پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ تهران ۱۶:۴۹ - ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۸
 
جمعه ۲۲ تير ۱۳۹۷
ساعت ۱۶:۳۲
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 202)
1397/04/01 الی 1397/04/08

دویست و دومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
دویست و دومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در دویست و دومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از تیر ماه 1397 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
نخستین هفته از فصل تابستان 1397 با اخبار و حواشی بسیاری همراه بوده است؛ از خبر و شایعات تلخ مربوط به تجاوز دسته‌جمعی در ایرانشهر تا شیرینی درخشش فوتبالیست‌های کشورمان در جام جهانی 2018، هر کدام به شکلی ما را تحت تأثیر خود قرار داد و رسانه‌های دولتی غربی نیز هر کدام به نوعی از این موضوعات مختلف در جهت اهدافشان بهره‌برداری کردند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز یکی از همین مجموعه است.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، دویست و دومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از تیر ماه سال 1397 (01 الی 08 تیر ماه 1397) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در دویست و دومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل و بهره‌برداری رادیو فردا از جام جهانی فوتبال به سود اسرائیل، بازتاب جنگ نفتی کاخ سفید علیه ایران، دروغ‌پردازی با موضوع دختران ایرانشهر، داستان تکراری اعدام و حقوق بشر، ترغیب دروایش مجرم به اعتصاب غذا در زندان، ادامه سیاسی‌بازی با موضوع برجام و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


جام جهانی؛ بهانه جدید خوش‌خدمتی رادیو فردا

این روزها تب و تاب فوتبال و رقابت‌های جام جهانی 2018 در روسیه به قدری بالاست که کمتر کسی در دنیا از آن بی‌خبر است و موضوعات و حوزه‌های مختلف را نیز تحت تأثیر خودش قرار داده است؛ در همین راستا، موضوع آغازین این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به بررسی گزارشی اختصاص داده‌ایم که رادیو فردا با انتشار آن تلاش کرده با بهانه جام جهانی برای صهیونیست‌ها خوش‌خدمتی کند.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در این گزارش از علاقه صهیونیست‌ها به ایران حکایت کرده و می‌نویسد: «در کشوری که از نخستین ساعات سحرگاه تا نیمه‌شب، تقریباً تمامی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی عباراتی مانند "خطر ایران"، "ایرانی‌ها دارند می‌آیند" و "ایرانی‌ها پشت پرده این یا آن عملیات هستند" را تکرار می‌کنند، و نام ایران شوربختانه در هر تداعی منفی، تیتر روزنامه‌های چپ و راست و میانه است، نشستن روبه‌روی دوربین خبرگزاری رویترز و سر دادن فریاد "ایران، ایران" و نیایش برای موفقیت "بچه‌های ایران" کار آسانی نیست. خبرگزاری رویترز این روزها فیلم و تصاویری از چند نسل از یک خانواده قدیمی از یهودیانی را منتشر کرده است که ریشه و تبار ایرانی‌شان به ده‌ها سال قبل بازمی‌گردد؛ نگاه این خانواده به مسابقه فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه. این خانواده، یک خانواده مشهور از یهودیانی هستند که اجدادشان از اصفهان بوده‌اند؛ پدر خانواده بیش از ۶۰ سال از عمر نزدیک به ۸۰ ساله‌اش را در اسرائیل گذرانده است؛ فرزندان و نوه‌ها و نبیره‌هایش اما با گذشت این همه سال، از دید دیگر اسرائیلی‌ها، هنوز "پارسی" محسوب می‌شوند. شبکه تلویزیون سراسری اسرائیل این روزها در هر مسابقه جام جهانی، گزارشگران خود را به میان یهودیان طرفدار تیم‌های مختلف می‌فرستد که عمدتاً در بار یا رستورانی نشسته و با هم مسابقه را نگاه می‌کنند. در مسابقه دوم تیم ایران که با اسپانیا بود، گزارشگر این شبکه با تعجب می‌گوید: باور نمی‌کنید، چند "پارسی" پیدا کرده‌ام که دارند از تیم ایران حمایت می‌کنند! از آن‌ها می‌پرسد که چرا حامی تیم ایران هستند؟ نمی‌توان گفت که گزارشگر شاد و شنگول، سر شوخی دارد یا با کمی لحن توبیخ این سؤال را می‌کند. در پاسخ به پرسش گزارشگر اما، گروه "پارسی" که پرچم شیر و خورشید در دست دارند، مجبور می‌شوند توضیح بدهند که با وجود دشمنی ایران و اسرائیل، آن‌ها ایرادی نمی‌بینند که در مرکز اسرائیل، برای تیم ایران ابراز احساسات کنند. این پرسش از اسرائیلی‌هایی که با پرچم فرانسه، برزیل، روسیه، آرژانتین و ده‌ها کشور دیگر برای تیم زادگاه خود یا والدین‌شان احساسات نشان می‌دهند، شاید نشده باشد چون رهبران فرانسه و برزیل و آرژانتین ندای نابودی اسرائیل سر نداده و روزشمار نابودی اسرائیل را در کشور خود نصب نکرده‌اند. حتی یهودیان نسل چندم از مراکشی‌های ساکن اسرائیل این روزها به روسیه رفته و برای تیم مراکش ابراز احساسات می‌کنند و کسی ابرو بالا نمی‌اندازد. حال آقای صیون خاسید، رئیس سازمان ایرانی‌تباران اسرائیل، به رویترز می‌گوید، درست است که ۶۰ سال است ینجا هستم؛ اما حتی لحظه‌ای زادگاه خود را از یاد نبرده‌ام؛ کشوری که ما را بزرگ کرد؛ کشوری که در آن پرورش یافتیم و آموزش گرفتیم؛ ما هنوز هم که هنوز است ایران را دوست داریم.»

اما آیا مردم ایران آن‌قدر ساده‌اندیش هستند که به راحتی و با یک گزارش این چنینی باور کنند که صهیونیست‌ها دلسوز و دوست‌دار ملت ایران هستند؟!

آیا یک گزارش می‌تواند گذشته، حال و آینده اسرائیل را تغییر دهد؟!

اسرائیلی که امروز ادعای دوستی با مردم ایران دارد در طول تاریخ همواره کشورمان را به جنگ تهدید کرده است؛ آن‌ها عملاً وارد جنگ علیه ملت ایران شده و ترور گسترده فرزندان این سرزمین را در دستور کار خود قرار دادند.

صهیونیست‌ها هرگز از بهبود وضعیت زندگی مردم ایران راضی و خشنود نبودند و برعکس یکی از عوامل و تشدیدکننده اعمال تحریم‌های ناعادلانه علیه مردم کشورمان محسوب می‌شوند.

مقامات این رژیم اشغالگر بارها و بارها ایرانیان را وحشی خطاب قرار داده و ایران را عامل بحران امنیت در جهان خوانده است.

مرور اظهارات مقامات این رژیم در خصوص ایران کاملاً واقعیت را نشان می‌دهد؛ هرچند که حتی آنان که ریشههای ایرانی داشته و اکنون در سرزمینهای اشغالی زندگی می‌کنند هم از پشت به ملت ایران خنجر زده و پس از سالها خیانت اکنون در کنار اسرائیل قرار گرفته و یک اسرائیلی شناخته می‌شوند و صفحه‌ها می‌توان در مورد این خیانتها توضیح داد.

رادیو فردا تلاش می‌کند تا حکومت جمهوری اسلامی را باعث و بانی این دشمنی میان دو طرف معرفی کند اما غافل از این است که واقعیتها سالهاست که از پشت پرده خارج شدهاند. امروز همه ایرانیان واقعی، از هر سلیقه و طیف اعتقادی و سیاسی به خوبی می‌دانند که دشمنی با اسرائیل هیچ ارتباطی به دین یهود ندارد و به همین دلیل نیز هماکنون تعداد قابل توجهی از پیروان این آیین در کشورمان زندگی مسالمتآمیزی دارند. مردم به خوبی می‌دانند که ماهیت اسرائیل چگونه ایجاد شده و چه هدفی را دنبال می‌کند و نفرت از صهیونیست امروز فقط به یک ایرانی و یک شیعه اختصاص ندارد و حتی ما یهودیان بسیاری در جهان داریم که این نفرت را با خود به همراه دارند و این اشتراک در نفرت عمیق از صهیونیست نشان می‌دهد که عامل آن را باید از درون اسرائیل جویا شد.


جنگی با بازنده مشخص!

موضوع مهم دیگری که در این هفته با آن مواجه بودیم، فاز جدید جنگ نفتی آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی است؛ جنگی که در راستای اعمال تحریم‌های ضد ایرانی از سوی کاخ سفید تدارک دیده شده و بر اساس اظهارات مقامات ارشد ایالات متحده و رسانه‌های تحت امرشان به دنبال این است که صادرات نفت ایران را به صفر برساند.

رادیو فردا با افتخار از این جنگ پرده برداشته و در گزارشی می‌نویسد: «یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا روز سه‌شنبه پنجم تیرماه گفت کشورهای خریدار نفت ایران از آغاز ماه نوامبر (۱۳ آبان) و از سرگیری تحریم‌های آمریکا علیه تهران باید تمام واردات خود از این کشور را متوقف کنند. وی در پاسخ به این سئوال که آیا آمریکا به کشورهای متحدش فشار می‌آورد تا واردات نفت از ایران را تا ماه نوامبر به صفر برسانند این مقام آمریکایی گفت: "بله". این مقام آمریکایی که حاضر نشد نامش در گزارش قید شود در گفت‌وگو با خبرنگاران افزود: "هدف ما متوقف کردن راه‌های درآمد ایران و برجسته کردن اقدامات زیان‌بار آن کشور در سطح منطقه است." او افزود هفته آینده هیاتی از مقامات آمریکایی راهی کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد شد تا تضمین کند که در پی قطع انتقال نفت ایران بازار جهانی با کمبود روبرو نشود. این مقام وزارت خارجه آمریکا به پایتخت‌های خارجی هشدار داد که واشینگتن "هیچ‌گونه معافیتی" را برای کشورهای وارد کننده نفت از ایران در نظر نخواهد گرفت و تشدید تحریم‌ها علیه ایران را "یکی از اولویت‌های اصلی امنیت ملی" ایالات متحده توصیف کرد.»

اما سؤال اساسی اینجاست که بازنده اصلی این جنگ چه کسی است؟!

گزارشی که "بلومبرگ" چند به تازگی در این باره منتشر کرده است به خوبی واقعیت در خصوص پاسخ این سؤال را به ما می‌دهد؛ جایی که بارها و با دلایل مختلف اثبات می‌کند که دود این آتش فقط به چشم خود آمریکا و متحدانش خواهد رفت.

"بلومبرگ" در گزارشی مفصل می‌نویسد: "ترامپ بار دیگر در توییتر اوپک را به دلیل افزایش قیمت نفت سرزنش کرده است. اوپک راه فرار خوبی برای متهم کردن آن به دلیل افزایش قیمت بنزین در آمریکا است، اما استخراج بیشتر نفت قیمت آن را برای مدت طولانی کاهش نخواهد داد. راه حل واقعی برای ترامپ به منظور کاهش قیمت‌ها این است که او سیاستش در قبال ایران را تغییر دهد. متاسفانه، احتمالاً این اتفاق نخواهد افتاد، و قیمت نفت روند صعودی خواهد داشت. قیمت نفت طی یکسال 50 درصد افزایش یافته است، و هفته گذشته تقریباً به بشکه‌ای 80 دلار رسید. "

این خبرگزاری تأکید می‌کند: " تاجران چیزی را می‌دانند که رئیس جمهور آمریکا یا نمی‌تواند یا نخواهد فهمید؛ زمانی که تحریم‌های ایران در نوامبر اجرایی می‌شوند، تولید کننده‌ها وسع لازم برای جبران این کسر را ندارند. اگر ترامپ موفق شود کل صادرات نفت ایران را متوقف کند، آن‌ها باید 2 میلیون و 700 هزار بشکه نفت را که ایران روزانه تأمین می‌کند، جایگزین کنند. این چاله بزرگی برای پر کردن است. اگر آنها نتوانند این کار را کنند، هزینه آن فزاینده خواهد بود. بر اساس اعلام بانک آمریکایی مریل لینچ، توقف کامل صادرات نفت ایران، در صورتی که عربستان نتواند به تناسب تولیدش را افزایش دهد، می‌تواند قیمت نفت را به بالای 120 دلار در بشکه برساند."

بلومبرگ ادامه می‌دهد: "حقیقت ساده این است که ظرفیت تولید بالقوه کافی در جهان برای جایگزینی صادرات نفت ایران وجود ندارد. محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در سال 2016 گفت که عربستان نمی‌تواند به سرعت صادرات روزانه نفت خود را به 11 و نیم میلیون بشکه و طی شش یا نه ماه به 12 و نیم میلیون بشکه برساند. او گفت که از زمان مصاحبه چیزی تغییر نکرده است. دیگران خوش‌بینی کمی را دارند. آژانس بین‌المللی انرژی آن زمان اعلام کرد که برای رسیدن به عدد بالای 11 میلیون تولید، نیازمند افزایش تولید فراساحل (offshore) خواهد بود که هزینه‌بر است. ظرفیت احتمالی برخی کشورها برای افزایش تولید حدود یک و نیم میلیون بشکه در روز است که فوراً باید جایگزین نفت ایران شود که کافی نیست."


پرواز رادیو فردا با بال دروغ!

اتفاق تلخی در این هفته فکر و قلب بسیاری از مردم ایران را به خود درگیر کرد، اخبار مختلفی است که در خصوص تجاوز به تعدادی از دختران کشورمان در ایرانشهر منتشر شده است؛ اخباری که جدای از راست و دروغ آن، در نگاه اول تأسف‌برانگیز و تلخ است.

رادیو فردا در این هفته تلاش کرده تا با پرواز با بال دروغ و بازتاب جهت‌دار شایعات بر زخم مردم نمک بپاشد و از آن بهره‌برداری سیاسی خود را داشته باشد و به همین دلیل در گزارشی می‌نویسد: «در حالی که یک هفته از سخنان امام جماعت اهل سنت ایرانشهر درباره تجاوز به ۴۱ دختر در این شهرستان می‌گذرد، مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی از نحوه رسانه‌ای شدن این موضوع به شدت انتقاد کرده‌اند. بنا بر تازه‌ترین تحولات مربوط به تجاوز در شهرستان ایرانشهر، دادستان کل کشور گفته است "شرعاً موظفیم برخی اخبار را علنی نکنیم"، رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان تهدید کرده است در صورت ثابت شدن "سوء نیت" امام جماعت ایرانشهر "با وی برخورد خواهد شد" و دادستان زاهدان نیز خبر داده است که علاوه بر بازداشت دو تن از متهمان "پرونده تجاوز"، دو نفر دیگر نیز "در حاشیه این پرونده" و به دلیل رسانه‌ای شدن این خبر دستگیر شده‌اند. مولوی طیب ملازهی، امام جمعه اهل سنت ایرانشهر، جمعه گذشته در خطبه‌های نماز عید فطر از "تجاوز به ۴۱ دختر" در این شهرستان و دستگیری یکی از متهمان خبر داد. شماری از وبسایت‌های خبری در گزارش‌هایی تاییدنشده از تهدید امام جمعه اهل سنت ایرانشهر خبر داده و همچنین گفته‌اند که از دیدار امام جمعه اهل سنت آزادشهر با او نیز جلوگیری شده است.»

اما چه میزان این اخبار که توسط رادیو فردا و دیگر رسانه‌های غربی بازتاب گسترده داده می‌شود واقعیت است؟!

درست است که عمومی شدن این خبر توسط یکی از علمای اهل سنت و در جریان نماز عید سعید فطر صورت گرفت اما بررسیها نشان می‌دهد که پرونده این موضوع با شکایت رسمی یک نفر، از دو روز قبل آن در دادسرا به جریان درامده و رسیدگی به آن از سوی نهادهای انتظامی و قضائی آغاز شده است.

بگذریم از این که اعلام عمومی این موضوع که هنوز رسیدگی کاملی برای آن انجام نشده و نتیجه رسیدگیها نیز اعلام نگردیده است، آن هم همزمان با روز عید فطر تا چه اندازه در جهت تخریب آرامش عمومی و تبدیل کردن شادی مردم به اضطراب اثرگذار بوده است.

جالب اینجاست که در کنار این جهتدهی به رفتار مردم در ایرانشهر و القای نگرانی بیش از اندازه به آنان، همزمان ضد انقلاب وارد عمل شده و در نفوذ در جمع جوانان این شهر، با تهیه فیلم ساختگی و ... از به ظاهر اعتراضات صورت گرفته، خوراک لازم برای ادامه حملات از سوریه رسانههای ضد ایرانی را مهیا نمودند که البته عوامل این جریان خیلی زود شناسایی و بازداشت شدند.

رئیس کل دادگستری سیستان و بلوچستان در جمع خبرنگاران اینگونه به موضوع پرداخته است: "با اقدام سریع نیروهای امنیتی و انتظامی خودرویی که در این حادثه مورد استفاده قرار گرفته بود همان روز نخست (چهارشنبه) شناسایی و روز پنجشنبه توقیف شد که در بازرسی از آن یک سری وسایل و ادوات جرم نظیر چشم بند و حتی سیم کارت فرد ربوده شده نیز کشف شد. با بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد چهار نفر در این پرونده دست داشتند که یک نفر آنان بلافاصله دستگیر و سه نفر دیگر شناسایی شده و تحت تعقیب قضایی قرار دارند که متعاقب آن یکی دیگر از متهمان این حادثه با همکاری معتمدان، مسئولان و خانواده‌اش تحویل مراجع قضایی شد."
وی در این گفتگو تأکید کرد: "یکی از نکات بسیار مثبت و قابل طرح در سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر حضور زنان این استان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی است به گونه‌ای که در چند سال اخیر افزون بر 235 زن نخبه عهده دار مناصب مدیریتی این استان شدند که در سمت‌هایی همچون معاون استاندار، فرماندار، معاون فرماندار، مدیر کل، معاون مدیر کل، رئیس دانشگاه، مشاور مدیر کل، مشاور فرماندار، رئیس اداره، شهردار، بخشدار و دهیار مشغول بکار هستند و در تصمیم گیریها و توسعه و پیشرفت استان و خدمت رسانی به مردم نقش ایفا می‌کنند. متاسفانه نشر این گونه اخبار در جامعه سبب بازگرداندن مجدد برخی زنان و دختران این دیار به پستوی خانه و مانع بزرگی برای روند رو به رشد سریع زنان در همه زمینه‌های سیاسی- اجتماعی و اقتصادی می‌شود و خسارت‌های جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه در بلند مدت به همراه دارد. همچنین در جوامع‌های سنتی و ایل و طایفه‌ای مثل سیستان و بلوچستان نشر این گونه اخبار آسیب‌های اجتماعی مهمی نظیر انزوای اجتماعی، قتل‌های ناموسی، کینه توزی و نفرت بین خانواده‌ها و حس انتقام و درگیری طایفه‌ای بین خانواد ها را به دنبال دارد."


و باز هم اعدام!

یکی از تکراری‌ترین موضوعاتی که غرب و رسانه‌های تحت امرشان از آن علیه کشورمان استفاده می‌کنند، حقوق بشر و "اعدام" است. در این رابطه رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته بار دیگر به این موضوع رجوع کرد و با بازتاب خبری فکر مخاطبین خود را بر علیه وضعیت حقوق بشر در کشورمان به بازی گرفت.

رادیو فردا در این گزارش از اعدام تکراری کودکان در کشورمان خبر داده و نوشته است: «سازمان حقوق بشر ایران از اعدام یک متهم دیگر در ایران که در کودکی مرتکب جرم شده بود، به نام ابوالفضل چزانی شراهی، خبر داده‌است. این سازمان این خبر را به نقل از رها بحرینی، پژوهشگر سازمان عفو بین‌الملل منتشر کرده و نوشته که او صبح روز ۶ تیر ماه در زندان مرکزی قم اعدام شده‌است. چزانی شراهی به قتل عمد در یک نزاع خیابانی در سال ۹۲ به اعدام محکوم شده بود. وی هنگام بروز این اتفاق، ۱۵ ساله بود. در حالی که جامعه جهانی بارها از حکومت ایران خواسته برای افرادی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده‌اند حکم اعدام صادر نکند، این چهارمین "کودک‌مجرمی" است که طی شش ماه گذشته در ایران اعدام شده‌است. بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۱۷ نیز دست‌کم پنج متهم با شرایط مشابه در زندان‌های ایران اعدام شدند. سازمان حقوق بشر ایران تخمین زده که در حال حاضر بیش از یکصد "کودک‌مجرم" در زندان‌های ایران در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برند. پیش از این عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران خواسته بود "فوراً" اعدام ابوالفضل چزانی شراهی را متوقف کنند. به گفته مگدلنا مغربی، معاون شمال آفریقا و خاورمیانه عفو بین‌الملل، "مقامات ایران به خوبی آگاهند که استفاده از مجازات مرگ علیه کسانی که زیر سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم می‌شوند، نقض فاحش تعهدات ایران تحت قوانین بین‌المللی حقوق بشر از جمله کنوانسیون حقوق کودک است".»

بگذریم از اینکه قوانین در ایران کاملاً شفاف و بر اساس موازین مورد اعتقاد عموم مردم تعیین شده است و همانطور که هر کشور دیگری از جمله خود ایالات متحده آمریکا هم قوانین خاص خودش را داشته و کشور دیگری حق دخالت در آن را ندارد، سایرین در امور داخلی ایران نیز قادر و مجاز به مداخله نیستند و همچینین بگذریم از این که تا چه میزان ادعاهای مربوط به افراد و مجرمین اعدام شده در ایران با سند و مدرک بوده و سن اعلامی برای مجرمین همان چیزی است که واقعیت دارد!

سؤال اساسی در این بین، از رادیو فردا و اربابان آمریکاییاش نیست؛ زیرا کاملاً مشخص و قابل درک است که یک رسانه وابسته همان جهتی را دنبال کند که اربابانش از او می‌خواهد و با توجه به دشمنی دیرینه آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، این نوع گزارشهای سراسر دروغ رادیو فردا کار عجیبی نیست.

مخاطب اصلی سؤال ما نهادهای حقوق بشری مدعی در جهان هستند که این گونه برای اعدام یک مجرم در ایران گریبان پاره می‌کنند؛ باید از آنها پرسید که آیا به جز رسانههای آمریکایی از جمله رادیو فردا، منبع دیگری برای واکنشهای خود دارند؟!

چطور اعدام یک قاتل در ایران اینگونه انسانیت را خدشهدار می‌کنند و قلب آنها را می‌رنجاند اما قتلعام گسترده کودکان در یمن، هیچ تأثیری بر روی احساسات انساندوستانه آن‌ها ندارد؟!

آیا به تازگی آماری از تعداد کودکان قربانی در یمن گرفتهاند؟!

آیا وضعیت کنونی یمن برای زندگی کودکان که به لطف جنتایات آل سعود و کاخ سفید، به مراتب رنجاورتر از مرگ بوده و بهتر است از آن با عنوان "مرگ تدریجی" یاد کنیم، حقوق بشر را خدشهدار نمی‌کند؟!

جالب است که کودکان همه جهان کودک محسوب نمی‌شوند اما قاتلین در ایران با هر اعدامی به دوران کودکی خود باز می‌گردند؛ در آمریکا کودکان در وضعیتی مشابه بزرگسالان زندانی می‌شوند و مکرراً با گلوله مستقیم پلیس جان می‌دهند، در فلسطین کودکان قربانی جنایات اسرائیل هستند، در سوریه و عراق تروریستهای مورد حمایت غرب جان کودکان را به بازی می‌گیرند، در میانمار بوداییان دنیا را برای کودکان به جهنمی سوزان تبدیل می‌کنند و ...

و با همه اینها، قاتلان ایرانی کودک هستند.


تلاش برای کشته‌سازی از دراویش

حمایت رادیو فردا از فرقه دراویش گنابادی و فعالیت‌های مجرمانه برخی از اعضای این فرقه در کشورمان همواره یکی از موضوعاتی بوده است که در هفته‌های اخیر به آن پرداخته‌ایم؛ موضوعی که در این هفته نیز به شکلی دیگر شاهد آن بوده‌ایم که البته در اصل این حمایت هم ما را به تردید می‌اندازد!

رادیو فردا در گزارشی که این هفته منتشر کرده، از وضعیت بد زندانیان این فرقه در کشورمان و تبلیغ برای اعتصاب غذای آنان سخن گفته و نوشته است: «پس از انتشار گزارش‌ها دربارهٔ "ضرب و شتم" دوباره تعدادی از دراویش زن زندانی در زندان قرچک، دختر محمد راجی، درویش فوت شده در بازداشتگاه نیروی انتظامی، از "احضار تلفنی" خود به وزارت اطلاعات خبر داد. در همین حال "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر"، یک گروه فعال در زمینه حقوق دراویش، روز جمعه اول تیر در اطلاعیه‌ای خواستار پایان اعتصاب غذای تعدادی از دراویش زندانی شد. به گزارش وب‌سایت مجذوبان نور، مصطفی آزمایش، مسئول روابط عمومی این گروه، در اطلاعیه‌ای خواستار پایان اعتصاب غذای دراویش گنابادی شد تا به گفته او، "پس از تجدید قوا، با استفاده از شیوه‌های مؤثر و بدون خشونتِ دیگر به مقابله با دسیسه‌ها و فشارهای این دستگاه قضایی درویش‌کُش" بپردازند. روز شنبه، ۱۹ خرداد، وب‌سایت مجذوبان نور از اعتصاب غذای هشت تن از دراویش مرد زندانی در زندان تهران بزرگ خبر داده بود. اعتصاب‌کنندگان خواستار پایان دادن به حصر خانگی نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی، و آزادی "۳۶۰ درویشی" شده‌اند که از زمان وقایع خیابان گلستان هفتم پاسداران در بازداشت موقت به سر می‌برند. در همین حال ۱۰ زن درویش زندانی در زندان قرچک، در اعتراض به "ضرب و جرح" و "خشونت سازمان‌یافته" به دست گارد این زندان، از روز جمعه، ۲۵ خرداد، اعتصاب غذا کرده‌اند. صدیقه خلیلی، مادر سپیده مرادی، یکی از این زنان، در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که روز چهارشنبه ۲۳ خرداد، زنان درویش در اعتراض به عدم تحویل کارت تلفن دست به اعتراض زده بودند که مسئولان زندان "از تعدادی از زندانیان با جرائم قتل و قاچاق خواسته‌اند آنان را ضرب و شتم کنند." به گفته خانم خلیلی، پس از آن نیز گارد زندان "با شوکر و باتوم" به زنان درویش حمله و آنان را از یکدیگر جدا کرده و به بندهای مختلف منتقل کرده‌اند.»

وقتی آمارها و واقعیتها را کنار این نوع گزارشهای رادیو فردا قرار می‌دهیم، بیشتر این ابهام برایمان تشدید می‌شود که این رسانه آمریکایی، دلسوز دراویش است یا با آنها دشمنی دارد!

رادیو فردا که هم خود و هم اربابانش با کمبود شدید بهانه برای حمله به جمهوری اسلامی در حوزه حقوق بشر برخوردهاند، با چنین گزارشهایی تلاش می‌کنند تا به قول معروف با یک تیر سه نشان را هدف بگیرند.

شاید هدف اول و سطحیترین هدف در انتشار چنین دروغهایی علیه ایران، این است که دراویش در داخل کشور احساس کنند رادیو فردا و اربابانشان به معنای واقعی کنارشان هستند و از آنها در همه شرایط حمایت می‌کنند و این می‌تواند در تعیین مسیر خیانتهای آینده به ایران و دلخوشی کاذب به حمایتهای غرب اثرگذار باشد.

هدف دیگر این است که ذهن مخاطبینی که کمتر جویای واقعیت‌ها می‌شوند و معمولاً همه چیز را زود باور می‌کنند و به ویژه آن دسته از مخاطبینی که خارج از ایران زندگی می‌کنند و از حقایق دور هستند را به بازی گرفته و آنها را نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران تحریک کنند.

و هدف سوم در این گزارش‌ها قطعاً می‌تواند تحریک مجرمین زندانی در ایران اعم از درویش یا غیر درویش، برای دست زدن به اعتصاب غذا یا همان خودکشی باشد که شاید به بیماری جدی یا حتی مرگ آنها ختم شود؛ رادیو فردا این تفکر را به زندانیان در ایران القا می‌کند که شاید از این طریق بتوانند وارد فضاسازی‌های رسانه‌های غربی شوند و روزنه نفوذی برای نجاتشان بیابند.

با این اوصاف باز هم باید این سؤال را تکرار کرد که رادیو فردا و اربابانش آیا دوست دراویش هستند یا دشمنشان؟!


تناقض با موضوع برجام!

از زمان انجام مذاکرات برای دست‌یابی به توافق هسته‌ای تا امضای برجام گرفته تا لغو این توافق بین‌المللی توسط دونالد رئیس جمهور فعلی آمریکا، مدام یک پای ثابت گزارش‌های رادیو فردا را این موضوع پُر کرده است و هر هفته به شکل و روشی خاص به آن پرداخته تا بتواند مسیر را طبق برنامه و خواست اربابانش طراحی کرده و به پیش ببرد.
در همین راستا، این هفته نیز شاهد دو واکنش خاص رادیوی دولتی آمریکا به برجام بودیم که در ادامه به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.


حال برجام بد است!

این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا در این هفته با پرداختن به اظهارات یکی از مقامات وزارت امور خارجه کشورمان به وخامت اوضاع کنونی برجام پس از خروج کاخ سفید از این توافق پرداخته و واکنشی خاص خود به آن نشان داده است که گویی چندان از وضعیت پیش آمده ناراضی نیست.

رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران، با اشاره به این که با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای توازن برجام به هم خورده و "به بخش مراقبت‌های ویژه انتقال یافته" است، از احتمال پایان برجام در آینده نزدیک خبر داد. عباس عراقچی که ریاست "ستاد پیگیری اجرای برجام" را بر عهده دارد روز پنج‌شنبه، ۳۱ خرداد، پس از سخنرانی در همایشی در بروکسل، به شبکه تلویزیونی "یورونیوز" گفت: باقی ماندن ایران در برجام منوط به آن است که پنج کشور دیگر غیبت آمریکا در این توافق را جبران کنند و در برابر تحریم‌های ایالات متحده بایستند. دونالد ترامپ هجدهم ۱۸ اردیبهشت با اشاره به این که برجام مانع از توسعه برنامه موشک‌های بالیستیک جمهوری اسلامی و همچنین "حمایتش از تروریسم در منطقه" نشد، خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام کرد. با این حال پنج کشور دیگر گفته‌اند تا زمانی که ایران به تعهدات خود در برجام پایبند باشد در توافق هسته‌ای باقی می‌مانند و همزمان مذاکراتی بین ایران و سه کشور اروپایی برای "نجات برجام با وجود تحریم‌های آمریکا" در جریان است. رادیو فردا در تکمیل گزارش خود توضیح می‌دهد: «سه کشور اروپایی، شامل آلمان، فرانسه و بریتانیا، ضمن تأکید بر باقی ماندن در برجام، از برنامه موشک‌های بالیستیک ایران و اقداماتش در منطقه ابراز نگرانی کرده‌اند. در تازه‌ترین مورد آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، روز پنج‌شنبه در پایتخت اردن گفت: "باید راه حلی فوری برای رویکرد تهاجمی ایران در منطقه پیدا کرد". ترزا می، نخست وزیر بریتانیا، نیز حدود دو هفته پیش در دیدار با نخست وزیر اسرائیل تأکید کرده بود که لندن درباره بازداشتن ایران از "تجاوزات منطقه‌ای" و محدود کردن فعالیت‌های موشکی بالیستیکی جمهوری اسلامی، با اسرائیل اشتراک نظر دارد. مقام‌های ارشد فرانسه نیز از لزوم مذاکره برای دست یافتن به توافقی جدید درباره فعالیت‌های موشکی و اقدامات ایران در منطقه سخن گفته‌اند.»

اما از دو نظر می‌توان به این نوع رضایت رادیو فردا از حال بد برجام پرداخت؛ اولین نکته این که دلیل حال بد این روزهای برجام چه چیزی و چه کسی است؟!

بد نیست رادیو فردا در گزارشهای پر تعداد خود به این موضوع نیز اشاره کند که توافق بینالمللی برجام که با تصویب در سازمان ملل متحد جهانی شد، با تصمیم خودخواهانه ایالات متحده امریکا و کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ، به یک کاغذ باطله تبدیل شد؛ تصمیمی که با واکنش شدید و رسمی تمام مقامات اروپایی و بینالمللی دخیل در این توافق همراه بود اما همچنان که می‌بینیم با خودخواهی به پیش رفت و یک به یک مسیرهای رسیدن به آرامش در سایه برجام را مختل کرد.

آرامش جهانی تمامی بهانههای آمریکایی – اسرائیلی را برای خودنمایی بیشتر و مداخله در امور سایرین از بین می‌برد و به همین دلیل از ابتدای تبلیغات انتخاباتی دونالد ترامپ برای ورود به کاخ سفید شاهد اعتراضات او به این توافق جهانی بودیم و این دقیقاً همان اعتراضاتی بود که همواره از سوی مقامات اسرائیلی مشاهده می‌شد که به خوبی گویای اشتراک منافع این دو جریان است.

نکته دیگر تغییر موضع آشکار و قابل توجه مقامات کاخ سفید و البته خود رادیو فردا در دو دولت اخیر ایالات متحده آمریکاست؛ در دولت باراک اوباما، هم دولتمردان آمریکایی و هم رسانههایی مانند رادیو فردا مدام تلاش می‌کردند تا با تبلیغ برای برجام ذهنیت مردم ایران را به این سمت سوق دهند که به توافقی این چنینی رضایت دهند و نوع گزارشها و مصاحبههای منتشر شده به خوبی این موضوع را نشان می‌دهد. اما اکنون با تغییر دولت در ایالات متحده همه چیز عوض شده و شاید تأکید استفاده از عناوینی مانند "بدترین توافق" برای توصیف برجام هستیم.


ایران بدون برجام؟!

در راستای وخامت اوضاع برجام که در بالا به آن پرداختیم، یکی دیگر از برنامه‌های این هفته رادیو فردا اثبات وابستگی شدید وضعیت داخلی کشورمان به برجام و نیاز ضروری کشورمان به حفظ این توافق است.

رادیو فردا لغو برجام را خطری بزرگ برای ایران معرفی کرده و می‌نویسد: «وزیر خارجه ایران با ادعای این که "هدف استراتژیک آمریکا خروج ایران از برجام است" گفت که ناموفق شدن این توافق "برای ایران خیلی خطرناک است، گرچه اگر مجبور شویم این کار را می‌کنیم." به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، محمدجواد ظریف روز یکشنبه، سوم تیرماه، در دیدار با اعضای اتاق بازرگانی گفت: "ناموفق شدن برجام برای ما خیلی خطرناک است. گرچه اگر مجبور باشیم این کار را می‌کنیم ولی این امر حتماً انتخاب نظام نیست." وزیر خارجه ایران اشاره‌ای به جزئیات بیشتر در این باره نکرد و فقط با اشاره به کسانی که آنها را "دلواپسان" می‌خواند گفت شرایط به دوران پیش از برجام که "در بعضی موارد بانکی، تحریم اروپا بیش از آمریکا بود" بازنخواهد گشت. آقای ظریف همچنین گفت: "آمریکا قدرت اول اقتصادی دنیاست که کمر همت بسته تا ... ایران را مجبور به خروج از برجام کند." توافق هسته‌ای تیرماه ۹۴ بین ایران و شش قدرت جهانی به امضا رسید، اما دونالد ترامپ در روز ۱۸ اردیبهشت با اشاره به این که جمهوری اسلامی پس از برجام نیز به توسعه برنامه موشکی بالیستیک و همچنین "حمایتش از تروریسم" در منطقه ادامه داد، خروج آمریکا از این توافق را اعلام کرد. پس از آن مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، برای دستیابی به یک توافق جدید، ۱۲ شرط برای جمهوری اسلامی تعیین کرد. در حال حاضر مذاکراتی بین ایران و سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و بریتانیا در حال برگزاری است تا سرنوشت توافق هسته‌ای روشن شود.»

در شرایطی رادیو فردا و اربابانش تلاش می‌کنند تا ایران را بازنده برجام و البته وابسته به این توافق نشان دهند که در واقعیت اگر مدیریت صحیحی بر توانمندیها و پتانسیلهای داخلی کشورمان اعمال شود در همه حوزهها مشکلات مرتفع می‌شود و این همان نگاهی است که در ارزشهای والای انقلاب اسلامی و رأی حکومت جمهوری اسلامی و البته اکثریت مردم ایران وجود دارد و تاریخ ایران نیز گویای همین موضوع است، چنانکه در ایام هشت سال دفاع مقدس، کشورمان بدون هیچ کمک خارجی و بر پایه توان داخلی در مقابل تهاجم همه جهان ایستادگی کرد.

رهبری معظم انقلاب اسلامی در همین راستا بارها تأکید فرمودند: «ملت ایران اگر بخواهد از مشکلات مادی و معنوی خود … رهایی پیدا کند، باید به خود، به فکر خود، به ارادهٔ خود، به ایمان خود، به جوانهای خود، به شخصیت‌های خود تکیه کند و علاج کار را از خدای متعال بداند.»

ایشان در سخنرانی ابتدای سال 1397 نیز با دیگر بر این دیدگاه تأکید کرده و فرمودند: «جزو سیاستهای اقتصاد مقاومتی و خصوصیّات اقتصاد مقاومتی، درون‌زایی است؛ درون‌زایی یعنی تولید ثروت به‌وسیلهٔ فعّالیّت درونی کشور انجام بگیرد؛ چشم به بیرون نباشد، نگاهمان به بیرون نباشد. در طول سالهای گذشته، در دولتهای مختلف، چندبار می‌خواستند از بانک جهانی یا صندوق بین‌المللی پول، وام بگیرند، بنده نگذاشتم؛ جلویش را گرفتم؛ مقدّمات را فراهم کرده بودند که این کار را انجام بدهند. اینکه ما از بیگانه طلب بکنیم و متعهّدِ در مقابل بیگانه بشویم، این خطای بزرگی است؛ باید اقتصاد درون‌زا باشد. البتّه معنای درون‌زا بودنِ اقتصاد این نیست که درهای کشور را ببندیم؛ نه، ما گفته‌ایم "درون‌زا و برون‌گرا"»


آنچه در بالا خوانده‌اید، دویست و دومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از تیر ماه 1397 (01 الی 08 تیر ماه 1397) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *