رادیو دیروز - آخرين عناوين مجله هفتگی :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/Weekly_Magazine Mon, 01 May 2017 06:48:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 01 May 2017 06:48:35 GMT مجله هفتگی 60 رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 143) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23157/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سال 1396 و فروردین ماه دومین هفته خود را نیز پشت سر گذاشته است و در چنین شرایطی ما همچنان شاهد بهره برداری‌های جهت دارد رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از موضوعات مختلف در جهت اهداف اربابانش هستیم. در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشات "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را در بازه‌های زمانی هفت روزه، به طوری خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از فروردین ماه سال 1396 (08 الی 15 فروردین ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل حمایت رادیو فردا از توهین به نبی اکرم (ص)، بهره برداری اهانت آمیز از موضوع تغییر ساعت رسمی ایران علیه کشورمان، واکنش به تمدید مأموریت "عاصمه جهانگیر در سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، تداوم حمایت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی از بهائیان، نقش رشوه‌های مالی آمریکا به نهادهای بین المللی در تداوم فشار بر ایران، توجیه شهرک سازی های اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی و ... را مورد مشاهده نمایید. آزادی بیان یا آزادی توهین به مقدسات دینی! آزادی بیان همواره یکی از بهانه‌هایی بوده است که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تلاش کرده است با بهره گیری از آن و مطرح کردنش، ضمن حمله به وضعیت حقوق بشر در ایران، هر گونه جرم و بی قانونی را نیز موجه جلوه دهد. رادیو فردا در این هفته نیز در یکی از برنامه‌های "دریچه" به بهانه دفاع از آزادی بیان، به حمایت از مجرمی پرداخته است که توهین به پیامبر اسلام (ص) و ارزش‌های دینی ملت ایران را در پرونده خود دارد. مهتاب وحیدی‌راد، گوینده رادیو فردا می‌گوید: «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به نقل از یک منبع مطلع گزارش داده که حکم اعدام سینا دهقان در دیوان عالی کشور تأیید شده است. سینا دهقان به سبّ النبی از طریق نوشتن مطالبی در شبکه اجتماعی لاین متهم شده که مقام‌های قضائی ایران آن را مصداق مخالفت با اسلام و قرآن دانسته‌اند. سینا دهقان از مهر ماه سال 1394 در زندان مرکزی اراک به سر می‌برد. هادی قائمی، مدیر کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این باره می‌گوید: "سینا دهقان 29 مهرماه 1394 تنها چند روز قبل از این که خدمتش پایان بیابد توسط مأموران حفاظت و امنیت سپاه پاسداران دستگیر می‌شود و وقتی که در بازجویی‌ها از او می‌خواهند که اگر زیر برگه‌هایی را امضا کند و اتهامات را بپذیرد و توبه نامه بنویسد، بخشوده و آزاد می‌شود. متأسفانه سینا هم این قول رو قبول می کنه و زیر برگه‌هایی رو که به اون میدن امضا می کنه و این اتهام رو به گردن می گیره و فکر می کنه که توبه کردن باعث میشه که از حکم اعدام نجاب پیدا کنه اما به هیچ وجه به اون توبه نامه توجه نمی شه و حکم اعدامش صادر میشه. این بسیار تکان دهنده است که کسانی که در قالب مذهب و دین بحث توبه را پیش می‌کشند و از زندانیان می‌خواهند که اگر توبه کنند بخشیده خواهند شد، فقط از اون برای گرفتن اعتراف استفاده می کنن و در حقیقت هیچ توجهی به اون مطالب مذهبی و دینی که خودشون مسئله توبه رو برای اون قرار می دن، نمی کنن و متأسفانه سینا هم قربانی این بی اخلاقی شدید از سوی مقامات قوه قضائیه و بازجویان خودش شده."» اما این اولین باری نیست که رادیو فردا با بهانه‌هایی مختلف از جمله حقوق بشر و آزادی بیان، اهانت به پیامبر مکرم اسلام (ص) و ارزش‌های دینی ملت ایران را آزاد و مجاز می‌شمارد و طبیعتاً با توجه به ماهیت این مجموعه، آخرین بار هم نخواهد بود. ماده 513 قانون مجازات اسلامی به صراحت در خصوص جرائم اهانت به ارزش‌ها و مقدسات دینی مردم می‌گوید: "هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک انبیاء عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدّیقه طاهره (س) اهانت نماید، اگر مشمول حکم سابّ النبی باشد، اعدام می‌شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد." و این شفافیت قانون در حالی است که "سینا دهقان"، شخصاً به ارتکاب جرائم نابخشودنی خود در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی اعتراف کرده است و حمایت‌های آشکار و نهان دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی از وی نیز نشان می‌دهد که پشیمانی خاصی از این اقدامات نا مشروع و غیرقانونی‌اش ندارد. اما اینکه با دروغ‌هایی مانند توبه او و وعده‌های بازجویان برای آزادی و عفوش در ازای توبه و اعتراف زوری گرفتن، تلاش می‌شود تا واقعیت وارونه جلوه داده شود، تنها یک روش ابتدایی رسانه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی از جمله رادیو فردا است تا به این وسیله از وضعیت حقوق بشر در ایران سیاه نمایی کرده و از استبداد در کشورمان خبر دهند. تمسخر ایران به بهانه تغییر ساعت یکی از موضوعاتی که باتغییر سال در ایران با آن مواجه هستیم، تغییر ساعت رسمی کشور است که از ساعت زمستانه یک ساعت به جلو کشیده شده و به صورت ساعت تابستانه در می‌آید. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در بخشی از برنامه "ایستگاه پنجشنبه" این موضوع را به تمسخر گرفته و تلاش کرده است تا آن را یک حرکت بی هوده و پر دردسر معرفی کند. "فرشید منافی" گوینده رادیو فردا در این باره می‌گوید: «تعطیلات عید خوش میگذره؟ همه چی خوبه؟ آقا این تغییر ساعت رو الان کجای دلمون جا بدیم؟! الان شما توی ساعت جدید هستید یا قدیم؟ باز ملت شانس آوردن این اول سالی همه چی تعطیله، وگر نه هیچی دیگه، می‌رفتی بانک مثلاً می‌دیدی یک ساعت زود رسیدی و هنوز باز نکردن، می‌رفتی به بقیه کاره‌ات می‌رسیدی و آخر وقت برمی‌گشتی می‌دیدی تعطیل کردن طبق ساعت جدید. این داستان ساعت هم به هر حال این یکی دو هفته اول از هر کی می‌پرسی ساعت چنده، میگه قدیم یا جدید و برای خودش یه طنز تاریخی شده دیگه توی ایران.» اما باید بدانیم که تغییر ساعت تنها مختص جمهوری اسلامی ایران و روشی ابداعی و ویژه کشورمان نیست، بلکه بسیاری از کشورهای جهان که اکثریت هم محسوب می‌شوند از این تغییر ساعت در برخی فصول استفاده کرده یا درحال حاضر استفاده می‌کنند. در ایران تقسیم ساعت رسمی به دو قسمت زمستانی و تابستانی یک بار در سال 1357 و پس از آن در دوران نظام جمهوری اسلامی ایران از سال 1370 مورد استفاده قرار گرفته است، اما این موضوع در سایر کشورها، سابقه ای به مراتب بیشتر دارد. موضوع تغییر ساعت رسمی کشور برای اولین بار در سال ۱۹۰۷ در انگلستان توسط فردی به نام ویلیام ولت مطرح گردید و برای اولین بار هم در سال 1916 میلادی در آلمان مورد استفاده قرار گرفت که پس از آن کم کم فراگیر شده و با ورود ایالات متحده آمریکا، انگلیس و ... به این جریان، کشورهای بیشتری در اروپا و سایر نقاط جهان از این سیستم استفاده کردند. این اقدام در اکثر کشورهای جهان با هدف بهینه‌سازی مصرف انرژی، در فصل بهار و تابستان محقق می‌شود، تا در پی آن ساعات بیشتری از روز با ساعات کاری هم‌خوانی داشته باشد، و در ساعات کم‌تری از روز، نیاز به مصرف انرژی برای تأمین روشنایی وجود داشته باشد. نکته جالب در بررسی کشورهایی که هم اکنون از این سیستم تغییر ساعت رسمی خود و به اصطلاح ساعت تابستانی و زمستانی استفاده می‌کنند اکثراً کشورهای غربی هستند. تمدید مأموریتی سفارشی! در شماره هفته پیش مجله رادیو دیروز به بررسی واکنش رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در خصوص اولین گزارش ضد ایرانی "عاصمه جهانگیر" در سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران پرداختیم اما در این هفته نیز "عاصمه جهانگیر" در مجله خبری ما سهم داشته و این بار رادیو فردا با یکی از تازه‌ترین برنامه‌های "دریچه" به تمدید مأموریت او در خصوص کشورمان واکنش نشان داده است. مهتاب وحیدی‌راد در این رابطه می‌گوید: «عاصمه جهانگیر از آبان ماه سال گذشته به سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران منصوب شد. طی یکی دو هفته اخیر مقام‌های ایران خواستار لغو مأموریت او شدند ولی شورای حقوق بشر سازمان ملل روز جمعه با تصویب قطعنامه ای مأموریت عاصمه جهانگیر را تمدید کرد. پیش از عاصمه جهانگیر، احمد شهید به مدت پنج سال و نیم عهده دار این سمت بود، اما مقام‌های جمهوری اسلامی هرگز به او اجازه سفر به ایران را ندادند. حسن نائب هاشم، فعال حقوق بشر در وین: "در تمام نزدیک به شش سالی که آقای احمد شهید گزارشگر ویژه امور ایران بودند حتی یک بار هم اجازه ندادند که ایشان به ایران مسافرت بکنه و هم اکنون هم در ارتباط با خانم عاصمه جهانگیر چنین برنامه ای را دارند."» اما آیا رفتار عاصمه جهانگیر در گزارش خود در این مدت، با رفتار احمد شهید فرق داشته است؟! آیا تلاش کرده است تا از منابع مختلف برای تهیه گزارش خود و بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران استفاده کند یا همچنان همانند گذشته، عناصر ضد انقلاب و خائن به عنوان منبع خبر او استفاده می‌شوند؟! آیا نامه‌های پیاپی که به از طرف طیف‌های مختلف مردم ایران چه در زمان احمد شهید و چه در زمان عاصمه جهانگیر برای گزارشگر ویژه حقوق بشری سازمان ملل متحد ارسال شده است و درخواست‌های آن‌ها برای ملاقات مورد توجه قرار گرفته و در گزارش‌های آن‌ها دخیل بوده است؟! آیا توجه به اظهارات یک مجرم می‌تواند سندیت داشته باشد و یا صحبت با خانواده یک زندانی در خصوص بی گناهی او قابل اعتماد است؟! بعلاوه آیا میان نقض حقوق بشر و میزان ارتباط و لابی با سازمان ملل یا ارتباط با آمریکا یک فرمول خاص ریاضی وجود دارد که ایران اسلامی در شرایطی که به اذعان بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی منشأ صلح و آرامش در منطقه محسوب می‌شود، باید گزارشگر ویژه حقوق بشری داشته باشد، اما عربستان سعودی با سابقه بالای نقض انسانیت و جنایت‌های ضد بشری، از این جریان دور است؟! بهائیان دوست داشتنی برای رادیو فردا! بهائیان همواره یکی از اصلی‌ترین اقشار مورد حمایت رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بوده‌اند که وه ویژه در ایران با هر بهانه ای شاهد ابراز این حمایت‌ها بوده‌ایم. در همین راستا، این هفته نیز بازداشت چند عنصر فایید اقتصادی بهائی در ایران فرصتی را ایجاد کرد تا رادیو فردا حمایت خود از این افراد را مطرح کند. رادیو فردا که همواره مدافع بهائیان می‌باشد، بار دیگر به بهانه بازداشت چهار بهائی، در این هفته تلاش کرده است تا به مظلوم نمایی برای این فرقه انگلیسی بپردازد. این رسانه آمریکایی در بخشی از گزارش خود آورده است: «سیمین فهندژ سخنگوی جامعه جهانی بهایی در ژنو در گفتگویی با رادیو فردا خبر بازداشت پنج شهروند بهایی در اصفهان را تائید کرد. پیش‌تر خبرگزاری بهایی نیوز خبر داده بود که ماموران امنیتی صبح دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ با مراجعه به منزل چهار شهروند بهایی ساکن شهر اصفهان، به نام‌های احسان اشتیاق، عنایت نعیمی، فرزاد همایونی و سروش پزشکی، پس از تفتیش منزل، آنان را بازداشت کرده‌اند. خانم فهندژ می‌گوید سهراب نقی‌پور نیز در اصفهان بازداشت شده است. خراج دانشجویان بهایی و پلمپ مغازه‌های بهاییان در ماه‌های گذشته در ایران ادامه داشته است. عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، اسفندماه سال گذشته در نخستین گزارش خود گفت "وضعیت اقلیت‌های رسمی و غیر رسمی دینی در ایران همچنان به شدت نگران‌کننده است." خانم جهانگیر افزود: "بهایی‌ها همچنان به طورسازمان‌یافته و هدفمند، مورد تبعیض قرار می‌گیرند و از داشتن حق زندگی محروم‌اند." جامعه جهانی بهایی روز ۱۶ شهریور نیز در نامه‌ای سرگشاده به حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، از او خواسته بود که به «سرکوب اقتصادی بهاییان» در ایران پایان دهد. این نهاد مدافع حقوق بهاییان از «آپارتاید اقتصادی» علیه بهاییان در ایران انتقاد کرده و مقام‌های جمهوری اسلامی ایران را به «اتخاذ سیاست‌های عمدی» و «تبعیض‌های سازمان‌یافته» علیه بهاییان متهم کرده بود. جمهوری اسلامی، آیین بهایی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقام‌های ارشد حکومت بارها علیه آن سخنانی گفته‌اند. در این ارتباط، به گزارش جامعه جهانی بهایی، از زمان دولت محمود احمدی نژاد به این سو، طی نزدیک به ۱۱ سال، بیش از ۸۶۰ باورمند بهایی بازداشت و ۲۷۵ تن از آن‌ها در نهایت محکوم و روانه زندان شدند. به گفته جامعه جهانی بهایی، ایران، خانه نزدیک به ۳۰۰ هزار تن از باورمندان آن به شمار می‌رود.» مظلوم نمایی برای این فرقه انگلیسی در حالی است که مجرمان مذکور به جرم احتکار بازداشت شده‌اند و نه جرم سیاسی. با این حال رادیو فردا اصرار دارد علت دستگیری این مجرمین را سیاسی و مذهبی تلقی کند!   بهائیت در ورود تروریسم دولتی به ایران و ترور شخصیت‌هایی مطرح مانند شیخ فضل الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و ... گرفته تا جنایات بزرگی توسط قاتلانی حرفه ای مانند نصیر بغدادی آدم کش از جمله کشتار معروف ابرقو، جنایات کمیتهٔ مجازات این فرقه در دوران پهلوی و ... تا خیانت‌هایشان در دوران پس از انقلاب تا کنون آیا امکان پنهان سازی دارد؟!   رشوه گیران بین المللی برای فشار به ایران ارتباط بین نهادهای بین الملل و سیاست‌هایشان با کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا کاملاً اثبات شده است؛ ارتباطی که یک طرف آن پول حرف اول را میزند و طرف دیگر فشار به کشورهایی است که مورد نظر هستند. در این هفته مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در سخنانی به نقش این پول‌ها در اجرایی کردن تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران خبر داده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی به این موضوه اشاره ای ضمنی داشته و می‌نویسد: «یوکیا آمانو تاکید کرد حتی اگر دولت کنونی آمریکا مثل گذشته ۲۵ درصد هزینه آژانس را بدهد، که هنوز مشخص نیست، این سازمان باز هم ۲.۱ درصد بودجه بیشتر نیاز خواهد داشت. دولت دونالد ترامپ پیشنهاد داده است که یک‌سوم بودجه وزارت خارجه آمریکا را کاهش دهد: اگر این بودجه کاهش یابد، بودجه آمریکا برای بسیاری از سازمان‌های وابسته به سازمان ملل به‌شدت کاهش یافته با به کل قطع می‌شود. به گزارش آسوشیتدپرس در مقابل دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در کنگره به‌شدت در مقابل طرح دولت ترامپ موضع گرفته و ممکن است واشینگتن دستکم برخی از هزینه‌ها را متقبل شود. آمانو می‌گوید اگر آمریکا منابع مالی این سازمان را تأمین نکنند، پول کافی برای بازرسی‌ها از فعالیت‌های هسته‌ای ایران وجود نخواهد داشت. یوکیا آمانو که به تازگی با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در واشینگتن دیدار داشت، می‌گوید، در این سفر توجه آمریکا را به کمبود بودجه این سازمان جلب کرده است. به گفته یوکیا آمانو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در سال ۲۰۱۸ به میزان ۲.۱ درصدبودجه بیشتر نیاز خواهد داشت؛ بودجه‌ای معادل ۴۰۰ میلیون دلار» یوکیا آمانو که در حال حاضر به شدت در تنگناهای مالی است، پرده از پرداخت رشوه از سوی آمریکا برمی دارد و گرو کشی می‌کند. در تاریخ سازمان انرژی اتمی ما شاهد آن بوده‌ایم که همواره رشوه‌های عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا به سازمان انرژی اتمی منجر به تغییر یکباره رأی آمانو پیرامون ایران شده است. هزینه بازرسی‌های تاسیسات هسته‌ای ایران در حدود ۹.۹ میلیون دلار برآورد می‌شود؛ بیش از نیمی از این هزینه از بودجه متدوال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأمین می‌شود. آمریکا و برخی کشورها تاکنون به‌صورت داوطلبانه هم پول در اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گذاشته‌اند. یوکیا آمانو می‌گوید بازرسان نباید معطل پول کشوری خاص بشوند چراکه با وظایفشان ممکن است درتعارض قرار بگیرد. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در تازه‌ترین موضع خود درباره توافق هسته‌ای روز یکشنبه در دیدار با حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق گفت که هیچ‌کس نمی‌داند که چرا باراک اوباما توافق هسته‌ای با ایران را امضا کرد. رئیس جمهور آمریکا از برجام به عنوان «بدترین» توافقی یاد کرده که تا به حال دیده و پیش‌تر در مبارزه‌های انتخاباتی خود وعده داده بود از این توافق کنار بکشد. رادیو فردا و دلالی برای شهرک‌های صهیونیستی موضوع دیگری که در بین فعالیت‌های این هفته رادیو فردا به چشم خورده و علیرغم تکراری بودن آن قابل توجه است، بحث توجیهاتی است که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای تداوم شهرک سازی های غیر قانونی اسرائیل در خاک فلسطین و سرزمین‌های اشغالی مطرح می‌کند.  رادیو فردا در گزارشی با تجلیل از عملکرد دولت نتانیاهو در راستای افزایش تجاوز طلبی به حریم فلسطینیان، می‌نویسد: «کابینه اسرائیل روز پنجشنبه پس از نزدیک به دو دهه با ساخت یک شهرک یهودی نشین جدید در کرانه باختری موافقت کرده است. خبرگزاری رویترز می‌گوید، در حالی کابینه امنیتی اسرائیل به ساخت این شهرک جدید رأی داده است که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مشغول رایزنی با دولت دونالت ترامپ بر سر ساخت و ساز شهرک‌های یهودی نشین در مناطق فلسطینی است. طبق این گزارش این شهرک جدید در منطقه "ایمک شیلو" ساخته خواهد شد. این در حالی بود که پیش از موافقت کابینه با ساخت شهرک جدید،‌ بنیامین نتانیاهو روز پنجشنبه گفته بود: من وعده داده بودم که یک شهرک جدید خواهیم ساخت و ما امروز به این وعده عمل کردیم. به دنبال تخریب منازل شهرک آمونا در ماه فوریه امسال به حکم دیوان عالی اسرائیل،‌ بنیامین نتانیاهو وعده داده بود که شهرک جدیدی درمنطقه «ایمک شیلو» ساخته خواهد شد. رویترز اضافه کرده است: به نظر می‌رسد بنیامین نتانیاهو با ساخت این شهرک جدید می‌خواهد به نوعی حمایت راستگرایان در دولت خود را جلب کند. به رغم این که دونالد ترامپ مخالف شهرک سازی اسرائیل نیست ولی او پیش‌تر از بنیامین نتانیاهو خواسته بود که این ساخت سازها را برای مدتی متوقف کند.» اما آنچه که امروز از سوی کابینه نتانیاهو اعلام شد یک بار دیگر ثابت می‌کند که اسرائیل به جلب نظر ساکنان شهرک‌های غیر قانونی بیشتر پایبند است تا به رعایت الزامات مورد نیاز برای ثبات و صلح عادلانه. مع الوصف رادیو فردا همچنان در راستای منافع کاخ سفید تلاش می‌کند فلسطینیان را مسئول تنش‌های میان اسرائیل و فلسطین جلوه دهد.  افزایش شهرک سازی صهیونیست‌ها در حالی رخ داده است که جیسون گرینبلات، فرستاده ویژه دونالد ترامپ برای صلح خاورمیانه نیز هفته گذشته به دومین سفر خود به منطقه پایان داد. وی گفته بود، "توافق صلح میان فلسطینیان و اسرائیل امکان‌پذیر است".   بیشتر کشورهای جهان ساخت و ساز شهرک‌های یهودی نشین در سرزمین‌هایی که اسرائیل پس از جنگ ۱۹۶۷ تصرف کرده را غیر قانونی می‌دانند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از فروردین ماه 1395 (08 الی 15 فروردین ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Thu, 06 Apr 2017 07:59:54 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23157/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 142) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23156/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سال 1395 با همه اتفاقات خاص و تلخ و شیرینش سپری شد و در حالی اولین هفته از فروردین ماه سال 1396 را پشت سر گذاشته‌ایم که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا دست از دشمنی خود برنداشته و تلاش کرده است تا با وصل کردن این ایان به سیاست‌های سال قبلش، همچنان واقعیت‌ها را آن گونه که اربابانش می‌خواهند نشان دهد. با همین شرایط، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان را در بازه زمانی هفت روزه مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و دومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از فروردین ماه سال 1395 (01 الی 07 فروردین ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و دومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل دروغ پردازی رادیو فردا برای نجات یک مجرم، واکنش این رسانه صهیونیستی – آمریکایی به اولین گزارش ضد ایرانی عاصمه جهانگیر"، تداوم حملات رسانه ای رادیو فردا به امام جمعه مشهد، تلاش برای تغییر سبک زندگی ایرانیان و ... را مورد مشاهده نمایید. آزادی به بهای دروغ! مجله این هفته را با بررسی تلاش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای تبرئه یک مجرم آغاز می‌کنیم؛ جایی که برای بیگناه نشان دادن این مجرم با سابقه، دست به دروغ گویی میزند. رادیو فردا در بخشی از برنامه هفتگی "دریچه" و در ادامه بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، به بازداشت دو روزنامه نگار در کشورمان واکنش پرداخته و همانطور که گفته شد با دروغ سعی در تبرئه آن‌ها دارد. مهتاب وحیدی‌راد، گوینده رادیو فردا در این خصوص می‌گوید: «طی هفته گذشته و درحالی که تنها چند روز به پایان سال باقی نمانده، دو روزنامه نگار در تهران بازداشت شدند. هنگامه شهیدی 19 اسفند ماه توسط مأموران امنیتی در مشهد بازداشت و با یک پرواز امنیتی به تهرانم منتقل شد و هم اکنون در بند 209 اوین زندانی است. علت بازداشت و اتهام او اعلام نشده است. ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی درباره وضعیت فرزندش می‌گوید: "بخاطر این که میدونستم هنگامه اعتصاب غذا و دارو هست، یک نامه گرفتم برای ملاقات و من و خواهرش و دخترش رفتیم و از ساعت 2 در حیاط اوین تا ساعت 6 ایستادیم ولی نیاوردنش. من نگران هنگامه هستم چون قلبش مشکل داره و کمردرد هست و معدش هم مشکل داره. من داخل مترو بودم که بهم زنگ زد گفت ازم بازجویی هم شده و من هیچ کاری نکردم و تا روزی هم که ثابت نکنم به این‌ها که کاری نکردم نه غذا می‌خوردم و نه دارو استفاده می‌کنم." احسان مازندرانی هم روزنامه نگار دیگری است که 22 اسفند ماه بازداشت شد و دادستان تهران دلیل بازداشت او را اجرای باقی مانده حکم قبلی‌اش اعلام کرد درحالی که همسر احسان مازندرانی می‌گوید، او یک ماه پیش با پایان محکومیتش آزاد شده بود. احسان مازندرانی به گفته همسرش از روز اول بازداشت دست به اعتصاب غذای خشک زده و وضعیت جسمی‌اش نامناسب است.» در این نوع گزارش‌های رادیو فردا و برنامه‌هایش شاهد نکاتی هستیم که دروغ‌های شاخ دار آن‌ها برای تخریف فضای حقوق بشری در ایران را بر ملأ می‌کند. چطور می‌شود که از طرفی هیچ گونه اطلاعاتی از جمله علت بازداشت و اتهام فرد و ... مشخص نباشد و حتی امکان ملاقات با خانواده و وکیل هم داده نشود اما مجرم بالافاصله با خانواده‌اش تماس می‌گیرد و خانواده با آگاهی کامل از اعتصاب غذا و داروی او خبر می‌دهند؟! بگذریم از این که در سخنانی جالب متهمی که تا روز قبل از بازداشت در سلامت کامل به فعالیت علیه قانون و امنیت کشور می‌پرداخت، به یکباره مجموعه ای از امراض مختلف را در خود جای داده است؛ چطور با این همه بیماری با آن شدت فعالیت غیر قانونی کرده است معلوم نیست؟! هنگامه شهیدی مشاور مهدی کروبی یکی از سران فتنه سال 1388 در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کشورمان بوده است که پیش‌تر نیز سابقه بازداشت را در پرونده خود داراست. وی در تیر ۱۳۸۸ به دلیل اتهاماتی از قبیل شرکت در اجتماعات غیرقانونی، تبانی به قصد برهم زدن امنیت، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری بازداشت شد که در آن دوره هم با اعتصاب غذا و دارو به دنبال فضاسازی‌های حقوق بشری مطابق میل رسانه‌های ضد ایرانی بود و در نهایت نیز در ۱۰ آبان ۱۳۸۸ با سپردن وثیقه ۹۰ میلیون تومانی آزاد شد. آغازی تکراری با نام تهیه کننده ای جدید یکی دیگر از موضوعات حقوق بشری که در این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به آن پرداخته است، اولین گزارش ضد ایرانی "عاصمه جهانگیر" در سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران است که این بار نیز در قالب بخشی از برنامه هفتگی "دریچه" مطرح شده است. "مهتاب وحیدی راد" گوینده "دریچه" در این بخش می‌گوید: «عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران روز سه شنبه نخستین گزارش خود را به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرد. در این گزارش از عملکرد مقام‌های ایران در رابطه با مسائل حقوق بشری انتقادهای متعددی شده. از جمله شمار اعدام‌ها در ایران که هشدار دهنده توصیف شده و از اعدام مجرمان زیر هجده سال هم به شدت انتقاد شده است. به گزارش سازمان حقوق بشر ایران در سال گذشته میلادی دست کم 530 نفر در ایران اعدام شدند. اجرای مجازات‌های بدنی از جمله شلاق و قطع عضو، روند دادرسی‌ها، بازداشت روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان سیاسی و مدنی، وضعیت اقلیت‌های قومی و مذهبی و حقوق زنان از دیگر مواردی است که عاصمه جهانگیر از آن‌ها انتقاد کرده. عاصمه جهانگیر از آبان ماه گذشته به سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور مربوط به حقوق بشر در ایران منصوب شد. سمتی که پیش از او احمد شهید پنج سال و نیم عهده دار آن بود اما مقام‌های جمهوری اسلامی هرگز به او اجازه سفر به ایران را ندادند.» "عبدالکریم لاهیجی"، رئیس فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر؛ نیز در این برنامه می‌گوید: «متاسفانه در مسائل مربوط به حقوق بشر، به ویژه آن چیزی که در مجموعه کلی جامعه مدنی قرار می‌گیرد، سیاست تشدید فشار و تشدید سرکوب را دولت مردان ایران و جمهوری اسلامی در پیش گرفته‌اند. مسئله مدافعان حقوق بشر مثل نرگس محمدی و ده‌ها تن دیگر که همچنان در زندان هستند، افرادی که فقط و فقط در ارتباط با عقایدشان و در ارتباط با گفتن یا نوشتن مطلبی مانند روزنامه نگاران و هنرمندان، در ارتباط با یک فیلم، یک موزیک یا حتی یک کلیپ، سر و کارشان به دادگاه انقلاب می‌افتد و حبس‌های دو سال تا ده سال را تجربه می‌کنند.» جالب است یکی از مسائل همیشگی مورد انتقاد در حوزه حقوق بشر ایران، تعداد اعدام مجرمین است اما در همین برنامه خود مجری رادیو فردا به واقعیتی اذعان نموده است که سیاسی بودن تمامی این فضاسازی‌هایشان را برملا می‌سازد؛ "مهتاب وحیدی راد" در این برنامه تأکید کرده است که تعداد اعدام مجرمین در ایران در سال 1395 نسبت به سال قبل از آن با کاهش 40 درصدی همراه بوده است. گذشته از این که عاصمه جهانگیر با چه گذشته و سابقه ای به عنوان جانشین احمدشهید در این سمت انتخاب شده است و همچنین بی توجه به این که برخی کشورها مانند عربستان سعودی با تاریخی مملو از نقض حقوق بشر با سکوت مجامع بین المللی مواجه بوده است و هرگز گزارشگر ویژه برایشان در نظر گرفته نشده است، اما در مورد ایران با سال‌ها تلاش برای صلح در منطقه این نگاه ویژه دنبال شده است، باید به این نکته اشاره داشت که منابع گزارش اخیر منتشر شده چیست؟! گزارشی که بدون حضور در ایران و بی توجه به عقاید، تفکرات، نظرات و حرف‌های مردمی که اکثریت جامعه ایرانی را می‌سازند منتشر می‌شود آیا می‌تواند جامع و گویای واقعیت‌ها باشد؟! نامه سرگشاده خانواده‌های اسیران فرقه رجوی استان اردبیل به عاصمه جهانگیر به عنوان گزارشگر جدید حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص وضعیت فرزندانشان که در اسارت مجاهدین خلق سال‌هاست گرفتار هستند، تنها نظارت بخشی از این جامعه را نشان می‌دهد که وی در گزارش اخیر خود هیچ گونه توجهی به آن نداشته است؛ اما برعکس اعضا و دوست داران این سازمان تروریستی به عنوان منبع بر ضد ایران استفاده شده‌اند. ادوارد ترمادو، مسیحی ایرانی از آلمان نیز در نامه ای سرگشاده به عاصمه جهانگیر همین واقعیت را به او یادآوری و تأکید می‌کند: "نغص حقوق بشر امروزه در جهان گسترده شده و روز بروز هم گسترده تر می‌شود، اما یک نکته مهم این است که اگر دولت کشوری در رابطه با نغض حقوق بشر بایستی پاسخگوی جهانیان باشد که بایستی هم باشد، پس به موازات همان دولت یا حکومت مخالف یا اپوزلسیون آن حکومت در رابطه با نغض حقوق بشر در درون مناسبات خود هم بایستی پاسخگو باشد، چرا که تمام جریانات سیاسی مخالف هر حکومتی برای رسیدن به هدف خود که همانا قبضه قدرت است تحت نام مبارزه با دیکتاتوری یا مبارزه با نغض حقوق بشر از نام حقوق بشر بهره برده و در درون تشکیلات خود نغض کننده ابتدایی‌ترین حقوق افراد خود می‌باشند." ورود به سال جدید و تدام عقده گشایی رادیو فردا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همواره تلاش کرده است تا شخصیت‌های برجسته و انقلابی را در کشورمان مورد حملات رسانه ای خود قرار دهد و با تخریب آن‌ها، به نوعی اصلی‌ترین موانع خود در داخل کشور را از میان بردارد. این رسانهٔ دولتی آمریکایی در این هفته با اختصاص دادن بخشی از برنامه هفتگی "ایستگاه پنجشنبه"، این هدف خود را دنبال کرده است؛ به طوری که ضمن بررسی مهم‌ترین رویدادهای سال 1395، در بخشی به عقده گشایی علیه آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد مقدس پرداخته و با طرح موضوع لغو برخی کنسرت‌ها در این شهر، از جایگاه وی در کشور ابراز نگرانی کرده است. فرشید منافی، گوینده رادیو فردا در این باره می‌گوید: «این هفته چون آخرین برنامه سال 1395 رو در خدمت شما هستیم گفتیم چیکار کنیم که هم سیخ بسوزه هم کباب، تصمیم گرفتیم که در حدی که فرصت داریم به اتفاقات مهم مملکت در سال 1395 بپردازیم. سعی کردیم به صورت قوه قوه هم بپردازیم یعنی قوای مختلف کشور رو به صورت جدا جدا یه حالی بدیم بهشون. ماشالا کم قوه هم نداریم، از قضائیه و مجریه و مقننه گرفته تا شهرداریه و سپاهیه و اطلاعاتیه و در نهایت هم بیتیه. سال 1395 برای دولت روحانی سال پر ماجرایی بود. یک چالش دولت روحانی ماجرای لغو کنسرت‌ها در برخی استان‌ها خصوصاً استان خراسان رضوی بود. بعد از این که حضرت آیت الله علم الهدی به نوعی در مشهد خودمختاری اعلام کرد و گفت هیچ کنسرتی نباید در این شهر برگزار بشه، حتی اگر از ارشاد مجوز داشته باشه، خب انتظار می‌رفت دولت روحانی به شدت مقاومت کنه ولی وزیر ارشاد چنان نرمش قهرمانانه ای نشون داد در برابر این موضوع که از نرم قهرمانانه آقاشون در برابرش غرش ببر خشمگین محسوب می‌شد. یعنی آقای وزیر بهداشت گفتند که به احترام امام جمعه مشهد دیگه کنسرت در مشهد برگزار نمی کنن. خسته نباشین آقای وزیر ارشاد. خیلی زحمت کشیدین توی سال 1395.» اما آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد مقدس بارها در مصاحبه‌ها و گفتگوهای خود تأکید کرده است که برخلاف فضاسازی‌های این چنینی، هیچ گاه مخالف صرف برگزاری کنسرت موسیقی در این شهر و استان نبوده است، بلکه صرفاً خواهان توجه به شأن امام رضا (ع) و بارگاه منور رضوی در صدور مجوز برای کنسرت‌های درخواستی است که قرار است در شهر مشهد به اجرا درآید. وی در یکی از این مصاحبه‌ها با روزنامه خراسان، تأکید می‌کند: "بر اساس روایت پیامبر (ص) که حرم امام رضا (ع) را بین الجبلین (بین دو کوه) معرفی کرده است معتقدم نباید در این محدوده کنسرتی که درشان حرم مطهر امام رضا (ع) نباشد برگزار شود، تردیدی وجود ندارد که بهترین موسیقی دانان و علاقه مندترین افراد به موسیقی هم حاضر نیستند در حرم امام رضا (ع) موسیقی بنوازند یا به آن گوش کنند و نظر من هم بر همین اساس است. اما این حرف را من نگفته‌ام که در مشهد کنسرت موسیقی برگزار نشود. بلکه اعلام کرده‌ام شورای فرهنگ عمومی که ریاست آن بر عهده استاندار و دبیری آن بر عهده مدیر کل ارشاد است درخواست‌های کنسرت موسیقی را بررسی کنند که اگر درشان بارگاه مطهرامام رضا (ع) است اجرا شود و در غیر این صورت جای دیگری برای اجرای آن تعیین شود. بنابراین اگر شورای فرهنگ عمومی اجرای آن را تصویب کرد، آن کنسرت برگزار شود. البته عده ای علیه من جوی را درست کرده‌اند که به نظر برسد من ضد جوانان، ضد موسیقی و ضد شادی و نشاط هستم. این تلاش‌ها فقط گرد و غبار در فضای اجتماعی به پا می‌کند اما بدون شک واقعیت روشن می‌شود." با این وجود کاملاً مشخص است که رسانه‌هایی مانند رادیو فردا که از شخصیت‌های برجسته انقلابی دل خوشی ندارند، از هر بهانه و فرصتی برای ضربه زدن به آن‌ها استفاده می‌کنند و این بار نیز بررسی مهم‌ترین رویدادهای سال 1395 بهانه ای شد تا فرشید منافی در ایستگاه پنجشنبه، خشم و کینه این مجموعه از آیت الله علم الهدی را ابراز کند دیکته رادیو فردا برای سبک زندگی ایرانیان رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید همواره تلاش کرده است تا هر گونه فرهنگی که با ارزش‌های ایرانی – اسلامی در تناقض است و باعث بروز مشکلات عدیده دیگری در جامعه ایرانی می‌شود را با تبلیغات نرم خود به مخاطبینش القا سازد. در همین رابطه این بار نیز در این هفته شاهد گزارش‌هایی بوده‌ایم که همین هدف را نشان می‌دهد؛ در یکی از این موارد این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با انتشار گزارشی تحت عنوان «از خودروهای اشرافی تا ابرخودروها در نمایشگاه ژنو» به تبلیغ برای خودروهای لوکس می‌پردازد و می‌آورد: «نمایشگاه گذشته از معرفی طرح‌های خلاقانه، بیشتر جولانگاه خودروهای بسیار لوکس یا ابر خودروهای گران قیمت است. قیمت آلپاین کمتر از ۶۰ هزار یورو است. البته شاید این قیمت کمی زیاد بنظر برسد اما این قیمت برای خودروهای اسپرت گران نیست مخصوصاً که قیمت برخی خودروهای اسپرت به بیش از دو میلیون دلار می‌رسد.... این یک ابرخودروی موتور وسط است که بدنه آن با رگه‌هایی از طلای ۲۴ عیار تزئین شده است. در پشت کابین راننده، یک پیشرانه ۸ سیلندر خورجینی با توربوشارژ دوقلو با قدرت ۱۳۶۰ اسب بخار قرار گرفته است. قیمت نهایی خودرو حدود ۲ میلیون دلار است..... قیمت این محصول ۲.۳ میلیون دلار است...... از این خودرو تنها ۱۵ دستگاه تولید خواهد شد و قیمتی نزدیک یک میلیون دلار دارد ..... فقط پنج دستگاه از این اتومبیل ساخته خواهد شد و قیمت این محصول حدود دو میلیون دلار است ..... بنتلی و پورشه هم خودروهای چند صد هزار دلاری خود را نمایشگاه عرضه کردند..... قیمت نهایی این خودرو که جایگزین مدل اف ۱۲ خواهد شد بیش از ۳۵۰ هزار دلار تخمین زده می‌شود..... این خودرو حدود ۲۸۰ هزار یورو قیمت دارد. پورشه پانامرا اسپرت توریسمو یکی از خودروهای جدید پورشه در نمایشگاه بود. پانامرا اسپرت توریسمو از ۹۷ تا ۱۵۸ هزار یورو قیمت دارد.» از طرفی نیز رادیو فردا در گزارشی دیگر به موضوع شادی در ایران پرداخته و با انتقاد از میزان شادی ملت ایران، تلاش کرده است تا با قرا دادن این دو گزارش در کنار هم فرهنگ غربی را راه نجات جامعه معرفی کند. این رسانه آمریکایی در این گزارش ضمن انتشار تصویری از زن و مردی برهنه که در کنار هم هستند، در شرح آن می‌نویسد: «داشتن هدف مشترک بین مردم و دولت، گشاده دستی و حکومت‌داری خوب از جمله مواردی است که در نروژ و بقیه کشورهای شاد جهان دیده می‌شود (در تصویر دو فعال محیط زیست نروژ در آب‌دره‌ای در لانگیربین)» مشخص نیست رادیوفرداییها چه هدفی داشته‌اند که محیط زیست و سکس را به شادی ارتباط داده‌اند! اما مشخص است که رادیو فردا مخاطب خود را چه قماشی می‌داند و یا می‌کوشد تا آنان را به چه قماشی تبدیل کند. این رسانه فارسی زبان می‌نویسد: «ایران که سال گذشته در رده ۱۰۵ این جدول قرار داشت، با سه پله سقوط به مکان خود در سال ۲۰۱۵ بازگشت و حالا در رده ۱۰۸ این جدول قرار دارد. در انتهای این فهرست کشورهای جمهوری مرکزی آفریقایی، بروندی، تانزانیا، سوریه، رواندا، تاگو، گینه، لیبریا، سودان جنوبی و یمن قرار دارند. در بین کشورهای ابرقدرت جهان، آمریکا رده ۱۴ ام، آلمان رده ۱۶ ام، بریتانیا رده ۱۹ و روسیه در رده ۴۹ قرار دارند. ژاپن ۵۱ ام و چین ۷۹ است.» یعنی شما به فقیرترین کشورهای آفریقایی به لحاظ میزان شاد بودن نزدیکید، و کشورهای شادی مانند آمریکا و آلمان و... باید الگوی شما باشند، آن هم با همین میزان برهنگی و به نظر می‌رسد توضیحاتی بیشتر برای این خبر لازم نباشد! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و دومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از فروردین ماه 1396 (01 الی 07 فروردین ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 27 Mar 2017 07:51:45 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23156/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 141) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23045/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته و روزهای پایانی سال 1395 با دربرگرفتن روز مادر به هفته ای برای قدردانی از جایگاه والای این سازنده جامعه تبدیل شده است و بر همین اساس نیز فعالیت‌های رسانه ای در این هفته بیش از پیش متوجه این روز و موضوعات مربوط به زنان بوده است که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در همین راستا، به بهره برداری‌های خاص خود از این گونه موضوعات پرداخته است. در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" ضمن این که به طور خلاصه بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا را مورد بررسی قرار می‌دهد، تلاش کرده است تا واقعیت را برای مخاطبین خود بازگو کند. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از اسفند ماه سال 1395 (24 الی 30 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل بررسی وضعیت زنان ایرانی از دید زره بین رادیو فردا، بهره برداری از احساسات ناب مادرانه برای دفاع از یک خائن، دوگانه گویی این رسانه آمریکایی برای دفاع همزمان از مجرم و قربانی، گزارش رادیو فردا از آرامش یک مرتد در آغوش اسرائیل، تلاش برای تبدیل کردن دست‌های چدنی امریکا به دست پر محبت برای ملت فلسطین، ناکامی‌های رسانه‌های آمریکایی در پروژه‌های نظرسنجی از مخاطبین و ... را مورد مشاهده نمایید. رادیو فردا و هفته ای برای زنان آخرین هفته از سال 1395 به دلیل قرار گرفتن میلاد پر برکت حضرت زهرا (س)، به نوعی به هفته ای برای زنان تبدیل شده بود؛ به گونه ای که حتی در اکثر فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در این هفته می‌توان توجه به موضوعات مربوط به زنان را مشاهده کرد. از همین رو، بخش قابل توجه این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را نیز ما به موضوعات مرتبط با زنان اختصاص داده‌ایم که در ادامه آن را مشاهده خواهید کرد. وضعیت زنان از ایران تا آمریکا رادیو فردا همواره در موضوعات مختلف و با بهانه‌هایی مختلف به سیاه نمایی در خصوص وضعیت زنان در ایران پرداخته است. گاهی شاهد دفاع همه جانبه این رسانه صهیونیستی – آمریکایی از حقوق ضایع شده زنان در کشورمان بوده‌ایم و گاهی شاهد دلسوزی‌های بیش از اندازه و دوستی‌های خاله خرسه این مجموعه در قبال این قشر از جامعه ایرانی هستیم. در همین راستا، رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در آخرین روزهای سال 1395 با انتشار گزارشی به طور کلی وضعیت زنان در ایران را در حوزه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده و در شرایطی که وضعیت زنان در آمریکا را به درستی ندیده است، با دیدی ذره بینی این حوزه در کشورمان را هدف سیاه نمایی خود قرار می‌دهد. رادیو فردا در گزارش خود با پرداختن به "اطلس وضعیت زنان" در ایران و با تأکید بر وضعیت زنان در استان سیستان و بلوچستان و البته وضعیت اشتغال و فعالیت‌های اقتصادی زنان در کشورمان، می‌آورد: «وضعیت زنان در استان سیستان و بلوچستان از چند جنبه در ایران رکورددار است؛ از نظر تعداد زنانی که هوو دارند، قبل از ۱۸ سالگی زایمان می‌کنند، در هفته حتی یک بار هم به هیچ رسانه‌ای دسترسی ندارند، فاقد آگاهی صحیح درباره چگونگی پیشگیری از ایدز هستند، بالاترین نرخ بی‌سوادی دختران و زنان بالای شش سال ایران در میان آن‌ها دیده می‌شود و استفاده از انواع وسایل جلوگیری از بارداری در میان آن‌ها در پائین‌ترین سطح قرار دارد. ۱۴.۹ درصد زنان در سیستان و بلوچستان، همسرانشان بیش از یک زن دارند، ۱۸.۲۹ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۴ سال این استان، پیش از ۱۸ سالگی زایمان می‌کنند، ۵۵.۱۶ درصد آن‌ها از هیچ‌گونه روش پیشگیری از بارداری استفاده نمی‌کنند و تنها ۸.۰۵ درصدشان دارای اطلاعات درستی درباره چگونگی پیشگیری از ایدز هستند. علاوه بر این، تنها ۴.۴۷ درصد زنان ۱۵ تا ۵۴ ساله اهل این استان، در هفته دست‌کم یک بار از اینترنت استفاده می‌کنند، ۱۰.۰۱ درصد از آن‌ها در هفته دست‌کم یک بار سراغ رایانه می‌روند و ۸.۳۹ درصدشان در هفته به هیچ رسانه‌ای دسترسی ندارند. شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده پیش‌تر درباره وضعیت اشتغال زنان در ایران گفته بود که "رتبه ایران از بین ۱۴۴ کشور در این زمینه رتبه ۱۳۹ است و پس از ایران کشورهایی نظیر عربستان قرار دارند." وی میزان مشارکت اقتصادی زنان در کشور را ۱۳.۳ درصد اعلام و افزوده بود: "زمانی که بحث توانمندی اقتصادی [زنان] را به عنوان چالش مطرح می‌کنیم برخی ... خرده می‌گیرند که قصد بیرون کشیدن زنان از خانه و خانواده را داریم."» همانطور که گفته شد، رادیو فردا این گونه با عینک ذره بینی به دنبال مشکلات زنان در ایران می‌گردد و آن‌ها را با بزرگنمایی علیه کشورمان مورد استفاده قرار می‌دهد اما به عنوان یک رسانه دولتی آمریکایی، در مقابل وضعیت زنان در این کشور همواره خود را به کوری زده است. حضور شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید که به رئیس جمهوری زن ستیز شهرت دارد و انتخابش با اعتراض گسترده زنان در اقشار مختلف جامعه ایالات متحده همراه بوده است، به خوبی گویای وضعیت آشفته این کشور است. اعتراضات گسترده ای که پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با حضور هزاران زن و با همراهی زنان کنگره برگزار شد، نشان دهنده همین واقعیت است. جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا در کتابی با عنوان "فراخوانی برای اقدام؛ زنان، مذهب، خشونت و قدرت"، ابعاد مختلف تبعیض علیه زنان در این کشور را با توجه به تجربیات عینی خود بیان کرده است که در مقدمه آن نوشته است: "تمام بخش‌های این کتاب مربوط است به تعصب، تبعیض جنسیتی، جنگ، خشونت، تفاسیر تحریف شده از متون دینی، تعرض جسمانی و روانی، فقر و بیماری که به نحو معتنابهی به زیان زنان و دختران است." وی در فصل پنجم کتاب خود با اشاره به نمونه‌های عینی، تأکید کرده است که در سیستم حاکم بر آمریکا نه تنها حقوق زنان نقض می‌شود، بلکه در پی این نقض حقوق، فرصت پیگیری و احقاق حق نیز از آن‌ها صلب شده است. استفاده ابزاری از احساس مادری برای تبرئه یک مجرم همان گونه که بیان شد رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از روش‌های مختلفی برای استفاده ابزاری از زنان درجهت دست یابی به اهدافش بهره برداری کرده است. در همین راستا در این هفته که روز مادر را نیز به همراه داشت، شاهد گزارشی از سوی این رسانه فارسی زبان بودیم که تلاش کرده بود تا با مطرح کردن احساس مادری و دخیل کردن احساسات مخاطبین، وضعیت "نازنین زاغری" مجرم ایرانی - انگلیسی در زندان کشورمان را مورد بررسی قرار داده و بی توجه به واقعیت‌های پرونده وی، از بیگناهیش و ظلمی که در ایران بر او می‌شود سخن بگوید. رادیو فردا در این گزارش با مطرح کردن تیتری سراسر احساسی، از همان آغاز بازی با احساس مخاطبین را دنبال کرده و با این عنوان که «نازنین زاغری: کشوری که به آن افتخار می‌کردیم، طلایی‌ترین روزهای بزرگ شدن دخترمان را از ما گرفت» می‌نویسد: «نازنین زاغری رتکلیف، شهروند ایرانی‌بریتانیایی زندانی در ایران در نامه‌ای به همسرش در سالگرد ترک بریتانیا وسفر به ایران نوشته است: "کشوری که روزی به آن افتخار می‌کردیم، طلایی‌ترین روزهای بزرگ شدن دخترمان را از هر دویمان گرفت." نازنین زاغری درآغاز این نامه نوشته است:"یک سال از روزی که یکدیگر را در لندن در آغوش کشیده و بوسیدیم و من راهی ایران شدم می‌گذرد. گیسو و من تنها برای سفر دو هفته‌ای اسباب سفر بسته بودیم تا نوروز سال ۱۳۹۵ را در کنار خانوده‌ام در تهران سپری کنیم، سفری که هیچ بازگشتی به خانه نداشت." نازنین زاغری که برای تعطیلات نوروزی به ایران سفر کرده بود، ۱۵ فروردین ماه سال جاری هنگام خروج از ایران از سوی اطلاعات سپاه در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شد. هم اکنون گیسو، دختر دو ساله نازنین جدا از والدین خود و نزد خانواده مادرش زندگی می‌کند. نازنین زاغری برای بنیاد تامسون رویترز، یک نهاد خیریه که مرکز آن در لندن است کار می‌کرد. این بنیاد از موسسه خبری تامسون رویترز و خبرگزاری رویترز کاملاً مستقل است. خانم زاغری در بخش دیگری از این نامه با اشاره به این "دردناک‌ترین قسمت ماجرا آنجاست که هیچ‌کدام از ما شاهد بزرگ شدن دخترمان نبودیم، هیچ‌یک از ما"، نوشته است: "گیسویمان بزرگ شده و قد کشیده است. او اکنون به خوبی می‌فهمد که پدر و مادرش در کنار یکدیگر نیستند، پدر در لندن و به دور از او، و مادر در اتاقی زندگی می‌کند، اتاق ملاقاتی که تمام این مدت، ما یکدیگر را در آن ملاقات می‌کردیم." خانم زاغری اضافه کرده است: "بی‌عدالتی نهفته در این لحظات با هیچ واژه‌ای قابل توصیف نیست، چه روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌ایم و چقدر از هم دور بوده‌ایم اما عشقمان عمیق‌تر از قبل شد."» اما آیا یک مادر باید به خود اجازه دهد که قانون و حقوق یک ملت را زیرپا بگذارد و با خیانت در جهت براندازی یک حکومت گام بردارد؟! آیا می‌شود با تکیه بر احساس مادرانه واقعیت‌ها را نادیده گرفت یا از دید سایرین پنهان نگاه داشت؟! خانم نازنین زاغری تبعه ایرانی- انگلیسی است که در تاریخ 15 فرودین سال جاری توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه کرمان در فرودگاه امام خمینی در زمان خروج از کشور دستگیر شد، پیش تر بارها به ایران سفر کرده و خارج شده بود، بنابر این، طبیعتاً بی دلیل مورد پیگرد و بازداشت قرار نگرفته است. بعلاوه بعد از بازداشت برخلاف ادعاهای صورت گرفته در سوئیتی مجزا نگهداری می‌شود که از همه امکانات برخوردار است و در تمام مدت با خانواده خود چه تلفنی و چه حضوری در ارتباط بوده است. وی در قالب فعالیت در موسسه ای رسانه ای، یکی از سرشبکه های گروه‌های تلاش برای براندازی نرم حکومت در کشورمان بوده است و تلاش کرده است تا با مدیریت، هدایت و ایجاد شبکه‌های رسانه ای، در این راستا نقش آفرینی کند. بنیاد تامسون رویترز، در جای جای جهان به دنبال ترویج دموکراسی از نوعی غربی است که این موضوع در قبال ایران به طور خیلی خاص و با همد براندازی در پوشش جنگ نرم دنبال شده است. رادیوی همیشه نگران، گاهی برای مجرم گاهی برای قربانی! در راستای موضوعات بالا که در حوزه زنان به بررسی آن پرداختیم، وقوع حادثه اسیدپاشی برای دو بانوی ایرانی در یکی از شهرهای کشورمان نیز مورد توجه خاص رادیو فردا قرار گرفت و ما شاهد انتشار گزارشی از سوی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بودیم که با پرداختن به این موضوع نشان داد که می‌شود همزمان هم برای مجرم و عامل جنایت و هم برای قربانیان ابراز نگرانی کرد. در یکی از گزارش‌های اخیر خود، از قربانی شدن دو زن ایرانی بر اثر اسیدپاشی خبر داده و به طور ویژه این موضوع را بازتاب داده است. اما جالب این جاست که در یک دوگانگی و تناقض آشکار، از طرفی برای زنان قربانی اسیدپاشی ابراز نگرانی می‌کند و از طرفی هم در مقابل محاکمه عادلانه عاملان این گونه جرائم خشن به اعتراض ایستاده و حامی و وکیل مدافع این مجرمین است. در این گزارش رادیو فردا که به موضوع اسیدپاشی در بندر ماهشهر پرداخته، با تلاش برای ناامن نشان دادن کشور برای زنان و البته عدم مجازات قاطعانه مجرمین این گونه جنایات، نوشته شده است: «نیروی انتظامی بندر ماهشهر از اسیدپاشی به دو زن در این شهر بندری در استان خوزستان خبر داد. یک گزارش حاکی از آن است که "یکی از این دو زن باردار بوده است". به گزارش خبرگزاری فارس، جلیل زبیدی، فرمانده انتظامی بندر "ماهشهر"، روز چهارشنبه، ۱۸ اسفند، خبر داد که در یک هفته اخیر "دو زن در پارک پتروشیمی" این شهر "قربانی" اسیدپاشی شدند. آقای زبیدی از "اقدامات گسترده" پلیس به منظور شناسایی و دستگیری "عوامل اسیدپاشی‌ها" در این شهر خبر داده و گفت که "سرنخ‌های بسیار خوبی" در این رابطه به دست آمده است. وی افزود که "بدون تردید به زودی عوامل این ناامنی دستگیر و به مراجع قضایی تحویل خواهند شد." با گذشت بیش از ۴۸ ساعت از اعلام این خبر، رسانه‌ها و نهادهای امنیتی، انتظامی و اطلاعاتی گزارشی از جزئیات این حادثه و شناسایی یا دستگیری عوامل آن ارائه نکرده‌اند. اسیدپاشی به روی زنان در ایران از مهرماه سال ۱۳۹۳ و در پی اسیدپاشی به شش زن در اصفهان، حساسیت ویژه‌ای در جامعه ایران پیدا کرده است. این حساسیت از زمانی افزایش یافت که گزارش‌هایی مبنی بر انگیزه "مذهبی" عاملان حمله با اسید به شش زن در اصفهان منتشر شد و تاکنون نیز هیچ‌یک از عامل یا عوامل این اقدام شناسایی و بازداشت نشدند. هدف عمده اسیدپاشی در ایران را زنان جوانی تشکیل می‌دهند که با انگیزه‌های مختلف شخصی یا انگیزه‌های دیگر از سوی عاملان چنین اقداماتی انتخاب و مورد حمله قرار می‌گیرند. بنا بر اعلام مقام‌های قضایی در ایران، نخستین اقدام به اسیدپاشی در کشور در سال ۱۳۳۴ رخ داده و نخستین قانون برای مقابله با این اقدام هم در سال ۱۳۳۷ به تصویب رسیده است. بر اساس قوانین فعلی ایران "اگر اسیدپاشی موجب قتل شود مجازات آن قصاص نفس است" و در غیر این صورت بر اساس ماده ۶۱۲ قانون تعزیرات می‌تواند برای عامل چنین اقدامی سه تا ۱۰ سال حبس در پی داشته باشد. در حال حاضر متوسط مجازات اسیدپاشی که امروزه از طرف قضات تعیین می‌شود با استناد به ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی حدود دو تا پنج سال حبس و پرداخت دیه است.» این رسانه آمریکایی از طرفی این گونه با هر مورد حادثه اسیدپاشی در هر نقطه ای از ایران و با هر دلیل و واقعیتی، به سرعت وارد عمل شده و نگرانی خود را نشان می‌دهد و از طرفی وقتی مجرمی در ایران عادلانه به سزای کارش می‌رسد و مجازات می‌شود، در نقش وکیل مدافعی برای این مجرم ظاهر شده و محاکمه‌اش را زیر سؤال می‌برد و مجازاتش را غیر عادلانه، حیوانی و نقض حقوق بشر می‌داند. وقتی پای جنایت در میان است رادیو فردا نگران مردم است و مخالف مجرم و با همین سیاست با زیرکی وضعیت امنیت و خشونت در ایران را هدف سیاه نمایی های ناعادلانه خود قرار می‌دهد و وقتی پای اجرای عدالت، اجرای قانون، محاکمه مجرم و مجازاتش در میان باشد، به یک باره تغییر موضع داده و این بار با نادیده گرفتن حقوق مردم، مجرمین را بیگناه توصیف می‌کند و مجازاتشان را نقض حقوق انسان‌ها می‌داند. در همین گزارش اخیر این رسانه وابسته به کاخ سفید از عدم مجازات کافی، محکم و اثرگذار برای عاملان اسیدپاشی در ایران سخن گفته است، در حالی که در واقعیت مجازات به اندازه کافی و در بالاترین شدت ممکن برای این مجرمین اعمال شده و می‌شود و ما حتی شاهد قصاص چشم در برابر چشم برای این مجرمین بوده‌ایم و در همین زمان باز شاهد بوده‌ایم که رادیو فردا وارد عمل شده و با پرداختن به گزارش‌های نهادهایی به ظاهر بین المللی که دست آویز آمریکا هستند، این گونه مجازات‌ها را به رفتارهای حیوانی تشبیه کرده است. ان چه که آشکار است، با این رفتار متناقض و دوگانه، رادیو فردا تنها به ریزش مخاطبینش سرعت می‌دهد و آن چه تغییر می‌کند تعداد مخاطبینی است که همچنان فریب خورده به این رسانه غربی اعتماد دارند. آغوش باز اسرائیل برای یک مرتد! ما در موضوعات مختلف شاهد حمایت‌های صهیونیست‌ها از هر گونه حرکت ضد اسلامی و ضد ایرانی بوده و هستیم و ارتباط صمیمانه عناصر ضد انقلاب با این رژیم اشغالگر به امری کاملاً معمول و قابل پیش بینی تبدیل شده است. در همین راستا، این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی از سوی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بوده‌ایم که با پرداختن به حضور یک خواننده مرتد در تلاویو، از آغوش باز صهیونیست‌ها برای این عنصر فاسد و امنیت او در کنار این اشغالگران خبر داده است. رادیو فردا در این گزارش با پرداختن به همخوانی شاهین نجفی با آویو گفن در کنسرت تل‌آویو، می‌نویسد: «شاهین نجفی خواننده ایرانی مقیم آلمان با آمدن به اسرائیل و حضور در یک کنسرت بزرگ در تل آویو، در کنار خوانندگان اسرائیلی و جهانی، یک سنت شکنی دیگر کرد. شاهین نجفی که خود از سال‌ها پیش، به خاطر آهنگ "آی نقی" به مرگ تهدید شد، پنجشنبه شب دوازدهم اسفند در کنسرتی با میزبانی آویو گفن خواننده مشهور اسرائیلی شرکت کرد. آویو گفن کنسرت سالیانه راک خود را با شرکت شماری از خوانندگان پرآوازه اسرائیلی و نیز خوانندگان مهمان برگزار کرده بود. شش هزار اسرائیلیِ اکثراً جوان که ایستاده کنسرت را نظاره و با خوانندگان همصدایی می‌کردند، مخاطبین این رویداد هنری بودند. آویو گفن پیش از ورود شاهین به صحنه از آشنایی خود با نام و کارهای شاهین در جریان سفرهایش به آلمان سخن گفت و یادآور شد که اولین دیدار با شاهین را به خواسته این هنرمند ایرانی، نه در آلمان که در ایتالیا انجام داد. آویو به مخاطبانش گفت که "در مقایسه با من، شاهین یک هنرمند واقعی و به راستی بزرگ است". او گفت، شاهین در روز ورود به اسرائیل هیجان‌زده بوده و احساس امنیت کرده است. به گفته آویو گفن، این که در این شرایط زمانی، اسرائیل میزبان یک هنرمند ایرانی می‌شود نشان از دموکراسی واقعی در اسرائیل دارد. شاهین با موهای جمع کرده، لباس سیاه و در حالی که آویو گفن در کنارش گیتار می‌نواخت، به روی صحنه آمد و آن دو با خواندن ترانه "بوکر توو ایران" (صبح بخیر ایران) مورد استقبال گسترده قرار گرفتند. آویو و شاهین در زمان اجرای ترانه اسرائیلی دیگر با "عاد شه یهیه توو" (تا که وضع خوب بشه) یکدیگر را در آغوش گرفتند و در پایان ترانه نیز این صمیمیت را برای لحظاتی طولانی نشان دادند؛ شاهین آویو را "برادر" نامید و فریاد تشویق اسرائیلی‌ها به آسمان بلند شد. شاهین در این اجرا به فارسی می‌خواند اما کلمات و جملاتی از دو ترانه را به عبری ادا می‌کرد. هنگامی که شاهین نجفی از بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ و سایر سیاستمداران جهان خواست از ایجاد جدایی میان ملت‌ها خودداری کنند، با فریادهای طولانی و مثبت حاضران تشویق شد.» این در حالی است که بررسی سابقه فعالیت‌های او چه در زمانی که داخل ایران حضور داشت و چه پس از فرار به آلمان نشان می‌دهد که چندان فاصله ای بین تفکرات او و تفکرات صهیونیسم وجود ندارد و این طبیعی است که یک اسرائیلی را برادر خود دانسته و در بین صهیونیست‌ها احساس امنیت کند؛ هر چند او درست صهیونیست‌ها را نشناخته است و باید بداند که تا وقتی به یک مهره سوخته تبدیل نشده باشد، در میان آن‌ها امنیت خواهد داشت و در غیر این صورت، باید منتظر خنجرهایی که همین برادران اسرائیلی از پشت به او می‌زنند هم، باشد. دوران حضور شاهین نجفی در ایران با فعالیت‌های غیر قانونی چه در عرصه سیاسی و در دانشگاه و چه در عرصه موسیقی با فعالیت زیرزمینی درامیخته است و پس از حضور در آلمان هم فعالیت‌های او گویای همین عقاید سیاسی و فکری خائنانه است. اما گذشته از همه آثار ضد ایرانی‌اش، آن چه بیش از همه قلب ملت ایران را به درد آورده و نفرت را از او به اوج رسانده است، آهنگی با عنوان "نقی است" که در آن اشکارا چه در تصویر و چه در متن شعر، به صاحت مقدس امام زمان (عج) و امام علی نقی الهادی (ع) و همچنین حضرت رضا (ع) توهین می‌کند و مدعی می‌شود که این اهانت‌ها تنها برای بیان انتقاد به وضعیت داخلی ایران است. در پی این اهانت‌های آشکار، حکم ارتداد او از سوی مراجع تقلید صادر شده است و طبیعی است که پس از صدور این حکم و با توجه به تفکرات خائنانه‌اش، جایی جز آغوش اسرائیل برایش امن نخواهد بود. گزارش رادیو فردا از دست دوستی آمریکا به سمت فلسطین! ایالات متحده آمریکا همواره در کنار رژیم اشغالگر صهیونیستی در تمامی حوزه‌ها حضور فعال و غیر قابل انکار داشته است، به طوری که می‌توان دست‌های آمریکا را نیز آلوده در خون مردمان فلسطینی که توسط اسرائیل به زمین ریخته شده و می‌شود، دانست. اما با همه این وجود پس از آغاز به کار دونالد ترامپ، در کاخ سفید، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تلاش کرده است تا با انتشار گزارشی ضمن اعلام خبر دعوت محمود عباس، مسئول تشکیلات خودگردان فلسطین به کاخ سفید توسط رئیس جمهوری جدید آمریکا، این کشور را بی طرف و حامی صلح نشان داده و از دست دوستی آمریکا به سمت مردم فلسطین سخن بگوید. رادیو فردا در گزارشی که در این هفته و به این منظور منتشر کرده است، می‌آورد: «سخنگوی رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی روز جمعه ۲۰ اسفند اعلام کرد که رئیس‌جمهوری آمریکا در تماس تلفنی با محمود عباس از او برای دیدار از ایالات متحده دعوت کرده، و شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید، هم در جریان نشست خبری‌اش این خبر را تأیید کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز، نبیل ابوردینه سخنگوی رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت: "دونالد ترامپ از محمود عباس برای دیدار از کاخ سفید دعوت کرده است تا راه‌های از سرگیری روند سیاسی را مورد بحث قرار دهند و بر تعهدش به روند صلح که صلح واقعی بین فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها را به ارمغان بیاورد تأکید کرد". مقام‌های فلسطینی اشاره کرده‌اند که محمود عباس در تماس با دونالد ترامپ نگرانی‌اش درباره ساخت‌وسازهای اسرائیل در مناطق اشغالی را منتقل کرده و خواستار پیگیری راه حل دو کشور برای حل منازعه میان اسرائیل و فلسطینی‌ها شده است. رئیس‌جمهوری آمریکا در جریان کنفرانس خبری مشترک با نخست‌وزیر اسرائیل در روز ۱۵ فوریه موضعی دوپهلو درباره سیاست تشکیل دو کشور فلسطینی و اسرائیلی اتخاذ کرد، و این در حالی است که واشینگتن ظرف دو دهه گذشته موضع روشنی در این زمینه داشته است. آقای ترامپ گفت: "من، هم راه حل دو کشور و هم یک کشور را مدنظر دارم... و آن راه‌حلی را دوست دارم که طرفین به آن تمایل داشته باشند... با هر دو کنار می‌آیم". به گزارش رویترز، این موضع موجی از بهت و حیرت در جهان عرب و بسیاری از پایتخت‌های اروپایی برانگیخت، و در عین حال اندکی پس از آن نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل تأکید کرد که کشورش "کاملاً" از راه حل دو کشور حمایت می‌کند.» اما آیا می‌شود هم از توبره خورد و هم از سر در آخور داشت؟! آری اگر آمریکا باشی همه این‌ها ممکن می‌شود. ایالات متحده با وقاحت در کشتار ملت فلسطین به دست اسرائیل نقش آفرینی می‌کند اما همزمان داعیه دار تلاش برای بازگرداندن صلح به این سرزمین است. از طرفی درب‌های انبارها مهمات خود را برای تسهیل در کشتار کودکان فلسطینی بر روی اسرائیل باز می‌کند و از طرفی خود را حامی حقوق بشریت معرفی می‌کند. مالیات‌های مردم آمریکا را برای حمایت از جنایات و اشغالگری اسرائیل به طور رسمی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، اما با دعوت از یک فرد، چهره یک بی طرف را به خود می‌گیرد. و اکنون، دونالد ترامپ، فردی که نه دموکرات‌ها و نه جمهوری خواهان در آمریکا علاقه ای به حضورش در کاخ سفید نداشتند و تنها با حمایت از صهیونیست این فرصت را پیدا کرده است، چگونه ممکن است به اسرائیل پشت کرده و نه این که طرف فلسطینیان را بگیرد، بلکه طرف حقیقت را بگیرد؟! بگذریم از این که خود ترامپ در ابراز عقیده ای که ذاتش را نشان می‌داد حتی سیاست تقسیم سرزمین اشغالی به دو کشور را هم رد کرده و خواستار ایجاد یک کشور زیر پرچم اسرائیل بوده است؛ هر چند تقسیم دو کشور نیز عادلانه نیست و حق آزادی کامل کشور فلسطین است. این گونه بازی‌ها فقط برای بازی بچه گانه و رسانه ای مطلوب است و ان چه واقعیت را نشان می‌دهد، خون مردم فلسطین است که آثار ان تا ابد بر روی دست‌های آمریکا باقی خواهد ماند. نظرسنجی‌های ناکام برای رسانه‌های آمریکایی هر ساله در اواخر سال و در آستانه ورود به سال جدید رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا اقدام به برگزاری یک نظرسنجی برای تعیین شخصیت آن سال از نگاه مخاطبین خود می‌کند. در اواخر سال 1395 نیز ما شاهد برگزاری این نظرسنجی بر روی پایگاه اینترنتی رادیو فردا بودیم که البته نتایج آن بار دیگر همانند گذشته یک شکست و ناکامی بزرگ را برای این مجموعه و دست‌های پشت پرده‌اش رقم زده است. در این نظرسنجی تعداد آرای مخاطبین باعث شد تا فردی مانند "شیرین عبادی" که یکی از شناخته شده ترین چهره‌های ضد انقلاب محسوب می‌شود، جزو نفرات انتهایی جدول شخصیت‌های سال قرار بگیرد. "نرگس محمدی" نیز که تداوم دهنده مسیر عبادی در داخل ایران بوده و پرونده ای قطور در رفتارهای ضد انقلابی داشته و البته محبوبیت بالایی هم در رسانه‌های ضد ایرانی مانند رادیو فردا برخوردار است، شخصیت دیگری است که نامش در انتهای این جدول به چشم می‌خورد. مینو خالقی، علی مطهری، محمود صادقی که هر کدام به نوعی بهانه سازهای رادیو فردا در تداوم بخشیدن به دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند هم افراد دیگری هستند که به انتخاب مخاطبین در انتهای این جدول قرار گرفته‌اند. اما در مقابل علی اکبرهاشمی رفسنجانی و آتش نشانان پلاسکو که نزدیک‌ترین گزینه‌ها به سیستم جمهوری اسلامی در این لیست بوده‌اند، در صدر جدول شخصیت‌های سال 1395 قرار گرفته‌اند که ناکامی را برای رادیو فردا به دنبال داشته است. اما این اولین بار نبوده که رسانه‌های فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در بهره برداری از نظرسنجی‌های خود ناکام مانده است؛ پیش‌تر نیزصدای آمریکا با راه اندازی نظر سنجی پیرامون رفع حصر تلاش می‌کرد تا در راستای رفع حصر اقدامی انجام دهد، مخاطبین این رسانه، جواب محکمی به آن دادند. در حالی که مخاطبین صدای آمریکا عموماً از منتقدین نظام تشکیل شده‌اند، اما نتایج نظر سنجی حاکی از آن است که حتی منتقدین جمهوری اسلامی هم معتقدند ادامه حصر سران فتنه 88 به معنای مورد لطف قرار گرفتن آنان از سوی نظام است. صدای آمریکا در این نظر سنجی پرسیده است: "شش سال از حصر خانگی موسوی، کروبی و رهنورد گذشت؛ چرا حکومت از محاکمه آن‌ها خودداری می‌کند؟" ۹۰ درصد رأی دهندگان این نظر سنجی، ۹۰ درصد رأی دهندگان این نظر سنجی گزینه "حکم آن‌ها سنگین است و حکومت به آن‌ها لطف می‌کند" را انتخاب کرده‌اند. تنها یک درصد گفته‌اند که: "حکومت نمی‌داند با آن‌ها چه کند؛" و ۹ درصد به گزینه "حکومت توان محاکمه آن‌ها را ندارد" رأی داده‌اند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از اسفند ماه 1395 (24 الی 30 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Thu, 23 Mar 2017 16:08:14 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/23045/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 140) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22875/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز با تمام پستی و بلندی‌هایش در دنیای خبر سپری شده است و هر مجموعه ای تلاش کرده است تا در این میان از بین آب‌های گل آلود، اهداف و منافع خود و حامیانش را صید کند. رادیو فردا نیز در همین راستا تلاش کرده است تا واقعیت‌های این مضوعات را آن طور که به نفع اربابانش باشد، بیان کند و در این مسیر واقعیت‌های بسیاری را از دید مخاطبینش پنهان نگاه داشته است و در همین راستا رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این ر با توجه به این شرایط، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، به طور خلاصه بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا را مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهلمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از اسفند ماه سال 1395 (16 الی 23 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهلمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش نگرانی رادیو فردا برای سلامت جسمانی سران پیر فتنه 1388، همراهی‌های ضد ایرانی رادیو فردا و آل خلیفه در بحرین، بهره برداری سیاسی و ضد ایرانی از مذهب با تأکید بر واژه "نوکیش"، نگرانی‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای نتایج پروژه ترویج اعتصای غذا میان زندانیان در ایران، واکنش همراه با استقبال این رسانه فارسی زبان از دور جدید صدور قانون منع ورود اتباع چند کشور به خاک آمریکا توسط دونالد ترامپ و ... را مورد مشاهده نمایید. فتنه گری که پیری را باور نمی‌کند! اولین بخش از این شماره مجله هفتگی رادیو دیروز را به نگرانی‌های رادیو فردا برای سلامت جسمانی فتنه گران پیر در کشورمان اختصاص داده‌ایم؛ جایی که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بدون در نظر گرفتن شرایط سنی سران فتنه به ویژه مهدی کروبی، حصر را عامل برخی از مشکلات جسمانی آن‌ها دانسته است و یا شاید هم این فتنه گران خود پیری را باور ندارند. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع پرداخته است، در خصوص وضعیت جسمانی مهدی کروبی، می‌آورد: «همسر مهدی کروبی در نامه‌ای به وزیر اطلاعات، ضمن اعتراض به "بی مسئولیتی عامدانه" آن وزارتخانه در قبال جان همسرش، اعلام کرد که ماموران امنیتی هنگام رخ دادن حادثه‌ای برای آقای کروبی، اجازه ندارند با اورژانس تماس بگیرند و باید فقط با بیمارستان وزارت اطلاعات تماس بگیرند. وی در این نامه تاکید کرده که ماموران امنیتی "در شرایط اورژانسی که لحظه‌ها تعیین کننده" است، اجازه ندارند با اورژانس تماس بگیرند و تنها باید با بیمارستان وزارت اطلاعات تماس بگیرند. خانم کروبی تاکید کرد که "این تجربه تلخ" در حادثه شکستگی ساق پای آقای کروبی رخ داده است. وی با اشاره به فاصله زیاد بیمارستان وزارت اطلاعات با محل حصر آقای کروبی، اصرار این وزارتخانه برای تماس با این بیمارستان در شرایط اورژانسی را "غیر منطقی" و "سؤال برانگیز" خواند. فاطمه کروبی در این نامه تاکید کرد که "اصرار در این شیوه، معنایی جز بی‌مسئولیتی عامدانه در قبال جان" آقای کروبی ندارد. وی خبر داد که ۲۴ آذر ۹۴ نیز نامه‌ای به وزیر بهداشت درباره "لزوم همکاری مقامات امنیتی در جهت پیگیری امور درمانی" همسرش نوشته و "ناگزیر" شده که بار دیگر به وزیر اطلاعات نامه بنویسد. خانواده مهدی کروبی، میر حسین موسوی و زهرا رهنورد پیش از این بارها درباره وضعیت جسمی آنان ابراز نگرانی کرده بودند. مهدی کروبی روز ۱۵ اسفند برای معاینه قلبش، ساعاتی به بیمارستان منتقل و پس از معاینه به خانه بازگردانده شد. حسین کروبی پسر آقای کروبی، گفته بود که پزشک پدرش در آخرین معاینه اعلام کرده بود که "ضربان قلب وی منظم نیست و از حالت نرمال خارج شده" و به همین دلیل او به بیمارستان منتقل شده بود. مهدی کروبی به دلیل شکستگی پا صبح روز ۱۷ آذر ۹۴ عمل جراحی شد و در پی این عمل، حسین فریدون، برادر رییس‌جمهوری ایران، از او عیادت و "سلام" حسن روحانی را به او "ابلاغ" کرد. این ششمین عمل جراحی مهدی کروبی از زمان آغاز حصر خانگی او بود و پیش از آن عمل جراحی دیسک کمر، زانو، مجرای ادرار، چشم و قلب روی وی انجام شده بود.» اما آیا اگر این پیرمرد فتنه گر در حصر خانگی نبود، هنوز در همان ایام جوانی باقی مانده بود و سنش افزایش پیدا نمی‌کرد؟! مهدی کروبی متولد 1316 است و اکنون در هشتاد سالگی بسر می‌برد، و آیا برخی دردها و بیماری‌ها در هشتاد سالگی اتفاقی عجیب و غریب است که اگر او در حصر نبود به ان ها مبتلا نمی‌شد؟! ظاهراً امید به زندگی در این پیرمرد بیش از هر ایرانی دیگری است که با هشتاد سال سن همچنان به آینده امیدوار است. آیا اگر در حصر نبود از این همه امکانات درمانی که اکنون برخوردار است، بهره مند بود؟! میدانید همانطور که خود رادیو فردا خبر داد، چشمان این فتنه گر بزرگ را قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور شخصاً در یکی از بهترین بیمارستان‌های چشم کشور جراحی کرده است که شاید اگر در حصر نبود این امکان را پیدا نمی‌کرد؛ همان گونه که خیلی از بیماران در کشورمان پیدا نمی‌کنند. حصر نه تنها عامل بروز بیماری‌ها در این پیرمرد نبوده، بلکه با امکانات خود در جهت رفع آن‌ها نیز گام برداشته است؛ انجام چندین عمل جراحی روی اقسانقاط بدن مهدی کروبی انجام شده است، از جراحی شکستگی پا گرفته تا دیسک کمر، زانو، مجرای ادرار، چشم و قلب همگی در همین دوران حصر اتفاق افتاده است که نشان می‌دهد بی توجهی به سلامت جسمی وی که همواره فریاد زده شده است، تنها دروغی بیش نیست. آیا اگر یک روز، پس از 80 سال زندگی، خداوند فرشته مرگ را به سراغ او بفرستد هم حصر دلیل آن است؟! همصدایی رادیو فردا و آل خلیه بر ضد ایران حمایت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از رژیم دیکتاتور آل خلیفه در بحرین را بارها شاهد بوده‌ایم و دیدیم که چگونه تلاش می‌کند تا با توجیهاتی بعضاً بچگانه، جنایات این رژیم علیه مردم را کم رنگ ساخته یا مخفی نماید. در همین راستا این هفته نیز رادیو فردا گزارشی را منتشر کرده است که این بار ادعای تکراری آل خلیفه مبنی بر بازداشت تعدادی به جرم همکاری با ایران را مطرح می‌کند و با این بهانه در ابراز کینه علیه جمهوری اسلامی ایران با آل خلیفه همصدا می‌شود. رادیو فردا در این گزارش می‌نویسد: «دولت بحرین می‌گوید ۲۵ نفر را در ارتباط با آن‌چه "عضویت در گروه تروریستی مورد حمایت ایران" نامیده، بازداشت کرده است. بحرین بارها ایران را به مداخله در امور خود متهم کرده و تهران بارها این اتهام را رد کرده است. دولت بحرین ۱۴ اسفند ماه در بیانیه‌ای گفته است "یک گروه ۵۴ نفره" به ایران و عراق رفته بودند تا "در پایگاه‌های سپاه پاسداران آموزش ببینند". این بیانیه افزوده است که این افراد "در زمینه استفاده از مواد انفجاری و اسلحه آموزش دیده‌اند". پلیس بحرین همچنین می‌گوید از آن‌ها "سلاح، بمب، خودرو، قایق و یک هواپیمای بدون سرنشین" کشف و ضبط کرده است. به گزارش آسوشیتدپرس این بیانیه افراد بازداشت‌شده و مظنون را، به دست داشتن در مجموعه‌ای از حملات، از جمله حمله و آزادی شماری از زندانیان از زندانی در نزدیکی منامه، در آغاز سال جاری میلادی، متهم کرده است. این نخستین بار نیست که بحرین، دولت ایران را به‌شکلی به دخالت در امورد داخلی خود متهم می‌کند. در عین حال نخستین بار نیست که دولت منامه، از بازداشت، دستگیری یا درگیری با افراد "مورد حمایت ایران" یا "آموزش‌دیده توسط سپاه پاسداران" خبر می‌دهد.» این در حالی است که رژیم آل خلیفه تنها از بهانه‌هایی مانند ارتباط با جمهوری اسلامی ایران برای تداوم بخشیدن به جنایت‌های ضد بشری‌اش در بحرین استفاده می‌کند و غرب نیز در کمال خونسردی بجای اینکه به طور جدی در مقابل نقض انسانیت و حقوق بشر توسط این رژیم بایستند، به نوعی به حمایت و توجیه جنایاتش می‌پردازند. از سال 2011 میلادی (14 فوریه سال 2011 میلادی – 25 بهمن سال 1389) که موج اعتراضات بر حق مردمی در بحرین فراگیر شده است، تا کنون رژیم آل خلیفه با همکاری مستقیم و غیر مستقیم آمریکا و عربستان سعودی به سرکوب وحشیانه و قتل عام مردم معترض و انقلابی به ویژه شیعیان بحرین ادامه می‌دهد. تنها در همان سال نخست و در یک سال بیش از 38 مسجد متعلق به شیعیان در بحرین با خاک یکسان شده، شخصیت‌های برجسته شیعه در این کشور یا بازداشت، یا اعدام و یا صلب تابعیت شده‌اند. در خیابان‌های بحرین مزدودان آل سعود در همکاری با رژیم بحرین برای سرکوب معترضان، به طور مستقیم جمجمه مردم را هدف قرار می‌دهند و حتی به زنان باردار نیز رحم نمی‌کنند. عفو بین الملل بارها نام بحرین را در لیست جدی‌ترین ناقضان حقوق بشر در سال‌های مختلف قید کرده است. و با همه این وجود، تنها مسئله مهمی که در خصوص تحولات بحرین برای رادیو فردا و امثال آن قابل اهمیت است، بازداشت افرادی به اتهام واهی همکاری با ایران اسلامی است که این رویکرد کاملاً سیاست زدگی و ابزار بودن این مجموعه را نمایان می‌سازد. مذهبی که بازیچه می‌شود! بخش بعدی مجله این هفته را به ادامه بازیچه قرار گرفتن مذهب در جریان سیاست‌های ضد ایرانی رادیو فردا اختصاص داده‌ایم؛ جایی که بار دیگر با پرداختن به خبر بازداشت دو مجرم در کشورمان، آن‌ها را "نوکیش" مسیحی می‌خواند و محاکمه و بازداشتشان را ناشی از دین و اعتقاقات مذهبی‌شان معرفی می‌کند. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این باره عنوان می‌کند: «نصور برجی، سخنگوی کمیته ماده ۱۸ وابسته به شورای کلیساهای همگام در لندن، روز جمعه، به رادیو فردا گفت انوشه رضابخش و سهیل زرگرزاده، نوکیشان مسیحی، حدود دو هفته پیش در شهر ارومیه بازداشت شدند. آقای برجی افزود این مادر و پسر مسیحی در منزل خود و توسط نیروهای لباس شخصی اطلاعات سپاه ارومیه دستگیر شده‌اند و دلیل بازداشت آن‌ها تاکنون اعلام نشده است. به گزارش سایت محبت نیوز که اخبار مربوط به مسیحیان ایرانی را پوشش می‌دهد، این دو نفر پیش از این سابقه بازداشت نداشته‌اند. به نوشته این سایت، "سهیل زرگرزاده، دانشجوی سال چهارم روانشناسی است و شاهدان عینی می‌گویند در هنگام دستگیری، نیروهای امنیتی بسیاری از کتاب‌ها و جزوات او را از منزل خارج کردند که در بین آن‌ها چند جلد کتاب مقدس و جزوات الهیاتی هم وجود داشته است". از انقلاب سال ۵۷ تاکنون چند رهبر کلیسا در ایران کشته شده‌اند و صدها مسیحی نیز تحت بازجویی بوده و زندانی شده‌اند. چاپ کتاب مقدس به زبان فارسی ممنوع شده و برخی از کلیساها تعطیل و از مراسم کلیسایی جلوگیری به عمل آمده است. اوایل آذرماه، ۱۹ سازمان حقوق بشری با انتشار بیانیه‌ای مشترک از جامعه بین‌المللی خواستند تا به آزار و اذیت نوکیشان مسیحی در ایران خاتمه بدهند.» اما آیا همه واقعیت در خصوص این دو مجرم همان چیزی است که رادیو فردا می‌گوید؟! آیا اعتقاد به هر دینی باعث می‌شود که قانون را زیر پا بگذاری و در برابر برخورد با بی قانونی نیز مصونیت داشته باشی؟! آیا نوکیشان مسیحی به واقع پایبند به اصول مسیحیت هستند یا از عنوان این دین الهی برای جرائم و جنایات خود استفاده می‌کنند؟! کشیشی به نام "داوود نجات ثابت" که جزو خادمین اسبق کلیسای خانگی خانجانیسم بوده است با انتشار کلیپی ضمن تأکید بر این که بخاطر کلاه برداری‌ها و فساد موجود در این کلیساها از آن‌ها جدا شده است و فساد در این کلیساها و افرادی که به ظاهر نام نوکیش را برای خود انتخاب کرده‌اند، باعث روی برگرداندن بسیاری از مسیحیت واقعی شده است، اذعان می‌کند: " کشیش مسیحی می‌گوید زندگی پر از فساد و گناه و تجاوز و تجملات مادی این‌ها باعث شده تا نام مسیحیت در بین مردم تخریب شود و روح خدا در هیچکدام از اعمال این کلیساها دیده نشود. خواهر زاده من با یک فرد دیگری در منزل آقای خانجانیسم فساد می‌کردند و فیلم‌های مستهجن در آنجا خرید و فروش می‌کردند و خانه این آقا تبدیل به مرکز انجام عمل زنا و پخش فیلم‌های اورجینال مستهجن شده بود"   بعلاوه، ارامنه و مسیحیان با توجه به واقعیت‌های موجود، کاملاً امن و سالم زندگی می‌کنند و نه‌تنها با محدودیت در رفتارهای دینی خود مواجه نیستند بلکه آمارها نشان می‌دهد که برای جمعیت تقریبی 150 هزار نفری ارامنه در کشورمان، بیش از 300 کلیسای رسمی فعال وجود دارد که به عبارتی برای هر 500 مسیحی یک کلیسا فعالیت می‌کند که این میزان دستهٔ به اماکن مذهبی، برای مسیحیان بسیار شرایط مساعدتری نسبت به حتی شیعیانی است که اکثریت ساکنین ایران را شامل می‌شوند. در همین شرایط برای هر 1100 نفر مسلمان شیعه در ایران، یک مسجد در کشورمان وجود دارد. رادیو فردا و نتایج وارونه یک پروژه! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بارها تلاش کرده است تا اعتصاب غذا را تنها راه رسیدن مجرمین به اهدافشان در زندان‌های کشورمان و نشانه ای برای اثبات دروغی بزرگ به نام بی گناهیان ها معرفی کند و گروهی نیز فریب این پروژه را خورده و سلامتی خود را برای هیچ در خطر انداختند. در این هفته رادیو فردا گزارشی را منتشر کرده است که به وسیله ان، ضمن نگرانی برای مجرمی با نام "آرش صادقی" که به دلیل اعتصاب غذا سلامتی‌اش به مخاطره افتاده است، همان مسیر گذشته را برای ساختن یک قهرمان به جای مجرم از وی دنبال کند. رادیو فردا در گزارش اخیر خود با پرداختن به نگرانیعفو بین الملل برای وضعیت سلامتی آرش صادقی، می‌نویسد: «سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای که روز یکشنبه منتشر شد اعلام کرد که ممانعت سپاه پاسداران از دسترسی فوری آرش صادقی، زندانی عقیدتی، به خدمات پزشکی "مصداق شکنجه" است. به نوشته عفو بین‌الملل، آرش صادقی، فعال حقوق بشر، دچار مشکلات تنفسی و همچنین خونریزی داخلی ناشی از زخم معده شده و از دل‌درد و مشکلات گوارشی رنج می‌برد. آرش صادقی که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام‌هایی از قبیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، ارتباط با پژاک، حمایت از بهائیان و نامه‌نگاری با احمد شهید، که تا آذرماه گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران بود، جمعاً به نوزده سال حبس محکوم شده، چند ماه پیش در اعتراض به بازداشت همسرش بیش از هفتاد روز اعتصاب غذا کرد. پیش‌تر آرش صادقی در اعتراض به بازداشت همسرش، گلرخ ابراهیمی، بیش از ۷۰ روز اعتصاب غذا کرده بود که روز ۱۴ دی، خانم ابراهیمی به مرخصی آمد و آقای صادقی نیز به اعتصاب غذای خود پایان داد. خانم ابراهیمی در اوایل بهمن ماه دوباره به زندان بازگردانده شد. گلرخ ابراهیمی برای نوشتن داستان منتشرنشده‌ای دربارهٔ سنگسار در ایران، به "توهین به مقدسات" متهم شده است. عفو بین‌الملل نوشته نسخه چاپ‌نشده کتاب ابراهیمی، هنگامی که مأموران برای دستگیری وی و همسرش به خانه آن‌ها رفته بودند کشف شده است. آرش صادقی در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است. محدودیت‌های شدیدی علیه زندانیان سیاسی در فضای بند ۳۵۰ و خانواده‌هایشان اعمال می‌شود.» اما همانطور که اشاره شد این نگرانی رادیو فردا برای سلامت "آرش صادقی" در حالی مشاهده می‌شود که مشکلاتی برای سلامتی این مجرم ایجاد شده است ناشی از اعتصاب غذایی است که خود این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، بارها و بارها بر آن تأکید کرده است و نه تنها آرش صادقی، بلکه همه مجرمین زندانی در کشورمان را به انجام این رفتار دعوت کرده است. بنابر این رادیو فردا و سیاست‌های اربابانش در وضعیت جسمانی افرادی مانند آرش صادقی یقیناً دخیل بوده‌اند و اگر ابراز نگرانی می‌کنند، برای نتیجه معکوس رفتارها و تبلیغات خودشان نگران هستند. آرش صادقی فریب این سیاست را خورده و در زندان با شعار بی گناهی همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی دست به اعتصاب غذا زد؛ در حالی که با مرخصی چند روزه همسرش از زندان موافقت شده بود، رادیو فردا و دیگر رسانه‌های هم مسیرش این مرخصی را آزادی معرفی کرده و تلاش کردند تا آن آزادی خیالی را نتیجه همین اعتصاب‌ها نشان دهند. اما واقعیت این گونه نبود، بلکه وقتی آرش صادقی فهمید که برای بررسی پرونده مرخصی همسرش باید ابتدا از اعتصاب دست بکشد، این کار را کرد و سپس پرونده مذکور همانند هر مجرم و زندانی دیگر مورد بررسی و موافقت قرار گرفت. بازگشت گلرخ ابراهیمی به زندان پس از اتمام مرخصی، بیش از پیش نشان داد که همه تبلیغات آن ابزارهای رسانه ای غربی دروغ‌هایی کذب بیشتر نبوده است. اما ظاهراً "صادقی" همچنان از خواب غفلت بیدار نشده است و علاقه مند است تا سلامتی خود را فدای راه سیاست‌ها و تبلیغات ضد ایرانی این دشمنان کند و تنها به همین نگرانی‌های صوری آن‌ها دل خوش کرده است. واکنش رادیو فردا به دور جدید ممنوعیت ورود به خاک آمریکا همانطور که پیش‌تر در همین مجله به آن پرداخته‌ایم، از همان آغاز اعلام تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چند کشور از جمله ایران به خاک آمریکا، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با علاقه مندی از آن استقبال کرده و به توجیه این رفتار غیر انسانی، نژادپرستانه و تبعیض آمیز پرداخته است. در این هفته نیز شاهد واکنش خاص رادیو فردا به دور جدید صدور فرمان منع ورود به ایالات متحده برای اتباع این کشورها بوده‌ایم. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در این رابطه عنوان کرده است: «یک مقام کاخ سفید گفته است رئیس‌جمهوری آمریکا فرمان جدید مهاجرتی و منع موقت ورود را روز دوشنبه امضا خواهد کرد. در فرمان اولیه دونالد ترامپ، صدور روادید و ورود شهروندان ایران و شـِش کشور دیگر به آمریکا به‌طور موقت متوقف شده بود. خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۶ اسفند ماه به نقل از یک مقام کاخ سفید می‌گوید فرمان اجرایی جدید آماده شده و روز دوشنبه (به‌وقت آمریکا) ابلاغ می‌شود. نام این مقام دولتی فاش نشده‌است. فرمان منع موقت ورود کشورهای هفت‌گانه به آمریکا چند روز پس از آغاز به کار آقای ترامپ، توسط او صادر شد. اما این فرمان با ممانعت‌های قانونی روبه‌رو شد و در نهایت دادگاه فدرالی در واشینگتن، در میانه بهمن ماه، رأی به تعلیق موقت آن داد. پس از آن بود که دولت آمریکا اعلام کرد در حال آماده‌کردن فرمانی تازه، با در نظر گرفتن ادله قانونی است. با این همه صدور این فرمان چندین بار عقب افتاده بود و در نهایت در هفته گذشته نیز مقام‌های کاخ سفید از ابلاغ آن در هفته میلادی پیش‌رو خبر دادند. فرمان اولیه آقای ترامپ به طور موقت، جلوی ورود شهروندان ایران، عراق، سومالی، سودان، یمن، سوریه و لیبی را می‌گرفت و برنامه پذیرش پناهجویان را نیز لغو می‌کرد. آسوشیتدپرس می‌گوید انتظار می‌رود در فرمان جدید نام کشور عراق حذف شده و تغییراتی دیگر نیز در آن لحاظ شده باشد؛ از جمله این احتمال وجود دارد که روادیدهای صادرشده تا کنون برای شهروندان کشورهای مشمول، متحرم شمرده شود.» این در حالی است که تصمیم کاملاً نژادپرستانه و تبعیض آمیز ترامپ، نه تنها در کشورهای مختلفی که جامعه هدف این تصمیم هستند و نه تنها در سایر کشورهای جهان از جمله کشورهای غربی دوست ایالات متحده، بلکه در داخل این کشور نیز اعتراضات گسترده ای را به دنبال داشته است. اعتراضات گسترده مردمی در فرودگاه‌های ایالت‌های مختلف آمریکا در اعتراض به تصمیم اخیر دونالد ترامپ که با دخالت پلیس این کشور به خشونت نیز کشیده شده است، تنها یک نمونه از این اعتراضات است. تعدادی از برندگان جایزه نوبل و چهره‌های برجسته دانشگاهی در آمریکا در نامه ای با انتقاد و اعتراض شدید به این تصمیم، این گونه تأکید کرده‌اند: "این فرمان اجرایی به رهبری آمریکا در عرصه تحقیق و آموزش عالی لطمه می زند. شمارزیادی از محققان کشورهایی که هدف این فرمان اجرایی هستند در مراکز تحقیقاتی آمریکا مشغول به کار هستند. تنها از کشور ایران، در سه سال گذشته سه هزار دانشجوی ایرانی از دانشگاه‌های آمریکا در مقطع دکترا فارغ التحصیل شدند." نیدیا ولاسکوئس، نماینده شهر نیویورک در مجلس نمایندگان نیز با فریاد اعتراض به تصمیم ترامپ در این باره، گفته است: "کاری که کردی شرم آور است. این اقدام شما نه تنها در میان جوامع کارگری در آمریکا سردرگمی بوجود آورده بلکه کارکنان دستگاه امنیت داخلی هم گیج شده‌اند. زیرا افرادی در این کشور زندگی می‌کنند که روادید قانونی در اختیار دارند اما غیرقانونی بازداشت شده‌اند و این شرم آور است." جالب این جاست که هدف از این تصمیم جلوگیری از ورود تروریست به آمریکا بیان شده است، در حالی که در تاریخ هیچ گونه تبعه این کشورهای منع شده خطری برای ایالات متحده ایجاد نکرده‌اند، و از طرفی دیگر کشورهایی مانند عربستان سعودی که اتباعش بیشترین عملیات‌های تروریستی را در خاک آمریکا انجام داده‌اند، از این ممنوعیت دور مانده‌اند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهلمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از اسفند ماه 1395 (16 الی 23 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 17 Mar 2017 18:57:56 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22875/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 139) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22821/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز پشت سر گذاشته شده است و رویدادهای مختلف این هفته و واقعیت‌های تلخ و شیرین آن همانند هفته‌های گذشته، دست آویز ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی قرار گرفته‌اند تا هر کدام به نوعی و به شکلی خاص در جهت اهداف اربابانشان مطرح گردند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز از این جریان جدا نبوده و همانند گذشته، همین بهره برداری‌های سیاسی و دروغین را از رویدادهای این هفته نیز داشته است. با توجه به این شرایط، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، تا حد توان بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار داده و واقعیت‌ها را در یک مجموعه برای مخاطبین خود بازگو کند. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از اسفند ماه سال 1395 (08 الی 15 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش رادیو فردا به اتحاد اعراب و اسرائیل علیه ایران، اذعان مجدد این رسانه آمریکایی به اجرای کامل برجام توسط ایران، تعریف حقوق بشری مختص ایران از سوی این رسانه فارسی زبان، بهره برداری جهت دار از شورای حقوق بشر سازمان ملل، تحریف سخنان رهبری معظم انقلاب در خصوص وضعیت هوای خوزستان، ذوق زدگی نصفه نیمه رادیو فردا از اسکار فیلم "فروشنده" و ... را مورد مشاهده نمایید. وقتی اعراب خائن می‌شوند! اولین موضوع مجله این هفته از رادیو دیروز را به یک تغییر موضع خائنانه در بین برخی از کشورهای عربی در قبال اسرائیل اختصاص داده‌ایم؛ جایی که نه تنها دیگر از آن تقابل‌ها و جنگ‌ها و دشمنی‌های آشکار کشورهای عربی با رژیم اشغالگر صهیونیستی در دفاع از فلسطین خبری نیست، بلکه امروزه متحد هم هستند و دست در دست هم به جنایت می‌پردازند. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی از تلاش‌هایی برای ایجاد اتحاد میان اعراب و رژیم اشغالگر صهیونیستی با اهداف ضد ایرانی خبر داده است. رادیو فردا در گزارش مذکور این گونه نوشته است: «وزیر دفاع اسرائیل "حکومت‌های میانه‌رو عربی" را فرا خواند تا با قرار گرفتن در جبهه متحدی در کنار اسرائیل، پیمانی مانند ناتو با هدف رویارویی با حکومت جمهوری اسلامی ایجاد کنند. رسانه‌های آلمان این سخنان را روز سه‌شنبه، دهم اسفند، به نقل از آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، نقل کرده‌اند که هفته گذشته برای حضور در همایش امنیتی مونیخ به آلمان سفر کرده بود. به نوشته رسانه‌های آلمان، هدف لیبرمن، تشکیل نوعی "سپر دفاعی امیرنشین‌های خلیج فارس و اسرائیل" در برابر ایران است. به نوشته روزنامه دی‌ولت، آقای لیبرمن در کنار کشورهای خلیج فارس، سایر کشورهای عربی خاورمیانه را نیز به "پیوستن آشکار" به این ائتلاف شبیه ناتو دعوت کرده است. به گفته آقای لیبرمن، "اتحاد نانوشته" کفایت نمی‌کند و "باید یک ائتلاف حقیقی" شکل گیرد تا همه طرف‌ها تعهدات واقعی داشته باشند. آن طور که در گزارش آمده است، منظور لیبرمن از ایجاد "تعهدات حقیقی" برای اعضای پیمان جدید این است که مانند ناتو، تعرض به هر کشور عضو، سایر اعضای پیمان را به دخالت، همبستگی و کمک‌رسانی مکلف کند.» این در حالی است که بررسی تاریخ نشان می‌دهد اعراب از چه غیرتی به چه ذلتی در برابر اسرائیل رسیده‌اند. اعرابی که یک زمان بخاطر اشغال یکی از کشورهای همزبان و هم نژاد خود با رژیم صهیونیستی وارد جنگ‌های پیاپی می‌شدند، اکنون در کنار اسرائیل، نه تنها هم زبانان خود را در فلسطین فراموش کرده‌اند، بلکه به دنبال جنایاتی مشترک گام برمی دارند. جنگ استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸، جنگ بر سر بازگشایی کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، درگیری‌های معروف به جنگ 6 روزه در سال ۱۹۶۷ و جنگ دیگری که در سال ۱۹۷۳ میلادی، چهار موردی است که اعراب به طور رسمی با رژیم اشغالگر صهیونیستی به مقابله نظامی پرداخته‌اند. اما اکنون نه تنها دیگر از جنگ و مقابله رسمی اعراب با اسرائیل خبری نیست و نه تنها اعراب از حق فلسطین و مردمانش به عنوان یک کشور عرب و هم زبانان خود گذشته و ان را نادیده گرفته‌اند، بلکه با ذلت و خواری در کنار قاتل هم نزاده‌ای عرب خود ایستاده و دست در دست او برای تداوم جنایت‌هایش می‌کوشند. این همکاری‌ها با تمرکز بر ضربه زدن به ایران مدت‌هاست به شکل‌هایی مختلف در جریان است و خبرگزاری رویترز پیش‌تر در گزارشی بر همین حقیقت تلخ برای اعراب اذعان نموده است و تأکید می‌کند که "حی‌ام تأمر، رئیس سابق عملیات بین‌المللی موساد می‌گوید: همکاری غیرمستقیم محرمانه با این کشورها علیه ایران در حال انجام است و احتمالاً عمیق‌تر هم می‌شود." اندیشکده مرکز استراتژی جدید آمریکایی (CNAS) نیز در همین رابطه در 71 صفحه گزارش همین تغییر نگرش‌ها و ارتباطات میان اسرائیل و اعراب را مورد بررسی قرار داده است. بخشی از این گزارش به همین همکاری‌های ضد ایرانی می‌پردازد و می‌آورد:: "دیگر تحول مهم، تقویت روابط امنیتی میان اسرائیل و چندین کشور عربی است. چیزی که باعث این همگرایی شده است، منافع مشترک علیه ایران و مقابله با موج جدیدی از بی‌ثباتی است که منطقه را تحت سیطره گرفته است. این منافع مشترک باعث تقویت پتانسیل طرح صلح عربی خواهد شد که تحت آن کشورهای عربی روابط خود با اسرائیل را در ازای توافق نهایی، عادی سازی می‌کنند." اذعان دوباره بر پایبندی ایران به برجام یکی دیگر از موضوعاتی که توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بارها مورد استفاده قرار گرفته است، مسائل مربوط به برجام و حاشیه‌های آن است؛ جایی که این رسانهٔ فارسی زبان همواره تلاش کرده است تا از طرفی عهدشکنی‌های اربابان غربی خود را از دید مخاطبینش مخفی نگاه دارد و از طرفی هم ایران را ناقض برجام معرفی کند. اما در این هفته شاهد رویدادی مخالف این جریان بودیم و دیدیم که این رسانه ضد ایرانی در گزارشی با پرداختن به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص نحوه اجرای برجام توسط جمهوری اسلامی ایران، اذعان نمود که کشور ما نه تنها به تعهدات خود پایبند است، بلکه حتی فراتر از آن را نیز عملی کرده است. رادیو فردا در گزارش خود در این باره نوشته است: «آژانس بین المللی انرژی اتمی روز جمعه ششم اسفند در تازه‌ترین گزارش خود درباره برنامه اتمی ایران اعلام کرد که میزان ذخایر اورانیوم غنی‌شده تهران پایین‌تر از حد مجاز در برنامه جامع مشترک (برجام) است. به گزارش رویترز، در این گزارش آمده است که "تا روز ۱۸ فوریه ۲۰۱۷ (۳۰ بهمن)، میزان اورانیوم غنی‌شده ۳.۶۷ درصدی ایران حدود ۱۰۱.۷ کیلوگرم اورانیوم- ۲۳۵ بوده است". میزان اورانیوم غنی شده که ایران بر اساس توافق با شش قدرت جهانی مجاز است در اختیار داشته باشد، ۳۰۰ کیلوگرم گاز هگزافلوراید است که معادل ۲۰۲ کیلوگرم اورانیوم ۲۳۵ است. به این ترتیب، بر اساس گزارش روز جمعه آژانس، ذخایر حال حاضر اورانیوم ایران نصف سقف مجاز و تعیین شده در برجام است. گزارش اخیر آژانس به اعضای شورای حکام نخستین گزارش آن از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، است که از منتقدان سرسخت این توافق است. این گزارش می‌افزاید ایران همچنین محدودیت‌های مربوط به در اختیار داشتن مواد حساس را رعایت کرده است. این گزارش همچنین اشاره کرده که "ایران هیچ نوع غنی‌سازی اورانیوم یا تحقیقات مرتبط و توسعه فعالیت‌های" هسته‌ای در تاسیسات فردو نداشته است. رضا نجفی، نماینده دائم ایران در آژانس، پس از انتشار این گزارش به خبرگزاری فارس گفت این نخستین گزارش آمانو است که در سال ۲۰۱۷ منتشر می‌شود و "بار دیگر تأیید کرده که تمام فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب برجام پیش می‌رود". وی افزود: "به طور کلی بیشتر گزارش مشابه گزارش قبلی است و فقط تحولات فنی از زمان گزارش قبلی تا حالا اضافه شده است".» اما در حالی ایران همچنان بر تعهدات خود در قبال برجام پایبند است و حتی فراتر از آن را نیز عملی می‌کند که طرف دیگر این توافق، به ویژه ایالات متحده آمریکا، چه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما و چه اکنون در دوران به قدرت رسیدن دونالد ترامپ، همواره بدعهدی‌ها و غیر قابل اعتماد بودنش را به جهانیان نشان داده است. تنها تفاوتی که در بدعهدی‌های آمریکا در این دو دوره شاهد بوده‌ایم، این بود که در دوران اوباما در ظاهر از برجام حماست می‌شد و در حرف از پایبندی به آن گفته می‌شد اما در عمل شاهد خیانت و نقض برجام بودیم، اما در دوران ریاست جمهوری ترامپ، همین ظاهر را هم نداشته و نداریم. دونالد ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی خود همواره از پاره کردن برجام سخن گفته است و پس از انتخاب و ورود به کاخ سفید نیز بارها تأکید کرده است که این توافق یکی از بدترین توافق‌هایی است که در عمرش با آن مواجه بوده است. رکس تیلرسون، وزیر خارجه دولت ترامپ نیز در همین راستا، بارها بیان کرده است که دولت جدید آمریکا به سمت بازنگری اساسی برجام پیش خواهد رفت. بنویسید "حقوق بشر"، بخوانید "حقوق مختص ایران" موضوعات حقوق بشری در طول سالیان اخیر به عنوان اصلی‌ترین بهانه‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در مسیر دشمنی با نظام و ملت جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده‌اند و ما با هر بهانه ای شاهد بهره برداری‌های جهت دار این رسانه فارسی زبان از موضوع حقوق بشر علیه کشورمان بوده‌ایم. در این هفته نیز گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل باعث شد تا رادیو فردا در یکی از برنامه‌های خود از این عقیده که حقوق بشر مختص ایران است دفاع کرده و در همین راستا، سیاه نمایی ضد ایرانی را دنبال کند. "مهتاب وحیدی راد" مجری و گوینده این برنامه در این خصوص می‌گوید: «سازمان عفو بین الملل در گزارش سالانه خود از وضعیت حقوق بشر در برخی کشورها از جمله ایران انتقاد کرد. شمار اعدام‌ها و اعدام مجرمان نوجوان در ایران در صدر انتقادها آر عملکرد مقام‌های ایران در این زمینه است. در این گزارش مقام‌های ایران همچنین به سرکوب آزادی بیان، نقض حق برگزاری تجمع مسالمت آمیز و تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی متهم شدند. بازداشت روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان سیاسی و مدنی، حقوق زنان، روند دادرسی‌ها، شرایط زندان‌ها، شکنجه و مجازات‌های بدنی از جمله شلاق و قطع عضو از دیگر مواردی است که عفو بین الملل از آن‌ها انتقاد کرده است. رها بحرینی، پژوهشگر امور ایران در عفو بین الملل درباره این گزارش می‌گوید: "گزارش امسال عفو بین الملل از تشدید سرکوب علیه مدافعان حقوق بشر خبر می‌دهد. در سال گذشته میلادی چندین مدافع حقوق بشر حکم‌های سنگین زندان دریافت کرده‌اند و ما دیدیم که در احکام دادگاه‌های انقلاب، اعتراض به اعدام و شکنجه، دیدار با خانواده‌های زندانیان سیاسی و عقیدتی، دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر و ارتباط با سازمان‌های حقوق بشی مثل عفو بین الملل و گزارشگران ویژه سازمان ملل، بیش از پیش به عنوان مصادیق جرائم امنیتی مطرح می‌شود. در سرفصل شکنجه و بدرفتاری، عفو بین الملل به شیوع شکنجه و بدرفتاری در زندان‌ها، انفرادی‌های طولانی مدت در بازداشتگاه‌های تحت کنترل وزارت اطلاعات و سپاه، استناد دادگاه‌ها به اعترافات گرفته شده تحت شکنجه و ممانعت مسئولین زندان و دادستانی از دسترسی زندانیان به خدمات پزشکی اشاره می کنه. یکی دیگر از موارد تکان دهنده ای که در گزارش به اون اشاره شده تداوم مجازات‌های بیرحمانه و غیرانسانی مثل شلاق زدن، قطع دست و پا و کور کردن چشم در نظام کیفری ایرانه." » اما آیا تمام نگرانی‌های جهان باید به ایران برگردد؟! آیا به واقعیت در حوزه‌های بیان شده ناشی از همین ادعاهای دروغ است که وارونه می‌شود؟! مرخصی‌هایی که به مجرمین برای گذراندن دوره درمان داده می‌شود، اخباری که از خود رادیو فردا مبنی بر بستری برخی از مجرمین در کلینیک‌های درمانی منتشر شده است و ... ناشی از عدم دسترسی آن‌ها به خدمات درمانی است؟! آیا سند قابل انتشاری جز ادعاهای پوشالی چند مجرم و خائن سیاسی در خصوص وجود شکنجه در زندان‌های ایران وجود دارد و رادیو فردا از انتشار آن امتناع می‌ورزد؟! آیا صدور حکم قصاص چشم برای فردی که با اسیدپاشی نه فقط چشم، بلکه حیات اجتماعی یک انسان را نابود کرده است، غیر انسانی بوده و جدای از آن اگر در مقابله با اسیدپاش این حکم صادر نمی‌شد، رادیو فردا در مقابل به حکومت را به بی توجهی و امثال ان متهم نمی‌کرد؟! در مقابل همه این‌ها، چطور وقتی ایالات متحده آمریکا آشکارا حقوق بشر در حوزه‌های مختلف چه در داخل کشور خود و چه در خارج از مرزهایش را نقض می‌کند، رادیو فردا، عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و ... بی توجه و با سکوتی معنادار از کنارش عبور می‌کنند؟! وجود اسناد چند صد صفحه ای غیر قابل انکار از شکنجه‌های وحشیانه در زندان‌های تحت کنترل آمریکا چه در داخل این کشور و چه در زندان‌هایی که در سایر نقاط دنیا مانند عراق و افغانستان دارند، کاملاً واقعیت‌ها را نشان می‌دهد. تبعیض علیه سیاه پوستان، تبعیض آشکار علیه مسلمانان، وضعیت بد آزادی حقیی زنان، قتل عام انسان‌های بی گناه در جای جای دنیا، جاسوسی به حریم خصوصی ملت‌ها و ... در ایالات متحده آمریکا کاملاً مشهود است که برای هر کدام می‌توان صفحه‌ها دلیل و سند نوشت. مهم‌ترین سند نقض حقوق بشر در آمریکا، دستور اخیر دولت این کشور مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چند کشور مسلمان از جمله ایران به خاک ایالات متحده است که اوج نژادپرستی را به تصویر می‌کشد. جایی که رادیو فردا کور است! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در فعالیت‌های همیشگی خود این گونه نشان داده است که ظاهراً برای او نهادهای بین المللی تنها تا زمانی ارزش و جایگاه دارند که در راستای اهداف اربابانش گام بردارند. نهادهای بین المللی تا زمانی که علیه جمهوری اسلامی ایران موضع گیری کنند، مهم و با اهمیت هستند، اما وقتی در مقابل ویژگی‌های منفی اربابان غربی رادیو فردا جبهه بگیرند، شدیداً به انزوا کشیده شده و با سکونت و چشمانی کور از کنارشان عبور می‌شود. رادیو فردا با اشاره به برگزاری نشست سالانه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، این شورا را درمقابل کشورمان قرار داده و به نوعی گزارش و برنامه خود را پیش می‌برد که گویی این نهاد بین المللی وابسته به سازمان ملل تنها اختصاصاً برای ایران ساخته شده و تشکیل جلسه داده است. مجری رادیو فردا در بخش‌هایی از این برنامه می‌گوید: «سی و چهارمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل از روز دوشنبه کار خود را در ژنو آغاز کرد. نشستی که در این دوره هم بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران را در دستور کار خود دارد. از جمهوری اسلامی ایران هم هیئتی به ژنو رفته که در رأس آن عباس عراقچی معاون امور حقوقی و بین الملل وزیر خارجه ایران است. او روز سه شنبه در سخنرانی خود در این اجلاس قطعنامه شورای حقوق بشر درباره ایران را بی اساس، سیاسی و غیر قابل قبول دانست. در حالی که حسن نائب هاشم، فعال حقوق بشر که در نشست شورای حقوق بشر در ژنو حضور دارد می‌گوید، قطعنامه‌های این شورا بر اساس مستندات تهیه می‌شود: "مسلم است که تمامان چیزی که در این قطعنامه‌ها هست بر اساس واقعیت‌های جمهوری اسلامی است و به طور مبسوط تمام این موارد بررسی می‌شود و کشورهای خیلی کمی هستند که در مجمع عمومی و شورای حقوق بشر برایشان به طور ویژه قطعنامه صادر می‌شود و یکی از آن‌ها جمهوری اسلامی هست و از انگشت نما بودن جمهوری اسلامی شکوه کرد آقای عراقچی ولی واقعیت این است که نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران آن چنان وخیم و آن چنان سیستماتیزه هست که نمی‌توان مسئله نقض حقوق بشر را انکار کرد."» این در حالی است که بررسی وضعیت حقوق بشر توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مختص ایران نبوده و همه کشورهای جهان را در برهه‌های زمانی مختلف در بر گرفته است؛ همانطور که حتی ایالات متحده امریکا نیز در سال‌های گذشته، مجبور به پذیرش این موضوع و ارائه گزارش خود از وضعیت خقوق بشر در این کشور به شورای مذکور بود است. مسائل مختلف موجود در آمریکا در حوزه نقض حقوق بشر از جمله آزار و شکنجه وحشیانه زندانیان در زندان‌های تحت کنترل آمریکا از جمله ابوغریب، گوانتانامو و ... مسائلی بوده‌اند که بارها در گزارشات شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به آن پرداخته شده است. جالب تر این جاست که آمریکایی‌ها نه تنها همانند ایران با آرامش به بررسی‌های این شورا پاسخ نمی‌دهد، بلکه حتی برای خروج از این شورا گام برداشته است که رسانه‌های مختلف جهان نیز به ان پرداخته‌اند؛ نشریه پولیتیکو به نقل از دو منبع آگاه که پیوسته با مقام‌های کنونی و پیشین آمریکا در ارتباط هستند بر این موضوع مهر تأیید زده و از تلاش‌های دولت ترامپ برای خروج ایالات متحده از شورای حقوق بشر سازمان ملل خبر داده است. دلسوزی برای خوزستان با تحریف بیانات رهبری در هفته گذشته شاهد تشدید وضعیت گرد و غبار در استان خوزستان بودیم؛ وضعیتی که بهانه ای شد تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بهره برداری از آن تلاش کند خود را دلسوز ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را دشمن مردم کشورمان معرفی کند. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به خود و همه مسئولین نظام در قبال مردم کشورمان، به ویژه مردم خوزستان، توسط عوامل برنامه ایستگاه پنجشنبه رادیو فردا مورد تحریف قرار گرفت تا اهداف ذکر شده در بالا را به مخاطبین منتقل سازد. "فرشید منافی" مجری رادیو فردا با نوع بیان توهین آمیز خود، می‌گوید: «هفته گذشته توی خوزستان همچنان از اسمون خاک روی مردم بارید و همینجور بخواد پیش بره کلاً استان خوزستان فکر کنم از روی نقشه حذف میشه یا حداقل اسمش رو باید عوض کنن بگذارن خاکستان یا غبارستان. این خوزستانی‌ها بنده خداها خرج همه ایران رو دارن میدم و خودشون همیشه در بدترین شرایط زندگی می کنن. این هفته، آلودگی هوا اینقدر زیاد بود که هفته پیش هم بهش اشاره کردیم، سیستم برق و آب خیلی از مناطق این استان متاسفانه قطع شد و ظاهراً ذرات خاکی که روی تأسیسات انتقال برق نشسته بود باعث خرابی و اتصالی توی تأسیسات برق اون مناطق شده بود. یعنی فکر کن از خونه نتونی بری بیرون چون خاک هست، بعد توی خونه هم نه آب داشته باشی نه برق. حتی گفته شد که تلفن‌ها هم برای ساعاتی قطع بوده و کلاً خوزستانی‌های عزیز برای مدتی زندگی در عصر حجر رو تجربه کردن. ازونطرف آقامون یعنی آقاشون پیغام فرستادن که مسئولین وظیفه دارن به فکر مردم باشن و برای علاج مشکل مردم کاری انجام بدهند و ازین حرفا. معظم له این جور مواقع که اوضاع خیلی شیر توی شیر میشه خودشون رو جزو مقامات مسئول نمیدونن و همصدا با شهروندان معملی شروع می کنن به گلایه کردن از مسئولین. کلاً میدونین معظم له بودنن خیلی حال میده. فکر کن رهبری تنها مقام مسئولیه که عملاً در برابر بدبختی‌ها و فجایع و مشکلات و اینجور چیزها هیچ مسئولیتی ندارد. خودشونم شاکی و طلبکار می شن از مسئولین. ولی خود ایشون جایی که تصمیم گیری به صرفه باشه و منفعتی توش باشه خودش میشه ته ته ته همه مسئولیت‌ها و کلاً همه مسئولین و مقامات رو بذارن روی هم به اندازه یک تار ریش ایشون هم قدرت اجرایی ندارن.» جالب است که وقتی رهبری در ایران بر تصمیمی تأکید می‌کند رادیو فردا حرف از دیکتاتوری به میان می‌آورد و اکنون باز این چنین فضاسازی می‌کند. باید بپذیریم که وجود دولتی که با رأی مردم بر سر کار آمده است و اواخر عمر خود را سپری می‌کند و وزارت خانه‌های مختلف در کنار نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولیت‌های غیر قابل انکاری دارند و این که همه مسئولیت را بر گردن شخص رهبری بی اندازیم مشکلی را درست نمی‌کند. این نوع نگاه و واکنش رادیو فردا و برنامه ایستگاه پنجشنبه، گویای این است که آن‌ها در هزاران کیلومتر دورتر از واقعیت، تنها به فکر بهره برداری از موضوع بوده و دلسوزی خاصی برای مردم خوزستان ندارند. رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود، خود را نیز در کنار سایر مسئولان قرار داده و رسیدگی و توجه به وضعیت مردم خوزستان را وظیفه مسئولین و البته حکومت دانسته‌اند. ایشان در این باره می‌فرمایند: «آنچه که در خوزستان در این چند روز برای مردم پیش آمد واقعاً دل انسان را می‌خراشد؛ [رسیدگی به] این‌ها وظیفهٔ ماست؛ این‌ها وظیفهٔ مسئولین است. حکومت‌ها موظف‌اند به فکر مردم باشند؛ این یکی از وظایف قطعی و فوری و همیشگی حکومت‌هاست. سیل آفت بزرگی است و خسارت‌های زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند و کمک به مردم سیل‌زده در مناطق جنوب، وظیفه و کاری لازم است. وظیفه دارند که به این مشکلات رسیدگی کنند و اگر کسی به فکر مردم باشد، نمی‌تواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند و این وظیفه قطعی، فوری و همیشگی حکومت‌هاست که به فکر مردم باشند. درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد. باید این سختی‌ها را در زندگی مردم لمس، و برای علاج آن‌ها فکر، کار، تلاش، همدردی و همدلی کرد. » اسکار و تحریمی که رادیو فردا نمی‌بیند! بخش پایانی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را نیز به یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی و سینمایی این هفته اختصاص داده‌ایم؛ جایی که اثر سینمایی "فروشنده" با کارگردانی "اصغر فرهادی"، به عنوان بهترین فیلم غیر انگلیسی جشنواره بین المللی فیلم اسکار سال 2017 میلادی انتخاب گردید. اما این موفقیت در حالی برای سینمای ایران رقم خود و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز به شکل‌های مختلفی تلاش کرد تا خود را خوشحال از این ماجرا و شریک در شادی مردم ایران معرفی کند که حاشیه‌های مهم این مراسم، از جمله عدم حضور عوامل این اثر سینمایی ایران در مراسم اسکار 2017 به دلیل تصمیم نژادپرستانه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا، کمترین توجه و واکنشی را از سوی رادیو فردا به خود جلب نمی‌کند. "فرشید منافی" در یکی دیگر از برنامه‌های رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، در واکنش به این رویداد، این گونه می‌گوید: «خبرهای خوبم شنیدیم. البته میدونین خودتون ولی یبار دیگه. بله مراسم اسکار امسال هم تموم شد و فیلم فروشنده اصغر آقا فرهادیمون دومین اسکار تاریخ سینمای ایران رو گرفت. میدونم خبرش البته بیات شده اما خوشحالی و افتخارش حالا حالاها که بیات نمیشه. چشم و دلتون روشن. خدایا این خوشحالی رسانه ای رو از ما نگیر. بابا آخه من نمیدونم اولین اسکار رو هم که میدونین خود اصغر آقا پنج سال پیش زحمت کشیده بود برای فیلم جدایی نادر از سیمین گرفته بود. یعنی دیگه به قول بعضی از این کاربرای فضای مجازی وقتشه که اسم اسکار رو کلاً به احترام اصغر آقا فرهادی عوض کنن و بذارن "اسغار". بخدا این اتفاق کمی نیست. بجان عزیزم کم نیست این موفقیت. آخه کی فکرش رو می‌کرد توی پنج سال سینمای ایران دو تا اسکار بگیره.» اما منافی و رادیو فردا یادشان رفته است به این موضوع بپردازند که سازندگان و دست اندرکاران این اثر سینمایی ایران به دلیل رفتار نژادپرستانه و تبعیض آمیز دولت آمریکا، در مراسم اسکار 2017 حضور نداشتند. ترانه علیدوستی در گفت‌وگویی با نیویورک‌تایمز با تأکید بر عدم حضور اعتراضی خود در مراسم اسکار ۲۰۱۷ گفت: "حتی اگر بتوانم در مراسم اسکار شرکت کنم نیز این کار را نخواهم کرد چون از این‌که می‌بینم مردم عادی کشورم از حق قانونی‌شان برای ملاقات با فرزندانشان در خارج از کشور محروم می‌شوند، عمیقاً آزرده شدم. آمریکا در ایران سفارت ندارد و ایرانی‌ها معمولاً برای دریافت ویزا به کشورهای همسایه سفر می‌کنند. بسیاری از این مردم موارد پزشکی اورژانسی دارند و من مطمئنم همه مردم ایران تنها برای تعطیلات به آمریکا سفر نمی‌کنند و ممکن است موارد جدی‌تری داشته باشند. مطئنم که آمریکا نیز بارها از حضور ایرانیان مهاجر و خدماتشان سود برده است. بنابراین اصلاً برای من قابل قبول نیست به دولتی احترام بگذارم که برای مردم کشور من احترامی قائل نیست." اصغر فرهادی کارگردان "فروشنده" نیز در مصاحبه ای با همین رسانه آمریکایی، بر عدم حضور خود در مراسم اسکار 2017 به نشانه اعتراض به تصمیم اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا که تندروی و افراط گرایی آشکار است، تأکید کرده است. او در این گفت و گو می‌گوید: "تحقیر ملت‌های دیگر به بهانه حفظ امنیت مردم یک کشور پدیده تازه‌ای در جهان نیست و همواره خود زمینه‌ای برای ایجاد شکاف و دشمنی در آینده بوده است. من از این طریق انزجار خود را از شرایط تحمیل شده ناعادلانه‌ای که برای ورود قانونی بعضی از هموطنانم و همچنین مردم شش کشور دیگر به ایالات متحده در حال اعمال است ابراز می‌کنم و امیدوارم این شرایط منجر به شکاف بیشتر بین ملت‌ها نشود." آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از اسفند ماه 1395 (08 الی 15 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Tue, 14 Mar 2017 03:11:24 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22821/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 138) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22737/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز پشت سر گذاشته شد و رویدادهای مختلف آن همانند همیشه بهانه‌هایی بود تا ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بهره برداری از آن‌ها، دشمنی دیرینه و همیشگی خود در مرحله اول با حقیقت و در مرحله دوم با نظام جمهوری اسلامی ایران را ابراز نمایند. در همین رابطه، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی، در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش کرده است تا به طور خلاصه، بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان را در بازه‌های زمانی هفت روزه، مورد بررسی قرار داده و واقعیت‌های موضوعات مطرح شده را به مخاطبین خود منتقل نماید. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از اسفند ماه سال 1395 (01 الی 07 اسفند ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش‌های رادیو فردا برای بهره برداری از زمستان سخت در ایران، اداره سیاه نمایی علیه وضعیت حقوق بشر در کشور از دید بین الملل، اختلاف افکنی میان ملت ایران با چاشتی شایعه، دلسوزی‌های متناقض رادیو فردا برای جامعه زنان ایرانی، نگرانی برای عدم اجرای قانون اساسی در کشور و ... را مورد مشاهده نمایید. سیاه نمایی زمستانی رادیو فردا علیه ایران آخرین ماه از فصل زمستان 1395 را در حالی سپری کردن هستیم و به همین دلیل این شماره از مجله هفتگی را با موضوعی زمستانی آغاز می‌کنیم؛ جایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از زمستان نیز در جهت سیاه نمایی های ضد ایرانی خود بهره برداری می‌کند. رادیو فردا در قسمت دیگری از برنامه "ایستگاه پنجشنبه" در این هفته تلاش کرده است تا با به میان آوردن اخبار برف و بوران شدید در نقاط مختلف کشورمان و میزان بالای امدادرسانی و خدمت رسانی به در راه ماندگان در طول جاده‌های مختلف ایران، از این موضوع با وارونه ساختن واقعیت، در جهت بی کفایت نشان دادن حکومت جمهوری اسلامی و عدم مدیریت صحیح بحران در کشور استفاده کند. "فرشید منافی" در این برنامه با لهنت وقیحانه می‌گوید: «در ایران ظاهراً همچنان درگیر زمستون هستین ها. چه خبره امسال؟ میگم معلومه توی این چند سال گذشته غرهایی که به خشکسالی و بی آبی و این حرفا زدیم خیلی به آسمون فشار آورده. کلاً تصمیم گرفته یهویی امسال همه رو جبران کنه ظاهراً. از زمین و آسمون میباره امسال چرا؟ سیل، برف، بوران، آب گرفتگی، از آسمون اینا میان از زمین هم که دیگه بی مسئولیتی و کمبود امکانات و اینجور چیزا میاد، بعد یهویی نتیجش میشه که همین که اعلام کردن توی صد و بیست و یک محور برف گیر مملکت نوزده هزار نفر می گن آدم گیر افتادن و دارن امداد رسانیشون می کنن. خیلیه ها نوزده هزار نفر توی کل ایران. آقا عکس اومده توی استان فارس ملت دارن توی شهرها با قایق رفت و آمد می کنن توی خیابون. یعنی به حق چیزای ندیده و نشنیده خداوکیلی دیگه. توروخدا مواظب خودتون باشین. این هوا اصلاً شوخی پوخی نداره. یهو میاد آدم رو برمیداره می‌برده با خودش. یه زمانی یادتونه می‌گفتیم زمستونه برف میاد میریم عشق و حال، زمستون سرما داره ولی برف بازی هم داره. اما الان باید همش نگران باشیم یوقت کسی یا زیر گرد و خاک نمونه یا زیر برف و سیل. امیدواریم اونایی که توی این زمستون جاشون گرمه به فکر اونای دیگه هم باشن.» اما از سازندگان این برنامه رادیو فردا باید پرسید که آیا امدادرسانی به حجم زیادی از افرادی که در آب و هوای بد درگیر شده‌اند، ناشی از ناکارآمدی است؟! آیا می‌شود با کارآمدی به برف گفت که نبارد یا باران نیاید؟! آیا اگر این نوزده هزار نفری که به ان ها خدمات ارائه شده است، از این خدمات بهره مند نمی‌شدند، کارامدی را نشان می‌داد؟! اصلاً آیا این گونه بحران‌های هوایی مختص جمهوری اسلامی ایران است و در دیگر نقاط جهان، به ویزه ایالات متحده آمریکا شاهد این گونه وقایع و قربانی شدن انسان‌ها در حوادث آب و هوایی و طبیعی نبوده‌ایم؟! سال گذشته، طوفان‌های مرکز و جنوب آمریکا جان بیش از 50 نفر را تنها در یک هفته گرفت و بسیاری از این‌ها افرادی بودند که در ماشین‌های خود گرفتار سیل شده بودند و بدون هیچ امدادرسانی در خودروی خود جانشان را از دست دادند. سیل سال گذشته در دو ایالت تگزاس و اوکلاهاما آمریکا نیز بیش از نوزده نفر را به کام مرگ فرستاده است. وقوع سیل کم سابقه در ایالت لوئیزیانای آمریکا در چند ماه پیش نیز که بیش از 13 کشته به همراه داشت و مردم چندین شهر را مجبور به ترک محل سکونت خود کرد، نمونه ای دیگر از این واقعیت‌هاست. تکراری‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری رادیو فردا در هفته‌ها و ماه‌های پیش به بررسی انواع نگرانی‌های حقوق بشری رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در قبال وضعیت داخلی کشورمان بوده‌ایم و دیدیم که در برخی موضوعات به چه میزان این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با تکرار تلاش می‌کند تا دروغ‌های خود را در ذهن مخاطبینش به کرسی بنشاند. یکی از این موضوعات که جزو تکراری‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری رادیو فردا در قبال ایران اسلامی است، بحث آزادی رسانه و حقوق فعالان رسانه ای و روزنامه نگاران است که هماره بر نقض آن‌ها در کشورمان تأکید کرده است. در همین راستا، برنامه این هفته "دریچه" در رادیو فردا باز هم به این موضوع می‌پردازد و این حوزه را جزو اصلی‌ترین دلواپسی‌های جهانی در قبال حقوق بشر در ایران می‌داند. "مهتاب وحیدی‌راد"، مجری "دریچه" در بخشی از برنامه خود می‌گوید: «گزارشگران بدون مرز، هفته پیش همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب 57 در ایران با انتشار بیانیه ای اعلام کرد، آزادی مطبوعات که یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های انقلاب سال 57 بود، هنوز محقق نشده و سرکوب روزنامه نگاران همچنان ادامه دارد. این نهاد مدافع آزادی بیان می‌گوید، طی چهار دهه گذشته، رهبر و مسئولان نظام تغییر کردند، اما در مورد روزنامه نگاران تنها روش سرکوب آنان تغییر می‌کند. در این بیانیه آمده، فشار بر روزنامه نگاران و رسانه‌ها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده بیشتر شده است. گزارشگران بدون مرز می‌گوید، ایران با حدود 30 روزنامه نگار و شهروند خبرنگار زندانی، یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه ایست. با وجود این انتقادها، بازداشت روزنامه نگاران در ایران همچنان ادامه دارد.» رضا معینی، که این برنامه او را مسئول بخش ایران در گزارشگران بدون مرز معرفی می‌کند نیز در این باره می‌گوید: «در این بیانیه ما توضیحی که داده‌ایم، بهترین نمونه آن را بازداشت‌های وسیع و اعدام‌های دهه نخست طرح کرده‌ایم. دوره دوم همزمان بود با نوعی تحول در روابط بین المللی ایران. خب به شکل گذشته آن سرکوب‌ها و آن بازداشت‌های وسیع شاید ناممکن بود و به همین عنوان حذف و قتل‌هایی که بعداً به عنوان قتل‌های زنجیره ای و در اصل جنایات سیاسی انجام شد که این دوره هم به نوعی در ادامه همان دوره بود و سپس در دوره بعد به نوعی می‌توان گفت که مسئله زندان‌های هدفمند و سپس متاسفانه قتل و به نوعی حذف‌هایی که در زندان بود که در این دوره هم نمونه‌هایی از زندانیان ما به دست داریم. اما آنچه که مشخص است این سرکوب با وجود قانون، قانونمند شد و امروز عملاً همچنان و در پی نبود اراده ای برای قانونمند کردن آزادی اطلاع رسانی و با استفاده از مصونیت از مجازات، متاسفانه خشونت علیه روزنامه نگاران همچنان ادامه دارد. و به ویژه در این اواخر به نوعی تحقیر و ضربه شلاق بر پیکر روزنامه نگاران است که به گمان ما این مجازات، غیر انسانی و قرون وسطایی است و مغایر با قوانین و موازین بین المللی است.» این درحالیست که وضعیت آزادی رسانه در ایران به نسبت سابقه، قدمت و موقعیت، وضعیت بهتر و مساعد تری نسبت به ایالات متحده آمریکا داراست. واقعیت‌ها در جامعه آمریکا نشان می‌دهد که رسانهٔ مستقل به معنای واقعی وجود خارجی نداشته، بلکه تمامی رسانه‌ها در اختیار صاحبان قدرت و نظام سرمایه داری قرار دارد که در نتیجه تنها منافع خود را دنبال می‌کنند. سانسور شدید خبری که در امریکا وجود دارد، غیر قابل انکار بوده که حتی دامن گیر رادیو فردا به عنوان رسانه ای فارسی زبان که زیر نظر کاخ سفید فعالیت می‌کند نیز شده است. نمونه این سانسورها را می‌توان در چند وقت اخیر و در خصوص خبر ممانعت از ورود کودک 5 ساله ایرانی به خاک آمریکا و حتی بازداشت این کودک به جرم تروریست بودن در پی دستور نژادپرستانه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا اشاره کرد که با وجود اهمیت این خبر و پرداختن بسیاری از رسانه‌های جهان به آن، رادیو فردا کمترین واکنشی در خصوص این خبر نشان نداده و با چشمان نابینا و گوش‌های ناشنوای معروفش، به راحتی از کنار آن عبور می‌کند تا مبادا سیاست‌های دولت آمریکا خدشه دار شود. بعلاوه، همانطور که پیش‌تر نیز به آن اشاره شده است، آیا روزنامه نگار بودن یا فعال رسانه ای بودن باعث می‌شود که فرد در برابر قانون یک کشور و ملت مصونیت داشته باشد؟! آیا اگر فردی در هر جایگاه و حرفه ای از قانون تخطی کرد، نباید مجازاتش را هم متحمل شود؟! از ان گذشته، با این معیار و مقیاس رادیو فردا و گزارشگران بدون مرز در معرفی شهروندخبرنگارها، ایا نمی‌شود این گونه گفت که در ایران چند ده میلیون شهروندخبرنگار وجود داشته و به این دلیل برخورد قضائی و قانونی با هر فردی می‌تواند نقض حقوق رسانه ای باشد؟! تفرقه افکنی با اعتراف به شایعه پراکنی یکی دیگر از مواردی که رادیو فردا در بین فعالیت‌های روزانه خود به دنبال آن بوده است و می‌شود آن را جزو پر کاربردترین راه‌های ابراز دشمنی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی علیه کشورمان دانست، تلاش برای تفرقه افکنی میان مذاهب، اقلیت‌ها و قومیت‌های مختلف در ایران است که البته در این بین فاصله انداختن میان شیعیان و سنی مذهب‌ها در کشور بیش از همه مورد توجه بوده است. در این هفته نیز این رسانهٔ دولتی آمریکایی گزارشی که منتشر کرده است که هر چند خود در همین گزارش به شایعه بودن آن اعتراف می‌کند و به نوعی اذعان می‌کند که یک بنگاه شایعه پراکنی بیش نیست، اما با استفاده از همین شایعه به ایجاد فاصله میان سنی مذهب‌ها و نظام جمهوری اسلامی پرداخته است. رادیو فردا در گزارشی با اشاره به نامه مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی به رهبر، آورده است: «امام جمعه اهل سنت زاهدان، در نامه‌ای به آیت الله علی خامنه ای، نسبت به انتشار گزارش‌هایی در خصوص دستور محرمانه رییس قوه قضاییه ایران برای تسریع اعدام محکومین اهل سنت در پرونده‌های مواد مخدر ابراز نگرانی کرده است. اعدام‌های اخیر چند شهروند اهل سنت در شهرهای مختلف کشور در خصوص پرونده مواد مخدر را از دلایل تقویت احتمال صحت دستور محرمانه رئیس قوه قضائیه دانسته است. قطع نظر از صحت و سقم این نامه، شایعه مذکور در میان اهل سنت دغدغه و نگرانی ایجاد کرده است. لذا رسیدگی به این قضیه نیاز به تدبیر حکیمانه و پدرانه حضرتعالی دارد. اشاره مولوی عبدالحمید به گزارش‌ها منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی در خصوص تصریح در اعدام ده‌ها زندانی اهل تسنن متهم به مواد مخدر است.» بر همه آشکار است از آنجا که امکان شناسایی هویت واقعی اعضا و امکان کنترل محتوای تولید شده توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی وجود ندارد، یکی از مهم‌ترین پیامدهای منفی این شبکه‌ها، شکل گیری و ترویج سریع شایعات و اخبار کذبی است که توسط برخی از اعضای این شبکه‌ها و با اهداف خاص و غالباً سیاسی منتشر می‌شود. همچنین در شبکه‌های اجتماعی مانند سایر رسانه‌ها، افراد و گروه‌های مغرض با اهداف از پیش تعیین شده و با شیوه‌های مخصوص، اقدام به تبلیغات ضد دینی و حمله به اعتقادات مذهبی می‌کنند که واضح است هدف اصلی گردانندگان این شبکه‌ها، دین زدایی و حمله به مقدسات است. با این تفاسیر به راستی آیا رادیو فردا مخاطبش را چه فرض می‌کند که انتظار دارد با انتشار شایعاتی از این دست و تلاش برای اثبات آن‌ها با شواهدی از جنس دم روباه به او و اخبارش اعتماد کنند و ادعای تأثیر گذاری در جامعه هم دارد؟   سؤالی دیگری که اینجا پیش می‌آید این است: در حالیکه هزاران نفر از زن و کودک در دنیای واقعی در سراسر قلمرو جنایات آمریکایی از عراق و افغانستان و سوریه و پاکستان و آفریقا کشته می‌شوند و یا در قحطی غذا و دارو ذره ذره جان می‌دهند، رادیو فردای مدعی دفاع از حقوق بشر خفقان گرفته اما از وجود "احتمال شایعاتی" آنهم در دنیای مجازی آنهم درباره عده ای که با قاچاق مواد افیونی خود باعث مرگ هزارن نفر و بی خانمانی و بی سرپرست شدن صدها هزار کودک بی گناه شده‌اند، اینطور بر آشفته و برایشان مظلوم نمایی می‌کند؟ تناقض گویی رادیو فردا در دلسوزی برای زنان ایرانی زنان همواره یکی از عناصر فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در جهت سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند و این رسانه فارسی زبان همواره تلاش کرده است تا در پوشش دفاع از زنان ایرانی، وضعیت زندگی، تحصیل، اشتغال، مشارکت‌های اجتماعی و ... آن‌ها در ایران را بسیار نامناسب توصیف نمایند. در این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی توسط رادیو فردا بودیم که به اشتغال زنان ایرانی پرداخته و مدعی شده بود که بازار کار در ایران انحصاراً مردانه بوده و جایی برای مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در این بازار وجود ندارد. رادیو فردا در بخش‌هایی از گزارش مذکور آورده است: «آمار رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار درباره بازار کار ایران نشان می‌دهد که طی دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش پیدا کرده و همزمان نرخ بیکاری زنان بالا رفته است. این اتفاق درحالی رخ داده که تعداد زنان دانشجو و زنان فارغ‌التحصیل از دانشگاه به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است اما برخلاف تصور، افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی، به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان منتهی نشده است. در مجموع، از سهم زنان در بازار کار کاسته شده و شکاف جنسیتی در این بازار افزایش پیدا کرده است. در مطالعه پیش‌روی، روندها و شاخص‌های آماری با هدف بررسی حضور زنان در بازار کار ایران بررسی می‌شود و تغییر روند مشارکت زنان در این بازار با تغییر جمعیت زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در مطالعه بازار کار، نرخ بیکاری است که در ایران از محاسبات مرکز آمار در طرح آمارگیری نیروی کار مشخص و اعلام می‌شود. نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در دوره ۱۳۸۴-۱۳۹۳ به تفکیک قابل مشاهده است. مقایسه این سه نرخ در دهه مورد اشاره نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان همواره هم از نرخ بیکاری مردان بیشتر بوده است و هم از نرخ بیکاری عمومی، اما نرخ بیکاری مردان همواره از دو نرخ دیگر کمتر بوده است. نکته قابل توجه دیگر روند متضاد تغییر نرخ بیکاری مردان و زنان در این دوره است. با در نظر گرفتن نرخ بیکاری مردان در ابتدا و انتهای این دوره مشاهده می‌شود که نرخ بیکاری مردان، روند مثبتی طی کرده و از ۱۰ درصد سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد سال ۱۳۹۳ رسیده است. اما این روند برای زنان معکوس بوده به‌طوریکه نرخ بیکاری زنان از ۱۷ درصد ابتدای این دوره به نزدیک ۲۰ درصد در انتهای دوره افزایش پیدا کرده است. نرخ بیکاری کل هم در این دوره از ۱۱.۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر هم نرخ بیکاری کل و هم نرخ بیکاری مردان بعد از نوسانی که روند آن در نمودار نمایش داده شده، بهبود پیدا کرده است، اما نرخ بیکاری زنان بالاتر رفته است.» اما این در حالی است که خود رادیو فردا چندی پیش در گزارشی به واقعیت جامعه ایرانی که عکس این ادعاها و نشان دهنده بهبود وضعیت مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در ایران است، اذعان نموده است. این رسانهٔ دولتی آمریکا در گزارش چندی پیش خود با اذعان به بهبود این وضعیت در دوران پس از انقلاب اسلامی تا کنون، تأکید کرده است که "بررسی آمار و داده‌های بازار کار در بیش از نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان اگرچه با فراز و فرودهایی همراه بوده اما در نهایت روند این تغییرات به نفع افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایرانی و البته رشد نرخ بیکاری آنان تغییر کرده است." و "این روند تغییرات، نشان می‌دهد که زنان ایرانی با توجه به اینکه در همین سال‌ها، سهم قابل توجهی از ظرفیت‌های دانشگاهی را نیز به خود اختصاص می‌دهند، علاقه وافری نیز برای حضور در بازار کار دارند." اما در طرف مقابل ما شاهد مشکلات پیچیده تری در خصوص اشتغال و فعالیت اقتصادی زنان در ایالات متحده آمریکا هستیم؛ در آن جا فقط بحث میزان شغل یا درصد اشتغال نیست، بلکه هویت، جایگاه و احترام زن در میان است. گذشته از این که جایگاه‌های شغلی مناسب برای زنان وجود ندارد و تبعیض در نوع شغل‌ها قابل مشاهده است و گذشته از نوع نگاه جنسی و کالامحوری که به زنان در بازار کار و اقتصاد آمریکا وجود دارد، تبعیض در نوع دریافتی و ارتقاء شغلی زنان نیز کاملاً آشکار است. " اتحادیه حقوق زنان " سازمان ملل متحد در گزارشاتی بر تفاوت بیش از ۲۳ درصدی حقوق و دریافتی زنان و مردان در شغل‌ها و کارهای یکسان در آمریکا اذعان نموده و در مورد آن ابراز نگرانی کرده است. شرکت " پی اسکیل " در آمریکا نیز در بررسی تحقیقاتی در خصوص تفاوت دریافتی زنان و مردان در مشاغال صنعتی این کشور، تأکید می‌کند که " حقوق مردان تا ۵۰ و ۵۵ سالگی به صورت مداوم افزایش پیدا می‌کند تا به دستمزد متوسط سالانه ۷۵۰۰۰۰ دلار برسد حقوق زنان در سن ۳۵ تا ۴۰ سالگی به ۴۹۰۰۰ دلار می‌رسد و معمولاً همان جا ثابت می‌ماند. " جالب است بدانید که ایالات متحدهٔ آمریکا یکی از معدود کشورهایی در جهان است که حتی در احترام و توجه به حقوق مادری زنان نیز بسیار مشکل دارد؛ به طوری که در این کشور، هنوز به زنان باردار، چه در زمان بارداری و چه در زمان تولد فرزند، مرخصی با دریافت حقوق داده نمی‌شود و آن‌ها یا مجبورند به هر شرایطی شده در محل کار خود حاضر شوند و یا از مرخصی بدون دریافت حقوق استفاده کنند که آن هم در برخی ایالت‌های این کشور مورد پذیرش قرار می‌گیرد. اما وضعیت زنان در آمریکا به همینجا ختم نشده و شخصیت آن‌ها نیز در بازار کار امریکا لگدمال می‌شود؛ آزار جنسی و سوءاستفاده از زنان در شغل‌های مختلف این کشور توسط مدیران بالادستی و همکاران هم رده یا حتی رده‌های شغلی پایین تر در محل کار، به بحرانی عظیم برای جامعه آمریکا تبدیل شده است. "مارلین فرنچ" یکی دیگر از نویسندگان مطرح غرب نیز در این رابطه در کتابی با نام "جنگ علیه زنان" می‌نویسد: "همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، حتی اگر عده‌ای از آن‌ها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکت‌های آتش‌نشانی آمریکا کار می‌کنند، آن‌ها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آن‌ها به شمار می‌روند." دلواپسی‌های رادیو فردا برای عدم اجرای قانون اساسی ایران در این هفته شاهد بروز نوع جدیدی از نگرانی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در خصوص وضعیت داخلی ایران بوده‌ایم؛ جایی که این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، از نحوه و عدم اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی در کشور گلایه می‌کند و حکومت را به نقض قانون اساسی خود متهم می‌سازد. رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، بار دیگر با بهره برداری از اظهارات همواره حاشیه ساز علی مطهری در داخل کشور، با تأکید بر این که حصر سران فتنه سال 1388 و البته محاکمه احمد منتظری به دلیل انتشار فایل مربوط به اعدام‌های سال 1367 نمونه‌هایی از عدم اجرای قانون اساسی در ایران هستند، گزارش خود را با دفاع از منافقین درآمیخته و می‌نویسد: «علی مطهری در پاسخ به موضع رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکان او درباره طرح "آشتی ملی" گفت که مردم پس از حوادث سال ۸۸ از حکومت "گلایه‌هایی دارند" و اقدامات "خلاف قانون اساسی" مانند حصر، ممنوع‌التصویری و زندانی کردن احمد منتظری "تنگ‌نظری است" و"باید کنار گذاشته شود". به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، نایب رئیس مجلس روز جمعه، ششم اسفند، در کنگره حزب مردمسالاری گفت: "ما هم قبول داریم، مردم با هم قهر نیستند اما پس از حوادث سال ۸۸ مردم از حکومت گلایه‌هایی دارند و در این مدت مواردی خلاف قانون اساسی انجام می‌شود که باید کنار گذاشته شود." وی مسائلی مانند حصر رهبران جنبش سبز، ممنوع‌التصویری محمد خاتمی، سختگیری بر منتقدان و زندانی کردن احمد منتظری را حاصل "تنگ‌نظری" خواند. آقای مطهری در ادامه سخنان خود با اشاره به بازداشت احمد منتظری به دلیل انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری گفت که نباید کسی را به انتشار یک سند زندانی کرد و "نمی‌توان گفت سند انقلاب باید از بین برده شود". وی تاکید کرد که "غلبه ظلم بر عدالت، فساد اخلاقی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و تفرقه و تشتت از عوامل انقراض اجتماعات بشری است که مهم‌ترین مثال و مصداق آن انقراض حکومت عثمانی به شمار می‌رود". احمد منتظری در پی انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ به ۲۱ سال زندان محکوم شده و دادگاه ویژه روحانیت اعلام کرد که شش سال از این حکم اجرا خواهد شد. علی مطهری پیش از این نیز بارها به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز و ممنوع‌التصویری محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، بارها اعتراض کرده و این اقدامات را خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی خوانده است.» اما اینکه از کی تا به حال رادیو فردا به عنوان یک رسانه ضد ایرانی و وابسته به دولت آمریکا، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را شناخته و برای اجرای دقیق آن نگران است، جای سؤال دارد؟! در شرایطی از محاکمه و بازداشت احمد منتظری به عنوان نمونه ای از نقض قانون اساسی در ایران سخن به میان آورده شده است که ظاهراً کتاب قانونی که در دست نگارندگان این گزارش رادیو فردا بوده است جعلی بوده است اگر نه از رفتار غیر قانونی این مجرم با استناد به خود قانون دفاع نمی‌کردند. وی مدت‌ها با دروغ‌ها، به تویش اذهان عمومی، اتهام زنی به نظام جمهوری اسلامی و سیاه نمایی ضد ایرانی پرداخته است و بهانه دشمنی غرب و ابزارهای رسانه ایشان را فراهم ساخته است و بگذریم از این که به حمایت از یک سازمان تروریستی و خائن به نام مجاهدین خلق (منافقین) اقدام کرده است. در خصوص حصر سران فتنه سال 1388 نیز ظاهراً رادیو فردا پافشاری دارد تا با قانون شناسی و قانون دوستی‌های خود، هرچه زودتر آن‌ها را به طور کامل از صحنه محو سازد؛ زیرا با بررسی جرایمی که بر اساس قانون مرتکب شده است، یقیناً هر قانون شناسی می‌داند که حصر خانگی، آن هم با دستری راحت به همه امکانات رفاهی، تفریحی، درمانی و ...