم سپری کرده‌ایم؛ هفته‌ای که در دنیای رسانه و خبر با موضوعات مختلفی در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... مواجه بوده‌ایم و دیدیم که رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی از جمله رادیو فردا که رسانه‌ای مرتبط با دولت آمریکاست، چگونه از هر خبری به شکل جهت‌دار و در راستای اهداف خود بهره‌برداری کردند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و هجدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از آبان ماه سال 1397 (01 الی 08 آبان ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و هجدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش برای اثبات ضد حکومتی بودن تحریم‌های آمریکا علیه ایران، اعتراف به اختلافات عمیق آمریکا و اروپا بر سر ایران و برجام، فضاسازی ضد ایرانی با بهانه ماجرای مرگ "هکی"، وحشت اسرائیل از ایران در سخنان رئیس موساد، سابقه و آینده رادیو فردا در پروژه ضد ایرانی آمریکا و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. تحریم؛ گرگی در لباس گوسفند! یکی از موضوعاتی که در چند وقت اخیر بسیار داغ بوده و مدام رسانه‌هایی از قبیل رادیو فردا و حتی دولت‌مردان آمریکایی بر آن پافشاری داشتند، این است که تحریم‌های اعمالی علیه ایران، فقط علیه حکومت جمهوری اسلامی استفاده شده و زیانش برای حکومت ایران است و هیچ‌گونه آسیبی به مردم کشورمان نمی‌زند! اما وقتی به واقعیت‌های درونی جامعه ایران نگاه کنیم، به راحتی پی به پوچی این ادعا برده و درخواهیم یافت که دوستی مقامات آمریکایی با مردم ایران تنها عوام فریبی برای ایجاد روزنه‌ای مناسب با هدف ضربه زدن بیشتر است. در همین راستا، در هفته نخست آبان ماه، رادیو فردا همچنان بر این موضوع تأکید داشته و با انتشار گزارش‌هایی تعدد تلاش کرده است تا این خواسته اربابانش را به مخاطبین خود بخوراند. در یکی از این موارد، بخشی از برنامه "تابو" توسط "فهیمه خضر حیدری" به این موضوع اختصاص داده شد؛ جایی که مجری این برنامه با تفسیر ناقص و جهت‌دار خود از تحریم‌های آمریکا علیه کشورمان، بر این ادعا تأکید کرد که هدف حکومت جمهوری اسلامی است و تحریم‌های حقوق بشری از قبیل دارو اصلاً اعمال نمی‌شود و در نتیجه آسیبی به مردم وارد نخواهد آمد. اما اگر واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم درخواهیم یافت که یک دسته از تحریم‌هایی که پیش از برجام شهروندان ایران را هدف قرار داده بود، تحریم‌های دارویی بود؛ تحریم که نه ساختارهای حکومتی که حیات مردم را هدف گرفته بود. با اینکه حق سلامت به‌عنوان یک حق اجتماعی در «اساسنامهٔ سازمان بهداشت جهانی» و «اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر» ذکر شده است و تحریم دارویی نیز نقض اعلامیه حقوق بشر به حساب می‌آید اما آمریکا با وقاحت تمام چندین بار آن را علیه مردم ایران اعمال کرد.   بعلاوه، اصلی‌ترین بخش تحریم‌های ضد ایرانی به ممنوعیت‌ها در تبادلات مالی میان سایر کشورها و ایران اختصاص دارد که این خود بسیار فراگیر است و مانند چتری گسترده تمامی موضوعات مختلف، حتی دارو را هم شامل می‌شود؛ این امر باعث می‌شود ایران دیگر مقصد واردات دارو یا مواد اولیه دارویی نشود و تحریم دارویی نانوشته‌ای به وجود بیاید. این مساله بیش‌تر از آنکه ساختارهای حاکمیتی را نشانه بگیرد مردم را هدف قرار گرفته بود. با شدت گرفتن تحریم‌ها و مصرف شدن ذخایر دارویی کشور، در سال ۹۰ کمبودها جدی شد. این کمبودها در مورد بیماری‌های خاص و ازجمله سرطان، اثرگذارتر بود و اکنون نیز با موارد مشابهی مواجه هستیم.   به عنوان نمونه آبان‌ماه ۹۱ یک نوجوان ۱۵ ساله دزفولی به نام منوچهر اسماعیلی لیوسی که مبتلا به بیماری هموفیلی بود، بر اثر عدم‌دسترسی به دارو از دنیا رفت. احمد قویدل مدیرعامل کانون هموفیلی ایران در این‌باره گفته بود: متأسفانه در حال حاضر سطح دسترسی بیماران هموفیلی به داروهایشان کاهش اساسی یافته است و عملاً با کمبودهای دارویی موجود، بیمار نمی‌تواند در منزل خود دارو نگهداری کرده و در مواقع خطر از آن استفاده کند. کار به جایی رسید که شخصیت‌های مختلف سیاسی، ادبی، هنری و پزشکی به بان کی مون، دبیر کل وقت سازمان ملل نامه نوشتند و به تحریم دارویی اعتراض کردند.   در بخشی از این نامه آمده بود: «جناب آقای بان کی مون، ما می‌دانیم در هیچ سندی، سطری هم درباره تحریم دارویی نوشته نشده، اما به اذعان نماینده‌های پارلمان اروپا، تحریم بانک‌های ایران و عدم‌امکان مبادله پول، ورود دارو به ایران را با سختی‌های بسیاری همراه کرده و اینک مردم کشور من، تاوان آن را می‌دهند.» بگذریم از این که دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه نیز در حکم اخیر خود بر این واقعیت که تحریم‌های آمریکا ضد حقوق بشری بوده و مردم ایران را هدف گرفته، تأکید کرده است؛ هرچند ایالات متحده با وقاحت از اجرای این حکم امتناع می‌کند؛ با این وجود می‌توان گفت تلاش رادیو فردا برای معرفی این تحریم‌ها، همچون تلاش گرگی است که لباس گوسفند به تن کرده است. اعتراف به اختلاف دوستان قدیمی بر سر ایران در ادامه ماجرای بالا و داستان تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا، یکی دیگر از موضوعات داغ این چند وقت اخیر، اختلافاتی است که میان ایالات متحده و دوستان اروپایی‌اش بر سر مسئله تحریم ایران شکل گرفته است؛ اختلافاتی که هرچند شاید بیشتر جنبه ظاهری داشته باشد و بسیاری از رسانه‌های غربی مدام در تلاش هستند تا آن را کمرنگ نشان دهند، اما اکنون به قدری حداقل در ظاهر جدی شده است که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به آن اعتراف می‌کند. رادیو فردا در برنامه "ساعت ششم"، به این موضوع ورود کرده و مجری این برنامه در بخشی از سخنان خود با اعتراف به این اختلاف میان آمریکا و اروپا، می‌گوید: «آمریکا یا اروپا؛ رویکرد فعلی کدام‌یک بیشتر در جهت منافع مردم ایران است؟ در حالی که آمریکا مصمم به اعمال تحریم بر حکومت جمهوری اسلامی برای "تغییر رفتار" آن است، اروپا به دنبال راه‌هایی برای دور زدن تحریم‌هاست. آیا اروپا موفق به مقابله با تحریم‌ها خواهد شد؟ نتیجه هر یک از این راهبردها از یک سو برای حکومت و از سوی دیگر برای مردم چه می‌تواند باشد؟» این اختلاف و شکاف ایجاد شده هرچند برای نخستین بار به این شکل توسط بخشی از رادیو فردا مطرح شده و به آن اعتراف می‌شود، اما موضوع جدیدی نبوده و پیشتر در بخش‌هایی از شماره‌های پیشین همین مجله هفتگی نیز به آن پرداختیم و دیدیم که مقامات اروپایی حداقل در کلام خود چگونه با تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا مخالفت کرده و از تلاش خود برای ایجاد راهی با هدف کم کردن اثر این تحریم‌ها سخن می‌گفتند. اخیراً نیز حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نشست خبری با رسانه‌های خارجی، با بیان اینکه مهمترین موضوع در مسائل منطقه‌ای و بین المللی در یکسال گذشته خروج یکجانبه و غیرقانونی آمریکا از توافق چند جانبه و مورد تأیید سازمان ملل متحد بود، اظهار داشت: در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اکثریت قاطع رهبران کشورهای جهان از برجام به عنوان دستاورد دیپلماسی حمایت کردند. او با اشاره به اینکه آمریکا در اقدام خود علیه ایران تنها مانده و خروج آنها از برجام امروز مورد تأیید کشورهای جهان نبوده و به جز چند کشور معدود همگان این اقدام را اشتباه بزرگی سیاسی می‌دانند، افزود: جلسه شورای امنیت هم که به گونه‌ای غیر معمول توسط ترامپ برگزار شد و قصد داشت با موضوع ایران این جلسه را برگزار کند، با مخالفت اعضا راجع به موضوع عدم اشاعه برگزار شد. در این جلسه نیز روشن شد که آمریکا تنهاست و همه کشورها از برجام حمایت کرده و با لحن مستقیم یا غیر مستقیم اقدام آمریکا را نادرست دانستند. رئیس جمهور با اشاره به دیدارها و ملاقاتهای خود با سران 16 کشور در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، گفت: در این دیدار یکی از مهمترین مباحث درباره اهمیت حفظ برجام در راستای توسعه روابط کشورها، موفقیت دیپلماسی، عدم اشاعه، صلح و امنیت و ناخرسندی از خروج آمریکا از برجام بود. دکتر روحانی خاطرنشان کرد: سران و مسئولان دیگر کشورها در این دیدارها از باقی ماندن ایران در برجام حمایت و آن را نشانه تدبیر دولت ایران دانستند و بر این موضوع که آمریکا منتظر بود تا پس از خروج از برجام، ایران هم بلافاصله خارج شود تا بتوانند در کار خود موفق شوند و این اقدام دولت ایران برنامه ریزی‌های آمریکایی‌ها را با شکست مواجه و آمریکا را منزوی کرد. ماجراهای "هکی"! در چند هفته اخیر به موضوع قتل وحشیانه "جمال خاشقچی"، روزنامه‌نگار منتقد حکومت عربستان پرداختیم و دیدیم که چگونه غرب و رسانه‌های تحت امرش با دیدی متناقض به این موضوع وارد شدند و رئیس جمهور آمریکا چطور به راحتی از این موضوع که نقض آشکار حقوق بشر و آزادی بیان توسط آل سعود بود، به ملایمت عبور کرد. هرچند توسط مقامات آمریکایی و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا این موضوع خیلی زود به پایان خط خود رسید، اما واقعیت‌های این جنایت آل سعود و ابعاد مختلف آن به قدری بر افکار عمومی اثرگذار بود که به این راحتی و با دیدی سطحی امکان کاستن آثار آن وجود نداشت و به همین دلیل رادیو فردا با بهانه‌ای جدید سعی کرد تا فضا را به سمتی ضد ایرانی کشانده تا به این بهانه پرونده خاشقچی را هم ببندد. ماجرای مرگ "فرشید هکی"، که به عنوان چهره‌ای دانشگاهی و رسانه‌ای با تفکرات خاص سیاسی شناخته می‌شد به بهانه‌ای تبدیل شد تا رادیو فردا با بهره‌برداری از آن این مرگ را قتلی سیاسی و عامل آن را حکومت جمهوری اسلامی معرفی کند تا شاید با این روش بتواند ذهن مخاطبین خود را از موضوع رسوایی آل سعود در جریان قتل جمال خاشقچی، منحرف سازد. رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود این گونه نوشته است: «در حالی که یک روز پیشتر مصاحبه‌هایی در رسانه‌ها با محمد مقیمی به عنوان وکیل مدافع خانواده هکی منتشر شده بود، روز پنج‌شنبه خبرگزاری میزان با درج گفت‌وگویی با محمدعلی قدوسی، او را تنها وکیل همسر فرشید هکی خواند. در روزهای اخیر چند تن از دوستان فرشید هکی، از جمله عبدالرضا داوری، مشاور رسانه‌ای در دولت محمود احمدی‌نژاد، اعلام کردند که این حقوقدان، اقتصاددان و فعال محیط زیست «به طرز فجیعی به قتل رسیده و جسد وی به آتش کشیده شده است.» اما جالب است بدانید که اعلام نظر پزشکی قانونی علت فوت این شخص معلوم شده است، این در حالی است که رسانه‌های ضد انقلاب در حال انحراف این خودکشی به سمت قتل هستند. هرچند اکانت‌هایی درصدد بودند از قتل وی برای متهم کردن ایران استفاده کنند، برخی شخصیت‌های داخل کشور نیز با انتشار توئیت‌هایی درصدد بودند کشته شدن وی را غیرعادی جلوه دهند درحالی‌که همان‌ها نیز نظر قطعی درباره قتل فرشید هکی نداشتند. جالب‌تر این که در شرایطی که محمد علی قدوسی به صورت رسمی به عنوان وکیل همسر فرشید هکی معرفی شده است، رادیو فردا به سخنان کسی که خود را وکیل ماریا تقی زاده طبرسی معرفی می‌کند، استناد کرده است! اما علاوه بر اثر این بهانه‌سازی برای پوشاندن رسوایی آل سعود در پرونده خاشقچی، فرشید هکی صرف نظر از نوع مرگش الان برای رادیو فردا از حیث یک ابزار سیاسی بودن قابل توجه است. رادیو فردا بسیار اصرار دارد تا بین احمدی نژاد و افراد منتسب به او زاویه‌ای عظیم با نظام تعریف کند وحتی کار را تا جایی پیش ببرد که حکومت را به حذف یاران احمدی نژاد از صحنه روزگار محکوم کند. فرشید هکی در رادیو فردا به عنوان یک گام در این مسیر شناخته شده است. سردار رحیمی رئیس پلیس تهران در جمع خبرنگاران درباره جزئیات مرگ فرشید هکی گفت: چهارشنبه هفته گذشته خبری به کلانتری 140 باغ فیض مبنی بر آتش گرفتن یک خودرو و قرار داشتن یک جنازه سوخته داخل آن، رسید که بلافاصله عوامل کلانتری و پلیس آگاهی در محل حادثه حاضر شدند. دربررسی های اولیه وطبق نظر پزشکی قانونی مشخص می‌شود این فرد دست به خودسوزی زده است. طبق اظهارات خانواده او، این شخص چندبار اعلام کرده بود که قصد خود کشی دارد. رئیس پلیس تهران تأکید کرد با کسانی که قصد تشویش اذهان عمومی را در این قضیه دارند و از آن تعبیر به قتل می‌کنند برخورد صورت خواهد گرفت. اما فرشید هکی کیست و چرا اینقدر پیرامون او در رسانه‌های ضد انقلاب خبرسازی می‌شود؟ او یک حقوقدان وپژوهشگردرحوزه حقوق بشر بود. فعال در محیط زیست بود واز طرفی هم یک فعال مدنی و طرفدار حقوق کودکان کار بود. فعال سیاسی هم بود و تشکل سیاسی غیر رسمی به نام پیشتازان عدالت و حقوق ایرانیان را بنیان نهاد. در دوره پجم شورای شهرتهران کاندیدا شد اما موفق نشد به شورا ورود کند. نزدیکی او به دولت احمدی نژاد باعث شد که خودسوزی‌اش را به روابط تیره احمدی نژاد با حکومت نسبت دهند و رسانه‌های ضد انقلاب نظیر رادیو فردا از این فرصت نهایت استفاده را ببرند حال آنکه پزشکی قانونی هر شائبه‌ای در مورد قتل او را منتفی دانسته است. کابوس ایران برای رئیس موساد موضوع دیگری که باز هم چندان تازگی ندارد و پیشتر نیز با نمونه‌های مختلفی از آن مواجه بودیم، وحشت مقامات رده بالای اسرائیلی از قدرت جمهوری اسلامی ایران است؛ وحشتی که اینبار به شکلی دیگر و از زبان رئیس موساد مطرح شده است و رادیو فردا نیز در کنار تلاش برای پوشاندنش، به آن اشاره کرده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی که ارتباطش با اسرائیل کاملاً اثبات شده است، در بخشی از یک گزارش در این هفته نوشته است: «رئیس موساد بخشی از گفت‌وگوی اخیرش با "یک همتای آمریکایی" را برای حاضران شرح داد و افزود: او از من پرسید اگر ایران شکست بخورد، چه خواهد شد؟، پاسخ دادم اگر بتوانیم ایران را شکست بدهیم، ممکن است من شغلم را از دست بدهم اما اگر ایران شکست نخورد، ممکن است بی‌خانمان شوم. من دومی را ترجیح می‌دهم.» تردیدی نیست که ایران پس از انقلاب برای آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل به مهمترین موضوع درخاورمیانه شد اما این دو دهه اخیر ایران برای این دو شیطان تبدیل به دردسری عظیم شده است. تجهیز حزب الله لبنان و نیروهای مبارز فلسطینی از یک سو و کمک به سوریه و عراق به عنوان اعضای محور مقاومت از سوی دیگر این دو قدرت مدعی در جهان را به شدت دچار خسارت کرده است. ایران آنقدر برای این دو متحد آزاردهنده و با عظمت است که تبدیل به مهمترین مسئله مورد بحث در مذاکرات طرفینی آنها شده است. یوسی کهن رئیس موساد درسخنانی حیات کاری‌اش را به سرنوشت کشور جعلی‌اش در مصاف با ایران گره زده است. این نوع اظهار عجز و در ماندگی دربرابر ایران از زبان کسی بیان می‌شود که بر سازمانی جاسوسی ریاست می‌کند که افراد این سازمان و حامیان بین المللیش مدعی هستند زبده‌ترین سازمان جاسوسی در جهان هستند. کهن بقا و دوام شغلی‌اش را منوط به پیروزی و یاشکست در جنگ با ایران می‌داند. یقیناً موضع او حین بیان این کلام موضع زور آزمایی نظامی نیست بلکه جنگ اطلاعاتی مورد بحث است. نوع کلمات او در این بیان نشانگر آن است که او هم می‌داند ایران برنده این نبرد است چرا که بی خانمان شدن رابرای خودش ترجیح داده است و این یعنی شرط بی خانمان شدن رانزدیکتر به ذهن می‌داند و آن شرط همان شکست اسرائیل از ایران است. رادیو فرد احتمالاً متوجه نبوده است که با انتشار این خبر چه نتیجه‌ای را باید در بازخورد مخاطب جست و جو کند. حتماً رادیو فردا مایل نخواهد بود که اسرائیل را مغلوب در برابر ایران جلوه بدهد اما این کار را کرده است. رادیو فردا، شاخه‌ای خشکیده از پروژه ضد ایرانی آمریکا در دنیای رسانه اما بخش پایانی این شماره از مجله هفتگی را به ارائه مختصری از شناسنامه رادیو فردا اختصاص داده‌ایم تا به طور خلاصه ببینیم این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با چه هدفی و در چه قالبی شکل گرفته و آیا امروز توانسته است به اهداف خود برسد یا خیر؟! رادیو فردا یک ایستگاه رادیویی فارسی زبان است که به هزینه کنگره آمریکا و تحت نظر هیئت رئیسه سخن‌پراکنی اداره می‌شود. هیأت رئیسه سخن‌پراکنی یا هیأت کارفرمایان پخش (Broadcasting Board of Governors) به طور خلاصه شده BBG)) یک سازمان خبرگزاری متعلق به دولت ایالات متحدهٔ آمریکا است. هدف از ایجاد این سازمان ارائه اخبار دقیق و اطلاعات به مخاطبان مهم و استراتژیک در خارج از کشور آمریکا اعلام شده است. در زیر مجموعه BBG شاخه‌های رسانه‌ای مختلفی ایجاد شده است که بخشی از آن عبارتند از صدای آمریکا (رادیو تلویزیون)، الحرّه (تلویزیون)، رادیو سوا (رادیو)، رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، رادیو آسیای آزاد، مارتی (ادارهٔ خبرگزاری کوبا - رادیو تلویزیون) و ... است که رادیو فردا خود یکی از زیرشاخه‌های رادیو آزادی است که در سال 2002 میلادی راه‌اندازی شده است.  رادیو فردا شاخهٔ ایرانی رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی است که مرکز آن در پراگ، پایتخت جمهوری چک قرار دارد و به دلیل اهمیت فضاسازی علیه ایران در سال ۲۰۰۶ میلادی بر اساس اسناد موجود، بودجه سالانه‌ای معادل هفت میلیون دلار داشته است. پیش از راه‌اندازی رادیو فردا در سال ۲۰۰۲، برنامه‌های رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی به زبان فارسی از سال ۱۹۹۸ پخش خود را آغاز کرد که مدیریت آن با استیو فیربنکس بود. رادیو آزادی به مدت پنج سال، هفت روز هفته، در ابتدا روزی نیم ساعت خبر و گزارش همراه با یک آهنگ پخش می‌کرد که بعدها این زمان به سه ساعت افزایش یافت و در سه ساعت بعدی گزارش‌ها بازپخش می‌شدند. در سال ۲۰۰۱، شورای اطلاع‌رسانی آمریکا تصمیم گرفت که رادیویی ۲۴ ساعته به زبان فارسی راه‌اندازی کند که بخش عمده‌ای از زمان آن به پخش آهنگ‌های فارسی و غربی اختصاص داشت. اما آیا این مجموعه توانسته است اهداف تعیین شده برای مدیران پشت پرده‌اش را محقق سازد یا حداقل قابل دستیابی سازد؟! برای فهمیدن این موضوع کافیست یکی از مطرح‌ترین برنامه‌های رادیو فردا را که از نظر زمانی بسیار طولانی و در چند روز چندین ساعت را به خود اختصاص می‌دهد، مورد بررسی قرار دهیم؛ برنامه "ایستگاه فردا" که با اجرای "فرشید منافی" بر روی آنتن این رسانه می‌رود. در شرایطی که ایجاد این برنامه کاملاً اهداف سیاسی را همراه داشت، در ساختار رسمی این برنامه، فقط یک برنامه آکادمی مطبوعات وجود دارد که به صورت بسیار مختصری به تحلیل محتوای مطبوعات می‌پردازد و بقیه برنامه سرشار از آهنگ‌های فرهنگ عامه است. این وضعیت، در تمامی برنامه‌ها و وضعیت کلی رادیو فردا هم وجود دارد و نشانه بحران محتوای سیاسی در برنامه‌های رسانه‌های آمریکایی در قبال کشورهای مخالف این کشور است. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و هجدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از آبان ماه 1397 (01 الی 08 آبان ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 02 Nov 2018 06:00:33 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28698/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 217) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28606/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          چهارمین هفته از مهرماه 1397 را می‌توان هفته رسوایی حقوق بشری آمریکا و عربستان دانست؛ رسوایی که با واکنش‌های سطحی و عجیب به ماجرای قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد عربستانی در محل کنسولگری این کشور در استانبول، رخ داد و خیلی زود جهانی شد و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز همانند همیشه سعی کرد تا در تقابل بین واقعیت و اربابانش، خواست اربابانش را در پیش گرفته و با نوعی خودزنی خود را در این رسوایی شریک سازد. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و هفدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از مهر ماه سال 1397 (23 الی 30 مهر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و هفدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل رسوایی معنادار آمریکا و رادیو فردا در قبال پرونده قتل خاشقچی، وحشت از تحقق شعار مرگ بر اسرائیل مردم ایران، خشم غربی از شکوفایی ارزش‌های انقلابی در نوجوانان ایرانی، ادامه ضدحال روسیه به رادیو فردا و مقامات آمریکایی در جریان طرح خروج ایران از سوریه و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. خاشقچی و رسوایی بزرگ حقوق بشری غرب! موضوع ویژه‌ای که این هفته در دنیای رسانه و سیاست، بسیار قابل توجه بود، ناپدید شدن و به عبارتی قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد عربستانی در ساختمان کنسولگری آل سعود در استانبول بود؛ خبری که بیشتر از خودش، حواشی و واکنش‌هایی که به دنبال داشت، خبرساز شد و به همین دلیل ما نیز در آغاز این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به بررسی آن می‌پردازیم: رویکرد متناقض آمریکا در پرونده خاشقچی یکی از مهمترین موضوعاتی که در جریان پرونده خاشقچی با آن مواجه بودیم، نوع واکنش ایالات متحده آمریکا به این موضوع بود؛ جایی که با وجود شدت نگرانی بسیاری از مردم، رسانه‌ها، سیاسیون و ... و خشمشان از این گونه خشونت وقیحانه رژیم سعودی عربستان، کاخ سفید با اقتدار و به راحتی از کنار این ماجرا عبور کرده و تأکید کرده است که هیچ موضوعی نمی‌تواند مانع ادامه همکاری استراتژیک آن‌ها با آل سعود شود! یکی از بهانه‌هایی که باعث شد رادیو فردا با این واکنش متناقض و عجیب آمریکا همراهی کند، سفر پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده به ترکیه و عربستان برای بررسی پرونده قتل خاشقچی بود. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش‌هایی متعدد با تیترهایی از قبیل «پومپئو در مورد خاشقجی: سعودی‌ها قول تحقیق کامل داده‌اند»، «پومپئو: عربستان قول داده تحقیقات شفافی در مورد خاشقجی انجام دهد» و ... به این موضوع و بازتاب موضع‌گیری خاص آمریکا در قبال این ماجرا پرداخته است. در یکی از این گزارش‌ها نوشته شده است: «مایک پومپئو پس از تـرک ریاض، دیدار و گفت‌وگوهای خود با مقام‌های سعودی را "به‌شکل باورنکردنی موفقیت‌آمیز" توصیف کرد. وزیر خارجه آمریکا در عین حال می‌گوید با مقام‌های سعودی در مورد "اهمیت انجام به‌موقع تحقیقات و ایجاد اطمینان که تحقیقات شفاف است، به‌طوری که ما بتوانیم آن را تحقیقاتی کامل قلمداد کنیم" گفت‌وگو کرده‌است. او سپس افزوده "آن‌ها این اطمینان را دادند که تحقیقات را کامل خواهند کرد و من در این مورد روی آن‌ها حساب می‌کنم". دونالد ترامپ نیز، ۲۴ مهر ماه در پاسخ به پرسش‌های مجری شبکه فاکس، در مورد جریان ناپدید شدن جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد ولیعهد عربستان، اعتراف کرد "عربستان سعودی متحد ما است. آن‌ها علیه ایران، علیه موشک‌ها، و علیه تلاش‌های آن‌ها (جمهوری اسلامی) برای کنترل خاورمیانه یک هم‌پیمان هستند... بنا بر این عربستان سعودی برای من متحد بسیار بزرگی بوده، آن‌ها سرمایه‌گذاری عظیمی کرده‌اند. آن‌ها در حال نبرد با ترور هستند"». اما این برخورد منفعلانه و سطحی به این موضوع در شرایطی است که رسانه‌های مطرح در جهان به طوری بسیار متفاوت‌تر به این موضوع وارد شده‌اند و همین تفاوت‌ها برای اینکه به اصل ماهیت رادیو فردا و خودفروشی رسانه‌ای این مجموعه پی ببریم کافیست. به عنوان مثال در واکنشی با موضوع مشابه، یورونیوز با تیتر انتقادی «معمای ناپدید شدن خاشقجی؛ روابط واشنگتن با ریاض تیره می‌شود؟» نوشه است: «با گذشت چند روز از ناپدید شدن جمال خاشقجی، روزنامه نگار منتقد حکومت عربستان به نظر می‌رسد تبعات این ماجرا بر رابطه آمریکا با ریاض نیز تاثیرگذار خواهد بود. با این حال ابعاد تأثیر ناپدید شدن جمال خاشقجی بر روابط گرم واشنگتن با ریاض مشخص نیست. هدر نائورت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز سه شنبه ضمن ابراز بی اطلاعی از سرنوشت جمال خاشقجی اعلام کرد که کشورش از تحقیق "کامل و شفاف" در این مورد حمایت می‌کند. دولت آمریکا ممکن است از داخل و خارج برای واکنش به ناپدید شدن جمال خاشقجی تحت فشار قرار گیرد. این روزنامه نگار منتقد حکومت عربستان یادداشت‌هایی را برای روزنامه واشنگتن پست منتشر کرده بود و با بسیاری از روشنفکران و روزنامه نگاران آمریکایی رابطه خوبی داشت. کمیته حفاظت از روزنامه نگاران که یک سازمان مستقل و غیر دولتی است از دولت عربستان خواسته است در مورد ناپدید شدن جمال خاشقجی توضیح دهد». و این تنها یک نمونه از واکنش‌های شدید رسانه‌های مطرح جهان به این موضوع است؛ موضوعی که از همان ابتدا با خشم جهانیان از عربستان همراه شد اما رادیو فردا در کمال خونسردی تصمیم گرفت بجای همراه شدن با موج جهانی اعتراضات، گام به گام با واکنش‌های عجیب، سرد و جهت‌دار مقامات آمریکایی این مسیر را طی کند. رفتاری متناقض با همه واقعیت‌های حرفه‌ای و منطقی که بیش از پیش چهره وابسته و دروغین این رسانه را به مخاطبینش نشان داده است. آیا اگر بجای عربستان، ایران در ماجرا حضور داشت و این جنایت در کنسولگری متعلق به جمهوری اسلامی صورت می‌گرفت، باز هم همین نوع واکنش را از سوی ایالات متحده و رسانه تحت امرشان شاهد بودیم؟! اولویت‌های حقوق بشری رادیو فردا! در راستای موضوع قبل و ماجرای قتل جمال خاشقچی، در کنار همراهی رادیو فردا با واکنش‌های عجیب و غریب مقامات آمریکایی، شاهد سکوت معنادار این رسانه نیز بوده‌ایم که در جای خود قابل بحث است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی همواره خود را مدافع همه‌جانبه حقوق بشر معرفی کرده و در همین راستا بارها شاهد فضاسازی‌های ضد ایرانی این مجموعه بوده و هستیم؛ در همین جریان حتی برنامه «دریچه» به عنوان برنامه‌ای اختصاصی برای موضوعات حقوق بشری در طول هفته در ابعاد مختلف پخش و منتشر می‌شود. اما نکته قابل توجه سکوت این برنامه به ظاهر حقوق بشری در برابر موضوع قتل این روزنامه‌نگار منتقد عربستانی است؛ اما آیا این موضوع ربطی به حقوق بشر ندارد یا عاملین آن در مسیر احقاق حقوق بشر جانفشانی کرده‌اند که نباید با یک اتفاق آبرویشان را برد یا معنای حقوق بشر در دیدگاه رادیو فردا متفاوت است؟! همه می‌دانند که قتل فجیع «جمال خاشقجی» به عنوان یک روزنامه نگار منتقد حکومت، هم به عنوان حرفه و فعالیت‌هایش و هم به دلیل نوع و مکان قتل، تجاوزی آشکار و هولناک به «آزادی بیان» است که از اصول حقوق بشر محسوب می‌شود.   واکنش گزارشگر ویژه آزادی بیان سازمان ملل متحد به این موضوع را می‌توان یکی از اسنادی دانست که سکوت "دریچه" را کاملاً عمدی و سیاسی نشان می‌دهد. "دیوید کای" در این باره پیشتر تأکید کرده بود: «در کنار اخبار و اطلاعاتی که حکایت از قتل معارض سعودی "جمال خاشقجی" در کنسولگری سعودی در استانبول ترکیه دارد، باید تحقیقاتی مستقل و بین المللی در این باره آغاز شود. اگر قتل "خاشقجی" تأیید شود، کمیته آزادی بیان سازمان ملل متحد از جامعه جهانی خواهد خواست که از طریق برخی مکانیزم های مستقل برای مجازات و پیگیرد عاملان این عملیات، اقداماتی را صورت دهند.» سازمان عفو بین الملل با خشم از واکنش خونسردانه برخی کشورها از جمله خود عربستان و البته آمریکا به موضوع قتل "خاشقچی"، در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد: «تأیید مرگ خاشقچی توسط این رژیم به مثابه قتل خودسرانه و اعدام بدون محاکمه وی خواهد بود. این سازمان در بیانیه‌ای از جامعه جهانی خواست تا به سکوت خود در برابر سرکوب آزادی بیان توسط "ریاض" پایان دهد و از ادامه بی تفاوتی نسبت به نقض فاحش و گسترده قوانین حقوق بشر بین المللی توسط سعودی‌ها دست بردارد. سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز اعلام کرد: قتل روزنامه نگار مخالف سعودی در استانبول توسط عربستان به حیثیت جامعه بین المللی لطمه زد و اگر خبر این جنایت تأیید شود، جرمی بی سابقه علیه روزنامه نگاران اتفاق افتاده است. کمیسیون اروپا نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: همانند همه اعضای جامعه بین الملل از عربستان می‌خواهیم درباره سرنوشت خاشقجی توضیح دهد.   «کنت راث» رئیس سازمان دیدبان حقوق بشر با انتشار پیامی در توئیتر به این موضوع به طور جدی واکنش نشان داده و در مورد استانداردهای دوگانه آمریکا و رسانه‌های تحت امرش در قبال حقوق بشر، با انتقاد تأکید کرده است: «زمانی که ترکیه یک کشیش آمریکایی را بازداشت کرد، ترامپ همه اقدامات خود علیه "آنکارا" را به کار گرفت، حال که حکومت عربستان یک روزنامه نگار منتقد را در ترکیه به قتل رسانده ترامپ چه کار می‌کند؟ شاید ثروت عربستان سعودی موجب تفاوت قتل این روزنامه نگار و موضوع کشیش بازداشت شده در ترکیه باشد.» اساساً، محدود کردن گزارش موارد نقض حقوق بشر به یک منطقه جغرافیایی خاص و نادیده گرفتن سایر مناطق، حتی مناطق نزدیک از یک سو گیری ذاتی در این برنامه خبر می‌دهد و این سو گیری وقتی بیشتر آشکار می‌شود، که در همه برنامه‌های دریچه، یا خبر اول مربوط به بهاییان است یا حداقل یک گزارش یا تحلیل به آنها اختصاص دارد. نگرانی بی‌پایان رادیو فردا از آینده اسرائیل بخشی از فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به طور ثابت به حمایت از رژیم اشغالگر اسرائیل اختصاص دارد؛ جایی که هر گونه و هر کلمه‌ای علیه این رژیم با واکنش شدید و جدی این رسانه همراه بوده و هست. در همین راستا، این بار شاید نگرانی رادیو فردا از آینده اسرائیل، در پس اظهارات امام جمعه موقت تهران بودیم که باعث شد تمام واقعیت‌ها و اصول انسانی و حقوق بشری و ... را زیر پا گذاشته و با انتشار گزارشی ویژه، ضمن انتقاد آشکار و جدی به این گونه سخنان در ایران، اسرائیل را مظلومی در عالم بشریت معرفی کند. رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «یک روحانی ارشد در حکومت ایران بار دیگر تهدید کرد که تل آویو می‌تواند نابود شود. همزمان فرمانده ارشد سپاه پاسداران روز پنج‌شنبه، ۱۹ مهرماه، از "ایستادگی ایران در کنار حزب‌الله" تا نابودی اسرائیل سخن گفت. فرمانده سپاه همچنین تاکید کرد که ایران «در صورتی که در معرض خطر قرار گیرد، از پاسخ در خارج از مرزهای خود هرگز دریغ نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، احمد خاتمی، خطیب موقت نماز جمعه تهران و نماینده مجلس خبرگان رهبری، روز پنج‌شنبه گفت: اگر آمریکا دست از پا خطا کند و (عربستان) سعودی را به جان ما بیندازد، باید بداند که تل آویو با خاک یکسان می‌شود.» به این نوع واکنش رادیو فردا می‌توان از دو دیدگاه مختلف نگریست؛ دیدگاه اول خشم و نگرانی دست‌های پشت پرده این رسانه از اتحاد عمیق میان مردم و مسئولین مختلف ایران اسلامی بر سر مسئله آزادی کامل فلسطین و نابودی غده سرطانی اسرائیل است. تکرار مواضع ضد صهیونیستی در کلام رهبر انقلاب و پیگیری این تئوری در سخن مقامات مختلف ایران، صهیونیست‌ها رابه شدت ترسانده است به نحوی که نتانیاهو در سفرهای دوره‌ای خود دایما از خطر ایران حرف زده و برای اسرائیل به دنبال حامی می‌گردد. اما دیدگاه دوم به واقعیتی اختصاص دارد که روز به روز جدی‌تر، عملیاتی‌تر و حقیقی‌تر از گذشته می‌شود و آن نزدیک شدن اسرائیل به نقطه مرگ و نابودی است؛ رویدادهای مختلف چند وقت اخیر، بیداری مردم جهان در برابر جنایات این رژیم، قدرت گرفتن نیروی مقاومت و حزب‌الله و شکست‌های پیاپی اسرائیل به خوبی این واقعیت را نشان می‌دهد و همین امر نیز باعث شده است تا رادیو فردا، همانند مقامات اسرائیلی بیش از هر زمان دیگری از سخنان این‌چنینی به هراس افتاده و به آن واکنش نشان دهند. البته نباید فراموش کرد، اینکه رادیو فردا تمام هم و غم خود رابرای اعلام مظلویت صهیونیست‌ها مصرف می‌کند به دلیل سرسپردگی آمریکا به این رژیم غاصب است. تأمین مالی رادیو فردا ارتباط مستقیم این رادیو با اسرائیل را توجیه خواهد کرد. وحشت از نوجوانان بسیجی! یکی دیگر از وحشت‌های آمریکا، رادیو فردا و هم‌فکرانشان در خصوص جامعه ایرانی، اعتقاد قلبی نسل جدید ایرانیان به ارزش‌های والای اسلامی و انقلابی از جمله بسیج است؛ حضور پررنگ و چشم‌گیر جوانان و نوجوانان در جمع بسیجیان و حضور فعال آن‌ها در پایگاه‌های مقاومت محلی و دانش‌آموزی و دانشجویی سراسر کشور، کاملاً نشان‌دهنده شکست سیاست‌های دشمنان انقلاب اسلامی برای ایجاد شکاف و فاصله میان نسل جدید و آرمان‌های انقلابی و اسلامی است و کاملاً قابل پیش‌بینی است که چنین واقعیتی به عنوان یک کابوس برای رادیو فردا و اربابانش شناخته شود. در این هفته ما شاهد واکنش مقامات آمریکایی و به دنبال آن این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در قبال موضوع حضور و عضویت نوجوانان ایرانی در بسیج بودیم و دیدیم که چگونه تلاش کردند تا خشمشان از این نسل‌سازی انقلابی را با ارتباط دادن این موضوع به نقض قوانین جهانی در ارتباط با ممنوعیت بکارگیری کودکان در گروه‌های نظامی و البته تحریم‌های ضد ایرانی، ابراز کنند. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده بود، اینگونه نوشته است: «برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، گفته که تحریم‌های وزارت خزانه‌داری ایالات متحده علیه تجارت‌هایی که از استفاده شبه‌نظامیان بسیج از کودک سربازان حمایت مالی می‌کنند، مثال دیگری است از اینکه رژیم ایران نرمال نیست. وی افزوده است:‌حکومت‌های نرمال کودکان را به عنوان کودک سرباز استخدام و اعزام نمی‌کنند. این سوءاستفاده از کودکان است.» جالب است که این رسانه آمریکایی خود را مطلع از احوال مردم وامور جاری کشور می‌داند اما همینقدر هم اطلاع ندارد که کودکان و نوجوانان با میل شخصی وبراساس اعتقادات دینی و غیرت ملی داوطلبانه عضو این نهاد مقدس می‌شوند. حتماً بسیج با توجه به گستردگی دامنه آموزه‌هایش در ابعاد سیاسی، فرهنگی، نظامی، آموزش شیوه‌های رزم، داشتن برنامه‌هایی برای بالا بردن آمادگی جسمانی و... خواهد توانست از نوجوانان امروز جوانانی بصیر و باعلم برای فردای ایران بسازد تا آمریکا خواب سلطه برایران را هم نتواند ببیند. بعلاوه اگر موضوع نگرانی برای کودکان و نوجوانان مطرح است، چطور در برابر قتل‌عام و وضعیت بحرانی کودکان در یمن، فلسطین و ... هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد؟! چطور آمریکا با وجود اثبات جنایات بسیار، همچنان با فروش و در اختیار گذاشتن تسلیحات، مشاوره نظامی و حتی اعزام نیرو در حملات وحشیانه عربستان به یمن مشارکت می‌کند و حتی اتوبوس دانش‌آموزان یمنی با موشکی آمریکایی هدف قرار گرفته است، اما در خصوص ایران نگران کودکان هستند؟! آب پاکی روسیه روی دست رادیو فردا یکی دیگر از موضوعاتی که در هفته‌های اخیر پرتکرار بوده است و به همین دلیل نیز بخش پایانی مجله این هفته را به آن اختصاص داده‌ایم، بحث علاقه آمریکا و البته رادیو فردا به نقش آفرینی روسیه برای خروج ایران از سوریه است. فضاسازی سیاسی و رسانه‌ای در هفته‌های اخیر به طور جدی‌تر از گذشته به سمتی بوده‌است که اولاً مقامات روسی متقاعد شوند که به نوعی ایران را وادار به خروج از سوریه کنند و در مرحله بعد حداقل در ظاهر این‌گونه نشان داده شود که این اتفاق در حال افتادن است؛ اما آیا این واقعیت است؟! واکنش مقامات روسیه به این ادعاها و تلاش‌ها همواره واقعیت را برملا کرده است؛ همانطور که در این هفته نیز این واکنش‌ها آب سردی بر پیکرده رادیو فردا و اربابانش ریخت. رادیو فردا در گزارشی به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «رئیس‌جمهوری روسیه می‌گوید حضور یا خروج ایران از سوریه موضوعی است که باید بین تهران و دمشق یا تهران و واشینگتن حل‌وفصل شود. ولادیمیر پوتین روز پنجشنبه ۲۶ مهرماه در نشستی در شهر سوچی پیرامون سیاست‌های جهانی گفت: این تصمیمی است که باید آنها بگیرند و ترغیب ایران برای خروج از سوریه مشکل روسیه نیست. البته ما مایل هستیم در مذاکرات آنها حضور داشته باشیم. درخواست ارائه تضمین‌های امنیتی به دمشق در حالی است که روسیه و ایران از زمان آغاز درگیری‌های داخلی در سوریه، همواره پشتیبان بشار اسد رئیس‌جمهوری این کشور بوده‌اند و آمریکا، بسیاری از کشورهای اروپایی، عربی و ترکیه مخالف رژیم سوریه به رهبری اسد هستند.» رادیو فردا علناً بیان می‌کند که سوریه درواقع میدان نبرد غرب به رهبری آمریکا از یک طرف و ایران و روسیه از طرف دیگر است. بازنده این نبرد به تعبیر رادیو فردا آمریکا و پیروز این نبرد ایران و روسیه هستند. این نوع بیان یعنی رادیو فردا هم پذیرفته است که آمریکا قادر نیست در برابر ایران و اراده این کشور مقاومت کند. اما این یک سمت ماجراست؛ سمت دیگر این واقعیت غیر قابل انکار است که حضور ایران در سوریه با رضایت و خواست دولت و مردم این کشور بوده و این برخلاف آن چیزی است که برای نظامیان آمریکایی حاضر در منطقه رخ داده است؛ این حضور ایران مسیر آینده سوریه و حتی منطقه و جهان را تغییر داد و رویاهای آمریکا و متحدانش را به کابوس تبدیل کرد و شاید همین امر باعث شده که با تمام وجودشان خواستار خروج ایران از سوریه باشند؛ هر چند نقش ایران و اثرگذاری آن بر مردم سوری باقیست و حتی در نبود کشورمان نیز، دیگر به راحتی قبل آمریکا و تروریست‌های متحدش توان تسلط بر سوریه را نخواهند داشت. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و هفدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از مهر ماه 1397 (23 الی 30 مهر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 26 Oct 2018 05:09:07 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28606/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 215) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28496/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از مهر ماه 1397، همانند هفته‌های گذشته با اخبار مختلفی در حوزه‌های متفاوت همراه بوده است که هر کدام به شکلی توسط ابزارهای رسانه‌ای دولت‌های غربی مورد واکنش قرار گرفته و به شکلی خاص بازتاب داده شدند و طبق معمول رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا یکی از پیش‌قدمان این جریان بوده تا از موضوعات مختلف پیش آمده در جهت اهداف سیاسی خود و دشمنی دیرینه اربابانش با ایران بهره‌برداری کند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و پانزدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از مهر ماه سال 1397 (08 الی 15 مهر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و پانزدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل واکنش رادیو فردا به حمایه اجتماع بسیجیان در ورزشگاه یکصدهزار نفری آزادی، خشم از گوشمالی تروریست‌ها توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حکم دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه علیه آمریکا و پیامدهایش، ادامه واکنش به تلاش‌های اروپایی برای حفظ و تداوم برجام، تغییرات جنگ در سوریه با استقرار سامانه دفاع موشکی اس - 300 و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. حماسه‌ای که چشم دشمنان را کور کرد قطعا یکی از مهمترین رویدادهای این هفته، اجتماع پرشور و حماسی بسیجیان در ورزشگاه صدهزار نفری آزادی تهران است که با حضور رهبر معظم انقلاب همراه بود؛ حماسه‌ای بزرگ که یادآور روزهای پرشور و معنوی دفاع مقدس و اجتماع رزمندگان در سی و دو سال پیش بود و بار دیگر مشروعیت و مقبولیت نظام جمهوری اسلامی و شخص رهبری را به جهانیان نشان داد. به دلیل اهمیت این موضوع، این شماره مجله هفتگی را نیز با واکنش رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به این حماسه آغاز می‌کنیم. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، در پرداختن به سخنان رهبری، این گونه می‌نویسد: «او در ادامه به آنها که در درون حاکمیت راه حل مذاکره با آمریکا را طرح می‌کنند هشدار داد: دشمن می‌خواهد ملت ایران را به این نتیجه برساند که راه حلی وجود ندارد مگر تسلیم شدن در مقابل آمریکا. من صریحاً اعلام می‌کنم کسانی که در داخل کشور، این فکر را که مطلوب و محبوب دشمن است ترویج می‌کنند، این‌ها خیانت می‌کنند. این خیانت به کشور است. به گفته رهبر جمهوری اسلامی، دشمنان ایران از جمله آمریکا در عرصه رسانه‌های نوپدید، با تصویرسازی غلط سعی می‌کنند افکار ملت را منحرف کنند. آقای خامنه‌ای در جایی از سخنرانی خود اشاره کرد:‌"آن روشنفکرِ راحت‌طلب و ریاکار و منافق که اساس دشمنی آمریکا را انکار می‌کند و نمی‌فهمد و نسخه تسلیم در مقابل آمریکا برای ملت و دولت می‌نویسد، اگر عامل دشمن نباشد، حداقل مرد میدان پیشرفت کشور نیست".» اما از این نوع واکنش رادیو فردا دو هدف عمده را دنبال می‌کند؛ اول این که تلاش می‌کند رهبری ایران را به طور کامل مخالف هر گونه ارتباط با آمریکا، چه حال و چه آینده معرفی کند. به این معنی که به طور کلی آمریکا را در هر شرایطی جزو خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی و رهبری نشان دهد، فارغ از این که طرف مقابل چه رفتاری در گذشته داشته و چه رفتاری در شرایط کنونی داراست. و در پی آن هدف دوم دنبال می‌شود که تلاش می‌کند با توجه به مشکلات اقتصادی موجود در کشور، دلیل آن به این سخت‌گیری رهبری نسبت داده شده و به شکلی رهبری کشورمان در مقابل مردم قرار داده شود. اما آیا این واقعیت نظر و دیدگاه رهبری در خصوص آمریکاست؟! آیا می‌توان با سخت‌گیر نشان دادن رهبری و دیدگاه‌هایشان، رفتار خصمانه و وقیحانه طرف مقابل را از دید عموم پنهان نگاه داشت؟! همه می‌دانند که هر زمان صحبت از مذاکره یا رابطه با آمریکا مطرح شده است، رهبری در رأس نظام جمهوری اسلامی به صراحت با آن مخالفت کرده‌اند، اما برای مخالفتشان همواره دلیل و سند ارائه داده‌اند؛ دلایلی که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. ایشان همواره در کنار مخالفت خود تأکید می‌کنند که تا زمان تغییر رفتار آمریکا به طور عملی نمی‌توان به این کشور و دولت‌مردانش اعتماد کرد و این همان چیزی است که در واقعیت با آن مواجه بوده و در ایام اخیر بیشتر نیز با آن مواجه بوده‌ایم. وقتی رئیس جمهور آمریکا بدون هیچ دلیل منطقی و قانونی، به توافقی که امضای مسئولان خود آمریکایی پای آن است و علاوه بر آن تعداد زیادی از کشورهای مطرح جهان و سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد، شورای امنیت این سازمان و البته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آن را تأیید کرده‌اند، پشت کرده و آن را در برابر دیدگان جهانیان پاره می‌کند، آیا نشان دهنده اهمیت بی‌اعتمادی رهبری ایران به ایالات متحده نیست؟! در زمان توافق هسته‌ای مقامات آمریکایی حرف از همکاری و دوستی و ... می‌زدند و نتیجه آن مذاکراتی متعدد و طولانی مدت و در پی آن توافقی با نام برجام بود که سرانجامش برای مردم ایران تقریبا هیچ است، حال که رهبران ایالات متحده به تعهدات خود پشت کرده، ایران را تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار داده و مدام هم در رفتار هم در گفتار خود دشمنی را نشان می‌دهد آیا باید از در دوستی به آن‌ها وارد شد؟! آیا اگر نظام هم این را بپذیرد، مردم ایران آن را خواهند پذیرفت؟! بگذریم از سابقه دشمنی آمریکا با ایران، از مشارکت در جنایات رژیم پهلوی گرفته تا حمله نظامی به ایران و زمین‌گیر شدن در طبس گرفته، مشارکت در جنگ عراق، حمایت از تروریست‌های ضد ایرانی، حمله به هواپیمای مسافربری و ... که در کنار آن‌چه امروز دیده می‌شود، بیشتر نشان دهنده درستی دیدگاه رهبری در بی اعتمادی به آمریکا و ثبات این کشور در دشمنی است. البته نباید نادیده گرفت که ایالات متحده فقط در خصوص ایران نقض عهد نکرده، بلکه نوع برخورد این کشور با کره شمالی پس از مذاکره و توافق با رهبر این کشور هم نشان دهنده این گونه رفتارهای وقیحانه کاخ سفید است. واکنش رادیو فردا به "گوشمالی" تروریست‌ها توسط ایران در دو هفته اخیر، یکی از موضوعات اصلی که در مجله هفتگی رادیو دیروز به آن پرداختیم، حمله تروریستی کور دشمنان به مراسم رژه نظامیان در اهواز بود؛ جنایتی که غیرنظامیان بسیاری را قربانی خود ساخت و کودکان و زنان هم در جمعشان دیده می‌شود. در دو هفته گذشته به واکنش خاص رادیو فردا در خصوص وقوع این حادثه تروریستی و نوع حمایت‌هایش از این جنایتکاران پرداختیم و در هفته گذشته نیز این موضوع را بررسی کردیم که سخن رهبری کشورمان برای این که قطعا تروریست‌های وابسته به کشورهای بیگانه که عامل این جنایت بوده‌اند، "گوشمالی" خواهند شد، واکنش رادیو فردا را به همراه داشت. در این هفته شاهد انجام این "گوشمالی" بودیم؛ جایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به این حمله تروریستی، از طریق موشک و پهپاد به مقر فرماندهی و طراحی این عملیات تروریستی در خاک سوریه حمله کرده و تلفات سنگینی به تروریست‌ها وارد ساخته است که این موضوع با واکنش خاص رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مواجه شده است. رادیو فردا در گزارشی با عنوان «سپاه پاسداران می‌گوید به "مقر" عاملان حمله اهواز در سوریه حمله موشکی کرده‌است»، نوشته است: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای گفته "مقر سرکردگان" حمله مرگبار اهواز، در شرق فرات در سوریه، را "با شش فروند موشک بالستیک میان‌برد" هدف قرار داده‌است. بنا بر آن‌چه روابط عمومی سپاه می‌گوید "شمار زیادی از تروریست های تکفیری و سرکردگان جنایت تروریستی اهواز» کشته و زخمی شده‌اند و «زیرساخت های آمادی و انبار ذخیره مهمات آنان منهدم گردید". جزئیات بیشتری ارائه نشده‌است.در اطلاعیه‌ای که ساعاتی پس از خبر اولیه از سوی سپاه منتشر شده، گفته شده پس از حمله موشکی "هفت فروند پهپاد رزمی این نیرو مواضع و مقرهای تجمع و پشتیبانی" گروه‌یا گروه‌های مورد هدف را بمباران کرده‌اند. ویدئوهایی در فضای مجازی از جمله در یوتیوب و توئیتر منتشر شده‌است که در آن‌ها گفته می‌شود موشک‌ها از سمت کرمانشاه پرتاب شده‌اند. در یکی از آن‌ها این طور به نظر می‌رسد که یکی از موشک‌ها در نزدیکی محل پرتاب سقوط کرده‌است. رادیو فردا مستقلا قادر به تائید محتوا یا درستی این ویدئوها نیست.» یکی از نکات قابل توجه در این واکنش رادیو فردا، توع پرداختنش به منبع خبری آن است؛ جایی که به گونه‌ای به نقل از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این موضوع را بازتاب می‌دهد و در کنار آن با طرح شایعاتی مانند عدم موفقیت ارسال یکی از موشک‌ها و ... آن را به حاشیه می‌کشاند که انگار خبر بی اساس و کذب است؛ آن هم در شرایطی که همواره شاهد بوده‌ایم که این رسانه ضد ایرانی از منابع نامعتبر بسیاری از قبیل یک شخص مجرم یا مخالف و ... به عنوان مرجع گزارشان خود استفاده کرده است. اما برای این موضوع، رسانه ملی ایران در محل اجرای عملیات موشکی حضور داشته و دوربین‌ها لحظه به لحظه این عملیات را ضبط و ثبت کرده و آن تصاویر در اختیار مردم قرار گذاشته شده است؛ پهپاد‌ها نیز از سوی دیگر ضمن تصویربرداری از عملیات موشکی خود، لحظه اصابت موشک‌های بالستیک ایرانی به مقر تروریست‌ها در خاک سوریه را هم ثبت کرده‌اند و به اندازه کافی سند برای اثبات این عملیات و درستی آن وجود دارد. همانطور که هفته گذشته نیز به آن اشاره کردیم، این نوع پاسخ قاطعانه کشورمان به تروریست‌هایی که به این سرزمین دست‌درازی می‌کنند، بیش از پیش به حامیان آن‌ها که بیشتر در آمریکا، اسرائیلی، عربستان و امارات حضور دارند نشان می‌دهد که در صورت ادامه رفتارهای خصمانه باید منتظر تاوان دادن هم باشند؛ هر چند باید توجه داشت، همانطور که فرماندهان این عملیات جمهوری اسلامی علیه تروریست‌ها بر آن تأکید کردند، این پاسخ فقط بخشی کوچک از "گوشمالی سخت" ایران به عاملان حمله تروریستی اهواز است. ادامه واکنش‌ها به شکست سیاسی آمریکا در لاهه یکی دیگر از موضوعاتی که در چند وقت اخیر بسیار خبرساز بوده است، طرح شکایت ایران از آمریکا در دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه است که پس از صدور حکم بیشتر به اهمیت آن پی بردیم. پس از صدور حکم توسط این دیوان بین‌المللی که نشان از حقانیت ایران دارد و بیش از پیش نقش ضد بشری آمریکا در دشمنی با کشورمان را نشان می‌دهد، شاهد بازتاب گسترده آن توسط رسانه‌های مختلف جهان بوده‌ایم و در این بین رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز با انتشار گزارش‌هایی به شکلی خاص به این موضوع واکنش نشان داده است. رادیو فردا با انتشار گزارش‌هایی کاملا جهت‌دار با عناوینی از قبیل «رأی دیوان لاهه به نفع ایران: تحریم‌ها به کالاهای اساسی یا ایمنی پروازها لطمه نزند»، «آمریکا حکم بین‌المللی دادگستری به نفع ایران را تقبیح کرد»، «ایالات متحده آمریکا از عهدنامه مودت با ایران خارج می‌شود» و ... تلاش کرد تا از اربابان آمریکایی خود حمایت کند؛ در این گزارش‌ها یا مدعی شده است که آمریکا هرگز موارد حقوق بشری مد نظر دیوان لاهه را تحت تحریم‌های خود قرار نداده است و یا در برخی واکنش‌های شدیدتر، با طرح موضوعاتی مانند خروج آمریکا از پیمان مودت و ... سعی در جانب‌داری از ایالات متحده و کاستن از ارزش حکم صادره دارد. بر اساس این حکم، دیوان بین المللی دادگستری اعلام کرد که صلاحیت رسیدگی به شکایت ایران از آمریکا بر مبنای پیمان مودت میان دو کشور را دارد و پس از رسیدگی بر اساس همین صلاحیت، تحریم موارد حقوق بشری مختلفی از قبیل دارو، صنعت هوایی و ... را نقض حقوق بشر دانسته و خواستار اغو فوری آن‌ها شده است. این موضوعی بود که پیشتر نیز بارها کارشناسان، مقامات و مسئولین مختلفی به آن پرداخته و اذعان داشتند، اما مقامات آمریکایی باز هم ادعای دوستی با مردم ایران را طرح کرده‌اند. در یکی از این موارد، ادریس الجزایری، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور تأثیر منفی اقدامات قهرآمیز یکجانبه، به ضد حقوق بشری بودن این تحریم‌های یکجانبه آمریکا اعتراض کرده بود ولی بازهم رادیو فردا تلاش کرده بود تا اقدامات دولت آمریکا را توجیه کند. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در بیانیه‌ای روز سه‌شنبه با استقبال از تصمیم دیوان بین المللی دادگستری به‌عنوان رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد و صدور قرار موقت این محکمه علیه اقدام غیرقانونی دولت آمریکا در بازگرداندن تحریم‌های یک‌جانبه که با خروج این کشور از برجام صورت گرفت، تصمیم دیوان را که با اتفاق آراء اتخاذ شده است، نشانه بارز دیگری در تأیید حقانیت جمهوری اسلامی ایران و غیرمشروع و ظالمانه بودن تحریم‌های آمریکا علیه مردم و شهروندان کشورمان دانست. واقعیت این است که حکم دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه کاملا قابل پیگیری و قابل اجراست و همین موضوع هم باعث واکنش‌های مختلف ضد و نقیض توسط مقامات آمریکایی و رسانه تحت امرشان، رادیو فردا شده است. روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در همین رابطه تأکید می‌کند: «حکم دادگاه لاهه الزام‌آور است و یک پیروزی دیپلماتیک برای تهران به شمار می‌آید.» نگرانی از تداوم تعامل ایران و اروپا، بدون آمریکا موضوع بعدی بی‌ارتباط به تحریم‌ها و سیاست‌های ضد ایرانی آمریکا نیست؛ همانطور که می‌دانید پس از خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های یک‌جانبه علیه کشورمان، سایر دولت‌های درگیر در توافق هسته‌ای تلاش کردند تا از اعتبار مذاکرات و توافق خود با ایران که منافع سیاسی و اقتصادی آن‌ها را تأمین می‌کند حمایت کنند و به همین دلیل تصمیم گرفتند برای تداوم ارتباطات مالی و تجاری با ایران و مقابله با تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا، راه‌کاری بیابند. این موضوع بارها و بارها در گزارش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مطرح شده و مورد واکنش قرار گرفته است و در همین راستا، این هفته نیز شاهد حضور این موضوع در فعالیت‌های این رسانه بوده‎ایم. رادیو فردا در یکی از این موارد در گزارشی نوشته است: «تلاش اتحادیه اروپا برای نجات "برجام منهای آمریکا" همچنان ادامه دارد. تازه‌ترین ابتکار در این زمینه، تصمیم به ایجاد مکانیسمی است زیر عنوان Special Purpose Vehicle که در رسانه‌های ایرانی "سازوکار ویژه" ترجمه شده است. هدف این ابتکار دور زدن تحریم‌هایی است که ایالات متحده در پی خروج از "برجام" علیه ایران به اجرا گذاشته و یا قرار است به اجرا بگذارد.» در همین راستا، این رسانه وابسته به کاخ سفید برای تحت تأثیر قرار دادن این تلاش‌ها به طرح ادعایی مبنی بر «توطئه تروریستی ناموفق ایران در پاریس» پرداخته و عملیات پلیس فرانسه برای برخورد با عاملیت ایرانی این حمله تروریستی ناموفق را بازتاب می‌دهد. منظور از «توطئه تروریستی ناموفق ایران در پاریس»، ادعای دستگاه اطلاعاتی بلژیک مبنی بر دخالت دو دیپلمات ایرانی در رابطه با بمب‌گذاری در گردهمایی منافقین در پاریس است. مقامات بلژیکی بدون اشاره بیشتر به جزئیات این عملیات، هویت این دو را یک مرد ۳۸ ساله به نام «امیر س.» و یک زن ۳۳ ساله به نام «نسیمه ن.» و اتهام آنها را «تلاش برای انجام حمله تروریستی» اعلام کرده‌اند. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به این ادعاهای ضد ایرانی، با اشاره به شروع سفر رئیس جمهور ایران به سوئیس و اتریش در حساب توئیتر خود نوشته است: «چقدر جالب: همین که ما سفر در سطح رئیس جمهور را به اروپا آغاز کردیم، (گزارشی منتشر شد که) ظاهراً عملیاتی ایرانی اتفاق افتاده و توطئه گران آن دستگیر شده‌اند. ایران صراحتاً هرگونه خشونت و ترور را در هر جایی که باشد محکوم کرده و آمادگی دارد تا با همه طرف‌های ذینفع برای پرده برداشتن از چیزی که یک طرح شیطانی عملیات فریب است، همکاری کند.» این تلاش‌ها در حالیست که مقامات مختلف اروپایی از آلمان و انگلیس گرفته تا خود فرانسه و ... بارها و بارها در واکنش‌هایی رسمی و جدی بر لزوم پایبندی به برجام تأکید کرده‌اند و با اذعان به غیرقانونی و غیرانسانی بودن تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه کشورمان از تصمیم مشترک خود برای یافتن راهی برای مقابله با این تحریم‌ها سخن گفته‌اند. این موضوع پس از سال‌ها دوستی و همکاری نزدیک میان آمریکا و کشورهای اروپایی، به چالشی میان این متحدان همیشگی تبدیل شده و به اذعان بسیاری از کارشناسان میان آن‌ها فاصله انداخته است؛ فاصله‌ای که رادیو فردا تلاش می‌کند از شدت آن بکاهد یا حداقل از دید عموم آن را مخفی نگاه دارد. آسمان سوریه باید برای جنگنده‌های اسرائیلی امن باشد! موضوع پایانی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به تحولات این روزهای سوریه اختصاص دارد؛ جایی که پس از حملات غیرقانونی جنگنده‌های اسرائیلی به آسمان این کشور در حمایت از تروریست‌ها، شاهد استقرار سامانه دفاع موشکی اس – 300 روسیه در این کشور هستیم. تجهیز سوریه به این سامانه دفاعی پیشرفته، به قدری معادلات را به هم زده است که رادیو فردا نتوانسته به آن واکنش نشان ندند. در همین راستا، این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی نوشته است: «ایالات متحده و آمریکا در مورد پیامد انتقال این سامانه پیشرفته بر بحران سوریه و افزایش نفوذ جمهوری اسلامی و نیروهای متحد آن هشدار داده بودند. سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه، ۱۰ مهر ماه در جریان نشستی با حضور رئیس‌جمهوری آن کشور، که از شبکه روسیه-۲۴ پخش شده، گفته است "روز گذشته کار پایان یافت". آقای شویگو تاکید کرده این سامانه امنیت پرسنل نظامی روسیه در سوریه را افزایش می‌دهد. خبرگزاری رویترز به نقل از سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید واشینگتن هنوز قادر به تائید خبر انتقال اس-۳۰۰ نیست. هدر نائورت گفته "امیدوارم که آن‌ها (روسیه) این کار را نکرده باشد". خانم نائورت می‌گوید "این موضوع از نظر من، بحران مربوط به سوریه را به طور جدی افزایش می‌دهد. ولی من هنوز نمی‌توانم این موضوع (انتقال سامانه) را تائید کنم".» البته همانطور که رادیو فردا هم در گزارش خود به آن اشاره می‌کند، موضوع انتقال سامانه اس-۳۰۰ به سوریه البته تازگی ندارد و پیش‌تر نیز مطرح شده بود، اما باید دید چه اتفاقاتی باعث شده تا روسیه به این موضوع به طور فوری جامه عمل بپوشاند. داستان از این قرار است که پس از سرنگون شدن ایلوشین ارتش روسیه در گرماگرم حملات اسرائیل به لاذقیه بود، که مسکو تصمیم گرفت به آن جامه عمل بپوشاند. هواپیمای نظامی ایلوشین-۲۰ ارتش روسیه شامگاه ۲۶ شهریور با شلیک موشک از سامانه روسی اس-۲۰۰ که در اختیار پدافند سوریه قرار دارد سقوط کرد و ۱۵ سرنشین آن کشته شدند. مسکو اول مهر ماه اسرائیل را متهم کرد در این رخداد روسیه را "گمراه کرده است" و سخنگوی وزارت دفاع روسیه نیز اعلام کرد کشورش نیروی هوایی اسرائیل و تصمیم‌گیرندگان آن را در ساقط شدن هواپیمای روسی "کاملا مقصر" می‌داند. در حالی اقدام متجاوزانه دو‌لت اسرائیل در ساقط کردن هواپیمای روسی هنوز از اذهان فراموش نشده است، وزیر دفاع اسرائیل، در کمال وقاکت تاکید کرده است که با وجود ماجرای هواپیمای روسی، اسرائیل عملیات خود را در سوریه ادامه خواهد داد. اما باید توجه داشت که همانطور که در واکنش مقامات اسرائیلی و اظهارات اخیر وزیر دفاع یا همان جنگ رژیم اشغالگر صهیونیستی هم مشخص است، موضوع فقط نقش اسرائیل در سرنگونی یک هواپیمای روسی نیست، بلکه مدت‌هاست که هر چند وقت یکبار جنگنده‌های این رژیم به خود اجازه می‌دهند که با ورود به مرز هوایی سوریه، مراکز مهم نظامی و تأسیسات زیربنایی این کشور را بمباران کنند و با این حملات خود در بسیاری از مواقع به حمایت از تروریست‌ها پرداخته و در مسیر عملیات‌های مقابله با آن‌ها سنگ‌اندازی کرده‌اند. با استقرار این سامانه دفاع موشکی در خاک سوریه، مسیر برای این‌گونه مداخلات و به عبارتی مسیر برای حمایت اسرائیل از تروریست‌ها سخت‌تر می‌شود و به همین دلیل شاهد واکنش‌های این‌چنینی از سوی مقامات صهیونیستی و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا هستیم. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و پانزدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از مهر ماه 1397 (08 الی 15 مهر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 19 Oct 2018 21:51:58 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28496/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 214) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28385/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          فصل پاییز در شرایطی برای ایرانیان آغاز شد که مردم کشورمان هنوز تحت تأثیر جنایت تروریست‌ها در اهواز قرار داشته و منتظرند تا هرچه سریع‌تر پاسخی کوبنده توسط کشورمان به عاملین این جنایت از خُرد تا کلان داده شود؛ به همین دلیل هفته اول از مهر ماه 1397 را با وجود همه اخبار و رویدادهای مختلفی نظیر اتفاقات مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ...، می‌توان تحت تأثیر جنایت تروریستی اهواز دانست. جنایتی که با واکنش خاص رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بوده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و چهاردهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از مهر ماه سال 1397 (01 الی 08 مهر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و چهاردهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل بهره‌برداری سیاسی رادیو فردا از حمله تروریستی اهواز، وحشت حامیان تروریست‌های اهواز از گوشمالی سخت ایران، سانسور سیرک ترامپ در سازمان ملل توسط رادیو فردا، حمایت از قاضی فاسد آمریکایی مورد علاقه ترامپ، خشم آل سعود از حضور مقتدرانه ایران در منطقه و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. واکنش‌هایی پس از جنایتی بزرگ! یکی از مهمترین رویدادهایی که آخرین روز شهریور ماه رخ داد اما تمامی روزهای هفته اول مهر ماه 1397 را هم به خود درگیر نمود، حمله تروریستی به مراسم رژه نظامیان در اهواز بود؛ جنایتی که بیش از 90 شهید و مجروح به دنبال داشت که در میان آن تعداد زیادی غیرنظامی از جمله زن و کودک دیده می‌شود. اما رویکرد رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در روزهای پس از این واقعه تلخ کاملاً سیاسی و جهت‌دار بود و تلاش کرد تا به شکلی به این موضوع بپردازد که اهداف سیاسی اربابانش را تأمین کند و به همین دلیل نیز مجله این هفته رادیو دیروز را با بررسی دو مورد از این نوع رویکردها و واکنش‌های رادیو فردا آغاز می‌کنیم. تلاش برای بهره‌برداری سیاسی از جنایت تروریستی اهواز یکی از اقدامات سیاسی رادیو فردا در قبال حادثه تروریسی اهواز به بخشی از گزارش‌هایی اختصاص داشت که با تأکید بر اهداف جدایی‌طلبانه عاملان این جنایت، سعی در پررنگ کردن این موضوع داشته و تلاش کرد تا به این بهانه به مخاطبین خود القا کند که اختلافات داخلی در ایران به اوج خود رسیده و کار به جایی رسیده است که جدایی‌طلبان برای تحقق اهدافشان دست به چنین عملیات‌هایی می‌زنند؛ البته نباید غافل بود که با این اقدام خود به خود ذهن از سمت کشورهای خارجی غربی و عربی نقش‌آفرین در این جنایت نیز منحرف می‌شود. همین موضوع باعث شد تا اظهارات مقامات ایرانی در خصوص نقش دولت‌های خارجی در این جنایت با واکنش این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا مواجه شود. رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود با این هدف نوشته است: «آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز را "ادامه توطئه"، به گفته او، "دولت‌های دست‌نشانده آمریکا در منطقه" خواند که "هدف خود را ایجاد ناامنی" ایران قرار داده‌اند. وی تاکید کرد که دستگاه‌های مسئول اطلاعاتی "موظفند با سرعت و دقت دنباله‌های این جنایتکاران را تعقیب کنند و آنان را به سرپنجه مقتدر قضائی کشور بسپارند. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز روز شنبه در یک پیام توییتری به طور غیرمستقیم یک "رژیم خارجی" را مسئول حمله اهواز معرفی کرد. مقامات جمهوری اسلامی پیش از این بارها عربستان سعودی را به حمایت از گروه‌های مسلح مخالف حکومت در خوزستان، کردستان و سیستان و بلوچستان متهم ساخته‌اند. اما عربستان سعودی و این گروه‌ها این اتهام را رد کرده‌اند.» در حالی این رسانه تلاش می‌کند تا آل سعود و دیگر کشورهای دخیل در این جنایت را تبرئه سازد که سردمداران عربستان بارها اعلام کرده‌اند که می‌خواهند نا امنی و جنگ را به داخل مرزهای ایران بیاورند. محمد بن سلمان، ولیعهد و وزیر جنگ عربستان سعودی در اظهاراتی کاملاً شفاف نوع نگاه و سیاست‌های خود در قبلاً حوادث این‌چنینی را برملا می‌کند و می‌گوید: "ما سعودی‌ها منتظر نمی‌مانیم تا عربستان به میدان جنگ تبدیل شود، بلکه جنگ را به خاک ایران خواهیم کشاند." رادیو فردا بدون ارائه هیچ سندی عربستان را مبرا می‌کند در حالی که اسناد و شواهدزیادی که صراحت در نقش داشتن عربستان در حوادث تروریستی ایران دارد موجود است و در سخنان مقامات سعودی هم به کرات یافت می‌شود. رادیو فردا خیلی دوست دارد عامل این حوادث در ایران را گروهی از مردم ایران قلمداد کند تا این دسته از مردم را از یک طرف در مقابل حکومت و از طرف دیگر در مقابل مردمان انقلابی قرار دهد. چه داعش وچه فرقه تروریستی الاحوازیه مسئولیت این حدثه رابه عهده بگیرند باز هم اتهام اصلی متوجه آمریکا، عربستان و اسرائیل است که قطعاً با حمایت‌های آشکار و غیر قابل انکار از این تروریست‌ها نقش‌آفرین اصلی بوده‌اند و باید در جای خود پاسخگو باشند. وحشت از گوشمالی تروریست‌ها توسط ایران همانطور که در بالا به آن اشاره شد، شواهد و اسناد مختلفی نشان‌دهنده نقشی خارجی در جنایت تروریستی اهواز است و قطعاً هم خود گروه‌های تروریستی مانند داعش که مسئولیت این جنایت را پذیرفته‌اند و هم حامیانشان باید در برابر خون انسان‌های بی‌گناهی که بر زمین ریخته شده است، پاسخگو باشند. موضوع بعدی واکنش رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به لزوم این پاسخگویی است؛ جایی که تنها یک جمله مقتدرانه رهبر معظم انقلاب کافی است تا وحشتی بزرگ سرتاسر وجود آن‌ها را بگیرد و طبیعی است که پس از این وحشت عمیق رسانه تحت امرشان وارد عمل شده و به آن واکنش نشان دهد. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده نوشته است: «بر اساس گزارش‌ها این کار بزدلانه کار همان افرادی است که هر جا در سوریه و عراق گرفتار می‌شوند، آمریکایی‌ها نجات‌شان می‌دهند و "دستشان در جیب سعودی و امارات عربی است". آیت‌الله خامنه‌ای تهدید کرد که "مطمئناً گوشمالی سختی به عوامل این اقدام خواهیم داد". یک روز پیش از این سخنان نیز رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، عربستان سعودی را به دست داشتن در حمله اهواز متهم کرده و هشدار داده بود که اگر این کشور رفتارهای خود را "تصحیح" و "عذرخواهی" نکند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی "حق پاسخ کوبنده" را "برای خود در هر زمان و مکان محفوظ" می‌داند. وزارت خارجه ایران نیز بدون ارائه شواهد و مدارکی "دولت‌های منطقه" و حکومت‌های خارجی را به نقش داشتن در حمله به رژه نیروهای مسلح ایران در اهواز متهم کرده بود.» اما چرا "گوشمالی" ایران به عاملین این جنایت اینقدر وحشت‌آور بوده است؟! برای پاسخ به این سؤال باید سابقه پاسخ‌هایی را مورد بررسی قرار داد که جمهوری اسلامی پس از دست‌درازی تروریست‌ها به کشورمان به آنان داده است. اولین بار ۲۸ خرداد ۹۶ و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به حمله تروریستی داعش به مرقد امام راحل و ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی در تهران، با شلیک ۶ فروند موشک بالستیک میان‌برد از پایگاه‌های موشکی نیروی هوافضای سپاه در استان‌های کرمانشاه و کردستان، مواضع داعش (مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی) در منطقه دیرالزور سوریه (فاصله حدود ۶۵۰ کیلومتر) را مورد اصابت قرار داد که طی آن تعداد قابل توجهی از عناصر اصلی و رده بالای این تروریست‌ها به هلاکت رسیدند. بار دوم به دوستان تروریست داعش در حزب دموکرات کردستان مربوط بود؛ جایی که بار دیگر جمهوری اسلامی در پاسخ به فعالیت‌های تروریستی، تفرقه‌افکنانه و جدایی‌طلبانه این گروه و پس از عملیات‌های مسلحانه آن‌ها در خاک ایران، مرکز فرماندهی آن‌ها در «کوی سنجق» از توابع اربیل کردستان عراق را با شلیک ۵ موشکِ نقطه‌زن هدف قرار داده است که تلفات سنگینی به این تروریست‌ها وارد نمود. این دو در کنار سایر پاسخ‌های کوبنده‌ای که نیروهای ایرانی در آن سوی مرزها به تروریست‌ها داده‌اند، قطعاً دلیل وحشت رادیو فردا و اربابانش است؛ آن‌ها می‌دانند که وقتی رهبری ایران حرف از "گوشمالی سخت" می‌زند، قطعاً تاوان دست‌درازی خود را به سخت‌ترین شکل ممکن خواهند داد. رهبری ایران در دیدار با جمعی از ورزشکاران و مدال‌آوران رقابت‌های المپیگ آسیایی جاکارتا، در خصوص جنایت تروریستی اهواز به صراحت تأکید فرمودند: «این [حمله] نشان‌دهندهٔ این است که ما در این راهی که داریم حرکت می‌کنیم -که راه افتخار، راه اعتلاء، راه پیشرفت است- دشمن زیاد داریم؛ این را همهٔ شما باید در یاد داشته باشید دائماً که ما خیلی دشمن داریم. البتّه این کاری که اینها کردند، کار بزدلانه‌ای بود؛ [وقتی] با مسلسل حمله کنید، به یک عدّه‌ای که نه سلاح دارند، نه توان دفاعی دارند، خب معلوم است که یک عدّه‌ای به شهادت می‌رسند؛ امّا کار، کار شجاعانه‌ای نیست، کار بزدلانه است. کار شجاعانه را جوانهای ما کردند؛ هرکدام در یک میدانی: شماها در میدان ورزش، یک عدّه‌ای در میدان دفاع مقدّس، یک عدّه‌ای در میدان علم؛ آن‌ها کارهای شجاعانه و باارزش است. ولی خب، به این دشمن هم [که بنابر] آنچه تا امروز به من اطّلاع داده‌اند، کار همین کسانی است که هرجا گیر می‌کنند در سوریه و عراق، آمریکایی‌ها می‌روند نجاتشان می‌دهند؛ کار آنها است، آن‌هایی که دستشان در جیب سعودی و امارات عربی است، البتّه گوشمالی خواهیم داد، گوشمالی سختی به آنها داده خواهد شد ان‌شاءالله.» همراهی صمیمانه رادیو فردا با ترامپ بخش دیگر این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به رسوایی‌های پیاپی و حاشیه‌سازی‌های ناتمام دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و البته واکنش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به این موضوعات اختصاص دارد؛ جایی که در این هفته از سخنرانی ترامپ در سازمان ملل متحد و حواشی‌اش گرفته تا انتخاب یک چهره فاسد برای حضور در دیوان عالی آمریکا، خبرسازی آقای رئیس جمهور را به اوج خود رساند و به همین دلیل در ادامه دو مورد از واکنش‌های رادیو فردا به این موضوعات را مورد بررسی قرار می‌دهیم: سانسور نمایش "دلقک ترامپ" در سازمان ملل! یکی از حاشیه‌سازی‌های دونالد ترامپ در این هفته به سخنرانی وی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برمی‌گردد؛ جایی که وی با دلقک‌بازی مورد تمسخر و خنده حاضرین قرار گرفت اما این خنده توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا سانسور شد تا شاید بتواند اندک آبروی وی را حفظ کند. اما نکته این است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد آن‌قدر با پوشش خبری و رسانه‌ای گسترده از سراسر جهان مواجه بوده است که سکوت یک رسانه وابسته به کاخ سفید نتواند این حاشیه جدید ترامپ را پنهان نگاه دارد و خیلی زود رسانه‌های معتبر جهان به بازتاب آن پرداخته و خبرش سراسر جهان را فرا گرفته است. در یکی از این موارد، خبرگزاری فارس در گزارشی این‌گونه به سخنرانی دنالد ترامپ پرداخته است: سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در هفتاد و سومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد از همان ابتدا با حاشیه‌های زیادی همراه بود. دونالد ترامپ که طبق برنامه زمانبندی سازمان ملل، که از مدتها پیش تعیین شده و از طرف دبیرخانه سازمان ملل به اطلاع رهبران کشورها رسیده است، قرار بود به عنوان دومین نفر بعد از سخنرانی رئیس جمهور برزیل برگزار شود اما دونالد ترامپ و هیات همراه وی دیر به ساختمان سازمان ملل رسیدند و این مساله موجب به هم خوردن برنامه عادی مجمع شد. به دلیل دیر رسیدن ترامپ به سالن محل سخنرانی، رئیس جلسه مجبور شد نوبت سخنرانی ترامپ را به رئیس جمهور اکوادور واگذار کند. بعد از سخنرانی رئیس جمهوری اکوادور، دونالد ترامپ پشت تریبون قرار گرفت و سخنرانی خود را آغاز کرد. حاشیه دوم سخنرانی رئیسی جمهور آمریکا بعد از دیر آمدن وی در همان آغاز سخنرانی وی اتفاق افتاد؛ جاییکه ترامپ خطاب به حاضران در نشست مجمع عمومی گفت که "در کمتر از دو سال دولت من تقریباً بیش از هر دولت دیگری در تاریخ آمریکا دستاورد داشته است". این ادعای ترامپ باعث خنده رهبران و هیاتهای سیاسی حاضر در نشست شد، آنقدر که خود ترامپ را نیز به خنده و تعجب واداشت. رئیس جمهور آمریکا در واکنش به خنده تمسخر آمیز حضار گفت: انتظار این واکنش را نداشتم اما خوبه. این خیلی درست است! این اظهارات مجدداً ترکیبی از خنده و تشویق حضار را برانگیخت و سپس سخنرانی وی روند عادی به خود گرفت." رسانه‌های مختلف جهان و ناظران مختلف بین‌المللی بر این واقعیت تأکید کردند که این نخستین بار است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضرین به سخنان یکی از مقامات می‌خندند و جالب‌تر وقتی می‌شود که در بازگشت به چهار سال قبل می‌بینیم که ترامپ در سال 2014 میلادی خطاب به باراک اوباما، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، به حالت انتقاد گفته بود که "ما به رئیس جمهوری نیاز داریم که موجب خنده دیگران نشود." البته باید یادآوری کرد که رادیو فردا در ادامه خوش‌خدمتی خود برای کاخ سفید، به ویژه شخص دونالد ترامپ، در گزارش‌های خود در کنار سکوت به این حاشیه و سانسور کامل آن، موضع‌گیری‌های تند و افراطی ضد ایرانی او را پررنگ‌تر از همیشه بازتاب داده است و این خود گویای ماهیت اصلی این رسانه ضد ایرانی است. دفاع از انتصاب جنجالی ترامپ در دیوان عالی آمریکا موضوع بعدی حاشیه‌ساز ترامپ به تحولات داخلی در آمریکا مربوط است؛ جایی که رئیس جمهور آمریکا در حرکتی عجیب فردی که متهم به فساد اخلاقی و جنسی است را برای عضویت در دیوان عالی ایالات متحده انتخاب و معرفی کرده است. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، می‌نویسد: «زنی که برت کاونا، نامزد دونالد ترامپ برای کرسی خالی دیوان عالی آن کشور را متهم به آزار جنسی کرده، توافق کرده در نشست کمیته قضائی سنا، در روز پنجم مهر ماه شهادت دهد. نخست کریستین بلیزی فورد در جلسه علنی کمیته قضائی روایت خود را از واقعه‌ای که گفته شده اوایل دهه ۱۹۸۰ رخ داده ارائه خواهد کرد، و سپس برت کاونا از خود دفاع می‌کند. در حالی‌که بررسی نامزدی کاونا در کمیته قضائی سنا ادامه داشت، کریستین بلیس فورد، استاد ۵۱ سالهٔ دانشگاه کالیفرنیا، قاضی کاوانا را به آزار جنسی در اوایل دهه ۱۹۸۰، یعنی زمانی که هر دو به دبیرستان می‌رفتند، متهم کرد. اما برت کاوانا در بیانیه‌ای که کاخ سفید منتشر کرده، گفته‌است: "این ادعا کاملاً دروغ است، من هیچ‌گاه کاری را که مدعی ادعا می‌کند با او و یا فرد دیگری انجام نداده‌ام".» این رسانه آمریکایی که با رسوایی‌ها و حاشیه‌سازی‌های پیاپی دونالد ترامپ و سکوت‌های معنادار و غیرمنطقی رسانه‌ای در برابر آن، ماهیت وابسته خود را برملاشده دیده و خطر تشدید ریزش مخاطبانش را بیخ گوشش احساس می‌کند، در مواجهه با این موضوع چاره‌ای جز واکنش و انتشار گزارش ندیده است؛ اما تلاش کرده تا به نوعی به موضوع فساد این قاضی آمریکایی نزدیک به دونالد ترامپ بپردازد که در کنار بیان خبر اولیه و حفظ چهره بی‌طرفانه خود، از رئیس جمهور آمریکا و انتخابش دفاع کند.   به همین در گزارش مذکور می‌بینیم که رادیو فردا به شکلی موذیانه سن این زن را اعلام می‌کند تا ذهن مخاطبین خود را به حاشیه بکشاند، در حالی که در مواردی که یک سوی ماجرا مقامی از ایران حضور دارد، مانند داستان مربوط به ابراز همدردی خاص محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور اسبق کشورمان با مادر چاوز در مراسم ترحیم وی، رادیو فردا اصلاً سن این پیرزن 80 ساله را مهم نمی‌دانست. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که پرونده‌های متعددی در خصوص فساد اخلاقی و جنسی این قاضی مورد حمایت دونالد ترامپ وجود دارد و در این بین این زن، یعنی "کریستین بلیزی فورد" به نمایندگی از آن‌ها حاضر شده است در جلسه علنی کمیته قضایی آمریکا شرکت کرده و جنایتی که "قاضی کاونا" علیه او مرتکب شده است را روایت کند. خشم عمیق عربستان از حضور با اقتدار ایران در منطقه موضوع پایانی مجله این هفته رادیو دیروز به خشم عمیق مقامات آل سعود از حضور مقتدرانه ایران در منطقه اختصاص دارد. در این هفته وزیر خارجه عربستان سعودی با همین خشم از لزوم خروج جمهوری اسلامی از منطقه سخن گفته و کشورمان را تهدید کرده است و همین موضع‌گیری ضد ایرانی کافی است تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که سابقه‌ای دیرینه در خوش‌خدمتی برای آل سعود دارد، وارد عمل شده و اظهارات این مقام عربستانی را به طور ویژه بازتاب دهد. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، این گونه می‌نویسد: «آقای جبیر گفته‌است: به خاطر بازگشت تحریم‌ها، ایرانی‌ها با فشار فزاینده اقتصادی و سیاسی روبه‌رو خواهند شد. او با اشاره به آن‌چه منزوی شدن ایران در منطقه، در میان کشورهای اسلامی و در سطح جهان توصیف کرده، افزوده: ماموفق خواهیم شد، وضعیت ایران پایدار نیست. وزیر خارجه عربستان در بخش دیگری از اظهاراتش در مورد ایران، گفته "ایرانی‌ها طی ۳۵ سال گذشته بدون وقفه در حال انجام همه کارهای بد هستند". او سپس با اشاره به توافق اتمی صورت‌گرفته در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما، بین ایران و شش قدرت جهانی، اظهار کرده فعالیت و اقدامات ایران "به‌خصوص پس از امضای برجام، افزایش پیدا کرده است."» این‌که چرا عربستان از بودن ایران در کنار برخی کشورهای عرب خشمگین است کاملاً مشخص است؛ ایران مانع از آن شده تا عربستان در یمن و سوریه به اهدافش برسد؛ این حضور مقتدرانه باعث شده است که هزینه‌های بسیار بالای حکومت سعودی برای تسلط بر منطقه و عبور از سد ایران بر باد رود. طبیعی است که آل سعود پس از ناکامی در عرصه نظامی، دست به دامان وزیر خارجه خود، عادل الجبیر شود تا به جای هزینه برای افزایش قدرت نظامی به منظور مقابله با ایجاد و تقویت جنگ رسانه‌ای علیه کشورمان این خصومت و رقابت را دنبال کند. در نوع خاص بازتاب این جنگ رسانه‌ای ضد ایرانی مقامات آل سعود چند نکته قابل توجه دیگر هم قابل مشاهده بود؛ نکته اول این که رادیو فردا در گزارش خود تلاش کرد تا اینبار از زبان یک مقام عربستانی از آثار تحریم‌ها بر وضعیت اقتصادی ایران سخن بگوید تا بیش از پیش بر ذهن مخاطبین خود اثر گذاشته و جوی منفی از آن‌چه در ایران جریان دارد به راه بی‌اندازد و اربابان غربی و عربی خود را صاحب قدرت و نفوذ نشان دهد. نکته دوم این است که رادیوفردا از منظر، ایران بعد از انقلاب را مخل نظم وامنیت در خاورمیانه اعلام کرده است و هر نوع تحرک ایران در کشورهای اطراف را صرف نظر از انگیزه‌ها و علل، محکوم و تقبیح کرده است؛ در حالی که واقعیت نشان از شوم بودن آل سعود برای منطقه و جهان است که نمونه آن را می‌توان این روزها در یمن مشاهده کرد. نکته دیگر همراهی عربستان با کاخ سفید و دونالد تراپ در موضوع برجام است؛ جایی که این مقام سعودی این توافق که البته مورد پذیرش بسیاری از کشورهای مطرج جهان قرار دارد را توافقی نامطلوب می‌خواند؛ هرچند بیش از سیزده بار تأییدیه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پس از بازرسی دقیق از فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان، نشان دهنده پایبندی کامل جمهوری اسلامی به تعهدات خود در قبال این توافق جهانی است. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و چهاردهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از مهر ماه 1397 (01 الی 08 مهر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 07 Oct 2018 13:48:33 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28385/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 213) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28331/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته چهارم شهریور 1397 با دو موضوع بزرگ همراه گردید که تمامی ایام این هفته و حتی پس از آن را تحت تأثیر خودش قرار داد؛ ایام عاشورای حسینی و حمله تروریستی به مراسم رژه نیروهای مسلح در اهواز، دو موضوعی بودند که فعالیت‌های رسانه‌ای در این هفته را تحت تأثیر خود قرار دادند و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در این هفته تلاش کرد تا بهره‌برداری خاص خود را از این ماجرا داشته باشد. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و سیزدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از شهریور ماه سال 1397 (24 الی 31 شهریور ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و سیزدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش همه‌جانبه رادیو فردا برای حمایت از تروریست‌ها در جبهه‌های مختلف، خشم غربی از آثار عزاداری امام حسین (ع)، اعتراف به سیاهی دوران پهلوی در ایران، نوع خاص بررسی اختلالات روانی در ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. همراهی با تروریست در روز روشن! اصلی‌ترین رویداد خبری این هفته به آخرین روز تابستان 1397 اختصاص دارد؛ جایی که مزدوران تروریست دولت‌های غربی – عربی در عملیاتی کور، به حاضرین در مراسم رژه نیروهای مسلح اهواز حمله کرده و تعداد زیادی را قربانی جنایت خود ساختند؛ به همین دلیل بخش عظیمی از مجله این هفته رادیو دیروز را به موضوعاتی اختصاص داده‌ایم که در شکل‌های مختلف به حمایت‌های مختلف رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از تروریست‌ها می‌پردازد. خط خبری عجیب رادیو فردا در مواجهه با حمله تروریستی اهواز همانطور که گفته شد، تلخ‌ترین و مهمترین رویداد خبری این هفته، حمله تروریست‌ها به رژه نیروهای مسلح در اهواز است؛ حمله‌ای که طی آن 29 نفر به شهادت رسیدند و بیش از 57 نفر مجروح شدند. جنایتی بزرگ که هرچند، رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تلاش کردند تا آن را تنها حمله به جمعی نظامی نشان دهد تا از شدت جنایت تروریست‌های تحت حمایت آمریکا، عربستان و اسرائیل بکاهد، اما بررسی قربانیان نشان می‌دهد که تعداد قابل توجهی زن و کودک در میان قربانیان حضور دارند که نشان می‌دهد هدف جنایت نظامیان نبوده‌اند؛ هرچند در هرصورت حمله تروریستی، تروریستی است. رادیو فردا در واکنش به این جریان با انتشار گزارش‌هایی تمام توان خود را به کار گرفت تا تمام موضوع را تحریف کرده و به عبارتی تنها موضوع دخیل در این جنایت را امنیت داخلی ایران نشان دهد. این رسانه وابسته به دولت آمریکا در یکی از این گزارش‌ها نوشته است: «آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز را "ادامه توطئه"، به گفته او، "دولت‌های دست‌نشانده آمریکا در منطقه" خواند که "هدف خود را ایجاد ناامنی" ایران قرار داده‌اند. وی تاکید کرد که دستگاه‌های مسئول اطلاعاتی "موظفند با سرعت و دقت دنباله‌های این جنایتکاران را تعقیب کنند و آنان را به سرپنجه مقتدر قضائی کشور بسپارند." محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز روز شنبه در یک پیام توییتری به طور غیرمستقیم یک «"رژیم خارجی" را مسئول حمله اهواز معرفی کرد. مقامات جمهوری اسلامی پیش از این بارها عربستان سعودی را به حمایت از گروه‌های مسلح مخالف حکومت در خوزستان، کردستان و سیستان و بلوچستان متهم ساخته‌اند. اما عربستان سعودی و این گروه‌ها این اتهام را رد کرده‌اند.» ابعاد این حادثه تروریستی در نگاه یک بیننده خارجی بسیار وسعت یافته تر از آن خواهد بود که فقط برای جنبه امنیت آن در داخل نگران کننده است. این که به رژه نیروهای مسلح یک کشور حمله مسلحانه صورت بگیرد هر چند که در این بین مردم بی گناه هم کشته و یا زخمی شدند اما لطمه زدن به حیثیت نظامی ایران هم در این عملیات مد نظر تروریست‌ها قرار گرفته است. آن‌ها به راحتی می‌توانستند در یک تجمع مردمی مثل نماز جمعه حین خروج از محل اقامه نماز، مردم بی گناه را به رگبار ببندند اما این کار را نکردند و سراغ نیروهای مسلح رفتند. مشخص نیست که رادیو فردا چرا اصرار دارد کشورهای منطقه و بخصوص عربستان را در این حادثه بی تقصیر نشان دهد، در حالی که سردمداران عربستان بارها اعلام کرده‌اند که می‌خواهند نا امنی و جنگ را به داخل مرزهای ایران بیاورند. چرا رادیوفردا اصرار دارد بگوید این اتفاق هیچ دخلی به عربستان نداشته است؟! اسناد و شواهد زیادی که صراحت در نقش داشتن عربستان در حوادث تروریستی ایران دارد موجود است و در سخنان مقامات سعودی هم به کرات یافت می‌شود. رادیو فردا با این کار دو هدف عمده را دنبال می‌کند؛ اول این که همراهان آمریکایی و عربستانی خود را راضی نگاه داشته و از آن‌ها حمایت می‌کند و پس از آن به شکلی مردم و حکومت در ایران را مقابل هم قرار داده و از آب گِل‌آلود ماهی می‌گیرد. اما چه داعش و چه گروهک جدایی طلب الاحوازیه که هر دو مسئولیت این جنایت را پذیرفته‌اند، هر کدام دخلی در این حمله تروریستی داشته باشند، با توجه به عمق ارتباط و همکاری آن‌ها با ایالات متحده و عربستان سعودی، نمی‌توان نقش آن‌ها را انکار کرد. وکیلی که تروریست‌پرور است! در همین راستا، همانطور که پیشتر در هفته‌های گذشته به آن اشاره کردیم، محاکمه و اعدام سه تن از اعضای گروهک تروریستی کومله، با واکنش‌های بسیاری از سوی چهره‌ها و رسانه‌های ضد ایرانی مواجه گردید؛ جایی که با وقاحت تمام این تروریست‌ها، فعالان مدنی و حقوق بشر معرفی شده و اعدامشان نقض انسانیت و قانون توسط جمهوری اسلامی نشان داده شد. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته بار دیگر و به شکلی دیگر به این ماجرا پرداخت؛ جایی که یک به ظاهر وکیل که خود مجرم امنیتی و سیاسی است، از این تروریست‌ها حمایت کرده است. این رسانه ضد ایرانی در گزارشی می‌نویسد: «نسرین ستوده در نامه‌ای از زندان ادعا کرد که اعدام سه زندانی کُرد بار دیگر "روند ناعادلانه و غیرقانونی" دستگاه قضایی ایران را نشان داد. به گزارش وب‌سایت کمپین حقوق بشر در ایران، نسرین ستوده در این نامه نوشت: "باز هم در سالگرد کشتار ۶۷ دستگاه قضایی ایران سه تن از هموطنان کرد را اعدام کرد، هموطنانی که طی دهه‌های متمادی تحت سرکوب و مظالم متعدد قرار داشته‌اند." به گفته این وکیل دادگستری، حکم این سه زندانی که "در روندی غیرقانونی صادر شده بود، ناعادلانه و مغایر با موازین حقوق بشر و قانون جمهوری اسلامی ایران بوده است." وی با اشاره به اعتصاب غذای این سه زندانی پیش از اعدام نوشت که آنان "در حالی که روزهای متمادی گرسنگی تحمل کرده بودند، به چوبه دار سپرده شدند و این خود گواه دیگری بر خشونت ذاتی دستگاه قضایی ایران است که باید از هر نوع خشونتی پرهیز کند". زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین پناهی، سه زندانی سیاسی کرد، روز شنبه، ۱۷ شهریور، اعدام شدند.» رادیو فردا در گزارش خود سخنان نسرین ستوده، وکیل زندانی، را دستاویز حمایت از سه تروریست کرد قرار می‌دهد.   حمایت رادیو فردا و دیگر رسانه‌های همسو در حالیست که زانیار مرادی و لقمان مرادی به اتهام «محاربه و قتل پسر امام جمعه مریوان» به اعدام محکوم شدند. با این حال رادیو فردا در گزارش خود خواستار تطهیر دستان خونین این تروریست‌ها را دارد.   در این گزارش به اظهارات امجد حسین‌پناهی، برادر رامین حسین‌پناهی به عنوان سندی برای اثبات بی‌گناهی این سه تروریست پرداخته است و نسرین ستوده نیز بر اساس همین اظهارات به شدت از این مجرمین حمایت می‌کند؛ اما آیا واقعیت جز تروریست بودن این مجرمین است؟! امجد حسین‌پناهی خود یکی از اعضای ارشد گروه تروریستی کومله است که بعد از ارتکاب جنایت مسلحانه در خاک ایران و به شهادت رساندن دختری نوجوان در جریان یک عملیات تروریستی، از کشور گریخته و اکنون در آلمان زندگی می‌کند. بعلاوه، نسرین ستوده نیز علیرغم اینکه خود دارای سابقه کیفری و پرونده‌ای قطور از نقض قانون در ایران است، در تمامی سال‌های اخیر به عنوان یک وکیل نه تنها از قانون و بی‌گناهان حمایتی نداشته، بلکه مدام از چهره‌های ضد انقلاب، قاتلین تروریست و مجرمین امنیتی – سیاسی دفاع کرده است. با این وجود نه حمایت‌های این چهره محبوب رادیو فردا و نه گزارش‌های این رسانه ضد ایرانی قطعاً در کتمان واقعیت‌های جامعه اثری نداشته و نمی‌توان آن را تغییر دهد. حامی تروریست، حتی در آن سوی مرزها! بخش دیگری از حمایت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از تروریسم، به نوع واکنش این مجموعه رسانه‌ای در خصوص تحولات سوریه اختصاص دارد؛ جایی که شکست‌های پیاپی و شدید تروریست‌های غربی – عربی در سوریه و ناکامی آن‌ها در تأمین اهداف و نیازهای اربابانشان در آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی، رادیو فردا را بر آن داشت تا با انتشار نوع خاصی از گزارش‌ها، این ناکامی را جبران کرده و از تروریست‌های نزدیک به اربابانش هم حمایت کند. رادیو فردا در این هفته نیز در واکنش به آخرین تلاش‌های تروریست‌ها برای تداوم جنایت در ادلب که آخرین سنگر آن‌ها در سوریه محسوب می‌شود، با انتشار گزارشی نوشته است: «نیکی هیلی هشدار داد که هر گونه حمله به استان ادلب اقدامی "بی‌ملاحظه" خواهد بود که عواقب سهمگینی بدنبال خواهد داشت. وی سپس بر نقش مسکو در این میان تاکید کرد و اظهار داشت: "روسیه این قدرت را دارد که مانع وقوع فاجعه در ادلب شود". خانم هیلی در ادامه گفت که دولت دونالد ترامپ تاکنون "هیچ اقدامی از ایران، روسیه و حکومت بشار اسد ندیده که نشانه علاقه آنها به یافتن یک راه‌حل سیاسی باشد، بلکه هر آن‌چه دیده اقدامات ترسوهایی بوده که تنها به فتح نظامی و خونین ادلب علاقه‌مند هستند".» همانطور که در بالا به آن اشاره شد، ادلب آخرین سنگر تروریست‌های سوری مورد حمایت آمریکا و عربستان سعودی محسوب می‌شود که اکنون مورد محاصره نیروهای متحد با مردمو دولت سوریه می‌باشد. سازمان ملل هشدار داده که حمله گسترده نیروهای سوریه به ناحیه ادلب می‌تواند به بزرگترین فاجعه بشری قرن بیست‌ویکم منجر شود و باید از وقوع آن جلوگیری کرد. حدود ۲.۹ میلیون نفر در مناطق تحت کنترل شورشیان زندگی می‌کنند که نیمی از آنها آوارگانی هستند که به آنجا پناه آورده‌اند. در این حال سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد خواستار فراخوان جهانی برای صلح در سوریه و بازسازی این کشور شده است. از سوی دیگر، در همین روز سفیر روسیه در سازمان ملل متحد گفت نمی‌توان به «تروریست‌ها» اجازه داد که از صدها هزار نفر در ادلب به عنوان «جان‌پناه انسانی» خود استفاده کنند.   به گفته واسیلی نبنزیا، «ده‌ها هزار تن» از پیکارجویان مرتبط با القاعده، داعش و دیگر گروه‌های افراط‌گرا در ادلب متمرکز شده‌اند. آقای نبنزیا که در شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره نتایج نشست اخیر روسای جمهوری سه کشور روسیه، ترکیه و ایران در تهران سخن می‌گفت، عنوان کرد که این سه کشور خود را متعهد به دفع کامل تروریسم در سوریه می‌دانند. وی همچنین خطاب به اعضای شورای امنیت گفت که ضرورت دارد تا اپوزیسیون مسلحی را که خواستار دستیابی به راه‌حل سیاسی هستند از «تروریست‌ها» در ادلب مجزا کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که اربابان رایدو فردا به وسیله ترکیه خواستار خرید فرصت برای تروریست‌های مربوط با آمریکا می‌باشد. در نشست اخیر تهران، ایران و روسیه با پیشنهاد ترکیه برای آتش‌بس در ادلب مخالفت کردند. قرار است نشست بعدی سه کشور در روسیه برگزار شود. وحشت غرب از پیامدهای عزاداری حسینی موضوع بعدی مجله این هفته به واقعیتی اختصاص دارد که مقابل اعتقادات افراطی و تروریستی است؛ واقعیتی که از معنویت، صداقت و اثربخشی بالای عزاداری سالار شهیدان، امام حسین (ع) ناشی شده و به دلیل نقش انسان‌ساز آن، با نفرت و خشم رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بوده است. رادیو فردا به دلیل ماهیت آیین و فرهنگ عزاداری محرم در جامعه ایرانی، در این هفته با انتشار گزارشی تلاش کرده است تا در حد توان خود این واقعیت را تحریف و تخریب نماید؛ هرچند اعتقاد مردم ایران و جایگاه امام حسین (ع) و عزاداری محرم به قدری با فرهنگ و زندگی اقشار مختلف ایرانیان درآمیخته است که با این تلاش‌ها نمی‌توان جایگاه آن را تخریب کرد. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارشی ویدئویی با عنوان «واکنش مخاطبان به عزاداری محرم»، تلاش کرده است تا اینبار مزخرفات خود را در قالب چند پیام جعلی و ناشناس مردمی بازتاب دهد تا واکنش‌های احتمالی مخاطبین و مردم ایران را از خود دفع کند؛ غافل از این که مردم به خوبی حقیقت ماجرا را درک می‌کنند. این به ظاهر مخاطبان عادی، به مسائلی چون سر و صدای عزاداری، حیف و میل شدن هزینه‌ها در هیئات به جای پرداختن به فقرای واقعی و کثیف شدن معابر حین توزیع نذورات انتقاد می‌کنند. وقتی رادیو فردا برای عوام فریبی یک پیام از زائر واقعی امام حسین اشاره می‌کند که نایب الزیاره مشتاقان خواهد بود، به موازات آن کامنت یکی از مخاطبان را در جواب ارائه می‌کند که سفر با این وضع ارز؟! و این یعنی با این وضع اقتصادی چطور می‌شود پول را در راه مسافرت آنهم به عتبات صرف کرد؟ برای آن دسته که بعد از روشنگریهای فراوان رادیو دیروز، هنوز در بند فریب و حیله‌های رسانه‌ای رادیو فردا هستند و مایلند افکارشان را تحریریه منحرف رادیو فردا شکل دهد و نه عقل سلیم، اشاره به چند نکته ضروری است: به گفته مدیرکل امور بانوان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در ایران ۷۰ میلیون کاربر اینترنت داریم که بسیاری از این افراد در حوزه سرگرمی فعالیت می‌کنند و به مسائل علمی و کاری چندان توجه ندارند. بنابرین تعمیم نظر آنها که معمولاً سطح تحصیلات و سواد عمومی اندکی هم دارند، به کل جامعه کارشناسی و منطقی نیست. کسی که به ایجاد سر و صدا توسط هیئت عزاداری که معمولاً سه الی پنج یا نهایتاً شش روز طول می‌کشد، اعتراض دارد، آیا همه 360 روز دیگر سال عربده کشی‌های کارناوال‌های عروسی و پارتیهای آنچنانی، دور دور ماشینهای لاکچری و سیستمهای صوتی که کل ماشین را به لرزه درمی آورد هم آزارشان می‌دهد یا آنها استثنائا گوش نواز و شفا دهنده مریض هستند؟ مخاطبی که نگران کارگران زحمت کش شهرداری است، آیا هنگامی که در ساحل خزر به خوشگذرانی مشغول است هم به فکر خستگی مأموران پاکسازی ساحل هست؟ آیا بعد از دربی هم به یاد پاکبانهایی که باید زباله‌های تولید شده توسط سر خوشانی که از بیکاری 7 صبح تا هفت شب را در ورزشگاه سپری کرده‌اند هم می افتند؟ آیا صحنه خم شدن رفتگران برای پاکسازی در ستادهای انتخاباتی و جشنهای خیابانی پس از پیروزی کاندیدشان هم جلو چشمشان هست؟ یا فقط زباله‌های عزاداران حسینی مسأله سازند؟ آقایانی که تا محرم می‌رسد و عده‌ای با خلوص نیت و عشق به ولایت، برکت مالِ سال خود را از نذریهای دهه اول محرم می‌گیرند، به یاد فقرا می افتند، چرا پشت رلهای لامبورگینی و پورش و بنزهای لاکچریشان یادی از گرسنگان نمی‌کنند؟ چرا وقت هزینه کرد سرمایه‌های هنگفت و سرسام آور زندگیهای اشرافی و سگ بازی و ... وجود فقیر در جامعه باعث ننگشان نیست؟ آن‌ها که از هزینه مسافرت به عتبات اینگونه بر سر می‌زنند، آیا برای سفر به آنتالیا و پاتایا و دور اروپا هم همینگونه رخ بر می‌تابند؟ هرچند پاسخ این سؤالات شفاف است اما آن را به عهده خود مخاطب می‌گذاریم؛ آن‌چه در این بین نباید فراموش شد این نکته است که مردم ایران و عاشقان امام حسین (ع)، همیشه در عمل و با حضور در صحنه‌های با ارزشی مانند حماسه اربعین حسینی، پاسخ دقیق و کوبنده‌ای به بدخواهان اهل بیت (ع) داده‌اند و قطعاً در آینده نزدیک بار دیگر این حضور را تکرار خواهند کرد.     تابوشکنی "تابو" از نوع ضد پهلوی یکی از برنامه‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا "تابو" است که همواره به ادعای خودشان تابوشکنی کرده و بخشی از مسائل داخلی ایران را مورد سیاه‌نمایی و فضاسازی منفی خود قرار می‌دهد. اما در این هفته "تابو" به شکلی دیگر تابوشکنی کرده است و در حرکتی نادر به واقعیتی اعتراف کرده است که چندان تناسبی با تمامی فعالیت‌های رادیو فردا از بدو تأسیس تا کنون نداشته است. درحالی که این رسانه وابسته به دولت آمریکا، در پیروی از اربابان آمریکایی و اسرائیلی خود همواره حامی پهلوی بوده و ضمن توجیه و تأیید سابقه سیاه حکومت پهلوی در دوران قبل از انقلاب، از بازماندگان آن‌ها نیز در حد کمال حمایت کرده است، اینبار در برنامه تابو، بازگشت به دوران پهلوی را اتفاقی غیر قابل قبول معرفی و به مشکلات آن دوران و واقعیت مردمی انقلاب اسلامی اعتراف شده است. مجری این برنامه در توضیح ابتدای بحث خود می‌گوید: «بخشی از اپوزیسیون حکومت جمهوری اسلامی را گروه‌های سلطنت‌طلب تشکیل می‌دهند؛ گروهی که گاه خود را با نام پادشاهی‌خواهان هم معرفی می‌کنند. اما پادشاهی یا سلطنت، هر یک از این دو واژه را که بپذیریم وارد مناقشه بزرگ و پردامنه‌ای پیرامون استبداد و دموکراسی خواهیم شد. پادشاهی‌خواهان از ارزش تاریخی و نقش نمادین پادشاه می‌گویند و معتقدند داشتن ایرانی آزاد و آباد، تنها با بازگشت نظام پادشاهی به کشور میسر است. مخالفان نهاد سلطنت اما می‌گویند تجربه تاریخی ایران از پادشاهی، استبداد و مقام مطلقه مادام‌العمر بوده است و بس، چیزی که با دموکراسی سر سازگاری نخواهد داشت. ببینید حالا اسمش را بگذاریم پادشاهی یا سلطنت. اگر سلطنت تصور سلطه را می‌دهد، در عین حال ما پادشاهی را هم که در زمان رضاشاه و شاه به کار بردیم باز با سلطه روبه رو بودیم. یعنی ما هرگز سابقه پادشاهی مشروطه را نداشتیم. به همین جهت این ریسک به نظر من ریسک عاقلانه‌ای نیست که شما بیایید یک چیزی را که از بین رفته و به تاریخ واگذار شده [برگردانید]؛ با یک انقلاب از بین رفته، حالا این انقلاب، انقلاب ناموفق بوده، انقلاب کور بوده، این‌ها همه‌اش درست است ولی مهم‌ترین کسی که در انقلاب سال ۵۷ مؤثر و مقصر بوده شخص محمدرضای پهلوی بوده.» رادیو فردا در ابتدای امر نظر خود را اعلام می‌کند که چه پادشاهی را بخواهید، چه سلطنت وارد مناقشه‌ای بزرگ پیرامون استبداد و دموکراسی خواهید شد. یعنی معتقد است همین که یکی از این دوعنوان بر حکومت بار شود دیکتاتوری هم در آن مستتر است و این با روح دموکراسی سازگاری ندارد. در واقع رادیو فردا همان اول تکلیف خود را هم با طرفداران محمدرضا شاه و هم با سلطنت طلبها روشن کرده و اعلام کرده که با آنان موافق نیست. پس از این توضیحات کارشناس برنامه با اشاره و تأکید بر این که رفتار خود پهلوی عامل انقلابی مردمی و سقوط حکومتشان در ایران بوده است، می‌گوید: «من فکر می‌کنم ما اصلاً چنین دوگانه‌ای نداریم که بخواهیم بگوییم جمهوری یا پادشاهی. این دوگانه بیشتر بخصوص از دی ماه آغاز شد و این بحث آمد. که من فکر می‌کنم مصادره کردنِ بخشی از سلطنت‌طلبان و پادشاهی‌خواهان بود از شعارهایی که تازه هیچ ارتباطی هم به این موضوع نداشت و چنین دوگانه‌ای ساختند و گفتند ما می‌خواهیم یک رفراندم سر این قضیه بگذاریم. من بعید می‌دانم که پادشاهی‌خواهان بتوانند برای رفراندم مورد علاقه خودشان که آیا حکومت پادشاهی باشد یا چیز دیگری باشد بتوانند یک میلیون امضا جمع کنند.» کارشناس برنامه به وضوح هم خبرهای رادیوفردا مبنی بر میل مردم به برگرداندن حکومت پادشاهی محمدرضا توسط پسرش را رد می‌کند و هم اصلاً تعداد علاقمندان به این نوع حکومت را بسیار ناچیز وغیر قابل اعتنا می‌داند. به نظر می‌رسد رادیو فردا کاملاً بر خلاف مواضعش در این برنامه مجبور به پخش نظر کارشناسان شده است. درادامه بحث هم مطالب به گونه‌ای ارائه می‌شود که می‌شود دریافت حتی مخالفان نظام جمهوری اسلامی هم برای مخالفت‌هایشان با نظام اسلامی دلیل ندارند اما برای رد حکومت پهلوی دلایل خوبی دارند که نباید بی توجه از کنار آن دلایل گذشت. "اختلالات روانی" فقط در ایران وجود دارد! موضوع آخر این هفته به نوع پرداختن رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به موضوع "اختلالات روانی" و بیماری‌های مربوط به این حوزه از زندگی بشری اختصاص دارد؛ جایی که این رسانه تلاش می‌کند با نوع خاص گزارش‌های خود این احساس را به مخاطبین منتقل نماید که گویی این نوع از بیماری‌ها و مشکلات روحی و روانی تنها به ایران و ایرانیان مربوط می‌شود. رادیو فردا در گزارشی می‌نویسد: «اگر در رابطه با جامعه ایران بخواهیم صحبت کنیم، ببینید باید افراد بتوانند میان حرف زدن از مشکلات‌شان و بازیابی سلامت یک ارتباط پیدا کنند. خودِ این که شما پیش یک نفر بروید و فقط با صحبت کردن و گفت‌وگو کردن بتوانید مشکل‌تان را حل کنید در جامعه ما در حقیقت امر جاافتاده‌ای نیست. خود این هم در فرهنگ غرب اگر به وجود آمد به هر حال یک زمینه تاریخی داشت. یعنی خیلی از محققان رفتن پیش روان‌شناس را به‌نوعی در حقیقت همان سکولاریزه شدنِ رفتن پیش کشیش در فرهنگ‌های کاتولیک می‌دانند.» این رسانه در تلاش است تا ضمن اشاره به این موضوع که اختلالات روحی و روانی در ایران وضعیتی بحرانی دارد، این ادعا را مطرح کند که در ایران علم روانشناسی چندان اهمیت و پیشرفتی نداشته و اصلاً جایگاهی در جامعه ایرانی ندارد! این در حالیست که روانشناسی تحت عنوان علم النفس یا اخلاق، بیش از هزار سال به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فلسفه در مراکز علمی ایران تدریس شده است و دانشمندان مطرح و بزرگی از قبیل رازی، ابن سینا، ناصر خسرو، ملاصدرا و ... در آثار خود نه تنها مباحث اصلی روانشناسی مانند احساس، ادراک، عاطفه، تفکر، تخیل و تواناییهای ذهنی را مورد بحث قرار داده‌اند، بلکه حتی با روشهای تمثیلی و شبه تجربی در مورد نظریه‌های مختلف این حوزه را بررسی کرده‌اند. از آن گذشته نباید فراموش کرد که وضعیت جوامع غربی از حیث گسترش اختلالات روانی بسیار وخیم‌تر از ایران است؛ برخی آمارها گویای این موضوع هستند که بیش از ۱۰ میلیون نفر از افراد بزرگسال در آمریکا با بیماری‌های روانی جدی درگیر هستند. بر اساس این آمارها، بیش از نوزده میلیون آمریکایی یا بیش از 9 درصد جمعیت آمریکایی بالای 18 سال این کشور، در هر سال دچار اختلالات افسردگی می‌شوند. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و سیزدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از شهریور ماه 1397 (24 الی 31 شهریور ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 30 Sep 2018 19:40:01 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28331/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 212) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28225/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از شهریور ماه 1397 را با توجه به اخبار و رویدادهای مختلف آن، می‌توان هفته وقاحت آمریکایی نامید؛ جایی که مقامات مختلف این کشور نشان داند تا چه اندازه خود را برتر از تمام دنیا تصور می‌کنند و چگونه با بی‌شرمی این خودخواهی را فریاد می‌زنند؛ هرچند گاهی هم رسوایی نسیبشان شده و با سر به درون چاه توهمات خود فرو می‌افتند و در تمام این مسیر ابزارهایی ماننر رادیو فردا هم‌جهت با اربابانشان در دنیای رسانه گام برداشته‌اند.فاف در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و دوازدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از شهریور ماه سال 1397 (16 الی 23 شهریور ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و دوازدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش رادیو فردا برای بهره‌برداری از حمله به کنسولگری ایران در بصره، گروکشی آمریکا از مردم مظلوم فلسطین، واکنش به بررسی جنایات جنگی آمریکا در دیوان بین‌المللی لاهه، درگیری‌ها در درون کابینه ترامپ، حذف دلار از مبادلات تجاری ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. آتش کینه غرب از اربعین حسینی روزهای پایانی این هفته با آغاز ماه محرم و عزاداری سرور و سالار شهیدان، امام حسین (ع) مصادف گردید و به همین دلیل نیز این شماره از مجله هفتگی را با موضوعی آغاز می‌کنیم که بی ارتباط با این ایام نیست. ما در این هفته با تلاش‌های بسیاری چه در حوزه سیاست و چه در حوزه رسانه‌های غربی مواجه بودیم که تنها هدفشان فضاسازی برای ایجاد اختلاف عمیق میان شیعیان و مردم ایران و عراق بوده است؛ هدفی که می‌توان اصلی‌ترین دلیل آن را کینه غرب از حماسه‌آفرینی متحد این مردم در ایام اربعین حسینی و وحشتی است که آن‌ها از این حماسه بزرگ و بی‌بدیل داشته و دارند. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی به موضوع حمله آشوب‌گران به کنسولگری ایران در بصره پرداخته است؛ گزارشی که در آن نمی‌توان هیچ تلاشی برای یافتن حقیقت و عاملین این تجاوز به حریم قانونی ایران در عراق را مشاهده کرد و تنها بازتاب یک خبر جهت‌دهی شده برای به بازی گرفتن احساس و غرور مخاطبین ایرانی است. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «شبکه خبری راشا تودی گزارش داده بود که معترضان قبل از به آتش کشیدن کنسولگری ایران برای چندین ساعت مقابل آن شعار می‌دادند. یکی از ویدئوهایی که در شبکه اجتماعی فیسبوک منتشر شده است نشان می‌دهد که معترضان، ایران را به قطع آب بصره متهم می‌کنند. بصره در سی کیلومتری مرز ایران قرار دارد. معترضان همچنین ایران را به دخالت در امور داخلی این کشور متهم می‌کنند. اعتراضات در شهر نفت‌خیز بصره از روز دوشنبه در واکنش به ناکارآمدی دولت در ارائه خدمات عمومی همچون آب آشامیدنی و برق آغاز شده است. گزارش رسانه‌ها از جمله عرب‌نیوز حاکی از آن است که معترضان همچنین به ساختمان‌های دولتی در بصره و ساختمان احزاب مرتبط با ایران نیز حمله کرده‌اند.» اما آیا فقط اعتراض به دولت و وضعیت زندگی در بصره مردم عادی این شهر را وادار کرده تا ساختمان کنسولگری ایران را به آتش بکشند؟! آیا اگر همین اتفاق در خصوص مراکز دیپلماتیک آمریکا می‌افتاد، رادیو فردا به همین گزارش ساده اکتفا کرده و از کنار آن عبور می‌کرد؟! بر اساس اظهارات شاهدان در ماجرا، گزارش‌های متعدد خبری رسیده از بصره و واقعیت‌هایی که اسناد مختلف آن را اثبات می‌کند، این تجاوز به کنسولگری ایران توسط گروهی آموزش‌دیده که به بهانه اعتراضات مردمی خود را به این ماجرا وارد کرده‌اند اتفاق افتاده است؛ به عبارتی دیگر اسناد نشان می‌دهند که گروهی با حمایت آمریکا و عربستان سعودی و با مدیریت شده از سوری مراکزی مانند سفارت و کنسولگری ایالات متحده در عراق و بصره، از اعتراضات مردمی سوءاستفاده کرده و با نفوذ در جمع اعترضات چنین جنایتی را رقم زده‌اند. در همین راستا بسیاری از مقامات عراقی هم بر نقش خارجی در این جریان تأکید کرده‌اند؛ نماینده بصره در پارلمان عراق اعلام کرد که کنسولگری آمریکا مسئول این اوضاع است. البته او کوتاهی دولت عراق و نخست وزیر را هم مؤثر دانسته است. نایب رئیس سازمان حشد الشعبی نیز آمریکا را در این اغتشاشات مقصر دانسته است و اعلام کرده مستندات کاملی داریم که نشان می‌دهد سفارت و کنسولگری امریکا دراین اتفاقات نقش دارند. اما مهمتر از خود این تجاوزگری، دلیل آن است؛ دلیلی که نشان می‌دهد همانطور که در ابتدای این بخش گفته شد، ایجاد اختلاف میان مردم ایران و عراق چقدر برای ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی با اهمیت است. دوستی و نزدیکی روابط میان مردم و به ویژه شیعیان عراق و ایران در سال‌های اخیر تمام برنامه‌های آمریکا را در منطقه نابود کرده است؛ برنامه‌هایی که برای تحققش میلیاردها میلیارد دلار هزینه جنگ و تجاوز کرده و هزاران نفر را راهی دیار باقی ساخته است تا شاید عراق بتواند نقطه امن و نفوذی برای آن‌ها در همسایگی ایران و در قلب خاورمیانه باشد، اما به یکباره، مردم ایران و عراق که نزدیکی فرهنگی و مذهبی عمیقی با هم دارند، به دوستانی متحد تبدیل شدند که سال‌هاست دروازه‌های نفوذ آن‌ها را بسته است و اوج این اتحاد حماسه مردمی اربعین حسینی است که بزرگترین اجتماع مذهبی جهان محسوب شده و همانند خاری در چشمان آمریکا، اسرائیل و آل سعود فرو می‌رود. حقوق بشر علیه فلسطین آزاد! موضوع دیگر این مجله هفتگی را به یکی دیگر از سیاست‌های وقیحانه کاخ سفید علیه ملت‌های جهان و یکی از مظلوم‌ترین ملت‌های جهان اختصاص داده‌ایم؛ جایی که آمریکا با قطع اندک کمک‌های مالی ظاهری خود به فلسطین، آن‌ها را برای پذیرش و تن دادن به توافق صلح مورد نظر ایالات متحده و اسرائیل یا همان «توافق قرن» تحت فشار قرار داده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بی‌شرمی که از اربابانش به ارث برده است، این رفتار حیوانی آن‌ها را بازتاب داده است؛ گویی که حق با آن‌هاست و این کار برای نجات فلسطین و جهان ضرورت دارد. رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «دونالد ترامپ از سرگیری کمک‌های مالی آمریکا به فلسطینی‌ها را به موافقت آنها با مذاکره بر سر "توافق قرن" مشروط کرد. رییس جمهوری آمریکا گفته است که قطع کمک‌های کشورش به فلسطینیان بی احترامی نیست بلکه "بی احترامی این است که آنها به میز مذاکرات نمی‌آیند". آمریکا در روزهای گذشته اعطای کمک ۳۰۰ میلیون دلاری به اونرا، آژانس ویژه سازمان ملل متحد در امدادرسانی به فلسطینی‌ها را متوقف کرد؛ امری که با انتقاد شدید فلسطینی‌ها، اونرا و برخی عوامل جهانی دیگر روبرو شد. اما نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت که فلسطینیان به کمک‌های سخاوتمندانه آمریکا حس قدردانی نداشته‌اند. دونالد ترامپ پنجشنبه ۱۵ شهریور در گفت و گویی ویدیویی با رهبران و روحانیون یهودی در آستانه سال نو عبری، نسبت به توان دولت خود در دستیابی به صلح اسرائیلی- فلسطینی ابراز خوش بینی جدی کرد و گفت اگر فلسطینی‌ها مذاکره نکنند و تا هنگامی که توافق بدست نیاید، پولی در کار نیست.»   این در حالست که محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین که چند بار تاکید کرده که «معامله قرن» «هرگز» از سوی فلسطینی‌ها و سازمان آزادیبخش فلسطین پذیرفته نمی‌شود، هفته گذشته فاش کرد که آمریکا این توافق را بر اساس تشکیل کنفدراسیونی از اردن با سرزمین‌های فلسطینی تنظیم کرده است. آقای عباس گفت این پیشنهاد را رد کرده و گفته است، تنها اگر اسرائیل بخشی از این کنفدراسیون باشد، می‌توان آن را بررسی کرد. نکته جالب‌تر از این، وقاحت آمریکا در کمک به مردم فلسطین و قدرناشناسی آن‌هاست؛ یا آمریکا و رادیو فردا مردم جهان را ساده فرض کرده است یا خودش را به دیوانگی زده تا از اصل ماجرا فرار کند. مگر می‌شود خون هزاران هزار فلسطینی که با تسلیحات آمریکایی و تأیید و همراهی کاخ سفید بر زمین ریخته شده و می‌شود را با پول خرید؟! اگر ملت فلسطین غیرت و سرزمین خود را با پول معامله می‌کردند، آیا شاهد این همه ایستادگی و شهادت در تمام سال‌های گذشته بودیم؟! ایالات متحده از طرفی انبارهای مهمات خود را بر روی رژیم اشغالکر صهیونیستی گشوده و با حمایت‌های مالی و سیاسی خود فضا را برای قتل‌عام ملت فلسطین فراهم می‌آورد و از طرفی ادعای کمک مالی به این مردم و قدرناشناسی آن‌ها به میان می‌آورد! سانسور یک بی‌شرمی! «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید یکی از چهره‌های پرحاشیه این روزهای آمریکاست که می‌توان وی را نماد همان مقاحت و بی‌شرمی آمریکایی دانست که در بالا به بخشی از آن اشاره شد. در این هفته نیز وی در اظهار نظری عجیب یکی از سازمان‌های بین‌المللی را خطاب قرار داده و از نگاه یک کدخدا برای جهان، این نهاد بین‌المللی را تهدید کرده است؛ سخنانی که رادیو فردا در گزارشش آن‌ها را سانسور کرده و هیچ اشاره‌ای به آن ندارد. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشش نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا، ۱۹ شهریور ماه گفته است کشورش، در کنار فرانسه و بریتانیا، به این نتیجه رسیده‌اند که اگر دولت سوریه بار دیگر اقدام به استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی بکند، با "واکنشی به مراتب شدیدتر" در مقایسه با واکنش‌های نظامی پیشین، روبه‌رو خواهد شد. مشاور ترامپ افزوده "می‌توانم بگویم، با بریتانیا و فرانسه رایزنی کرده‌ایم، این کشورها در دومین حمله (آمریکا به مراکز دولتی سوریه) شرکت کرده بودند و آن‌ها هم موافق هستند که به‌کارگیری مجدد سلاح شیمیایی با واکنش به‌مراتب قوی‌تری روبه‌رو خواهد شد"». اما همانطور که گفته شد، جالب اینجاست که جان بولتون مواضع دیگری هم داشته است، که در گزارش رادیو فردا منعکس نشده است. او قضات دادگاه بین‌المللی کیفری را تهدید کرد در صورتی که روند جنایات جنگی این کشور در افغانستان را بررسی کنند، هدف تحریم‌های واشنگتن قرار می‌گیرند. این مقام کاخ سفید در اظهاراتی که خبرگزاری رویترز اقدام به انتشارشان کرده است این‌گونه با نگاهی از بالا به پایین، خطاب به دادگاه بین‌المللی کیفری و قضات آن می‌گوید: «ایالات متحده از همه ابزارهای لازم برای دفاع و حفاظت از شهروندان خود و کشورهای هم‌پیمانش استفاده خواهد کرد تا مانع از پیگرد و محاکمه غیرقانونی آنها توسط این دادگاه نامشروع شود. در صورت آغاز تحقیق در مورد جنایت جنگی کارکنان و مأموران امنیتی این کشور در افغانستان، متقابلاً با دیوان بین‌المللی کیفری "مبارزه" خواهد کرد. اگر اقدامات متقابل امریکا عملی شود، دولت ترامپ مانع از ورود قضات دیوان کیفری بین‌المللی به خاک کشورش خواهد شد و اموال و دارایی‌های آنها در چرخه مالی آمریکا را تحریم و توقیف خواهد کرد.» این تهدیدها در شرایطی مطرح می‌شود که در حرکتی هرچند نادر، دادگاه بین المللی کیفری که ذات تأسیسش برای رسیدگی به جرائم آشکار علیه بشریت است، تصمیم گرفته اسناد مربوط به جنایات جنگی پرتعداد آمریکا در افغانستان را مورد بررسی و تحقیق قرار دهد. قتل‌عام زنان و کودکان روستایی، حمله موشکی به مناطق مسکونی و حتی بیمارستان‌ها، تجاوز به زنان و دختران و ... بخش‌هایی از این پرونده عظیم است که ایالات متحده از بررسی آن واهمه دارد. جالب است بدانید که امریکا از تصویب «قرارداد رم» که به موجب آن دادگاه بین المللی کیفری در سال 2002 تأسیس شد، خودداری کرده است. جرج بوش، رئیس جمهور وقت امریکا در سال 2002 میلادی با آغاز به کار این دادگاه مخالفت کرد. باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین امریکا نیز هرچند گام‌هایی برای همکاری با این سازمان برداشت، ولی آن را تصویب نکرد. کابینه‌ای مقابل آقای رئیس جمهور اما اتفاقات و حاشیه‌ها در کاخ سفید تنها به این موضوعات فرامرزی هم محدود نمی‌شود، بلکه این حاشیه در داخل کاخ سفید و میان اعضای کابینه نیز وجود دارد؛ جایی که حتی بعضی کارشناسان از تقابل میان وزرای کابینه آمریکا با شخص رئیس جمهور این کشور سخن می‌گویند. انتشار یک کتاب اینبار بهانه افشای این تقابل‌ها در کابینه ترامپ شده است؛ جایی که "باب وودوارد" در کتابی با عنوان "ترس؛ دونالد ترامپ در کاخ سفید" به موضوعات مختلفی از قبیل اختلاف نظر میان آقای رئیس جمهور و وزیر دفاع آمریکا پرداخته است. رادیو فردا در گزارشی به این موضوع اذعان نموده و نوشته است: «روزنامه آمریکایی واشینگتن پست بخشی از کتاب "ترس؛ دونالد ترامپ در کاخ‌سفید" باب وودوارد که قرار است به زودی وارد بازار شود را منتشر کرد که در آن آمده است: دونالد ترامپ سال گذشته خواهان ترور بشار اسد شده بود، اما جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا این درخواست را نادیده گرفت. این در حالی است که رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره ادعای بحث در خصوص ترور بشار اسد گفت: هرگز چنین چیزی نبوده. این داستان سرایی کامل است.» اصل خبری که رادیو فردا خواسته آن را مطرح کند دفع احتمال ترور اسد توسط دولت آمریکاست اما رادیو فردا نا خواسته باعث شده تا جلوه‌ای دیگر از بی ارزش بودن سخنان ترامپ حتی در نزد هیئت حاکمه این کشور مطرح شود. ترامپ علاوه بر وجود مخالفان زیادی در داخل نظیر بسیاری از اعضای کنگره و سناتورها، بسیاری از فعالان سیاسی آمریکا، تعداد زیادی از هنرمندان و شخصیتهای صاحب نفوذ، در خود کاخ سفید هم مخالفانی دارد که علیرغم اینکه نیروی او به حساب می‌آیند اما از او حرف شنوی ندارند. آنچه که رادیو فردا در این خبر آورده کامل نیست برای تکمیل بحث لازم است مطالب بیشتری درخصوص این واقعه و نظایر آن گفته شود. نویسنده کتاب یک روزنامه نگار تحقیقی و معتبر در آمریکاست. نظر او را در مورد ترامپ بخوانید. باب وودوارد دونالد ترامپ را فردی «دمدمی‌مزاج»، «عصبی»، «بی‌سواد» و دچار «پارانویا» (ترس و بدگمانی) معرفی می‌کند. وی همچنین در اثر تحقیقی خود می نویسدکه مشاوران و اطرافیان ترامپ همواره کنترلش می‌کنند تا او حرکت نابجایی نکند. نویسنده برای بیان اینکه ترامپ در کاخ سفید هم نمی‌تواند به زیر دستانش حکمرانی کند نمونه‌هایی از اتفاقات کاخ را بیان می‌کند. درمورد دستور ترامپ برای ترور بشار اسد اینگونه می‌نویسد؛ پس از حمله شیمیایی در سوریه در آوریل ۲۰۱۷ که به دولت بشار اسد نسبت داده شد، دونالد ترامپ با جیمز متیس، وزیر دفاع تماس گرفته و از تمایل خود به کشتن بشار اسد سخن گفته است. به نوشته وودوارد، رئیس جمهوری آمریکا در این مکالمه در مورد بشار اسد گفته: "بکشیمش! برویم وسط آنها و دخلشان را بیاوریم". جیمز متیس پس از این مکالمه رو به یکی از مشاوران خود کرده و می‌گوید:" ما هیچ کاری نمی‌کنیم. باید بسیار سنجیده‌تر از این عمل کنیم."وزیر دفاع آمریکا همچنین بعد از یک جلسه با دونالد ترامپ در مورد امنیت ملی و حضور نظامی در شبه‌جزیره کره در حالی که عصبانی بوده، به اطرافیان خود گفته است: "رئیس جمهوری مثل یک کودک دبستانی کلاس پنجم، ششم رفتار می‌کند". این یک مورد از زیر دستان ترامپ است که برای او تره هم خورد نمی‌کند. بیان یک مورد دیگر هم خالی از لطف نیست. سخنان جان کلی نیز جالب است. در کتاب وودوارد درباره جان کلی، رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید آمده که وی به شدت و به دفعات اظهار نا امیدی کرده است. این در حالی است که کلی به عنوان نزدیک‌ترین فرد به ترامپ در کاخ سفید شناخته می‌شود. او در یک جلسه در مورد ترامپ گفته است: "او احمق است. حرف زدن با او در هر زمینه‌ای بی‌فایده است. به کلی رد داده. اینجا رسماً دیوانه‌خانه است. اصلاً ما اینجا چکار می‌کنیم؟ این بدترین شغلی است که من تا حالا داشته‌ام." اگر از سمت ایرانی‌ها ترامپ به عنوان فردی بی شخصیت و نادان معرفی شود احساس می‌شود دشمنی ایران با آمریکا علت این نوع قضاوت است اما وقتی خود کارکنان و کابینه آمریکا او را اینگونه می‌شناسند برای رادیو فردا جای تأسف است که چقدر وقت خودش و خوانندگانش را صرف پرداختن به تحرکات و سخنان نسنجیده او کرده است.     واکنش به مرگ دلار در تبادلات تجاری ایران آخرین موضوع مجله این هفته را به مباحث اقتصادی اختصاص داده‌ایم؛ مشکلاتی که در بحث دلار در ایران به وجود آمده و بسیاری از حوزه‌های تجاری را به خود درگیر کرده است و رادیو فردا و اربابانش معتقدند که نتایج تحریم‌های ضد ایرانی کاخ سفید است که این‌گونه نتیجه می‌دهد. اما اکنون طرحی در آستانه اجرا شدند است که در بسیاری از مراودات عمده تجاری ایران با بسیاری از کشورها، دلار از عرصه تبادلات خارج شده است؛ اتفاقی که رادیو فردا با انتشار گزارشی به آن واکنش نشان داده است. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا که مدام در چند وقت اخیر در تلاش بوده تا به التهاب بازار ارز در کشورمان دامن بزند، با انتشار گزارش‌هایی نوشته است: «همزمان با افزایش دوباره قیمت دلار به مرز ۱۴ هزار تومان، یک عضو اتاق بازرگانی اصفهان گفت که نرخ ارزهای خارجی در ۴۰ سال گذشته دو هزار برابر شده است" یا "در همین حال به گفته خبرگزاری آسوشیتدپرس، از زمان خروج آمریکا از برجام در روز ۱۸ اردیبهشت امسال، ارزش پول ملی ایران بیش از ۱۴۰ درصد کاهش یافته است. اموش نشود که پروژه حذف دلار تنها خاص ایران نیست. دولت روسیه هم سال‌ها در پی این بوده تا دلار را از مناسبات بازرگانی خود حذف کند، اما توفیقی در این خصوص دیده نمی‌شود. در همین راستا بود که دولت روسیه در سال ۲۰۱۴ برای کاهش سهم دلار از مبادلات خود و کاهش تأثیر تحریم‌های آمریکا، به امضای پیمان پولی با چین اقدام کرد. اما این این پیمان پولی به دلیل نوسان شدید و سقوط ارزش روبل در با چالش جدی مواجه شد». این در حالی است که در سال‌های اخیر میزان بدهی دولت آمریکا به شدت افزایش یافته به‌گونه‌ای که مقدار آن تقریباً به رقم ۲۰ تریلیون دلار رسیده و اکنون دولت این کشور بزرگ‌ترین بدهکار جهانی است. این مبلغ معادل کل تولید ناخالص داخلی این کشور در یک سال است. حدود یک سوم از این رقم متعلق به بانک‌های مرکزی کشورهای دیگر است که در میان آنها چین با ۲/ ۱ تریلیون دلار و ژاپن با یک تریلیون دلار بیشترین سهم را دارند. افزایش حجم بدهی‌های دولت آمریکا باعث نگرانی بسیاری از اقتصاددانان بین‌المللی شده است، چرا که در صورت عدم توانایی دولت این کشور در ایفای بدهی‌های خود، تبعات آن تأثیر شدیدی بر کل اقتصاد دنیا خواهد گذاشت. نگرانی از بی‌ثباتی دلار باعث شده چین و روسیه در سال‌های اخیر خواهان ایجاد ارز واحد جهانی ازسوی صندوق بین‌المللی پول شوند. به دلیل همین نگرانی‌ها و به‌خصوص بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، در سال‌های اخیر بسیاری از کشورها برای ایجاد رونق در تجارت بین‌المللی اقدام به بستن پیمان‌های پولی دوجانبه و چند جانبه کرده‌اند. پیمان تاخت پولی دوجانبه (Currency Swap) قراردادی است که بین بانک مرکزی دو کشور برای مبادلات تجاری به ارزهای ملی خود استفاده می‌شود. در این حالت بازرگانان و شرکت‌های دو کشور دیگر نیاری به استفاده از ارز کشور ثالث برای مبادلات تجاری بین خود ندارند. این اقدام موجب ایجاد ثبات ارزی برای دو طرف پیمان پولی می‌شود چراکه می‌توان از این ابزار برای تأمین نقدینگی در مواقع وقوع بحران ارزی و کنترل نوسان نرخ ارز استفاده کرد. برای مثال بانک مرکزی اروپا بعد از بحران سال ۲۰۰۸ به منظور جلوگیری از تکرار بحران ارزی اقدام به برقراری پیمان تاخت ارزی با فدرال رزرو آمریکا، بانک‌های مرکزی انگلستان، سوئیس، کانادا و چند کشور دیگر از جمله چین کرده است. بانک مرکزی چین نیز در سال‌های اخیر به منظور گسترش مبادلات تجاری با یوآن و جهانی‌سازی آن اقدام به برقراری پیمان پولی با بیش از ۳۲ کشور کرده است. این پیمان‌ها منجر به استفاده هرچه بیشتر از یوآن در مبادلات تجاری بین‌المللی شده است. همچنین اخیراً دولت چین تصمیم گرفته است تا قراردادهای خرید نفت را با استفاده از ساز و کار پیمان‌های پولی بر اساس یوآن منعقد کند. برخی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان بازار نفت از جمله روسیه و حتی عربستان از این اقدام استقبال کرده‌اند. پیش‌بینی می‌شود که در چند سال آینده ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار از فروش نفت دنیا بر اساس یوآن انجام گیرد. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و دوازدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از شهریور ماه 1397 (16 الی 23 شهریور ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Wed, 19 Sep 2018 05:59:00 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28225/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 211) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28304/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از آخرین ماه تابستان 1397 نیز با تمامی اخبار دور و نزدیک و خوب و بدش سپری شده است و هر کدام از رویدادهای این هفته به بهانه‌ای تبدیل شد تا ابزارهای رسانه‌ای تحت امر دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با سوار شدن بر موج دروغ‌پردازی خود، از آن‌ها بهره‌برداری سیاسی مطابق میل خود را داشته باشند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و یازدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از شهریور ماه سال 1397 (08 الی 16 شهریور ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و یازدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل واکنش همراه با خشم رادیو فردا از تحولات و وضعیت تروریست‌ها در ادلب سوریه، حمایت تکراری از رفتار ضد حقوق بشری آل سعود در داخل عربستان، بازتاب تهدید ایران توسط مقامات اسرائیل، تکرار اعتراف جهان به صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، واکنش به روند رسیدگی به پرونده جنایات آمریکا در دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. آخرین تلاش برای حفظ تروریسم در منطقه مجله این هفته رادیو دیروز را با بررسی واکنش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به درگیری در آخرین سنگر تروریست‌های تحت حمایت غرب در سوریه آغاز می‌کنیم؛ جایی که با توجه به تلاش جدی نیروهای نظامی دولت سوریه و متحدانش در منطقه برای آزادسازی «ادلب» از چنگال تروریست‌ها، این رسانه وابسته به دولت آمریکا به شکل‌هایی مختلف علیه این عملیات فضاسازی می‌کند تا آخرین تلاش‌هایش را برای حفظ تروریسم در منطقه انجام دهد. رادیو فردا همچنان در تلاش است تا نیروهای سوریه، روسیه و ایران که در این عملیات مشارکت دارند را در مقابل مردم غیرنظامی سوریه قرار داده و عملیات آن‌ها علیه تروریسم را نقض حقوق بشر و جنایت جنگی نشان دهد. در یکی از گزارش‌های این هفته رادیو فردا در خصوص این موضوع نوشته شده است: «هواپیماهای جنگی سوریه و روسیه روز سه‌شنبه استان ادلب را که آخرین سنگر اصلی شورشیان سوری به شمار می‌آید در هم کوبیدند، اقدامی که چندین روز پیش از دیدار رهبران ایران، روسیه و ترکیه و گفت‌وگوی آنان درباره سوریه صورت گرفته است. خبرگزاری رویترز گزارش داده که هواپیماهای جنگی شهر جسر الشغور در غرب ادلب را بمباران کردند که این رویداد به کشته شدن ۱۳ غیرنظامی انجامید. بر اساس اعلام سازمان ملل متحد، نیمی از جمعیت سه میلیونی ادلب به زور از مناطق دیگر سوریه به آنجا رانده شده‌اند و هر تهاجمی به این منطقه به آوارگی و فلاکت بیشتری منجر می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، نیز نسبت به وقوع فاجعه انسانی در ادلب هشدار داده و گفته که در پی تهاجم به این منطقه شاید صدها هزار نفر کشته شوند.» همانطور که گفته شد، «ادلب» آخرین سنگر تروریست‌هایی در سوریه محسوب می‌شود که بیش از هفت سال است، ایالات متحده آمریکا، رژیم اشغالگر صهیونیستی، عربستان سعودی و کشورهای دیگر حامی و همراهشان به طور جدی رویشان برای ایجاد تغییرات اساسی در منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. طبیعتاً موفقیت ارتش سوریه و متحدانش در عملیات آزادسازی ادلب، تمام آرزوهای غربی – عربی در منطقه را به کابوس تبدیل خواهد کرد؛ کابوسی که از نابودی فیزیکی داعش آغاز شده و اکنون در حال تکمیل شدن است و در صورت تحقق، هزینه سیاسی و اقتصادی کلانی را بر حامیان این تروریست‌ها تحمیل خواهد کرد. جالب است که رادیو فردا برای تحریک عواطف مخاطبینش، بحث قربانی شدن غیرنظامیان در عملیات آزادسازی ادلب را به میان می‌آورد، اما غافل از این است که مخاطبین از حداقل شعور و آگاهی هم که برخوردار باشند، با توجه به سکوت عمیق این رسانه در برابر جنایات پر تعداد و وحشیانه تروریست‌ها علیه مردم سوریه در تمام این هفت سال، به راحتی می‌توانند نیت پرداختن به شایعات و درستی و نادرستی آن را درک کنند. رادیو فردا و دوستانش نگران آواره شدن ساکنان ادلب هستند در حالی که کل سوریه را آمریکا به هم ریخته است همگان را آواره کرده واز شهرهایشان فراری داده است و یک بارهم در رادیوفردا این اقدامات محکوم نشده است اما حال که با ورود به ادلب بسته شدن پرونده تروریسم درسوریه تا حد زیادی به نتیجه خواهد رسید، ترامپ و رسانه‌های مزدورش نگران آوارگی مردم ادلب هستند. این مواضع دقیقاً اعلام این نکته است که تروریسم خوب هم درجهان وجود دارد و آن زمانی است که آمریکا و رادیو فردا آن را تأیید کنند. رادیو فردا، جان فدایی آل سعود موضوع بعدی در راستای ادامه حمایت‌های یک‌سویه رادیو فردا از جنایاتی است که توسط برخی حکومت‌های نزدیک به آمریکا صورت گرفته و به راحتی از کنار آن عبور می‌شود؛ گویی حقوق بشریت در این مواقع وارونه معنا می‌شود. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این هفته، در کنار حمایت از جنایات برون مرزی آل سعود در یمن که بحرانی عظیم را ایجاد کرده است، به توجیه نقض حقوق بشر توسط این حکومت در درون کشور عربستان پرداخته است. رادیو فردا در گزارشی با اشاره و اعتراف به اعدام چندین نفر از مدافعین و فعالان حقوق بشر در عربستان، نوشته است: «سازمان دیده‌بان حقوق بشر از قصد دادستانی کل عربستان سعودی در صدور حکم اعدام برای پنج نفر از فعالان حقوق بشر این کشور در منطقه الشرقیه خبر می‌دهد. این سازمان همراه با چند سازمان حقوق بشری دیگر اعلام کرده‌اند در میان این افراد که در یک دادگاه محرمانه "تروریسم" محاکمه شده‌اند، نام اسراء الغمغام نیز دیده می‌شود که نخستین زنی است که به خاطر فعالیت‌های حقوق بشری خود با خطر مجازات اعدام روبه‌رو است. اتهاماتی که خانم الغمغام با آنها روبه‌رو شده، از جمله شامل "تحریک به اعتراض" و "حمایت معنوی از شورشیان" عنوان شده است. فعالان حقوق بشر می‌گویند دادگاه این پنج نفر کماکان در حال برگزاری است و گزارش‌های تائیدنشده در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر اعدام شدن آنها را رد کرده‌اند.» اما رادیو فردا که همواره از سیاست‌های آل سعود حمایت کرده است، این‌بار در برابر این نقض حقوق بشر و اعدام فعالان مدنی در عربستان، تلاش کرده تا با انتشار خبری ساده ظاهر بی‌طرفانه خود را حفظ کند و جایی برای ادامه حمایت‌هایش نیز باقی بگذارد. سارا لی ویستون، مدیر خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر، در واکنش به احتمال اعدام این فعالان در بیانیه‌ای گفته است: «با آنکه هر اعدامی قبیح است، اما تقاضای مجازات اعدام برای فعالانی چون اسرا الغمغام که حتی متهم به ارتکاب به رفتار خشونت‌آمیز هم نیستند، شیطانی و وحشتناک است».   در پادشاهی عربستان سعودی هر گونه اعتراض عمومی و وجود احزاب سیاسی ممنوع است، اما پس از آغاز ولیعهدی محمدبن سلمان، برخی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در این کشور آغاز شده است. با این حال این اصلاحات با بازداشت ده‌ها تن از روحانیون، روشنفکران و فعالان از جمله زنانی که سال‌ها برای کسب حق رانندگی در این کشور مسلمان تلاش کرده بودند، همراه بود.   عربستان سعودی علاوه بر جنایات حقوق بشری داخلی، در بیرون از مرزهای خود نیز به ترویج جنگ و خشونت پرداخته است. افزایش هزینه نظامی عربستان سعودی تا 17 درصد در سال گذشته، خیلی بالاتر از همه کشورها در جهان است. آنچه را که کشورهای مستبد عربی بویژه عربستان سعودی بعنوان ثبات عرضه می‌کنند اگر با دقت به آن نگاه شود می‌توان دریافت که این رژیم‌ها بجای برقراری ثبات در منطقه بیشتر به فکر ثبات حاکمیت مستبدانه خودشان می‌باشند و همزمان ترس از ایران را نشان می‌دهند. فریادهایی اسرائیلی برای فرار از ترس! تهدید ایران توسط مقامات اسرائیلی موضوع جدیدی نیست و همراهی رادیو فردا با این تهدیدها هم تازگی ندارد؛ اما نباید فراموش کرد که گاهی تهدید و فریادهای پیاپی می‌تواند نتیجه وحشت بالا و فرار از واقعیت باشد. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته به دنبال تهدید مجدد ایران توسط یک مقام اسرائیلی، در گزارشی نوشته است: "به گزارش خبرگزاری رویترز، آویگدور لیبرمن دوشنبه ۱۲ شهریور در سخنرانی در یک همایش مدیران ارشد در اسرائیل در پیوند با حملات کشورش به مواضع وابسته به جمهوری اسلامی گفت: ما قطعاً هر آنچه را که در سوریه اتفاق می‌افتد رصد می‌کنیم و در ارتباط با تهدیدات ایران، خود را تنها به قلمرو سوریه محدود نمی‌کنیم. لیبرمن در پاسخ به این پرسش که آیا این امر اقدام احتمالی علیه مواضعی در عراق را نیز شامل خواهد شد، گفت: حرف من این است که ما با هرگونه تهدید ایران مبارزه می‌کنیم و فرقی نمی‌کند در کجا باشد ... دست اسرائیل کاملاً باز است. ما این آزادی عمل را برای خود محفوظ می‌دانیم. آویگدور لیبرمن در روزهای گذشته گفته بود که در پی حملات اسرائیل به هدف‌های وابسته به ایران در سوریه، فعالیت‌های موشکی ایران در سوریه محدود شده و ایران هر چند فکر ساخت موشک در سوریه و فعالیت‌های بنادر را رها نکرده اما دیگر نتوانسته‌است این هدف‌ها را عملی کند؛ امری که ایران به آن واکنش نشان نداده بود.» اما این تهدید کمی که نه، خیلی برای اسرائیلی بزرگ است و به عبارتی می‌توان آن را لقمه‌ای بزرگتر از دهان برای رژیم اشغالگر صهیونیستی دانست؛ رژیمی که حتی از حضور نیروهای ایرانی در سوریه هم هراس داشته و مدام خود را به آب و آتش می‌زند و با رایزنی‌های مختلف و عملیات‌های متعدد تلاش می‌کند، حتی چند کیلومتر هم شده ایران را از مرزهای سرزمین‌های اشغالی دورتر سازد؛ تلاشی که هرگز محقق نشده و نخواهد شد. بعلاوه مقامات اسرائیلی به خوبی می‌دانند که ایران برای نشان دادن قدرت خود به آن‌ها نیازی به فاصله کم هم نداشته و به قدری قدرت و توان موشکی جمهوری اسلامی بالا رفته است که از درون خاک ایران، مراکز استراتژیک اسرائیلی را هدف موشک‌های نقطه‌زن خود قرار دهد و دقیقه به دلیل همین اشراف و اعتراف مقامات نظامی رژیم صهیونیستی به قدرت موشکی کشورمان است که تهدیدهای اخیر را می‌توان فریادی از روی ترس تعبیر کرد. سخنان لیبرمن صرفاً یک ادعا است وبرای اثبات صحت آن باید سابقه‌ای در دست اسرائیل باشد. اگر اسرائیل ادعای خود را مبنی بر کمک ایران به حزب الله لبنان در جنگ مستقیمش با این حزب و کمک به فلسطین را در نبرد رو در رو که در هر دو جنگ هم اسرائیل مفتضحانه شکست خورد نخواهد انکار کند بهترین دلیل بر کذب بودن ادعای لیبرمن در دست خواهد بود. او همچنین ادعا کرده که ایران از ترس اسرائیل فعاالیتهای موشکی خود درسوریه را محدود کرده است. اگر ایران در سوریه فعالیتهای موشکی داشته باشد با تهدید اسرائیل یقیناً این اقدامات محدود نخواهد شد. توجه رادیو فردا ولیبرمن را به نظر کارشناس هم کیش خودشان در حوزه هوا فضا جلب می‌کنیم. یوزی رابین درسال 2015 در آمریکا در جمع برخی از فعالان حوزه موشک و افسران آمریکایی سخنرانی کرد. او که مدیریت برنامه موشکی اسرائیل را از 1991 تا 1999 برعهده داشت می‌گوید: "ایرانی‌ها با موشکهایی که ساخته‌اند می‌توانند عربستان و اسرائیل را فلج کنند. لیبرمن و رادیو فردا هم یقیناً به نظرات رابین و امثال او به شدت یقین دارند. این که رادیو فردا الان تریبون اسرائیل شده و در تلاش است تا این ترس از موشکهای اسرائیل را در ذهن مخاطب ایرانی خود ایجاد کند بدین دلیل است که می‌خواهد با تحریک اذهان مردم جو عمومی را براین باور متمرکز کند که ایران نباید برای دفاع از محور مقاومت و بویژه سوریه با اسرائیل وارد جنگ رو در رو شود."     تکرار یک اعتراف! پایبندی ایران به برجام و صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان، موضوعی اثبات شده است که سال‌های سال است بازرسان مختلف آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دبیرکل سازمان ملل متحد، مقامات ارشد اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی و حتی مقامات ارشد مختلف آمریکایی بارها و بارها بر آن مُهر تأیید زده‌اند اما باز هم خیلی زود این اعترافات در دنیای رسانه و سیاست غربی فراموش شده و به بهانه‌های مختلف علیه کشورمان فضاسازی شده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته بار دیگر به این واقعیت که ایران تماماً به برجام پایبند بوده است، اعتراف می‌کند؛ جایی که در گزارشی می‌نویسد: «آژانس در دومین گزارش سه ماهه خود پس از خروج آمریکا از برجام و از سرگیری تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران می‌گوید، ایران محدودیت‌های اعمال شده بر فعالیت‌های هسته‌ای آن کشور را طبق توافق سال ۲۰۱۵ با قدرت‌های جهانی رعایت کرده است. به دنبال خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی در ۱۸ اردیبهشت سال جاری، واشینگتن اعلام کرد که تحریم‌ها علیه ایران را بازمی‌گرداند. در همین زمینه، دونالد ترامپ ۱۵ مرداد با امضا فرمانی اعلام کرد که بخشی از تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی که پس از دستیابی به توافق هسته‌ای معلق شده بود، بار دیگر اجرایی شدند.» این اوج وقاحت رادیو فردا را نشان می‌دهد که از سوی به پایبندی جمهوری اسلامی بر تعهدات خود در قبال برجام اعتراف می‌کند و از سویی همه این واقعیت‌ها را نادیده گرفته و همراه اربابانش مدام ایران را متهم کرده و علیه کشورمان گزارش می‌نویسد. محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در حساب کاربری توییتر خود در این‌باره نوشته است: "چنانچه هدف حفظ برجام باشد، دیگر چاره‌ای نیست جز آن که برای اجرای تعهدات و عادی سازی روابط اقتصادی با ایران باید شهامت داشت، نه این که درخواست‌های بی‌ربط مطرح کرد. پایبند بودن به توافق (برجام) در عمل و نه در حرف، تنها گزینه پیش روی ایران نیست." رهبر معظم انقلاب نیز در سخنانی قاطعانه بر واقعیت جاری در این موضوه تأکید کرده و می‌فرمایند: «ارتباط و ادامه مذاکره با اروپا ایراد ندارد اما باید ضمن ادامه این کار از آنها درباره مسائلی نظیر برجام و یا اقتصاد قطع امید کنید.» نگرانی برای ارباب! آخرین موضوع مجله این هفته رادیو دیروز به یکی از موارد نادری اختصاص دارد که در آن یک دادگاه می‌خواهد به جنایات ایالات متحده آمریکا علیه ایران رسیدگی کند؛ رویدادی که به قدری نادر است که هم ایالات متحده و هم رسانه‌هایی مانند رادیو فردا را بدعادت کرده و باعث شده که آن‌ها حتی تحمل یک محاکمه این چنینی را هم نداشته باشند و در نتیجه شدیداً به آن واکنش نشان دهند. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی این هفته در گزارشی با واکنش به این موضوع تلاش کرده است تا ایالات متحده را سمت پیروز این دادگاه معرفی کند و همین امر باعث شد تا ما به طوری خاص روند رسیدگی به شکایات ایران در دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه را مورد بررسی قرار دهیم. این چهارمین بار است که موضوعی مربوط به شکایات ایران از آمریکا و یا سایر کشورها در لاهه مطرح شده است؛ دو دعوای اول - ساقط کردن هواپیمای ایرباس ایران بر فراز خلیج فارس و حمله نظامی به سکوهای نفتی ایران - هر دو مربوط به اتفاقات زمان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۳۶۰ بودند. دعوای سوم مربوط به ضبط حدود دو میلیارد دلار دارائی‌های ایران در سال ۱۳۹۵ است که هنوز دیوان بین المللی رسیدگی به آن را آغاز نکرده است. موضوع اختلاف در دعوای فعلی عمدتاً تصمیم دولت آمریکا به اعمال مجدد تحریم‌های مربوط به برنامه اتمی ایران بود که بر اساس توافق سال ۱۳۹۴ موسوم به برجام تعلیق یا متوقف شده بودند. همزمان با تقاضای ثبت دعوی، ایران از دیوان در خواست نمود که با توجه به آثار گسترده و جبران ناپذیر این تحریم‌ها بر روی اقتصاد ایران و محدودیت‌های اعلام شده سخت‌تر آن کشور در مورد اتباع و شرکت‌های ایرانی، نسبت به صدور دستور اقدامات فوری و پیش از رسیدگی به ماهیت اصل دعوی اقدام کند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۱۸ اردیبهشت این کشور را از برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به برجام خارج کرد و در اواسط مردادماه نیز تحریم‌های معلق شده واشینگتن علیه تهران را بازگرداند. توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی شامل آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا همراه با آلمان در قالب گروه پنج به علاوه یک، در تیرماه سال ۹۴ به امضاء رسید و بر اساس آن، تهران پذیرفت که در ازای لغو تحریم‌های بین‌المللی بسیاری از فعالیت‌های اتمی خود را متوقف کند. با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های این کشور، اقتصاد ایران دچار تلاطم‌های زیادی شده و قیمت دلار تا ۱۲ هزار تومان نیز بالا رفت. قیمت انواع کالاهای اساسی نیز به شدت بالا رفت. رسیدگی به قضایای مطروح در دیوان بین المللی معمولاً بین دو تا چهار سال و گاهی بیشتر طول می‌کشد. به همین دلیل در مواردی که منافع و حقوق هر یک از طرفین در معرض صدمه فوری هستند، دیوان می‌تواند به منظور حفظ این حقوق به طور موقت و تا تعیین تکلیف قطعی دعوی، برای طرفین تکالیف موقتی لازم الاجرا تعیین کند. این امر در ماده ۴۱ اساسنامه دیوان پیش بینی شده است. در ادامه، طی سه بخش این موضوع را مورد بررسی بیشتر قرار می‌دهیم: صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به شکایت ایران دیوان بین المللی، برخلاف دادگاه‌های ملی، صلاحیت ذاتی و همیشگی برای رسیدگی به دعاوی ندارد. دیوان می‌تواند تنها زمانی به یک دعوی رسیدگی کند که دولت‌های طرف دعوی به نحوی رضایت خود را برای ارجاع موضوع به دیوان اعلام کرده باشند. این رضایت معمولاً به یکی از طرق زیر نشان داده می‌شود. ۱- هر دولت عضو سازمان ملل متحد، که به تبع آن عضو دیوان بین‌المللی هم محسوب می‌شود، می‌تواند مطابق بند دوم ماده ۳۶ اساسنامه دیوان در هر زمان طی اعلامیه‌ای به اطلاع دیوان برساند که صلاحیت دیوان را برای رسیدگی به اختلافاتی که ممکن است بین آن کشور و هر کشور دیگر عضوی که به نحو مشابه صلاحیت دادگاه را پذیرفته باشد قبول می‌کند. در حال حاضر ۷۳ کشور به این ترتیب صلاحیت دیوان را پذیرفته‌اند. نه ایران و نه آمریکا جزو این گروه نیستند. 2- روش دیگر این است که دو کشور که با هم اختلافی پیدا می‌کنند و خود موفق به حل آن نمی‌شوند، می‌توانند با یکدیگر توافق کنند که رفع آن اختلاف خاص را به دیوان بین المللی محول کنند. این کار معمولاً از طریق یک توافق کتبی که بعد از وقوع اختلاف نوشته شده صورت می‌گیرد. 3- سومین گزینه این است که در یک معاهده دو یا چند جانبه پیش بینی می‌شود که چنانچه در تفسیر یا اجرای آن معاهده در آینده بین دولت‌های عضو اختلافی پیش بیاید دیوان بین المللی لاهه صلاحیت رسیدگی به آن را دارد. معاهده مودت میان ایران و آمریکا دعوای فعلی ایران علیه آمریکا بر اساس گزینه سوم طرح شده است. معاهده مودت، روابط اقتصادی و حقوق کنسولی میان ایران و آمریکا که در ۲۳ مرداد ۱۳۳۴ (۱۵ اوت ۱۹۵۵) بین دو کشور امضا شده و با وجود تمام اختلافات میان آن‌ها در دوران بعد از انقلاب، هنوز هیچ یک از طرفین نسبت به خروج از آن اقدام نکرده است، دربند دوم ماده ۲۱ صلاحیت دیوان را برای رسیدگی دعاوی مربوط به تفسیر و اجرای آن تائید می‌کند. با توجه به این که مخالفت با آمریکا آمریکا تا کنون جزو اصلی‌ترین ستون‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است و دو کشور در چهار دهه اخیر با هم رابطه سیاسی نداشته‌اند، سوالی که پیش می‌آید این است که به چه علت معاهده مودت هنوز ملغی نشده است و به قوت خود باقی است. این سؤال بخصوص موجه است زیرا در خود معاهده مودت ذیل بند ۳ ماده ۲۳ پیش بینی شده که هر یک از طرفین می‌تواند با دادن اخطار کتبی به مدت یک سال به طرف دیگر، معاهده را خاتمه دهد. تصمیم به الحاق به یک معاهده بین‌المللی و یا خروج از آن یک تصمیم سیاسی است و مثل هر تصمیم سیاسی دیگری با موازنه منافع و مضرات آن گرفته می‌شود. با توجه به تعداد دعاوی ایران علیه آمریکا این که ایران هنوز از این معاهده خارج نشده است شاید قابل فهم باشد. وجود این معاهده باعث شده که دیوان به عنوان یک مرجع رفع اختلاف به خصوص در مواقعی که به دلایلی شاید غیر از دلایل صرفاً حقوقی و با توجه به ملاحظات سیاست داخلی مورد استفاده قرار گیرد. اما فهم دلیل آمریکا برای باقی ماندن در این معاهده مشکل‌تر است. در قضیه مربوط به گروگان‌گیری کارمندان کنسولی و دیپلمات‌های آمریکا در تهران که آمریکا در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) علیه ایران در دیوان بین‌المللی مطرح کرد، معاهده مودت به عنوان یکی از مبانی صلاحیت دیوان ذکر شد. بنا بر این آمریکا هم ممکن است با احتساب نیاز به استفاده از دیوان برای رفع پاره‌ای اختلاف‌ها با ایران هنوز از معاهده خارج نشده باشد گرچه انگیزه آن کشور برای باقی ماندن در معاهده از این جهت احتمالاً کمتر از ایران است. خواسته ایران در دعوای حاضر خواسته اصلی ایران در دعوای حاضر این است که دیوان اعلام کند که آمریکا با برقراری مجدد تحریم‌ها و تهدید به اعمال محدودیت‌های سخت جدید پاره‌ای از تعهدات خود را بر اساس معاهده مودت نقض کرده است. ایران هم چنین خواستار لغو فوری این تحریم‌ها و پرداخت خسارت کامل از سوی آمریکا شده است. مرحله نخست این دعوی که اکنون آغاز شده مربوط به رسیدگی به لزوم تعیین اقدامات موقتی و عاجلی است که ایران از دیوان درخواست کرده است. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و یازدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از شهریور ماه 1397 (08 الی 16 شهریور ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 09 Sep 2018 08:49:41 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28304/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 210) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28068/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از شهریور ماه با تداوم فعالیت‌های خاص و مملو از سیاست‌کاری رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بود؛ هفته‌ای که این ابزار رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید نشان داد که چه موضوع مربوط به ایران باشد، چه هر نقطه دیگری از جهان را در برگیرد، برای او فقط اهداف سیاسی اربابانش اهمیت داشته و در این مسیر از هیچ تلاشی در حوزه رسانه غافل نبوده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و دهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از شهریور ماه سال 1397 (01 الی 08 شهریور ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و دهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل سکوت رادیو فردا در برابر درخشش دختران ایرانی در رقابت‌های آسیایی جاکارتا، اهانت خاص این رسانه به ساحت مقدس امام زمان (عج)، تلاش برای تحریف واقعیتی علمی – مذهبی، واکنشی عجیب به یکی از هولناک‌ترین جنایات عربستان در یمن، تکرار دروغ‌های ناکام مقامات آمریکایی علیه ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. درخشش دختران ایرانی چشم رادیو فردا را کور کرد این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را با موضوعی داغ و ورزشی آغاز می‌کنیم؛ آن‌جا که دختران قهرمان و غیور ایرانی بجای خودنمایی، با اقتدارشان خود را به جهانیان اثبات کردند. دختران تیم ملی کبدی ایران در رقابت‌های المپیک آسیایی جاکارتا، با حفظ اصول و عقاید دینی و انسانی‌شان، با اقتدار رقبای قدرتمند جهانی خود را پشت سرگذاشتند و بالاتر از همه در قله افتخار ایستادند و به جهانیان نشان دادند که اگر نه تنها عقاید اسلامی مانعی در برابر پیشرفت دختران این سرزمین نیست، بلکه آن‌ها را در این مسیر کمکی برای آن‌هاست و همین کمک باعث می‌شود که برخلاف آن‌چه این روزها در جامعه غربی مشاهده می‌شود و دختران به عنوان کالایی جنسی و تبلیغی نمایان می‌شوند، دختران ایرانی به دلیل هنر و توانایی‌هایشان شناخته شده و جهانی شوند. اما این موفقیت و درخشش آنقدر اثرگذار و بزرگ بوده است که برق آن چشمان رادیو فردا را کور کرده و این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با سکوتی ناشی از خشم، با این قهرمانی مواجه شده است و این رسانه برخلاف موضوعات پیش پا افتاده متعدد هر روزه‌اش، به راحتی از کنار قهرمانی دختران کشورمان در این رقابت‌ها می‌گذرد. حتی با وجود این که رادیو فردا بخشی ویژه را برای پوشش لحظه‌ای رقابت‌های آسیایی جاکارتا در پایگاه اینترنتی خود قرار داده، اما در این بخش هم بجای پرداختن به قهرمانی تیم ملی کبدی دختران ایرانی، موضوعی که به طور ویژه به آن پرداخته شده و بیشتر چشم مخاطبین را به خود جلب می‌کند، شکست و حذف تیم ملی امید فوتبال ایران از این رقابت‌هاست. اما دلیل این سکوت چیست؟! بارها و بارها در همین مجله هفتگی به ان پرداختیم که رادیو فردا چگونه خود را حامی دختران ایرانی معرفی کرده و برای آزادی آن‌ها فریاد می‌زد، اما آزادی چیست؟! آیا اعضای تیم ملی کبدی ایران جزو دختران مورد حمایت رادیو فردا نیستند یا آزادی مورد هدف این مجموعه هدفی جز موفقیت دختران ایرانی را دنبال می‌کند؟! چطور مجرمانی که در سر چهارراه حجاب خود را به بهایی اندک دستمایه دشمنی سیاسی می‌کنند، بارها و بارها در رأی اخبار این رسانه ضد ایرانی مطرح می‌شود اما وقتی یک دختر مسلمان، با رعایت اعتقادات دینی خود، بجای خودنمایی با بی‌حجابی و ... با توانایی‌هایش می‌درخشد، فقط سکوت سهمش می‌شود؟! دختران قهرمان ایرانی در دیدار فینال این رقابت‌ها به زیبایی هر چه تمام، از سد تیم ملی هند که قدرت اول و با سابقه جهان در رشته کبدی است، عبور کرده و در سکوی اول این رقابت‌ها ایستاده است و این در حالیست که با وجود سنگینی ورزش کبدی، با پوشش اسلامی در آن شرکت داشته و پس از پیروزی نیز بر نام مبارک الله که بر پرچم سه رنگ کشورمان نقش بسته است، سجده شکر کرده و مدال قرمانی خود را نیز به رهبر معظم انقلاب اهدا کرده‌اند و همین ایستادگی بر روی ارزش‌هاست که خشم رادیو فردا را به دنبال داشته است. مگر قرار نبود حجاب مانع پیشرفت زن ایرانی باشد؟ مگر نبایست اسلام مانع حضور زنان در اجتماع و مجامع بین‌المللی شود؟! چطور آن‌همه تبلیغ علیه نظام برای ضایع کردن حقوق زنان برباد رفت؟! مگر رهبر جمهوری اسلامی مسئول تضییع حقوق زنان نبود؟! رادیو فردا از آنجا که هیچ جوابی برای این سؤال‌ها ندارد باید آن را سانسور کند. نباید اجازه دهد مخاطب تحت تأثیر این قهرمانی قرار بگیرد. باید پرچم تفکر اسلام مخالف آزادی و حجاب مانع پیشرفت زن است را برفراشته نگه دارد، حتی با ضایع کردن تلاش هشت ساله دختران طلایی انقلاب که نتیجه‌اش درخشش در رقابت‌های آسیایی جاکارتا بود. باید در ذهن دختر ایرانی القا کرد دختر خیابانی انقلاب باش تا رادیو فردا و اربابانش تو را ببیند و خبر براندازیت در بوق و کرنای رسانه‌های مزدور بپیچد؛ اما آیا این نوع نگرش مانع ادامه درخشش دختران ایرانی در عرصه‌های مختلف خواهد بود؟! رادیو فردا و اهانتی جدید به منجی عالم بشریت دشمنی رادیو فردا با ارزش‌های اسلامی سابقه‌ای دیرینه داشته و قطعاً می‌توان آن را جزو اولویت‌های ذاتی این مجموعه خبری وابسته به دولت آمریکا دانست؛ همانطور که نمونه‌ای از آن را در موضوع قبل مشاهده کردیم که چگونه به دلیل این دشمنی چشمانش را در برابر قهرمانی تیم ملی دختران کبدی ایران در رقابت‌های آسیایی بسته بود. اما این تنها مورد ابراز این دشمنی رادیو فردا در هفته اخیر نبوده است؛ بلکه این رسانه صهیونیستی – آمریکایی اوج وقاحت و پوچی خود را با اهانت به ساحت مقدس امام زمان (عج) و تمامی منتظران ظهور این منجی عالم بشریت، نشان داده است. رادیو فردا در بخشی از مطلبی که به قلم «جلال سعیدی» در قالب و پوشش طنز سخیف همیشگی خود، با درآمیختن موضوع انتظار مردم ایران برای ظهور امام زمان (عج) و یکی از آهنگ‌های فاسد اجرا شده توسط یکی از خوانندگان زن غرب‌نشین، این اعتقاد ایرانیان و شیعیان جهان را مورد اهانت خود قرار داده است. در بخشی از این یادداشت که با تیتز «مواضع مشترک احمد خاتمی و گوگوش» منتشر گردیده، با پرداختن به بخشی از سخنان امام جمعه موقت تهران در جریان خطبه‌های نماز روز عید قربان، این گونه نوشته شده است: «از بی‌بی‌سی فارسی کنسرت گوگوش در فضا پخش شد. خانوم گوگوش داشت قر می‌داد و من از ترسم گفتم: "استغفرالله" و جلوی چشم‌هایم را گرفتم ... خانم گوگوش داشت می‌خواند: "آگه اون که گم شده/ یه روزی پیدا بشه/ قفل زندون دلم/ با کلیدش وا بشه/ همه خوبیا رو همراش میاره/ دست خوبشو تو دستام می ذاره" ... اشک توی چشم‌هاش{منظور آیه الله خاتمی است} جمع شد و گفت: "ایشونم مثل ما منتظر اونیه که گم شده. شاید این جمعه بیاید، شاید." و زد زیر گریه.»   اما اعتقاد شیعیان و ایرانیان به امام زمان (عج) و انتظار حقیقی سراسری برای ظهور منجی عالم بشریت، چرا به این اندازه با واکنش رادیو فردا و مدیران پشت پرده‌اش مواجه است؟! قطعاً اگر به آثار معنوی این انتظار و اعتقاد و نتایج آن بر فرهنگ و نوع زندگی مردم نگاهی بی‌اندازیم، بیشتر به دلایل این نوع اهانت‌های رادیو فردا پی خواهیم برد. اما کسی که بهانه و عامل این اهانت شده است، یعنی «گوگوش» کیست؟! فائقه آتشین مشهور به گوگوش که بر اساس اسناد مختلف، تنها دوره ابتدایی را در تحصیلات سپری کرده است و هر چند بیشتر در حوزه موسیقی شهرت دارد، اما یک روی زندگی وی سیاسی و ضد انقلاب و ضد اسلام است که نباید از آن غافل بود؛ جایی که پای محمدرضا پهلوی به میان می‌آید. حتی چندی پیش شخصی با نام شادی پهلوی مدعی شده بود که نتیجه رابطه نامشروع گوگوش با محمدرضا پهلوی است و حتی حاضر است با انجام آزمایش DNA ادعای خودش را اثبات کند. با این وجود چندان هم دور از ذهن نیست که برای چنین موضوعی نام وی به میان بیاید. وقتی ضد اسلامی بودن رادیو فردا نمایان می‌شود! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی دیگر از تقابل‌های این هفته خود با مبانی اسلامی، به سراغ موضوع دیدن رؤیا در خواب و تعبیر آن رفته و تلاش کرده است که با مباحث به ظاهر کارشناسانه خود به طور کلی آن را منکر شود. در گزارشی که رادیو فردا با عنوان «آیا خواب‌های انسان ارزش معنوی دارد و قابل تعبیر است؟» منتشر کرده است، این‌گونه می‌نویسد: «دکتر تقی کیمیایی اسدی، فوق تخصص طب تشخیص الکتریکی و نویسنده کتاب "خلقت و تکامل مغز و روان" می‌گوید نه‌تنها هیچ جنبه معنوی در خواب‌های انسان وجود ندارد بلکه حتی ناخودآگاه فرویدی هم دیگر امر معتبری نیست. او می‌گوید به خواب‌های خود اهمیت ندهید و فریب تعبیرهای گوناگون از خواب را نخورید. به نظر من چنین چیزی معنا ندارد و در طول تاریخ هم چیزی ساختگی بوده و همه این نمادها ساختگی است و معنی ندارد.... هیچ کس نمی‌تواند به محتویات خواب دیگران پی ببرد و تعبیر خواب در واقع کاملاً غیرعلمی است. دسترسی به معنی خواب‌ها غیرممکن است. خواب‌هایی که تکرار می‌شود و به خاطر می‌ماند آنها بیماری‌زا هستند و آنها هم چیزهایی نیستند که عمه و خاله و دایی و بابابزرگ بتوانند حل و فصل‌شان کنند یا تعبیرشان کنند و تمام خواب‌هایی هم که در کتاب‌های مقدس آمده همه‌شان اسطوره هستند و بی‌معنی. یعنی فقط به خاطر اثبات ادیان این حرف‌ها را درست کرده‌اند و هیچ کدام‌شان معنا ندارد.»   سؤال اینجاست وقتی قرآن که نه تنها کتاب شیعیان است بلکه کتاب اهل تسنن نیز هست و شاید بتوان گفت تنها مستمسک اهل تسنن همین قرآن است که رادیو فردا آن را به راحتی رد نمود آنجا که در سوره مبارکه یوسف، از زبان حضرت یوسف پیامبر صلی الله به حضرت یعقوب علیه السلام گفته می‌شود خواب سجده 11 ستاره و یک ماه وسپس آن حضرت، فرزند خویش را از بازگو کردن رؤیا نهی نموده و یا در ادامه تعبیر خواب حضرت یوسف نسبت به دو نفر که با حضرتش در زندان بوده‌اند را نقل می‌نماید. این‌ها همه و همه در برنامه رادیو فردا توسط کارشناس بیسواد و متکی به یک کاغذ پاره که آمریکاییها به عنوان مدرک دکترا جلوش انداخته‌اند رد می‌شود و اصلاً گفته می‌شود همه چیز دروغ است! گذشته از این باید به این نکته یادآوری کرد که تعبیر خواب و دیدن رؤیا در خواب تنها یک موضوع کاملاً دینی نبوده و منابع علمی زیادی نیز در طول سالیان دراز به بررسی آن پرداخته‌اند. "زیگموند فروید" که به پدر روانکاوی شهرت دارد در این باره نوشته است: "تفسیر رؤیاها جاده‌ای سلطنتی به شناخت فعالیت‌های ناخودآگاه ذهن است." "کارل یونگ" یکی دیگر از محققان این حوزه است که می‌گوید: "رؤیاها راهی برای قسمت‌هایی فراتر از آگاهی شماست تا توجه شمارا به برخی مسائل جلب کند. آن‌ها سعی می‌کنند شمارا از طریق علامت‌های جهانی و درعین‌حال شخصی مطلع کنند." حتی علم به جایی رسیده است که ارتباطی بین حرکت چشم در خواب و رؤیایی که افراد می‌بیند به اثبات رسیده است؛ حتی "بوکلی"، که به محققخواب معروف است، پایگاهی از بیش از 20 هزار رؤیای داوطلبانی از سراسر جهان را جمع‌آوری و ایجاد کرده است.   ادامه جنایت عربستان در یمن و خط خبری عجیب رادیو فردا واقعیت‌های تلخ این روزهای یمن و بخصوص وضعیت کودکان در این کشور به قدری بحرانی شده است که حتی سازمان‌های بین‌المللی که همواره منافع آمریکا و غرب را تأمین کرده‌اند هم چاره‌ای جز بیان واقعیت نداشته و لب به اعتراض گشوده‌اند. یونیسف درپایگاه اینترنتی رسمی خود به طور ویژه به این موضوع پرداخته و با اشاره به اینکه از جنگ جهانی دوم تا به حال هرگز کودکان با چنین بحرانی مواجه نبوده‌اند، تأکید می‌کند که یمن اولین کشوری در جهان است که کودکان جانشان را در آنجا از دست می‌دهند. اما سؤال اساسی اینجاست که عامل این کودک کشی چیست؟! سکوت رادیو فردا در برابر این واقعیت و عوامل این فاجعه بزرگ انسانی آنقدر عمیق است که حتی در انتشار اخبار مربوط به آن نیز می‌توان به راحتی این نوع نگاه جهت‌دار را لمس کرد. به عنوان مثال این رسانه صهیونیستی _ آمریکایی در مواجهه با حمله عربستان به اتوبوس کودکان دبستانی یمن که منجر به کشتار بیرحمانه 22 کودک شد با این تیتر که «حوثی‌های یمن از کشته شدن ۲۲ کودک در حملات هوایی خبر دادند»، نوشته است: «حوثی‌های یمن می‌گویند حملات هوایی نیروهای ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی به منطقه‌ای در غرب یمن منجر به مرگ تعدادی زن و کودک شده است. در مقابل امارات نیز از حملات حوثی‌ها در این منطقه خبر داده است.» رادیو فردا از همان ابتدا به گونه‌ای در تلاش است تا مخاطبینش را در خصوص اصل ماجرا به تردید بی‌اندازد و به همین دلیل طوری وانمود می‌کند انگار هیچ منبع خبری برای این موضوع وجود نداشته و تنها حوثی‌ها مدعی آن شده‌اند؛ البته وقتی به هدف‌دار بودن این نوع تلاش‌ها پی می‌بریم که فعالیت رادیو فردا در موارد دیگری مانند مشکلات داخلی ایران و ... را مشاهده می‌کنیم. حتی همانطور که در ادامه مشاهده کردیم، رادیو فردا به ایجاد تردید به تنهایی هم اکتفا نکرده و برای تکمیل طرح خود برای لاپوشانی این جنایت هولناک در توضیح خبر در کنار اشاره‌ای کوتاه به «احتمال» قربانی شدن زنان و کودکان در اثر حملات آل سعود به یمن، بالافاصله از حملات «قطعی» حوثی‌ها در همان منطقه خبر داده و به نوعی سعی می‌کند تا این جنایت را به گردن آن‌ها بی‌اندازد.   این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که وقتی پای پول عربستانی و سیاست آمریکایی به میان آید، رادیو فردا خون کودکان را هم نادیده می‌گیرد، چه برسد به مسائل دیگری مانند دشمنی با جمهوری اسلامی و ... دروغ‌های تکراری مشاور کاخ سفید یکی از مسائلی که در چند وقت اخیر به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفته است و بارها در محافل سیاسی و رسانه‌ای غربی از جمله رسانه صهیونیستی_آمریکایی رادیو فردا بازتاب داشته، تلاش و درخواست غرب برای خروج کامل ایران از سوریه است. در این مسیر ما شاهد رایزنی‌های متعدد مقامات آمریکایی و اسرائیلی با مقامات روسیه بوده‌ایم تا شاید بتوانند از طریق این کشور که ارتباط خوبی با ایران دارد، مقدمات خروج نیروهای ایرانی از سوریه را فراهم آورد؛ ه البته همواره این مسیر به شکست انجامیده است و ما شاهد واکنش‌های قاطعانه مقامات روسی و ایرانی و البته سوری به این موضوع بوده‌ایم. اما رادیو فردا اینبار در گزارشی با اشاره به سفر جان بولتون، مشاور امنیت داخلی کاخ سفید به روسیه، از زبان وی دروغی را مطرح کرده است که در چند وقت اخیر بسیار تکرار شده، اما با واقعیت فاصله زیادی دارد. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارشی نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، روز پنج‌شنبه اول شهریور در دیدار با همتای روس خود، نیکلای پاتروشف، تاکید کرد که خروج همه نیروهای ایرانی از سوریه برای واشینگتن اولویت دارد. آقای بولتون پس از این دیدار به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، نیز در دیداری که پیشتر با وی داشت گفته که روسیه هم تمایل دارد که نیروهای ایرانی به کشورشان بازگردند. به گفته وی، پوتین اما عنوان کرده که مسکو مطمئن نیست که به تنهایی بتواند این کار را انجام بدهد» اما این واقعیت است؟! پیش‌تر در شماره‌های پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز به آن اشاره کردیم که از سفیر روسیه در سرزمین‌های اشغالی گرفته تا شخص پوتین و ... همگی در تمام مدتی که مقامات آمریکایی و اسرائیلی در تلاش بوده‌اند تا آن‌ها را به خروج ایران از سوریه مجاب کنند، قاطعانه در برابر این خواسته ایستاده‌اند و رسماً نظر خود را مبنی بر غیرقابل عملی شدن این خواسته اعلام کرده‌اند. بار پیش که چنین شایعاتی در خصوص اظهارات پوتین در دیدار با بشار اید مطرح شد، المیادین در گزارشی با اشاره به منابعی نزدیک به رئیس جمهور سوریه به شدت این شایعات را بی اساس دانست و نوشت: "برخی منابع در ریاست‌جمهوری سوریه اعلام کردند که نیروهای ایرانی و روسی حاضر در سوریه به درخواست دمشق است و خروج آمریکا نیز به درخواست دمشق خواهد بود. اظهارات اخیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه شامل نیروهای ایرانی و روسی که به درخواست دمشق حضور دارند، نمی‌شود. این منابع همچنین اعلام کردند که موضع منسوب به رییس‌جمهوری روسیه در رابطه با خروج نیروهای ایرانی از سوریه نادرست است." ویکتوروف، سفیر روسیه در سرزمین‌های اشغالی نیز چندی پیش به طور رسمی مواضع کشورش در این رابطه را اعلام کرد و تأکید کرد که خروج نیروهای ایرانی از سوریه از نظر وی و کشورش، امری غیر منطقی و غیرقابل امکان است. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و دهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از شهریور ماه 1397 (01 الی 08 شهریور ماه 1397) پرداخته است. ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 07 Sep 2018 08:45:43 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28068/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 208) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27812/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته سوم از دومین ماه تابستان 1397 نیز با تمامی اخبار و رویدادهای مختلف خود سپری شد و رسانه‌های تحت نفوذ دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به راحتی هرچه تمام، همانند گذشته، واقعیت‌ها را قربانی سیاست‌های اربابانشان کرده و دروغ‌هایی بزرگ را به عنوان واقعیت به مخاطبینشان منتقل نمودند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از مرداد ماه سال 1397 (16 الی 23 مرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی دروغ‌هایی از قبیل ادعای مقامات آمریکایی مبتی بر اجبار ایران برای ورود به مذاکرات جدید با کاخ سفید، تلاش‌های ایالات متحده برای همراهی بیشتر اروپا با طرح تحریم‌های ضد ایرانی ترامپ، واکنش رادیو فردا به آثار تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا در حوزه دارو، بهره‌برداری از اعتراضات صنفی در ایران، نگرانی‌های معنادار عفو بین‌الملل برای بازداشت‌شدگان در ایران، واکنش همراه با خشم آمریکا به رزمایش دریایی ایران در خلیج فارس و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. داستان یک خیال: ایران مجبور به مذاکره است! طرح مذاکرات جدید ایران با دولت آمریکا یکی از موضوعاتی است که در چند وقت اخیر به بهانه‌هایی مختلف توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا منتشر گردیده و هربار به شکلی توجیه و تبلیغ شده است؛ در همین راستا این رسانه فارسی زبان در این هفته با انتشار گزارشی، ضمن بازتاب اظهارات ضد ایرانی مشاور امنیت ملی کاخ سفید، مدعی شد کهجمهوری اسلامی به دلیل فشار تحریم‌ها ناچار است که به پای میز مذاکره با آن‌ها بنشیند. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، گفت اگر ایران می‌خواهد از اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا جلوگیری کند، پیشنهاد دونالد ترامپ را پذیرفته و پای میز مذاکره با آمریکا بنشیند. جان بولتون روز دوشنبه ۱۵ مرداد در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس نیوز، از مقام‌های بلندپایه ایران خواست که برنامه موشکی بالستیک و به گفته او، "برنامه تسلیحات هسته‌ای" را به طور کامل و قابل راستی‌آزمایی کنار بگذارد و با رئیس‌جمهوری آمریکا به گفت‌وگو بنشینند. مشاور امنیت ملی کاخ سفید نشانه جدیت ایران را، آمادگی‌ تهران برای مذاکره با دونالد ترامپ بر سر توافق هسته‌ای خوانده است. دونالد ترامپ روز هشتم مرداد برای دیدار با رهبران ایران اعلام آمادگی کرد و گفت که "هیچ شرطی" هم در این زمینه ندارد.» اما این درحالیست که واقعیت آمریکا و عدم نتیجه‌بخشی مذاکره با کاخ سفید این روزها نه فقط برای ایران و مردمش، بلکه برای تمامی جهانیان آشکار گردیده است. کاخ سفید از زمان آغاز به کار دونالد ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آمریکا مدام معادلات را در دنیای سیاست به هم زده است و نشان داده است که از نظر آن‌ها هیچ محدودیتی بجز علاقه و میل خودشان وجود ندارد و در نتیجه هرگز نمی‌توان به پایبندی آن‌ها به تعهداتشان دلخوش بود. وی از همان آغاز فعالیت‌هایش در کاخ سفید مدام بر ضد توافقی سخن گفت که امضای چندین کشور جهان از جمله خود آمریکا را به همراه داشت و سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان به همراه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز بر آن مُهر تأیید زده بودند و در نهایت نیز دیدیم که چگونه بی‌توجه به همه واقعیت‌ها، به این توفق پشت کرد. اما فقط ایران نیز قربانی این عهدشکنی نیست؛ در خصوص کره شمالی نیز ما شاهد همین جریان بودیم با این تفاوت که در خصوص برجام دونالد ترامپ به مذاکرات صورت گرفته توسط دولت پیشین آمریکا پشت کرد اما در مورد کره شمالی، خود دولت وی و شخص خودش وارد مذاکره شده و توافقاتی را رقم زده بود اما علیرغم پایبندی طرف مقابل به تمامی تعهداتش، به راحتی شاهد خیانت کاخ سفید و اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه کره شمالی هستیم. اظهارات مقامات مختلف جمهوری اسلامی، از شخص رهبری انقلاب گرفته تا رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و حتی نظرسنجی‌های مردمی به خوبی نشان می‌دهد که تحریم‌ها با وجود شدت خود، هرگز دیگر مذاکره با یک چنین دولتی را توجیه نمی‌کنند و علاقه‌ای برای این کار نیز علیرغم دوران مذاکرات برجامی، اکنون وجود ندارد. تلاش‌های ناکام آمریکا برای اتحاد ضد ایرانی با اروپا یکی دیگر از موضوعات مربوط به برجام، تحریم‌های ضد ایرانی جدید آمریکا و دشمنی خاص دونالد ترامپ با کشورمان، موضوع همکاری و عدم همکاری کشورهای اروپایی با این دشمنی است؛ جایی که حداقل در ظاهر نشان دهنده عدم همکاری این متحدان همیشگی آمریکا با طرح جدید کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی است و تلاش‌های مکرر ایالات متحده برای تغییر آن نیز تا کنون ناکام مانده است. رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی از ادامه رایزنی آمریکا با دولت‌های اروپایی در این خصوص خبر داده و نوشته است: «یک روز پس از اجرایی شدن تحریم‌های دوباره آمریکا علیه جمهوری اسلامی، وزیر خارجه ایالات متحده روز چهارشنبه در پیامی از متحدان این کشور خواست به آمریکا "پیوسته و تامین مالی سران ایران را متوقف کنند". مایک پومپئو در این پیام توئیتری که روز چهارشنبه، ۱۷ مردادماه، منتشر شد جمهوری اسلامی را حکومتی توصیف می‌کند که "با صلح جهانی سر ناسازگاری دارد". رئیس جمهور آمریکا سپس در روز دوشنبه گذشته فرمان بازگشت بخش نخست تحریم‌ها علیه ایران را امضا کرد و این تحریم‌ها از روز سه‌شنبه اجرایی شد. این در حالی است که اروپایی‌ها و به‌ویژه سه کشور بریتانیا و آلمان و فرانسه هم‌چنان تاکید دارند که برجام به قوت خود باقی است و تا ایران به این توافق پایبند است، آنها هم به تجارت و معامله با ایران ادامه خواهند داد. در این فضاست که وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه از متحدان این کشور خواسته است که به آمریکا بپیوندند و "تأمین مالی سران ایران را که برای سرکوب مردم ایران و دامن زدن به تروریسم در سراسر جهان به‌کار می‌رود، متوقف کنند". این پیام توئیتری مشابه پیامی است که مایک پومپئو کمتر از یک ماه پیش به شرکای آمریکا داده بود:‌"ما ازهم‌پیمانان و شرکایمان می‌خواهیم تا به کارزار فشار اقتصادی علیه حکومت ایران بپیوندند. ما باید همه منابع مالی را که رژیم برای حمایت مالی از تروریسم و جنگ‌های نیابتی استفاده می‌کند، قطع کنیم."» این تلاش‌ها در شرایطی صورت گرفته و توسط رادیو فردا بازتاب داده می‌شود که در نتیجه، حداقل در ظاهر امر ناکام مانده است. واکنش مقامات مختلف کشورهای مطرح جهان به این طرح جدید ضد ایرانی کاخ سفید کاملا نشان می‌دهد که حتی اگر ظاهری هم باشد در افکار عمومی و سطح رسانه‌های جهان، ایالت متحده در این طرح دست تنها مانده و دیگر دوستان قدیمی‌اش هم حاضر به همکاری در این دشمنی علیه ایران نشده‌اند. روسیه، چین، اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلیس، ایتالیا، فرانسه و ... جزو آن دسته از کشورهایی هستند که مقاماتشان علنا همکاری با آمریکا برای اعمال تحریم بیشتر علیه ایران را رد کرده و حتی برای مقابله با آن نیز پیشنهاداتی ارائه داده‌اند؛ هرچند شاید در عمل این پیشنهادات جور دیگری خود را نشان دهد. "زیگمار گابریل"، وزیر امور خارجه آلمان در اینباره می‌گوید: "از دید ما این یک سیگنال سخت و خطرناک است. آنچه که به هیچ عنوان نباید اتفاق بیفتد این است که تنها نشانه امید از بین برود." " فدریکا موگرینی"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در همان ابتدای خروج آمریکا از برجام موضع خود را مطرح کرد و گفت: "برجام یک توافق دوجانبه نیست، به هیچ کشوری تعلق ندارد و هیچ کشوری نمی تواند به آن پایان بدهد. برجام توافقی چندجانبه است که با قطعنامه 2231شورای امنیت  تایید شده است. جامعه بین المللی و اروپانمی توانند قبول کنند توافقی را که نتیجه داده منحل شود. اتحادیه اروپا در کنار سایر اعضای جامعه بین المللی متعهد به حفظ برجام برای منفعت همه از جمله مردم ایران است." افتخار رادیو فردا به آثار تحریم دارویی ایران توسط آمریکا یکی از مباحثی که همواره توسط منتقدین و معترضین تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا مطرح شده و در مقابل همواره توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا پنهان نگاه داشته شده است، آثار این تحریم‌ها بر اقشار مختلف مردم از جمله بیماران در ایران است. این رسانه فارسی زبان این هفته در حرکتی وقیحانه به موضوع کمبود دارو در ایران پرداخته و هرچند مدعی می‌شود که آمریکا دارو را برای ایران تحریم نکرده است، اما در واقعیت از پیامدهای دشمنی اربابانش علیه کشورمان خبر داده و خشنودی خود از این جریان را ابراز می‌کند. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «سخنگوی وزارت بهداشت می‌گوید بدلیل نوسانات ارزی، ۴۰ تا۵۰ قلم داروی خارجی در ایران کمیاب شده و به همین ‌دلیل "۳.۵ میلیارد دلار" ارز دولتی برای تامین دارو تخصیص داده شده است. این خبر در حالی منتشر شده که دور نخست تحریم‌های آمریکا علیه ایران از ۱۶ مردادماه آغاز شده و وزارت خرانه‌داری آمریکا گفته که تحریم‌ها شامل مواد غذایی و دارویی نمی‌شود. به گزارش خبرگزاری ایلنا، ایرج حریرچی در یک نشست خبری گفته که کمبود دارو در کشور را تکذیب نمی‌کند، اما آن را "اجتناب‌ناپذیر" می‌داند. به گفته وی، "این کمبود در سطح کشورهای پیشرفته اروپا و آمریکا هم وجود دارد و کمبود یک تا دو درصدی دارو اجتناب‌ناپذیر است". این مقام وزارت بهداشت با اشاره به اینکه در مقطعی "۳۰۰ تا ۳۵۰ قلم دارو کمبود داشتیم"، کمبود دارو در زمان فعلی را تنها محدود به "۴۰ تا ۵۰ قلم داروی خارجی" دانسته است.» این گزارش و بخصوص انتشار آن توسط رادیو فردا که یک رسانه وابسته به کاخ سفید است را همانطور که در بالا به آن اشاره شد، می‌توان اوج خیانت این رسانه فارسی زبان به مردم ایران و اوج وقاحت آن دانست. رادیو فردا در شرایطی از بحران دارویی در ایران خبر می‌دهد که این بحران ناشی از سیاست‌های دولت آمریکاست؛ هرچند بسیار نامحسوس و ریز، این رسانه در گزارش خود به دروغی همیشگی مبنی بر عدم تحریم دارو توسط آمریکا اشاره می‌کند اما با این ادعاها نمی‌توان واقعیت را تغییر داد. مقامات کاخ سفید از سویی خود را انسان‌دوست معرفی می‌کندد، حکومت جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر متهم کرده و محکوم می‌کنند و در کمال بی‌شرمی خود را دوست و دلسوز مردم ایران می‌دانند اما در عمل به طرق مختلف، زندگی اقشار مختلف و عادی مردم ایران را هدف  تحریم‌های غیر انسانی خود قرار می‌دهند. در ظاهر مقامات آمریکا و رسانه‌های تحت امرشان مدعی می‌شوند که دارو جزو اقلام تحریم‌  شده توسط آن‌ها نیست و شامل تحریم‌های ضد ایرانی نمی‌شود اما در عمل آیا به همین راحتی است؟! آیا به شکل‌های مختلف این نوع اقلام ضروری تحت پوشش تحریم‌ها قرار نمی‌گیرند؟! یکی از این موانع تحریم‌های فراگیر و گسترده مالی و بانکی است که در نتیجه مبادلات مالی برای خرید و واردات دارو به مانع و مشکل برخورده و در مسیر دسترسی کشورمان به برخی از داروهای ضورری سنگ‌اندازی می‌شود؛ گذشته از این که بسیاری از شرکت‌های تولیدکننده دارو به دلیل اعمال فشارهای سیاسی مختلف توسط کاخ سفید، از همکاری و مبادلات با جمهوری اسلامی سربازمی‌زنند. بعلاوه، نیم‌نگاهی به آثار سایر تحریم‌های آمریکا علیه کشورمان از جمله تحریم صنعت هوایی، تحریم‌های اقتصادی، تحریم نفت و ... نشان می‌دهد که بر خلاف تصور و ادعاها مبنی بر این که هدف اعمال فشار بر حکومت جمهوری اسلامی برای کمک به مردم ایران است، در حقیقت این خود مردم هستند که فشار را تحمل کرده و در ابعاد مختلف زندگی آن را لمس می‌کنند. بهانه‌سازی رادیو فردا از اعتراضات صنفی در ایران اندک اعتراض مردمی و صنفی در ایران خیلی زود به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا علیه کشورمان تبدیل می‌شود؛ جایی که با بازتاب همراه با بزرگنمایی این اعتراضات، آن را نمایشی از وضعیت کلی کشورمان دانشته و بر اساس آن اهداف سیاسی خود را دنبال می‌کند. رادیو فردا در این هفته نیز به سراغ اعتراض بخشی از کارکنان راه‌آهن در ایران رفته و در گزارشی نوشته است: «شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن با صدور بیانیه‌ای، اعلام کرد که اعتصاب آنها تا تحقق خواسته‌های‌شان ادامه خواهد یافت. این شورا نوشت: از آنجا که اعتراضات سراسری آنان در هفته گذشته "بی‌پاسخ" مانده است، تمامی کارگران راه آهن بار دیگر در شهرهای مختلف "تجمع‌های اعتراضی خود را برگزار می‌کنند و این اعتراضات تا وقتی پاسخ نگیرد ادامه خواهد یافت". اعتصاب و تجمع کارگران شرکت خط و ابنیه فنی راه‌آهن کشور از ۲۹ تیر، در اعتراض به پرداخت نشدن سه تا چهار ماه دستمزد آغاز شد. به گفته تشکل‌های مستقل کارگری، این اعتصاب در شهرهای مختلف در استان‌های خراسان، آذربایجان، لرستان، اصفهان، زنجان و شهرهای اسلام‌شهر، کرج، شاهرود، سمنان، دامغان، گرگان، ورامین، اراک، ارومیه، اندیمشک، زاهدان و همچنین دیزل تهران انجام شده است. به نوشته بیانیه شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن، هفت هزار کارگر این شرکت خواستار "پرداخت بیمه درمانی، تسویه حساب کامل حقوق‌ها، لغو قراردادهای موقت و انعقاد قراردادهای کاری دائم، داشتن حق تشکل، داشتن حق تجمع و برگزاری آن در هر زمان که کارگر برای طرح مشکلاتش نیاز دارد، متوقف شدن اخراج کارگران تحت عنوان "تعدیلی" و اعلام تاریخ دقیق پرداخت حقوق‌ها از سوی مدیریت"‌هستند.» اما چرا اعتراضات صنفی در ایران اینقدر برای رادیو فردا اهمیت دارد؟! چرا موارد مشابه و حتی شدیدتر از این در سایر نقاط جهان از اندک توجه این رسانه وابسته به کاخ سفید برخوردار نیستند؟! از آغاز دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا، این کشور هر روز شاید اعتراض و اعتصابات گسترده بوده است و این موضوع را به تیتر یک اکثر رسانه‌های جهان تبدیل کرده است اما رادیو فردا هرگز به آن اندک اشاره‌ای نمی‌کند. همین چند ماه پیش بود که بسیاری از رسانه‌های جهان از صد اعتصاب گسترده سراسری در آمریکا، همزمان با اعتراضاتی با موضوعات مختلف خبر دادند. خبرگزاری راشاتودی، در گزارشی تأکید کرد که گروهی موسوم به "اعتصاب برای دموکراسی" در راستای بخشی از تظاهرات #F17 بیش از صد اقدام انجام دادند و ده‌ها هزار تن از مردم به خیابان‌های شهرهای اصلی و بزرگ در آمریکا شامل شیکاگو، سنت لوئیس، نیویورک، پیتسبورگ و بسیاری دیگر از شهرها آمدند. اعتصاب گسترده وکلا و متخصصان حوزه قضایی در شیکاگو به دلیل اعتراض به سیاست‌های ترامپ علیه مسلمانان تنها یک نمونه از این صد اعتصاب گسترده است. اعتصاب سراسری معلمان در ایالت‌های مختلف آمریکا در اعتراض به سیاست کاخ سفید در حوزه قوانین مربوط به سلاح و مشکلات صنفی یکی دیگر از موارد پر هیاهو و خبرساز در آمریکا بوده است. از آمریکا که خارج شویم، اعتصاب و اعتراضات گسترده در فلسطین اشغالی را می‌توان یکی از بارزترین مواردی دانست که رادیو فردا هرگز به آن ورود نکرده است. با این وجود، با کنار هم قرار دادن این تناقض و تضاد به راحتی می‌توان به حقیقت نگرانی رادیو فردا برای اصناف ایرانی و توجهش به اعتراضات صنفی در کشورمان پی برد؛ جایی که قطعا این اعتراضات قربانی بهانه‌سازی و بهانه‌تراشی این رسانه ضد ایرانی در جهت سیاه‌نمایی علیه کشورمان بوده‌اند. دلواپسی‌های متناقض عفو بین‌الملل! یکی دیگر از موارد بهانه‌ساز رادیو فردا در عرصه دشمنی با ایران که بی ارتباط به موضوع اعتراضات که در بالا به آن اشاره شد، نیست، نگرانی‌های معنادار، یک‌سویه و متناقض سازمان‌هایی نظیر عفو بین‌الملل برای وضعیت داخلی ایران است که در این هفته برای حمایت از برخی مجرمین بازداشت شده در کشورمان مطرح گردیده است. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع پرداخته، نوشته است: «عفو بین الملل روز چهارشنبه ۱۷ مرداد خواستار آزادی تمامی کسانی شد که در جریان اعتراضات اخیر در ایران بازداشت شده‌اند. عفو بین الملل همچنین خواستار تحقیقات مستقل در خصوص نحوه کشته شدن رضا اوتادی در جریان اعتراضات کرج شده است. این سازمان مدافع حقوق بشر از مقام‌های حکومت ایران خواسته است، از بازداشت شدگان در مقابل شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز محافظت و وضعیت و محل نگهداری دهها تن از بازداشتی‌ها را فورا برای خانواده‌هایشان که در بی‌خبری نگاه داشته شده‌اند، مشخص کنند. عفو بین الملل همچنین نسبت به وضعیت نادر افشاری، فعال مدنی که در ۱۱ مرداد توسط وزارت اطلاعات در کرج بازداشت شده، ابراز نگرانی کرده و گفته است که وی "در خطر شکنجه و بدرفتاری قرار دارد."» رادیو فردا برای استفاده از آب گِل‌آلود و بهره‌برداری بیشتر همه چیز را با هم قاطی کرده و در حالی در گزارش مربوط به معترضین اخیر به حمایت عفو بین‌الملل از "نادر افشاری" می‌پردازد که به اذعان خود این رسانه دولتی آمریکایی، نامبرده پیش از این در زمستان سال گذشته بازداشت و به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود و اکنون به دلیل نوع جرایم و رفتار وی در خارج از زندان، وثیقه وی باطل گردیده و مجددا راهی زندان شده است. اما گذشته از این که تا چه حد اعتراضات و بازداشت‌های ادعایی رادیو فردا و عفو بین‌الل در ایران صحت دارد، سوال اساسی در این جریان، دلواپسی‌های متناقض برای افراد بازداشت شده در ایران و سایر کشورهای جهان است که چرا اینچنین نگران ایرانی‌ها می‌شوند و مکررا این نگرانی را بازتاب می‌دهند اما در موارد مشابه برای سایر نقاط جهان به راحتی چشم و گوش خود را می‌بندند و سکوت پیشه می‌کنند؟! بر اساس گزارشی که خبرگزاری رویترز منتشر کرده است، حدود یک ماه پیش، پلیس کنگره در آمریکا، در مواجهه با معترضین به سیاست‌های کاخ سفید و دونالد ترامپ، با سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات مردمی، بیش از 575 معترض را بازداشت کرده است. در موردی دیگر از اعتراضات مردمی گسترده علیه ترامپ، گزارش‌ها حاکی از بازداشت بیش از 150 معترض توسط پلیس آمریکاست. در اواخر تیرماه سال جاری نیز بر اساس گزارش بسیاری از خبرگزاری‌های جهان، در جریان اعتراضات سراسری مردم انگلیس به حضور ترامپ در لندن، بیش از 10 معترض توسط پلیس انگلیس بازداشت شده است. بازداشت معترضین به رژیم آل خلیفه در بحرین، بازداشت شیعیان معترض به آل سعود در عربستان، بازداشت گسترده فلسطینیان توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی و ... نیز باید به این موارد که تنها نمونه‌هایی از واقعیت هستند، اضافه کرد؛ واقعیت‌هایی که رادیو فردا و عفو بین‌الملل هرگز به آن نپرداخته و هیچ‌گاه برای بازداشت‌شدگان حتی در حد یک گزارش وساده نیز، دلواپس نشده‌اند. خشم و وحشت از رزمایش دریایی ایران در خلیج فارس در هفته‌های گذشته به موضوع اهمیت تنگه هرمز، حواشی مربوط به این تنگه حیاتی و ممنوعیت صادرات نفت ایران توسط آمریکا پرداختیم اما در این راستا، این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی به رزمایش دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آی‌های خلیج فارس و در نزدیکی این تنگه واکنش نشان داده و خشم اربابانش از این اقتدار را ابراز کرده است. رادیو فردا در گزارشی به این منظور، نوشته است: «یک مقام آمریکایی روز جمعه ۱۹ مرداد به رویترز گفته است، ایران در مانور دریایی اخیر خود یک موشک کوتاه برد ضد ناو را در منطقه تنگه هرمز آزمایش کرده است. پیش از این یک فرمانده ارشد ارتش آمریکا گفته بود مانور دریایی ایران که در آن بیش از یکصد قایق در اطراف تنگه هرمز شرکت داشتند، پیامی به ایالات متحده بود به خاطر از سرگیری تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی. گفته می‌شود مانور دریایی سپاه پاسداران روز ۱۱ مرداد آغاز شد و یک مقام سپاه ۱۴مردادماه از پایان یافتن این مانور خبر داد. شبکه خبری "فاکس نیوز" نیز به نقل از سه مقام آمریکایی اعلام کرد که ایران برای نخستین بار طی یک سال گذشته یک موشک بالیستیک آزمایش کرده است. شبکه فاکس نیوز می‌گوید، آزمایش موشک بالیستیک با برد کوتاه، فاتح ۱۱۰ ، در جریان مانور دریایی سپاه پاسداران در آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز انجام داده است.» از دو منظر باید به این گزارش نگاه کرد؛ یکی خود رزمایش دریایی کشورمان و اعتراض به آن و دوم اعتراض به آزمایش موشکی احتمالی صورت گرفته در جریان این رزمایش است. در خصوص نکته اول باید از رادیو فردا و مقامات آمریکایی پرسید که چطور رزمایش نظامی ایران در آب‌هایی که متعلق به خود کشورمان است، اینگونه با واکنش آن‌ها مواجه است اما آن‌ها به خود اجازه می‌دهند، هر زمان و در هر نقطه از جهان که دلشان می‌خواهد نه تنها رزمایش برگزار کنند، بلکه مداخله نظامی داشته باشند؟! نمونه‌هایی از این دست را به طور مکرر در کشورهای همسایه ایران و آب‌های خلیج فارس مشاهده کرده‌ایم؛ از مداخلات نظامی بدون مجوز آمریکا در سوریه و عراق گرفته تا رزمایش‌های مشترک و مجزای نیروی دریایی این کشور در آب‌های مجاور به حریم جمهوری اسلامی ایران موضوعی تکراری و غیر قابل انکار هستند. اما در خصوص احتمال آزمایش موشکی ایران در این رزمایش نباید از این نکته غافل بود، که این جزو اختیارات هر کشور است که برای حفظ امنیت خود و دفاع از مردمش خود را آماده و مهیا نگاه دارد؛ ایران در شرایطی در حوزه موشکی فعالانه حضور داشته و موشک‌های خود را توسعه می‌دهد که تا کنون هرگز به جز حمله به تروریست‌های داعش که آن‌هم کاملا علنی اتفاق افتاد، از این قدرت خود علیه کشور و مردمی استفاده نکرده است اما ایالات متحده آزمایش‌های موشکی هسته‌ای و بیولوژیکی انجام داده و از این تسلیحات در تجاوزهای مختلف علیه مردم استفاده می‌کند و بازهم دست از پا درازتر برای دیگران خط و نشان می‌کشد. ظاهرا رادیو فردا و اربابانش توقع دارند در شرایطی که هر روز نوع تهدیدهای خود علیه مردم ایران را تغییر می‌دهند، ایرانیان دست روی دست گذاشته و منتظر عملی کردن تهدیدهایشان بنشینند! قطعا نقش این رزمایش در دورانی که بحث تسلط بر تنگه هرمز و ممنوعیت صادرات نفت ایران در رسانه‌ها و محافل سیاسی آمریکا مطرح است، به قدری قابل توجه و اثرگذار بوده است که شاهد این‌گونه واکنش‌ها باشیم. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از مرداد ماه 1397 (16 الی 23 مرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 19 Aug 2018 15:05:26 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27812/