رادیو دیروز - آخرين عناوين مجله هفتگی :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/Weekly_Magazine Fri, 21 Sep 2018 07:21:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Fri, 21 Sep 2018 07:21:57 GMT مجله هفتگی 60 رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 212) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28225/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از شهریور ماه 1397 را با توجه به اخبار و رویدادهای مختلف آن، می‌توان هفته وقاحت آمریکایی نامید؛ جایی که مقامات مختلف این کشور نشان داند تا چه اندازه خود را برتر از تمام دنیا تصور می‌کنند و چگونه با بی‌شرمی این خودخواهی را فریاد می‌زنند؛ هرچند گاهی هم رسوایی نسیبشان شده و با سر به درون چاه توهمات خود فرو می‌افتند و در تمام این مسیر ابزارهایی ماننر رادیو فردا هم‌جهت با اربابانشان در دنیای رسانه گام برداشته‌اند.فاف در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و دوازدهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از شهریور ماه سال 1397 (16 الی 23 شهریور ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و دوازدهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش رادیو فردا برای بهره‌برداری از حمله به کنسولگری ایران در بصره، گروکشی آمریکا از مردم مظلوم فلسطین، واکنش به بررسی جنایات جنگی آمریکا در دیوان بین‌المللی لاهه، درگیری‌ها در درون کابینه ترامپ، حذف دلار از مبادلات تجاری ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. آتش کینه غرب از اربعین حسینی روزهای پایانی این هفته با آغاز ماه محرم و عزاداری سرور و سالار شهیدان، امام حسین (ع) مصادف گردید و به همین دلیل نیز این شماره از مجله هفتگی را با موضوعی آغاز می‌کنیم که بی ارتباط با این ایام نیست. ما در این هفته با تلاش‌های بسیاری چه در حوزه سیاست و چه در حوزه رسانه‌های غربی مواجه بودیم که تنها هدفشان فضاسازی برای ایجاد اختلاف عمیق میان شیعیان و مردم ایران و عراق بوده است؛ هدفی که می‌توان اصلی‌ترین دلیل آن را کینه غرب از حماسه‌آفرینی متحد این مردم در ایام اربعین حسینی و وحشتی است که آن‌ها از این حماسه بزرگ و بی‌بدیل داشته و دارند. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی به موضوع حمله آشوب‌گران به کنسولگری ایران در بصره پرداخته است؛ گزارشی که در آن نمی‌توان هیچ تلاشی برای یافتن حقیقت و عاملین این تجاوز به حریم قانونی ایران در عراق را مشاهده کرد و تنها بازتاب یک خبر جهت‌دهی شده برای به بازی گرفتن احساس و غرور مخاطبین ایرانی است. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «شبکه خبری راشا تودی گزارش داده بود که معترضان قبل از به آتش کشیدن کنسولگری ایران برای چندین ساعت مقابل آن شعار می‌دادند. یکی از ویدئوهایی که در شبکه اجتماعی فیسبوک منتشر شده است نشان می‌دهد که معترضان، ایران را به قطع آب بصره متهم می‌کنند. بصره در سی کیلومتری مرز ایران قرار دارد. معترضان همچنین ایران را به دخالت در امور داخلی این کشور متهم می‌کنند. اعتراضات در شهر نفت‌خیز بصره از روز دوشنبه در واکنش به ناکارآمدی دولت در ارائه خدمات عمومی همچون آب آشامیدنی و برق آغاز شده است. گزارش رسانه‌ها از جمله عرب‌نیوز حاکی از آن است که معترضان همچنین به ساختمان‌های دولتی در بصره و ساختمان احزاب مرتبط با ایران نیز حمله کرده‌اند.» اما آیا فقط اعتراض به دولت و وضعیت زندگی در بصره مردم عادی این شهر را وادار کرده تا ساختمان کنسولگری ایران را به آتش بکشند؟! آیا اگر همین اتفاق در خصوص مراکز دیپلماتیک آمریکا می‌افتاد، رادیو فردا به همین گزارش ساده اکتفا کرده و از کنار آن عبور می‌کرد؟! بر اساس اظهارات شاهدان در ماجرا، گزارش‌های متعدد خبری رسیده از بصره و واقعیت‌هایی که اسناد مختلف آن را اثبات می‌کند، این تجاوز به کنسولگری ایران توسط گروهی آموزش‌دیده که به بهانه اعتراضات مردمی خود را به این ماجرا وارد کرده‌اند اتفاق افتاده است؛ به عبارتی دیگر اسناد نشان می‌دهند که گروهی با حمایت آمریکا و عربستان سعودی و با مدیریت شده از سوری مراکزی مانند سفارت و کنسولگری ایالات متحده در عراق و بصره، از اعتراضات مردمی سوءاستفاده کرده و با نفوذ در جمع اعترضات چنین جنایتی را رقم زده‌اند. در همین راستا بسیاری از مقامات عراقی هم بر نقش خارجی در این جریان تأکید کرده‌اند؛ نماینده بصره در پارلمان عراق اعلام کرد که کنسولگری آمریکا مسئول این اوضاع است. البته او کوتاهی دولت عراق و نخست وزیر را هم مؤثر دانسته است. نایب رئیس سازمان حشد الشعبی نیز آمریکا را در این اغتشاشات مقصر دانسته است و اعلام کرده مستندات کاملی داریم که نشان می‌دهد سفارت و کنسولگری امریکا دراین اتفاقات نقش دارند. اما مهمتر از خود این تجاوزگری، دلیل آن است؛ دلیلی که نشان می‌دهد همانطور که در ابتدای این بخش گفته شد، ایجاد اختلاف میان مردم ایران و عراق چقدر برای ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی با اهمیت است. دوستی و نزدیکی روابط میان مردم و به ویژه شیعیان عراق و ایران در سال‌های اخیر تمام برنامه‌های آمریکا را در منطقه نابود کرده است؛ برنامه‌هایی که برای تحققش میلیاردها میلیارد دلار هزینه جنگ و تجاوز کرده و هزاران نفر را راهی دیار باقی ساخته است تا شاید عراق بتواند نقطه امن و نفوذی برای آن‌ها در همسایگی ایران و در قلب خاورمیانه باشد، اما به یکباره، مردم ایران و عراق که نزدیکی فرهنگی و مذهبی عمیقی با هم دارند، به دوستانی متحد تبدیل شدند که سال‌هاست دروازه‌های نفوذ آن‌ها را بسته است و اوج این اتحاد حماسه مردمی اربعین حسینی است که بزرگترین اجتماع مذهبی جهان محسوب شده و همانند خاری در چشمان آمریکا، اسرائیل و آل سعود فرو می‌رود. حقوق بشر علیه فلسطین آزاد! موضوع دیگر این مجله هفتگی را به یکی دیگر از سیاست‌های وقیحانه کاخ سفید علیه ملت‌های جهان و یکی از مظلوم‌ترین ملت‌های جهان اختصاص داده‌ایم؛ جایی که آمریکا با قطع اندک کمک‌های مالی ظاهری خود به فلسطین، آن‌ها را برای پذیرش و تن دادن به توافق صلح مورد نظر ایالات متحده و اسرائیل یا همان «توافق قرن» تحت فشار قرار داده است. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بی‌شرمی که از اربابانش به ارث برده است، این رفتار حیوانی آن‌ها را بازتاب داده است؛ گویی که حق با آن‌هاست و این کار برای نجات فلسطین و جهان ضرورت دارد. رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «دونالد ترامپ از سرگیری کمک‌های مالی آمریکا به فلسطینی‌ها را به موافقت آنها با مذاکره بر سر "توافق قرن" مشروط کرد. رییس جمهوری آمریکا گفته است که قطع کمک‌های کشورش به فلسطینیان بی احترامی نیست بلکه "بی احترامی این است که آنها به میز مذاکرات نمی‌آیند". آمریکا در روزهای گذشته اعطای کمک ۳۰۰ میلیون دلاری به اونرا، آژانس ویژه سازمان ملل متحد در امدادرسانی به فلسطینی‌ها را متوقف کرد؛ امری که با انتقاد شدید فلسطینی‌ها، اونرا و برخی عوامل جهانی دیگر روبرو شد. اما نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت که فلسطینیان به کمک‌های سخاوتمندانه آمریکا حس قدردانی نداشته‌اند. دونالد ترامپ پنجشنبه ۱۵ شهریور در گفت و گویی ویدیویی با رهبران و روحانیون یهودی در آستانه سال نو عبری، نسبت به توان دولت خود در دستیابی به صلح اسرائیلی- فلسطینی ابراز خوش بینی جدی کرد و گفت اگر فلسطینی‌ها مذاکره نکنند و تا هنگامی که توافق بدست نیاید، پولی در کار نیست.»   این در حالست که محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین که چند بار تاکید کرده که «معامله قرن» «هرگز» از سوی فلسطینی‌ها و سازمان آزادیبخش فلسطین پذیرفته نمی‌شود، هفته گذشته فاش کرد که آمریکا این توافق را بر اساس تشکیل کنفدراسیونی از اردن با سرزمین‌های فلسطینی تنظیم کرده است. آقای عباس گفت این پیشنهاد را رد کرده و گفته است، تنها اگر اسرائیل بخشی از این کنفدراسیون باشد، می‌توان آن را بررسی کرد. نکته جالب‌تر از این، وقاحت آمریکا در کمک به مردم فلسطین و قدرناشناسی آن‌هاست؛ یا آمریکا و رادیو فردا مردم جهان را ساده فرض کرده است یا خودش را به دیوانگی زده تا از اصل ماجرا فرار کند. مگر می‌شود خون هزاران هزار فلسطینی که با تسلیحات آمریکایی و تأیید و همراهی کاخ سفید بر زمین ریخته شده و می‌شود را با پول خرید؟! اگر ملت فلسطین غیرت و سرزمین خود را با پول معامله می‌کردند، آیا شاهد این همه ایستادگی و شهادت در تمام سال‌های گذشته بودیم؟! ایالات متحده از طرفی انبارهای مهمات خود را بر روی رژیم اشغالکر صهیونیستی گشوده و با حمایت‌های مالی و سیاسی خود فضا را برای قتل‌عام ملت فلسطین فراهم می‌آورد و از طرفی ادعای کمک مالی به این مردم و قدرناشناسی آن‌ها به میان می‌آورد! سانسور یک بی‌شرمی! «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید یکی از چهره‌های پرحاشیه این روزهای آمریکاست که می‌توان وی را نماد همان مقاحت و بی‌شرمی آمریکایی دانست که در بالا به بخشی از آن اشاره شد. در این هفته نیز وی در اظهار نظری عجیب یکی از سازمان‌های بین‌المللی را خطاب قرار داده و از نگاه یک کدخدا برای جهان، این نهاد بین‌المللی را تهدید کرده است؛ سخنانی که رادیو فردا در گزارشش آن‌ها را سانسور کرده و هیچ اشاره‌ای به آن ندارد. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشش نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا، ۱۹ شهریور ماه گفته است کشورش، در کنار فرانسه و بریتانیا، به این نتیجه رسیده‌اند که اگر دولت سوریه بار دیگر اقدام به استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی بکند، با "واکنشی به مراتب شدیدتر" در مقایسه با واکنش‌های نظامی پیشین، روبه‌رو خواهد شد. مشاور ترامپ افزوده "می‌توانم بگویم، با بریتانیا و فرانسه رایزنی کرده‌ایم، این کشورها در دومین حمله (آمریکا به مراکز دولتی سوریه) شرکت کرده بودند و آن‌ها هم موافق هستند که به‌کارگیری مجدد سلاح شیمیایی با واکنش به‌مراتب قوی‌تری روبه‌رو خواهد شد"». اما همانطور که گفته شد، جالب اینجاست که جان بولتون مواضع دیگری هم داشته است، که در گزارش رادیو فردا منعکس نشده است. او قضات دادگاه بین‌المللی کیفری را تهدید کرد در صورتی که روند جنایات جنگی این کشور در افغانستان را بررسی کنند، هدف تحریم‌های واشنگتن قرار می‌گیرند. این مقام کاخ سفید در اظهاراتی که خبرگزاری رویترز اقدام به انتشارشان کرده است این‌گونه با نگاهی از بالا به پایین، خطاب به دادگاه بین‌المللی کیفری و قضات آن می‌گوید: «ایالات متحده از همه ابزارهای لازم برای دفاع و حفاظت از شهروندان خود و کشورهای هم‌پیمانش استفاده خواهد کرد تا مانع از پیگرد و محاکمه غیرقانونی آنها توسط این دادگاه نامشروع شود. در صورت آغاز تحقیق در مورد جنایت جنگی کارکنان و مأموران امنیتی این کشور در افغانستان، متقابلاً با دیوان بین‌المللی کیفری "مبارزه" خواهد کرد. اگر اقدامات متقابل امریکا عملی شود، دولت ترامپ مانع از ورود قضات دیوان کیفری بین‌المللی به خاک کشورش خواهد شد و اموال و دارایی‌های آنها در چرخه مالی آمریکا را تحریم و توقیف خواهد کرد.» این تهدیدها در شرایطی مطرح می‌شود که در حرکتی هرچند نادر، دادگاه بین المللی کیفری که ذات تأسیسش برای رسیدگی به جرائم آشکار علیه بشریت است، تصمیم گرفته اسناد مربوط به جنایات جنگی پرتعداد آمریکا در افغانستان را مورد بررسی و تحقیق قرار دهد. قتل‌عام زنان و کودکان روستایی، حمله موشکی به مناطق مسکونی و حتی بیمارستان‌ها، تجاوز به زنان و دختران و ... بخش‌هایی از این پرونده عظیم است که ایالات متحده از بررسی آن واهمه دارد. جالب است بدانید که امریکا از تصویب «قرارداد رم» که به موجب آن دادگاه بین المللی کیفری در سال 2002 تأسیس شد، خودداری کرده است. جرج بوش، رئیس جمهور وقت امریکا در سال 2002 میلادی با آغاز به کار این دادگاه مخالفت کرد. باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین امریکا نیز هرچند گام‌هایی برای همکاری با این سازمان برداشت، ولی آن را تصویب نکرد. کابینه‌ای مقابل آقای رئیس جمهور اما اتفاقات و حاشیه‌ها در کاخ سفید تنها به این موضوعات فرامرزی هم محدود نمی‌شود، بلکه این حاشیه در داخل کاخ سفید و میان اعضای کابینه نیز وجود دارد؛ جایی که حتی بعضی کارشناسان از تقابل میان وزرای کابینه آمریکا با شخص رئیس جمهور این کشور سخن می‌گویند. انتشار یک کتاب اینبار بهانه افشای این تقابل‌ها در کابینه ترامپ شده است؛ جایی که "باب وودوارد" در کتابی با عنوان "ترس؛ دونالد ترامپ در کاخ سفید" به موضوعات مختلفی از قبیل اختلاف نظر میان آقای رئیس جمهور و وزیر دفاع آمریکا پرداخته است. رادیو فردا در گزارشی به این موضوع اذعان نموده و نوشته است: «روزنامه آمریکایی واشینگتن پست بخشی از کتاب "ترس؛ دونالد ترامپ در کاخ‌سفید" باب وودوارد که قرار است به زودی وارد بازار شود را منتشر کرد که در آن آمده است: دونالد ترامپ سال گذشته خواهان ترور بشار اسد شده بود، اما جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا این درخواست را نادیده گرفت. این در حالی است که رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره ادعای بحث در خصوص ترور بشار اسد گفت: هرگز چنین چیزی نبوده. این داستان سرایی کامل است.» اصل خبری که رادیو فردا خواسته آن را مطرح کند دفع احتمال ترور اسد توسط دولت آمریکاست اما رادیو فردا نا خواسته باعث شده تا جلوه‌ای دیگر از بی ارزش بودن سخنان ترامپ حتی در نزد هیئت حاکمه این کشور مطرح شود. ترامپ علاوه بر وجود مخالفان زیادی در داخل نظیر بسیاری از اعضای کنگره و سناتورها، بسیاری از فعالان سیاسی آمریکا، تعداد زیادی از هنرمندان و شخصیتهای صاحب نفوذ، در خود کاخ سفید هم مخالفانی دارد که علیرغم اینکه نیروی او به حساب می‌آیند اما از او حرف شنوی ندارند. آنچه که رادیو فردا در این خبر آورده کامل نیست برای تکمیل بحث لازم است مطالب بیشتری درخصوص این واقعه و نظایر آن گفته شود. نویسنده کتاب یک روزنامه نگار تحقیقی و معتبر در آمریکاست. نظر او را در مورد ترامپ بخوانید. باب وودوارد دونالد ترامپ را فردی «دمدمی‌مزاج»، «عصبی»، «بی‌سواد» و دچار «پارانویا» (ترس و بدگمانی) معرفی می‌کند. وی همچنین در اثر تحقیقی خود می نویسدکه مشاوران و اطرافیان ترامپ همواره کنترلش می‌کنند تا او حرکت نابجایی نکند. نویسنده برای بیان اینکه ترامپ در کاخ سفید هم نمی‌تواند به زیر دستانش حکمرانی کند نمونه‌هایی از اتفاقات کاخ را بیان می‌کند. درمورد دستور ترامپ برای ترور بشار اسد اینگونه می‌نویسد؛ پس از حمله شیمیایی در سوریه در آوریل ۲۰۱۷ که به دولت بشار اسد نسبت داده شد، دونالد ترامپ با جیمز متیس، وزیر دفاع تماس گرفته و از تمایل خود به کشتن بشار اسد سخن گفته است. به نوشته وودوارد، رئیس جمهوری آمریکا در این مکالمه در مورد بشار اسد گفته: "بکشیمش! برویم وسط آنها و دخلشان را بیاوریم". جیمز متیس پس از این مکالمه رو به یکی از مشاوران خود کرده و می‌گوید:" ما هیچ کاری نمی‌کنیم. باید بسیار سنجیده‌تر از این عمل کنیم."وزیر دفاع آمریکا همچنین بعد از یک جلسه با دونالد ترامپ در مورد امنیت ملی و حضور نظامی در شبه‌جزیره کره در حالی که عصبانی بوده، به اطرافیان خود گفته است: "رئیس جمهوری مثل یک کودک دبستانی کلاس پنجم، ششم رفتار می‌کند". این یک مورد از زیر دستان ترامپ است که برای او تره هم خورد نمی‌کند. بیان یک مورد دیگر هم خالی از لطف نیست. سخنان جان کلی نیز جالب است. در کتاب وودوارد درباره جان کلی، رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید آمده که وی به شدت و به دفعات اظهار نا امیدی کرده است. این در حالی است که کلی به عنوان نزدیک‌ترین فرد به ترامپ در کاخ سفید شناخته می‌شود. او در یک جلسه در مورد ترامپ گفته است: "او احمق است. حرف زدن با او در هر زمینه‌ای بی‌فایده است. به کلی رد داده. اینجا رسماً دیوانه‌خانه است. اصلاً ما اینجا چکار می‌کنیم؟ این بدترین شغلی است که من تا حالا داشته‌ام." اگر از سمت ایرانی‌ها ترامپ به عنوان فردی بی شخصیت و نادان معرفی شود احساس می‌شود دشمنی ایران با آمریکا علت این نوع قضاوت است اما وقتی خود کارکنان و کابینه آمریکا او را اینگونه می‌شناسند برای رادیو فردا جای تأسف است که چقدر وقت خودش و خوانندگانش را صرف پرداختن به تحرکات و سخنان نسنجیده او کرده است.     واکنش به مرگ دلار در تبادلات تجاری ایران آخرین موضوع مجله این هفته را به مباحث اقتصادی اختصاص داده‌ایم؛ مشکلاتی که در بحث دلار در ایران به وجود آمده و بسیاری از حوزه‌های تجاری را به خود درگیر کرده است و رادیو فردا و اربابانش معتقدند که نتایج تحریم‌های ضد ایرانی کاخ سفید است که این‌گونه نتیجه می‌دهد. اما اکنون طرحی در آستانه اجرا شدند است که در بسیاری از مراودات عمده تجاری ایران با بسیاری از کشورها، دلار از عرصه تبادلات خارج شده است؛ اتفاقی که رادیو فردا با انتشار گزارشی به آن واکنش نشان داده است. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا که مدام در چند وقت اخیر در تلاش بوده تا به التهاب بازار ارز در کشورمان دامن بزند، با انتشار گزارش‌هایی نوشته است: «همزمان با افزایش دوباره قیمت دلار به مرز ۱۴ هزار تومان، یک عضو اتاق بازرگانی اصفهان گفت که نرخ ارزهای خارجی در ۴۰ سال گذشته دو هزار برابر شده است" یا "در همین حال به گفته خبرگزاری آسوشیتدپرس، از زمان خروج آمریکا از برجام در روز ۱۸ اردیبهشت امسال، ارزش پول ملی ایران بیش از ۱۴۰ درصد کاهش یافته است. اموش نشود که پروژه حذف دلار تنها خاص ایران نیست. دولت روسیه هم سال‌ها در پی این بوده تا دلار را از مناسبات بازرگانی خود حذف کند، اما توفیقی در این خصوص دیده نمی‌شود. در همین راستا بود که دولت روسیه در سال ۲۰۱۴ برای کاهش سهم دلار از مبادلات خود و کاهش تأثیر تحریم‌های آمریکا، به امضای پیمان پولی با چین اقدام کرد. اما این این پیمان پولی به دلیل نوسان شدید و سقوط ارزش روبل در با چالش جدی مواجه شد». این در حالی است که در سال‌های اخیر میزان بدهی دولت آمریکا به شدت افزایش یافته به‌گونه‌ای که مقدار آن تقریباً به رقم ۲۰ تریلیون دلار رسیده و اکنون دولت این کشور بزرگ‌ترین بدهکار جهانی است. این مبلغ معادل کل تولید ناخالص داخلی این کشور در یک سال است. حدود یک سوم از این رقم متعلق به بانک‌های مرکزی کشورهای دیگر است که در میان آنها چین با ۲/ ۱ تریلیون دلار و ژاپن با یک تریلیون دلار بیشترین سهم را دارند. افزایش حجم بدهی‌های دولت آمریکا باعث نگرانی بسیاری از اقتصاددانان بین‌المللی شده است، چرا که در صورت عدم توانایی دولت این کشور در ایفای بدهی‌های خود، تبعات آن تأثیر شدیدی بر کل اقتصاد دنیا خواهد گذاشت. نگرانی از بی‌ثباتی دلار باعث شده چین و روسیه در سال‌های اخیر خواهان ایجاد ارز واحد جهانی ازسوی صندوق بین‌المللی پول شوند. به دلیل همین نگرانی‌ها و به‌خصوص بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، در سال‌های اخیر بسیاری از کشورها برای ایجاد رونق در تجارت بین‌المللی اقدام به بستن پیمان‌های پولی دوجانبه و چند جانبه کرده‌اند. پیمان تاخت پولی دوجانبه (Currency Swap) قراردادی است که بین بانک مرکزی دو کشور برای مبادلات تجاری به ارزهای ملی خود استفاده می‌شود. در این حالت بازرگانان و شرکت‌های دو کشور دیگر نیاری به استفاده از ارز کشور ثالث برای مبادلات تجاری بین خود ندارند. این اقدام موجب ایجاد ثبات ارزی برای دو طرف پیمان پولی می‌شود چراکه می‌توان از این ابزار برای تأمین نقدینگی در مواقع وقوع بحران ارزی و کنترل نوسان نرخ ارز استفاده کرد. برای مثال بانک مرکزی اروپا بعد از بحران سال ۲۰۰۸ به منظور جلوگیری از تکرار بحران ارزی اقدام به برقراری پیمان تاخت ارزی با فدرال رزرو آمریکا، بانک‌های مرکزی انگلستان، سوئیس، کانادا و چند کشور دیگر از جمله چین کرده است. بانک مرکزی چین نیز در سال‌های اخیر به منظور گسترش مبادلات تجاری با یوآن و جهانی‌سازی آن اقدام به برقراری پیمان پولی با بیش از ۳۲ کشور کرده است. این پیمان‌ها منجر به استفاده هرچه بیشتر از یوآن در مبادلات تجاری بین‌المللی شده است. همچنین اخیراً دولت چین تصمیم گرفته است تا قراردادهای خرید نفت را با استفاده از ساز و کار پیمان‌های پولی بر اساس یوآن منعقد کند. برخی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان بازار نفت از جمله روسیه و حتی عربستان از این اقدام استقبال کرده‌اند. پیش‌بینی می‌شود که در چند سال آینده ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار از فروش نفت دنیا بر اساس یوآن انجام گیرد. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و دوازدهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از شهریور ماه 1397 (16 الی 23 شهریور ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Wed, 19 Sep 2018 04:59:00 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28225/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 210) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28068/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از شهریور ماه با تداوم فعالیت‌های خاص و مملو از سیاست‌کاری رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بود؛ هفته‌ای که این ابزار رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید نشان داد که چه موضوع مربوط به ایران باشد، چه هر نقطه دیگری از جهان را در برگیرد، برای او فقط اهداف سیاسی اربابانش اهمیت داشته و در این مسیر از هیچ تلاشی در حوزه رسانه غافل نبوده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و دهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از شهریور ماه سال 1397 (01 الی 08 شهریور ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و دهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل سکوت رادیو فردا در برابر درخشش دختران ایرانی در رقابت‌های آسیایی جاکارتا، اهانت خاص این رسانه به ساحت مقدس امام زمان (عج)، تلاش برای تحریف واقعیتی علمی – مذهبی، واکنشی عجیب به یکی از هولناک‌ترین جنایات عربستان در یمن، تکرار دروغ‌های ناکام مقامات آمریکایی علیه ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. درخشش دختران ایرانی چشم رادیو فردا را کور کرد این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را با موضوعی داغ و ورزشی آغاز می‌کنیم؛ آن‌جا که دختران قهرمان و غیور ایرانی بجای خودنمایی، با اقتدارشان خود را به جهانیان اثبات کردند. دختران تیم ملی کبدی ایران در رقابت‌های المپیک آسیایی جاکارتا، با حفظ اصول و عقاید دینی و انسانی‌شان، با اقتدار رقبای قدرتمند جهانی خود را پشت سرگذاشتند و بالاتر از همه در قله افتخار ایستادند و به جهانیان نشان دادند که اگر نه تنها عقاید اسلامی مانعی در برابر پیشرفت دختران این سرزمین نیست، بلکه آن‌ها را در این مسیر کمکی برای آن‌هاست و همین کمک باعث می‌شود که برخلاف آن‌چه این روزها در جامعه غربی مشاهده می‌شود و دختران به عنوان کالایی جنسی و تبلیغی نمایان می‌شوند، دختران ایرانی به دلیل هنر و توانایی‌هایشان شناخته شده و جهانی شوند. اما این موفقیت و درخشش آنقدر اثرگذار و بزرگ بوده است که برق آن چشمان رادیو فردا را کور کرده و این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با سکوتی ناشی از خشم، با این قهرمانی مواجه شده است و این رسانه برخلاف موضوعات پیش پا افتاده متعدد هر روزه‌اش، به راحتی از کنار قهرمانی دختران کشورمان در این رقابت‌ها می‌گذرد. حتی با وجود این که رادیو فردا بخشی ویژه را برای پوشش لحظه‌ای رقابت‌های آسیایی جاکارتا در پایگاه اینترنتی خود قرار داده، اما در این بخش هم بجای پرداختن به قهرمانی تیم ملی کبدی دختران ایرانی، موضوعی که به طور ویژه به آن پرداخته شده و بیشتر چشم مخاطبین را به خود جلب می‌کند، شکست و حذف تیم ملی امید فوتبال ایران از این رقابت‌هاست. اما دلیل این سکوت چیست؟! بارها و بارها در همین مجله هفتگی به ان پرداختیم که رادیو فردا چگونه خود را حامی دختران ایرانی معرفی کرده و برای آزادی آن‌ها فریاد می‌زد، اما آزادی چیست؟! آیا اعضای تیم ملی کبدی ایران جزو دختران مورد حمایت رادیو فردا نیستند یا آزادی مورد هدف این مجموعه هدفی جز موفقیت دختران ایرانی را دنبال می‌کند؟! چطور مجرمانی که در سر چهارراه حجاب خود را به بهایی اندک دستمایه دشمنی سیاسی می‌کنند، بارها و بارها در رأی اخبار این رسانه ضد ایرانی مطرح می‌شود اما وقتی یک دختر مسلمان، با رعایت اعتقادات دینی خود، بجای خودنمایی با بی‌حجابی و ... با توانایی‌هایش می‌درخشد، فقط سکوت سهمش می‌شود؟! دختران قهرمان ایرانی در دیدار فینال این رقابت‌ها به زیبایی هر چه تمام، از سد تیم ملی هند که قدرت اول و با سابقه جهان در رشته کبدی است، عبور کرده و در سکوی اول این رقابت‌ها ایستاده است و این در حالیست که با وجود سنگینی ورزش کبدی، با پوشش اسلامی در آن شرکت داشته و پس از پیروزی نیز بر نام مبارک الله که بر پرچم سه رنگ کشورمان نقش بسته است، سجده شکر کرده و مدال قرمانی خود را نیز به رهبر معظم انقلاب اهدا کرده‌اند و همین ایستادگی بر روی ارزش‌هاست که خشم رادیو فردا را به دنبال داشته است. مگر قرار نبود حجاب مانع پیشرفت زن ایرانی باشد؟ مگر نبایست اسلام مانع حضور زنان در اجتماع و مجامع بین‌المللی شود؟! چطور آن‌همه تبلیغ علیه نظام برای ضایع کردن حقوق زنان برباد رفت؟! مگر رهبر جمهوری اسلامی مسئول تضییع حقوق زنان نبود؟! رادیو فردا از آنجا که هیچ جوابی برای این سؤال‌ها ندارد باید آن را سانسور کند. نباید اجازه دهد مخاطب تحت تأثیر این قهرمانی قرار بگیرد. باید پرچم تفکر اسلام مخالف آزادی و حجاب مانع پیشرفت زن است را برفراشته نگه دارد، حتی با ضایع کردن تلاش هشت ساله دختران طلایی انقلاب که نتیجه‌اش درخشش در رقابت‌های آسیایی جاکارتا بود. باید در ذهن دختر ایرانی القا کرد دختر خیابانی انقلاب باش تا رادیو فردا و اربابانش تو را ببیند و خبر براندازیت در بوق و کرنای رسانه‌های مزدور بپیچد؛ اما آیا این نوع نگرش مانع ادامه درخشش دختران ایرانی در عرصه‌های مختلف خواهد بود؟! رادیو فردا و اهانتی جدید به منجی عالم بشریت دشمنی رادیو فردا با ارزش‌های اسلامی سابقه‌ای دیرینه داشته و قطعاً می‌توان آن را جزو اولویت‌های ذاتی این مجموعه خبری وابسته به دولت آمریکا دانست؛ همانطور که نمونه‌ای از آن را در موضوع قبل مشاهده کردیم که چگونه به دلیل این دشمنی چشمانش را در برابر قهرمانی تیم ملی دختران کبدی ایران در رقابت‌های آسیایی بسته بود. اما این تنها مورد ابراز این دشمنی رادیو فردا در هفته اخیر نبوده است؛ بلکه این رسانه صهیونیستی – آمریکایی اوج وقاحت و پوچی خود را با اهانت به ساحت مقدس امام زمان (عج) و تمامی منتظران ظهور این منجی عالم بشریت، نشان داده است. رادیو فردا در بخشی از مطلبی که به قلم «جلال سعیدی» در قالب و پوشش طنز سخیف همیشگی خود، با درآمیختن موضوع انتظار مردم ایران برای ظهور امام زمان (عج) و یکی از آهنگ‌های فاسد اجرا شده توسط یکی از خوانندگان زن غرب‌نشین، این اعتقاد ایرانیان و شیعیان جهان را مورد اهانت خود قرار داده است. در بخشی از این یادداشت که با تیتز «مواضع مشترک احمد خاتمی و گوگوش» منتشر گردیده، با پرداختن به بخشی از سخنان امام جمعه موقت تهران در جریان خطبه‌های نماز روز عید قربان، این گونه نوشته شده است: «از بی‌بی‌سی فارسی کنسرت گوگوش در فضا پخش شد. خانوم گوگوش داشت قر می‌داد و من از ترسم گفتم: "استغفرالله" و جلوی چشم‌هایم را گرفتم ... خانم گوگوش داشت می‌خواند: "آگه اون که گم شده/ یه روزی پیدا بشه/ قفل زندون دلم/ با کلیدش وا بشه/ همه خوبیا رو همراش میاره/ دست خوبشو تو دستام می ذاره" ... اشک توی چشم‌هاش{منظور آیه الله خاتمی است} جمع شد و گفت: "ایشونم مثل ما منتظر اونیه که گم شده. شاید این جمعه بیاید، شاید." و زد زیر گریه.»   اما اعتقاد شیعیان و ایرانیان به امام زمان (عج) و انتظار حقیقی سراسری برای ظهور منجی عالم بشریت، چرا به این اندازه با واکنش رادیو فردا و مدیران پشت پرده‌اش مواجه است؟! قطعاً اگر به آثار معنوی این انتظار و اعتقاد و نتایج آن بر فرهنگ و نوع زندگی مردم نگاهی بی‌اندازیم، بیشتر به دلایل این نوع اهانت‌های رادیو فردا پی خواهیم برد. اما کسی که بهانه و عامل این اهانت شده است، یعنی «گوگوش» کیست؟! فائقه آتشین مشهور به گوگوش که بر اساس اسناد مختلف، تنها دوره ابتدایی را در تحصیلات سپری کرده است و هر چند بیشتر در حوزه موسیقی شهرت دارد، اما یک روی زندگی وی سیاسی و ضد انقلاب و ضد اسلام است که نباید از آن غافل بود؛ جایی که پای محمدرضا پهلوی به میان می‌آید. حتی چندی پیش شخصی با نام شادی پهلوی مدعی شده بود که نتیجه رابطه نامشروع گوگوش با محمدرضا پهلوی است و حتی حاضر است با انجام آزمایش DNA ادعای خودش را اثبات کند. با این وجود چندان هم دور از ذهن نیست که برای چنین موضوعی نام وی به میان بیاید. وقتی ضد اسلامی بودن رادیو فردا نمایان می‌شود! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی دیگر از تقابل‌های این هفته خود با مبانی اسلامی، به سراغ موضوع دیدن رؤیا در خواب و تعبیر آن رفته و تلاش کرده است که با مباحث به ظاهر کارشناسانه خود به طور کلی آن را منکر شود. در گزارشی که رادیو فردا با عنوان «آیا خواب‌های انسان ارزش معنوی دارد و قابل تعبیر است؟» منتشر کرده است، این‌گونه می‌نویسد: «دکتر تقی کیمیایی اسدی، فوق تخصص طب تشخیص الکتریکی و نویسنده کتاب "خلقت و تکامل مغز و روان" می‌گوید نه‌تنها هیچ جنبه معنوی در خواب‌های انسان وجود ندارد بلکه حتی ناخودآگاه فرویدی هم دیگر امر معتبری نیست. او می‌گوید به خواب‌های خود اهمیت ندهید و فریب تعبیرهای گوناگون از خواب را نخورید. به نظر من چنین چیزی معنا ندارد و در طول تاریخ هم چیزی ساختگی بوده و همه این نمادها ساختگی است و معنی ندارد.... هیچ کس نمی‌تواند به محتویات خواب دیگران پی ببرد و تعبیر خواب در واقع کاملاً غیرعلمی است. دسترسی به معنی خواب‌ها غیرممکن است. خواب‌هایی که تکرار می‌شود و به خاطر می‌ماند آنها بیماری‌زا هستند و آنها هم چیزهایی نیستند که عمه و خاله و دایی و بابابزرگ بتوانند حل و فصل‌شان کنند یا تعبیرشان کنند و تمام خواب‌هایی هم که در کتاب‌های مقدس آمده همه‌شان اسطوره هستند و بی‌معنی. یعنی فقط به خاطر اثبات ادیان این حرف‌ها را درست کرده‌اند و هیچ کدام‌شان معنا ندارد.»   سؤال اینجاست وقتی قرآن که نه تنها کتاب شیعیان است بلکه کتاب اهل تسنن نیز هست و شاید بتوان گفت تنها مستمسک اهل تسنن همین قرآن است که رادیو فردا آن را به راحتی رد نمود آنجا که در سوره مبارکه یوسف، از زبان حضرت یوسف پیامبر صلی الله به حضرت یعقوب علیه السلام گفته می‌شود خواب سجده 11 ستاره و یک ماه وسپس آن حضرت، فرزند خویش را از بازگو کردن رؤیا نهی نموده و یا در ادامه تعبیر خواب حضرت یوسف نسبت به دو نفر که با حضرتش در زندان بوده‌اند را نقل می‌نماید. این‌ها همه و همه در برنامه رادیو فردا توسط کارشناس بیسواد و متکی به یک کاغذ پاره که آمریکاییها به عنوان مدرک دکترا جلوش انداخته‌اند رد می‌شود و اصلاً گفته می‌شود همه چیز دروغ است! گذشته از این باید به این نکته یادآوری کرد که تعبیر خواب و دیدن رؤیا در خواب تنها یک موضوع کاملاً دینی نبوده و منابع علمی زیادی نیز در طول سالیان دراز به بررسی آن پرداخته‌اند. "زیگموند فروید" که به پدر روانکاوی شهرت دارد در این باره نوشته است: "تفسیر رؤیاها جاده‌ای سلطنتی به شناخت فعالیت‌های ناخودآگاه ذهن است." "کارل یونگ" یکی دیگر از محققان این حوزه است که می‌گوید: "رؤیاها راهی برای قسمت‌هایی فراتر از آگاهی شماست تا توجه شمارا به برخی مسائل جلب کند. آن‌ها سعی می‌کنند شمارا از طریق علامت‌های جهانی و درعین‌حال شخصی مطلع کنند." حتی علم به جایی رسیده است که ارتباطی بین حرکت چشم در خواب و رؤیایی که افراد می‌بیند به اثبات رسیده است؛ حتی "بوکلی"، که به محققخواب معروف است، پایگاهی از بیش از 20 هزار رؤیای داوطلبانی از سراسر جهان را جمع‌آوری و ایجاد کرده است.   ادامه جنایت عربستان در یمن و خط خبری عجیب رادیو فردا واقعیت‌های تلخ این روزهای یمن و بخصوص وضعیت کودکان در این کشور به قدری بحرانی شده است که حتی سازمان‌های بین‌المللی که همواره منافع آمریکا و غرب را تأمین کرده‌اند هم چاره‌ای جز بیان واقعیت نداشته و لب به اعتراض گشوده‌اند. یونیسف درپایگاه اینترنتی رسمی خود به طور ویژه به این موضوع پرداخته و با اشاره به اینکه از جنگ جهانی دوم تا به حال هرگز کودکان با چنین بحرانی مواجه نبوده‌اند، تأکید می‌کند که یمن اولین کشوری در جهان است که کودکان جانشان را در آنجا از دست می‌دهند. اما سؤال اساسی اینجاست که عامل این کودک کشی چیست؟! سکوت رادیو فردا در برابر این واقعیت و عوامل این فاجعه بزرگ انسانی آنقدر عمیق است که حتی در انتشار اخبار مربوط به آن نیز می‌توان به راحتی این نوع نگاه جهت‌دار را لمس کرد. به عنوان مثال این رسانه صهیونیستی _ آمریکایی در مواجهه با حمله عربستان به اتوبوس کودکان دبستانی یمن که منجر به کشتار بیرحمانه 22 کودک شد با این تیتر که «حوثی‌های یمن از کشته شدن ۲۲ کودک در حملات هوایی خبر دادند»، نوشته است: «حوثی‌های یمن می‌گویند حملات هوایی نیروهای ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی به منطقه‌ای در غرب یمن منجر به مرگ تعدادی زن و کودک شده است. در مقابل امارات نیز از حملات حوثی‌ها در این منطقه خبر داده است.» رادیو فردا از همان ابتدا به گونه‌ای در تلاش است تا مخاطبینش را در خصوص اصل ماجرا به تردید بی‌اندازد و به همین دلیل طوری وانمود می‌کند انگار هیچ منبع خبری برای این موضوع وجود نداشته و تنها حوثی‌ها مدعی آن شده‌اند؛ البته وقتی به هدف‌دار بودن این نوع تلاش‌ها پی می‌بریم که فعالیت رادیو فردا در موارد دیگری مانند مشکلات داخلی ایران و ... را مشاهده می‌کنیم. حتی همانطور که در ادامه مشاهده کردیم، رادیو فردا به ایجاد تردید به تنهایی هم اکتفا نکرده و برای تکمیل طرح خود برای لاپوشانی این جنایت هولناک در توضیح خبر در کنار اشاره‌ای کوتاه به «احتمال» قربانی شدن زنان و کودکان در اثر حملات آل سعود به یمن، بالافاصله از حملات «قطعی» حوثی‌ها در همان منطقه خبر داده و به نوعی سعی می‌کند تا این جنایت را به گردن آن‌ها بی‌اندازد.   این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که وقتی پای پول عربستانی و سیاست آمریکایی به میان آید، رادیو فردا خون کودکان را هم نادیده می‌گیرد، چه برسد به مسائل دیگری مانند دشمنی با جمهوری اسلامی و ... دروغ‌های تکراری مشاور کاخ سفید یکی از مسائلی که در چند وقت اخیر به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفته است و بارها در محافل سیاسی و رسانه‌ای غربی از جمله رسانه صهیونیستی_آمریکایی رادیو فردا بازتاب داشته، تلاش و درخواست غرب برای خروج کامل ایران از سوریه است. در این مسیر ما شاهد رایزنی‌های متعدد مقامات آمریکایی و اسرائیلی با مقامات روسیه بوده‌ایم تا شاید بتوانند از طریق این کشور که ارتباط خوبی با ایران دارد، مقدمات خروج نیروهای ایرانی از سوریه را فراهم آورد؛ ه البته همواره این مسیر به شکست انجامیده است و ما شاهد واکنش‌های قاطعانه مقامات روسی و ایرانی و البته سوری به این موضوع بوده‌ایم. اما رادیو فردا اینبار در گزارشی با اشاره به سفر جان بولتون، مشاور امنیت داخلی کاخ سفید به روسیه، از زبان وی دروغی را مطرح کرده است که در چند وقت اخیر بسیار تکرار شده، اما با واقعیت فاصله زیادی دارد. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارشی نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، روز پنج‌شنبه اول شهریور در دیدار با همتای روس خود، نیکلای پاتروشف، تاکید کرد که خروج همه نیروهای ایرانی از سوریه برای واشینگتن اولویت دارد. آقای بولتون پس از این دیدار به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، نیز در دیداری که پیشتر با وی داشت گفته که روسیه هم تمایل دارد که نیروهای ایرانی به کشورشان بازگردند. به گفته وی، پوتین اما عنوان کرده که مسکو مطمئن نیست که به تنهایی بتواند این کار را انجام بدهد» اما این واقعیت است؟! پیش‌تر در شماره‌های پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز به آن اشاره کردیم که از سفیر روسیه در سرزمین‌های اشغالی گرفته تا شخص پوتین و ... همگی در تمام مدتی که مقامات آمریکایی و اسرائیلی در تلاش بوده‌اند تا آن‌ها را به خروج ایران از سوریه مجاب کنند، قاطعانه در برابر این خواسته ایستاده‌اند و رسماً نظر خود را مبنی بر غیرقابل عملی شدن این خواسته اعلام کرده‌اند. بار پیش که چنین شایعاتی در خصوص اظهارات پوتین در دیدار با بشار اید مطرح شد، المیادین در گزارشی با اشاره به منابعی نزدیک به رئیس جمهور سوریه به شدت این شایعات را بی اساس دانست و نوشت: "برخی منابع در ریاست‌جمهوری سوریه اعلام کردند که نیروهای ایرانی و روسی حاضر در سوریه به درخواست دمشق است و خروج آمریکا نیز به درخواست دمشق خواهد بود. اظهارات اخیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه شامل نیروهای ایرانی و روسی که به درخواست دمشق حضور دارند، نمی‌شود. این منابع همچنین اعلام کردند که موضع منسوب به رییس‌جمهوری روسیه در رابطه با خروج نیروهای ایرانی از سوریه نادرست است." ویکتوروف، سفیر روسیه در سرزمین‌های اشغالی نیز چندی پیش به طور رسمی مواضع کشورش در این رابطه را اعلام کرد و تأکید کرد که خروج نیروهای ایرانی از سوریه از نظر وی و کشورش، امری غیر منطقی و غیرقابل امکان است. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و دهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از شهریور ماه 1397 (01 الی 08 شهریور ماه 1397) پرداخته است. ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 07 Sep 2018 07:45:43 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28068/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 208) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27812/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته سوم از دومین ماه تابستان 1397 نیز با تمامی اخبار و رویدادهای مختلف خود سپری شد و رسانه‌های تحت نفوذ دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به راحتی هرچه تمام، همانند گذشته، واقعیت‌ها را قربانی سیاست‌های اربابانشان کرده و دروغ‌هایی بزرگ را به عنوان واقعیت به مخاطبینشان منتقل نمودند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از مرداد ماه سال 1397 (16 الی 23 مرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی دروغ‌هایی از قبیل ادعای مقامات آمریکایی مبتی بر اجبار ایران برای ورود به مذاکرات جدید با کاخ سفید، تلاش‌های ایالات متحده برای همراهی بیشتر اروپا با طرح تحریم‌های ضد ایرانی ترامپ، واکنش رادیو فردا به آثار تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا در حوزه دارو، بهره‌برداری از اعتراضات صنفی در ایران، نگرانی‌های معنادار عفو بین‌الملل برای بازداشت‌شدگان در ایران، واکنش همراه با خشم آمریکا به رزمایش دریایی ایران در خلیج فارس و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. داستان یک خیال: ایران مجبور به مذاکره است! طرح مذاکرات جدید ایران با دولت آمریکا یکی از موضوعاتی است که در چند وقت اخیر به بهانه‌هایی مختلف توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا منتشر گردیده و هربار به شکلی توجیه و تبلیغ شده است؛ در همین راستا این رسانه فارسی زبان در این هفته با انتشار گزارشی، ضمن بازتاب اظهارات ضد ایرانی مشاور امنیت ملی کاخ سفید، مدعی شد کهجمهوری اسلامی به دلیل فشار تحریم‌ها ناچار است که به پای میز مذاکره با آن‌ها بنشیند. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، گفت اگر ایران می‌خواهد از اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا جلوگیری کند، پیشنهاد دونالد ترامپ را پذیرفته و پای میز مذاکره با آمریکا بنشیند. جان بولتون روز دوشنبه ۱۵ مرداد در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس نیوز، از مقام‌های بلندپایه ایران خواست که برنامه موشکی بالستیک و به گفته او، "برنامه تسلیحات هسته‌ای" را به طور کامل و قابل راستی‌آزمایی کنار بگذارد و با رئیس‌جمهوری آمریکا به گفت‌وگو بنشینند. مشاور امنیت ملی کاخ سفید نشانه جدیت ایران را، آمادگی‌ تهران برای مذاکره با دونالد ترامپ بر سر توافق هسته‌ای خوانده است. دونالد ترامپ روز هشتم مرداد برای دیدار با رهبران ایران اعلام آمادگی کرد و گفت که "هیچ شرطی" هم در این زمینه ندارد.» اما این درحالیست که واقعیت آمریکا و عدم نتیجه‌بخشی مذاکره با کاخ سفید این روزها نه فقط برای ایران و مردمش، بلکه برای تمامی جهانیان آشکار گردیده است. کاخ سفید از زمان آغاز به کار دونالد ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آمریکا مدام معادلات را در دنیای سیاست به هم زده است و نشان داده است که از نظر آن‌ها هیچ محدودیتی بجز علاقه و میل خودشان وجود ندارد و در نتیجه هرگز نمی‌توان به پایبندی آن‌ها به تعهداتشان دلخوش بود. وی از همان آغاز فعالیت‌هایش در کاخ سفید مدام بر ضد توافقی سخن گفت که امضای چندین کشور جهان از جمله خود آمریکا را به همراه داشت و سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان به همراه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز بر آن مُهر تأیید زده بودند و در نهایت نیز دیدیم که چگونه بی‌توجه به همه واقعیت‌ها، به این توفق پشت کرد. اما فقط ایران نیز قربانی این عهدشکنی نیست؛ در خصوص کره شمالی نیز ما شاهد همین جریان بودیم با این تفاوت که در خصوص برجام دونالد ترامپ به مذاکرات صورت گرفته توسط دولت پیشین آمریکا پشت کرد اما در مورد کره شمالی، خود دولت وی و شخص خودش وارد مذاکره شده و توافقاتی را رقم زده بود اما علیرغم پایبندی طرف مقابل به تمامی تعهداتش، به راحتی شاهد خیانت کاخ سفید و اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه کره شمالی هستیم. اظهارات مقامات مختلف جمهوری اسلامی، از شخص رهبری انقلاب گرفته تا رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و حتی نظرسنجی‌های مردمی به خوبی نشان می‌دهد که تحریم‌ها با وجود شدت خود، هرگز دیگر مذاکره با یک چنین دولتی را توجیه نمی‌کنند و علاقه‌ای برای این کار نیز علیرغم دوران مذاکرات برجامی، اکنون وجود ندارد. تلاش‌های ناکام آمریکا برای اتحاد ضد ایرانی با اروپا یکی دیگر از موضوعات مربوط به برجام، تحریم‌های ضد ایرانی جدید آمریکا و دشمنی خاص دونالد ترامپ با کشورمان، موضوع همکاری و عدم همکاری کشورهای اروپایی با این دشمنی است؛ جایی که حداقل در ظاهر نشان دهنده عدم همکاری این متحدان همیشگی آمریکا با طرح جدید کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی است و تلاش‌های مکرر ایالات متحده برای تغییر آن نیز تا کنون ناکام مانده است. رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی از ادامه رایزنی آمریکا با دولت‌های اروپایی در این خصوص خبر داده و نوشته است: «یک روز پس از اجرایی شدن تحریم‌های دوباره آمریکا علیه جمهوری اسلامی، وزیر خارجه ایالات متحده روز چهارشنبه در پیامی از متحدان این کشور خواست به آمریکا "پیوسته و تامین مالی سران ایران را متوقف کنند". مایک پومپئو در این پیام توئیتری که روز چهارشنبه، ۱۷ مردادماه، منتشر شد جمهوری اسلامی را حکومتی توصیف می‌کند که "با صلح جهانی سر ناسازگاری دارد". رئیس جمهور آمریکا سپس در روز دوشنبه گذشته فرمان بازگشت بخش نخست تحریم‌ها علیه ایران را امضا کرد و این تحریم‌ها از روز سه‌شنبه اجرایی شد. این در حالی است که اروپایی‌ها و به‌ویژه سه کشور بریتانیا و آلمان و فرانسه هم‌چنان تاکید دارند که برجام به قوت خود باقی است و تا ایران به این توافق پایبند است، آنها هم به تجارت و معامله با ایران ادامه خواهند داد. در این فضاست که وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه از متحدان این کشور خواسته است که به آمریکا بپیوندند و "تأمین مالی سران ایران را که برای سرکوب مردم ایران و دامن زدن به تروریسم در سراسر جهان به‌کار می‌رود، متوقف کنند". این پیام توئیتری مشابه پیامی است که مایک پومپئو کمتر از یک ماه پیش به شرکای آمریکا داده بود:‌"ما ازهم‌پیمانان و شرکایمان می‌خواهیم تا به کارزار فشار اقتصادی علیه حکومت ایران بپیوندند. ما باید همه منابع مالی را که رژیم برای حمایت مالی از تروریسم و جنگ‌های نیابتی استفاده می‌کند، قطع کنیم."» این تلاش‌ها در شرایطی صورت گرفته و توسط رادیو فردا بازتاب داده می‌شود که در نتیجه، حداقل در ظاهر امر ناکام مانده است. واکنش مقامات مختلف کشورهای مطرح جهان به این طرح جدید ضد ایرانی کاخ سفید کاملا نشان می‌دهد که حتی اگر ظاهری هم باشد در افکار عمومی و سطح رسانه‌های جهان، ایالت متحده در این طرح دست تنها مانده و دیگر دوستان قدیمی‌اش هم حاضر به همکاری در این دشمنی علیه ایران نشده‌اند. روسیه، چین، اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلیس، ایتالیا، فرانسه و ... جزو آن دسته از کشورهایی هستند که مقاماتشان علنا همکاری با آمریکا برای اعمال تحریم بیشتر علیه ایران را رد کرده و حتی برای مقابله با آن نیز پیشنهاداتی ارائه داده‌اند؛ هرچند شاید در عمل این پیشنهادات جور دیگری خود را نشان دهد. "زیگمار گابریل"، وزیر امور خارجه آلمان در اینباره می‌گوید: "از دید ما این یک سیگنال سخت و خطرناک است. آنچه که به هیچ عنوان نباید اتفاق بیفتد این است که تنها نشانه امید از بین برود." " فدریکا موگرینی"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در همان ابتدای خروج آمریکا از برجام موضع خود را مطرح کرد و گفت: "برجام یک توافق دوجانبه نیست، به هیچ کشوری تعلق ندارد و هیچ کشوری نمی تواند به آن پایان بدهد. برجام توافقی چندجانبه است که با قطعنامه 2231شورای امنیت  تایید شده است. جامعه بین المللی و اروپانمی توانند قبول کنند توافقی را که نتیجه داده منحل شود. اتحادیه اروپا در کنار سایر اعضای جامعه بین المللی متعهد به حفظ برجام برای منفعت همه از جمله مردم ایران است." افتخار رادیو فردا به آثار تحریم دارویی ایران توسط آمریکا یکی از مباحثی که همواره توسط منتقدین و معترضین تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا مطرح شده و در مقابل همواره توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا پنهان نگاه داشته شده است، آثار این تحریم‌ها بر اقشار مختلف مردم از جمله بیماران در ایران است. این رسانه فارسی زبان این هفته در حرکتی وقیحانه به موضوع کمبود دارو در ایران پرداخته و هرچند مدعی می‌شود که آمریکا دارو را برای ایران تحریم نکرده است، اما در واقعیت از پیامدهای دشمنی اربابانش علیه کشورمان خبر داده و خشنودی خود از این جریان را ابراز می‌کند. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «سخنگوی وزارت بهداشت می‌گوید بدلیل نوسانات ارزی، ۴۰ تا۵۰ قلم داروی خارجی در ایران کمیاب شده و به همین ‌دلیل "۳.۵ میلیارد دلار" ارز دولتی برای تامین دارو تخصیص داده شده است. این خبر در حالی منتشر شده که دور نخست تحریم‌های آمریکا علیه ایران از ۱۶ مردادماه آغاز شده و وزارت خرانه‌داری آمریکا گفته که تحریم‌ها شامل مواد غذایی و دارویی نمی‌شود. به گزارش خبرگزاری ایلنا، ایرج حریرچی در یک نشست خبری گفته که کمبود دارو در کشور را تکذیب نمی‌کند، اما آن را "اجتناب‌ناپذیر" می‌داند. به گفته وی، "این کمبود در سطح کشورهای پیشرفته اروپا و آمریکا هم وجود دارد و کمبود یک تا دو درصدی دارو اجتناب‌ناپذیر است". این مقام وزارت بهداشت با اشاره به اینکه در مقطعی "۳۰۰ تا ۳۵۰ قلم دارو کمبود داشتیم"، کمبود دارو در زمان فعلی را تنها محدود به "۴۰ تا ۵۰ قلم داروی خارجی" دانسته است.» این گزارش و بخصوص انتشار آن توسط رادیو فردا که یک رسانه وابسته به کاخ سفید است را همانطور که در بالا به آن اشاره شد، می‌توان اوج خیانت این رسانه فارسی زبان به مردم ایران و اوج وقاحت آن دانست. رادیو فردا در شرایطی از بحران دارویی در ایران خبر می‌دهد که این بحران ناشی از سیاست‌های دولت آمریکاست؛ هرچند بسیار نامحسوس و ریز، این رسانه در گزارش خود به دروغی همیشگی مبنی بر عدم تحریم دارو توسط آمریکا اشاره می‌کند اما با این ادعاها نمی‌توان واقعیت را تغییر داد. مقامات کاخ سفید از سویی خود را انسان‌دوست معرفی می‌کندد، حکومت جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر متهم کرده و محکوم می‌کنند و در کمال بی‌شرمی خود را دوست و دلسوز مردم ایران می‌دانند اما در عمل به طرق مختلف، زندگی اقشار مختلف و عادی مردم ایران را هدف  تحریم‌های غیر انسانی خود قرار می‌دهند. در ظاهر مقامات آمریکا و رسانه‌های تحت امرشان مدعی می‌شوند که دارو جزو اقلام تحریم‌  شده توسط آن‌ها نیست و شامل تحریم‌های ضد ایرانی نمی‌شود اما در عمل آیا به همین راحتی است؟! آیا به شکل‌های مختلف این نوع اقلام ضروری تحت پوشش تحریم‌ها قرار نمی‌گیرند؟! یکی از این موانع تحریم‌های فراگیر و گسترده مالی و بانکی است که در نتیجه مبادلات مالی برای خرید و واردات دارو به مانع و مشکل برخورده و در مسیر دسترسی کشورمان به برخی از داروهای ضورری سنگ‌اندازی می‌شود؛ گذشته از این که بسیاری از شرکت‌های تولیدکننده دارو به دلیل اعمال فشارهای سیاسی مختلف توسط کاخ سفید، از همکاری و مبادلات با جمهوری اسلامی سربازمی‌زنند. بعلاوه، نیم‌نگاهی به آثار سایر تحریم‌های آمریکا علیه کشورمان از جمله تحریم صنعت هوایی، تحریم‌های اقتصادی، تحریم نفت و ... نشان می‌دهد که بر خلاف تصور و ادعاها مبنی بر این که هدف اعمال فشار بر حکومت جمهوری اسلامی برای کمک به مردم ایران است، در حقیقت این خود مردم هستند که فشار را تحمل کرده و در ابعاد مختلف زندگی آن را لمس می‌کنند. بهانه‌سازی رادیو فردا از اعتراضات صنفی در ایران اندک اعتراض مردمی و صنفی در ایران خیلی زود به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا علیه کشورمان تبدیل می‌شود؛ جایی که با بازتاب همراه با بزرگنمایی این اعتراضات، آن را نمایشی از وضعیت کلی کشورمان دانشته و بر اساس آن اهداف سیاسی خود را دنبال می‌کند. رادیو فردا در این هفته نیز به سراغ اعتراض بخشی از کارکنان راه‌آهن در ایران رفته و در گزارشی نوشته است: «شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن با صدور بیانیه‌ای، اعلام کرد که اعتصاب آنها تا تحقق خواسته‌های‌شان ادامه خواهد یافت. این شورا نوشت: از آنجا که اعتراضات سراسری آنان در هفته گذشته "بی‌پاسخ" مانده است، تمامی کارگران راه آهن بار دیگر در شهرهای مختلف "تجمع‌های اعتراضی خود را برگزار می‌کنند و این اعتراضات تا وقتی پاسخ نگیرد ادامه خواهد یافت". اعتصاب و تجمع کارگران شرکت خط و ابنیه فنی راه‌آهن کشور از ۲۹ تیر، در اعتراض به پرداخت نشدن سه تا چهار ماه دستمزد آغاز شد. به گفته تشکل‌های مستقل کارگری، این اعتصاب در شهرهای مختلف در استان‌های خراسان، آذربایجان، لرستان، اصفهان، زنجان و شهرهای اسلام‌شهر، کرج، شاهرود، سمنان، دامغان، گرگان، ورامین، اراک، ارومیه، اندیمشک، زاهدان و همچنین دیزل تهران انجام شده است. به نوشته بیانیه شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن، هفت هزار کارگر این شرکت خواستار "پرداخت بیمه درمانی، تسویه حساب کامل حقوق‌ها، لغو قراردادهای موقت و انعقاد قراردادهای کاری دائم، داشتن حق تشکل، داشتن حق تجمع و برگزاری آن در هر زمان که کارگر برای طرح مشکلاتش نیاز دارد، متوقف شدن اخراج کارگران تحت عنوان "تعدیلی" و اعلام تاریخ دقیق پرداخت حقوق‌ها از سوی مدیریت"‌هستند.» اما چرا اعتراضات صنفی در ایران اینقدر برای رادیو فردا اهمیت دارد؟! چرا موارد مشابه و حتی شدیدتر از این در سایر نقاط جهان از اندک توجه این رسانه وابسته به کاخ سفید برخوردار نیستند؟! از آغاز دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا، این کشور هر روز شاید اعتراض و اعتصابات گسترده بوده است و این موضوع را به تیتر یک اکثر رسانه‌های جهان تبدیل کرده است اما رادیو فردا هرگز به آن اندک اشاره‌ای نمی‌کند. همین چند ماه پیش بود که بسیاری از رسانه‌های جهان از صد اعتصاب گسترده سراسری در آمریکا، همزمان با اعتراضاتی با موضوعات مختلف خبر دادند. خبرگزاری راشاتودی، در گزارشی تأکید کرد که گروهی موسوم به "اعتصاب برای دموکراسی" در راستای بخشی از تظاهرات #F17 بیش از صد اقدام انجام دادند و ده‌ها هزار تن از مردم به خیابان‌های شهرهای اصلی و بزرگ در آمریکا شامل شیکاگو، سنت لوئیس، نیویورک، پیتسبورگ و بسیاری دیگر از شهرها آمدند. اعتصاب گسترده وکلا و متخصصان حوزه قضایی در شیکاگو به دلیل اعتراض به سیاست‌های ترامپ علیه مسلمانان تنها یک نمونه از این صد اعتصاب گسترده است. اعتصاب سراسری معلمان در ایالت‌های مختلف آمریکا در اعتراض به سیاست کاخ سفید در حوزه قوانین مربوط به سلاح و مشکلات صنفی یکی دیگر از موارد پر هیاهو و خبرساز در آمریکا بوده است. از آمریکا که خارج شویم، اعتصاب و اعتراضات گسترده در فلسطین اشغالی را می‌توان یکی از بارزترین مواردی دانست که رادیو فردا هرگز به آن ورود نکرده است. با این وجود، با کنار هم قرار دادن این تناقض و تضاد به راحتی می‌توان به حقیقت نگرانی رادیو فردا برای اصناف ایرانی و توجهش به اعتراضات صنفی در کشورمان پی برد؛ جایی که قطعا این اعتراضات قربانی بهانه‌سازی و بهانه‌تراشی این رسانه ضد ایرانی در جهت سیاه‌نمایی علیه کشورمان بوده‌اند. دلواپسی‌های متناقض عفو بین‌الملل! یکی دیگر از موارد بهانه‌ساز رادیو فردا در عرصه دشمنی با ایران که بی ارتباط به موضوع اعتراضات که در بالا به آن اشاره شد، نیست، نگرانی‌های معنادار، یک‌سویه و متناقض سازمان‌هایی نظیر عفو بین‌الملل برای وضعیت داخلی ایران است که در این هفته برای حمایت از برخی مجرمین بازداشت شده در کشورمان مطرح گردیده است. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع پرداخته، نوشته است: «عفو بین الملل روز چهارشنبه ۱۷ مرداد خواستار آزادی تمامی کسانی شد که در جریان اعتراضات اخیر در ایران بازداشت شده‌اند. عفو بین الملل همچنین خواستار تحقیقات مستقل در خصوص نحوه کشته شدن رضا اوتادی در جریان اعتراضات کرج شده است. این سازمان مدافع حقوق بشر از مقام‌های حکومت ایران خواسته است، از بازداشت شدگان در مقابل شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز محافظت و وضعیت و محل نگهداری دهها تن از بازداشتی‌ها را فورا برای خانواده‌هایشان که در بی‌خبری نگاه داشته شده‌اند، مشخص کنند. عفو بین الملل همچنین نسبت به وضعیت نادر افشاری، فعال مدنی که در ۱۱ مرداد توسط وزارت اطلاعات در کرج بازداشت شده، ابراز نگرانی کرده و گفته است که وی "در خطر شکنجه و بدرفتاری قرار دارد."» رادیو فردا برای استفاده از آب گِل‌آلود و بهره‌برداری بیشتر همه چیز را با هم قاطی کرده و در حالی در گزارش مربوط به معترضین اخیر به حمایت عفو بین‌الملل از "نادر افشاری" می‌پردازد که به اذعان خود این رسانه دولتی آمریکایی، نامبرده پیش از این در زمستان سال گذشته بازداشت و به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود و اکنون به دلیل نوع جرایم و رفتار وی در خارج از زندان، وثیقه وی باطل گردیده و مجددا راهی زندان شده است. اما گذشته از این که تا چه حد اعتراضات و بازداشت‌های ادعایی رادیو فردا و عفو بین‌الل در ایران صحت دارد، سوال اساسی در این جریان، دلواپسی‌های متناقض برای افراد بازداشت شده در ایران و سایر کشورهای جهان است که چرا اینچنین نگران ایرانی‌ها می‌شوند و مکررا این نگرانی را بازتاب می‌دهند اما در موارد مشابه برای سایر نقاط جهان به راحتی چشم و گوش خود را می‌بندند و سکوت پیشه می‌کنند؟! بر اساس گزارشی که خبرگزاری رویترز منتشر کرده است، حدود یک ماه پیش، پلیس کنگره در آمریکا، در مواجهه با معترضین به سیاست‌های کاخ سفید و دونالد ترامپ، با سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات مردمی، بیش از 575 معترض را بازداشت کرده است. در موردی دیگر از اعتراضات مردمی گسترده علیه ترامپ، گزارش‌ها حاکی از بازداشت بیش از 150 معترض توسط پلیس آمریکاست. در اواخر تیرماه سال جاری نیز بر اساس گزارش بسیاری از خبرگزاری‌های جهان، در جریان اعتراضات سراسری مردم انگلیس به حضور ترامپ در لندن، بیش از 10 معترض توسط پلیس انگلیس بازداشت شده است. بازداشت معترضین به رژیم آل خلیفه در بحرین، بازداشت شیعیان معترض به آل سعود در عربستان، بازداشت گسترده فلسطینیان توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی و ... نیز باید به این موارد که تنها نمونه‌هایی از واقعیت هستند، اضافه کرد؛ واقعیت‌هایی که رادیو فردا و عفو بین‌الملل هرگز به آن نپرداخته و هیچ‌گاه برای بازداشت‌شدگان حتی در حد یک گزارش وساده نیز، دلواپس نشده‌اند. خشم و وحشت از رزمایش دریایی ایران در خلیج فارس در هفته‌های گذشته به موضوع اهمیت تنگه هرمز، حواشی مربوط به این تنگه حیاتی و ممنوعیت صادرات نفت ایران توسط آمریکا پرداختیم اما در این راستا، این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی به رزمایش دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آی‌های خلیج فارس و در نزدیکی این تنگه واکنش نشان داده و خشم اربابانش از این اقتدار را ابراز کرده است. رادیو فردا در گزارشی به این منظور، نوشته است: «یک مقام آمریکایی روز جمعه ۱۹ مرداد به رویترز گفته است، ایران در مانور دریایی اخیر خود یک موشک کوتاه برد ضد ناو را در منطقه تنگه هرمز آزمایش کرده است. پیش از این یک فرمانده ارشد ارتش آمریکا گفته بود مانور دریایی ایران که در آن بیش از یکصد قایق در اطراف تنگه هرمز شرکت داشتند، پیامی به ایالات متحده بود به خاطر از سرگیری تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی. گفته می‌شود مانور دریایی سپاه پاسداران روز ۱۱ مرداد آغاز شد و یک مقام سپاه ۱۴مردادماه از پایان یافتن این مانور خبر داد. شبکه خبری "فاکس نیوز" نیز به نقل از سه مقام آمریکایی اعلام کرد که ایران برای نخستین بار طی یک سال گذشته یک موشک بالیستیک آزمایش کرده است. شبکه فاکس نیوز می‌گوید، آزمایش موشک بالیستیک با برد کوتاه، فاتح ۱۱۰ ، در جریان مانور دریایی سپاه پاسداران در آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز انجام داده است.» از دو منظر باید به این گزارش نگاه کرد؛ یکی خود رزمایش دریایی کشورمان و اعتراض به آن و دوم اعتراض به آزمایش موشکی احتمالی صورت گرفته در جریان این رزمایش است. در خصوص نکته اول باید از رادیو فردا و مقامات آمریکایی پرسید که چطور رزمایش نظامی ایران در آب‌هایی که متعلق به خود کشورمان است، اینگونه با واکنش آن‌ها مواجه است اما آن‌ها به خود اجازه می‌دهند، هر زمان و در هر نقطه از جهان که دلشان می‌خواهد نه تنها رزمایش برگزار کنند، بلکه مداخله نظامی داشته باشند؟! نمونه‌هایی از این دست را به طور مکرر در کشورهای همسایه ایران و آب‌های خلیج فارس مشاهده کرده‌ایم؛ از مداخلات نظامی بدون مجوز آمریکا در سوریه و عراق گرفته تا رزمایش‌های مشترک و مجزای نیروی دریایی این کشور در آب‌های مجاور به حریم جمهوری اسلامی ایران موضوعی تکراری و غیر قابل انکار هستند. اما در خصوص احتمال آزمایش موشکی ایران در این رزمایش نباید از این نکته غافل بود، که این جزو اختیارات هر کشور است که برای حفظ امنیت خود و دفاع از مردمش خود را آماده و مهیا نگاه دارد؛ ایران در شرایطی در حوزه موشکی فعالانه حضور داشته و موشک‌های خود را توسعه می‌دهد که تا کنون هرگز به جز حمله به تروریست‌های داعش که آن‌هم کاملا علنی اتفاق افتاد، از این قدرت خود علیه کشور و مردمی استفاده نکرده است اما ایالات متحده آزمایش‌های موشکی هسته‌ای و بیولوژیکی انجام داده و از این تسلیحات در تجاوزهای مختلف علیه مردم استفاده می‌کند و بازهم دست از پا درازتر برای دیگران خط و نشان می‌کشد. ظاهرا رادیو فردا و اربابانش توقع دارند در شرایطی که هر روز نوع تهدیدهای خود علیه مردم ایران را تغییر می‌دهند، ایرانیان دست روی دست گذاشته و منتظر عملی کردن تهدیدهایشان بنشینند! قطعا نقش این رزمایش در دورانی که بحث تسلط بر تنگه هرمز و ممنوعیت صادرات نفت ایران در رسانه‌ها و محافل سیاسی آمریکا مطرح است، به قدری قابل توجه و اثرگذار بوده است که شاهد این‌گونه واکنش‌ها باشیم. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از مرداد ماه 1397 (16 الی 23 مرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 19 Aug 2018 14:05:26 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27812/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 207) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27792/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته دوم از مردادماه 1397 نیز با تمرکز رسانه‌ای غرب بر روی برخی جریان‌های اعتراضی در داخل ایران همراه بود؛ جایی که اعتراض مردمی به وضعیت اقتصادی، جهت‌دهی سیاسی شده و تلاش شد تا از با گِل‌آلودتر کردن فضا، فرصت ماهیگیری بیشتری فراهم شود که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در صدر ابزارهای رسانه‌ای دولت‌های غربی وارد این حوزه شده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و هفتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از مرداد ماه سال 1397 (08 الی 15 مرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و هفتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی دروغ‌هایی از قبیل دروغ شاخ‌دار رادیو فردا از نقش ایران در حملات یازده سپتامبر در آمریکا و همچنین نقش‌آفرینی کشورمان در جنگ یمن، اعتراف به شکست رادیو فردا در طرح خروج ایران از سوریه، مداخله آشکار آمریکا در امور داخلی ایران با تشویق مردم به اغتشاش خیابانی، دلواپسی از اعمال خشونت علیه معترضین در ایران، حمایت از سرکرده آشوب‌های خیابان پاسداران تهران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. جنایت از آل سعود، پرداخت غرامت از ایران! یکی از موضوعات عجیبی که در این هفته توسط رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بازتاب داده شد، تلاش عده‌ای در انگلیس برای تصاحب اموال ایران به اتهام شاخ‌دار نقش‌آفرینی در حملات تروریستی یازده سپتامبر 2001 میلادی به برج‌های سازمان تجارت جهانی در آمریکا بوده است. رادیو فردا در گزارشی با پرداختن به این ادعای وقیحانه، نوشته است: «خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه، دهم مردادماه، در گزارشی خبر داد که به دنبال رای دادگاه عالی بریتانیا، خانواده‌های قربانیان ۱۱ سپتامبر می‌توانند برای مصادره اموال ایران در این کشور اقامه دعوا کنند. همین خبرگزاری به نقل از مقامی ایرانی که به نامش اشاره نکرد رای این دادگاه را "ساختگی و سیاسی" توصیف کرده است. پیشتر به دلیل بروز مشکلی در شکل ابلاغ حکم از طرف وزارت خارجه بریتانیا به وزارت خارجه ایران اقامه دعوا با مانع روبه‌رو شده بود، اما اکنون قاضی دادگاه این مانع را برطرف کرده است. بنا بر گزارش رویترز، بستگان چند قربانی واقعه ۱۱ سپتامبر در نیویورک از دادگاه عالی بریتانیا خواسته‌اند حکم دادگاه آمریکایی مبنی بر مشارکت جمهوری اسلامی در این حملات را به رسمیت بشناسد. در صورت رای مثبت دادگاه به این خواسته، راه برای مسدود شدن یا مصادره اموال ایران هم در انگلستان و هم در ویلز هموار می‌شود. خبرگزاری رویترز از جملهٔ این اموال به ساختمانی واقع در مرکز لندن و همین طور اموال دو زیرمجموعه بانک‌های دولتی ایران اشاره می‌کند. اواخر سال ۱۳۹۴ دادگاهی در نیویورک حکم داد که ایران به خانواده قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر و چند موسسه بیمه ۱۰.۵ میلیارد دلار غرامت بپردازد. قاضی دادگاهی در نیویورک روز ۱۹ اسفند ۹۴ در حکمی غیابی علیه ایران، مقرر کرد که تهران به خانواده‌ها و بازماندگان قربانیان حملات یازده سپتامبر به مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک و پنتاگون مبلغ ۷.۵ میلیارد دلار بپردازد. این مبلغ شامل دو میلیون دلار به هر خانواده برای رنج و مصیبتی است که قربانیان تحمل کرده و ۶.۸۸ میلیون دلار جرایم کیفری است. حمله به برج‌های دوقلو در منهتن نیویورک در روز ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ بیش سه هزار کشته بر جای گذاشت.» به جرئت می‌توان گفت که این ادعا و دلیل، خنده‌دارترین، عجیب‌ترین و وقیحانه‌ترین بهانه برای دشمنی با ایران و سرقت اموال مردم کشورمان توسط غربی‌هاست. به عبارتی می‌توان این‌گونه تفسیر کرد که گروه‌های ضد ایرانی در غرب با حمایت دولت و دستگاه قضایی این کشورها، به دنبال این هستند که به دلیل جرمی که عربستان سعودی مرتکب شده است، جمهوری اسلامی ایران را محکوم و مجازات کنند! جالب است که جدای از همه اسناد و مدارک و افشاگری‌هایی که نقش عربستان در این حمله تروریستی را اثبات می‌کنند، پیش از همه این‌ها خود ایالات متحده به این نتیجه رسیده است که سازمان تروریستی القاعده عامل این حملات بوده و به دلیل همین نیز وارد جنگ افغانستان شدند تا از القاعده انتقام بگیرند؛ و با توجه به ارتباط جدی و غیرقابل انکار القاعده با آل سعود، از این طریق نیز می‌توان به این واقعیت پی برد که در دعاوی راه افتاده باید نام عربستان بجای ایران قرار بگیرد. حدود یک سال پیش، شیخ مشعل بن حمد آل ثانی، سفیر قطر در واشنگتن در حاشیه دیدار با سناتور جان کورنین در گفتگو با فارن پالیسی به نقش آل سعود در حملات تروریستی یازده سپتامبر تأکید کرد و گفت: "اتباع و دیپلمات های عربستان در حادثه 11 سپتامبر نقش مستقیم داشته اند من از همه خبرنگاران درخواست میکنم از سازمان سیا بخواهند که فهرست شهروندان سعودی را که در 5 سال گذشته با گذرنامه سیاسی عربستان وارد آمریکا شده و هویت تروریستی آنها برای سازمان سیا قطعی شده، افشاء نماید.عربستان تفکر افراطی را در بین کشور های عربی رهبری می کند و با تروریست خواندن قطر و گروه های اسلامی دیگر، سعی دارد نقش وهابیت و دلارهای سعودی را در تروریسم کم اهمیت جلوه دهد." واقعیتی که دیده نمی‌شود و دروغی که فریاد می‌زند! یکی دیگر از دروغ‌های عجیب این هفته رادیو فردا، به نقش جمهوری اسلامی در جنگ یمن اختصاص دارد؛ جایی که با بهانه گزارش هیئت تحقیق سازمان ملل متحد، ایران را به تلاش برای تداوم بخشیدن به این جنگ متهم کرده است، آن هم در شرایطی که خود این نمایندگان سازمان ملل به صلح‌طلبی ایران در این موضوع اذعان داشته‌اند. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در گزارشی نوشته است: «به گزارش اسوشیتدپرس در برآورد تازه هیئت کارشناسان سازمان ملل، مجددا بر شباهت‌های اساسی میان تسلیحات شورشیان حوثی و تسلیحات ساخت ایران تاکید شده، اما این احتمال نیز مطرح شده که تهران می‌خواهد به حل بحران یمن یاری برساند. خبرگزاری اسوشیتدپرس، دهم مرداد ماه، می‌گوید نسخه‌ای از گزارش تازه هیئت کارشناسان ملل متحد به شورای امنیت سازمان ملل را دیده است. این هیئت وظیفه دارد بر اجرای تحریم‌های بین‌المللی، در پی شورش حوثی‌ها و بالا گرفتن نبردها در یمن، نظارت کند. بنا بر نسخه‌ای که اسوشیتدپرس دیده "هیئت سازمان ملل بر این عقیده است که ایران اکنون احتمالا تمایل پیدا کرده برای یافتن راه‌حلی صلح‌آمیز در پیوند با بحران یمن، نقش سازنده‌ای ایفا کند، همان‌طور که در همکاری با برخی کشورهای اروپایی و برای اجرای آتش‌بس در ماه رمضان دیده شد؛ آتش‌بسی که در نهایت ناموفق بود". البته در این گزارش که ارزیابی و برآورد کارشناسان ملل متحد از شـش ماهه نخست سال جاری میلادی‌ست، در عین حال مجددا به شباهت‌ها میان تسلیحات مورد استفاده شورشیان و تسلیحات ساخت ایران اشاره شده‌است. به گزارش اسوشیتدپرس در این گزارش گفته شده بنا بر تحقیقات از لاشه ۱۰ موشک پرتاب‌شده به‌سوی عربستان سعودی و پهپادهای استفاده‌شده توسط شورشیان حوثی، "شباهت‌های مشخصی بین این جنگ‌افزارها و جنگ‌افزارهای ساخت ایران وجود دارد". کار‌شناسان سازمان ملل متحد در گزارش پیشین خود در دی ماه ۱۳۹۶ گفته بودند جمهوری اسلامی ایران تحریم‌های سازمان ملل متحد در زمینه منع رساندن جنگ افزار برای نیروهای حوثی و هم‌پیمانان آنها را زیر پا گذاشته است. کارشناسان، با استناد به قطعنامه شورای امنیت مبنی بر منع ارسال مستقیم یا غیرمستقیم جنگ‌افزار برای حوثی‌ها و متحدین آنها، گفته بودند تهران این بند را زیر پا گذاشته و احتیاط لازم را نشان نداده است. در آن زمان نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، باقیمانده یک موشک را به عنوان "شواهد غیرقابل انکار" در مورد ارسال تسلیحات از ایران برای شورشیان یمنی به دیلپمات‌ها نشان داده بود.» از دو منظر باید به این موضوع نگاه کرد؛ نگاه اول واقعیتی است که نمایندگان سازمان ملل متحد به آن اذعان نموده‌اند و رادیو فردا تلاش می‌کند تا با حاشیه‌های گزارش خود، آن را کم‌رنگ جلوه دهد. در این گزارش که کارشناسان سازمان ملل متحد از اوضاع و تحولات در یمن منتشر کرده‌اند به صراحت بارها تأکید می‌کنند که جمهوری اسلامی حامی صلح در منطقه و این کشور بوده و در جهت دست‌یابی به این هدف مهم نیز اقدامات قابل توجهی به صورت عملی انجام داده است. اما آیا می‌توان در خصوص آمریکا و سایر کشورهای غربی نیز این ادعا را داشت؟! پاسخ این سوال، همان نکته دومی است که باید به آن توجه داشت و آن، لزوم توجه به نقش غرب در این جنگ است؛ جایی که آمریکا، انگلیس و ... نه تنها با ارائه تسلیحات کشنده و پیشرفته و حتی بعضا غیرمجاز خود به عربستان سعودی، در ریختن خون مردم بی‌گناه یمن، ویرانی این کشور و تداوم این جنگ اثرگذار هستند و برای تأمین منافع اقتصادی و سیاسی خود آل سعود و متحدانش را به ادامه این تهاجم ناجوانمردانه ترغیب و تشویق می‌کنند، بلکه به اذعان بسیاری از اسناد و افشاگری‌های صورت گرفته، به طور مستقیم در اتاق هدایت و فرماندهی این جنگ، دوشادوش عربستان و امارات ایستاده و مسیر جنایت در یمن را تعیین می‌کنند. ضمن این‌که به اذعان مقامات نظامی خود کشورهای غربی و سازمان‌های بین‌المللی، هرگز مدرک و سند معتبری که نشان دهد ایران سلاح در اختیار حوثی‌های یمن قرار داده است، یافت نشده و نمی‌توان این ادعا را اثبات کرد. شکست آمریکا برای همراهی روسیه با طرح خروج ایران از سوریه یکی از موضوعاتی که قطعا در کوتاهی دست آمریکا و متحدانش از اهدافشان در منطقه اثربخش بوده است، حضور به موقع و دقیق جمهوری اسلامی در کنار مردم و دولت قانونی سوریه است و به همین دلیل علاقه‌مندی و پافشاری زیادی از سوی مقامات غربی و اسرائیلی و البته عربستانی برای خروج کامل کشورمان از سوریه مشاهده می‌شود. این علاقه‌مندی به قدری بالاست که تلاش شده تا با رایزنی‌های سیاسی و فضاسازی‌های رسانه‌ای، روسیه که یکی از متحدان ایران است را به این طرح وارد کنند تا شاید از طریق آن‌ها بتوانند به هدفشان برسند اما رادیو فردا در گزارشی با پرداختن به سخنان سفیر روسیه در سرزمین‌های اشغالی، بر شکست این پروژه اعتراف کرد. در گزارش اخیر رادیو فردا نوشته شده است: «آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه در اسرائیل روز دوشنبه هشتم مرداد با اشاره به این که درخواست خروج ایران از سوریه در شرایط کنونی "غیر واقع بینانه" است، اظهار داشت، روسیه نمی تواند ایران را به خروج از سوریه مجبور کند. در جریان دیدار هیات بلندپایه روسیه به ریاست سرگئی لاوروف با نخست وزیر اسرائیل، خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام اسرائیلی گزارش داد که بنیامین نتانیاهو با پیشنهاد روسیه درباره ادامه حضور نیروهای ایرانی در سوریه، حتی در یکصد کیلومتری مرز جولان، مخالفت کرده است. با این حال سفیر روسیه در اسرائیل از نقش ایران در سوریه دفاع کرد. آناتولی ویکتوروف گفته است: آنها (ایرانی ها) نقش بسیار، بسیار مهمی در تلاشهای مشترک ما برای از بین بردن تروریسم در سوریه به عهده دارند. به همین دلیل در این برهه زمانی، ما درخواست خروج نیروهای خارجی از کشور جمهوری عربی سوریه را واقع بینانه نمیدانیم. وی اضافه کرده است: ما می‌توانیم با شرکای ایرانی خود خیلی صریح و شفاف حرف بزنیم، آنها را ترغیب کنیم که کاری را انجام بدهند یا ندهند. آناتولی ویکتوروف در پاسخ به این پرسش که آیا شما نمی‌توانید نیروهای ایرانی را به خروج از سوریه مجبور بکنید؟ گفت: نه نمی توانیم.» این گزارش در شرایطی قابل توجه است که میدت‌ها شاهد فضاسازی رسانه‌ای و رایزنی‌های سیاسی آمریکا و متحدانش برای ترغیب روسیه بوده‌ایم تا با آن‌ها در طرح خروج کامل ایران از سوریه همکاری کنند، اما مدام این تلاش‌ها به در بسته خود و اکنون وقتی سفیر روسیه در سرزمین‌های اشغالی که رابطه صمیمانه‌ای با اسرائیل دارد نیز بر عدم امکان خروج جمهوری اسلامی از سوریه تأکید می‌کند، به نوعی تیر خلاص و مُهر پایان را به این پروژه می‌زند؛ هرچند این موضوع پیش‌تر نیز به شکل‌های مختلف توسط سایر مقامات روسیه ابراز شده و همچنان رادیو فردا و اربابانش امیدوارانه به تلاش‌های خود در این جهت ادامه‌می‌دادند. البته باید به این نکته تأکید داشت که سرنوشت سوریه به هیچ کشور خارجی محدود و وابسته نبوده و در مرحله اول این خود مردم و دولت قانونی سوریه هستند که برای کشورشان تصمیم‌گیری می‌کنند و این استقلال کامل همان واقعیتی و اصلی است که مقامات ایرانی نیز بارها به آن تأکید کرده‌اند. حضور جمهوری اسلامی در سوریه از همان آغاز تا کنون با خواست، اجازه و نیاز مردم و دولت این کشور همراه بوده است و اگر زمانی این نیاز در طرف مقابل و برای خروج نیروهای کشورمان از سوریه احساس شود، قطعا اجرایی خواهد شد، اما نکته اساسی این است که در شرایط فعلی حضور جمهوری اسلامی در کنار مردم سوریه، دست اسرائیل، آمریکا، عربستان و ... را از اهدافشان در این کشور کوتاه کرده است و در نتیجه اصرارهای معنادار آن‌ها به این خروج برای ایجاد روزنه مجددی در جهت نفوذ خودشان است. گذشته از این، چطور ایالات متحده و همراهانش بدون هیچ درخواست و مجوز ملی و بین‌المللی به طور نظامی در سوریه و عراق حاضر شده و وقیحانه تأکید می‌کنند که تا هر زمان نیاز بدانند به این حضور تداوم می‌بخشند، اما حضور ایران در کشوری دوست و همسایه ناراحت‌کننده است؟! نمایش وقاحت آمریکایی با مداخله در امور داخلی ایران همانطور که در توضیح ابتدایی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به آن اشاره شد، در این هفته به طور خاص شاهد بهرهبرداری سیاسی رادیو فردا و دولت آمریکا از مشکلات اقتصادی مردم ایران و اعتراضات اقتصادی آن‌ها بوده‌ایم. یکی از بارزترین نمونه این بهره‌برداری‌ها را می‌توان مداخله وقیحانه در امور داخلی ایران دانست که طی آن، مقامات کاخ سفید به طور علنی مردم کشورمان را به اغتشاش خیابانی فراخوانده و از این گونه آشوب‌ها حمایت کرده‌اند. رادیو فردا در گزارشی با این موضوع، نوشته است: «توئیتر فارسی زبان وزارت خارجه ایالات متحده با انتشار یک رشته پیام، حمایتش را از اعتراض‌های مردمی اخیر در ایران اعلام کرد. وزارت خارجه آمریکا روز جمعه، ۱۲ مرداد در صفحه تویتر فارسی زبان خود نوشت: "ما اعتراضات اخیر در اصفهان، کرج، شیراز، تهران و شهرهای دیگر ایران را از نزدیک دنبال می‌کنیم." در ادامه این پیام آمده است: "همانطور که وزیر خارجه پومپئو گفت: طنز تلخ وضعیت اقتصادی ایران این است که رژیم مشغول پر کردن جیب‌های خودش است، در حالی که مردمش برای اشتغال، تغییر و فرصت ها فریاد می‌زنند." از روز سه‌شنبه دور تازه‌ای از تظاهرات خیابانی در اعتراض به وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران آغاز شده است. این اعتراض ها که ابتدا در شهرهایی چون اصفهان، شیراز و گوهردشت کرج در جریان بود، عصر پنجشنبه به تهران نیز کشیده شد. گزارش‌ها و ویدئوهای متعدد در شبکه‌های اجتماعی حاکی است که این اعتراض‌ها شامگاه جمعه نیز در نقاط مختلف، از جمله تهران، کرج و اصفهان در جریان بوده است. وزارت خارجه ایالات متحده در ادامه پیام توئیتری خود در واکنش به این اعتراض‌ها آورد: "در حالیکه این نهایتا بر عهده مردم ایران است که مسیر حرکت کشورشان را تعیین کنند، آمریکا از صدای مردم ایران، که برای مدتی طولانی نادیده گرفته شده است، حمایت می‌کند." این پیام می‌افزاید: "امید آمریکاست که ۴۰ سال آینده ایران با سرکوت و ترس نباشد، بلکه توام با آزادی و به سرانجام رسیدن برای مردم ایران باشد."» هرچند این نوع واکنش‌ها به خودی خود گویای تلاش آمریکا برای مداخله در امور داخلی ایران است، اما نباید غافل بود که اسناد بسیاری در این رابطه وجود دارد. شواهد و اسناد مختلف نشان می‌دهد که کاخ سفید روزنه نفوذ خود را ایجاد اغتشاش در ایران دانسته و اقتصاد را بهترین بهانه برای روشن کردن شعله این اغتشاشات تشخیص داده است و برای پیشبرد این هدف و طرح ضد ایرانی، هزینه‌های بسیاری نیز انجام می‌دهد. «نفیظ مصدق احمد»، نویسنده و روزنامه‌نگار تحقیقی انگلیسی که مدیر اندیشکده «تحقیقات و توسعه سیاسی» است، در گزارشی ویژه تأکید کرده است: "اسناد رسمی کنگره و گزارش‌های بودجه مربوط به کمک‌های برون‌مرزی آمریکا نشان می‌دهد دولت آمریکا بیش از یک میلیون دلار برای «بهره‌برداری» از ناآرامی‌های اخیر در برخی از شهرهای ایران هزینه کرده است." وی در این‌باره توضیح می‌دهد: "مجموعه همایندی از بحران‌های زیست‌محیطی، انرژی و اقتصادی عامل هدایت‌کننده ناآرامی‌های ایران بوده‌اند. وزارت خارجه آمریکا در صدد آن بوده از این بحران‌ها برای تضعیف مشروعیت نظام حاکم ایران استفاده کند و در این راستا، اقدام به تأمین مالی گروه‌های معارض و همچنین پخش برنامه‌هایی ضد حاکمیت ایران، با هزینه‌ای معادل ده‌ها میلیون دلار در سال کرده است." این محقق حتی مثال عینی برای توضیحات خود ازائه می‌دهد و اشاره می‌کند: "به عنوان مثال در یک سند بودجه‌وزارت خارجه آمریکا به پروژه‌ای اشاره شده که هدف آن بهره‌گیری از بحران آب در ایران برای دامن زدن به خشم عمومی علیه سوءمدیریت رژیم (نظام حاکم ایران) است." اسناد دولت آمریکا از سال 2016 تا به امروز نشان می‌دهند دولت ترامپ، بیش از دست‌کم 1 میلیون دلار برای تأمین مالی فعالیت‌های گروه‌های مخالف با نظام حاکم ایران هزینه کرده‌اند. خشونت در اعتراض؛ از آمریکا تا ایران! در راستای موضوع بالا، یکی دیگر از دلسوزی‌های آمریکا برای معترضین در ایران، نگرانی از اعمال خشونت حکومت و پلیس جمهوری اسلامی در قبال اعتراضات بوده است؛ جایی که بر اساس چند موضوع که بیشتر به شایعه نزدیک بوده‌اند، ایران به اعمال این خشونت متهم می‌شود، اما واقعیت‌های چند وقت اخیر در ایالات متحده که چه به سر مخالفین دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور آمده است، با سکوت نادیده گرفته می‌شوند. رادیو فردا در گزارشی می‌نویسد: «وزیر خارجه ایالات متحده در مورد "گزارش‌ها از اعمال خشونت حکومت ایران علیه شهروندان غیر مسلح"، در جریان اعتراضات اخیر، ابراز نگرانی کرده‌است. مایک پومپئو، ۱۴ مرداد ماه، در حساب کاربری خود در توئیتر نوشته است "ما از گزارش‌ها در مورد خشونت حکومت ایران علیه شهروندان غیر مسلح، عمیقا نگران هستیم." آقای پومپئو افزوده است "ایالات متحده از حق مردم ایران برای اعتراض به فساد و ستم حکومت، بدون نگرانی از تلافی، حمایت می‌کند". وزیر خارجه آمریکا از حکومت ایران خواسته است "به حقوق انسانی مردمش احترام بگذارد".» اما ظاهرا وزیر امور خارجه آمریکا آن‌قدر غرق در مسائل برون مرزی این کشور شده است که واقعیت‌های بیخ گوش خود را نمی‌بیند؛ هرچند در مسائل برون مرزی نیز کاملا جهت‌دار عمل کرده است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. همانطور که می‌دانید بر اساس آمارها و گزارش‌های بسیاری از مؤسسات و رسانه‌های جهان، پلیس آمریکا خشن‌ترین نیروی امنیتی و انتظامی در جهان است و در همین راستا همواره اعتراضات مردمی در ایالات متحده با خشونت شدید پلیس مواجه بوده‌است که این خشونت از دوران حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید به دلیل گسترش اعتراضات مردمی به وی و سیاست‌هایش، تشدید نیز شده است و اخبار بسیاری از درگیری مخالفین ترامپ با پلیس در نقاط و مراسمات مختلف این کشور منتشر گردیده است. تنها در جریان یکی از این اعتراضات مردمی که در واشنگتن به وقوع پیوست، پلیس آمریکا با مداخله و سرکوب خشونت‌بار، حدود 600 نفر را بازداشت کرده است. امام گذشته از این که ضرب و شتم معترضین، استفاده از گاز فلفل و حتی سلاح‌های جنگی در سرکوب معترضین توسط پلیس آمریکا امری عادی و روتین است، همانطور که اشاره شد، وزیر خارجه ایالات متحده حتی درخصوص واقعیت‌های موجود در سراسر جهان هم ناقص و جهت‌دار واکنش نشان داده است. شایعه در ایران به خبری بزرگ تبدیل می‌شود و در مقابل، سرکوب خشونت‌بار معترضین در بحرین، سرکوب معترضین در عربستان، گلوله‌باران انقلابیون در فلسطین و ... هرگز دیده نمی‌شود. ایران به نقض حقوق معترضین محکوم می‌شود اما حکومت آل خلیفه که با همراهی آل سعود به طور مستقیم و با گلوله جنگی معراضین را هدف قرار می‌دهد، هرگز با اعراض وی و همفکرانش مواجه نشده است. حمایت از سرکرده آشوب‌های دراویش در خیابان پاسداران تهران! یکی دیگر از حوزه‌هایی که بی‌ربط به موضوعات بالا نیست و به نوعی حمایت رادیو فردا و اربابانش از آشوب و اغتشاش در ایران محسوب می‌شود، دفاع همه‌جانبه آن‌ها از آشوبگرانی است که تحت عنوان فرقه دراویش در شکل‌هایی مختلف برای جمهوری اسلامی و مردم کشورمان هزینه به بار آورده‌اند که اوج ان را در اغتشاشات چند وقت پیش خیابان پاسداران تهران شاهد بودیم. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در هفته گذشته، با انتشار گزارشی به حکم صادره برای یکی از سرکردگان این آشوب‌ها واکنش نشان داده است و با تأکید بر بی‌گناهی وی، نوشته است: «وبسایت "مجذوبان نور" که خبرهای مربوط به دراویش گنابادی را پوشش می‌دهد گزارش کرده که کسری نوری، از مدیران این وبسایت که زندانی ست، به ۱۲ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید به شهرستان "ثلاث باباجانی" و محرومیت‌های اجتماعی محکوم شده است. بنابر همین گزارش، این حکم را قاضی احمدزاده، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، و بدون حضور کسرا نوری در دادگاه صادر کرده است. دو روز پیش، همسر یکی از دراویش زندانی بدون اشاره به اسامی خبر داده بود که از دراویش زندانی که در اعتراض به "عدم دادرسی عادلانه" حاضر به شرکت در دادگاه نشده‌اند، پنج نفر به طور غیابی به حبس‌هایی بین ۱۲ تا ۱۳ سال محکوم شده‌اند.کسری نوری یکم اسفند گذشته پس از آنکه مورد ضرب و جرح نیروهای لباس‌شخصی در خیابان پاسداران قرار گرفت بازداشت شد و از آن زمان در بازداشتگاه اطلاعات و سپس "زندان تهران بزرگ" معروف به "فشافویه"، زندانی است.به گزارش "مجذوبان نور"، کسری نوری در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ نیز به خاطر فعالیت رسانه‌ای برای درویشان گنابادی در زندان‌های شیراز و اوین تهران در حبس بود.» البته باید یادآوری کرد که خیانت‌های فرقه دراویش به ایران و مردم کشورمان، بخصوص در چند وقت اخیر کاملا آشکار و غیر قابل انکار است و حمایت‌های همه‌جانبه و پیاپی رادیو فردا و اربابانش از این فرقه بیش از پیش بر ارتباط موجود میان آن‌ها و اهداف مشترک پشت‌پرده‌شان تأکید می‌کند. "کسری نوری" که یکی از مدریان رسانه‌ای این فرقه معرفی می‌شود در تمامی آشوب‌ها و حواشی ایجاد شده توسط دراویش، از جمله اغتشاشات خیابان پاسداران و گلستان هفتم، نقشی پررنگ ایفا کرده است و یکی از عوامل اصلی این اغتشاشات شناخته می‌شود که تشویش اذهان عموم، تبلیغ برای حضور در این آشوب‌ها، هدایت و فضاسازی برای آن و ... را انجام داده است. نباید فراموش کرد که در جریان این آشوب‌ها چه زیان‌های بسیاری به کشور وارد آمده است؛ از جمه در اغتشاشات خیابان پاسداران که با مشارکت این فرد برگزار شد، جنایاتی بزرگ تعداد زیادی شهید و مجروح و میزان قابل توجهی آسیب به اموال عمومی و شخصی مردم، از جمله نتایج ابتدایی آن بوده و پس از آن نیز، تا همین امروز، خوراک لازم برای فضاسازی علیه جمهوری اسلامی توسط رسانه‌هایی مانند رادیو فردا تأمین گردیده است که هر روز شاهد استفاده از آن به بهانه‌ای جدید هستیم. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و هفتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از مرداد ماه 1397 (08 الی 15 مرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 18 Aug 2018 13:19:42 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27792/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 206) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27656/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از مرداد ماه با نوع عجیبی از دروغ‌پردازی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همراه بوده است به طوری که بیش از هر هفته می‌توان دروغ‌های شاخ‌دار را در فعالیت‌های این هفته این رسانه ضد ایرانی مشاهده کرد و به عبارتی دیگر روزهای گذشته را هفته دروغ‌های بزرگ این ابزار رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید نام گذاشت. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از مرداد ماه سال 1397 (01 الی 08 مرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی دروغ‌هایی از قبیل دوستی دولت آمریکا با مردم ایران، عدم علاقه کاخ سفید به براندازی حکومت جمهوری اسلامی، آمادگی آمریکا برای مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران، عدم اهمیت تنگه هرمز برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی، بی‌طرفی دادگاه‌های آمریکایی در حمایت از آثار باستانی مردم ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. هفته خودکشی رادیو فردا و دروغ‌های بزرگ! این هفته را می‌توان هفته دروغ‌های بزرگ رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا دانست؛ هفته‌ای که در آن با گزارش‌هایی متععد و مختلف، تلاش کرده است تا دروغ‌های بزرگ را به خورد مخاطبینش قرار دهد. به عبارتی رادیو فردا در این هفته دست به یک خودکشی زده است و بدون توجه به این که بازتاب دروغ‌های بزرگ و تکراری تا چه اندازه می‌تواند به ریزش مخاطبینش سرعت ببخشد، در اطاعتی محض به اربابانش، آن‌ها را منتشر کرده است و تمام توان خود را به کار گرفته تا آن‌ها را موجه نشان دهد. در ادامه تعدادی از این دروغ‌های شاخ‌دار را مورد بررسی قرار می‌دهیم: دوستی و خنجری که نادیده گرفته می‌شود! یکی از گزارش‌های سراسر دروغ این هفته رادیو فردا به ادعاهای وزیر خارجه آمریکا اختصاص دارد که از دوستی آمریکا با مردم ایران و همراهی کاخ سفید با ایرانیان سخن گفته است. این رسانه ضد ایرانی در گزارش خود این گونه نوشته است: «مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، در جمع گروهی از آمریکاییان ایرانی‌تبار و شماری دیگر از حاضران در کتابخانه ریگان در "سیمی ولی" ایالت کالیفرنیا، در مورد مردم و حکومت ایران، فساد در جمهوری اسلامی، تحریم‌ها، حقوق بشر و سیاست‌های واشینگتن در قبال جمهوری اسلامی و نیز شهروندان ایرانی سخنرانی کرد. آقای پومپئو در جریان سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ خود با مجری برنامه، از "فساد" در حکومت ایران انتقاد کرد. او گفت جمهوری اسلامی قصد صدور انقلاب به دیگر نقاط جهان را دارد و رونق اقتصادی، آزادی‌ها و منافع شهروندان ایرانی را نیز هزینه چنین کاری کرده‌است. به گفته پومپئو حکومت ایران بیش از آن‌که شبیه یک دولت باشد "شبیه مافیا"ست. آقای پومپئو اظهار داشت که درآمد جمهوری اسلامی پس از توافق اتمی بیشتر شد و این در آمد صرف "حمایت از تروریسم" شد. وزیر خارجه آمریکا با نام بردن از شماری از مقام‌های ارشد حکومت ایران، از جمله رهبر و رئیس قوه قضائیه، می‌گوید آن‌ها بیش از آن‌که به شهروندان خدمت کنند در حال ثروت‌اندوزی برای خود هستند و ثروت ایران را هزینه سپاه پاسداران و یا حمایت از حزب‌الله لبنان و حکومت بشار اسد می‌کنند.» اما باید اینگونه گزارش رادیو فردا را تکمیل کرد که آمریکا و دولت‌مردانش دوستانی برای مردم ایران هستند که هر لحظه امکان دارد از پشت به آن‌ها خنجر بزنند. هر کودکی در ایران می‌داند که تحریم‌های شدید و مختلف اقتصادی، دارویی و ...، زودتر و جلوتر از همه، مردم ایران را هدف قرار داده و به آن‌ها آسیب می‎زند. ممنوع کردن فروش هواپیمای مسافربری به ایران، در واقعیت جان مسافرانی را به خطر می‌اندازد که به دلیل تحریم‌ها ناچار هستند از سیستم حمل و نقل هوایی فرسوده استفاده کنند. ممنوع کردن فروش دارو به ایران، جان بیمارانی را به خطر می‌اندازد که بدون هیچ اتهام سیاسی، برای ادامه حیاتشان به مصرف یک داروهای خاص نیازمند هستند. تحریم‌های اقتصادی شدید، زندگی عادی برای تک تک ایرانیان و به ویژه قشر عادی و متوسط به پایین کشور را سخت و سخت‌تر می‌کند. با این وجود آیا رادیو فردا انتظار دارد که مردم ایران، ایالات متحده را دوست خود بدانند؟! آیا می‌توان جنایات آمریکا علیه ملت ایران را نادیده گرفت؛ کدام ایرانی واقعی می‌تواند فراموش کند که آمریکا صد‌ها زن و مرد و کودک بی‌گناه را در حمله موشکی به یک هواپیمای مسافربری به شهادت رسانده است و پس از آن با وقاحت مدال شجاعت به عاملین این جنایت اهدا کرده است؟! آیا می‌توان نادیده گرفت که آمریکایی‌ها با حمایت از رژیم بعثی عراق، عامل چه  جنایاتی بوده است؟! آیا می‌توان فراموش کرد که آمریکا آغوش محبت و حمایت خود را برای تروریست‌هایی گشوده است که منافقانه از پشت به هموطنانشان خنجر زده و عامل جنایاتی پرشمار هستند؟! آمریکا به دنبال براندازی جمهوری اسلامی نیست؟! شاید عجیب‌ترین دروغی که این هفته رادیو فردا به خورد مخاطبینش داده است، این ادعا باشد که کاخ سفید به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی در ایران نبوده و نیست و هیچ طرخ و برنامه‌ای برای آن ندارد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشش نوشته است: «جیم متیس، وزیر دفاع آمریکا گفت ایالات متحده هیچ سیاستی برای دنبال کردن تغییر رژیم و یا فروپاشی از درون در ایران ندارد و تمامی اقدامات در نظر گرفته شده، واکنشی به رفتارهای تهدیدآمیز ایران در خاورمیانه است. اظهار نظر وزیر دفاع آمریکا در حالی عنوان شده که در محیط مجازی و در شبکه اجتماعی توئیتر، دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا چند روز پیش با لحنی تند رییس جمهوری ایران را مخاطب قرار داده و گفته اگر لحن تهدید‌آمیز ایران علیه آمریکا ادامه پیدا کند، "عواقبی وخیم" در پی خواهد داشت. آقای متیس روز جمعه و در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا سیاستی برای فروپاشی از درون و یا تغییر رژیم در ایران را در دستور کار قرار داده است، گفت: "هیچ سیاستی با این شکل وجود ندارد و ما سیاستی جدید را در دستور کار قرار نداده‌ایم."‌وزیر دفاع آمریکا در گفت‌وگویی بدون حضور دوربین‌های تلویزیونی با خبرنگاران اظهار داشت که واشینگتن می‌خواهد ایران آن‌ها رفتارها و سیاست‌های خود را در رابطه با اقدامات نظامی خود در منطقه و جنگ‌های نیابتی تغییر دهند.» آنقدر این دروغ بزرگ و عجیب است که برای درک نادرستی آن نیازی به حتی کلمه‌ای توضیح نیست و بررسی آن به نوعی توهین به شعور مخاطبان محسوب می‌شود. تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های گسترده آمریکا در جهت تغییر حکومت در ایران به امروز و دیروز هم محدود نبوده و از همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون در جریان بوده است و همین قدرت و وسعت تلاش‌ها به قدری گویای واقعیت هست که گزارش‌هایی این چنینی نتواند ذهن مخاطبین به ویژه ایرانیان را آلوده سازد. از فعالیت‌های خرابکارانه آمریکایی‌ها در سفارت سابقشان در تهران یا همان در واقع لانه جاسوسی گرفته تا درست داشتن در کودتای نوژه، حمله نظامی و زمین‌گیر شدن در صحرای طبس، پشتیبانی و هدایت همه‌جانبه از هشت سال تهاجم رژیم بعثی عراق به کشورمان، نقش آفرینی غیر قابل انکار در جنایات منافقین، ترورهای متعدد و پر تعداد، حمایت از گروه‌های تروریستی در چهارگوشه سرزمین، حمایت سیاسی و مالی از سازمان ضد ایرانی مجاهدین خلق، ایجاد، هدایت و حمایت از آشوب‌های خیابانی سال 88 و پس از آن، تهدیدهای نظامی پرتکرار و ... همگی نشان می‌دهد که ایالات متحده هدفی جز براندازی ندارد. مقامات ارشد آمریکایی آشکارا در جمع عناصر برانداز و مخالف حکومت جمهوری اسلامی حاضر می‌شوند و مدام از تغییرات بنیادین و ساختاری و نابودی اعتقادات و ارزش‌های انقلاب سخن می‌گویند اما انتظار دارند که مخاطبین به قدری ساده و سطحی نگر باشند که باور کنند آن‌ها بدنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی نیستند؟! شاید هم بتوان این گونه تفسیر کرد که آن‌ها به دنبال تغییر نام نظام جمهوری اسلامی نیستند، بلکه می‌خواهند آن را ماهیتا تغییر دهند. جالب است یادآوری کنیم که به گزارش رویترز، روز پنجشنبه در کاخ سفید جلسه‌ای با حضور مقامات عالی آمریکا برگزار شده و یکی از محورهای بحث هم موضوع سیاست آمریکا در قبال ایران بود که هیچ مقام رسمی به جز آقای متیس در خصوص این جلسه اظهار نظر دقیقی نکرده است. دروغ اندر دروغ! موضوع دیگری که در این بخش مورد بررسی قرار می‌دهیم، دروغی اندر دروغی دیگر است؛ جایی که رادیو فردا از دروغی تحت عنوان آمادگی آمریکا برای مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران سخن گفته است که خود حامل دروغی بزرگ‌تر مبتی بر پایبندی ایالات متحده به تعهداتش در قبال ایران است. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارشی که به این منظور منتشر کرده، نوشته است: «دو روز پس از آنکه رئیس‌جمهور آمریکا در توئیتی به تندی در مورد رفتارهای ایران هشدار داد، دونالد ترامپ همچنان مذاکره برای توافقی در موضوع غیراتمی کردن ایران را ممکن دانست. در سخنانی در جمع کهنه سربازان ایالات متحده، آقای ترامپ گفته که "خواهیم دید چه می‌شود، اما ما آماده‌ایم که به یک توافق واقعی برسیم. نه آنچه در دولت قبلی شکل گرفت و یک فاجعه بود". رئیس‌جمهور که از زمان کارزار انتخاباتی خود از منتقدان جدی توافق هسته‌ای با ایران بود و بارها از آن به عنوان بدترین توافق ممکن یاد کرده بود، در ۱۸ اردیبهشت امسال از برجام خارج شود و پس از آن روند بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی آغاز شد.» اما آیا دروغی به این شاخ‌داری را مردم ایران باور می‌کنند؟! بعلاوه چرا رادیو فردا علیرغم اینکه می‌داند یک دروغ بزرگ به ریزش مخاطبانش می‌انجامد، از بازتاب آن خودداری نمی‌کند و به انتشارش اصرار می‌ورزد؟! از طرفی رسانه‌های تحت نفوذ آمریکا با فضاسازی‌های خود تلاش می‌کنند تا با دروغ، ایالات متحده و کاخ سفید را با حسن نیت نشان دهند اما در عمل مقامات این کشور ضمن اینکه تعهدات گذشته خود را نقض می‌کنند و به راحتی بر روی توافقات و معاهدات بین‌المللی پا می‌گذارند، با پرویی و وقاحت از لزوم از سر گیری مذاکرات با جمهوری اسلامی سخن می‌گویند و علاوه بر این برای انجام این مذاکره نیز پیش‌شرط‌هایی به مراتب وقیحانه‌تر مطرح می‌کنند. پامپئو، وزیر امور خارجه آمریکا در فاصله‌ای بسیار کوتاه از اظهارات دونالد ترامپ در مورد مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران، آن را تکمیل کرده و شروطی را برایش مطرح ساخته است. وی در یک گفتگوی رسانه‌ای، توضیح می‌دهد: "در صورتی رییس‌جمهور با ایرانی‌ها پای میز مذاکره خواهد نشست که ایرانی‌ها تعهد به اعمال تغییرات در نحوه رفتار با مردم این کشور را نشان دهند، از رفتار بد خود بکاهند و بتوانند بپذیرند که وارد توافقی هسته‌ای شوند که در عمل مانع اشاعه [تسلیحاتی] شود." این مقام ارشد آمریکایی برای مذاکره با ایران 12 پیش‌شرط را به عنوان درخواست‌های بنیادین ایالات متحده از کشورمان مطرح کرده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ایران تمام جنبه های نظامی فعالیت های هسته ای پیشین خود را به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کند. ایران به غنی سازی اورانیوم خاتمه دهد و فراوری پلوتونیم انجام ندهد. این شرط شمال تعطیلی راکتورهای آب سنگین ایران می شود. ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه دسترسی به کلیه تاسیسات اتمی خود در سراسر کشور را بدهد. ایران برنامه تولید موشک های بالستیک خود را رها کند و از تولید سامانه های موشکی با قابلیت حمل کلاهک هسته ای خودداری کند. ایران تمام شهروندان آمریکایی و اتباع متحدان آمریکا را آزاد کند. ایران از «گروههای تروریستی» در خاورمیانه از جمله حزب الله لبنان، گروههای فلسطیمی حماس و جهاد اسلامی حمایت نکند. ایران به استقلال عراق احترام بگذارد و اجازه دهد گروههای شبه نظامی شیعه خلع سلاح و منحل شوند. ایران از حمایت از شورشین حوثی در یمن خودداری کند و اجازه دهد بحران در یمن با راهکاری سیاسی و صلح آمیز خاتمه یابد. ایران تمامی نیروهای تحت فرمان خود را از سوریه خارج کند. ایران به حمایت خود از طالبان و دیگر «گروههای تروریستی» در افغانستان خاتمه دهد. ایران همچنین دیگر به رهبران گروه القاعده پناه ندهد. سپاه پاسداران ایران باید به حمایت از «گروههای تروریستی» و «شبه نظامیان هم پیمان» سپاه پاسداران خاتمه دهد. ایران باید به رفتار تهدیدآمیز خود علیه همسایگانش که بسیاری از آنها متحدان آمریکا هستند خاتمه دهد. این شرط شامل تهدید ایران به تخریب اسرائیل و پرتاب موشک به سوی عربستان سعودی و امارات عربی متحده می شود. این شرط همچنین شامل تهدید کشتیرانی بین المللی و حملات سایبری مخرب می شود. وقتی دست پیش می‌گیرند که پس نیفتند؟! جریان تحریم نفتی ایران و اهمیت تنگه هرمز برای مبادلات نفتی جهان، یکی دیگر از موضوعات پرتکرار در این هفته بوده است که رادیو فردا در گزارشی به طوری ویژه به آن پرداخته و تلاش کرده است به قول معروف دست پیش بگیرد که پس نیفتد! این رسانه صهیونیستی – آمریکایی تلاش کرده است تا به مخاطبین خود بقبولاند که تنگه هرمز و مبادلات نفتی انجام گرفته از طریق آن هیچ اهمیتی برای ایالات متحده نداشته و بستن آن نه تنها زیانی به آمریکا و متحدانش نمی‌رساند، بلکه ایران خود متضرر خواهد بود و به همین دلیل این موضوع را هم می‌توان جزو دروغ‌های رادیو فردا در این هفته محسوب کرد. این رسانه در گزارش خود نوشته است: «در مجموع هشت گذرگاه عمده نفت در جهان وجود دارد که مهم‌ترین آنها تنگه هرمز است. باب المندب نیز چهارمین گذرگاه بزرگ نفت جهان است. بر اساس آمارهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، سال ۲۰۱۶، روزانه ۱۸.۵ میلیون بشکه نفت و محصولات نفتی از تنگه هرمز و حدود ۴.۸ میلیون بشکه نیز از گذرگاه باب‌المندب عبور کرده است. بخش عظیمی از نفت و معانات گازی صادراتی خود ایران نیز از تنگه هرمز می‌گذرد. اما نکته مهم اینجاست که بیش از ۸۰ درصد نفتی که از تنگه هرمز می‌گذرد، راهی بازارهای آسیایی، خصوصاً چین و هند می‌شود که بزرگترین شرکای تجاری ایران هستند و بستن تنگه هرمز، بیش از همه، اقتصاد آنها را با تلاطم مواجه می‌کند. با این حال، بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران بسیار نامحتمل است. جدا از اینکه این عمل به معنی رویارویی نظامی با آمریکا است، ایران سالانه ده‌ها میلیارد دلار محصولات نفتی، میعانات گازی، مواد پتروشیمی و کالا از همین گذرگاه هرمز به جهان صادر می‌کند که بخش عمده آن راهی بازارهای آسیایی می‌شود. به عبارتی، این تنها نفت خام ایران نیست که از تنگه هرمز عبور می‌کند. بقیه محصولات، خصوصاً میعانات، محصولات نفتی و پتروشیمی شامل تحریم نیستند و صادرات آن برای کشور ضروری است. نکته دوم صادرات کشورهایی مانند کویت و عراق از این تنگه است که روابط خوبی با ایران دارند. همچنین حمله به نفتکش‌ها و نشت نفت می‌تواند عواقب زیست محیطی بسیار چشمگیری داشته باشد که تا دهه‌ها نه تنها برای کشورهای منطقه، حتی برای خود ایران قابل جبران نباشد. از طرفی بخش عمده‌ای از واردات ایران از امارات انجام می‌شود. امارات دومین مقصد بزرگ صادرات کالاهای ایرانی است. طی سال گذشته ایران ۶ میلیارد و ۷۶۴ میلیون دلار کالا به این کشور صادر کرده که سهمی تقریباً ۱۵ درصدی در کل صادرات غیرنفتی ایران داشته است. امارات متحده عربی همچنین بزرگترین مشتری محصولات نفتی ایران، خصوصاً نفت کوره است که میلیاردها دلار برای ایران ارز آوری دارد. ایران همچنین طی سال گذشته بیش از ۱۰ میلیارد دلار کالا از این کشور وارد کرده است که معادل ۱۸.۵ درصد از کل واردات جمهوری اسلامی است. امارات اینجا نیز در ردیف دومین صادرکننده بزرگ کالا به ایران است، اگرچه ایران محصولات دیگر کشورها را از امارات وارد می‌کند و صادرات ایران به امارات نیز نهایتاً به دست مشتریانی از دیگر کشورها می‌رسد.» اما در شرایطی رادیو فردا تلاش می‌کند این ادعا را به مخاطبین خود بقبولاند که تنگه هرمز هیچ اهمیتی برای اربابانش نداشته و بسته شدن احتمالی آن به ضرر خود ایران تمام می‌شود که در واقعیت این گونه نبوده و واکنش مقامات آمریکایی نیز نشان دهنده اهمیت بالای این تنگه است. جالب است که خود این رسانه ضد ایرانی نیز در برخی از گزارش‌های خود هرچند اندک اما نتوانسته به این واقعیت هیچ اشاره‌ای نداشته باشد؛ به عنوان مثال در بخشی تأکید کرده است که اگر ایران مصمم به متوقف کردن کل صادرات نفت از تنگه هرمز باشد، موضوع پیچیده خواهد شد. بر اساس برآورد نشریه تخصصی فوربز، کاهش ۱۰ درصدی (حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز) عرضه جهانی نفت، می‌تواند قیمت آن را ۲۵۰ درصد افزایش دهد. به عبارتی، اگر با بسته شدن تنگه هرمز، روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت کمتری از کشورهای منطقه راهی بازارهای جهانی شود، قیمت نفت از ۷۰ دلار کنونی به ۲۴۵ دلار اوج خواهد گرفت. «ولادیمیر روجانکوفسکی»، تحلیلگر حوزه انرژی در مصاحبه با راشاتودی در این باره تأکید کرد: در صورتی که تهران چنین تهدیدی را عملی کند نه تنها عرضه نفت خام در جهان کاهش چشمگیری خواهد داشت بلکه بهای طلای سیاه به شدت افزایش می یابد. بیشترین حجم نفت خام کشورهای تولیدکننده نفت خاورمیانه از جمله عربستان سعودی، ایران، امارات متحده عربی ، کویت و عراق با عبور از تنگه هرمز در نقاظ مختلف جهان توزیع می شود. همچنین، تقریبا صادرات همه محموله های گاز مایع (ال‌ان‌جی) قطر که بزرگترین تولیدکننده گاز مایع در جهان است از تنگه حیاتی هرمز عبور می کند و به کشورهای دیگر ارسال می شود. روزانه حدود 14 تانکر نفتی و یا 17 میلیون بشکه نفت [معادل نیمی از صادرات روزانه نفت خام در جهان] از تنگه هرمز عبور می کند. اگر این تنگه مسدود شود و صادرات از این طریق متوقف شود، با توجه به افزایش تقاضا و کاهش عرضه، بهای هر بشکه نفت در ارزان ترین حالت به 160 دلار خواهد رسید. اگر تنگه هرمز برای یک یا دو ماه مسدود شود، بهای مقدار محدود نفت که در جهان داد و ستد می شود به بیش از 250 دلار در هر بشکه افزایش می یابد. نکته جالب تر و فراتر از همه این مباحث، عدم ارتباط موضوع مطرح شده در گزارش با عنوانی است که رادیو فردا برای گزارش خود در نظر گرفته است؛ این رسانه در تیتر خود از بررسی احتمالات جنگ در گذرگاه‌های نفتی سخن می‌گوید اما در متن بدون هیچ اشاره‌ای به این موضوع فقط در تلاش است تا اثبات کند که آمریکا هیچ زیانی از بسته شدن احتمالی تنگه هرمز نخواهد دید. سرقتی که نمی‌توان آن را ندید! دروغ بعدی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته به حوزه میراث فرهنگی اختصاص دارد؛ جایی که در گزارشی با این ادعا که دادگاهی در آمریکا حکم به بازگرداندن بخشی از آثار باستانی متعلق به کشورمان داده است، تلاش کرده تا این موضوع را به گونه‌ای نشان دهد که گویی همواره حافظ فرهنگ و یراث ایرانیان بوده‌اند و هرگز دست به سرقت و سوءاستفاده از آن نزده‌اند. در این گزارش رادیو فردا نوشته شده است: «یک‌ قاضی دادگاه عالی نیویورک روز دوشنبه دوم مرداد حکم داد که یک نقش برجسته که تصویر یک سرباز هخامنشی را داشت به ایران بازگردانده شود. به گزارش نیویورک تایمز، این نقش برجسته سنگی که قدمت آن به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می رسد، در ماه اکتبر سال گذشته توسط ماموران دفتر دادستانی منهتن، نیویورک از یک نمایشگاه آثار هنری به نام «پارک اموری اوینو» توقیف شد. این نمایشگاه آثار هنری قصد داشت در حراج این اثر دوره هخامنشی را به قیمت یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار بفروشد. طبق این گزارش،محققان گفته اند این اثر دوره هخامنشی که در سال ۱۹۳۶ به طور غیرقانونی از ایران خارج شده است، در سال ۲۰۱۱ از موزه هنرهای زیبا شهر مونتریال در کانادا دزدیده شد. گزارش‌ها حاکی است که دادگاه دو خریدار این اثر را تحت تعقیب قرار نخواهد داد. روپرت واس، تاجر شناخته شده آثار عتیقه، و شریکش سم فاگ گفته بودند که این اثر باستانی را به طور قانونی از شرکت بیمه موزه مونترال خریداری کردند، اما پس از آن که تحقیقات و تاریخچه این اثر تاریخی نشان داد که دزدیده شده است، آنها پذیرفتند تا مدارک دادگاه در خصوص این اثر را امضا کنند. آقای وایس سال گذشته به هنگام توقیف این اثر در ایمیلی نوشته بود، محققان به خوبی این اثر هنری را می شناسند و از تاریخچه ۷۰ ساله آن با خبرند. دیوان عالی آمریکا نیز اسفندماه سال گذشته حکم داد آمریکایی‌هایی که در بمبگذاری سال ۱۹۹۷ در بیت‌المقدس زخمی شده و مدعی دست داشتن ایران در این حمله هستند، نمی‌توانند برای تامین خسارت ۷۱.۵ میلیون دلاری خود، الواح هخامنشی در موزه دانشگاه شیکاگو را مصادره کنند.» اما در اینجا باید به دو نکته اشاره کرد؛ نکته اول تلاش دروغین رادیو فردا برای اثبات بی‌طرفی و عادلانه بودن دادگاه‌های آمریکایی و نکته دوم سابقه طولانی ایالات متحده در سرقت آثار تاریخی و میراث باستانی ایرانیان است. در مورد نکته اول واقعیت آن‌قدر شفاف و آشکار است که حتی نیازی به توضیح بیشتر ندارد؛ بارها شاهد احکام دادگاه‌های آمریکایی مبنی بر تصرف و حراج آثار باستانی ایرانیان به بهانه‌های مختلف واهی بوده‌ایم؛ تنها در یکی از این موارد سال گذشته دادگاهی در شیکاگو به بهانه یک بمب‌گذاری در سال 1997 میلادی که به حماس نسبت داده شده است، بر حراج بخشی از آثار باستانی ایران به نفع قربانیانش حکم داده است. اما در خصوص سابقه طولانی ایالات متحده در سرقت تاریخ ایرانیان، باید به این واقعیت اندک اشاره‌ای داشت که اعطای امتیازهای مختلفی در حوزه های باستانی از جمله امتیاز انحصار حفاری های باستانی در کشورمان به آمریکا در بین سال های ۱۹۳۱ تا ۱۹۴۱ میلادی توسط رژیم خائن پهلوی، بهترین فرصت را به آنان داده بوده است تا بهترین و ارزشمند ترین آثار تاریخی ملت ایران را بدون هیچ ممانعتی به تاراج ببرند. در این بین آرتور اپهام پوپ آمریکایی، مشاور موسسه ی هنر شیکاگو در زمینه هنر اسلامی بود که نقشی بسزا در سرقت آثار تاریخی کشورمان به ایالات متحده داشته است؛ این سرقت ها که به طور بی پروا، آشکارا و با همکاری سفارت آمریکا در ایران صورت گرفته است به قدری زیاد بوده است که در مواردی صدای برخی شخصیت های خود آن کشور را نیز درآورده است؛ همان گونه که یک مهندس آمریکایی به نام مایرون اسمیت در همان روزها، با اذعان به سرقت محرابی ۱۳۰۰ ساله در یکی از مدارس مذهبی اصفهان و انتقال و فروختن آن به موزه ی هنر متروپولین نیویورک توسط پوت و همکارانش، این گونه گفته بود: "در طول چند سال گذشته پوپ و دستارانش با آنچه به نظر می آمد تحقیقات علمی در مورد منشاء محرابی مهم است – که به تازگی به تملک موزه ی متروپولیتن در آمده – به گدار فضای گسترده ای برای جولان داده اند. مقامات ایرانی و بازاریان هم می دانند که این محراب را دلال عتیقه ای بدنام به نام رابنو به دستور پوپ از مدرسه ی امامیه ی اصفهان دزدیده است ... " آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از مرداد ماه 1397 (01 الی 08 مرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Tue, 07 Aug 2018 12:54:21 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27656/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 205) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27556/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته پایانی تیرماه 1397 نیز با تمامی رویدادهای خاص خودش سپری شد و آن چه طبق معمول هر هفته از ثبات برخوردار بود، رفتار یک سویه، مملو از تناقض و جهت‌دار ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در حوزه‌ها و موضوعات مختلف بود که در این هفته نیز همانند گذشته به وفور شاهد آن بوده‌ایم. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از تیر ماه سال 1397 (24 الی 31 تیر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش ناکام رادیو فردا برای بهره‌برداری از یک قتل عاشقانه، ادامه سکوت‌های معنادار این رسانه آمریکایی در برابر واقعیت‌های تلخ زنان زندانی در ایالات متحده، تلاش این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای حفظ جایگاه رسانه‌ای خود، امیدواری رادیو فردا برای تغییرات ساختاری در ایران، تبلیغات ویژه برای فیلم‌های غیر اخلاقی و جنسی و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. جنجال‌سازی سیاسی رادیو فردا از یک ناکامی عاشقانه! یکی از اتفاقاتی که در این هفته به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های ضد ایرانی رادیو فردا و دیگر ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی تبدیل شد، مرگ مشکوک فردی بود که بازداشت به دلیل مشارکت در اغتشاشات خیابانی را در پرونده خود داشته است و همین امر نیز سبب شد تا رسانه‌های ضد ایرانی از آن به عنوان فرصتی برای سیاسی ساختن این رویداد بهره‌برداری کنند. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در یکی از گزارش‌های پرتعداد این هفته خود با این موضوع، این‌گونه نوشته است: «شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده، او را به سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده بود. خانم فرجی با قرار وثیقه آزاد شده و درانتظار حکم دادگاه تجدید نظر بود.وکیل او، محمدحسین آقاسی، نخستین بار روز پنج‌شنبه در چند پیام توییتری، با اشاره به ناپدید شدن موکلش، از احتمال قتل او خبر داده بود.» اما با کشف اسناد و شواهد تازه از این قتل، بازداشت متهم و اعترافاتش خیلی زودتر از آنچه رادیو فردا و اربابانش تصور می‌کردند، این پرونده خاتمه یافته و فرصت موج‌سواری ضد ایرانی و سیاسی از آن‌ها گرفته شد. بر اساس اظهارات دادستانی فردیس که مسئول رسیدگی به این پرونده بود، نامزد سابق مریم فرجی، به ارتکاب قتل اعتراف کرده و با اعترافات وی، جسد مقتوله در باغی متعلق به خواهر قاتل کشف و تحویل پزشکی قانونی گردید. قاتل در اعترافات خود، عدم دریافت پاسخ مثبت از سوی مریم فرجی و برهم خوردن روابطشان را دلیل قتل و انتقام‌جویی عاشقانه عنوان کرده و دادستانی نیز تأکید کرده است که برخلاف ادعای سایت های معاند، انگیزه قتل سیاسی نبود و متهم با انگیزه عاطفی مرتکب این قتل شده بود. مریم فرجی، ۳۳ ساله، دانشجوی ارشد مدیریت بین‌الملل و مدیر مالی یک شرکت در شهریار استان تهران، بود که در ۱۲ دی سال گذشته در جریان اغتشاشات در ایران بازداشت و به مدت ۱۰ روز در بند ۲۰۹ اوین زندانی بود. رادیو فردا نیز در همین مسیر و با استفاده از همین موضوع تلاش کرد تا در گزارشات خود به نوعی مسیر را تعیین کرده و مطالب را به پیش ببرد که مرگ مریم فرجی، یک قتل سیاسی و حکومتی به تصویر کشیده شود و این هدفی بود که هرگز محقق نشد. کاملا مشخص است که رادیو فردا تلاش کرده توپ را در زمین حکومت ایران و دستگاه های امنیتی بیندازد و از طرفی جماعت دانشجو را نسبت به عواقب اعتراضات خود در محیط دانشگاه حساس کند. با این سبک پردازش خبر هم دانشجو را نسبت به وجود اختناق در دانشگاه خواهد ترساند و به او خوراک خبری غلط خواهد داد و هم سازمان ها و افکار موافق با نقض حقوق بشر در ایران را دارای بهانه جدید برای هجمه به ایران خواهد کرد. به هرحال رادیو فردا سنگش را در تاریکی زد و این اتفاق را به پای نظام نوشت اما در کمتر از یک هفته خودش کوس رسوایی خودش را به صدا در آورد و معلوم شد این قتل نه یک پروژه سیاسی بلکه یک انتقام در یک عاشقانه بوده است. آنچه زنان زندانی در آمریکا تجربه می‌کنند یکی دیگر از موضوعات نسبتا تکراری در فعالیت‌های ضد ایرانی رادیو فردا به وضعیت زنان در کشورمان اختصاص دارد که همواره نیز یک سویه بوده و با بزرگنمایی مخصوص به خودش نیز همراه بوده است و این بزرگنمایی وقتی بیشتر احساس می‌شود که در کنار آن شاهد سکوت معنادار این رسانه وابسته به دولت آمریکا در برابر واقعیت‌های تلخ و بحران وضعیت زنان در ایالات متحده و سایر نقاط جهان هستیم. یکی از این سکوت‌های معنادار به وضعیت زنان در زندان‌های آمریکا مربوط می‌شود؛ جایی که رادیو فردا تلاش می‌کند تا از سویی با سکوت خود، واقعیت‌های شوم و سیاه جاری در آمریکا را پنهان نگاه دارد و از سویی دیگر با طرح فریادهای بی‌دلیل و دروغین در مضوعاتی از قبیل شکنجه زنان درویش زندانی در ایران و ...، ذهن مخاطبین خود را به بازی بگیرد. اما آیا حقایق پنهان شدنی هستند؟! آیا جهانیان همگی مانند این رسانه صهیونیستی – آمریکایی سکوت می‌کنند؟! ما پیشتر در خصوص وضعیت اسف‌بار زنان و دختران آمریکایی در زندان‌های این کشور بارها سخن گفتیم و دیدیم که از تجاوز تا شکنجه‌های جنسی و روحی و ... چقدر وضعیت را برای آنان سخت می‌کند؛ اما اخیرا در گزارشی که به طور ویژه توسط برخی رسانه‌های مطرح غربی از جمله یورونیوز، گاردین و ... منتشر گردیده است، به واقعیت‌هایی تلخ در خصوص سوءاستفاده از زنان در زندان‌های آمریکا مطرح گردیده است. بر اساس این گزارش، قاچاقچیان جنسی، با همکاری و با استفاده از وبسایت‌های دولتی به اطلاعات خصوصی زندانیان زن، از جمله عکس‌چهره، سابقه جرم و اتهام و تاریخ آزادی آنها دست پیدا می‌کنند و از طریق رابط‌هایی مشخص به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند تا زنان شناسایی شده و در واقع قربانیانشان پس از آزادی به خدمت صنعت تجارت جنسی درمی‌آیند و جالب است بدانید که این صنعت در ایالات متحده سالانه حدود ۹/۵ میلیارد دلار گردش مالی دارد. در این گزارش تأکید شده است که این گروه با شناسایی زنان و دخترانی که در انتظار رسیدگی به پرونده‌شان هستند و امکان آزادی از طریق پرداخت وثیقه را دارند، شناسایی کرده و با استفاده از وحشت این زندانیان از وضعیت موجود در زندان‌ها با قرار دادن وثیقه آن‌ها را به فعالیت‌های جنسی جذب می‌کنند و اگر مخالفتی در این مسیر صورت گیرد، برداشتن وثیقه و بازگشت به زندان به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از زندانیان قربانی این گروه در گفتگو با گاردین گفته است: "ناگزیر بوده از راه روسپیگری تمام پول وثیقه‌اش را به قاچاقچیان بازپس بدهد و هر وقت پول کافی در نمی‌آورده به شدت کتک می‌خورده است. یکبار که یکی از این زنان تلاش می‌کند فرار کند فرد باج‌خور او را پیدا کرده و دوباره روانه زندان می‌کند." ۸۰ درصد از تمامی مواردی که در این تحقیق بررسی شده‌اند با کمک مأموران فاسدی همراه بوده است که اطلاعات خصوصی زندانیان زن را در اختیار قاچاقچیان قرار داده‌اند. چنین مواردی تقریبا در تمامی ایالت‌هایی که پیشینه‌ زندانیان را به شکل آنلاین ثبت و ضبط می‌کند همچنان دیده می‌شود. در حال حاضر ۱/۲ میلیون زن در نظام قضایی ایالات متحده در ندامتگاه به سر می‌برند که یک چهارم آنها در ارتباط با جرائم غیر خشونت‌بار محکوم شده‌اند. تلاش رادیو فردا برای حفظ جایگاه رسانه‌ای رادیو فردا همواره علاقه داشته و تلاش کرده است تا نام خود را به عنوان رسانه‌ای بی‌طرف و حرفه‌ای مطرح سازد اما نوع فعالیت‌های وی و وابستگی‌اش به سیاست‌های ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی به قدری بارز و جهت‌دار بوده است که کمتر کسی بتواند در شرایط کنونی حرفه‌ای و مستقل بودن آن را باور کند. نوع واکنش‌های یک‌سویه رادیو فردا در مورد موضوعات مختلف مربوط به ایران، تحولات سوریه، فلسطین، یمن، موضوعات داخلی آمریکا و ... همگی با این جهت‌دهی سیاسی همراه بوده و تکرار این مسیر این رسانه وابسته به دولت آمریکا را با بحرانی جدی مواجه ساخته است و شاید همین بحران باعث شده که رادیو فردا تلاش کند با انتشار گزارشاتی محدود و بی دردسر، اندگی به واقعیت‌ها بپردازد و به گونه‌ای که در اصطلاح می‌گویند "نه سیخ بسوزد و نه کباب"، در کنار جلب رضایت اربابانش، ادای استقلال و حرفه‌ای بودن درآورد. البته به این نکته باید توجه داشت که رو شدن کامل دست رادیو فردا این مجموعه را به مهره‌ای سوخته در مسیر اهداف اربابانش تبدیل کرده و کارش را به ایستگاه آخر می‌کشاند. در این هفته شاهد انتشار گزارشی از این دست بودیم که رادیو فردا با وجود اینکه خود از توجیه کنندگان اعمال خشونت کشورهای عربی علیه یمن بوده است، اکنون ژست حقوق بشری می گیرد و خواستار پیگیری تحقیقات پیرامون شکنجه در زندان های امارت در یمن می باشد. این رسانه فارسی زبان آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی که روز پنج‌شنبه، ۲۱ تیرماه، منتشر شد خواستار تحقیقات درباره شکنجه و احتمالا مرگ در زندان‌های یمن و "شبکه بازداشتگاه‌های مخفی" امارات در این کشور شد. ساعتی پس از انتشار این گزارش، امارات در بیانیه‌ای رسمی این گزارش را رد کرده و آن را تلاشی برای لطمه زدن به "زحمات این کشور در یمن" دانست. وب‌سایت شبکه خبری الجزیره به نقل از عفو بین‌الملل از امارات متحده عربی خواست تا "بلافاصله" شکنجه زندانیان را متوقف کرده و آنها را آزاد کند.  عفو بین‌الملل در گزارش تازه خود همچنین اشاره می‌کند مدارکی دارد حاکی از "شکنجه و سوء‌رفتار سیستماتیک" با زندانیان در بازداشتگاه‌های امارات در یمن که "می‌تواند جنایت جنگی باشد". گزارش این سازمان مدافع حقوق بشر دو روز پس از آن منتشر می‌شود که وزیر کشور یمن از امارات متحده عربی خواست زندان‌های مخفی خود در جنوب یمن را تعطیل کند یا آنان را به دولت قانونی این کشور، دولت در تبعید عبدربه منصور هادی، تحویل دهد. در حالی که ابوظبی پیشتر گزارش‌ها در مورد مدیریت زندان‌های مخفی در خاک یمن را رد کرده بود، این نخستین بار است که وزیر کشور یمن، احمد میساری، به طور علنی، و در جریان مذاکره با مقام‌های امارات، خواستار برچیده شدن این زندان‌ها می‌شود. ابوظبی روز پنج‌شنبه بار دیگر در بیانیه‌ای ضمن رد گزارش عفو بین‌الملل، این سازمان را متهم کرد که با "انگیزه سیاسی در پی ضربه زدن" به تلاش‌های امارات در یمن است. وجود زندان‌های مخفی و رواج شکنجه در بازداشتگاه‌های یمن را سال گذشته خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی افشا کرد. آسوشیتدپرس از آن زمان حداقل پنج مرد را شناسایی کرده که قربانی شکنجه جنسی نیروهای امنیتی امارات متحده عربی شده‌اند.» رادیو فردا، در حالی ژست حمایت از حقوق بشر به خود می گیرد که دست های خونین و آلوده ی خود به جنایت را پشت این پرده پنهان کرده است. در حالی رادیو فردا اقدام امارات را محکوم کرده است که پیش از این از طریق ایجاد جو رسانه ای، به حمایت از حمله ائتلاف عربی به کشور یمن پرداخته بود. در نتیجه جرم رادیو فردا به هیچ عنوان کمتر از عربستان سعودی و امارات متحده عربی در جنایات رخ داده در یمن نمی باشد. هرگز آمار دقیقی از میزان قربانیان تجاوزات وحشیانه ائتلاف عربی به یمن منتشر نشده و در دسترس قرار نگرفته است اما یکی از آخرین آمارهای منتشر شده در این رابطه نشان می‌دهد که تا دی ماه سال گذشته، حداقل 10363 یمنی جانشان را در اثر این حملات از دست داده و 21233 نفر دیگر نیز مجروح شده‌اند که تعداد قابل توجهی از این قربانیان را زنان و به ویژه کودکان تشکیل می‌دهند. میلیون‌ها آواره، نابودی مطلق زیرساخت‌های حیاتی از جمله سلامت و تغذیه، هزاران قربانی انواع بیماری‌های واگیردار، هزاران قربانی سوءتغذیه و ... را هم باید به این آمار افزود. یونیسف در یکی از گزارش‌های سال‌های قبل خود تأکید کرده است که تنها در سال 2016 میلادی، بیش از 4272 مادر و 23 هزار نوزاد در یمن به دلایلی که قابل پیشگیری بوده است، جانشان را از دست داده‌اند و بیش از 400 هزار کودک یمنی نیز به دلیل سوءتغذیه با خطر قطعی مرگ مواجه هستند. رادیو فردا در انتظار تغییر ساختاری ایران رادیو فردا و اربابانش در سال‌های دشمنی با ایران که تمامی ندارد، و به طور خاص از زمان دستیابی دونالد ترامپ بر مسند ریاست جمهوری ایالات متحده، تمام تلاششان را کرده‌اند تا با اعمال فشارهای مختلف سیاسی و اقتصادی، وضعیت داخلی ایران را به سمت تغییراتی ساختاری سوق دهند که البته با صبوری، بصیرت و ایستادگی ملت ایران، همواره با شکست مواجه شده است. در همین راستا، رادیو فردا این هفته نیز با گزارشی به تلاش‌های آمریکا برای اعمال محدودیت‌های بیشتر علیه کشورمان پرداخته و به گونه‌ای در مقابل پاسخ منفی دو وزیر آمریکایی به درخواست معافیت شرکت های اروپایی از داشتن رابطه تجاری با ایران واکنش نشان می‌دهد که گویی کاملا از این اتفاق راضی و خشنود است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «آمریکا روز ۱۸ اردیبهشت از برجام خارج شد و در پی آن وزیر خارجه ایالات متحده هشدار داد که اگر حکومت ایران رفتار خود را عوض نکند علاوه بر بازگشت تحریم‌های قبلی، واشینگتن «شدیدترین تحریم‌های تاریخ» را بر تهران تحمیل خواهد کرد.» این که ایالات متحده تمامی تلاش خود را می‌کند تا متحدان اروپایی خود را همراهش نگاه داشته و در مسیر خصومت با ایران از آن‌ها بهره بگیرد، کاملا قابل پیش‌بینی است و این نیز که کشورهای اروپایی هرگز پس از مدت‌های طولانی دوستی، رابطه خود با آمریکا را به سمت تیره شدن نکشانند، چه از طریق بررسی منافع اقتصادی و چه منافع سیاسی، باز هم قابل درک است؛ اما آیا بدون اروپاییان و متحدان آمریکا نمی‌توان با سیاست‌های ضد ایرانی مقابله کرد؟! آیا تمام جهان به ایران پشت کرده اند؟! آیا چین و روسیه نخواهند توانست بازار ایران را در رونق سابق نگه دارند؟! آیا داشتن روابط تجاری با آن دو کشور بزرگ با خشم آمریکا پایان خواهد پذیرفت؟! دست‌یابی به پاسخ این سوالات چندان دشوار نیست و با بررسی سیاست‌های دولت‌های روسیه و چین در حوزه‌های مختلف و میزان تبادلات آن‌ها در عرصه‌های متفاوت با کشورمان، کاملا می‌توان نتیجه گرفت که خصومت آمریکا هیچ‌گونه اثری بر این روابط نداشته و نخواهد داشت. اما این تمام ماجرا نیست؛ بلکه نکته اساسی و اصلی این داستان که رادیو فردا و اربابانش گویا از خاطر برده‌اند، استقامت ملت ایران است که در بالا به آن اشاره کردیم. ایران از همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و کوتاه شدن دست غرب از کشورمان با تحریم‌های سنگین و تاریخی مواجه بوده و در تمامی این سال‌ها ایرانیان در دفاع از ارزش‌ها و اعتقاداتشان و در ایستادن کنار نظام جمهوری اسلامی استوارتر از گذشته شده‌اند. قطعا وضعیت برای اقشار مختلفی از مردم دشوار است و معیشت به سختی اتفاق می‌افتد اما مردم ایران در تمام طول تاریخ نشان داده‌اند که در اولویت‌هایشان همواره اعتقادات و کشورشان در صدر قرار داشته و هرگز و تحت هیچ شرایطی آن را تغییر نمی‌دهند. تبلیغات رادیو فردا برای آثار غیراخلاقی ویدئویی موضوه پایانی مجله این هفته رادیو دیروز به تلاش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای عادی‌سازی روابط غیر اخلاقی و گسترش فساد در بین ایرانیان اختصاص دارد؛ جایی که در برنامه‌ها و گزارش‌هایی در این هفته شاهد تبلیغات گسترده این مجموعه ضد ایرانی برای آثار ویدئویی و فیلم‌های پورن و جنسی بوده‌ایم. در این هفته برنامه "تابو" با اجرای "فهیمه خضر حیدری" به این حیطه وارد شده و تلاش کرده است تا با شکستن تابویی دیگر، اینبار بافت مذهبی و اعتقادات دینی ایرانیان را هدف حملات خود قرار دهد. امام آثار و پیامدهای قابل توجه و به عبارتی فاجعه‌انگیز تماشای آثای و فیلم‌های پورن و جنسی را در حوزه‌های مختلف می‌توان بررسی کرد که در ادامه به بخشی از آن به عنوان نمونه اشاره می‌شود.   کاهش شدید عشق: چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می‌کنند.   تاثیرات فیزیولوژیک: سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی‌ و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می‌کاهد و او را وادار به گناه می‌کند.   تضعیف انسانیت: جنبه جنسی بسیاری این افراد، عاری از ویژگی‌های انسانی می‌‌شود. آنها یک حالت «من غریبه» (جنبه تاریک) را توسعه می‌‌دهند که محور آن، شهوت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش‌ها است.   مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند   از بین رفتن عفت عمومی‌ و اجتماعی در درازمدت: کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند. نقش بستن تصاویر جنسی در مغز: در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته‌های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می‌‌دهند که خاطرات تجربه‌هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می‌‌دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می‌‌نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می‌‌تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه‌نگاری و هرزه‌بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه‌های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می‌‌کنند و مرتباً به ذهن خطور می‌‌کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می‌‌کنند. اگر او به هنگام این تخیلات، استمنا کند، باعث تقویت پیوند بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می‌‌شود که همراه با منظره ویژه یا تکرار پی‌درپی آن صحنه در ذهن خواهد بود.   تأثیر بر رفتار جنسی: برخی از جامعه‌شناسان آلمانی ادعا می‌‌کنند که «عادت بیمارگونه‌ دیدن عکس‌یا فیلم‌های پورنو (سکسی)» بر رفتارها و برخوردهای جنسی «معتادان پورنو» تأثیر منفی دارد. تا ‌جایی که این بیماران، از انجام سکس عادی و عشق‌ورزی لذتی نمی‌‌برند. کاربرانی که داوطلبانه برای ترک اعتیاد خود به روانکاو مراجعه کرده‌اند، اعتراف می‌‌کنند که «دیدن پورنو، به بخش جدایی‌ناپذیر ارضای جنسی آنان تبدیل شده است» و آنان نمی‌‌توانند بر «وسوسه و نیاز» دیدن این تصاویر غلبه کنند.   انزوا و کاهش روابط اجتماعی: پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن فیلم ها و تصاویر پورنو‌، هم‌چنین سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می‌‌شود.   تحلیل توان عقل: هر قدر که اطلاعات موجود در ذهن، منظم‌تر و دارای عناوین کمتری باشد،‌دسترسی عقل به آنها برای پردازش‌های جدید، مهیاتر خواهد بود. اما وجود داده‌های فراوان و متعدد که فضای ذهن را بی جهت پر کرده باشند و با تکرار درگیری ذهنی و رفتار بیرونی، تقویت شده باشند، باعث می‌شود توان عقل را به مقدار چشمگیری کاهش دهند، چه رسد جایی که این داده‌ها، دارای تاثیر بر هورمونهای مختلف نیز باشد که تأثیرات ارگانیک را نیز درپی داشته باشد.   سقوط شخصیت زن و مرد و تبدیل شدن به وسیله‌ای برای اشباع هوس‌های سرکش: با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است.   آسیب جسمی‌: علم پزشکی هنوز تا مرز شناخت بسیاری از بیماری‌ها فاصله ای طولانی دارد و چه بسا اموری که در زندگی روزمره ما وجود داشته باشد و ما به عنوان امور مفید از آنها استفاده کنیم، در آینده ای نزدیک ضرر آنها از نظر پزشکی ثابت شود. بنابراین اگرچه تاکنون برای هرزه‌بینی، اثر جسمانی مستقیم تشخیص داده نشده است (و احتمال این وجود دارد که با پیشرفت علم مشخص گردد) ولی قطعا اثر غیرمستقیم دارد. یعنی نگاه به عکس و فیلم‌های مبتذل غالبا موجب تحریک سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) و تحریک شهوت می‌گردد؛ هم زمان ضربان قلب و تعداد تنفس افزایش پیدا می‌کند؛ ترشح برخی از هورمون‌ها در خون بالا رفته و تعادل هورمونی و روانی شخص برای دقایقی و گاه ساعت ها و گاه روزها به مخاطره می‌افتد. اگر این رفتار به مدت طولانی ادامه یابد آثار آن همه عمر فرد را در بر خواهد گرفت.   پرخاشگری: هرزه‌بینی نه تنها بر ذهن فرد تاثیر مخرب می‌گذارد بلکه افراد را تشویق می‌کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند. با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است   مقایسه: به دنبال مشاهده این‏گونه فیلم‏ها، افراد مجرد در آینده به مقایسه آنچه در فیلم دیده‏اند و آنچه از همسر خود سراغ دارند می‌‏پردازند و در نتیجه نقایص و کمبودها و ضعفهای احتمالی خود و همسر خویش در ذهن فرد برجسته شده و چه بسا باعث کاهش تمایل و علاقه به همسر انتخاب شده خود می‌‏شود و به تدریج کانون خانواده را دچار اختلال و فروپاشی می‌‏کند.   دیدن عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد، تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌ های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌گردد.   سستی ایمان: این گناه، پیوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، این پیوند را قطع و ایمان او را زایل می‌‌گرداند؛ غریزه جنسی انسان را به طور افراطی تحریک کرده؛ او را از فعالیت‌های مثبت انسانی بازداشته؛ به سمت ارتکاب فحشا و منکرات سوق می‌دهد. بدین وسیله انسانیت انسان که سرمایه وجودی انسان است را از او سلب می‌کند.   محروم شدن از شیرینی و لذت انس با خدا: هشیار بودن این تصاویر در ذهن و مرور دائمی و ناخودآگاه آن، حضور قلب را در عبادات به خطر می‌اندازد و تکرار نافرمانی خدا، بهره رابطه با او را از لذت می‌اندازد.   مردن دل‌ها و افسردگی: همانگونه که روایات نیز بر این امر تصریح دارند، ولنگاری جنسی و ارتباطی، باعث بروز قساوت قلب می‌شود و مرگ معنوی و روانی قلب را درپی دارد.   تاثیرات منفی در زندگی زناشویی: مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از تیر ماه 1397 (24 الی 31 تیر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 29 Jul 2018 13:56:13 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27556/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 204) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27555/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از تیرماه 1397 را با گزارش‌های خبری عجیب و واقعیت‌های نادیده گرفته شده بسیاری از سوی ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی، به ویژه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا سپری کرده‌ایم؛ هفته‌ای که همانند گذشته نشان دهنده اهمیت حداقلی حقیقت برای این گونه رسانه‌هاست. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و چهارمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از تیر ماه سال 1397 (16 الی 23 تیر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و چهارمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل خشم رادیو فردا از نامه سردار سلیمانی به رئیس جمهور کشورمان، تلاش برای تفرقه‌افکنی مذهبی با پرداختن به خبری بی اساس، بهره‌برداری سیاسی از دیده‌بان حقوق بشر، بحران مشروعیت ملی و بین‌المللی رئیس جمهور آمریکا و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. نارضایتی غربی از نزدیکی دولت و سپاه در ایران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت ساختاری خود که ضد استکبار و ظلم و مدافع مظلومین است، همواره مورد هجوم همه‌جانبه ایالات متحده آمریکا و متحدان دولتی و رسانه‌ایش قرار گرفته است و فعالیت‌های این مجموعه انقلابی در منطقه به عنوان خاری در چشمان غرب احساس شده است. در همین راستا، رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی از جمله رادیو فردا همواره در تلاش بوده‌اند که با روش‌های مختلف، میان سپاه پاسداران و مردم فاصله بی‌اندازد و پررنگ کردن اختلافات میان دولت کشورمان با این نهاد نظامی انقلابی یکی از این روش‌هاست که مدتی است در دستور کار آن‌ها قرار گرفته است؛ پروژه‌ای تفرقه‌انداز که در این هفته با نامه سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به حسن روحانی، رئیس جمهوری کشورمان به شکست انجامید. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده است، به نوعی به این شکست اعتراف کرده و نوشته است: «قاسم سلیمانی، فرمانده شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران، در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور، اظهارات تازه او درباره صدور نفت منطقه و اسرائیل را "بیانات بسیار ارزشمند" دانست و از او "قدردانی" کرد. خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی،‌ ایرنا، می‌ گوید که آقای سلیمانی در این نامه ضمن قدردانی از رئیس جمهور نوشت: "این همان دکتر روحانی است که ما شناخت داشتیم و داریم و می‌ بایست باشد." او نوشت: "آن چه از فرمایشات حضرتعالی در رسانه‌ها منعکس شد مبنی بر این که اگر نفت جمهوری اسلامی ایران صادر نشود، تضمینی برای صدور نفت کل منطقه نمی‌ باشد و بیانات بسیار ارزشمندی که در موضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به رژیم صهیونیستی فرمودید، مایه مباهات و افتخار است." فرمانده سپاه قدس در این نامه به اظهار نظر تازه آقای روحانی درباره تهدید دولت آمریکا به متوقف کردن صادرات نفت به جمهوری اسلامی ارجاع داده است. رئیس‌ جمهوری ایران در دیدار با گروهی از ایرانیان مقیم سوئیس با اشاره به سخنان مقام‌های آمریکایی در مورد تلاش برای قطع صادرات نفت ایران هشدار داد که "اگر توانستید، این کار را بکنید تا نتیجه‌ اش را ببینید." آقای روحانی در سوئیس گفت: "آمریکایی‌ ها مدعی شده‌اند که می‌ خواهند به طور کامل جلوی صادرات نفت ایران را بگیرند. آن ها معنی این حرف را نمی‌فهمند، چرا که این اصلاً معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود." قاسم سلیمانی در واکنشش به این اظهارات در پایان نامه نوشت: "دست شما را برای ایراد این سخنان به موقع، حکیمانه و صحیح می‌ بوسم و برای هر سیاستی که مصلحت نظام اسلامی باشد در خدمت هستیم."» از آنجایی که آمریکا از همه جا رانده شده و سیاست هایش مطابق میلش درخصوص ایران پیش نرفته است؛ اکنون دست بر روی نفت ایران گذاشته و قصد دارد با جلوگیری از صادرات نفت ایران، وضعیت و شرایط سختی را برایمان فراهم آورد؛ واکنش سردار سلیمانی موجب رعب و وحشت کسانی شد که دست روی نفت ایران گذاشته اند و می خواهند برایش تصمیم گیری کنند، همچنین رئیس جمهور ایران با واکنش صریح خود در این خصوص مشتی بر دهان کسانی کوبید که به خود اجازه ی دخالت و اظهار نظر درمورد نفت و مسائل نفتی ایران دادند و این اتحاد در نظر و سیاست میان نهادها و طیف‌های مختلف مسئولین در کشورمان بیش از هر دوی این واکنش‌ها برای غرب و اربابان رادیو فردا ترسناک است. نکته جالب توجهی که شاد بیشتر باعث خشم غرب شده باشد، اثربخشی این نامه در ایجاد وحدت ملی و اتحاد میان اقشار مختلف مردم کشورمان است؛ اتحادی که در واکنش مردم به این موضوع در شبکه‌های اجتماعی به راحتی می‌توان مشاهده کرد. یکی از این کاربران اینگونه نوشته است: "از نامه سردار سلیمانی به رئیس جمهور رایحه خوش وحدت به مشام میرسد. دوستداران نظام و ایران خوشحال و دشمنان کشور را ناامید کرد." فرد دیگری این گونه واکنش نشان داد: "سردار سلیمانی به همه مدعیان نشان داد که برای سربازان این انقلاب جناح‌بندی سیاسی معنایی ندارد." کاربر دیگری نوشت: "حرف‌های روحانی، با قدردانی فرمانده سپاه قدس سردار سلیمانی، جنبه عملی پیدا کرد و حالا دنیا در مورد این تهدید جدی‌تر فکر خواهد کرد." بهانه‌ای برای تفرقه‌افکنی مذهبی در ایران اما یکی دیگر از روش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای ایجاد تفرقه در کشورمان، بهره‌مندی از بهانه‌سازی‌هایی است که برخی چهره‌های سیاسی خواسته یا ناخواسته برای غرب فراهم می‌آورند. یکی از این افراد، محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی است که هر چند وقت یکبار با اظهارنظری نسنجیده و حاشیه‌ساز به این بهانه‌سازی دست می‌زند. در این هفته نیز رادیو فردا با انتشار گزارشی به بخشی از اظهارات این نماینده مجلس پرداخته و نوشته است: «محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، به همراه ۲۰ نفر از نمایندگان در تذکری به وزرای اطلاعات و کشور خواستار رفع محدودیت در سفرهای مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، شدند. به گزارش خبرگزاری ایلنا، این نمایندگان در تذکری کتبی این پرسش را عنوان کردند که "در شرایطی که کشور در برابر تهدیدات بیگانگان نیاز به تقویت و همبستگی ملی دارد علت ایجاد محدودیت در تردد و مسافرت‌های آقای مولوی عبدالحمید چیست؟" در این تذکر که محمود صادقی رونوشت آن را در توئیتر خود قرار داده این تصمیم مراجع امنیتی "بسیار عجیب و تأسف‌برانگیز" توصیف شده و تأکید شده است که "حق تردد و جابه‌جایی از محلی به محلی دیگر از حقوق اساسی و بدیهی هر فرد است." این ۲۱ نماینده تأکید کرده‌اند که "به موجب اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل نوزدهم، مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند." این محدودیت‌ ها به مولوی عبدالحمید محدود نیست و حسن امینی، مدیر مدرسه علوم دینی امام بخاری در سنندج، نیز چندی پیش با اعلام اینکه وضعیت اهل سنت در دولت حسن روحانی "بدتر شده"، خبر داده بود که روحانیون اهل سنت اجازه سفر به شهر های سنی‌ نشین را ندارند و وزارت اطلاعات مانع از سفر او به زاهدان شده است. آقای امینی هم چنین گفته بود که سال ۸۸ پس از سخنرانی در مراسم فارغ‌التحصیلی طلاب دارالعلوم مسجد مکی زاهدان به مدت ۱۰ روز بازداشت شده و از آن سال به بعد از سفرش به زاهدان ممانعت شده است.» رادیو فردا که از تفرقه انگیز ترین رسانه هایی است که با فعالیت های خود موجب تفرقه بین شیعه و سنی می شود اکنون با پیشبرد برنامه های دیگری قصد ادامه دادن به این حربه را دارد، علاوه بر آن این رسانه با انتشار مطالب بی اساس و بدون منبع از محدودیت هایی برای مولوی عبد الحمید سخن به میان می آورد که توسط شیعه بنا نهاده شده اما لازم به ذکر است که این اطلاعات از هیچ صحت و سقمی برخوردار نیست.واهد داشت. انتشار گزارش‌های این چنینی بدون هیچ گونه سند و مدرک و سوار شدن بر موج شایعات و حاشیه‌ها، یکی از ویژگی‌های رسانه‌های به اصطلاح زرد است که رادیو فردا نیز علاقه زیادی به قرار گرفتن در چنین جایگاهی دارد.   کافی است تا اندک حرفی از دهان یک نفر در ایران بیرون بیاید تا رادیوی دولتی آمریکا شروه به پر و بال دادن به آن کرده و بی توجه به واقعیت و عدم وجود هیچ سندی برای اثبات ادعاهایش، موجی از فضاسازی را به سمت مخاطبینش روانه سازد و چه بهتر که موضوع به یکی از اهالی سنت مربوط باشد که در این زمان اوج خوش‌شانسی این رسانه‌نما برای هجوم رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی را شاهد خواهیم بود. هرچند در نهایت ملت ایران واقعیت‌ها را از نزدیک درک می‌کنند و طبیعتا گزارش‌های بی‌اساس یک رسانه وابسته که در هزاران کیلومتر آن سوی مرزها مستقر است نمی‌تواند نگاه آن‌ها به واقعیت‌های ملموس اطرافشان را تغییر دهد. دیده‌بانی که نمی‌بیند! یکی دیگر از روش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای ایجاد فضاسازی ضد ایرانی، بهره‌برداری از گزارش‌های جهت‌دار نهادهای بین‌المللی به ویژه در حوزه حقوق بشر است؛ گزارش‌هایی که به واقع نشان‌دهنده وابستگی بیش از اندازه این نهادهای در ظاهر مستقل به برخی دولت‌های غربی از جمله ایالات متحده آمریکاست. یکی از این نهادها، «دیده‌بان حقوق بشر» است که در ظاهر باید با دیدی باز تمام جهان را از حیث توجه به حقوق انسان‌ها زیر نظر داشته و به هرگونه عملکردی که نقض این حقوق باشد واکنش نشان دهد؛ اما در واقعیت به دیده‌بانی تبدیل شده است که هرگز نمی‌بیند. رادیو فردا که همواره از واکنش‌های ضد ایرانی این نهاد بین‌المللی در جهت اثبات ادعاهایش بهره برده است، در این هفته نیز با انتشار گزارشی نوشته است: «دیده‌بان حقوق بشر روز چهارشنبه با اشاره به کارزار "دختران خیابان انقلاب" و اعتراض‌ها به حجاب اجباری از برخورد جمهوری اسلامی با معترضان انتقاد کرده است.» اگر وضع قانون حجاب در ایران باید محترم شمرده شود و ناقضان آن باید محاکمه شوند نقض بی حجابی در اروپا و آمریکا هم جرم است و باید با آن برخورد شود البته اگر قانون مدونی درمورد بی حجابی در کشورهای مذکور موجود باشد که بعید است. اگر دختران خیابان انقلاب در بی حجابی باید آزاد باشند پس دختران محجبه در اروپا هم باید نسبت به داشتن حجاب آزاد باشند حال این که این گونه نیست. رادیوفردا و سازمان های پیگیر حقوق بشر و آزادی چرا در مورد محروم کردن دختران محجبه در اروپا و آمریکا از تحصیل و امتیازات اجتماعی لال هستند و منادی آزادی برای این دختران نیستند؟ چرا ایرانی بودن مسایل این همه برای مجامع بین المللی مهم است و سریع به اظهار نظر وهن آمیز در مورد برخوردهای حکومتی درایران پرداخته می شود؟ رویکرد دوگانه رادیوفردا در نقل اخبار در موضوعات واحد فقط با در نظرگرفتن جغرافیای مسئله چگونه قابل توجیه خواهد بود؟ اینها سوالاتی است که هویت سازمان های بی هویت بین المللی و تریبون های آنان نظیر رادیوفردا را فاش خواهد کرد؛ اما همانطور که در بالا به آن اشاره شد، واقعیت فراتر از ایران و نگاه ضد ایرانی این گونه نهادهای بین‌المللی است؛ موضوع اصلی و ریشه‌ای وابستگی نهادهایی است که باید ماهیاتا مستقل باشند. عدم استقلال این گونه نهادها باعث شده است که نه تنها هیچ حرکت اثربخشی در جهت حفاظت و دفاع از حقوق انسان‌ها نداشته باشند، بلکه خود در جهت تضعیف و نابودی حقوق بشر گام بردارند. ایران زیر زره‌بین آن‌ها قرار می‌گیرد و آن‌هم ذره‌بینی که از کثیفی‌های سیاسی امکان دیدن ندارد و به همین دلیل مدام ادعاهای برخی دولت‌های غربی از جمله کاخ سفید توسط آن‌ها تکرار می‌شود و در طرف دیگر با سکوتشان در برابر جنایاتی مانند آن چه در یمن رخ می‌دهد، فرصت برای قتل‌عام بیشتر مردم و نابودی انسانیت برای دوستانشان فراهم می‌گردد. این نگاه متناقض و دوگانه عامل اصلی نقض حقوق بشر در جهان است. آلرژی جهانی به ترامپ! دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا از زمان حضور در رقابت‌های انتخاباتی تا همین امروز همواره به شکلی خاص خبرساز بوده و حاشیه‌هایش تمامی ندارد. این حاشیه‌ها به قدری زیاد بوده است که واکنش‌ها به آن در ابتدا ایالت‌های مختلف آمریکا را فرا گرفته و در مدتی کوتاه از مزرهای این کشور نیز عبور کرده و جهانی شده است؛ نفرت عمیق مردمی در سراسر جهان از رئیس جمهور آمریکا کاملا آشکار و غیر قابل انکار است و خبرهای آن را می‌توان هر روز در خبرگزاری‌های مختلف مشاهده کرد. اما در این بین، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همواره در تلاش بوده است تا به شکلی وارونه چهره دونالد ترامپ را به نمایش گذاشته و در توجیه اقدامات و اظهارات وی گام بردارد اما باز هم ناکام بوده و در مقابل موج نفرت عمومی از این مقام آمریکایی عقب نشینی کرده است. در این هفته شاهد چندین گزارش با موضوعاتی این چنینی بوده‌ایم که در ادامه بخشی از آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم: ترامپ‌ستیزی در آمریکا! یکی از مواردی که در بالا به آن اشاره شد، اعتراضاتی است که در داخل آمریکا به دونالد ترامپ و سیاست‌هایش وجود داشته و هر روز تقویت می‌شود. رادیو فردا در گزارشی به این موضوع اشاره‌ای کوتاه داشته و نوشته است: « ده‌ها هزار تن در اعتراض به سیاست‌ های مهاجرتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سرتاسر این کشور دست به تظاهرات زدند. این سیاست‌ ها در چند وقت اخیر منجر به جدا شدن کودکان از والدین خود در مرز مکزیک شده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، در واشینگتن، تظاهرکنندگان مقابل کاخ سفید جمع شدند و با در دست داشتن پلاکارد و سر دادن شعار خواهان تغییر سیاست سختگیرانه مهاجرتی دولت شدند. معترضان از جمله خواهان بازگردانده شدن کودکانی که دولت آن‌ها را در مرز مکزیک از خانواده‌ هایشان جدا کرده است، به یکدیگر شده‌اند. مخالفان سیاست‌ های مهاجرتی ترامپ همچنین خواستار برچیده شدن اداره پلیس مهاجرت و گمرک آمریکا معروف به "آیس" هستند. سازمان‌دهندگان تظاهرات واشینگتن تخمین می‌ زنند که حدود ۳۰ هزار نفر در تظاهرات مرکز واشینگتن شرکت کرده‌اند. پائولا فلورِس مارکز ۲۷ ساله، از تظاهرکنندگان حاضر در واشینگتن به رویترز گفته است که تصمیمات مهاجرتی ترامپ "خلاف تمام آن‌چیز هایی است که ما در این کشور حامی آن هستیم." این تظاهرات در حالی در واشینگتن برپا شد که آقای ترامپ روز شنبه در پایتخت نبود. آقای ترامپ با این حال روز شنبه چندین توئیت در حمایت از قوانین مهاجرتی‌ اش منتشر کرد. وی در یک توئیت نوشت: "وقتی افرادی به صورت غیرقانونی وارد کشورمان می‌ شوند، ما باید بدون این‌ که سال‌ها خودمان را درگیر اقدامات قانونی کنیم، آن‌ها را برگردانیم. قوانین [مهاجرتی] ما، احمقانه‌ترین قوانین دنیا هستند. جمهوری‌ خواهان، خواهان مرز‌های مستحکم و نبود جرم و جنایت هستند. دموکرات‌ ها مرز‌های باز می‌ خواهند و با جرم و جنایت با ضعف برخورد می‌ کنند.» در یکی از موارد بارز این اعتراضات، تنها چند روز پیش چندین هزار نفر در نیویورک با تجمع در خیابان‌ها به سیاست‌های کاخ سفید و شخص دونالد نرامپ به ویژه در خصوص مهاجرین اعتراض کردند. معترضین سیاست های دولت ترامپ را در برخورد با خانواده‌های مهاجران غیرقانونی در مرز با مکزیک نژادپرستانه و تبعیض آمیز خواندند. پس از اجرای سیاست «تحمل صفر» ضد مهاجران غیرقانونی دونالد ترامپ، بیش از 2000 کودک و نوزاد در دو ماه گذشته از خانواده ها جدا افتاده و در مکان های نامشخص در بازداشت به سر می‌برند که این موضوع یکی از نگرانی‌های بزرگ مردم معترض است. معترضان می گویند سرنوشت 2342 کودکی که تنها در فاصله 5 مه تا 9 ژوئن از والدین شان جدا شدند مشخص نیست و شاید هرگز به آغوش خانواده هاشان بازنگردند زیرا هرج و مرج در دستگاه تامین امنیت مرزی و دستگاه قضایی آمریکا موج می زند. جالب است بدانید که نه تنها این واقعیت‌های تلخ با واکنش مناسب کاخ سفید و نهادهای به ظاهر مدافع حقوق بشر مواجه نمی‌شود، بلکه گزارش‌های رسیده نشان دهنده این واقعیت هستند که در جریان تظاهرات اعتراض آمیز و تحصن معترضان روبروی ساختمان مجلس سنا در واشنگتن چندین تن از معترضان بازداشت شدند. انگلیسی که دیگر دوست ترامپ نیست! اما موضوع بعدی به عمق اعتراضات و نفرت مردمی از ترامپ در خارج از مرزهای آمریکا اختصاص دارد؛ جایی که مردم یکی از قدیمی‌ترین دوستان اروپایی ایالات متحده یعنی انگلیس در اعتراض به رئیس جمهور آمریکا به خیابان‌ها ریخته‌اند. جالب اینجاست که رادیو فردا در گزارشی با بهانه سفر دونالد ترامپ به لندن، بدون کوچکترین اشاره‌ای به این اعتراضات، نوشته است: «دونالد ترامپ در یک کنفرانس خبری در حاشیه اجلاس سران ناتو در بروکسل، به انتقاد از دولت بریتانیا پرداخت و گفت:من به کانون تنش می‌روم...با استعفاهای زیاد.» اما گذشته از این که نوع سخنان رئیس جمهور آمریکا، مصداق بارزی از دخالت ترامپ در امور داخلی انگلیس است، می‌توان آن را نشانه‌ای واضح برای به حق بودن اعتراضات گسترده انگلیسیان علیه ترامپ و حضورش در لندن دانست و همانطور که گفته شد این اعتراضات شدید وقتی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند که می‌دانیم انگلیس و آمریکا از دیرباز همواره متحد و دوست هم شناخته شده‌اند. خبرگزاری الکوثر در توصیف این اعتراضات گسترده نوشته است: معترضان در شعارهای خود تأکید داشتند که خواهان رابطه ویژه با آمریکا نیستند و فریاد می‌زدند "ترزا می دست ترامپ را رها کن"، "انگلیس را تحقیر نکن." در این تجمع اعتراضی که شمار زیادی از فعالان حقوق بشری، ضد جنگ، رهبران صنفی و اتحادیه‌های کارگری حضور داشتند، سیاست‌های کاخ سفید عامل ترویج خشونت و درگیری و ترامپ نماد تنفر، فقر و ورشکستی خوانده شد. شرکت‌کنندگان همچنین شعارنوشته و پارچه نوشته‌هایی را در دست داشتند که روی آن عبارت‌هایی همچون "اینجا کاروان مقاومت است"، "از ترامپ در انگلیس و هیچ کجای دیگر استقبال نمی‌شود"، "ترامپ یک خبر دروغ است" و "ترامپ یک کابوس است" نوشته‌شده بود. شماری از افراد حاضر در این تجمع، پرچم فلسطین را در اعتراض به تصمیم ترامپ برای انتقال سفارتخانه آمریکا از تل‌آویو به شهر قدس در فلسطین اشغالی، به اهتزاز درآوردند. این تجمع اعتراضی در میان تدابیر شدید امنیتی و حضور بالگردهای پلیس که به‌طور مستمر بر فراز میدان ترافلگار چرخ می‌زد برگزار شد. معترضین از صبح روزجمعه در میدان پارلمان انگلیس تجمع کرده و بالون تمسخرآمیز ترامپ که به شکل نوزادی خشمگین از چهره وی طراحی‌شده بود را بر فراز ساختمان پارلمان به پرواز درآوردند. هم‌زمان هزاران تن از زنان مخالف ترامپ در خیابان‌های مرکزی لندن تظاهرات کرده و علیه اهانت‌های او شعارهایی را سردادند. جرمی کوربین رهبر حزب کارگر انگلیس در مواجهه با این اعتراضات و در خصوص دلیل آن تأکید کرد: "ترزا می درزمانی ترامپ را به کشورمان دعوت کرد که سیاست‌های خطرناک و غیرانسانی وی، جان و سلامت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند." آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و چهارمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از تیر ماه 1397 (16 الی 23 تیر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 29 Jul 2018 09:36:01 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27555/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 203) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27470/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از تیرماه 1397 را می‌توان هفته حمایت ابزارهای رسانه‌ای دولت‌های غربی از تروریسم و وارونگی اخبار مربوط به حقوق بشر دانست؛ جایی که رادیو فردا نیز به عنوان رسانه‌ای صهیونیستی – آمریکایی در این مسیر سنگ تمام گذاشته و تعداد قابل توجهی از گزارش‌ها و اخبار خود را به موضوعاتی در همین راستا اختصاص داده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از تیر ماه سال 1397 (08 الی 16 تیر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش رادیو فردا برای توجیه بزرگترین جنایت آمریکا علیه بشریت، واکنش‌ها به دروغ‌ها و حواشی نشست سالانه منافقین در پاریس، دفاع دوباره از عضو گروه تروریستی کومله، تلاش برای پنهان کردن نقش آمریکا در حملات شیمیایی علیه مردم سوریه، تبلیغ برای حرکت ضد ایرانی کانادا، اعلام رضایت از انتخاب گزارشگر جدید حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. تحریف تاریخ برای پوشاندن چهره جانی آمریکا یکی از مهمترین و تلخ‌ترین وقایع تاریخ ایران با جنایتی بزرگ گره خورده است که سی سال پیش، آمریکا علیه مردممان انجام داد؛ جنایتی که بشریت را زیر سؤال برد و هنوز بعد از سه دهه داغش بر دل مردم ایران تازه است و اگر کسی باشد که از آن تحت تأثیر قرار نگیرد، قطعاً از بشریت بویی نبرده است. رادیو فردا در این هفته به این موضوع واکنش عجیبی نشان داده و تلاش کرده است تا به شکلی این جنایت را توجیه و کم‌رنگ نمایدو این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود به این مناسبت نوشته است: «به مناسبت سی‌امین سالگرد سرنگون شدن یک هواپیمای مسافربری ایران توسط نیروی دریایی آمریکا روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه مراسمی برگزار شد و خانواده‌های قربانیان، نقطه سقوط این هواپیما در آب‌های خلیج فارس را با هلیکوپتر و قایق گلباران کردند. بر اثر سقوط این هواپیما ۲۹۰ نفر کشته شدند. سرنگون شدن پرواز ۶۵۵ ایران ایر در روز سوم ژوئیه ۱۹۸۸ (۱۲ تیر ۱۳۶۷) توسط نیروی دریایی آمریکا یکی از مواردی است که حکومت ایران همواره از آن به عنوان دلیلی بر بی‌اعتمادی به آمریکا یاد می‌کند و این حادثه را مثل حمایت از کودتای نظامی علیه دولت منتخب محمد مصدق و حمایت از رژیم شاه تا زمان انقلاب بهمن ۵۷ نشانه دشمنی آمریکا با ایران می‌داند. امروزه نیز که ایران با فشارهای آمریکا پس از خروج واشینگتن از برجام روبرو است مقامات ایرانی با یادآوری حادثه سرنگونی هواپیما یک‌بار دیگر تاکید کردند که نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد. شلیک به این هواپیمای مسافربری ایران پس از یک روز درگیری بین نیروی دریایی آمریکا و ایران در خلیج فارس و همزمان با جنگ ایران و عراق روی داد. این نبرد پس از آن آغاز شد که یک ناو آمریکایی به نام "یو اس اس ساموئل بی رابرتسون" با یک مین برخورد کرد. آمریکا که در آن زمان می‌کوشید مسیرهای دریایی انتقال نفت از کویت را باز نگه دارد ایران را به مین‌گذاری متهم کرد. نیروی دریایی آمریکا به گشت‌زنی در مسیرهای کشتیرانی ادامه داد و سپاه پاسداران نیز با قایق‌های خود شناورهایی را که در منطقه تردد می‌کردند تهدید می‌کرد. امروزه نیز از همین تاکتیک‌ها در تنگه هرمز استفاده می‌شود که محل عبور یک سوم از نفتی است که در مسیرهای دریایی جهان منتقل می‌شود. ناو آمریکایی با وجود برخورداری از پیشرفته‌ترین تجهیزات در آن زمان هواپیمای مسافربری را با یک جنگنده اف- ۱۴ ایرانی اشتباه گرفت. نیروی دریایی آمریکا می‌گوید قبل از شلیک دو موشک به سوی هواپیما، ۱۱ هشدار از طریق فرکانس‌های رادیویی مختلف ارسال کرده است. هواپیمای مسافربری ایرانی سقوط کرد و تمام سرنشینان آن کشته شدند. جعبه سیاه این هواپیما هیچ‌گاه پیدا نشد.» پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر از تهران به مقصد دبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳ ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی) پس از توقف بین راهی در بندر عباس به سمت مقصد خود به پرواز درآمده بود که در آسمان خلیج فارس، تنها پس از چند دقیقه، ناو یو اس اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا، بوسیلهٔ دو موشک هدایت شونده آن را مورد اصابت قرار داده و تمامی دویست و نود سرنشین آن، از جمله شصت و شش کودک و پنجاه و دو زن را قتل عام نمودند. وقوع این جنایت به قدری تأسف برانگیز و غم انگیز بوده است که امروز پس از گذشت بیش از بیست و هفت سال نیز دل‌های تک تک ایرانیان در سراسر جهان با بازخوانی و یادآوری‌اش اندوهگین می‌شود. اما آن چیزی که بر این غم مردم ایران افزوده و بیش از پیش عمق شیطان صفتی آمریکایی‌ها را نشان می‌دهد، واکنشان ها پس از وقوع این جنایت است؛ جایی که در ابتدا رسماً مدعی شدند که این واقعه تنها یک اشتباه محاسباتی بوده است و آن‌ها هواپیمای ایرباس آ-۳۰۰ را با جنگندهٔ اف ۱۴ اشتباه گرفته بوده‌اند؛ در حالی که با توجه به شواهد موجود، این ادعا تنها یک لطیفهٔ خنده دار بوده و حتی برخی رسانه‌های داخلی آمریکا نیز نتوانستند آن را بپذیرند؛ قابل توجه است که ایرباس ایرانی بیش از سه برابر بزرگتر از جنگندهٔ اف ۱۴ بوده و حتی با چشم غیر مسلح نیز می‌توان آن را شناسایی نمود. بعلاوه، ناخدا ویل راجرز، فرمانده ناو وینسنس، قبل از این جنایت، در مصاحبه‌ای از امکانات و توانایی‌های بالای این ناو خبر داده و به دقت عمل بایش اذعان نموده است. بدتر از این وقتی است که با وجود ادعای اشتباه (که کاملاً دروغی شاخ دار بوده و عمدی بودن این جنایت قابل اثبات است)، باز هم دولت مردان و سیاسیون آمریکایی از تمامی خدمهٔ این ناو قدردانی ویژه به عمل آورده‌اند. تمام سربازان ناو جنگی وینسنس پس از این حادثه، به‌خاطر تکمیل سفر خود به یک منطقهٔ جنگی مدال مبارزه دریافت کردند. مدال نیروی دریایی آمریکا اغلب به کارهای قهرمانی و یا خدمات شایسته و به کسانی که می‌توانستند با "سرعت و دقت آتش بگشایند" داده می‌شود. همچنین در سال ۱۹۹۰، جورج هربرت واکر بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا با دستان خود مدال لژیون لیاقت را به ویل راجرز، فرمانده ارشد ناو وینسنس، به‌خاطر "رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته بین تاریخ آوریل ۱۹۸۷ تا مه ۱۹۸۹ به عنوان افسر فرماندهٔ این ناو" اهدا نموده است؛ در حالی که در مراسم تجلیل از وی هیچ اشاره‌ای به سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایرانی نشده است؛ جالب است بدانید که مدال لژیون لیاقت به افسران عالی رتبه‌ای تعلق می‌گیرد که مأموریت‌هایی دشوار و خاص را با موفقیت پشت سر بگذارند. با این وجود آیا می‌توان به ادعاهای حقوق بشری آمریکا اعتماد نمود؟! آیا می‌توان به گزارشات رسانه نمایی استناد کرد که همزمان با طرح ادعاهایی حقوق بشری واهی علیه جمهوری اسلامی ایران و ادعای این که دلسوز مردم کشورمان است، هیچ واکنشی به این غم بزرگ و تاریخی ملت ایران از خود نشان نداده است؟! نشست توریست‌ها برای تروریست‌ها! این هفته چنان که در بالا به آن اشاره شد، هفته‌ای ویژه برای حمایت‌های رادیو فردا از تروریسم بود؛ در همین رابطه موضوع دیگری که مورد توجه این رسانه قرار داشت، نشست سالانه سازمان تروریستی منافقین یا همان مجاهدین خلق در پاریس بود. رادیو فردا به طوری ویژه با انتشار گزارشی اخبار این نشست را بازتاب داده و تلاش کرد تا با نگاه یک سویه خود به این موضوع، آن را موفقیتی بزرگ در مسیر دشمنی با نظام جمهوری اسلامی نشان دهد. در بخش‌هایی از این گزارش نوشته شده است: «در همایشی که "شورای ملی مقاومت" و نهاد مرتبط با آن "سازمان مجاهدین خلق ایران" روز شنبه نهم تیرماه در پاریس برگزار کردند، مریم رجوی، رهبر این سازمان، و شماری از سیاستمداران و مقام‌های پیشین آمریکا، اروپا و چند کشور منطقه سخنرانی کردند. رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و از مشاوران حقوقی دونالد ترامپ، بیل ریچاردسون، نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل، و همچنین نخست وزیر سابق کانادا و وزیران خارجه پیشین فرانسه و ایتالیا از جمله شرکت‌کنندگان در این همایش سالانه بودند. از جمله مواردی که در گفته‌های سخنرانان این همایش مطرح شد می‌توان به اوضاع سیاسی و اقتصادی فعلی در ایران، پیامدهای خروج آمریکا از برجام و نقش اروپا در رابطه با ایران اشاره کرد اما محور اصلی این همایش اعتراض‌های گسترده در ایران بود که شرکت‌کنندگان آن را "نشانه سقوط جمهوری اسلامی در آینده نزدیک" دانستند. در روزهای اخیر، اعتصاب و تجمعاتی در تهران و چند شهر دیگر برگزار شد که هرچند در اعتراض به گرانی و نابسامانی بازار ارز بود اما مطالباتی سیاسی و اعتراض به سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه نیز در آنها مطرح شد. شاهین قبادی، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، به رادیو فردا گفت که سخنرانان نشست روز شنبه در پاریس بر "اقدام قاطع در برابر حکومت جمهوری اسلامی" تأکید کردند. سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از بدیل‌های مهم در مقابل رهبران جمهوری اسلامی مطرح می‌شود و اکثر اعضا و هواداران این سازمان، در پی تخلیه قرارگاه اشرف و سپس کمپ آزادی در عراق، فعالیت‌های خود را در آلبانی و چند کشور اروپایی دیگر ادامه می‌دهند.» اما افشاگری یک رسانه مطرح غربی علیه واقعیت‌های این نشست به قدری جالب و قابل توجه بوده است که رادیو فردا با هزاران گزارش تبلیغی این چنینی هم نمی‌تواند آن را پنهان کرده و اثراتش را کاهش دهد. روزنامه "گاردین" تنها یک روز پس از برگزاری این نشست ضد ایرانی در پاریس با انتشار گزارشی ویژه بخشی از واقعیت‌ها را بیان کرد؛ جایی که با اشاره به میهمانان و سخنرانان این مراسم، آمده است: "هنوز مشخص نیست که سخنرانان این تجمع مبلغی را برای سخنان خود دریافت کرده‌اند یا خیر، اما این گروهک به پرداخت مبالغ بالا به سخنرانان شهره است." اما افشاگری اصلی گاردین به حاضرین این نشست اختصاص دارد؛ جایی که تأکید می‌کند: "در این نشست حدود 4000 نفر شرکت داشتند که بسیاری از آن‌ها پناهجویان و جوانان اهل اروپای شرقی بودند که در ازای سفر آخر هفته به پاریس، با اتوبوس به این نشست منتقل شده بودند. حدود 4 هزار نفر که نیمی از آن‌ها از اهالی کشورهای لهستان، چک، اسلوواکی، آلمان یا سوریه بودند، با اتوبوس به پاریس منتقل شدند. برخی از این افراد از طریق یک فراخوان فیس‌بوکی که وعده سفر به پاریس به همراه غذا و محل اقامت را تنها به ازای 25 یورو داده بود، به اینجا آمده‌اند. صدها پناهجوی سوریه‌ای که در آلمان به سر می‌برند هم با این وعده‌ها به پاریس آمدند و بسیاری از آن‌ها در طول سخنرانی‌ها زیر درختان چرت می‌زدند." یکی از این پناهجویان سوری در گفتگو با گاردین در پاسخ به سوالی در خصوص دلیل حضورش در این نشست، گفته است: " ما این پیشنهاد را در فیسبوک دیدیم و موافقت کردیم برای تعطیلات بیاییم. من هرگز به پاریس نیامده بودم. چیزی درباره مجاهدین خلق نمی‌دانم." این روزنامه انگلیسی به نفرت عمیق ملت ایران از این سازمان تروریستی نیز اشاره کرده و تأکید می‌کند: "اکثر ناظران سیاست‌های ایران می‌گویند که این گروه در داخل ایران از حمایت حداقلی برخوردار است و به دلیل توسط به خشونت و ارتباط نزدیک با سرویس اطلاعاتی اسرائیل، به شدت مورد تنفر هستند." طرحی در واکنش به افشاگری بزرگ گاردین همانطور که در بالا به آن اشاره شد، نشست امسال منافقین در پاریس با حواشی و رسوایی‌های بسیاری همراه بود و همین امر باعث شد تا آمریکا با متحدان غربی خود و البته با استفاده از رسانه‌های ابزاری مانند رادیو فردا وارد عمل شود تا شاید بتواند با ایجاد یک موج رسانه‌ای آبروی رفته دوستان تروریست خود را حفظ کند. رادیوی دولتی آمریکا در گزارش خود با طرح اتهاماتی مبنی بر تلاش دیپلمات ایرانی برای بمب‌گذاری در نشست سالانه منافقین، نوشته است: «همزمان با اعلام خبر بازداشت یک زوج ایرانی‌تبار به ظن "طراحی حمله" به همایش شورای ملی مقاومت در حومه پاریس، دادستانی فدرال بلژیک در بیانیه‌ای اعلام کرد که یک دیپلمات ایرانی نیز در آلمان به اتهام ارتباط با آنها دستگیر شده است. به نوشته بیانیه دادستانی فدرال بلژیک که به دست رادیو فردا رسیده است، این دیپلمات در سفارت ایران در اتریش کار می‌کند. در همین حال، به گزارش خبرگزاری فرانسه، دولت اتریش روز سه‌شنبه با احضار سفیر ایران در وین، رسماً از تهران خواست تا مصونیت دیپلماتیک این دیپلمات را لغو کند. ساعتی پیش از اعلام خبر دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان، دادستانی بلژیک گفته بود که دو ایرانی‌تبار به ظن طرح‌ریزی برای حمله به همایش شورای ملی مقاومت در پاریس بازداشت شده‌اند. این همایش روز نهم تیر در حومه پاریس برگزار شد. بر اساس این گزارش، هر دو مظنون روز شنبه به دست مأموران پلیس بلژیک بازداشت شده‌اند و از آنان ۵۰۰ گرم ماده منفجره دست‌ساز کشف شده است. همچنین یک دستگاه انفجاری در خودوری این دو مظنون پیدا شده است.» رادیو فردا و اربابانش در یک سناریوی مشخص در تلاش هستند تا با یک سناریوی خنده‌دار، واقعیت را وارونه کنند و بجای تروریست‌هایی که خود سال‌های هزاران نفر را ترور کرده‌اند، جمهوری اسلامی را متهم به این کار کند. بررسی سابقه مجاهدین خلق به خوبی نشان دهنده واقعیت تلخی است که رادیو فردا و هیچ نهاد و رسانه و دولتی نمی‌تواند آن را تغییر داده و اذ ذهن ایرانیان پاک کند. جمعیت شهدای ترور در ایران به عددی بیش از شانزده هزار نفر می‌رسد و جالب اینجاست که از این تعداد، بیش از دوازده هزار نفر قربانی عملیات‌های تروریستی سازمان مجاهدین خلق شده‌اند. آمار وقتی جالب‌تر شده و بیشتر به جنایتکار بودن این سازمان پی می‌بریم که بدانیم از دوازده هزار نفری که قربانی ترور منافقین در کشورمان هستند، تنها حداکثر 200 نفر را مسئولان و شخصیت‌ها شامل می‌شوند و مابقی همگی از اقشار مختلف مردم بوده‌اند که بی‌دلیل و بی‌گناه قربانی شدند. تنها در یک نمونه از این جنایات هولناک و غیر قابل بخشش، در ایام جنگ تحمیلی، با هدف ایجاد رعب و وحشت و همچنین ایجاد اختلال در سیستم مخابرات کشورمان، یک کامیون حامل ۴۰۰ کیلوگرم TNT را در میدان امام (ره) تهران در مقابل مخابرات منفجر کردند که در اثر این انفجار حفره عظیمی ایجاد شد و بیش از ۴۰۰ نفر از مردم عادی که در این محل عبور و مرور می‌کردند، به شهادت رسیدند. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به این ادعاها در توئیتر خود نوشته است: «چه همزمانی جالبی! همزمان با شروع سفر رئیس‌جمهور به اروپا، یک عملیات ایرانی، افشا و عوامل آن دستگیر می‌شوند. ایران هرگونه خشونت و ترور را در هر مکانی محکوم می‌کند و آماده همکاری با همه مقامات ذی‌ربط برای کشف آنچه تنها یک عملیات پلید برای دادن نشانی غلط است، می‌باشد.» در همین راستا بسیاری از کارشناسان معتقدند که بخشی از این فضاسازی با هدف پوشاندن حاشیه‌های بسیاری است که گردهم‌آیی اخیر منافقین در پاریس به همراه داشته است. تروریستی که حقوقش نقض می‌شود! یکی دیگر از نشانه‌های حمایت رادیو فردا از تروریست‌های ضد ایرانی را می‌توان در دلسوزی‌هایش برای "رامین حسین‌پناهی"، اختصاص دارد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این هفته بار دیگر با انتشار گزارشی به وضعیت این تروریست زندانی در کشورمان پرداخته و در حمایت از وی نوشته است: «برادر رامین حسین‌پناهی از ضرب و شتم این فعال کرد محکوم به اعدام در زندان مرکزی سنندج خبر داده و گفته است که مسئولان زندان به برادرش گفته‌اند یا اعدام می‌شود یا در زندان به قتل می‌رسد. امجد حسین‌پناهی روز پنجشنبه، ۱۴ تیرماه، با انتشار مطلبی از وبسایت "کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی" در صفحه توئیتر شخصی خود، از ضرب و شتم رامین حسین‌پناهی در زندان خبر داد و نقل قول کرد که برادرش به بند مجرمان مربوط به جرائم قتل و مواد مخدر منتقل شده است و مسئولان زندان به وی گفته‌اند "از این بند خارج نخواهی شد و همین جا اعدام می‌شوی یا توسط این زندانیان به قتل خواهی رسید". در روزهای اخیر یکی از زندانیان زندان رجایی‌شهر در کرج، در داخل بند به قتل رسیده بود. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل همچنین ۲۸ خرداد ضمن درخواست برای توقف حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، از مقام‌های قضایی ایران خواسته‌اند که به‌طور کلی حکم اعدام وی را لغو کنند. این کارشناسان آن زمان اعلام کردند که در این پرونده "نقض‌های قانونی" چون "شکنجه"، ایزوله‌کردن و نیز خودداری از دسترسی به وکیل و مراقبت‌های پزشکی وجود دارد. به گفته آنها، حکم آقای پناهی فاقد "استانداردهای بین‌المللی" است که می‌گوید مجازات اعدام تنها باید به موارد قتل عمد محدود شود.» البته باید این سؤال را از نگارنده گزارش فوق جویا شد که آیا اگر تروریستی با سابقه مانند "رامین حسین‌پناهی" در کشوری دیگر هم به جز ایران فعالیت مخرب و ضد امنیتی داشته و بازداشت می‌شد، باز هم "استانداردهای بین‌المللی" به همین گونه که اکنون مطرح می‌شود، وجود خارجی پیدا می‌کرد؟! بارها شاهد این تصویر بوده‌ایم که پلیس آمریکا بدون توجه به جرم و واقعیت و ...، فردی را تنها به دلیل این برداشت و احساس نادرست که در جیبش سلاح حمل می‌کند در خیابان به گلوله می‌بندد، اما اکنون که پای یک تروریست حرفه‌ای در زندان ایران باز شده است، همه چی وارونه می‌شود؛ آیا اگر چنین فردی در خیابان‌های ایالات متحده به دام پلیس می‌افتاد، اصلاً پایش به زندان و دادگاه کشیده می‌شد؟! شاید بهترین توصیف از این مجرم زندانی در کشورمان را بتوان در گزارشی یافت که یک خبرگزاری کُرد منتشر کرده است: رامین حسین پناهی در سالهای 1385 و 1386 دوبار توسط مأمورین امنیتی ایران دستگیر می‌شود. سال 1393 برای آنکه بتواند عضو گروهک منحله کومله شود شروع به اقداماتی در داخل کشور می‌کند. در این سال از مرزهای ایران خارج می‌شود و به عضویت گروهک منحله کومله در می‌آید.   خارج از ایران در اردوگاه این گروهک شروع به آموزش نظامی می‌کند. ابتدای تیرماه 96 به همراه سه نفر دیگر از اعضای این گروهک و به دستور آنها تصمیم به ورود به خاک ایران و انجام عملیات و انفجار بمب در محل تجمع مردم در راهپیمایی روز قدس می‌گیرد. ظاهراً همانند عملیات‌های گذشته این گروهک منحله، هدف از این خرابکاری به جهت کشتن مردم و ناامن کردن منطقه در روز قدس بوده است. رامین حسین پناهی در اعترافات خود می‌گوید؛ «سران گروهک به ما گفتند هیچ اتفاقی برای شما نمی‌افتد و خودمان حمایتتان می‌کنیم». از طرف گروهک و برادر رامین حسین پناهیبه او و همراهانش اطمینان داده می‌شود که اتفاقی برایشان نخواهد افتاد تا آنها بتوانند اهداف خود را پیش ببرند. بامداد روز جمعه دوم تیرماه 1396 در مسیر حرکتشان در شهر سنندج به صورت اتفاقی با مأمورین انتظامی و امنیتی مواجه و اقدام به تیراندازی و درگیری مسلحانه با نیروهای انتظامی می‌نمایند. در این درگیری سه نفر همراه حسین‌پناهی کشته و رامین حسین‌پناهی هم به ضرب گلوله زخمی و دستگیر می‌شود. وارونگی واقعیت در رادیو فردا در راستای موضوعات پیشین، می‌توان اخبار مربوط به استفاده از سلاح شیمیایی در درگیری‌های سوریه را یکی از مورد توجه‌ترین خبری داست که در حوزه حقوق بشر و تروریسم توسط رسانه‌های مختلف بازتاب داده شده‌اند؛ اما این موضوع همانند سکه دو رو دارد. روی اول آن واقعیت‌هایی است که از نقش شوم غرب در این جنایات خبر می‌دهد و روی دیگر آن دروغ‌هایی است که غرب و رسانه‌هایش مدام بر آن تأکید دارند تا ایران و دولت سوریه را به چنین جنایتی متهم سازند. رادیو فردا در این هفته با پرداختن به سخنان مقامات نظامی کشورمان در خصوص نقش آمریکا در حملات شیمیایی سوریه، نوشته است: «یک فرمانده سپاه پاسداران روز یک‌شنبه، ۱۰ تیرماه، با اشاره به حضور یک "کشتی آمریکایی حامل مواد شیمیایی" در خلیج فارس، ایالات متحده را به "هدایت و طراحی" حملات شیمیایی در عراق و سوریه متهم کرد. هنوز هیچ مقام رسمی از آمریکا به این ادعا واکنش نشان نداده و منابع خبری مستقل خارج از ایران نیز تاکنون گزارشی در این زمینه منتشر نکرده‌اند. استفاده حکومت بشار اسد از سلاح‌های شیمیایی در طول جنگ داخلی این کشور در هفت سال گذشته همواره مسئله‌ای "نگران‌کننده" تلقی شده و تنها تحت فشار بین‌المللی بود که در سال ۲۰۱۳ سوریه تعهد داد تمامی سلاح‌های شیمیایی خود را کنار بگذارد. در مقابل مخالفان بشار اسد در سوریه که حکومت وی را به استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی علیه مخالفان خود متهم می‌کنند، وی و کشورهای هم‌پیمانش نظیر ایران و روسیه این اتهام را رد می‌کنند. سازمان منع سلاح‌های شیمیایی قرار است به‌زودی گزارش خود را دربارهٔ ادعای حمله با گاز سارین و کلر در فروردین امسال به شهر دوما سوریه ارائه کند. پزشکان و امدادگران با مقصر شناختن دولت بشار اسد در این حمله، می‌گویند ۴۰ تن کشته شدند.» هرچند مقامات نظامی کشورمان که رادیو فردا این گزارش را بر اساس اظهارات آن‌ها و در واقع برای جواب به آن‌ها منتشر کرده‌اند، جزئیات بسیار دقیقی از کشتی حمل مواد شیمیایی آمریکایی، تحرکاتش در منطقه و حتی نوع موادی که حمل کرده و از آن در سوریه استفاده شده است، در دست دارند، اما جالب است یادآوری کنیم که پیش از این نیز اسناد بسیاری از نقش‌آفرینی ایالات متحده در حملات شیمیایی صورت گرفته علیه مردم سوریه در دست بوده و افشاگری‌های بسیاری در این باره صورت گرفته است. بر اساس گزارشی که چندی پیش برخی از خبرگزاری‌ها از جمله خبرگزاری ایسنا منتشر کردند، یک منبع امنیتی سوریه که نامش فاش نشده است، در گفتگو با خبرگزاری اسپوتنیک، بر عملیات شیمیایی ویژه آمریکا در سوریه و اهداف آن تأکید کرده و گفته است: نیروهای امنیتی آمریکا برای انجام مقدمات برای تحریکات شیمیایی جدید در سوریه هستند. اقدامات تحریک آمیز جدیدی با استفاده از سلاح‌های شیمیایی با مشارکت نیروهای امنیتی آمریکا در نزدیکی پایگاه نیروهای این کشور در دیر الزور در حال انجام است. سرویس امنیتی آمریکا برای تحریکات جدیدی در خاک سوریه با استفاده از مواد ممنوعه برنامه ریزی می‌کند. این عملیات را یک فرد مسلح که پیش از این عضو داعش بوده مدیریت می‌کند. "آنتونی کارتولوچی" تحلیلگر آمریکایی و کارشناس ژئوپلتیک در این باره به خبرگزاری مهر می‌گوید: "اگر آمریکا مطمئن بود که دولت سوریه این حمله شیمیایی را انجام داده است قطعاً خواستار تحقیقات بین المللی می‌شد زیرا در این صورت آمریکا دلایل کافی را برای تغییر نظام سوریه که سال‌ها به دنبال آن بوده است در مقابل جامعه جهانی کسب می‌کرد. هدف نهایی آمریکا در سوریه تغییر نظام این کشور است اما با حملات موشکی هم موفق به این کار نشده است. اکنون بیشتر معلوم شده است که آمریکا به دنبال افزایش مداخلات خود در سوریه از طریق دخالت مستقیم نظامی است. واشنگتن امیدوار است تا با تقسیم سوریه تا جائیکه ممکن است بخش‌هایی را در شمال تحت کنترل ناتو و ترکیه و در جنوب تحت کنترل گروه‌های تروریستی مورد حمایت عربستان، قطر، امارات و بحرین و حتی اردن قرار دهد." جاده صاف کنی کانادا برای آمریکا در همین رابطه یکی دیگر از گزارش‌های عجیب و قابل توجه رادیو فردا به تصمیم ضد ایرانی پارلمان کانادا اختصاص دارد؛ جایی که این پارلمان سپاه ایران را به عنوان گروهی تروریستی شناخته و رادیو فردا نیز به دلایلی که به آن اشاره می‌کنیم، با رضایت تمام این ادعا را بازتاب داده است. در گزارش رادیوی دولتی آمریکا نوشته شده است: «پارلمان کانادا طی مصوبه‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد. به نظر می‌رسد با موافقت قریب الوقوع دولت چپ‌گرای کانادا، این مصوبه رسمی شده و کل هیئت حاکمه کانادا از آن حمایت کنند. با این حال این اتفاق طبق ساختار قانونی کانادا فرایندی زمان‌بر و طولانی است. ابتدا باید در کابینه و توسط وزرا مورد بحث و بررسی قرار بگیرد که ممکن است مشمول تغییراتی نیز بشود. بدین ترتیب اگر این مصوبه نهایی و اجرایی شود، کانادا اولین کشوری در جهان است که به صورت رسمی و حقوقی سپاه را گروه تروریستی تلقی می‌کند. این تصمیم فقط گنجاندن یک نام در فهرست گروه‌های تروریستی نیست، بلکه پیامدهای قابل اعتنایی در سیاست ایران، جهان و خاورمیانه خواهد داشت. پیش از دولت کانادا، دولت آمریکا در دو مقطع اقدام مشابه را مورد بررسی قرار داد. نخست در زمان ریاست جمهوری اوباما و سپس در دوره ترامپ. اما در هر دو مورد، کاخ سفید بعد از ارزیابی‌های کارشناسی سازمان‌های امنیتی و وزارت دفاع آمریکا آن را کنار گذاشت و سیاست‌های تنبیهی‌اش را متوجه سپاه قدس، ابزار منطقه‌ای سپاه، کرد.» بد نیست بدانید که این طرح که کانادا به دنبال اجرای آن است، در واقع همان طرح مشابهی است که ایالات متحده آمریکا طراحی کرده و تا بارها تا مرز اجرا به پیش برده اما به دلیل عدم دلایل قانع‌کننده و تبعات به دنبالش از اجرای کاملش منصرف شده و به طور ناقص مصوب کرده است و به همین دلیل می‌توان حرکت آمریکایی کانادا را نوعی جاده صاف کنی برای کاخ سفید علیه کشورمان دانست. خود رادیو فردا نیز به این واقعیت اذعان کرده و مُهر تأیید می‌زند که اگر کانادا در نهایت سپاه را به صورت رسمی تروریست قلمداد کند و به همین دلیل روابطش با جمهوری اسلامی را به تیرگی سابق بازگرداند، ممکن است دولت ترامپ نیز طرح مشابهی را که متوقف کرده بود دوباره فعال سازد. در این صورت کانادا با هموار کردن مسیر برای آمریکا عملاً فشار سنگینی را بر جمهوری اسلامی وارد می‌کند. اما آیا واقعاً باور عمومی جهانیان پذیرای این ادعاست؟! آیا واقعیت‌های سال‌های اخیر منطقه به گونه‌ای هستند که بتوان به راحتی از کنارشان عبور کرد و آن‌ها را نادیده گرفت؟! سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال‌هایی که جای‌جای منطقه درگیر آتش جنگ تروریستی بوده و ایالات متحده آمریکا و همراهان غربی – عربی‌اش تنها به دنبال گِل‌آلودتر کردن آب و ماهی گرفتن از آن بودند، به تنهایی و با کمک مردم خود کشورهای منطقه، این آتش را فرونشاند. در روزهایی که اسناد مختلف از حمایت کمک آمریکا به تروریست‌ها در عراق و سوریه خبر می‌دادند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ایران به طور عملیاتی در مقابله با تروریست‌های ساخته غرب در این کشورها، کنار مردمشان ایستاد و در راه مبارزه با تروریسم و برقراری صلح جهانی، خون داد و این واقعیتی است که فرماندهان ارشد نظامی غربی و رسانه‌های مطرح جهان بارها وادار به اعتراف آن شدند. خوشحالی بی‌حد رادیو فردا از تکرار یک اشتباه آخرین بخش این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به تعیین گزارشگر جدید حقوق بشری سازمان ملل در امور ایران اختصاص دارد؛ جایی که در اشتباهی تکراری علیرغم مشکلات عمده حقوق بشری بسیاری از کشورها، این نماینده ویژه برای ایران تعیین شده و به قولی دیگر مسیر بهانه‌سازی برای امثال رادیو فردا را فراهم می‌آورد. رادیو فردا در گزارشی به این مناسبت نوشته است: «شورای حقوق بشر سازمان ملل، روز جمعه ۱۵ تیرماه، در آخرین روز از سی و هشتمین نشست خود در ژنو، جاوید رحمان حقوقدان پاکستانی- بریتانیایی را رسماً به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران معرفی کرد. جاوید رحمان، ۵۱ ساله متولد شهر فیصل‌آباد پاکستان است و دکترای حقوق بین‌الملل دارد. این فعال حقوق بشر، تحقیقاتی در زمینه آزادی ادیان، قوانین جهانی حقوق بشر و قوانین اسلامی انجام داده و هم اکنون استاد دانشگاه برونِل لندن است. او پیشتر نیز به عنوان مشاور در زمینه حقوق اقلیت‌ها، ممنوعیت شکنجه، مبارزه با تروریسم و قوانین اسلامی با کارگروه حقوق اقلیت‌ها در سازمان ملل همکاری کرده است. برای احراز سمت گزارشگری ویژه حقوق بشر در ایران ۱۴ نفر نامزد بودند که از این تعداد با شش نفر مصاحبه صورت گرفت و در نهایت جاوید رحمان برای تصدی این سمت برگزیده شد.» پیش از این نیز همانطور که اشاره شد و می‌دانید، سال‌ها افراد مختلفی نظیر "احمد شهید" و "عاصمه جهانگیر" با نفوذ آمریکا به سازمان ملل متحد به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر این سازمان در امور ایران فعالیت کرده‌اند. این گزارشگران پیشین هر کدام به نوعی برای رادیو فردا و اربابانش در حمله سیاسی و فضاسازی علیه کشورمان بهانه‌سازی کردند و بدون توجه به ماهیت موضوعات مختلف و واقعیت‌های ایران و جهان، مدام در گزارش‌هایی یک سویه و مملو از جهت‌دهی دروغین، مواد اولیه لازم برای اعمال فشار بر کشورمان با موضوع حقوق بشر را تأمین نمودند. آن‌ها از طرفی هیچ پاسخی به گروه‌های مختلف مردم ایران که خواهان ملاقات و گفتگو با آن‌ها بودند، نمی‌دادند و از طرفی با حمایت بی‌جا و جهت دار از یک تروریسم یا یک مخالف نظام جمهوری اسلامی که سال‌هاست خارج از ایران زندگی می‌کند، از وضعیت حقوق بشر در داخل کشورمان گزارش مملو از سیاه‌نمایی ارائه دادند. با همین تفاسیر، چندان دور از ذهن و غیر قابل پیش‌بینی نبوده است که رادیو فردا از انتخاب شخصی دیگر باز هم با نفوذ اربابانش به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران و در نتیجه تداوم مسیر و بهانه‌سازی گزارشگران پیشین احساس رضایت و شعف داشته باشد. البته همواره این سؤال در ذهن مردم ایران باقی بوده و هست که چطور با بحدان انسانی در یمن، عربستان و بسیاری دیگر از کشورهای جهان که نقش غرب در آن بارز و آشکار است و حتی با بحران حقوق بشر در داخل آمریکا و ...، هرگز گزارشگری ویژه برای آن‌ها تعیین نشده است، اما مردم ایران و جمهوری اسلامی در تمامی مدت عمر خود، با چنین فرستاده‌ها و نماینده‌هایی از سوی سازمان ملل متحد همراه و مواجه بوده‌اند؟! آیا حقوق بشر فقط به ایران و ایرانیان اختصاص دارد؟! یا بهتر است این‌گونه بپرسیم که آیا بشریت تنها به مخالفان نظام جمهوری اسلامی، تروریست‌های ضد ایرانی و مجرمین سیاسی-امنیتی محدود می‌شود که یک گزارشگر ویژه باید مراقب حقوقشان در ایران باشد؟! آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از تیر ماه 1397 (08 الی 16 تیر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 20 Jul 2018 17:58:41 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27470/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 202) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27384/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          نخستین هفته از فصل تابستان 1397 با اخبار و حواشی بسیاری همراه بوده است؛ از خبر و شایعات تلخ مربوط به تجاوز دسته‌جمعی در ایرانشهر تا شیرینی درخشش فوتبالیست‌های کشورمان در جام جهانی 2018، هر کدام به شکلی ما را تحت تأثیر خود قرار داد و رسانه‌های دولتی غربی نیز هر کدام به نوعی از این موضوعات مختلف در جهت اهدافشان بهره‌برداری کردند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز یکی از همین مجموعه است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و دومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از تیر ماه سال 1397 (01 الی 08 تیر ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و دومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل و بهره‌برداری رادیو فردا از جام جهانی فوتبال به سود اسرائیل، بازتاب جنگ نفتی کاخ سفید علیه ایران، دروغ‌پردازی با موضوع دختران ایرانشهر، داستان تکراری اعدام و حقوق بشر، ترغیب دروایش مجرم به اعتصاب غذا در زندان، ادامه سیاسی‌بازی با موضوع برجام و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. جام جهانی؛ بهانه جدید خوش‌خدمتی رادیو فردا این روزها تب و تاب فوتبال و رقابت‌های جام جهانی 2018 در روسیه به قدری بالاست که کمتر کسی در دنیا از آن بی‌خبر است و موضوعات و حوزه‌های مختلف را نیز تحت تأثیر خودش قرار داده است؛ در همین راستا، موضوع آغازین این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به بررسی گزارشی اختصاص داده‌ایم که رادیو فردا با انتشار آن تلاش کرده با بهانه جام جهانی برای صهیونیست‌ها خوش‌خدمتی کند. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این گزارش از علاقه صهیونیست‌ها به ایران حکایت کرده و می‌نویسد: «در کشوری که از نخستین ساعات سحرگاه تا نیمه‌شب، تقریباً تمامی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی عباراتی مانند "خطر ایران"، "ایرانی‌ها دارند می‌آیند" و "ایرانی‌ها پشت پرده این یا آن عملیات هستند" را تکرار می‌کنند، و نام ایران شوربختانه در هر تداعی منفی، تیتر روزنامه‌های چپ و راست و میانه است، نشستن روبه‌روی دوربین خبرگزاری رویترز و سر دادن فریاد "ایران، ایران" و نیایش برای موفقیت "بچه‌های ایران" کار آسانی نیست. خبرگزاری رویترز این روزها فیلم و تصاویری از چند نسل از یک خانواده قدیمی از یهودیانی را منتشر کرده است که ریشه و تبار ایرانی‌شان به ده‌ها سال قبل بازمی‌گردد؛ نگاه این خانواده به مسابقه فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه. این خانواده، یک خانواده مشهور از یهودیانی هستند که اجدادشان از اصفهان بوده‌اند؛ پدر خانواده بیش از ۶۰ سال از عمر نزدیک به ۸۰ ساله‌اش را در اسرائیل گذرانده است؛ فرزندان و نوه‌ها و نبیره‌هایش اما با گذشت این همه سال، از دید دیگر اسرائیلی‌ها، هنوز "پارسی" محسوب می‌شوند. شبکه تلویزیون سراسری اسرائیل این روزها در هر مسابقه جام جهانی، گزارشگران خود را به میان یهودیان طرفدار تیم‌های مختلف می‌فرستد که عمدتاً در بار یا رستورانی نشسته و با هم مسابقه را نگاه می‌کنند. در مسابقه دوم تیم ایران که با اسپانیا بود، گزارشگر این شبکه با تعجب می‌گوید: باور نمی‌کنید، چند "پارسی" پیدا کرده‌ام که دارند از تیم ایران حمایت می‌کنند! از آن‌ها می‌پرسد که چرا حامی تیم ایران هستند؟ نمی‌توان گفت که گزارشگر شاد و شنگول، سر شوخی دارد یا با کمی لحن توبیخ این سؤال را می‌کند. در پاسخ به پرسش گزارشگر اما، گروه "پارسی" که پرچم شیر و خورشید در دست دارند، مجبور می‌شوند توضیح بدهند که با وجود دشمنی ایران و اسرائیل، آن‌ها ایرادی نمی‌بینند که در مرکز اسرائیل، برای تیم ایران ابراز احساسات کنند. این پرسش از اسرائیلی‌هایی که با پرچم فرانسه، برزیل، روسیه، آرژانتین و ده‌ها کشور دیگر برای تیم زادگاه خود یا والدین‌شان احساسات نشان می‌دهند، شاید نشده باشد چون رهبران فرانسه و برزیل و آرژانتین ندای نابودی اسرائیل سر نداده و روزشمار نابودی اسرائیل را در کشور خود نصب نکرده‌اند. حتی یهودیان نسل چندم از مراکشی‌های ساکن اسرائیل این روزها به روسیه رفته و برای تیم مراکش ابراز احساسات می‌کنند و کسی ابرو بالا نمی‌اندازد. حال آقای صیون خاسید، رئیس سازمان ایرانی‌تباران اسرائیل، به رویترز می‌گوید، درست است که ۶۰ سال است ینجا هستم؛ اما حتی لحظه‌ای زادگاه خود را از یاد نبرده‌ام؛ کشوری که ما را بزرگ کرد؛ کشوری که در آن پرورش یافتیم و آموزش گرفتیم؛ ما هنوز هم که هنوز است ایران را دوست داریم.» اما آیا مردم ایران آن‌قدر ساده‌اندیش هستند که به راحتی و با یک گزارش این چنینی باور کنند که صهیونیست‌ها دلسوز و دوست‌دار ملت ایران هستند؟! آیا یک گزارش می‌تواند گذشته، حال و آینده اسرائیل را تغییر دهد؟! اسرائیلی که امروز ادعای دوستی با مردم ایران دارد در طول تاریخ همواره کشورمان را به جنگ تهدید کرده است؛ آن‌ها عملاً وارد جنگ علیه ملت ایران شده و ترور گسترده فرزندان این سرزمین را در دستور کار خود قرار دادند. صهیونیست‌ها هرگز از بهبود وضعیت زندگی مردم ایران راضی و خشنود نبودند و برعکس یکی از عوامل و تشدیدکننده اعمال تحریم‌های ناعادلانه علیه مردم کشورمان محسوب می‌شوند. مقامات این رژیم اشغالگر بارها و بارها ایرانیان را وحشی خطاب قرار داده و ایران را عامل بحران امنیت در جهان خوانده است. مرور اظهارات مقامات این رژیم در خصوص ایران کاملاً واقعیت را نشان می‌دهد؛ هرچند که حتی آنان که ریشههای ایرانی داشته و اکنون در سرزمینهای اشغالی زندگی می‌کنند هم از پشت به ملت ایران خنجر زده و پس از سالها خیانت اکنون در کنار اسرائیل قرار گرفته و یک اسرائیلی شناخته می‌شوند و صفحه‌ها می‌توان در مورد این خیانتها توضیح داد. رادیو فردا تلاش می‌کند تا حکومت جمهوری اسلامی را باعث و بانی این دشمنی میان دو طرف معرفی کند اما غافل از این است که واقعیتها سالهاست که از پشت پرده خارج شدهاند. امروز همه ایرانیان واقعی، از هر سلیقه و طیف اعتقادی و سیاسی به خوبی می‌دانند که دشمنی با اسرائیل هیچ ارتباطی به دین یهود ندارد و به همین دلیل نیز هماکنون تعداد قابل توجهی از پیروان این آیین در کشورمان زندگی مسالمتآمیزی دارند. مردم به خوبی می‌دانند که ماهیت اسرائیل چگونه ایجاد شده و چه هدفی را دنبال می‌کند و نفرت از صهیونیست امروز فقط به یک ایرانی و یک شیعه اختصاص ندارد و حتی ما یهودیان بسیاری در جهان داریم که این نفرت را با خود به همراه دارند و این اشتراک در نفرت عمیق از صهیونیست نشان می‌دهد که عامل آن را باید از درون اسرائیل جویا شد. جنگی با بازنده مشخص! موضوع مهم دیگری که در این هفته با آن مواجه بودیم، فاز جدید جنگ نفتی آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی است؛ جنگی که در راستای اعمال تحریم‌های ضد ایرانی از سوی کاخ سفید تدارک دیده شده و بر اساس اظهارات مقامات ارشد ایالات متحده و رسانه‌های تحت امرشان به دنبال این است که صادرات نفت ایران را به صفر برساند. رادیو فردا با افتخار از این جنگ پرده برداشته و در گزارشی می‌نویسد: «یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا روز سه‌شنبه پنجم تیرماه گفت کشورهای خریدار نفت ایران از آغاز ماه نوامبر (۱۳ آبان) و از سرگیری تحریم‌های آمریکا علیه تهران باید تمام واردات خود از این کشور را متوقف کنند. وی در پاسخ به این سئوال که آیا آمریکا به کشورهای متحدش فشار می‌آورد تا واردات نفت از ایران را تا ماه نوامبر به صفر برسانند این مقام آمریکایی گفت: "بله". این مقام آمریکایی که حاضر نشد نامش در گزارش قید شود در گفت‌وگو با خبرنگاران افزود: "هدف ما متوقف کردن راه‌های درآمد ایران و برجسته کردن اقدامات زیان‌بار آن کشور در سطح منطقه است." او افزود هفته آینده هیاتی از مقامات آمریکایی راهی کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد شد تا تضمین کند که در پی قطع انتقال نفت ایران بازار جهانی با کمبود روبرو نشود. این مقام وزارت خارجه آمریکا به پایتخت‌های خارجی هشدار داد که واشینگتن "هیچ‌گونه معافیتی" را برای کشورهای وارد کننده نفت از ایران در نظر نخواهد گرفت و تشدید تحریم‌ها علیه ایران را "یکی از اولویت‌های اصلی امنیت ملی" ایالات متحده توصیف کرد.» اما سؤال اساسی اینجاست که بازنده اصلی این جنگ چه کسی است؟! گزارشی که "بلومبرگ" چند به تازگی در این باره منتشر کرده است به خوبی واقعیت در خصوص پاسخ این سؤال را به ما می‌دهد؛ جایی که بارها و با دلایل مختلف اثبات می‌کند که دود این آتش فقط به چشم خود آمریکا و متحدانش خواهد رفت. "بلومبرگ" در گزارشی مفصل می‌نویسد: "ترامپ بار دیگر در توییتر اوپک را به دلیل افزایش قیمت نفت سرزنش کرده است. اوپک راه فرار خوبی برای متهم کردن آن به دلیل افزایش قیمت بنزین در آمریکا است، اما استخراج بیشتر نفت قیمت آن را برای مدت طولانی کاهش نخواهد داد. راه حل واقعی برای ترامپ به منظور کاهش قیمت‌ها این است که او سیاستش در قبال ایران را تغییر دهد. متاسفانه، احتمالاً این اتفاق نخواهد افتاد، و قیمت نفت روند صعودی خواهد داشت. قیمت نفت طی یکسال 50 درصد افزایش یافته است، و هفته گذشته تقریباً به بشکه‌ای 80 دلار رسید. " این خبرگزاری تأکید می‌کند: " تاجران چیزی را می‌دانند که رئیس جمهور آمریکا یا نمی‌تواند یا نخواهد فهمید؛ زمانی که تحریم‌های ایران در نوامبر اجرایی می‌شوند، تولید کننده‌ها وسع لازم برای جبران این کسر را ندارند. اگر ترامپ موفق شود کل صادرات نفت ایران را متوقف کند، آن‌ها باید 2 میلیون و 700 هزار بشکه نفت را که ایران روزانه تأمین می‌کند، جایگزین کنند. این چاله بزرگی برای پر کردن است. اگر آنها نتوانند این کار را کنند، هزینه آن فزاینده خواهد بود. بر اساس اعلام بانک آمریکایی مریل لینچ، توقف کامل صادرات نفت ایران، در صورتی که عربستان نتواند به تناسب تولیدش را افزایش دهد، می‌تواند قیمت نفت را به بالای 120 دلار در بشکه برساند." بلومبرگ ادامه می‌دهد: "حقیقت ساده این است که ظرفیت تولید بالقوه کافی در جهان برای جایگزینی صادرات نفت ایران وجود ندارد. محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در سال 2016 گفت که عربستان نمی‌تواند به سرعت صادرات روزانه نفت خود را به 11 و نیم میلیون بشکه و طی شش یا نه ماه به 12 و نیم میلیون بشکه برساند. او گفت که از زمان مصاحبه چیزی تغییر نکرده است. دیگران خوش‌بینی کمی را دارند. آژانس بین‌المللی انرژی آن زمان اعلام کرد که برای رسیدن به عدد بالای 11 میلیون تولید، نیازمند افزایش تولید فراساحل (offshore) خواهد بود که هزینه‌بر است. ظرفیت احتمالی برخی کشورها برای افزایش تولید حدود یک و نیم میلیون بشکه در روز است که فوراً باید جایگزین نفت ایران شود که کافی نیست." پرواز رادیو فردا با بال دروغ! اتفاق تلخی در این هفته فکر و قلب بسیاری از مردم ایران را به خود درگیر کرد، اخبار مختلفی است که در خصوص تجاوز به تعدادی از دختران کشورمان در ایرانشهر منتشر شده است؛ اخباری که جدای از راست و دروغ آن، در نگاه اول تأسف‌برانگیز و تلخ است. رادیو فردا در این هفته تلاش کرده تا با پرواز با بال دروغ و بازتاب جهت‌دار شایعات بر زخم مردم نمک بپاشد و از آن بهره‌برداری سیاسی خود را داشته باشد و به همین دلیل در گزارشی می‌نویسد: «در حالی که یک هفته از سخنان امام جماعت اهل سنت ایرانشهر درباره تجاوز به ۴۱ دختر در این شهرستان می‌گذرد، مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی از نحوه رسانه‌ای شدن این موضوع به شدت انتقاد کرده‌اند. بنا بر تازه‌ترین تحولات مربوط به تجاوز در شهرستان ایرانشهر، دادستان کل کشور گفته است "شرعاً موظفیم برخی اخبار را علنی نکنیم"، رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان تهدید کرده است در صورت ثابت شدن "سوء نیت" امام جماعت ایرانشهر "با وی برخورد خواهد شد" و دادستان زاهدان نیز خبر داده است که علاوه بر بازداشت دو تن از متهمان "پرونده تجاوز"، دو نفر دیگر نیز "در حاشیه این پرونده" و به دلیل رسانه‌ای شدن این خبر دستگیر شده‌اند. مولوی طیب ملازهی، امام جمعه اهل سنت ایرانشهر، جمعه گذشته در خطبه‌های نماز عید فطر از "تجاوز به ۴۱ دختر" در این شهرستان و دستگیری یکی از متهمان خبر داد. شماری از وبسایت‌های خبری در گزارش‌هایی تاییدنشده از تهدید امام جمعه اهل سنت ایرانشهر خبر داده و همچنین گفته‌اند که از دیدار امام جمعه اهل سنت آزادشهر با او نیز جلوگیری شده است.» اما چه میزان این اخبار که توسط رادیو فردا و دیگر رسانه‌های غربی بازتاب گسترده داده می‌شود واقعیت است؟! درست است که عمومی شدن این خبر توسط یکی از علمای اهل سنت و در جریان نماز عید سعید فطر صورت گرفت اما بررسیها نشان می‌دهد که پرونده این موضوع با شکایت رسمی یک نفر، از دو روز قبل آن در دادسرا به جریان درامده و رسیدگی به آن از سوی نهادهای انتظامی و قضائی آغاز شده است. بگذریم از این که اعلام عمومی این موضوع که هنوز رسیدگی کاملی برای آن انجام نشده و نتیجه رسیدگیها نیز اعلام نگردیده است، آن هم همزمان با روز عید فطر تا چه اندازه در جهت تخریب آرامش عمومی و تبدیل کردن شادی مردم به اضطراب اثرگذار بوده است. جالب اینجاست که در کنار این جهتدهی به رفتار مردم در ایرانشهر و القای نگرانی بیش از اندازه به آنان، همزمان ضد انقلاب وارد عمل شده و در نفوذ در جمع جوانان این شهر، با تهیه فیلم ساختگی و ... از به ظاهر اعتراضات صورت گرفته، خوراک لازم برای ادامه حملات از سوریه رسانههای ضد ایرانی را مهیا نمودند که البته عوامل این جریان خیلی زود شناسایی و بازداشت شدند. رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان در جمع خبرنگاران اینگونه به موضوع پرداخته است: "با اقدام سریع نیروهای امنیتی و انتظامی خودرویی که در این حادثه مورد استفاده قرار گرفته بود همان روز نخست (چهارشنبه) شناسایی و روز پنجشنبه توقیف شد که در بازرسی از آن یک سری وسایل و ادوات جرم نظیر چشم بند و حتی سیم کارت فرد ربوده شده نیز کشف شد. با بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد چهار نفر در این پرونده دست داشتند که یک نفر آنان بلافاصله دستگیر و سه نفر دیگر شناسایی شده و تحت تعقیب قضایی قرار دارند که متعاقب آن یکی دیگر از متهمان این حادثه با همکاری معتمدان، مسئولان و خانواده‌اش تحویل مراجع قضایی شد." وی در این گفتگو تأکید کرد: "یکی از نکات بسیار مثبت و قابل طرح در سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر حضور زنان این استان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی است به گونه‌ای که در چند سال اخیر افزون بر 235 زن نخبه عهده دار مناصب مدیریتی این استان شدند که در سمت‌هایی همچون معاون استاندار، فرماندار، معاون فرماندار، مدیر کل، معاون مدیر کل، رئیس دانشگاه، مشاور مدیر کل، مشاور فرماندار، رئیس اداره، شهردار، بخشدار و دهیار مشغول بکار هستند و در تصمیم گیریها و توسعه و پیشرفت استان و خدمت رسانی به مردم نقش ایفا می‌کنند. متاسفانه نشر این گونه اخبار در جامعه سبب بازگرداندن مجدد برخی زنان و دختران این دیار به پستوی خانه و مانع بزرگی برای روند رو به رشد سریع زنان در همه زمینه‌های سیاسی- اجتماعی و اقتصادی می‌شود و خسارت‌های جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه در بلند مدت به همراه دارد. همچنین در جوامع‌های سنتی و ایل و طایفه‌ای مثل سیستان و بلوچستان نشر این گونه اخبار آسیب‌های اجتماعی مهمی نظیر انزوای اجتماعی، قتل‌های ناموسی، کینه توزی و نفرت بین خانواده‌ها و حس انتقام و درگیری طایفه‌ای بین خانواد ها را به دنبال دارد." و باز هم اعدام! یکی از تکراری‌ترین موضوعاتی که غرب و رسانه‌های تحت امرشان از آن علیه کشورمان استفاده می‌کنند، حقوق بشر و "اعدام" است. در این رابطه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته بار دیگر به این موضوع رجوع کرد و با بازتاب خبری فکر مخاطبین خود را بر علیه وضعیت حقوق بشر در کشورمان به بازی گرفت. رادیو فردا در این گزارش از اعدام تکراری کودکان در کشورمان خبر داده و نوشته است: «سازمان حقوق بشر ایران از اعدام یک متهم دیگر در ایران که در کودکی مرتکب جرم شده بود، به نام ابوالفضل چزانی شراهی، خبر داده‌است. این سازمان این خبر را به نقل از رها بحرینی، پژوهشگر سازمان عفو بین‌الملل منتشر کرده و نوشته که او صبح روز ۶ تیر ماه در زندان مرکزی قم اعدام شده‌است. چزانی شراهی به قتل عمد در یک نزاع خیابانی در سال ۹۲ به اعدام محکوم شده بود. وی هنگام بروز این اتفاق، ۱۵ ساله بود. در حالی که جامعه جهانی بارها از حکومت ایران خواسته برای افرادی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده‌اند حکم اعدام صادر نکند، این چهارمین "کودک‌مجرمی" است که طی شش ماه گذشته در ایران اعدام شده‌است. بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۱۷ نیز دست‌کم پنج متهم با شرایط مشابه در زندان‌های ایران اعدام شدند. سازمان حقوق بشر ایران تخمین زده که در حال حاضر بیش از یکصد "کودک‌مجرم" در زندان‌های ایران در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برند. پیش از این عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران خواسته بود "فوراً" اعدام ابوالفضل چزانی شراهی را متوقف کنند. به گفته مگدلنا مغربی، معاون شمال آفریقا و خاورمیانه عفو بین‌الملل، "مقامات ایران به خوبی آگاهند که استفاده از مجازات مرگ علیه کسانی که زیر سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم می‌شوند، نقض فاحش تعهدات ایران تحت قوانین بین‌المللی حقوق بشر از جمله کنوانسیون حقوق کودک است".» بگذریم از اینکه قوانین در ایران کاملاً شفاف و بر اساس موازین مورد اعتقاد عموم مردم تعیین شده است و همانطور که هر کشور دیگری از جمله خود ایالات متحده آمریکا هم قوانین خاص خودش را داشته و کشور دیگری حق دخالت در آن را ندارد، سایرین در امور داخلی ایران نیز قادر و مجاز به مداخله نیستند و همچینین بگذریم از این که تا چه میزان ادعاهای مربوط به افراد و مجرمین اعدام شده در ایران با سند و مدرک بوده و سن اعلامی برای مجرمین همان چیزی است که واقعیت دارد! سؤال اساسی در این بین، از رادیو فردا و اربابان آمریکاییاش نیست؛ زیرا کاملاً مشخص و قابل درک است که یک رسانه وابسته همان جهتی را دنبال کند که اربابانش از او می‌خواهد و با توجه به دشمنی دیرینه آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، این نوع گزارشهای سراسر دروغ رادیو فردا کار عجیبی نیست. مخاطب اصلی سؤال ما نهادهای حقوق بشری مدعی در جهان هستند که این گونه برای اعدام یک مجرم در ایران گریبان پاره می‌کنند؛ باید از آنها پرسید که آیا به جز رسانههای آمریکایی از جمله رادیو فردا، منبع دیگری برای واکنشهای خود دارند؟! چطور اعدام یک قاتل در ایران اینگونه انسانیت را خدشهدار می‌کنند و قلب آنها را می‌رنجاند اما قتلعام گسترده کودکان در یمن، هیچ تأثیری بر روی احساسات انساندوستانه آن‌ها ندارد؟! آیا به تازگی آماری از تعداد کودکان قربانی در یمن گرفتهاند؟! آیا وضعیت کنونی یمن برای زندگی کودکان که به لطف جنتایات آل سعود و کاخ سفید، به مراتب رنجاورتر از مرگ بوده و بهتر است از آن با عنوان "مرگ تدریجی" یاد کنیم، حقوق بشر را خدشهدار نمی‌کند؟! جالب است که کودکان همه جهان کودک محسوب نمی‌شوند اما قاتلین در ایران با هر اعدامی به دوران کودکی خود باز می‌گردند؛ در آمریکا کودکان در وضعیتی مشابه بزرگسالان زندانی می‌شوند و مکرراً با گلوله مستقیم پلیس جان می‌دهند، در فلسطین کودکان قربانی جنایات اسرائیل هستند، در سوریه و عراق تروریستهای مورد حمایت غرب جان کودکان را به بازی می‌گیرند، در میانمار بوداییان دنیا را برای کودکان به جهنمی سوزان تبدیل می‌کنند و ... و با همه اینها، قاتلان ایرانی کودک هستند. تلاش برای کشته‌سازی از دراویش حمایت رادیو فردا از فرقه دراویش گنابادی و فعالیت‌های مجرمانه برخی از اعضای این فرقه در کشورمان همواره یکی از موضوعاتی بوده است که در هفته‌های اخیر به آن پرداخته‌ایم؛ موضوعی که در این هفته نیز به شکلی دیگر شاهد آن بوده‌ایم که البته در اصل این حمایت هم ما را به تردید می‌اندازد! رادیو فردا در گزارشی که این هفته منتشر کرده، از وضعیت بد زندانیان این فرقه در کشورمان و تبلیغ برای اعتصاب غذای آنان سخن گفته و نوشته است: «پس از انتشار گزارش‌ها دربارهٔ "ضرب و شتم" دوباره تعدادی از دراویش زن زندانی در زندان قرچک، دختر محمد راجی، درویش فوت شده در بازداشتگاه نیروی انتظامی، از "احضار تلفنی" خود به وزارت اطلاعات خبر داد. در همین حال "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر"، یک گروه فعال در زمینه حقوق دراویش، روز جمعه اول تیر در اطلاعیه‌ای خواستار پایان اعتصاب غذای تعدادی از دراویش زندانی شد. به گزارش وب‌سایت مجذوبان نور، مصطفی آزمایش، مسئول روابط عمومی این گروه، در اطلاعیه‌ای خواستار پایان اعتصاب غذای دراویش گنابادی شد تا به گفته او، "پس از تجدید قوا، با استفاده از شیوه‌های مؤثر و بدون خشونتِ دیگر به مقابله با دسیسه‌ها و فشارهای این دستگاه قضایی درویش‌کُش" بپردازند. روز شنبه، ۱۹ خرداد، وب‌سایت مجذوبان نور از اعتصاب غذای هشت تن از دراویش مرد زندانی در زندان تهران بزرگ خبر داده بود. اعتصاب‌کنندگان خواستار پایان دادن به حصر خانگی نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی، و آزادی "۳۶۰ درویشی" شده‌اند که از زمان وقایع خیابان گلستان هفتم پاسداران در بازداشت موقت به سر می‌برند. در همین حال ۱۰ زن درویش زندانی در زندان قرچک، در اعتراض به "ضرب و جرح" و "خشونت سازمان‌یافته" به دست گارد این زندان، از روز جمعه، ۲۵ خرداد، اعتصاب غذا کرده‌اند. صدیقه خلیلی، مادر سپیده مرادی، یکی از این زنان، در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که روز چهارشنبه ۲۳ خرداد، زنان درویش در اعتراض به عدم تحویل کارت تلفن دست به اعتراض زده بودند که مسئولان زندان "از تعدادی از زندانیان با جرائم قتل و قاچاق خواسته‌اند آنان را ضرب و شتم کنند." به گفته خانم خلیلی، پس از آن نیز گارد زندان "با شوکر و باتوم" به زنان درویش حمله و آنان را از یکدیگر جدا کرده و به بندهای مختلف منتقل کرده‌اند.» وقتی آمارها و واقعیتها را کنار این نوع گزارشهای رادیو فردا قرار می‌دهیم، بیشتر این ابهام برایمان تشدید می‌شود که این رسانه آمریکایی، دلسوز دراویش است یا با آنها دشمنی دارد! رادیو فردا که هم خود و هم اربابانش با کمبود شدید بهانه برای حمله به جمهوری اسلامی در حوزه حقوق بشر برخوردهاند، با چنین گزارشهایی تلاش می‌کنند تا به قول معروف با یک تیر سه نشان را هدف بگیرند. شاید هدف اول و سطحیترین هدف در انتشار چنین دروغهایی علیه ایران، این است که دراویش در داخل کشور احساس کنند رادیو فردا و اربابانشان به معنای واقعی کنارشان هستند و از آنها در همه شرایط حمایت می‌کنند و این می‌تواند در تعیین مسیر خیانتهای آینده به ایران و دلخوشی کاذب به حمایتهای غرب اثرگذار باشد. هدف دیگر این است که ذهن مخاطبینی که کمتر جویای واقعیت‌ها می‌شوند و معمولاً همه چیز را زود باور می‌کنند و به ویژه آن دسته از مخاطبینی که خارج از ایران زندگی می‌کنند و از حقایق دور هستند را به بازی گرفته و آنها را نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران تحریک کنند. و هدف سوم در این گزارش‌ها قطعاً می‌تواند تحریک مجرمین زندانی در ایران اعم از درویش یا غیر درویش، برای دست زدن به اعتصاب غذا یا همان خودکشی باشد که شاید به بیماری جدی یا حتی مرگ آنها ختم شود؛ رادیو فردا این تفکر را به زندانیان در ایران القا می‌کند که شاید از این طریق بتوانند وارد فضاسازی‌های رسانه‌های غربی شوند و روزنه نفوذی برای نجاتشان بیابند. با این اوصاف باز هم باید این سؤال را تکرار کرد که رادیو فردا و اربابانش آیا دوست دراویش هستند یا دشمنشان؟! تناقض با موضوع برجام! از زمان انجام مذاکرات برای دست‌یابی به توافق هسته‌ای تا امضای برجام گرفته تا لغو این توافق بین‌المللی توسط دونالد رئیس جمهور فعلی آمریکا، مدام یک پای ثابت گزارش‌های رادیو فردا را این موضوع پُر کرده است و هر هفته به شکل و روشی خاص به آن پرداخته تا بتواند مسیر را طبق برنامه و خواست اربابانش طراحی کرده و به پیش ببرد. در همین راستا، این هفته نیز شاهد دو واکنش خاص رادیوی دولتی آمریکا به برجام بودیم که در ادامه به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم. حال برجام بد است! این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در این هفته با پرداختن به اظهارات یکی از مقامات وزارت امور خارجه کشورمان به وخامت اوضاع کنونی برجام پس از خروج کاخ سفید از این توافق پرداخته و واکنشی خاص خود به آن نشان داده است که گویی چندان از وضعیت پیش آمده ناراضی نیست. رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران، با اشاره به این که با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای توازن برجام به هم خورده و "به بخش مراقبت‌های ویژه انتقال یافته" است، از احتمال پایان برجام در آینده نزدیک خبر داد. عباس عراقچی که ریاست "ستاد پیگیری اجرای برجام" را بر عهده دارد روز پنج‌شنبه، ۳۱ خرداد، پس از سخنرانی در همایشی در بروکسل، به شبکه تلویزیونی "یورونیوز" گفت: باقی ماندن ایران در برجام منوط به آن است که پنج کشور دیگر غیبت آمریکا در این توافق را جبران کنند و در برابر تحریم‌های ایالات متحده بایستند. دونالد ترامپ هجدهم ۱۸ اردیبهشت با اشاره به این که برجام مانع از توسعه برنامه موشک‌های بالیستیک جمهوری اسلامی و همچنین "حمایتش از تروریسم در منطقه" نشد، خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام کرد. با این حال پنج کشور دیگر گفته‌اند تا زمانی که ایران به تعهدات خود در برجام پایبند باشد در توافق هسته‌ای باقی می‌مانند و همزمان مذاکراتی بین ایران و سه کشور اروپایی برای "نجات برجام با وجود تحریم‌های آمریکا" در جریان است. رادیو فردا در تکمیل گزارش خود توضیح می‌دهد: «سه کشور اروپایی، شامل آلمان، فرانسه و بریتانیا، ضمن تأکید بر باقی ماندن در برجام، از برنامه موشک‌های بالیستیک ایران و اقداماتش در منطقه ابراز نگرانی کرده‌اند. در تازه‌ترین مورد آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، روز پنج‌شنبه در پایتخت اردن گفت: "باید راه حلی فوری برای رویکرد تهاجمی ایران در منطقه پیدا کرد". ترزا می، نخست وزیر بریتانیا، نیز حدود دو هفته پیش در دیدار با نخست وزیر اسرائیل تأکید کرده بود که لندن درباره بازداشتن ایران از "تجاوزات منطقه‌ای" و محدود کردن فعالیت‌های موشکی بالیستیکی جمهوری اسلامی، با اسرائیل اشتراک نظر دارد. مقام‌های ارشد فرانسه نیز از لزوم مذاکره برای دست یافتن به توافقی جدید درباره فعالیت‌های موشکی و اقدامات ایران در منطقه سخن گفته‌اند.» اما از دو نظر می‌توان به این نوع رضایت رادیو فردا از حال بد برجام پرداخت؛ اولین نکته این که دلیل حال بد این روزهای برجام چه چیزی و چه کسی است؟! بد نیست رادیو فردا در گزارشهای پر تعداد خود به این موضوع نیز اشاره کند که توافق بینالمللی برجام که با تصویب در سازمان ملل متحد جهانی شد، با تصمیم خودخواهانه ایالات متحده امریکا و کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ، به یک کاغذ باطله تبدیل شد؛ تصمیمی که با واکنش شدید و رسمی تمام مقامات اروپایی و بینالمللی دخیل در این توافق همراه بود اما همچنان که می‌بینیم با خودخواهی به پیش رفت و یک به یک مسیرهای رسیدن به آرامش در سایه برجام را مختل کرد. آرامش جهانی تمامی بهانههای آمریکایی – اسرائیلی را برای خودنمایی بیشتر و مداخله در امور سایرین از بین می‌برد و به همین دلیل از ابتدای تبلیغات انتخاباتی دونالد ترامپ برای ورود به کاخ سفید شاهد اعتراضات او به این توافق جهانی بودیم و این دقیقاً همان اعتراضاتی بود که همواره از سوی مقامات اسرائیلی مشاهده می‌شد که به خوبی گویای اشتراک منافع این دو جریان است. نکته دیگر تغییر موضع آشکار و قابل توجه مقامات کاخ سفید و البته خود رادیو فردا در دو دولت اخیر ایالات متحده آمریکاست؛ در دولت باراک اوباما، هم دولتمردان آمریکایی و هم رسانههایی مانند رادیو فردا مدام تلاش می‌کردند تا با تبلیغ برای برجام ذهنیت مردم ایران را به این سمت سوق دهند که به توافقی این چنینی رضایت دهند و نوع گزارشها و مصاحبههای منتشر شده به خوبی این موضوع را نشان می‌دهد. اما اکنون با تغییر دولت در ایالات متحده همه چیز عوض شده و شاید تأکید استفاده از عناوینی مانند "بدترین توافق" برای توصیف برجام هستیم. ایران بدون برجام؟! در راستای وخامت اوضاع برجام که در بالا به آن پرداختیم، یکی دیگر از برنامه‌های این هفته رادیو فردا اثبات وابستگی شدید وضعیت داخلی کشورمان به برجام و نیاز ضروری کشورمان به حفظ این توافق است. رادیو فردا لغو برجام را خطری بزرگ برای ایران معرفی کرده و می‌نویسد: «وزیر خارجه ایران با ادعای این که "هدف استراتژیک آمریکا خروج ایران از برجام است" گفت که ناموفق شدن این توافق "برای ایران خیلی خطرناک است، گرچه اگر مجبور شویم این کار را می‌کنیم." به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، محمدجواد ظریف روز یکشنبه، سوم تیرماه، در دیدار با اعضای اتاق بازرگانی گفت: "ناموفق شدن برجام برای ما خیلی خطرناک است. گرچه اگر مجبور باشیم این کار را می‌کنیم ولی این امر حتماً انتخاب نظام نیست." وزیر خارجه ایران اشاره‌ای به جزئیات بیشتر در این باره نکرد و فقط با اشاره به کسانی که آنها را "دلواپسان" می‌خواند گفت شرایط به دوران پیش از برجام که "در بعضی موارد بانکی، تحریم اروپا بیش از آمریکا بود" بازنخواهد گشت. آقای ظریف همچنین گفت: "آمریکا قدرت اول اقتصادی دنیاست که کمر همت بسته تا ... ایران را مجبور به خروج از برجام کند." توافق هسته‌ای تیرماه ۹۴ بین ایران و شش قدرت جهانی به امضا رسید، اما دونالد ترامپ در روز ۱۸ اردیبهشت با اشاره به این که جمهوری اسلامی پس از برجام نیز به توسعه برنامه موشکی بالیستیک و همچنین "حمایتش از تروریسم" در منطقه ادامه داد، خروج آمریکا از این توافق را اعلام کرد. پس از آن مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، برای دستیابی به یک توافق جدید، ۱۲ شرط برای جمهوری اسلامی تعیین کرد. در حال حاضر مذاکراتی بین ایران و سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و بریتانیا در حال برگزاری است تا سرنوشت توافق هسته‌ای روشن شود.» در شرایطی رادیو فردا و اربابانش تلاش می‌کنند تا ایران را بازنده برجام و البته وابسته به این توافق نشان دهند که در واقعیت اگر مدیریت صحیحی بر توانمندیها و پتانسیلهای داخلی کشورمان اعمال شود در همه حوزهها مشکلات مرتفع می‌شود و این همان نگاهی است که در ارزشهای والای انقلاب اسلامی و رأی حکومت جمهوری اسلامی و البته اکثریت مردم ایران وجود دارد و تاریخ ایران نیز گویای همین موضوع است، چنانکه در ایام هشت سال دفاع مقدس، کشورمان بدون هیچ کمک خارجی و بر پایه توان داخلی در مقابل تهاجم همه جهان ایستادگی کرد. رهبری معظم انقلاب اسلامی در همین راستا بارها تأکید فرمودند: «ملت ایران اگر بخواهد از مشکلات مادی و معنوی خود … رهایی پیدا کند، باید به خود، به فکر خود، به ارادهٔ خود، به ایمان خود، به جوانهای خود، به شخصیت‌های خود تکیه کند و علاج کار را از خدای متعال بداند.» ایشان در سخنرانی ابتدای سال 1397 نیز با دیگر بر این دیدگاه تأکید کرده و فرمودند: «جزو سیاستهای اقتصاد مقاومتی و خصوصیّات اقتصاد مقاومتی، درون‌زایی است؛ درون‌زایی یعنی تولید ثروت به‌وسیلهٔ فعّالیّت درونی کشور انجام بگیرد؛ چشم به بیرون نباشد، نگاهمان به بیرون نباشد. در طول سالهای گذشته، در دولتهای مختلف، چندبار می‌خواستند از بانک جهانی یا صندوق بین‌المللی پول، وام بگیرند، بنده نگذاشتم؛ جلویش را گرفتم؛ مقدّمات را فراهم کرده بودند که این کار را انجام بدهند. اینکه ما از بیگانه طلب بکنیم و متعهّدِ در مقابل بیگانه بشویم، این خطای بزرگی است؛ باید اقتصاد درون‌زا باشد. البتّه معنای درون‌زا بودنِ اقتصاد این نیست که درهای کشور را ببندیم؛ نه، ما گفته‌ایم "درون‌زا و برون‌گرا"» آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و دومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از تیر ماه 1397 (01 الی 08 تیر ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 13 Jul 2018 12:02:36 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27384/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 201) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27272/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          خرداد ماه و نخستین فصل سال 1397 سپری شده و در شرایطی از بهار وارد تابستان شده‌ایم که نوع فعالیت‌های رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی نشان می‌دهد که تنها موضوعی که برایشان اهمیتی ندارد، واقعیت‌هاست؛ همانطور که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به راحتی هر چه تمام، حقایق را قربانی سیاست‌های اربابانش ساخته و با دروغ‌پردازی در جهت حفظ منافع خود و مدیران پشت پرده‌اش گام برمی‌دارد. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از خرداد ماه سال 1397 (24 الی 31 خرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل شکست اربابان رادیو فردا در برابر بصیرت رهبر معظم انقلاب، حمایت از راننده قاتل اتوبوس دیوانه پس از اعدام، فضاسازی رادیو فردا علیه ایران با موضوع فساد اخلاقی و کوری در برابر واقعیت‌های تلخ جامعه آمریکا، تأکید رئیس جمهور قانونی و مردمی سوریه به دروغ‌پردازی غرب علیه ایران، اذعان به پوشالی بودن اقتدار سایبری آمریکا و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. طرحی که با بصیرت رهبری ایران شکست خورد اولین موضوع مجله هفتگی رادیو دیروز در شماره دویست و یکم را با اثربخشی بصیرت بالای رهبر معظم انقلاب در خنثی‌سازی طرح دشمنان علیه کشورمان اختصاص دارد؛ آن‌جا که غرب امیدوار بود تا با سوق دادن افکار عمومی به سمت پذیرش یک قرارداد جهت‌دار غربی، فعالیت‌های ضد تروریستی ایران و حمایت‌هایش از جبهه مقاومت را متوقف سازد، اما بصیرت رهبری کشورمان، به موقع مانع این طرح شده و واقعیت‌ها را برای مردم نمایان ساخت. رادیو فردا در واکنش به این موضوع در بخش‌هایی از گزارش خود نوشته است: «دست داشتن "اژدهای هفت‌سر فساد در شبکه بانکی" نیز از دیگر علل مخالفت برخی با تصویب این لایحه عنوان شده است. این اصطلاح را هفته گذشته محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، به کار برد. در پی اعتراض‌های محافظه‌کاران به لوایح مربوط به پول‌شویی و پیوستن ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (اف‌ای‌تی‌اف)، رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۳۰ خرداد تلویحاً خواستار کنار گذاشته شدن این لوایح شد.» گذشته از این که نماینده مجلسی که منبع این ادعاهاست، خود در چند وقت اخیر با رسوایی‌های زیادی مواجه بودی و در داخل کشور دیگر حنایش رنگی ندارد و فقط دشمنان غرب‌نشین از وی بهره‌برداری می‌کنند، نکته جالب دیگر این گزارش تلاش رادیو فردا برای قرار دادن رهبری در مقابل مردم و وانمود کردن این دروغ بزرگ است که رهبر معظم انتقلاب مخالف شفاف‌سازی در سیستم اقتصادی کشور و مبارزه با فساد هستند. جملات به گونه‌ای چیده شده‌اند که گویا رهبر انقلاب متأثر از اعتراضات مردم و برخی افکار در اقدامی منفعلانه واحتمالا ترس از برخی جریانات تصمیم گرفته‌اند ختم ماجرا را اعلام کنند. البته باید توجه داشت که مردم ایران به خوبی در طول چند دهه و بخصوص در سال‌های اخیر به این واقعیت پی بده‌اند که رهبری که نشان داده به قانون احترام می‌گذارد و همواره جریانات داخلی را دعوت به قانون می‌کند قطعاً متأثر از جوهای موافق و مخالف نمی‌شود چه اینکه درانتخابات 88 این راعلنا نشان داده‌اند. ایشان تصمیم داشتند این لایحه معارض با مبانی اسلام حتی به مرحله تصویب در مجلس هم نرسد تا چه رسد به ارجاع به شورای نگهبان و ... توجه ویژه رهبری کشور به قانون را در همه سخنان ایشان و در برهه‌های زمانی مختلف می‌توان مشاهده کرد؛ جایی که همواره از قانون به عنوان یکی از پایه‌های پیشرفت و اقتدار نظام یاد کرده‌اند؛ در یکی از این موارد ایشان می‌فرمایند: «حفظ نظام، یعنی حفظ همهٔ ارزشهایی که نظام اسلامی خودش را متعهّد به آن‌ها می‌داند؛ مثل عدالت، مثل پیشرفت، مثل معنویّت، مثل علم، مثل اخلاق، مثل مردم‌سالاری، مثل قانون‌گرایی، مثل آرمان‌گرایی؛ آرمان‌گرایی جزو مؤلّفه‌های اصلی نظام اسلامی است و نظام اسلامی بدون آرمان‌گرایی یک چیز سطحی و صوری است.» رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در خصوص قانون مذکور، فرمودند: «بعضی از این معاهدات بین‌المللی و کنوانسیون‌ها موادّ مفیدی دارند. خیلی خوب، اشکالی ندارد؛ بنده هم در مورد همین چیزهایی که اخیراً در مجلس مطرح شد در این چند ماه اخیر، گفتم مجلس مستقلّاً خودش قانون بگذراند. فرض کنیم [موضوع] مبارزهٔ با تروریسم یا با پولشویی است؛ خیلی خب، مجلس شورای اسلامی یک مجلس رشید و عاقل و بالغی است و پشتوانه‌های کاریِ خیلی خوبی هم دارد؛ بنشینند یک قانون بگذرانند؛ این قانون، قانون مبارزهٔ با پولشویی است، هیچ مشکلی هم ندارد، شرایط زیادی‌ای هم ندارد و همان کاری که خود شماها می‌خواهید بکنید، در این قانون مندرج است؛ این مهم است. هیچ لزومی ندارد که ما برویم چیزهایی را که نمی‌دانیم تهَ آن چیست یا حتّی میدانیم که مشکلاتی هم دارد، به‌خاطر آن جهاتِ مثبت و جنبه‌های مثبت، قبول بکنیم.» آخرین حمایت‌های رادیو فردا از راننده قاتل دیوانه یکی دیگر از موضوعاتی که همواره مورد توجه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا قرار داشته و در چند ماه اخیر کمتر هفته‌ای بوده که شاهد گزارش‌هایی در این خصوص نباشیم، موضوع محاکمه "محمد ثلاث" راننده دیوانه اتوبوسی است که در شب آشوب خیابانی دراویش در تهران، چندین نفر را زیر گرفته است. این هفته نیز رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا با انتشار گزارشی آخرین حمایت‌های خود از این مجرم را پس از اجرای حکم اعدامش مطرح ساخته و در گزارشی می‌نویسد: «سازمان عفو بین‌الملل نیز گفته بود اعدام او عدالت را قربانی می‌کند. در جریان محاکمه خبرگزاری‌های داخلی به نقل از آقای ثلاث گفتند که او "عمدی بودن قتل ماموران انتظامی را رد کرده است". اما زینب طاهری، وکیل او و پسر و دخترش، گفته‌اند آقای ثلاث اساساً سه ساعت پیش از حادثه بازداشت شده و راننده اتوبوس نبوده است. در یک فایل صوتی که از محمد ثلاث منتشر شده، او می‌گوید راننده این اتوبوس نبوده و به دلیل "چند ساعت شکنجه" در کلانتری به این موضوع اعتراف کرده است.» اما در این باره باید به چندین نکته توجه داشت؛ نکته اول این که سازمان‌های بین‌المللی فعال حقوق بشر مانند عفو بین‌الملل در شرایطی برای یک قاتل که با حرکتی عمدی چندین نفر را قربانی کرده است دل می‌سوزانند که هرگز چنین دخالت‌هایی را در امور داخلی کشورهایی مانند آمریکا که زندانی عقب‌مانده ذهنی را اعدام می‌کنند یا بدترین شکنجه‌ها را در زندان‌های خود اعمال می‌کنند، از خود بروز نمی‌دهند. بعلاوه، واقعیت‌های تلخ بسیاری در دنیا نظیر وضعیت مردم یمن، غزه و ... وجود دارد که شایسته نگرانی این گونه نهادهاست ولی شاهد ابراز آن نیستیم. جالب است که این مجرم در همان ساعات ابتدایی بازداشتش و درحالی که هنوز در بیمارستان بستری بود، به جنایت خود اعتراف کرد و فیلمی که از این لحظه موجود است تمامی ادعاها مبنی بر اعتراف از سر شکنجه در بازجویی و ... را به خودی خود رد می‌کند. آنچه باید به آن پرداخت این واقعیت است که حمایت از یک مجرم قاتل اعدام شده تنها دست و پا زدن غرب و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا برای تأمین بهانه خود در حمله به ایران اسلامی است؛ حمله‌ای که بهانه‌های موجود برایش ته کشیده و در نتیجه باید به کفن یک قاتل چنگ انداخت. چشمان کوری که فساد گسترده را نمی‌بیند بخش بعدی مجله هفتگی رادیو دیروز در این شماره، به ادعاهای بی‌پایان رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا و اربابانش در خصوص فساد اخلاقی در ایران اختصاص دارد؛ در این رابطه باید توجه داشت که دنیای غرب این روزها با بحرانی به نام فساد اخلاقی مواجه هستند که حوزه‌های مختلفی را به خود درگیر کرده است، اما همچنان رسانه‌های وابسته به غرب ضمن سکوت در برابر این بحران، جامعه ایرانی را هدف حملات خود قرار می‌دهند. یکی از موضوعاتی که بهانه سیاه‌نمایی رادیو فردا در موضوع فساد اخلاقی در جامعه ایرانی را مهیا نمود، اخبار همراه با شایعات بسیاری بود که در رابطه با تجاوز به چند دانش‌آموز در یکی از مدارس تهران منتشر گردید؛ اخباری که خیلی زود با واکنش جدی رهبر معظم انقلاب و تأکید ایشان به پیگیری دقیق و برخورد جدی با عاملین احتمالی‌اش همراه گردید. رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به سرعت وارد عمل شد و بارها و بارها با انتشار گزارش‌هایی متعدد تلاش کرد تا از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته و تا می‌تواند از آن برای تخریب چهره جامعه ایرانی بهره‌برداری کند و در این مسیر از چهره‌های مختلف ضد انقلاب و ضد ایرانی نیز یاری گرفته است. یکی از این افراد مسیح علی نژاد است که در دو روز اخیر تمام تلاش خود را صرف این موضوع کرد که این فرد خاطی از آقازاده‌های نظام بوده و با چسباندن وی به یکی از علمای اسلام سعی کرد این جنایت را به نوعی حکومتی جلوه دهد. ولی خیلی زود این موضوع روشن شد و دروغ وی برای طرفدارانش عیان شد. البته نکته جالب در این قضایا این است که عضو هیات مؤسس مدرسه مذبور خودش حامی چهارشنبه‌های سفید و ناهنجاری‌های مدنی مسیح علی‌نژاد بوده و بارها دروغ‌های علی نژاد در فضای مجازی حمایت کرده و احتمالاً سیاست‌های پلید این وطن فروش را در مدرسه خود دنبال می‌کرده که چنین افرادی را در آن مرکز آموزشی استخدام نموده که حاصل اش چنین جنایتی را رقم زده است. باید یادآور شویم که چند سال پیش سایت خبری “Argus” طی گزارشی، از تجاوز جنسی رها اعتمادی برنامه ساز و مجری شبکه من و تو به یک پسر ۱۱ ساله خبر داده بود. به گفته این روزنامه ولزی پلیس رها اعتمادی یکی از مدیران من وتو را به دلیل تجاوز جنسی شدیدی که در دانکستر انجام داده بود تحت تعقیب قرار داد. این ارگان دولتی پس از تجاوز جنسی به پسر بچه‌ای ۱۱ ساله که در پنج شنبه ۱۸ آپریل ۲۰۱۳ اتفاق افتاد، رها اعتمادی را تحت پیگرد قانونی قرار داد. در این گزارش هم چنین آمده بود “جک باتلر” پسر بچه ۱۱ ساله در ساعت ۱۰: ۵۰ صبح که در حال قدم زدن از “اشینفورت” به سمت “بروکسهوم” بود، این اتفاق ناگوار برای وی به وجود آمد. زمانی که این پسر در حال رفتن به خانه بود، دزدیده شد و به صورت شدیدی مورد سوء استفاده جنسی رها اعتمادی قرار گرفت. بعد از شکایت خانواده جک، پلیس رها اعتمادی را دستگیر کرد و با این وجود وی را به قید وثیقه آزاد کرده است. پرونده سیاه خودفروختگان وابسته به آمریکا و اسرائیل و انگلیس خود آنقدر سیاه است که نیازی به شفاف سازی ندارد اما این وطن فروشان بی مصرف سعی می‌کنند با هر خبر و اتفاقی در داخل کشور سریعاً با استفاده ابزاری از آن به تشویش جو حاکم بر جامعه و تأثیر بر افکار ساده عده‌ای نادان بپردازند. اما بررسی بیشتر وضعیت آمریکا در خصوص فساد در سطوح مختلف اجتماعی نشان می‌دهد که وضعیت بسیار بحرانی‌تر از این حرف‌هاست؛ رادیو دیروز در این هفته با بررسی وضعیت فعلی آمریکا در این خصوص، با نگاهی به گزارش‌ها و آمارهای منتشر شده توسط رسانه‌های غربی در این رابطه، به عمق این بحران نزدیک‌تر شده است که در ادامه بخشی از این اطلاعات را به طور خلاصه مرور می‌کنیم. خبرگزاری آسوشیتدپرس با اتکا بر سوابق آموزش و پرورش ایالت که با داده‌های جرم و جنایت فدرال تکمیل می‌شد، در جریان تحقیقاتی یکساله روشن ساخت که در طول دوره چهار ساله پاییز ۲۰۱3 تا بهار ۲۰۱7 حدود ۱۷ هزار گزارش تعرض جنسی از سوی دانش آموزان صورت گرفته است. هرچند که این رقم کامل‌ترین رقم در دسترس است، با این حال به طور کامل نشان دهنده تعرضات جنسی درمیان ۵۰ میلیون دانش آموز مدارس انتفاعی کشور نیست، چرا که چنین حملاتی عمدتاً گزارش نمی‌شوند و در برخی ایالت‌ها مورد پیگیری قرار نمی‌گیرند و آنهایی هم که دنبال می‌شوند، بیشتر در این باره که چگونه دسته بندی شده و در زمره خشونت جنسی قرار می‌گیرند یا نه، اختلاف نظر دارند. شماری از برآوردهای آکادمیک این رقم را به شدت بالاتر از این نشان می‌دهند. آنطور که آسوشیتدپرس با بررسی داده‌های فدرال مربوط به جرم و جنایت دریافته، دستمالی ناخواسته شایع‌ترین شکل تعرض است، اما از هر پنج دانش‌آموزی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، در یک نفر لواط یا دخول شیء خارجی صورت گرفته است. در حدود ۵ درصد خشونت‌های جنسی، کودکان ۵ و ۶ ساله دخیل بوده‌اند. اما این تعداد در سنین ۱۰ و ۱۱ به شدت افزایش پیدا می‌کند- یعنی حدود همان زمانی که دانش آموزان وارد سال‌های دوره راهنمایی می‌شوند- و تا ۱۴ سالگی این افزایش همچنان ادامه پیدا می‌کند. سپس وقتی دانش آموزان وارد دوره دبیرستان می‌روند، این روند اندک اندک کاهش می‌یابد. این وضعیت در حالی است که این خبرگزاری غربی تنها شدیدترین اشکال تعرض جنسی را مورد بررسی قرار داده و اشکالی را که دامنه تعریف وسیع‌تری دارند مثل آزار و اذیت جنسی یا رفتاری چون بوسیدن در حیاط مدرسه را کنار گذاشته است. واقعیت نشان می‌دهد که برعکس تصور عموم مردم، تعرضات جنسی دانش آموزی توسط همتایان بسیار شایع‌تر از این تعرضات از سوی معلمان هستند. در برابر هر سوء استفاده جنسی بزرگسال به کودک که در محیط مدرسه گزارش شده، هفت تعرض از طرف دانش آموزان وجود داشته است. این گزارش‌ها نشان می‌دهند، مدارس مکرراً عدم تمایل یا عدم تجهیزات خود برای رسیدگی به این مشکل را ابراز کرده‌اند، با وجودی که مدت‌هاست دیوان عالی آمریکا حکمی صادر کرده که می‌توان آنها را ملزم به پرداخت غزامت مالی کرد. برخی از مدیران و کادر آموزشی حتی در لاپوشانی‌هایی برای پنهان کردن شواهد یک جرم احتمالی و حفظ وجهه مدرسه خود دست داشته‌اند. Hdk ofv'chvd حدود ۱۵۰۰ صفحه شهادت، ایمیل، مدارک دادگاهی و گزارش‌های تحقیقات و نیز شهادت ضبط شده ۱۵ مدیر مدرسه، معلم و پلیس و مصاحبه با دوازده فرد مرتبط با این پرونده را مورد بررسی قرار داده است. مقامات مدرسه و ناحیه، درخواست‌های مکرر برای مصاحبه را رد کردند. والدین برخی از دانش آموزانی که متهم به حمله شده بودند نیز به همین ترتیب، جز اینکه مدعی شدند که پسرانشان بی گناه هستند. اما جالب است که به دلیل بحران فساد در مدارس، یکی از این خانواده‌ها راضی شده است که با آسوشیتدپرس گفتگو کند و در حالی که معمولاً از قربانیان ادعایی تعرضات جنسی نامی نمی‌برد، اما چاز و والدینش تصمیم گرفتند به امید کمک به دیگران نامشان را علنی کنند. "امی وینگ" مادر او می‌گوید: "دلم نمی‌خواهد که این اتفاق برای کودکان دیگر هم بیفتد." به گفته معلمان مدرسه از اولین روزهای حضور چاز در دبیرستان برانزویک در سپتامبر ۲۰۱۰ روشن بود که او از آن نوع بچه‌هایی است که هدف قلدری قرار می‌گیرند. مطالعات مدت‌هاست که دریافته‌اند قلدری می‌تواند یک پیش درآمد آزار و اذیت و تعرض جنسی باشد. قربانیان نوعاً رفوزه می‌شوند، از حضور در جمع اکراه دارند و درجاتی از افسردگی و اضطراب را از خود نشان می‌دهند و افکار خودکشی در آنان افزایش پیدا می‌کند. گرچه مدارس عموماً نشانه‌های هشدار را نادیده می‌گیرند و فکر می‌کنند که "بچه‌ها فقط دارند بچگی‌شان را می‌کنند." در آمریکا مدارس باید هر نوع اطلاعاتی را در مورد دانش آموزانشان گزارش کنند، از نام کسانی که ناهار رایگان دریافت می‌کنند تا کسانی که سلاح گرم با خود به مدرسه می‌آورند، ولی هیچ الزام فدرالی به ردگیری خشونت‌های جنسی در مدارس وجود ندارد. این سکوت خبری و عدم رسیدگی گواه فقدان این امر در کشوری که خود را سردم دار حقوق و برابری در دنیا می‌داند نیست بلکه گواه از فاجعه‌ای تاریخی در قرن 21 دارد که رسانه‌های جیره خوارش همچون رادیو فردا هیچ گزارشی نسبت به آن نمی‌دهند و فقط در انتظار وقوع رخدادی ناگوار در ایران می‌باشند تا آن را به هر طرقی که شده به دین و سیاست بچسبانند تا به تشویش اذهان عموم و تخریب باورهای مردمی و تخریب اعتماد سیاسی مردم بپردازند. وقتی سوریه رادیو فردا را نااُمید می‌کند! موضوع دیگری که برای رادیو فردا و اربابانش در حمله رسانه‌ای به ایران حیاتی است، تحولات مربوط به سوریه و نقش کشورمان در این تحولات است. در هفته‌های پیش بارها به این موضوع پرداختیم که چطور مقامات مختلف آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی بر لزوم خروج کامل ایران از سوریه و عدم همراهی با دولت این کشور تأکید داشتند و چگونه رادیو فردا تلاش می‌کرد تا با پرداختن و بازتاب این جبهه‌گیری‌های ضد ایرانی در مسیر منافع اربابانش گام بردارد. اما در این هفته واکنش "بشار أسد"، رئیس جمهور قانونی و مردمی سوریه به این ادعاها آب پاکی را روی دست رادیو فردا و همراهانش ریخت. این رسانه فارسی زبان ضد ایرانی در گزارشی به این موضوع واکنش نشان داده و با تلاش برای این که آثار مصاحبه رئیس جمهور سوریه با شبکه العالم را در ذهن مخاطبین خود کاهش دهد، با دروغ‌سازی در خصوص اهداف حضور ایران در این کشور، نوشته است: "بشار اسد در این مصاحبه تاکید کرد که در طول هفت سال جنگ از مشاوران و سربازان ایرانی و همچنین شبه نظامیان شیعه عراقی و حزب‌الله لبنان کمک‌های مهمی دریافت کرده است. آقای اسد حزب‌الله را یک "عنصر بنیادین" در این جنگ خوانده و افزوده که نبرد طولانی است و نیاز به این نیروهای نظامی نیز برای زمان زیادی وجود خواهد داشت.» این گزارش و سخنان شفاف مقام ارشد سوریه در حضور نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در این کشور در شرایطی جالب توجه است که پیشتر رادیو فردا تلاش کرده بود این نقش آفرینی را اقدامی خودسرانه و با اهدافی غیر از کمک به مردم سوریه و مبارزه با تروریست‌ها نشان دهد. در همین رابطه می‌توان به یکی از گزارش‌های پیشین رادیو فردا اشاره کرد که نوشته بود: «مکرم محمد احمد، نویسنده و روزنامه‌نگار سرشناس مصری، در مطلبی در روزنامه "الاهرام" با عنوان "کی و چگونه ایران از سوریه خارج خواهد شد؟" نه تنها به ارتباط ایران و جنگ داخلی سوریه، بلکه به حمایت حکومت ایران از حوثی‌های یمن، حزب‌الله لبنان و گروه‌هایی در عراق پرداخته است. این کارشناس مصری خاورمیانه در مقاله خود بر این باورست که در حال حاضر "کمک‌های تسلیحاتی ایران" به این گروه‌ها، عملاً این گروه‌ها را به موقعیتی رسانده که در مواردی، "طرف‌های تعیین‌کننده سرنوشت جنگ و صلح در خاورمیانه" به شمار می‌روند. او اضافه می‌کند که سوریه گروگان ایران است.» تعبیر بسیار مزخرف است که سوریه گروگان ایران است این یعنی استفاده سیاسی ایران از یک واقعه نظامی. این تعبیر یعنی ایران هدفش کمک به سوریه نیست بلکه سوریه به عنوان مسیر برای ایران تعریف شده، مسیری که ایران را به اهدافش برساند. اهدافی نظیر نابودی اسرائیل، توسعه حکومت در منطقه و در اختیار گرفتن نقش تمام کنندگی در معادلات منطقه. آنچه که رادیوفردا را می‌آزارد این است که علیرغم تمام فعالیت‌های آمریکایی صهیونیستی برای کم کردن حضور ایران در معادلات منطقه ایران روز به روز محبوب‌تر در بین دولت‌ها و ملت‌های منطقه خود را مطرح می‌کند. ایران نه تنها به حذف اسرائیل بلکه به حذف آمریکا از منطقه و غرب آسیا می‌اندیشد و این مسیری است که تا محقق شدن آن چند گام بیشتر باقی نمانده است. این ادعاها در حالیست که بارها حتی مقامات ارشد نظامی غربی بر نقش اثرگذار جمهوری اسلامی در مبارزه با تروریست‌ها و داعش در منطقه اذعان نموده‌اند و حضور ایران بر خلاف اشغالگری‌های آمریکا و متحدانش در سوریه و همچنین عراق، با درخواست رسمی دولت‌های قانونی این کشورها صورت گرفته و باز هم بر خلاف تلاش‌های صوری غرب، با مبارزه حقیقی علیه تروریسم همراه بوده است که اثربخشی آن را می‌توان از شکست‌های بسیار سنگین این گروه‌های جانی مشاهده کرد و همین موفقیت‌ها نیز باعث شده که امروز اکثریت مردم سوریه و عراق از مشارکت ایران در این نبردها رضایت بالایی داشته باشند و این رضایت با مصاحبه اخیر "بشار أسد" رئیس جمهور سوریه اثبات شده و بر دروغ‌سازی رادیو فردا و امثال خط قرمز کشیده شد. اما آیا این رضایت در خصوص مداخلات غرب نیز وجود دارد؟! اعتراف به پوشالی بودن قدرت سایبری آمریکا رادیو فردا و خود دولت آمریکا بارها تلاش کرده است تا نام ایالات متحده به عنوان یک قدرت چه در حوزه نظامی و چه در حوزه‌های دیگری مانند سایبری مطرح شود و خدشه‌دار شدن این اقتدار در هیچ حوزه‌ای با سیاست‌ها همراه و هم‌مسیر نبوده است. در همین راستا، در این هفته شاهد گزارشی بودیم که این اقدار را به زیر علامت سؤال می‌کشاند؛ خبری که از نفوذ هکرهای چینی به سیستم‌های فوق سری نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا و چندین حوزه دیگر حکایت دارد و رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا را مجبور ساخته که به آن واکنش نشان دهد. رادیو فردا در گزارش خود به این نفوذ اطلاعاتی و سایبری اذعان نموده و می‌نویسد: «هکرهای دولت چین به رایانه‌های یکی از شرکت‌های طرف قرارداد با نیروی دریایی ایالات متحده آسیب وارد آورده و اطلاعات حساس بسیاری را ربوده‌اند. در این گزارش آمده است که در این اقدام، مقادیر بسیار زیادی از داده‌های "بسیار حساس" مربوط به طرح‌های جنگی زیردریایی، ازجمله طرح‌های موشک‌های ماوراءصوت ضد کشتی برای استفاده در زیردریایی‌های آمریکا، هک شده است. بنا بر این گزارش، هکرها یک شرکت طرف قرارداد مرکز جنگ زیردریایی نیروی دریایی آمریکا را هدف قرار داده‌اند که مقر آن در نیوپورت ایالت رودآیلند است. در گزارش واشینگتن‌پست اما به نام این شرکت اشاره نشده است. این گزارش می‌گوید که هکرها اطلاعاتی به اندازه ۶۱۴ گیگابایت را سرقت کرده‌اند که به پروژه‌ای به نام "اژدهای دریا" مرتبط است. این اطلاعات همچنین شامل داده‌های اتاق رادیوی زیردریایی و سامانه‌های رمزنگاری می‌شود.» رادیو فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در ادامه تلاش می‌کند که این نفوذ را کمرنگ نشان داده و ذهن مخاطبین خود را از آن منحرف سازد تا شاید بتواند اقتدار پوشالی اربابانش را در نگاه مخاطبینش حفظ کند؛ رادیو فردا در این رابطه آورده است: «سخنگوی سفارت چین همچنین عنوان کرده که دولت چین همواره تلاش کرده از امنیت سایبری محافظت کند و طبق قانون، به شدت مخالف هر گونه حمله سایبری است و با آن مقابله می‌کند. واشینگتن‌پست نوشته که نیروی دریایی به آنها گفته که انتشار این جزئیات می‌تواند امنیت ملی را به خطر بیندازد و از این رو از انتشار آن خودداری شده است. مقامات دولت آمریکا که گزارش واشینگتن‌پست از قول آنها نقل شده اما به نام آنها اشاره نشده است، عنوان کرده‌اند که حملات سایبری هکرهای چینی ماه‌های ژانویه و فوریه انجام گرفته و اکنون نیروی دریایی و اف‌بی‌آی (پلیس فدرال آمریکا) بررسی ابعاد ماجرا مشغولند. خبرگزاری رویترز که این گزارش را پی‌گیری کرده اظهارات یک مقام نیروی دریایی آمریکا را بازتاب داده است که می‌گوید طبق قوانین فدرال، شرکت‌ها به محض این که متوجه یک حمله سایبری به شبکه‌های خود بشوند که حاوی اطلاعات محرمانه است، باید دولت را از ماجرا باخبر کنند. وی اما از توضیحات بیشتر درباره ابعاد این رخداد خودداری کرده و گفته که هنوز زمان آن نرسیده است.» اما جالب اینجاست که این اولین باری نبوده که اقتدار سایبری آمریکا توسط هکرها خدشه‌دار می‌شود؛ چندی پیش روزنامه وال استریت ژورنال در یکی از شماره‌های خود به نقل از مقام‌های امریکا به این نفوذپذیری سایبری آمریکا پرداخته و در کنار حمله به جمهوری اسلامی بخاطر نفوذ به سیستم‌های محرمانه این کشور، تأکید می‌کند: "ارتش سایبری ایران بیش از هرچیز ایمیل و حساب‌های شبکه اجتماعی کارکنان کاخ سفید، افراد مرتبط با مسائل ایران، دانشمندان و روزنامه نگاران را مورد هدف قرارداده است." همین روزنامه در شماره‌ای دیگر هم اذعان نمود که هکرهای روسی که از سوی دولت این کشور حمایت می‌شوند در سال ۲۰۱۵ موفق شده‌اند اطلاعات سایبری سری متعلق به آژانس امنیت ملی ایالات متحدهٔ آمریکا را از طریق رایانهٔ شخصی یکی از کارکنان کمپانی‌های قراردادی به سرقت ببرند. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از خرداد ماه 1397 (24 الی 31 خرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 02 Jul 2018 16:08:06 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27272/