رادیو دیروز - آخرين عناوين مجله هفتگی :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/Weekly_Magazine Sat, 23 Jun 2018 12:58:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sat, 23 Jun 2018 12:58:26 GMT مجله هفتگی 60 رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 200) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27187/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته سوم از سومین ماه سال 1397 با اخبار و وقایع خاص خودش سپری شده است و در راستای همین اخبار رسانه‌های تحت نفوذ دولت‌های غربی با انتشار گزارش‌هایی جهت‌دار تلاش کردند تا از هر موضوع به شکلی بهره‌برداری کنند که اهداف مورد خواست اربابانشان به دست آید و در این مسیر از وارونگی واقعیت نیز ابایی ندارند که طبق معمول رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا یکی از پیشتازان حرکت در این مسیر بوده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویستمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از خرداد ماه سال 1397 (16 الی 23 خرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویستمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل حمله سیاسی آمریکایی به فوتبال ایران، تلاش برای متهم کردن ورزش ایران به سیاسی‌گری و نقش آزادی ورزشکاران، واکنش‌ها و تلاش‌های ضد ایرانی خنده‌دار اسرائیلی، بزرگنمایی مشکلات خانوادگی در ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. تلاش سیاسی آمریکا برای مقابله با فوتبال ایران این هفته با آغاز یکی از بزرگترین گردهم‌آیی‌ها و رقابت‌های ورزشی دنیا که جام جهانی فوتبال است، همزمان شده است و حضور تیم ملی فوتبال ایران در این مسابقات که به میزبانی روسیه برگزار می‌شود، هیجان این دوره از رقابت‌ها را بالاتر بوده و آن را جذاب‌تر کرده است. به همین دلیل موضوع نخست این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را با بررسی گزارشی ورزشی و مربوط به تیم ملی فوتبال کشورمان اختصاص داده ایم؛ جایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با پرداختن به تحریم فوتبالیست‌های ایرانی توسط شرکت آمریکایی "نایکی"، از این تصمیم سیاسی در عرصه ورزش و در آستانه حضور تیم ملی کشورمان در جام جهانی 2018، حمایت کرده است. این رسانه آمریکایی در گزارشی که به این منظور منتشر کرده، با لهنی تحقیرآمیز نسبت به بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران، نوشته است: «شرکت آمریکایی "نایکی" (نایک)، تولیدکننده لوازم ورزشی، روز دوشنبه ۲۱ خرداد با انتشار بیانیه‌ای رسماً تأیید کرد که به دلیل تحریم‌های آمریکا، نمی‌تواند به اعضای تیم ملی فوتبال ایران، کفش عرضه کند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، در بیانیه نایکی آمده‌است: "این شرکت از عرضه لوازم ورزشی تولید این شرکت به تیم‌های ایرانی منع شده‌است." در بیانیه شرکت نایکی تأکید شده‌است که "این ممنوعیت‌ها سال‌هاست که وجود دارد و براساس قانون می‌توان آنها را اعمال کرد." بر اساس گزارشی که شبکه تلویزیونی کابلی "ای‌اس‌پی‌ان" آمریکا از روسیه، محل برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸، منتشر کرده‌است، تیم ملی فوتبال ایران در آستانه نخستین رقابت خود با تیم فوتبال مراکش در چارچوب رقابت‌های جام جهانی در روز جمعه این هفته، با مشکل ممنوعیت عرضه محصولات نایکی به بازیکنانش مواجه شده‌است. با این‌حال، گزارشگر شبکه تلویزیونی کابلی "ای‌اس‌پی‌ان" آمریکا از مسکو گزارش داده که بازیکنان ایرانی یا به دنبال خرید کفش‌های مورد نیاز خود از فروشگاه‌ها هستند یا اینکه کفش فوتبال مورد نیاز خود را از دیگر بازیکنان غیرایرانی هم‌باشگاهی خود، قرض کرده‌اند. نکته جالب توجه برای گزارشگر این شبکه ورزشی، تأمین کفش‌های مورد نیاز بازیکنان ایران از سوی شرکت نایکی در رقابت‌های جام جهانی فوتبال چهار سال قبل، ۲۰۱۴ برزیل بود که با وجود تحریم‌هایی مشابه، شرکت نایکی مشکلی برای عرضه و تأمین کفش‌های فوتبالی بازیکنان ایران نداشت.» این تحریم سیاسی  شرکت آمریکایی "نایکی" علیه فوتبال ایران در شرایطی است که بسیاری از بازیکنان تیم ملی کشورمان که این روزها خود را برای آغاز رقابت در جام جهانی 2018 در سوریه آماده می‌کنند برای تأمین کفش خود با این شرکت قرارداد داشتتند و پس از اینکه تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا مانع برگزاری دیدارهای تدارکاتی تیم ملی کشورمان شد، این حرکت غیر ورزشی و غیر حرفه‌ای "نایکی" را می‌توان دومین تلاش ایالات متحده برای تخریب روحیه و عملکرد فوتبالیست‌های ایرانی قلمداد کرد؛ آمریکایی که در تاریخ فوتبال خود، شکست جام جهانی 1998 در مقابل فوتبال ایران را تا ابد با خود به همراه خواهد داشت. درحالی تحریم‌های ضد ایرانی گسترده آمریکا بهانه این شرکت برای دخالت دادن سیاست در ورزش است که ما می‌دانیم سال‌هاست جمهوری اسلامی توسط ایالات متحده تحریم بوده و پیشتر در شرایط مشابه همکاری ورزشی میان ورزشکاران ایرانی و این شرکت تأمین‌کننده تجهیزات ورزشی در جریان بوده است، در نتیجه نقض قراردادی که پیشتر امضا شده نمی‌تواند با این بهانه توجیه شود. "کارلوس کیروش"، سرمربی سرشناس تیم ملی فوتبال ایران، در یکی از واکنش‌هایش به این تحریم سیاسی در دنیای ورزش با اشاره به سیاست کلی فوتبال و فیفا که هرگز نباید سیاست به آن وارد شود، خواستار پیگیری این موضوع و عذرخواهی رسمی "نایکی" از ورزشکاران کشورمان شده و با تأکید بر این‌که چنین تحریم‌ها و رفتارهایی انگیزه تیمش برای موفقیت در جام جهانی 2018 را چندین برابر می‌کند، می‌گوید: "این موضوع خودش برای ما می تواند الهام بخش باشد. بیانیه اخیر اعلام شده توسط نایک، از نظر من بیانیه ای غیرضروری بود. همه از ماجرای تحریم خبردار هستند. انتشار چنین بیانیه ای علیه چند جوان فوتبالیست، غیرضروری و حتی احمقانه بود!" شیطنت برای تخریب جایگاه ورزش ایران در دنیا در ادامه موضوع بالا، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که با سیاسی کاری آمریکا در دنیای ورزش مواجه شده و تلاش کرده بود تا از آن حمایت کند، در کنار این همراهی، با انتشار گزارشی دیگر و بازتاب یک خبر بی سر و ته سعی کرده تا با اتهام‌زنی به ایران مبنی بر دخالت سیاست در ورزش و نقض آزادی ورزشکاران دختر در کشورمان، حرکت غیر ورزشی شرکت "نایکی" را توجیه کند. رادیو فردا در گزارشی که در این خصوص منتشر کرده، نوشته است: «سومیا سوامیناتان، شطرنج‌باز هندی گفته است، به دلیل این که می بایست در زمان حضور در ایران در مسابقات بین‌المللی شطرنج حجاب بر سر داشته باشد، از حضور در مسابقات خودداری کرده و گفته "این اجبار، ناقض حقوق بشر است." گزارش ها حاکی است که خانم سوامیناتان چندی پیش در صفحه فیسبوک خود نوشته بود: "در شرایط فعلی، تنها راهی که برایم گذاشته شده که در آن حقوقم را حفظ کنم، خودداری از سفر به ایران است. در جهان ورزش، هیچ‌ جایی برای پوشش اجباری دینی وجود ندارد." سومیا سوامیناتان ۲۹ ساله است و در رده قهرمانان شطرنج هند، در مقام پنجم است. او خود را برای حضور در مسابقات قهرمانی آسیا در بنگلادش آماده کرده بود. ولی پس از این که اعلام شد میزبانی مسابقات به ایران داده شده، در فیس‌بوک اعلام کرد در مسابقات حاضر نمی‌شود.» این فضاسازی در شرایطی صورت می‌گیرد که تا کنون بارها و بارها رقابت‌های بین‌المللی ورزشی در رشته‌های مختلف با میزبانی جمهوری اسلامی ایران برگزار شده و با کمتری انتقاد و مشکل به سرانجام رسیده است و تکرار این‌چنین میزبانی‌هایی در کشورمان به خودی خود نشان می‌دهد که گزارش رادیو فردا تنها یک شیطنت رسانه‌ای برای حمله به کشورمان بیش نیست. همه می‌دانند که فدراسیون‌های بین‌المللی رشته‌های مختلف ورزشی و اجلاس مختلفی که با حضور اعضای این فدراسیون‌ها برگزار می‌شود تعیین کننده میزبان رقابت‌های مختلف بوده و بر اساس تجربیات گذشته و توانایی‌های کشور متقاضی این میزبان را تعیین کرده و حتی مجوز برگزاری رقابت‌های بین‌المللی را برای یک کشور صادر می‌کند و بنابر این با نگاه ورزشی می‌توان به این نتیجه رسید که میزبانی ایران اسلامی کاملا مورد قبول ورزشکاران جهان است. علاوه بر این بد نبود این رسانه فارسی زبان آمریکایی اندک اشاره‌ای نیز به این موضوع می‌کرد که بارها دختران ورزشکار کشورمان در رشته‌های مختلف، تنها به دلیل حجاب اسلامی از رقابت بازداشته شده و مجوز حضور در رقابت‌ها برای نشان دادن توانمندی‌هایشان را پیدا نکردند. همین چند ماه پیش بود که تیم ملی دختران کاتای ایران با اعمال نفوذ سیاسی، تنها به دلیل رعایت حجاب از رقابت در فینال بازی‌های کشورهای اسلامی کنار گذاشته شد. چند سال پیش در همین عرصه فوتبال نیز ما شاهد بودیم که در حرکتی کاملا سیاسی، دختران تیم ملی فوتبال نوجوانان ایران تنها به دلیل پایبندی به حجاب اسلامی با تصمیم کاملا سیاسی و غیر ورزشی فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) از شرکت در بازی‌های المپیک جوانان که به میزبانی سنگاپور برگزار می‌شد، محروم شدند. هفته اسرائیلی رادیو فردا نام رادیو فردا و اسرائیل همواره در کنار هم قرار داشته و نمی‌توان این دو را از هم تفکیک کرد؛ سیاست‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا بسیار نزدیک به سیاست‌های رژیم اشغالگر صهیونیستی است و در بیاری از موارد مکمل هم هستند. در این هفته نیز رادیو فردا بخش مهمی از گزارش‌هایش را به این دوست دیرینه‌اش اختصاص داده که به همین دلیل نیز ما بخش بعدی مجله هفتگی این هفته رادیو دیروز را با بررسی تعدادی از همین گزارش‌ها آغاز می‌کنیم؛ جایی که گاهی دلسوز مردم ایران می‌شوند و گاهی برای سیاست‌های کشورمان در منطقه تصمیم می‌گیرند و بعضی اوقات نیز خود را به بی‌خبری و نادانی می‌زنند و ... توهم خنده‌دار اسرائیل با موضوع روز جهانی قدس اولین موضوعی که در پرونده مربوط به اسرائیل مورد بررسی قرار می‌دهیم، واکنش عجیب و خنده‌دار مقامات اسرائیلی در خصوص روز جهانی قدس است؛ جایی که در اظهاراتی مدعی شدند ایرانیان در این روز از اسرائیل حمایت کرده اند. رادیو فردا در گزارشی نوشته است: «در پی حمایت شماری از ایرانیان جهان از اسرائیل در شبکه‌های اجتماعی، آن هم در روزی که جمهوری اسلامی ایران، تظاهرات حکومتی "روز قدس" را برای تاکید دوباره بر سیاست خود در ضدیت با اسرائیل برگزار کرد، دفتر نخست وزیری اسرائیل از ایرانیان قدردانی کرد. دفتر نخست وزیری اسرائیل شامگاه شنبه ۲۰ خرداد در بیانیه ای به زبان فارسی نوشت "از همه ایرانیانی که امروز شعارهای نفرت برانگیز جمهوری اسلامی را رد کرده و مهر و دوستی خود نسبت به اسرائیل را ابراز نمودند، سپاسگزاریم". اوفیر گیندلمن، مسئول امور رسانه ای دفتر نخست وزیری اسرائیل افزوده است "نفرت رژیم ملاها هرگز دوستی دیرینه بین ملت یهود و ملت ایران وحس احترام متقابل بین آنها را از بین نخواهد برد". فعالیت هشتگ ما در کنار اسرائیل می‌ایستیم، در حالی از شامگاه جمعه ۱۸ خرداد آغاز شد که جمهوری اسلامی ایران از روزها قبل توان تبلیغاتی خود را برای برگزاری تظاهرات "روز قدس" در آخرین جمعه ماه رمضان به کار گرفت. تظاهرات "روز قدس"، به گفته سران جمهوری اسلامی ایران، در بیش از ۹۰۰ شهر، با شعارهای "مرگ بر اسرائیل" و حمایت از فلسطینیان و "محور مقاومت" برگزار شد. هشتگ توییتری ما در کنار اسرائیل می‌ایستیم #WeStandWithIsrael به زبان‌های مختلف، از جمله فارسی و انگلیسی فعال بوده و شماری از ایرانیان، با استفاده از آن تاکید کرده‌اند که مخالفتی با اسرائیل ندارند؛ برخی از آنها دستاوردهای اسرائیل را در زمینه‌های مختلف، ضمن حکومت مردمسالاری این کشور تحسین کرده‌اند. آرتا میرزایی نوشته است: دوست اسرائیلی من، من از تو نفرت ندارم؛ من جنگ نمی‌خواهم.» شاید این عجیب‌ترین و خنده‌دارترین واکنشی باشد که مقامات اسرائیلی و رسانه‌های حامی آن‌ها می‌توانستند به روز جهانی قدس در سراسر دنیا و البته به طور خاص در ایران از خود نشان دهند. راهپیمایی ضد اسرائیلی روز جهانی قدس امثال در سراسر دنیا و بخصوص ایران همانند هر سال و حتی ویژه‌تر از گذشته باشکوه برگزار شد و این نشان دهنده عمق نفرتی است که ملت ایران و آزاداندیشان جهان از این رژیم غاصب به دل دارند. بر اساس آمارهای موجود و رسمی، به دلیل اهمیتی که این راهپیمایی عظیم در ایران داشته، امثال رسانه‌های داخلی و خارجی نیز به آن نگاهی خاص‌تر داشتند و راهپیمایی تهران و 900 شهر دیگر ایران با حضور بیش از پنج هزار و سیصد خبرنگار و عکاس داخلی و خارجی که لحظه به لحظه این حضور حماسی را پوشش می‌دادند، برگزار شده است. فرانس پرس یا همان خبرگزاری فرانسه در واکنش به این راهپیمایی حماسی ضد اسرائیلی، نوشته است: "ایران همزمان با افزایش فشار آمریکا و متحدان منطقه ای آن، راهپیمایی سالانه علیه اسرائیل را در روز جمعه برگزار کرد. حال و هوای مراسم امروز راهپیمایی قدس همچون همیشه توام با شور سیاسی و سرگرمی خانوادگی بود، به طوری که کودکان سرود می خواندند و به طرف تصاویر بنیامین نتانیاهو (نخست وزیر رژیم صهیونیستی) و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، دارت پرتاب می کردند." روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز یکی دیگر از رسانه‌های مطرح غربی بود که نوشت: "تظاهرات امسال در ایران بیان کننده خشم آنان علیه دولت ترامپ به دلیل خروج از برجام و بازگرداندن تحریم ها علیه ایران بود. مردم ایران این راهپیمایی را به دلیل اقدام آمریکا برای انتقال سفارت خود از تل آویو به قدس، "انتفاضه" نامگذاری کرده اند." خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش می‌دهد: "ایرانیان اشغال اراضی فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. شرکت کنندگان در این راهپیمایی که همه ساله در جمعه آخر ماه مبارک رمضان برگزار می‌ شود، شعار‌های «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» سر دادند و ضمن مخالفت با سیاست‌ های خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بر حمایت خود از ملت مظلوم فلسطین تاکید کردند." شبکه تلویزیونی المنار درباره این راهپیمایی باشکوه مردم ایران گزارش داد: "راهپیمایی روز جهانی قدس در 900 شهر ایران برگزار شد و شرکت کنندگان در این راهپیمایی بر حمایت از قدس و حق ملت فلسطین در آزادی اراضی اش از اشغال تأکید کردند." خبرگزاری شین هوای چین یکی دیگر از رسانه‌های مطرح جهان است که در این باره نوشت: "صدها هزار ایرانی در سراسر این کشور در حمایت از فلسطینیان و در بزرگداشت روز قدس تظاهرات کردند. شرکت کنندگان در این راهپیمایی ها شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دادند و تداوم اشغالگری رژی صهیونیستی، کشتار تظاهرات کنندگان فلسطینی، و انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس را محکوم کردند. شرکت کنندگان در تظاهرات روز قدس در نهایت با صدور بیانیه ای خواستار مقاومت در مقابل جنایات رژیم صهیونیستی تا اخراج صهیونیست ها از اراضی اشغالی فلسطین شدند." با این وجود، آیا به نظر می‌رسد که مردم ایران در روز جهانی قدس از اسرائیل حمایت کرده‌اند؟! اسرائیل نگران کم ‌آبی مردم ایران است! موضوع دوم ادعای عوام‌فریبانه رادیو فردا و مقامات رژیم اشغالگر صهیونیستی مبنی بر دلسوزی آن‌ها برای منابع آبی ایران و وضعیت بحران آب در کشورمان است که با ایجاد یک سایت فارسی زبان برای آموزش به ایرانیان در این راستا خود را نمایان می‌سازد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «نخست‌وزیر اسرائیل از راه‌اندازی یک سایت به زبان فارسی با هدف کمک به مردم و بویژه کشاورزان ایران برای بازیافت آب و مقابله با بحران بزرگ بی‌آبی و خشکسالی شدید در ایران خبر داد. بنیامین نتانیاهو روز یکشنبه ۲۰ خرداد در یک پیام ویدئویی خطاب به مردم "خوب، مهربان و نجیب" ایران، این پیشنهاد را اعلام کرد. نخست‌وزیر اسرائیل گفت: "مردم ایران قربانی یک رژیم بی‌رحم و استبدادی هستند؛ رژیمی که حتی آب مورد نیاز ملت را از او دریغ می‌کند؛ اسرائیل از مردم ایران حمایت می‌کند و به همین دلیل، می‌خواهم به نجات تعداد بی‌شماری از مردم ایران کمک کنم." آقای نتانیاهو یادآور شد که "سازمان هواشناسی ایران می‌گوید که تقریبا ۹۶ درصد از مناطق ایران از نوعی خشکسالی رنج می‌برد و عیسی کلانتری، وزیر سابق کشاورزی، اشاره کرده که به دلیل آسیب‌های زیست‌محیطی، ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ایران ناچار به ترک خانه‌های خود خواهند بود. ۵۰ میلیون نفر". به گفته نخست‌وزیر اسرائیل، "میلیون‌ها کودک ایرانی به دلیل مدیریت نادرست، بی‌کفایتی و به یغما رفتن منابع حیاتی توسط رژیم ایران رنج می‌برند." وی یادآور شد که اسرائیل نیز با چالش آب دست‌وپنجه نرم می‌‌کند اما مبتکر فناوری‌های پیشرفته برای حل این معضل بوده و ۸۶ درصد از فاضلاب خود را تصفیه و بازیافت می‌کند، که بیش از هر کشور دیگر در جهان است. آقای نتانیاهو با بیان اینکه اسرائیل "مبتکر آبیاری قطره‌ای در جهان" است و اشاره به "دانش غنی" کشورش برای مقابله با فاجعه زیست‌محیطی، از آمادگی برای انتقال این دانش به ایران و مردم آن تاکید کرد.نخست‌وزیر اسرائیل با ابراز تاسف از اینکه اسرائیلی‌ها نمی‌توانند به ایران بروند، گفت با راه‌اندازی یک سایت این کمبود جبران می‌شود و در این سایت "اطلاعات دقیقی برای تصفیه و بازیافت آب از فاضلاب قرار داده می‌شود." آقای نتانیاهو گفته است: "ما به شما نشان خواهیم داد چگونه کشاورزان ایرانی می‌توانند از محصولات خود محافظت کرده و نانی به سفره‌خانواده‌های خود ببرند." وی افزود که رژیم ایران فریاد می‌زند: "مرگ بر اسرائیل" و اسرائیل در پاسخ فریاد می‌زند که "زنده باد ملت ایران".» اما آیا ایرانی وجود دارد که این ادعاهای خنده‌دار را باور کند و بالاتر از آن، آیا در دنیا فرد بالغ و آگاهی وجود دارد که بتواند بپذیرد اسرائیل نگران بحران آب در ایران است؟! برای یافتن پاسخ این سوال فقط کافی است که نگاهی به واقعیت‌هایی بیاندازیم که مردم فلسطین در سرزمین‌های اشغال شده توسط اسرائیل به ویژه در نوار غزه با آن مواجه هستند. بر اساس تحقیقات و آمار موجود در حال حاضر منبع اصلی آب غزه در طول یک سال کمتر از 50 میلیون متر مکعب آب دارد و این در شرایطی است برای تأمین نیازهای ضروری جمعیتی بالای دو میلیون نفر که در این منطقه زندگی می‌کنند به بیش از دویست میلیون متر  مکعب آب نیاز است. سازمان ملل متحد سال‌ها پیش و در سال 2012 میلادی با انتشار گزارشی از بحدان آب در این منطقه خبر داد و با اشاره به این که در آن سال بیش از 96 درصد سفره آب غزه غیر قابل استفاده است، تأکید کرد که این سفره تا سال 2016 میلادی کاملا غیر قابل استفاده شده و کل این منطقه از فلسطین به دلیل بحران آب تا سال 2020 میلادی غیر قابل سکونت خواهد بود و امروز این بحران آب کاملا وجود دارد. بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز به این ادعای اسرائیل در خصوص بحران آب در ایران و کمک به این موضوع، تنها با این جمله واکنش نشان داد که " اقدام اخیر نتانیاهو، یک اقدام فریبکارانه، ریاکارانه و بچه‌گانه است." اتحاد بچگانه اسرائیل و اروپا برای خروج ایران از سوریه موضوع آخر در پرونده دشمنی اسرائیل با ایران در این هفته، مربوط به نشست‌های مشترک صهیونیست‌ها با اروپاییان با موضوع خروج ایران از سوریه است؛ جایی که رادیو فردا از تصمیم مشترک این دو برای عدم حضور ایران در سوریه خبر داده است. این رسانه فارسی زبان آمریکایی در این گزارش نوشته است: «"یک مقام بلندپایه اسرائیل" به رسانه های این کشور گفت، سران سه قدرت اروپایی که نخست وزیر اسرائیل این هفته با آنها دیدار کرد، "موافق بودند که باید به حضور نظامی ایران در سوریه کاملا پایان داد." "مقام ارشد اسرائیلی" که نامش برده نشده روز پنج‌شنبه، ۱۷ خرداد، از جمله در گفت‌وگو با بخش انگلیسی تایمز اسرائیل افزود، مذاکرات انجام شده میان نخست وزیر با رهبران اروپایی در ارتباط با ختم حضور ایران در سوریه، "پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است." بنیامین نتانیاهو روزهای دوشنبه تا چهارشنبه هفته جاری در سفر به سه کشور اروپایی، با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه و ترزا می، نخست وزیر بریتانیا با محوریت "ایران" گفت‌وگو کرد. آقای نتانیاهو در آغاز هر دیدار با رهبران اروپایی در برابر دوربین ها، و سپس در دو نشست خبری در پایان مذاکراتش با صدراعظم آلمان، رئیس جمهوری فرانسه و وزیر خارجه بریتانیا، تاکید کرد که هدف اصلی او از این دیدارها، جلب نظر این کشورها نسبت به جلوگیری از حضور نظامی ایران در سوریه و نفوذ ایران در منطقه بود. خانم مرکل در نشست خبری دوشنبه در برلین گفت که نگرانی اسرائیل از حضور ایران در سوریه را درک می کند و آلمان نیز معتقد است که باید با تحرکات ایران در سوریه و منطقه مقابله شود. رهبران فرانسه و بریتانیا نیز سخنان مشابهی بیان کردند.» اما سوال اینجاست که مگر این اسرائیل و کشورهای اروپایی بوده‌اند که جمهوری اسلامی را به سوریه راه دادند که امروز با هم بنشینند و درباره خروجش از این کشور تصمیم‌گیری کنند؟! حضور ایران در سوریه با درخواست قانونی و رسمی مردم و دولت حاکم بر سوریه و به جهت همکاری در مبارزه جدی و حقیقی با تروریسم صورت گرفته و موفقیت‌های چشم‌گیری نیز در این مسیر به دست آورده است که نمونه بارز آن آزادسازی کامل مناطقی است که داعش در این کشور به اشغال خود درآورده بود. این موفقیت‌ها واقعیت‌های بسیاری را در مقابل دیدگان مردم سوریه و البته جهان آشکار ساخت؛ سال‌ها حضور غرب در کشورشان فقط به تقویت تروریسم انجامیده بود و نظامیان غربی درحالی که با بهانه مبارزه با تروریسم، بدون هیچ درخواستی از سوی این کشور وارد سوریه شدند و به حضور خود تداوم دادند، در عمل به حمایت از جنایت‌کاران پرداختند اما این جمهوری اسلامی بود که بدون توقع و در دنیای واقعی در کنار آن‌ها ایستاد و در راه مبارزه با تروریست‌ها خون داد. این واقعیت به کوتاه شدن دست غرب از اهداف و برنامه‌هایش در منطقه کوتاه شده و از طرفی اسرائیل دیگر حمایت تروریست‌ها را در کنار خود احساس نمی‌کند و این کاملا طبیعی و قابل پیش‌بینی است که هم اروپایی‌ها که در کنار آمریکا حاکی گروه‌های تروریستی در سوریه بوده‌اند و هم رژیم صهیونیستی که سرزمین‌های تحت اشغالش به پناهگاهی برای تیمار تروریست‌ها بدل شده بود، از حضور ایران در سوریه نگران و خشمگین باشند و با چنین جلسات و فضاسازی‌های رسانه‌ای بخواهند خشم خود را تخلیه کنند؛ اما واقعیت این است که مردم سوریه تصمیم‌گیرنده هستند و آن‌ها هم این روزها از برادری با مردم ایران رضایت کامل دارند. سانسور بحران خانواده در آمریکا با سیاه‌نمایی علیه ایران بخش پایانی مجله این هفته رادیو دیروز، به سیاه‌نمایی رادیو فردا در خصوص وضعیت اجتماعی و خانوادگی در ایران اختصاص دارد؛ در این قسمت گزارشی را بررسی می‌کنیم که از بحران خانوادگی در ایران خبر می‌دهد. این رسانه وابسته به دولت آمریکا در گزارشش نوشته است: «یک مقام وزارت ورزش و جوانان می‌گوید که علت مراجعه «۶۰ درصد» افراد به مراکز مشاوره ازدواج و خانواده این وزارتخانه، "مشکلات خانوادگی" بوده است. جواد رضوی، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و توسعه اجتماعی وزارت ورزش و جوانان، در گفت‌و‌گو با ایسنا آمار مراجعه‌کنندگان به این مراکز در سال گذشته را ۲۳ هزار و ۱۱۱ نفر اعلام کرده است. به گفته او، حدود ۶۰ درصد از این افراد به علت "مشکلات خانوادگی، مشکلات زوجین و مشاوره پیش از ازدواج" به این مراکز مراجعه کردند. مراجعه این افراد به مراکز مشاوره از آن رو اهمیت دارد که در ایران آمار خشونت‌ها، نزاع‌ها و قتل‌های خانوادگی قابل توجه است و ممکن است مشاوره درباره این مشکلات، بتواند تا اندازه‌ای مانع بحرانی‌شدن روابط و منجر شدن آنها به قتل یا خشونت شود. بر اساس آمار سال ۹۶ سازمان پزشکی قانونی در ایران، بر اساس آمار، بیشترین موارد ثبت‌شده همسرآزاری در سال ٩۵ در استان‌های تهران، خراسان رضوی و اصفهان به ترتیب با ١٧٠٨٣ مورد، ۷۳۸۵ مورد و ۶۴۸۳ مورد بوده است. بر اساس این آمار، این استان‌ها در سال ٩٤ نیز بالاترین میزان خشونت زن‌آزاری از سوی همسران را دارا بوده‌اند. این آمار در حالی ارائه شده که با وجود تلاش‌های گسترده دولتی، در ایران هنوز از نظر عرفی، نسبت به مراجعه به مراکز مشاوره و استفاده از کمک‌های مشاورین و متخصصان این مراکز، به دیده مثبت نگاه نمی‌شود. به همین دلیل معمولاً افراد به صورت سنتی، مشکلات خود را با دیگر افراد خانواده یا دوستان در میان می‌گذارند که در برخی موارد حتی منجر به تشدید مشکلات می‌شود. نگاه نه چندان مثبت جامعه به مراجعه‌کنندگان به این نوع مراکز و اتهام‌زدن به آنها مبنی بر مشکلات حاد روحی و روانی نیز از دلایل خودداری افراد در مراجعه به مراکز مشاوره است. علاوه بر این مقام‌های رسمی کشور نیز به پدیده طلاق نیز به عنوان یک "آسیب اجتماعی" مراجعه می‌کنند و بر سخت‌تر شدن طلاق حتی طلاق توافقی، و سازش طرفین و ادامه زندگی تأکید دارند.» اما همانطور که پیشتر نیز در گزارش‌های مشابه و در برهه‌های زمانی مختلف به آن اشاره کرده‌ایم، دلسوزی‌ها و البته سیاه‌نمایی‌های رادیو فردا و مقامات آمریکایی در خصوص موضوعات اجتماعی و به طور بخصوص وضعیت نهاد خانواده در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که در واقعیت خود جامعه آمریکا و غرب با بحران خانواده درگیر بوده و به عبارتی بهتر، نهادی تحت عنوان خانواده برای آن‌ها معنایی ندارد. "مایکل اشنایدر"، روزنامه نگار و فعال اجتماعی در وصف این بحران خانوادگی در آمریکا این‌گونه می‌گوید: "باور کردن این مسأله بسیار سخت است که بگوییم تنها 46 در صد از کودکان آمریکایی در خانواده هایی متولد می شوند که به طور سنتی لفظ خانواده را بر آن میتوان گذاشت. منظور ما از به کار بردن کلمه «سنتی» به معنی «مدرن نبودن» نیست بلکه منظور از خانواده سنتی خانواده ای است که از ازدواج رسمی یک زن و مرد که هر دو برای اولین بار ازدواج کرده باشند، می باشد. با این تعریف، خانواده های تک والد یا خانواده هایی با والدین هم جنس (که امروزه در آمریکا مرسوم شده است) از دایره خانواده متعارف خارج می شوند." این فعال اجتماعی آمریکایی در بخشی دیگر از مطلبی که در این خصوص منتشر کرده، نوشته است: "طبق آماری که توسط مؤسسه نظر سنجی پیو (Pew Research Center) ارائه شده است، 15 درصد از کودکان آمریکایی در خانواده هایی زندگی می کنند که حداقل یکی از والدین برای بار دوم ازدواج کرده است. شاید این مسأله زیاد نگران کننده به نظر نرسد اما نکته تأسف بار این است که 39 درصد از کودکان آمریکایی در خانواده هایی بزرگ می شوند که تک والد یا بی سرپرست هستند. از نظر پژوهشگران مؤسسه پیو، فرزندان تک والد به کسانی گفته می شود که یا از ابتدا تک والد بوده اند (فرزندان نامشروع) یا در پی طلاق والدین به عنوان تک والد شناخته می شوند." در خصوص خشونت خانوادگی در آمریکا نیز وضعیت موجود نشان‌دهنده همین بحران است؛ بر اساس گزارشی که بسیاری از خبرگزاری‌های خارجی و داخلی منتشر کرده‌اند، طبق اعلام آزمایشگاه جنایی شیکاگو و مراکز کنترل بیماری، به طور میانگین روزانه 87 نفر در خشونت‌های مرتبط با اسلحه جان خود را در آمریکا از دست می‌دهند و به طور میانگین، 183 نفر زخمی می‌شوند. بیش از 56 درصد از این خشونت ها در خانه های آمریکایی رخ می دهند و غالبا توسط اعضای خانواده علیه اعضای دیگر رخ می دهد. آنچه در بالا خوانده‌اید، دویستمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از خرداد ماه 1397 (16 الی 23 خرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Fri, 22 Jun 2018 20:39:52 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27187/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 199) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27151/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از خرداد 1397 با اخبار و رویدادهای خاص خودش برای رسانه‌های مختلف وابسته به دولت‌های غربی جالب توجه بوده و هر کدام مانند رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از یک موضوع خاص برای بهره‌برداری در جهت اهداف اربابانشان استفاده کردند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از خرداد ماه سال 1397 (08 الی 16 خرداد ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل حمله رادیو فردا به پیام‌رسان‌های ایرانی، واکنش به ماجرای فساد جنسی در یک مدرسه ایرانی، واکنش به تحریم زندان اوین توسط آمریکا، طرح حمله اسرائیل به ایران در سال 2011 میلادی، همراهی بانک‌های اروپایی با تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا، تلاش برای تخریب کمیته امداد امام خمینی (ره)، عزاداری برای مرگ عامل تروریستی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. حملات رگباری رادیو فردا به پیام‌رسان‌های ایرانی اولین موضوعی که در مجله این هفته رادیو دیروز مورد بررسی قرار می‌دهیم، با توجه به شدت حملات رادیو فردا به پیام‌رسان‌های ایرانی و حمایتش از تلگرامی که دیگر در ایران جایی ندارد، در همین رابطه خواهد بود؛ جایی که اینبار این رسانه ضد ایرانی، امنیت پیام‌رسان‌های داخلی از جمله سروش را هدف قرار داده و سعی می‌کند تا مخاطبینش را نسبت به آن‌ها بدبین سازد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که این هفته منتشر کرده، نوشته است: «طی هفته‌های اخیر و به‌خصوص پس از فیلتر شدن تلگرام در ایران، دولت و مسئولین مختلف ایران تشویق به استفاده از اپلیکیشن‌های داخلی کرده‌اند؛ پیام‌رسان‌هایی مانند سروش، ویسپی، بیسفون یا آی‌گپ. در این میان دلیل اصلی استفاده از اپلیکیشن ایرانی به جای نسخه‌های خارجی آن مانند تلگرام را رعایت حریم خصوصی و امنیت اطلاعات کاربران ایرانی اعلام کرده‌اند. هر چند که به عنوان یک محقق امنیت دیجیتال آنقدرها طرفدار پاسخ قطعی نیستم -چون امنیت سایبری نسبی است– اما از نگاه من اپلیکیشن‌های داخلی امنیت آنچنانی ندارند و کاربران ایرانی باید با چشمان کاملاً باز از این اپلیکیشن‌ها استفاده کنند. برای این پاسخ قطعی‌ام نیز دلایلی مختلفی دارم که در زیر به دو مورد مهم آنها اشاره می‌کنم: ۱- اپلیکیشن‌های داخلی به صورت مستقل از نظر امنیت تأیید و بررسی نشده‌اند: یکی از نکات ابتدایی در توسعه هر وب‌سایت و یا سرویس آنلاین آن است که این سرویس‌ها باید از نظر امنیت دیجیتال مورد آزمون‌های مختلفی قرار بگیرند تا به این صورت حفره‌ها و مشکلات مختلف آنها پیدا و رفع شوند. حال آنکه براساس آنچه که به صورت عمومی منتشر شده است، هیچ کدام از اپلیکیشن‌های داخلی به صورت مستقل از نظر امنیت مورد بررسی و تأیید قرار نگرفته‌اند هر چند که تمامی این اپلیکیشن‌ها از امن بود کامل سرویس‌هایشان حرف می‌زند که در مورد این ادعا باید به ضرب‌المثل "هیچ ماست‌فروشی نمی‌گوید ماست من ترش است" اشاره کرد. ۲- اپلیکیشن‌های داخلی از رمزنگاری نقطه به نقطه یا End-to-end پشتیبانی نمی‌کنند: دومین نکته در مورد اپلیکیشن‌های داخلی آن است که این اپلیکیشن از رمزنگاری End-to-end پشتیبانی نمی‌کنند. این بدان معناست که اگر یک مقام، سازمان و یا دولت ایران به سراغ این اپلیکیشن‌ها برود، به راحتی می‌تواند تمام مکالمات کاربر –از متن گرفته تا عکس و ویدیو – را به‌دست بیاورد و در صورت نیاز علیه کاربر مورد استفاده قرار دهد.» اما جالب است بدانید که نکاتی که رادیو فردا به پیام‌رسان‌های داخلی نسبت می‌دهد دقیقاً همان مواردی است که پیام‌رسان محبوب خودش یعنی تلگرام هم با آن مواجه است، اما هرگز از امنیت پایین آن سخنی به میان نیاورده است. رادیو فردا برای این سکوت و واکنش متناقض خود توجیه عجیبی را مطرح می‌کند و با یک فرافکنی بزرگ مدعی می‌شود که در خصوص پیام‌رسان‌های داخلی ایرانی تنها با یک تماس اطلاعات مخاطبین جابجا می‌شود اما در خصوص تلگرام این چنین دسترسی آزادی وجود ندارد. در ظاهر تلگرام هیچ گونه فعالیت اقتصادی رسمی در دنیا ندارد و البته درآمدی نیز از طریق ساختار این نرم‌افزار و تبلیغات در آن به دست نمی‌آورد، پس هزینه‌های بالای مجموعه این نرم‌افزار پیام‌رسان از چه طریقی تأمین می‌شود؟! اطلاعات دسته‌بندی شده بسیاری از مخاطبین با روش‌های مختلف در اختیار تلگرام قرار گرفته و دست‌آویز کسب درآمد این مجموعه می‌شوند و این دقیقاً همان مسیری است که پیشتر نیز توسط سایر شبکه‌های اجتماعی غربی طی شده و دیر یا زود اسناد مربوط به تبادل اطلاعات آن‌ها با دولت‌هایی مانند آمریکا افشا شده است. کاخ سفید و سازمان اطلاعات و جاسوسی ایالات متحده، در دستبرد به اطلاعات محرمانه مخاطبین شبکه‌های اجتماعی سابقه‌ای طولانی داشته و افشاگری‌های پر تعدادی در این خصوص صورت گرفته است؛ اما از طرف دیگر، مقامات رسمی ایران، از رهبر معظم انقلاب در رأس نظام جمهوری اسلامی گرفته تا وزرا و سازندگان پیام‌رسان‌های مختلف، رسماً و با قاطعیت تأکید دارند که بهره‌برداری از اطلاعات محرمانه مردم از طریق این شبکه‌ها خلاف قانون و کاری غیرشرعی است. بحرانی که در آمریکا دیده نمی‌شود! یکی دیگر از موضوعاتی که در این هفته خیلی زیاد توسط رادیو فردا مورد بهره‌برداری قرار گرفت، خبری مبهم بود که از آزار جنسی چند دانش‌آموز در یکی از مدارس تهران منتشر شد؛ خبری که خیلی زود با واکنش شدید رهبر معظم انقلاب مواجه شد و با سرعت و جدیت در دستور کار مقامات قضائی کشورمان قرار گرفت، اما رادیوی دولتی آمریکا بدون توسط به واقعیت آن را بهانه‌ای برای سیاه‌نمایی‌هایش قرار داده است. رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود در این رابطه، با اشاره به واکنش رهبری کشورمان به این خبر، نوشته است: «پس از گزارش‌ها درباره "آزار جنسی" تعدادی از دانش آموزان، توسط ناظم دبیرستان غیر دولتی معین در منطقه دو تهران، رهبرجمهوری اسلامی خواستار محاکمه سریع متهمان و اجرای "حدود الهی" درباره آنان شد. به گزارش خبرگزاری ایرنا، آیت الله خامنه‌ای، روز سه شنبه هشتم خرداد، در دستوری خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشت: "خبر جنایت در یکی از مدارس غرب تهران موجب اندوه و تأسف شد. مقتضی است پس از محاکمه سریعاً حدود الهی را در رابطه با محکومین اجرا نمایید". دستور رهبر جمهوری اسلامی درحالی صادر شده است که پیش از این شاکیان پرونده سعید طوسی، قاری مشهور قرآن، از نقش علی مقدم، مسئول ارتباطات دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در صدور حکم تبرئه آقای طوسی سخن گفته بودند. آقای طوسی درحالی دراین پرونده "تبرئه" شد که بازپرس پرونده ابتدا برای وی "قرار مجرمیت" صادر کرده بود. شاکیان این پرونده نیز از نقش علی مقدم مسئول ارتباطات دفتر رهبر جمهوری اسلامی در "تبرئه" آقای طوسی سخن گفته بودند. تعدادی از شاگردان سعید طوسی مدعی شده‌اند که آقای طوسی در سال‌های اخیر به آنها تجاوز یا تعدی جنسی کرده است. روز دوشنبه تعدادی از رسانه‌های ایران از جمله وب سایت خبر آنلاین خبر دادند که یکی از مسئولان دبیرستان پسرانه مقطع متوسطه اول یک مجتمع آموزشی غیرانتفاعی در منطقه ۲ تهران، در پی آزار جنسی گروهی از دانش آموزان، بازداشت شده است. درهمین حال عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گفت که والدین ۱۵ دانش آموز اعلام کرده‌اند که این فرد به فرزندانشان "تعرض جنسی" کرده است.» واکنش قاطعانه رهبری معظم انقلاب به این موضوع که خود رادیو فردا نیز به آن اشاره داشته، نشان از اهمیت برخورد با این چنین موارد در ایران و ناهنجار بودن آن‌هاست اما آیا در دنیای غرب نیز همین نگاه وجود دارد؟! یک نویسنده آمریکا در گلوبال ریسرچ، مدارس آمریکایی را مراکزی مهم برای گسترش فساد و انحرافات جنسی معرفی می‌کند. او در مقاله‌ای ویژه می‌نویسد: " آمریکا بی بند وباری را پرستش می‌کند و هیچ وقت هم از آن سیر نمی‌شود. آینده چنین جامعه‌ای هم معلوم است: سالیانه 20 میلیون مورد بیماری مرتبط با ترویج فساد، بالاترین نرخ بارداری در دختران نوجوان و تعرض به یک چهارم دختران قبل از رسیدن به سن بلوغ. چرا در آمریکای امروز، یک زن و یک مرد نمی‌توانند با همدیگر یک ارتباط درست، منطقی و معنی داری برقرار کنند؟ آیا مقصر این موضوع، جامعه اشباع شده از انحرافات آمریکا نیست؟ اما در آمریکای امروز همه اینها عادی است. این نوع فرهنگ به مدارس نیز کشیده شده است. به کودکان ما از ابتدای مدرسه مسائل جنسی را تعلیم می‌دهند و این می‌شد که مدارس عمومی آمریکا می‌شود محلی برای انحرافات جنسی. عده‌ای معتقدند که آموزش مسائل جنسی در مدارس یک مشکل و معضل است. اما واقعاً مشکل فراتر از این‌ها است. مشکل اینجاست که انحرافات از فضای مدرسه شروع می‌شود. با توجه به برنامه‌های شستشودهنده مغز که رسانه‌های عمده آمریکا پخش می‌کنند، نوجوانان ما به انحرافات جنسی معتاد شده‌اند. هر برنامه سرگرم کننده‌ای که آنها پخش می‌کند حتماً دارای تصاویر مستهجن است. خب با این وضعیت آیا می‌توانیم انتظار داشته باشیم که معلمان، از فرزندان ما سوء استفاده نکنند؟ ما تصمیم‌های مخرب و احمقانه‌ای گرفته‌ایم و اکنون هم داریم میوه‌های آن را می‌چینیم." او برای این نظرات خود، دلایل مختلفی را نیز مطرح کرده است که هر کدام به تنهایی برای اثبات فساد گسترده‌ای که در مدارس آمریکا جریان دارد کافی است. در نظرسنجی‌های صورت گرفته، بیش از 47 درصد از دانش آموزان آمریکائی گفته‌اند که حداقل یک بار رابطه جنسی داشته‌اند و این علاقه به برقراری ارتباط جنسی در دانش‌آموزان آمریکایی به قدری است که یک پنجم دختران ما میگویند که دوست دارند در نوجوانی مادر شوند و در نتیجه این علاقه و فرهنگ فاسد، بیش از 86 درصد دختران نوجوان در ممفیس ایالت تتنسی یا باردارند و یا زایمان داشته‌اند و به عبارتی دیگر می‌توان بر اساس آمارها گفت که ایالات متحده آمریکا بیشترین میزان بارداری دختران نوجوان را دردنیا دارد. این نویسنده آمریکایی تأکید می‌کند که رابطه جنسی بین شاگرد و معلم به امری عادی در آمریکا بدل شده است. یک معلم زن 33 ساله در آریزونا متهم است با 4 دانش آموز رابطه داشته است. یک معلم دیگر در تگزاس نیزمتهم به داشتن رابطه با 6 پسر دانش آموز شده است. جالب اینجاست که او مادر 3 فرزند نیز است. وقتی زندان تحریم می‌شود! رادیو فردا همواره حامی هر گونه رفتار ضد ایرانی مقامات آمریکا بوده و هست؛ در همین راستا این هفته با انتشار گزارشی به تحریم‌های جدید کاخ سفید علیه کشورمان پرداخته و با رضایت از تحریم چند شخصیت ایرانی و البته یک زندان در کشورمان خبر داده است. این رسانه فارسی زبان آمریکایی در بخش‌هایی از گزارش خود نوشته است: «وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد شماری از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی ایران را به اتهام نقض حقوق بشر، اعمال سانسور و نظارت شدید بر شهروندان به فهرست تحریم‌ها اضافه کرده است. در این فهرست زندان اوین، انصار حزب‌الله،‌رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی و شرکت نرم‌افزاری هانیستا نام برده شده‌اند. در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا که روز چهارشنبه منتشر شد، آمده که این تحریم‌ها علیه سازمان‌ها و افرادی است که به نمایندگی از این سازمان‌ها، مرتکب نقض حقوق بشر شده و همچنین سانسور، فیلترینگ و رصد شدید کاربران مجازی را دنبال می‌کنند. استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت: "ایران فقط تروریسم و بی‌ثباتی به جهان صادر نمی‌کند، بلکه به طور مرتب حقوق شهروندان خودش را نقض می‌کند. رژیم ایران بودجه منابع ملی را که باید صرف ایرانیان شود خرج برنامه‌های پرهزینه تجهیزات سانسور و سرکوب آزادی بیان می‌کند." او افزود: "کسانی که در ارتباط با سوءمدیریت و فساد در ایران حرف بزنند،‌ با رفتار نامناسب روبرو شده و راهی زندان می‌شوند. آمریکا در کنار مردم ایران می‌ایستد و وزارت خزانه‌داری کسانی را که مرتکب نقض حقوق بشر،‌اعمال سانسور و دیگر اعمال ناشایست علیه شهروندان خود می‌شوند، مسئول می‌داند."» اما اینجا این سؤال در ذهن ایجاد می‌شود که تحریم زندان اوین آیا با حمایت‌های بی‌دریغ کاخ سفید از زندانیان آن در تضاد نیست؟! تعداد قابل توجهی از افرادی که این روزها در زندان اوین حضور دارند تحت حمایت سیاسی همه‌جانبه دولت آمریکا قرار دارند و تحریم این زندان شاید تناسبی با این حمایت‌ها نداشته باشد. البته با این سیاست و توجیه آمریکا که ایران را تحریم می‌کند اما حامی مردم کشورمان است و دلیل این تحریم‌ها را هم حمایت از ایرانیان معرفی می‌کند، بنابر این زندانیان اوین نیز نباید ناراحت این تحریم باشند، زیرا آمریکا به دلیل علاقه به آن‌ها دست به این تحریم زده است و این موضوع وقتی جالب می‌شود که می‌دانیم بعضی از قاتلین، تروریت‌ها، قاچاقچیان مواد مخدر، جاسوسان، مجرمین امنیتی و ... در این زندان عامل علاقه آمریکا و در نتیجه تحریمش بوده‌اند. از این گذشته، با توجه به شرایط و نوع زندانیان زندان اوین با بسیاری از زندان‌های آمریکا، آیا کدام بیشتر شایسته تحریم واقعی هستند؟! آمریکا در جهان با 743 زندانی به ازای هر 100 هزار نفر، رتبه اول را در میان کشورهای دیگر جهان از نظر میزان زندانی به خود اختصاص داده است. این زندانیان آمار رسمی هستند اما چندین برابر این زندانیانی هستند که هرگز برایشان پرونده‌ای ثبت نشده و بدون هیچ دادگاهی در زندان‌های مختل تحت کنترل آمریکا محبوس شده‌اند. آمریکا نه تنها به وجود زندان‌های رسمی و مخفی در خاک خود بسنده نمی‌کند بلکه بیش از 50 زندان در 28 کشور مختلف دنیا را هم باید به این تعداد اضافه کرد. در کنار این بیش از 17 کشتی و ناو نیز تبدیل به زندان شده و در وسط آب‌های آزاد زندانیان زیادی را در خود محبوس کرده‌اند. بعلاوه بیش از 25 زندان در افغانستان و 20 زندان در عراق هم پس از اشغال این کشورها به دست نظامیان آمریکایی توسط ایالات متحده ایجاد و مدیریت شده است. روش‌های شکنجه‌ای که در هر کدام از این زندان‌های رسمی و مخفی یکی دیگر از واقعیت‌های تلخی است که اسناد و افشاگری‌های بسیاری برای آن منتشر شده و صورت گرفته است و حتی پای آن به کنگره آمریکا هم باز شده است. با این وجود اگر زندانی در جهان برای تحریم شدن پیشتاز باشد، قطعاً تحت مدیریت خود آمریکا قرار دارد. حمله به ایران، رؤیایی دست نیافتنی برای اسرائیل دشمنی مقامات اسرائیلی با ایران اسلامی سابقه‌ای طولانی داشته و رادیو فردا همواره ضمن بازتاب این دشمنی با صهیونیست‌ها همراهی کرده است. در این هفته نیز این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با گزارشی از اسنادی خبر داده است که نشان می‌دهند اسرائیل در سال 2011 میلادی طرحی برای حمله نظامی به ایران را دنبال کرده است. رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «تامیر پاردو، رئیس سابق سازمان جاسوسی اسرائیل، در یک مصاحبه از قصد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، برای "حمله به ایران" در سال ۲۰۱۱ خبر داد. خبرگزاری آسوشیتدپرس بر اساس بخش‌هایی از این مصاحبه که قرار است پنج‌شنبه شب، دهم خردادماه،‌از تلویزیون اسرائیل پخش شود می‌گوید که آقای نتانیاهو از ارتش کشورش خواسته بود برای حمله به ایران آماده شوند. به گفته آقای پاردو، نخست وزیر اسرائیل در آماده‌باش خود از ارتش خواسته بود که "برای حمله به ایران تا ۱۵ روز دیگر" آماده شوند. به گفته این مقام پیشین موساد، مقصود نخست وزیر اسرائیل از این آماده‌باش "نمایش یا مانور نظامی" نبوده است. آقای پاردو می‌گوید که به محض دریافت فرمان حمله، "با مشاوران حقوقی و هرکسی که می‌توانستم مشورت کردم تا بفهمم چه کسی قدرت صدور فرمان جنگ را دارد". او در ادامه می‌گوید که قصد داشت "مطمئن شود... که آغازگر عملیاتی غیرقانونی نخواهد بود". حمله‌ای که تامیر پاردو از آن سخن می‌گوید هرگز انجام نگرفت، و دفتر نخست وزیر اسرائیل نیز هنوز به انتشار این خبر واکنش نشان نداده است.» این که مقامات رژیم اشغالگر صهیونیستی در ذهن فاسد خود به دنبال حمله به جمهوری اسلامی باشند نکته عجیبی نیست، اما بد نبود رادیو فردا به دلیل انصراف اسرائیل از اجرای این طرح هم سخن می‌گفت. جمهوری اسلامی تنها حکومتی است که قاطعانه و بدون هیچ تردید و سستی در تمامی طول تاریخ خود با اشغالگری اسرائیل مقابله کرده و در کنار مردم مظلوم و بی‌دفاع فلسطین ایستاده است و طبیعی است که رویای مقامات اسرائیلی نابودی این چنین حکومتی باشد؛ اما قطعاً بررسی اظهارات خود این افراد از درون رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که ترس از شکست و اطمینانشان از این که نبرد با ایران پایانی بر پرونده آن‌هاست، مانع اجرای این‌گونه طرح‌ها می‌شود. ایهود باراک، نظامی و سیاست‌مدار با سابقه اسرائیلی در این باره می‌گوید: "برخی از مقامات دفاعی و امنیتی پیشین هم که مخالف حمله بودند، با سخنان و ارزیابی‌های خود در مورد "عواقب سنگین" چنین اقدامی، در دل افکار عمومی بذر ترس می‌کارند. این هراس دلایل محکمی هم داشت، زیرا ممکن بود که عواقب ضربه اسرائیل به سایت‌های اتمی ایران، به جنگ مستقیم میان اسرائیل با ایران و حزب الله بینجامد. یکی دیگر از دلایل نگرانی افکار عمومی [رژیم صهیونیستی] اسرائیل، شناخت درست آنها از میزان توانایی اسرائیل بود. نتانیاهو اسرائیل را به سوی یک "فاجعه" و "سقوط در دره" پیش می‌برد. آن‌ها می گویند وقتی دولتی [رژیم اشغالگری] نمی‌تواند تصمیم‌های شجاعانه برای حل نزاع خود با فلسطینی‌ها بگیرد، چگونه می‌تواند وارد رویارویی نظامی با ایران شود." یوزی رابین، کارشناس مشهور نظامی صهیونیست و مدیر اسبق برنامه دفاع موشکی اسراییل نیز یکی دیگر از افرادی است که به بخشی از دلایل این عدم حمله به ایران در سال‌های گذشته اذعان داشته و با اعتراف به قدرت بالای موشکی ایران اسلامی، می‌گوید: "به نظرم، ایرانی‌ها توان نصب بالک‌ها روی موشکهای بالستیک را داشته و می‌توانند با استفاده از قابلیت، دقت موشک‌های خود را شدیداً افزایش داده و موشکی با برد 2000 کیلومتر با توان حمله دقیق داشته باشند. در این صورت ایران نیازی به سلاح هسته‌ای ندارد. آن‌ها (ایران) می‌توانند با این موشک‌های 2000 کیلومتری که دقت بالایی پیدا کرده‌اند کشورهایی مثل اسراییل و حتی مصر را فلج کنند. اگر عاقلانه اهدافی را مثل نیروگاه‌ها انتخاب کرده و آنها را هدف قرار بدهند، پس بدون نیاز به سلاح هسته‌ای می‌توانند کشوری را فلج کنند." اعتمادی که اشتباه است! پس از خروج رسمی آمریکا از برجام، یکی از موضوعاتی که رادیو فردا در کنار اربابانش به دنبال آن بوده همراه ساختن اروپاییان با این تصمیم خودخواهانه مقامات ایالات متحده و توجیه این تصمیم بوده است که چندان توفیقی نیز در این مسیر برایشان به دست نیامد؛ اما این هفته شاهد انتشار گزارشی بودیم که از همراهی بانک‌های اروپایی با تحریم‌های ضد ایرانی جدید آمریکا حکایت داشت. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارشی با این موضوع نوشته است: «بانک "بی سی پی" سوئیس می‌گوید که در پی خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران، برجام، نقل و انتقالات جدید مالی با ایران را قطع کرده و در حال کاهش چشمگیر فعالیتهای مرتبط با ایران است. این بانک سوئیسی سه شنبه ۸ خرداد ماه به خبرگزاری رویترز گفته است که از ۸ مه (سه هفته پیش، همزمان با اعلام خروج دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا از برجام) تمامی نقل و انتقالات جدید مالی با ایران را متوقف کرده و آغاز به کاهش چشمگیر روابط با ایران در چهارچوب بیانیه دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی آمریکا کرده است. تحریم‌های آمریکا قرار است ۱۸۰ روز بعد از اعلام خروج این کشور از برجام عملیاتی شود، موضوعی که باعث شده است چندین شرکت اروپایی از جمله توتال فرانسه اعلام کنند که قادر به ادامه کار با ایران نیستند. رویترز می‌نویسد که بانک "بی سی پی" که از سال ۱۹۶۳ فعالیت می‌کند یکی از بازیگرهای فعال در زمینه نقل و انتقال مالی روابط تجاری و مالی با ایران بوده است.» این گزارش در شرایطی منتشر شده است که پس از خروج رسمی آمریکا از برجام تمام توان رادیو فردا و کاخ سفید بر این بود تا دولت‌های متحد و دوست همیشگی‌شان در اروپا را با خود در اعمال فشار بر ایران همراه سازند و این گزارش شاید نشان دهنده همین همراهی باشد اما از دو جهت می‌توان به این موضوع نگاه کرد. نگاه اول این است که واکنش‌های مقامات رسمی اروپایی کاملاً مخالف کاخ سفید است و حمایت همه‌جانبه آن‌ها از این توافق حداقل در ظاهر نشان می‌دهد که در این موضوع اتحادی میان آن‌ها و ایالات متحده وجود ندارد. اما نگاه دوم زیان بالایی است که کشورهای اروپایی از همراهی با آمریکا متحمل می‌شوند؛ بر اساس گزارش رسمی سازمان تجارت ایران، سوئیس در سال گذشته بزگترین صادرکننده کالا به ایران در میان کشورهای اروپایی بعد از آلمان بوده است. ارزش صادرات این کشور به ایران در سال گذشته خورشیدی ۸۲ درصد افزایش یافته و به ۲ میلیارد و ۱۵۸ میلیون دلار رسید. آلمان نیز سال گذشته صادرات به ایران را ۲۲ درصد افزایش داده و به ۳ میلیارد و ۸۳ میلیون دلار رساند. این کشور پنجمین صادرکننده بزرگ کالا به ایران بعد از چین، امارات، کره جنوبی و ترکیه است. سایر کشورهای مطرح اروپایی نیز دارای شرایطی مشابه هستند و تصور کنید با این حجم از تبادلات مالی و تجاری، قطع همکاری با ایران، چقدر می‌تواند آن‌ها را به بحران مالی سال‌های نه چندان دور بازگرداند. بعلاوه، یادمان نرود که رهبر معظم انقلاب پیشتر غیرقابل اعتماد بودن دولت‌های اروپایی را پیش‌بینی کرده و فرمودند: «حالا گفته می‌شود که برجام را می‌خواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من میگویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید -تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوهٔ دیگر. روش‌های سیاسی و دیپلماسی، روش‌های ویژه‌ای است؛ گاهی لبخند می‌زنند و در حال لبخند، خنجر را تا دسته در سینهٔ انسان فرو می‌کنند؛ دیپلماسی این است دیگر؛ با اخلاق خوش، با تعریف و تمجید که "بله شما خیلی خوبید، شما آقایید، ما میدانیم شما قرارداد را به هم نمی‌زنید،"! اگر چنانچه توانستید تضمین از آنها بگیرید به‌طوری که بشود اعتماد کرد، خب اشکالی ندارد، حرکتتان را ادامه بدهید؛ اگر نتوانید چنین تضمین قطعی‌ای را بگیرید -که بنده هم بسیار بعید میدانم که بتوانید تضمین بگیرید- آن‌وقت دیگر نمی‌شود این‌جوری حرکت کرد و این‌جوری ادامه داد.» تلاشی ناکام برای تخریب کمیته امداد امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نهادهایی ویژه برای گسترش خدمت‌رسانی ارزشی به مردم کشورمان راه‌اندازی شد که یکی از آن‌ها کمیته امداد امام خمینی (ره) است که وظیفه خدمت به محرومان، مستضعفان و نیازمندان را در ایران برعهده دارد. رادیو فردا در طول سال‌های مختلف حیاتش همواره به دنبال تخریب این گونه نهادها بوده و این هفته بار دیگر این نهاد انقلابی و مردمی را هدف تخریبش قرار داده است و با بهانه یک دروغ در خصوص منابع کمک‌رسانی کمیته امداد امام خمینی (ره) به مردم مظلوم غزه، تلاش کرده تا مردم را در مقابل این مجموعه قرار دهد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «بر اساس گزارش رسانه‌های ایران و فیلمی که از کمک‌های ایران از غزه منتشر شده است، نهادهای فلسطینی که کار توزیع کمک‌های ایران را برعهده دارند، با برپایی آشپزخانه‌های بزرگ و چادرهای رو باز، روزانه میان هزاران فلسطینی غزه خوراک رایگان تهیه شده با پول کمیته "امداد امام خمینی" را توزیع می‌کنند. فیلم انتشار یافته ظاهراً گزارشی است که ابتدا شبکه "پرس تی وی" ایران در آستانه ماه رمضان تهیه و منتشر کرد تا تاکیدی بر ادامه پشیتبانی جمهوری اسلامی ایران از مردم محصور غزه باشد. در این گزارش، نمایندگان گروه‌های فلسطینی که کار توزیع کمک‌های ایران به مردم غزه را به عهده دارند، با تاکید بر اینکه کمک‌های ایران امسال شامل ۳۰۰ هزار فلسطینی می‌شود، پی در پی از "جمهوری اسلامی ایران" و "کمیته امداد امام خمینی" سپاسگزاری می‌کنند. خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، نیز در آستانه ماه رمضان در گزارشی با عنوان "افطاری ایرانی در فلسطین" از توزیع افطاری اهدایی کمیته امداد میان فلسطینی‌ها خبر داد و یادآور شد که کمیته امداد امسال برای چهارمین سال پیاپی به مردم غزه در ماه رمضان کمک می‌کند. "کمیته امداد خمینی" سال‌های گذشته نیز کمک‌های زیادی را در میان مردم غزه، بویژه در ماه رمضان یا بعد از درگیری‌های شدید بین حماس و ارتش اسرائیل، توزیع می‌کرد. اما در حالی که وضعیت اقتصادی ایرانیان در ماه‌های اخیر رو به وخامت نهاده و شعارهای معترضان دی‌ماه پارسال در مخالفت با کمک‌های گسترده جمهوری اسلامی به سوریه، لبنان، عراق و غزه تندتر شده است، انتشار گزارش‌های مربوط به ادامه کمک‌های ایران به فلسطینی‌های غزه می‌تواند با حساسیت بخش‌هایی از ایرانیان روبرو شود. شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز در واکنش به فیلم انتشار یافته از غزه ناخشنودی خود را از این وضعیت بیان و تاکید کرده‌اند "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است". یک کاربر نوشته است که "مردم ایران برای نان خود کلیه می‌فروشند اما رژیم ایران به سیصد هزار فلسطینی غزه روزانه خوراک می‌دهد". کاربر دیگری نوشته است: "مادران ایرانی در زباله‌ها دنبال غذا می‌گردند و هدایای ایرانی با صدقه‌های گردآوری شده از سوی مردم ایران تهیه و به غیرایرانیان داده شده است". اما جمهوری اسلامی ایران از آغاز تأسیس این نظام، حمایت از فلسطینیان را در صدر سیاست‌های خود قرار داده و امسال نیز تاکید کرده است که آیین "روز قدس" را در آخرین جمعه ماه رمضان برای تقویت "محور مقاومت" برگزار خواهد کرد.» آیا واقعیت همین چیزیست که رادیو فردا به مخاطبین خود منتقل می‌کند؟! کمک‌رسانی جمهوری اسلامی به ملت مظلوم و بی‌دفاع فلسطین هرگز محرمانه و مخفیانه نبوده و فعالیتی مستمر است که با افتخار و با مشارکت کامل مردم کشور صورت می‌گیرد و همین امر نیز باعث خشم اسرائیل و متحدانش بوده است. بارها و در برهه‌های زمانی مختلف محموله‌هایی شامل کمک‌های مردمی ایران به مردم غزه رسیده و دوستی عمیقی میان ایرانیان و فلسطینیان تحت ستم اسرائیل برقرار بوده است. اما نکته این است که صدقاتی که مردم برای کمک به محرومان و مستضعفان کشورمان به کمیته امداد امام خمینی (ره) می‌رسانند، هیچ نقشی در این ماجرا نداشته و خبر فوق کاملاً شایعه‌ای بی‌اساس و به گفته رئیس این نهاد انقلابی، یک شیطنت رسانه‌ای بیش نیست و کمک‌های این مجموعه به مردم غزه فقط از طریث وجوهاتی صورت می‌گیرد که مردم کشورمان از طریق صندوق‌ها و حساب‌های ویژه کمک به فلسطین واریز می‌کنند. پرویز فتاح، رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) درباره این شایعه تصریح کرد: "یکی از مهمترین وظایف کمیته امداد را رسیدگی به یتیمان و محرومان است و از آنجایی که این امر جزو مهمترین فلسفه‌های وجودی انقلاب اسلامی است دشمنان کشور از این موضوع ناراحتند. ادعای رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر کمک کمیته امداد از طریق صندوق صدقات به افطار مردم غزه فقط یک شیطنت است. تاکید کرد: ما این کمک را از محل جمع آوری کمک‌های مردمی ندادیم چون چنین حقی نداریم و این کار ممنوع است، برای هرکدام از این کشورها صندوق جداگانه جمع آوری کمک وجود دارد. مردم ما طرفدار مقاومت و بخصوص فلسطین هستند، علاقه دارند به صندوق‌های مخصوص در نظر گرفته شده کمک کنند و شرعاً کمیته امداد موظف است در همان راه هزینه کند اما رسانه‌های معاند چون ضد مقاومت و جیره‌خوار اسرائیل هستند طبیعی است که بخاطر کمک خانواده‌های فلسطینی ناراحت شوند و کمپین "نه به صندوق صدقات" راه اندازی کنند. به لطف خدا و کوری چشم دشمنان پس از این کمپین در آمد کمیته امداد امام خمینی (ره) افزایش پیدا کرد و کمپین شکست خورد تا خاری در چشمان آنان باشد که امیدواریم این روند مثبت تداوم داشته باشد." تروریستی که مرگش هم برای رادیو فردا جذاب است! حمایت رادیو فردا از تروریست‌های تحت حمایت اربابانش تازگی و تمامی ندارد و در همین راستا این هفته نیز با انتشار خبر مرگ عامل تروریستی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 1360 که به شهادت تعداد زیادی از چهره‌های اثرگذار انقلاب اسلامی انجامید، دست به کار شده و تلاش کرده تا ضمن حمایت از وی، ایران را عامل مرگش معرفی کند: «دو فرد مظنون به قتل یک شهروند ایرانی در هلند که حدود یک سال‌ونیم پیش رخ داد، روز جمعه گذشته برای نخستین بار در شهر لِیلی‌اِستاد هلند در دادگاه حاضر شدند. در پی آن، روز دوشنبه هفتم خرداد یک نماینده پارلمان هلند خواستار توضیح مقامات هلندی در مورد احتمال "ترور سیاسی" فرد مقتول توسط جمهوری اسلامی شد. روزنامه "پارول" هلند روز جمعه در گزارشی نوشت که فرد مقتولِ این پرونده یعنی "علی معتمد"، "به احتمال قریب به یقین"، همان "رضا کلاهی صمدی" است که در دهه هشتاد میلادی به هلند پناهنده شد و از آن زمان با نام مستعار "علی معتمد" در این کشور زندگی می‌کرد. به نوشته این روزنامه و همچنین منابع ایرانی، (محمد) رضا کلاهی صمدی مسئول اصلی انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال ۱۳۶۰ بود؛ انفجاری که منجر به کشته شدن تعدادی از مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی از جمله محمد حسینی بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، شد. علی معتمد (یا بنا به گزارش جدید، به احتمال زیاد همان رضا کلاهی صمدی)، روز ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵، در سن ۵۶ سالگی در شهر آلمیره هلند در خیابان توسط فردی از نزدیک هدف گلوله قرار گرفت و همان روز در بیمارستان جان سپرد.» "رضا کلاهی صمدی" که بود؟! این عامل اصلی انفجار تروریستیسال 1360 دفتر حزب جمهوری که به شهادت چهره‌های برجسته‌ای در کشورمان انجامید، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سازمان مجاهدین خلق پیوست و به دستور این سازمان، بعنوان پاسدار به کمیته ولی‌عصر تهران، واقع در خیابان پاستور پیوست و خیلی زود با جلب اعتماد اعضای حزب جمهوری اسلامی به دفتر این حزب نفوذ کرد و بعنوان مسئول حفاظت سالن انتخاب شد. در ادامه سخنان برخی شخصیت‌های کشورمان و نزدیکان به "رضا صمدی کلاهی" در خصوص وی و جنایتی که مرتکب شده است را مرور می‌کنیم. آیت‌الله موحدی کرمانی: "کلاهی در شهید بهشتی نفوذ کرد و شهید بهشتی نیز به او اعتماد کرد. من به خاطر دارم که در جلسه شورای مرکزی حزب، کلاهی می‌گفت من باید تمام این ساختمان را به لحاظ امنیتی چک کنم تا یک وقت در پی این ساختمان مواد منفجره کار نگذاشته باشند. کلاهی عامل نفوذ و خیانت بود و با این ترفند پی ساختمان را کند و مواد منفجره را در آن کار گذاشت." آیت‌الله ری شهری، وزیر اطلاعات وقت: "نامبرده [کلاهی] در عراق در بخش عارفی (روابط با عراق) با نام مستعار «کریم» فعالیت می‌کرده و با یکی از منافقین به نام خورشید فرجی زنوز، اهل تهران، از دواج می‌کند. همسرش قبلاً مسئول نهادی بوده که تنزل رده داشته، مدتی فرمانده گردان ارکان (پشتیبانی) و مدتی مسئول تاسیسات بوده است. وی آموزش خلبانی را گذرانده بود و آخرین سمتش هم فرماندهی یگان پدافند، در به اصطلاح ارتش آزادیبخش بود. گفته می‌شود کلاهی در سال ۱۳۷۰ نسبت به سازمان منافقین مساله دار شده و در سال ۱۳۷۲ از سازمان جدا و در سال ۱۳۷۳ از عراق به آلمان رفته بود." سعید شاهسوندی، یکی از کادرهای جدا شده از سازمان منافقین: "درست در فردای هفتم تیر سال ۱۳۶۰، طبق برنامه‌ریزی قبلی، من و سه نفر دیگر به عنوان گروه مؤسس رادیو مجاهد، بنا به دعوت عبدالرحمن قاسملو [رهبر حزب دموکرات کردستان ایران] عازم محل دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان در ارتفاعات زمزیران شدیم. یکی دو ماه بعد فردی به جمع ما پیوست. او قدی نسبتاً کوتاه داشت با ظاهری نجیب و آرام و روحیه‌ای تشکیلاتی و اجرایی. هویت او برای همه ما مشخص نبود. او با نام "کریم" در بخش فنی رادیو مجاهد (فرستنده‌ها) سازماندهی شد. او که بعده ها کریم رادیو نام گرفت کسی جز محمدرضا کلاهی، عامل انفجار ۷ تیر نبود. آخرین شنیده‌های من در مورد او این است که در روند تحولات ایدئولوژیک درون سازمان مجاهدین، مساله‌دار شده و حتی شنیدم که در حاشیه است ولی به دلیل نقشی که در ماجرای هفتم تیر دارد دیگر امکان زندگی علنی نداشته و بصورت ناشناس زندگی می‌کند." علیرضا نادعالی، یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی و دوست نزدیک محمدرضا کلاهی: "من هیچگاه به خانه کلاهی نرفته بودم و خانه‌اش را ندیده بودم و آدرسش را هم بلد نبودم چون ظاهراً نمی‌خواست ما خانه‌اش را یاد بگیریم، اما ظاهراً بعد از چاپ عکسش در روزنامه‌ها، مردم به سپاه اطلاع می‌دهند و سپاه هم خانه‌اش را کشف می‌کند و ظاهراً در خانه‌اش عکس شاه و اینها را پیدا می‌کنند. چون ظاهراً خواهرش عضو چریک‌های فدایی خلق بوده است و برادرش هم عضو همین گروهک‌ها بوده و بعد از اینکه برادرش به ایران باز می‌گردد شناسایی و اعدام می‌شود. پدرشان هم ظاهراً قبل از انقلاب عضو ارتش بوده است. کلاً خانواده ضد انقلابی بوده‌اند." با این وجود باید به این نکته نیز دقت کرد که این تروریست بر اساس قوانین ایران و سراسر جهان، حتی خود آمریکا محکوم به مرگ است و سال‌ها پیش باید به هلاکت می‌رسید؛ هرچند هیچ سندی برای اثبات ادعای دخالت ایران در مرگ وی وجود ندارد، اما هلاکت کسی که با عملی تروریستی جان تعداد زیادی را گرفته است، چندان اتفاق خاصی محسوب نمی‌شود. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از خرداد ماه 1397 (08 الی 16 خرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 16 Jun 2018 14:30:46 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27151/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 198) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27056/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین ماه از سال 1397 با رویدادهای بزرگ و کوچک بسیاری همراه بود که هرکدام به شکلی به عنوان بهانه توسط ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفتند و در این بین رادیو فردا نیز که رسانه‌ای وابسته به دولت آمریکا شناخته می‌شود، از هر فرصتی برای تأمین منافع اربابانش و البته ابراز کینه و دشمنی علیه جمهوری اسلامی ایران بهره‌برداری کرد. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از خرداد ماه سال 1397 (24 الی 31 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل بازتاب تحریم ایران با ادعای کمک به یمن، نگرانی‌های عجیب آمریکا برای رفتار ایران در منطقه، تلاش برای کتمان نقش آمریکا در بحران داروی خارجی در ایران، تلاشی دوباره برای اثبات ارتباط ایران و طالبان، حمایت از بهائیان با مرکزیت اسرائیل، بهره‌برداری سیاسی از بلایای طبیعی در ایران، دلیل ترس اسرائیل از حضور ایران در سوریه، حمله عجیب رادیو فردا به سلبریتی‌ها و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. تحریم برای دفاع از بشریت یا نابودی آن؟! مطلب آغازین این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به یکی از عجیب‌ترین تحریم‌هایی اختصاص دارد که کاخ سفید علیه افرادی در ایران تصویب و اعمال کرده است؛ جایی که پنج ایرانی به اتهام نقش داشتن در انتقال موشک به دست نیروهای مردمی یمن که در جنگ با آل سعود و متحدانش هستند، متهم شده و به همین دلیل هدف تحریم‌های آمریکا قرار گرفته‌اند؛ اما ما میخواهیم در این مجله بررسی کنیم که این تحریم‌ها آیا برای دفاع از بشریت صورت می‌گیرد یا تلاش می‌کند تا موانع در مسیر نابودی آن را از بین بردارد؟! رادیو فردا در گزارشی ضمن پرداختن به این موضوع، نوشته است: «وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول خرداد اعلام کرد پنج شهروند ایرانی را به اتهام "آموزش و ارائه کمک‌های فنی به حوثی‌های یمن" که به آنها امکان داده تا موشک‌های بالستیک به سمت عربستان شلیک کنند، در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است. در بیانیه منتشر شده از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا افراد تحریم شده عبارتند از: مهدی آذرپیشه،‌ محمد آقا جعفری،‌ محمود باقری کاظم‌آباد،‌جواد بردبار شیرآمین و سید محمد علی حدادنژاد تهرانی. این بیانیه می‌گوید که چهارتن از این افراد – آذرپیشه، جعفری، کاظم آباد و شیرامین – از کانال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به حوثی‌ها کمک می‌کنند و یک نفر دیگر – تهرانی – در کار تامین مالی برای سپاه پاسداران است. تحریم‌های اعلام شده یک روز پس از اعلام "نقشه راه" مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا است که گفته بود: "شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران اعمال خواهد شد". آمریکا با خروج از برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به "برجام" گفته است که تحریم‌های تعلیق شده را باز می‌گرداند و تحریم‌های بیشتری را هم در دستور کار قرار خواهد داد. در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا آمده است: "اقدامات این افراد باعث توانمندی حوثی‌ها در زمینه شلیک موشک به سمت شهرهای سعودی و زیرساخت نفتی آن شده است. آنها همچنین مانع تلاش‌های بشردوستانه برای ارائه کمک به مردم یمن شده و آزادی تردد دریایی در آبراه‌های بین‌المللی را به خطر انداخته‌اند".» اما سوال اینجاست که این تحریم‌ها و دخالت‌های مختلف کاخ سفید برای حمایت از حقوق بشر و مردم یمن است یا برای تسهیل در کشتار آن‌ها دنبال می‌شود؟! ظاهرسازی رادیو فردا و دیگر ابزارهای رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید در راستای این است که اثبات کنند آمریکا دلسوز مردم یمن بوده و تلاش می‌کند تا حقوق بشر در تمامی جهان حفظ شده و در مقابل عاملین نقض آن ایستادگی شود، اما آیا واقعیت همین است؟! واقعیت‌ها نشان می‌دهد که ایالات متحده نه نگران حقوق بشر است و نه برای مردم یمن دل می‌سوزاند، بلکه نگران موانعی است که در مسیر اهداف خودش و عربستان سعودی که متحدش محسوب می‌شود ایجاد شده است. تداوم حملات عربستان به یمن و تسلط آل سعود بر منطقه برنامه‌ای دو سر برد برای آمریکاست که هم منافع منطقه‌ایش از طریق جنایات عربستان تأمین می‌شود و هم با فروش تسلیحات به آل سعود منافع مالیشان تداوم پیدا می‌کند و از این کشور مانند گاوی شیرده بهره‌برداری می‌شود؛ همانطور که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده خود نیز به این نقش عربستان در سیاست‌های کاخ سفید تأکید کرده است. آمریکا ایرانیان را به دلیل ادعای اثبات نشده انتقال موشک برای امنیت مردم یمن تحریم می‌کند، در شرایطی که موشک‌های آمریکایی هر روز بر سر مردم بی‌دفاع و غیرنظامی یمنی فرو می‌ریزد و حقوق بشر همچنان پابرجاست! البته قابل توجه است که پیشتر نیز ادعاهای مشابهی توسط مقامات مختلف آمریکا از جمله "نیکی هیلی" سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد علیه کشورمان مطرح شد اما خیلی زود با واکنش کارشناسان بسیاری مواجه بود و حتی بسیاری در داخل آمریکا این ادعاها را دروغی بزرگ دانستند. "رابرت دیوید استیل" از جاسوسان پیشین سازمان سیا و بنیانگذار مؤسسه "فعالیت اطلاعاتی سپاه دریائی" در آمریکا یکی از این افراد بود که "نیکی هیلی" را بخشی از پروژه دروغ‌پردازی کاخ سفید دانست و تأکید کرد که هیچ سندی برای اثبات این گونه ادعاها وجود ندارد. نگرانی آمریکا برای رفتار ایران در منطقه دومین موضوعی که این هفته در مجله هفتگی مورد بررسی قرار می‌دهیم، دلسوزی عجیب مقامات کاخ سفید برای منطقه و نگرانی‌های آن‌ها برای رفتار کشورمان در این بخش از جهان است؛ جایی که خود را به حق و مدافع جهانیان دانسته و ایران را خطری بزرگ برای امنیت و آرامش مردم منطقه معرفی می‌کنند و رادیو فردا نیز طبق معمول این ادعاها را با روش خاص خودش بازتاب می‌دهد. در گزارش رادیو فردا نوشته شده است: «وزیر خارجه ایالات متحده تاکید کرد راهبرد تازه در قبال ایران، دربرگیرنده "فشارهای بی‌سابقه" بر تهران با همکاری متحدان آمریکا، "حمایت از مردم ایران" و "حفظ چشم‌انداز دستیابی به توافقی جدید" است. آقای پومپئو روز دوم خرداد در نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا گفته راهبرد ارائه‌شده تازه در مورد ایران برای وارد کردن فشارهای بی‌سابقه بر حکومت ایران، "احتمالا مهم‌تر از هرچیزی برای حمایت از مردم ایران"، و نیز "حفظ چشم‌انداز دستیابی به توافقی جدید با [حکومت] ایران" صورت گرفته‌است. مایک پومپئو در جریان یک سخنرانی در روز دوشنبه که "راهبرد تازه واشینگتن در قبال ایران" توصیف شده گفته بود دولتش "شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران وضع خواهد کرد و اگر حکومت ایران رفتار خود را عوض نکند فشار تحریم‌ها افزایش خواهد یافت". پومپئو "۱۲ خواسته" را برای مذاکره و دستیابی به توافق جدیدی با تهران تعیین کرده‌است. وزیر خارجه آمریکا در نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان گفته تهران باید رفتارهای خود را تغییر دهد. پومپئو تاکید کرده واشینگتن در پی همکاری با متحدان خود "برای رسیدن به هدف مشترکی" است که مقابله با "تمامی تهدیدهای اتمی و غیر اتمی ایران" توصیف کرده‌است. در توئیتر کاخ سفید آمریکا نیز به‌نقل از وزیر خارجه آن کشور آمده است "مردم ایران مدت‌هاست خواستار احیای تاریخی طولانی و سرافراز خود، فرهنگ خود، تمدن خود و همکاری با همسایگان خود هستند. آمریکا امیدوار است که تلاش‌های برای صلح و امنیت، برای مردم ایران که مدت‌‌هاست در رنج هستند، نتیجه داشته باشد. ما مدت‌هاست خواستار موفقیت و رشد آن‌ها، در چند دهه گذشته، و در واقع اکنون، بیشتر از هر زمان دیگری، هستیم. امروز، ایالات متحده، به‌خود می‌بالد که برای رسیدن به این هدف راه تازه‌ای را برگزیده‌است." در توئیت دیگری در حساب کاربری وزارت خارجه آمریکا، مایک پومپئو، از کشورهای دیگر جهان "به‌طور مشخص کشورهایی" که اقتصاد قوی‌تری دارند، خواسته است "وظایف بیشتری را بر عهده گرفته و منابع بیشتری را در اختیار اهداف مشترک، چه در زمینه مقابله با تروریسم، توقف رفتارهای مخرب ایران" و مسائل دیگر اختصاص دهند.» اما ظاهرا مقامات آمریکایی از شدت خجالت بابت نوع سیاست‌ها و رفتارشان، هرچه باید به خودشان بگویند را به ایران نسبت می‌دهند تا شاید از عذاب وجدانشان کم کند؛ هرچند بعید به نظر می‌رسد که بویی از وجدان به آن‌ها رسیده باشد و مدت‌هاست که این ویژگی انسانی در آن‌ها از بین رفته است. نیم نگاهی به رفتار آمریکا در جهان به خوبی نشان می‌دهد که صلح جهانی و امنیت مردم دنیا، حقوق بشر و هر چیز دیگری که به انسانیت مربوط است با همین رفتارهای ایالات متحده و مقامات کاخ سفید به خطر افتاده و در معرض نابودی قرار دارد و اگر بخواهیم جهان و انسانیت را نجات دهیم، چاره‌ای جز تغییر سیاست‌های آمریکا وجود ندارد. از جنگ جهانی و حمله اتمی به ژاپن گرفته که هنوز آثار آن در چندین نسل بعد هم قابل رؤیت است تا جنگ تلخ ویتنام، تا نابودی مطلق افغانستان و عراق به بهانه‌هایی مختلف، خون مردم بی دفاع یمن، جنایت علیه بشریت در ایران، سوریه، فلسطین، نقض حقوق بشر در خود آمریکا و ... همگی منبع و منشاء مشترکی به نام کاخ سفید دارند که روز به روز نیز بر این لیست بلند بالا افزوده می‌شود. با چنین تاریخی از جنایت که خودش می‌تواند به عنوان چندین کتاب در دانشگاه‌ها تدریس شود، دلسوزی آمریکا برای منطقه و توصیه به ایران برای تغییر رفتار سوال‌برانگیز و عجیب به نظر می‌رسد. تلاش برای کتمان تحریم غیر انسانی دارو علیه ایران یکی از غیرانسانی‌ترین نوع تحریم‌های آمریکا علیه ایران که بیشتر از همه تحریم‌ها دشمنی و کینه ایالات متحده علیه مردم کشورمان را اثبات می‌کند، تحریم دارویی و مانع‌تراشی در مقابل انتقال داروهای خاص به کشورمان است که بیماران بسیاری را با مشکلات متعددی مواجه ساخته است. در این بین رادیو فردا در این هفته گزارشی منتشر کرده و تلاش کرده است تا با کتمان نقش این تحریم‌ها در کمبود داروی خارجی که کشورمان با آن مواجه است، تمام تقصیر را به مدیریت داخلی وابسته نشان دهد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود می‌نویسد: «مدیر انجمن دیستروفی ایران ضمن انتقاد از "کمبود بودجه در حوزه سلامت" در کشور گفت که وزارت بهداشت به دلیل "هزینه بالا"ی داروی بیماری اس‌ام‌ای "زیر بار واردات آن نمی‌رود". رامک حیدری، مدیرعامل انجمن حمایت از مبتلایان به دیستروفی [تحلیل عضلات]، در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران،‌ ایلنا، در ادامه خبر داد که مبتلایان به این بیماری "به دلیل نبود دارو" به مهاجرت از کشور روی آورده‌اند. بیماری اس‌ام‌ای یا "تحلیل ماهیچه‌های ستون فقرات" که زیرمجموعه بیماری دیستروفی به شمار می‌رود در نوزادان پیش از هر چیز بر ماهیچه‌هایی اثر می‌گذارد که به جویدن و بلع غذا کمک می‌کنند. این بیماری نادر که نوعی اختلال ماهیچه‌ای‌ـ‌عصبی است در ادامه اندام‌های حرکتی و تنفسی نوزاد بیمار را درگیر می‌کند. تنها داروی معتبری که تاکنون در کند کردن روند این بیماری اثر داشته دارویی با نام تجاری "اسپین‌رازا" است که در سال ۲۰۱۶ به تایید رسید. با این حال بهای این دارو برای هر دوز شامل شش آمپول ۷۵۰ هزار دلار، هر آمپول ۱۲۵ هزار دلار، است. این تنها قیمت دارویی است که برای یک سال اول درمان مورد نیاز است. همین هزینه بالا باعث شده است که، به گفته خانم حیدری، وزارت بهداشت ایران "زیر بار" واردات داروی اسپین‌رازا نرود. از سوی دیگر شرکت‌های بیمه نیز، به گفته خانم حیدری، از تحت پوشش قرار دادن بیماران عضو انجمن دیستروفی خودداری می‌کنند. این نخستین بار نیست که مبتلایان به بیماری‌های خاص در ایران از پوشش بیمه محروم می‌مانند. پیشتر نیز در سال ۹۲ رئیس انجمن تالاسمی ایران گفته بود که شرکت‌های بیمه تامین اجتماعی فقط برای کم کردن هزینه، بیماران تالاسمی را از پوشش خود خارج می‌کنند و آنها را از حمایت‌ دارویی محروم می‌کنند. دو هفته پیش نیز رئیس همین انجمن از مرگ ۹۳ بیمار مبتلا به تالاسمی، به دلیل "عارضه قلبی" ناشی از دریافت نکردن دارو یا تزریق داروی "بی‌کیفیت" خبر داد.» رادیو فردا در این گزارش تلاش کرده تا همه تقصیر مشکلات دارویی بیماران خاص را به گردن مدیریت ناصحیح مسئولان در داخل کشور بی‌اندازد، درحالی که سال‌هاست تحریم‌های ظالمانه اربابانش، موانع بسیاری در مسیر انتقال دارو به کشورمان ایجاد کرده است. غربی‌ها همواره در طول همه این سال‌ها ادعا می‌کنند که تحریم دارویی علیه ایران اعمال نشده است اما آیا واقعیت همین است؟! واقعیت این است که شاید عنوان تحریم دارویی مطرح نباشد اما به شکل‌های مختلفی مسیر انتقال دارو به ایران مسدود شده است و ایت غیر قابل انکار است. گاردین چندی پیش در گزارشی ویژه به همین موضوع پرداخت و پس از بررسی‌های دقیق و مصاحبه با کارشناسان مختلف اذعان نمود که شاید ایران بتواند از برخی شرکت‌های دارویی در خارج از کشور دارو خریداری کند اما موانعی از سوی آمریکا و متحدانش اعمال شده است که مانع نهایی شدن این خرید می‌شود که یکی از این موانع تحریم گسترده مالی و بانکی کشورمان است که اجازه نمی‌دهد بابت خرید دارو، وجهی به شرکت‌های تولیدکننده پرداخت شود و در نتیجه هرگز خرید دارو نهایی نشده و دارویی به کشورمان وارد نمی‌شود. درست است که گاهی شاید مشکلات مدیریت در داخل کشور وجود داشته و بتوان با طرح‌هایی حمایت از بیماران خاص را تا حد زیادی بالا برد اما این انصاف نیست که نقش غرب و به ویژه آمریکا در بحران داروی خارجی در ایران را کاملا نادیده گرفته و تمامی مشکلات به موضوعات داخلی محدود شود. تهمت به ایران برای کتمان ارتباط غرب با طالبان موضوع بعدی که مورد بررسی قرار می‌دهیم مربوط به تلاش‌های رادیو فردا برای متهم کردن جمهوری اسلامی در ارتباط و همکاری با طالبان است که پیشتر نیز بارها در برهه‌های زمانی مختلف و با بهانه‌هایی متعدد شاهد آن بوده‌ایم که هیچگاه نیز اثبات نشده‌اند. این بار رادیوی فارسی زبان وابسته به کاخ سفید اظهارات سفیر کشورمان در افغانستان در خصوص تلاش جمهوری اسلامی برای حضور طالبان در مذاکرات صلح با دولت مرکزی افغانستان را بهانه قرار داده و ادعاهای تکراری خود را بار دیگر مطرح می‌کند. در این گزارش رادیو فردا نوشته اس: «سفیر ایران در افغانستان ضمن تأیید "تماس" جمهوری اسلامی با گروه طالبان، ادعای مقام‌های افغان دربارهٔ حمله این گروه به استان فراه با هماهنگی جمهوری اسلامی، به دلیل "جنگ آب" بین دو کشور را تکذیب کرد. محمدرضا بهرامی شامگاه دوشنبه، ۳۱ اردیبهشت، در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا گفت: "به صراحت گفته‌ایم که با طالبان تماس داریم و حتی این تماس را تبدیل به ارتباط نکردیم زیرا نخواستیم برای طالبان مشروعیت‌زایی شود". وی تأکید کرد که هدف از این تماس "تشویق" گروه طالبان برای پیوستن به مذاکرات صلح با دولت افغانستان است و "همه کشورهای منطقه" نیز با در همین رابطه با این گروه تماس دارند. حکومت ایران زمانی گروه طالبان را یکی از بزرگ‌ترین خطرهای امنیتی برای خود تلقی می‌کرد اما رابطه جمهوری اسلامی ایران با این گروه چند سالی است که ابعاد دیگری به خود گرفته‌است. در همین حال رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی پیش از این به نقل از "یک منبع مطلع" خبر داده بود که "افزایش ابعاد عملیات مخفی همکاری بین تهران و طالبان افغانستان به رهبری ملا منصور" پس از افزایش تهدیدات حکومت اسلامی (داعش) در افغانستان در اوایل سال ۲۰۱۵ میلادی صورت گرفته‌است. سال ۹۵ نیز گزارش‌ها دربارهٔ حضور ملا اختر منصور، رهبر کشته‌شده طالبان افغانستان، در ایران خبرساز شد اما وزارت خارجه ایران این گزارش‌ها را تکذیب کرد.» اما واقعیت این است که تماس جمهوری اسلامی با طالبان همانطور که "محمدرضا بهرامی"، سفید کشورمان در افغانستان به آن اشاره کرده فقط و فقط در راستای ایجاد فضایی برای ورود این گروه به پیوستن به مذاکرات صلح با دولت افغانستان و تنها در حد یک تماس صورت گرفته که این نوع تماس‌ها کاملا مرسوم بوده و علاوه بر ایران کشورهای دیگری نیز برای این موضوع با طالبان تماس برقرار کرده‌اند و چیزی برای مخفی کردن وجود ندارد؛ اما رادیو فردا با سیاست ضد ایرانی خود تلاش کرده تا از این موضوع به عنوان فرصتی برای حمله به کشورمان و طرح ادعاهای پیشین خود مبنی بر ارتباط و همکاری ایران و طالبان استفاده کند. از طرفی نباید نادیده گرفت که اسناد بسیاری نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس به عنوان دولت‌های خارجی حاضر در افغانستان ارتباط بسیاری با طالبان داشته و حمایت‌های بسیاری به این گروه ارائه داده‌اند. اسناد بسیاری بارها افشا شده که نشان می‌دهد انگلیس بر پایه یک توافق و همکاری دوطرفه، در پایگاه‌های مخفی خود نیروهای طالبان را تحت آموزش‌های نظامی قرار داده است و همین موضوع برای آمریکا نیز مطرح بوده و اعتراضات بسیاری نیز به دنبال داشته است. در یکی از این موارد، چندی پیش شماری از وکلای مردم هرات در شورای ولایتی افغانستان بارها تأکید کردند که اسناد و مدارکی در اختیار دارند که اثبات می‌کند گروه‌های مخالف دولت این کشور از جمله طالبان با نیروهای خارجی، به ویژه آمریکا در ارتباط بوده و حمایت‌های مختلف مالی و تسلیحاتی را از آن‌ها دریافت می‌کنند. نگرانی جهانی برای بهائیان، زیر سایه اسرائیل! بارها در شماره‌های پیشین مجله هفتگی به حمایت‌های مداوم رادیو فردا و اربابانش از بهائیان پرداختیم اما اینبار شاهد گزارشی از رادیو فردا بودیم که به نگرانی جامعه جهانی بهائیت در خصوص وضعیت پیروان این فرقه ضاله در کشورمان پرداخته است و جالب اینجاست که این جامعه به ظاهر جهانی زیر سایه اسرائیل موجودیت دارد. در این گزارش نوشته شده است: «جامعه جهانی بهایی روز جمعه چهارم خرداد نسبت به "موج جدیدی از دستگیری و یورش به منازل بهاییان در شهرهای مختلف ایران" ابراز نگرانی کرد. بنابر بیانیه جامعه جهانی بهایی، بازداشت شماری از بهاییان در استان‌های اصفهان، البرز و خراسان رضوی "از یک استراتژی هماهنگ در میان مقامات دولتی" جمهوری اسلامی خبر می‌دهد». بنابر همین گزارش، شمار زیادی از این بازداشت‌ها "با یورش مأموران به منازل بهاییان و ضبط کتب و نوشته‌های مذهبی آنان همراه بوده است". جامعه جهانی بهایی، که در ژنو مستقر است، خواستار آزادی سریع بازداشت‌شدگان و پایان دادن به چهار دهه تبعیض علیه شهروندان بهایی شده است. در سال‌های اخیر شهروندان بهایی در ایران بجز بازداشت و دریافت احکام حبس، همواره با محدودیت‌های شغلی، پلمب مغازه‌ها و محرومیت از تحصیل هم مواجه بوده‌اند. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی عمدتا شهروندان بهایی بازداشت‌شده را به "تبلیغ علیه نظام"، "جاسوسی" و "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" متهم می‌کند؛ اما بهاییان همواره این اتهام‌ها را رد کرده‌اند و نهادهای مدافع حقوق بشر نیز بارها از روند "سرکوب سیستماتیک بهاییان در ایران" انتقاد کرده‌اند. از جمله دیده‌بان حقوق بشر، سازمان "خانه آزادی"، گزارشگران ویژه سازمان ملل و گزارش‌های سالانه وزارت خارجه آمریکا بارها نیروهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را به "آزار گسترده و سرکوب سیستماتیک شهروندان بهایی در ایران" متهم کرده‌اند. شماری از وکلا و حقوقدانان مدافع حقوق بشر نیز چند ماه پیش در نامه‌ای به به دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران، از او خواستند با اذعان به "آزار و سرکوب بهائیان"، برای "بهبود وضعیت موجود" اقدام کند. بان کی مون، دبیرکل پیشین سازمان ملل، در گزارشی که سال ۲۰۱۶ درباره وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر کرد، بهاییان را "ستم‌دیده‌ترین اقلیت دینی ایران" خوانده بود.» پیشتر بارها درباره دلایل مقابله قضائی و قانونی در ایران با برخی از پیروان فرقه ضاله بهائیت به تفصیل سخن گفته‌ایم؛ از خیانت‌های این فرقه به مردم ایران در طول سال‌های دراز گرفته تا جایاتی که در طول تاریخ مرتکب شده‌اند و همچنان آثار آن باقیست و ... در پرونده این فرقه شیطانی که پایه و اساس آن ظلم و جنایت است، کاملا اثبات شده و غیر قابل انکار هستند. بارها مقامات سیاسی و قضائی ایران تأکید کردند که با همه این وجود که بهائیت دین محسوب نشده و ساخته تفکرات شیطانی غرب است، اما باز هم هیچ شخصی به دلیل اعتقاداتش محدود و بازداشت نشده و دلیلی به جز این باورها دارد؛ بی قانونی و جرم و جنایت از طرف هر فردی با هر آیینی که باشد، قابل بررسی و برخورد است و این دلیل نمی‌شود که فردی با ادعای عنوان بهائی، فعال محیط زیست، فعال حقوق بشر و ... خود را مستثنی ساخته و امثال رادیو فردا نیز به حمایت از او بپردازند. به علاوه، نگرانی‌های جامعه جهانی بهائیت که برخلاف ظاهر و ادعای رادیو فردا که ژنو را مقر آن نشان می‌دهد، سرزمین‌های اشغالی تحت سلطه اسرائیل مرکز اصلی آن است، برای مردم ایران، کاملا معنادار بوده و بار دیگر ارتباط بین بهائیان و صهیونیست‌ها را نشان می‌دهد. از گذشته تا به امروز اسناد بسیاری برای اثبات همکاری بهائیان و صهیونیست‌ها در دسترس بوده و قابل توجه است؛ بسیاری معتقد هستند که بهائیان نقش بسزایی در اشغال فلسطین به دست اسرائیل و پایه‌ریزی رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی دارند و حتی بسیاری بر این باور هستند که بهائیان در سراسر جهان، حتی ایران، منبع مالی بالایی را به طور مستمر در اختیار اسرائیل قرار داده و از این طریق در جنایات آن‌ها علیه بشریت شریک می‌شوند؛ البته اسنادی نیز در اثبات جاسوسی بهائیان علیه ایران و به سود اسرائیل هم پیشتر به دست آمده و منتشر شده است. آرامگاه بهاءالله به عنوان قبله بهائیان جهان و مقدس‌ترین مکان برای پیروان این فرقه ضاله در شمال "عکا"، یکی از مناطق تحت تصرف اسرائیل قرار دارد و آرامگاه سیدعلی‌محمد باب نیز در "حیفا" دیگر شهر بزرگ تحت تسلط اسرائیل واقع است و این خود اثباتی بر همکاری و ارتباط همیشگی بهائیان با صهیونیست‌هاست. رادیو فردا از بلایای طبیعی هم نمی‌گذرد! دشمنی رادیو فردا با ایران و جمهوری اسلامی کاملا عیان و غیر قابل انکار است اما در این هفته شاهد نوعی از ابراز این دشمنی بودیم که نشان می‌دهد ضمن کاهش بهانه، از هیچ راهی برای این خصومت غافل نیست؛ این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این هفته از بلایای طبیعی در ایران بهره‌برداری سیاسی کرده و تلاش کرده است تا اهداف مورد نظر خود و اربابانش را از این طریق دنبال کند. رادیو فردا با اشاره به وقوع سیل در برخی از مناطق ایران می‌نویسد: «گزارش‌خبرگزاری‌های ایران حاکی است که در سیلاب‌های شش روز گذشته در ۱۳ استان ایران، حداقل هشت نفر فوت شده‌اند و یک نفر مفقود شده است. مرتضی سلیمی، رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر، روز شنبه پنجم خرداد، در مصاحبه با سایت "باشگاه خبرنگاران جوان" گفت که از ۳۰ اردیبهشت تا پنجم خرداد ۱۳ استان کشور درگیر سیل و آبگرفتگی بودند. آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، اصفهان، البرز، تهران، چهارمحال و بختیاری، زنجان، قزوین، قم، کردستان، گیلان و همدان از جمله استان‌هایی هستند که در آنها سیل و آبگرفتگی رخ داده است. رئیس سازمان امداد و نجات عملیات امدادگران پیش از این اعلام کرده بود که از ۱۸ تا ۲۸ اردیبهشت‌ماه، ۹ نفر در استان‌های خراسان جنوبی، آذربایجان غربی‌ و شرقی و چهارمحال و بختیاری بر اثر جاری شدن سیل جان باخته‌اند. سال گذشته نیز برخی از مناطق ایران شاهد خسارات ناشی از سیل و آب گرفتگی بود و دراین حوادث ده‌ها نفر کشته شدند. با وجود بارش‌های پراکنده، ایران از کم‌آبی مزمن و کاهش چشمگیر سطح آب‌های زیرزمینی رنج می‌برد که باعث خشکی و فرورفتگی دشت‌ها شده است. از بین رفتن پوشش گیاهی و خشکی بیش‌ از حد خاک نیز به نوبه خود باعث افزایش سیلاب‌ها می‌شود.» اما در شرایطی رادیو فردا با بزرگنمایی حوادث طبیعی در ایران را بازتاب داده و تلاش می‌کند تا از عدم مدیریت صحیح در کشورمان برای مقابله با این حوادث خبر دهد که در خود آمریکا با همه ادعاهایش، بلایا و حوادث طبیعی به شکل‌هایی مختلف هر ساله قربانیان بسیاری را به کام مرگ می‌کشد. از طوفان گرفته تا برف و سرما، آتش‌سوزی جنگل و ... انواع حوادثی هستند که مردم آمریکا را با خطر مواجه می‌سازند. سال گذشته بر اثر طوفان سهمگین هاروی، بر اساس آمارهای ناقص منتشر شده بیش از چهل نفر در آمریکا جانشان را از دست دادند و بیش از پنجاه هزار نفر آواره شدند که از این تعداد تنها 17 هزار نفر در اردوگاه‌هایی اسکان داده شدند؛ هرچند به اذعان بسیاری از رسانه‌های آمریکایی آمار واقعی بسیار بیشتر از این تعداد است. آتش‌سوزی جنگل‌های کالیفرنیا نیز سال گذشته هفته‌ها غیر قابل مهار ادامه داشت و بر اساس آمارهای مختلف قربانیان، گمشدگان و ...، بیش از 300 نفر قربانی این آتش‌سوزی شده و چندین هزار نفر مجبور به ترک خانه‌هایشان شدند. در همین سال در پی برف و سرمای شدید هوا، بیش از 15 آمریکایی در سرما یخ زدند و جانشان را از دست دادند. این‌ها فقط نمونه‌هایی از حوادثی هستند که در یک سال مردم آمریکا را با خطرات سهمگینی مواجه ساخته و تلاش‌های صورت گرفته برای کنترلشان نیز چندان مؤثر نبوده است؛ با این وجود کاملا منطقی است که باید پیش‌بینی لازم برای مقابله حداکثری با این گونه بلایای طبیعی ایجاد شود اما این که از یک حادثه این چنینی بهره‌برداری سیاسی شده و از آن در جهت سیاه‌نمایی استفاده شود فقط از رادیو فردا برمی‌آید. چرا اسرائیل نگران آینده سوریه است؟! از ابتدای حضور ایران در کنار مردم سوریه برای مقابله با تروریست‌ها مدام شاهد جبهه‌گیری‌های اسرائیل و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا برای این حضور مؤثر بوده و هستیم؛ حضوری که شکستی سنگین برای تروریست‌ها به همراه داشت و در مواقعی چندین بار اسرائیل را وادار به حمله به مواضع نیروهای مقاومت در سوریه کرد. اینبار نیز رادیو فردا در گزارشی از تأکید مقامات اسرائیلی برای خروج کامل ایران از سوریه و عدم همکاری با دولت این کشور خبر داده است. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارش خود نوشته است: «بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، می‌گوید در دیدارهای هفته آینده خود با رهبران آلمان و فرانسه تاکید خواهد کرد که ایران نباید در سوریه حضور نظامی داشته باشد. همزمان، آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، برای اعلام خواسته‌های کشورش علیه حضور نظامی ایران در سوریه، راهی مسکو می‌شود تا مذاکرات کشورش با کرملین در این باره را ادامه دهد. به گزارش خبرگزاری‌ها و رسانه‌های اسرائیل، آقای نتانیاهو روز دوشنبه هفتم خرداد در نشست حزب "لیکود" گفت که در سفر اروپایی‌اش، مواضع اسرائیل را در مورد خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران و لزوم پایان دادن به حضور نظامی ایران در سوریه "به صریح‌ترین شکل" مطرح می‌کند و می‌گوید که پای ایران از سوریه باید قطع شود. نخست‌وزیر اسرائیل گفت که این خواسته، تنها بازتاب نظرات کشورش نیست بلکه "با اطمینان" می‌گوید که کشورهای دیگری در خاورمیانه و فراتر از حوزه خاورمیانه، در این خواسته شریک اسرائیل هستند. اشاره وی به خواسته کشورهای دیگر خاورمیانه به پایان حضور نظامی ایران در سوریه، به احتمال زیاد به کشورهایی مانند عربستان سعودی است که به تازگی اشتراک‌نظر آن با اسرائیل در امور مرتبط با ایران، تقویت و آشکار شده است.» نکته قابل توجه در این اصرارهای اسرائیل برای عدم حضور ایران در سوریه، نگرانی آن ها از تقویت جبهه مقاومت است؛ جبهه‌ای که در طول تمامی این سال‌ها مانع آرامش مطلق صهیونیست‌ها در اشغال‌گری شده و همواره در حساسترین موقعیت‌ها شکست‌های سنگینی را بر آن‌ها تحمیل ساخته است. پیش از هجوم تروریست‌های تحت حمایت مثلث غربی – عربی – اسرائیلی به سوریه، این کشور پشتیبانی جدی برای جبهه مقاومت اسلامی شناخته شده و با اثرگذاری مثبت خود از مردم مظلوم فلسطین و نیروهای مقاومت لبنان در برابر اشغالگری و ظلم اسرائیل حمایت کرده است. همین حمایت‌ها به اذعان بسیاری از کارشناسان باعث شد تا آنان که منافعشان در خطر افتاده بود، دست به کار شده و با پایه‌ریزی و هدایت گروه‌های مختلف تروریستی مانند داعش، تلاش کردند تا ضمن ایجاد روزنه‌ای برای نفوذ خود به این کشور و منطقه، مانع این مسیر حمایتی از جبهه مقاومت شده و انتقام خود را از مردم سوریه بگیرند؛ اما جریان به گونه‌ای دیگر رقم خورد. برخلاف ادعاها و تلاش‌های حامیان اسرائیل، این حضور ایران در سوریه بود که اثربخش و سازنده بود و موفقیت‌های بسیاری در نبرد با تروریست‌ها برای مردم سوریه به ارمغان آورد. اکنون نه تنها آینده‌ای که اسرائیل و حامیانش برای سوریه تصور می‌کردند وارونه شده، بلکه با نزدیکی بیشتر جمهوری اسلامی با مردم سوریه، جبهه مقاومت بیش از پیش قدرت یافته و این دقیقا دلیل اصرار مقامات رژیم صهیونیستی و رادیو فردا برای خروج ایران از سوریه است تا شاید با عدم حضور ایران در کنار مردم جنگ‌زده سوری، بار دیگر بتوانند کنترل امور را در دست گرفته و ترورست‌های تحت نفوذ خود را در این کشور تقویت کنند. وقتی رادیو فردا از پشت به سلبریتی‌ها خنجر می‌زند! آخرین موضوع مورد بررسی ما در این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز، خنجری است که رادیو فردا از پشت به سلبریتی‌ها در ایران وارد می‌کند؛ جایی که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بر خلاف گذشته که با بزرگ‌کردن آن‌ها برای مقابله با جمهوری اسلامی بهانه می‌ساخت، این‌بار بر پایه یک شایعه، آبروی آن‌ها را هدف می‌گیرد. رادیو فردا در گزارشی می‌نویسد: «یک روز پس از گفته‌های رئیس "پلیس فتای تهران" درباره مسدود شدن حساب‌های معرفی شده توسط "چهار سلبریتی" برای کمک به زلزله‌زدگان کرمانشاه، دو مقام سازمان بهزیستی و کمیته امداد از عملکرد سلبریتی‌ها در این زمینه انتقاد کردند. در روزهای گذشته سایت "باشگاه خبرنگاران جوان" وابسته به صداوسیما و سایت امنیتی "مشرق نیوز" به نقل از تورج کاظمی رئیس پلیس فتای تهران، از مسدود شدن حساب‌های معرفی شده توسط یک فوتبالیست و سه بازیگر سینما برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای زلزله‌زدگان کرمانشاه، خبر داده بودند. زمین‌لرزه ۷.۳ ریشتری که ۲۱ آبان سال ۹۶ در مرز ایران و عراق واقع در استان کرمانشاه روی داد بیش از ۶۰۰ کشته و بیش از ۱۰ هزار زخمی برجای گذاشت. در ماه‌های گذشته گزارش‌های زیادی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از کمبودها و انتقادهای مردم منطقه از جمله کمبود کانکس و سرویس بهداشتی، مرگ چند کودک به دلیل سرما و آب‌گرفتگی چادرهای زلزله‌زدگان منتشر شده‌است.» این گزارش رادیو فردا از این حیث قابل توجه است که در جریان زلزله آبان‌ماه غرب کشور، مدام با انتشار گزارش‌هایی با حمایت از این دسته از سلبریتی‌ها و چهره‌های معروف سینمایی، ورزشی، سیاسی و ... تلاش کرد تا با بزرگنمایی بی‌کفایتی حکومت جمهوری اسلامی در خدمت‌رسانی به زلزله‌زدگان این تصور را در ذهن مخاطبینش ایجاد کند که این افراد جور حکومت را می‌کشند و با این کار نه تنها به مردم کمک می‌کنند بلکه در مقابل حکومت هم ایستاده‌اند. اما اکنون همین رسانه وقتی خرش از پُل می‌گذرد، به سلبریتی‌های محبوب خودش هم رحم نکرده و اینبار با گزارشی این‌چنینی کمر به نابودی آبروی آن‌ها می‌بندد؛ آن هم در شرایطی که هنوز این ادعاها در حد شایعه بوده و سندی برای اثبات آن وجود ندارد و تنها یک شایعه پشتوانه رادیو فردا برای حمله به این چهره‌های معروف است. البته نباید از دو نکته دیگر در این واکنش رادیو فردا غافل بود؛ نکته اول این که شخصیت‌های بسیاری به بهانه کمک به زلزله‌زدگان از مردم درخواست مشارکت مالی کردند که صادق زیباکلام، فعال سیاسی پر حاشیه که همواره یکی از بهانه‌های این رسانه ضد ایرانی برای حمله به حکومت جمهوری اسلامی بوده نیز یکی از همین افراد است اما اکنون که بحث بردن آبروی آن‌هاست نامی از این گونه افراد مورد علاقه رادیو فردا نیست و به عبارتی بهتر تلاش شده تا چهره‌ها بر اساس هم‌سویی با غرب قربانی این گزارش شوند. و نکته دوم این که با زیرکی رسانه‌ای در گزارش رادیو فردا تلاش شده تا این حس به گروهی از مخاطبین منتقل شود که حکومت جمهوری اسلامی نه تنها خود به زلزله‌زدگان خدمت‌رسانی نمی‌کند، بلکه با این چنین رفتارهایی مانع کسانی‌ می‌شوند که داوطلبانه به هموطنانشان خدمت می‌کنند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از خرداد ماه 1397 (01 الی 08 خرداد ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Thu, 07 Jun 2018 11:12:59 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/27056/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 197) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26991/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته پایانی اردیبهشت‌ماه 1397 نیز همانند هفته گذشته تحت شعاع خروج آمریکا از برجام و پیامدهای مختلف آن قرار گرفته است؛ جایی که ابزارهای رسانه‌ای مختلف وابسته به دولت آمریکا از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تمام توان خود را به کار گرفت تا ضمن حمایت از این رفتار خودخواهانه کاخ سفید و توجیه آن، انتظارات خود از ایران و اروپا، پس از این را در قالب گزارش‌هایی ابراز نماید. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و هفتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از اردیبهشت ماه سال 1397 (24 الی 31 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و هفتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل ادامه تلاش‌های رادیو فردا برای توجیه خروج آمریکا از برجام و تأکید همزمان بر لزوم همراهی ایران با این توافق، واکنش متناقض این رسانه ضد ایرانی با اعتراضات صنفی، ادامه حمایت‌های غربی از مجرمینی که "دراویش گنابادی" نام گرفته‌اند، دلواپسی‌های معنا‎دار رادیو فردا برای تلگرام و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. نگاه رادیو فردا به آینده برجام همانطور که هفته گذشته به بررسی واکنش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در قبال خروج آمریکا از برجام پرداختیم، در این هفته نیز به دلیل اهمیت پیامدهای این موضوع در دنیای رسانه و ادامه بهره‌برداری‌های خاص رادیو فردا از آن، باز هم مجله هفتگی رادیو دیروز را با بررسی گزارش‌هایی از این دست آغاز می‌کنیم. در این هفته نیز رادیو فردا تلاشی همه‌جانبه داشته است تا ضمن توجیه رفتار خودخواهانه ایالات متحده در قبال برجام، در قالب گزارش‌های خود از لزوم همراهی متحدان اروپایی آمریکا با این تصمیم کاخ سفید و البته لزوم پایبندی همیشگی ایران به تعهدات خود در قبال برجام، حتی پس از نقض آن توسط غرب، سخن بگوید. در نگاه رادیو فردا به آینده برجام را در سه حوزه مختلف مورد بررسی قرار می‌دهیم: اذعان به اختلاف عمیق آمریکا و اروپا در قبال برجام یکی از پیامدهای خروج خودخواهانه آمریکا از برجام، ایجاد اختلافی میان این کشور و متحدانش در اروپا بود که با این تصمیم کاخ سفید، منافع سیاسی و اقتصادی خود را در خطر دیده بودند؛ این اختلاف به قدری در این چند وقت اخیر آشکار و علنی شد که حتی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز که همواره برای مخفی کردنش تلاش می‌کرد، نتوانست از کنار آن عبور کند و در گزارشی به شکلی خاص به آن اذعان نمود. این رسانه ضد ایرانی در یکی از گزارش‌های این هفته خود می‌نویسد: «گزارش ها حاکی است که رهبران کشورهای اروپایی روز چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت توافق کردند که برای حفظ توافق هسته ای با ایران، برجام تلاش کنند و به روابط اقتصادی خود با تهران ادامه دهند. به گزارش رویترز،این نخستین نشست رهبران ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپاپس از تصمیم دونالد ترامپ برای خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران بود و حاضران در نشست صوفیه پایتخت بلغارستان تصمیم فوری در این زمینه اتخاذ نکردند. دونالد توسک، رئیس شورای اروپا گفته است، تا زمانی که ایران به تعهدات خود در چارچوب توافق هسته ای پایبند باشد، اتحادیه اروپا نیز آن را رعایت خواهد کرد. در همین زمینه، یک منبع اروپایی در خصوص نشست روز چهارشنبه در صوفیه به رادیو اروپای آزاد گفته است، در کل مذاکرات بسیار سازنده، مثبت و منسجم در مورد همه مسائل انجام شد. یک دیپلمات اروپایی پس از مذاکرات روز چهارشنبه به رویترز گفته است: رهبران اروپایی توافق کردند که کار برای محافظت از شرکت های اروپایی را که احتمالا هدف تحریم های آمریکا قرار می گیرند، آغاز کنند.» ما پیشتر نیز شاهد بروز این شکاف میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش در خصوص برجام بودیم؛ جایی که تمامی مقامات رسمی و غیر رسمی اروپایی و حتی سازمان‌های بین‌المللی ضمن اعتراض به تصمیم دولت آمریکا برای خروج از برجام، از لزوم پایبندی و حفظ این توافق سخن گفته بودند. "پائولو جنتیلونی"، نخست وزیر ایتالیا در واکنش به این اقدام کاخ سفید تأکید کرد: توافق هسته ای نقش مهمی در امنیت منطقه دارد و لذا باید حفظ شود. "آنتونیو گوترش"، دبیرکل سازمان ملل متحد با اعتراض به کاخ سفید، در واکنش به نقض برجام گفت: من بسیار نگران خروج آمریکا از برجام و شروع تحریم های جدید علیه ایران هستم. من دیگر شرکت کنندگان در این توافق را به انجام کامل تعهدات خود تحت برجام فرا می خوانم و از اعضای دیگر سازمان ملل متحد می خواهم که از این توافقتنامه حمایت کنند. "میکائیل راث"، معاون وزیر امور خارجه آلمان، در پیامی توئیتری خطاب به سایر مقامات اروپایی نوشت: اکنون ما اروپائیان باید تا جایی که می توانیم توافق هسته ای با ایران را حفظ کنیم. "ترزا می"، نخست‌وزیر انگلیس با اعلام تأسف برای تصمیم رئیس جمهور آمریکا در قبال برجام، تأکید کرد: به همه کشورهای جهان یادآور می شوم که برجام، پشتوانه‌ای حقوقی به نام قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل دارد و مفاد آن کماکان برای جهانیان لازم‌الاجرا است. "دونالد تاسک"، رئیس شورای اروپا نیز در همین رابطه اعلام کرده بود: رهبران اتحادیه اروپا درباره تصمیم دونالد ترامپ درباره ایران گفتگو خواهند کرد تا این اتحادیه رویه واحدی را در این موضوع در پیش بگیرد. و اکنون کاملا مشخص شده است که روند طی شده توسط کشورهای اروپایی به دنبال حفظ توافقی خواهد بود که دولت امریکا آن را توافقی بد دانسته و از آن خارج شده است. این تقابل سیاسی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش در گذشته به ندرت اتفاق افتاده و هرگز توسط رسانه‌های وابسته پوشش داده نشده بود اما شکاف ایجاد شده بر سر برجام، آن قدر عمیق هست که رادیو فردا نتوانسته از کنارش عبور کند. تلاشی برای آشتی دوباره متحدان همیشگی در ادامه موضوع بالا و شکافی که میان آمریکا و کشورهای اروپایی ایجاد شده است، رادیو فردا در گزارشی دیگر تلاش می‌کند تا اعتراف قبلی خود را به نوعی جبران کند و به همین دلیل به طوری ویژه به رایزنی‌های مقامات آمریکایی با چند کشور اروپایی پرداخته است که بیشتر به تلاش ایالات متحده برای آشتی دوباره با متحدان همیشگی‌اش شبیه است. در این گزارش رادیو فردا نوشته شده است: «سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت گفته است، مایک پومپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده طی روز های اخیر مذاکرات فشرده ای با همتایان فرانسوی، بریتانیایی و آلمانی خود درباره ایران انجام داده است. به گزارش رویترز، هدر نائورت، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای گفته است، وزیر خارجه مایک پومپئو در چند روز اخیر با ژان ایو لودریان، وزیر خارجه فرانسه، بوریس جانسون، وزیر خارجه بریتانیا و هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان گفت وگو کرده است. وی اضافه کرده است: آقای پومپئو در این مذاکرات بر منافع مشترک آمریکا و اروپا در جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای و مقابله با فعالیت های بی ثبات کننده ایران در منطقه تاکید کرد. خانم نائورت تصریح کرده است: وزیر امور خارجه (آمریکا) همچنین با اشاره به همکاری های مشترک طی چند ماه گذشته برای رسیدگی به تهدیدات مشترک، اظهار داشت که امیدوار است بتوان همکاری های جدی و رو به جلو را ادامه داد.» این رایزنی‌ها در شرایطی صورت می‌گیرد که رفتارخودخواهانه کاخ سفید در قبال برجام و خروج یک طرفه از این توافق بین‌المللی، خسارت بسیاری به کشورهای اروپایی وارد کرده است و همین موضوع باعث شد تا واکنش‌های گاها تندی را از سوی مقامات اروپایی علیه این تصمیم دولت آمریکا شاهد باشیم. همانطور که پیشتر در گزارش‌هایی به این موضوع پرداختیم، پس از اعلام رسمی کاخ سفید برای خروج از برجام، مقامات مختلف جهان، از سازمان ملل متحد گرفته تا مسئولین اتحادیه اروپا و به طور بخصوص کشورهایی که در گزارش رادیو فردا به عنوان اهداف و مقاصد رایزنی کاخ سفید نامشان ذکر شده است، هر کدام به شکلی و با ادبیاتی خاص، یک مفهوم مشترک که اعتراض و ناراحتی به تصمیم خودخواهانه آمریکا و لزوم حفظ برجام است را بیان کردند. قراردادهای روی هوا مانده اقتصادی و تجاری با شرکت‌های مختلف اروپایی با این تصمیم آمریکا معلق‌تر از قبل شده و این نگرانی وجود دارد که زیان مالی شدیدی به آن‌ها وارد شد؛ آن هم در شرایطی که پیش از برجام بسیاری از این شرکت‌ها در بحران اقتصادی اروپا غرق شده و تا مرز ورشکستگی پیش رفته بودند و انعقاد قرارداد با ایران و تبادلات مالی با کشورمان به عنوان یک بازار منطقه‌ای، راه نجاتی برای آن‌ها شناخته می‌شد. "وسیم الاحمر" کارشناس فرانس 24 در این خصوص، در برنامه‌ای زنده تأکید می‌کند: "مشکل بزرگی که اروپا با آن مواجه است تحریم های فرامرزی ایالات متحده آمریکا است که دونالد ترامپ آنها را مجددا علیه شرکت هایی که در ایران کار می کنند، فعال کرده است، این باعث شده است که بسیاری از شرکت‌هایی که در ایران سرمایه گذاری کرده اند یا قصد سرمایه گذاری دارند با مشکلات جدید مواجه شوند و این یک بار سنگین می تواند برای اتحادیه اروپا ایجاد کند، الان بین ایران و فرانسه قراردادهایی برای خرید ایرباس به امضا رسیده است اما آمریکا با این ادعا که برخی از  تکنولوژی ایرباس آمریکایی است و یا آن که سهامداران امریکایی دارد می تواند فاعلیت این قرارداد را از بین ببرد،اروپا و به شکل خاص کشورهای فرانسه،آلمان و انگلیس اکنون در حال برداشتن گام هایی هستند که بتوانند این مشکل را حل کنند، وزرای خارجه و اقتصاد فرانسه هم در دیدار با شصت تن از صاحبان شرکت هایی که در ایران سرمایه گذاری کرده یا در صدد سرمایه گذاری هستند، موضع واحدی اتخاذ کردند، آن دو تاکید داشتند که باید در ایران سرمایه گذاری ها انجام شود، اما حالا باید سوال کرد که در سایه اقدامات آمریکا علیه ایران چه باید کرد؟" ایران همیشه باید محدود بماند! رادیو فردا در یکی دیگر از گزارش‌های برجامی خود در این هفته، به سخنان رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در خصوص آمادگی کشورمان به بازگشت به سطح بالای فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای پرداخته و با وقاحت تمام به نوعی موضوع را بیان می‌کند که گویی توقع دارد با وجود همه بدعهدی‌های طرف غربی برجام و حتی خروج رسمی آمریکا از این توافق، جمهوری اسلامی همچنان به محدودیت‌ها و تعهدات خود در قبال آن پایبند بماند. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در گزارش خود می‌نویسد: «رئیس سازمان انرژی اتمی ایران روز شنبه ۲۹ اردیبهشت پس از دیدار با کمیسر انرژی اتحادیه اروپا هشدار داد در صورتی که برجام شکست بخورد ایران گزینه‌های مختلف و از جمله از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم ۲۰ درصدی را پیش رو دارد. برپایه برجام ایران متعهد شده است که اورانیوم را تنها تا ۳.۶ درصد غنی‌ کند. با این حال، علی‌اکبر صالحی ابراز امیدواری کرد که اتحادیه اروپا قانون مسدودسازی تحریم‌های آمریکا علیه ایران را اجرا کند. میگل آریاس کانیته، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا، نیز روز شنبه در کنفرانس خبری مشترک با رئیس سازمان انرژی اتمی ایران گفت: "ما پیامی به دوستان ایرانی خود فرستادیم که تا وقتی آنها به توافق (هسته‌ای) پایبند باشند، اروپایی‌ها هم ... به تعهد خود عمل خواهند کرد. ایرانی‌ها همین حرف را به ما زدند".» این گزارش درحالیست که مقامات آمریکایی و اربابان رادیو فردا مدام در اظهاراتی جمهوری اسلامی را به فشارهای شدید اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی تهدید می‌کنند؛ آن‌ها به راحتی توافقی بین‌المللی که قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد را با خود به همراه دارد، و نمایندگان کشور خودشان پای آن را امضا کرده‌اند را همانند کاغذ باطله‌ای از بین برده و از آن خارج می‌شوند اما با وقاحت توسط ابزارهای رسانه‌ای خود به گونه‌ای نشان می‌دهند که گویی با همه این اتفاقات و رفتارهای غیرحرفه‌ایشان، کماکان انتظار دارند، ایران به تعهدات خود پایبند بوده و در شرایطی که هیچ منفعتی عایدش نمی‌شود، باز هم به محدودیت‌های درخواستی غرب جامه عمل بپوشاند. ایالات متحده آمریکا بزرگترین تولیدکننده تسلیحات کشتارجمعی و هسته‌ای در دنیا شناخته می‌شود و تنها کشوری در دنیاست که از این تسلیحات به طور گسترده استفاده کرده و می‌کند؛ اما با این وجود باز هم با ادعاهای عوام‌فریبانه تلاش می‌کند تا فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان را خطری برای جهانیان معرفی می‌کند و امثال رادیو فردا نیز به عنوان بلندگو وارد عمل شده و با دشمنی علیه ایرانیان، این ادعاها را بازتاب می‌دهند. تولید برق، مصارف اثرگذار پزشکی، استفاده‌های علمی در کشاورزی و ... اهداف و بهره‌برداری‌های ایران از انرژی هسته‌ایست، آن هم در شرایطی که آمریکا از این علم با ارزش، برای کشتار مردم استفاده کرده است. با وجود همه اعتراضات داخلی، بعد از امضای برجام، جمهوری اسلامی تمام و کمال به تعهدات خود پایبند بوده و همه محدودیت‌های مد نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را مو به مو و حتی به اذعان مقامات این آژانس، بسیار فراتر از تعهداتش را عملیاتی کرده است و اکنون با همه این محدودسازی‌های داوطلبانه، بزرگترین تولیدکننده بمب اتم جهان به خود اجازه می‌دهد، این توافق جهانی را زیر پا گذاشته و فشارهای سیاسی، اقتصادی و ... علیه کشورمان را به دوران قبل از برجام و حتی شدیدتر از آن برگرداند؛ اما همانطور که اشاره شد وقاحت وقتی به اوج خود می‌رسد که انتظار دارند با وجود این عهدشکنی‌ها، محدودسازی داوطلبانه کشورمان در عرصه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌‎ای همچنان ادامه داشته باشد. برخورد دوگانه رادیو فردا با اعتراضات صنفی در ایران و غرب اما از موضوع برجام که فاصله بگیریم، یکی از مهمترین موضوعاتی که رادیو فردا در این هفته مورد بهره‌برداری قرار داد و پیشتر نیز شاهد استفاده‌های جهت‌دارش از موارد مشابه آن بوده‌ایم، بزرگنمایی اعتراضات صنفی در کشورمان است که به نوعی با تناقض در فعالیت‌های این رسانه ضد ایرانی نیز همراه است؛ جایی که یک اعتراض ساده صنفی در ایران بسیار بزرگ بازتاب داده می‌شود، اما اعتراضات گسترده در کشورهای غربی هرگز مورد توجه قرار نمی‌گیرد. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در یکی از گزارش‌های این هفته خود با پرداختن به اعتراض بخشی از کارگران هپکو در ایران، نوشته است: «۹۰۰ کارگر کارخانه هپکو در اراک با اعتصاب و تجمع در مقابل این کارخانه، به تحقق نیافتن مطالبات صنفی خود اعتراض کردند. همچنین به گزارش ‌شماری از تشکل‌های کارگری، خط آهن شمال – جنوب اراک از سوی تعدادی از کارگران این کارخانه مسدود شد. به گزارش خبرگزاری ایلنا، اعتراض صدها کارگر کارخانه هپکو روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت در شرایطی انجام شد که آنها در هفته گذشته با بازکردن خط آهن اراک، چهار روز به مسئولان برای تحقق خواسته‌های خود مهلت داده بودند. به گفته کارگران معترض هپکو که دست‌کم چهار ماه دستمزدشان پرداخت نشده است،‌‌مشکلات از زمان خصوصی‌سازی این کارخانه آغاز شد و آنها به همین دلیل، خواستار بازگردانده شدن مالکیت آن به دولت بوده‌اند. این خواسته نیز از سوی کارگران شماری از کارخانه‌ها و شرکت‌های خصوصی مطرح شده است. با این همه، ‌دولت حسن روحانی بر ادامه سیاست خصوصی‌سازی تاکید کرده است. در همین حال،‌فیلم‌های انتشار یافته در شبکه‌های اجتماعی حاکی از حضور گسترده نیروی انتظامی در اطراف کارگرانی بود که خط آهن اراک را مسدود کرده بودند.» اما همانطور که در بالا به آن اشاره شد، تلاش‌های معنادار رادیو فردا برای بزرگ‌نمایی این چنین اعتراضات صنفی در ایران در شرایطی بارها و بارها تکرار می‌شود که ایالات متحده آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی متحدشان، در برهه‌های زمانی مختلف با اعتصابات صنفی گسترده‌ای مواجه بوده‌اند که هم‌اکنون نیز کمابیش ادامه دارد. به عنوان نمونه می‌توان به اعتصاب سراسری و گسترده معلمان در چندین ایالت آمریکا اشاره کرد که در برخی موارد، تا هفته‌ها مدارس زیادی را به تعطیلی کشاند. معلمان ایالت ویرجینیای غربی آمریکا در اواخر سال گذشته، با اعتصابی سراسری و عمومی، بیش از سه هفته مدارس این ایالت را با تعطیلی همراه کردند و همزمان با آن ها معلمان در چندین ایالت دیگر از جمله ایالت اوکلاهما نیز همین مسیر را برای اعتراض خود در پیش گرفتند. در اوایل سال جاری نیز اعتصاب سراسری کارگران و کارکنان راه‌آهن در فرانسه به بحرانی جدی تبدیل شد و در زمان این اعتصاب تنها 12 درصد برنامه حرکت قطارها عملی شد و برنامه بیش از 4 و نیم میلیون قطار مختل گردید. اعتصاب گسترده زندانیان در آمریکا که به وضعیت نامناسب زندان‌ها و بیگاری‌های ناتمام اعتراض داشتند یا اعتصاب کارکنان برج مراقبت فرودگاه در ایتالیا که هزاران نفر را سرگردان ساخت و ... تنها بخشی از این گونه اعتراضات صنفی در کشورهای غربی است که رادیو فردا هرگز به آن‌ها اندک اشاره‌ای نداشته است. سکوت رادیو فردا در قبال این موضوعات که در دنیای غرب به تکرار هم قابل مشاهده هستند و بزرگ‌نمایی بیش از حد آن در خصوص اعتراضات صنفی که در ایران صورت می‌گیرد، بیش از پیش نشان می‌دهد که هدف کاملا سیاسی و سیاه‌نمایی است. علاقه شدید رادیو فردا به مجرمین امنیتی ارتباط قلبی و عمیق رادیو فردا با مجرمین، به ویژه مجرمین امنیتی در کشورمان کاملا اثبات شده است؛ به طوری که هر روز می‌توان گزارش‌های حمایتی این رسانه ضد ایرانی را از یکی یا گروهی از این مجرمین در کشورمان مشاهده کرد و در این بین، چند وقتی است که چتر حمایتی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بر سر مجرمینی سایه انداخته است که عنوان «دراویش گنابادی» را یدک می‌کشند. رادیو فردا در گزارشی که این هفته در حمایت از این مجرمین منتشر کرده است، با کتمان و یا بهتر است بگوییم وارونگی واقعیت در خصوص دراویش بازداشت شده در ایران، می‌نویسد: «پس از انتشار گزارش‌ها درباره برگزاری دادگاه "صدها" درویش گنابادی، رئیس دادگستری استان تهران اعلام کرد که رسیدگی به پرونده دراویش زندانی در دادگاه انقلاب و شعبه دو کیفری استان تهران آغاز شده و این دادگاه‌ها غیرعلنی است. غلامحسین اسماعیلی رئیس دادگستری استان تهران، روز شنبه ۲۹ اردیبهشت، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، خبر داد که ۵۰ پرونده درگیری‌های خیابان پاسداران به شعبه ۱۱۸۰ دادگاه کیفری دو استان تهران ارجاع شده است. آقای اسماعیلی همچنین گفت که اکثر پرونده‌های دراویش بازداشت‌شده در دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است. فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت، با اشاره به محاکمه "صدها" تن از دراویش گنابادی بازداشت‌شده همراه با "پنهان کاری"، این اقدام را "مضحکه‌عدالت" و "نقض آشکار موازین بین‌المللی" خوانده بود. بنا بر این گزارش، محاکمه این افراد از روز شنبه ۲۲ اردیبهشت در شعبه‌های ۱۵ و ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران آغاز شده است. روز دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۶ تجمع اعتراضی دراویش گنابادی در اطراف خانه نورعلی تابنده، قطب این سلسله، با دخالت نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌های موتورسوار به خشونت کشیده شد. بر اساس گزارش‌ها بیش از ۵۰۰ درویش گنابادی در درگیری‌های خیابان پاسداران تهران بازداشت شده‌اند و گزارش‌هایی از "ضرب و جرح" شدید دراویش بازداشت شده و "شکستگی سر، فک و چند دندان" و وضعیت جسمی نامناسب تعدادی از آنان منتشر شده‌است.» رادیو فردا مدام در گزارش‌های این چنینی خود تلاش می‌کند تا واقعیت را وارونه به خورد مخاطبانش داده و از کسانی که اوج خشونت را بروز دادند، افرادی مظلوم و بی‌آزار بسازد. در جریان اعتراضات 30 بهمن 1396 در خیابان پاسداران تهران، ساعت‌ها تحمل و صبوری نیروهای امنیتی و انتظامی شامل حال گروهی شد که با آتش زدن اموال عمومی و خشونت بالا، امنیت را خدشه‌دار کرده بودند. پس از ساعت‌ها همراهی صبورانه و ارائه هشدارهای مختلف درباره ترک خیابان‌ها و دست کشیدن از آشوب و اغتشاش، آن‌ها نه تنها دست از خشونت برنداشتند بلکه کار به جایی رسید که شخصی با نشستن پشت فرمان یک اتوبوس به جمعیت سربازان و مردم، داعشی‌وار حمله‌ور شد و بسیاری را شهید و مجروح کرد. آیا با چنین توصیفاتی، اگر به جای پلیس ایران، پلیس آمریکا بود، باز هم صبوری به خرج می‌داد؟! یادمان نرود که پلیس در آمریکا خود حکم صادر کرده و در آن واحد خودش هم آن را اجرا می‌کند؛ بارها نمونه‌هایی را مشاهده کرده‌ایم که فردی به دلیل دست در جیب داشتن و مضنون شدن پلیس به وی با چندین گلوله مستقیم آن‌ها جانش را از دست داده و در نهایت مشخص شده است که هیچ وسیله خطرسازی با خود به همراه نداشته است. تصور کنید به جای پلیس ایران، پلیس آمریکا با این شدت خشونت با اعتراضی مشابه آشوب‌های خیابان پاسداران مواجه می‌شد؛ آن‌وقت آیا این دراویش مجرم پایشان به دادگاه می‌رسید؟! چرا رادیو فردا نگران تلگرام در ایران است؟! آخرین موضوعی که در این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز مورد بررسی قرار می‌دهیم، دلیل حمایت‌های بی‌پایان رادیو فردا از پیام‌رسان تلگرام در ایران و خشم آن از موانعی است که در مسیر این فعالیت آزادانه ایجاد شده است. این حمایت‌ها بارها و بارها تکرار شده و این‌بار نیز رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارشی دیگر می‌نویسد: « دادستان تهران با دفاع دوباره از صدور دستور قضایی مبنی بر مسدودسازی شبکه پیام‌رسان تلگرام، انتقادها از ورود این قوه به این ماجرا را ناشی از بی‌اطلاعی از "قانون" دانست. عباس جعفری دولت‌آبادی این موضوع را در جمع شماری از معاونان و قضات زن دادستانی تهران بیان کرد و گفت که قوه قضائیه بر اساس "وظیفه" دست به این اقدام زده است. اظهارات او پس از صدور دستور قضایی مسدودسازی این پیام‌رسان محبوب در ایران از سوی بیژن قاسم‌زاده، بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تهران در دهم اردیبهشت‌ماه که جنجال زیادی در ایران به راه انداخت، مطرح می‌شود. پس از اعتراض‌های خیابانی دی‌ماه سال ۹۶ شماری از مقام‌های بلندپایه حکومتی از جمله آیت‌الله علی خامنه‌ای و همچنین مقام‌های قوه قضائیه با حملات شدید لفظی علیه پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی، از جمله تلگرام، آنها را ابزاری برای "نفوذ کشورهای خارجی و تحریک مردم" معرفی کرده بودند. انتظار مسدودسازی این پیام‌رسان که در طول این اعتراض‌ها نیز به طور موقت فیلتر شده بود، پس از آن افزایش یافت که گزارش‌هایی از مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با رفع فیلتر دوباره آن منتشر شد. مسدودسازی این شبکه و محدودیت‌های اینترنتی همواره از زمان روی کار آمدن حسن روحانی در ایران، یکی از چالش‌های اصلی دولت و مقام‌های قضایی بوده است.» کاملا قابل لمس است که تلگرام در سال‌های اخیر به مکانی برای ارتباط و تباطل اطلاعات آزادانه گروه‌های مخرب و قانون‌شکن و حتی تروریست تبدیل شده است؛ بررسی‌ها و اسناد مختلف نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد خراب‌کاری، عملیات‌های تروریستی و جرایم حوزه سایبر، تلگرام نقش رابط و اثرگذاری را ایفا کرده است و این در شرایطی است که عدم همراهی مدیران این پیام‌رسان با جمهوری اسلامی مسیر پیگیری این گونه جرایم و دست‌یابی به عاملانش را سخت و با موانع بسیاری مواجه ساخته است. شاید دلیل اصلی این که امثال رادیو فردا این‌گونه از تلگرام حمایت می‌کنند هم همین است که خیلی راحت در بستر این پیام‌رسان فرصت حمله سایبری و برنامه‌ریزی‌های مخربی که اهداف اربابانشان هست را فراهم می‌آورند. این پیام‌رسان ابزاری در اختبار دولت‌های غربی و بخصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی است که اهدافشان را در ایران دنبال کنند. البته نباید غافل بود که ایران اولین کشوری نبوده که با فعالیت تلگرام برخورد کرده است و قطعا با روند در پیش گرفته‌شده توسط این پیام‌رسان، آخرین هم نخواهد بود. تازه‌ترین نمونه برای این موضوع، کشور روسیه است که به نوعی زادگاه تلگرام هم شناخته می‌شوند اما بعد از به دست آمدن اسنادی مبنی بر نقش اثرگذار تلگرام در چندین عملیان تروریستی، با قاطعیت تصمیم بر فیلترینگ آن گرفته شد. چین نیز کشور دیگری است که به دلایل امنیتی در سال 1394، جلوی فعالیت بیشتر تلگرام را در بین مردمش گرفته است. اندونزی هم پس از خودنمایی داعش در فضای تلگرام و فعالیت‌های تروریستی این گروه با بهره‌گیری از بستر این پیام‌رسان، آن را در بین مردمش فیلتر کرد. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و هفتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از اردیبهشت ماه 1397 (24 الی 31 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 28 May 2018 11:25:19 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26991/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 196) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26898/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سومین هفته از اردیبهشت 1397 را شاید بتوان هفته‌ای تحت شعاع اعلام رسمی دولت آمریکا مبنی بر خروج از برجام دانست؛ جایی که دنیا غیرقابل اعتماد بودن آمریکا را با چشم خود دیدند و در این بین رسانه‌های مختلف تحت نفوذ و مدیریت کاخ سفید به طوری جهت‌دار این عهدشکنی را بازتاب دادند. رادیو فردا نیز یکی از همین رسانه‌ها بود که با خوش‌خدمتی برای اربابان آمریکایی و اسرائیلی خود، بیشترین فعالیت این هفته خود را به همین موضوع اختصاص داد. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از اردیبهشت ماه سال 1397 (16 الی 23 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش همه‌جانبه رادیو فردا برای همراهی با آمریکا در خیانت به برجام و ذوق‌زدگی از اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران، بازتاب نگرانی‌های منافقین از وضعیت حقوق بشر در ایران، سیاه‌نمایی از تعداد زندانیان در کشورمان، واکنش یک‌سویه به وضعیت بیماران مبتلا به تالاسمی در ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. رادیو فردا و خنجر آمریکا در قلب برجام همانطور که اشاره شد، مهمترین موضوعی که در این هفته همه جهان را تحت تأثیر خود قرار داد، اعلام رسمی کاخ سفید برای خروج از برجام و اعمال تحریم‌های بیشتر علیه کشورمان بود که در این بین رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تمام توان خود را به کار گرفت تا در گزارش‌هایی متعدد و با بهانه‌هایی مختلف ضمن توجیه این تصمیم، در مسیر دلخواه اربابانش گام بردارد. به دلیل اهمیت این موضوع و سهم بیشتری که در فعالیت‌های یک هفته اخیر رادیو فردا داشته است، بخش اول مجله این هفته رادیو دیروز را با بررسی تعدادی از این گزارش‌ها آغاز می‌کنیم: عجله رادیو فردا برای اعلام رسمی عهدشکنی آمریکا رادیو فردا یکی از اولین رسانه‌هایی بود که با رضایت از عهدشکنی آمریکا وارد عمل شده و این موضوع را به جهان مخابره کرد و به طوری با غرور این موضوع را گزارش کرد که گویی بهترین تصمیم جهان را کاخ سفید گرفته است. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «رئیس‌جمهوری آمریکا روز سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت رسما اعلام کرد که ایالات متحده از توافق اتمی با ایران خارج خواهد شد و تحریم‌های تعلیق شده علیه تهران را باز می‌گرداند. دونالد ترامپ در سخنان خود که به صورت زنده از شبکه‌های مختلف خبری جهان پخش می‌شد سخنان این طور شروع کرد: "مردم آمریکا، امروز می‌خواهم جهان را در مورد فعالیت‌های‌مان برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی به روز کنم". او در ادامه گفت: "رژیم ایران اصلی‌ترین دولت حامی تروریسم است. موشک‌های خطرناک صادر می‌کند،‌ روی آتش درگیری در سرتاسر خاورمیانه بنزین می‌ریزد و از گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیانی چون حزب‌الله، حماس، طالبان و القاعده حمایت می‌کند". رئیس‌جمهوری آمریکا افزود:‌"ایران و عواملش طی سال‌ها سفارتخانه‌های آمریکا و پایگاه‌های نظامی را هدف بمبگذاری قرار داده،‌صدها نیروی آمریکایی را کشته‌اند و شهروندان آمریکایی را ربوده، شکنجه کرده و به زندان انداخته‌اند. رژیم ایران برای مدت طولانی هزینه حکمرانی هرج‌‌ومرج‌طلبانه و ترور خود را از راه چپاول ثروت مردم خودش تامین کرده است". آقای ترامپ گفت:‌"هیچ‌یک از کارهایی که رژیم کرده به اندازه حرکت آن به سمت ساخت سلاح اتمی و ابزارهایی برای بکارگیری آن خطرناک نیست".» این اتفاق شاید برای عاملین رادیو فردا خاص و ویژه باشد، اما برای مردم ایران هرگز غیرقابل پیش‌بینی نبوده است. مردم ایران سال‌هاست که ایالات متحده آمریکا را به خوبی شناخته و به همین دلیل آن را «شیطان بزرگ» نام نهاده‌اند. عهدشکنی دولت‌مردان آمریکایی کامل قابل درک است چون آن‌ها در هیچ تعهدی پایبندی خود را اثبات نکرده‌اند؛ بررسی سخنان رهبر معظم انقلاب، به عنوان عالی‌ترین مرجع در جمهوری اسلامی ایران که نماد باورهای مردم کشورمان نیز هست، به خوبی نشان می‌دهد که چقدر خوب ساکنین کاخ سفید را شناخته و این روزها را پیش‌بینی کرده‌اند؛ هر چند در آن روزها، امثال رادیو فردا تلاش کردند تا این سخنان ناشی از بصیرت رهبری کشورمان را بدبینی و فرار از صلح نشان دهد اما اکنون دنیا به واقعیت‌های بسیاری رسیده است که دیگر جایی برای دروغ‌پردازی نمی‌گذارد. رهبر معظم انقلاب در بیستم فروردین 1394 به صراحت بر وضعیت امروز تأکید کردند و فرمودند: «مطالبه‌ی بعدی ما از مسئولین این بوده است که گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید. خوشبختانه اخیراً یکی از مسئولین محترم صریحاً گفت که ما به طرف مقابل هیچ اعتمادی نداریم و این خیلی چیز خوبی است. گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده‌ی نقد که میدهد ــ وعده‌ی نقد، نه عمل نقد ــ اعتماد نکنید، [چون] وقتی خرش از پل گذشت، برمیگردد و به ریش شما میخندد! اینقدر اینها وقیحند.» ایشان چند ماه پیش و در آبان سال گذشته نیز، بار دیگر بر همین موضع تأکید کردند و فرمودند: «بعضی‌ها هستند که میگویند حالا یک‌جوری، مثلاً یک‌ذرّه، با آمریکا کنار بیاییم، شاید دشمنی‌شان کم بشود؛ نه، حتّی به آنهایی هم که به آمریکا اعتماد کردند، به آمریکا امید بستند، به سراغ آمریکا رفتند برای کمک گرفتن، رحم نکردند؛ [مثل] چه‌کسی؟ دکتر مصدّق. دکتر مصدّق برای اینکه بتواند با انگلیسی‌ها مبارزه کند و در مقابل انگلیس‌ها بایستد به خیال خودش، رفت سراغ آمریکایی‌ها؛ با آنها ملاقات کرد، مذاکره کرد و درخواست کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای بیست‌و‌هشتم مرداد نه به‌وسیله‌ی انگلیس [بلکه] به‌وسیله‌ی آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدّق. یعنی حتّی به امثال مصدّق هم اینها راضی نیستند؛ اینها نوکر میخواهند، سرسپرده میخواهند، تو‌سری‌خور میخواهند؛ مثل چه‌کسی؟ مثل محمّدرضای پهلوی؛ این‌جور آدمی میخواهند؛ که بر این کشورِ پُرنعمتِ پُربرکتِ ثروتمندِ حسّاسی که ازلحاظ موقعیّت جغرافیایی حسّاس است، ازلحاظ توانایی‌های گوناگون حسّاس است، حکومت کند؛ یک نفری باشد دست‌بسته و تسلیم آنها؛ آمریکایی‌ها این را میخواهند؛ اگر نشد، میشوند دشمن.» و امروز این سخنان واقعیت یافته و همه دنیا دلیل بی‌اعتمادی ملت ایران به آمریکایی‌ها را با چشم خود مشاهده کردند؛ یک عهدشکنی وقیحانه که کمتر کسی جز مقامات اسرائیلی می‌تواند آن را تأیید کند. حمایت اسرائیل از آن‌چه دنیا مخالف است! اما در ادامه و در شرایطی که کمتر دولت قانونی و مشروعی در جهان از تصمیم خودخواهانه کاخ سفید در خصوص برجام حمایت کرده و مدام شاهد اعتراضات و مخالفت‌های رسمی و غیر رسمی با این تصمیم بوده‌ایم، رادیو فردا با انتشار گزارشی حمایت اسرائیل از این نقض پیمان آمریکا را به طور گسترده بازتاب می‌دهد. این رسانه ضد ایرانی در گزارش خود می‌نویسد: «نخست‌وزیر اسرائیل و سایر سران این کشور شامگاه سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت با استقبال از تصمیم رئیس‌جمهوری آمریکا برای خروج از برجام و برقراری "شدیدترین تحریم‌ها" علیه ایران، از دونالد ترامپ به خاطر این تصمیم "شجاعانه" قدردانی کردند. بنیامین نتانیاهو بلافاصله بعد از اعلام خروج رئیس‌جمهوری آمریکا از برجام با ظاهر شدن در تلویزیون گفت: تصمیم پرزیدنت ترامپ هوشمندانه و شجاعانه است "زیرا اگر برجام باقی می‌ماند، ایران ظرف چند سال به غنی‌سازی اورانیوم، برای تولید زرادخانه کاملی از بمب‌های هسته‌ای باز می‌گشت". نتانیاهو افزود که برجام "میلیاردها دلار پول در اختیار ایران گذاشت که آن را صرف جنگ در خاورمیانه کرد؛ اگر در حال حاضر که زرادخانه هسته‌ای ندارد این کار را می‌کند، فکرش را بکنید که اگر به توان هسته‌ای برسد، چه می‌کند". به گفته وی، "همه ملت اسرائیل باید قدردان قدرت رهبری آمریکا باشد".» حمایت‌های همه جانبه اسرائیل از کاخ سفید در پی خروج آمریکا از برجام در شرایطی صورت می‌گیرد که ما از همان روزهای نخست امضای این توافق بین‌المللی شاهد مخالفت‌های جدی و آشکار رژیم صهیونیستی با برجام بودیم و این مخالت‌ها تا زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده رسما اعلام خروج از برجام را رسانه‌ای نکرد، ادامه یافت. از طرفی نکته جالب در این جریان این است که شاید به جرئت بتوان گفت تنها حامی رسمی و جدی کاخ سفید در این عهدشکنی و خیانت به برجام، اسرائیل است و حتی سایر دوستان همیشگی آمریکا، این‌بار در مقابلش قرار دارند. "آنتونیو گوترش" دبیر کل سازمان ملل در واکنش به خروج آمریکا از برجام، در مصاحبه‌ای گفت: "من بسیار نگران خروج آمریکا از برجام و شروع تحریم های جدید علیه ایران هستم. من دیگر شرکت کنندگان در این توافق را به انجام کامل تعهدات خود تحت برجام فرا می خوانم و از اعضای دیگر سازمان ملل متحد می خواهم که از این توافقتنامه حمایت کنند." "فدریکا موگرینی"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه در واکنش به خروج ترامپ از برجام گفت: "اروپا از تحریم‌های ضدایرانی آمریکا نگران است. اجازه ندهید که هیچ کسی برجام را از بین ببرد. ما در کنار ایران هستیم. برجام حاصل دیپلماسی موفقیت آمیزی بود. می توان با احترام به یکدیگر به توافق رسید. در کنار ایران به حفظ برجام پایبندیم." "ترزا می"، نخست‌وزیر انگلیس پس از تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از برجام، تأکید کرد: "از تصمیم ترامپ درباره برجام متأسفیم. سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان به توافق هسته‌ای متعهد خواهند بود. به همه کشورهای جهان یادآور می شوم که برجام، پشتوانه‌ای حقوقی به نام قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل دارد و مفاد آن کماکان برای جهانیان لازم‌الاجرا است." "جنتیلونی"، نخست‌وزیر ایتالیا در این باره گفت: "‌این توافق به امنیت منطقه کمک می‌کند و باعث اشاعه خلع سلاح هسته‌ای می‌شود. ایتالیا در کنار هم‌پیمانان اروپایی خود می‌ایستد و نسبت به تعهدات انجام شده متعهد است." وزارت خارجه آلمان هم طی بیانیه‌ای اعلام کرد: "با برجام، دنیا امن‌تر از قبل شده و اروپا به همین خاطر، برای حفظ آن سخت تلاش خواهد کرد." این واکنش‌ها توسط سایر دولت‌های مطرح جهان و اروپا تکرار شد و جالب‌تر این که تصمیم رئیس جمهور آمریکا با واکنش‌های داخلی در کشورش نیز مواجه بوده است. "جان کری" وزیر امور خارجه آمریکا طی بیانیه‌ای اعلام کرد: "اعلام امروز امنیت ما را تضعیف کرد، حرف آمریکا را شکست و ما را از متحدان اروپایی‌مان منزوی کرد و اسرائیل را در خطری جدید قرار داد و تندروهای ایران را تقویت کرد و اهرم اثرگذاری آمریکا در جهان را تحت تاثیر قرار داد و در همان حال نیز توانایی دولت‌های بعدی برای دستیابی به توافق بین‌المللی را کاهش داد. حقایل خود گویا هستند. به جای آنکه معیارهای راستی آزمایی عدم انتشار بی سابقه ایجاد کنیم این تصمیم سبب شد تا جهان را به آستانه‌ای که چند سال پیش با آن مواجه بودیم رساند. حجم این ویرانی وابسته به این است که آمریکا تا چه اندازه بتواند توافق هسته‌ای را نگه دارد و به واکنش ایران نیز وابسته است.این کار در راستای منافع آمریکا نبوده است. ما باید همگی امیدوار باشیم که جهان بتواند توافق هسته‌ای را حفظ کند." "باراک اوباما" رئیس جمهور سابق آمریکا نیز تصمیم ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را خطای جدی و تصمیمی از سر گمراهی توصیف کرد. با این حجم انتقاد و اعتراض، آیا حمایت نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی از چه درجه اهمیتی برخوردار است که رادیو فردا به طور ویژه با سکوت در برابر اعتراضات، حمایت‌های صهیونیست‌ها را پوشش می‌دهد؟! خیانتی از جنس رادیو فردا موضوع دیگر در همین راستا، به ذوق‌زدگی و همراهی خائنانه رادیو فردا با دولت آمریکا در خصوص اعمال تحریم‌های بیشتر و شدیدتر علیه کشورمان اختصاص دارد؛ جایی که در گزارشی با خوشحالی تلاش می‌کند این تحریم‌ها را مهم و اثرگذار و شکستی بزرگ برای ایران نشان دهد. در این گزارش رادیو فردا نوشته شده است: «پس از اعلام خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و صدور دستورالعمل دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور، برای بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای اکنون اتحادیه اروپا با چالش حفظ شرایط موجود روبرو شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده که تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران که تا روز ۲۲ اردیبهشت تمدید شده بود در سه تا شش ماه آینده دوباره اعمال خواهند شد. مقامات رسمی آمریکا از جمله دونالد ترامپ گفته‌اند که تحریم‌های جدیدی نیز بر تحریم‌های تعلیق شده افزوده خواهد شد. اما در چند ماه اخیر پرسش اصلی این بود که آیا در صورت خروج آمریکا از برجام اتحادیه اروپا چگونه و تا چه حد می‌تواند از گسترش تحریم‌های آمریکا علیه تهران جلوگیری کند و آیا اصولا تمایلی به این کار دارد یا نه.» این گزارش اوج خیانت، خودفروشی و وطن فروشی عاملان رسانه‌ایست که ادعای ایرانی بودن دارند؛ مگر می‌شود ایرانی بود و حتی از احتمال افزایش فشار بر هموطنانت این گونه خوشحال شد؟! همانطور که پیشتر در گزارش‌هایی اشاره کردیم، عهدشکنی آشکار و رسمی آمریکا به قدری وقیحانه بوده است که جای حمایت نداشته و به جز رژیم صهیونیستی و گاو شیرده آمریکا در خاورمیانه، عربستان کمتر کشوری در جهان به این تصمیم اعتراض نکرده است. توافق برجام، با تصویب در شورای امنیت و سازمان ملل متحد، دیگر توافقی دوجانبه یا حتی توافقی معمولی میان چند کشور نیست که یک دولت به راحتی بتواند آن را برهم زده و به این رفتار خود افتخار کند؛ واکنش رسمی دبیرکل سازمان ملل و مقامات ارشد اتحادیه اروپا و دولت‌های درگیر در برجام، کاملا نشان دهنده همین موضوع است. تصمیم دولت آمریکا برای اعمال تحریم‌های شدید علیه کشورمان از دو دیدگاه قابل بررسی است؛ دیدگاه اول خود توافق برجام و سایر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی درگیر در این توافق است به طوری که آن‌ها بارها و رسما اعلام کرده‌اند که تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا این تحریم‌ها مانع پیشبرد برجام نشده و بتوانند به خوبی پاسخی مناسب به آن بدهند. اما از طرفی از نظر مردم ایران، حتی این کشورهای اروپایی نیز چندان قابل اعتماد نیستند و نشان دادند که در هر زمان لازم باشد به پیروی از آمریکا می‌پردازند؛ رهبر معظم انقلاب در همین رابطه تأکید کردند: «حالا گفته میشود که برجام را میخواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من میگویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] میخواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید -تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوه‌ی دیگر. روشهای سیاسی و دیپلماسی، روشهای ویژه‌ای است؛ گاهی لبخند میزنند و در حال لبخند، خنجر را تا دسته در سینه‌ی انسان فرو میکنند؛ دیپلماسی این است دیگر؛ با اخلاق خوش، با تعریف و تمجید که "بله شما خیلی خوبید، شما آقایید، ما میدانیم شما قرارداد را به هم نمیزنید،"! اگر چنانچه توانستید تضمین از آنها بگیرید به‌طوری که بشود اعتماد کرد، خب اشکالی ندارد، حرکتتان را ادامه بدهید؛ اگر نتوانید چنین تضمین قطعی‌ای را بگیرید -که بنده هم بسیار بعید میدانم که بتوانید تضمین بگیرید- آن‌وقت دیگر نمیشود این‌جوری حرکت کرد و این‌جوری ادامه داد.» در همین راستا، اساس سیاست‌گذاری‌های کلان در جمهوری اسلامی به سمت اقتصاد مقاومتی و خودکفایی واقعی پیش رفته است؛ استواری ایران و ایرانی بر روی پای خود به قدری در سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ویژه است که سال‌های رهبر معظم انقلاب علاوه بر تأکیدات بالای خود بر این موضوع در سخنرانی‌های مختلف، در نام‌گذاری اول هر سال نیز به آن توجه داشته و با انتخاب نامی بجا و مناسب، فعالیت‌ها را جهت می‌دهد. این دقیقا همان موضوعی است که هر ایرانی با غیرتی آن را می‌پذیرد، زیرا تاریخ به خوبی نشان می‌دهد که یک ایرانی هیچ زمان زیر بار فشار و زور نرفته و غیرت و دین خود را به هیچ چیز نمی‌فروشد. تروریست‌هایی که برای انسانیت نگران می‌شوند! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در ادامه همراهی خود با دشمنان قسم خورده ایران، اینبار در گزارشی به بازتاب اظهارات عجیب "مریم رجوی"، سرکرده سازمان تروریستی منافقین یا همان مجاهدین خلق پرداخته است؛ جایی که این تروریست، ایران را ناقض حقوق بشر معرفی می‌کند. رادیو فردا این‌گونه می‌نویسد: «در پی اعلام تصمیم دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری ایالات متحده برای خروج از توافق هسته‌ای با ایران، "شورای ملی مقاومت ایران" از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، بر سرنگونی این نظام تاکید کرد و آن را راهی برای "جلوگیری از جنگ بزرگ‌تر" دانست. مریم رجوی رهبر این شورا روز سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ساعتی پس از آنکه آقای ترامپ تصمیم خود را علنی کرد، اظهار داشت: "خلاصی از خطر اتمی و تروریسم این رژیم در خلاصی از تمامیت آن است. رژیم ولایت فقیه بدون تروریسم و سركوب و تسلیحات كشتار جمعی وجود ندارد". بر اساس اعلام دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران، خانم رجوی در ادامه اظهاراتش با اشاره به اعتراضات سراسری که دی‌ماه پارسال در ایران رخ داد، تاکید کرد که "خواست عموم مردم ایران آزادی از ستم و استبداد دینی است. [از این رو] تغییر دموكراتیك در ایران اجتناب‌ناپذیر و ایران آزاد در چشم‌انداز است".» این سرکرده سازمان تروریستی منافقین که این روزها در سخنانش نشان می‌دهد سخت دچار بیماری فراموشی شده، باید بداند که فرماندهی گروهی را بر عهده دارد که خود معروف به تروریست بودن هستند و این موضوع که آمریکا و چند کشور متحدش نام آن‌ها را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرده‌اند، اثری در پاک شدن چهره شیطانی و خائن آن‌ها نداشته و ندارد. سابقه کثیف این گروه در جنایت علیه بشرین و خیانت به هم‌مطنانشان به قدری سیاه است که حتی نیازی به بازگو کردن آن نیست و نمی‌شود از سرکرده سازمانی تروریستی که با مهاجمین بیگانه به خاک کشورشان شریک می‌شوند و دوشادوش آن‌ها به خاک مادری‌شان لشگرکشی کرده و بر روی مردمان ایران اسلحه می‌کشند تا زودتر خاک وطنشان به اشغال بیگانگان درآید، انتظاری جز این‌گونه اظهار نظرها داشت. ترور بیش از دوازده هزار ایرانی بی‌گناه، مشارکت با رژیم بعثی عراق و انجام عملیات مرصاد علیه ایران در دوران جنگ تحمیلی، فعالیت جاسوسی علیه کشورمان و مشارکت عملیاتی در ترور دانشمندان هسته‌ای و ... تنها برگ‌هایی اندک از دفتر خیانت‌های این سازمان تروریستی هستند. آن‌ها علاوه بر جنایت در ایران، در عراق نیز فعالیت‌های تروریستی گسترده‌ای را رقم زده‌اند؛ کشف گورهای دسته‌جمعی که نشان از همکاری این تروریست‌ها با صدام برای سرکوب مخلفان و قتل‌عام شیعیان دارند، تنها یکی از دلایل اثبات این جنایات است. این سازمان حتی در داخل مجموعه خود نیز دست از جنایت برنداشته و انواع شکنجه‌های جسمی و روحی و حتی جنسی علیه اعضای این سازمان در پادگان اشرف، به اذعان سخنان خود این اعضا که موفق به فرار از این سازمان شده بودند، در طی همه سال‌های حضور منافقین در این پادگان جریان داشته است؛ گزارش دیده‌بان حقوق بشر به نام "خروج ممنوع" که در سال 2005 میلادی درباره وضعیت پادگان اشرف منتشر شده است، کاملا این واقعیت را اثبات می‌کند. با این وصف، آیا شخصی مانند مریم رجوی در جایگاهی قرار دارد که در خصوص ایران یا هر کشور دیگری این گونه اظهار نظر کند و درباره صلح و امنیت مردم جهان نگران باشد؟! وقتی بزرگترین زندان جهان سانسور می‌شود! رادیو فردا در ادامه فعالیت‌های ضد ایرانی این هفته خود، با انتشار گزارشی ضمن اعلام این خبر که «در هر ساعت "۵۰ نفر" وارد زندان‌های ایران می‌شوند»، تلاش کرده است تا از این موضوع برای سیاه‌نمایی علیه کشورمان بهره‌برداری کند. این رسانه وابسته به کاخ سفید در گزارش خود می‌نویسد: «موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا با ابراز نگرانی از افزایش شمار زندانیان و تبعات اجتماعی آن خواستار بهره‌گیری از مجازات‌‌های جایگزین شد. به گفته او، قوه قضاییه می‌تواند بر اساس ماده ۶۴ قانون مجازات اسلامی، به‌جای زندان مجازات‌های دیگری برای محکومان در نظر بگیرد. طبق ماده ۶۴ قانون مجازات اسلامی، "مجازات‌های جایگزین حبس عبارت از دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی است که در صورت گذشت شاکی و وجود جهات تخفیف با ملاحظه نوع جرم و کیفیت ارتکاب آن ....تعیین و اجرا می‌شود." مسئولان قوه قضائیه بارها در سخنرانی‌های خود از تمایل خود برای کاهش زندانیان گفته‌اند و در حالی که رئیس دستگاه قضایی در سال ۹۲ دستورالعملی برای "كاهش جمعيت كيفری زندان‌ها" صادر کرده بود، تعلل چند ساله در اجرای این دستورالعمل به گونه‌ای بوده که مطابق آمارها، زندان‌های ایران همچنان بیش از ظرفیت زندانی دارند و تعداد زندانی‌ها سیر صعودی دارد. چندی پیش یک عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با اشاره به افزایش "چهار و نیم درصدی" شمار زندانیان و میزان بازداشت‌های موقت در کشور در سال ۹۶، علت این موضوع را نیز "علاقه برخی قضات" به زندان یا بازداشت موقت اعلام کرده بود. آن طور که حمید شهریاری، دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی دستگاه قضایی گفته است، در ایران از هر ۱۰۰ هزار نفر، ۲۸۷ نفر در زندان هستند و به لحاظ شمار زندانیان ایران در ردیف هشتم کشورهای جهان است. بر پایه آمارهای منتشر شده شمار زندانیان در ایران تا ۲۴۰ هزار نفر رسیده است.» جالب است بدانید این گزارش توسط رسانه‌ای وابسته به دولت آمریکا تلاش می‌کند تا وضعیت ایران را بحرانی به تصویر درآورد، اما خود ایالات متحده سال‌هاست که رتبه نخست جهان از نظر جمعیت زندانیان را داراست. آمارها نشان می‌دهد که آمریکا 5درصد جهان و 25درصد زندانیان جهان را داراست و از این حیث به اذعان بسیاری از رسانه‌های به بزرگ‌ترین زندان جهان معروف است. وب سایت politifact در سال 2016 گزارشی منتشر کرده که بر اساس آن تأکید شده است "در چهل سال گذشته تعداد زندانیان آمریکایی بیش از 500درصد افزایش یافته است، تعداد زندانیان آمریکا دو میلیون و سیصد هزار نفر است که از جمعیت پانزده ایالت آمریکا نیز بیشتر است." طبق آخرین آمار ارائه شده توسط مرکز مطالعات بین‌المللی زندان‌های جهان (ICPS)،  آمریکا همچنان رتبه اول زندانیان جهان را در اختیار داردکه بنا براین آمارتعداد 2 میلیون و 239 هزار و 751 آمریکایی در زندان‌های این کشور محبوس هستند. چین در حالی که پرجمعیت‌ترین کشور جهان است اما  با یک میلیون و 640 هزار زندانی در رتبه دوم پس از آمریکا قراردارد. روسیه با 797 هزار زندانی، برزیل با 549 هزار زندانی، هند با 372 هزار زندانی، تایلند با 262 هزار و 77 زندانی و مکزیک با 242 هزار و 754 زندانی رتبه‌های سوم تا هفتم بیشترین تعداد زندانیان را به خود اختصاص داده‌اند. نکته قابل توجه در بین آمار بالای زندانیان در آمریکا، تعداد کودکان و نوجوانانی است که در زندان به سر می‌برند؛ به گزارش اندیشکده "طرح سیاستگذاری زندان ها" در آمریکا، 6600 کودک به دلیل نقض فنی حکم مجازات تعلیقی یا آزادی مشروط شان زندانی شده اند و 600 نفر نیز به دلیل رفتارهایی در زندان به سر می برند که برای نوجوانان و جوانان نقض قانون محسوب نمی شود. گزارش‌های متعددی در رسانه‌های مختلف ایالات متحده مبنی بر بازداشت کودکان کم سن و سال توسط پلیس منتشر شده است که در یکی از این موارد، در سال 2016 خبری در هافینگتون پست منتشر شد مبنی بر اینکه یک کودک در مدرسه فقط به این دلیل که در کلاس گریه می‌کرده، توسط پلیس دست‌بند زده شده و رسما بازداشت شده است؛ بر اساس این گزارش اثرات روانی این اقدام تا حدی بوده است که آن کودک، حالا بعد از گذشت دوسال، تازه به وضعیت عادی خود برگشته است. بگذریم از روش‌های زندانی، شکنجه‌های عجیب و غریب و وضعیت‌های مخوفی که در زندان‌های آمریکا جریان دارد که قابل قیاس با هیچ جای دنیا نیست. دلسوزی سیاسی برای بیماران تالاسمی در ایران رادیو فردا که علاقه دارد به شکل‌هایی مختلف خود را دلسوز و نگران مردم ایران معرفی کند، اینبار نگرانی خود را برای بیماران مبتلا به تالاسمی در کشورمان ابراز کرده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی نوشته است: «رئیس انجمن تالاسمی ایران از مرگ ۹۳ بیمار مبتلا به تالاسمی، به دلیل "عارضه قلبی" ناشی از دریافت نکردن دارو یا تزریق داروی "بی‌کیفیت" خبر داد. آن‌طور که وی اعلام کرده از این تعداد، به جز یک نفر، مابقی به علت یک عارضه قلبی فوت کرده‌اند که علت آن، "مصرف نکردن دارو به دلایل مختلف" یا "ناکارآمدی" داروهای مصرف‌شده بوده‌است. فقدان یا کمبود داروهای این بیماران در ایران از آن رو دارای اهمیت است که بر اساس گزارش خبرگزاری ایرنا، با وجود غربالگری پیش از تولد، هنوز هر سال حدود ۳۰۰ بیمار تالاسمی در ایران متولد می‌شود. این خبرگزاری، جمعیت این بیماران در ایران را ۲۳ هزار نفر گزارش کرده و نوشته اگر چه کیفیت زندگی آنها "بهتر" از گذشته‌است، "اما هنوز رنج بیماری و کمبود دارو، برخی از آنان را آزار می‌دهد." دارو برای بیماران تالاسمی حکم "اکسیر حیات" را دارد و تنها در صورت دریافت دارو است که می‌توانند مثل سایر افراد جامعه زندگی عادی داشته باشند. مدیر عامل انجمن تالاسمی ایران، "بزرگترین چالش" این انجمن را "فقدان قانون جامع حمایت از بیماران تالاسمی" عنوان کرده و از اینکه حتی سازمان‌هایی مثل بهزیستی و کمیته امداد "امام خمینی" به این بیماران خدماتی همچون ازکارافتادگی ارائه نمی‌کند، انتقاد کرده‌است.» اما ظاهرا این رسانه وابسته به کاخ سفید فراموش کرده است که بخشی از مشکلات دارویی مربوط به این حوزه ناشی از تحریم‌هایی است که سال‌ها توسط دولت‌مردان محبوبش علیه ملت ایران تحمیل شده است و اکنون نیز خیال تشدید آن‌ها را در سر دارند. مقامات آمریکایی و غربی در سخنرانی‌های خود مانند دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا، همواره خود را حامی و دوست مردم ایران معرفی می‌کنند که به دنبال آزادی و امنیت آن‌ها هستند اما در عمل با اعمال تحریم‌های همه جانبه، سلامت، امنیت و آرامش مردم را هدف حملات خود قرار می‌دهند. شعار همه این مقامات غربی و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا مدام این است که تحریم نظام و جکومت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و به مردم آسیب نمی‌رساند، اما در عمل همه می‌دانند که هدف اول و آخر این تحریم‌ها که حتی از حوزه‌هایی مانند دارو نیز غافل نبوده، مردم عادی هستند. این تحریم‌ها در شرایطی سال‌های سال علیه مردم کشورمان توسط اربابان رادیو فردا اعمال شده است که محدودیت در دسترسی به دارو و مسائل این چنینی، نقض آشکار حقوق بشر است و مدعیان این وادی هرگز به آن ورود نکرده‌اند. البته نباید غافل بود که این نوع گزارش‌های رادیو فردا در جهت تلقین اثربخشی بیش از حد تحریم‌ها در ایران و ناامیدی مردم از آینده است و همچنین نباید نادیده گرفت که صنعت دارویی در کشورمان در سال‌های گذشته با پیشرفتی چشمگیر و جهانی همراه بوده و در بسیاری از عرصه‌ها به خودکفایی کامل رسیده است. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از اردیبهشت ماه 1397 (16 الی 23 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 20 May 2018 08:54:04 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26898/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 195) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26808/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          دومین هفته از اردیبهشت‌ماه 1397، با نوع خاصی از بهره‌های برداری‌های ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی به ویژه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا، از اخبار و رویدادهای مختلف مواجه بوده‌ایم؛ به عبارتی بهتر در این هفته، رادیو فردا در مسیر حمله به جمهوری اسلامی ایران، به قدری در دروغ و تحریف واقعیت افراط کرده است که گزارش‌هایش بیشتر به طنزنویسی شبیه است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از اردیبهشت ماه سال 1397 (08 الی 15 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش برای اثبات نقش ایران در بی‌ثباتی منطقه، بازتاب دروغ‌های نتانیاهو در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران، نگرانی پنتاگون از ادامه حضور ایران در سوریه، دروغ شاخدار در معرفی عامل حادثه یازده سپتامبر، ادامه حمایت‌ها از مجرمین در ایران، تلاش برای تخریب چهره امام جمعه مشهد و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. هفته طنز رادیو فردا همانطور که در بالا به آن اشاره شد، این هفته را با توجه به نوع فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا، می‌توان به هفته طنز این رسانه ضد ایرانی نامگذاری کرد؛ این رسانه وابسته به کاخ سفید، در مسیر همیشگی دشمنی خود با نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران، به قدری تندروی کرده و به دروغ‌های شاخدار روی آورده است، که مطالبش بیشتر به طنز شبیه است تا گزارش خبری که واقعیت‌ها را بیان کند. در ادامه، چند مورد از گزارش‌های افراطی رادیو فردا در دشمنی با ایران را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم: ایران عامل بی ثباتی در جهان است! در یکی از طنزنویسی‌های رادیو فردا در این هفته، وزیر خارجه آمریکا به عنوان بازیگر اصلی وارد عمل شده و با ارائه تعریفی جدید از ثبات، ایران را عامل بی‌ثباتی در جهان و منطقه معرفی می‌کند. رادیوی دولتی آمریکا در بهره برداری از این ادعای عجیب، در گزارش خود نوشته است: «مایک پمپئو، وزیر خارجه جدید آمریکا، که با هدف جلب حمایت متحدان ایالات متحده از تحریم‌های احتمالی جدید علیه ایران، به خاورمیانه سفر کرده است، روز یکشنبه در ریاض ایران را منشأ بی‌ثباتی در کل منطقه خواند و بر لزوم اتحاد کشورهای حاشیه خلیج فارس تأکید کرد. آقای پمپئو در ریاض تصریح کرد که آمریکا از توافق هسته‌ای ایران خارج خواهد شد، مگر برای اصلاح برجام توافقی با شرکای اروپایی آمریکا به دست آید که تضمین کند جمهوری اسلامی هیچگاه به سلاح اتمی دست نخواهد یافت. روز یکشنبه برایان هوک، مشاور ارشد وزیر خارجه آمریکا، نیز که مایک پمپئو را در سفر به ریاض همراهی می‌کند، گفت که کشورش از متحدان اروپایی خود و دیگران می‌خواهد که با هدف متوقف ساختن برنامه موشکی ایران، تحریم‌هایی را علیه تهران وضع کنند. در اظهارات آقای هوک در جمع خبرنگاران، تأکید شده که ایران "تهدیدی برای صلح و ثبات در جهان" است. در این زمینه وزیر خارجه آمریکا هم روز یکشنبه در کنفرانس مشترک مطبوعاتی خود با همتای سعودی‌اش گفت که ایران سرگرم بی‌ثبات‌سازی همه منطقه است و به حمایت از گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیانی می‌پردازد که به نیابت از او عمل می‌کنند. او ایران را تأمین‌کننده سلاح برای شورشیان حوثی یمن توصیف کرد و از حمایت ایران از "حکومت آدم‌کش" بشار اسد در سوریه نیز انتقاد کرد.» اما در همین ابتدا باید از رادیو فردا درخصوص معنای ثبات پرس و جو کرد؟! ظاهراً مقامات آمریکایی در معنای این کلمه به مشکل خورده‌اند که خود را عامل ثبات و ایران را دلیل بی ثباتی در منطقه می‌خوانند. آیا حمایت از تروریست‌های خون خوار عامل بی ثباتی در منطقه است یا مبارزه با این جنایتکاران؟! ایران با همه وجود خود در مقابله با تروریسم حضوری فعال داشته و دارد و هرگز بدون مجوز هیچ دولت قانونی وارد آن کشور نشده است اما ایالات متحده خود مجوز حضور نظامی خود را در هر نقطه از جهان صادر می‌کند و ضمن حمایت از تروریست‌ها مردم بی دفاع آن کشور را قربانی می‌کند و در آخر نیز این گونه دم از نگرانی برای امنیت و ثبات منطقه می زند. آیا آمار قربانیانی که در سوریه جانشان را در مداخلات مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا از دست داده‌اند، مردم و به ویژه کودکانی که در یمن به وسیله موشک‌های آمریکایی از زندگی محروم شدند، غیرنظامیان افغانی که به بهانه مبارزه با طالبان بمباران شدند و ...، گویای این واقعیت نیست؟! مقامات آمریکایی و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا نباید فراموش کنند که هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه اسبق این کشور و یکی از نامزدهای اصلی انتخابات ریاست جمهوری پییشن ایالات متحده در کتاب خاطرات خود به بخش‌هایی کلیدی از این واقعیت‌ها اعترافی صریح و غیر قابل انکار دارد؛ تنها همین جمله کلینتون که می‌گوید "داعش را ما خودمان ساختیم" به خوبی از نقش آمریکا در بی ثباتی منطقه حکایت داشته و جای بحثی باقی نمی‌گذارد. در مقابل نشریه آمریکایی "نیویورک تایمز" در گزارشی به نقش ایران در صلح و ثبات منطقه اذعان کرد و تأکید کرد که آمریکا باید قدردان نقش سازنده ایران در بحران‌های منطقه باشد. وقتی نتانیاهو از سابقه اسرائیل بی‌خبر است! طنز دوم به کمدین همیشگی تئاترهای ضد ایرانی، یعنی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل اختصاص دارد؛ جایی که وی خود را به فراموشی زده و در نقش یک بیمار آلزایمری، ضمن نادیده گرفتن سابقه رژیم صهیونیستی در فعالیت نظامی هسته‌ای، از تلاش ایران برای دستیابی به بمب اتم و چندین تُن سند و مدرک برای اثبات این ادعا سخن گفته است. در این گزارش رادیو فردا نوشته شده است: «نخست‌وزیر اسرائیل شامگاه دوشنبه ۱۰ اردیبهشت با حضور در وزارت دفاع این کشور، آنچه را که "اسناد و مدارک" پیشرفت محرمانه هسته‌ای ایران و "فریب جهانیان" از سوی تهران نامید، در اختیار رسانه‌ها گذاشت. به گفته بنیامین نتانیاهو، این اسناد "قاطعانه" ثابت می‌کند که ایران همچنان جامعه جهانی را با "بی‌شرمی فریب داده" و برنامه اتمی خود را، بعد از برجام، به نقاط پنهانی، غیر از سایت‌های هسته‌ای شناخته شده ایران منتقل کرده است. نخست‌وزیر اسرائیل گفت در این برنامه مخفی، در سه سال گذشته، طراحی، ساخت و آزمایش کلاهک‌های هسته‌ای ایران پیگیری شده است. وی افزود: هدف از این طرح مخفی، ساخت کلاهک‌های هسته‌ای، هر یک با توانی معادل پنج بمب هسته‌ای با ده کیلو تن تی‌ان‌تی است که بر سر هیروشیما فرود آمد، و این کلاهک‌ها قرار بود روی موشک‌های بالستیک شهاب- ۳ نصب شود تا "به سوی تل‌آویو شلیک شود". آقای نتانیاهو گفت ایران همه نیازهای "پروژه عماد" را آماده می‌کرد تا هر زمان که خواست سلاح هسته‌ای بسازد، آمادگی کافی داشته باشد. نخست‌وزیر اسرائیل گفت، موشک‌های ایران با برد یک هزار کیلومتر آغاز شد و حال به دو هزار کیلومتر می‌رسد و ریاض، تل‌آویو و مسکو را در تیر رس خود دارد اما ایران همچنان برای طولانی‌تر کردن برد موشک‌هایش تلاش می‌کند. وی تصریح کرد که کشورش از چند هفته پیش "بیش از نیم تن مدرک" را شامل ۵۵ هزار سند روی ۱۸۳ سی‌دی، از تحقیقات هسته‌ای مخفیانه ایران در پروژه موسوم به "عماد" را در اختیار گرفت. سی‌دی‌ها و پرونده‌ها در کمدهایی در کنار آقای نتانیاهو در برابر نمایندگان رسانه‌های اسرائیل و جهان قرار گرفته بود.» باید به این نکته اشاره کرد که نیم تُن مدرک حتی جعلی اسرائیل در خصوص ایران در شرایطی به دست آمده است که تمامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان چه قبل و چه بعد از اجرای برجام، زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی و بازرسی‌های شدید و دقیق این آژانس قرار داشته و دارد؛ اما آیا رژیم اشغالگر صهیونیستی عضو این آژانس بوده و معاهده NPT (منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای) را پذیرفته و اجرا می‌کند؟! یا اصلاً حتی یک بار به بازرسان این نهاد بین المللی اجازه سرکشی از تأسیسات و فعالیت‌های هسته آیش را داده است؟! هرگز اسرائیل اطلاعات درستی از فعالیت‌های هسته آیش ارائه نداده است اما اسنادی که از منابع مختلف به دست آمده‌اند نشان دهنده وجود بیش از 400 کلاهک هسته‌ای آماده استفاده در ذخایر هسته‌ای اسرائیل است که می‌توانند در انواع موشک‌های بالستیک مورد استفاده قرار بگیرند. اولین خبر رسمی در سال 1986 توسط موردیچائی وانونا، تکنیسن سابق راکتور هسته‌ای اسراییل در اختیار مطبوعات انگلستان قرار گرفت که در همان زمان نیز به جرم جاسوسی و خیانت در اسراییل به سال‌ها زندان محکوم شد. با این وجود، رژیمی که مدام سایرین را تهدید می‌کند و بارها در عمل دست به تجاوز نظامی به دیگران زده است و خود دارای ذخایر کلاهک‌های هسته‌ای و فعالیت‌های هسته‌ای نظامی است، می‌تواند در خصوص نوع فعالیت‌های دیگران اظهار نظر کند؟! آمریکا سوریه را می‌خواهد! موضوع طنزآمیز دیگری که رادیو فردا در این هفته برای ابراز دشمنی خود با جمهوری اسلامی استفاده کرده است، اظهارات عجیب یک مقام پنتاگون در خصوص نقش آفرینی ایران در سوریه و نگرانی از تداوم این حضور است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش مربوط به این موضوع نوشته است: «دانا وایت، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون روز پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت گفته است، نفوذ بدخواهانه ایران باعث بی ثباتی در منطقه شده است. به گزارش وب سایت پنتاگون، دانا وایت که در کنفرانس خبری صحبت می‌کرد، در پاسخ به پرسشی در خصوص احتمال درگیری بین اسرائیل و ایران در سوریه گفت: ما نگران نفوذ مخرب ایران در منطقه هستیم که با حمایت نیروهای نیابتی خود چه حزب الله در لبنان یا حوثی‌ها در یمن به اقدامات بی ثبات کننده خود در منطقه ادامه می‌دهد. سخنگوی پنتاگون تاکید کرده است که هر کجا ایران حضور دارد، به دنبالش هرج و مرج می‌آید. دانا وایت اضافه کرد: بنابراین سوریه اکنون به عرصه نبرد پیچیده‌ای بدل شده است و تداوم اقدامات ایران همچنان مایه نگرانی ما است. سخنگوی پنتاگون در ادامه در پاسخ به پرسشی در خصوص نقش احتمالی آمریکا در صورت بروز درگیری با ایران گفت: آمریکا و همپیمانانش همواره حق دفاع را برای خود محفوظ می‌دارند، ولی در سوریه مأموریت ما همچنان از بین بردن گروه حکومت اسلامی، داعش، است.» اما به راستی دلیل ناراحتی و اعتراض پنتاگون و دولت آمریکا به حضور و نقش آفرینی ایران در سوریه چیست؟! اصلاً چرا آمریکا باید از حضور ایران در سوریه نگران باشد؟! آیا مردم و دولت قانونی سوریه هم همین نگرانی‌ها را دارند؟! مقامات رسمی و قانونی سوریه در دیدارهای مختلف با مقامات ایران و همچنین گفتگوهای مختلف خبری، بارها از جمهوری اسلامی به دلیل کمک در مبارزه با تروریست تقدیر کردند و گفتگوهای خبری مختلف منتشر شده از مردم سوریه نیز کاملاً نشان دهنده رضایت آن‌ها از این حضور است. اما در مقابل آیا همین نظرات در خصوص حضور نظامی آمریکا در سوریه هم وجود دارد؟! وضعیت فعالیت گروه‌های تروریستی مختلف، به ویژه گروه تروریستی داعش در سوریه، قبل و بعد از ورود ایران به جریان مقابله با این جنایتکاران کاملاً تفاوت‌هایی ویژه دارند، به طوری که حتی بسیاری از کارشناسان نظامی، سیاستمداران و حتی رسانه‌های برجسته غربی نتوانسته در برابر این تفاوت سکوت کنند و بارها به این نقش برجسته جمهوری اسلامی در سوریه و منطقه اذعان داشته‌اند. حتی تروریست‌های تا دندان مسلح فعال در سوریه نیز به این واقعیت که نقش آفرینی ایران مانع پیشربرد اهدافشان شده است، اعتراف کرده‌اند؛ در یکی از این موارد «فاتح حسون»، از اعضای ارتش سوریه که در سال 2011 به معارضان سوریه پیوسته به الجزیره می‌گوید "در آن زمان خوش‌بین بوده که سربازان ارتش سوریه نتوانند در برابر پیشروی‌های معارضان مقاومت کنند. اما بعد از مداخله ایران و حزب‌الله، حکومت سوریه موفق شد در صحنه میدانی به ویژه در مناطق حمص و حما موفقیت به دست بیاورد." اما در مقابل، آیا حضور نظامی آمریکا و متحدانش در سوریه، نتیجه مثبتی برای مردم این کشور به همراه داشته است؟! پاسخ این سؤال با حملات هوایی جنگنده‌های ائتلاف آمریکایی به مردم غیرنظامی و نظامیان و نیروهای مردمی سوریه که با تروریست‌ها در حال نبرد هستند، کاملاً آشکار است. حضور ایران، با شکست سیاست‌های آمریکا در سوریه همراه بوده و این یعنی تنگ شدن جای آمریکا در این کشور و در نتیجه در منطقه و به همین دلیل نیز علیرغم اعترافات خودشان به نقش سازنده جمهوری اسلامی در مبارزه با تروریسم، باز هم شاید ابراز خشمشان به شکل‌هایی مانند اینگونه اظهارات بوده و هستیم. اتهام‌زنی به ایران برای پنهان کردن خودزنی آمریکا اوج طنزپردازی این هفته رادیو فردا گزارشی بوده است که بر اساس آن، ایران به عنوان یکی از عاملین حملات تروریستی یازده سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی به برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در آمریکا معرفی شده و از حکم دادگاهی در ایالات متحده مبنی بر محکومیت جمهوری اسلامی به پرداخت غرامت در این خصوص، خبر داده است. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با طرح این ادعای عجیب، نوشته است: «یک قاضی دادگاه فدرال آمریکا روز دوشنبه حکومت ایران را به پرداخت شش میلیارد دلار غرامت به بازماندگان قربانیان حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر محکوم کرد. به گزارش "د هیل" جورج دانیلز، قاضی دادگاه منطقه منهتن نیویورک شکایت خانواده‌های یک هزار نفر از کشته شدگان حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر علیه سپاه پاسداران و بانک مرکزی ایران را وارد دانسته است. براساس حکم این قاضی دادگاه فدرال ایران می‌بایست به همسران کشته شدگان ۱۲ میلیون ۵۰۰ هزار دلار، به والدین و فرزندان کشته شدگان هشت میلیون و ۵۰۰ هزار دلار و خواهران و براداران کشته شدگان چهار میلیون و ۵۰۰ هزار دلار پرداخت کند. به این مبالغ پرداختی بهره نزدیک به پنج درصد از سال ۲۰۰۱ یعنی زمان وقوع این حملات تاکنون نیز تعلق می‌گیرد. به دلیل عدم حضور وکلای یا نمایندگان ایران در این دادگاه، این حکم به طور غیابی صادر شده است. ایران پیش از این هرگونه دخالت در حملات یازدهم سپتامبر را رد کرده است، ولی از حضور در این دادگاه‌ها خودداری کرده است. طبق این گزارش، شکایت این بازماندگان علیه ایران برای نخستین بار در سال ۲۰۰۴ تسلیم دادگاه شد. امابه دلیل قانون "مصونیت حاکمیتی مصوب سال ۱۹۷۶" دادگاه این شکایت را مورد بررسی قرار نداد. ولی در سال ۲۰۱۶ وبا تصویب قانون "عدالت علیه حامیان تروریسم" دادگاه این شکایت را مورد بررسی قرارداد.» سؤال اینجاست که نقش ایران در حملات تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 میلادی به برجهای دوقلوی تجارت جهانی در آمریکا چیست؟! امروزه کمتر کسی در دنیا حضور دارد که نداند این حملات توسط گروه تروریستی القاعده عملیاتی شده است و اصلاً دلیل و پایه جنگ افروزی ایالات متحده در افغانستان که با سال‌ها خونریزی و اشغالگری همراه بوده و همچنان نیز ادامه دارد، به دلیل سرکوب القاعده و انتقال گیری از بانیان این حمله تروریستی صورت گرفت. از طرفی شواهد و اسناد بسیار زیاد و غیر قابل انکار گویای رابطه مستقیم و همه جانبه القاعده با خاندان حکومتی آل سعود در عربستان است؛ اما جالب این جاست که مقامات آمریکایی و عربستانی در کنار هم رقص شمشیر می‌کنند و هم را دوستان صمیمی خود می‌خوانند و ایران به دلیل جرم نکرده محکوم می‌شود! بگذریم از این که حتی شواهد بسیاری در دست است که از پشت پرده بسیار مبهم این حمله تروریستی و حوادث یازده سپتامبر 2001 میلادی حکایت دارد و نشان می‌دهد که دست‌های خود ایالات متحده هم به خون مردمان خودش آلوده است. پائولو سنسینی نویسنده ایتالیایی کتاب "تفرقه بینداز و حکومت کن، استراتژی هرج و مرج در قرن 21" به صراحت از نقش آمریکا و البته رژیم صهیونیستی در حادثه تروریستی یازده سپتامبر سخن گفته است. در همین رابطه، "کاتب الشمری" در مقاله‌ای که روزنامه الحیات چاپ لندن منتشر کرده است در این باره می‌نویسد: "واقعه 11 سپتامبر یکی از برگ‌های برنده آرشیوهای آمریکایی است، زیرا تمامی عقلا و خردمندان در سرتاسر دنیا که کارشناس سیاست‌های آمریکایی بوده، و تصاویر و ویدئوهای این واقعه را آنالیز کرده‌اند به اتفاق معتقدند که آنچه در برج‌های دوقلورخ داده یک اقدام صرفاً آمریکایی بوده و در ایالات متحده برنامه ریزی و به انجام رسیده است. اثبات این واقعه نیز انفجارهای مداومی است که به شکل چشمگیری دو ساختمان را از هم پاشیدند و مهندسین سازه‌های ساختمانی با مواد منفجره این دو برج را تخریب کردند و برخورد هواپیماها به ساختمان‌ها تنها چراغ سبزی برای انفجارها بوده و دلیل فروپاشی برج‌ها نبودند. با این حال ایالات متحده هنوز هم قصد مقصر جلوه‌دادن دیگران در جهات مختلف را داشته و این سیاست را می‌توان پیروزی آمریکایی با سوءاستفاده از آرشیو لقب داد." کشتار بیگناهان در آمریکا و بیگناهی مجرمین در ایران! در کنار موضوعات عجیبی که در بالا به آن پرداختیم، یکی دیگر از گزارش‌هایی که این هفته در پرونده فعالیتی رادیو فردا جالب توجه است، ادامه تلاش‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی و سازمان‌های به ظاهر بین المللی برای حمایت از مجرمین و حتی تروریست‌های بازداشتی در ایران است؛ حمایتی که این بار شامل حال یک تروریست مسلح در کشورمان شده است. رادیو فردا در گزارشی با طرح درخواست آزادی این تروریست، نوشته است: «عفو بین الملل روز سه شنبه ۱۱ اردیبهشت در بیانیه‌ای از مقام‌های ایران خواسته است که اجرای قریب الوقوع حکم اعدام رامین حسین پناهی، مرد ۲۲ ساله کرد ایرانی، را متوقف کنند. عفو بین الملل می‌گوید، قرار است روز پنجشنبه حکم اعدام رامین حسین پناهی به اتهام «قیام مسلحانه» علیه حکومت جمهوری اسلامی اجرا شود، این در حالی است که او در دادگاهی ناعادلانه به این حکم محکوم شده و دادگاه به شکایت رامین حسین پناهی درباره شکنجه در دوران بازداشت توجهی نکرد. فیلیپ لوتر، مدیر تحقیقات عفو بین الملل در امور خاورمیانه در این زمینه گفته است، پرونده رامین حسین پناهی از آغاز تا پایان نمونه‌ای از سقوط نفسگیر عدالت است. او درحالی در دادگاه حاضر شد که آثار شکنجه بر بدنش مشخص بود و در دادگاهی به مدت کمتر از یک ساعت به اعدام محکوم شد. این مقام عفو بین الملل اضافه کرده است: رامین حسین پناهی در طول دوران بازجویی ضمن عدم دسترسی به وکیل وخانواده اش از دسترسی به شواهد و مدارکی که علیه او اقامه شده، نیز محروم بود. فیلیپ لوتر تاکید کرده است: مقام‌های اطلاعاتی ایران با زیرپا گذاشتن قوانین دادرسی، رامین حسین پناهی را تحت فشار گذاشته تا در مقابل لغو حکم اعدام به "اعترافات ساختگی" تلویزیونی تن در دهد، اما خودداری وی از چنین امری باعث شد تا او را با نگهداشتن در انفرادی تحت فشار و رنج بیشتر قرار دهند.» "رامین حسینپناهی" یکی از اعضای فعال گروهک تروریستی "کوموله" است که به طور مسلحانه علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران فعالیتی جدی دارند و در جریان طراحی و اجرای یکی از این عملیاتهای تروریستی به همراه دو تروریست دیگر در کمین نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرفتار می‌شوند، پس از تبادل آتش و مقاومت با سلاح گرم، بازداشت می‌شود. آیا به چنین فردی در آمریکا، چه عنوانی جز مجرم داده می‌شود؟! آیا بین تروریست با تروریست تفاوتی وجود دارد؟! اگر همین فرد در خاک آمریکا یا هر کشور دیگری با سلاح گرم با نیروهای امنیتی و انتظامی درگیر می‌شد و عضور گروهی ضد امنیتی بود، چه برخوردی با او می‌شد؟! فیلم‌های بسیاری از درگیری پلیس آمریکا و کشورهای اروپایی با مجرمین و حتی افرادی که احتمال مجرم بودنشان می‌رود، منتشر شده است؛ تصاویری تکان دهنده که نشان می‌دهد پلیس در این کشورها، خود حکم صادر کرده و خود در همان صحنه اول حکم را اجرا می‌کند. در آمریکا بارها و بارها سیاه پوستان بی گناهی، تنها به این بهانه که پلیس احساس کرده است سلاح حمل می‌کنند، حتی با وجود عدم ایستادگی در برابر پلیس و تسلیم شدن، باز هم با گلوله آن‌ها جانشان را از دست داده‌اند. در کشورهای بسیاری متهمان مربوط به حملات تروریستی یا مجرمینی که مسلح هستند، هرگز زنده از صحنه جرم خارج نمی‌شوند و پلیس در همان جا آن‌ها را می‌کشد؛ اما جالب این جاست که اکنون در خصوص مجرمی که عضو رسمی یک گروه تروریستی بوده و مسلحانه با مأمورین امنیتی کشور درگیر شده است و باز هم حق دادگاه و دفاع به او داده شده و در دادگاهی رسمی محاکمه گردیده است، نظرات رسانه‌های غربی مانند رادیو فردا کاملاً خلاف آن چیزی است که در غرب صورت می‌گیرد. چرا رادیو فردا از افرادی که در خیابان‌ها بی دلیل به دست پلیس آمریکا به قتل می‌رسند، سخنی به میان نمی‌آورد؟! آیا اگر ایران یا هر رسانه و کشوری از دانش آموز 19 ساله‌ای که عامل تیراندازی و کشتار مسلحانه در مدرسه‌ای واقع در ایالت فلوریدا آمریکا بود، دفاع کنند، این دفاعیات پذیرفته شدنی است؟! حمله ناکام رادیو فردا به امام جمعه مشهد مقدس آخرین موضوع مجله هفتگی رادیو دیروز در این هفته، به تلاش نصفه و نیمه و نافرجام رادیو فردا برای تخریب چهره امام جمعه مشهد مقدس اختصاص دارد؛ جایی که این رسانه ضد ایرانی که کینه شخصیت‌های انقلابی را با خود به همراه دارد، به بهانه انتشار یک مطلب در صفحه تلگرامی منصب به آیت‌الله علم‌الهدی، سعی در قرار دادن وی در مقابل مردم ایران و گرفتن ماهی از آب گِل‌آلود داشته است. رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده، نوشته است: «آیت‌الله علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، که از مخالفان پیام‌رسان‌های خارجی و بویژه "تلگرام" است به فاصله کوتاهی پس از خروج از این شبکه اجتماعی ناچار شد که بار دیگر به آن برگردد. کانال تلگرامی این روحانی تندروی اصولگرا پنجشنبه هفته پیش اعلام کرد که "در جهت حمایت از پیام‌رسان‌های داخلی و رفع انحصار فضای مجازی از پیام‌رسان‌های غیرایرانی"، دیگر در تلگرام فعالیتی نخواهد داشت و در پیام‌رسان‌های ایرانی به فعالیت رسانه‌ای می‌پردازد. با این حال، امام جمعه مشهد روز شنبه هشتم اردیبهشت در کانال تلگرامی خود خبر داد که "به خاطر عدم اقبال مخاطبان به پیام‌رسان‌های داخلی تاکنون، فعلاً همزمان در تلگرام نیز فعالیت خود را ادامه می‌دهیم". در بخش دیگری از این پیام اشاره شده که "ضمن حمایت و فعالیت حداکثری خود در پیام‌رسان‌های داخلی، به ناچار برای رساندن پیام به مخاطبان مجبور به استفاده از ظرفیت تلگرام هستیم". صفحه توئیتری سایت جماران در اعلام این خبر تیتر زد که "سایت امام جمعه مشهد دوری از تلگرام را تاب نیاورد!!" این دومین ناکامی آیت‌الله علم‌الهدی در زمینه تبلیغ پیام‌رسان‌های داخلی به جای تلگرام است که در هفته‌های اخیر و با اجرای یک مصوبه قدیمی دولت حسن روحانی وارد فاز تازه‌ای شده است.» اما آیا واقعیت همین است؟! آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد مقدس، یکی از افراد شناخته شده ایست که همواره بر اصول انقلاب اسلامی تأکید کرده و با همه وجود خود و جایگاهش را در مسیر دفاع از این اصول هزینه کرده است. وی در برابر رفتارهای خصمانه غرب علیه جمهوری اسلامی، هرگز سکوت نکرده و جزو اولین شخصیت‌هایی بوده است که در ایران به این گونه رفتارها واکنشی جدی و قاطعانه نشان داده است و همین امر هم باعث شده که غرب و رسانه‌های ضد ایرانی همواره به امام جمعه مشهد مقدس با خشم و نفرت مواجه شوند. اما در خصوص اتفاق پیش آمده برای صفحه تلگرامی منتصب به آیت الله علم الهدی باید به این نکته تأکید داشت که پس از ارسال تعداد معدودی مطلب در این صفحه، شخص امام جمعه مشهد با این کار مخالفت کرده و این فعالیت به طور کامل در تلگرام متوقت و به پیام رسان‌های داخلی منتقل گردید. در بیانیه‌ای رسمی که توسط دفتر امام جمعه مشهد مقدس در این خصوص صادر شد و به عنوان آخرین پست منتشر شده در کانال تلگرامی منتصب به وی نیز قابل مشاهده است، به صراحت تأکید شده: "در روزهای اخیر حضور مجموعه رسانه‌ای Alamolhoda.com در پیام رسان تلگرام موجب ایجاد امواج تخریبی علیه آیت الله علم الهدی و دلخوری امت حزب الله شد، که باعث تأسف است. از این بابت عذرخواهی نموده و از حسن توجه همه کاربران فضای مجازی تشکر می‌کنیم. اگر قصوری از مجموعه رسانه‌ای Alamolhoda.com در هر رده و مرحله‌ای سر زده است، متوجه ادمین، مدیرمسئول و هیات تحریریه آن می‌باشد و به هیچ وجه از این بابت آیت الله علم الهدی مسئولیتی ندارد. اکنون نیز به دستور آیت الله علم الهدی و در راستای احترام به نظرات مخاطبان عزیز در فضای مجازی و در جهت حمایت از پیام رسان‌های داخلی فعالیت خود را در تلگرام پایان می‌دهیم." در نتیجه باز هم تلاش رادیو فردا برای تخربیب چهره آیت الله علم الهدی با شکست مواجه شد اما نباید از دلایل این دشمنی غافل بود؛ دلایلی که نشان می‌دهد افرادی مانند امام جمعه مشهد مقدس، چقدر در حرکت قطار انقلاب اثرگذار بوده و هستند. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از اردیبهشت ماه 1397 (08 الی 15 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sun, 13 May 2018 16:25:07 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26808/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 194) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26688/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          اردیبهشت ماه 1397 با رویدادهایی ویژه همراه بوده است، رویدادهایی که گاهی تلخ و گاهی شیرین بوده‌اند اما در همه این موارد ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی تمام توان خود را به کار بستند تا از این رویدادها به عنوان بهانه‌هایی در جهت اهداف و سیاست‌های اربابانشان بهره برداری کنند. یکی از این ابزارها رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نام دارد که دشمنی با ایران و اسلام در رأی وظایف و اهدافش کاملاً نمایان است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و چهارمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از اردیبهشت ماه سال 1397 (01 الی 08 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و چهارمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل حمایت‌های چندین و چندباره رادیو فردا از هتک حرمت امام رضا (ع)، انواع دلسوزی‌های رادیو فردا برای جامعه ایرانی از طلاق گرفته تا اعتیاد، تلاش برای تصاحب جنازه‌ای ناشناس و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. علاقه سیاسی رادیو فردا به هتک حرمت معصومین (ع) یکی از مهمترین رویدادهای تلخی که در این هفته با آن مواجه بودیم، هتک حرمت امام رضا (ع) توسط یک خبرنگار بود که البته واکنش به موقع و جدی مردم ایران در مقابل این بی حرمتی و برخورد قضائی و قانونی با وی کمی از تلخی آن کاست؛ اما رادیو فردا در این هفته به طور جدی وارد این حوزه شده و نشان داد که در حمایت از این گونه هتاکان تمام قد ایستاده است تا کینه عمیق خود از اسلام و شیعیان را ابراز کند. در همین راستا، بخش اول مجله این هفته را به بررسی این حمایت‌ها اختصاص داده‌ایم که در ادامه دو نمونه از آن را خواهید دید: هتاکی به مقدسات آزاد باشد؟! در این هفته، یک خبرنگار وابسته به یکی از روزنامه‌های اقتصادی، با انتشار پستی در توئیتر و استفاده از واژگان و تعابیری توهین آمیز در توئیتر به امام رضا (ع) اهانت کرد و این توهین خیلی سریع با واکنش فعالان این شبکه اجتماعی همراه شد و با گسترش این واکنش‌ها در فضای حقیقی، مقامات قضائی وارد عمل شده و این خبرنگار هتاک را در آستانه فرار از کشور بازداشت کردند. رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود که به حمایت از این مجرم اختصاص داشت، نوشته است: «رسانه‌های ایران از دستگیری امیرحسین میراسماعیلی خبرنگار روزنامه اقتصادی "جهان صنعت" به اتهام توهین به امام هشتم شیعیان خبر داده‌اند. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، بدون نام بردن از این خبرنگار روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت به نقل از "یک منبع آگاه امنیتی" گزارش داد که او قصد داشت ایران را به مقصد گرجستان ترک کند، اما در فرودگاه "امام خمینی" دستگیر شد. امیرحسین میراسماعیلی به تازگی توئیتی در انتقاد از مخالفت‌های احمد علم الهدی امام جمعه مشهد با برگزاری کنسرت موسیقی در این شهر منتشر کرده بود که از آن توهین به امام هشتم شیعیان تعبیر شده است. وی اما ضمن حذف آن توییت تاکید کرد که قصد توهین نداشته و او خود مسلمان و شیعه است و فقط می‌خواسته است که از علم‌الهدی انتقاد کند. وی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: "قصد بنده از آن توئیت، نقد اتفاقات پیش آمده در مشهد مقدس به زبان امروزی و عامیانه قابل درک برای نسل جوان بوده است. (نقد دیدگاه آقای علم‌الهدی در مورد موسیقی و کنسرت) ولی متاسفانه بعد از انتشار توئیت متوجه شدم کلمات به کار رفته منظور دیگری را رسانده است." آقای میراسماعیلی در ادامه، درخواست "عفو و بخشش" کرده و همزمان در توئیت دیگری خبر داده که به خاطر نوشته خود "تهدید به اسیدپاشی و قتل" شده است.» اما آیا اگر در آمریکا یا هر کشور دیگری شخصی به هلوکاست اهانت می‌کرد، با یک ببخشید، دولتمردان غربی و رسانه‌های تحت امرشان به راحتی از کنارش عبور می‌کردند؟! پاسخ این سؤال کاملاً آشکار است و می‌توان مثال‌های زیادی برای آن متذکر شد؛ اما نباید این نکته را نیز فراموش کرد که جایگاه امام رضا (ع) و سایر ائمه اطهار (ع) با دروغی بزرگ به نام هولوکاست، قابل قیاس نبوده و نیست. جایی که اخیراً «اورسولا هاوربک»، زن 88 ساله آلمانی به دلیل انکار هولوکاست و با اتهام ترویج نفرت بازداشت، محاکمه و به زندان محکوم می‌شود، آیا محاکمه قانونی فردی که به اعتقاد یک ملت اهانت می‌کند کاری عجیب است؟! انکار هولوکاست، در آلمان جرم محسوب شده و فرد خاطی تا پنج سال به زندان محکوم می‌شود؛ این پیرزن آلمانی در یک سخنرانی با یک نقل قول از کتابی هولوکاست را غیرواقعی خوانده بود؛ جالب اینجاست که وی تابستان سال گذشته نیز به دلیل همین اتهام در دادگاه حاضر شده و به 10 ماه زندان محکوم شده بود. در مورد مشابهی دیگر، به تازگی خبرگزاری مجارستان گزارشی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد فردی به اتهام انکار هولوکاست، در دادگاه این کشور مورد بازخواست قرار گرفته و به کار اجباری برای دولت این کشور محکوم شده است. ازین دست نمونه‌های بسیاری وجود دارد و آن چه بیان شد تنها دو مثال کوچک از تازه‌ترین‌هایشان محسوب می‌شوند، اما همانطور که اشاره شد نباید فراموش کرد که جایگاه رفیع معصومین (ع) کاملاً دست نیافتنی و منحصر به فرد بوده و با اعتقاد قلبی میلیاردها انسان درآمیخته است و در این بین امام رضا (ع) برای ملت ایران کاملاً ویژه مطرح بوده و در قلب تک تک ایرانیان جایگاهی با عظمت دارد و اهانت به ساحت مقدس ایشان، قلب میلیون‌ها ایرانی را رنجانده و آن‌ها را آزرده خاطر ساخته است. همین امر نیز باعث شده تا در فاصله‌ای اندک، شاهد واکنش‌های بسیار زیادی در شبکه‌های مختلف اجتماعی و حتی اجتماعات دنیای حقیقی بر علیه این هتاکی و عامل آن باشیم و در چنین شرایطی طبیعی‌ترین رفتار برخورد با کسی است که مردم از او شکایت دارند؛ هر چند بر اساس قانون مصوب و رسمی جمهوری اسلامی ایران این عمل جرم محسوب شده و ساکنین کشور باید به قانون رسمی آن احترام بگذارند. دشمنی با منبع استواری دینی ایرانیان یکی دیگر از گزارش‌های این هفته رادیو فردا در حمایت از عاملین هتاکی به امام رضا (ع)، به موضوع صدور حکم مربوط به مجری تبلیغاتی اختصاص داشت که در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری کشورمان، در اجرای برنامه به ساحت مقدس امام هشتم شیعیان اهانت کرده و قلب مردم ایران را رنجانده بود. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در نقش وکیل مدافع این هتاک، می‌نویسد: «یک روز پس از بازداشت یک خبرنگار در تهران به اتهام "توهین به امام هشتم شیعیان"، مقام‌های قضایی از تأیید نهایی حکم پنج سال حبس برای رئیس ستاد انتخاباتی حسن روحانی در یکی از شهرهای استان ایلام با همین اتهام خبر داده‌اند. محمد رزم، رئیس دادگستری استان ایلام، روز چهارشنبه پنجم اردیبهشت به خبرگزاری میزان گفت حکم دادگاه بدوی مبنی بر پنج سال حبس برای فردی که سال گذشته به "توهین به مقدسات و اهانت به ائمه" متهم شده بود در دادگاه تجدید نظر تأیید شده است. به گفته این مقام قضایی، دادگاه تجدید نظر حکم سه سال حبس تعلیقی و دو سال حبس تعزیری دادگاه بدوی را تأیید کرده است. هشتم اردیبهشت سال ۱۳۹۶، در آیین افتتاح ستاد انتخاباتی حسن روحانی در شهرستان ایوان، در استان ایلام، علی‌محمد محمدی، شاعر ایلامی و رئیس این ستاد، در متنی طنزآمیز از امام هشتم شیعیان به خاطر اینکه فقط امام "اصول‌گرایان" است و امام "اصلاح‌طلبان" نیست، شکوه کرده بود. در متن مذکور همچنین انتقادهای غیرمستقیمی از ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، در "استفاده" از امکانات این آستان در انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده بود. حکم نهایی علی‌محمد محمدی یک روز پس از آن اعلام می‌شود که امیرحسین میراسماعیلی، خبرنگار روزنامه اقتصادی "جهان صنعت"، پس از انتشار مطلبی در توییتر خود، به اتهام توهین به امام هشتم شیعیان بازداشت شد.» تکرارهای رادیو فردا در حمایت از افرادی که با اهانت به مقدسات به ویژه ائمه اطهار و باز ویژه‌تر امام رضا (ع)، قلب میلیون‌ها نفر را به درد آورده‌اند، چندان بی معنا و اتفاقی نیست؛ بلکه نشان از دشمنی با اصالت و اعتقادی دارد که روزنه‌های نفوذ اربابانش به جامعه ایرانی را بسته و همواره آن‌ها را حقیر ساخته است. حضور پر برکت امام رضا (ع) در ایران و ارادت قلبی بالای ایرانیان به این امام معصوم (ع)، همواره سرآغاز حرکت‌هایی بزرگ در استواری ارزش‌های اسلامی در جامعه ایرانی و شکستن طرح‌های ضد اسلامی غرب در کشورمان بوده است؛ از مبارزه با کشف حجاب با مرجعیت حرم مطهر رضوی گرفته تا مبارزات انقلابی و تجمعات پر شور مذهبی و ... همگی در این نقطه معنا گرفته‌اند و این کاملاً طبیعی است که با اهانت به ساحت مقدس امام رضا (ع) خوشنود شده و این گونه از عاملین آن حمایت کنند. دشمنی رادیو فردا با امام رضا (ع) ریشه‌اش به تأثیر عمیق این امام مهربانی‌ها و حرم مطهر رضوی در استواری ملت ایران برای مقابله با ظلم و استکبار و استعمار بازمی گردد؛ اعتقادی که هیچگاه در هیچ برهه زمانی خدشه دار نشده و نخواهد شد. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، در جهان غرب، به دلیل انکار یک دروغ تاریخی حتی پیرزنی را هم بدون محاکمه رها نمی‌کنند اما همین رسانه‌های وابسته هیچ واکنشی به چنین مواردی نشان نمی‌دهند اما توقع دارند اهانت به معصومین در ایران بی جواب بماند؛ اصلاً آیا اگر در داخل کشور و حتی خارج از مرزها، از شیعیان راستین پرسیده شود، غیر از این است که اکثر آن‌ها خواستار محاکمه این هتاکان هستند؛ همانطور که ما شاهد اعتراضات و تجمعات مردمی بسیاری در کشور برای محاکمه این مجرمین بودیم. سریال نگرانی‌های رادیو فردا برای جامعه ایرانی موضوع دیگری که در این هفته به عنوان پرونده‌ای ویژه‌ای فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به آن خواهیم پرداخت، دلواپسی‌های بیش از اندازه، عجیب و یک سویه این رسانه فارسی زبان در حوزه‌های مختلف اجتماعی است؛ جایی که از طلاق گرفته تا وضعیت اشتغال قشر تحصیل کرده و ... را موضوع این دلواپسی‌های همراه با سیاه نمایی قرار داده است. در ادامه نمونه‌هایی از این سریال گزارش‌های رادیو فردا را مورد بررسی قرار می‌دهیم: بحرانی که در آمریکا دیده نمی‌شود! یکی از موضوعات اجتماعی که رادیو فردا در این هفته مورد سیاه نمایی خود قرار داده است، میزان طلاق در جامعه ایرانی است؛ جایی که در گزارشی با ارائه آماری از سلاق در کشورمان، کاملاً یک سویه ذهن مخاطبین خود را به بازی گرفته و می‌نویسد: «یک مقام سازمان بهزیستی ایران از رشد بیش از شش درصدی میزان طلاق در سال ۹۶ نسبت به مدت به سال قبل خبر داده و همزمان یک نماینده تهران، ری و شمیرانات در مجلس مدعی شده که ۶۷ درصد از ازدواج‌ها در شمیرانات به طلاق منتهی می‌شود. همین مقام سازمان بهزیستی گفته است که درصد تغییرات ازدواج در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵، نیز ۱۱ درصد رشد منفی داشته است. دی‌ماه سال ۹۵ خبرگزاری مهر با استناد به آمار سازمان ثبت احوال ایران، از افزایش طلاق و کاهش ازدواج خبر داده و نوشته بود در هر ساعت، ۲۰ طلاق در ایران ثبت می‌شود. بر اساس آمار این سازمان، میزان طلاق در طول یک دهه گذشته در ایران افزایش چشمگیری نسبت به آمار ازدواج داشته است. دی‌ماه سال ۹۶ نیز نیز یک مقام قوه قضائیه از "طلاق توافقی" به عنوان "۱۰ خواسته اول" رسیدگی در محاکم قضایی ایران خبر داد. همزمان سخنگوی سازمان ثبت احوال نیز گفته بود که نرخ طلاق در کشور افزایش یافته است. سخنگوی سازمان ثبت احوال ایران در اظهاراتی تازه، "میزان عمومی" طلاق در کشور نسبت به کل جمعیت را "حدود دو به ازای هر هزار نفر جمعیت" عنوان کرده است.» اما با همه این آمارها، آن چه تفاوت جامعه ایران و غرب از نظر اجتماعی را پررنگ می‌کند، اعتقاد و جایگاه فرهنگی و اصیل خانواده است؛ هنوز با همه تلاش‌های غرب برای تخریب جایگاه خانواده در کشورمان و هزینه‌های هنگفت آن‌ها برای فروپاشی خانواده و افزایش طلاق در جامعه ایرانی، باز هم این نهاد مهم، با ارزش و قابل احترام است و این همان چیزی است که سال‌های سال است در غرب یافت نمی‌شود. سالانه میلیاردها دلار از طریق طرح‌هایی مختلف مانند فعالیت شبکه‌های ماهواره‌ای، برای القای فرهنگ غربی به جامعه ایرانی و فروپاشی نهاد خانواده در کشورمان هزینه و سرمایه گذاری می‌شود اما پس از سال‌ها، هر چند اثراتی نیز به بار آورده اما نتوانسته است این اصالت را تخریب کند. البته نباید غافل بود که در جامعه ایرانی با فرهنگ بالا و کهن ملی و مذهبی، همین میزان طلاق نیز بسیار ناپسند بوده و باید تمام تلاش برای کاهش آن صورت گیرد. جالب است بدانید آمارهای رسمی که از سوی نهادهای مختلف ایالات متحده منتشر شده‌اند نشان می‌دهند که از ابتدای سال 2018 میلادی تا کنون، میزان طلاق در آمریکا بیش از 53 درصد بوده است و جالب‌تر این که زوج‌های جدا شده در بسیاری از موارد اذعان دارند که کوتاهی و راحتی امور مربوط به طلاق آنها را برای پایان دادن به زندگی مشترک تشویق کرده است. همین امر در کنار تشدید شدن عواملی مانند فساد اخلاقی، عدم تعهد مرد به همسر، بیکاری، مصرف الکل و اعتیاد و ... باعث شده است که کارشناسان حقوقی در آمریکا معتقد باشند، اگر تغییری در سیاست‌های اجتماعی این کشور صورت نگیرد، قطعاً در دهه آینده، بیش از 80 درصد ازدواج‌هایشان به طلاق ختم خواهد شد. قدرنشناسی غرب و فرار از واقعیت در حوزه مواد مخدر موضوع دیگر اجتماعی که این هفته بهانه رادیو فردا قرار گرفت، وضعیت و شرایط مقابله با مواد مخدر در ایران و گسترش اعتیاد در کشورمان است؛ این رسانه فارسی زبان آمریکایی در گزارشی با هدف بزرگنمایی مشکلات اجتماعی در ایران، نوشته است: «تقی رستم‌وندی، رئیس سازمان امور اجتماعی و معاون وزیر کشور، روز دوشنبه با بیان اینکه پرونده ۴۳ درصد از جمعیت زندانیان در ایران، مرتبط با مواد مخدر است، شمار زندانیان در ایران را ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در سال اعلام کرد. این مقام وزارت کشور که در نشست مشترکی با نمایندگان عضو فراکسیون پیشگیری از جرائم و آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گفت، شمار زندانیان مربوط به جرائم موادمخدر را ۹۵ هزار نفر اعلام کرد. رئیس سازمان امور اجتماعی کشور همچنین آمار هشت میلیون معتاد به مواد مخدر در ایران را، آماری "برخلاف واقع" توصیف کرد که به گفته او در جهت "سیاه‌نمایی در جامعه"، اعلام شده است. این مقام وزارت کشور آمار دقیقی از شمار معتادان به موادمخدر اعلام نکرد، اما پیش از این در تیرماه پارسال، پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر، شمار مصرف‌کنندگان مستمر مواد مخدر در ایران را دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر اعلام کرد. آمار و ارقام مربوط به آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد و مواد مخدر با حساسیت‌های امنیتی همراه است و انتشار آمار و اطلاعات مربوط به آن معمولاً با سخت‌گیری‌هایی همراه می‌شود.» اما همانطور که پیشتر در گزارشات بسیاری به این موضوع پرداخته‌ایم، نباید فراموش کرد که ایران به دلیل همسایگی با افغانستان که بزرگترین مرکز تولید مواد مخدر در جهان است و به علاوه به دلیل موقعیت استراتژیک کشورمان که در مسیر ترانزیت این مواد به اروپا قرار دارد، تنها برای دفاع از سلامت و امنیت اجتماعی خود با عاملین قاچاق و جرائم مواد مخدر برخورد نمی‌کند، بلکه جور همه کشورهای جهان در مقابله با قاچاق این مواد افیونی را به تنهایی کشیده و در خط مقدم نبرد با این معضل جهانی ایستادگی می‌کند؛ اما غرب و رسانه‌های تحت امرشان نه تنها قدردان این ایستادگی نیستند، بلکه با ادعای دلسوزی برای حقوق بشر، چون لای چرخ این مبارزه گذاشته و از مجرمین حمایت می‌کنند. البته نباید این نکته را نیز از نظر دور نگاه داشت که پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشورمان در حین ارائه این آمار که رادیو فردا به طور جهت دار از آن‌ها بهره برداری کرده است، تأکید کرده که "مرگ و میر ناشی از عوارض مصرف موادمخدر در سال ۹۶ در مقایسه با سال ۹۵، کاهشی ۴٫۹ درصدی داشته است و در سال گذشته، سال ۱۳۹۶، یک میلیون معتاد در ۸ هزار و ۶۰۰ مرکز درمانی، سم زدایی و تحت درمان با مواد نگهدارنده قرار گرفته‌اند." از طرفی اعتیاد به اذعان "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا به بحران و فاجعه‌ای ملی در این کشور تبدیل شده است؛ آمریکا یکی از 10 کشور در جهان محسوب می‌شود که بیشترین تعداد معتادین را دارد و روزانه بر اساس آمارهای موجود بیش از 140 آمریکایی تنها به دلیل اعتیاد به داروهای شبه مورفینی جانشان را از دست می‌دهند. همین آمارها نشان می‌دهند که مرگ در اثر اعتیاد به انواع مواد مخدر در ایالات متحده آمریکا از سال 1999 میلادی تا کنون بیش از 4 برابر افزایش داشته است. بگذریم از نقش آشکار و پنهان آمریکا در تولید و قاچاق مواد مخدر از افغانستان به سایر نقاط جهان که کاملاً اثبات شده است. قشر تحصیل کرده فقط در ایران محبوب رادیو فردا هستند! رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در ادامه این دلواپسی‌های اجتماعی خود، به سراغ قشر تحصیلکرده و فارغ التحصیل دانشگاهی رفته و با ارائه آماری از بیکاری آن‌ها تلاش کرده است به این بهانه سیاه نمایی های این هفته خود را تکمیل کند. این رسانه ضد ایرانی در گزارش خود می‌نویسد: «سعید نمکی، معاون توسعه اجتماعی سازمان مدیریت و برنامه ریزی ایران، خبر داد که ۴۲ درصد از بیکاران کشور فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها هستند. این مقام سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گفت: "هزینه‌های زیادی برای آموزش آنها صرف شده است و باید فکری اساسی برای رفع این معضل و جلوگیری از مهاجرت نخبگان صورت بگیرد". سخنان این مقام سازمان مدیریت و برنامه ریزی درحالی بیان شده که حسن طایی،‌ معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی،‌ پیش از این نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی را "بین ۲۱٫۵ تا ۲۲ درصد" اعلام کرده بود. درهمین حال احمد علوی، استاد اقتصاد در استکهلم، در مصاحبه با رادیو فردا گفت که آمار ارائه شده از سوی این مقام سازمان مدیریت و برنامه ریزی، نشان از افزایش بیکاری در میان این گروه از نیروی کار ایران است. وی تاکید کرد که آمارهای ارائه شده درباره بیکاری در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی و همچنین سهم چنین بیکارانی در کل جمعیت کشور، با یکدیگر سازگاری ندارد. به گفته آقای علوی، سرمایه گذاری بروی سرمایه انسانی یکی از مهمترین عوامل رشد پایدار به شمار می‌آید و بیکاری این بخش از نیروی کار ایران به معنای تعطیلی به کارگیری سرمایه و کاهش کارآمدی اقتصادی و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی است. این اقتصاددان یادآوری شد که بیکاری برای فرد بیکار تنها به معنای ناتوانی کسب درآمد نیست بلکه به معنای کاهش منزلت اجتماعی، و کاهش تأثیر گذاری بر زندگی شخصی و اجتماعی و بالاخره حاشیه نشینی سیاسی نیز هست. مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در سال ۹۶ را ۱۲.۱ درصد اعلام کرده است. با این حال درسال گذشته نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله ۲۵.۳ درصد بوده است. نحوه احتساب درصد بیکاران در ایران همیشه محل اختلاف و دستخوش تعریف‌های متعدد بوده است. در حالی که مقام‌های دولت‌های مختلف ایران همواره از کاهش نرخ بیکاری سخن گفته‌اند،‌شماری از اقتصاددانان بر این باور بوده‌اند که نرخ بیکاری بیشتر از نرخی است که از سوی مرکز آمار ایران اعلام می‌شود. در این میان، نرخ بیکاری در ایران با استناد به استاندارد سازمان بین‌المللی کار اعلام می‌شود که بر اساس آن، تمام افراد ۱۰ ساله و بیشتر که حداقل یک ساعت کار کرده باشند، شاغل محسوب می‌شوند.» اما چرا بیکاری که در سراسر جهان وجود داشته و کم یا زیاد دیده می‌شود، در ایران این گونه پررنگ جلوه داده می‌شود؟! چرا وقتی بیکاری قشر تحصیلکرده و فارغ التحصیلان دانشگاهی در عربستان سعودی به بحرانی اجتماعی تبدیل شده و به اذعان روزنامه عرب زبان "رأی الیوم"، بیش از 50 درصد بیکاران عربستانی را این قشر شامل می‌شوند و حتی اعتراضات مردمی در شبکه‌های اجتماعی با هشتگ "من تحصیل‌کرده بیکار هستم" توسط مردم عربستان فراگیر می‌شود، حتی یک خبر ساده نیز توسط رادیو فردا منتشر نمی‌شود؟! این تفاوت واکنش‌ها به خوبی نشان می‌دهد که در پشت پرده گزارش‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی دلسوزی و نگرانی برای مردم ایران وجود ندارد، بلکه هدف کاملاً سیاسی و جهت دار و تخریب کننده است. باید توجه داشت که در آمریکا نه تنها بیکاری گریبان فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است، بلکه آن‌ها قبل از فارغ التحصیلی نیز با پروسه‌ای بسیار بحرانی از نظر وضعیت اقتصادی مواجه هستند؛ یک چهارم دانشجویان این دانشگاه دسترسی به غذای کافی ندارند و ۳۰ درصد آنها اعلام کرده‌اند که به علت فشار ناشی از گرسنگی در درس خواندن خود دچار مشکل شده‌اند و عجیب‌تر آن که ۲۵ درصد آنها اعلام کرده‌اند که بین غذا و کتاب یا هزینه خوابگاه باید یکی را انتخاب کنند. دانشگاه CSU که یکی از دانشگاه‌های مهم و بزرگ ایالت کالیفرنیا آمریکا است. از مجموع ۴۷۴ هزار دانشجوی این دانشگاه ۵۷ هزار نفر بی خانمان هستند. ۱۱۴ هزار نفر از نخبگان این دانشگاه بزرگ دسترسی کافی به غذا ندارند. داستان یک جنازه! مجله این هفته رادیو دیروز را با موضوعی عجیب و جالب توجه به پایان می‌رسانیم؛ این هفته خبر کشف یک جسد مومیایی شده در اطراف حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری، به سرعت در شبکه‌های مختلف اجتماعی پیچید و در این بین یکی از رسانه‌های خبری که خیلی سریع به آن واکنش نشان داد رادیو فردا بود این رسانه فارسی زبان آمریکایی که با گزارش‌های خود تلاش کرد تا این جنازه را رضا پهلوی، مؤسس سلطنت پهلوی معرفی کرده و به تصاحب خود دراورد، در یکی از این گزارش‌ها می‌نویسد: «رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، می‌گوید که جسد پیدا شده در محل آرامگاه تخریب شده بنیانگذار پهلوی به احتمال بسیار قوی پیکر رضاشاه است. شاهزاده رضا پهلوی روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت در بیانیه‌ای که روی صفحه توئیتر خود منتشر کرد، از حکومت جمهوری اسلامی و "مقامات مسئول" خواست تا برای روشن شدن اذهان عمومی و رفع هرگونه ابهام، امکان دسترسی به پیکر را به پزشکان و کارشناسان علمی مورد اعتماد و تأیید خانواده بدهند. آقای خلخالی در خاطرات خود مدعی شده بود که هنگام تخریب این آرامگاه جنازه‌ای کشف نشد و محمدرضا پهلوی هنگام خروج از ایران جنازه پدرش را "با خود برده بود". ولی رضا پهلوی در توئیت روز سه‌شنبه خود بار دیگر این ادعا را رد کرده و گفت: "پیکر رضاشاه هرگز توسط پدر فقیدم و خانواده پهلوی از آرامگاهش در شهرری خارج نشد و برخی شایعات منتشر شده در این خصوص هیچ پایه و اساسی ندارد". وی افزود: "پیکر رضاشاه در نهایت باید دوباره در ایران و مطابق خواسته‌های خانواده ما و مردم ایران، آن‌گونه که شایسته و سزاوار او است، به خاک سپرده شود". رضا پهلوی موضوع کشف "پیکر رضاشاه" را موضوعی با "ابعاد ملی و تاریخی" دانسته و با بیان اینکه "رضاشاه به همه مردم ایران و دوستدارانش تعلق دارد"، از "همه مردم ایران" خواست تا "از طریق شبکه‌های اجتماعی و نیز تجمعات مسالمت‌آمیز سراسری، یاد و نامش را گرامی بدارند و به ما در پاسخگو کردن حکومت، و به سرانجام رساندن مناسب و شفاف ماجرا کمک کنند".» اما سؤال اساسی اینجاست که چرا بعد سال‌ها از گذشت انقلاب و تخریب به اصطلاح مقبره رضا پهلوی، اکنون خانواده، غرب و رسانه‌های تحت امرشان مانند رادیو فردا دلسوز و نگرانی جنازه‌اش شده‌اند؟! اصلاً می‌شود پرسید که سند و دلیل قانع کننده این رسانه و خاندان پهلوی که نشان می‌دهد این طور با یقین جنازه کشف شده متعلق به رضا پهلوی است، چیست؟! چطور آن‌ها از هزاران کیلومتر دورتر از روی تنها یک عکس منتشر شده، این طور قاطعانه مومیایی کشف شده را تصاحب کرده و صاحب می‌شوند؟! آیا سرقت میراث فرهنگی و باستانی ایران در دوران سلطنتشان برایشان کافی نبوده و اکنون برای فروش این مومیایی به موزه‌های غربی دندان تیز کرده‌اند یا شاید مومیایی رضا شاه را همان سال‌ها با خود برده و فروخته‌اند اما اکنون که فهمیده‌اند سرشان کلاه رفته و ارزان جنازه را از دستشان درآورده‌اند، به دنبال جبران آن هستند؟! از همه مهمتر آیا با این گریبان چاک دادن‌های ظاهری و دروغین برای جدشان، به دنبال بهره برداری‌های سیاسی از این جنازه بیچاره هستند؟! همانطور که می دانید، هیچ سندی برای اثبات ارتباط این مومیایی تازه کشف شده در اطراف حرم حضرت عبدالعظیم حسنی با رضا پهلوی وجود ندارد و تنها یک عکس از این جنازه در رسانه‌های مختلف دست به دست چرخیده است و بر اساس همین عکس بدون سند، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا روزها و با تعداد بالای گزارش‌های خود تلاش کرده تا نهایت استفاده را از فرصت به دست آمده داشته و با مظلوم نمایی برای این خاندان فاسد و خائن، به گونه زمینه سازی کند که با هر آینده‌ای که این جسد داشته باشد، باز هم بتواند در دوران بی بهانگی خود، از آن در جهت حمله رسانه‌ای به نظام جمهوری اسلامی استفاده کند. البته نباید فرامش کرد که خانواده شهدایی که توسط این خاندان جانشان را از دست داده‌اند و ملتی که سال‌ها سختی را با خودفروشی‌ها و وطن فروشی‌های این خانواده متحمل شده‌اند، آیا اگر به یقین برسند که این جنازه متعلق به مؤسس سطلنت پهلوی است، چه سرانجامی برای او خواهند خواست؟! آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و چهارمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از اردیبهشت ماه 1397 (01 الی 08 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Mon, 30 Apr 2018 18:39:16 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26688/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 191) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26628/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          هفته دوم فروردین ماه 1397 را می‌توان هفته خود فروشی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای دشمنان و خائنان به جمهوری اسلامی ایران دانست؛ جایی که این رسانه به ظاهر حرفه‌ای را در نقش بلندگویی برای بازتاب ادعاهای ضد ایرانی و توهمات بی اساس و تبلیغ خیانت‌های متعدد می‌بینیم. از توهّمات مقامات سعودی در حوزه‌های مختلف گرفته تا خیانت‌های دراویش گنابادی، موضعاتی بوده‌اند که در همین مسیر، فعالیت‌های این هفته رادیوی فارسی زبان دولت آمریکا را به خود اختصاص داده‌اند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از فروردین ماه سال 1397 (08 الی 16 فروردین ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل بازتاب تهدید نظامی ایران از طرف آل سعود، خیانت عربستان سعودی به جهان اسلام و دنیای عرب، تلاش برای ساختن یک مظلوم از خائنین به ملت ایران، بازتاب نگرانی‌های دروغین جهانی برای زنان ایرانی، حمایت‌های تکراری و سیاسی از قاتل سربازان ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. تریبونی برای توهّمات آل‌سعود یکی از موضوعاتی که بیشترین سهم را در فعالیت‌های این هفته رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به خود اختصاص داده، بازتاب ادعاهای واهی و توهّمات مقامات آل سعود علیه جمهوری اسلامی ایران و در خصوص تحولات منطقه است که به طور جدی می‌توان آن را در گزارش‌های پر تعداد رادیو فردا مشاهده کرد و حتی می‌توان بر همین اساس، تبدیل شدن جدی رادیو فردا به تریبونی برای عربستان سعودی را مهمترین رویکرد فعالیت‌های این رسانه نما در هفته گذشته دانست. بر همین اساس در ادامه به طور نمونه تعدادی از این خوش خدمتی‌های رادیو فردا برای آل سعود را مورد بررسی قرار می‌دهیم: کابوسی که آل سعود دنبال آن است! یکی از گزارش‌های رادیو فردا در این هفته به خیال پردازی‌های خام مقامات عربستان سعودی در خصوص جنگ نظامی با ایران پرداخته است؛ جایی که آن‌ها خود را در نقش پهلوان پنبه دیده و در رویاهایشان از احتمال پیروزی عربستان بر جمهوری اسلامی سخن می گویند. رادیو فردا در گزارش خود، نوشته است: «محمد سلمان، ولیعهد عربستان، در گفت‌وگو با روزنامه وال‌استریت جورنال، از جامعه جهانی خواست تا برای جلوگیری از رویارویی نظامی در منطقه بر فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران بیفزایند. او در این مصاحبه که روز پنج‌شنبه، ۲۹ مارس (نهم فروردین)، در وال‌استریت جورنال منتشر شده، افزود که "اگر در تلاش‌های خود در این زمینه موفق نشویم بعید نیست در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده شاهد جنگ با ایران باشیم." محمد بن سلمان،‌ ولیعهد و در عین حال وزیر دفاع عربستان سعودی، پیش از سفر خود به آمریکا، سخنانی انتقادی علیه جمهوری اسلامی بیان کرد و در حالی که هم‌اینک در آمریکا به سر می‌بَرَد، در دیدارهای مختلف نظرات مشابهی را اعلام کرده است. پیش از انجام این سفر، ولیعهد عربستان در گفت‌وگو با برنامه "شصت دقیقه" شبکه تلویزیونی "سی‌بی‌اس"‌گفته بود:‌"عربستان سعودی به دنبال دستیابی به بمب اتمی نیست، ولی اگر ایران بمب هسته‌ای بسازد بدون تردید ما نیز به سرعت این کار را خواهیم کرد." او در این گفت‌وگو همچنین ایران را به "پناه دادن به عناصر القاعده" متهم کرده بود.» "پتر لووف" کارشناس روس در مسائل بین‌الملل در گفتگو با خبرگزاری تحلیلی "اوکو پلانت" در واکنش به سیاست‌های ضد ایرانی آل سعود تأکید می‌کند که "عربستان سعودی به‌زودی خواهد فهمید که تسلیحات مدرن گران‌قیمت که به ارزش ده‌ها میلیارد دلار پول نفت از ایالات متحده خریداری کرده، هیچ‌گونه پیروزی برای ریاض به ارمغان نمی‌آورد. عربستان وارد جنگی تمام‌عیار شده است، جنگی که پیروزی نظامی در آن غیرممکن است، چراکه این جنگ نیازمند به زمان طولانی و هزینه‌های مالی فراوان است و از طرفی دیگر تهران از قدرت نظامی بسیار بالایی برخوردار است و موشک‌های ایران قادر به منهدم کردن هرگونه هدف در خاک شبه‌جزیره عربستان هستند. علاوه بر این در صورت کاهش قیمت نفت، عربستان سعودی با کسری بودجه بزرگی مواجه خواهد شد و درنهایت به‌جز شکستی دیگر چیزی برای خاندان آل سعود در بر نخواهد داشت." "ویکتور موراخوفسکی" سردبیر مجله "آرسنال میهن" در همین رابطه اذعان می‌کند: "نیروهای مسلح عربستان سعودی با وجودیکه از سالها قبل با تسلیحات نظامی آمریکایی مجهز می‌شده‌اند، حتی در جنگ‌های زمینی و پارتیزانی هم از آمادگی رزمی بالایی برخوردار نیستند، چه رسد به نبردهای هوایی و دریایی که نیازمند تخصص و آمادگی فنی بالایی هستند. در رابطه با احتمال جنگ عربستان با ایران، باید بگویم که عربستان سعودی چه به تنهایی و حتی با مشارکت متحدین خود در جهان عرب هم قدرت رویارویی با ایران را ندارد و توان نظامی این کشور با ایران قابل مقایسه نیست." با این وجود آیا رویای آل سعود برای جنگ با ایران می‌تواند رؤیایی شیرین باشد یا کابوسی دردناک؟! از جنگ تا خیانت با آل سعود! خیانت آشکار عربستان سعودی به هم زبانان و هم کیشان خود در فلسطین و به عبارتی به جهان اسلام و عرب، یکی دیگر از موضوعاتی بوده است که رادیو فردا در این هفته برای خوش خدمتی آن را به طوری ویژه بازتاب داده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی می‌نویسد: «محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، روز ۱۳ فروردین در نشستی در نشریه آتلانتیک، گفته‌است هم مردم اسرائیل و هم فلسطینی‌ها، حق دارند زندگی مسالمت‌آمیزی در سرزمین‌های خود داشته باشند. محمد بن سلمان می‌گوید صلح در خاورمیانه منافع مشترکی برای اسرائیل و کشورهای عرب همراه می‌آورد. اظهارات تازه ولیعهد عربستان نشانه دیگری از نزدیک‌شدن ریاض و اسرائیل، به‌ویژه در پیوند با نگرانی‌های مشترک آن‌ها در مورد جمهوری اسلامی ایران، برآورد شده‌است. طی دیدار روز دوشنبه ولیعهد عربستان از هیئت تحریریه نشریه آتلانتیک، او در پاسخ به پرسشی در مورد "حق یهودیان برای حکومت بر دست‌کم بخشی از سرزمین اجدادی خود" گفته است "من بر این عقیده هستم که هم فلسطینی‌ها و هم اسرائیلی‌ها، هر یک حق دارند سرزمین خود را داشته باشند. ولی ما باید به یک توافق صلح دست پیدا کنیم، تا در مورد ثبات برای همه طرف‌ها اطمینان حاصل شود و برای این‌که روابطی عادی داشته باشیم".» ولیعهد سعودی که این روزها از صلح اسرائیل و حق صهیونیست‌ها سخن می‌گوید نه تنها به دین و شریعت اسلام پشت کرده و انسانیت را نادیده می‌گیرد، بلکه تاریخ گذشته اعراب را هم به فراموشی سپرده است. روزی اجداد عرب محمد بن سلمان در دفاع از آزادی فلسطین و اعتراض به اشغالگری اسرائیل دست به جنگ می‌زدند و اکنون این جوان سعودی از حق صهیونیست‌ها برای تداوم اشغال سرزمین‌های مردم فلسطین سخن می‌گوید. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که نزدیکی روابط اسرائیل و عربستان سعودی به محمد بن سلمان نیز محدود نیست و طی کردن پله‌های نردبان این دوستی شوم در سال‌ها پیش آغاز شده است. نشریه آمریکایی " فارین آفرز" در چهار سال پیش با انتشار مقاله‌ای از همکاری‌های پنهان رژِیم اشغالگر قدس و عربستان سعودی پرده برداشت؛ در بخشی از این مقاله که به قلم "اشر اورکابی" منتشر شده است، این گونه آمده است: «روابط عربستان واسراییل در پی ناآرامی‌های فراگیر این سال‌ها در خاورمیانه دوستانه و گرم‌تر شده است. آن دو که سال‌ها با هم رقابت کرده‌اند اکنون تهدیدهای مشترکی را رویاروی خود می‌بینند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از برنامه هسته‌ای ایران و "داعش". علی النعیمی، وزیر نفت عربستان، در ماه نوامبر پیشین از آمادگی کشورش برای فروش نفت به اسراییل خبر داد. این درحالی است که این کشور هنوز به طور رسمی اسراییل را به رسمیت نمی‌شناسد. نعیمی در وین به خبرنگاران گفت: ملک عبد الله همواره الگوی روابط حسنه میان عربستان و سایر کشورها بوده است و "دولت یهودی" در این میان استثنا نیست. چند ماه پیش از اظهار نظر مزبور، ترکی فیصل، رییس سابق اطلاعات عربستان، مقاله‌ای را در روزنامه اسراییلی هاآرتص منتشر کرد. هر چند که فیصل در این مقاله مطلب جدیدی به موضع گیری اتحادیه عرب درباره روند صلح –عقب نشینی اسراییل به مرزهای قبل از سال 1967 – نیافزود، اما انتشار مقاله در یک روزنامه اسراییلی مقدمه‌ای مهم و اقدام قابل توجهی به شمار می‌رود. این‌ها نشانه‌ها و اشاره‌هایی بود که در پی سال‌ها پیشگویی درباره هماهنگی اسراییل و عربستان برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران مشاهده می‌شد.» یک روزنامه مصری نیز از نگاهی دیگر به این ارتباط دوستانه اسرائیل و عربستان پرداخته است؛ روزنامه الشرق مصر با انتشار اسنادی تأکید کرده است: "طبق مکاتبات بین و کاخ سفید در تاریخ 27 دسامبر 1966 به صراحت از اسرائیل خواسته شده است تا سیناء را اشغال کند و این مربوط به دوره تنش بین قاهره و ریاض است و عجیب‌تر اینکه عربستان برای تقویت ارکان رژیم صهیونیستی تلاش کرده و پیشنهاد حمله به سوریه و جداسازی بخشی از آن (جولان) را پیشنهاد کرده است. عربستان همچنین از اسرائیل خواسته است تا غزه و کرانه باختری را تحت سیطره خود بگیرد تا به این ترتیب راه هر گونه تحرکات فلسطینیان و یا تلاش‌های هر کشور عربی برای آزادسازی فلسطین بسته شود و در آن صورت حق بازگشت آوارگان فلسطینی و قضایای حل‌وفصل نهایی نیز حذف می‌شود همچنانکه سیطره بر کرانه باختری به معنای سیطره بر قدس است که رژیم اشغالگر این پیشنهاد را عملی کرده و در جنگ ژوئن سال 1967 اراضی عربی را به اشغال خود درآورد و آنگونه که از اسناد بر می‌آید این پیشنهاد عربستان مربوط به تاریخ 27 دسامبر 1966 است." نگرانی‌های سیاسی برای خائنین بزرگ پرونده ویژه دیگری که در این هفته و در بین فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بررسی قرار می‌دهیم، به نگرانی‌ها و حمایت‌های سراسر سیاسی این مجموعه و اربابانشان از فرقه دراویش گنابادی و خائنین بزرگی است که با جنایت‌هایی بیشمار از پشت بر ملت و سرزمین خود خنجر می‌زنند. در این هفته بارها شاهد گزارش‌های رادیو فردا برای این موضوع بوده‌ایم و به همین دلیل نیز در ادامه تعدادی از آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم: مظلوم نمایی برای بهانه سازی! رادیو فردا در یکی از این گزارش‌ها، این هفته از دراویش یک مظلوم بزرگ برای مخاطبین خود به تصویر درآورده و تلاش می‌کند تا جمهوری اسلامی را به انتقام جویی ناعادلانه علیه این مظلومان متهم کند. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «سال ۹۷ در حالی شروع شده که فشارها بر نیروهای سیاسی، مدنی و مذهبی دگراندیش افزایش ملموسی پیدا کرده است. در این میان دراویش گنابادی در کانون فشارها و برخوردهای سنگین امنیتی قرار دارند. کاربست نافرمانی مدنی و مقاومت و مبارزه آنها برای دفاع از حقوق خود و آزادی مذهب و ممانعت در برابر تعرض به رهبرشان نورعلی تابنده باعث هراس اقتدار طلبان شده و از اینرو شدت عمل در برخورد با آنها و مجازات‌شان برای درس عبرت دیگر گروه‌های منتقد و مخالف را در دستور کار قرار داده‌اند. بر مبنای برخی از گزارش‌ها دراویش زندانی تحت فشار و شکنجه برای اعتراف در چارچوب مورد نظر دستگاه امنیتی قرار گرفته‌اند. بر خلاف ادعای نهادهای سیاسی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی، دروایش گنابادی عمدتاً قربانی فشار و خشونت ناموجه دولتی بوده‌اند. اقدامات خشنی که به آنها نسبت داده می‌شود حتی در صورت صحت به مراتب دامنه کمتری داشته و همچنین در مقام دفاع و واکنش به خشونت‌های بزرگ‌تر حکومت و نقض حقوق گسترده بروز یافته است. دراویش گنابادی در اتفاقی پارادوکسیکال یکی از رادیکال‌ترین نیروهای مدنی و اجتماعی در مواجهه با اقتدار گرایان میهنی بوده‌اند. در حالی که تعالیم آنها بر صلح، برادری، و دوری از مادیات و تمرکز بر امور معنوی استوار است اما آنها تصویر عزلت نشینی شکل گرفته در افکار عمومی نسبت به منش درویشی و برخورد منفعلانه مشهور را دگرگون ساخته‌اند. برخورد فعال آنها در دفاع از کیش و آئین خود عرصه مقاومت در برابر سرکوب دولتی را شور و تحرکی چشم نواز بخشیده است. این رویکرد در کنار انسجام بالای تشکیلاتی آنها و همت و اراده قوی در دفاع از هم مسلکی‌ها، تهدید بزرگی را متوجه جمهوری اسلامی کرده است که سازمان یافتگی و توانمندی اراده جمعی هیچ گروهی از جامعه خارج از پایگاه اجتماعی خود را بر نمی‌تابد. گسترش فشارها و اقدامات ایذائی حکومت در دهه گذشته که شامل بازداشت، محرومیت از تحصیلات دانشگاهی و تخریب حسینه‌های دراویش گنابادی بوده است، نتوانسته خللی در تلاش هدفمند آنها در حفظ و توسعه آئین‌شان داشته باشد. آن‌ها در مواجهه با سختی‌ها، منسجم‌تر عمل کرده‌اند. دراویش گنابادی همچنین در واکنش به برخوردهای انقباضی در عرصه سیاسی فعال‌تر شده‌اند. البته رویکرد سیاسی آنها ناظر به مسئولیت سیاسی است که خواسته‌های چون استقلال جامعه مدنی، گسترش آزادی‌ها و بخصوص رعایت الزامات آزادی مذهب و نفی تفتیش عقاید را دنبال می‌کند. آن‌ها داعیه‌ای برای کسب قدرت سیاسی ندارند.» بازخوانی دلایل حمایت شدید و همه جانبه غرب و ابزارهای رسانه‌ای آن‌ها از فرقه دراویش گنابادی می‌تواند به ما کمک کند تا بفهمیم این دلسوزی رادیو فردا برای آن‌ها ناشی از چه بوده و چه هدفی در پشت پرده آن وجود دارد. استفان شوارتز (نویسند ه وتحلیل گر غربی) فاش می‌کند بر اساس طرحی محرمانه که در پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) بررسی شده است. یکی از هفت هدف دنیای غرب برای موفق شدن در دنیای اسلام کمک به بازگشت تصوف به این جوامع است که به عنوان جایگزین و رقیبی برای اسلام رادیکال به شمار می‌رود. برنارد لوییس هم در کنفرانسی که در بنیاد نیکسون برگزار شد به دولت بوش پیشنهاد کرد که برای ارتقای سطح گفتگو بین آمریکا و دنیای اسلام با شیخ محمود هشام کعبانی رهبر بزرگ‌ترین گروه صوفیه به مذاکره بنشیند. نویسنده آنگاه خصوصیت صوفیه را بررسی کرده و می‌گوید: ایران به عنوان یکی از کانون‌های مهم صوفیه در جهان اسلام است. وی خاطر نشان می‌کند: بیشتر آثار صوفیه به زبان فارسی است. پلورالیسم و میانه روی تصوف چه بسا نقش تعیین کننده‌ای در دوره گذار جهان اسلام داشته است. و همه این‌ها در شرایطی اتفاق می افتد که باید بدانیم بنیاد نیکسون یکی از نهادهای عمده تصمیم گیری سیاست‌های دولت آمریکا است که توسط ریچارد نیکسون (رئیس جمهور اسبق آمریکا) تأسیس گردید، به طور ویژه فعالیت‌های خود را حول محور (اسلام زدایی) در دهها کشور مسلمان و بالاخص مهم‌ترین قطب سیاسی جهان اسلام یعنی (جمهوری اسلامی) و راههای مقابله با نظام اسلامی و ملت مسلمان ایران از طریق ارتباط با عناصر گروه‌ها و فرقه‌های معاند منحرف و بریده از ملت در داخل و خارج از کشور ونیز هدایت سیاسی مادی و پشتیبانی از آنان چهره سازی ایجاد تفرقه وبرپایی تشنج تمرکز کردهاند. حمایت از عاملین آزار دختران به بهانه حمایت از زنان رادیو فردا با انتشار گزارشی دیگر در حمایت از فرقه دراویش گنابادی، اینبار از نگرانی‌های جهانی برای وضعیت زنان بازداشتی عضو این فرقه در کشورمان خبر داده است. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارشی با عنوان «عفو بین‌الملل خواستار آزادی ۱۱ درویش زن از زندان قرچک شد»، نوشته است: «سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای که روز پنج‌شنبه نهم فروردین منتشر شد از وضعیت دست‌کم ۱۱ درویش زن که در زندان قرچک نگهداری می‌شوند ابراز نگرانی کرد و خواستار آزادی فوری آنها شد. پیش‌تر گزارش شده بود که در حوادث یکم اسفند در اطراف منزل نورعلی تابنده، رهبر دراویش گنابادی، در خیابان پاسداران تهران بیش از ۷۰ درویش زن بازداشت شدند که ۱۱ تن از آنها به زندان قرچک انتقال یافته‌اند. بنابر بیانیه عفو بین‌الملل، زنان درویش در زندان قرچک از ابتدای بازداشت دسترسی به وکیل نداشته‌اند و از سوی دیگر در مورد شیما انتصاری که به بیماری آسم مبتلاست و همچنین سایر زندانیانی که هنگام بازداشت و پس از آن دچار جراحاتی شده‌اند تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است. سازمان عفو بین‌الملل با اشاره به وضعیت غیرانسانی زندان قرچک، که از مرغداری به محل حبس صدها زن تبدیل شده، بازداشت این ۱۱ زن درویش را "خودسرانه" و همراه با "آزار و سوء رفتار" خوانده است. در جریان درگیری‌هایی که سی‌ام بهمن و یکم اسفند گذشته در در اطراف منزل نورعلی تابنده، رهبر دراویش گنابادی، در خیابان گلستان هفتم محله پاسداران تهران روی داد سه مأمور پلیس و یک عضو بسیج کشته و بیش از ۳۰۰ نفر از دراویش معترض بازداشت شدند.» اما وقتی خبر فوق را بررسی می‌کنیم به این واقعیت می‌رسیم که اصلاً در آن شب و آشوب‌های دراویش، علیرغم قانون شکنی‌های پیاپی آن‌ها که شایسته مقابله انتظامی و قضائی است، هیچ زنی در بازداشت باقی نمانده است و به عبارتی این دلواپسی جهانی برای یک دروغ است. مرکز اطلاع‌رسانی پلیس کشورمان در خصوص ادعاهای مطرح شده در همین رابطه، با انتشار پیامی به صراحت تأکید کرده است که هیچ یک از زنان بازداشت شده دراویش در اختیار پلیس نیستند و حتی یکی از زنانی که در شب حادثه از سوی پلیس بازداشت شده بود با توجه به اظهاراتش مبنی بر باردار بودن، بلافاصله توسط پلیس آزاد شده است. بعلاوه، آیا هر زنی اگر جرمی مرتکب شود به دلیل جنسیتش نباید مورد برخورد قانونی قرار بگیرد؟! آیا در آمریکا اگر زنی قانون شکنی کند، آزاد است؟! از آن گذشته، نباید فراموش کرد که فرقه دراویش و سران آن بزرگترین ظالمان در حق زنان هستند و اسناد منتشر شده و افشاگری‌های صورت گرفته در این رابطه گویای این واقعیت است. یک نمونه این موارد به شخصی با عنوان "شیخ گراشی" مربوط می‌شود که با دارا بودن جایگاه "وفا علی" در فرقه دراویش گنابادی به نمایندگی این فرقه در منطقه استان فارس و جنوب کشور مشغول بود و رسوایی و افشاگری صورت گرفته در خصوص تجاوز وی به دختران که با شکایت رسمی یک خانواده از وی علنی شد، جنبه‌ای دیگر از آزار دختران در بین دراویش را نشان داد؛ جالب است که قطب این فرقه و رسانه‌های آن‌ها کمترین واکنشی به این جنایت نشان ندادند و تنها با تشکیل جلسه‌ای صوری، وی را از مقام معنوی خود به دلیل آلزایمر خلع کردند که این نیز خود نشان دهنده پوچی فرقه دراویش است زیرا جایگاه عرفانی چیزی نیست که یک شخص آن را تأیید یا فسخ کند. در نمونه‌ای دیگر نیز دردل ها و ناله‌های یک خانواده که خود از پیروان فرقه دراویش بوده‌اند در حضور مراجع قضایی عمق این فاجعه را نشان می‌دهد؛ جایی که اینبار پای شخصی به نام "دکتر نوربخش"، رهبر سلسله نعمت اللهی در آمریکا به میان آمده که از دختری جوان سوءاستفاده کرده است. آخرین تلاش‌ها برای بهره‌برداری از درویش داعشی رادیو فردا در گزارشی بار دیگر به موضوع دادگاه "محمد ثلاث" درویش داعشی یا همان راننده اتوبوس دیوانه خیابان پاسداران تهران پرداخته و در واکنش به حکم صادر شده برای این مجرم، آخرین دفاعیات خود را از او مطرح می‌کند. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارش خود تلاش می‌کند تا اتفاقات تلخ شب حادثه در خیابان پاسداران را به گردن نظام جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی – انتظامی کشورمان بیاندازد و به همین دلیل می‌نویسد: «محمد ثلاث، متهم زیر گرفتن سه مأمور پلیس با اتوبوس در جریان درگیری بین دراویش گنابادی و نیروهای امنیتی در خیابان پاسداران تهران، به سه بار قصاص محکوم شده است. محمد شهریاری، سرپرست دادستان امور جنایی تهران، روز چهارشنبه ۱۵ فروردین بدون اشاره به جزئیات حکم محمد ثلاث، از دراویش گنابادی، به خبرگزاری ایسنا گفت که او علاوه بر قصاص، به حبس نیز محکوم شده است. حسین رحیمی، فرمانده نیروی انتظامی تهران، پیش از این اعلام کرده بود که این درویش گنابادی قبل از پایان سال ۹۶ اعدام خواهد شد. بر اساس قانون، پس از صدور حکم، متهم و وکیل وی برای اعتراض ۲۰ روز فرصت دارند. محمد ثلاث با رد اتهام‌های وارد شده، در یکی از جلسات دادگاه خود گفت که "۱۷ جای شکسته روی سر من وجود دارد. آن‌ها {مأموران} اول چندین ضربه به من وارد کردند و باعث عصبانیت من شدند". وی در آخرین دفاعیات خود نیز گفت که می‌ترسیده مأموران دوباره سوار اتوبوس شوند و وی را "مورد ضرب و شتم" قرار دهند. این درویش گنابادی از "ضعف بینایی" خود خبر داده و با بیان اینکه "دو متری را هم تشخیص نمی‌دهم"، عمدی بودن حرکت به سوی نیروهای پلیس را رد کرده بود. وی از کشته‌شدن سه مأمور پلیس در اثر برخورد با اتوبوسی که راننده‌اش بود نیز ابراز ناراحتی کرده و گفته بود: "من عاشق اعدامم. این‌ها را نمی‌گویم که من را اعدام نکنند، من عاشق اعدام هستم. من با ماشین رفتم و می‌خواستم حادثه را رد کنم. عمداً روی آنها نرفتم، وجدانم راحت است". در جریان تظاهرات اعتراضی دراویش گنابادی در ۳۰ بهمن پارسال در خیابان پاسداران تهران، ده‌ها تن از هواداران دراویش در درگیری با ماموران امنیتی زخمی شدند. در آن روز به ادعای مقامات امنیتی، دو بسیجی نیز کشته و ۳۰ تن از ماموران نیروی انتظامی زخمی شدند. بر اساس برخی گزارش‌ها، در این تظاهرات اعتراضی و درگیری‌های پراکنده، دستکم ۳۰۰ تن از هواداران دراویش گنابادی بازداشت شدند که شماری از آنها هنوز در زندان هستند. در همین حال، گزارش‌ها حاکی از جان باختن محمد راجی، درویش گنابادی بازداشت شده، در بازداشتگاه پلیس است؛ خبری که از سوی خانواده وی تأیید شده است. از سوی دیگر، عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای اعلام کرد هشت تن از دراویش گنابادی زندانی گفته‌اند که در اعتراض به آنچه "شکنجه و دیگر رفتارهای بی‌رحمانه و غیرانسانی" نامیده‌اند، از روز هفتم فروردین دست به اعتصاب غذا زده‌اند. عفو بین‌الملل روز نهم فروردین هم در بیانیه‌ای از وضعیت دست‌کم ۱۱ درویش زن که در زندان قرچک نگهداری می‌شوند ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری آنها شده است.» این واکنش‌ها در شرایطی اتفاق می افتد که در شب واقعه آشوب دراویش در خیابان پاسداران تهران، اگر بجای نیروی امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران، پلیس آمریکا یا انگلیس حضور داشت، قطعاً برخوردهایی به مراتب خشونت بار و شدید را در همان ابتدا شاهد بودیم. اما شواهد و اظهارات فرماندهان ارشد پلیس ایران و همچنین شاهدین عینی نشان می‌دهد که تا حد بسیار زیادی با آشوبگران در خیابان پاسداران مدارا و همراهی صورت گرفته است و پس از چندین مرحله اعلام هشدار و تعیین فرصت برای دست کشیدن از آشوب و ترک محل در نهایت تعدادی از آن‌ها بازداشت شدند. اما در مورد شخص محکوم شده که رادیو فردا آخرین دفاعیات خود را از او مطرح می‌کند باید بدانید که "محمد ثلاث"، راننده اتوبوسی که در شب اعتراضات دراویش در خیابان پاسداران تهران، به جمعیت سربازان و بسیجیان هجوم آورد و باعث شهادت و مجروح شدن تعداد زیادی از انان شد، در دادگاه به جرم خود به طور واضح و گویا اعتراف کرده است. وی در بخشی از اعترافاتش می‌گوید: "حدود ۱۰ الی ۱۵ روز در گلستان هفتم اقامت داشتم و داخل اتوبوس به سر می‌بردم و گاهی نیز می‌رفتم خانه دوش می‌گرفتم و سپس به داخل اتوبوس برمی‌گشتم. نیروی انتظامی موظف است نظم را برقرار کند نه اینکه به افرادی که ذکر خدا را می‌گویند با چماق حمله کند. سر من را از ۱۷ جا شکستند و همین مساله باعث شد من عصبی شوم و با اتوبوس روی آن‌ها بروم. مگر من خودم بچه ندارم؟ این‌ها هم مانند بچه‌های من هستند. راننده اتوبوس من بودم، اما مالک را نمی‌شناسم. آن اتوبوس را در خیابان گلستان هفتم گذاشته بودند؛ من قبلاً راننده اتوبوس بوده و سوییچ هم روی اتوبوس بود، اما وقتی که عصبانی شدم پشت فرمان نشستم و الهی به امید تو. عصبی شدم و پشت اتوبوس نشستم و حرکت کردم و، چون ماموران نیروی انتظامی من را ندیده بودم به سمت آن‌ها حرکت کردم. به هیچ چیز فکر نکردم و حتی به این فکر نکردم که از اتوبوس پیاده شود چه بلایی سرم می‌آید." نامبرده در پاسخ به سؤالات قاضی به طور شفاف قتل با اتوبوس را پذیرفته و آن را ناشی از عملکرد خودش دانست. آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از فروردین ماه 1397 (08 الی 16 فروردین ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 21 Apr 2018 22:36:47 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26628/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 190) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26486/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          وارد سال 1397 شده‌ایم؛ سالی که با امید، اتحاد، مهربانی و صداقت آغاز می‌شود تا زیبایی‌های بسیاری را در طول سال برای همه ما به ارمغان داشته باشد؛ اما رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی این سال را نیز با دروغ آغاز می‌کنند تا بیش از پیش نشان دهند در دشمنی با حقیقت و خصومت با جمهوری اسلامی استوار هستند؛ رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز یکی از همین ابزارهاست که غرب در مسیر کینه توزی علیه ایران به کار برده است. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نودمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از فروردین ماه سال 1397 (01 الی 08 فروردین ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نودمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش رادیو فردا برای تصاحب سال 1396 به سود اربابانش، واکنش به سخنرانی نوروزی رهبری معظم انقلاب در مشهد، تلاش برای توجیه مأموریتی یک سویه که مأمور ندارد، اعتراف به پایبندی ایران به برجام برای چندمین بار، ذوق زدگی رادیو فردا برای انتصاب یک جنگ طلب در کاخ سفید، وقاحت اسرائیلی در تهدید ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. سال 1396 از نگاه رادیو فردا اولین موضوعی که در نخستین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در سال 1397 مورد بررسی قرار می‌دهیم، تلاش‌هایی است که رادیو فردا برای تصاحب سال 1396 انجام داده است؛ این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در روزهای نخستین سال جدید با انتشار گزارشی از کاهش مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در سال گذشته خبر داده و با سیاه نمایی این سال را تحت شعاع قرار می‌دهد. رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «۱۳۹۶ برای جامعه ایران بدون تردید سالی متفاوت از همه ۳۸ سال گذشته تاریخ جمهوری اسلامی بود. بالا گرفتن نارضایتی عمومی، اعتراضات بی‌سابقه خیابانی گروه‌های ناراضی بویژه جوانان و تهیدستان در شمار بزرگی از شهرها و گسترش مطالبات صنفی و مدنی نشانه‌های چرخش مهمی در درون جامعه هستند. نکته اساسی دیگر در مورد اعتراضات و حرکات مطالباتی در مقایسه با گذشته رادیکالیزه شدن آنها و اشکال جدیدی کنشگری در عرصه مدنی است. گروه‌های مختلف اجتماعی آشکارا و با جرات و شهامت بیشتری دست به مقاومت مدنی می‌زنند، هنجارها را زیر پا می‌گذارند، نظم دینی و سیاسی را به چالش می‌کشند و خواست تغییر حکومت را به اشکال گوناگون مطرح می‌کنند. دامنه بحران سیاسی و اجتماعی به آن اندازه گسترده شده که بسیاری از مقامات و دست اندرکاران حکومتی هم بدون پرده پوشی از بحران سیاسی، ناکارایی حکومت و دورنمای فروپاشی سخن می گویند. گویی ترس جبهه خود را عوض کرده و از میان مردم و گروه‌های اجتماعی به درون محافل قدرت خزیده است. این دگرگونی در روانشناسی حاکمیت و جامعه را شاید بتوان مهم‌ترین تحول سال ۱۳۹۶ نام داد. تفاوت مهم زمینه اجتماعی اعتراضات ۱۳۹۶ با گذشته بحران‌های چند گانه ژرفی است که در حوزه‌های گوناگون به اعتبار و مشروعیت نظام اسلامی ضربات سنگینی زده است. در آستانه چهلمین سال انقلاب جمهوری اسلامی چیز زیادی برای افتخار کردن ندارد و در اصلی‌ترین عرصه‌های کشورداری با شکست فاحش مواجه شده است. فقر، رکود، توسعه نیافتگی و بحران اقتصادی، تنش‌های دایمی در روابط بین المللی، فساد فراگیر، آسیب‌های اجتماعی و زیست محیطی، نارضایتی عمومی نوعی نظام گسیختگی عریان را بوجود آورده است. حتی در زمینه اخلاق و معنویت که هدف اصلی جمهوری اسلامی به عنوان حکومت دینی را تشکیل می‌داد و می‌دهد نتیجه کار بسیار منفی و تکان دهنده است. ارمغان حکومت دینی برای جامعه ایران فروپاشی بزرگ اخلاقی و رواج ریاکاری دینی است. فساد دامنه دار کنونی فقط یکی از نشانه‌ای این ورشکستگی اخلاقی تاریخی و بی‌اعتبار شدن دین حکومتی و روحانیت و تهی شدن دین از معنویت و اخلاق است.» اما آیا این واقعیت ایران است؟! در سالی که گذشت مردم ایران بارها اتحاد و یکدستی خود را به رخ جهانیان کشیده‌اند اما رادیو فردا بجای این که وحدت را در ایران ببیند، انگشت شمارهای منافق را به جای ملت ایران معرفی می‌کند. رویدادهای بسیاری در این سال گاهی تلخ و گاهی شیرین اتفاق افتاد اما مردم ایران در همه آن‌ها با ایستادگی روی اتحاد و ارزش‌های خود، فرصت بهره برداری را به دشمنان جمهوری اسلامی ندادند. این که عده‌ای به وضعیت اقتصادی خود اعتراض داشته باشند کاملاً طبیعی است اما این اعتراض برای براندازی حکومت و آشوب نیست؛ رادیو فردا در شرایطی مردم ایران را در مقابل جمهوری اسلامی قرار می‌دهند که همین مردم وقتی شاهد سوءاستفاده دشمنان نظام اسلامی از اعتراضات به حق اقتصادی‌شان بودند، دست به دست هم وارد میدان شده و با تفکیک میان خود و اشوبگران، صدای فتنه آن‌ها را در نتفه خفه کردند و یک صدا پست انقلاب و آرمانهایش ایستادند. همین مردم وقتی گروهی آشوبگر درویش‌نما در خیابان پاسداران آتش فتنه رو روشن کردند، یک صدا پشت نظامشان ایستادند و کاری کردند که حتی سران این فرقه ساختگی نیز با دیدن اتحاد و یکدلی مردم، ناچار به اعتراف و اعلام برائت از آشوبگران شدند. همین مردم در 22 بهمن 1396، پس از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی با نشاط‌تر از سال‌های قبل و یک رنگ‌تر از هر زمانی با حضور در خیابان‌ها حماسه‌ای میلیونی را رقم زدند که با اذعان بسیاری از رسانه‌های مطرح جهان همراه بود. حضور جوانان صادق و ایثارگری که در جبهه‌های نبرد با تروریست‌ها جان فدایی می‌کنند، نشان می‌دهد که این سرزمین همانند سال‌های دفاع مقدس، هنوز پر از شیرمردانی است که نگاه چپ هیچ دشمنی را بی پاسخ نمی‌گذارند و این یعنی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی همچنان در قلب مردم ایران در نقطه اوج خود باقی است. نمونه‌ای از این مشروعیت را در استقبال میلیونی مردم ایران در حرم مطهر رضوی از رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی ایشان می‌توان مشاهده کرد که پایان سال 1396 و آغاز سال 1397 را برای نظام جمهوری اسلامی با اثبات مردمی بودن رقم زد. واکنش رادیو فردا به سخنرانی نوروزی رهبری نخستین رویداد خبری سال 1397 را می‌توان سخنرانی نوروزی رهبر معظم انقلاب در مشهد مقدس و در حرم مطهر رضوی دانست که امسال نیز مانند سال‌های قبل مورد واکنش رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا قرار گرفته است. این رسانه ضد ایرانی با پرداختن به بخشی از سخنان رهبری ایران در خصوص منطقه، در گزارش خود اینگونه می‌نویسد: «رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، اول فروردین‌ماه سال ۹۷، به رسم هر ساله در شهر مشهد سخنرانی کرده و در گفته‌های خود از حضور ایران در چند کشور منطقه دفاع کرد. آیت‌الله علی خامنه‌ای در سخنرانی روز چهارشنبه خود درباره حضور ایران در دو کشور عراق و سوریه گفت: "فضول‌های بین‌المللی اعتراض می‌کنند که ایرانی‌ها چرا در مسائل عراق و سوریه دخالت می‌کنند، به شما چه؟" علی خامنه‌ای در ادامه با تکرار موضع همیشگی مقامات جمهوری اسلامی چنین گفت که حضور ایران در هر یک از کشورهای منطقه "فقط به خاطر این است که حکومت‌ها از ما خواستند". این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در حالی بیان می‌شود که دولت یمن که در سطح بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است مکرراً از "دخالت" جمهوری اسلامی در کشور خود به‌شدت انتقاد کرده است.» ایالات متحده آمریکا با فاصله چندین هزار کیلومیتری با منطقه خاورمیانه سال‌هاست که به بهانه‌های مختلف در این منطقه حضور نظامی داشته است؛ از مداخلات در ایران قبل انقلاب گرفته تا جنگ‌های عراق و افغانستان و ... همگی نشان دهنده همین حضور شوم است. در حال حاضر آمریکا در عراق و سوریه بیش از 20 پایگاه نظامی ایجاد کرده است و این تعداد زیاد بدون رضایت و خواست دولت و مردم این دو کشور است؛ جالب اینجاست که عامل اصلی ناامنی در هر دو کشور عراق و سوریه تروریست‌هایی هستند که همگی به طرق مختلف مستقیم و غیر مستقیم با ایالات متحده در ارتباط بوده و هستند. از طرفی حضور جمهوری اسلامی در سوریه و عراق با خواست و مجوز دولت‌های رسمی و قانونی این کشورها و برای مقابله با تروریست‌ها در عمل صورت گرفته است و نتیجه آن نیز نه تنها با رضایت مردمان آن‌ها همراه بوده است، بلکه بسیاری از مقامات سیاسی و نظامی غربی نیز بر نقش آفرینی عملی ایران در مبارزه با تروریسم در منطقه اذعان نموده‌اند. رهبر معظم انقلاب در واکنش به این اتفاقات منطقه در یک سال اخیر و ادعاهای واهی غربی‌ها علیه کشورمان، در بخشی از سخنرانی نوروزی خود در حرم مطهر رضوی به این موضوع اشاره کرده و فرمودند: «جمهوری اسلامی در این سالی که گذشت، پرچم عزّت و اقتدار ملّت ایران را در منطقه به اهتزاز درآورد. جمهوری اسلامی سهم مهمّی ایفا کرد برای شکستن کمر تکفیری‌ها در منطقه؛ این کار را کرد. جمهوری اسلامی توانست در بخش مهمّی از این منطقه، شرّ تکفیری‌ها را از سر مردم کم کند و امنیّت به وجود بیاورد؛ این‌ها کارهایی است که جمهوری اسلامی کرده. این‌ها کارهای بزرگی است، کارهای کوچکی نیست. حالا فضولهای بین‌المللی، کسانی که در همهٔ مسائل داخلی مناطق مختلف دنیا می‌خواهند دخالت کنند، اعتراض می‌کنند که ایرانی‌ها چرا در مسائل عراق، چرا در مسائل سوریه و امثال اینها شرکت می‌کنند، چرا دخالت می‌کنند؟ خب به شما چه؛ به شما چه! جمهوری اسلامی توانست نقشهٔ آمریکا را در منطقه خنثی کند؛ نقشهٔ آمریکا چه بود؟ نقشهٔ آمریکا این بود که گروه‌های شریر و ظالم و هتّاکی از قبیل داعش را به وجود بیاورد برای اینکه ذهن ملّتها را از رژیم غاصب صهیونیستی منصرف کند، آن‌ها را مشغول کند به مسائل داخلی خودشان، به جنگ داخلی، به مشکلات داخلی و فرصتی برای آنها باقی نگذارد که به فکر رژیم صهیونیستی بیفتند؛ این نقشهٔ آمریکا بود که داعش را به وجود آورد؛ این نقشه را ما به توفیق الهی و بِاذن‌اللّه، توانستیم خنثی کنیم.  آن‌ها میگویند "ما در سرکوب داعش دخالت داشتیم"؛ دروغ میگویند! سیاست آمریکا این است که داعش را داشته باشند منتها در مشت خودشان. البتّه داعش و امثال داعش چیزهایی هستند که به وجود آوردن‌شان از سوی آمریکا برای آنها آسان است امّا نگه داشتن‌شان مشکل است. این‌ها می‌خواهند اینها را داشته باشند، در اختیار داشته باشند، در مشت خودشان باشند، هیچ انگیزه‌ای ندارند که اینها را از بین ببرند؛ امنیّت منطقه مورد نظر اینها نیست، علاوه بر اینکه آمریکایی‌ها قادر به ایجاد امنیّت در منطقه نیستند؛ دلیلش افغانستان [است]. چهارده سال است که آمریکایی‌ها وارد افغانستان شده‌اند؛ چه غلطی کرده‌اند؟ آیا توانستند امنیّت را در افغانستان به وجود بیاورند؟ ابداً! نتوانستند. حالا بعضی میگویند نتوانستند، بعضی هم میگویند نخواستند؛ هرکدام باشد، موجب این می‌شود که ادّعای آمریکا و امثال آمریکا -[یعنی] انگلیس و دیگران- برای حضور در منطقه ادّعای غلط و بیجایی باشد.  حضور ما به خواست دولتها است؛ هرجا رفته‌ایم به خاطر این بوده است که دولتها و ملّتهای منطقه از ما خواسته‌اند؛ زورگویی هم نکرده‌ایم، بکن نکن هم نکرده‌ایم، دخالت در امور کشورها هم نکرده‌ایم؛ کمک می‌خواستند، کمک کردیم؛ کمک را [هم] با انگیزه‌های عُقلایی و منطقی انجام دادیم؛ این را همه بدانند. هر کمکی که در زمینهٔ مسائل منطقه انجام گرفته است با محاسبات بسیار منطقی و عاقلانه انجام گرفته است؛ این‌جور نیست که کسی از روی احساسات اقدامی کرده باشد؛ نه، نخیر. ما بحمداللّه توانستیم، موفّق هم شدیم، بعد از این هم همین خواهد بود. ما قصد دخالت در کشورها نداریم و بدون شک می‌توانم این را عرض بکنم که در مسائل منطقه، آمریکا به مقصود خود نخواهد رسید و ما ان‌شاءالله مقاصد خودمان را تحقّق خواهیم بخشید.» تمدید مأموریت ضد ایرانی بدون انتصاب مأمور! در این هفته موضوع دیگری که به طور ویژه توسط رادیو فردا مورد بازتاب قرار گرفت، تمدید مأموریت گزارشگر ویژه حقوق بشری سازمان ملل در امور ایران بوود؛ مأموریتی که بعد از مرگ "عاصمه جهانگیر" بی‌متصدی باقی مانده اما همچنان به طور جهت دار و سیاسی بر آن تأکید می‌شود. رادیو فردا در گزارش خود در این باره نوشته است: «شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد روزجمعه، سوم فروردین، مأموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران را تمدید کرد. در رأی گیری روز جمعه ۲۱ کشور به تمدید مأموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران رأی موافق، هفت کشور رأی مخالف و ۱۹ کشور رأی ممتنع دادند. این قطعنامه توسط سوئد پیشنهاد شده بود. چین، ونزوئلا، کوبا، عراق، قرقیزستان، پاکستان و بروندی به این قطعنامه رأی مخالف دادند. شورای حقوق بشر سازمان ملل هنوز جانشینی برای عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، تعیین نکرده است. عاصمه جهانگیر، صبح روز یکشنبه، ۲۲ بهمن، در سن ۶۶ سالگی درگذشت. او از آبان ماه سال ۹۵ با پایان مأموریت احمد شهید به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران فعالیت می‌کرد و در چند گزارش نیز از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد کرده بود. عاصمه جهانگیر شهریورماه ۹۶ در نخستین گزارش خود تصریح کرد که بهبود خاصی در کارنامه حقوق بشر ایران حاصل نشده است و محدودیت آزادی بیان و تبعیض علیه زنان و اقلیت‌های دینی در کشور همچنان ادامه دارد. این گزارش در همان زمان انکار و واکنش شدید مقامات جمهوری اسلامی را به دنبال داشت اما خانم جهانگیر در مصاحبه با رادیوفردا عنوان کرد که تهران نتوانسته به گزارش او هیچ ایراد مستندی وارد کند. از سال ۲۰۱۱ که سازمان ملل برای نخستین بار احمد شهید را به عنوان گزارشگر در امور حقوق بشر ایران تعیین کرد تاکنون تهران هرگز به یک گزارشگر حقوق بشری اجازه دیدار از کشور را نداده است. مقامات دولت وقوه قضائیه ایران چندین بار اعلام کرده‌اند که جمهوری اسلامی مخالف تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر برای کشورها است و حکومت ایران با گزارشگران موضوعی همکاری می‌کند.» سال‌هاست که جمهوری اسلامی ایران با مسئله گزارشگر ویژه حقوق بشر همراه بوده و هست؛ مأموریتی که تحت نفوذ آمریکا، عربستان و دیگر کشورهای غربی ضد ایرانی توسط سازمان ملل متحد به افرادی مختلف سپرده شد تا به صورت کاملاً یک سویه به ترویج ایران هراسی در دنیا با بهانه حقوق بشر پرداخته شود. در این سال‌های اخیر، احمد شهید و پس از او، عاصمه جهانگیر مسئول این مأموریت یک سویه را برعهده داشته‌اند که در این مسیر از هیچ تلاشی غافل نبودند. نوع فعالیت این مأموران حقوق بشری در خصوص کشورمان، عدم توجه آن‌ها به واقعیت‌ها و منابع معاند و ضد انقلاب آن‌ها منشاء گزارش‌های پر تعدادی بوده است که بدون درک حقیقت حقوق بشر در جامعه ایرانی، توهمات خارج نشینان فراری را بازتاب داده است و شاید همین امر هم باعث شد تا حتی پس از مرگ عاصمه جهانگیر و در شرایطی که هنوز شخص دیگری به این سمت منصوب نشده است، این مأموریت تمدید شود و اکنون ما مأموریتی بدون مأمور را علیه کشورمان شاهد هستیم؛ مأموریتی که اگر قرار باشد روند گذشته را طی کند نیازی به مأمور ندارد. تأکید سازمان ملل بر حقوق بشر در ایران آن هم به صورت کاملاً جهت دار و یک سویه در شرایطی است که این روزها جهان با معضلات و بحران‌های حقوق بشری متفاوتی همراه است؛ از نسل کشی در میانمار گرفته تا بحران انسانی در یمن، جنایات در فلسطین، تجاوز و نژادپرستی در آمریکا و ... همگی مسائلی هستند که از اهمیت بالایی برخوردارند اما هرگز آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته‌اند. اعتراف همراه با حاشیه سازی پایبندی جمهوری اسلامی به تعهدات خود در قبال برجام، یکی از موضوعاتی است که بارها شاهد اعتراف مقامات مختلف غربی به آن بوده‌ایم؛ در این هفته نیز رادیو فردا از اعترافی دیگر در آمریکا به این واقعیت گزارش داده است؛ هرچند در این گزارش تلاش شده تا با حاشیه سازی، موضوع به گونه‌ای جهت دار منعکس گردد. در گزارش اخیر رادیو فردا آمده است: «مذاکره‌کننده وزارت خارجه آمریکا برای بازبینی توافق اتمی ایران روز چهارشنبه اول فروردین گفت مذاکرات سازنده‌ای با بریتانیا، فرانسه و آلمان داشتیم ولی هنوز نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم که در برجام خواهیم ماند. برایان هوک گفته هرچند مذاکرات با آلمان، فرانسه و بریتانیا سازنده بوده، ولی هنوز به نقشه‌ای که بتواند نشان دهد در صورت شکست و یا رسیدن به بن‌بست، توان اجرای آن را داشته باشیم نرسیده‌ایم. مدیر برنامه‌ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا در عین حال گفته که تهران به تعهداتش در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) پایبند بوده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مسوول نظارت بر تعهدات ایران و راستی‌آزمایی آن است. این آژانس در سه سال گذشته همواره پایبندی تهران به این توافق را تأیید کرده است. آقای هوک در بخش دیگری از اظهاراتش گفته است: "وظیفه مسئولانه حکم می‌کند که برای هر موقعیتی آماده باشیم و همین طور در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، به فکر نقشه احتمالی باشیم." وی افزود: "در دو مسیر موازی این امر را دنبال می‌کنیم". این مقام آمریکایی گفته که هفته گذاشته دو مذاکره در این مورد داشته است. یکی روز پنجشنبه با آلمان، بریتانیا و فرانسه در برلین و بعدی روز جمعه در وین پایتخت اتریش، با گروهی که مشغول بررسی روند اجرایی توافق برجام است. آقای هوک اظهار داشت: ورای مسئله مرتبط با توافق اتمی، آمریکا همچنین در وین مذاکراتی دو جانبه با ایران داشته و در آن درخواست کرده که شهروندان ایرانی – آمریکایی زندانی در ایران آزاد شوند. سیامک و باقر نمازی از جمله ایرانی – آمریکایی‌های زندانی در ایران هستند. باقر نمازی، از کارمندان سابق صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف، دو سال پیش برای ملاقات با پسرش به تهران رفت اما بازداشت شد و هر دو آنها به اتهام همکاری با "دولت‌های خارجی متخاصم" به ۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند. علاوه بر باقر و سیامک نمازی چند شهروند دیگر آمریکایی نیز هم اکنون در زندان‌های ایران به سر می‌برند؛ از جمله ژیائو وانگ، دانشجوی مقطع دکتری از دانشگاه پرینستون که برای تحقیق در ایران بود، و به اتهام "همکاری با دولت خارجی" به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. کارن وفاداری و همسرش آفرین نیاسری، و نزار زکا شهروند لبنانی که اجازه اقامت دائم در آمریکا را دارد، به اتهام‌های متفاوت در ایران زندانی هستند.» این اذعان به پایبندی کشورمان به برجام در شرایطی صورت می‌گیرد که پیش‌تر نیز ما بارها و بارها شاهد تکرار آن بوده‌ایم؛ اما آنچه در این بین تغییر نکرده و همچنان ادامه دارد، بی‌توجهی ایالات متحده آمریکا به این واقعیت غیرقابل انکار است. این اولین و آخرین بار نبوده است که مقامات غربی به واقعیت‌های برجامم اذعان نموده‌اند اما نکته قابل توجه این است که دولت مردان ایالات متحده تلاش می‌کنند با طرح موضوعاتی از آسمان و زمین، آن‌ها را به برجام ربط دهند و واقعیت را از دید عموم مخفی نگاه دارند و رادیو فردا نیز در این مسیر برای اربابانش سنگ تمام می‌گذارد. سؤال اینجاست که اگر ایران به تمامی تعهدات خود در قبال برجام پایبند بوده است و همه آن‌ها را عملی کرده، چرا دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و همراهانش، بارها و بارها علاقه خود به خروج از این توافق جهانی را ابراز کرده‌اند؟! در همین راستا و پس از رفتار غیرحرفه‌ای کاخ سفید در خصوص عدم تأیید پایبندی ایران به برجام و تلاش برای لغو این توافق بین‌المللی، سران ۲۸ عضو اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای مشترک از آمریکا خواستند تا پیش از هر اقدامی مبنی بر لغو برجام به "پیامدهای" آن برای امنیت آمریکا، متحدان اروپایی و منطقه فکر کند. نوزدهم اکتبر سران اتحادیه اروپا در پایان نشستی در بروکسل بیانیه مشترکی را منتشر کردند که در آن به ایالات متحده نسبت به خروج از توافق هسته‌ای هشدار داده شده است. در بیانیه اتحادیه اروپا از آمریکا خواسته شده تا "به وظایف و تعهداتش در قبال برجام عمل کرده و پیش از برداشتن گام‌های بعدی، به پیامدهای آن برای امنیت آمریکا، متحدانش و منطقه بیاندیشد."     رضایت رادیو فردا از انتصاب یک جنگ طلب در کاخ سفید انتشار خبر انتصاب یک چهره جنگ طلب و ضد ایرانی در کابینه ترامپ، یکی از موضوعات دیگری بود که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته به طور ویژه به آن پرداخته است. رادیو فردا در این گزارش که باعنوان «جان بولتون، مردی که ایران را بدون آیت‌الله‌ها می‌خواهد» منتشر کرده، نوشته است: «روز گذشته دونالد ترامپ در صفحهٔ توییترش اعلام کرد که جان بولتون را به مقام مشاور امنیت ملی آمریکا انتخاب کرده و وی تا حدود دو هفتهٔ دیگر رسماً جایگزین اچ.آر. مک‌مستر خواهد شد. آقای بولتن حامی حملهٔ نظامی به کره‌شمالی و ایران است و معتقد است که توافق هسته‌ای با ایران فاقد ارزش است. آقای بولتن رئیس موسسه دست‌راستی "گیت‌استون"، از مؤسسات فشار اسرائیل، و عضو ارشد موسسهٔ نومحافظه‌کار آمریکن اینترپرایز نیز است.» برای یافتن دلیل رضایت و خوشنودی رادیو فردا از این انتصاب جدید در کاخ سفید، کافی است به سابقه ضد ایرانی و جنگ طلب "جان بولتون" نیم نگاهی بی اندازیم. این سیاست مدار مورد علاقه دونالد ترامپ، یکی از شناخته شده ترین نئوکان‌ها (سیاستمداران نومحافظه‌کار) در آمریکاست که عقاید تند و افراطی‌اش بارها مورد بحث قرار گرفته است. وی پیشتر در زمان دولت جمهوریخواه «رونالد ریگان» در فاصله سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ میلادی در سمت‌هایی همچون معاونت وزارت خارجه آمریکا و معاونت وزارت دادگستری این کشور فعالیت کرد و در زمان ریاست جمهوری بوش پسر نیز مورد توجه کاخ سفید قرار داشت و چند ماهی هم به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل فعالیت کرد و حتی در خصوص تجاوز به افغانستان و عراق نیز یکی از موافقان جنگ در آن زمان بود که حتی بسیاری معتقدند او دولت بوش را برای این جنگ‌ها تحریک کرده است. جان بولتون، یکی از مخالفان جدی برجام در امریکاست و از همین رو عقاید ضد ایرانی‌اش بسیار به دونالد ترامپ نزدیک است. مخالفت بولتون با برجام به حدی است که انتصاب او در سمت مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا، مساوی با خروج واشنگتن از برجام تفسیر شده است. به همین دلیل «وندی شرمن» قائم مقام وزارت خارجه آمریکا در دولت اوباما اعلام کرده که «انتصاب بولتون موید پایان برجام برای آمریکاست». خود او در نخستین موضع‌گیری‌اش پس از انتصاب به سمت مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که «تصور نمی‌کند برجام اصلاح پذیر باشد و باید پذیرفت که این توافق، همانطور که رئیس‌جمهور هم گفت، از همان ابتدا توافق بدی بوده است و بهتر نمی‌شود». البته برخی از صاحبنظران معتقدند که انتصاب بولتون و اتخاذ مواضع تند از وی در قبال برجام، صرفاً یک تاکتیک از جانب آمریکایی‌ها برای تحت فشار قراردادن اروپایی‌ها و حتی ایران است تا اینگونه القاء کنند که اگر ۶ تغییر مدنظر ترامپ در برجام لحاظ نشود، آمریکا در موعد ۱۲ می (۲۲ اردیبهشت) از این توافق خارج خواهد شد. در واقع از منظر این صاحبنظران انتصاب جان بولتون و جنگ و دندان نشان دادن‌های وی صرفاً اتخاذ تاکتیک «جاذبه ترس» است. نشریه آمریکایی «هافینگتون پست» نیز پس از انتصاب بولتون به سمت مشاور امنیت ملی آمریکا نوشت که «مشاور امنیت ملی جدید آمریکا حامی ایجاد جنگ داخلی در ایران است». او یکی از دوستان نزدیک منافقین هم محسوب می‌شود و به همین دلیل بارها شاهد انتشار تصاویر حضور وی در جلسات و محافل منافقین بوده‌ایم. اسرائیل در محاسباتش دقت کند موضوع دیگری که برای پرداختن در این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز جالب توجه بود، پرداختن رادیو فردا به تهدید عجیب ایران توسط یک مقام اسرائیلی است؛ این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی با پرداختن به ادعای این مقام اسرائیلی مبنی بر حمله هوایی این رژیم به تأسیساتی هسته‌ای در سوریه در سال 2007 میلادی، ایران را به حمله‌ای مشابه تهدید کرد. رادیو فردا در این گزارش که با عنوان «اسرائیل: حمله به تأسیسات هسته‌ای سوریه کار ما بود؛ هشدار به ایران» منتشر کرده، نوشته است: «اسرائیل چهارشنبه اول فروردین برای نخستین بار تأیید کرد که بمباران یازده سال پیش کوره هسته‌ای سوریه، کار این کشور بوده‌است و مقام‌های آن کشور گفتند که این باید هشداری باشد برای ایران. ارتش اسرائیل شماری از اسناد و فیلم‌های بمباران کوره اتمی سوریه توسط جنگنده‌های خود را در دسترس رسانه‌ها قرار دارد. بنا بر اعلام ارتش اسرائیل، در روزهای ۵ و ۶ سپتامبر ۲۰۰۷ (۱۴ و ۱۵ شهریور ۱۳۸۶) چهار فروند جت اف ۱۶ این کشور تأسیسات هسته‌ای سوریه در دیرالزور، واقع در ۴۵۰ کیلومتری شمال دمشق، را در یک عملیات چهارساعته رادارگریز نابود کردند. مقامات ارشد پیشین اسرائیلی می‌گویند که کوره هسته‌ای الکِبار سوریه از سوی کره شمالی زیر پوشش یک برنامه کشاورزی در منطقه صحرایی دیرالزور، در شرق سوریه، با کار تکنیسین‌ها و سایر نیروهای آمده از کره شمالی در حال ساخت بود. گادی آیزنکوت، فرمانده کنونی ارتش اسرائیل، همزمان با انتشار اسناد و فیلم‌های بمباران کوره سوریه، در بیانیه‌ای نوشت "اسرائیل امکان ایجاد تأسیساتی را که به تهدید علیه اسرائیل مبدل شود، نخواهد داد؛ این پیام عملیات ۲۰۰۷ ما بود؛ پیام امروز و نیز آینده ما برای سایر کشورها است". آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع کنونی اسرائیل نیز چهارشنبه با صدور بیانیه‌ای، نوشت که بمباران کوره اتمی سوریه "برای همه در خاورمیانه درس عبرت‌هایی" دارد و آن اینکه اسرائیل برای دفاع از خود و گرفتن تصمیمات اساسی و لازم، اقدام می‌کند. آقای لیبرمن، در حالی که در نخستین سفر یک وزیر دفاع اسرائیل به آفریقا به‌سر می‌برد، در بیانیه خود افزود که "دشمنان" باید در مورد توان برتر اسرائیل در خاورمیانه، که "در سال‌های اخیر قوی‌تر نیز شده‌است"، خوب بیندیشند. در همین حال، ییسرائیل کاتز، وزیر اطلاعات اسرائیل، نیز گفت که حمله سال ۲۰۰۷ نشان می‌دهد که اسرائیل هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد "کشورهایی مثل ایران که موجودیت اسرائیل را تهدید می‌کنند" به جنگ‌افزار هسته‌ای دست پیدا کنند.» اما گویا این مقام اسرائیلی یادش رفته است که ایران نه تنها شبیه سوریه بلکه شبیه هیچ کشور دیگری نیست؟! اگر اسرائیل در سال 2007 میلادی یک جنگنده را راهی سوریه کرده و جایی را بمباران کرده است، اکنون این ایران است که با نقش آفرینی خود خاک سوریه را از تروریست‌های مختلف تحت حمایت صهیونیست و وهابیت و غرب پاک کرده است. در همان سال‌ها که اسرائیل به گبد آهنین خود می‌بالید، این پهپاد ایرانی بود که توسط نیروهای حزب الله و مقاومت اسلامی مرزهای این سپر دفاع موشکی را در هم تنیده و از تأسیسات هسته‌ای و نظامی اسرائیل تصویربرداری کرد و افتخار صهیونیست به این بود که در هنگام بازگشت این پهپاد به خاک لبنان متوجه آن شدند؛ هرچند قبل و بعد آن همین واکنش هم برایشان ممکن نبوده است. "یوزی رابین" مدیر اسبق برنامه دفاع موشکی اسرائیل که به عنوان کارشناس موشکی مطرح در جهان شناخته می‌شود، در واکنش به قدرت موشکی ایران، به ضعف رژیم صهیونیستی در برابر این قدرت اذعان کرد و گفت: "ایرانی‌ها توان نصب بالک‌ها روی موشکهای بالستیک را داشته و می‌توانند با استفاده از قابلیت، دقت موشک‌های خود را شدیداً افزایش داده و موشکی با برد 2000 کیلومتر با توان حمله دقیق داشته باشند. مدیر اسبق برنامه دفاع موشکی اسراییل اینگونه ادامه می‌دهد: در این صورت ایران نیازی به سلاح هسته‌ای ندارد. آن‌ها (ایران) می‌توانند با این موشک‌های 2000 کیلومتری که دقت بالایی پیدا کرده‌اند کشورهایی مثل اسراییل و حتی مصر را فلج کنند. اگر عاقلانه اهدافی را مثل نیروگاه‌ها انتخاب کرده و آنها را هدف قرار بدهند، پس بدون نیاز به سلاح هسته‌ای می‌توانند کشوری را فلج کنند." آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نودمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از فروردین ماه 1397 (01 الی 08 فروردین ماه 1397) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Sat, 07 Apr 2018 11:00:06 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26486/ رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 189) http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26410/ رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛          سال 1396 با پایان یافتن آخرین هفته از اسفند به ایستگاه آخر خود رسید؛ سالی پر از اتفاقات تلخ و شیرین که هر هفته بخش‌هایی از آن را با هم مرور کردیم و این آخرین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در این سال است؛ هفته پایانی اسفند نیز مانند هفته‌های گذشته با اتفاقات مختلفی همراه بوده است که به عنوان بهانه توسط ابزارهای رسانه‌ای دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بهره برداری جهت دار قرار گرفته‌اند؛ بهانه‌هایی که گاهی با دروغ در آمیخته‌اند و گاهی به حاشیه کشانده شده‌اند. در همین راستا رادیو دیروز همانند همیشه تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هشتاد و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از اسفند ماه سال 1396 (23 الی 29 اسفند ماه 1396) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هشتاد و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل بهره برداری ابزاری از زنان برای افزایش شادی جوامع غربی و استفاده رسانه‌ای رادیو فردا از این موضوع برای حمله به ایران، سیاه نمایی در خصوص آینده علمی ایران با بهانه دفاع از جاسوس، حاشیه سازی برای استعفای شهردار تهران همراه با حمایت از عادی سازی فساد اخلاقی در جامعه ایرانی، اعتراف به قدرت بالای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و امنیت مثال زدنی جمهوری اسلامی ایران، پاسخ کوبنده تولیت آستان قدس رضوی به ماه‌ها تلاش رادیو فردا و رسانه‌های غربی علیه این مجموعه و ... را می‌توانید مشاهده نمایید. زنان، قربانیان اصلی شادی جامعه غربی یکی از موضوعاتی که همیشه رسانه‌هایی مانند رادیو فردا در حملات رسانه‌ای خود به جمهوری اسلامی ایران به دنبال طرح آن بوده‌اند، بحث شادی در جامعه است که تلاش کرده‌اند تا این موضوع را در ایران بسیار ضعیف نشان دهند. در این هفته و در آستانه ورود به جشن باستانی نوروز، این رسانه ضد ایرانی با انتشار گزارشی بار دیگر ایران را از نظر شادی در جامعه با وضعیتی ضعیف معرفی کرده و در مقابل از وضعیت خوب کشورهای غربی خبر می‌دهد؛ اما بررسی دقیق شرایط و پشت پرده این آمارها نشان می‌دهد که میزان شادی در جوامع غربی ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ با میزان بدبختی زنان دارد. رادیو فردا در بخشی از گزارش خود نوشته است: «سازمان ملل در گزارش سالیانه خود درباره شادترین کشورهای جهان، فنلاند را شادترین و بروندی در مرکز آفریقا را غمگین‌ترین کشورها اعلام کرد. هافینگتن‌پست به نقل از سفیر فنلاند نوشته که مهم‌ترین معیارهای یک جامعه شاد، دموکراسی، برابری، آموزش خوب، آزادی، کیفیت بالای رسیدگی به کودکان و اهمیت دادن افراد جامعه به یکدیگر است.» در همین رابطه سفیر فنلاند در سخنانی تأکید کرده است که تنها یکی از این معیارهای مربوط به شادی اجتماعی، دموکراسی برابری یعنی برابری جنسیتی است و این همان موضوعی است که بارها و بارها جمهوری اسلامی به خاطر آن به نقض حقوق بشر متهم شده است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد نیز برابری جنسیتی را نخستین حق انسانی می‌نامد. معیار دیگر مطرح شده برای شادی اجتماعی در غرب، آزادی مطلق و بخصوص آزادی در پوشش است که در این موضوع نیز ایران همواره مورد اعتراض سیاست مداران غربی و ابزارهای رسانه‌ای آن‌ها قرار داشته است. اما داستان وقتی جالب می‌شود که وضعیت زنان در کشورهای غربی شاد! را مورد بررسی قرار دهیم؛ جایی که زنان به بردگی جنسی خود ملزومات شادی جامعه را فراهم می‌آورند و به عبارتی نه برابری جنسیتی به معنای واقعی وجود دارد و نه آزادی زنان به سود آن‌ها تمام می‌شود؛ آمارها نشان می‌دهد که زنان در جوامع غربی غمگین و آزرده می‌شوند تا مردان شاد زندگی کنند و وقتی سخن از شادی جوامع به میان می‌آید به طور دقیق‌تر می‌توان گفت سخن از شادی مردان مطرح شده است. افزایش چشمگیر و گسترده تعرض و تجاوزات جنسی در مراکز آموزشی و دانشگاهی غرب یکی از این نتایج است؛ گزارش نوردیک، دانشگاه استکهلم سوئد - که جزو شادترین کشورها قلمداد می‌شود- را برای زنان کشوری خطرناک توصیف کرده و دانمارک را در این مورد واجد بحران عمیقی می‌داند. گزارش "آژانس حقوق بنیادین" حاکی است در کشورهای اسکاندیناوی که از نگاه خود غربی‌ها به لحاظ برابری‌های جنسیتی از وضعیت مطلوبی برخوردارند، زنان بیشتر در معرض آزارهای جنسی در محیط کار قرار گرفته‌اند!! بر اساس گزارش آژانس اتحادیه اروپا در سال 2014 حدود 47 درصد زنان در فنلاند مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند. آمارها نشان دهنده آزار جنسی 52 درصدی زنان در کشور دانمارک می‌باشد. فقط 13 درصد زنان تجاوز را به پلیس گزارش داده‌اند. در کشور استرالیا از هر 6 زن به یک زن با شکنجه تجاوز می‌شود. از هر 4 زن در سوئد یک زن مورد تجاوز قرار می‌گیرد. سوئد دومین رتبه را در زمینه بالاترین میزان تجاوز در دنیا بعد از آفریقای جنوبی دارد. اما می‌بینیم که همین قربانگاههای زنان که حتی جرأت گزارش آزار جنسی‌شان را هم ندارند، جزو شادترین کشورها به شمار می‌آیند. با این تفاسیر می‌توان نتیجه گرفت هر کجا زن برده جنسی مرغوبتری برای مرد باشد و مانند چهارپایان بار بیشتری از مخارج زندگی را به دوش بکشد، آنجا دموکراسی، آزادی و برابری بیشتر است و بنابراین در صدر لیست کشورهای شاد سازمان ملل قرار می‌گیرد. حمله به آینده علمی ایران با بهانه حمایت از یک جاسوس یکی دیگر از موضوعاتی که رادیو فردا در آستانه ورود به سال جدید برای سیاه نمایی علیه کشورمان از آن بهره برداری کرده است، آینده علمی ایران و وضعیت پژوهش در کشور است؛ جایی که این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با بهانه قرار دادن حمایت از جاسوسان ضد ایرانی که خود را پژوهشگر معرفی کرده‌اند، از ابهام و ناامیدی در آینده علمی و پژوهشی ایران خبر می‌دهد. رادیو فردا در بخشی از گزارش خود نوشته است: «امنیتی و شفاف نبودن حوادث امکان داوری دقیق و راستی‌آزمایی اخبار منتشر شده را تقلیل می‌دهند اما این رویدادها خبرهای بسیار بد و منفی برای پژوهش دانشگاهی و فضای آکادمیک ایران و رابطه آن با دنیا هستند. مرگ مبهم یک دانشگاهی در زندان هر چند پیش از هر چیز یک مسئله حقوق بشری و قضایی است اما همزمان در این پرونده موضوع حقوق و آزادی‌های علمی پژوهشگر و استقلال کار پژوهشی و دانشگاه هم مطرح می‌شود. این که چگونه پای یک استاد دانشگاه و همکارانش در حوزه زیست محیط به زندان کشیده می‌شود و آنجا ماجرای باورنکردنی خودکشی اتفاق می‌افتد یک مسئله مهم برای دانشگاه و پژوهش است. سال‌هاست که به رابطه علمی و پژوهشی ایران با دنیای خارج بویژه با دانشگاه‌های غربی زیر ذره‌بین امنیتی است و به آن به دیده شک و تردید امنیتی نگاه می‌شود. این حساسیت هر چند در حوزه‌های بسیار خاص نظامی قابل درک است و در سایر کشورهای دنیا هم وجود دارد اما گسترش بی سابقه قدرت نیروهای امنیتی و بازوی دانشجویی آنها (بسیج) در ایران شامل همه رشته‌های دانشگاهی از علوم انسانی تا حوزه‌های علوم پایه و فنی می‌شود.» پس از انقلاب شکوهمند اسلامی تا کنون ایران توانسته در حوزه‌های مختلف علمی خود را اثبات نماید اما اکنون جایگاه بی بدیلی دارد که امثال رادیو فردا که مدام مشغول عیاشی و قماربازی و همبستری با همکاران می‌باشد نمی‌تواند به مخیله‌اش هم خطور دهد که ایران در چه سطح علمی‌ای قرار گرفته است. برای تنویر مخاطبان رادیو فردا که ممکن است کورسوی امیدی داشته باشند، اینفوگرافی ای از پیشرفت علمی کشور ارائه می‌گردد و البته توضیحات آن را در متن خبر تقدیم می نمائیم: تعداد قطب‌های علمی ایران از صفر در سال 57 به 136 در سال 95 رسید. رتبه علمی ایران در جهان طبق پایگاه‌های استنادی آی اس آی و اسکوپوس از صفر در سال 57 به 16 ام جهان در سال 95 رسید. تعداد مقالات علمی ایران در پایگاه وب آو ساینس که به سنجش مقالات آی اس آی می‌پردازد از 669 در سال 57 به 36842 در سال 95 رسید. تعداد مقالات اسکوپوس ایران از صفر در سال 57 به 45703 در سال 95 رسید. تعداد نشریات علمی پژوهشی ایران از 20 عدد در سال 57 به 1047 در سال 95 رسید. تعداد دانشمندان عضو یک درصد برتر سطح جهان از صفر در سال 57 به 200 نفر رسید. اما حال بعد از خودکشی یک جاسوس در بازداشت، رادیو فردا به یکباره یادش می‌آید که باید جیغ بنفش بکشد که پژوهش در ایران به بن بست خورده! مخاطب مفلوک این رادیو نیز که عنان زندگی، وطن و آینده خویش و فرزندانش راب ه یانکی‌های آدمکش و فرزند آدمکش سپرده‌اند، غافل از آنند که حقیقت اصلاً آن چیزی نیست که مستخدمین آمریکای خالق داعش بخواهد ترسیم کند.... این‌ها همانهایی هستند که یک هفته پس از ضیافت شام خانوادگی کری با اسد، به وطن اسد از زمین و آسمان حمله کردند...انسان اگر لحظه‌ای عقل خود را که قوه متمایز کننده وی از حیوانات است را به کار نگیرد، چه تفاوتی با سایر حیوانات دارد که هرچه چوپان و بزرگتر تصمیم بگیرد، همگی بدان گردن نهند؟ رادیو فردا شهردار تهران را دروغگو می‌داند! استعفای محمدعلی نجفی، از شهرداری تهران یکی دیگر از اتفاقات خبرساز و حشایه ساز در روزهای پایانی سال 1396 بود؛ جایی که وی و اطرافیانش بیماری را دلیل استعفا عنوان می‌کردند و رسانه‌هایی مانند رادیو فردا، اتفاقات پیش آمده در یک مراسم و پس از آن را دلیل این موضوع دانسته و استعفای نجفی را یک نوع برکناری اجباری می‌خوانند. رادیو فردا در بخشی از یکی از گزارش‌های خود که به این موضوع پرداخته است، می‌نویسد: «یک هفته پس از مراسم جنجالی روز زن که تعقیب قضایی شهردار تهران و برگزارکنندگان این مراسم را در پی داشت، روز چهارشنبه، ۲۳ اسفندماه، گزارش‌هایی ضدونقیض از استعفای شهردار منتشر شد. در پی برگزاری مراسمی به مناسبت "روز زن" در برج میلاد تهران که روز ۱۵ اسفندماه برگزار شد و انتقاد اصولگرایان جمهوری اسلامی را به دنبال داشت، دادستان کل کشور رسماً خواستار "تعقیب قضایی" مسئولان این مراسم شد.» اما واقعیت ماجرا چیست؟! آیا نجفی دروغ می‌گوید و بیماری‌اش یک بهانه است یا رادیو فردا با دروغ از آب گِل آلود ماهی می‌گیرد؟! هر چند نباید فراموش کرد که اتفاقات رخ داده در جشن ویژه "روز زن" که مد نظر رادیو فردا هم قرار دارد، اتفاقات کوچکی نیفتاده است؛ رقص دختران و خوانندگی یک زن برای عموم میهمانان این جشن که پوشش گسترده‌ای نیز داشته است در پایتخت جمهوری اسلامی همان نقطه ایست که رادیو فردا و اربابانش سال‌هاست تلاش می‌کنند تا جامعه ایرانی را به سمت آن بکشانند. عادی شدن ابتذال، روابط و هرچیزی که با شرع در تضاد است و البته فساد اخلاقی در جامعه نقطه آرمانی رسانه‌های ضد ایرانی و دست‌های پشت پرده آن‌هاست که می‌تواند زمینه مناسب برای نفوذ را به آن‌ها تقدیم کند و ابتذال در یک مراسم رسمی این چنینی در پایتخت جمهوری اسلامی روزنه امیدی برای آن‌هاست و طبیعی است که با هر بهانه‌ای به آن پرداخته و آن را مطرح کنند. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، استفاده از زن به عنوان ابزار گرم کردن مجالس و شادی مردان، جزو جدانشدنی فرهنگ غربی است که نمایی از آن را در این مراسم مشاهده کردیم و برخورد قضائی و قانونی با این عمل غیر قانونی و نامشروع امری پذیرفته شده است. ارتباط دادن استعفای نجفی به این موضوع چه درست و چه غلط نشان دهنده عدم عملکرد صحیح وی در دوران حضور در شهرداری کلان شهر تهران است و به همین دلیل استعفا یا برکناری برای مردم چندان توفیقی ندارد، زیرا آن‌ها عملکرد درست می‌خواهند که او توان یا انگیزه لازم برایش را نداشته است. اعتراف رادیو فردا به قدرت سپاه و امنیت ایران رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته با انتشار گزارشی، ناخواسته به قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین امنیتی که بر جمهوری اسلامی ایران حاکم است، اذعان نمود. رادیو فردا در گزارشی که با هدف تخریب امنیت ایران منتشر کرده است، به موضوع فعالیت‌های یک گروه تروریستی در ایران و سرکوب آن توسط سپاه پاسداران پرداخته است؛ این رسانه ضد ایرانی که تلاش کرده است با تأکید بر فعالیت و نفوذ گروه‌های تروریستی به خاک ایران، کشورمان را ناامن جلوه دهد، ناخواسته با بیان خبر سرکوب آن‌ها و عدم موفقیتشان در خاک کشورمان، امینت جمهوری اسلامی را ثابت کرده است. در بخشی از گزارش رادیوی فارسی زبان کاخ سفید نوشته شده است: «یک خودروی حامل مهمات قصد حمله "انتحاری" به یکی از پاسگاه‌های مرزی در سراوانِ استان سیستان و بلوچستان را داشت اما این حمله "ناکام ماند" و راننده خودرو و یک مهاجم دیگر کشته و دو نیروی بسیج زخمی شدند. بر اساس اطلاعیه قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، شامگاه یکشنبه ۲۰ اسفند، یک خودروی "حامل مهمات و مواد انفجاری قصد انجام عملیات انتحاری" و هدف قرار دادن یکی از پاسگاه‌های مرزی این نیرو را داشته است. سپاه می‌گوید که این حمله به علت "اقدام به موقع" نیروهای این پاسگاه مرزی "ناکام" مانده و راننده خودرو کشته شده است. در این اطلاعیه آمده که همزمان یک فرد مسلح که "در نزدیک شدن به پاسگاه ناکام مانده بود، جلیقه انتحاری خود را منفجر" و کشته شده است. پارسال نیز حداقل چهار درگیری بین نیروهای سپاه پاسداران و گروه‌های مسلح مخالف جمهوری اسلامی در منطقه سراوان رخ داده بود. مقام‌های نظامی و امنیتی ایران اغلب از پاکستان به دلیل آن چه "تعلل" در تأمین امنیت مرزهای مشترک می‌خوانند، انتقاد کرده‌اند. از جمله حدود دو هفته پس از کشته شدن ۹ نیروی هنگ مرزی میرجاوه در درگیری با افراد مسلح، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روز ۱۸ اردیبهشت، پاکستان را متهم کرد که به "مأمن تروریست‌ها" تبدیل شده است.» ایران در مجاورت با مناطقی واقع شده است که داعش در آن حضور دارد، با این حال، تا کنون داعش موفق به انجام عملیات تروریستی جدی نشده است، و در طرف دیگر بسیاری از کشورهای غربی با وجود داشتن فاصله زیاد از میدان درگیری با تروریست‌ها، به کرات شاهد عملیات‌های تروریستی در خاک خود بوده‌اند.   از طرفی چهره حامی تروریسم رادیو فردا و اربابانش را از همین گزارش هم می‌توان شناخت؛ جایی که در کمال وقاحت گروهک تروریستی جیش العدل را به عنوان «مدافع حقوق سنی‌ها به ویژه در استان سیستان‌وبلوچستان ایران» معرفی می‌کند و بدین وسیله تلاش می‌کند تا بر سابقه سیاه این گروهک تروریستی مورد حمایت عربستان سعودی سرپوش بگذارد. جمهوری اسلامی ایران در منطقه از جغرافیا قرار دارد که اطرافش را خون ریزی و جنگ سال‌هاست دربرگرفته است؛ در شرق کشورمان افغانستان سال‌هاست که با درگیری‌های تروریستی و گروه‌های افراطی مختلف از جمله القاعده، طالبان و ... دست و پنجه نرم می‌کند؛ پاکستان به دلیل امنیت ضعیف، به پایگاهی قوی برای مخفی شدن و تقویت گروه‌های افراطی مختلف تبدیل شده که یکی از آن‌ها گروه تحت حمایت عبدالمالک ریگی و پس از هلاکت وی، همین گروه موسوم به جیش العدل است که با بهره گیری از خاک پاکستان بارها در مرزهای شرقی کشورمان مرتکب حملات تروریستی شده‌اند. در غرب ایران خود عراق سال‌ها درگیر جنگ بوده و بعلاوه جنایات تروریست‌هایی مانند پژاک، پ.ک.ک و ... در ارتفاعات کردستان عراق، سوریه و ترکیه از قدیم وجود داشته و اکنون نیز سال‌هاست تروریست‌های داعشی، جبهه النصره و ... به آن‌ها اضافه شده‌اند. ناامنی‌ها بحرین در جنوب ایران، آذربایجان در شمال ایران و ... را نیز به آن اضافه کنید. البته نباید این نکته را هم فراموش کرد که موقعیت ایران که در مسیر ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به سایر نقاط جهان قرار دارد و با توجه به سرمایه گذاری بالای مافیای مواد مخدر بر روی این ترانزیت، خود عامل بروز اتفاقات بسیاری بوده است که خطر در کنار ایران را تشدید می‌کند. اما با همه این وجود، حاثه تروریستی قابل توجهی سال‌هاست که در جمهوری اسلامی رخ نداده و اگر هم صورت گرفته است، حادثه‌ای کاملاً کورکورانه بوده که نشان از ضعف و ناکامی تروریست‌هاست. این به معنای عدم علاقه تروریست‌ها برای فعالیت در ایران نیست، بلکه آمار گروه‌های شناسایی و سرکوب شده در کشورمان نشان می‌دهد به لطف خدا و با اقتدار امنیتی – نظامی کشورمان در اوج خطر با امنیت روزگار می‌گذارند و هر خطری در نتفه کشف و خاموش می‌شود.     پاسخ قاطع و عملی آستان قدس رضوی به شبهات رسانه‌های غربی رادیو فردا نشان داده است که با هر موفقیت و حرکت رو به جلو در ایران اسلامی و در جهان اسلام مخالف است و به همین شاهد بودیم که با بهانه‌های متفاوت فعالیت‌های موفقیت آمیز آستان قدس رضوی در حوزه‌های مختلف را با دروغ و سیاه نمایی از دید مخاطبین خود پنهان کرده و با طرح شایعاتی عقده خود را تخلیه کرده است. یکی از این تلاشها، شایعه سازی و فرافکنی حول محور عدم «پرداخت مالیات» توسط آستان قدس رضوی است که با هدف زیر سؤال بردن همه فعالیت‌های اثرگذار این مجموعه مذهبی – ملی در جهت محرومیت زدایی به طور ویژه بازتاب داده شده است. این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بارها و بارها در گزارش‌هایی متعدد با حمله به مدیریت کلان آستان قدس رضوی به ویژه در دو سال اخیر که حجة‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی به عنوان تولیت در این آستان شریف خدمت کرده است، سعی در تخریب فعالیت‌ها داشته است اما دومین سالروز انتصاب تولیت جدید آستان قدس و حضور حجة‌الاسلام رئیسی در برنامه زنده تلویزیونی بهانه‌ای شد تا با شفاف سازی همه فعالیت‌ها و ابهام سازی های غربی و داخلی، موضوعات مختلفی از جمله مالیات برای مردم ایران با صراحت بیان شده و نقشه‌های ابزارهای رسانه‌ای غربی مانند رادیو فردا نقش بر آب شود. این شفاف سازی به قدری خبرساز شد که حتی همین رسانه‌های معاند نیز برای حفظ ظاهر بی طرفی خود نتوانستند در برابر آن سکوت کنند و ناچار شدند بخش‌هایی از آن را بازتاب دهند. به اذعان خود اردیو فردا، تولیت آستان قدس رضوی در برنامه تلویزیونی "نگاه یک" در خصوص فعالیت‌های دوساله اخیر این آستان، هدف گذاری و اولویت‌های این مجموعه دینی – ملی و ابهامات مربوط به موضوع مالیات، گفت: "بسیاری از اقدامات این مجموعه، «وظیفه» دولت است و با آنکه کمک آستان به محرومان «چندبرابر» مالیاتی است که باید پرداخت کند، اما بر اساس نظر رهبر جمهوری اسلامی، «مالیات» هم می‌پردازد. بودجه آستان قدس رضوی «کمتر از یک هزارم بودجه دولت است و ما به همین میزان برای خودمان مأموریت قائلیم که تا می‌توانیم برای محرومان اشتغال ایجاد کنیم». تا بهمن امسال در مدت یک سال، ۸۰۰ شغل را برای آنها [محرومان] ایجاد کردیم و تا پایان امسال به یک هزار نفر می‌رسد.  این مجموعه، در حوزه‌هایی چون ریزگردها در خوزستان، خدمات‌رسانی به فقرا و مستضعفان، ساخت خانه برای خانواده‌های «شهدای حرم»، ساخت واحدهای مسکونی در نقاط محتلف کشور، فعالیت‌های علمی و پژوهشی، امور فرهنگی، ایجاد مراکز درمانی، بهبود شرایط جاده‌ای و… فعال است.  تا دو سال قبل طبق استفتایی که از امام خمینی داریم... آستان قدس رضوی و شرکت‌های تابعه از پرداخت مالیات معاف بودند. به دنبال «استعلام» او از رهبر جمهوری اسلامی پس از انتصاب به تولیت، «نتیجه این شد که آستان قدس باید مالیات پرداخت کند. در حال حاضر دو سال است که آستان قدس مالیات پرداخت می‌کند»." آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هشتاد و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از اسفند ماه 1396 (23 الی 29 اسفند ماه 1396) پرداخته است.   ]]> کیان حبیبی مجله هفتگی Tue, 27 Mar 2018 13:57:51 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/26410/