، اصلاً محکومیت محسوب نمی‌شود و به عنوان بهشتی برای این خائنان به ملت ایران است که باید قدرش را بدانند و آن را مدیون رأفت حکومت باشند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از اسفند ماه 1395 (01 الی 07 اسفند ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 06 Mar 2017 03:15:17 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22737/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 137) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22651/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          چهارمین هفته از بهمن ماه 1395، با همه پستی و بلندی‌هایش، اما به طور خاص به هفته واکنش‌های رادیو فردا در قبال دهه مبارک فجر و 22 بهمن 1395 شناخته شده است و به همین دلیل بیشترین سهم از فعالیت‌های این هفته رادیو فردا را نیز، همین موضوعات به خود اختصاص داده‌اند. در همین شرایط، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، به طور خلاصه بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا را مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و هفتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از بهمن ماه سال 1395 (23 الی 30 بهمن ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و هفتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل اهانت‌های فرشید منافی و رادیو فردا به امام خمینی (ره)، نگرانی‌های مطرح شده در ایستگاه پنجشنبه برای آتش زدن پرچم آمریکا در راهپیمایی 22 بهمن، تلاش‌ها برای سیاه نمایی در خصوص دستآوردهای پیروزی انقلاب اسلامی برای ملت ایران، واکنش خاص رادیو فردا به حماسه میلیونی ایرانیان در 22 بهمن، تلاش تکراری این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای حمایت از بهائیان در پوشش دفاع از آزادی مذهب و ... را مورد مشاهده نمایید. عقده گشایی رادیو فردا در قبال بنیانگذار انقلاب اسلامی نخستین موضوعی که در خصوص فعالیت‌های خاص رادیو فردا در این هفته و در خصوص دهه مبارک فجر مورد بررسی قرار خواهیم داد، عقده گشایی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در قبال بنیانگذار انقلاب اسلامی است؛ جایی که در برنامه "ایستگاه پنجشنبه" و با نقش آفرینی "فرشید منافی"، با لهنی اهانت آمیز و شوخی‌های به اصطلاح حیوانی، امام خمینی (ره) را هدف حملات خود قرار داده است. منافی در این برنامه برای ابراز این کینه‌های عمیق، می‌گوید: «امروز چهاردهم بهمن سال 1395 هست و سی و هشت سال پیش در چنین روزی که نه، دو روز قبلش یک هواپیمایی دربست برای اَمام امت گرفتند و از پاریس یک راست آوردند به فرودگاه مهرآباد تهران و گفتند که بیاین مردم، این هم اَمامتون. اون اَمامی که اون روز از هواپیما پیاده شد متاسفانه البته نه مقوایی بود، نه پلاستیکی بود، نه بادی بود، نه کوچیک بود، نه بزرگ بود. یک اندازه خاص خودش را داشت و کاملاً واقعی بود. البته اون زمان به طور کامل هم به اَمامت نرسیده بودند ایشون ها و بعداً بود که ملت اَمامشون کردن و عکسش رو نشوندن توی ماه و اَمام جان هم ظاهراً از این همه استقبال گرم مردم خوششون اومد و حال کردن رفتن نشستن اون بالا و تا سال 68 هم که به قول عشاقش به ملکوت اعلا پیوستن و قدس سره الشریف شدن پایین نیومدن که هیچی بالاترم رفتن. اصلاً داشت می‌رفت مرحله بعد. بله خلاصه سی و هشت سال پیش این موقعا خیلی از مردم ایران خوشحال بودن و پیش خودشون فکر می‌کردن که حالا دیگه شاه رفته و نظام خونریز و آدم کش و چمیدونم آدم خور طاغوتی کلکش کنده شده و فردا بوی گل سوسن و یاسمن فضا رو پُر می کنه و ایران که ظاهراً از نظر دوستان ویرانه ای بیش نبوده یهویی گلستان میشه. بعد که اَمام رفت اون بالا نشست و یواش یواش از آن پیر برنا تبدیل به یک چیز دیگه شد و هی از پس و پشت انقلابش جنازه زد بیرون و آدما به سه دسته انقلابی یا اعدامی یا زندانی تبدیل شدن دیگه یواش یواش معلوم شد که بالا عجب آدم زبلی بوده‌ها. یعنی کسی که اوایل دهه 40 یکی از اعتراضاتش به محمدرضا شاه این بود که چرا داره به زنان حق رأی میده، یهویی نمیدونم توی دوره مبارزات انقلابی خودش خواستار حضور زنان و مردان به عنوان خواهر و برادر توی راهپیمایی‌ها و تظاهرات شد. بعد هم که اومد رفت نشست اون بالا و رهبر کبیر نظام مقدس شد و تبدیل به یک پیر مرد عبوس بی اعصاب که در مورد کشتن آدم‌ها همچین نظرات ترسناکی داشتند ایشون.» اما آیا واقعیت‌های شخیصیتی امام خمینی (ره)، بنیانگذار کبیر انقلاب، آن طور که فرشید منافی و رادیو فردا به تمسخر مطرح می‌کنند، چهره ای خشن، خشک و غیر قابل انعطاف است؟! ایشان در بخشی از تقریرات فلسفه خود، برخلاف ادعاهای مطرح شده توسط رادیو فردا، با ذاتی رئوف، می‌فرماید: «اگر قومی با ما موافق نشدند، نباید اگر یک جهت حقی را هم قائل شدند، ما به مناسبت احراز عداوت کلی، زمزمه مخالفت کلی با آن‌ها سر داده و حرف حق را هم به جهت مخالفت با آن‌ها، قائل نشویم. و الّا اگر بنا بر این باشد باید ما با تمام الهیین عالم بنای مخالفت گذاشته و اعتقاد به وحدانیت و توحید را هم از دست بدهیم.» رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در خصوص نوع رفتار امام خمینی (ره) با مخالفان و صبوری و مهربانی که در این رابطه از خود نشان داده‌اند نیز، می‌فرمایند: «از اول انقلاب در بین همین گروه‌هائی که در دوران پیش از انقلاب و در حوادث سالهای مبارزات، همه در کنار هم بودیم، اختلافهائی به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) با همهٔ این اختلافات یک جور برخورد نکرد. همین طور که در روش امیرالمؤمنین عرض کردیم، روش امام (رضوان اللَّه علیه) هم همین جور بود؛ یعنی اول با مدارا، با نصیحت؛ لیکن آن وقتی که اقتضاء کرد، برخورد کرد. یک گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشکلات آن‌ها بود، یک گروه آن کسانی بودند که علیه لایحهٔ قصاص آن حرکت را انجام دادند، یک گروه حتّی کار را به ترور و درگیری‌های خیابانی کشیدند؛ با هر کدام از این‌ها امام یک نحوی برخورد کرد. در سطوح بالای حکومت هم بود؛ نخست‌وزیر بود، رئیس جمهور بود، حتّی بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه علیه) در سطوح بالاتر از رئیس جمهور هم بود. امام با کسانی که احساس کردند نمی‌شود با این‌ها بیش از آن مدارا کرد، برخورد کردند. همه هم سوابق انقلابی داشتند، سوابق مذهبی داشتند، خیلی‌شان هم در سطوح بالا بودند؛ لیکن خوب، اینجور شد دیگر؛ این انشعاب‌ها پیش آمد. بعضی واقعاً با امام درافتادند؛ بعضی نه، اختلاف نظری هم بود، اما به درگیری و دعوا و انشعاب و انشقاق نینجامید. بعضی با امام درافتادند و مدارای امام را ندیده گرفتند. امام به همین گروهک منافقین که خواسته بودند بیایند با ایشان ملاقات کنند، پیغام دادند که اگر شما به حق عمل کنید، من می‌آیم سراغ شما؛ اگر دست از این کارهای خلاف بردارید، خود من می‌آیم سراغ شما. یعنی امام تا این حد با این‌ها مدارا کردند و حرف زدند. خوب، وقتی احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتی که مسئله، مسئلهٔ رسوخ دادن مبانی غلط در کالبد نظام و انقلاب است، این دیگر مثل سمِ مهلک است. آن وقت امام رعایت نکردند، مدارا نکردند؛ برخورد کردند. این در مورد آن چیزهائی است که در اختلافات بنیانی است.» دلسوزی سیاسی برای پرچم آمریکا دومین موضوع انتخاب شده از فعالیت‌های این هفته رادیو فردا نیز به فضاسازی‌های این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید برای تحت تأثیر قرار دادن دهه مبارک فجر سال 1395 اختصاص دارد؛ جایی که باز هم "فرشید منافی" و "ایستگاه پنجشنبه" در خط مقدم حملات رادیو فردا به انقلاب اسلامی حضور داشته و این بار نگرانی برای پرچم آمریکا مطرح می‌شود. "فرشید منافی"، در این برنامه، بحث به آتش کشیدن پرچم آمریکا در جریان راهپیمایی‌های برگزار شده در ایران پرداخته، این را رفتاری تند و افراطی می‌داند و می‌گوید: «آقا این فردا رو چیکار کنیم؟ چی بپوشیم یعنی میگم؟ 22 بهمن شما چی می پوشین؟ ما خیلی فکر کردیم و به نتیجه نرسیدیم اما بجاش دیدیم که بچه‌های توئیترباز ایرانی که به یک ارتش توئیتری تبدیل شده‌اند، از دیروز بعدالظهر یک قرار توئیتری گذاشتن. قدیما قرار این بود که آدما برن همدیگه رو ببینن اما الان قرارا خیلی فرق کردن. بچه‌ها یک هشتگ ساختند با نام عشق میان پرچم‌ها. و توی این توئیت ها بچه‌ها تلاش می‌کردن تا اون نابغه‌هایی که میخوان فردا در راهپیمایی پرچم آتش بزنن رو منصرف کنند. یه عالمه توئیت با این مضمون تولید شد و این هشتگ برای چند ساعت جزو تنردهای بالای جهانی شد. مثلاً "ناتور دشت" توئیت کرده بود که "با آتش زدن پرچم کشورهای دیگه و مرگ فرستادن براشون کدام عقده و خلاء روانی رو جبران می‌کنید؟" یا مثلاً "رژین" نوشته بود "هر ایرانی یک آتش نشان برای خاموش کردن آتش تنفر ملت‌ها." "دکتر مجی مونه" هم نوشته بود که "دشمن را برای مردم تراشیده‌اند تا حکومت کنند اگر نه مردم همه با هم دوست هستند." خلاصه همون طوری که گفتم توئیتری ها حسابی از دیشب با این هشتگ گرد و خاک به راه انداختن، حالا تا ببینیم عزیزان پرچم آتیش زن فردا چجوری با درخواست اونا بیعت می کنن.» اما این در حالی است که منابع حقوق بین الملل تعریف درستی در خصوص اینکه پرچم یک کشور نماد مردم است یا نماد حکومت، ارائه نمی‌کند و بنابر این بریا یافتن پاسخی مناسب در این باره باید به عرف بین الملل توجه کرد. در عرف بین الملل یقیناً پاسخ قاطعانه، پرچم یک کشور را وابسته به حکومت می‌داند. اثبات این را می‌توان در تغییر پرچم کشورها در پی تغییر نظام حکومتی مشاهده کرد که تغییر پرچم ایران یا آلمان تنها نمونه‌هایی از این دست محسوب می‌شوند. به عبارتی دیگر اگر پرچم به مردم یک کشور برمیگشت، دلیلی نداشت با تغییر نظام حکومتی تغییر کند. در چنین شرایطی آیا آتش زدن پرچم، توهین و دشمنی با مردم آن کشور شناخته می‌شود و یا اعتراض به سیاست‌های حکمرانان است؟! بارها پرچم ایالات متحده آمریکا در داخل خاکان کشور و توسط مردمان خود آن جا به آتش کشیده شده است که نمونه آن را در جریان اعتراضات مردمی به انتخاب دونالد ترامپ مشاهده کرده‌ایم، با این وجود آیا مردم خود امریکا نیز با خود خصومت دارند؟! بعلاوه آتش زدن پرچم آمریکا تنها مختص به ایران نیست، بلکه در کشورهای مختلف جهان، از خود آمریکا گرفته تا ... مشاهده می‌شود و این نشان دهنده حقیقتی است که غلط بودن رفتار سیاسی آمریکا را نشان می‌دهد. آیا آتش زدن پرچم آمریکا دشمنی با مردم ایالات متحده است و یا سوزاندن 290 سرنشین یک هواپیمای مسافربری، دشمنی آشکار با ملت ایران است؟! کدام یک ناپسندتر است؟! وارونه پردازی رادیو فردا از دست آوردهای انقلاب اسلامی یکی دیگر از موضوعات مربوط به تلاش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای به زیر سؤال بردن ویژگی‌ها و اهمیت بالای دهه مبارک فجر، به تلاش‌هایش در جهت وارونه جلوه دادن دستآوردهای انقلاب اسلامی بازمی گردد. رادیو فردا در این راستا، اقدام به انتشار کاریکاتوری توهین آمیز کرده و با مرتبط ساختن آن به نتایج پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سعی کرده است تا افزایش قدرت روحانیت را تنها تغییر موجود، معرفی کند. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با انتشار این کاریکاتور که با عنوان «قبل از انقلاب، بعد از انقلاب» در قالب بخش "فرداکاتور" منتشر کرده است؛ کاریکاتوری که مدعی است روحانیت در قبل از انقلاب در کنار مردم و ساده زیست بوده اما پس از انقلاب تبدیل به عناصر قدرت طلب در مقابل مردم شده و طبقات اجتماعی را ایجاد کرده‌اند. این در حالی است که در حوزه‌های مختلف آمارها نشان دهنده دستآوردهای مثبت بسیار زیاد انقلاب اسلامی ایران برای مردم کشورمان است. استقلال در تصمیم‌گیری، حفظ تمامیت ارضی کشور، و رساندن ایران به عزّت و کرامت لایق خود، ارتقاء جایگاه ایران در جهان، صدور شعارهای انقلاب و الهام‌بخشی به حق‌طلبان عالم، گسترش آزادی‌های عمومی، تشویق جوانان به آزاداندیشی و طرح آزاد مباحث، گسترش برخورداری‌های عمومی و امکانات مادّی (در مقایسه با پیش از انقلاب و کشورهای هم‌تراز)، پیشرفت در معنویات و امکان سیر تکاملی در فضای انقلاب، گسترش عدالت اجتماعی، اهتمام به مبارزه با فساد و برخورد با عوامل فساد، توان ایستادگی در برابر زورگویان و سلطه‌طلبان جهانی، رشد علمی و صنعتی، حرکت در مرزهای علوم، پیشرفت فوق العاده در علم پزشکی و داروسازی، فن‌آوری هسته‌ای و ... از جمله دستآوردهای انقلاب اسلامی برای ملت ایران است که رهبر معظم انقلاب نیز بارها در سخنان مختلف خود به آن اشاره داشته‌اند. نیکی کدی، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه کالیفرنیا، در کتاب "ایران مدرن: ریشه‌ها و دلایل انقلاب"، به تفسیر به بررسی وضعیت ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 پرداخته و از این پیشرفت‌ها تمجید کرده است. حفظ استقلال و اصالت ملت ایران، یکی از بارزترین دستآوردهای پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ اصالتی که در قبل از آن از سوی سلطنت وابسته به غرب پهلوی، با رفتارهایی مانند کاپیتولاسیون، انقلاب سفید و ... در حال نابودی بود. رهبری ایران اسلامی در این باره می‌فرمایند: «هویت ایرانی - اسلامی مردم ما و ملت ما، به برکت انقلاب اسلامی، به برکت حضور مردم در صحنه و دخالت و شراکت مردم در مسائل اساسی نظام، یک واقعیت جاافتاده است.» پیتر چاوسکی، استاد دانشگاه نیویورک در کتاب "نمایش یک انقلاب: هنر اعتقاد در انقلاب اسلامی ایران" به همین حوزه پرداخته و تأکید می‌کند: "انقلاب اسلامی ایران یکی از نادرترین حوادث تاریخی است که برتری و قدرت کلمات را در مقابل اسلحه به خوبی نشان داد. سخنان امام خمینی (ره) و شعارها و پوسترهای مردم، رژیمی را سرکوب کرد که بیش از دوهزار سال ادعای حکومت و سلطنت را با خود داشت." رابین رایت، خبرنگار فعال زن غربی که بررسی‌های زیادی را در حوزه انقلاب اسلامی ایران انجام داده است نیز در اثری با عنوان "آخرین انقلاب بزرگ"، به بهبود وضعیت اجتماعی زنان ایرانی پس پیروزی انقلاب در سال 1357 تأکید و می‌گوید: "من در اینجا زنانی را می‌بینم که با روسری و چادر در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی حضور پیدا می‌کنند و این از نتایج بزرگ انقلاب 57 است، حضور فعال و معتقدانه زن در جامعه ایرانی." واکنش رادیو فردا به حماسه آفرینی ملت ایران در 22 بهمن رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در تکمیل تلاش‌هایی که برای به حاشیه بردن یوم الله 22 بهمن 1395 انجام داده بود و پیش‌تر بخشی از آن را مورد بررسی قرار دادیم، در گزارشی دیگر نیز سعی کرده است تا با بیان تفسیرهای خاص خودش از راهپیمایی مردم ایران در این روز، واقعیت‌های این حماسه آفرینی میلیونی ایرانیان در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را به زیر سؤال برده و از دید مخاطبین خود مخفی نگاه دارد. رادیوفردا که تحمل این حماسه آفرینی را نداشت، در گزارش مذکور می‌آورد: «اگر مجموعهٔ فیلم‌ها و عکس‌های راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن در طی ۳۷ سال گذشته را مرور کنیم یک تحول بسیار روشن را در این مجموعه مراسم می‌توان مشاهده کرد: افزوده شدن بر جنبه‌های نمایشی و زرق برق و آب رفتن جنبه‌های ایدئولویک و ارزشی آن. بخش زرق و برق بیشتر از دوران احمدی‌نژاد مورد توجه قرار گرفت و امروز در دولت روحانی به اوج خود رسیده است.» این در حالی است که بیست و دوم بهمن ماه با حضور میلیون‌ها ایرانی در سراسر کشورمان جشن گرفته شد ومردم با سر دادن شعارهای انقلابی بار دیگر بر حمایت از انقلاب اسلامی، آرمان‌های امام راحل (ره) و مقام معظم رهبرتاکید کرده و تجدید بیعت نمودند این حضوردر کنار شعارهایی که فریاد می‌زدند سبب ناراحتی رادیو فردا شد.  به گفته حضرت آیت الله خامنه ای درست در لحظه‌ای که دشمنان استقلال و عزت ملت ایران انتظار داشتند که مردم به ندای انقلاب و ندای جمهوری اسلامی پاسخ ندهند، مردم با حضور خود در 22 بهمن دشمن را ناکام و مأیوس کردند. ایشان در همین رابطه پیش‌تر فرموده بودند: «دشمنان در تبلیغات تلاش می‌کنند که این صحنه‌های عظیم مردمی را کمرنگ جلوه دهند؛ البته آنان واقعیات صحنه را می‌بینند و می‌فهمند و آن را تحلیل می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند که نمی‌شود با این ملت مواجه شد.» (جلسه درس خارج فقه 23 بهمن 91) رادیو فردا با این تبلیقات بیهوده تلاش می‌کند جایگاه رهبری را در افکارعمومی بشکند و نشان دهد مردم ایران پیرو ولایت فقیه نیستند وفقط به خاطر خوشگذرانی در راهپیمایی حضور می‌یابند. راهپیمایی فرصتی استثنایی برای مردم است تا غلبه بر دشمن جنایتکار را جشن بگیرند همان طور که امام خمینی (ره) گفته‌اند: «با دست خالی بر این قدرت فوق العاده شیطانی، که همه قدرت‌ها دنبال او بودند، غلبه کردیم.» حضور افراد در راهپیمایی حتی اگر به خاطر تفریح هم باشدیک کنش مهم و جدی است زیرا می‌توانستند جای دیگری را برای تفریح انتخاب کنند. حضورحداکثری مردم باوجود برداشت‌های مختلف همین که خشم دشمن را در پی دارد سبب اعتباربخشی به راهپیمایی است. رادیو فردا آنچه خود آرزو دارد در راهپیمایی‌ها اتفاق بیافتد به تصویر کشیده است. راهپیمایی پدیده ای متفاوت از کارناوال‌های اروپا و آمریکا است ونظیر این حرکت‌ها در دنیا وجود ندارد. روز ملی در بسیاری از کشورها دلالت برخشونت و قدرت آن انقلاب دارد اما در ایران با جشن و راهپیمایی مواجهیم وحضور مردم آزاد و غیر اجباری است و مسئولین کشوری نیزدر کنار مردم هستند. رادیو فردا این مراسم را الگوبرداری از سیستم‌های غربی توصیف کرده، در حالی که اگراینگونه بود رادیوفردا از طرفداران سرسخت راهپیمایی در ایران می‌شد و به مردم و مسئولین توهین نمی کردو حضور حماسی آنان را بی اهمیت جلوه نمی‌داد. نگرانی دریچه‌ای رادیو فردا برای بهائیان در ایران بخش پایانی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به بررسی یکی دیگر از برنامه‌های هفتگی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا اختصاص داده‌ایم؛ برنامه ای با نام "دریچه" که به وضعیت حقوق بشر در ایران از نگاه رادیو فردا اختصاص دارد. "دریچه" در این هفته، در قالب نگرانی برای آزادی مذاهب و حقوق پیروان آیین‌ها و مذهب‌های مختلف در ایران، دفاع از بهائیت را در دستور کار خود قرار داده و تلاش کرده است تا با طرح ادعایی مبنی بر ممنوعیت‌های تحصیلی اعمال شده در ایران برای تحصیل بهائیان، وضعیت حقوق بشر کشور را در این موضوع غیرقابل قبول توصیف کند. "مهتاب وحیدی‌راد"، مجری این برنامه در این باره می‌گوید: «فعالان حقوق اقلیت بهائی در ایران می گویند طی ماه‌های گذشته چندین شهروند بهائی به دلیل اعتقادشان از تحصیل محروم شده‌اند. در حالی که به گفته مدافعان حقوق بشر حق تحصیل از جمله حقوق اولیه هر شهروندی است و ایران هم به عنوان یکی از امضا کنندگان کنوانسیون بین المللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، باید به آن متعهد باشد. اما علاوه بر محرومیت از تحصیل، هم اکنون دست کم 70 بهائی نیز در زندان‌های ایران به سر می‌برند که برخی از آن‌ها بدون اتهامی مشخص بازداشت شده‌اند و برخی دیگر هم دوره محکومیت خود را به اتهام‌هایی امنیتی می‌گذرانند. یکی از شهروندان رادیو فردا در پیامی تلفنی به شهروندان بهائی اینطور گفته: "من سخنم به همه هموطنان بهائی‌ام هستش، میخوام بگم که من متأسفم که تو بخاطر اعتقاداتت به زندان میفتی و متاسفم که نمی تونی به دلیل عقایدت ادامه تحصیل بدی. من شرمندم."» مرتضی اسماعیل‌پور، سردبیر وبسایت بهائی نیوز نیز در این برنامه به عنوان تأییدکننده ادعاهای رادیو فردا به کار گرفته شده و می‌گوید: «عمده این برخوردها از سوی حراست دانشگاه‌ها شده و حراست دانشگاه‌ها عنوان می‌کنند که شما خودتان مطلع هستید که به چه دلیل اخراج شدید و وقتی هم که دانشجوها از مسئولین حراست درخواست می‌کنند که به چه دلیل شما عنوان کنید، معمولاً از این داستان تفره می‌روند. بهائیان عمدتاً اشاره به این می‌کنند که بهائی هستند و در فرم‌های ثبت نام این موضوع هست و در زمان امتحانات ترم عمدتاً بهائیان اخراج می‌شوند چون پرونده آن‌ها دوباره بررسی می‌شود و در این زمان است که مسئولین حراست متوجه این می‌شوند که این افراد بهائی هستند و از دانشگاه اخراج می‌کنند.» اما در این بحث بایستی به سه نکته اساسی توجه کرد؛ نکته اول این است که آیا می‌توان این ادعاها را مستند و قابل اعتماد دانست؟! آیا سند قابل توجهی که نشان دهد در مرحله اول این ممنوعیت تحصیلی در اصل، صورت گرفته و در مرحله دوم، فقط به دلیل اعتقادات دینی انجام شده است، در دسترس قرار دارد؟! طبیعتاً در هر مجموعه ای از جمله دانشگاه در صورت بروز رفتارهای غیر قانونی و انضباطی برخورهایی با فرد خاطی صورت می‌گیرد، اما آیا می‌توان ثابت کرد که این برخورد بی دلیل و بخاطر اعتقادات دینی انجام شده است؟! نکته دوم در این بحث این است که بهائیت، دین محسوب نمی‌شود بلکه یک فرقه ضاله انگلیسی – صهیونیستی است که با هدف خشونت و خصومت با ملت مسلمان به ویژه در ایران راه اندازی شده و سال‌های سال نیز جنایاتشان در ابعاد و موضوعات مختلف غیر قابل انکار و گویای همه واقعیت‌ها در خصوص ماهیت این فرقه است؛ بنابر این نباید انتظار داشت که همان رفتاری که با ادیانی مانند اسلام، مسیحیت، یهود، زرتشت و ... وجود دارد، در قبال بهائیت نیز صورت بگیرد. و نکته سوم این است که چطور این چنین بی دلیل و بدون سند، بخاطر یک دین خودساخته، جمهوری اسلامی ایران از سوی رادیو فردا به نقض حقوق مذاهب و آزادی ادیان متهم می‌شود، اما در برابر تبعیض‌های آشکار مذهبی دولت ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، سکوت پیشه می‌کند؟! در ایران به ادعایی غیر قابل اثبات یک بهائی از تحصیل در یک دانشگاه منع شده اما در آمریکا، میلیون‌ها تبعه چندین کشور مسلمان، بی دلیل به تروریست بودن متهم گردیده و از ورود به خاک یک کشور منع می‌شوند؛ اما واکنش‌ها به این تبعیض‌ها هیچ گاه آنقدر که باید، نبوده است. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و هفتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از بهمن ماه 1395 (23 الی 30 بهمن ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 18 Feb 2017 21:42:41 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22651/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 136) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22650/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از بهمن 1395 با ویژگی‌های خاص روزهایش سپری شده و ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا، نشان دادند که در مسیر خوش خدمتی برای اربابان خود، از قربانی کردن هیچ حقیقتی کوتاهی نخواهند کرد. در این راستا، مجموعه رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم مجله ای هفتگی که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، در بازه‌های زمانی هفت روزه، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طوری خلاصه مورد بررسی قرار دهد تا مخاطبین بیشتر با حقایق موضوعات مختلف و نوع فعالیت‌های این گونه ابزارهای رسانه ای غربی آشنا شوند. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از بهمن ماه سال 1395 (15 الی 22 بهمن ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش رادیو فردا به موفقیت فیلمی با مضمون ضد منافقین در جشنواره فیلم فجر، خشم این رسانه صهیونیستی – آمریکایی آر ادامه پیشرفت ایران در صنعت موشکی، سکوت معنادار در برابر ممنوعیت ورود کودک 5 ساله ایرانی به آمریکا و بازداشت او در فرودگاه، تلاش برای کتمان جنایات غرب علیه غیرنظامیان افغان، توجیه شهرک سازی های غیرقانونی و اشغالگرانه اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی و ... را مورد مشاهده نمایید. خشم رادیو فردا از انقلابی گری در سینمای ایران سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در حالی به پایان رسیده است که انتخاب یک فیلم با مضمون مفاهیم ضد منافقین، به عنوان برترین فیلم این جشنواره، واکنش خاص ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی را به دنبال داشته است. "ماجرای نیمروز" که به بخشی از ترورهای سازمان مجاهدین خلق در سال 1360 اختصاص دارد، به قدری از لحاظ داستان و ساخت هنری سینمایی، با زیبایی و دقت هر چه تمام تر ساخته شده است که نه تنها سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر از آن خود ساخته است، بلکه سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی، بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و همچنین بهترین طراحی صحنه و لباس را دریافت کرده است. اما این انتخاب به دلیل موضوع خاص فیلم با خشم رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بوده است، و این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، با نادیده گرفتن تمامی جزئیات و زیبایی‌های هنری این اثر، جشنواره فیلم فجر و این انتخاب داوران را حرکتی حکومتی توصیف کرده است. رادیو فردا در واکنش به موفقیت فیلم "ماجرای نیمروز" با انتشار گزارشی آورده است: «فیلم "ماجرای نیمروز" در روزهای گذشته خبرساز شده است. این فیلم به کارگردانی محمدحسین مهدویان، روایتی از اقدامات نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ برای بازداشت اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران به‌ویژه رهبران آن است. برخی از چهره‌های سیاسی از جمله صادق زیباکلام از این فیلم انتقاد کرده و گفته بودند که این فیلم یک فیلم "حکومتی" و تنها منعکس‌کننده نگاه نیروهای امنیتی به اقدامات سازمان مجاهدین بوده است.» حمله رادیو فردا به این فیلم در حالی صورت گرفته که برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره فجر سی و پنجم شد و بسیاری از منتقدین و کارشناسان سینما به ضایع شدن حقوق این فیلم توسط هیات داوران انتقاد کردند و معتقد بودند حق این فیلم جایزه‌های بیشتری هست. از جمله بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی، بهترین فضا سازی و بسیاری جوایز دیگر، تصمیمات هیئت داوران در مورد این فیلم یکی از عجیب‌ترین اتفاقات جشنواره در طی چند دهه برگزاری آن بود؛ هیئت داوران فیلمی را که در مهم‌ترین بخش‌های سیمرغ مانند فیلمبرداری و فیلمنامه به عنوان کاندیدا انتخاب نکرده بود و اعتراضات شدید منتقدان سرشناس را برانگیخته بود، در نهایت به عنوان بهترین فیلم جشنواره انتخاب کرد! از نادیده گرفتن حق ضایع شده این فیلم که بگذریم، این سؤال پیش می‌آید که به راستی آیا رادیو فردا نمی‌داند که جشنواره فجر یک برنامه فرهنگی هنری است و نه سیاسی؟ در حالیکه محتوای فیلمنامه تنها یکی از عناصر دریافت جایزه است و نه همه آن، چرا به به جای یک سیاستمدار به نقد یک هنرمند یا منتقد هنری در این باره استناد نکرده است؟  با توجه به این اظهار نظر کارشناسان سینمایی و نه سیاسی، آیا نباید پرسید که چرا رادیو فردا در کنار منافقین و حامیان غربی‌شان از برنده شدن فیلم "ماجرای نیمروز" عصبانی شده؟ مگر وجه مشترک رادیو فردا و منافقین چیست که برای رو شدن دست پلید و جنایتکار همپالکی شان در یک فیلم، از درون سوخته و درد این سوزش را در خبر مغرضانه رادیوشان منعکس کرده‌اند؟ مگر رادیوی آمریکایی فردا همواره خود را مدافع دموکراسی و دارای پایگاه و جایگاه مردمی نمی‌خواند. پس چرا رأی دادنشان را به یک فیلم ضد دشمن بر نمی‌تابد؟ مدعی کدام دموکراسی است؟ به شرط چاقو؟ واکنش رادیو فردا به رزمایش موشکی ایران چه قبل و چه بعد از اجرای برجام، غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا به هر بهانه ای با حمله سیاسی به فناوری موشکی جمهوری اسلامی ایران، تلاش کرده است تا با اعمال تحریم‌ها یا تهدیدهای سیاسی، روند پیشرفت کشورمان در این حوزه دفاعی را مختلف سازد که این خواسته هیچ گاه تحقق نیافته و با دانش و فعالیت جهادی جوانان ایرانی، به یک رؤیا بدل گردیده است. در همین راستا، برگزاری رزمایش موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با واکنش خاص رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا و اربابانش همراه بوده است. رادیو فردا با انتشار گزارشی در این باره، می‌نویسد: «یک روز پس از اعمال تحریم از سوی دولت جدید آمریکا علیه ایران به خاطر آزمایش موشکی، سپاه پاسداران اعلام کرد که "مرحله اصلی" یک رزمایش موشکی را در سمنان آغاز کرده است. نیروی هوای فضای سپاه پاسداران اعلام کرد که بامداد شنبه، ۱۶ بهمن، رزمایشی را برای "آمادگی‌های همه‌جانبه دفاعی برای مقابله با هرگونه تهدید" و با شعار "همت جهادی، اراده ایرانی، اقتدار انقلابی، تحقیر تحریم و تهدید" آغاز کرده است.»   این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید گویا انتظار داشته است با وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، فعالیت‌های موشکی ایران متوقف شود! به همین دلیل رزمایش موشکی در سمنان که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شد، او را شوکه کرد.   خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نیز در گزارشی، تعدادی از موشک‌هایی که در این مانور آزمایش می‌شود را معرفی و اعلام کرده که این موشک‌ها «سامانه پدافندی» هستند. به گفته این خبرگزاری، «سامانه پدافندی سوم خرداد» یکی از سامانه‌های موشکی این مانور است که ۷۵ کیلومتر برد و ۳۰ کیلومتر ارتفاع دارد. براساس این گزارش، «این سامانه می‌تواند همزمان چهار هدف را رهگیری و هشت موشک شلیک کند». پیشرفت‌های ایران در حوزه موشکی آنچنان آمریکا را متعجب کرده که نمی‌توانند خشم خود را پنهان کنند. آنچنان که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از اغاز روی کار آمدن از توان موشکی ایران بیمناک است.   سخنان امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، بیش از هرچیز آب پاکی را بر دست آمریکا و رسانه‌های وابسته به آن ریخت و نشان داد که تهدید و تحریم بر عملکرد جمهوری اسلامی ایران هیچ تأثیری ندارد. در حاشیه برگزاری این رزمایش با اشاره به تهدیدهای جدید از سوی برخی مقام‌های دولت جدید آمریکا آن را «یاوه‌گویی» دانسته و گفت: «اگر دشمن دست از پا خطا کند موشک‌های ما غرش‌کنان بر سر آن‌ها فرود می‌آید.» امیرعلی حاجی‌زاده در ادامه با تأکید بر اینکه «در تولید و تقویت توانمندی دفاعی حتی لحظه‌ای هم درنگ نخواهیم کرد»، افزود: «با شناختی که از توان نیروهای مسلح و خودمان داریم با اطمینان اعلام می‌کنم که تهدید خارجی علیه نظام اسلامی ما کارساز نیست.» وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «ما بر قدرت لایزال الهی تکیه داریم در حالی که آمریکایی‌ها اتکا به تجهیزات و قدرت مادی دارند و در این شرایط هر اتفاقی رقم بخورد به طور قطع ما پیروز میدان خواهیم بود.» چشمان کور رادیو فردا در برابر کودک 5 ساله ایرانی در شماره پیشین مجله هفتگی به تلاش‌های رادیو فردا برای دفاع از تصمیم نژادپرستانه دولت امریکا مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چند کشور از جمله ایران به خاک این کشور و البته نگرانی‌هایش برای ایرانیان ساکن اسرائیل پرداختیم، اما این پایان کار رادیو فردا برای همراهی با اقدامات ضد ایرانی کاخ سفید نبود و این رسانه صهیونیستی – امریکایی با سانسور شدید اخبار این موضوع، حتی خبر بزرگ بازداشت کودک 5 ساله ایرانی در فرودگاه ایالات متحده نیز نشان داد که از هیچ کاری برای این همراهی فروگذار نخواهد بود. کودکان و حقوق به زعم رادیو فردا نقض شده‌شان از سوی جمهوری اسلامی همواره یکی از عناصر ویژه ضد انقلاب برای محکوم کردن نظام بوده است. بارها و بارها اخباری مغرضانه از اوضاع اسفناک کودکان ایرانی از جمله کودکان کار، کودکان تابعیت‌های غیر ایرانی، ازدواج زود هنگام دخترکان و فقر فرهنگی و اقتصادیشان را منتشر کرده است. بعلاوه یکی از اهرم‌های فشار علیه نظام در مورد مجرمان امنیتی و جاسوسان زن زندانی، کودکانشان بوده‌اند که برای مظلوم نمایی هر چه بیشتر جواسیس، در کنار بیماری و علیل و ناتوان بودنشان، محرومیت از دیدن کودکان معصوم و گریان هم چاشنی بیرحم نشان دادن و ظالم نمایاندن حکومت بوده است. همچنین بارها از نقض حقوق کودکان قاتل ابراز تأسف شدید کرده و از مجامع بین المللی خواستار محکومیت شدید ایران برای نقض حقوق این کودکانِ عمدتأ هفده یا هجده ساله بودند! جدای از این‌ها کودکان سوری را بارها دستاویز حمله به اسد و ایران قرار داده و از کشته شدن کودکان بیگناه در حملات هوایی ارتش سوریه تحت حمایت ایران و اسد می‌نالیدند. جنازه آیلان کودک سوری پیدا شده در ساحل را مدت‌ها علم کرده بودند برای لعن و نفرین اسد و حامی‌اش ایران، که باعث بی خانمانی خانواده این کودک شده بودند تا آن‌ها مجبور به مهاجرت از راه دریا شوند و این کودک معصوم و امثال او در دریا غرق شوند. آنقدر روی این قضیه مانور دادند که حتی از مراسم خاکسپاری مادر و برادر و بازگشت پدرش به کوبانی هم اطلاع رسانی سریع و دقیق داشتند. اما همه این بر سر و سینه زدن‌ها در احقاق حقوق ضایع شده کودکان برای این بود که یک طرف جمهوری اسلامی بود و باید از هر مسئله ای برای ضربه زدن به آن سوء استفاده هر چه بیشتر را می‌کردند. ولی امروز چه؟ بعد از اجرای فرمان ضد انسانی ترامپ برای منع صدور روادید برای اتباع کشورهای تروریست پروری چون ایران! سختگیری علیه ایرانیان به شدت اعمال می‌شود. با وجود محکومیت‌های بین المللی اما ترامپ و رسانه‌هایش هیچ کوتاه نیامده اند. در همین راستا روز سیزدهم بهمن در فرودگاه دالس آمریکا یک کودک 5 ساله ایرانی را به بهانه اینکه می‌تواند امنیت ملی آمریکا را به خطر بیندازد دست بند زده و 5 ساعت دور از مادرش شکنجه روحی دادند. اما واکنش رادیو فردای مدعی دفاع از حقوق کودکان چه بود؟ جالب اینجاست که سکوت رادیو فردا به این خبر در شرایطی صورت می‌گیرد که بسیاری از رسانه‌های مطرح جهان به آن به طور ویژه پرداخته‌اند. ایندیپندنت در همین باره نوشت: "کاخ سفید ادعا کرده است که کودک پنج ساله ایرانی تبار که چندین ساعت در یکی از فرودگاه‌های آمریکا بازداشت شده، می‌تواند یک تهدید امنیتی محسوب شود. «شان اسپایسر» سخنگوی کاخ سفید نیز در کنفرانس مطبوعاتی خود مصرانه از این اقدام پلیس دفاع کرده و گفت: اگر به خاطر سن و جنسیت کسی فرض کنیم که آن شخص تهدید امنیتی محسوب نمی‌شود، اشتباه و گمراه کننده است" و در شبکه‌های اجتماعی به سرعت خبر و تصاویر مربوط به آن دست به دست می‌شد، گویی رادیو فردا دچار کری و کوری حاد شده بود که هیچ خبری درباره آن ننوشت و نگفت. براستی واقعیت چیست؟ آیا کودک ایرانی دستگیر شده کودک نیست؟ آیا پلیس آمریکایی پلیس تر مساوی تر از سایر پلیس‌های دنیا و محکمه ایرانی است؟ یا نه حقوق بشر و کودکانش تا وقتی کودک و مهم و قابل برسی بودند که قرار بود با آن نظام اسلامی را محکوم کنند. وقتی پای آمریکایی جماعت پیش کشیده می‌شود قضیه جور دیگری است. می‌توان کودک را زیر سیاست‌های کثیف آمریکایی و خفقان رسانه ای له کرد و ندید. در واقع کودک و بشر و حقوقشان برای رادیو فردا تنها ابزاری هستند برای در آوردن جیره و مواجب روزانه. وقتی پای منافع مالی پیش آمد باید برای طرفی پارس کرد و دم تکان داد که استخوانی بیش خواهد انداخت. دفاع از حقوق کودک را بی خیال. رادیو فردا و پاک کردن خون مردم افغان از دست آمریکا از سال 2001 میلادی که آمریکا و متحدان غربی‌اش با تجاوز به افغانستان، با ادعای مبارزه با تروریسم خاک این کشور را به اشغال نظامی خود دراوردند، بیش از 16 سال می‌گذرد؛ با گذشت این سال‌ها نه تنها در عمل امنیت و آرامش به افغانستان و منطقه تزریق نشد، بلکه خود نظامیان غربی منشأ جنایت‌های پر شماری علیه مردم افغان بودند که بشریت را زیر سؤال بده است. با این وجود، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با انتشار گزارشی، در حالی به بیان وضعیت بد ناامنی در افغانستان اذعان نموده است که تلاش می‌کند نقش شوم آمریکا و غرب را از این موضوع پاک کرده و تنها گروه‌هایی مانند طالبان را عامل آن معرفی کند. رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، با استفاده از عنوان "تلفات و زخمی‌های غیرنظامی در افغانستان؛ «بی‌سابقه طی سال‌های گذشته»"، می‌آورد: «درگیری بین نیروهای امنیتی و شبه‌نظامیان، «مهم‌ترین دلیل تلفات در میان غیرنظامیان» است. تازه‌ترین گزارش سازمان ملل از وضعیت افغانستان در سال ۲۰۱۶ نشان می‌دهد، همراه با افزایش حملات گروه حکومت اسلامی، و نیز حملات هوایی، شمار تلفات و زخمی‌های غیرنظامی به بالاترین سطح در مقایسه با سال‌های گذشته رسیده‌است. دلیل کشته و زخمی‌شدن نزدیک به ۶۱ درصد از غیرنظامیان افغانستانی در سال ۲۰۱۶، اقدامات و حملات شبه‌نظامیان افراطی مانند طالبان و گروه موسوم به "حکومت اسلامی" بود.» این در حالی است که به گزارش خبرگزاری رویترز، مقامات نظامی آمریکا خود اعلام کرده‌اند، هواپیماهای جنگی این کشور در سال 2016، 700 حمله در افغانستان انجام داده که این رقم شامل 500 حمله هوایی بوده است. افزایش حملات هوایی آمریکا به افغانستان و باقی ماندن نزدیک به ده هزار نظامی آن کشور در افغانستان در حالی بود که اوباما با ورود به کاخ سفید بر خروج کامل نظامیان این کشور از افغانستان تاکید کرده بود. اما با وجود هزینه‌های سنگین و نارضایتی مالیات دهندگان از این جنگ بی نتیجه، امیدی به تغییر وضع موجود و خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان نیست. همچنین این ادعای رادیو فردا در حالی مطرح می‌شود، که سابقه حضور 15 سال گذشته آمریکا هم در افغانستان اصلاً خوب نیست و بارها افراد و اماکن غیر نظامی از محافل عزا و عروسی گرفته تا مدرسه و بازار و بیمارستان توسط آن‌ها مورد حمله قرار گرفته و هزاران نفر در آن‌ها کشته شده‌اند. تنها در یک مورد یک جنگنده آمریکایی ظرف ۲۵ دقیقه ۲۱۱ گلوله به بیمارستان پزشکان بدون مرز در قندوز شلیک کرد که در آن سی نفر از مردم غیرنظامی کشته و سی نفر مجروح شدند. جالب است که آمریکا این حمله وحشیانه را خطای انسانی اعلام کرد! اما رئیس سازمان پزشکان بدون مرز در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتد پرس اعلام کرد "بر اساس اسناد و شواهد، این حمله برنامه‌ریزی شده بود زیرا ما همه مختصات بیمارستان و اطلاعات درست را در اختیار تمام طرف‌های درگیر در افغانستان قرار داده بودیم". پایگاه اطلاع رسانی "میلی‌تری تایمز" نیز با انتشار گزارشی درباره پنهانکاری ارتش آمریکا در حملات هوایی به کشورهای هدف در خاورمیانه فاش کرد، فقط در سال 2016، آمریکا دست کم 456 حمله هوایی به افغانستان انجام داده که در گزارش‌های نیروی هوایی آمریکا ثبت نشده است؛ این حملات شامل عملیات بالگردها و پهپادهای ارتش این کشور نیز می‌شود. حملات هوایی آمریکا به ویژه با هواپیماهای بدون سرنشین باعث مرگ هزاران غیرنظامی شده است که در گزارش‌های ارتش آمریکا از این کشتارها با عبارت "تلفات حاشیه ای" یاد می‌شود! 15 سال پس از حمله آمریکا و متحدانش در سال 2001 میلادی به افغانستان، هنوز هم ناامنی و اوضاع وخیم امنیتی در سراسر این کشور وجود دارد". نکته آنجاست که اساساً متجاوزین آمریکایی از ابتدا به بهانه برقراری صلح و امنیت و مقابله با طالبان به افغانستان لشکر کشی کردند. اما امروز نه تنها امنیت برقرار نشده که مردم مظلوم افغان باید سایه سنگین ده هزار متجاوز آمریکایی و عواقب حضور شومشان را تحمل کنند. حال با وجود مدارک بسیار در رد ادعای دروغ رادیو فردا، که با افتخار در تیتر خبرش از تلفات بی سابقه افغان‌ها در سال 2016 می‌گوید، آیا انتظار زیادی است از یک رسانه مدعی راستگویی، که حداقل دلیل یک درصد مشکلات و کشتار موجود در افغانستان را به حضور متجاوزانه آمریکایی‌ها ربط داده و نود و نه درصد بقیه را به گردن داعش و طالبان می‌انداخت؟ اصلاً بر فرض محال آمریکا هیچ دخالتی در کشتار مردم بی گناه ندارد. آیا مگر برای برقراری صلح و امنیت به افغانستان قشون کشی نکردند، اگر توان مقابله با داعش و طالبان را ندارند، پس آنجا چه ... می‌کنند. حال که افغان‌ها به خیر آمریکایی‌ها و رسانه‌های تحریفگرشان امید ندارند، بهترنیست شر نرسانده و بیشتر از این عامل قتل عام مردم بیگناه نشوند و با تحریف و سانسور اخبار کشتارشان بر این زخم کهنه نمک نپاشند؟ همراهی رادیو فردا با تجاوزگری‌های اسرائیل رادیو فردا در حالی به عنوان یک رسانه صهیونیستی – آمریکایی شناخته می‌شود که همواره تلاش کرده است تا در مواقع مختلف و در موضوعات متفاوت، همراه سیاست‌های رژیم اشغالگر اسرائیل بوده و جنایات و تجاوزات آن‌ها را موجه جلوه دهد. یکی از موضوعاتی که چند وقتی است بیش از پیش مطرح شده و واکنش‌های مختلف را نیز در سطح جهان، حتی در سازمان ملل متحد به همراه داشته است، بحث شهرک سازی های اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی است. رادیو فردا با اشاره به گزارشی مبنی بر تصمیم دولت اسرائیل روز سه شنبه ۱۲ بهمن، برای ساخت ۳۰۰۰ واحد مسکونی دیگر در کرانه باختری رود اردن، به توجیهات این تصمیم دولت صهیونیستی اسرائیل می‌پردازد. به گزارش رادیو فردا، آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع این کشور، گفت، تصمیم به ساخت و سازهای جدید مورد موافقت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز قرار گرفته است. بر اساس گزارش‌ها، ساخت دو هزار واحد مسکونی بسیار زود آغاز خواهد شد و یک هزار واحد دیگر نیز برای دوره بعدی طراحی خواهد شد.   در حالی که این موضوع واکنش‌های مخالف در جهان را به همراه داشته است اما به گزارش رادیو فردا، دولت دونالد ترامپ ظاهراً در برابر این اقدامات از خود نرمش نشان داده است و با آن موافقت کرده است.   در حالی دولت اسرائیل اقدام به شهرکت سازی در کرانه باختری کرده است که پیش از این طرح‌های سه گانه برای ساخت بیش از شش هزار واحد مسکونی با مخالفت شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه گذشته اسرائیل را مواجه شده است. دولت پیشین آمریکا دو هفته مانده به پایان دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، به سامانتا پاور، سفیر وقت این کشور در سازمان ملل متحد، اجازه داد تا از وتوی پیش نویس قطعنامه محکومیت احداث واحدهای مسکونی خودداری کند؛ امری که امکان تصویب قعطنامه شورای امنیت را فراهم کرد. دونالد ترامپ در روز صدور این قطعنامه، از عملکرد دولت اوباما به شدت انتقاد کرد و در صفحه توییتر خود نوشت که به زودی روند امور در سازمان ملل متحد دگرگون خواهد شد.   رادیو فردا در ادامه گزارش خود نسبت به تحکیم روابط اسرائیل-آمریکا ابراز امیدواری کرده است. به گزارش رادیو فردا، راینس پریبوس، رئیس دفتر کاخ سفید، گفته است در دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در روز ۱۵ فوریه، ۲۷ بهمن، در مورد شهرک سازی ها نیز گفت و گو خواهد شد. صائب عریقات، دبیر کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین، در روزهای گذشته گفته بود تشکیلات خودگردان فلسطین از دیوان بین المللی لاهه می‌خواهد پرونده شهرک سازی های اسرائیل را به جریان بیندازد.   با روی کار آمدن دونالد ترامپ بسیاری از اقدامات انسان دوستان سازمان ملل متحد در حال متوقف شدن است. به گزارش رسانه‌های فلسطینی، دولت جدید آمریکا، تشکیلات خودگردان فلسطین را از این امر برحذر داشته و هشدار داده است که حمایت‌های مالی آمریکا از سازمان ملل متحد و برخی نهادهای این سازمان که به فلسطینیان کمک می‌کنند، متوقف خواهد شد. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از بهمن ماه 1395 (15 الی 22 بهمن ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 12 Feb 2017 21:34:13 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22650/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 135) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22649/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از بهمن 1395 نی با تمامی اخبار و رویدادهای خاص خود، همانند هفته‌های گذشته با بهره برداری‌های جهت دارد ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی به ویژه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بوده است که تلاش کرده است تا از هر موضوعی در جهت ابراز دشمنی خود و اربابانش با جمهوری اسلامی ایران، بهره برداری کند. در چنین شرایطی، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طوری خلاصه، در بازه‌های زمانی هفت روزه، به طوری خلاصه، مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از بهمن ماه سال 1395 (08 الی 15 بهمن ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش رادیو فردا برای توجیه تصمیم نژادپرستانه رئیس جمهور امریکا علیه اتباع چند کشور از جمله ایران، نگرانی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای تردد ساکنین اسرائیل به ایالات متحده، ادامه بهره برداری‌های سیاسی ایستگاه پنجشنبه از حادثه پلاسکو، اذعان به شکست پروژه اعتصاب غذا در بین مجرمین زندانی در ایران، دروغ‌های رادیو فردا برای جایگاه سران فتنه در بین ملت ایران و ... را مورد مشاهده نمایید. دفاع تمام قد رادیو فردا از نژادپرستی ترامپ یکی از مهم‌ترین رویدادهای خبری جهان در این هفته، یقیناً تصمیم نژادپرستانه و ضد اسلامی دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع چندین کشور مسلمان از جمله جمهوری اسلامی ایران به خاک این کشور است؛ تصمیمی که اوج نژادپرستی و خودبرتر بینی آمریکایی را به جهانیان نشان داده و اعتراضات داخلی و خارجی بسیاری را نیز در پی داشته است، اما با همه این وجود، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همچنان استوار در خدمت به کاخ سفید، از این تصمیم به خصوص در قبال ایران استقبال کرده و از اجرای محکم و جدیان خبر داده است. رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، می‌آورد: «وزارت امنیت داخلی آمریکا اعلام کرد تصمیم دادگاه نیویورک در مورد توقف اخراج مشمولان فرمان اجرایی ریاست جمهوری، بر اجرای کلی این فرمان تاثیری نخواهد داشت. این وزارتخانه گفته است، حکم دادگاه نیویورک تنها مشمول شمار اندکی از کسانی می‌شود که از نظر وزارت امنیت داخلی صلاحیت ورود به کشور را ندارند. در بیانیه وزارت امنیت داخلی آمریکا آمده است: "فرمان‌های رییس‌جمهوری همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند. سفرهای ممنوعه، ممنوع باقی خواهند ماند و دولت ایالات متحده این حق را برای خود محفوظ می‌داند که ویزاهای صادر شده را هر زمان که امنیت ملی یا امنیت مردم ایجاب نماید، لغو کند". به گزارش آسوشیتدپرس، استفان میلر، مشاور ارشد کاخ سفید در این زمینه گفته است: هیچ چیزی در حکم دادگاه نیویورک نیست که بتواند "فرمان اجرایی ریاست جمهوری را به تأخیر بیندازد یا جلوی آن را بگیرد. این فرمان تمام و کمال به قوت خود باقی خواهد ماند". رییس‌جمهوری ایالات متحده روز جمعه با امضای یک فرمان اجرایی، ورود شهروندان سوریه، ایران، عراق، لیبی، سومالی، سودان و یمن به آمریکا را به مدت سه ماه ممنوع کرد. همچنین بر پایه این دستور، برنامه پذیرش پناهندگان برای مدت چهار ماه متوقف شده است.» این در حالی است که دونالد ترامپ قبل از رسیدن به کاخ سفید نیز نشان داده بود که عقاید ضد اسلامی و نژادپرستانه‌اش می‌تواند مشکل ساز شود. وی بارها در تبلیغات خود این عقاید را ابراز کرده بود و حتی می‌توان این گونه گفت که عقاید خاص نژادپرستانه ترامپ بخش اصلی تبلیغات انتخاباتی او را دربرمی گرفته است و اکنون نیز پس از ورود به کاخ سفید تنها همان شعارها و وعده‌های تبلیغاتی خود را عملی می‌کند. این تبلیغات و اعتقادات نزادپرستانه نه فقط مسلمانان بلکه هر فرد آزاداندیش و آزادی خواهی را متأثر قرار داده بود، به طوری که بیش از هشت هزار یهودی ساکن آمریکا با شرکت در کمپینی با نام "فهرست" که از سوی سازمان مردم‌نهاد "Bend the Arc" ایجاد شده بود، مخالفت جدی خود با عقاید ضد اسلامی "دونالد ترامپ" در دوران تبلیغات انتخاباتی‌اش را ابراز نمودند. اما این رفتارهای آشکار تبعیض آمیز از سوی دولت آمریکا در شرایطی توسط رادیو فردا با استقبال مواجه می‌شود که یکی از بهانه‌های اصلی آن‌ها برای فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران، ادعاهایی مانند تبعیض علیه برخی مذاهب و همچنین وضعیت بد مهاجرین و پناهندگان در کشورمان بوده است. به رسمیت نشناختن یک دین خودساخته و دروغین به نام بهائیت در ایران نقض حقوق بشر مطرح می‌شود اما تروریست خواندن مسلمانان در آمریکا آن هم به این روش غیردیپماتیک، دفاع از امنیت جامعه معرفی می‌گردد. اگر تاریخ را مرور کنیم درخواهیم یافت که اتباع ایرانی تا کنون هیچ خطری برای جامعه آمریکا نداشته‌اند، اما اگر نگرانی برای امنیت داخلی ایالات متحده است، چرا ایرانیان از ورود منع می‌شوند و اتباع کشورهایی که عامل حملات تروریستی مختلف در آمریکا بوده‌اند، ممنوعیتی برای ورود به این کشور نخواهند داشت؟! نگرانی رادیو فردا برای ساکنین اسرائیل در راستای موضوع قبل که دیدیم چگونه رادیو فردا از جدیت در اجرای تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع کشورهایی مانند ایران به خاک ایالات متحده، استقبال نمود، در این هفته شاهد انتشار گزارشی دیگر توسط این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بوده‌ایم که برخلاف گزارش قبل، از نگرانی‌هایش برای ساکنین اسرائیل که اصالتاً دارای تابعیت یکی از این کشورهای ممنوعه هستند، برای ورود به آمریکا خبر می‌دهد. رادیو فردا در گزارشی با این عنوان که «تأثیر فرمان اجرایی دونالد ترامپ بر ایرانیان یهودی ساکن اسرائیل»،‌ به ابراز نگرانی برای جاسوسان صهیونیستی می‌آورد: «رسانه‌های اسرائیل احتمال داده‌اند که فرمان اجرایی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، برای ممنوعیت ورود شهروندان از هفت کشور به آمریکا، شامل ایرانیان یهودی ساکن اسرائیل نیز می‌شود. وبسایت "وای. نت" روز یکشنبه دهم بهمن نوشت: "به ساکنان اسرائیل که زاده ایران، سوریه، لیبی، عراق و یمن هستند، توصیه می‌شود در ماه‌های آینده در فکر سفر به آمریکا نباشند." به نوشته وبسایت وای. نت، این امکان قوی وجود دارد که شرکت‌های هواپیمایی از سوار کردن یهودیان و اسرائیلی‌های متولد این کشورها به هواپیما خودداری کنند و یا در پروازهای غیرمستقیم و بین راهی، از ادامه پرواز آن‌ها به سوی آمریکا جلوگیری شود. ایرانیان ساکن اسرائیل به رادیو فردا گفته‌اند، این احتمال که آن‌ها نتوانند در آینده نزدیک بستگان خود را در آمریکا ببینند، حس ناخوشایندی است و فکر می‌کنند که آمریکا آن‌ها را "به خاطر رژیم حاکم بر ایران مجازات" می‌کند در حالی که آن‌ها دهه‌هاست که از ایران رفته‌اند. یکی از ایرانیان ساکن اسرائیل به رادیو فردا گفت: "فلسطینی‌های ساکن مناطق عرب نشین اسرائیل که شهروند اسرائیلی محسوب می‌شوند، از حق سفر به آمریکا برخوردارند اما ایرانیان یهودی به خاطر رژیم حاکم بر کشور پدری خود، مورد تنبیه دولت جدید آمریکا قرار می‌گیرند"».   رسانه صهیونیستی- آمریکایی رادیو فردا که در این ایام بیشتر از همه نگران ورود و خروج کارکنان خود و همچنین دیگر رسانه‌های معاند به آمریکا می‌باشد،‌ در تلاش است تا به این وسیله به شکلی خاص و انحصاری نسبت به فرمان ترامپ اعتراض کند. گفتنی است که در میان کارکنان رادیو فردا، میترا فرهمند، از ایرانی‌های ساکن اسرائیل بیش از همه نگران نحوه ورود خود به آمریکا می‌باشد! از دلسوزی تا سیاسی بازی منافی در قبال پلاسکو در ادامه حادثه بهره برداری‌های سیاسی و جهت دار رسانه‌های ضد ایرانی از حادثه پلاسکو در شماره پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز نیز به بررسی بخشی از آن پرداخته‌ایم، با گذشت بیش از یک هفته از وقوع این حادثه تلخ، رادیو فردا و برنامه "ایستگاه پنجشنبه" همچنان به این آواربرداری‌های سیاسی و ضد ایرانی ادامه داده و تلاش کرده‌اند تا ضمن ناکارآمد نشان دادن مدیریت در نظام جمهوری اسلامی ایران، خود را دلسوز مردم کشورمان معرفی کرده و از یک ناکارآمدی کلی و نهادینه در ایران برای مخاطبین خود خبر بدهد. "فرشید منافی" سازنده و گوینده برنامه "ایستگاه پنجشنبه" سؤال این هفته برنامه خود را به یافتن مقصر یا مقصران این حادثه اختصاص داده و می‌گوید: «حواشی ساختمان پلاسکو همچنان ادامه داره. با توجه به ابعاد گسترده این قضیه امروز ما هم در برنامه ایستگاه پنجشنبه بیشتر به همین قضیه می‌پردازیم. از شما هم میخوایم که با هم همراهی و همکاری کنین و به ما بگین با توجه به فاجعه ساختمان پلاسکو در باره این اتفاق چی فکر می‌کنید و مقصر کیه؟ شهرداری، قالیباف، آتش نشانی، دولت آقای روحانی، کسبه ساختمان پلاسکو، رسانه‌ها که این اتفاق رو گنده و سیاه نمایی کردند مثلاً، مرحوم القانیان مالک اصلی پلاسکو که 54 سال پیش پلاسکو رو ساخت و پیش بینی نکرد که سال‌ها بعد از اعدامش توسط حاج آقا خلخالی این ساختمان به این روز میفته مقصر ایشونه؟ کی مقصر بود بالاخره؟» در ادامه نیز این برنامه، با ادعای این که یک مخاطب از ایران برای این سؤال پاسخی را فرستاده است، اقدام به پخش صدایی می‌کند که انگشت اتهام را به سمت حکومت جمهوی اسلامی گرفته و می‌گوید: «این ساختمونی که توی تهران پایین اومده به دلیل آتش سوزی من فکر نمی‌کنم فرو ریخته باشه. این احتمال وجود داره که توی این ساختمون بمب گذاری شده. چطور این ساختمون به طریق آتش نشانی و آتش سوزی خود به خود از بین میره؟ اینا همش دروغه. دارن ملت رو از بین میبرن.» اما آیا این به ظاهر مخاطب رادیو فردا در رشته تخریب بنا و موارد این چنینی کارشناس است و پس از بازدید از صحنه به این نتیجه رسیده که بمب گذاری دلیل این حادثه است؟! آیا اصلاً در لحظه تخریب ساختمان از پشت تلویزیون نیز ناظر آن بوده است یا بعدها خبرش را از رسانه‌ها شنیده است؟! آیا با ویژگی‌های ساختار پلاسکو، از جمله شرایط اسکلت فلزی این ساختمان، قدمت آن، فرسودگی‌های آن، شدت آتشی که در این ساختمان وجود داشته است و ...، آشنایی دارد؟! اگر جواب همه این سؤالات و سؤال‌های مشابه دیگر منفی است، باید پرسید که چرا فرشید منافی و برنامه ایستگاه پنجشنبه رادیو فردا به این راحتی آن را پخش می‌کند و برای مخاطبین خود عرضه می‌کند؟! اگر هدف دلسوزی بی طرفانه باشد، آیا بهتر نیست به جای این که از هزاران کیلومتر دورتر و خارج از مرزهای ایران، در خصوص این حادثه به قضاوت بپردازند و به ذهن و احساس مردم طوری جهت بدهند که منافع سیاسی خاص خودشان را محقق سازند، به مباحث کارشناسانی پرداخته شود که در محل حادثه حضور داشته و چه قبل و چه بعد از آن با همه جزئیات آشنایی کامل دارند؟! ایا نظر دادن درباره علل حادثه پلاسکو و مقصر یا مقصران احتمالی آن، بدون توجه به ویژگی‌هایی که این ساختمان قبل از وقوع حادثه با آن مواجه بوده است، اقداماتی که نهادهای مختلفی مانند شهرداری انجام داده‌اند و ... به قدری راحت است که مخاطبین بتوانند با احساسی که تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، در خصوصش اعلام نظر کنند؟! شکست قهرمانان گرسنه رادیو فردا در ایران! در هفته‌های پیش بارها به این موضوع پداخته ایم که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا چگونه تلاش می‌کند تا "اعتصاب غذا" در بین مجرمین سیاسی – عقیدتی و امنیتی زندانی در ایران را گسترش داده و این رفتار را امری قهرمانانه به تصویر در آورده و آن را تنها راه نجات این زندانیان و تنها راه دست یابی‌شان به اهداف غیر قانونی عنوان کند. در همین راستا، یکی از اعتصاب‌های پر سر و صدا، به فردی با نام "آرش صادقی" مربوط بود که رادیو فردا از موافقت با آزادی موقت و مرخصی همسر وی "گلرخ ابراهیمی ایرایی" به عنوان نشانه موفقیت و پیروزی این مجرم در پی اعتصاب غذا یاد کرده بود؛ در حالی که واقعیت نشان می‌دهد که پس از دست کشیدن "آرش صادقی" از اعتصاب، پرونده و درخواست همسر وی مورد بررسی قرار گرفته و با مرخصی وی موافقت شده بود. اکنون با پایان یافتن مدت این مرخصی و بازگشت "گلرخ ابراهیمی ایرایی" به زندان، بیش از پیش شکست قهرمانان گرسنه رادیو فردا در ایران به چشم آمد و این شکست به قدری سنگین بود که رادیو فردا در برنامه این هفته "دریچه" به آن واکنش نشان داده و تلاش کرده است تا در حد توان خودان را کمرنگ سازد. "مهتاب وحیدی‌راد" مجری این برنامه رادیو فردا در حالی که تلاش می‌کند تا همچنان بر بیگناهی مجرمان و استفاده از روش اعتصاب غذا پافشاری کند، می‌گوید: «گلرخ ابراهیمی ایرایی، فعال مدنی هم که موقت به قید وثیقه آزاد شده بود در پی پایان مرخصی‌اش روز یکشنبه مجدداً بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. آرش صادقی همسر او که پیش‌تر در اعتراض به بازداشت همسرش هفتاد و یک روز در اعتصاب غذا بود، مجدداً در اعتراض به بازداشت همسرش اعتصاب غذا کرده است. آرش صادقی به اتهام‌هایی امنیتی به پانزده سال زندان و همسرش هم به اتهام توهین به مقدسات به شش سال زندان محکوم شده‌اند. مبنای اتهام گلرخ ابراهیمی ایرایی نوشتن داستانی منتشر نشده به قلم اوست درباره حکم سنگسار. عفو بین الملل هم هفته پیش در بیانیه ای با انتقاد از بازداشت مجدد گلرخ ابراهیمی ایرایی از مقام‌های ایران خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط او و همسرش شد. عیسی سحرخیز، روزنامه نگار زندانی هم از بیست و پنجم دی ماه در اعتراض به حکم زندانش دست به اعتصاب غذا زده. او که از آبان ماه سال گذشته زندانی است، به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر ایران به بیست و یک ماه زندان محکوم شده است. بجز این افراد در هفته‌های گذشته خبرهایی هم از اعتصاب غذای چند زندانی دیگر منتشر شد، از جمله احمدرضا جلالی پزشک مقیم سوئد و نزار زکا شهروند لبنانی که از آخرین وضعیت آن‌ها خبری در دست نیست. محمدرضا نکونام روحانی منتقد محبوس در زندان قم پس از سی و پنج روز به درخواست برخی مراجع تقلید شیعه و طلاب حوزه علمیه قم به اعتصاب غذای خود پایان داد اما خبرها از ایران حاکی است، وضعیت جسمی او نامناسب است.» اما جالب این جاست که در این برنامه، شیرین عبادی، فعال ضد ایرانی به نوعی اعتصاب غذا را موضوعی تحمیلی از سوی حکومت جمهوری اسلامی بر زندانیان دانسته و می‌گوید: «قوه قضائیه تقریباً از تاریخی که آقای صادق لاریجانی مسئول این قوه شدند، به نوعی مرگ خاموش زندانیان سیاسی و عقیدتی را تدارک دیدند. با عدم توجه به خواسته‌های قانونی آن‌ها، با کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی در زندان و از طریق محرومیت از دادرسی عادلانه که در مورد همه این‌ها اعمال شده و قوه ای که خودش مسئول اجرای قانون است، به قانون تمکین نمی‌کند. مشکل بزرگ زندانیان سیاسی و همه مردم ایران عدم استقلال دادگاه‌های ایران است.» اما چطور می‌شود که از طرفی اعتصاب غذا را حرکتی قهرمانانه از سوی مجرمین دانست اما از طرفی مدعی شد که حکومت و قوه قضائیه در تلاش است تا مرگ خاموش زندانیان را رقم بزند؟! این هفته دریچه در حالی به این موضوع پرداخته است که هفته‌های گذشته شاهد تلاش‌های این برنامه و دیگر بخش‌های رادیو فردا برای قهرمان سازی از مجرمینی بودیم که دست به اعتصاب غذا زده بودند؛ به طور خاص در خصوص آرش صادقی ما دیدیم که چگونه این رسانهٔ فارسی زبان آمریکایی تلاش کرد تا در پی آزادی موقت همسر وی، گلرخ ابراهیمی ایرایی از زندان، وانمود کند که اعتصاب غذای این مجرم عامل آزادی موقت همسرش شده است و در نتیجه این روش می‌تواند ضمن این که یک روش قهرمانانه محسوب شود، راهی برای رهایی نیز باشد. جالب این جاست که حتی به آزادی موقت و در واقع مرخصی چند روزه این مجرم نیز در خبرهای رادیو فردا کمترین اشاره نمی‌شود و تنها از واژه آزادی برای او استفاده می‌شود که در ذهن مخاطبین این پیروزی اعتصاب غذا را پر رنگ تر می‌سازد. این در شرایطی است که اعتصاب غذای آرش صادقی عامل موافقت با مرخصی همسرش نبوده است، بلکه پس از ناامیدی این مجرم از دست یابی به اهدافش با اعتصاب و پس از این که به او تأکید شد که تنها در صورت دست برداشتن از اعتصاب به درخواست مرخصی همسرش رسیدگی خواهد شد، ابتدا این مجرم به اعتصاب غذای خود پایان داده و سپس ضمن بررسی با مرخصی گلرخ ابراهیمی ایرایی موافقت می‌شود که پس از پایان این مدت بار دیگر به زندان بازگردانده شده است. دروغ پردازی رادیو فردا از زبان ملت ایران رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در تمامی سال‌هایی که از فتنه 1388 گذشته است، همواره تلاش کرده است تا با دروغ پردازی از زبان ملت ایران، طرفداران این فتنه را اکثریت مردم کشور نشان داده و آزادی و رفع حصر خانگی سران این جریان خیانتکار را خواسته اصلی مردم معرفی کند. این روند هر چند وقت یکبار توسط رادیو فردا دنبال شده تا موضوع تلاش برای آزادی سران فتنه، به نوعی رنگ کهنگی به خود نگیرد که در این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی توسط ین رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با همین موضوع بوده‌ایم. در گزارش اخیر که در این مورد کار شده است سخنان رییس فراکسیون امید دست مایه خبر سازی در رادیو فردا شده است. پردازشی ناهمگون نسبت به سخنان آقای عارف در مسیری مشخص صورت گرفته است. اساساً رادیوفردا مهارت خود در حرفه ای گری را در گرفتن موضوع و حمل هر نوع محمول دلخواه بر آن می‌داند. رادیو فردا در بخشی از گزارش خود می‌نویسد: «آقای عارف می‌گوید رفع حصر رهبران معترضان به انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ جزو مطالبات و بخشی ازشعارهای جامعه است.» اما در حالی این جمله به نقل از این نماینده مجلس شورای اسلامی منتشر می‌شود و اکثریت مردم را خواهان رف حصر معرفی می‌کند که جمله اصلی این بوده است که «رفع حصرمعترضان شعارهای بخشی از جامعه است.» جمله منقول در رادیو فردا دست کاری شده است. از نظر عقلی هم نمی‌توان متن خبر رادیوفردا را پذیرفت چرا که اگر رفع حصر طرفداران اندکی دارد از آن سو مردمی که در نه دی به خیابان آمدند ولایتمدارانی هستند که یقیناً با ادامه حصر به تبعیت از خواست نظام موافق‌اند. این که چرا رادیوفردا به دنبال برگزاری دادگاه برای سران فتنه است دو علت بیشتر نخواهد داشت. یا به دنبال این است که با برگزاری دادگاه سران فتنه از حصر خارج شده وباز با انتشار بیانیه واغتشاش امنیت کشور را مختل کنند و یا نتیجه دادگاه که قطعاً با توجه به جرائم سران فتنه اعدام خواهد بود عملی شود. فرض اول از منظر عقلانی فایده زیادی نخواهد داشت چرا که باز با اوج گرفتن جرم احتمال حصر مجدد خواهد بود. پس فرض دوم قوت می‌گیرد. اگر دادگاه بر گزار شود و حکم اعدام صادر شود سران فتنه که اموات سیاسی هستند به یک باره احیا خواهند شد. اعدام آن‌ها سبب خواهد شد تا رادیوفردا و محافل خبری هم سوی با این تفکر، ایران را متهم به نقض آشکار حقوق بشرکنند. رسانه‌های معاند راحت خواهند توانست بیان کنند که در ایران آزادی سیاسی وجود ندارد و به مجرد اعتراض به سیستم باید آماده بازداشت و حتی حکم اعدام باشی. این که رفع حصر تبدیل به یک دغدغه بزرگ در رادیو فردا شده است ناظر به همین مطلب است. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از بهمن ماه 1395 (08 الی 15 بهمن ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 04 Feb 2017 21:24:13 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22649/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 134) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22648/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از بهمن ماه 1395 نیز در حالی سپری شده است که هر چند هفته ای تماماً تحت تأثیر حادثه تلخ ساختمان پلاسکو بوده است اما اخلار مختلف در حوزه‌های متفاوت به چشم خورده و ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی نیز هماننذ رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در کمین نشسته، از تمامی این اخبار به طوری خاص بهره برداری کرده‌اند. در پی این بهره برداری‌های سیاسی و جهت دار از اخبار، رادیو دیروز با انتشار و تنظیم مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش کرده است تا به طوری خلاصه در هر هفته، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی را برای مخاطبین خود مورد بررسی و تحلیل قرار داده و حقایق را برای آن‌ها بازگو نماید. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و چهارمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از بهمن ماه سال 1395 (01 الی 07 بهمن ماه 1395) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و چهارمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل آواربرداری‌های سیاسی رادیو فردا از ساختمان پلاسکو، کینه‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در قبال قانون مجازات اسلامی، تلاش برای کتمان عهدشکنی‌های آمریکا در قبال برجام، تکرار ادعای دروغین ارتباط ایران و طالبان، سیاه نمایی در خصوص وجود و گسترش همجنس گرایی خودزنی در بین دختران ایرانی در سنین پایین و ... را مورد مشاهده نمایید. پافشاری سیاسی رادیو فردا بر حادثه پلاسکو واقعه تلخ آتش سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو تهران و شهدات تعدادی از آتش نشانانان جان بر کف کشور به قدری تلخ و تأسف بار بود که قلب تمامی ملت ایران را در یک هفته پیش تحت تأثیر خود قرار دهد اما آن چه باعث شد تا اولین بخش از شماره 134 مجله هفتگی رادیو دیروز را با این موضوع آغاز کنیم، تداوم بهره برداری‌های سیاسی و جهت دار رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از این حادثه و احساسات ملت ایران است. رادیو فردا در حالی که چند روز از این حادثه بیشتر نگذشته است و هنوز مباحث کارشناسانه در قبال دلایل وقوع آن در حال انجام بوده و به پایان نرسیده است، با انتشار گزارشی از "اجتناب پذیر" بوده حادثه پلاسکو سخن گفته و با حمله به مدیریت بحران و مدیریت شهری تهران، به ویژه شخص محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، آورده است: «آتش‌سوزی در ساختمان پلاسکو، هر چند فاجعه‌ای تأثرانگیز است اما دور از انتظار نبود چه جامعه ایران به گواه آمار مربوط به مرگ‌ومیر و آسیب‌های ناشی تصادفات جاده‌ها و سوانح محل کار، مرگ در اثر آلودگی هوا و غیره، یک جامعه سانحه زده است. به زبان دیگر سوانح به امری عادی و تکرارپذیر در زندگی تبدیل شده است. در این راستا می‌توان به حادثه مشابه یعنی آتش‌سوزی ساختمان پنج طبقه خیابان جمهوری در سال ۱۳۹۲ و حوادث مربوطه اشاره کرد. بر اساس ادعای دادستانی و شهرداری، حادثه پلاسکو قابل پیش‌بینی بود. در تأیید این مطلب یکی از نمایندگان مجلس، پروانه مافی، می‌گوید که ساکنان ساختمان پلاسکو "بارها" گزارش داده بودند که "این ساختمان در حال ریزش است" اما شهرداری به این هشدارها "توجهی نکرده بود ". منابع محدودیت و تخصیص نابه‌جای بودجه شهر تهران که ناشی از فساد مدیریت، و عدم شفافیت و عدم پاسخگویی است را هم باید به این امر افزود. به نظر می‌رسد که توسعه مدیریت ریسک شهری در تهران، جزء اولویت‌های شهرداری تهران که به مرکز توزیع رانت حزب سیاسی شهردار، تبدیل شده است نیست. پوشیده نیست که شهردار تهران، بجای پرداختن به وظیفه اصلی‌اش، علاقه وافری به به‌کارگیری منابع مالی بودجه شهر تهران برای اموری از قبیل «مبارزه با استکبار جهانی» و نظافت اماکن سایر کشورها و بالاخره توزیع املاک نجومی نشان می‌دهد. در نبود سازمان‌های مردم‌نهاد مستقل از دولت در قالب جامعه مدنی گسترده، و عدم پاسخگویی حاکمیت، تضمینی وجود ندارد که منابع مالی بودجه در سطح شهری یا سطح ملی در سمت و سوی منافع عمومی به‌کار گرفته شود.» اما آیا این درست است، در زمانی که به دلیل بروز یک حادثه تلخ، احساسات یک ملت درگیر و تحت تأثیر آن قرار گرفته است و یک کشور عزادار شهادت آتشنشان های خود که فداکارترین عناصر یک جامعه محسوب می‌شوند، هستند، رادیو فردا و اربابانش تلاش کنند تا با جهت دادن به احساسات مردم و به بازی گرفتن آن‌ها، دشمنی و کینه قدیمی خود با یک طیف سیاسی خاص در ایران و البته شخص قالیباف، شهردار تهران را دنبال کرده و این گونه وی و مدیریتش در شهرداری تهران را تنها عامل و مسئول بروز حادثه پلاسکو معرفی کنند؟! این انتقادها در حالی به شهرداری تهران و شخص قالیباف وارد می‌شود که از لحاظ قانونی، شهرداری و تیم کارشناسیان ها در آتشنشانی تهران، بارها و بارها هشدارها و تذکرهای کتبی لازم به مدیران و مالکان ساختمان پلاسکو داده‌اند اما از لحاظ قانونی، شهرداری مجوز لازم برای مداخله مستقیم و پلمپ ساختمان را نداشته است. بعلاوه، بررسی دلایل بروز این حادثه، مقصران احتمالی و نقش و میزان دخالت هر کدام در وقوع این حادثه، نیازمند یک کار تیمی و کارشناسی حرفه‌ای بوده است که در حال جریان می‌باشد، لذا بهتر است ابزارهای رسانه‌ای غربی مانند رادیو فردا بجای موج‌سواری بر روی احساسات مردم ایران، دست از آواربرداری سیاسی از پلاسکو کشیده و حداقل پس از انجام بررسی‌های کارشناسانه و انتشار نتایج، شمشیرهای خود را این‌گونه از غلاف خارج کنند. اعتراض رادیو فردا به قانون مجازات اسلامی همانطور که می دانید، برنامه "دریچه" در رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران اختصاص دارد و به عبارتی دریچه ایست تا از طریق آن به سیاه نمایی علیه وضعیت حقوق بشر در کشورمان پرداخته شود. در همین راستا، برنامه اخیر "دریچه" در این هفته، یکی از موضوعات خاص را برای این حملات سیاسی ضد ایرانی خود انتخاب کرده و اصل "قانون مجازات اسلامی" را هدف قرار داده است. رادیو فردا در این برنامه وجود احکامی مانند قصاص، شلاق و ... را در این قانون به زیر سؤال برده و آن را نشانه ای برای فرار ایران از حقوق بشر توصیف کرده است. "مهتاب وحیدی راد" گوینده و مجری برنامه "دریچه" در برنامه این هفته خود با همین هدف می‌گوید: «عفو بین‌الملل هفته پیش مجازات‌های بدنی را تعرضی تکان‌دهنده به حرمت انسان‌ها دانست و از مقام‌های ایران خواستار توقف هر چه سریع‌تر هر گونه مجازات فیزیکی شد. این نهاد مدافع حقوق بشر به مجازات‌هایی از قبیل شلاق، قطع عضو و مجازات‌هایی مانند قصاص عضو اشاره کرده و ان ها را وحشیانه و نقض قوانین بین‌المللی دانسته است. رها بحرینی، پژوهشگر امور ایران در عفو بین‌الملل درباره این بیانیه می‌گوید: "بیانیه عفو بین‌الملل نگاهی به وضعیت اعمال مجازات‌های بی رحمانه و غیرانسانی مثل شلاق، قطع دست و پا و کور کردن چشم در سال میلادی گذشته پرداخته است. در سال گذشته مقامات ایران صدها حکم شلاق را در نقاط مختلف کشور اجرا کردند و عفو بین‌الملل هم موفق شده که حداقل چهار مورد قطع دست و پا و یک مورد کور کردن عامدانه چشم را ثبت بکند. این مجازات‌ها در مغایرت واضح با استانداردهای بین‌المللی و قوانین بین‌المللی قرار دارند که اعمال مجازات‌های بدنی را مطلقاً ممنوع می‌کنند و ان ها را به عنوان شکنجه به رسمیت می‌شناسند." در طی سال گذشته، حکم شلاق برای صدها تن در ایران اجرا شد. برای افرادی به اتهام روزه خواری در ملاء عام، شرب خمر یا شرکت در مهمانی‌های مختلط.» این ادعاها در حالی است که در قانون مجازات اسلامی برای هر کدام از جرائم ذکر شده در بالا به قدری دلیل و سند اثباتی در نظر گرفته شده است که عدالت مؤلفه اصلی آن است و تنها زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که بر اساس عدالت فردی و اجتماعی لازم باشد. اما در طرف مقابل، ما روش‌های مختلف مجازات‌ها، شکنجه‌ها و آزارهای غیر انسانی را در زندان‌های تحت کنترل ایالات متحده آمریکا مشاهده می‌کنیم در صورتی که هیچ عدالتی در خصوص آن وجود ندارد. جدای از زندان‌های معروف ابوغریب و گوانتانامو در عراق و افغانستان، زندان ریکرز در خود خاک آمریکا، زندان دیاربکر در ترکیه، زندان سابانتا در ونزوئلا، زندان کاراندیرو در برزیل، زندان گیتاراما در رواندا و ... تنها بخشی از مکان‌هایی هستند که شکنجه‌های ابداعی غیر انسانی آمریکایی را در خود تجربه کرده و می‌کنند. مرور اخبار این حوزه ما را با گزارش ۶۷۰۰ صفحه ای مواجه می‌سازد که کمیتهٔ اطلاعات سنا در خصوص واقعیت‌های تلخ این کشور منتشر کرده است، واقعیت‌هایی از جمله وجود انواع مختلف شکنجه‌های روحی و جسمی مختلف در زندان‌های آمریکا و نقض حقوق زندانیان توسط سازمان سیا، مرگ بسیاری از زندانیان در زیر این شکنجه‌های حیوانی، وجود پر تعداد زندانیانی که بی دلیل در اسارت هستند، شکنجهٔ بی دلیل زندانیان از همان آغاز بازجویی بدون حتی پرسیدن یک سؤال، عدم پیگیری عاملین این شکنجه‌ها و افرادی که باعث مرگ زندانیان و ... که همگی تنها بخشی از واقعیتی است که چهرهٔ حقیقی حقوق بشر آمریکایی را نمایان می‌سازد. تلاش برای پنهان کردن عهدشکنی آمریکا در شورای امنیت از روزهای آغازین امضای برجام یا همان توافق هسته ای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5، همواره بحث انجام تعهدات طرف‌های درگیر در این توافق بین المللی مطرح بوده است؛ ما بارها شاهد این بوده‌ایم که طرف غربی اجرای تعهداتش را به انجام تعهدات از سوی ایران مربوط دانسته اما در شرایطی که کشورمان تمامی تعهداتش را نیز انجام داده است، باز هم طرف غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا، مانع اجرای تعهدات خود بوده‌اند که نمونه‌های بسیار این عهد شکنی کاملاً موجود و غیر قابل انکار است. در چنین شرایطی شورای امنیت سازمان ملل تصمیم گرفته است تا در نشستی ویژه به بررسی نحوه اجرای برجام از سوی طرفین بپردازد که نماینده آمریکا در سازمان ملل به سرعت وارد عمل شده و تلاش کرده است تا با فضاسازی ضد ایرانی، مسیر این نشست را از آن چه حقیقت است منحرف کرده عهدشکنی‌های کشورش را پنهان نگاه دارد. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، می‌نویسد: «سامانتا پاور، سفیر دولت اوباما در سازمان ملل، در آخرین نشست خود در شورای امنیت پیش از آنکه جای خود را به سفیر دولت ترامپ بدهد، خواستار مقابله علیه عملکرد ایران در ایجاد آنچه "بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه" توصیف کرد، شد. خانم پاور، ۲۹ دی ماه، خواستار حفظ تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران شده و می‌گوید "پیشرفت در موضوع [مربوط به برنامه] اتمی ایران، نباید باعث شود تا شورای امنیت سازمان ملل در برابر دیگر اقدامات ایران در ایجاد بی‌ثباتی در خاورمیانه کوتاه بیاید". ایالات‌متحده، و متحدان آن در غرب آسیا، بارها ایران را متهم به "ایجاد بی‌ثباتی" در منطقه کرده‌اند. برای نمونه آمریکا و شماری از متحدان آن در خاورمیانه، گروه شبه‌نظامی حزب‌الله لبنان را "گروه تروریستی" می‌دانند؛ گروهی که ایران متحد و حامی اصلی آن است. کشورهایی مانند اسرائیل به تأکید گفته‌اند جلوی هرگونه ارسال سلاح از سوی ایران برای این گروه را می‌گیرند. سامانتا پاور گفته است "ما در این شورا (ی امنیت) لازم است در کنار هم ایران را مجبور کنیم، تن به اجرای کارآمد تعهداتش در ارتباط با قطعنامه ۲۲۳۱ بدهد. به‌ویژه اعمال محدودیت‌ها در مورد صادرات تسلیحات و موارد مشابه، [اجرا شود]".» اما این ادعاها در حالی است که به اذعان خود مقامات آمریکایی که مسئولین اتحادیه اروپا، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و حتی سازمان ملل نیز به آن تأکید کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران در همان ابتدا نه‌تنها تعهدات خود را در قبال برجام انجام داده است بلکه در مواردی فراتر از آن تعهدات را نیز عملی نموده و اما در طرف مقابل آیا این‌چنین رفتاری را در قبال توافق هسته‌ای شاهد بوده‌ایم؟! جایی که پس از مدت‌ها همچنان در واقعیت تبادلات بانکی و مالی ایران با اروپا و جهان با مشکل مواجه است و مقامات بانکی کشورهای مختلفی از قبیل سوئیس اذعان داشته‌اند که تهدیدهای آمریکا بانک‌های این کشورها را برای برقراری ارتباط با ایران ترسانده و مانع این کار می‌شود، آیا می‌توان به آینده ارتباط با ایالات‌متحده خوش‌بین بود؟! دستبرد زدن دو میلیارد دلاری ایالات‌متحده به اموال بلوکه‌شده کشورمان آیا جز عهدشکنی نشان‌دهنده موضوع دیگری است؟! تعهدات طرف غربی برداشته شدن کامل تحریم‌ها در قبال برجام را نشان می‌داد اما در عوض ایالات‌متحده آمریکا قانون تحریم‌های ضد ایرانی خود را به مدت 10 سال تمدید می‌کند که این خود گویای همه واقعیت‌هاست. باراک اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا حتی اخیراً در آخرین روزهای حضور خود در کاخ سفید نیز این عهدشکنی‌ها را تکمیل و قانون وضعیت اضطراری ملی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران را تمدید می‌کند. بااین‌وجود آیا بررسی واقع‌بینانه چگونگی اجرای برجام در شورای امنیت، اگر بر اساس حقایق صورت بگیرد، نتیجه‌اش غیر از اثبات غیرقابل اطمینان بودن آمریکا و اعتراف به آن خواهد بود؟! تکرار اتهام همکاری ایران و طالبان از آغاز تجاوز نظامی غرب به افغانستان در سال 2001 میلادی تاکنون، همواره شاهد شنیده شدن اخباری در خصوص جنایات نظامیان غربی علیه غیرنظامیان افغان بوده‌ایم و این رفتارها همواره با سکوت و پنهان کاری بین المللی همراه بوده است. اما در چنین شرایطی رسانه صهیونیستی – امریکایی رادیو فردا تلاش کرده است تا با اتهام زنی به ایران در خصوص داشتن ارتباط و همکاری با طالبان، از طرفی این جنایت‌های خود و متحدانش در خاک افغانستان را کم رنگ سازد و از طرفی نیز میان ملت ایران و افغان که همسایگان قدیمی هم هستند، فاصله و درگیری ایجاد کند. این رسانه فارسی زبان با این ادعا که "ایران با طالبان تماس گرفته است"، با متهم کردن ایران به مداخله در امور داخلی افغانستان، نوشته است: «فرماندار هلمند در گفت‌وگویی با "رادیو آزادی"، می‌گوید ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و در عین حال افزوده این گروه افراطی، "موشک‌های ساخت ایران" را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده است. حیات‌الله حیات، فرماندار هلمند چهارم بهمن ماه، به بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی گفته بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی، دیداری میان مقام‌های ایران و مقام‌های طالبان در "گرمسیر" صورت گرفته است ولی تحقیقات در مورد موضوع این دیدار همچنان جریان دارد. گرمسیر و سنگین در استان هلمند، از جمله، در ماه جاری مرکز درگیری‌های شدیدی میان نیروهای امنیتی افغانستان و شبه‌نظامیان گروه طالبان بودند. فرماندار استان هلمند به رادیو آزادی گفته است در درگیری‌های اخیر این استان، "موشک‌های ساخت ایران" پیدا شده است که از طرف شبه‌نظامیان شورشی پرتاب شده بودند. او گفته "از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران در آن‌ها دیده می‌شود". آقای حیات در مصاحبه خود با رادیو آزادی این احتمال را مطرح کرده که یکی از دلایل اصلی "افزایش مداخله ایران، در کنار مداخله پاکستان" در اوضاع افغانستان، موضوع آب هلمند است.» اما این اتهام زنی‌ها با جمهوری اسلامی ایران دو حالی صورت می‌گیرد و چندین بار تکرار می‌شود که واقعیت‌ها را اگر به درستی مورد بررسی قرار دهیم، به اهداف رادیو فردا و اربابانش از این کار پی خواهیم برد. نکته اول در این جریان این است که اسناد و شواهد موجود نشان دهنده ارتباط و همکاری طالبان و امریکا در منطقه و افغانستان هستند. این اسناد به دست آمده نشان می‌دهد که آمریکا در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶ میلادی) با همکاری پاکستان، طرحی را برای استفاده از اسلام گرایان افراطی سراسر دنیا به منظور سلطه بر افغانستان به اجرا درآورده است که بر اساس آن بیش از سی و پنج هزار نفر از نقاط مختلفی مانند آفریقا، آسیای مرکزی، خاورمیانه، فلسطین و ... گرد هم جمع آمده و جذب این طرح شدند و پس از آموزش دیدن و مسلح شدن، به افغانستان فرستاده شدند. محمد بن عبدالعتیبی، سفیر وقت عربستان در افغانستان نیز در جایی به این موضوه اذعان داشته است که "آمریکا به منظور یافتن دستاویزی برای ورود به افغانستان و ماندن دراز مدت در این کشور، اعمال سلطه بر کابل و غارت منابع آن، تحدید برنامه‌های هسته ای ایران و پاکستان و غارت ثروت جمهوری‌های آسیای میانه، تسلط بر منابع دریای خزر، جلوگیری از بیداری اسلامی در آسیای مرکزی و جلوگیری از نفوذ ایران در آن منطقه، درصدد برامد تا طالبان را به وجود آورد." و اما نکته مهم تر این است که همانگونه که گفته شد، آمریکا به وسیله ابزارهای رسانه ای تحت امر خود، تلاش می‌کند تا جنایات خود در افغانستان را از دید عموم دور نگاه دارد؛ جنایت‌هایی که سال‌هاست در جریان است و هربار مانند حمله هوایی جنگنده‌های این کشور به مناطق غیر نظامی در قندوز، در حالی چهره اصلی آن‌ها را برملا می‌سازد که با یک عذرخواهی ساده از کنارشان عبور کرده‌اند. نگاه سیاسی رادیو فردا در جامعه برنامه "جامعه"، یکی دیگر از برنامه‌های هفتگی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا محسوب می‌شود که از طریق آن وضعیت اجتماعی ایران وارونه جلوه داده شده و قربانی سیاه نمایی های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید می‌شود. در برنامه این هفته "جامعه"، موضوعی تحت عنوان گسترش روز افزون خودزنی و تیغ انداختن در بین دانش آموزان دختر دبیرستانی و راهنمایی ایرانی مطرح شده و تلاش شده است تا این موضوع را به نوعی در راستای ترویج همجنسگرایی در بین دختران ایرانی، مطرح کند. "فهیمه خضر حیدری" مجری این برنامه در همین راستا، می‌گوید: «تعداد خودزنی‌ها در مدارس آن‌قدر زیاد است که مدیران مدارس فقط از دانش‌آموزان می‌خواهند گفت‌وگوهایی دربارهٔ خودزنی با دانش‌آموزان روی زخم‌های خود را بپوشانند تا دیده نشوند. مشکلات جنسیتی، تمایلات همجنس‌گرایانه و گیج خوردن میان آنچه هستی و آنچه می‌خواهی باشی و آنچه در سنین بحرانی نوجوانی فکر می‌کنی باید بشوی، اختلال‌ها یا هیجانات یا خواسته‌ها و غرایزی که شاید اگر مرجع مناسبی برای شناسایی و درک آن‌ها در کار باشد لازم نشود دختران نوجوان دست به تیغ ببرند. خودشان از مواردی می‌گویند که دختران به همجنسان خود گرایش دارند اما مدرسه و جامعه از آن‌ها می‌خواهند طور دیگری زندگی کنند.  وزیر آموزش و پرورش ایران در حالی ایجاد صمیمیت را مهم‌ترین دغدغه مسئولان در این وزارتخانه می‌داند که سی سال پس از آغاز به کار نهاد امور تربیتی در مدارس سراسر ایران و تحولات پر فراز و نشیبی که این نهاد پشت سر گذاشته نه تنها گزارش‌هایی از خودزنی دختران دانش آموز می‌رسد بلکه برخی گزارش‌ها آمار اعتیاد و خودکشی در مدارس را نیز نگران‌کننده توصیف کرده‌اند.»   حمله رادیو فردا به نهاد آموزشی کشور درحالی است که آمریکا یکی از بیشترین آمار، مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و سوء اسفاده جنسی در مدارس را دارد. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مرکز مبارزه با اعتیاد آمریکا (CASA) طی سه سال گذشته مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی توسط دانش آموزان در مدارس آمریکا افزایش یافته است. بر اساس این گزارش، تعداد دانش آموزانی که اقدام به مصرف، خرید، یا فروش مواد مخدر در دبیرستان‌های آمریکا می‌کنند، از سال 2002 تا کنون 41 درصد افزایش یافته است. همچنین تعداد دانش آموزانی که اقدام به مصرف، خرید یا فروش مواد مخدر در مدارس راهنمایی آمریکا می‌کنند، نیز طی سه سال اخیر 47 درصد رشد کرده است. بر اساس همین گزارش، شمار دانش آموزانی که در مدارس اقدام به استعمال نوشیدنی‌های الکلی می‌کنند، از سال 2002 تاکنون 28 درصد افزایش یافته است. مرکز مبارزه با اعتیاد آمریکا از خانواده‌ها، مقامات آموزشی، و مقامات سیاستگذار آمریکایی خواسته است هر چه سریع تر به پدیده در حال گسترش اعتیاد در مدارس آمریکا واکنش نشان دهند و برای مبارزه با آن راه چاره ای بیاندیشند.   همچنین در تحقیقات دیگری توسط «آسوشیتدپرس» نشان می‌دهد که در پنج سال اخیر، 2500 مورد از تجاوزهای معلمان به دانش‌آموزان با درجات گوناگون در آمریکا وجود داشته است. در سراسر کشور، سه میلیون معلم در مدارس دولتی هستند که هم‌اکنون به طور میانگین، شمار معلمان متجاوز برای هر روز مدارس سه نفر است. در تحقیقات هفت ماهه، در سال‌های 2001 تا 2005، 2570 معلم اعتبار آموزشی خود را به گونه‌ای از بین‌رفته دیده‌اند. جوانان در دست‌کم 1081 پرونده قربانی بوده‌اند که بیش از 80 درصد آن‌ها را نیز دانش‌آموزان تشکیل می‌دهند.   با این حال رادیو فردا با چشم پوشی از افتضاحات موجود در نظام آموزشی ایالات متحده آمریکا،‌ بر روی مسئله جزئی تیغ زنی در مدارس ایران می‌پردازد. به عنوان مثال گزارشی که توسط کنگره آمریکا تهیه شده بیان گر این مسئله است که حدود 4.5 میلیون نفر از جمعیت تقریبی پنجاه میلیون نفری دانش‌آموزان آمریکا از مهدکودک تا کلاس دوازدهم، مورد سوءرفتارهای جنسی کارکنان مدرسه قرار گرفته‌اند که آمار شامل توهین‌های جنسی به آنان نیز می‌شود.   رادیو فردا در حالی می‌کوشد مسئله خودزنی و تیغ زنی در مدارس را به مسائل مربوط به همجنس گرایی ارتباط دهد که این عمل، بیش از هرچیزی فراورده تمدن غرب و ابزارهای ماهواره ای است. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و چهارمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از بهمن ماه 1395 (01 الی 07 بهمن ماه 1395) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 28 Jan 2017 21:16:47 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/22648/