رادیو دیروز 26 اسفند 1397 ساعت 22:11 http://radiodirooz.com/fa/doc/report/29747/ -------------------------------------------------- عنوان : رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 236) 1397/12/16 الی 1397/12/23 -------------------------------------------------- در دویست و سی و ششمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از اسفند ماه 1397 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم. متن : رادیو دیروز گزارش می دهد؛ سومین هفته از آخرین ماه سال 1397 با تمام بایدها و نبایدهایش سپری شده و در شرایطی وارد روزهای پایانی سال جاری می شویم که رسانه های مختلف وابسته به دولت های غربی، از هر خبری درمسیر اهداف و سیاست های خودشان بهره برداری می کنند. در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان رادیو فردا در هفته ای که گذشت! بخشی از مهمترین برنامه ها و گزارش های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد. بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و سی و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت های رادیو فردا در طول سومین هفته از اسفند ماه سال 1397 (16 الی 23 اسفند ماه 1397) پرداخته است. شما مخاطبین گرامی می توانید در دویست و سی و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل واکنش رادیو فردا و اربابانش به سفر معنادار رئیس جمهور ایران به عراق، خشم غرب از نشان ذوالفقار سردار قاسم سلیمانی، جایزه بین المللی زنان شجاع آمریکا و ترویج فرهنگ فاسد در بین زنان ایرانی، اطلاعات دروغ رادیو فردا به نقل از چند زندانی، نوع جدید فضاسازی ضد ایرانی رادیو فردا با بهانه برخورد با مفسدین اقتصادی و ... را می توانید مشاهده نمایید. ماجراهای سفرنامه عراق اولین موضوعی که در سومین هفته از اسفند 1397 مورد بررسی قرار می دهیم، به سفر اخیر رئیس جمهوری ایران اسلامی به عراق اختصاص دارد؛ سفری که با واکنش های بسیار تند و پر تعدادی از سوی مقامات و رسانه های مختلف غربی، به ویژه آمریکایی همراه بود و واقعیت های بسیاری از سطح روابط ایران با کشورهای همسایه و منطقه را نمایان می ساخت؛ به همین منظور در ادامه دو مورد از سری گزارش هایی که رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا با انتشارشان به این موضوع پرداخته است را مورد بررسی قرار می دهیم: حاشیه سازی رادیو فردا برای سفر رئیس جمهور ایران به عراق اولین موضوع به واکنش خود رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا در قبال سفر رئیس جمهور کشورمان به عراق اختصاص دارد؛ جایی که این رسانه در تلاش بود تا با حاشیه سازی برای این دیدار و کشاندن متن و مسیر گزارش به بی راهه، ذهن مخاطبین خود را تحت تأثیر قرار دهد تا اثرات مثبت این سفر از دیدشان پنهان بماند. رادیو فردا در گزارشش نوشته است: حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، برای دیدار و گفت وگو با مقام های عراقی به این کشور سفر کرده است. این نخستین سفر آقای روحانی به عراق است. دولت آمریکا بارها در مورد آن چه "دخالت" تهران در عراق توصیف می کند، هشدار داده است. حضور ایران در عراق به پیش از خروج ترامپ از برجام باز می گردد و نیروهای مورد حمایت تهران طی سال های گذشته نقش عمده ای در نبردها علیه گروه موسوم به حکومت اسلامی داشتند. البته این نیروها اکنون وارد صحنه سیاسی عراق نیز شده اند. برخی از این شبه نظامیان با اتهام هایی مانند نقض حقوق بشر و اقداماتی که مصداق "جنایت جنگی علیه شهروندان غیرنظامی" است، روبه رو هستند. از سوی دیگر دولت آمریکا نیز معمولاً از نزدیک فعالیت ها و حضور ایران در عراق را زیر نظر دارد. مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، ایران را به "تلاش برای کاستن آزادی در عراق" و ایجاد بی ثباتی در آن کشور متهم کرده است. برخی دیگر متحدان آمریکا مانند بریتانیا نیز هشدار داده اند که عراق باید خود را از زیر "نفوذ اقتصادی جمهوری اسلامی" بیرون بکشد و از لحاظ انرژی خودکفا شود. این نوع بازتاب خبری رادیو فردا از سفر مقام ارشد ایرانی به عراق در شرایطی است که در فاصله ای کوتاه، اخیراً شاهد سفر عجیب دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به عراق با ویژگی هایی کاملاً متفاوت از سفر رئیس جمهور کشورمان بودیم. سفر حسن روحانی به عراق در شرایطی سه روز طول کشید که با استقبال و همراهی رسمی مقامات بلندپایه کشور همسایه و استقبال ویژه مردم این کشور همراه بود و رئیس جمهور کشورمان در طول سه روز با تمامی مقامات ارشد ملی و مذهبی عراق دیدار اختصاصی داشت و توافقاتی بسیار مثبت در مسیر توسعه روابط میان دو کشور منعقد گردید. اما در طرف مقابل دونالد ترامپ، تنها چند ساعت را در خاک عراق سپری کرد؛ سفرش کاملاً امنیتی و بدون استقبال رسمی و دیداری خاص با مقامات کشور عراق صورت گرفت و تمام چند ساعت حضور او در عراق در پایگاه نظامی آمریکا سپری شد. آیا تفاوت های این دو سفر که فاصله زمانی زیادی هم از یکدیگر نداشتند، گویای عمق واقعیت در اثربخشی منطقه ای جمهوری اسلامی و ایالات متحده نیست؟! آیا این تفاوت ها نشان نمی دهد که آمریکا و ایران تا چه اندازه در برقراری روابط منطقه ای، توسعه روابط سیاسی و نفوذ در کشورهای مهم منطقه موفق بوده اند؟! قطعاً پاسخ این سؤالات آن قدر شفاف و واضح هست که نیازی به توضیح اضافه ندارد و خشم و واکنش خاص رادیو فردا نسبت به سفر مقامات ارشد جمهوری اسلامی به عراق نیز در راستای پاسخ همین سؤالات است. نگرانی سیاسیون آمریکایی از برادری دو ملت ایران و عراق گزارش بعدی که در راستای موضوع بالا مورد بررسی قرار می دهیم، نگران عجیب مقامات ایالات متحده از ارتباط و برادری دو ملت ایران و عراق را حکایت می کند؛ جایی که مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا، این دوستی دو ملت را به زیان مردم عراق توصیف کرده و رادیو فردا نیز همانند بلندگو این نظرات را بازتاب داده است. این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در بخشی از گزارشش نوشته است: برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، دوشنبه ۲۰ اسفند در واکنش به سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران به بغداد گفته است، این سفر در راستای منافع عراق نیست و قصد نهایی جمهوری اسلامی این است که عراق را به یکی از استان های خود تبدیل کند. برایان هوک در گفت وگو با شبکه تلویزیونی الحره تصریح کرد: مردم عراق می بایست در خصوص سفر رئیس جمهوری روحانی، انگیزه های این سفر را در نظر بگیرند. دولت او برای مطالبات مردم کشورش اولویتی قائل نیست، چطور ممکن است که بهبود وضعیت مردم عراق را در نظر داشته باشد. این مقام وزارت خارجه آمریکا تاکید کرده است: آنچه ایران در نهایت به دنبال آن است تبدیل عراق به یکی از استان های این کشور است. از این طریق آنها خواهند توانست یک بزرگراه نظامی ایجاد کنند که سپاه پاسداران موشک، تسلیحات و نیروهای پیکارجو را در سراسر منطقه جابه جا کنند. آقای هوک می گوید، سفر حسن روحانی به عراق در راستای منافع ملی مردم این کشور نیست. این مقام وزارت خارجه آمریکا همچنین تصریح کرده است، در حالی که مردم عراق همه خود را عراقی می دانند، ایران درصدد است که هویت ملی عراق را تغییر داده و یک هویت شیعی جایگزین آن کند. این کانون سیاست خارجی ایران را تشکیل می دهد، آن ها به دنبال تفرقه و درگیری فرقه ای هستند، آن ها همین سیاست را در عراق دنبال می کنند. برایان هوک همچنین گفته است: عراق برای ایران ابزاری برای بی ثبات کردن سراسر خاورمیانه و تشکیل "کریدور قدرت شیعی" در منطقه است و این در راستای منافع مردم عراق نیست. اما آیا به راستی مردم عراق و ایران مصلحت خود را بیشتر از مقامات کاخ سفید تشخیص نمی دهند؟! آیا اصلاً رفتار آمریکا در قبال ملت عراق، بخصوص در سال های اخیر به گونه ای بوده است که این دلسوزی های ظاهری و به اصطلاح "خاله خرسه"، بتواند ذهنیت آن ها را تحت تأثیر قرار داده و آن ها را نسبت به جمهوری اسلامی بدبین سازد؟! در سال های اخیر مردم عراق درگیر مبارزه ای جانانه با تروریست هایی بودند که آشکارا و نهان از حمایت همه جانبه کاخ سفید برخوردار بودند و در میدان نبرد و در عمل با گوشت و پوست خود لمس کردند که نظامیان آمریکایی با وجود این که به بهانه مبارزه با تروریسم خاکشان را به اشغال خود درآورده بودند، نه تنها در این راستا گامی مؤثر برنداشتند، بلکه بارها آشکارا به رفتارهایی دست زدند که جز حمایت و تقویت تروریسم معنای دیگری نداشت. اما از سوی دیگر، این جمهوری اسلامی ایران بود که در میدان عمل برادری خود را با مردم کشور همسایه و دشمنی خود با تروریسم را به اثبات رساند؛ ایران نه تنها خاک عراق را به اشغال خود در نیاورد و پایگاهی دائمی برای خود احداث نکرد، بلکه جان جوانانش را هم در مسیر آزادی عراق از چنگال تروریسم فدا نمود و بیش از آن، با ایجاد روحیه بسیجی در میان مردم خود عراق، با استفاده از توان خودشان کشورشان را از تروریسم پاکسازی کرد. این نکته قابل توجه است که همین بسیج نیروهای مردمی عراقی در مبارزه با تروریسم که با ایده و اجرای فرماندهانی مانند سردار قاسم سلیمانی همراه بود، از سویی با خشم و ترس مقامات آمریکایی مواجه بود؛ زیرا از تقویت روحیه جهادی و بسیجی مانند آنچه در ایران شاهدش هستیم، واهمه داشتند و از سویی به نزدیکی هر چه بیشتر دو ملت ایران و عراق انجامید و مؤلفه های دوستی دو ملت را تقویت کرد. توافقاتی که در سفر اخیر رئیس جمهور کشورمان به عراق صورت گرفت از قبیل صدور رایگان ویزا، استفاده از ارز ملی برای تبادلات تجاری و ...، نشان دهنده همین دوستی عمیق ایجاد شده میان دو ملت است؛ موضوعاتی که سال های آمریکا به روش هایی مختلف از قبیل فضاسازی رسانه ای، فشار سیاسی، آتش زدن کنسولگری در بصره و ... به دنبال تخریب آن است اما واقعیت نشان می دهد که هرگز موفق نبوده است. خشم رادیو فردا از موفقیت سردار ایرانی بخش بعدی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به یکی دیگر از مهمترین رویدادهای هفته سوم اسفند 1397 اختصاص داده شده است؛ رویدادی که هرچند برای ملت ایران به دلیل واقعیت هایی که می بینند عجیب نبود اما با خشم شدید غرب و رسانه های تحت امرشان همراه گردید. رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا در این هفته و در پس اعطای نشان عالی ذوالفقار به سردار قاسم سلیمانی، فرمانده فراملی جهان اسلام، به این موضوع واکنشی خاص نشان داده و با انتشار گزارشی نوشته است: رهبر جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۲۰ اسفند نشان "ذوالفقار"، بالاترین نشان نظامی ایران را به قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اعطا کرد و دعا کرد که او پس از "سال ها"، در نهایت "شهید شود". قاسم سلیمانی به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران مسئول عملیات های خارجی ایران در خارج از کشور است که در حال حاضر در عراق، یمن و سوریه فعال است. سلیمانی نخستین فرمانده نظامی ایران است که پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ این نشان را که قدمتی ۹۶ ساله دارد دریافت می کند. نام این فرمانده سپاه پاسداران در کنار برخی از فرماندهان دیگر از جمله یحیی رحیم صفوی و محمد علی جعفری در فهرست تحریم های سازمان ملل و آمریکا وجود دارد. پس از درگیری ها در یمن و سوریه نقش نیروی قدس و قاسم سلیمانی در سیاست خارجی ایران بیشتر شده است. از جمله در آخرین مورد مشخص شد که بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، بدون اطلاع وزارت خارجه و حتی رئیس جمهوری ایران و در هماهنگی با نیروی قدس به ایران سفر کرده بود. اما دلیل کینه رادیو فردا و اربابانش از سردار قاسم سلیمانی چیست؟! بر اساس آمار و اطلاعاتی که بارها توسط رسانه های مختلف غربی و حتی شخصیت های سیاسی و نظامی غربی از جمله هیلاری کلینتون، وزیر خارجه اسبق آمریکا بازتاب داده شد، ایالات متحده و متحدان غربی و عربی اش در کنار رژیم اشغالگر صهیونیستی، سال ها بر روی طرح ایجاد گروهی افراطی با هدف تجزیه کشورهای اثرگذار اسلامی منطقه از جمله سوریه، عراق، ایران و ... برنامه ریزی کرده بودند. نتیجه این برنامه ریزی گسترده، پایه گذاری گروهی با عنوان داعش یا همان دولت اسلامی عراق و شام بود؛ گروهی تکفیری و افراطی که با پوشش نام اسلام، دو هدف را به طور همزمان دنبال می کرد که هر دو هدف برای دولت آمریکا و متحدانش حائز اهمیت فراوانی بود؛ در مرحله اول جنایات این گروه افراطی با نام اسلام، چهره مهربان و حقیقی این دین بزرگ را در نزد جهانیان تخریب می کرد و از طرفی تجزیه سازی کشورهای منطقه را که آرزوی دیرینه اربابانش بود محقق می ساخت. اگر امروز به عراق و سوریه و سرنوشت داعش نگاهی بی اندازیم قطعاً به این واقعیت پی خواهیم برد که تمام رشته های اربابان رادیو فردا در این راستا پنبه شده و هیچکدام از اهدافشان محقق نگردیده است که هیچ، بلکه با رسوایی گسترده نیز در ابعاد مختلف برایشان همراه بوده و جمهوری اسلامی را به عنوان الگوی موفق اسلامی بارزتر از قبل معرفی کرده است. اما نقش اول این موفقیت برای جمهوری اسلامی و شکست سیاست های غرب در منطقه کیست؟! قطعاً همه می دانیم که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش اول و کلیدی این ماجرا را در تمام آیت سال ها بر عهده داشته است؛ او در خط مقدم نبرد با داعش حضور فعال و شجاعانه داشته و با مدیریت و تقویت بسیج نیروهای مردمی در سوریه وعراق و هدایت دقیق نیروهای داوطلب مدافعین حرم، نه تنها جایی برای تجزیه این کشورها باقی نگذاشت، بلکه اتحاد ملی در این دو کشور را هم به مراتب نسبت به قبل افزایش داد. امروز نه تنها مردم ایران، بلکه تک تک مردم سوریه و عراق به قاسم سلیمانی به چشم یک برادر و فرمانده دلسوز مسلمان نگاه می کنند و این نگرش به تمامی جوامع اسلامی جویای حق هم رسیده است. از طرفی نباید نادیده گرفت که سردار سلیمانی، در تمامی طول انقلاب، همواره اثربخشی خود را حفظ کرده و با شجاعت و فرماندهی مناسب در مسیر گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در سراسر جهان اسلام نقش آفرین بوده است و همین موارد قطعاً کافیست تا رادیو فردا از اعطای نشان عالی ذوالفقار توسط رهبری معظم انقلاب به او، خشمگین شده و واکنش نشان دهد.آمرآ دخالت وقیحانه آمریکا در امور ایران با هدف تخریب فساد اخلاقی و اجتماعی موضوع قابل توجهی دیگری که در این هفته با آن مواجه شدیم، وقاحت بیش از اندازه مقامات کاخ سفید در تلاش برای تخریب فرهنگی و اخلاقی جامعه ایرانی و مداخله در امور داخلی کشورمان است؛ جایی که وزارت خارجه ایالات متحده در جریان سیزدهمین دوره از اعطاری جوایز بین المللی زنان شجاع که اختراعی خودشان است، عاملین ترویج بی حجابی در ایران را لایق دریافت این جایزه دانسته و به این بهانه از آن ها و رفتارشان دفاع و حمایت می کند. رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا در پوشش این موضوع با انتشار گزارشی ویژه نوشته است: وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۱۶ اسفند در مراسم سیزدهمین دوره "جوایز بین المللی زنان شجاع" که در واشینگتن برگزار شد به اعتراضات زنان ایرانی علیه "حجاب اجباری" اشاره کرد و جمهوری اسلامی را به سرکوب و شکنجه آنان متهم ساخت. مایک پومپئو اظهار داشت: "سال گذشته همین روزها بود که ده ها زن در سراسر ایران برای اعتراض به قانونی که آنها را به داشتن حجاب در اماکن عمومی در همه حال ملزم می سازد، اعتراض کردند. این زنان شجاع از حق آزادی استفاده کردند و حجاب خود را مقابل دوربین ها برداشتند به طوری که چهره شان کاملاً مشخص بود در حالی که آنها از قساوت و بی رحمی رهبران کشور خود آگاه بودند." زمستان پارسال شماری از زنان ایرانی در حرکتی نمادین روسری های خود را بر فراز سکویی در خیابان ها از سر برداشتند و مانند پرچم به اهتزاز درآوردند. آغازگر این حرکت که از آن به عنوان پویش "دختران خیابان انقلاب" نام برده می شود، زنی بود که از او با نام "ویدا موحد" یاد شده است. این حرکت را بعدها زنان دیگری مانند نرگس حسینی، اعظم جنگروی، شاپرک شجری زاده و مریم شریعتمداری ادامه دادند که همه آنها بازداشت شدند. این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در بخشی دیگر نیز ادامه می دهد: وزیر خارجه آمریکا با اشاره به این تحولات در ایران گفت: "یک سال پیش پلیس در روز جهانی زن به اعتراضات آنان حمله ور شد. زنان بسیاری دستگیر شدند. برخی از آنها در زندان مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و شکنجه شدند. دست کم یکی از آنها به ۲۰ سال زندان محکوم شد و بقیه نیز مجبور به فرار از کشور شدند." آقای پومپئو افزود: "رنج و مشقت این زنان تنها نمونه ای از مخاطراتی است که بسیاری از زنان با آن مواجهند و خیلی اوقات با شجاعت با آن مقابله می کنند". یکی دیگر از حرکت ها در اعتراض به حجاب احباری در ایران، کمپین "چهارشنبه های سفید" است که مسیح علی نژاد، روزنامه نگار و فعال سیاسی، آن را به راه انداخته است. این کمپین تصاویر ارسالی زنانی را بازتاب می دهد که در اماکن عمومی حجاب از سر برداشته اند، زنانی که به خاطر کمپین، سفید می پوشند. جایزه سالانه بین المللی زنان شجاع را وزارت خارجه آمریکا بنیان گذاشته است و از دوره آغازین آن تاکنون به بیش از ۱۲۰ زن از ۶۵ کشور جهان اهدا شده است. اما چرا اگر در این اندازه مقامات آمریکایی نگران شجاعت زنان و وضعیت امنیتی، رفاهی و اخلاقی آن ها هستند، چرا نیم نگاهی به وضعیت زنان آمریکایی نمی اندازند؟! آیا همه چیز برای زنان در خود کشور آمریکا مهیا و ایده آل است که مقامات این کشور به سراغ زنان سایر کشورها رفته و برای آن ها دل می سوزانند؟! برای درک پاسخ این ماجرا فقط کافیست بخشی از وضعیت و میزان امنیت زنان و دختران در ایالات متحده آمریکا را مورد بررسی قرار دهیم. تنها دانستن این جمله که رسانه های مختلف خود آمریکا بارها آن را به نقل نهادهای مختلف منتشر کرده اند که می گوید "از هر شش زن آمریکایی، یک نفر تجاوز جنسی کامل را تجربه کرده است"، خودش به تنهایی برای درک واقعیتی که در این کشور جریان دارد کافی است. بر اساس آمارهای موجود از وضعیت داخلی آمریکا، در هر سال حداقل یازده درصد از دختران زیر بیست سال این کشور بدون این که ازدواج کرده باشند باردار می شوند و در نتیجه، در هر 48 ثانیه، یک دختر آمریکایی جوان، بدون این که ازدواج کرده باشد صاحب فرزند می شود. این در شرایطی است که نهادهای دولتی در این کشور نه تنها برای حل این بحران تلاشی نمی کنند، بلکه با ایجاد فضای تبلیغاتی گسترده و مکرر، بارداری بدون ازدواج را برای دختران امری کاملاً عادی و قابل قبول معرفی می کنند و همین تبلیغات سراسری باعث شده که امروزه از هر پنج دختر نوجوان آمریکایی، یک نفر آشکارا ابراز علاقه می کند که در همان دوران نوجوانی باردار شده و فرزند به دنیا آورد؛ این وضعیت تا حدی پیشروی کرده است که ایالات متحده آمریکا، بیشترین میزان بارداری دختران نوجوان را در بین تمامی کشورهای جهان داراست. این وضعیت ناشی از سیاست هایی بوده که سیاسیون و دولت مردان آمریکایی پیاده سازی کرده اند و اکنون در تلاش هستند تا همین سیاست ها را در سایر نقاط جهان و به طور ویژه در ایران اجرایی کنند؛ تبلیغ برای عریانی زنان در ملأ عام و گذاشتن نام آزادی بر روی این اقدام، کاملاً ماهیت دلسوزی مقامات کاخ سفید برای زنان ایرانی را نمایان می سازد. ارتباط نزدیک رادیو فردا با مجرمین زندانی در ایران موضوع جالب توجه بعدی که در فعالیت های ضد ایرانی این هفته رادیو فردا خودنمایی می کرد، ارائه آمار این رسانه صهیونیستی آمریکایی از دو مجرم زندانی در کشورمان است که به قدری با جزئیات بیان می شود که انگار این دو مجرم از درون زندان ارتباطی تنگاتنگ با این رسانه فارسی زبان بیگانه دارند. رادیو فردا در گزارشی که با هدف حمایت از نرگس محمدی و نازنین زاغری، دو مجرم زندانی در کشورمان منتشر کرده است، از محرومیت دسترسی به پزشک و خدمات درمانی برای آن ها سخن گفته است. در بخشی از گزارش این رسانه وابسته به کاخ سفید نوشته شده است: نرگس محمدی و نازنین زاغری، دو زندانی سیاسی، ضمن تکذیب سخنان برخی مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر برخورداری آنان از امکانات و خدمات پزشکی، اعلام کردند در صورتی که همچنان به درخواست هایشان رسیدگی نشود، بار دیگر دست به "اقدامات اعتراضی" خواهند زد. به گزارش وب سایت کانون مدافعان حقوق بشر، این دو زندانی سیاسی در نامه ای به دادستان تهران با اشاره به پایان اعتصاب غذای پیشین خود با قول مساعد برخی از مسئولان، اعلام کردند که همچنان از "رسیدگی پزشکی محروم" هستند. نرگس محمدی و نازنین زاغری تاکید کردند که اعزام آنان به خارج از زندان برای معاینه پزشکان "همچنان انجام نمی شود" و "ماه هاست به دلیل عدم مراجعه به پزشک" دارو ندارند. این دو زندانی سیاسی اعلام کردند که در صورت تداوم عدم رسیدگی به درخواست هایشان دست به "اقدامات اعتراضی" خواهند زد. نازنین زاغری و نرگس محمدی از روز دوشنبه ۲۴ دی، به مدت سه روز اعتصاب غذا کرده بودند. همزمان با این اعتصاب غذا، وزارت خارجه بریتانیا حمید بعیدی نژاد، سفیر ایران در لندن را در اعتراض به وضعیت خانم زاغری احضار کرد. اما اولین سوالی که برای ما پس از خواندن این گزارش رادیو فردا ایجاد می شود، این است که چطور نویسنده این خبر ارتباطی تا این اندازه نزدیک با مجرمینی سیاسی امنیتی که در کشورمان بازداشت هستند، داشته و از چه طریقی توانسته در داخل زندان با آن ها مصاحبه کند که این اطلاعات از آن ها گرفته شده است؟! از طرفی بر خلاف ادعاهای مطرح شده در این گزارش، هم نرگس محمدی و هم نازنین زاغری، هر دو از جمله زندانیانی هستند که علیرغم جرم خاص و پرونده قطور، تا کنون بارها از مرخصی درمانی استفاده کرده اند و این علاوه بر امکانات و فرصت های درمانی است که در خود مجموعه زندان برایشان مهیا شده است. هر دو زندانی فوق جزو افرادی هستند که از همان روزهای اول بازداشتشان بارها و بارها سوژه فضاسازی های ضد ایرانی مقامات آمریکایی و رسانه هایی مانند رادیو فردا بوده و همچنان هم هستند؛ مقامات ارشد آمریکایی بارها آشکارا از این دو مجرم حمایت کرده و به روش های مختلفی برای آزادی آن ها از زندان تلاش کردند اما اسناد و مدارک موجود در پرونده آن ها برایشان چاره ای جز تحمل مجازات باقی نگذاشته است و این گونه گزارش ها تنها راه ممکن برای آن ها و حامیانشان برای تداوم دادن به استفاده از این بهانه و سوژه در جهت ابراز دشمنی هایشان با ایران است. فضاسازی ضد ایرانی رادیو فردا به بهانه برخورد با مفسدین اقتصادی در ایران بخش پایان این شماره از مجله هفته رادیو دیروز را به تداوم واکنش های متناقض رادیو فردا در قبال برخورد قضایی با مفسدین اقتصادی در کشورمان اختصاص داده ایم؛ جایی که این بار بر خلاف آن چه در هفته های گذشته مورد بررسی قرار دادیم، به بازتاب برگزاری برخی دادگاه های مجرمین اقتصادی و جرائم برخی از آن ها پرداخته و با شیوه خاص بیان مطالب در تلاش بوده است تا وضعیت کشورمان از حیث این گونه جرائم را بحرانی تر از هر زمان دیگری توصیف کند که این بحران از نظر رادیو فردا رو به وخامت هم هست. این رسانه صهیونیستی آمریکایی در گزارش خود نوشته است: یک پرونده دیگر فساد مالی در ایران روز چهارشنبه ۲۲ اسفند به دادگاه رفت و متهم اول آن، امیرحسین آزاد فرزند علی محمد آزاد، استاندار سابق استان های سیستان و بلوچستان، همدان و ایلام در دولت محمود احمدی نژاد معرفی شده است. خبرگزاری ایرنا در گزارشی، از حسن قریانی، محمد بهرامی و احسان حیدری به عنوان سه متهم دیگر این پرونده نام برده و اتهام آنها را "افساد فی الارض از طریق اخلال عمده در نظام اقتصادی با علم به مؤثر بودن اقدامات" عنوان کرده است. این افراد متهمند که با ایجاد دو موسسه مالی "البرز" و "ولی عصر" از ۹۱ هزار نفر سپرده جمع کرده اند. موسسه البرز در بازه زمانی سال ۹۱ تا ۹۶ حدود ۴۶ هزار میلیارد تومان گردش مالی داشته و این رقم برای موسسه ولی عصر بین بازه زمانی اردیبهشت ۹۴ تا اسفند ۹۶ نیز حدود ۱۷ هزار میلیارد تومان بوده است. پرونده های فساد اقتصادی در ایران طی سال های اخیر افزایش بی سابقه ای داشته و اکثر متهمان آنها نیز در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مرتکب "جرم" شده اند. این اتفاق در حالی است که آقای احمدی نژاد همواره دولت خود را "پاکدست ترین" دولت ایران معرفی کرده و با شعار مبارزه با فساد، عدالت، و گذاشتن پول در جیب و سفره مردم سر کار آمد. آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نیز دولت وی را "بهترین دولت برآمده در کشور از صدر مشروطه تاکنون" دانسته است. این در حالیست که همانطور که اشاره کردیم، در هفته های پیش رادیو فردا بارها برخورد قضایی با مفسدین اقتصادی را مورد هجوم فضاسازی خود قرار داده و به عبارتی از برخی چهره های مجرم اقتصادی آشکارا حمایت کرده است. در سویی دیگر نیز این رسانه صهیونیستی آمریکایی از بحران اقتصادی در ایران سخن گفته و تلاش کرده تا از برخی مشکلات اقتصادی در جهت فضاسازی های ضد ایرانی استفاده کند و جدیت نظام جمهوری اسلامی برای رفع مشکلات اقتصادی را بسیار کمرنگ نشان دهد. اما اکنون در حرکتی متناقض از تعداد بالای پرونده های مربوط به مفسدین اقتصادی را بهانه کینه ورزی قرار داده است. این تناقض ها نشان می دهد که رادیو فردا هیچ هدفی در راستای منافع مردم ایران ندارد و تنها به فکر ابراز دشمنی و کینه خود و اربابانش است که در این مسیر هر چند وقت یک بار بهانه ای جایش را به بهانه ای دیگر می دهد و برایش حتی رسوایی هم اهمیتی ندارد. آنچه د ر بالا خوانده اید، دویست و سی و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم ترین برنامه ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی آمریکایی در سومین هفته از اسفند ماه 1397 (16 الی 23 اسفند ماه 1397) پرداخته است.