چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷ تهران ۱۱:۳۶ - ۲۲ آگوست ۲۰۱۸
 
جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷
ساعت ۲۲:۲۸
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 203)
1397/04/08 الی 1397/04/16

دویست و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
دویست و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در دویست و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از تیر ماه 1397 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
دومین هفته از تیرماه 1397 را می‌توان هفته حمایت ابزارهای رسانه‌ای دولت‌های غربی از تروریسم و وارونگی اخبار مربوط به حقوق بشر دانست؛ جایی که رادیو فردا نیز به عنوان رسانه‌ای صهیونیستی – آمریکایی در این مسیر سنگ تمام گذاشته و تعداد قابل توجهی از گزارش‌ها و اخبار خود را به موضوعاتی در همین راستا اختصاص داده است.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از تیر ماه سال 1397 (08 الی 16 تیر ماه 1397) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل تلاش رادیو فردا برای توجیه بزرگترین جنایت آمریکا علیه بشریت، واکنش‌ها به دروغ‌ها و حواشی نشست سالانه منافقین در پاریس، دفاع دوباره از عضو گروه تروریستی کومله، تلاش برای پنهان کردن نقش آمریکا در حملات شیمیایی علیه مردم سوریه، تبلیغ برای حرکت ضد ایرانی کانادا، اعلام رضایت از انتخاب گزارشگر جدید حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


تحریف تاریخ برای پوشاندن چهره جانی آمریکا

یکی از مهمترین و تلخ‌ترین وقایع تاریخ ایران با جنایتی بزرگ گره خورده است که سی سال پیش، آمریکا علیه مردممان انجام داد؛ جنایتی که بشریت را زیر سؤال برد و هنوز بعد از سه دهه داغش بر دل مردم ایران تازه است و اگر کسی باشد که از آن تحت تأثیر قرار نگیرد، قطعاً از بشریت بویی نبرده است.

رادیو فردا در این هفته به این موضوع واکنش عجیبی نشان داده و تلاش کرده است تا به شکلی این جنایت را توجیه و کم‌رنگ نمایدو

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود به این مناسبت نوشته است: «به مناسبت سی‌امین سالگرد سرنگون شدن یک هواپیمای مسافربری ایران توسط نیروی دریایی آمریکا روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه مراسمی برگزار شد و خانواده‌های قربانیان، نقطه سقوط این هواپیما در آب‌های خلیج فارس را با هلیکوپتر و قایق گلباران کردند. بر اثر سقوط این هواپیما ۲۹۰ نفر کشته شدند. سرنگون شدن پرواز ۶۵۵ ایران ایر در روز سوم ژوئیه ۱۹۸۸ (۱۲ تیر ۱۳۶۷) توسط نیروی دریایی آمریکا یکی از مواردی است که حکومت ایران همواره از آن به عنوان دلیلی بر بی‌اعتمادی به آمریکا یاد می‌کند و این حادثه را مثل حمایت از کودتای نظامی علیه دولت منتخب محمد مصدق و حمایت از رژیم شاه تا زمان انقلاب بهمن ۵۷ نشانه دشمنی آمریکا با ایران می‌داند. امروزه نیز که ایران با فشارهای آمریکا پس از خروج واشینگتن از برجام روبرو است مقامات ایرانی با یادآوری حادثه سرنگونی هواپیما یک‌بار دیگر تاکید کردند که نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد. شلیک به این هواپیمای مسافربری ایران پس از یک روز درگیری بین نیروی دریایی آمریکا و ایران در خلیج فارس و همزمان با جنگ ایران و عراق روی داد. این نبرد پس از آن آغاز شد که یک ناو آمریکایی به نام "یو اس اس ساموئل بی رابرتسون" با یک مین برخورد کرد. آمریکا که در آن زمان می‌کوشید مسیرهای دریایی انتقال نفت از کویت را باز نگه دارد ایران را به مین‌گذاری متهم کرد. نیروی دریایی آمریکا به گشت‌زنی در مسیرهای کشتیرانی ادامه داد و سپاه پاسداران نیز با قایق‌های خود شناورهایی را که در منطقه تردد می‌کردند تهدید می‌کرد. امروزه نیز از همین تاکتیک‌ها در تنگه هرمز استفاده می‌شود که محل عبور یک سوم از نفتی است که در مسیرهای دریایی جهان منتقل می‌شود. ناو آمریکایی با وجود برخورداری از پیشرفته‌ترین تجهیزات در آن زمان هواپیمای مسافربری را با یک جنگنده اف- ۱۴ ایرانی اشتباه گرفت. نیروی دریایی آمریکا می‌گوید قبل از شلیک دو موشک به سوی هواپیما، ۱۱ هشدار از طریق فرکانس‌های رادیویی مختلف ارسال کرده است. هواپیمای مسافربری ایرانی سقوط کرد و تمام سرنشینان آن کشته شدند. جعبه سیاه این هواپیما هیچ‌گاه پیدا نشد.»

پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر از تهران به مقصد دبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳ ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی) پس از توقف بین راهی در بندر عباس به سمت مقصد خود به پرواز درآمده بود که در آسمان خلیج فارس، تنها پس از چند دقیقه، ناو یو اس اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا، بوسیلهٔ دو موشک هدایت شونده آن را مورد اصابت قرار داده و تمامی دویست و نود سرنشین آن، از جمله شصت و شش کودک و پنجاه و دو زن را قتل عام نمودند.

وقوع این جنایت به قدری تأسف برانگیز و غم انگیز بوده است که امروز پس از گذشت بیش از بیست و هفت سال نیز دل‌های تک تک ایرانیان در سراسر جهان با بازخوانی و یادآوری‌اش اندوهگین می‌شود.

اما آن چیزی که بر این غم مردم ایران افزوده و بیش از پیش عمق شیطان صفتی آمریکایی‌ها را نشان می‌دهد، واکنشان ها پس از وقوع این جنایت است؛ جایی که در ابتدا رسماً مدعی شدند که این واقعه تنها یک اشتباه محاسباتی بوده است و آن‌ها هواپیمای ایرباس آ-۳۰۰ را با جنگندهٔ اف ۱۴ اشتباه گرفته بوده‌اند؛ در حالی که با توجه به شواهد موجود، این ادعا تنها یک لطیفهٔ خنده دار بوده و حتی برخی رسانه‌های داخلی آمریکا نیز نتوانستند آن را بپذیرند؛ قابل توجه است که ایرباس ایرانی بیش از سه برابر بزرگتر از جنگندهٔ اف ۱۴ بوده و حتی با چشم غیر مسلح نیز می‌توان آن را شناسایی نمود. بعلاوه، ناخدا ویل راجرز، فرمانده ناو وینسنس، قبل از این جنایت، در مصاحبه‌ای از امکانات و توانایی‌های بالای این ناو خبر داده و به دقت عمل بایش اذعان نموده است.

بدتر از این وقتی است که با وجود ادعای اشتباه (که کاملاً دروغی شاخ دار بوده و عمدی بودن این جنایت قابل اثبات است)، باز هم دولت مردان و سیاسیون آمریکایی از تمامی خدمهٔ این ناو قدردانی ویژه به عمل آورده‌اند.

تمام سربازان ناو جنگی وینسنس پس از این حادثه، به‌خاطر تکمیل سفر خود به یک منطقهٔ جنگی مدال مبارزه دریافت کردند. مدال نیروی دریایی آمریکا اغلب به کارهای قهرمانی و یا خدمات شایسته و به کسانی که می‌توانستند با "سرعت و دقت آتش بگشایند" داده می‌شود.

همچنین در سال ۱۹۹۰، جورج هربرت واکر بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا با دستان خود مدال لژیون لیاقت را به ویل راجرز، فرمانده ارشد ناو وینسنس، به‌خاطر "رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته بین تاریخ آوریل ۱۹۸۷ تا مه ۱۹۸۹ به عنوان افسر فرماندهٔ این ناو" اهدا نموده است؛ در حالی که در مراسم تجلیل از وی هیچ اشاره‌ای به سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایرانی نشده است؛ جالب است بدانید که مدال لژیون لیاقت به افسران عالی رتبه‌ای تعلق می‌گیرد که مأموریت‌هایی دشوار و خاص را با موفقیت پشت سر بگذارند.

با این وجود آیا می‌توان به ادعاهای حقوق بشری آمریکا اعتماد نمود؟! آیا می‌توان به گزارشات رسانه نمایی استناد کرد که همزمان با طرح ادعاهایی حقوق بشری واهی علیه جمهوری اسلامی ایران و ادعای این که دلسوز مردم کشورمان است، هیچ واکنشی به این غم بزرگ و تاریخی ملت ایران از خود نشان نداده است؟!


نشست توریست‌ها برای تروریست‌ها!

این هفته چنان که در بالا به آن اشاره شد، هفته‌ای ویژه برای حمایت‌های رادیو فردا از تروریسم بود؛ در همین رابطه موضوع دیگری که مورد توجه این رسانه قرار داشت، نشست سالانه سازمان تروریستی منافقین یا همان مجاهدین خلق در پاریس بود.

رادیو فردا به طوری ویژه با انتشار گزارشی اخبار این نشست را بازتاب داده و تلاش کرد تا با نگاه یک سویه خود به این موضوع، آن را موفقیتی بزرگ در مسیر دشمنی با نظام جمهوری اسلامی نشان دهد.

در بخش‌هایی از این گزارش نوشته شده است: «در همایشی که "شورای ملی مقاومت" و نهاد مرتبط با آن "سازمان مجاهدین خلق ایران" روز شنبه نهم تیرماه در پاریس برگزار کردند، مریم رجوی، رهبر این سازمان، و شماری از سیاستمداران و مقام‌های پیشین آمریکا، اروپا و چند کشور منطقه سخنرانی کردند. رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و از مشاوران حقوقی دونالد ترامپ، بیل ریچاردسون، نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل، و همچنین نخست وزیر سابق کانادا و وزیران خارجه پیشین فرانسه و ایتالیا از جمله شرکت‌کنندگان در این همایش سالانه بودند. از جمله مواردی که در گفته‌های سخنرانان این همایش مطرح شد می‌توان به اوضاع سیاسی و اقتصادی فعلی در ایران، پیامدهای خروج آمریکا از برجام و نقش اروپا در رابطه با ایران اشاره کرد اما محور اصلی این همایش اعتراض‌های گسترده در ایران بود که شرکت‌کنندگان آن را "نشانه سقوط جمهوری اسلامی در آینده نزدیک" دانستند. در روزهای اخیر، اعتصاب و تجمعاتی در تهران و چند شهر دیگر برگزار شد که هرچند در اعتراض به گرانی و نابسامانی بازار ارز بود اما مطالباتی سیاسی و اعتراض به سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه نیز در آنها مطرح شد. شاهین قبادی، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، به رادیو فردا گفت که سخنرانان نشست روز شنبه در پاریس بر "اقدام قاطع در برابر حکومت جمهوری اسلامی" تأکید کردند. سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از بدیل‌های مهم در مقابل رهبران جمهوری اسلامی مطرح می‌شود و اکثر اعضا و هواداران این سازمان، در پی تخلیه قرارگاه اشرف و سپس کمپ آزادی در عراق، فعالیت‌های خود را در آلبانی و چند کشور اروپایی دیگر ادامه می‌دهند.»

اما افشاگری یک رسانه مطرح غربی علیه واقعیت‌های این نشست به قدری جالب و قابل توجه بوده است که رادیو فردا با هزاران گزارش تبلیغی این چنینی هم نمی‌تواند آن را پنهان کرده و اثراتش را کاهش دهد.

روزنامه "گاردین" تنها یک روز پس از برگزاری این نشست ضد ایرانی در پاریس با انتشار گزارشی ویژه بخشی از واقعیت‌ها را بیان کرد؛ جایی که با اشاره به میهمانان و سخنرانان این مراسم، آمده است: "هنوز مشخص نیست که سخنرانان این تجمع مبلغی را برای سخنان خود دریافت کرده‌اند یا خیر، اما این گروهک به پرداخت مبالغ بالا به سخنرانان شهره است."

اما افشاگری اصلی گاردین به حاضرین این نشست اختصاص دارد؛ جایی که تأکید می‌کند: "در این نشست حدود 4000 نفر شرکت داشتند که بسیاری از آن‌ها پناهجویان و جوانان اهل اروپای شرقی بودند که در ازای سفر آخر هفته به پاریس، با اتوبوس به این نشست منتقل شده بودند. حدود 4 هزار نفر که نیمی از آن‌ها از اهالی کشورهای لهستان، چک، اسلوواکی، آلمان یا سوریه بودند، با اتوبوس به پاریس منتقل شدند. برخی از این افراد از طریق یک فراخوان فیس‌بوکی که وعده سفر به پاریس به همراه غذا و محل اقامت را تنها به ازای 25 یورو داده بود، به اینجا آمده‌اند. صدها پناهجوی سوریه‌ای که در آلمان به سر می‌برند هم با این وعده‌ها به پاریس آمدند و بسیاری از آن‌ها در طول سخنرانی‌ها زیر درختان چرت می‌زدند."

یکی از این پناهجویان سوری در گفتگو با گاردین در پاسخ به سوالی در خصوص دلیل حضورش در این نشست، گفته است: " ما این پیشنهاد را در فیسبوک دیدیم و موافقت کردیم برای تعطیلات بیاییم. من هرگز به پاریس نیامده بودم. چیزی درباره مجاهدین خلق نمی‌دانم."

این روزنامه انگلیسی به نفرت عمیق ملت ایران از این سازمان تروریستی نیز اشاره کرده و تأکید می‌کند: "اکثر ناظران سیاست‌های ایران می‌گویند که این گروه در داخل ایران از حمایت حداقلی برخوردار است و به دلیل توسط به خشونت و ارتباط نزدیک با سرویس اطلاعاتی اسرائیل، به شدت مورد تنفر هستند."


طرحی در واکنش به افشاگری بزرگ گاردین

همانطور که در بالا به آن اشاره شد، نشست امسال منافقین در پاریس با حواشی و رسوایی‌های بسیاری همراه بود و همین امر باعث شد تا آمریکا با متحدان غربی خود و البته با استفاده از رسانه‌های ابزاری مانند رادیو فردا وارد عمل شود تا شاید بتواند با ایجاد یک موج رسانه‌ای آبروی رفته دوستان تروریست خود را حفظ کند.

رادیوی دولتی آمریکا در گزارش خود با طرح اتهاماتی مبنی بر تلاش دیپلمات ایرانی برای بمب‌گذاری در نشست سالانه منافقین، نوشته است: «همزمان با اعلام خبر بازداشت یک زوج ایرانی‌تبار به ظن "طراحی حمله" به همایش شورای ملی مقاومت در حومه پاریس، دادستانی فدرال بلژیک در بیانیه‌ای اعلام کرد که یک دیپلمات ایرانی نیز در آلمان به اتهام ارتباط با آنها دستگیر شده است. به نوشته بیانیه دادستانی فدرال بلژیک که به دست رادیو فردا رسیده است، این دیپلمات در سفارت ایران در اتریش کار می‌کند. در همین حال، به گزارش خبرگزاری فرانسه، دولت اتریش روز سه‌شنبه با احضار سفیر ایران در وین، رسماً از تهران خواست تا مصونیت دیپلماتیک این دیپلمات را لغو کند. ساعتی پیش از اعلام خبر دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان، دادستانی بلژیک گفته بود که دو ایرانی‌تبار به ظن طرح‌ریزی برای حمله به همایش شورای ملی مقاومت در پاریس بازداشت شده‌اند. این همایش روز نهم تیر در حومه پاریس برگزار شد. بر اساس این گزارش، هر دو مظنون روز شنبه به دست مأموران پلیس بلژیک بازداشت شده‌اند و از آنان ۵۰۰ گرم ماده منفجره دست‌ساز کشف شده است. همچنین یک دستگاه انفجاری در خودوری این دو مظنون پیدا شده است.»

رادیو فردا و اربابانش در یک سناریوی مشخص در تلاش هستند تا با یک سناریوی خنده‌دار، واقعیت را وارونه کنند و بجای تروریست‌هایی که خود سال‌های هزاران نفر را ترور کرده‌اند، جمهوری اسلامی را متهم به این کار کند.

بررسی سابقه مجاهدین خلق به خوبی نشان دهنده واقعیت تلخی است که رادیو فردا و هیچ نهاد و رسانه و دولتی نمی‌تواند آن را تغییر داده و اذ ذهن ایرانیان پاک کند.

جمعیت شهدای ترور در ایران به عددی بیش از شانزده هزار نفر می‌رسد و جالب اینجاست که از این تعداد، بیش از دوازده هزار نفر قربانی عملیات‌های تروریستی سازمان مجاهدین خلق شده‌اند.

آمار وقتی جالب‌تر شده و بیشتر به جنایتکار بودن این سازمان پی می‌بریم که بدانیم از دوازده هزار نفری که قربانی ترور منافقین در کشورمان هستند، تنها حداکثر 200 نفر را مسئولان و شخصیت‌ها شامل می‌شوند و مابقی همگی از اقشار مختلف مردم بوده‌اند که بی‌دلیل و بی‌گناه قربانی شدند.

تنها در یک نمونه از این جنایات هولناک و غیر قابل بخشش، در ایام جنگ تحمیلی، با هدف ایجاد رعب و وحشت و همچنین ایجاد اختلال در سیستم مخابرات کشورمان، یک کامیون حامل ۴۰۰ کیلوگرم TNT را در میدان امام (ره) تهران در مقابل مخابرات منفجر کردند که در اثر این انفجار حفره عظیمی ایجاد شد و بیش از ۴۰۰ نفر از مردم عادی که در این محل عبور و مرور می‌کردند، به شهادت رسیدند.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به این ادعاها در توئیتر خود نوشته است: «چه همزمانی جالبی! همزمان با شروع سفر رئیس‌جمهور به اروپا، یک عملیات ایرانی، افشا و عوامل آن دستگیر می‌شوند. ایران هرگونه خشونت و ترور را در هر مکانی محکوم می‌کند و آماده همکاری با همه مقامات ذی‌ربط برای کشف آنچه تنها یک عملیات پلید برای دادن نشانی غلط است، می‌باشد.»

در همین راستا بسیاری از کارشناسان معتقدند که بخشی از این فضاسازی با هدف پوشاندن حاشیه‌های بسیاری است که گردهم‌آیی اخیر منافقین در پاریس به همراه داشته است.


تروریستی که حقوقش نقض می‌شود!

یکی دیگر از نشانه‌های حمایت رادیو فردا از تروریست‌های ضد ایرانی را می‌توان در دلسوزی‌هایش برای "رامین حسین‌پناهی"، اختصاص دارد.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این هفته بار دیگر با انتشار گزارشی به وضعیت این تروریست زندانی در کشورمان پرداخته و در حمایت از وی نوشته است: «برادر رامین حسین‌پناهی از ضرب و شتم این فعال کرد محکوم به اعدام در زندان مرکزی سنندج خبر داده و گفته است که مسئولان زندان به برادرش گفته‌اند یا اعدام می‌شود یا در زندان به قتل می‌رسد. امجد حسین‌پناهی روز پنجشنبه، ۱۴ تیرماه، با انتشار مطلبی از وبسایت "کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی" در صفحه توئیتر شخصی خود، از ضرب و شتم رامین حسین‌پناهی در زندان خبر داد و نقل قول کرد که برادرش به بند مجرمان مربوط به جرائم قتل و مواد مخدر منتقل شده است و مسئولان زندان به وی گفته‌اند "از این بند خارج نخواهی شد و همین جا اعدام می‌شوی یا توسط این زندانیان به قتل خواهی رسید". در روزهای اخیر یکی از زندانیان زندان رجایی‌شهر در کرج، در داخل بند به قتل رسیده بود. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل همچنین ۲۸ خرداد ضمن درخواست برای توقف حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، از مقام‌های قضایی ایران خواسته‌اند که به‌طور کلی حکم اعدام وی را لغو کنند. این کارشناسان آن زمان اعلام کردند که در این پرونده "نقض‌های قانونی" چون "شکنجه"، ایزوله‌کردن و نیز خودداری از دسترسی به وکیل و مراقبت‌های پزشکی وجود دارد. به گفته آنها، حکم آقای پناهی فاقد "استانداردهای بین‌المللی" است که می‌گوید مجازات اعدام تنها باید به موارد قتل عمد محدود شود.»

البته باید این سؤال را از نگارنده گزارش فوق جویا شد که آیا اگر تروریستی با سابقه مانند "رامین حسین‌پناهی" در کشوری دیگر هم به جز ایران فعالیت مخرب و ضد امنیتی داشته و بازداشت می‌شد، باز هم "استانداردهای بین‌المللی" به همین گونه که اکنون مطرح می‌شود، وجود خارجی پیدا می‌کرد؟!

بارها شاهد این تصویر بوده‌ایم که پلیس آمریکا بدون توجه به جرم و واقعیت و ...، فردی را تنها به دلیل این برداشت و احساس نادرست که در جیبش سلاح حمل می‌کند در خیابان به گلوله می‌بندد، اما اکنون که پای یک تروریست حرفه‌ای در زندان ایران باز شده است، همه چی وارونه می‌شود؛ آیا اگر چنین فردی در خیابان‌های ایالات متحده به دام پلیس می‌افتاد، اصلاً پایش به زندان و دادگاه کشیده می‌شد؟!

شاید بهترین توصیف از این مجرم زندانی در کشورمان را بتوان در گزارشی یافت که یک خبرگزاری کُرد منتشر کرده است:

رامین حسین پناهی در سالهای 1385 و 1386 دوبار توسط مأمورین امنیتی ایران دستگیر می‌شود. سال 1393 برای آنکه بتواند عضو گروهک منحله کومله شود شروع به اقداماتی در داخل کشور می‌کند. در این سال از مرزهای ایران خارج می‌شود و به عضویت گروهک منحله کومله در می‌آید.
 
خارج از ایران در اردوگاه این گروهک شروع به آموزش نظامی می‌کند. ابتدای تیرماه 96 به همراه سه نفر دیگر از اعضای این گروهک و به دستور آنها تصمیم به ورود به خاک ایران و انجام عملیات و انفجار بمب در محل تجمع مردم در راهپیمایی روز قدس می‌گیرد. ظاهراً همانند عملیات‌های گذشته این گروهک منحله، هدف از این خرابکاری به جهت کشتن مردم و ناامن کردن منطقه در روز قدس بوده است.

رامین حسین پناهی در اعترافات خود می‌گوید؛ «سران گروهک به ما گفتند هیچ اتفاقی برای شما نمی‌افتد و خودمان حمایتتان می‌کنیم».

از طرف گروهک و برادر رامین حسین پناهیبه او و همراهانش اطمینان داده می‌شود که اتفاقی برایشان نخواهد افتاد تا آنها بتوانند اهداف خود را پیش ببرند.

بامداد روز جمعه دوم تیرماه 1396 در مسیر حرکتشان در شهر سنندج به صورت اتفاقی با مأمورین انتظامی و امنیتی مواجه و اقدام به تیراندازی و درگیری مسلحانه با نیروهای انتظامی می‌نمایند. در این درگیری سه نفر همراه حسین‌پناهی کشته و رامین حسین‌پناهی هم به ضرب گلوله زخمی و دستگیر می‌شود.


وارونگی واقعیت در رادیو فردا

در راستای موضوعات پیشین، می‌توان اخبار مربوط به استفاده از سلاح شیمیایی در درگیری‌های سوریه را یکی از مورد توجه‌ترین خبری داست که در حوزه حقوق بشر و تروریسم توسط رسانه‌های مختلف بازتاب داده شده‌اند؛ اما این موضوع همانند سکه دو رو دارد. روی اول آن واقعیت‌هایی است که از نقش شوم غرب در این جنایات خبر می‌دهد و روی دیگر آن دروغ‌هایی است که غرب و رسانه‌هایش مدام بر آن تأکید دارند تا ایران و دولت سوریه را به چنین جنایتی متهم سازند.

رادیو فردا در این هفته با پرداختن به سخنان مقامات نظامی کشورمان در خصوص نقش آمریکا در حملات شیمیایی سوریه، نوشته است: «یک فرمانده سپاه پاسداران روز یک‌شنبه، ۱۰ تیرماه، با اشاره به حضور یک "کشتی آمریکایی حامل مواد شیمیایی" در خلیج فارس، ایالات متحده را به "هدایت و طراحی" حملات شیمیایی در عراق و سوریه متهم کرد. هنوز هیچ مقام رسمی از آمریکا به این ادعا واکنش نشان نداده و منابع خبری مستقل خارج از ایران نیز تاکنون گزارشی در این زمینه منتشر نکرده‌اند. استفاده حکومت بشار اسد از سلاح‌های شیمیایی در طول جنگ داخلی این کشور در هفت سال گذشته همواره مسئله‌ای "نگران‌کننده" تلقی شده و تنها تحت فشار بین‌المللی بود که در سال ۲۰۱۳ سوریه تعهد داد تمامی سلاح‌های شیمیایی خود را کنار بگذارد. در مقابل مخالفان بشار اسد در سوریه که حکومت وی را به استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی علیه مخالفان خود متهم می‌کنند، وی و کشورهای هم‌پیمانش نظیر ایران و روسیه این اتهام را رد می‌کنند. سازمان منع سلاح‌های شیمیایی قرار است به‌زودی گزارش خود را دربارهٔ ادعای حمله با گاز سارین و کلر در فروردین امسال به شهر دوما سوریه ارائه کند. پزشکان و امدادگران با مقصر شناختن دولت بشار اسد در این حمله، می‌گویند ۴۰ تن کشته شدند.»

هرچند مقامات نظامی کشورمان که رادیو فردا این گزارش را بر اساس اظهارات آن‌ها و در واقع برای جواب به آن‌ها منتشر کرده‌اند، جزئیات بسیار دقیقی از کشتی حمل مواد شیمیایی آمریکایی، تحرکاتش در منطقه و حتی نوع موادی که حمل کرده و از آن در سوریه استفاده شده است، در دست دارند، اما جالب است یادآوری کنیم که پیش از این نیز اسناد بسیاری از نقش‌آفرینی ایالات متحده در حملات شیمیایی صورت گرفته علیه مردم سوریه در دست بوده و افشاگری‌های بسیاری در این باره صورت گرفته است.

بر اساس گزارشی که چندی پیش برخی از خبرگزاری‌ها از جمله خبرگزاری ایسنا منتشر کردند، یک منبع امنیتی سوریه که نامش فاش نشده است، در گفتگو با خبرگزاری اسپوتنیک، بر عملیات شیمیایی ویژه آمریکا در سوریه و اهداف آن تأکید کرده و گفته است: نیروهای امنیتی آمریکا برای انجام مقدمات برای تحریکات شیمیایی جدید در سوریه هستند. اقدامات تحریک آمیز جدیدی با استفاده از سلاح‌های شیمیایی با مشارکت نیروهای امنیتی آمریکا در نزدیکی پایگاه نیروهای این کشور در دیر الزور در حال انجام است. سرویس امنیتی آمریکا برای تحریکات جدیدی در خاک سوریه با استفاده از مواد ممنوعه برنامه ریزی می‌کند. این عملیات را یک فرد مسلح که پیش از این عضو داعش بوده مدیریت می‌کند.

"آنتونی کارتولوچی" تحلیلگر آمریکایی و کارشناس ژئوپلتیک در این باره به خبرگزاری مهر می‌گوید: "اگر آمریکا مطمئن بود که دولت سوریه این حمله شیمیایی را انجام داده است قطعاً خواستار تحقیقات بین المللی می‌شد زیرا در این صورت آمریکا دلایل کافی را برای تغییر نظام سوریه که سال‌ها به دنبال آن بوده است در مقابل جامعه جهانی کسب می‌کرد. هدف نهایی آمریکا در سوریه تغییر نظام این کشور است اما با حملات موشکی هم موفق به این کار نشده است. اکنون بیشتر معلوم شده است که آمریکا به دنبال افزایش مداخلات خود در سوریه از طریق دخالت مستقیم نظامی است. واشنگتن امیدوار است تا با تقسیم سوریه تا جائیکه ممکن است بخش‌هایی را در شمال تحت کنترل ناتو و ترکیه و در جنوب تحت کنترل گروه‌های تروریستی مورد حمایت عربستان، قطر، امارات و بحرین و حتی اردن قرار دهد."


جاده صاف کنی کانادا برای آمریکا

در همین رابطه یکی دیگر از گزارش‌های عجیب و قابل توجه رادیو فردا به تصمیم ضد ایرانی پارلمان کانادا اختصاص دارد؛ جایی که این پارلمان سپاه ایران را به عنوان گروهی تروریستی شناخته و رادیو فردا نیز به دلایلی که به آن اشاره می‌کنیم، با رضایت تمام این ادعا را بازتاب داده است.

در گزارش رادیوی دولتی آمریکا نوشته شده است: «پارلمان کانادا طی مصوبه‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد. به نظر می‌رسد با موافقت قریب الوقوع دولت چپ‌گرای کانادا، این مصوبه رسمی شده و کل هیئت حاکمه کانادا از آن حمایت کنند. با این حال این اتفاق طبق ساختار قانونی کانادا فرایندی زمان‌بر و طولانی است. ابتدا باید در کابینه و توسط وزرا مورد بحث و بررسی قرار بگیرد که ممکن است مشمول تغییراتی نیز بشود. بدین ترتیب اگر این مصوبه نهایی و اجرایی شود، کانادا اولین کشوری در جهان است که به صورت رسمی و حقوقی سپاه را گروه تروریستی تلقی می‌کند. این تصمیم فقط گنجاندن یک نام در فهرست گروه‌های تروریستی نیست، بلکه پیامدهای قابل اعتنایی در سیاست ایران، جهان و خاورمیانه خواهد داشت. پیش از دولت کانادا، دولت آمریکا در دو مقطع اقدام مشابه را مورد بررسی قرار داد. نخست در زمان ریاست جمهوری اوباما و سپس در دوره ترامپ. اما در هر دو مورد، کاخ سفید بعد از ارزیابی‌های کارشناسی سازمان‌های امنیتی و وزارت دفاع آمریکا آن را کنار گذاشت و سیاست‌های تنبیهی‌اش را متوجه سپاه قدس، ابزار منطقه‌ای سپاه، کرد.»

بد نیست بدانید که این طرح که کانادا به دنبال اجرای آن است، در واقع همان طرح مشابهی است که ایالات متحده آمریکا طراحی کرده و تا بارها تا مرز اجرا به پیش برده اما به دلیل عدم دلایل قانع‌کننده و تبعات به دنبالش از اجرای کاملش منصرف شده و به طور ناقص مصوب کرده است و به همین دلیل می‌توان حرکت آمریکایی کانادا را نوعی جاده صاف کنی برای کاخ سفید علیه کشورمان دانست.

خود رادیو فردا نیز به این واقعیت اذعان کرده و مُهر تأیید می‌زند که اگر کانادا در نهایت سپاه را به صورت رسمی تروریست قلمداد کند و به همین دلیل روابطش با جمهوری اسلامی را به تیرگی سابق بازگرداند، ممکن است دولت ترامپ نیز طرح مشابهی را که متوقف کرده بود دوباره فعال سازد. در این صورت کانادا با هموار کردن مسیر برای آمریکا عملاً فشار سنگینی را بر جمهوری اسلامی وارد می‌کند.

اما آیا واقعاً باور عمومی جهانیان پذیرای این ادعاست؟!

آیا واقعیت‌های سال‌های اخیر منطقه به گونه‌ای هستند که بتوان به راحتی از کنارشان عبور کرد و آن‌ها را نادیده گرفت؟!

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال‌هایی که جای‌جای منطقه درگیر آتش جنگ تروریستی بوده و ایالات متحده آمریکا و همراهان غربی – عربی‌اش تنها به دنبال گِل‌آلودتر کردن آب و ماهی گرفتن از آن بودند، به تنهایی و با کمک مردم خود کشورهای منطقه، این آتش را فرونشاند.

در روزهایی که اسناد مختلف از حمایت کمک آمریکا به تروریست‌ها در عراق و سوریه خبر می‌دادند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ایران به طور عملیاتی در مقابله با تروریست‌های ساخته غرب در این کشورها، کنار مردمشان ایستاد و در راه مبارزه با تروریسم و برقراری صلح جهانی، خون داد و این واقعیتی است که فرماندهان ارشد نظامی غربی و رسانه‌های مطرح جهان بارها وادار به اعتراف آن شدند.


خوشحالی بی‌حد رادیو فردا از تکرار یک اشتباه

آخرین بخش این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به تعیین گزارشگر جدید حقوق بشری سازمان ملل در امور ایران اختصاص دارد؛ جایی که در اشتباهی تکراری علیرغم مشکلات عمده حقوق بشری بسیاری از کشورها، این نماینده ویژه برای ایران تعیین شده و به قولی دیگر مسیر بهانه‌سازی برای امثال رادیو فردا را فراهم می‌آورد.

رادیو فردا در گزارشی به این مناسبت نوشته است: «شورای حقوق بشر سازمان ملل، روز جمعه ۱۵ تیرماه، در آخرین روز از سی و هشتمین نشست خود در ژنو، جاوید رحمان حقوقدان پاکستانی- بریتانیایی را رسماً به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران معرفی کرد. جاوید رحمان، ۵۱ ساله متولد شهر فیصل‌آباد پاکستان است و دکترای حقوق بین‌الملل دارد. این فعال حقوق بشر، تحقیقاتی در زمینه آزادی ادیان، قوانین جهانی حقوق بشر و قوانین اسلامی انجام داده و هم اکنون استاد دانشگاه برونِل لندن است. او پیشتر نیز به عنوان مشاور در زمینه حقوق اقلیت‌ها، ممنوعیت شکنجه، مبارزه با تروریسم و قوانین اسلامی با کارگروه حقوق اقلیت‌ها در سازمان ملل همکاری کرده است. برای احراز سمت گزارشگری ویژه حقوق بشر در ایران ۱۴ نفر نامزد بودند که از این تعداد با شش نفر مصاحبه صورت گرفت و در نهایت جاوید رحمان برای تصدی این سمت برگزیده شد.»

پیش از این نیز همانطور که اشاره شد و می‌دانید، سال‌ها افراد مختلفی نظیر "احمد شهید" و "عاصمه جهانگیر" با نفوذ آمریکا به سازمان ملل متحد به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر این سازمان در امور ایران فعالیت کرده‌اند.

این گزارشگران پیشین هر کدام به نوعی برای رادیو فردا و اربابانش در حمله سیاسی و فضاسازی علیه کشورمان بهانه‌سازی کردند و بدون توجه به ماهیت موضوعات مختلف و واقعیت‌های ایران و جهان، مدام در گزارش‌هایی یک سویه و مملو از جهت‌دهی دروغین، مواد اولیه لازم برای اعمال فشار بر کشورمان با موضوع حقوق بشر را تأمین نمودند.

آن‌ها از طرفی هیچ پاسخی به گروه‌های مختلف مردم ایران که خواهان ملاقات و گفتگو با آن‌ها بودند، نمی‌دادند و از طرفی با حمایت بی‌جا و جهت دار از یک تروریسم یا یک مخالف نظام جمهوری اسلامی که سال‌هاست خارج از ایران زندگی می‌کند، از وضعیت حقوق بشر در داخل کشورمان گزارش مملو از سیاه‌نمایی ارائه دادند.

با همین تفاسیر، چندان دور از ذهن و غیر قابل پیش‌بینی نبوده است که رادیو فردا از انتخاب شخصی دیگر باز هم با نفوذ اربابانش به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران و در نتیجه تداوم مسیر و بهانه‌سازی گزارشگران پیشین احساس رضایت و شعف داشته باشد.

البته همواره این سؤال در ذهن مردم ایران باقی بوده و هست که چطور با بحدان انسانی در یمن، عربستان و بسیاری دیگر از کشورهای جهان که نقش غرب در آن بارز و آشکار است و حتی با بحران حقوق بشر در داخل آمریکا و ...، هرگز گزارشگری ویژه برای آن‌ها تعیین نشده است، اما مردم ایران و جمهوری اسلامی در تمامی مدت عمر خود، با چنین فرستاده‌ها و نماینده‌هایی از سوی سازمان ملل متحد همراه و مواجه بوده‌اند؟!

آیا حقوق بشر فقط به ایران و ایرانیان اختصاص دارد؟! یا بهتر است این‌گونه بپرسیم که آیا بشریت تنها به مخالفان نظام جمهوری اسلامی، تروریست‌های ضد ایرانی و مجرمین سیاسی-امنیتی محدود می‌شود که یک گزارشگر ویژه باید مراقب حقوقشان در ایران باشد؟!


آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از تیر ماه 1397 (08 الی 16 تیر ماه 1397) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *