شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ تهران ۱۲:۳۸ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸
 
شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۹:۰۰
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 199)
1397/03/08 الی 1397/03/16

یکصد و نود و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و نود و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در یکصد و نود و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از خرداد ماه 1397 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
دومین هفته از خرداد 1397 با اخبار و رویدادهای خاص خودش برای رسانه‌های مختلف وابسته به دولت‌های غربی جالب توجه بوده و هر کدام مانند رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از یک موضوع خاص برای بهره‌برداری در جهت اهداف اربابانشان استفاده کردند.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از خرداد ماه سال 1397 (08 الی 16 خرداد ماه 1397) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل حمله رادیو فردا به پیام‌رسان‌های ایرانی، واکنش به ماجرای فساد جنسی در یک مدرسه ایرانی، واکنش به تحریم زندان اوین توسط آمریکا، طرح حمله اسرائیل به ایران در سال 2011 میلادی، همراهی بانک‌های اروپایی با تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا، تلاش برای تخریب کمیته امداد امام خمینی (ره)، عزاداری برای مرگ عامل تروریستی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


حملات رگباری رادیو فردا به پیام‌رسان‌های ایرانی

اولین موضوعی که در مجله این هفته رادیو دیروز مورد بررسی قرار می‌دهیم، با توجه به شدت حملات رادیو فردا به پیام‌رسان‌های ایرانی و حمایتش از تلگرامی که دیگر در ایران جایی ندارد، در همین رابطه خواهد بود؛ جایی که اینبار این رسانه ضد ایرانی، امنیت پیام‌رسان‌های داخلی از جمله سروش را هدف قرار داده و سعی می‌کند تا مخاطبینش را نسبت به آن‌ها بدبین سازد.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که این هفته منتشر کرده، نوشته است: «طی هفته‌های اخیر و به‌خصوص پس از فیلتر شدن تلگرام در ایران، دولت و مسئولین مختلف ایران تشویق به استفاده از اپلیکیشن‌های داخلی کرده‌اند؛ پیام‌رسان‌هایی مانند سروش، ویسپی، بیسفون یا آی‌گپ. در این میان دلیل اصلی استفاده از اپلیکیشن ایرانی به جای نسخه‌های خارجی آن مانند تلگرام را رعایت حریم خصوصی و امنیت اطلاعات کاربران ایرانی اعلام کرده‌اند. هر چند که به عنوان یک محقق امنیت دیجیتال آنقدرها طرفدار پاسخ قطعی نیستم -چون امنیت سایبری نسبی است– اما از نگاه من اپلیکیشن‌های داخلی امنیت آنچنانی ندارند و کاربران ایرانی باید با چشمان کاملاً باز از این اپلیکیشن‌ها استفاده کنند. برای این پاسخ قطعی‌ام نیز دلایلی مختلفی دارم که در زیر به دو مورد مهم آنها اشاره می‌کنم:
۱- اپلیکیشن‌های داخلی به صورت مستقل از نظر امنیت تأیید و بررسی نشده‌اند:
یکی از نکات ابتدایی در توسعه هر وب‌سایت و یا سرویس آنلاین آن است که این سرویس‌ها باید از نظر امنیت دیجیتال مورد آزمون‌های مختلفی قرار بگیرند تا به این صورت حفره‌ها و مشکلات مختلف آنها پیدا و رفع شوند. حال آنکه براساس آنچه که به صورت عمومی منتشر شده است، هیچ کدام از اپلیکیشن‌های داخلی به صورت مستقل از نظر امنیت مورد بررسی و تأیید قرار نگرفته‌اند هر چند که تمامی این اپلیکیشن‌ها از امن بود کامل سرویس‌هایشان حرف می‌زند که در مورد این ادعا باید به ضرب‌المثل "هیچ ماست‌فروشی نمی‌گوید ماست من ترش است" اشاره کرد.
۲- اپلیکیشن‌های داخلی از رمزنگاری نقطه به نقطه یا End-to-end پشتیبانی نمی‌کنند:
دومین نکته در مورد اپلیکیشن‌های داخلی آن است که این اپلیکیشن از رمزنگاری End-to-end پشتیبانی نمی‌کنند. این بدان معناست که اگر یک مقام، سازمان و یا دولت ایران به سراغ این اپلیکیشن‌ها برود، به راحتی می‌تواند تمام مکالمات کاربر –از متن گرفته تا عکس و ویدیو – را به‌دست بیاورد و در صورت نیاز علیه کاربر مورد استفاده قرار دهد.»

اما جالب است بدانید که نکاتی که رادیو فردا به پیام‌رسان‌های داخلی نسبت می‌دهد دقیقاً همان مواردی است که پیام‌رسان محبوب خودش یعنی تلگرام هم با آن مواجه است، اما هرگز از امنیت پایین آن سخنی به میان نیاورده است.

رادیو فردا برای این سکوت و واکنش متناقض خود توجیه عجیبی را مطرح می‌کند و با یک فرافکنی بزرگ مدعی می‌شود که در خصوص پیام‌رسان‌های داخلی ایرانی تنها با یک تماس اطلاعات مخاطبین جابجا می‌شود اما در خصوص تلگرام این چنین دسترسی آزادی وجود ندارد.

در ظاهر تلگرام هیچ گونه فعالیت اقتصادی رسمی در دنیا ندارد و البته درآمدی نیز از طریق ساختار این نرم‌افزار و تبلیغات در آن به دست نمی‌آورد، پس هزینه‌های بالای مجموعه این نرم‌افزار پیام‌رسان از چه طریقی تأمین می‌شود؟!

اطلاعات دسته‌بندی شده بسیاری از مخاطبین با روش‌های مختلف در اختیار تلگرام قرار گرفته و دست‌آویز کسب درآمد این مجموعه می‌شوند و این دقیقاً همان مسیری است که پیشتر نیز توسط سایر شبکه‌های اجتماعی غربی طی شده و دیر یا زود اسناد مربوط به تبادل اطلاعات آن‌ها با دولت‌هایی مانند آمریکا افشا شده است.

کاخ سفید و سازمان اطلاعات و جاسوسی ایالات متحده، در دستبرد به اطلاعات محرمانه مخاطبین شبکه‌های اجتماعی سابقه‌ای طولانی داشته و افشاگری‌های پر تعدادی در این خصوص صورت گرفته است؛ اما از طرف دیگر، مقامات رسمی ایران، از رهبر معظم انقلاب در رأس نظام جمهوری اسلامی گرفته تا وزرا و سازندگان پیام‌رسان‌های مختلف، رسماً و با قاطعیت تأکید دارند که بهره‌برداری از اطلاعات محرمانه مردم از طریق این شبکه‌ها خلاف قانون و کاری غیرشرعی است.


بحرانی که در آمریکا دیده نمی‌شود!

یکی دیگر از موضوعاتی که در این هفته خیلی زیاد توسط رادیو فردا مورد بهره‌برداری قرار گرفت، خبری مبهم بود که از آزار جنسی چند دانش‌آموز در یکی از مدارس تهران منتشر شد؛ خبری که خیلی زود با واکنش شدید رهبر معظم انقلاب مواجه شد و با سرعت و جدیت در دستور کار مقامات قضائی کشورمان قرار گرفت، اما رادیوی دولتی آمریکا بدون توسط به واقعیت آن را بهانه‌ای برای سیاه‌نمایی‌هایش قرار داده است.

رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود در این رابطه، با اشاره به واکنش رهبری کشورمان به این خبر، نوشته است: «پس از گزارش‌ها درباره "آزار جنسی" تعدادی از دانش آموزان، توسط ناظم دبیرستان غیر دولتی معین در منطقه دو تهران، رهبرجمهوری اسلامی خواستار محاکمه سریع متهمان و اجرای "حدود الهی" درباره آنان شد. به گزارش خبرگزاری ایرنا، آیت الله خامنه‌ای، روز سه شنبه هشتم خرداد، در دستوری خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشت: "خبر جنایت در یکی از مدارس غرب تهران موجب اندوه و تأسف شد. مقتضی است پس از محاکمه سریعاً حدود الهی را در رابطه با محکومین اجرا نمایید". دستور رهبر جمهوری اسلامی درحالی صادر شده است که پیش از این شاکیان پرونده سعید طوسی، قاری مشهور قرآن، از نقش علی مقدم، مسئول ارتباطات دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در صدور حکم تبرئه آقای طوسی سخن گفته بودند. آقای طوسی درحالی دراین پرونده "تبرئه" شد که بازپرس پرونده ابتدا برای وی "قرار مجرمیت" صادر کرده بود. شاکیان این پرونده نیز از نقش علی مقدم مسئول ارتباطات دفتر رهبر جمهوری اسلامی در "تبرئه" آقای طوسی سخن گفته بودند. تعدادی از شاگردان سعید طوسی مدعی شده‌اند که آقای طوسی در سال‌های اخیر به آنها تجاوز یا تعدی جنسی کرده است. روز دوشنبه تعدادی از رسانه‌های ایران از جمله وب سایت خبر آنلاین خبر دادند که یکی از مسئولان دبیرستان پسرانه مقطع متوسطه اول یک مجتمع آموزشی غیرانتفاعی در منطقه ۲ تهران، در پی آزار جنسی گروهی از دانش آموزان، بازداشت شده است. درهمین حال عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گفت که والدین ۱۵ دانش آموز اعلام کرده‌اند که این فرد به فرزندانشان "تعرض جنسی" کرده است.»

واکنش قاطعانه رهبری معظم انقلاب به این موضوع که خود رادیو فردا نیز به آن اشاره داشته، نشان از اهمیت برخورد با این چنین موارد در ایران و ناهنجار بودن آن‌هاست اما آیا در دنیای غرب نیز همین نگاه وجود دارد؟!

یک نویسنده آمریکا در گلوبال ریسرچ، مدارس آمریکایی را مراکزی مهم برای گسترش فساد و انحرافات جنسی معرفی می‌کند.

او در مقاله‌ای ویژه می‌نویسد: " آمریکا بی بند وباری را پرستش می‌کند و هیچ وقت هم از آن سیر نمی‌شود. آینده چنین جامعه‌ای هم معلوم است: سالیانه 20 میلیون مورد بیماری مرتبط با ترویج فساد، بالاترین نرخ بارداری در دختران نوجوان و تعرض به یک چهارم دختران قبل از رسیدن به سن بلوغ. چرا در آمریکای امروز، یک زن و یک مرد نمی‌توانند با همدیگر یک ارتباط درست، منطقی و معنی داری برقرار کنند؟ آیا مقصر این موضوع، جامعه اشباع شده از انحرافات آمریکا نیست؟ اما در آمریکای امروز همه اینها عادی است. این نوع فرهنگ به مدارس نیز کشیده شده است. به کودکان ما از ابتدای مدرسه مسائل جنسی را تعلیم می‌دهند و این می‌شد که مدارس عمومی آمریکا می‌شود محلی برای انحرافات جنسی. عده‌ای معتقدند که آموزش مسائل جنسی در مدارس یک مشکل و معضل است. اما واقعاً مشکل فراتر از این‌ها است. مشکل اینجاست که انحرافات از فضای مدرسه شروع می‌شود. با توجه به برنامه‌های شستشودهنده مغز که رسانه‌های عمده آمریکا پخش می‌کنند، نوجوانان ما به انحرافات جنسی معتاد شده‌اند. هر برنامه سرگرم کننده‌ای که آنها پخش می‌کند حتماً دارای تصاویر مستهجن است. خب با این وضعیت آیا می‌توانیم انتظار داشته باشیم که معلمان، از فرزندان ما سوء استفاده نکنند؟ ما تصمیم‌های مخرب و احمقانه‌ای گرفته‌ایم و اکنون هم داریم میوه‌های آن را می‌چینیم."

او برای این نظرات خود، دلایل مختلفی را نیز مطرح کرده است که هر کدام به تنهایی برای اثبات فساد گسترده‌ای که در مدارس آمریکا جریان دارد کافی است.

در نظرسنجی‌های صورت گرفته، بیش از 47 درصد از دانش آموزان آمریکائی گفته‌اند که حداقل یک بار رابطه جنسی داشته‌اند و این علاقه به برقراری ارتباط جنسی در دانش‌آموزان آمریکایی به قدری است که یک پنجم دختران ما میگویند که دوست دارند در نوجوانی مادر شوند و در نتیجه این علاقه و فرهنگ فاسد، بیش از 86 درصد دختران نوجوان در ممفیس ایالت تتنسی یا باردارند و یا زایمان داشته‌اند و به عبارتی دیگر می‌توان بر اساس آمارها گفت که ایالات متحده آمریکا بیشترین میزان بارداری دختران نوجوان را دردنیا دارد.

این نویسنده آمریکایی تأکید می‌کند که رابطه جنسی بین شاگرد و معلم به امری عادی در آمریکا بدل شده است. یک معلم زن 33 ساله در آریزونا متهم است با 4 دانش آموز رابطه داشته است. یک معلم دیگر در تگزاس نیزمتهم به داشتن رابطه با 6 پسر دانش آموز شده است. جالب اینجاست که او مادر 3 فرزند نیز است.


وقتی زندان تحریم می‌شود!

رادیو فردا همواره حامی هر گونه رفتار ضد ایرانی مقامات آمریکا بوده و هست؛ در همین راستا این هفته با انتشار گزارشی به تحریم‌های جدید کاخ سفید علیه کشورمان پرداخته و با رضایت از تحریم چند شخصیت ایرانی و البته یک زندان در کشورمان خبر داده است.

این رسانه فارسی زبان آمریکایی در بخش‌هایی از گزارش خود نوشته است: «وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد شماری از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی ایران را به اتهام نقض حقوق بشر، اعمال سانسور و نظارت شدید بر شهروندان به فهرست تحریم‌ها اضافه کرده است. در این فهرست زندان اوین، انصار حزب‌الله،‌رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی و شرکت نرم‌افزاری هانیستا نام برده شده‌اند. در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا که روز چهارشنبه منتشر شد، آمده که این تحریم‌ها علیه سازمان‌ها و افرادی است که به نمایندگی از این سازمان‌ها، مرتکب نقض حقوق بشر شده و همچنین سانسور، فیلترینگ و رصد شدید کاربران مجازی را دنبال می‌کنند. استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت: "ایران فقط تروریسم و بی‌ثباتی به جهان صادر نمی‌کند، بلکه به طور مرتب حقوق شهروندان خودش را نقض می‌کند. رژیم ایران بودجه منابع ملی را که باید صرف ایرانیان شود خرج برنامه‌های پرهزینه تجهیزات سانسور و سرکوب آزادی بیان می‌کند." او افزود: "کسانی که در ارتباط با سوءمدیریت و فساد در ایران حرف بزنند،‌ با رفتار نامناسب روبرو شده و راهی زندان می‌شوند. آمریکا در کنار مردم ایران می‌ایستد و وزارت خزانه‌داری کسانی را که مرتکب نقض حقوق بشر،‌اعمال سانسور و دیگر اعمال ناشایست علیه شهروندان خود می‌شوند، مسئول می‌داند."»

اما اینجا این سؤال در ذهن ایجاد می‌شود که تحریم زندان اوین آیا با حمایت‌های بی‌دریغ کاخ سفید از زندانیان آن در تضاد نیست؟!

تعداد قابل توجهی از افرادی که این روزها در زندان اوین حضور دارند تحت حمایت سیاسی همه‌جانبه دولت آمریکا قرار دارند و تحریم این زندان شاید تناسبی با این حمایت‌ها نداشته باشد. البته با این سیاست و توجیه آمریکا که ایران را تحریم می‌کند اما حامی مردم کشورمان است و دلیل این تحریم‌ها را هم حمایت از ایرانیان معرفی می‌کند، بنابر این زندانیان اوین نیز نباید ناراحت این تحریم باشند، زیرا آمریکا به دلیل علاقه به آن‌ها دست به این تحریم زده است و این موضوع وقتی جالب می‌شود که می‌دانیم بعضی از قاتلین، تروریت‌ها، قاچاقچیان مواد مخدر، جاسوسان، مجرمین امنیتی و ... در این زندان عامل علاقه آمریکا و در نتیجه تحریمش بوده‌اند.

از این گذشته، با توجه به شرایط و نوع زندانیان زندان اوین با بسیاری از زندان‌های آمریکا، آیا کدام بیشتر شایسته تحریم واقعی هستند؟!

آمریکا در جهان با 743 زندانی به ازای هر 100 هزار نفر، رتبه اول را در میان کشورهای دیگر جهان از نظر میزان زندانی به خود اختصاص داده است.

این زندانیان آمار رسمی هستند اما چندین برابر این زندانیانی هستند که هرگز برایشان پرونده‌ای ثبت نشده و بدون هیچ دادگاهی در زندان‌های مختل تحت کنترل آمریکا محبوس شده‌اند.

آمریکا نه تنها به وجود زندان‌های رسمی و مخفی در خاک خود بسنده نمی‌کند بلکه بیش از 50 زندان در 28 کشور مختلف دنیا را هم باید به این تعداد اضافه کرد. در کنار این بیش از 17 کشتی و ناو نیز تبدیل به زندان شده و در وسط آب‌های آزاد زندانیان زیادی را در خود محبوس کرده‌اند. بعلاوه بیش از 25 زندان در افغانستان و 20 زندان در عراق هم پس از اشغال این کشورها به دست نظامیان آمریکایی توسط ایالات متحده ایجاد و مدیریت شده است.

روش‌های شکنجه‌ای که در هر کدام از این زندان‌های رسمی و مخفی یکی دیگر از واقعیت‌های تلخی است که اسناد و افشاگری‌های بسیاری برای آن منتشر شده و صورت گرفته است و حتی پای آن به کنگره آمریکا هم باز شده است.

با این وجود اگر زندانی در جهان برای تحریم شدن پیشتاز باشد، قطعاً تحت مدیریت خود آمریکا قرار دارد.


حمله به ایران، رؤیایی دست نیافتنی برای اسرائیل

دشمنی مقامات اسرائیلی با ایران اسلامی سابقه‌ای طولانی داشته و رادیو فردا همواره ضمن بازتاب این دشمنی با صهیونیست‌ها همراهی کرده است.

در این هفته نیز این رسانه صهیونیستی – آمریکایی با گزارشی از اسنادی خبر داده است که نشان می‌دهند اسرائیل در سال 2011 میلادی طرحی برای حمله نظامی به ایران را دنبال کرده است.

رادیو فردا در این گزارش نوشته است: «تامیر پاردو، رئیس سابق سازمان جاسوسی اسرائیل، در یک مصاحبه از قصد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، برای "حمله به ایران" در سال ۲۰۱۱ خبر داد. خبرگزاری آسوشیتدپرس بر اساس بخش‌هایی از این مصاحبه که قرار است پنج‌شنبه شب، دهم خردادماه،‌از تلویزیون اسرائیل پخش شود می‌گوید که آقای نتانیاهو از ارتش کشورش خواسته بود برای حمله به ایران آماده شوند. به گفته آقای پاردو، نخست وزیر اسرائیل در آماده‌باش خود از ارتش خواسته بود که "برای حمله به ایران تا ۱۵ روز دیگر" آماده شوند. به گفته این مقام پیشین موساد، مقصود نخست وزیر اسرائیل از این آماده‌باش "نمایش یا مانور نظامی" نبوده است. آقای پاردو می‌گوید که به محض دریافت فرمان حمله، "با مشاوران حقوقی و هرکسی که می‌توانستم مشورت کردم تا بفهمم چه کسی قدرت صدور فرمان جنگ را دارد". او در ادامه می‌گوید که قصد داشت "مطمئن شود... که آغازگر عملیاتی غیرقانونی نخواهد بود". حمله‌ای که تامیر پاردو از آن سخن می‌گوید هرگز انجام نگرفت، و دفتر نخست وزیر اسرائیل نیز هنوز به انتشار این خبر واکنش نشان نداده است.»

این که مقامات رژیم اشغالگر صهیونیستی در ذهن فاسد خود به دنبال حمله به جمهوری اسلامی باشند نکته عجیبی نیست، اما بد نبود رادیو فردا به دلیل انصراف اسرائیل از اجرای این طرح هم سخن می‌گفت.

جمهوری اسلامی تنها حکومتی است که قاطعانه و بدون هیچ تردید و سستی در تمامی طول تاریخ خود با اشغالگری اسرائیل مقابله کرده و در کنار مردم مظلوم و بی‌دفاع فلسطین ایستاده است و طبیعی است که رویای مقامات اسرائیلی نابودی این چنین حکومتی باشد؛ اما قطعاً بررسی اظهارات خود این افراد از درون رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که ترس از شکست و اطمینانشان از این که نبرد با ایران پایانی بر پرونده آن‌هاست، مانع اجرای این‌گونه طرح‌ها می‌شود.

ایهود باراک، نظامی و سیاست‌مدار با سابقه اسرائیلی در این باره می‌گوید: "برخی از مقامات دفاعی و امنیتی پیشین هم که مخالف حمله بودند، با سخنان و ارزیابی‌های خود در مورد "عواقب سنگین" چنین اقدامی، در دل افکار عمومی بذر ترس می‌کارند. این هراس دلایل محکمی هم داشت، زیرا ممکن بود که عواقب ضربه اسرائیل به سایت‌های اتمی ایران، به جنگ مستقیم میان اسرائیل با ایران و حزب الله بینجامد. یکی دیگر از دلایل نگرانی افکار عمومی [رژیم صهیونیستی] اسرائیل، شناخت درست آنها از میزان توانایی اسرائیل بود. نتانیاهو اسرائیل را به سوی یک "فاجعه" و "سقوط در دره" پیش می‌برد. آن‌ها می گویند وقتی دولتی [رژیم اشغالگری] نمی‌تواند تصمیم‌های شجاعانه برای حل نزاع خود با فلسطینی‌ها بگیرد، چگونه می‌تواند وارد رویارویی نظامی با ایران شود."

یوزی رابین، کارشناس مشهور نظامی صهیونیست و مدیر اسبق برنامه دفاع موشکی اسراییل نیز یکی دیگر از افرادی است که به بخشی از دلایل این عدم حمله به ایران در سال‌های گذشته اذعان داشته و با اعتراف به قدرت بالای موشکی ایران اسلامی، می‌گوید: "به نظرم، ایرانی‌ها توان نصب بالک‌ها روی موشکهای بالستیک را داشته و می‌توانند با استفاده از قابلیت، دقت موشک‌های خود را شدیداً افزایش داده و موشکی با برد 2000 کیلومتر با توان حمله دقیق داشته باشند. در این صورت ایران نیازی به سلاح هسته‌ای ندارد. آن‌ها (ایران) می‌توانند با این موشک‌های 2000 کیلومتری که دقت بالایی پیدا کرده‌اند کشورهایی مثل اسراییل و حتی مصر را فلج کنند. اگر عاقلانه اهدافی را مثل نیروگاه‌ها انتخاب کرده و آنها را هدف قرار بدهند، پس بدون نیاز به سلاح هسته‌ای می‌توانند کشوری را فلج کنند."


اعتمادی که اشتباه است!

پس از خروج رسمی آمریکا از برجام، یکی از موضوعاتی که رادیو فردا در کنار اربابانش به دنبال آن بوده همراه ساختن اروپاییان با این تصمیم خودخواهانه مقامات ایالات متحده و توجیه این تصمیم بوده است که چندان توفیقی نیز در این مسیر برایشان به دست نیامد؛ اما این هفته شاهد انتشار گزارشی بودیم که از همراهی بانک‌های اروپایی با تحریم‌های ضد ایرانی جدید آمریکا حکایت داشت.

این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در گزارشی با این موضوع نوشته است: «بانک "بی سی پی" سوئیس می‌گوید که در پی خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران، برجام، نقل و انتقالات جدید مالی با ایران را قطع کرده و در حال کاهش چشمگیر فعالیتهای مرتبط با ایران است. این بانک سوئیسی سه شنبه ۸ خرداد ماه به خبرگزاری رویترز گفته است که از ۸ مه (سه هفته پیش، همزمان با اعلام خروج دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا از برجام) تمامی نقل و انتقالات جدید مالی با ایران را متوقف کرده و آغاز به کاهش چشمگیر روابط با ایران در چهارچوب بیانیه دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی آمریکا کرده است. تحریم‌های آمریکا قرار است ۱۸۰ روز بعد از اعلام خروج این کشور از برجام عملیاتی شود، موضوعی که باعث شده است چندین شرکت اروپایی از جمله توتال فرانسه اعلام کنند که قادر به ادامه کار با ایران نیستند. رویترز می‌نویسد که بانک "بی سی پی" که از سال ۱۹۶۳ فعالیت می‌کند یکی از بازیگرهای فعال در زمینه نقل و انتقال مالی روابط تجاری و مالی با ایران بوده است.»

این گزارش در شرایطی منتشر شده است که پس از خروج رسمی آمریکا از برجام تمام توان رادیو فردا و کاخ سفید بر این بود تا دولت‌های متحد و دوست همیشگی‌شان در اروپا را با خود در اعمال فشار بر ایران همراه سازند و این گزارش شاید نشان دهنده همین همراهی باشد اما از دو جهت می‌توان به این موضوع نگاه کرد.

نگاه اول این است که واکنش‌های مقامات رسمی اروپایی کاملاً مخالف کاخ سفید است و حمایت همه‌جانبه آن‌ها از این توافق حداقل در ظاهر نشان می‌دهد که در این موضوع اتحادی میان آن‌ها و ایالات متحده وجود ندارد.

اما نگاه دوم زیان بالایی است که کشورهای اروپایی از همراهی با آمریکا متحمل می‌شوند؛ بر اساس گزارش رسمی سازمان تجارت ایران، سوئیس در سال گذشته بزگترین صادرکننده کالا به ایران در میان کشورهای اروپایی بعد از آلمان بوده است. ارزش صادرات این کشور به ایران در سال گذشته خورشیدی ۸۲ درصد افزایش یافته و به ۲ میلیارد و ۱۵۸ میلیون دلار رسید.

آلمان نیز سال گذشته صادرات به ایران را ۲۲ درصد افزایش داده و به ۳ میلیارد و ۸۳ میلیون دلار رساند. این کشور پنجمین صادرکننده بزرگ کالا به ایران بعد از چین، امارات، کره جنوبی و ترکیه است.

سایر کشورهای مطرح اروپایی نیز دارای شرایطی مشابه هستند و تصور کنید با این حجم از تبادلات مالی و تجاری، قطع همکاری با ایران، چقدر می‌تواند آن‌ها را به بحران مالی سال‌های نه چندان دور بازگرداند.

بعلاوه، یادمان نرود که رهبر معظم انقلاب پیشتر غیرقابل اعتماد بودن دولت‌های اروپایی را پیش‌بینی کرده و فرمودند: «حالا گفته می‌شود که برجام را می‌خواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من میگویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید -تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوهٔ دیگر. روش‌های سیاسی و دیپلماسی، روش‌های ویژه‌ای است؛ گاهی لبخند می‌زنند و در حال لبخند، خنجر را تا دسته در سینهٔ انسان فرو می‌کنند؛ دیپلماسی این است دیگر؛ با اخلاق خوش، با تعریف و تمجید که "بله شما خیلی خوبید، شما آقایید، ما میدانیم شما قرارداد را به هم نمی‌زنید،"! اگر چنانچه توانستید تضمین از آنها بگیرید به‌طوری که بشود اعتماد کرد، خب اشکالی ندارد، حرکتتان را ادامه بدهید؛ اگر نتوانید چنین تضمین قطعی‌ای را بگیرید -که بنده هم بسیار بعید میدانم که بتوانید تضمین بگیرید- آن‌وقت دیگر نمی‌شود این‌جوری حرکت کرد و این‌جوری ادامه داد.»


تلاشی ناکام برای تخریب کمیته امداد امام خمینی (ره)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نهادهایی ویژه برای گسترش خدمت‌رسانی ارزشی به مردم کشورمان راه‌اندازی شد که یکی از آن‌ها کمیته امداد امام خمینی (ره) است که وظیفه خدمت به محرومان، مستضعفان و نیازمندان را در ایران برعهده دارد.

رادیو فردا در طول سال‌های مختلف حیاتش همواره به دنبال تخریب این گونه نهادها بوده و این هفته بار دیگر این نهاد انقلابی و مردمی را هدف تخریبش قرار داده است و با بهانه یک دروغ در خصوص منابع کمک‌رسانی کمیته امداد امام خمینی (ره) به مردم مظلوم غزه، تلاش کرده تا مردم را در مقابل این مجموعه قرار دهد.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارش خود نوشته است: «بر اساس گزارش رسانه‌های ایران و فیلمی که از کمک‌های ایران از غزه منتشر شده است، نهادهای فلسطینی که کار توزیع کمک‌های ایران را برعهده دارند، با برپایی آشپزخانه‌های بزرگ و چادرهای رو باز، روزانه میان هزاران فلسطینی غزه خوراک رایگان تهیه شده با پول کمیته "امداد امام خمینی" را توزیع می‌کنند. فیلم انتشار یافته ظاهراً گزارشی است که ابتدا شبکه "پرس تی وی" ایران در آستانه ماه رمضان تهیه و منتشر کرد تا تاکیدی بر ادامه پشیتبانی جمهوری اسلامی ایران از مردم محصور غزه باشد. در این گزارش، نمایندگان گروه‌های فلسطینی که کار توزیع کمک‌های ایران به مردم غزه را به عهده دارند، با تاکید بر اینکه کمک‌های ایران امسال شامل ۳۰۰ هزار فلسطینی می‌شود، پی در پی از "جمهوری اسلامی ایران" و "کمیته امداد امام خمینی" سپاسگزاری می‌کنند. خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، نیز در آستانه ماه رمضان در گزارشی با عنوان "افطاری ایرانی در فلسطین" از توزیع افطاری اهدایی کمیته امداد میان فلسطینی‌ها خبر داد و یادآور شد که کمیته امداد امسال برای چهارمین سال پیاپی به مردم غزه در ماه رمضان کمک می‌کند. "کمیته امداد خمینی" سال‌های گذشته نیز کمک‌های زیادی را در میان مردم غزه، بویژه در ماه رمضان یا بعد از درگیری‌های شدید بین حماس و ارتش اسرائیل، توزیع می‌کرد. اما در حالی که وضعیت اقتصادی ایرانیان در ماه‌های اخیر رو به وخامت نهاده و شعارهای معترضان دی‌ماه پارسال در مخالفت با کمک‌های گسترده جمهوری اسلامی به سوریه، لبنان، عراق و غزه تندتر شده است، انتشار گزارش‌های مربوط به ادامه کمک‌های ایران به فلسطینی‌های غزه می‌تواند با حساسیت بخش‌هایی از ایرانیان روبرو شود. شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز در واکنش به فیلم انتشار یافته از غزه ناخشنودی خود را از این وضعیت بیان و تاکید کرده‌اند "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است". یک کاربر نوشته است که "مردم ایران برای نان خود کلیه می‌فروشند اما رژیم ایران به سیصد هزار فلسطینی غزه روزانه خوراک می‌دهد". کاربر دیگری نوشته است: "مادران ایرانی در زباله‌ها دنبال غذا می‌گردند و هدایای ایرانی با صدقه‌های گردآوری شده از سوی مردم ایران تهیه و به غیرایرانیان داده شده است". اما جمهوری اسلامی ایران از آغاز تأسیس این نظام، حمایت از فلسطینیان را در صدر سیاست‌های خود قرار داده و امسال نیز تاکید کرده است که آیین "روز قدس" را در آخرین جمعه ماه رمضان برای تقویت "محور مقاومت" برگزار خواهد کرد.»

آیا واقعیت همین چیزیست که رادیو فردا به مخاطبین خود منتقل می‌کند؟!

کمک‌رسانی جمهوری اسلامی به ملت مظلوم و بی‌دفاع فلسطین هرگز محرمانه و مخفیانه نبوده و فعالیتی مستمر است که با افتخار و با مشارکت کامل مردم کشور صورت می‌گیرد و همین امر نیز باعث خشم اسرائیل و متحدانش بوده است.

بارها و در برهه‌های زمانی مختلف محموله‌هایی شامل کمک‌های مردمی ایران به مردم غزه رسیده و دوستی عمیقی میان ایرانیان و فلسطینیان تحت ستم اسرائیل برقرار بوده است.

اما نکته این است که صدقاتی که مردم برای کمک به محرومان و مستضعفان کشورمان به کمیته امداد امام خمینی (ره) می‌رسانند، هیچ نقشی در این ماجرا نداشته و خبر فوق کاملاً شایعه‌ای بی‌اساس و به گفته رئیس این نهاد انقلابی، یک شیطنت رسانه‌ای بیش نیست و کمک‌های این مجموعه به مردم غزه فقط از طریث وجوهاتی صورت می‌گیرد که مردم کشورمان از طریق صندوق‌ها و حساب‌های ویژه کمک به فلسطین واریز می‌کنند.

پرویز فتاح، رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) درباره این شایعه تصریح کرد: "یکی از مهمترین وظایف کمیته امداد را رسیدگی به یتیمان و محرومان است و از آنجایی که این امر جزو مهمترین فلسفه‌های وجودی انقلاب اسلامی است دشمنان کشور از این موضوع ناراحتند. ادعای رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر کمک کمیته امداد از طریق صندوق صدقات به افطار مردم غزه فقط یک شیطنت است. تاکید کرد: ما این کمک را از محل جمع آوری کمک‌های مردمی ندادیم چون چنین حقی نداریم و این کار ممنوع است، برای هرکدام از این کشورها صندوق جداگانه جمع آوری کمک وجود دارد. مردم ما طرفدار مقاومت و بخصوص فلسطین هستند، علاقه دارند به صندوق‌های مخصوص در نظر گرفته شده کمک کنند و شرعاً کمیته امداد موظف است در همان راه هزینه کند اما رسانه‌های معاند چون ضد مقاومت و جیره‌خوار اسرائیل هستند طبیعی است که بخاطر کمک خانواده‌های فلسطینی ناراحت شوند و کمپین "نه به صندوق صدقات" راه اندازی کنند. به لطف خدا و کوری چشم دشمنان پس از این کمپین در آمد کمیته امداد امام خمینی (ره) افزایش پیدا کرد و کمپین شکست خورد تا خاری در چشمان آنان باشد که امیدواریم این روند مثبت تداوم داشته باشد."


تروریستی که مرگش هم برای رادیو فردا جذاب است!

حمایت رادیو فردا از تروریست‌های تحت حمایت اربابانش تازگی و تمامی ندارد و در همین راستا این هفته نیز با انتشار خبر مرگ عامل تروریستی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 1360 که به شهادت تعداد زیادی از چهره‌های اثرگذار انقلاب اسلامی انجامید، دست به کار شده و تلاش کرده تا ضمن حمایت از وی، ایران را عامل مرگش معرفی کند: «دو فرد مظنون به قتل یک شهروند ایرانی در هلند که حدود یک سال‌ونیم پیش رخ داد، روز جمعه گذشته برای نخستین بار در شهر لِیلی‌اِستاد هلند در دادگاه حاضر شدند. در پی آن، روز دوشنبه هفتم خرداد یک نماینده پارلمان هلند خواستار توضیح مقامات هلندی در مورد احتمال "ترور سیاسی" فرد مقتول توسط جمهوری اسلامی شد. روزنامه "پارول" هلند روز جمعه در گزارشی نوشت که فرد مقتولِ این پرونده یعنی "علی معتمد"، "به احتمال قریب به یقین"، همان "رضا کلاهی صمدی" است که در دهه هشتاد میلادی به هلند پناهنده شد و از آن زمان با نام مستعار "علی معتمد" در این کشور زندگی می‌کرد. به نوشته این روزنامه و همچنین منابع ایرانی، (محمد) رضا کلاهی صمدی مسئول اصلی انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال ۱۳۶۰ بود؛ انفجاری که منجر به کشته شدن تعدادی از مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی از جمله محمد حسینی بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، شد. علی معتمد (یا بنا به گزارش جدید، به احتمال زیاد همان رضا کلاهی صمدی)، روز ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵، در سن ۵۶ سالگی در شهر آلمیره هلند در خیابان توسط فردی از نزدیک هدف گلوله قرار گرفت و همان روز در بیمارستان جان سپرد.»

"رضا کلاهی صمدی" که بود؟!

این عامل اصلی انفجار تروریستیسال 1360 دفتر حزب جمهوری که به شهادت چهره‌های برجسته‌ای در کشورمان انجامید، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سازمان مجاهدین خلق پیوست و به دستور این سازمان، بعنوان پاسدار به کمیته ولی‌عصر تهران، واقع در خیابان پاستور پیوست و خیلی زود با جلب اعتماد اعضای حزب جمهوری اسلامی به دفتر این حزب نفوذ کرد و بعنوان مسئول حفاظت سالن انتخاب شد.

در ادامه سخنان برخی شخصیت‌های کشورمان و نزدیکان به "رضا صمدی کلاهی" در خصوص وی و جنایتی که مرتکب شده است را مرور می‌کنیم.


آیت‌الله موحدی کرمانی: "کلاهی در شهید بهشتی نفوذ کرد و شهید بهشتی نیز به او اعتماد کرد. من به خاطر دارم که در جلسه شورای مرکزی حزب، کلاهی می‌گفت من باید تمام این ساختمان را به لحاظ امنیتی چک کنم تا یک وقت در پی این ساختمان مواد منفجره کار نگذاشته باشند. کلاهی عامل نفوذ و خیانت بود و با این ترفند پی ساختمان را کند و مواد منفجره را در آن کار گذاشت."

آیت‌الله ری شهری، وزیر اطلاعات وقت: "نامبرده [کلاهی] در عراق در بخش عارفی (روابط با عراق) با نام مستعار «کریم» فعالیت می‌کرده و با یکی از منافقین به نام خورشید فرجی زنوز، اهل تهران، از دواج می‌کند. همسرش قبلاً مسئول نهادی بوده که تنزل رده داشته، مدتی فرمانده گردان ارکان (پشتیبانی) و مدتی مسئول تاسیسات بوده است. وی آموزش خلبانی را گذرانده بود و آخرین سمتش هم فرماندهی یگان پدافند، در به اصطلاح ارتش آزادیبخش بود. گفته می‌شود کلاهی در سال ۱۳۷۰ نسبت به سازمان منافقین مساله دار شده و در سال ۱۳۷۲ از سازمان جدا و در سال ۱۳۷۳ از عراق به آلمان رفته بود."

سعید شاهسوندی، یکی از کادرهای جدا شده از سازمان منافقین: "درست در فردای هفتم تیر سال ۱۳۶۰، طبق برنامه‌ریزی قبلی، من و سه نفر دیگر به عنوان گروه مؤسس رادیو مجاهد، بنا به دعوت عبدالرحمن قاسملو [رهبر حزب دموکرات کردستان ایران] عازم محل دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان در ارتفاعات زمزیران شدیم. یکی دو ماه بعد فردی به جمع ما پیوست. او قدی نسبتاً کوتاه داشت با ظاهری نجیب و آرام و روحیه‌ای تشکیلاتی و اجرایی. هویت او برای همه ما مشخص نبود. او با نام "کریم" در بخش فنی رادیو مجاهد (فرستنده‌ها) سازماندهی شد. او که بعده ها کریم رادیو نام گرفت کسی جز محمدرضا کلاهی، عامل انفجار ۷ تیر نبود. آخرین شنیده‌های من در مورد او این است که در روند تحولات ایدئولوژیک درون سازمان مجاهدین، مساله‌دار شده و حتی شنیدم که در حاشیه است ولی به دلیل نقشی که در ماجرای هفتم تیر دارد دیگر امکان زندگی علنی نداشته و بصورت ناشناس زندگی می‌کند."

علیرضا نادعالی، یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی و دوست نزدیک محمدرضا کلاهی: "من هیچگاه به خانه کلاهی نرفته بودم و خانه‌اش را ندیده بودم و آدرسش را هم بلد نبودم چون ظاهراً نمی‌خواست ما خانه‌اش را یاد بگیریم، اما ظاهراً بعد از چاپ عکسش در روزنامه‌ها، مردم به سپاه اطلاع می‌دهند و سپاه هم خانه‌اش را کشف می‌کند و ظاهراً در خانه‌اش عکس شاه و اینها را پیدا می‌کنند. چون ظاهراً خواهرش عضو چریک‌های فدایی خلق بوده است و برادرش هم عضو همین گروهک‌ها بوده و بعد از اینکه برادرش به ایران باز می‌گردد شناسایی و اعدام می‌شود. پدرشان هم ظاهراً قبل از انقلاب عضو ارتش بوده است. کلاً خانواده ضد انقلابی بوده‌اند."

با این وجود باید به این نکته نیز دقت کرد که این تروریست بر اساس قوانین ایران و سراسر جهان، حتی خود آمریکا محکوم به مرگ است و سال‌ها پیش باید به هلاکت می‌رسید؛ هرچند هیچ سندی برای اثبات ادعای دخالت ایران در مرگ وی وجود ندارد، اما هلاکت کسی که با عملی تروریستی جان تعداد زیادی را گرفته است، چندان اتفاق خاصی محسوب نمی‌شود.


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از خرداد ماه 1397 (08 الی 16 خرداد ماه 1397) پرداخته است.
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *