سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ تهران ۰۵:۳۰ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۸
 
يکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۸:۲۶
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 205)
1397/04/24 الی 1397/04/31

دویست و پنجمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
دویست و پنجمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در دویست و پنجمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از تیر ماه 1397 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
هفته پایانی تیرماه 1397 نیز با تمامی رویدادهای خاص خودش سپری شد و آن چه طبق معمول هر هفته از ثبات برخوردار بود، رفتار یک سویه، مملو از تناقض و جهت‌دار ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در حوزه‌ها و موضوعات مختلف بود که در این هفته نیز همانند گذشته به وفور شاهد آن بوده‌ایم.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از تیر ماه سال 1397 (24 الی 31 تیر ماه 1397) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش ناکام رادیو فردا برای بهره‌برداری از یک قتل عاشقانه، ادامه سکوت‌های معنادار این رسانه آمریکایی در برابر واقعیت‌های تلخ زنان زندانی در ایالات متحده، تلاش این رسانه صهیونیستی – آمریکایی برای حفظ جایگاه رسانه‌ای خود، امیدواری رادیو فردا برای تغییرات ساختاری در ایران، تبلیغات ویژه برای فیلم‌های غیر اخلاقی و جنسی و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


جنجال‌سازی سیاسی رادیو فردا از یک ناکامی عاشقانه!

یکی از اتفاقاتی که در این هفته به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های ضد ایرانی رادیو فردا و دیگر ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی تبدیل شد، مرگ مشکوک فردی بود که بازداشت به دلیل مشارکت در اغتشاشات خیابانی را در پرونده خود داشته است و همین امر نیز سبب شد تا رسانه‌های ضد ایرانی از آن به عنوان فرصتی برای سیاسی ساختن این رویداد بهره‌برداری کنند.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در یکی از گزارش‌های پرتعداد این هفته خود با این موضوع، این‌گونه نوشته است: «شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده، او را به سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده بود. خانم فرجی با قرار وثیقه آزاد شده و درانتظار حکم دادگاه تجدید نظر بود.وکیل او، محمدحسین آقاسی، نخستین بار روز پنج‌شنبه در چند پیام توییتری، با اشاره به ناپدید شدن موکلش، از احتمال قتل او خبر داده بود.»

اما با کشف اسناد و شواهد تازه از این قتل، بازداشت متهم و اعترافاتش خیلی زودتر از آنچه رادیو فردا و اربابانش تصور می‌کردند، این پرونده خاتمه یافته و فرصت موج‌سواری ضد ایرانی و سیاسی از آن‌ها گرفته شد.

بر اساس اظهارات دادستانی فردیس که مسئول رسیدگی به این پرونده بود، نامزد سابق مریم فرجی، به ارتکاب قتل اعتراف کرده و با اعترافات وی، جسد مقتوله در باغی متعلق به خواهر قاتل کشف و تحویل پزشکی قانونی گردید.

قاتل در اعترافات خود، عدم دریافت پاسخ مثبت از سوی مریم فرجی و برهم خوردن روابطشان را دلیل قتل و انتقام‌جویی عاشقانه عنوان کرده و دادستانی نیز تأکید کرده است که برخلاف ادعای سایت های معاند، انگیزه قتل سیاسی نبود و متهم با انگیزه عاطفی مرتکب این قتل شده بود.

مریم فرجی، ۳۳ ساله، دانشجوی ارشد مدیریت بین‌الملل و مدیر مالی یک شرکت در شهریار استان تهران، بود که در ۱۲ دی سال گذشته در جریان اغتشاشات در ایران بازداشت و به مدت ۱۰ روز در بند ۲۰۹ اوین زندانی بود.

رادیو فردا نیز در همین مسیر و با استفاده از همین موضوع تلاش کرد تا در گزارشات خود به نوعی مسیر را تعیین کرده و مطالب را به پیش ببرد که مرگ مریم فرجی، یک قتل سیاسی و حکومتی به تصویر کشیده شود و این هدفی بود که هرگز محقق نشد.

کاملا مشخص است که رادیو فردا تلاش کرده توپ را در زمین حکومت ایران و دستگاه های امنیتی بیندازد و از طرفی جماعت دانشجو را نسبت به عواقب اعتراضات خود در محیط دانشگاه حساس کند.

با این سبک پردازش خبر هم دانشجو را نسبت به وجود اختناق در دانشگاه خواهد ترساند و به او خوراک خبری غلط خواهد داد و هم سازمان ها و افکار موافق با نقض حقوق بشر در ایران را دارای بهانه جدید برای هجمه به ایران خواهد کرد.

به هرحال رادیو فردا سنگش را در تاریکی زد و این اتفاق را به پای نظام نوشت اما در کمتر از یک هفته خودش کوس رسوایی خودش را به صدا در آورد و معلوم شد این قتل نه یک پروژه سیاسی بلکه یک انتقام در یک عاشقانه بوده است.


آنچه زنان زندانی در آمریکا تجربه می‌کنند

یکی دیگر از موضوعات نسبتا تکراری در فعالیت‌های ضد ایرانی رادیو فردا به وضعیت زنان در کشورمان اختصاص دارد که همواره نیز یک سویه بوده و با بزرگنمایی مخصوص به خودش نیز همراه بوده است و این بزرگنمایی وقتی بیشتر احساس می‌شود که در کنار آن شاهد سکوت معنادار این رسانه وابسته به دولت آمریکا در برابر واقعیت‌های تلخ و بحران وضعیت زنان در ایالات متحده و سایر نقاط جهان هستیم.

یکی از این سکوت‌های معنادار به وضعیت زنان در زندان‌های آمریکا مربوط می‌شود؛ جایی که رادیو فردا تلاش می‌کند تا از سویی با سکوت خود، واقعیت‌های شوم و سیاه جاری در آمریکا را پنهان نگاه دارد و از سویی دیگر با طرح فریادهای بی‌دلیل و دروغین در مضوعاتی از قبیل شکنجه زنان درویش زندانی در ایران و ...، ذهن مخاطبین خود را به بازی بگیرد.

اما آیا حقایق پنهان شدنی هستند؟!

آیا جهانیان همگی مانند این رسانه صهیونیستی – آمریکایی سکوت می‌کنند؟!

ما پیشتر در خصوص وضعیت اسف‌بار زنان و دختران آمریکایی در زندان‌های این کشور بارها سخن گفتیم و دیدیم که از تجاوز تا شکنجه‌های جنسی و روحی و ... چقدر وضعیت را برای آنان سخت می‌کند؛ اما اخیرا در گزارشی که به طور ویژه توسط برخی رسانه‌های مطرح غربی از جمله یورونیوز، گاردین و ... منتشر گردیده است، به واقعیت‌هایی تلخ در خصوص سوءاستفاده از زنان در زندان‌های آمریکا مطرح گردیده است.

بر اساس این گزارش، قاچاقچیان جنسی، با همکاری و با استفاده از وبسایت‌های دولتی به اطلاعات خصوصی زندانیان زن، از جمله عکس‌چهره، سابقه جرم و اتهام و تاریخ آزادی آنها دست پیدا می‌کنند و از طریق رابط‌هایی مشخص به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند تا زنان شناسایی شده و در واقع قربانیانشان پس از آزادی به خدمت صنعت تجارت جنسی درمی‌آیند و جالب است بدانید که این صنعت در ایالات متحده سالانه حدود ۹/۵ میلیارد دلار گردش مالی دارد.

در این گزارش تأکید شده است که این گروه با شناسایی زنان و دخترانی که در انتظار رسیدگی به پرونده‌شان هستند و امکان آزادی از طریق پرداخت وثیقه را دارند، شناسایی کرده و با استفاده از وحشت این زندانیان از وضعیت موجود در زندان‌ها با قرار دادن وثیقه آن‌ها را به فعالیت‌های جنسی جذب می‌کنند و اگر مخالفتی در این مسیر صورت گیرد، برداشتن وثیقه و بازگشت به زندان به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یکی از زندانیان قربانی این گروه در گفتگو با گاردین گفته است: "ناگزیر بوده از راه روسپیگری تمام پول وثیقه‌اش را به قاچاقچیان بازپس بدهد و هر وقت پول کافی در نمی‌آورده به شدت کتک می‌خورده است. یکبار که یکی از این زنان تلاش می‌کند فرار کند فرد باج‌خور او را پیدا کرده و دوباره روانه زندان می‌کند."

۸۰ درصد از تمامی مواردی که در این تحقیق بررسی شده‌اند با کمک مأموران فاسدی همراه بوده است که اطلاعات خصوصی زندانیان زن را در اختیار قاچاقچیان قرار داده‌اند. چنین مواردی تقریبا در تمامی ایالت‌هایی که پیشینه‌ زندانیان را به شکل آنلاین ثبت و ضبط می‌کند همچنان دیده می‌شود.

در حال حاضر ۱/۲ میلیون زن در نظام قضایی ایالات متحده در ندامتگاه به سر می‌برند که یک چهارم آنها در ارتباط با جرائم غیر خشونت‌بار محکوم شده‌اند.


تلاش رادیو فردا برای حفظ جایگاه رسانه‌ای

رادیو فردا همواره علاقه داشته و تلاش کرده است تا نام خود را به عنوان رسانه‌ای بی‌طرف و حرفه‌ای مطرح سازد اما نوع فعالیت‌های وی و وابستگی‌اش به سیاست‌های ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی به قدری بارز و جهت‌دار بوده است که کمتر کسی بتواند در شرایط کنونی حرفه‌ای و مستقل بودن آن را باور کند.

نوع واکنش‌های یک‌سویه رادیو فردا در مورد موضوعات مختلف مربوط به ایران، تحولات سوریه، فلسطین، یمن، موضوعات داخلی آمریکا و ... همگی با این جهت‌دهی سیاسی همراه بوده و تکرار این مسیر این رسانه وابسته به دولت آمریکا را با بحرانی جدی مواجه ساخته است و شاید همین بحران باعث شده که رادیو فردا تلاش کند با انتشار گزارشاتی محدود و بی دردسر، اندگی به واقعیت‌ها بپردازد و به گونه‌ای که در اصطلاح می‌گویند "نه سیخ بسوزد و نه کباب"، در کنار جلب رضایت اربابانش، ادای استقلال و حرفه‌ای بودن درآورد.

البته به این نکته باید توجه داشت که رو شدن کامل دست رادیو فردا این مجموعه را به مهره‌ای سوخته در مسیر اهداف اربابانش تبدیل کرده و کارش را به ایستگاه آخر می‌کشاند.

در این هفته شاهد انتشار گزارشی از این دست بودیم که رادیو فردا با وجود اینکه خود از توجیه کنندگان اعمال خشونت کشورهای عربی علیه یمن بوده است، اکنون ژست حقوق بشری می گیرد و خواستار پیگیری تحقیقات پیرامون شکنجه در زندان های امارت در یمن می باشد.

این رسانه فارسی زبان آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی که روز پنج‌شنبه، ۲۱ تیرماه، منتشر شد خواستار تحقیقات درباره شکنجه و احتمالا مرگ در زندان‌های یمن و "شبکه بازداشتگاه‌های مخفی" امارات در این کشور شد. ساعتی پس از انتشار این گزارش، امارات در بیانیه‌ای رسمی این گزارش را رد کرده و آن را تلاشی برای لطمه زدن به "زحمات این کشور در یمن" دانست. وب‌سایت شبکه خبری الجزیره به نقل از عفو بین‌الملل از امارات متحده عربی خواست تا "بلافاصله" شکنجه زندانیان را متوقف کرده و آنها را آزاد کند.  عفو بین‌الملل در گزارش تازه خود همچنین اشاره می‌کند مدارکی دارد حاکی از "شکنجه و سوء‌رفتار سیستماتیک" با زندانیان در بازداشتگاه‌های امارات در یمن که "می‌تواند جنایت جنگی باشد". گزارش این سازمان مدافع حقوق بشر دو روز پس از آن منتشر می‌شود که وزیر کشور یمن از امارات متحده عربی خواست زندان‌های مخفی خود در جنوب یمن را تعطیل کند یا آنان را به دولت قانونی این کشور، دولت در تبعید عبدربه منصور هادی، تحویل دهد. در حالی که ابوظبی پیشتر گزارش‌ها در مورد مدیریت زندان‌های مخفی در خاک یمن را رد کرده بود، این نخستین بار است که وزیر کشور یمن، احمد میساری، به طور علنی، و در جریان مذاکره با مقام‌های امارات، خواستار برچیده شدن این زندان‌ها می‌شود. ابوظبی روز پنج‌شنبه بار دیگر در بیانیه‌ای ضمن رد گزارش عفو بین‌الملل، این سازمان را متهم کرد که با "انگیزه سیاسی در پی ضربه زدن" به تلاش‌های امارات در یمن است. وجود زندان‌های مخفی و رواج شکنجه در بازداشتگاه‌های یمن را سال گذشته خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی افشا کرد. آسوشیتدپرس از آن زمان حداقل پنج مرد را شناسایی کرده که قربانی شکنجه جنسی نیروهای امنیتی امارات متحده عربی شده‌اند.»

رادیو فردا، در حالی ژست حمایت از حقوق بشر به خود می گیرد که دست های خونین و آلوده ی خود به جنایت را پشت این پرده پنهان کرده است. در حالی رادیو فردا اقدام امارات را محکوم کرده است که پیش از این از طریق ایجاد جو رسانه ای، به حمایت از حمله ائتلاف عربی به کشور یمن پرداخته بود. در نتیجه جرم رادیو فردا به هیچ عنوان کمتر از عربستان سعودی و امارات متحده عربی در جنایات رخ داده در یمن نمی باشد.

هرگز آمار دقیقی از میزان قربانیان تجاوزات وحشیانه ائتلاف عربی به یمن منتشر نشده و در دسترس قرار نگرفته است اما یکی از آخرین آمارهای منتشر شده در این رابطه نشان می‌دهد که تا دی ماه سال گذشته، حداقل 10363 یمنی جانشان را در اثر این حملات از دست داده و 21233 نفر دیگر نیز مجروح شده‌اند که تعداد قابل توجهی از این قربانیان را زنان و به ویژه کودکان تشکیل می‌دهند.

میلیون‌ها آواره، نابودی مطلق زیرساخت‌های حیاتی از جمله سلامت و تغذیه، هزاران قربانی انواع بیماری‌های واگیردار، هزاران قربانی سوءتغذیه و ... را هم باید به این آمار افزود.

یونیسف در یکی از گزارش‌های سال‌های قبل خود تأکید کرده است که تنها در سال 2016 میلادی، بیش از 4272 مادر و 23 هزار نوزاد در یمن به دلایلی که قابل پیشگیری بوده است، جانشان را از دست داده‌اند و بیش از 400 هزار کودک یمنی نیز به دلیل سوءتغذیه با خطر قطعی مرگ مواجه هستند.


رادیو فردا در انتظار تغییر ساختاری ایران

رادیو فردا و اربابانش در سال‌های دشمنی با ایران که تمامی ندارد، و به طور خاص از زمان دستیابی دونالد ترامپ بر مسند ریاست جمهوری ایالات متحده، تمام تلاششان را کرده‌اند تا با اعمال فشارهای مختلف سیاسی و اقتصادی، وضعیت داخلی ایران را به سمت تغییراتی ساختاری سوق دهند که البته با صبوری، بصیرت و ایستادگی ملت ایران، همواره با شکست مواجه شده است.

در همین راستا، رادیو فردا این هفته نیز با گزارشی به تلاش‌های آمریکا برای اعمال محدودیت‌های بیشتر علیه کشورمان پرداخته و به گونه‌ای در مقابل پاسخ منفی دو وزیر آمریکایی به درخواست معافیت شرکت های اروپایی از داشتن رابطه تجاری با ایران واکنش نشان می‌دهد که گویی کاملا از این اتفاق راضی و خشنود است.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «آمریکا روز ۱۸ اردیبهشت از برجام خارج شد و در پی آن وزیر خارجه ایالات متحده هشدار داد که اگر حکومت ایران رفتار خود را عوض نکند علاوه بر بازگشت تحریم‌های قبلی، واشینگتن «شدیدترین تحریم‌های تاریخ» را بر تهران تحمیل خواهد کرد.»

این که ایالات متحده تمامی تلاش خود را می‌کند تا متحدان اروپایی خود را همراهش نگاه داشته و در مسیر خصومت با ایران از آن‌ها بهره بگیرد، کاملا قابل پیش‌بینی است و این نیز که کشورهای اروپایی هرگز پس از مدت‌های طولانی دوستی، رابطه خود با آمریکا را به سمت تیره شدن نکشانند، چه از طریق بررسی منافع اقتصادی و چه منافع سیاسی، باز هم قابل درک است؛ اما آیا بدون اروپاییان و متحدان آمریکا نمی‌توان با سیاست‌های ضد ایرانی مقابله کرد؟!

آیا تمام جهان به ایران پشت کرده اند؟! آیا چین و روسیه نخواهند توانست بازار ایران را در رونق سابق نگه دارند؟! آیا داشتن روابط تجاری با آن دو کشور بزرگ با خشم آمریکا پایان خواهد پذیرفت؟!

دست‌یابی به پاسخ این سوالات چندان دشوار نیست و با بررسی سیاست‌های دولت‌های روسیه و چین در حوزه‌های مختلف و میزان تبادلات آن‌ها در عرصه‌های متفاوت با کشورمان، کاملا می‌توان نتیجه گرفت که خصومت آمریکا هیچ‌گونه اثری بر این روابط نداشته و نخواهد داشت.

اما این تمام ماجرا نیست؛ بلکه نکته اساسی و اصلی این داستان که رادیو فردا و اربابانش گویا از خاطر برده‌اند، استقامت ملت ایران است که در بالا به آن اشاره کردیم. ایران از همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و کوتاه شدن دست غرب از کشورمان با تحریم‌های سنگین و تاریخی مواجه بوده و در تمامی این سال‌ها ایرانیان در دفاع از ارزش‌ها و اعتقاداتشان و در ایستادن کنار نظام جمهوری اسلامی استوارتر از گذشته شده‌اند.

قطعا وضعیت برای اقشار مختلفی از مردم دشوار است و معیشت به سختی اتفاق می‌افتد اما مردم ایران در تمام طول تاریخ نشان داده‌اند که در اولویت‌هایشان همواره اعتقادات و کشورشان در صدر قرار داشته و هرگز و تحت هیچ شرایطی آن را تغییر نمی‌دهند.


تبلیغات رادیو فردا برای آثار غیراخلاقی ویدئویی

موضوه پایانی مجله این هفته رادیو دیروز به تلاش‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای عادی‌سازی روابط غیر اخلاقی و گسترش فساد در بین ایرانیان اختصاص دارد؛ جایی که در برنامه‌ها و گزارش‌هایی در این هفته شاهد تبلیغات گسترده این مجموعه ضد ایرانی برای آثار ویدئویی و فیلم‌های پورن و جنسی بوده‌ایم.

در این هفته برنامه "تابو" با اجرای "فهیمه خضر حیدری" به این حیطه وارد شده و تلاش کرده است تا با شکستن تابویی دیگر، اینبار بافت مذهبی و اعتقادات دینی ایرانیان را هدف حملات خود قرار دهد.

امام آثار و پیامدهای قابل توجه و به عبارتی فاجعه‌انگیز تماشای آثای و فیلم‌های پورن و جنسی را در حوزه‌های مختلف می‌توان بررسی کرد که در ادامه به بخشی از آن به عنوان نمونه اشاره می‌شود.
 
کاهش شدید عشق:
چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می‌کنند.
 
تاثیرات فیزیولوژیک:
سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی‌ و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می‌کاهد و او را وادار به گناه می‌کند.
 
تضعیف انسانیت:
جنبه جنسی بسیاری این افراد، عاری از ویژگی‌های انسانی می‌‌شود. آنها یک حالت «من غریبه» (جنبه تاریک) را توسعه می‌‌دهند که محور آن، شهوت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش‌ها است.
 
مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند
 
از بین رفتن عفت عمومی‌ و اجتماعی در درازمدت:
کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.

نقش بستن تصاویر جنسی در مغز:
در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته‌های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می‌‌دهند که خاطرات تجربه‌هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می‌‌دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می‌‌نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می‌‌تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه‌نگاری و هرزه‌بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه‌های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می‌‌کنند و مرتباً به ذهن خطور می‌‌کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می‌‌کنند. اگر او به هنگام این تخیلات، استمنا کند، باعث تقویت پیوند بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می‌‌شود که همراه با منظره ویژه یا تکرار پی‌درپی آن صحنه در ذهن خواهد بود.
 
تأثیر بر رفتار جنسی:
برخی از جامعه‌شناسان آلمانی ادعا می‌‌کنند که «عادت بیمارگونه‌ دیدن عکس‌یا فیلم‌های پورنو (سکسی)» بر رفتارها و برخوردهای جنسی «معتادان پورنو» تأثیر منفی دارد. تا ‌جایی که این بیماران، از انجام سکس عادی و عشق‌ورزی لذتی نمی‌‌برند. کاربرانی که داوطلبانه برای ترک اعتیاد خود به روانکاو مراجعه کرده‌اند، اعتراف می‌‌کنند که «دیدن پورنو، به بخش جدایی‌ناپذیر ارضای جنسی آنان تبدیل شده است» و آنان نمی‌‌توانند بر «وسوسه و نیاز» دیدن این تصاویر غلبه کنند.
 
انزوا و کاهش روابط اجتماعی:
پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن فیلم ها و تصاویر پورنو‌، هم‌چنین سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می‌‌شود.
 
تحلیل توان عقل:
هر قدر که اطلاعات موجود در ذهن، منظم‌تر و دارای عناوین کمتری باشد،‌دسترسی عقل به آنها برای پردازش‌های جدید، مهیاتر خواهد بود. اما وجود داده‌های فراوان و متعدد که فضای ذهن را بی جهت پر کرده باشند و با تکرار درگیری ذهنی و رفتار بیرونی، تقویت شده باشند، باعث می‌شود توان عقل را به مقدار چشمگیری کاهش دهند، چه رسد جایی که این داده‌ها، دارای تاثیر بر هورمونهای مختلف نیز باشد که تأثیرات ارگانیک را نیز درپی داشته باشد.
 
سقوط شخصیت زن و مرد و تبدیل شدن به وسیله‌ای برای اشباع هوس‌های سرکش:
با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است.
 
آسیب جسمی‌:
علم پزشکی هنوز تا مرز شناخت بسیاری از بیماری‌ها فاصله ای طولانی دارد و چه بسا اموری که در زندگی روزمره ما وجود داشته باشد و ما به عنوان امور مفید از آنها استفاده کنیم، در آینده ای نزدیک ضرر آنها از نظر پزشکی ثابت شود. بنابراین اگرچه تاکنون برای هرزه‌بینی، اثر جسمانی مستقیم تشخیص داده نشده است (و احتمال این وجود دارد که با پیشرفت علم مشخص گردد) ولی قطعا اثر غیرمستقیم دارد. یعنی نگاه به عکس و فیلم‌های مبتذل غالبا موجب تحریک سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) و تحریک شهوت می‌گردد؛ هم زمان ضربان قلب و تعداد تنفس افزایش پیدا می‌کند؛ ترشح برخی از هورمون‌ها در خون بالا رفته و تعادل هورمونی و روانی شخص برای دقایقی و گاه ساعت ها و گاه روزها به مخاطره می‌افتد. اگر این رفتار به مدت طولانی ادامه یابد آثار آن همه عمر فرد را در بر خواهد گرفت.
 
پرخاشگری:
هرزه‌بینی نه تنها بر ذهن فرد تاثیر مخرب می‌گذارد بلکه افراد را تشویق می‌کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند.
با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است
 
مقایسه:
به دنبال مشاهده این‏گونه فیلم‏ها، افراد مجرد در آینده به مقایسه آنچه در فیلم دیده‏اند و آنچه از همسر خود سراغ دارند می‌‏پردازند و در نتیجه نقایص و کمبودها و ضعفهای احتمالی خود و همسر خویش در ذهن فرد برجسته شده و چه بسا باعث کاهش تمایل و علاقه به همسر انتخاب شده خود می‌‏شود و به تدریج کانون خانواده را دچار اختلال و فروپاشی می‌‏کند.
 
دیدن عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل
به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد، تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌ های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌گردد.
 
سستی ایمان:
این گناه، پیوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، این پیوند را قطع و ایمان او را زایل می‌‌گرداند؛ غریزه جنسی انسان را به طور افراطی تحریک کرده؛ او را از فعالیت‌های مثبت انسانی بازداشته؛ به سمت ارتکاب فحشا و منکرات سوق می‌دهد. بدین وسیله انسانیت انسان که سرمایه وجودی انسان است را از او سلب می‌کند.
 
محروم شدن از شیرینی و لذت انس با خدا:
هشیار بودن این تصاویر در ذهن و مرور دائمی و ناخودآگاه آن، حضور قلب را در عبادات به خطر می‌اندازد و تکرار نافرمانی خدا، بهره رابطه با او را از لذت می‌اندازد.
 
مردن دل‌ها و افسردگی:
همانگونه که روایات نیز بر این امر تصریح دارند، ولنگاری جنسی و ارتباطی، باعث بروز قساوت قلب می‌شود و مرگ معنوی و روانی قلب را درپی دارد.
 
تاثیرات منفی در زندگی زناشویی:
مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند.


آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از تیر ماه 1397 (24 الی 31 تیر ماه 1397) پرداخته است.
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *