پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹ تهران ۰۴:۳۳ - ۳ دسامبر ۲۰۲۰
 
يکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
ساعت ۱۲:۳۷
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 248)
1398/03/15 الی 1398/03/23

دویست و چهل و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
دویست و چهل و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در دویست و چهل و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از خرداد ماه 1398 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
سومین هفته از سومین ماه سال 1398، تحت شعاع تلاش‌های مختلف مقامات کاخ سفید و رسانه‌های تحت امرشان برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره‌ای جدید قرار داشت؛ جایی که رسانه‌هایی از قبیل رادیو فردا در تلاش بودند تا به نوعی ذهن مخاطبین خود را با این خواسته کاخ سفید همسو سازند.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و چهل و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از خرداد ماه سال 1398 (15 الی 23 خرداد ماه 1398) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و چهل و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل سریال "مذاکره جدید" از امیدهای ترامپ تا ناامیدی مطلق، رسوایی آمریکایی با ادعای دخالت ایران در انفجار نفتکش‌ها، ادعای وقیحانه آمریکا مبنی بر چهل سال ترور در ایران، قدرناشناسی "نزار زاکا" پس از آزادی، واکنش رادیو فردا به سقوط جایگاه ایران در شاخص صلح جهانی و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


از آرزوی مذاکره تا پایان یک رؤیا!

یکی از مهمترین موضوعاتی که در چند وقت اخیر، به شکل‌های مختلفی در رسانه‌هایی مانند رادیو فردا مورد بازتاب قرار گرفته، بحث مذاکره مجدد ایران و آمریکا بر سر مسائل مختلف است؛ موضوعی که کاخ سفید به شدت به دنبال آن بوده و در سوی دیگر جمهوری اسلامی کاملاً شفاف آن را رد کرده است، اما رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی در تلاش هستند تا به گونه‌ای وانمود کنند که انگار این واجرا وارونه است.

به همین دلیل بخش اول مجله این هفته را به بررسی روند این ماجرا، از درخواست‌های مکرر کاخ سفید برای مذاکره به ایران، تا ناکامی واسطه‌گری ژاپن و نگاه رادیو فردا به این موضوعات اختصاص داده‌ایم:


چهره خیّر ترامپ برای ایرانیان!

اولین مرحله از سریال «مذاکره»، به تلاش رئیس جمهور آمریکا برای گرفتن چهره یک دوست برای ملت ایران بازمی‌گردد که رادیو فردا نیز به عنوان بلندگویی برای انعکاس این ادعا وارد میدان شده است.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی به این ادعای دونالد ترامپ که دلواپس مردم ایران است پرداخته و با این زمینه‌چینی به سمت ذهن مخاطبین را به سمت "مذاکره" سوق می‌دهد.

رادیو فردا در گزارش خود می‌نویسد: «دونالد ترامپ می‌گوید به‌خاطر سیاست‌های او، ایران اکنون "کشور بسیار متفاوتی است" و با مشکلات زیادی روبه‌رو شده، به‌طوری‌که "کسی نمی‌تواند نان بخرد" و او مایل است به حل این مشکلات کمک کند. رئیس‌جمهوری آمریکا ۲۱ خرداد ماه، پیش از عزیمت به کاخ سفید در جمع خبرنگاران به برخی پرسش‌های آن‌ها پاسخ داده‌است؛ از جمله یکی از پرسش‌ها که مربوط به ایران و احتمال انجام "مذاکرات مسالمت‌آمیز" با تهران می‌شد. ترامپ در پاسخ گفته
امیدوارم همه چیز در مورد ایران درست شود. ایران، به‌خاطر همه تحریم‌ها و چیزهای دیگر، اکنون کشوری‌ست، به‌مراتب متفاوت از آن‌چه پیش از آمدن من بود". رئیس‌جمهوری آمریکا افزوده "وقتی آمدم، آن‌ها همه‌جا مشغول ترور و ایجاد مشکل بودند. آن‌ها دیگر این کارها را نمی‌کنند. من فکر می‌کنم به حق آمریکا خیلی بیشتر از هر زمان دیگری احترام می‌گذارند". به گفته آقای ترامپ ایران با مشکلات "بسیار زیادی" روبه‌رو شده‌است: "من مایل هستم در [حل] این مشکلات به آن‌ها کمک کنم".»

اما آیا شخصی در ایران هست که نداند، اگر زندگی مردم کشورمان از نظر اقتصادی یا کمبود کالاهای حیاتی مانند برخی داروها و ... به سختی سپری می‌شود، دلیل عمده و اصلی آن خباثت و رفتار دشمنانه کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ است؟!

نباید این نکته را فراموش کرد که ایران با وجود اعمال تحریم‌های مختلف آمریکا در طول چند دهه گذشته از آغاز انقلاب و با وجود تعهداتی که در داخل کشور چندان خوش‌آیند هم نیست، به دلیل اثبات حسن نیت خود، راضی به امضا و اجرای توافق‌نامه اقدام مشترک یا همان برجام هسته‌ای شد؛ قراردادی که همین چند روز پیش، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارشی بار دیگر اذعان نمود که کشورمان همچنان نیز به تعهداتش در قبال آن وفادار است.

اما از طرف مقابل این وفای به عهد از سوی ایران، با چه رفتاری از سوی آمریکا و شخص ترامپ همراه بوده است و پاسخ حسن نیت جمهوری اسلامی را کاخ سفید، چگونه داده است؟!

دونالد ترامپ از همان اولین روزهای ورودش به کاخ سفید، بر روی معاهده‌ای که با امضای سران چندین کشور از شرق و غرب و تصویب نهادهایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شورای امنیت سازمان ملل و ... جنبه بین‌المللی یافته بود، پا گذاشت و نه تنها به تعهدات کشورش در قبال آن عمل نکرد، بلکه با خروج از برجام، تحریم‌هایی به مراتب سنگین‌تر از دوران پیش از توافق را علیه کشورمان عملی ساخت.

کاخ سفید از طرفی چاقوی تیز تحریم‌های خود را بر گلوی مردم ایران فشار می‌دهد و از طرفی مدعیست که دوست ایران و نگران مردم کشورمان است و از علاقه خود برای مذاکره سخن می‌گوید و انتظار دارد که طرف مقابل به این بازی از پیش باخته تن دهد؛ اما آیا جز عوامل رادیو فردا، کسی این ادعا را خواهد پذیرفت؟!


مذاکره، تنها راه نجات ایران!

فصل دوم این سریال به ابراز علاقه جدی و آشکار آمریکا برای مذاکره با ایران اختصاص دارد؛ جایی که مقامات مختلف کاخ سفید و البته رسانه‌های تحت امرشان، «مذاکره» را تنها راه نجات ایرانیان معرفی می‌کنند.

رادیو فردا در گزارشی با تأکید بر این موضوع، نوشته است: «مورگان اورتگاس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، دوشنبه ۲۰ خرداد گفته است، حل اختلافات بین واشینگتن و تهران تنها از طریق دستیابی به یک توافق "جدید و بهتر" میسر است که همه تهدیدهای ایران را به طور کامل شامل شود. خانم مورگان اورتگاس در بیانیه‌ای با اشاره به سفر وزیر امور خارجه آلمان به ایران و همچنین سفر نخست وزیر ژاپن به تهران در دو روز آینده اظهار داشت، آمریکا و متحدانش در خصوص اقدام برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هیچ اختلافی ندارد. وی تاکید کرده است که ایالات متحده و همپیمانانش در مورد تهدید برنامه موشکی و فعالیت‌های تروریستی حکومت ایران و همچنین نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی توافق دارند.»

جالب است که این رسانه فارسی زبان، علاقه آمریکا به مذاکره با ایران را به سفر نخست وزیر ژاپن به کشورمان و دیدارش با مقامات ارشد جمهوری اسلامی مرتبط ساخته و با اعلام خبر این سفر، به نوعی ابراز امیدواری می‌کند که وی بتواند نقش میانجی را برای جلب رضایت ایران ایفا کند.

رادیو فردا در این باره خبر می‌دهد: «هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان که به تهران سفر کرده است روز دوشنبه با حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران دیدار کرد. شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن هم قرار است روز چهارشنبه هفته جاری به تهران سفر کند.»

اما باید به این نکته توجه داشت که اصرار بر یک راه‌حل و بزرگنمایی اهمیت آن وقتی مؤثر است که پیشتر طرف مقابل، آن را تجربه نکرده باشد؛ آیا در خصوص مذاکره برای ملت ایران، این موضوع صدق می‌کند؟!

در شرایطی رادیو فردا و مقامات آمریکایی پافشاری می‌کنند که مذاکره را راه نجات و البته تنها راه نجات ایران توصیف کنند که پیشتر به دلیل اعتماد به این نوع ادعاها و اثبات حسن نیت جمهوری اسلامی، کشورمان به این روش تن داده و پس از مدت‌های مستمر و طولانی مذاکراتی که با حضور سران چندین کشور برگزار شد، و پس از تعهداتی که کشورمان متقبل شد و به آن وفادار ماند، آیا نتیجه‌اش مورد رضایت مردم ایران است؟!

امروز تحریم‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی که آمریکا علیه کشورمان اعمال می‌کند، حتی به مراتب سنگین‌تر از دوران قبل از توافق برجام است و این نتیجه مذاکره با کاخ سفید است.

بعلاوه، آمریکا فقط در قبال مذاکره با ایران، واقعیت چهره سیاسی خود را نمایان نساخته، بلکه در موارد مختلفی از قبیل مذاکرات صلح سوریه، مذاکره با کره شمالی، مذاکرات صلح افغانستان و ... نتایج حاصل نشان می‌دهد که کاخ سفید از مذاکره فقط به عنوان ابرازی برای رسیدن به اهداف خودش استفاده می‌کند و در هیچ‌کدام از موارد ذکر شده، عایدی خاصی شامل حال طرف دوم مذاکره نشده است.

با این وجود، سؤال اصلی اینست که چرا مقامات کاخ سفید، مردم ایران را آن‌قدر ساده تصور می‌کنند که از یک سوراخ دوبار نیش بخورند و مجدداً پای میز مذاکره با دولتی بنشینند که حتی به امضای هم‌قطاران خودش هم وفادار نیست؟!


دلخوشی آمریکا به پیام‌رسان ژاپنی!

داستان علاقه کاخ سفید برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره دلخواهش، با سفر نخست‌وزیر ژاپن به کشورمان به شکل جدی‌تری نمایان گردید؛ جایی که هم اظهارات خاص مقامات مختلف آمریکایی و هم نوع اطلاع‌رسانی خبری رسانه‌های مختلف نشان می‌داد که کاخ سفید به واسطه‌گری ژاپن برای مجاب‌کردن ایران برای نشستن پای میز مذاکره امیدوار هستند و یکی از اهداف اصلی این سفر، همین میانجی‌گری و انتقال پیام کاخ سفید به مقامات ایرانی است.

رادیو فردا در گزارشی به این موضوع اذعان نموده و نوشته است: «مورگن اورتگاس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۲۲ خرداد با اشاره به سفر نخست وزیر ژاپن به تهران گفته است که از تلاش‌های وی جهت کاهش تنش در منطقه حمایت می‌کند. شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن روز چهارشنبه وارد تهران شد و با حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران دیدار و گفت وگو کرد. آقای شینزو آبه قرار است روز پنجشنبه با علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی دیدار کند. خانم اورتگاس اظهار داشت: از هر آنچه که نخست وزیر ژاپن و یا هرکس دیگری بتواند انجام دهد، حمایت می‌کنیم. ما چند هفته پیش در اوج تنش‌ها هم گفتیم که جامعه بین‌المللی برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها توسط حکومت ایران این پیام را منتقل کند که مقابله جویی نظامی تحمل نخواهد شد و این پیامی است که امیدواریم متحدان ما به ارسال آن ادامه دهند. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا همچنین گفت: همانطور که روز دوشنبه گفتیم، ما مطمئنیم که وزیر امور خارجه آلمان این پیام را منتقل کرد و مطمئن هستیم که نخست وزیر ژاپن هم این پیام را منتقل می‌کند.»

در هفته گذشته حضور نخست‌وزیر ژاپن در ایران، آن هم پس از چندین دهه، در شرایطی به نوعی با هدف میانجی‌گری میان ایران و آمریکا و جلب رضایت کشورمان برای مذاکره مجدد با کاخ سفید صورت گرفت که او اولین واسطه اعزامی کاخ سفید برای پیگیری این هدف نبوده است.

در همین چند وقت پیش شاهد سفرهای متعدد مقامات اروپایی، از جمله آلمان و انگلیس و البته مقامات سیاسی اتحادیه اروپا به کشورمان بودیم که در تمامی موارد فوق، بسیاری از رسانه‌ها، آنان را حامل پیام دولت آمریکا برای ایران معرفی می‌کردند.

از طرفی حکومت‌های همسایه ایران نیز، از جمله عراق، عمان و ... بارها نشان دادند که علاقه زیادی برای ایفای نقش میانجی میان کشورمان و ایالات متحده آمریکا دارند و این اولین بار نیست که آمریکا برای انتقال پیام‌های خود به مقامات جمهوری اسلامی دست به گریبان سایر کشورها می‌شود.

البته که موضوع سفر نخست‌وزیر ژاپن برای کاخ سفید متفاوت‌تر از همه این‌هاست و بیش از همیشه بر روی این میانجی حساب کرده‌اند، زیرا همانطور که گفته شد، این اولین سفر مقام سطح اول ژاپن یه کشورمان پس از چندین دهه است و به همین دلیل کاخ سفید امیدوار بوده که بتواند اثر بیشتری نیز بر مقامات ایرانی بگذارد؛ اما همانطور که در ادامه خواهیم دید، همه چیز با بصیرت رهبری معظم انقلاب به نحوی متفاوت رقم خورد تا شاید برای مدت طولانی خیالات ضد ایرانی آمریکا از هم بپاشد.


پایان یک رؤیای آمریکایی، با اقتدار رهبری ایران

اما فصل پایانی این سریال نیز با سفر نخست وزیر ژاپن به کشورمان رقم خورد؛ جایی که با اقتدار کامل مقامات ایرانی، بخصوص رهبری معظم انقلاب، امیدهای ترامپ و کاخ سفید برای مذاکره مجدد با ایران به طور کامل ناامید شد و کار به جایی رسید که رئیس جمهور آمریکا با ادعایی که بیشتر شبیه فرار رو به جلو برای عدم پذیرش واقعیت بود، از عدم آمادگی طرفین برای مذاکره سخن گفت؛ گویی که از ابتدا هم امید و علاقه‌ای به مذاکره با کشورمان نداشته است!

رادیو فردا در گزارشی که به بازتاب این واکنش ترامپ اختصاص داده بود، نوشته است: «پس از آن که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن، پیشنهاد مذاکره با ایالات متحده را رد کرد، دونالد ترامپ اعلام کرد که او نیز باور دارد، برای دستیابی به یک توافق با تهران "خیلی زود" است. ایران می‌گوید شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن، حامل پیام رئیس‌جمهوری آمریکا برای آیت‌الله خامنه‌ای بوده است. سایت آقای خامنه‌ای نیز ویدئوی کوتاهی از دیدار وی با نخست‌وزیر ژاپن منتشر کرده است که او می‌گوید: "من شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمی‌دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم". به دنبال این تحول، آقای ترامپ در متنی توئیتری ضمن قدردانی از شینزو آبه برای سفر به ایران و دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: "به شخصه احساس می‌کنم که حتی فکر دستیابی به یک توافق هم خیلی زود است". وی در ادامه افزود: "نه آنها آماده‌اند و نه ما"».

اما همانطور که در بالا به شکل‌های مختلفی مورد بررسی قرار دادیم، دیدیم که دونالد ترامپ به شدت به دنبال کشاندن ایران به پای میز مذاکرات جدید و رسیدن به توافقی جدید بود و بارها به بهانه‌هایی مختلف این علاقه خود را هم ابراز کرد، اما چه شد که اکنون از عدم آمادگی آمریکا و ایران برای انجام مذاکره و توافق جدید سخن می‌گوید؟! و چرا رادیو فردا در تلاش است که با بازتاب این نوع سخنان از روی شکست، وانمود کند که وی از ابتدا هم امید و علاقه‌ای به این ماجرا نداشته است؟!

پاسخ تمام این سؤالات در دیدار نخست وزیر ژاپن با رهبری معظم انقلاب نهفته است؛ دیداری تاریخی که بیش از آن که سابقه و منحصربه‌فرد بودن خود دیدار، محتوای آن به تاریخی بودنش جلا بخشید.

موضع‌گیری قاطعانه و مبتنی بر منطق رهبری کشورمان در مواجهه با نخست‌وزیر ژاپن به قدری اثرگذار بود و بر واقعیت تکیه داشت که نه تنها مقام ژاپنی از شرمسازی توان واکنش عجیبی نیافت، بلکه خود دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هم بعد از مدت‌ها تلاش، از تغییر جایگاه و نگرش ملت و مقامات کشورمان در برابر زورگویی ناامید شده و در واکنش خود این ناامیدی را ابراز کرده است؛ هرچند نباید از این نکته نیز غافل بود که نوع اثربخشی سخنان رهبری معظم انقلاب به گونه‌ای بود که حتی نفوذ کلام ایشان در نخست‌وزیر ژاپن و توصیه‌هایی که داشتند، می‌تواند به آینده این کشور و خروجش از زیر استعمار آمریکا هم کمک کند.

رهبری کشورمان در بخش‌هایی از دیدار اخیر خود با نخست‌وزیر ژاپن فرمودند: «ما در حسن‌نیت و جدی بودن شما تردیدی نداریم اما درخصوص آنچه از رئیس‌جمهور آمریکا نقل کردید، من شخص ترامپ را شایستهٔ مبادلهٔ هیچ پیامی نمی‌دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد.
جمهوری اسلامی ایران به مدت پنج، شش سال در موضوع هسته‌ای با آمریکا و اروپایی‌ها در قالب ۱+۵ مذاکره کرد و به یک نتیجه هم رسید، اما آمریکا زیر این توافق و قرارداد قطعی زد، بنابراین کدام فرد عاقلی است که دوباره با کشوری که زیر تمام توافقها زده، مذاکره کند؟
ما با سلاح هسته‌ای مخالفیم و فتوای شرعی من حرام بودن ساخت سلاح هسته‌ای است اما این را بدانید که اگر ما قصد ساخت سلاح هسته‌ای داشتیم، آمریکا هیچ کاری نمی‌توانست بکند و اجازه ندادن آمریکا، هیچ مانعی ایجاد نمی‌کرد.
آمریکا به‌هیچ‌وجه صلاحیت حرف زدن دربارهٔ اینکه کدام کشور سلاح هسته‌ای داشته باشد یا نداشته باشد، ندارد زیرا آمریکا چند هزار کلاهک هسته‌ای در انبارهای خود دارد.
ما به‌هیچ‌وجه تجربهٔ تلخ مذاکرهٔ چند سال اخیر با آمریکا را تکرار نخواهیم کرد.
ما به لطف خداوند، بدون مذاکره با آمریکا و با وجود تحریم هم به پیشرفت خواهیم رسید.
ژاپن کشور مهمی در آسیا است و اگر به گسترش روابط با ایران تمایل دارد باید ارادهٔ قاطع خود را نشان دهد، همان‌گونه که برخی کشورهای مهم این اراده را نشان داده‌اند.»



ادعایی ضد ایرانی که در خود آمریکا هم خریدار ندارد

اما با عبور از موضوع «مذاکره»، به مبحث دیگری می‌رسیم که باز هم به نوعی آمریکا در آن نقش آفرینی کرده و با این بهانه به دنبال فضاسازی علیه کشورمان بوده است؛ جایی که وقوع انفجار دو نفتکش در دریای عمان، عامل اتهام‌زنی مقامات آمریکایی و متحدانشان به جمهوری اسلامی بود و در صورتی که طبق معمول هیچ سندی برای اثبات اتهاماتشان علیه ایران وجود ندارد، مدام تأکید می‌کنند که عاملیت این انفجارها حملاتی بوده که کشورمان آن‌ها را صورت داده است.

رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی از گزارش‌های پرتعداد خود با پرداختن به این موضوع نوشته است: «وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۲۳ خرداد جمهوری اسلامی ایران را مستقیماً مسئول حمله به دو نفتکش در دریای عمان معرفی کرد. مایک پومپئو در گفتگو با خبرنگاران که به طور زنده از سایت وزارت خارجه آمریکا پخش می‌شد، اظهار داشت: "ارزیابی دولت ایالات متحده این است که جمهوری اسلامی ایران مسئول حملاتی است که امروز در دریای عمان صورت گرفت". وی تاکید کرد: "این ارزیابی بر اساس اطلاعات امنیتی، سلاح‌های مورد استفاده، سطح تجربه مورد نیاز برای این حمله، حملات اخیر مشابه ایران علیه کشتیرانی و این واقعیت که هیچ گروه نیابتی در منطقه منابع و کارایی برای دست زدن به چنین اقدام پیچیده‌ای ندارد، صورت گرفته است". وزیر خارجه آمریکا شماری از حملاتی که می‌گوید ایران در ماه‌های گذشته در خاورمیانه انجام داده است را فهرست کرد و افزود که ایران جریان نفت از تنگه هرمز را مختل کرده است. به گفته وی، "حملات ایران بخشی از کارزار این کشور برای افزایش تنش در منطقه و تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی است".»

اما جدای از این واقعیت که نه تنها ایران در انجام این انفجارها دستی نداشته، بلکه با عکس‌العمل به موقع و یاری‌رسانی به خدمه این نفتکش‌ها در نجات جان آن‌ها و کاهش خسارات وارده بسیار اثرگذار بوده است، اتهام وارده به جمهوری اسلامی به قدری بی‌اساس است که حتی دوستان آمریکا هم نتوانسته‌اند آن را باور کنند.

در یکی از این اتهام‌زنی‌ها، مقامات آمریکایی مدعی شدند که ایران با مین عامل انفجار در نفتکش‌ها بوده که این ادعا حتی از سوی مالکان این کشتی‌های تجاری با واکنش همراه شد؛ طبق گزارش دیلی‌بیست، مالک ژاپنی این کشتی در جریان یک کنفرانس خبری در توکیو روز جمعه، سخنان مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، را زیر سؤال برد.

"کاتادا" گفته "بر خلاف ادعای آمریکا کشتی کوکوکا توسط یک شیء پرنده هدف قرار گرفته نه توسط مین. به نظر می‌رسد یک شیء به سمت آنها پرواز کرد. این شیء، باعث ایجاد حفره مورد نظر [در بدنه کشتی] شد. گزارشی که من دریافت کردم این است. به نظر می‌رسد به احتمال زیاد این کشتی‌ها توسط یکشی پرنده هدف قرار گرفته‌اند. محل اصابت، کاملاً بالای آب است. فکر نمی‌کنم اژدر بوده باشد."

"هایکو ماس"، وزیر امور خارجه آلمان نیز در همین رابطه گفته است: "این ویدئو کافی نیست. بله، ما می‌توانیم بفهمیم که در این ویدئو چه اتفاقی می‌افتد، اما نمی‌توان با آن به نتیجه گیری نهایی رسید. این ویدئو برای من کافی نیست."

"ناتالی توچی"، از مشاوران ارشد "فدریکا موگرینی"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا شخص دیگریست که به اددعای وقیحانه آمریکا مبنی بر دخالت ایران در انفجار نفتکش‌ها در دریای عمان واکنش نشان داده و تأکید می‌کند: "ما قبل از اینکه کسی را مقصر کنیم، به ادله موثق نیاز داریم. اینکه آنها در زمان حضور «آبه شینزو»، نخست‌وزیر ژاپن در تهران به یک کشتی ژاپنی حمله کنند «کار چندان معقولی نیست.»."

جالب اینجاست که حتی بسیاری از تحلیل‌گران و رسانه‌های مطرح جهان، در واکنش خود به این ماجرا نظری کاملاً معکوس با مقامات کاخ سفید داشتند و حتی بسیاری بر این عقیده بودند که آمریکا خود یکی از عوامل پشت پرده این ماجراست و اهداف متفاوتی از این فضاسازی علیه ایران داشته است.


تاریخی که فراموش نمی‌شود

بخش بعدی مجله این هفته را به یکی دیگر از ادعاهای ضد ایرانی مقامات آمریکا در هفته اخیر اختصاص داده‌ایم؛ جایی که مشاور رئیس جمهور آمریکا، جمهور اسلامی به چهل سال خرابکاری و ترور در منطقه متهم کرده و رادیو فردا نیز همانند یک بلندگو، ادعای پوچ وی را بازتاب داده است تا بیش از پیش جایگاه ضد ایرانی و خائنانه خود به ملت ایران را نمایان سازد.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در پی گسترش تحریم‌های آمریکا علیه ایران روز جمعه ۱۷ خرداد به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داد که به "حاکمیت ۴۰ ساله ترور" پایان دهند. روز شنبه وزرات خزانه‌داری ایالات متحده شرکت پترشیمی ایران و همچنین ۳۳ شرکت اقماری این شرکت را به اتهام حمایت از سپاه پاسداران به فهرست تحریم‌های خود اضافه کرد. آقای بولتون با اشاره به این تحریم‌ها در صفحه توییتر خود نوشت که "ایران پول خود را صرف تأمین منابع مالی تروریسم و اقدام به ترور می‌کند و این امر به مشکلات جدی اقتصادی منجر شده که بدتر هم خواهد شد". وی سپس اضافه کرد: "رئیس جمهوری [ایالات متحده] به ایران این فرصت را داده که به دنبال آینده بهتری باشد، اما این رژیم در وهله اول باید به ۴۰ سال حاکمیت ترور پایان دهد."»

اما آیا با این نوع ادعاهای بچگانه و عوام‌فریبانه، می‌شود تاریخ را وارونه ساخت یا حتی عوام مردم را تحت تأثیر قرار داد؟!

مردم ایران با سابقه همبستگی ملی و اتحادی که در طول سالیان مختلف، در عرصه‌های مختلف حضور خود را به رخ جهانیان کشیده‌اند، قطعاً واقعیت‌ها را از نزیک لمس کرده‌اند و مردم سایر کشورهای منطقه و جهان نیز به همین اندازه، واقعیات جامعه خود را می‌دانند.

آیا کسی هست که نداند در طول چندین دهه گذشته، ایران خود قربانی ترور بوده و برای مقابله با تروریسم خون‌ها داده است؟!

آمارهای موجود که البته کامل هم نیست نشان از این موضوع دارد که از آغاز انقلاب بیش از 17160 نفر در کشورمان جانشان را در عملیات‌های تروریستی از دست داده‌اند و به نوعی قربانی ترور بوده‌اند و آیا بر کسی پوشیده است که در تمامی این عملیات‌ها، چه آنان که منافقین یا به قول غربی‌ها مجاهدین خلق عاملیتش را بر عهده داشتند، چه آنان که گروه‌های مختلفی مانند جیش‌العدل، داعش و ... مرتکب شده‌اند، ایالات متحده مستقیم و غیرمستقیم دخیل بوده است؟!

از طرفی، وقتی داعش به عنوان نماد تروریسم در منطقه تحت حمایت و هدایت آمریکا سربرآورد و جنایاتش را وحشیانه گسترش داد، این جمهوری اسلامی ایران بود که با ایستادگی در کنار مردم سوریه و عراق، در خط مقدم نبرد با آن‌ها حضور داشت و در مسیر مقابله با تروریسم شهید داد.

ارتباط میان کاخ سفید با گروه‌های تروریستی مختلف از القاعده و طالبان گرفته تا داعش و جبهه‌النصره و ...، یا گروه‌های مختلف تروریستی ضد ایرانی از قبیل مجاهدین خلق، جیش‌العدل، کوموله، پژاک و ... در چهل سال اخیر به اندازه‌ای آشکار بوده که جای تردیدی باقی نگذاشته است؛ وقتی گروهی مانند منافقین که بیش از 12 هزار نفر در ایران را به شهادت رسانده است و جنایات تروریستی مختلفی را علاوه بر ایران در عراق و ... مرتکب شده، به راحتی نه تنها از لیست گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی دولت آمریکا خارج می‌شود، بلکه مقامات ارشد آمریکایی به پای ثابت جلساتشان تبدیل می‌شوند، دیگر واقعیت غیر قابل انکار است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد ترور، ابزار دست آمریکا برای اعمال سیاست‌هایی است که استقلال ایران اسلامی مانع تحققشان بوده است.


وقاحت از جنس یک جاسوس!

اما وقاحت در ماجراهای ضد ایرانی محصوص آمریکایی‌ها نیست، بلکه هر شخصی که به نوعی در راستای سیاست‌های آمریکا قرار می‌گیرد هم به این مشکل مبتلا می‌شود؛ یکی از این افراد "نزار زکا"، جاسوس لبنانی – آمریکایی است که اخیراً با بخشش جمهوری اسلامی از زندان آزاد شده و از ایران خارج شده است، اما پس از آزادی به جای قدردانی از نوع رفتار حکومت و دستگاه قضائی در ایران، با وقاحت به بیان اظهاراتی معترضانی و دروغین و فضاسازی منفی علیه کشورمان پرداخته است که رادیو فردا نیز طبق معمول از بازتاب این نوع اظهارات غافل نبوده است.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی به این موضوع پرداخته و می‌نویسد: «نزار زکا، شهروند لبنانی که تابعیت آمریکا دارد، ساعاتی پس از آزادی و ورود به بیروت، شدیداً از ایران انتقاد کرد و گفت که او "ربوده و خودسرانه بازداشت شده و محاکمه‌اش نمایشی بوده است". آقای زکا روز سه‌شنبه ۲۱ خرداد پس از چهار سال زندانی بودن در ایران، آزاد شد و بلافاصله همراه با عباس ابراهیم، مدیر اداره کل امنیت عمومی لبنان، که برای تحویل گرفتن وی به تهران آمده بود با یک پرواز خصوصی به بیروت رفت. او مستقیماً از فرودگاه به کاخ ریاست‌جمهوری لبنان رفت و با میشل عون، رئیس‌جمهوری، و خانواده‌اش ملاقات کرد. زکا که متخصص آی‌تی و از مدافعان آزادی اینترنت است، در اولین اظهارنظرش پس از آزادی گفت که بیش از هر زمان دیگری عزم خود را برای مبارزه در راه آزادی بیان جزم کرده است.»

"نزار زاکا"، تبعه آمریکایی-لبنانی که به اتهام جاسوسی در ایران بازداشت شده و مورد محاکمه قرار گرفته است؛ بر اساس شواهد و اظهارات نهاد قضائی کشورمان، جرائم و اتهامات وارده به این مجرم کاملاً اثبات شده است و بر همین اساس حکم 10 سال زندان برای وی صادر گردید که از سال 2016 میلادی اجرایی شده است.

هم نحوه بازداشت و محاکمه وی، هم وضعیت این مجرم در دوران زندان و هم نحوه آزادی و بازگشتش به لبنان کاملاً بر اساس قانون و در سطح استاندارد صورت گرفته است که جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد.

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه در این باره می‌گوید: «ساعت قبل یک خبری را در این ارتباط اعلام کردم و گفتم تقاضایی در این مورد برای ما واصل شده است. هم خود محکوم تقاضای آزادی مشروط داشته و هم رئیس جمهور لبنان مکاتبه‌ای انجام داده و تقاضای مساعدت در ارتباط با این شهروند و تبعه کشور خود را داشتند. این تقاضاها در چارچوب ضوابط و مقررات قانونی بررسی می‌شود. تمام هنر ما اجرای قانون است و هچ مصلحتی را برتر از اجرای قانون نمی‌شناسیم. این تقاضا را در چارچوب قانون بررسی کردیم. این تقاضا را از سیکل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و عزیزان‌مان در حزب الله لبنان بررسی کردیم. موضوع را به دادگاه ارجاع دادیم و برابر قانون کسانی که تا 10 سال حبس داشته باشند و حداقل یک سوم دوران مجازات خود را سپری کنند و قرائن و اماراتی باشد که بعد از آزادی مرتکب جرم نشوند، قاضی می‌تواند حکم آزادی مشروط صادر کند. از آنجایی تقاضای این فرد را داشتیم و در دوران حبس، حسن رفتار داشت و با درخواست رئیس جمهور و تقاضای حزب الله لبنان مطمئن شدیم بعد از آزادی مرتکب جرم نمی‌شود، دادگاه امروز با آزادی مشروط نزار زاکا موافقت کرد و نامبرده تحویل نمایندگان کشور لبنان خواهد و این یک فرایند کاملاً قضایی و هیچ موضع سیاسی در این فرایند مطرح نیست.»

محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، پیش از ظهر امروز در واکنش به اظهارات نزار زاکا اظهار داشت: ‌«اسناد و مدارک محکومیت این فرد را در دست داریم و اگر لازم باشد، مصاحبه، فیلم‌ها و مستندات را منتشر می‌کنیم. این فرد با وساطت دولت لبنان و حزب‌الله آزاد شد و با آزادی مشروط به کشورش بازگشت. نزار زاکا بخشی از دوران محکومیتش را در کشورمان گذرانده و به جای تقدیر و تشکر از جمهوری اسلامی و نظام قضایی ایران، رویکرد بسیار ناجوانمردانه‌ای را در پیش گرفته است. زاکا اگر بخواهد به روش کنونی خود ادامه دهد دستگاه قضایی ایران اسناد و مدارک خود را منتشر خواهد کرد.‌»


سقوط در شاخص جهانی صلح، به اتهام مبارزه با تروریسم!

موضوع پایانی مورد بررسی در مجله این هفته رادیو دیروز را به یکی دیگر از موضوعات قابل توجهی اختصاص داده‌ایم که رادیو فردا در فعالیت‌های اخیر خود به آن پرداخته است؛ جایی که مؤسسه بین‌المللی صلح و اقتصاد به عنوان بهانه‌ساز و ساخص جهانی صلح به عنوان بهانه برای فضاسازی علیه کشورمان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در گزارشی نوشته است: «موسسه بین‌المللی صلح و اقتصاد در تازه‌ترین گزارش خود از "شاخص جهانی صلح" می‌گوید، جایگاه ایران افتی ۹ پله‌ای در سال ۲۰۱۸ داشته است. بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۲ خرداد در سایت رسمی آن منتشر شده، ایران بعد از نیکاراگوئه، بورکینافاسو و زیمبابوه بیشترین افت جایگاه شاخص صلح در جهان را داشته است. این گزارش می‌افزاید، برای دومین سال متوالی (۲۰۱۷ و ۲۰۱۸) جایگاه ایران در شاخص صلح جهانی افت کرده و در سال گذشته ۱۳۹-مین جایگاه را در میان ۱۶۳ کشور داشته و در "وضعیت نارنجی" قرار دارد. این گزارش کشورها را از لحاظ شاخص صلح به چهار قسمت دسته‌بندی کرده است: سبز، زرد، نارنجی و قرمز. موسسه بین‌المللی صلح و اقتصاد مولفه‌های مختلفی را در برآورد خود لحاظ می‌کند، از جمله تنش‌های خارجی. ایران از لحاظ تنش‌های خارجی بیشترین افت جایگاه را در میان تمام کشورهای جهان داشته است. این گزارش به خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت پارسال و تبعات تنش‌زای آن اشاره کرده، اما گفته است که علت اصلی افت جایگاه ایران در شاخص جهانی صلح ادامه درگیری این کشور در جنگ سوریه است.»

البته نکته قابل توجه در این گزارش دلیل اعلام شده برای سقوط ایران در شاخص جهانی صلح است؛ جایی که نقش ایران در تحولات سوریه مطرح شده است، در حالی که خود همین موضوع گویای تلاش جدی ایران برای احیای صلح در سطح منطقه و جهان است.

همانطور که در بالا نیز به آن اشاره شد، حضور ایران در خظ مقدم نبرد با تروریسم در کنار مردم سوریه و خون شهدای مدافع حرمی که در این مسیر ریخته شده است، نشان می‌دهد صلح و آرامش در منطقهو جهان تا چه میزان برای جمهوری اسلامی حیاتی و با اهمیت است.

اگر امروز نمایندگان این مؤسسه بین‌المللی سفری کوتاه به سوریه داشته باشند و ضمن بازدید از مناطقه مختلف این کشور، پای سخنان اقشار مختلف مردم بنشینند، قطعاً به خود این حق را نخواهند داد که حضور ایران در کنار مردم سوریه را تخریب صلح در جهان بنامند؛ مردمی که با اثربخشی ایران در میدان نبرد با تروریسم، امروز به سرزمین‌ها و خانه‌های خود بامی‌گردند و بدون ترس از داعش و دیگر جنایت‌کاران، با آرامش به فکر ساختن آینده هستند؛ قطعاً بازی کودکان سوری در خیابان‌های مناطقی که تا چند وقت پیش میدان جنایت تروریست‌ها بود، بهترین نماد برای صلحی است که ایران به آنان هدیه داده است.

با این تفاسیر، آنقدر پوچ و بی‌اساس بودن این گزارش واضح است که توضیح بیشتر نوعی بی‌احترامی به شعور مخاطبین است.


آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و چهل و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از خرداد ماه 1398 (15 الی 23 خرداد ماه 1398) پرداخته است.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *