رادیو دیروز - آخرين عناوين فراخبر :: نسخه کامل http://radiodirooz.com/tahlil Mon, 10 Dec 2018 15:10:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رادیو دیروز http://radiodirooz.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 10 Dec 2018 15:10:32 GMT فراخبر 60 استناد رادیو فردا به العربیه برای بستن پرونده حمله تروریستی چابهار http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28969/ پنجشنبه گذشته (پانزدهم آذرماه) بود که یک عامل انتحاری با خودرویی که گفته می‌شود حامل بیش از 500 کیلو مواد منفجره بوده، اقدام به انفجار خودرو در یکی از خیابان‌های چابهار و در ورودی فرماندهی انتظامی این شهر کرد که در این حادثه، دو تن از عوامل نیروی انتظامی (ستوان دوم داریوش رنجبر و سرباز وظیفه ناصر درزاده) شهید شده و حدود 27 تن از عابران پیاده و همچنین حاضران در محل حادثه مجروح شدند. رسانه آمریکایی رادیو فردا با استناد به رسانه عربستانی العربیه، مسؤل حمله تروریستی چابهار را به گروه انصار الفرقان نسبت داد و به تخطئه محمد جواد ظریف پرداخت که گفته بود این تروریست‌ها مورد حمایت خارجی هستند. او همچنین مدعی شد که رهبر این گروه سال گذشته توسط جمهوری اسلامی کشته شده است. وی همچنین با لیست کردن عملیات تروریستی انجام شده در ایران، از مریوان و تهران گرفته تا چابهار، سعی کرد، آینده امنیتی ایران را مبهم و شکننده نشان دهد. اما نیوشا بقراطی، به ریشه خارجی گروه‌های عامل تروریستی، و همچنین به سابقه تخاصم و حمایت دولت عربستان از گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه(خصوصاً داعش و النصره) اشاره نکرد. او حتی نگفت که دولت آمریکا متحد اصلی دولت عربستان است و حتی رسوایی ناشی از قتل فجیع خاشقچی، توسط مقامات عربستان، توسط دولت آمریکا سرپوش گذاشته شده است. اما مضحک‌ترین بخش برنامه، اولین پیام تلگرامی بود که تحت عنوان پیام‌های شنوندگان، پخش شد و موضع رسانه آمریکایی رادیو فردا را مشخص می‌کرد و در آن، مردی مدعی می‌شد، که این اقدامات توسط خود حکومت انجام می‌شود. به نظر می‌رسد بر خلاف آدرس غلط رادیو فردا، پشت پرده حمله تروریستی به چابهار مسائل دیگری باشد. هرچند این اقدام هیچ آورده خاص و ارزش عملیاتی برای مهاجمان این گروهک تروریستی نداشت، اهداف و نیات دیگری پشت حمله به «نگین توسعه شرق ایران» وجود دارد که احتمالاً سرنخ‌های آن نه به یک گروهک تروریستی کوچک، بلکه به کشورهایی وصل خواهد شد که منافع آنان با توسعه و آبادانی خطه سیستان و بلوچستان از طریق بندر استراتژیک چابهار به خطر خواهد افتاد. «چابَهار» یا (چاه‌بهار، چهاربهار) که به زبان بلوچی «چَهبار» تلفظ می‌شود، علاوه بر موقعیت بازرگانی، دارای جاذبه‌های فراوان تاریخی و طبیعی است. آب و هوای این شهر و پیرامون آن همیشه بهاری و معتدل است و به همین دلیل چابهار (چهاربهار) نامیده می‌شود. چابهار مرکز شهرستان چابهار است که در منتهی‌الیه جنوب شرقی ایران در کنار آب‌های گرم اقیانوس هند قرار دارد. مزیت‌های اقتصادی و طبیعی تنها بندر اقیانوسی ایران این بندر استراتژیک، یکی از مناطق آزاد اقتصادی و تجاری مهم ایران و از شهرهای جنوب استان سیستان و بلوچستان است. بندر چابهار، تنها بندر اقیانوسی موجود در کشورمان است که در کرانهٔ دریای مکران و اقیانوس هند قرار دارد؛ به طوری که این قابلیت منحصر به فرد باعث می‌شود، لنگرگاه بندر چابهار از قابلیت پهلوگیری کشتی‌های اقیانوس‌پیما برخوردار باشد. بندر چابهار به دلیل موقعیت راهبردی، که نزدیک‌ترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه (افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) به آب‌های آزاد است از اهمیت فراوانی برخوردار است و سازندگی و سرمایه‌گذاری فراوانی به خصوص در چند سال اخیر در آن شده که با به بار نشستن این سرمایه گذاری‌ها و ایجاد شرایط لازم، این بخش به یکی از قطب‌های بزرگ حمل و نقل دنیا تبدیل خواهد شد. اقدامات عمرانی برای بهره‌برداری هرچه زودتر از دو بندر چابهار ساخت اسکله، افزایش گنجایش بارگیری کشتی‌های اقیانوس‌پیما (در خلیج چابهار)، ساخت راه‌آهن به سوی آسیای میانه، احداث فرودگاه بین‌المللی و ... که بسیاری از آنها طی سالیان گذشته با سرمایه گذاری داخلی انجام شده و اخیراً در قراردادی با هندی‌ها بر تلاش برای بهره برداری هرچه زودتر از این ظرفیت بزرگ اقتصادی افزوده شده است، چابهار را به یکی از مهم‌ترین چهارراه‌های کریدور شمال - جنوب بازرگانی جهان تبدیل کرده است. یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی اخیراً در توئیتری، حمله به چابهار را نه از جنس حمله‌های برخی گروهک‌های تروریستی در مناطق مرزی که آن را حمله‌ای برای تبدیل شدن این منطقه به قلب تپنده استان سیستان و بلوچستان دانسته بود که با حمایت سعودی‌ها و عوامل تروریستش ترتیب داده شده است. موضوعی که خیلی‌ها پس از حمله تروریستی به چابهار آن را مطرح و به ظرفیت‌های بزرگ این بندر استراتژیک اشاره کرده‌اند. می‌خواهند سرمایه‌گذاران را فراری بدهند این فعال فضای مجازی در توئیتر خود نوشته است: «می دانید چرا به چابهار حمله شد؟! من به شما خواهم گفت. دلیل اصلی این حمله، فراری دادن سرمایه گذارانی است که به این بندر راهبردی آمده‌اند. اخیراً هم چابهار از تحریم‌ها معاف شده بود! برای همین تروریست‌ها قلب تپنده اقتصاد استان را هدف گرفته‌اند. سعودی‌ها و عواملش سیلی سختی خواهند خورد.» بسیاری از رسانه‌های دنیا از جمله برخی رسانه‌های روسی، آمریکایی، یورو نیوز و بی بی سی هم گزارش‌هایی را پس از انجام حمله تروریستی به چابهار منتشر کرده‌اند که قریب به اتفاق آنها اذعان می‌کنند که این اقدام تروریست‌ها برای نا امن جلوه دادن چابهار است و یکی از عوامل اصلی جلوگیری از توسعه و آبادانی این بندر مهم و اهداف اقتصادی است که در پس توسعه آن نهفته است. عوامل مهمی که باعث حمله به چابهار شد بسیاری از رسانه‌های داخلی هم عواملی همچون «ساخت راه آهن به سوی آسیای میانه، اتصال کشور افغانستان به دریا، سرمایه گذاری هند در بندر چابهار، اتصال مستقیم بندر چابهار به اقیانوس هند، تأمین انرژی کشور هند از طریق چابهار، توسعه حمل و نقل تجاری در ایران با فعال کردن زیرساخت‌های حمل و نقلی و بازرگانی چابهار، معافیت این بندر از تحریم‌های آمریکا، لقب گرفتن چابهار به عنوان نخستین بندر آب عمیق ایران و احیای بخشی از راه بازرگانی ابریشم توسط چینی‌ها از طریق این بندر مهم را از عوامل انجام حمله تروریستی پنجشنبه خوانده‌اند. حالا که 13 آبان گذشت و تحریم‌های آمریکا با منافذ زیادی که در اطراف جمهوری اسلامی وجود دارد، رفته رفته کم اثرتر می‌شود، گویا دشمنان جمهوری اسلامی پلن دومی را برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی در نظر گرفته‌اند. آن‌ها می‌خواهند با صرف دلارهای نفتی برخی کشورهای عرب منطقه و فعال کردن گروهک‌های تروریستی، مراکز حیاتی از جمله مراکز مهم اقتصادی جمهوری اسلامی را دچار ناامنی کنند تا از این طریق نیز ایران را تحت فشار بگذارند، اما غافلند که همه این راه‌ها پیشتر تجربه شده و به نتیجه‌ای نرسیده است. اذعان رسانه‌های خارجی به ناراحتی برخی کشورها از توسعه چابهار برخی رسانه‌های خارجی دلایلی را برای توجه بیشتر کشورها و مردم دنیا به چابهار و «شهید بهشتی» ذکر کرده‌اند که حمله تروریستی اخیر آنها را هدف قرار داده است. یکی از مسائل توجه به بعد گردشگر پذیر بودن این بندر راهبردی است؛ چراکه چابهار جاذبه‌های گردشگری زیادی دارد که هنوز چندان در معرض توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار نگرفته است. شاید با توسعه بیشتر و ایجاد ظرفیت و زیر ساخت‌های لازم، این جذابیت‌ها بیشتر به چشم گردشگران خارجی بیاید. چابهار در سال‌های اخیر از منظر اقتصادی و روابط تجاری با کشورهای همسایه دور و نزدیک برای ایران مهم شده است. به همین خاطر در افتتاح فاز نخست بندر «شهید بهشتی» چابهار «حسن روحانی» رئیس جمهوری ایران و «عباس آخوندی» وزیر وقت راه و شهرسازی ایران حضور داشتند. اقیانوسی بودن این بندر استراتژیک و قابلیت پهلوگیری کشتی‌های اقیانوس پیما از دلایل اهمیت چابهار در رسانه‌های خارجی ذکر شده است. گلوگاه تجاری ایران در زمان تحریم برخی هم چابهار را «گلوگاه تجاری ایران با وجود تحریم‌ها» خوانده‌اند و در تشریح دلایل اینکه چرا این شهر مورد حمله تروریست‌ها قرار گرفته است، نوشته‌اند: «یکی از دلایل انجام این حمله تروریستی می‌تواند این باشد که بندر «شهید بهشتی» چابهار از تحریم‌های آمریکا جان سالم به‌در برده است. به هر حال این حقیقت بر کسی پوشیده نیست که «چابهار»، بندری استراتژیک برای هند، افغانستان، پاکستان و کشورهای آسیای میانه با ویژگی‌های اقتصادی خاص است. ایران از مسیر چابهار به بازارهای شرق آسیا با دو میلیون تن، آسیای میانه، قفقاز و جنوب آفریقا دسترسی دارد. واقعیت آیت است که چابهار در ایران، گوادر در پاکستان، دبی در امارات، تنگه باب‌المندب و ساحل آفریقا در دریای سرخ نام‌هایی است که سرنوشت اقتصاد خاورمیانه و بخشی از تجارت جهانی به آن‌ها گره خورده است. شاید بزرگترین خدمتی که تروریست‌ها و حامیان آنها به چابهار کردند این بود که با چنین حمله‌ای باعث معرفی بیشتر این بندر استراتژیک و راهبردی به مردم ایران و دنیا شدند. این حمله هرچند به شهادت دو تن از عزیزترین هموطنان مان و مجروح شدن 27 هموطن دیگر شد، رسانه‌های جهان به صراحت از انگیزه‌های برخی کشورها برای ناامن کردن چابهار و جلوگیری از بهره برداری هرچه زودتر آن که فواید اقتصادی بسیاری برای مردم این شهر، استان سیستان و بلوچستان و جمهوری اسلامی خواهد شد، سخن گفتند. شاید همت‌ها برای بهره گیری هرچه زودتر از ظرفیت‌های «نگین توسعه شرق ایران» راسخ‌تر شود.   ]]> فراخبر Mon, 10 Dec 2018 10:20:32 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28969/ تجویز نسخه شفابخش رادیو فردا برای تمام خاور میانه! http://radiodirooz.com/fa/doc/note/28966/ رادیو دیروز: آل سعود میلیونها یمنی را در محاصره و تحریم قرار داده و هرچه توانسته کشته و اکنون دیگران را هم می کشد. حتی اگر آل سعود مخالفانش را با اره تکه تکه کند و جهان از آن به درد آیند باز هم رادیو فردا دست به توجیه آن می زند .... و به جای آن رادیو فردا می نویسد:     "نشاط درباره ام کلثوم می‌گوید: « فکر می‌کنم ام کلثوم این روزها نمادی است از جهان عرب و خاورمیانه که از نظر سیاسی بسیار از هم گسیخته شده با شیعه و سنی بودن، یهودی بودن یا مسیحی بودن. تنها چیزی که تمام خاورمیانه بر آن اتفاق نظر دارد عشق به ام کلثوم است؛ این برای یک هنرمند زن شگفت‌انگیز است که بشود نماد یک اتحاد. می خواستم به تماشاگر غربی بگویم که ما در خاورمیانه جامعه غنی و جهانی‌ای داریم و یک زن پیشگام فرهنگ ما شده است»."   بحرین در خاک و خون است و سوریه و عراق و افغانستان و پاکستان به واسطه گروهک های تروریستی ساخته شده و حمایت شده مالی و در حال تعلیم توسط آمریکا در خون خود می غلطند اما رادیو فردا برای همگان نسخه شفابخش تولید می کند آن هم با شنیدن صدای یک خواننده....دقیقا همان نسخه ای که این رادیو در ایران دنبال می کند... مردم از گرانی بمیرند و بعد تنها به کنسرت گوش کنند... و حاشیه های کنسرت می شود منبعی برای ایجاد تنش در کشور... آیا بدینسان می توان کشور را مدیریت کرد؟ بی شک باید مردم به نقشه های مشخص این تفکر بیشتر فکر کنند و اگر برخی خود را روشنفکر نامیده و پیاده نظام این جریان می شوند دیگر از وجود چیزی به نام عقل در ذهن خود سخن نگویند...   ]]> دکترحسین محمدی فراخبر Mon, 10 Dec 2018 07:41:42 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/note/28966/ مقایسه زن در اسلام با مجنون ادواری http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28943/ رادیو دیروز: یکی از مغالطات مرسوم در رادیو فردا  عمومیت دادن به مواردی است که نه  در واقع و نه در حقیقت قابلیت تعمیم ندارند.تیتر خبری که در مورد برنامه تابو کار شده است به نحوی است که گویا اسلام شهادت زنان را از اساس قبول ندارد تیتر این است: " چرا اسلام شهادت یک زن را به اندازه یک مرد مجنون ادواری هم قبول ندارد؟" نگاه به زنان از یک جنبه اصلا کاری علمی نیست .زن همانگونه که حقوقی دارد ، وظایفی هم دارد.نگاه به زن به عنوان موجودی پست در مقایسه با مرد اصلا اسلامی نیست.مرد در مواردی دارای وظایفی است که به هیچ وجه این وظایف در تحمل زن با آن خصوصیاتی که درزن هست سنخیت ندارد.دادن نفقه و کسب روزی برای خانواده از جمله وظایفی است که اسلام بر مرد واجب کرده و زن حتی اگر درآمد هم دارد،نیاز نیست از پولش برای خانواده خرج کند.شرکت در جهاد،انجام تکالیف والد مرحوم و....ازجمله تکالیفی است که اسلام بر عهده مرد نهاده است.در برخی موارد اگر با دید رادیو فردا نگاه شود باید گفت که به مردان ظلم شده است.در مسئله ای مثل ارتداد وضع زن و مرد یکی نیست. اگر مردی دچار ارتداد شود تحت  شرایطی حکم او قتل است ولی اگر زنی مرتد شود حکم او قتل نیست.  دلیل این تفاوت ها، متفاوت بودن مکانیسم خلقی زن و مرد است. زیرا روحیات و اخلاق زن و مرد یک جور نیست. بر این اساس توقعی که خداوند از زن دارد با توقعی که از مرد دارد یکی نیست. خداوند زن را برای امری خلق کرده و مرد را برای هدف دیگری آفریده است. این دو گرچه از یک جنس اند ولی هرگز با هم مساوی نیستند. بنا بر این عدالت اقتضاء می کند که وظایف و تکالیف آنان هم یکسان نباشد، چرا که اگر یکسان باشد خلاف عدالت پروردگار است.از نظر اسلام بحث اداء شهادت و اطلاع رسانی به قاضی، هرگز بمنزله یک امتیاز نیست، بلکه یک وظیفه و تکلیف و مسئولیت است. پس وظایف و حقوق و شرایط متناسب با داشته ها و توانایی جنس زن و مرد برای آنها بیان شده است.شهادت زنان در محاکم قضایی اسلام اینگونه نیست که در تمام موارد مسموع نباشد.شهادت زنان در چند شاخه قابل دسته بندی است.گروه اول موارد است که شهادت در آن موارد مختص زنان است مثل مسایلی که مربوط به امور زنانه است و مردها اصلا نمی توانند در آن موارد شهادت بدهند نظیر بکارت.دسته دوم مواردی که شهادت دادن در آنها مشترک بین زن و مرد است.دسته سوم هم مواردی است که شهادت در آن مختص مردان است.باهمین دسته بندی مشخص است که شهادت زن از منظر اسلام معتبر است و قابل استماع خواهد بود.در دو دسته از سه دسته فوق به شهادت زنان اهمیت داده شده و به آن وقی نهاده شده است.در این که شهادت زن به اندازه مرد معتبر نیست دلایلی نهفته است.روانشناسان معتقدند بررسی حالات روحی  وروانی زن و توانایی های جسمی او این نتیجه را به دست می دهد که زن ها زود فراموش می کنند.در برخی مسایل به جزئیات دقت ندارند.به خاطر غلبه احساسات بر عقل که از عاطفی بودن زنان نشأت می گیرد ممکن است در تحلیل مسایل عاطفه را جایگزین عقل کنند و بر طبق آن نظر بدهند.یکی از جنبه هایی که برای عدم پذیرش شهادت زن باید بدان پرداخته شود این است که اگر زنی در دادگاه بر علیه مردی شهادت بدهد و باعث شود مرد مجازات شود خاندان آن مرد و یا احیانا خود آن مرد پس از اتمام مجازات اگر در صدد بر آیند که از زن انتقام بگیرند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا زنان به اندازه مردان قدرت دارند تا از خود دفاع کنند؟جنبه دیگر در عدم پذیرش ادای شهادت زنان این موضوع ممکن است باشد که زن بعد از ازدواج تحت امر شوهرش است و اگر رضایت او را مثلا در ادای شهادت و یا حتی خروج از خانه برای شهادت دادن نتواند کسب کند مورد شاهد منتفی است.رادیو فردا به جای بررسی علل این نظر اسلام به دنبال موج سواری بر روی نتیجه این حکم است.تحریک زنان بر ضد دین اسلام چن وقتی است که رادیو فردا را به خود مشغول کرده است.   ]]> حجه الاسلام ابراهیم محسنی فراخبر Sat, 08 Dec 2018 13:47:00 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28943/ باج خواهی با ژست حقوق بشری http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28938/ پس از اینکه دونالد ترامپ رسماً اعلام کرد که به خاطر منافع اقتصادی و سیاسی رابطه با عربستان، رسوایی ناشی از قتل خاشقچی بر روابط آمریکا و عربستان تأثیر نمی‌گذارد، همگان فهمیدند، که شعارهای حقوق بشری دولت امریکا همه برای دلار و غیر قابل اعتماد است. این ماجرا بیش از همه برای اپوزیسیون معنی دار بود که به وعده حمایت دولت آمریکا احساس امنیت نکنند و همواره این ترس را داشته باشند تا به ازای مبلغ مشخصی فروخته شوند. اما حالا هر از چندگاهی صداهایی از بخش‌های مختلف حکومت آمریکا به گوش می‌رسد که ظاهراً با آنچه ترامپ گفته است تفاوتهایی دارد. مثلاً بیش از 20 سناتور جمهوریخواه و دمکرات آمریکا خواستار تحقیق درباره ناپدید شدن 'جمال خاشقجی'، روزنامه نگار عربستانی شدند. مدتی بعد سناتور ایالت اوهایو به جمع امضاکنندگان نامه بیش از 20 سناتور به رئیس جمهوری آمریکا درباره روزنامه نگار مفقود شده عربستانی پیوست و گفت: ما در این باره نیازمند پاسخ هستیم. راب پورتمن روز جمعه با انتشار یادداشت توئیتری نوشت: ناپدید شدن جمال خاشقچی به طور باورنکردنی نگران کننده است. وی افزود: من به جمع بیش از 20 تن از همکارانم که نامه‌ای را برای رئیس جمهوری فرستاده‌اند می‌پیوندم تا بخواهیم بر اساس قانون پاسخگویی جهانی به حقوق بشر این مساله را پیگیری کند. این سناتور جمهوریخواه تاکید کرد: ما به پاسخ نیاز داریم. مدتی بعد، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کنگره، میچ مک کانل رهبر اکثریت سنای آمریکا در اظهاراتی تاکید کرد: بی شک عدم واکنش و پاسخ به این اقدام عربستان سعودی، مناسب نخواهد بود. از طرف دیگر قطع کامل روابط با عربستان سعودی نیز به نظر من در بلندمدت به نفع آمریکا نیست. مک کانل تأیید کرد که سناتورها بارها با مقام‌های کاخ سفید درباره واکنش مناسب در برابر قتل خاشقچی مذاکره و گفتگو کرده‌اند. وی اظهار داشت: عربستان سعودی یک متحد مهم برای ایالات متحده در منطقه به شمار می‌رود تا بر نفوذ ایران در منطقه نظارت کند. به نظر من دور کردن کامل عربستان سعودی از آمریکا، به نفع واشنگتن نخواهد بود. اظهارات مک کانل در شرایطی است که سناتورها همچنان به دنبال راهکارهایی برای واکنش مناسب در قبال قتل خاشقچی هستند. قراربود جینا هاسپل مدیر سازمان سیا امروز سه شنبه در جمع گروهی از سناتورها درباره اسناد و مدارک مربوط به قتل خاشقچی توضیحاتی را ارائه کند. این تحقیق که 22 سناتور، به ریاست 'باب کورکر'، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا و 'باب منندز'، عضو دمکرات این کمیته خواستار انجام آن شده‌اند، می‌تواند موجب اعمال تحریم‌های آمریکا علیه خارجیان مسبب ناپدید شدن و احتمالاً کشته شدن خاشقچی شود. این سناتورها در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهوری آمریکا نوشتند، طبق قانون فعلی کشور، رهبران کمیته روابط خارجی سنا اجازه دارند از رئیس جمهوری کشور بخواهند تا تعیین کند که آیا یک فرد خارجی مسوول قتل خودسرانه، شکنجه یا نقض حقوق بشر به رسمت شناخته شده در سطح بین المللی است یا خیر. در این نامه همچنین آمده است، انتظار داریم که در جریان روند تعیین مسوول این امر، همه اطلاعات مرتبط، از جمله اطلاعات مربوط به عالیرتبه ترین مقامات دولت عربستان، را در نظر بگیرید. اما پس از حضور رئیس سی آی ای در کنگره رادیو فردا به سرعت به انعکاس آن پرداخت: "سناتورهای آمریکایی پس از شنیدن گزارش محرمانه جینا هاسپل مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) ابراز اطمینان کردند که محمد بن سلمان ولیعهد سعودی آمر قتل جمال خاشقجی ستون‌نویس واشینگتن پست است" تا القا کند که دولت آمریکا نسبت به موضوع حقوق بشر وفادار است.   ]]> فراخبر Wed, 05 Dec 2018 06:17:38 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28938/ "شورشی" و "خشونت طلب"، القاب رادیو فردا برای معترضین فرانسوی! http://radiodirooz.com/fa/doc/note/28879/ به گزارش رادیو دیروز، رادیو فردا پس از مدتها سکوت و سانسور وقایعی که پاریس را به جهنمی تبدیل نموده مجبور شد لب به سخن بگشاید اما نه به صورت منصفانه بلکه برای اهداف و بهره برداری های خود از وقایع پاریس. اعتراضاتی که به وضع اقتصادی کشوری که برای رادیو فردا و تفکر همسو بهشتی بی نظیر است در این رادیو شورش و خشونت نامیده می شود! رادیو فردا در خبری با تیتر عجیبش از ابتدا معترضین را خشونت طلب نامیده و ماجرای روزهای اخیر را اینگونه روایت می کند:   "اعتراض‌های فرانسه که ابتدا به صورت مسالمت‌آمیز و به دلیل افزایش بهای سوخت آغاز شد، در حال حاضر متوجه مسائل کلان‌تری همچون بالارفتن هزینه‌های زندگی، افزایش میزان مالیات‌ها و به طور کلی سیاست‌های اقتصادی دولت مکرون است. این اعتراض‌ها رفته رفته به خشونت کشیده شده است. معترضان مرکز پاریس را به میدان جنگ تبدیل کرده‌اند. پلیس ضدشورش فرانسه روز شنبه (دهم آذر) به دنبال حضور قابل توجه آشوبگران در محله‌های شلوغ پاریس و آسیب به اموال شخصی از جمله خودروها، کافه‌ها و خانه‌های ثروتمندان، غافلگیر شد."   اینجا اموال شخصی نباید مورد تعرض قرار گیرد اما در سال 88 یا دیکاه گذشته همه چیز مجاز بود! و معترضین هم آشوبگر نبودند بلکه امت خداجو بودند! تا جهل وجود دارد همیشه معاویه و عمر و عاص ها موفقند در کار خود. سپس آنان را هرج و مرج گرا نامیده و افراطی میخواند:   "اما مقام‌های دولتی می‌گویند در به خشونت‌ کشیده شدن اعتراض‌های روز شنبه، گروه‌های افراطی راست و چپ و نیز آنارشیست‌ها دست داشتند. پلیس اعلام کرده که در جریان اعتراض‌های روز شنبه، بیش از ۴۰۰ تن را در پاریس بازداشت کرده و ۱۳۳ تن نیز زخمی شده‌اند. پلیس برای کنترل شورشیان بیش از ۱۰ هزار گاز اشک‌آور و ماشین‌های آب‌پاش استفاده کرده است."   منبع این بذل و بخشش های بی حد القاب هم مقامات دولتی هستند! اینگونه رادیو فردا به راحتی دنیا را سوار بر جهل مخاطبی که قرار است هیچ وقت نفهمد تحریف می کند و به هرکس که خواست عنوان افراطی شورشی و یا فعال مدنی می دهد فقط مهم است که کارهای آنان در راستای اهداف آمریکا باشد و یا خیر!   ]]> دکترحسین محمدی فراخبر Mon, 03 Dec 2018 04:59:05 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/note/28879/ آنچه رادیو فردا درباره عرفان حلقه نمی‌گوید http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28881/ اگرچه بازهم خبر اول برنامه به اصطلاح حقوق بشری دریچه، به بازداشت یک بهایی اختصاص داشت (بهائی‌ها اولویت دائمی این برنامه هستند)، اما اخباری از بازداشت تعدادی از هواداران عرفان حلقه نیز در این برنامه بیان شد. اما ماجرای عرفان حلقه چیست و چرا رادیو فردا هیچ توضیحی از آن ارائه نمی‌کند؟ از 1378 محفلی در تهران شکل گرفت تحت عنوان تله انرژی پاتی، که بعدها به نام «عرفان حلقه» شناخته شد. فردی به نام محمد علی طاهری که ادعا می‌کرد در آبان 58 به واسطه اشتیاق زاید الوصف الهاماتی را از روح القدس دریافت کرده است، این فرقه را پایه گذاری کرد تا این اتصالات و تسهیلات رحمت عام الهی را در اختیار دیگر انسان‌ها قرار دهد و واسطه فیض خدا گردد. وی مدعی است که تنها واسطه فیض میان خدا و انسان شعور کیهانی (روح القدس) است. (اساسنامه عرفان کیهانی) و هر مستر با گرفتن تفویضات این اتصالات از طاهری می‌تواند دیگران را نیز به این شبکه وصل نماید. هدف از این اتصالات در دو بخش عرفان و درمان به صورت شفای روح القدسی خلاصه می‌گردد. وی مدعی است ما معرف یک عرفان ایرانی اسلامی هستیم اما در بخش عرفان شاهد انحرافات شدید عقیدتی و برداشت‌های کاملاً غلط شخصی‌ای چون، عدم عصمت امامان و پیامبران، شرک دانستن زیارت و توسل و حاجت خواستن از اهل بیت، نماز را اتصالی بیش ندانستن و رد خواندن نماز و ادعای ترمز دستی نماز، واسطه قرار دادن شعور کیهانی بین خدا و انسان، شرط مسلمان شدن همان تسلیم اتصالات شبکه تعریف می‌شود خواه در هر دینی باشید، عمومی بودن وحی خدا با اتصال به روح القدس برای هر کس که اشتیاق داشته باشد، سرگردانی ارواح پس از مرگ و رسوخ آنان در بدن افراد، جبران اعمال در برزخ، خروج تمامی انسان‌ها از جهنم و ورود به بهشت، وحدت خالق و مخلوق در آزمایش آخر است. وی اگر چه سواد قرآنی ندارد و به آن اعتراف نموده اما مدعی است به واسطه این اتصالات قرآن را کشف رمز می‌کند و معنای اصلی آنرا فهمیده به دیگران تفهیم می‌کند! فعالیت اصلی این محفل در قالب دوره‌های آموزشی و برگزاری جلسات درمانی با روش جن گیری با نام تشعشع دفاعی توسعه یافت. در این جلسات به افراد القا می‌شد که علت بیماری آنها رسوخ اجنه یا ارواح سرگردان است و طاهری می‌تواند با خارج کردن آنها سلامتی را به افراد برگرداند لازم به ذکر است ارواح سرگردان خرافه‌ای بیش نیست و ریشه در آیین هندو دارد. نام این روش را سایمنتولوژی گذاشتند و ادعا کردند که جوایز و مدارک بین المللی به این روش تعلق گرفته است در صورتی که با تحقیق و بررسی معلوم شد تمام مدارک جعلی و خریداری شده است. پس از مدتی با افزایش آسیب‌های روحی روانی در اثر تلقینات عرفان حلقه و فروپاشی و تزلزل برخی از خانواده‌های آسیب دیدگان، محمدعلی طاهری محاکمه شد و برای تحمل پنج سال حبس از سال 89 به زندان افتاد. در این مدت برخی از شبکه‌های بیگانه از او به عنوان یک دانشمند ایرانی و گاهی زندانی سیاسی یاد کردند. و برای آزادی ایشان به تجمعات خیابانی و اغتشاش پرداختند. علل اصلی گرایش عده‌ای به عرفان حلقه عبارت است از: جن گیری و ادعای درمان بیماری‌ها، استفاده صوری از آیات قرآن، درآمدهای حاصل از برگزاری دوره‌ها و مربی شدن تمام اعضا پس گذارندن چندترم، تبلیغ هرمی اعضا برای جذب، نفوذ برخی از اعضا در رسانه‌ها وتبلیغ این فرقه و حضور مختلط زنان و مردان در جلسات ...   ]]> فراخبر Sun, 02 Dec 2018 05:54:24 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28881/ تابو و نقادی های غیر علمی http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28862/ رادیو دیروز: برنامه تابو در هفته ای که گذشت در مورد گناه به بحث پرداخته و با صحبت پیرامون این موضوع بر همگان ثابت کرد که مجری این برنامه از حد اقل سواد هم در زمینه دین برخوردار نیست اما به  سادگی در مورد دین وباید ها و نبایدهای مربوط به آموزه های دین در حوزه های مختلف و بررسی مسایل مهم دینی خودش و مخاطبینش را مشغول کرده و از بیکاری در می آورد.در ابتدای برنامه گناه به ادیان ابراهیمی نسبت داده شده است.البته برای اثبات این نظر در رادیو فردا به هیچ بیان علمی و یا نظر کارشناسان این وادی استناد نشده است یلکه صرفا ذوقیات رادیو فردا منبع این داده اطلاعاتی است.برای بررسی این ادعا کافی است به هندوستان و نحله های فکری اعتقادی آن سرزمین پرداخت تا معلوم شود دین مولد و مبدع واژه گناه است یا نه؟ مذهب در هند سه دسته است.دسته اول هندوییزم است.دسته دوم جین ودسته سوم هم بودایی هستند.در دسته دوم که به جینیزم شهرت دارد موسس آن فردی است با عنوان شخص بزرگ که نه پیامبر الهی است و نه معتقد به ادیان ابراهیمی می باشد.او بعد از تحمل ریاضت های گوناگون جینه شده است.جینه به معنای فاتح است.آنها پنج قانون دارند.اولا این که هنگام راه رفتن جانوری را زیر پا له نکنند.ثانیا در ذهن خود هم نیت گناه نکنند.سوما در گفتار خود گناه نکنند.چهارم این که هنگام نشستن در جایی جانوری را له نکنند و بالاخره پنجم اینکه هنگام غذا خوردن جانوری را نیازارند.قطعا این موارد پنجگانه از امور مهم است اما آنقدر ارزشمند نیست که به عنوان قوانین یک دین الهی و از سوی خدا و پیامبران او به مردم ابلاغ شده باشد.گاهی برای اظهار وجود یک تفکر جدید و یا یک روش نو انسانها دست به ابداع و وضع قوانینی در محدوده علمی خود زده اند.این تفکرات مذکور از بررسی و واکاوی خودشان هم این نتیجه را به دست خواهند داد که ساخته دست بشر هستند و الهی نیستند پس در زمره ادیان ابراهیمی قرار نمی گیرند.نکته مورد بحث این است که دو مورد از پنج اصل جینیزم به گناه مربوط است.با این بررسی مشخص شد که حتی لفظ گناه خاستگاه انسانی دارد و از خصوصیات ادیان ابراهیمی و یا اصطلاحات مجعول دینی نیست. بودا به عنوان یکی از پر طرفدارترین مذاهب و  از دیگر ادیان در هند می باشد.در مورد بودا می توان گفت که  شاهزاده ای بوده که ابتدا در قصر زندگی می کرده و بعد از زندگی مرفهی که دارد با 3 صحنه مواجه می شود که باعث می شود بودا شبانه از قصر فرار کند.او ابتدا جسد مرده ای را می بیند و بعد پیری سالخورده را می بیند و در آخرین مرحله راهبی را در حال مراقبه می بیند.او از طبقه کشاتریه بوده است . دوره ترک و مجاهدت بودا 6 سال به طول می انجامد.او بعد از تحمل ریاضت های فراوان در زیر درختی به روشنایی و بودائیت می رسد و بودا یعنی روشن می شود.و در باغ غزالان اولین وعظ و اندرز خود را شروع می کند.در آموزه های بودا هم پرهیز از گناه ومخصوصا دزدی و بی عفتی آمده است. در قسمتی از تابو کارشناس بیسواد برنامه گناه را به عنوان لفظی جایگزین برای انجام ندادن قانون نام می برد.او ادعا می کند چون در قدیم نظمی برجامعه حاکم نبوده برای پرهیز دادن مردم از برخی ناهنجاری ها گفته شده فلان کار گناه دارد.اگر این مطلب را بپذیریم پس اقرار کرده ایم که لفظ گناه از ابداعات مردم و در هر کشوری هم مصطلح بوده است واین خلاف فرض اول در تابو خواهد بود.کارشناس برنامه گناه را از منظر دین مخصوص به روابط اجتماعی فرد می داند حال آنکه گناهانی در حوزه شخصی افراد تعریف شده که هیچ ربطی به غیر از خود فرد ندارد و از آنها هم به شدت نهی شده است.بررسی برنامه های خضر حیدری نشان می دهد که در تابو ظاهرا نه مجری و نه کارشناس نمی دانند در مورد چه موضوعی حرف می زنند.   ]]> حجه الاسلام ابراهیم محسنی فراخبر Sun, 02 Dec 2018 03:25:59 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28862/ تضعیف جایگاه مراجع در رادیو فردا http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28813/ به گزارش رادیو دیروز، از جمله برنامه های رسانه های خارج نشین مشغول کردن ذهن مردم به حواشی است.رادیو فردا که کارشناس در عرصه دین نیست و قدرت تشخیص حلال و حرام را ندارد می کوشد تا با سیاسی کردن حضور زنان در ورزشگاه گاهی آن را به پای حکومت بنویسد و گاهی برای ضربه زدن به دین به مراجع حمله کند،گاهی هم برای  جنگ بین طیف های مختلف مردم بدون توجه به عواقب  حضور زنان خود را طرفدار حقوق آنها نشان دهد. وجود قوانین در فیفا هم نباید بتواند باعث انجام یک امر منکر و گناه در حکومت اسلامی  شود چه رسد به اظهار نظرهای غیر کارشناسانه یک رادیوی بیگانه که به خود اجازه داده در همه ی ابعاد حکومتی  ایران دخالت کند.حرمت این مسئله بایستی توسط کارشناسان دین به دور از بازی های سیاسی بیان شود.حضور زنان در ورزشگاه  با رعایت موازین شرعی باز هم رادیو فردا را راضی نمی کند و حضور زنان بی بند و بار و بی حجاب هدف این رسانه است و در این رادیو تحقق این خواسته نمود گسترده ای خواهد داشت. حضور زنان در ورزشگا ه های غیر استاندارد هیچ ثمره مثبتی ندارد و در شأن زنان ایرانی نیست که در چنین مکان هایی به تفریح های غربی اتلاف وقت  کنند.تردیدی وجود ندارد که زنان ایرانی هم باید تفریح داشته باشند اما سوال مهم این است که به چه قیمتی؟آیا رضایت بیگانگان و رسانه هایشان مهم است،یا حفظ جایگاه والای زنان مسلمان ایرانی؟رادیو فردا برای پیشبرد اهداف ننگین خود به مراجع عظام تقلید انگ تحجر می زندحال آن که نظرات کارشناسانه و مبتنی بر دین  مبین اسلام این بزرگواران  است  که باعث جلوگیری از بسیاری از انحرافات اجتماعی و فرهنگی شده است.به نظر می رسد هدف رادیو فردا از پیگیری ورود زنان به ورزشگاه منحصر به کسب یک امتیاز دیگر برای زنان از جمهوری اسلامی نباشد.ظاهرا با توجه به جمعیت انبوه زنان در کشورمان رادیو فردا قصد دارد برای ضربه زدن به شأن مرجعیت از این جمعیت انبوه کمک بگیرد.اگر در یک جمع حدودا چهل میلیونی یک مطالبه را دایما تکرار کند و موفق شود حتی یک چهارم این جمعیت را با خود همراه کند به عددی نزدیک به ده میلیون رسیده است.زمانی که پشت یک  درخواست از حکومت ده میلیون نفر قرار داشته باشند به سختی می شود به این تعداد انبوه نه گفت.باز کردن راه  ورود به ورزشگاه ها برای زنان به منزله حرکت گام به گام رادیو فردا برای مقابله با ارزش ها و در واقع هنجارهای دینی است.اگر رادیوفردا  وهمفکرانش در رسانه های خارج نشین بتوانند این مطالبه را راهبری و هدایت کنند ودر این مسیر احیانا موفق بشوند در بوق های تبلیغاتی خود اعلام خواهند کرد که می شود با مداومت بر تحقق خواسته های خود حتی در حکومت اسلامی ایران هم اسلام را کنار زد و به مورد دلخواه خود رسید.امروزه ابزار تبلیغات رسانه ای و جوسازی ها آنقدر در خانواده ها ومجامع مختلف بشری نفوذ کرده است که به سادگی می توان از این طریق حکام را وادار به اتخاذ موضعی نا هماهنگ با اصول حکومتی خود کرد.مشکل بزرگی که برای رادیو فردا در این مسیر وجود دارد این است که زنان ایرانی اکثرا عفیفه و معتقد به دین هستند.حلال و حرام خود را از امثال رادیو فردا نیاموخته اند که با تحریک آنها به دنبال اسلام زدایی باشند.مراجع معظم تقلید همواره از ابتدای جریان مرجعیت مورد وثوق و ملجأ شیعیان بوده اند و جامعه مسلمانان ایران اعم از شیعه و سنی بر حفظ جایگاه بزرگان دین خود توافق دارند.رادیوفردا نخواهد توانست با فشار از طرف مردم حکومت را تسلیم خواسته خود کند.     ]]> صبا موسوی فراخبر Tue, 27 Nov 2018 12:08:03 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/news/28813/ دسترسی آزاد به اطلاعاتِ محدود! http://radiodirooz.com/fa/doc/note/28811/  رادیو دیروز: نکته جالب در این میان، عدم توجه جدی رسانه‌های خبری به این آشوب‌هاست. ۲ کشته و ۷۵۰ زخمی این تظاهرات، جایی در بخش‌های مهم خبری رسانه‌های بین‌المللی ندارند. در ایران نیز، فعالان شبکه‌های اجتماعی و سلبریتی‌هایی که در هر نوع آشوبی، همواره پای ثابت حمله رسانه‌ای به پلیس ایران بودند و حتی از اشرار مسلح نیز حمایت می‌کردند، به طور کامل سکوت کرده و هیچ عکس‌العملی نسبت به این حجم از خشونت‌های پلیس فرانسه نداشته‌اند. همین مساله، واکنش بسیاری از کاربران ایرانی را به همراه داشته است که در ویدئوی زیر تعدادی از آنها را مرور کرده‌ایم. رادیو فردا اما مدعیست برای دسترسی آزاد همه مردم به اطلاعات تشکیل شده است و اکنون مانند همه سلبرتی ها و عشق فرانسه های داخلی خفقان گرفته. یک سلبرتی ممکن است به هیچ جا غیر از تعداد لایک های پست هایش متصل نباشد و در غربت هم زندگی نمی کند مانند رادیو فردا که به خاطر اعتقاداتش ( والبته بیش از آن برای دلارهای کثیف سازمان سیا) حاضر شده تا ابد از خاک کشورش دست بکشد و نوکری اجنبی کند، چرا تا این حد خود را پست نموده و در مقابل این وقایع حتی یک جمله هم در سایت خود منتشر نمی کند، حتی به عنوان سرخط یک خبر؟ آیا رادیو فردا می پندارد هفت تپه از پاریس مهم تر است؟ و یا ایران از فرانسه مهم تر است؟ آیا هرنوع سرکوب در کشورهای متمدن مجاز است و فقط در ایران محکوم است؟ آیا رادیو فردا که مدعیست نباید شهروندها درجه یک و دو باشند، الان برای کشورها تبعه درجه یک و دو را به رسمیت شناخته است؟ آیا حقوق بشر در همه جا باید رعایت شود اما برخی کشورها آن را باید بیشتر رعایت کنند؟ آیا فرانسه چون هم پیمان آمریکا و عربستان است هر خلافی کرد باید زیرسبیلی در رادیو فردا رد شود؟ آیا سانسورکردن حق است اما برای همسایه؟ رادیو فردا می تواند به حیاط انگلی اش ادامه دهد اما ظاهرا نباید دیگر ژست بچه مثبت به خود بگیرد....اجازه دهد و رسما اعلام کند که همگان بدانند این رادیو کاملا استکباری، سیاست زده و به شدت مغرضانه به پخش اخبار می پردازد....   ]]> دکترحسین محمدی فراخبر Tue, 27 Nov 2018 06:11:11 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/note/28811/ نیوشا بقراطی و اعتراضات کارگری http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28796/ نیوشا بقراطی نیز مانند کامبیز حسینی، برنامه خود را به اعتراضات کارگران هفت تپه اختصاص داد و تلاش کرد ضمن برجسته سازی اعتراضات کارگری، فضا را امنیتی جلوه دهد. مجری برنامه ساعت ششم، با دعوت از یک فعال سیاسی مارکسیست (احمد علوی)، تلاش کرد تا کارگران را به منسجم عمل کردن در برابر حکومت تشویق کند. اما مجری رسانه آمریکایی رادیو فردا، گویی از یاد برده است که موضع صاحبان آمریکایی رسانه رادیو فردا در قبال مارکسیسم و جنبش‌های کارگری چیست. آمریکا، مهد سرمایه داری افسار گسیخته و دشمن قدیمی مارکسیسم، همواره با ایده‌های چپ مقابله کرده و افراد معتقد به مارکسیسم را سرکوب کرده است. گفتنی است مک‌کارتیسم (به انگلیسی McCarthyism) اصطلاحی است برای اشاره به فعالیت‌های ضدکمونیستی سناتور جوزف مک‌کارتی (۱۹۰۸ تا ۱۹۵۷) در آغاز دوره جنگ سرد، که موجب شد موجی از عوام‌فریبی، سانسور، فهرست‌های سیاه، گزینش شغلی، مخالفت با روشنفکران، افشاگری‌ها و دادگاه‌های نمایشی و تفتیش عقاید، فضای اجتماعی دهه ۱۹۵۰ آمریکا را دربرگیرد. دوران مک کارتیسم هنوز بر ذهن آمریکاییان سنگینی می‌کند. آثار ناگوار تصفیه‌های دامنه دار آن روزگار بر هنرمندان، نویسندگان، اندیشمندان و سینماگران آمریکایی چندان عمیق و گسترده شد که برخی اعتقاد دارند هنوز این آثار زدوده نشده است. کتاب‌ها و فیلم‌های فراوانی در این زمینه تهیه شده است و هنوز هم می‌شود. فیلم «ترومبو»، با ماجراهای نویسنده‌ای به نام والتر ترومبو، سال 1916 توانست جوایزی به دست بیاورد.   در جنگ جهانی دوم، وقتی امریکا به متفقین پیوست و سرنوشت جنگ با نابودی نازیسم دگرگون شد، روابط میان اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا، به ویژه در زمینه‌های هنری و ادبی، گسترده شد. ناچار عقاید کمونیستی در فضاهای کارگری، خدماتی و حتی هنری آمریکا هم هوادارانی یافت. درواقع اوایل دهه 40 و اوایل دهه 50 هواداری از اندیشه سوسیالیسم و کمونیسم یک گرایش قوی برای همه روشنفکران دنیا بود.   تدارک و پخش «حالا ببین» از شبکه سی بی اس حاصل تجربه‌های پیشین مارو از بمباران لندن بود. مارو در سال 1940، یعنی سالی که به نبرد برلین معروف شد، از لندن هر روز در ساعت 3 و 45 دقیقه و 12 و 15 دقیقه صبح در برنامه «زنده» برای شنوندگان آمریکایی گزارش می‌فرستاد. در این ساعت‌ها (به وقت محلی) مردم آمریکا اغلب می‌توانستند حتی صدای انفجار بمب‌های آلمانی را در لندن بشنوند. این شیوه همیشگی گزارش‌های مارو از بلیتز (بمباران لندن) بود.   توان بسیار گزارشگری ادوارد مارو را از دلایل ورود آمریکا به جنگ دوم دانسته‌اند. اما جنگ که تمام شد، او با تهیه کننده جوانی به نام فرد فرندلی همراه شد تا در زمینه تازه‌ای برنامه بسازند؛ با این نام: «حالا ببین».   حالا ببین در سال 1951 پخش شد؛ یعنی وقتی که روند ضد کمونیسم داشت آمریکا را از پا می‌انداخت این بازی بگیر و ببند را سناتور جوزف مک کارتی برای نمایش مبارزه با چپ گرایان و همفکران آنان در بدنه دولت، دانشگاه‌ها، هالیوود و رسانه‌ها راه انداخت. آزار و تعقیب او متوجه آزادی خواهان سنتی در سطوح پایینی کارگزاران دولتی شد. مارو در قلبش به آزادی‌های مدنی حرمت می‌گذاشت. بنابراین در نهاد خود از مک کارتی و آن شورای سمج او نفرت داشت که می‌خواست کل حقوق اساسی آمریکا را درباره آزادی بیان زیر خاک ببرند.   درگیری مارو با روند مک کارتیسم در برنامه حالا ببین مدت‌ها ادامه یافت. از میان آن همه برنامه، جان پیلجر سه برنامه را بازنوشته است. از میان سه متن از کارهای مارو، اولی گزارشی تصویری از او در روز 27 اکتبر 1947 از نشست شورای عملیات ضدآمریکایی علیه کارکنان هالیوود است. دومی (نهم ژوئن 1947) به این موضوع می‌پردازد: چگونه ترس از خیانت و براندازی، جامعه و سنت مردم سالاری آمریکا را محو کرد. سومی مربوط به سال 1954 می‌شود که گزیده‌ای از مجموع برنامه‌های حالا ببین درباره مک کارتی است. ادوارد مارو در دوران معروف به روزگار طلایی رادیو در شبکه سی بی اس کار می‌کرد. از سال 1937 مارو و همکارش ویلیام شایرر شکلی از برنامه‌های ابتکاری را تدارک دیدند که به «حضور» معروف شد. اینک بخش اول از سه گانه منتخب مربوط به جریان مک کارتیسم:   مک کارتی آمریکا را تهدید می‌کند   بد نیست چند دقیقه درباره بازجویی کارکنان هالیوود در واشنگتن بگویم. روزنامه نگاران و گزارشگران ما راهی را می‌پیمایند که پیش از این در اتریش، آلمان و ایتالیا همکارانشان تجربه کرده‌اند و مردم آن کشورها هنوز از آنان خاطره‌هایی تازه دارند. آن همکاران اکنون یا مرده‌اند یا به تبعید تن داده‌اند چون به این روند تن نداده‌اند که حکومت کشورشان حق دارد به همه فرمان دهد چه بگویند، بنویسند، بخوانند یا حتی فکر کنند.   ما اگر نشانه‌ای از تهدید به آزادی‌های فردی ببینیم که گزارشگری را در خارج از کشور بدون دلیل زیر فشار قرار می‌دهند یا به طور ضمنی روزنامه نگاران هموطن تهدید شوند، باید به این بیندیشیم که امروز در واشنگتن چه خبر است؟ به یقین نمی‌خواهیم از تولیدات هالیوود دفاع کنیم. بیشتر این کارها احساسات من را بر نمی‌انگیزد و مجبور نیستم آن‌ها را تماشا کنم. این نظر اما به محکوم شناختن بازجویی‌های شورای بررسی کنگره آمریکا ربطی ندارد.     این شورا بی تردید بخشی از مجموعه حکومت ماست که از گذشته راه را برای قانونی کردن چنین شیوه‌هایی باز کرده است. به هر حال، در مجموع شورای کنگره خود را دلمشغول کارهایی کرده است که هر آمریکایی، هر شرکت یا هر اتحادیه‌ای کرده‌اند یا نکرده‌اند و از آن مهم‌تر وارسی این نکته که هر کس چه فکری در سر دارد. به نظر می‌آید باید فیلم‌ها را براساس اثرگذاری آن‌ها، روزنامه‌ها را براساس آنچه به چاپ می‌سپارند و رادیوها را از نظر صداهایی که بهگوش مردم می‌رسانند، بررسی کرد.   حکومت یا اشخاص از دیدگاه قانون کشوری حق ندارند گرایش شخصی آدم‌ها را زیر ذره بین بازجویی بگذراند. وقتی بانکداران، صاحبان شرکت‌های نفتی یا راه آهن را از آمدن به پای میز بازجویی کنگره معاف می‌دانند، پیداست که کارکنان و حقوق بگیران آنان هم لازم نیست از عقاید شخصی خود دفاع کنند. وقتی یک نظامی در برابر دادگاه نظامی قرار می‌گیرد، او را با شاهدانی رو در رو می‌کنند و حق دارد مشورت کند و در برابر پرسش‌های قاضی قرار بگیرد. اعتبار او را به عنوان یک نظامی و آینده خدمتی او را نمی‌توان پایمال کرد؛ مگر جرمی غیرقابل بخشش، از نظر قانون، مرتکب شده باشد.   به نظر من، قرار گرفتن در برابر شورای تحقیق ممکن است تمامی اطلاعات مهم، حیاتی و شخصی متهم را برملا کند. اکنون بیشتر می‌خواهیم به رویدادهای جاری بپردازیم. گروهی از مردم را به کمونیست بودن یا پیروی از آموزه‌های کمونیسم متهم می‌کنند. افترازنندگان از قوانین مربوط به مجازات افترا و توهین معافند. پیامد رد این اتهام‌ها اصرار بازجو تا وقتی است که متهم محکوم شناخته شود، انتظار است که این بازجویی‌ها به نوعی القای ترس و ملاحظه در برابر پذیرش اتهام‌های شورا بیانجامد.   در نتیجه، صنعت سینما که در گذشته به سبب برملا کردن ناسازی‌های آشکار و جدی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه آبرویی به دست آورده بود، زیر فشار قرار می‌گیرد. برای نمونه، دیروز ویلیام وایلر که هرگز آشوب طلب نبوده است، به من می‌گفت: «به من اجازه ادامه ساخت فیلم «بهترین سال‌های عمر ما» را به شیوه‌ای که از یک سال پیش آغاز کرده‌ام، نمی‌دهند.»   نمونه مهم در این بازجویی‌ها مربوط به دو فیلم می‌شود: «مأموریت در مسکو» و «آهنگ روسیه». من کارشناس سینما نیستم. با این حال، رویدادهای جنگی همزمان با نمایش این دو فیلم، فراموش ناشدنی است. وقتی فیلم مأموریت در مسکو را نشان دادند، جنگی سنگین در تونس درگرفت. ارتش آمریکا و فرانسه را عقب راندند. استالین اعلام کرد که گشایش جبهه دوم نزدیک است.   در جزایر سلیمان و گینه نو جنگی خونین درگرفت و ژنرال مک آرتور گفت که ژاپن استرالیا را تهدید می‌کند. همان زمان ارتش اعلام کرد که پدران آمریکایی هم باید داوطلب جنگ شوند و کتاب وندل ویلکی با نام «یک جهان» انتشار یافت. نیز وقتی فیلم «آهنگ روسیه» اکران شد، در ایتالیا جنگ سختی درگرفت، ناو آمریکایی بزرگ «میسوری» را به آن انداختند و روزنامه روسی «پراودا» انتشارش را آغاز کرد.   در همان شماره اول [این روزنامه] مطلبی درباره گفت و گوهای صلح میان بریتانیا و آلمان انتشار یافت که باعث شد تمام نسخه‌های روزنامه را جمع کنند. مهم‌تر این که در همین دوران بلندپایگانی در لندن و واشنگتن دچار این هراس بودند که مبادا روسیه با آلمان، پنهانی و جداگانه، صلح کند.   تصور کنید اگر این فیلم‌ها در آن زمان و در آن فضا خرابکارانه بودند، شورای بازجویی کنگره چه بر سر تهیه کنندگانش می‌آورد یا چه بر سر خبرنگارانی می‌آمد که گزارش‌های مربوط به دلیرانه جنگیدن سربازان روسی و تلفات ترسناک آنان را گزارش کرده بودند؟ به همین ترتیب اگر قرار بود ادامه دهیم، شبکه‌های خبری و روزنامه‌هایی که آن گزارش‌ها را منتشر کرده بودند باید تعقیب و محکوم شوند.   برخی نهادهای رسمی حکومتی مثل وزارت امور خارجه و کمیسیون انرژی اتمی اکنون با معمایی پیچیده رو به رو شده‌اند. این نهادها را مجبور کرده‌اند بودن دیدن نشانه‌ای از خلاف در کارمندان خود و بدون رعایت حقوق آزادی‌های اساسی، آنان را زیر پوشش امنیتی قرار دهند. انجام این کار به در پیش گرفتن معیارهای قابل دفاع امنیتی نیاز دارد. چنین رفتاری را با ابزارهای رسانه‌ای نمی‌توان به اجرا گذاشت. گویا در این زمینه دو انتخاب وجود دارد: یا به هوشمندی، داوری درست، تعادل و زیرکی مردم آمریکا باور داشته باشیم یا عقیده داشته باشیم که حکومت باید در برابر مردم کار تحقیق و بررسی، ترساندن مردم و سرانجام وضع قوانین را برعهده بگیرد. گزینش هر یک از این دو مورد آسان است.     در یک جامعه مردم سالار به یقین حق داشتن نظر متفاوت، یا صریح‌تر حق اشتباه کردن، حقی اساسی و پایه است. این حقی است که حکومت‌های تمرکزگرا خیلی زود آن را نادیده می‌گیرند. دوست دارم بگویم که تعقیب امروزی کمونیست‌ها هیچ شباهتی به کوشش مشابه پس از جنگ اول جهانی ندارد. آن رونده، آن قدر که می دانیم، کوششی گذرا بود.   آنان که آن زمان هوادار مکتب کمونیسم بودند، روی نقشه جهان جایی را نمی‌توانستند بیایند که در آن حکومتی قوی، ماندگار، مسلط و روی پا با اصول عقیدتی آنان شکل گرفته باشد. حالا وضع متفاوت است. می‌توان فرض کرد این بحران داخلی و این سوءظن که برگزیدگان را شکار می‌کند (حالا شما هر اسمی می‌خواهید، [روی آن] بگذارید) قرار است ادامه دار باشد و بماند.   این روند ممکن است بسیاری از ما مردم را وادارد هم در تاریخ و هم اصولی که قانون اساسی ما روی آن بنا شده است، سیری بکنیم. این اصول را با میل آموخته‌ایم و پذیرفته‌ایم که برمبنای آن، این سرزمین تاکنون آماده پذیرش کسانی بوده است که به آن پناه آورده‌اند. وقتی در این زمینه گفت و گو می‌کنیم، شاید جمله‌ای را از گفته‌های نامعروف آدولف هیتلر به یاد آوریم که پیش از رسیدن به قدرت بر زبان آورده است: «بزرگ‌ترین قدرت حکومت‌های تمرکزگرا این است که می‌تواند مردم ترس زده را به اطاعت وادارد.»   از برنامه 27 اکتبر 1947   اکنون نظر یک گزارشگر را در مورد موضوعی بشنوید که در چند هفته اخیر به چشم و گوش ما حمله برده است؛ حرف‌هایی درباره خرابکاری، خیانت و کوشش‌های براندازانه. آقای ترومن در نشست مطبوعاتی امروز هم حرف‌هایی زد که مثل همیشه برای تیترشدن مناسب بود. البته این هم هست که برخی از این تیترها چنان انفجاری بود که گویا از یک توپ بزرگ و دورزن آلمانی شلیک شده بودند و من چنین فکر کردم که وضع پیش آمده در آمریکا را باید دقیق و خونسردانه نگریست. شاید ما با شتاب به عصری تازه پرت شده‌ایم. از سیاستمداران، نظامیان، استادان و دولتمردان بسیار نظر می‌شنویم. آقای ترومن می‌گوید این روزگار بحرانی ادامه خواهدیافت. [او] می‌گوید این، روندی گذرا و رویکردی روانی و آشفتگی احساسی و ناشی از دوران پس از جنگ نیست.   درگیری با اتحاد شوروی اکنون به یک مشکل پیچیده و تازه مبدل شده است. عادلانه نیست که این برخورد را با رویارویی دو کشور پس از پایان جنگ اول جهانی مقایسه کنیم زیرا در آن زمان افکار کمونیستی را یک قدرت جهانی پشتیبانی تقویت نمی‌کرد. اکنون مثل آن زمان نیست. طبیعت امنیتی و زیرزمینی فعالیت‌های کمونیستی هم باعث ترس و هم سوءظن می‌شود. اخلاق عمومی مردم آمریکا احساس تفاوت با همسایگان و در ضمن بدبینی در زمینه انگیزه‌ها، خرده گیری از روش زندگی و اعتقاد سیاسی آنان است. اما این که همسایگان را خائن فرض کنیم، آنان را همدست قدرت‌ها و پیرو عقاید بیگانگان بدانیم، رویه‌ای است که گویا این روزها بیشتر از هر زمان دیگر در تاریخ این ملت همه گیر شده است.   خطر خرابکاری و نفوذ کمونیست‌ها را نمی‌توان از پایه منکر شد. در این که آمریکا به روشی قانونی و منطبق با قانون اساسی برای پاسداری از کشور نیاز دارد، تردیدی وجود ندارد. این حساسیت جاری اما از هر سو به ما هجوم آورده است، نباید چشم ما را روی این واقعیت بسته نگه دارد که از آغاز تاریخ تمام قبیله‌ها و دولت‌ها از روش‌های خرابکاری، تبلیغ و نفوذ بهره برده‌اند. چینی‌ها دو قرن پیش از میلاد مسیح شیوه‌ها و فنون این عملیات را مفصل شرح داده‌اند که تا امروز هم اعتبار دارد.   اگر قرار باشد این روند همین طور دامنه دار ادامه یابد، باید مثل زمان جنگ مراقب روحیه جهبه داخلی باشیم. ترس از عناصر ناشناخته و ترس از ضعیف ماندن نباید چشم ما را روی این واقعیت ببندد که این کشور امروز صاحب مجموعه‌ای قوی‌ترین نیروها در دنیاست. ممکن است آمریکا به نظر تمدنی مکانیکی و مادی گرا بیاید؛ با مردمی که منتقدان می گویند تیتر روزنامه خوان هستند. واقعیت اما این است که کمونیسم در این کشور کمتر از هر جای دیگر دنیا امکان حضور دارد.   ما بهترین کالاهای مصرفی را تولید می‌کنیم و در مقایسه با بقیه دنیا زندگی مجلل‌تری داریم. ما همچنین مردمی شتاب زده مشتاق یافتن راه حل‌های فوری هستیم. بیشتر اوقات کم تحملیم و مشتاق عمل کردن. فکر می‌کنم اگر با دفاع از آزادی‌های خود و حفظ آن‌ها از این تب عرق کنیم، کاری کرده‌ایم؛ آن هم در روزگار جت و تلویزیون و این همه دستاوردهای علمی که ادعای آن‌ها را داریم. باید به اصول آگاهی عمومی، میراث سنت‌ها و قدرت خود تکیه کنیم.     باید از حق استقلال فردی در داوری امور پاسداری کنیم. این حق را نمی‌توان در شرایط رواج تیترهای احساساتی یا برنامه‌های رادیوی و تلویزیونی غیرمسئولانه حفظ کرد. تا جایی که من می دانم، تاکنون اما هیچ کس در این کشور تحت تأثیر این‌ها آزادی خود را از دست نداده است. گاهی از یاد می‌بریم عواملی که این کشور را ساخته‌اند، بزرگی سرزمین یا تنوع نژادها و عناصر دیگر نیست بلکه عامل مهم، قوانینی است که ما تحت حمایت آن زندگی می‌کنیم. با برخورداری از چنین حمایتی حق داریم باور کنیم هر قانون نامطلوبی را می‌توان و باید منسوخ کرد. با استثناهایی معدود، کسی را نمی‌توان بی دلیل متهم شناخت، مگر آن که قرینه‌ها و شواهدی وجود داشته باشد.   برابر این حقوق پایه نمی‌توان پیروان کمونیسم را پنهانی توقیف یا تعقیب کرد، آن هم به این بهانه که در دادگاه علنی ممکن است نکته‌هایی علیه امنیت کشور فاش شود. به نظر می‌رسد در یک سری از پرونده‌ها دولت دست به تعقیب کسانی زده و این کار با حقوق مردم و مقررات همخوانی نداشته است. شاید اکنون به قوانین دیگری نیاز داشته باشیم که من چندان مطمئن نیستم. رقت انگیز است که این روزها، بیش از پیش، به هم بدگمان شده‌ایم.   جای افسوس دارد که به اشخاص یا سازمان‌هایی این حق را داده‌اند که کسانی را متهم به عضویت در تشکیلاتی کنند که آن تشکیلات را نمی‌شناسند. چنین روندی اگر سرعت بگیرد، شاید به ترس گسترده و عمومی منجر شود و حق آزادی ابراز عقیده را پایمال کند. از آن جا که دولت و اشخاص هنوز نمی‌توانند خارج از اصول قانونی برای شهروندان مجازات‌هایی در نظر بگیرند، مردم ابزارهایی در دست دارند که با آن می‌توانند از آزادی‌های فردی و امنیت کشور خود دفاع کنند.   در تاریک‌ترین روزهای جنگ در انگلستان عبارتی را بارها به شنوندگان یادآور شدم که هم برای اسب و هم برای انسان کاربرد دارد. آن عبارت، «آرام باش» بود. علی رغم نشانه‌های راهنما، هیجان روحی و سوءظن، به نظر من، چندان بد کار نکرده‌ایم. دست کم به نقطه‌ای هنوز نرسیده‌ایم که به طور مطلق ترسناک باشد؛ یعنی به جایی نرسیده‌ایم که این پند ویلیام راجرز شامل حال ما شود: «طوری زندگی کن که مجبور نباشی طوطی خانگی را از ترس شایعات ارزان بفروشی!» ]]> فراخبر Mon, 26 Nov 2018 08:53:36 GMT http://radiodirooz.com/fa/doc/report/28796/