يکشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ تهران ۰۳:۲۳ - ۲۵ آگوست ۲۰۱۹
 
شنبه ۸ تير ۱۳۹۸
ساعت ۱۶:۲۵
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 249)
1398/03/24 الی 1398/03/31

دویست و چهل و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
دویست و چهل و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در دویست و چهل و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از خرداد ماه 1398 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
آخرین ماه از فصل بهار 1398 با چهارمین هفته از خرداد ماه به پایان راه رسید؛ هفته‌ای که بیش از گذشته، جمهوری اسلامی ایران در صدر اخبار رسانه‌های جهان حضور داشت و به جرئت می‌توان گفت هیچ رسانه خبری در جهان نبود که این هفته به ایران نپرداخته باشد که در این بین رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بیش از همه در تلاش بود تا از رویدادهای پیش آمده در جهت اهداف خود و اربابانش بهره‌برداری کند.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و چهل و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از خرداد ماه سال 1398 (24 الی 31 خرداد ماه 1398) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و چهل و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل ماجرای شکار پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی در آسمان ایران، از انکار تا اعتراف، داستان تکراری انفجار نفتکش‌ها و رسوای بزرگ با نقش آفرینی منافقین، تشدید آوارگی در جهان، بدون توجه به دلایل آن و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


ماجرای یک شکار بزرگ!

قطعاً مهمترین رویداد خبری در هفته پایانی فصل بهار 1398، سرنگونی پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که هم از نظر نوع و ویژگی این اقدام و هم از نظر پیامدهای آن کاملاً ویژه و با اهمیت بود. همین اهمیت نیز باعث شد تا رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به طور ویژه به آن ورود کرده و با گزارش‌هایی متعدد و مختلف، در مسیر دلخواه اربابانش گام بردارد تا شاید بتواند از اثرات این شکست بزرگ آمریکا در برابر اقتدار ایران اسلامی، بکاهد.

به همین منظور، بخش ابتدایی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به بررسی نوع واکنش‌های رادیو فردا به موضوع سرنگونی پهپاد آمریکایی در آسمان ایران و مسیر این واکنش‌ها اختصاص داده‌ایم که در ادامه مطالعه خواهید کرد:


مرحله اول: کتمان برای فرار از واقعیت

اولین مرحله واکنش‌های آمریکا و رادیو فردا به ماجرای سرنگونی پهپاد فوق پیشرفته جاسوسی ایالات متحده در آسمان ایران، «کتمان» این ماجرا بود؛ جایی که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با انتشار گزارشی به نقل از مقامات نظامی آمریکا، تلاش کرد تا به کل ماجرای حضور این پهپاد را کتمان کند.

رادیو فردا در گزارشی اینگونه نوشته است: «روابط عمومی سپاه پاسداران پنجشنبه ۳۰ خرداد اعلام کرده است که یک فروند پهپاد آمریکایی پس از ورود به قلمرو هوایی ایران در منطقه کوه مبارک استان هرمزگان سرنگون کرده است. اما یک مقام نظامی وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، گفته است، هیچ یک از پهپادهای این کشور در آسمان ایران نبوده‌اند.
در بیانیه سپاه پاسداران آمده است نخستین ساعات بامداد پنجشنبه یک فروند پهپاد تجسسی "آر کیو ۴ گلوبال هاوک" آمریکا بعد از ورود به حریم سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در منطقه روبروی کوه مبارک استان هرمزگان، هدف آتش پدافند نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت و سرنگون شد.
آسوشیتدپرس می‌گوید، کاپیتان بیل اوربن، سخنگوی ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، حاضر به اظهار نظر در این مورد نشده است.
اما این سخنگوی نظامی آمریکا تصریح کرده است، هیچ پهپاد آمریکایی امروز بر فراز آسمان ایران نبوده است.
سنتکام روز یک‌شنبه تأیید کرد که ایران در روز پنجشنبه هفته گذشته یک موشک زمین به هوا به سوی یک پهپاد آمریکایی مدل ام‌کیو ۹ شلیک کرد ولی این پرتاب ناموفق بوده است.»

اما جالب اینجاست که قطعات این هواپیما از آب‌های نزدیک به جزیره قشم خارج شده و تصاویر مستند آن در رسانه‌های مختلف پخش شده است تا دیگر راهی برای کتمان واقعیت وجود نداشته باشد.

البته بهتر است هم رادیو فردا و هم این گونه مقامات آمریکایی در واکنش‌هایش به این گونه موضوعات کمی تأمل بیشتر را در دستور کار قرار دهند تا در شرایطی که پیشتر یا همزمان با آن‌ها مقام ارشدشان به وقوع اتفاقی اذعان می‌کند، ندانسته آن را انکار نکنند و در گرداب رسوایی بیشتر فرو نروند.

وقتی این رسوایی بزرگ‌تر و ویران‌کننده‌تر هم می‌شود که فرد انکار کننده، سخنگوی نظامی و ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا باشد؛ در این صورت دو حالت بیشتر وجود ندارد، یا این سخنگو در جایگاه درستی قرار نگرفته و توانایی انجام کارش را ندارد که از اصل ماجرا بی‌خبر است و به واکنش عجولانه دست می‌زند، یا فرماندهانش، از او به عنوان یک نیروی اضافی یاد می‌کنند که ماجرا را به او خبر نداده‌اند.

وقتی پای یکی از بزرگترین و گرانقیمت‌ترین پهپادهای جهان در میان باشد، آیا می‌توان با انکار از زیر فشار شکست خارج شد؟!


مرحله دوم: تحریف واقعیت برای فرار از پیامدها

پس از رسوایی کتمان ماجرا که در بالا مورد بررسی قرار دادیم، مقامات آمریکایی و رسانه تحت امرشان، در مرحله دوم واکنش‌هایشان، مسیر تحریف واقعیت را در پیش گرفتند و مدعی شدند که پهپاد سرنگون شده در آسمان ایران حضور نداشته و در حریم هوایی مجاز بین‌المللی مورد هدف قرار گرفته است.

این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارش خود نوشته است: «ژنرال جوزف گاستلا، فرمانده نیروی هوایی ستاد فرماندهی مشترک آمریکا، عصر پنجشنبه در یک کنفرانس تلفنی با خبرنگاران در پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، گفت پهپاد آمریکایی که دیشب با یک فروند موشک زمین به هوای ایران سرنگون شد، در ۳۴ کیلومتری دور از ساحل این کشور و در ارتفاع بالا در حال پرواز بود.
وی تاکید کرد ایران پهپاد آمریکایی را سرنگون کرد برای اینکه در کار ایالات متحده برای رصد خلیج فارس اختلال ایجاد کند.
گاستلا افزود: "این حمله خطرناک ایران اقدامی غیرمسئولانه بود که در مجاورت مسیر هوایی تعیین شده میان دوبی در امارات متحده عربی و عمان رخ داد و می‌تواند زندگی عیرنظامیان بی‌گناه را به خطر بیاندازد".
این ژنرال آمریکایی در نهایت گفت: "سرنگونی این پهپاد پس از تهدیدهای اخیر علیه ناوبری تجاری بین‌المللی در منطقه صورت گرفت که مسئول آن هم ایران بوده است".»

این موضوع نیز همانند آن‌چه در بالا مطرح شد، آنقدر آشکار هست که برای اثباتش زحمت زیادی را نباید متحمل شد؛ در پیش پا افتاده‌ترین شکل ماجرا، وقتی تکه‌های لاشه پهپاد آمریکایی از آب‌های ایران خارج می‌شود و برخی باز قسمت‌های باقیمانده آن هم توسط صیادان ایرانی در آب‌های جزیره قشم یافت می‌شود، آیا امکان دارد محل سقوط و اصابت موشک به آن جایی جز حریم ایران باشد؟!

بر اساس داده‌های دریافتی و محاسبات انجام شده توسط متخصصان سازمان نقشه برداری کشور، پهپاد آمریکایی در مختصات ۴۳ ۲۹ ۲۵ شمال عرض جغرافیایی و ۲۵ ۵۲ ۵۷ شرق طول جغرافیایی، در ۸ مایلی خط ساحلی جمهوری اسلامی ایران در سواحل هرمزگان حدفاصل «کرتان» و «کوه مبارک» منهدم شده است.

لاشه این پرنده نیز در ناحیه رأس الشیر که متعلق به آب‌های ایران است سقوط کرده است.

در یکی از بیانیه‌های سپاه پاسداران در خصوص این موضوع قید شده است: «بر خلاف قوانین هوانوردی کلیه تجهیزات مربوط به معرفی خود را خاموش کرده و در نهایت پنهان‌کاری، از تنگه هرمز به سمت چابهار ادامه مسیر می‌دهد و نهایتاً درون فضای سرزمینی ایران هدف قرار گرفته و ساقط شده است.»

البته باید به این نکته نیز توجه داشت که از اولین روز سرنگونی این پهپاد تا به امروز، با وجود ادعاهای مختلف مطرح شده توسط آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن این هواپیما در حریم بین‌المللی، هرگز حتی یک سند کوچک که این ادعا را ثابت کند ارائه نشده است.


مرحله سوم: توجیه واکنش عجیب با نگرانی ترامپ برای جان مردم ایران!!!

اما پس از دو مرحله کتمان و تحریف واقعیت در واکنش مقامات آمریکایی به سرنگونی بهترین پهپاد جاسوسی ایالات متحده در آسمان ایران، مرحله سومی که کاخ سفید به همراه رسانه تحت امرشان در دستور کار قرار داد، طرح ادعای عملیات حمله به ایران توسط جنگنده‌های آمریکایی و توقف این عملیات به دلیل دلسوزی ترامپ برای مردم ایران بود.

رادیو فردا در این رابطه نیز با انتشار گزارشی نوشته است: «دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، گفته است، در واکنش به سرنگون شدن پهپاد آمریکایی، وی دستور حمله به سه موضع مختلف در ایران را صادر کرد، اما وقتی شنید که در این حملات ۱۵۰ نفر کشته می‌شوند، این حمله را متوقف کرد.
آقای ترامپ روز جمعه ۳۱ خرداد در چند پیام توئیتری، با اشاره به اینکه نیروهای ایرانی "یک پهپاد بی‌سرنشین را که در آب‌های بین‌المللی پرواز می‌کرد سرنگون کردند" نوشت: "شب گذشته برای حمله متقابل به سه موضع مختلف، دستمان روی ماشه بود اما وقتی پرسیدم چند نفر جان می‌بازند یک ژنرال پاسخ داد ۱۵۰ نفر".
رئیس جمهوری آمریکا با ذکر اینکه "۱۰ دقیقه پیش از حمله، آن را متوقف کردم. غیرمتناسب با سرنگون شدن یک پهپاد بی‌سرنشین بود" توضیح داده است: "عجله‌ای ندارم؛ ارتش ما حاضر و آماده با فاصله زیادی در جهان بهترین است".
روزنامه نیویورک تایمز روز پنج‌شنبه به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده بود که دونالد ترامپ در واکنش به سرنگونی پهپاد آمریکایی، ابتدا دستور "حمله محدود" به ایران را صادر کرده اما در مراحل اولیه عملیات، دستور توقف آن را داده است.
نیویورک تایمز همچنین نوشته بود که این حملات محدود قرار بود بامداد جمعه انجام شود.»

آیا این گونه دلواپسی برای جان مردم ایران برای شخصی مانند ترامپ، بیش از حد سنگین نیست؟!

آیا رئیس جمهور آمریکا تا به حال از خود پرسیده است که تحریم‌های ظالمانه اعمال شده علیه ایران که حتی در عمل و بر خلاف ادعاهایشان، دارو و تجهیزات درمانی را هم شامل می‌شود، جان چند نفر در کشور را در طول این سال‌ها به خطر انداخته است؟!

البته نباید فراموش کنیم که همین آمریکا، پیش‌تر هواپیمایی مسافربری با بیش از 290 سرنشین را در آسمان خلیج فارس هدف موشک‌های خود قرار داده و با افتخار از عامل این جنایت به عنوان قهرمان جنگ تقدیر کرده است و این پهپاد نیز دقیقاً در همان نقطه ساقط شده است.

در کنار این، بهترین پاسخ به ادعای انسان‌دوستانه ترامپ، بیانیه همراه با سند سپاه مبنی بر پرواز همزمان هواپیمایی دیگر با 35 سرنشین در فراز آسمان ایران است که می‌توانست بجای پهپاد مذکور هدف قرار گیرد اما بدلیل داشتن سرنشین، حتی با وجود اینکه هدفشان جاسوسی بوده و سرنشینانش همه نظامی بوده‌اند، از هدف قرار دادن آن منصرف شده و پهپاد بدون سرنشین هدف قرار گرفته است.

البته این گونه اظهارات و واکنش‌ها برای پذیرش شکستی سنگین کاملاً قابل قبول است؛ اولریکه فرانک، دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه آکسفورد و متخصص کاربردهای نظامی پهپادها در خصوص اهمیت این ماجرا در مصاحبه‌ای که خود رادیو فردا نیز آن را پوشش داده بود، می‌گوید: «این اولین پهپادی نیست که ارتش آمریکا از دست داده است. پیش‌تر هم یکبار همین مدل از پهپاد دچار تصادف شده بود، اما پیشتر مورد هجوم قرار نگرفته بود. مطمئناً از دست دادن چنین سیستمی دردناک است، چون اولاً یک سیستم بزرگ و گران است. صحبت از دست دادن میلیون‌ها دلار است. البته که موضوع از دست دادن کمی پرستیژ و وجهه نیز به میان می‌آید، خصوصاً وقتی چنین سیستمی در پی حمله سقوط کند. هیچ سیستمی در برابر حملات مصون نیست، اما با توجه به اینکه این پهپاد بسیار بالاتر از حد معمول پهپادها پرواز می‌کند، تصور این بود که هدف قرار نخواهد گرفت.»


واقعیت انفجار نفتکش‌ها: از ادعاهای عربستانی تا اعتراف اروپایی

پس از موضوع سرنگونی پهپاد جاسوسی آمریکایی در آسمان ایران، موضوع مهم دیگر که در شماره‌های پیشین این مجله هفتگی نیز مورد بررسی قرار داده بودیم، بحث انفجار نفتکش‌ها در آب‌های عمان و اتهام‌زنی به جمهوری اسلامی برای دست داشتن در این انفجارهاست؛ موضوعی که رادیو فردا در این هفته نیز بارها به آن پرداخت و به همین دلیل نیز بخش بعدی مجله این هفته را نیز به بررسی آن اختصاص داده‌ایم:


ادعاهای مشترک آل سعود و کاخ سفید علیه ایران

یکی از پر تکرارترین گزارش‌های رادیو فردا در رابطه با انفجار نفتکش‌ها، گزارش‌هایی بود که به بازتاب ادعاهای ضد ایرانی مقامات مختلف عربستانی و آمریکایی می‌پرداخت و از نقش جمهوری اسلامی در این ماجرا می‌گفت.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در یکی از این گزارش‌ها، سخنان ولیعهد عربستان را ملاک قرار داده و نوشته است: «ولیعهد عربستان با متهم‌کردن ایران به انجام حملات اخیر به نفتکش‌ها در دریای عمان، می‌گوید کشورش آماده‌است با "هر تهدیدی" مقابله کند. تهران اتهام حمله به نفتکش‌ها را رد کرده‌است. محمد بن‌سلمان، در مصاحبه‌ای که ۲۵ خرداد ماه در "الشرق الاوسط" منتشر شده، گفته "حکومت ایران به نخست‌وزیر ژاپن که در حال دیدار از تهران بود بی‌احترامی کرد، در حالی‌که [شینزو آبه] آن‌جا بود در پاسخ به تلاش‌های او (برای کاستن از تنش‌ها) به دو نفتکش حمله کردند که یکی از آن‌ها ژاپنی بود".»

گزارش مشابه دیگری که رادیو فردا در این مسیر منتشر کرده به اظهارات عادل‌الجبیر اختصاص داشت که به نقل از او نیز می‌نویسد: «وزیر مشاور در امور خارجه عربستان می‌گوید که جامعه بین‌المللی مصمم به مقابله با رفتار تهاجمی ایران است. عادل الجبیر روز پنجشنبه ۳۰ خرداد با تاکید بر اینکه عربستان به دنبال جنگ با ایران نیست، گفته که پادشاهی این کشور درباره نحوه مقابله با ایران با متحدان خود در حال مشورت است. عادل الجبیر در گفت‌وگو با خبرنگاران در لندن همچنین ایران را متهم به اخلال در حمل‌ونقل بین‌المللی نفت کرد و گفت این موضوع بر قیمت نفت و اقتصاد جهانی و زندگی مردم در جهان مؤثر است.»

این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید به نقل اتهامات ضد ایرانی از زبان مقامات عربستانی هم اکتفا نکرده و برای تکمیل پرونده به سراغ اظهارات مقامات آمریکایی می‌رود.

رادیو فردا در گزارشی با این هدف می‌نویسد: «یک فرمانده نیروی دریایی آمریکا گفت که حمله هفته پیش به نفتکش ژاپنی در دریای عمان با استفاده از نوعی مین چسبان بوده که مشابه با مین‌های ایرانی است. شان کیدو از فرماندهان ناوگان پنجم ایالات متحده در بحرین این مطلب را روز چهارشنبه ۲۹ خرداد در یک نشست خبری در بندر فجیره واقع در شرق امارات بیان کرد. وی درباره نوع این مین‌ها گفت: "مین چسبانی که در این حمله استفاده شده، قابل تشخیص است و شباهت آشکاری دارد با مین‌های ایرانی که پیش از این در انظار عمومی در رژه‌های نظامی ایران نمایش داده شده است."»

این پافشاری رادیو فردا و مقامات آمریکایی و عربستانی برای اثبات اتهاماتشان علیه ایران به قدری بیش از اندازه است که خود آن شک ایجاد می‌کند؛ اصرار بدون ارائه سند و مدرک قابل قبول و پافشاری به موضوعی که حتی یک سند برای اثباتش وجود ندارد، کاملاً معنادار است و بیشتر به فراری رو به جلو شبیه است تا واقعیت از دید عموم دور بماند.

نقش داشتن ایران در انفجار یک نفتکش ژاپنی آن هم در شرایطی که نخست وزیر این کشور پس از چند دهه، به ایران سفر کرده و میهمان مسئولان ارشد از جمله رهبری معظم انقلاب است، منطقی به نظر می‌رسد؟!

آیا پیامدهای این انفجار، منفعتی برای ایران دارد؟! یا برعکس این آمریکا، عربستان و متحدانشان هستند که می‌توانند با موج‌سواری بر روی این پیامدها، اهداف خود را دنبال کنند؟!


تردیدهای جهانی در برابر پافشاری بر دروغ!

اما در خصوص پرونده انفجار چند نفتکش، نکته جالب توجه این است که بسیاری از کشورهای جهان و نهادهای بین‌المللی نتوانسته‌اند ادعاهای مطرح شده مبنی بر نقش ایران در این ماجرا را بپذیرند.

یکی از گروه‌هایی که با تردید به این موضوع نگاه می‌کنند، کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند که جدای از موارد خاص و برخی کشورهای مشخص، اکثرشان رسماً اعلام کرده‌اند که با وجود عدم سند و دلیل مشخص، نمی‌توانند اتهام وارده به ایران را بپذیرند.

رادیو فردا که در مسیر دشمنی خود با ایران نمی‌خواهد جلوه بی‌طرفانه ظاهری خود را خراب کند، میان تعداد بالای گزارش‌هایی که ایران را متهم ردیف اول ماجرا نشان می‌داد، در یک گزارش کوتاه به تردیدهای موجود در خصوص واقعیت، اذعان نموده و نوشته است: «کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز دوشنبه گفتند که در مورد عامل حملات اخیر به نفتکش‌ها در دریای عمان هنوز نیاز به اطلاعات بیشتر دارند. این کشورها خواستار احتیاط درخصوص اتهام‌زنی در این مورد شدند. این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته است که "تمام قرائن موجود" به دست داشتن ایران در این حملات اشاره دارند و بریتانیا نیز به این نتیجه رسیده که از دست داشتن ایران در این حملات "تقریباً مطمئن" است. اما آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستار تحقیقات مستقل در این ارتباط شده و وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز که روز دوشنبه برای گفت‌وگو در لوکزامبورگ گرد هم آمده‌اند از همین درخواست پشتیبانی کردند.»

جالب اینجاست که این موضوع حتی در خود آمریکا هم با تردید همراه است؛ "فرانسوا هسیبورگ" تحلیلگر فرانسوی مسائل دفاعی مقیم آمریکا، به نیویورک‌تایمز گفت: "در اروپا ظن زیادی درباره انگیزه‌های آمریکا وجود دارد."

شبکه خبری "سی‌ان‌ان" رسانه دیگری است که در این رابطه گزارش داد: "هرچند متحدان اروپایی آمریکا موافق با ارزیابی این کشور هستند اما آنها آنطوری که واشنگتن می‌گوید، ایران را مقصر ماجرای اخیر نفتکش‌ها نمی‌دانند."

خبرگزاری رویترز نیز که یکی دیگر از رسانه‌های مطرح خبری در سطح جهان است در این رابطه گزارش داده است: "غالباً رمزگشایی از چنین تصاویری دشوار است و انتشار آن نشان می‌دهد آمریکا تلاش می‌کند جامعه بین‌المللی را قانع کند ایران مسؤول این حملات بوده است."

جالب اینجاست که حتی خود مالک ژاپنی یکی از این نفتکش‌ها هم در واکنش به این ماجرا نقش داشتن ایران در آن را غیر قابل اثبات دانسته است.


افشای واقعیت با رسوایی مشترک آمریکا و عربستان

در بالا دیدیم که چطور رادیو فردا و مقامات مختلف آمریکا و عربستان در تلاش هستند تا به هر شکلی دست داشتن ایران در ماجرای انفجار نفتکش‌ها را به جهانیان ثابت کنند، اما همه می‌دانیم که این واقعیت نیست و برعکس، حقیقت از همکاری و نقش‌آفرینی ایالات متحده و آل سعود در این ماجرا حکایت دارد که پیامدهایش نیز به سود آن‌هاست؛ به عبارتی دیگر تنها آمریکا و عربستان هستند که از این انفجار و پیامدهایش منفعت می‌برند و با اتهام‌زنی به جمهوری اسلامی از رسوایی خود فرار می‌کنند.

اما در این هفته افشای یک تماس تلفنی، این واقعیت را به جهانیان نشان داد و به عبارتی پایانی برای این ماجرا بود که با رسوایی کاخ سفید و دربار آل سعود همراه شد.

"العالم"، یکی از خبرگزاری‌هایی بود که با افشای این مکالمه تلفنی، نقش عربستان و سازمان تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) را که زیر سایه حمایتی آمریکا فعالیت می‌کنند، در این ماجرا برملا نمود.

العالم در گزارش توضیحی خود برای این مکالمه می‌نویسد: "مکالمه تلفنی بین اعضای گروهک تروریستی منافقین نشان می‌دهد که گروهک تروریستی منافقین و عربستان سعودی در زمینه موضوع انفجار نفتکش‌ها در فجیره همکاری می‌کنند.
در این مکالمه تلفنی شهرام فاخته، عضو رسمی و مسئول یگان سایبری گروهک تروریستی با حسین داعی الاسلام، عضو دیگر این گروهک که ساکن آمریکاست گفتگو می‌کند.
در این مکالمه فاخته در سوالی که می‌پرسد به تماس عربستان سعودی با دفتر مریم رجوی، سرکرده این گروهک اشاره می‌کند و در خصوص نحوه هماهنگی بین منافقین و عربستان در فضاسازی علیه ایران در پی حمله به نفتکش‌ها در منطقه نظر داعی الاسلام را جویا می‌شود. فاخته سؤال خود را اینگونه می‌پرسد: «تمام تلاش هفته گذشته ما انتصاب انفجارها به رژیم (ایران) بوده، سعودی‌ها در تماس با دفتر خواهر مریم پیگیر نتایج هستند و در جمع‌بندی اقدامات و عواقب احتمالی به چه محورهایی اشاره کنیم؟»
داعی الاسلام در پاسخ به سؤال می‌گوید: «فکر می‌کنم عواقب مختلفی می‌تواند داشته باشد. رفتن این پرونده به شورای امنیت تا دخالت نظامی و هر عاقبتی می‌تواند داشته باشد.»"


تشدید آوارگی جهانی زیر سایه سیاست غربی - عربی

موضوع پایانی این شماره از مجله هفتگی را به خبری اختصاص داده‌ایم که شاید در ظاهر موضوعی چندان چالش برانگیز و پیچیده نباشد اما وقتی بیشتر به آن توجه شود، درک خواهیم کرد که سال‌ها جنایت را در خود جای داده است.

رادیو فردا در گزارشی از افزایش قابل توجه تعداد پناهندگان جهان طی سال‌های اخیر خبر داده است اما نه این رسانه و نه نهادی که آمار را منتشر کرده به دلایل اصلی این موضوع اشاره نکرده‌اند.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل در تازه‌ترین گزارش خود از جابه‌جایی اجباری و آواره شدن ۷۰ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر تا سال ۲۰۱۸ در پی وقوع جنگ، آزار و اذیت و همچنین مناقشات خبر داده و می‌گوید این رقم بالاترین میزان طی ۷۰ سال گذشته است. بر اساس این گزارش که روز چهارشنبه، ۲۹ خردادماه، در وب‌سایت این نهاد بین‌المللی منتشر شد، در مقام مقایسه، شمار آوارگان ۲۰ سال پیش نصف این رقم بود. این گزارش می‌افزاید پارسال ۱۳۰ هزار نفر به ایران پناهنده شده‌اند: "در کل بیش از ۹۷۹ هزار پناهنده در ایران است که ۹۵۱ هزار نفر آن افغانستانی هستند".»

جالب اینجاست که به اذعان این مقام عالی سازمان ملل که خود رادیو فردا نیز در گزارشی به آن اشاره داشته، بیشترین آوارگان جهان از کشورهای سوریه، افغانستان، سودان جنوبی، میانمار و سومالی هستند که تمامی این کشورها یا به نوعی درگیر جنگ هستند و یا درگیری‌های داخلی قومی و مذهبی گریبانشان را گرفته است و نقطه مشترک میان این کشورها این بوده است که همگی یا درگیر جنگ داخلی هستند، یا با بحران مناقشات قومی و مذهبی مواجهند.

شمار سالانه آوارگان جهان در سال ۲۰۰۹ میلادی به طور تقریبی ۴۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بود که آمارها نشان می‌دهد این وضعیت به طور مرتب در حال وخیم‌تر شدن است و بیشترین افزایش را در بین سال‌های 2012 تا 2015 میلادی شاهد بوده‌ایم که بدون شک دلیل اصلی آن شدت بالای درگیری و جنگ در سوریه بوده است.

و نکته قابل توجه دیگر این است که در تمامی این ماجراها که نتیجه‌اش آوارگی مردم بوده، ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و متحدانشان حضوری پررنگ ایفا می‌کنند و به صورت‌هایی مستقیم یا غیرمستقیم در این ماجرا مؤثر بوده‌اند که هم سازمان ملل و هم رادیو فردا از بیان این واقعیت سرباز می‌زنند.

از تجاوز آمریکا به افغانستان و سوریه و عراق گرفته تا تجاوز عربستان و متحدانش به یمن، اشغالگری اسرائیلی در فلسطین، جنایات گروه‌های تروریستی وابسته به کاخ سفید و آل سعود و ... همگی دلایلی در پشت این افزایش تعداد آوارگان هستند که اگر به آن‌ها پرداخته نشود و مورد توجه قرار نگیرند، قطعاً سال به سال نیز بر تعدادشان افزوده خواهد شد.


آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و چهل و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از خرداد ماه 1398 (24 الی 31 خرداد ماه 1398) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *