يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ تهران ۰۷:۱۸ - ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸
 
دوشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
ساعت ۲۳:۰۹
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 194)
1397/02/01 الی 1397/02/08

یکصد و نود و چهارمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و نود و چهارمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در یکصد و نود و چهارمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در اولین هفته از اردیبهشت ماه 1397 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
اردیبهشت ماه 1397 با رویدادهایی ویژه همراه بوده است، رویدادهایی که گاهی تلخ و گاهی شیرین بوده‌اند اما در همه این موارد ابزارهای رسانه‌ای وابسته به دولت‌های غربی تمام توان خود را به کار بستند تا از این رویدادها به عنوان بهانه‌هایی در جهت اهداف و سیاست‌های اربابانشان بهره برداری کنند. یکی از این ابزارها رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نام دارد که دشمنی با ایران و اسلام در رأی وظایف و اهدافش کاملاً نمایان است.

در همین راستا رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نود و چهارمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از اردیبهشت ماه سال 1397 (01 الی 08 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نود و چهارمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی از قبیل حمایت‌های چندین و چندباره رادیو فردا از هتک حرمت امام رضا (ع)، انواع دلسوزی‌های رادیو فردا برای جامعه ایرانی از طلاق گرفته تا اعتیاد، تلاش برای تصاحب جنازه‌ای ناشناس و ... را می‌توانید مشاهده نمایید.


علاقه سیاسی رادیو فردا به هتک حرمت معصومین (ع)

یکی از مهمترین رویدادهای تلخی که در این هفته با آن مواجه بودیم، هتک حرمت امام رضا (ع) توسط یک خبرنگار بود که البته واکنش به موقع و جدی مردم ایران در مقابل این بی حرمتی و برخورد قضائی و قانونی با وی کمی از تلخی آن کاست؛ اما رادیو فردا در این هفته به طور جدی وارد این حوزه شده و نشان داد که در حمایت از این گونه هتاکان تمام قد ایستاده است تا کینه عمیق خود از اسلام و شیعیان را ابراز کند.

در همین راستا، بخش اول مجله این هفته را به بررسی این حمایت‌ها اختصاص داده‌ایم که در ادامه دو نمونه از آن را خواهید دید:


هتاکی به مقدسات آزاد باشد؟!

در این هفته، یک خبرنگار وابسته به یکی از روزنامه‌های اقتصادی، با انتشار پستی در توئیتر و استفاده از واژگان و تعابیری توهین آمیز در توئیتر به امام رضا (ع) اهانت کرد و این توهین خیلی سریع با واکنش فعالان این شبکه اجتماعی همراه شد و با گسترش این واکنش‌ها در فضای حقیقی، مقامات قضائی وارد عمل شده و این خبرنگار هتاک را در آستانه فرار از کشور بازداشت کردند.

رادیو فردا در یکی از گزارش‌های خود که به حمایت از این مجرم اختصاص داشت، نوشته است: «رسانه‌های ایران از دستگیری امیرحسین میراسماعیلی خبرنگار روزنامه اقتصادی "جهان صنعت" به اتهام توهین به امام هشتم شیعیان خبر داده‌اند. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، بدون نام بردن از این خبرنگار روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت به نقل از "یک منبع آگاه امنیتی" گزارش داد که او قصد داشت ایران را به مقصد گرجستان ترک کند، اما در فرودگاه "امام خمینی" دستگیر شد. امیرحسین میراسماعیلی به تازگی توئیتی در انتقاد از مخالفت‌های احمد علم الهدی امام جمعه مشهد با برگزاری کنسرت موسیقی در این شهر منتشر کرده بود که از آن توهین به امام هشتم شیعیان تعبیر شده است. وی اما ضمن حذف آن توییت تاکید کرد که قصد توهین نداشته و او خود مسلمان و شیعه است و فقط می‌خواسته است که از علم‌الهدی انتقاد کند. وی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: "قصد بنده از آن توئیت، نقد اتفاقات پیش آمده در مشهد مقدس به زبان امروزی و عامیانه قابل درک برای نسل جوان بوده است. (نقد دیدگاه آقای علم‌الهدی در مورد موسیقی و کنسرت) ولی متاسفانه بعد از انتشار توئیت متوجه شدم کلمات به کار رفته منظور دیگری را رسانده است." آقای میراسماعیلی در ادامه، درخواست "عفو و بخشش" کرده و همزمان در توئیت دیگری خبر داده که به خاطر نوشته خود "تهدید به اسیدپاشی و قتل" شده است.»

اما آیا اگر در آمریکا یا هر کشور دیگری شخصی به هلوکاست اهانت می‌کرد، با یک ببخشید، دولتمردان غربی و رسانه‌های تحت امرشان به راحتی از کنارش عبور می‌کردند؟!

پاسخ این سؤال کاملاً آشکار است و می‌توان مثال‌های زیادی برای آن متذکر شد؛ اما نباید این نکته را نیز فراموش کرد که جایگاه امام رضا (ع) و سایر ائمه اطهار (ع) با دروغی بزرگ به نام هولوکاست، قابل قیاس نبوده و نیست.

جایی که اخیراً «اورسولا هاوربک»، زن 88 ساله آلمانی به دلیل انکار هولوکاست و با اتهام ترویج نفرت بازداشت، محاکمه و به زندان محکوم می‌شود، آیا محاکمه قانونی فردی که به اعتقاد یک ملت اهانت می‌کند کاری عجیب است؟!

انکار هولوکاست، در آلمان جرم محسوب شده و فرد خاطی تا پنج سال به زندان محکوم می‌شود؛ این پیرزن آلمانی در یک سخنرانی با یک نقل قول از کتابی هولوکاست را غیرواقعی خوانده بود؛ جالب اینجاست که وی تابستان سال گذشته نیز به دلیل همین اتهام در دادگاه حاضر شده و به 10 ماه زندان محکوم شده بود.

در مورد مشابهی دیگر، به تازگی خبرگزاری مجارستان گزارشی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد فردی به اتهام انکار هولوکاست، در دادگاه این کشور مورد بازخواست قرار گرفته و به کار اجباری برای دولت این کشور محکوم شده است.

ازین دست نمونه‌های بسیاری وجود دارد و آن چه بیان شد تنها دو مثال کوچک از تازه‌ترین‌هایشان محسوب می‌شوند، اما همانطور که اشاره شد نباید فراموش کرد که جایگاه رفیع معصومین (ع) کاملاً دست نیافتنی و منحصر به فرد بوده و با اعتقاد قلبی میلیاردها انسان درآمیخته است و در این بین امام رضا (ع) برای ملت ایران کاملاً ویژه مطرح بوده و در قلب تک تک ایرانیان جایگاهی با عظمت دارد و اهانت به ساحت مقدس ایشان، قلب میلیون‌ها ایرانی را رنجانده و آن‌ها را آزرده خاطر ساخته است.

همین امر نیز باعث شده تا در فاصله‌ای اندک، شاهد واکنش‌های بسیار زیادی در شبکه‌های مختلف اجتماعی و حتی اجتماعات دنیای حقیقی بر علیه این هتاکی و عامل آن باشیم و در چنین شرایطی طبیعی‌ترین رفتار برخورد با کسی است که مردم از او شکایت دارند؛ هر چند بر اساس قانون مصوب و رسمی جمهوری اسلامی ایران این عمل جرم محسوب شده و ساکنین کشور باید به قانون رسمی آن احترام بگذارند.


دشمنی با منبع استواری دینی ایرانیان

یکی دیگر از گزارش‌های این هفته رادیو فردا در حمایت از عاملین هتاکی به امام رضا (ع)، به موضوع صدور حکم مربوط به مجری تبلیغاتی اختصاص داشت که در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری کشورمان، در اجرای برنامه به ساحت مقدس امام هشتم شیعیان اهانت کرده و قلب مردم ایران را رنجانده بود.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در نقش وکیل مدافع این هتاک، می‌نویسد: «یک روز پس از بازداشت یک خبرنگار در تهران به اتهام "توهین به امام هشتم شیعیان"، مقام‌های قضایی از تأیید نهایی حکم پنج سال حبس برای رئیس ستاد انتخاباتی حسن روحانی در یکی از شهرهای استان ایلام با همین اتهام خبر داده‌اند. محمد رزم، رئیس دادگستری استان ایلام، روز چهارشنبه پنجم اردیبهشت به خبرگزاری میزان گفت حکم دادگاه بدوی مبنی بر پنج سال حبس برای فردی که سال گذشته به "توهین به مقدسات و اهانت به ائمه" متهم شده بود در دادگاه تجدید نظر تأیید شده است. به گفته این مقام قضایی، دادگاه تجدید نظر حکم سه سال حبس تعلیقی و دو سال حبس تعزیری دادگاه بدوی را تأیید کرده است. هشتم اردیبهشت سال ۱۳۹۶، در آیین افتتاح ستاد انتخاباتی حسن روحانی در شهرستان ایوان، در استان ایلام، علی‌محمد محمدی، شاعر ایلامی و رئیس این ستاد، در متنی طنزآمیز از امام هشتم شیعیان به خاطر اینکه فقط امام "اصول‌گرایان" است و امام "اصلاح‌طلبان" نیست، شکوه کرده بود. در متن مذکور همچنین انتقادهای غیرمستقیمی از ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، در "استفاده" از امکانات این آستان در انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده بود. حکم نهایی علی‌محمد محمدی یک روز پس از آن اعلام می‌شود که امیرحسین میراسماعیلی، خبرنگار روزنامه اقتصادی "جهان صنعت"، پس از انتشار مطلبی در توییتر خود، به اتهام توهین به امام هشتم شیعیان بازداشت شد.»

تکرارهای رادیو فردا در حمایت از افرادی که با اهانت به مقدسات به ویژه ائمه اطهار و باز ویژه‌تر امام رضا (ع)، قلب میلیون‌ها نفر را به درد آورده‌اند، چندان بی معنا و اتفاقی نیست؛ بلکه نشان از دشمنی با اصالت و اعتقادی دارد که روزنه‌های نفوذ اربابانش به جامعه ایرانی را بسته و همواره آن‌ها را حقیر ساخته است.

حضور پر برکت امام رضا (ع) در ایران و ارادت قلبی بالای ایرانیان به این امام معصوم (ع)، همواره سرآغاز حرکت‌هایی بزرگ در استواری ارزش‌های اسلامی در جامعه ایرانی و شکستن طرح‌های ضد اسلامی غرب در کشورمان بوده است؛ از مبارزه با کشف حجاب با مرجعیت حرم مطهر رضوی گرفته تا مبارزات انقلابی و تجمعات پر شور مذهبی و ... همگی در این نقطه معنا گرفته‌اند و این کاملاً طبیعی است که با اهانت به ساحت مقدس امام رضا (ع) خوشنود شده و این گونه از عاملین آن حمایت کنند.

دشمنی رادیو فردا با امام رضا (ع) ریشه‌اش به تأثیر عمیق این امام مهربانی‌ها و حرم مطهر رضوی در استواری ملت ایران برای مقابله با ظلم و استکبار و استعمار بازمی گردد؛ اعتقادی که هیچگاه در هیچ برهه زمانی خدشه دار نشده و نخواهد شد.

همانطور که در بالا به آن اشاره شد، در جهان غرب، به دلیل انکار یک دروغ تاریخی حتی پیرزنی را هم بدون محاکمه رها نمی‌کنند اما همین رسانه‌های وابسته هیچ واکنشی به چنین مواردی نشان نمی‌دهند اما توقع دارند اهانت به معصومین در ایران بی جواب بماند؛ اصلاً آیا اگر در داخل کشور و حتی خارج از مرزها، از شیعیان راستین پرسیده شود، غیر از این است که اکثر آن‌ها خواستار محاکمه این هتاکان هستند؛ همانطور که ما شاهد اعتراضات و تجمعات مردمی بسیاری در کشور برای محاکمه این مجرمین بودیم.


سریال نگرانی‌های رادیو فردا برای جامعه ایرانی

موضوع دیگری که در این هفته به عنوان پرونده‌ای ویژه‌ای فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به آن خواهیم پرداخت، دلواپسی‌های بیش از اندازه، عجیب و یک سویه این رسانه فارسی زبان در حوزه‌های مختلف اجتماعی است؛ جایی که از طلاق گرفته تا وضعیت اشتغال قشر تحصیل کرده و ... را موضوع این دلواپسی‌های همراه با سیاه نمایی قرار داده است.

در ادامه نمونه‌هایی از این سریال گزارش‌های رادیو فردا را مورد بررسی قرار می‌دهیم:


بحرانی که در آمریکا دیده نمی‌شود!

یکی از موضوعات اجتماعی که رادیو فردا در این هفته مورد سیاه نمایی خود قرار داده است، میزان طلاق در جامعه ایرانی است؛ جایی که در گزارشی با ارائه آماری از سلاق در کشورمان، کاملاً یک سویه ذهن مخاطبین خود را به بازی گرفته و می‌نویسد: «یک مقام سازمان بهزیستی ایران از رشد بیش از شش درصدی میزان طلاق در سال ۹۶ نسبت به مدت به سال قبل خبر داده و همزمان یک نماینده تهران، ری و شمیرانات در مجلس مدعی شده که ۶۷ درصد از ازدواج‌ها در شمیرانات به طلاق منتهی می‌شود. همین مقام سازمان بهزیستی گفته است که درصد تغییرات ازدواج در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵، نیز ۱۱ درصد رشد منفی داشته است. دی‌ماه سال ۹۵ خبرگزاری مهر با استناد به آمار سازمان ثبت احوال ایران، از افزایش طلاق و کاهش ازدواج خبر داده و نوشته بود در هر ساعت، ۲۰ طلاق در ایران ثبت می‌شود. بر اساس آمار این سازمان، میزان طلاق در طول یک دهه گذشته در ایران افزایش چشمگیری نسبت به آمار ازدواج داشته است. دی‌ماه سال ۹۶ نیز نیز یک مقام قوه قضائیه از "طلاق توافقی" به عنوان "۱۰ خواسته اول" رسیدگی در محاکم قضایی ایران خبر داد. همزمان سخنگوی سازمان ثبت احوال نیز گفته بود که نرخ طلاق در کشور افزایش یافته است. سخنگوی سازمان ثبت احوال ایران در اظهاراتی تازه، "میزان عمومی" طلاق در کشور نسبت به کل جمعیت را "حدود دو به ازای هر هزار نفر جمعیت" عنوان کرده است.»

اما با همه این آمارها، آن چه تفاوت جامعه ایران و غرب از نظر اجتماعی را پررنگ می‌کند، اعتقاد و جایگاه فرهنگی و اصیل خانواده است؛ هنوز با همه تلاش‌های غرب برای تخریب جایگاه خانواده در کشورمان و هزینه‌های هنگفت آن‌ها برای فروپاشی خانواده و افزایش طلاق در جامعه ایرانی، باز هم این نهاد مهم، با ارزش و قابل احترام است و این همان چیزی است که سال‌های سال است در غرب یافت نمی‌شود.

سالانه میلیاردها دلار از طریق طرح‌هایی مختلف مانند فعالیت شبکه‌های ماهواره‌ای، برای القای فرهنگ غربی به جامعه ایرانی و فروپاشی نهاد خانواده در کشورمان هزینه و سرمایه گذاری می‌شود اما پس از سال‌ها، هر چند اثراتی نیز به بار آورده اما نتوانسته است این اصالت را تخریب کند.

البته نباید غافل بود که در جامعه ایرانی با فرهنگ بالا و کهن ملی و مذهبی، همین میزان طلاق نیز بسیار ناپسند بوده و باید تمام تلاش برای کاهش آن صورت گیرد.

جالب است بدانید آمارهای رسمی که از سوی نهادهای مختلف ایالات متحده منتشر شده‌اند نشان می‌دهند که از ابتدای سال 2018 میلادی تا کنون، میزان طلاق در آمریکا بیش از 53 درصد بوده است و جالب‌تر این که زوج‌های جدا شده در بسیاری از موارد اذعان دارند که کوتاهی و راحتی امور مربوط به طلاق آنها را برای پایان دادن به زندگی مشترک تشویق کرده است.

همین امر در کنار تشدید شدن عواملی مانند فساد اخلاقی، عدم تعهد مرد به همسر، بیکاری، مصرف الکل و اعتیاد و ... باعث شده است که کارشناسان حقوقی در آمریکا معتقد باشند، اگر تغییری در سیاست‌های اجتماعی این کشور صورت نگیرد، قطعاً در دهه آینده، بیش از 80 درصد ازدواج‌هایشان به طلاق ختم خواهد شد.


قدرنشناسی غرب و فرار از واقعیت در حوزه مواد مخدر

موضوع دیگر اجتماعی که این هفته بهانه رادیو فردا قرار گرفت، وضعیت و شرایط مقابله با مواد مخدر در ایران و گسترش اعتیاد در کشورمان است؛ این رسانه فارسی زبان آمریکایی در گزارشی با هدف بزرگنمایی مشکلات اجتماعی در ایران، نوشته است: «تقی رستم‌وندی، رئیس سازمان امور اجتماعی و معاون وزیر کشور، روز دوشنبه با بیان اینکه پرونده ۴۳ درصد از جمعیت زندانیان در ایران، مرتبط با مواد مخدر است، شمار زندانیان در ایران را ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در سال اعلام کرد. این مقام وزارت کشور که در نشست مشترکی با نمایندگان عضو فراکسیون پیشگیری از جرائم و آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گفت، شمار زندانیان مربوط به جرائم موادمخدر را ۹۵ هزار نفر اعلام کرد. رئیس سازمان امور اجتماعی کشور همچنین آمار هشت میلیون معتاد به مواد مخدر در ایران را، آماری "برخلاف واقع" توصیف کرد که به گفته او در جهت "سیاه‌نمایی در جامعه"، اعلام شده است. این مقام وزارت کشور آمار دقیقی از شمار معتادان به موادمخدر اعلام نکرد، اما پیش از این در تیرماه پارسال، پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر، شمار مصرف‌کنندگان مستمر مواد مخدر در ایران را دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر اعلام کرد. آمار و ارقام مربوط به آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد و مواد مخدر با حساسیت‌های امنیتی همراه است و انتشار آمار و اطلاعات مربوط به آن معمولاً با سخت‌گیری‌هایی همراه می‌شود.»

اما همانطور که پیشتر در گزارشات بسیاری به این موضوع پرداخته‌ایم، نباید فراموش کرد که ایران به دلیل همسایگی با افغانستان که بزرگترین مرکز تولید مواد مخدر در جهان است و به علاوه به دلیل موقعیت استراتژیک کشورمان که در مسیر ترانزیت این مواد به اروپا قرار دارد، تنها برای دفاع از سلامت و امنیت اجتماعی خود با عاملین قاچاق و جرائم مواد مخدر برخورد نمی‌کند، بلکه جور همه کشورهای جهان در مقابله با قاچاق این مواد افیونی را به تنهایی کشیده و در خط مقدم نبرد با این معضل جهانی ایستادگی می‌کند؛ اما غرب و رسانه‌های تحت امرشان نه تنها قدردان این ایستادگی نیستند، بلکه با ادعای دلسوزی برای حقوق بشر، چون لای چرخ این مبارزه گذاشته و از مجرمین حمایت می‌کنند.

البته نباید این نکته را نیز از نظر دور نگاه داشت که پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشورمان در حین ارائه این آمار که رادیو فردا به طور جهت دار از آن‌ها بهره برداری کرده است، تأکید کرده که "مرگ و میر ناشی از عوارض مصرف موادمخدر در سال ۹۶ در مقایسه با سال ۹۵، کاهشی ۴٫۹ درصدی داشته است و در سال گذشته، سال ۱۳۹۶، یک میلیون معتاد در ۸ هزار و ۶۰۰ مرکز درمانی، سم زدایی و تحت درمان با مواد نگهدارنده قرار گرفته‌اند."

از طرفی اعتیاد به اذعان "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا به بحران و فاجعه‌ای ملی در این کشور تبدیل شده است؛ آمریکا یکی از 10 کشور در جهان محسوب می‌شود که بیشترین تعداد معتادین را دارد و روزانه بر اساس آمارهای موجود بیش از 140 آمریکایی تنها به دلیل اعتیاد به داروهای شبه مورفینی جانشان را از دست می‌دهند.

همین آمارها نشان می‌دهند که مرگ در اثر اعتیاد به انواع مواد مخدر در ایالات متحده آمریکا از سال 1999 میلادی تا کنون بیش از 4 برابر افزایش داشته است.

بگذریم از نقش آشکار و پنهان آمریکا در تولید و قاچاق مواد مخدر از افغانستان به سایر نقاط جهان که کاملاً اثبات شده است.


قشر تحصیل کرده فقط در ایران محبوب رادیو فردا هستند!

رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در ادامه این دلواپسی‌های اجتماعی خود، به سراغ قشر تحصیلکرده و فارغ التحصیل دانشگاهی رفته و با ارائه آماری از بیکاری آن‌ها تلاش کرده است به این بهانه سیاه نمایی های این هفته خود را تکمیل کند.

این رسانه ضد ایرانی در گزارش خود می‌نویسد: «سعید نمکی، معاون توسعه اجتماعی سازمان مدیریت و برنامه ریزی ایران، خبر داد که ۴۲ درصد از بیکاران کشور فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها هستند. این مقام سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گفت: "هزینه‌های زیادی برای آموزش آنها صرف شده است و باید فکری اساسی برای رفع این معضل و جلوگیری از مهاجرت نخبگان صورت بگیرد". سخنان این مقام سازمان مدیریت و برنامه ریزی درحالی بیان شده که حسن طایی،‌ معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی،‌ پیش از این نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی را "بین ۲۱٫۵ تا ۲۲ درصد" اعلام کرده بود. درهمین حال احمد علوی، استاد اقتصاد در استکهلم، در مصاحبه با رادیو فردا گفت که آمار ارائه شده از سوی این مقام سازمان مدیریت و برنامه ریزی، نشان از افزایش بیکاری در میان این گروه از نیروی کار ایران است. وی تاکید کرد که آمارهای ارائه شده درباره بیکاری در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی و همچنین سهم چنین بیکارانی در کل جمعیت کشور، با یکدیگر سازگاری ندارد. به گفته آقای علوی، سرمایه گذاری بروی سرمایه انسانی یکی از مهمترین عوامل رشد پایدار به شمار می‌آید و بیکاری این بخش از نیروی کار ایران به معنای تعطیلی به کارگیری سرمایه و کاهش کارآمدی اقتصادی و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی است. این اقتصاددان یادآوری شد که بیکاری برای فرد بیکار تنها به معنای ناتوانی کسب درآمد نیست بلکه به معنای کاهش منزلت اجتماعی، و کاهش تأثیر گذاری بر زندگی شخصی و اجتماعی و بالاخره حاشیه نشینی سیاسی نیز هست. مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در سال ۹۶ را ۱۲.۱ درصد اعلام کرده است. با این حال درسال گذشته نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله ۲۵.۳ درصد بوده است. نحوه احتساب درصد بیکاران در ایران همیشه محل اختلاف و دستخوش تعریف‌های متعدد بوده است. در حالی که مقام‌های دولت‌های مختلف ایران همواره از کاهش نرخ بیکاری سخن گفته‌اند،‌شماری از اقتصاددانان بر این باور بوده‌اند که نرخ بیکاری بیشتر از نرخی است که از سوی مرکز آمار ایران اعلام می‌شود. در این میان، نرخ بیکاری در ایران با استناد به استاندارد سازمان بین‌المللی کار اعلام می‌شود که بر اساس آن، تمام افراد ۱۰ ساله و بیشتر که حداقل یک ساعت کار کرده باشند، شاغل محسوب می‌شوند.»

اما چرا بیکاری که در سراسر جهان وجود داشته و کم یا زیاد دیده می‌شود، در ایران این گونه پررنگ جلوه داده می‌شود؟!

چرا وقتی بیکاری قشر تحصیلکرده و فارغ التحصیلان دانشگاهی در عربستان سعودی به بحرانی اجتماعی تبدیل شده و به اذعان روزنامه عرب زبان "رأی الیوم"، بیش از 50 درصد بیکاران عربستانی را این قشر شامل می‌شوند و حتی اعتراضات مردمی در شبکه‌های اجتماعی با هشتگ "من تحصیل‌کرده بیکار هستم" توسط مردم عربستان فراگیر می‌شود، حتی یک خبر ساده نیز توسط رادیو فردا منتشر نمی‌شود؟!

این تفاوت واکنش‌ها به خوبی نشان می‌دهد که در پشت پرده گزارش‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی دلسوزی و نگرانی برای مردم ایران وجود ندارد، بلکه هدف کاملاً سیاسی و جهت دار و تخریب کننده است.

باید توجه داشت که در آمریکا نه تنها بیکاری گریبان فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است، بلکه آن‌ها قبل از فارغ التحصیلی نیز با پروسه‌ای بسیار بحرانی از نظر وضعیت اقتصادی مواجه هستند؛ یک چهارم دانشجویان این دانشگاه دسترسی به غذای کافی ندارند و ۳۰ درصد آنها اعلام کرده‌اند که به علت فشار ناشی از گرسنگی در درس خواندن خود دچار مشکل شده‌اند و عجیب‌تر آن که ۲۵ درصد آنها اعلام کرده‌اند که بین غذا و کتاب یا هزینه خوابگاه باید یکی را انتخاب کنند.

دانشگاه CSU که یکی از دانشگاه‌های مهم و بزرگ ایالت کالیفرنیا آمریکا است. از مجموع ۴۷۴ هزار دانشجوی این دانشگاه ۵۷ هزار نفر بی خانمان هستند. ۱۱۴ هزار نفر از نخبگان این دانشگاه بزرگ دسترسی کافی به غذا ندارند.


داستان یک جنازه!

مجله این هفته رادیو دیروز را با موضوعی عجیب و جالب توجه به پایان می‌رسانیم؛ این هفته خبر کشف یک جسد مومیایی شده در اطراف حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری، به سرعت در شبکه‌های مختلف اجتماعی پیچید و در این بین یکی از رسانه‌های خبری که خیلی سریع به آن واکنش نشان داد رادیو فردا بود

این رسانه فارسی زبان آمریکایی که با گزارش‌های خود تلاش کرد تا این جنازه را رضا پهلوی، مؤسس سلطنت پهلوی معرفی کرده و به تصاحب خود دراورد، در یکی از این گزارش‌ها می‌نویسد: «رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، می‌گوید که جسد پیدا شده در محل آرامگاه تخریب شده بنیانگذار پهلوی به احتمال بسیار قوی پیکر رضاشاه است. شاهزاده رضا پهلوی روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت در بیانیه‌ای که روی صفحه توئیتر خود منتشر کرد، از حکومت جمهوری اسلامی و "مقامات مسئول" خواست تا برای روشن شدن اذهان عمومی و رفع هرگونه ابهام، امکان دسترسی به پیکر را به پزشکان و کارشناسان علمی مورد اعتماد و تأیید خانواده بدهند. آقای خلخالی در خاطرات خود مدعی شده بود که هنگام تخریب این آرامگاه جنازه‌ای کشف نشد و محمدرضا پهلوی هنگام خروج از ایران جنازه پدرش را "با خود برده بود". ولی رضا پهلوی در توئیت روز سه‌شنبه خود بار دیگر این ادعا را رد کرده و گفت: "پیکر رضاشاه هرگز توسط پدر فقیدم و خانواده پهلوی از آرامگاهش در شهرری خارج نشد و برخی شایعات منتشر شده در این خصوص هیچ پایه و اساسی ندارد". وی افزود: "پیکر رضاشاه در نهایت باید دوباره در ایران و مطابق خواسته‌های خانواده ما و مردم ایران، آن‌گونه که شایسته و سزاوار او است، به خاک سپرده شود". رضا پهلوی موضوع کشف "پیکر رضاشاه" را موضوعی با "ابعاد ملی و تاریخی" دانسته و با بیان اینکه "رضاشاه به همه مردم ایران و دوستدارانش تعلق دارد"، از "همه مردم ایران" خواست تا "از طریق شبکه‌های اجتماعی و نیز تجمعات مسالمت‌آمیز سراسری، یاد و نامش را گرامی بدارند و به ما در پاسخگو کردن حکومت، و به سرانجام رساندن مناسب و شفاف ماجرا کمک کنند".»

اما سؤال اساسی اینجاست که چرا بعد سال‌ها از گذشت انقلاب و تخریب به اصطلاح مقبره رضا پهلوی، اکنون خانواده، غرب و رسانه‌های تحت امرشان مانند رادیو فردا دلسوز و نگرانی جنازه‌اش شده‌اند؟!

اصلاً می‌شود پرسید که سند و دلیل قانع کننده این رسانه و خاندان پهلوی که نشان می‌دهد این طور با یقین جنازه کشف شده متعلق به رضا پهلوی است، چیست؟! چطور آن‌ها از هزاران کیلومتر دورتر از روی تنها یک عکس منتشر شده، این طور قاطعانه مومیایی کشف شده را تصاحب کرده و صاحب می‌شوند؟!

آیا سرقت میراث فرهنگی و باستانی ایران در دوران سلطنتشان برایشان کافی نبوده و اکنون برای فروش این مومیایی به موزه‌های غربی دندان تیز کرده‌اند یا شاید مومیایی رضا شاه را همان سال‌ها با خود برده و فروخته‌اند اما اکنون که فهمیده‌اند سرشان کلاه رفته و ارزان جنازه را از دستشان درآورده‌اند، به دنبال جبران آن هستند؟!

از همه مهمتر آیا با این گریبان چاک دادن‌های ظاهری و دروغین برای جدشان، به دنبال بهره برداری‌های سیاسی از این جنازه بیچاره هستند؟!

همانطور که می دانید، هیچ سندی برای اثبات ارتباط این مومیایی تازه کشف شده در اطراف حرم حضرت عبدالعظیم حسنی با رضا پهلوی وجود ندارد و تنها یک عکس از این جنازه در رسانه‌های مختلف دست به دست چرخیده است و بر اساس همین عکس بدون سند، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا روزها و با تعداد بالای گزارش‌های خود تلاش کرده تا نهایت استفاده را از فرصت به دست آمده داشته و با مظلوم نمایی برای این خاندان فاسد و خائن، به گونه زمینه سازی کند که با هر آینده‌ای که این جسد داشته باشد، باز هم بتواند در دوران بی بهانگی خود، از آن در جهت حمله رسانه‌ای به نظام جمهوری اسلامی استفاده کند.

البته نباید فرامش کرد که خانواده شهدایی که توسط این خاندان جانشان را از دست داده‌اند و ملتی که سال‌ها سختی را با خودفروشی‌ها و وطن فروشی‌های این خانواده متحمل شده‌اند، آیا اگر به یقین برسند که این جنازه متعلق به مؤسس سطلنت پهلوی است، چه سرانجامی برای او خواهند خواست؟!


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نود و چهارمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از اردیبهشت ماه 1397 (01 الی 08 اردیبهشت ماه 1397) پرداخته است.


 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *