چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ تهران ۱۳:۱۲ - ۲۲ مه ۲۰۱۹
 
جمعه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۸
ساعت ۱۹:۰۲
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 243)
1398/02/08 الی 1398/02/16

دویست و چهل و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
دویست و چهل و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در دویست و چهل و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از اردیبهشت ماه 1398 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
دومین هفته از دومین ماه 1398، همانند هفته‌های گذشته با پستی و بلندی‌های بسیاری مواجه بود که هر کدام به خبری تبدیل شدند و هر خبر به شکلی خاص توسط ابزارهای رسانه‌ای دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بازتاب داده شد تا شاید بهانه‌ای باشند که آن‌ها را به اهدافشان نزدیک‌تر کند.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و چهل و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از اردیبهشت ماه سال 1398 (08 الی 16 اردیبهشت ماه 1398) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و چهل و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل دلواپسی‌های متنوع صنفی رادیو فردا برای جامعه ایرانی از معلمین گرفته تا کارگران و مطبوعات، ورود خاص این رسانه فارسی زبان به ماجرای قتل طلبه همدانی، تکرار اعترافات بین‌المللی به ناکامی تحریم نفتی ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


هفته نگرانی‌های صنفی رادیو فردا

یکی از اتفاقات پر تکراری که در این هفته با آن مواجه بودیم، تلاش رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای بهره‌برداری از موضوعات صنفی در ایران برای فضاسازی منفی علیه کشورمان و البته دلسوز نشان دادن خود و اربابانش برای این اقشار مختلف بود؛ جایی که در این هفته از معلمین گرفته تا کارگران، اهالی مطبوعات و ...، هر کدام به شکلی، مخاطب این دلواپسی رادیو فردا قرار گرفتند و ما نیز به همین دلیل، اولین بخش از این شماره مجله هفتگی رادیو دیروز را به بررسی همین موارد اختصاص داده‌ایم:


معلمینی که دیده نمی‌شوند؟!

یکی از اصنافی که در این هفته مورد دلسوزی رادیو فردا قرار گرفتند، معلمین کشورمان بودند؛ جایی که این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا، با بهره‌برداری از برخی اعتراضات صنفی صورت گرفته در روز بزرگداشت مقام معلم، با شایعات همراه با بزرگنمایی و حاشیه‌سازی، از برخورد شدید با معلمین ایرانی خبر داده و وضعیت آن‌ها را اسف‌بار توصیف می‌کند.

رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود نوشته است: «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از بازداشت شماری از معلمان در تجمعات روز معلم خبر داده که در استان‌های مختلف کشور برگزار شده است. بر اساس گزارش‌های رسیده، گروهی از معلمان ایرانی روز پنج‌شنبه ۱۲ اردیبهشت در اعتراض به عدم تحقق مطالبات صنفی خود مقابل ادارات آموزش و پرورش در استان‌های یزد، تهران، همدان، مازندران، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمانشاه، اصفهان، کردستان، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، البرز و گیلان دست به تجمع زدند. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران که فراخوان برگزاری این تجمع‌ها را داده بود اعلام کرد که نیروهای امنیتی در پایان این تجمع در تهران، اقدام به بازداشت رسول بداقی و محمد فلاحی، از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، کردند. اما یک فعال صنفی معلمان ایران در گفت‌وگو با رادیو فردا شمار بازداشتی‌ها را بیشتر عنوان کرد و اظهار داشت که علاوه بر این دو فعال حقوق معلمان، چندین نفر دیگر نیز در جریان تجمع‌های روز پنجشنبه بازداشت شده‌اند. این منبع که نخواست به نام او اشاره شود همچنین گفت سه معلم زن که بازداشت شده بودند، آزاد شده‌اند.»

اما همانطور که بارها در گذشته به این موضوع پرداختیم، باید در دو بخش این نوع گزارش‌های جهت‌دار صنفی رادیو فردا را مورد بررسی قرار داد؛ بخش اول میزان حقیقت داشتن آن چیزی که در گزارش‌هایش منتشر می‌کند بوده و بخش دوم به واقعیت جامعه میزبان این رسانه یعنی آمریکا در همین مورد خاص باز می‌گردد که با سکوت رادیو فردا همراه شده است.

در خصوص بخش اول، باید توجه داشت که بازداشت یک فرد که به حرفه معلمی مشغول بوده یا هست، دلیل قانع‌کننده‌ای برای اثبات برخورد امنیتی با معلمین یا اعتراضات صنفی آنان در ایران نیست. البته گاهی هم افرادی با مقاصد سیاسی و ضد امنیتی، اعتراضی کاملاً جهت‌دهی شده و غیر واقعی را پایه‌ریزی می‌کنند که بیشتر به آشوب شبیه است و برخورد با این افراد هم دلیلی بر نقض آزادی معلمین برای اعتراض ضنفی بجا و بحق خود نیست.

اما در خصوص بخش دوم و وضعیت معلمین در خود آمریکا، کافیست به چند گزارش از رسانه‌های مختلف دنیا اشاره کنیم تا عمق واقعیت را در ایالات متحده بیابیم.

مجله تایمز چندی پیش در گزارشی مفصل، به طور ویژه موضوع وضعیت معیشتی قشر معلمین در آمریکا را مورد بررسی قرار داد و در گفتگو با چهار معلم از ایالت‌های مختلف ایالات متحده و بررسی وضعیت زندگی آن‌ها، شرایط را بسیار اسف‌بار دانسته است.

تمام گزارش مفصل مجله تایمز را می‌توان در جمله روی جلدش خلاصه کرد؛ جایی که تصویر «هوپ براون» دبیر تاریخ را نشان می‌دهد که پشت میز مخصوص دانش‌آموزانش در کلاس درسی نشسته و می‌گوید "با فوق لیسانس، ۱۶ سال سابقه کار و دو شغل اضافه، پلاسمای خونم را هم اهدا می‌کنم تا قبوضم را پرداخت کنم."

این معلم آمریکایی در گفتگوی خود با خبرنگار این مجله تأکید کرده است که وضعیت معیشت و حقوق معلمین آمریکایی در حال حاضر به مراتب نسبت به دهه 90 میلادی بحرانی‌تر و اسف‌بارتر است.

«روزا جیمنز»، دبیر مطالعات اجتماعی در لس آنجلس نیز شخص دیگری بود که در گفتگو با مجله تایمز به واقعیت تلخ جامعه معلمین این کشور پرداخت و گفت: "من با فرزندم در یک آپارتمان کوچک بر روی یک تخت با هم می‌خوابیم و با وجودی که تاکنون به دلیل نبود بودجه سه بار از کار معلق شده‌ام، ناگزیرم تا یکهزار دلار هزینه ماهانه را تأمین کنم."

«ناشوندا کوک» آموزگار آمریکایی دیگری که در این گزارش مشارکت داشت هم این گونه شرایطش را توصیف کرد: "با 20 سال تجربه کاری؛ هنوز قادر به تأمین هزینه ماشین و یا اینکه برای درمان سردرد نزد پزشک بروم نیستم .حقوق معلمی کفاف هزینه‌های سرسام آور زندگی در آمریکا را نمی‌دهد و نمی‌توانم برای آینده فرزندم پولی پس از انداز کنم."


کارگران قربانی روز کارگر!

گروهی دیگری که در این هفته مورد لطف رادیو فردا قرار گرفت، قشر کارگر ایرانی است؛ این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در هفته‌ای که گذشت با بازتاب برخی از اخبار غیرموثق مربوط به روز جهانی کارگر در کشورمان و همراه ساختن این اخبار با بزرگنمایی، وضعیت کارگران در کشورمان را غیرقابل قبول توصیف کرده و از برخورد امنیتی با کارگران سخن گفته است.

در گزارشی که رادیو فردا منتشر کرده، نوشته شده است: «گزارش‌ها از تجمع کارگران ایرانی به مناسبت روز جهانی کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی حکایت از بازداشت‌ها ده‌ها تن از آنها و دست‌کم دو گزارشگر دارد. شاهدان عینی روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت در گفت‌وگو با رادیو فردا شمار افراد بازداشت‌شده را بیش از ۳۵ تن عنوان کرده‌اند که بیشتر آنها اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران هستند. به گفته آنها، تجمع‌کنندگان قبل از بازداشت هدف ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند و حتی در مواردی آنها را روی زمین کشانده‌اند. رضا شهابی، حسن سعیدی، وحید فریدونی، محمدعلی اصلاغی، رسول طالب مقدم، اسدالله سلیمانی، ناصر محرم‌زاده و خانم شیری از جمله این بازداشت‌شدگان هستند که شاهدان می‌گویند همگی آنها به مقر پلیس امنیتی در محله گیشا تهران منتقل شده‌اند. همچنین برخی گزارش‌ها عنوان می‌کند که دستکم دو گزارشگر نیز در جریان این تجمع بازداشت شده‌اند که این دو کیوان صمیمی و مرضیه امیری هستند. تصاویری که از تجمع کارگران منتشر شده است نشان می‌دهد که آنها به افزایش قیمت‌ها و تورم معترضند. سویه دیگر خواسته‌های آنان، پافشاری بر حق برخورداری از تشکل‌های مستقل کارگری بوده است. این بازداشت‌ها واکنش سازمان عفو بین‌الملل را به دنبال داشت که این اقدام را "غیرقانونی" و "خودسرانه" نامید. این سازمان در اطلاعیه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شده است، می‌گوید که عوامل حکومت ایران از روز جهانی کارگر پارسال تا امسال "دست به بازداشت صدها نفر از کارگران و مدافعان حقوق کارگران زده‌اند".»

برای درک واقعیت وضعیت کارگران و دلسوزی‌های سیاسی رادیو فردا هم می‌توان همان مسیری که در خصوص قشر معلمین مطرح کردیم را طی کنیم و به دلیل بارز بودن برخی مسائل از قبیل عدم ارتباط بازداشت عناصر ضد امنیتی با قشر زحمت‌کش کارگری و ...، با احترام به شعور مخاطب از تکرار آن خودداری می‌کنیم.

شاید برایتان جالب باشد بدانید که به قدری وضعیت کارگری در طول تاریخ در آمریکا وخیم بوده و به قدری حقوق کارگران کم درآمد در این کشور به دست سرماه داران و دولت مردان پایمال شده است که انتخاب نام روز جهانی کارگر بر روی اولین روز ماه مه میلادی هر سال نیز، به دلیل جنایتی بوده است که در چنین روزی علیه کارگران آمریکایی صورت گرفته است؛ جایی که اولین روز ماه مه ۱۸۸۶ میلادی در آمریکا کارگران بیش از هزار و دویست مجموعه از سراسر این کشور در اعتراض به اجرا نشدن قانون کاهش ساعت کاری به هشت ساعت توسط دولت دست به اعتصاب و راهپیمایی گسترده زدند که در چهارمین روز این اعتراضات و در راهپیمایی عظیم کارگران در شیکاگو که بعضاً آمار شرکت کنندگان در آن را بیش از نود هزار نفر اعلام کرده‌اند، پلیس ایالات متحده با معترضین درگیر شده و عدهٔ قابل توجهی را کشته، مجروح کرده یا به اسارت گرفته بود، اما پلیس آمریکا به قتل عامل کارگران نیز در این روز بسنده نکرد و هشت کارگر که اکثراً مهاجر آلمانی بودند به اتهام این که عامل این درگیری شده‌اند بازداشت نمود که یک نفر به پانزده سال حبس محکوم شد و به جز دو نفر دیگر که در تجدیدنظر به حبس ابد محکوم شدند و یک نفر که قبل از اعدام در اثر خودکشی جان داد، ما بقی به دار آویخته شدند تا لکهٔ ننگ این جنایت تا همیشه بر پیشانی سرمایه داران آمریکایی بماند.

اما این وضعیت همچنان ادامه دارد و با شدت و نوع مختلفی تبعیض علیه قشر کارگر و تضییع حقوق آنان در آمریکا تداوم یافته که بارها هم شاید اعتراضات گسترده و اعتصابات سراسری کارگری در این کشور بودیم که از سال 2012 بر شدت آن افزوده هم شده است؛ اعتصاباتی که بارها فرودگاه‌ها، کارخانه‌های بزرگ، راه‌آهن و ... را در ایالات متحده به تعطیلی کشانده است، اما رادیو فردا آن‌ها را نادیده می‌گیرد.


محدودیت برای مطبوعات!

دلواپسی دیگری که رادیو فردا در این هفته از خود بروز داده است، به مطبوعات ایران بازمی‌گردد؛ جایی که سخنان یک نفر ملاک گزارشی مفصل قرار گرفته و بر اساس آن وضعیت مطبوعات در ایران بسیار بحانی معرفی شده است.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که به این موضوع پرداخته، نوشته است: «مسعود باستانی، روزنامه‌نگار در تهران، وضعیت آزادی بیان در ایران را "بحرانی" توصیف می‌کند: "وضعیت آزادی بیان در ایران به شدت وخیم است. نمونه بارز این رفتار را امروز می‌توانیم در فضای بحران‌زده و پر از فساد ایران ببینیم. قاعدتاً رابطه بین آزادی بیان و فساد، هم در عرصه سیاسی و هم در عرصه اقتصادی، نشان می‌دهد که نتایج این‌گونه محدودیت‌سازی برای رسانه‌ها و نتایج این‌گونه برخوردهای قضایی با روزنامه‌نگاران، فعالین رسانه‌ای و رسانه‌های آزاد که قرار است به عنوان رکن چهارم در جامعه فعالیت کنند و به‌عنوان چشم بینای مردم بر ارکان قدرت نظارت داشته باشند، امکان بیان دیدگاه‌هایشان به صورت آزاد وجود ندارد و این می‌شود که با جامعه‌ای مواجهیم که امثال خاوری‌ها و انواع و اقسام فسادهای سیاسی در آن به وجود می‌آید." گزارشگران بدون مرز می‌گوید سانسور رسانه‌ها و سرکوب روزنامه‌نگاران به اندازه تاریخ جمهوری اسلامی قدمت دارد، به طوری که در یک بازه زمانیِ سی ساله، یعنی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸، دست‌کم ۸۶۰ روزنامه‌نگار در ایران بازداشت، زندانی یا حتی اعدام شدند. بازداشت‌هایی که هنوز هم ادامه دارد و در مواردی به حکم زندان منجر می‌شود.»

جالب است که در سال 1398، این رسانه وابسته به دولت آمریکا و روزنامه‌نگاری که به عنوان وکیل مدافق مطبوعات در این گزارش مطرح شده است، از آماری یاد می‌کند که حتی در صورت واقعیت داشتن هم به چند دهه قبل باز می‌گردد و توجه به همین نکته کافیست که بفهمیم نه فرد مرجع و نه رسانه منتشر کننده این گزارش، واقعیات جامعه ایران را نمی‌دانند و تنها به دلیل اهدافی سیاسی و ابراز خشم و تعصبات سیاسی و مغرضانه، دست به بازگو کردن چنین موضوعاتی می‌زنند.

بد نیست بدانید که مسعود باستانی، خود یک مجرم سیاسی بازداشتی است که نقش آشکاری در آشوب‌ها و اغتشاشات خیابانی سال 1388 و پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران داشت؛ پس نباید انتظار داشت که فردی با چنین سابقه‌ای واقعیت را به زبان آورد؛ به عبارتی وی با طرح چنین مواردی تلاش کرده تا بازداشت خودش را هم به حرفه خبرنگاری مرتبط نشان داده و سابقه ضد امنیتی و مجرمانه‌اش را در پشت این موضوع پنهان نماید.

بعلاوه، وضعیت آزادی مطبوعات در ایالات متحده هم چنان ایده‌آل و رؤیایی نیست، حتی انتقادات و اعتراضات بسیاری را هم به دنبال دارد که از دید رادیو فردا دور می‌ماند یا عمداً دور نگه داشته می‌شود.

در جریان اعتراضات جنبش وال‌استریت، صدها خبرنگار توسط پلیس آمریکا مجروح و شکنجه شدند و چندین برابر آن به زندان افتادند که این تنها یک نمونه از آزادی مطبوعات در این کشور است؛ البته نباید فراموش کرد که در اصول سیاسی و خطوط قرمز، رسانه‌های مختلف و به ظاهر آزاد آمریکایی به شدت تحت نفوذ و نظارت بوده و به قدری این نفوذ گسترده است که هیچ رسانه‌ای بر خلاف این خطوط قرمز گامی برنمی‌دارد تا آزادی ظاهری خود را از دست ندهد.

«مارک گلن»، نوسنده سرشناس آمریکایی در این رابطه می‌گوید: "خط قرمز آمریکا اسرائیل است چرا که سالانه میلیون‌ها دلار به آن‌ها کمک می‌کند. من با هیچ محدودیتی موافق نیستم هرچند معتقدم چیزی به عنوان آزادی مطبوعات در آمریکا وجود ندارد چرا که اگر خبرنگار خلاف اهداف نظام آمریکا رفتار کند بازداشت می‌شود و از او توضیح می‌خواهند."


حمایت رادیو فردا از سلبریتی حاشیه‌ساز

از موضوع صنفی که بگذریم، به حمایت ویژه رادیو فردا از صنف مشهور «سلبریتی» حاشیه‌ساز در ایران می‌رسیم. جایی که «مهناز افشار»، بازیگر معروف و البته پرحاشیه کشورمان مورد دلسوزی و لطف این رسانه فارسی زبان قرار گرفته و تلاش شده است تا برخورد با وی پس از ماجرای قتل طلبه همدانی را غیر قابل قبول و به دور از عدالت نشان دهد.

رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع اختصاص داده، نوشته است: «انجام، در پی کار گروهی چند روزه رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران و برخی فعالان فضای مجازی نزدیک به حاکمیت علیه مهناز افشار، بازیگر سینمای ایران، وی با شکایت یک روحانی به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد. کمپین علیه خانم افشار بعد از آن به راه افتاد که یک روحانی به نام مصطفی قاسمی در نزدیکی یکی از حوزه‌های علمیه در همدان به قتل رسید و باشگاه خبرنگاران جوان فیلمی از فردی بدون هویت منتشر کرد که وی را "دوست قاتل" این روحانی معرفی می‌کرد. اگرچه این فیلم ابتدا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود، انتشار آن با لوگوی باشگاه خبرنگاران جوان، به عنوان یک "سند"، به بازنشر آن در بیشتر رسانه‌های همسو و برخی غیرهمسوی داخل ایران منجر شد. این فرد در ویدئوی یادشده از بهروز حاجیلو که پلیس ایران او را "قاتل" این طلبه معرفی می‌کند، قدردانی کرده و علت این اقدام را نیز درخواست یک روحانی برای شرکت زنان ایرانی در "جهاد نکاح" با نیروهای حشدالشعبی عنوان می‌کند، نیروهایی که مقام‌های ایرانی می‌گویند برای کمک به سیل‌زدگان خوزستانی وارد این استان شده‌اند. توییت این روحانی که نام کاربری او در توییتر "مصطفی حجازی" بود، واکنش مهناز افشار را هم برانگیخت و او از این که عده‌ای مقابل "چنین حقارتی" ساکت مانده‌اند، انتقاد کرد.»

این در شرایطی است که تنها یک حساب توئیت جعلی با نام "مصطفی حجازی" و تصویر یک روحانی ایجاد شده و مطالبی خلاف واقع و حتی خلاف شرع از طریق آن منتشر گردیده است و عده‌ای از جمله این سلبریتی مشهور سینمای ایران، بی‌توجه به واقعیت ماجرا و کورکورانه به آن واکنش نشان داده و به توزیع و تکثیر آن در فضای مجازی سرعت بخشیدند.

اما تنها پس از مدت کوتاهی از این ماجرا، روحانی جوانی که از عکس وی در این حساب توئیتری سوءاستفاده شده بود با انتشار فیلمی رسماً واقعیت را بیان کرد و انتصاب این سخنان خلاف دین و صفحه توئیتری مذکور به خود را شدیداً تکذیب نمود.

"مهناز افشار" یکی از افرادی بود که با واکنش افراطی خود به این توئیت دروغین و دعوت مخاطبین خود به خشونت در واکنش به این دروغ، عامل بحرانی انسانی شده است.

فردی که دست به قتل طلبه همدانی زده، هرچند جزو اشرار و اراذل بوده و سابقه مجرمانه بسیاری دارد اما در پست‌های اینستاگرامی وی، چه قبل و چه بعد از جنایتی که مرتکب گردید، کاملاً مشهود است که از پیام این سلبریتی اثر پذیرفته است.


بهره‌برداری از یک جنایت!

موضوع بعدی هم بی‌ارتباط به آن‌چه در بالا مورد بررسی قرار گرفت، نیست و به بهره‌برداری خاص رادیو فردا از ماجرای قتل طلبه همدانی باز می‌گردد؛ جایی که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با بازتاب یک جمله از رهبری معظم انقلاب در خصوص دسترسی قاتل این طلبه به چندین نوع سلاح، تلاش کرده تا واقعیت جامعه ایرانی را مملو از خشونت و دسترسی به سلاح در کشورمان را آسان نشان دهد.

رادیو فردا در گزارش خود نوشته است: «آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز یک‌شنبه، ۸ اردیبهشت، در دیدار با فرماندهان و مدیران نیروی انتظامی، بر جلوگیری از خرید و فروش سلاح در فضای مجازی تأکید کرد. به نوشته وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی، او در این باره گفت: "قاتل دیروز روحانیِ همدانی در صفحه اینستاگرام با چهار نوع اسلحه تصاویری از خود منتشر کرده‌است که مقابله با این‌گونه موارد وظیفه نیروی انتظامی است." اشاره او به قتل یک روحانی ۴۶ ساله به نام مصطفی قاسمی در محله حاجی همدان با اسلحه کلاشنیکف است که ظهر شنبه رخ داد. یک روز بعد از آن، نام متهم به این قتل "بهروز حاجیلو" ذکر شد و بخشعلی کامرانی صالح، فرمانده انتظامی استان همدان، گفت که این متهم "در کمتر از ۲۴ ساعت" توسط پلیس شناسایی شده و به‌دست مأموران کشته شده‌است.»

اما باید به این نکته توجه داشت که سخن رهبر معظم انقلاب و به نوعی اعتراض به عدم مقابله درست و به موقع با چنین اراذل و اوباشی، به این معنا نیست که وضعیت در ایران بسیار بحرانی و مملو از خشونت است، بلکه به این معناست که برای جمهوری اسلامی ایران، حتی یک مورد هم زیاد است و باید با موارد حداقلی هم برخورد جدی و به موقع صورت گیرد که جنایاتی مانند قتل طلبه همدانی را شاهد نباشیم.

از سویی واکنش رادیو فردا به این موضوع از این نظر جالب توجه است که جامعه آمریکا درگیر و قربانی خشونتیست که قوانین و تصمیمات اتخاذ شده توسط دولت مردانشان رقم زده‌اند. آزادی مطلقی که در ایالات متحده برای موضوع خرید و فروش، نگهداری و حتی استفاده از سلاح گرم وجود دارد، حوادثی مسلحانه که به مرگ یک یا چند نفر ختم شود را به امری عادی در این کشور بدل کرده است.

دکتر آستین استک، رئیس انجمن پزشکی آمریکا یکی از افرادیست که واقعیت خشونت با سلاح در آمریکا را به خوبی درک کرده است و به همین دلیل در گفتگو با آسوشیتدپرس گفته است: "باوجود کشته شدن سالانه حدود ۳۰ هزار مرد، زن و کودک در مدارس ابتدایی، سینماها، مکان‌های کاری، عبادتگاه‌ها و حتی به‌صورت زنده در جلوی دوربین به علت تیراندازی،. آمریکا با یک بحران بهداشت عمومی ناشی از خشونت با سلاح مواجه است."


تکمیل یک واقعیت!

اما آخرین موضوعی که در مجله این هفته مورد بررسی قرار می‌هیم، بار دیگر اعتراف به غیرمعقول و غیرمنطقی بودن تحریم نفتی ایران را در خود جای داده است؛ جایی که اینبار یکی از مقامات ترکیه به این موضوع ورود کرده و اذعان نموده که امکان جایگزین ساختن نفت تحریم شده ایران در بازارهای جهانی وجود نداشته و این موضوع در عمل قابل اجرا نیست.

رادیو فردا بر خلاف ادعاهای همیشه‌اش، اینبار با انتشار گزارشی به این موضوع پرداخته و نوشته است: «وزیر خارجه ترکیه می‌گوید در کوتاه‌مدت امکان جایگزینی نفت وارداتی از ایران وجود ندارد و آمریکا باید در تصمیم خود برای توقف معافیت به مشتریان نفتی ایران تجدید نظر کند. به گزارش روزنامه "حریت" ترکیه، مولود چاوش‌اوغلو، وزیر خارجه این کشور پنج‌شنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه اعلام کرد که برخی واحدهای پالایشگاهی ترکیه با قطع خرید نفت از ایران دچار مشکل می‌شوند، چرا که جایگزینی برای برخی از انواع نفت ایران وجود ندارد و بایستی طراحی این واحدهای پالایشگاهی کشور تغییر کند تا قادر به پالایش نفت دیگری باشد. آقای چاوش‌اوغلو در ادامه گفت، ما پیشتر گفته بودیم نفت عراق می‌تواند جایگزین بخشی از نفت ایران باشد، اما بایستی در نظر داشت که خط لوله کرکوک-ترکیه نیاز به تعمیر دارد. آمریکا دوشنبه هفته گذشته معافیت‌های تحریمی ایران را لغو کرد و از روز جاری هیچ کشوری مجاز به خرید نفت ایران نیست.»

اما همانطور که هفته‌های پیش هم به این موضوع پرداختیم، این اظهارات مقام ارشد ترکیه، تنها اعتراف به عدم عملی شدن تحریم نفتی ایران نبوده است؛ پیش‌تر یکی دیگر از قدرت‌های تولید نفت جهان به این واقعیت که توان جایگزینی نفت ایران در بازارهای جهانی را ندارد.

خالد الفالح وزیر انرژی عربستان گفت سعودی، در گفتگویی با یکی از خبرگزاری‌های مطرح روسیه، اذعان نمود: "اگر صادرات نفت روزانه سه میلیون بشکه کاهش یابد، ما نمی‌توانیم این کمبود را جبران کنیم و این یک واقعیت است."

خبرگزاری بلومبرگ نیز در گزارشی ویژه که هفته پیش به بررسی آن پرداختیم، به طور خاص به این موضوع ورود کرده و تأکید می‌کند که تمام برنامه‌ریزی‌های مقامات کاخ سفید و متحدانشان برای کاهش آثار مخرب تحریم نفتی ایران بر اقتصاد جهان، فقط در کوتاه‌مدت جوابگو بوده و در مدت زمان زیاد اصلاً عملیاتی نیست.

این گونه اعترافات چه توسط مقامات کشورهای مختلف و چه توسط رسانه‌ها و کارشناسان متعدد، وقتی با تکرار همراه می‌شود، بیش از پیش به ما نشان می‌دهد که دنیای واقعیت تا چه اندازه با خیال‌بافی‌های عده‌ای فاصله دارد و اگر بر ادعایی به این پوچی پافشاری می‌شود و رسانه‌ای خودفروخته مانند رادیو فرداپای کار آن می‌ایستد، تنها دلیلش اثرگذاری بر روان مخاطبین و جامعه ایرانی و بهره‌برداری یا بهتر است بگوییم سوءاستفاده از همین افکار آشفته است.


آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و چهل و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از اردیبهشت ماه 1398 (08 الی 16 اردیبهشت ماه 1398) پرداخته است.


 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *