شنبه ۲ تير ۱۳۹۷ تهران ۲۲:۲۲ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۸
 
دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
ساعت ۱۵:۴۵
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 176)
1396/09/16 الی 1396/09/23

یکصد و هفتاد و ششمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و هفتاد و ششمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در یکصد و هفتاد و ششمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از آذر ماه 1396 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
سومین هفته از سومین ماه فصل پاییز 1396، با خبرهای مختلف در موضوعات مختلف همراه بوده است که هر کدام به شکلی توسط رسانه‌های مختلف جهان منعکس شده‌اند؛ اما در این رسانه‌هایی که نقش ابزارهای دولتی را دارند، تمام توان خود را به کار گرفته‌اند تا از هر موضوع و خبری، در جهت اهداف و برنامه‌های اربابانشان بهره برداری کنند که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا یکی از این مجموعه است که با اهداف ضد ایرانی به موضوعات و اخبار مختلف نگاه کرده و آن‌ها را در جهت اهداف خود منتشر می‌کند.

به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و ششمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از آذر ماه سال 1396 (16 الی 23 آذر ماه 1396) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و ششمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش آمریکایی به وضعیت قانونی حمل سلاح در ایران، نگرانی‌های رادیو فردا برای تبعیض علیه غیر مذهبی‌ها همراه با توجیه هتاکی به اعتقادات مسلمانان، دروغ پراکنی نماینده آمریکا در سازمان ملل علیه ایران با جرایمی که ایالات متحده مرتکب شده است، تلاش برای بهره برداری از کارگران ایرانی در مسیر ضد ایرانی و... را مورد مشاهده نمایید.


انتقاد آمریکایی از قوانین منع حمل سلاح سرد در ایران

یکی از گزارش‌هایی که رادیو فردا در این هفته منتشر کرد و تلاش کرد تا از طریق آن در خصوص وضعیت داخلی و اجتماعی ایران به سیاه نمایی بپردازد، بحث قانون جدید منع حمل سلاح سرد در کشورمان است.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی به شکلی به بررسی این موضوع پرداخته است که گویی ایران بحرانی‌ترین وضعیت در بین کشورهای جهان را دارد و با انتقادی آمریکایی به قوانین مربوط به این حوزه در کشورمان، آن‌ها را ناکارآمد توصیف می‌کند.

رادیو فردا در این گزارش که با عنوان «قانون جدید مجرمیت حمل قمه، شمشیر، قداره و پنجه‌بوکس» منتشر کرده، نوشته است: «با تصویب مجلس شورای اسلامی، حمل «قمه، شمشیر، قداره و پنجه بوکس» در صورتی که تنها به منظور درگیری فیزیکی انجام شود، جرم محسوب شد. خبرگزاری رسمی مجلس شورای اسلامی (خانه ملت) نوشته که نمایندگان در جلسه علنی روز چهارشنبه (۲۲ آذر) و در جریان بررسی طرح الحاق دو تبصره به ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی این موضوع را تصویب کردند. بر اساس تبصره نخست اصلاح شده ماده واحده قانون یادشده، "حمل قمه، شمشیر، قداره و پنجه بوکس در صورتی که صرفاً به منظور درگیری فیزیکی و ضرب و جرح انجام شود جرم محسوب و مرتکب به حداقل مجازات مقرر در این ماده محکوم" می‌شود. آن‌طور که وب‌سایت "خانه ملت" گزارش کرده، در جریان بررسی این لایحه نمایندگان طی تذکراتی خواستار اصلاح قانون مربوط به تولید و صادرات چاقوی ضامن‌دار شدند. استدلال آنها این بود که این وسیله، "مصارف دیگری دارد و افراد زیادی به واسطه تولید آن‌ها به کار مشغولند." با تصویب مجلس شورای اسلامی، حمل "قمه، شمشیر، قداره و پنجه بوکس" در صورتی که تنها به منظور درگیری فیزیکی انجام شود، جرم محسوب شد. به نظر می‌رسد این تصمیم نمایندگان مجلس به دلیل افزایش نزاع خیابانی و جلوگیری از آسیب‌های فیزیکی جدی در این نوع درگیری‌ها اتخاذ شده باشد. دی‌ماه سال ۹۵ سازمان پزشکی قانونی ایران اعلام کرد در هشت ماه نخست سال جاری، بیش از چهارصدهزار مصدوم نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند و بیشترین این درگیری‌ها در استان تهران رخ داده‌است. به گزارش نسیم‌آنلاین، رقم دقیق مصدومان نزاع مراجعه‌کننده به مراکز پزشکی قانونی کشور در مدت یادشده، ۴۰۱ هزار و ۳۳۵ نفر بوده‌است.»

جالب است که در بخش نظرات این گزارش نیز رادیو فردا تلاش می‌کند تا آن چه این روزها در آمریکا در حال رخ دادن است را درست و منطقی جلوه داده و ایران را نیز به آن فرا بخواند و به همین دلیل در نظری از قول مخاطبی با نام "آزاده پرهام" می‌نویسد: «به باور من خرید و فروش و حمل سلاح سرد و گرم حق قانونی هر شهروند آزادی است. چرا که هرچند یکی از وظایف اساسی دولت مراقبت و محافظت از شهروندان خویش است، اما همیشه و همه جا این «اینترنت سکیوریتی امن» نمی‌تواند در دسترس باشد. به عنوان مثال برای مدتی در دوران نوجوانی به همراه پدر بزرگ دامت افاضاته در شهر کوچکی زندگی می‌کردیم. چرا که والدینم به علت شغلشان غالباً در دسترس نبودند. مسئولیت حفاظت این شهر کوچک به یک کلانتر، یک معاون کلانتر و سه افسر پلیس سپرده شده بود که به نسبت جمعیت شهر به هیچ وجه کافی نبود. در کلان شهرهایی همچون نیویورک و ساکرامنتو نیز همین وضعیت برقرار است. آزادی حمل و خرید و فروش سلاح در کنار آموزش‌های دفاعی و روانی لازم راهکاری مناسب برای تقویت امنیت شهروندان است. چرا که همه انسان‌ها خوب نیستند و خوبی گاه نایاب است. شوربختانه من هم به اهمیت این موضوع پس از تجربیاتی تلخ پی بردم. از آن جا که به امنیت شبکه‌ای و چند لایه باور دارم، مدتی است بدون سلاح و پنجه بوکس و گاز فلفل و دستبند و تایرپ ــ به ویژه پس از غروب خورشید ــ در هیچ کجا از این کره خاکی تردد نمی‌کنم و به همه نیز چنین توصیه کرده و خواهم کرد و در سفرهای آتی به ایران زمین نیز چنین قوانینی را به سادگی وتو خواهم نمود. در مورد سلاح سرد، چاقوی نظامی SOG Seal 2000 سلاح مطمئن و قابل حملی بوده و در شدیدترین درگیری‌ها نیز به راحتی از دست خارج نمی‌شود. در مورد سلاح گرم نیز مگنوم 44 اَناکاندا سلاح مطمئنی است. چرا که هم در ابعاد گوناگون و مورد نیاز قابل تهیه بوده و هم قدرت شلیک بالایی داشته و هم صدای مخوف و رعب آفرینی تولید می‌کند؛ به ویژه چنانچه در اماکن مسقف و بسته به کار گرفته شود؛ تنها سلاح کمری که یک خرس یا گراز وحشی را از پای در خواهد آورد. به باور من خلع سلاح جامعه یکی از ابزارهای استقرار و دوام و بقای حکومت‌های استبدادی ــ به ویژه در ایران زمین ــ بوده است. به امید برقرای آزادی، سکولاریسم، تفکیک قوای سیاسی و دموکراسی در ایران عزیز.»

این اعتراض‌ها از سوی یک رسانه وابسته به دولت آمریکا در شرایطی عجیب به نظر می‌رسد که وضعیت داخلی آمریکا با آن چیزی که در بالا به آن اشاره شد و از سوی این رسانه به عنوان روش ایده آل در ایران معرفی می‌شود، کاملاً گویای همه چیز است.

بر اساس آمارهایی که در سال 2012 میلادی و از مجاری رسمی در ایالات متحده منتشر شد، بیش از دویست و هفتاد میلیون سلاح گرم شخصی در دست مردم این کشور وجود داشته و مورد استفاده قرار می‌گیرد و در پی این وضعیت، در آن سال، روزانه بیش از 32 نفر در این کشور بر اثر شلیک گلوله از سلاحی که به طور قانونی تهیه شده است، جانشان را از دست می‌دهند و فجایع و قتل عام‌های بسیار پر تعدادی در تاریخ این کشور بر اثر استفاده از همین سلاح‌ها به ثبت رسیده است.

یکی از بارزترین و معروف‌ترین موارد این گونه قتل عام‌ها در آمریکا، به کشتار معروف مدرسه "سندی هوک" اختصاص دارد؛ جایی که جوانی بیست ساله به نام "آدام لانزا"، با استفاده از سلاحی که مادرش به طور کاملاً قانونی تهیه کرده بود، ابتدا در خانه مادر خود و یه شخص دیگر را به قتل می‌رساند و سپس با حمله به دبستان "سندی هوک" و تیراندازی به دانش آموزان و کارکنان آن، جان بیش از 20 دانش آموز و 6 کارمند این مدرسه را می‌گیرد.

جالب است بدانید که این سومین قتل عام مسلحانه خونین در آمریکا در طول تنها سال 2012 میلادی است.

بنا بر یک نظرسنجی دیگر که در ماه‌های مارس و آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی در این کشور با موضوع «ارتباط پیچیده امریکا با اسلحه» انجام شد، دست کم ۳۰ درصد از آمریکایی‌ها صاحب اسلحه هستند.

در ۴۷۷ روز منتهی به این نظرسنجی، آمارها نشان می‌دهد که ۵۲۱ مورد تیراندازی به جمعیت در آمریکا روی داده است که این خود نشان دهنده عمق بحران امنیتی و اجتماعی است که مجاز و قانونی بودن حمل سلاح در این کشور ایجاد کرده است.

با این وجود، آیا چنین آینده‌ای برای ایران تصور می‌شود؟!


از نگرانی برای غیرمذهبی‌ها تا تبعیض گسترده علیه مذهبی‌ها!

در دورانی که تبعیض علیه مذهبی‌ها و به ویژه مسلمانان در کشورهای غربی به اوج خود رسیده است، رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا با انتشار گزارشی ویژه در این هفته، از نگرانی‌ها برای تبعیض علیه غیر مذهبی‌ها خبر می‌دهد.

رادیو فردا در گزارشی با تأکید بر تیتر «"تبعیض شدید" در ۸۵ کشور علیه غیرمذهبی‌ها»، این گونه می‌نویسد: «"اتحادیهٔ بین‌المللی انسانی و اخلاقی" گزارش داده تبعیض و آزار علیه انسان‌گراها، خداناباورها و غیرمذهبی‌ها طی سال ۲۰۱۷ میلادی در هفت کشور فعالانه صورت گرفته است. در گزارش امسال "اتحادیهٔ بین‌المللی انسانی و اخلاقی" قتل انسان‌گرایان (هومانیست‌ها) و خداناباوران (آتئیست‌ها) در ۱۲ ماه گذشته چون "مشعل خان" در پاکستان "یمین رشید" در مالدیو و "اچ فروک" در هند خاطر نشان شده است. این گزارش اشاره دارد در مالزی دشمنی با خداناباوران به سطوح دولتی ارتقاء پیدا کرده و مقام‌های آن کشور تهدید کرده‌اند از دین‌برگشتگان یا به اصطلاح "مرتدها" را "شکار خواهند کرد"؛ و یا در پاکستان، کارزاری بر ضد خداناباوران شکل گرفته که به آزار و اذیت و آدم‌ربایی شهروندان غیرمذهبی مشغول است. در این گزارش سالانه موارد به اصطلاح "توهین به مقدسات" در خصوص "محمد أمخیطیر" که پس از ارزیابی روانپزشکی غیرداوطلبانه آزاد شد، "احمد الشمری" در عربستان سعودی که حکم مرگش بخاطر توهین به مقدسات و خداناباوری تأیید شد و "محمد صالح" در سودان که خواسته بود اجازه یابد غیرمذهبی بودنش را در شناسنامه خود قید کند، به عنوان جزئی از تهدیدها وسیع‌تر نسبت به کسانی قلمداد شده است که به عنوان "غیرمذهبی" سخن می‌گویند یا اینکه ارکان قدرت مذهبی را به چالش می‌گیرند؛ به خصوص در ممالک اسلامی که به اصطلاح ارتداد غالباً محکوم است.»

رادیو فردا در ادامه نیز از این فرصت برای حمله به ایران استفاده کرده و با ذکر نام کشورمان به عنوان یکی از بدترین کشورهای ناقض حقوق غیرمذهبی‌ها، آورده است: «گزارش سالانه اتحادیهٔ بین المللی انسانی و اخلاقی تبعیض علیه افراد غیرمذهبی را مجموعاً در ۸۵ کشور شدید و ترک یا تغییر مذهب را به واسطهٔ ارتداد در ۱۲ کشور قابل مجازات مرگ برشمرده است. در این گزارش وضعیت ایران از نظر موارد نقض حقوق غیرمذهبی‌ها در جمع ۱۲ کشور وخیم و در بدترین شرایط شناسایی شده است.»

اما این ادعاها در حالی توسط رادیو فردا مطرح می‌شود که ذکر چند نکته کوتاه و اساسی در این باره می‌تواند شناخت واقعیت را برای ما آسان‌تر سازد.

نکته اول این که هرگز فردی تنها به دلیل اعتقادات مذهبی در ایران مورد محاکمه و بازداشت قرار نگرفته است؛ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به ادعاهای مطرح شده در مورد برخورد خشن و قضائی ایران با افراد غیر مسلمان، به صراحت همه این ادعاها را رد کرد و تأکید کرد که هرگز با هیچ شخصی تنها به دلیل اعتقاداتش برخوردی صورت نگرفته و نمی‌گیرد، بلکه این رفتارو بی قانونی افراد است که آن‌ها را شایسته برخورد قضائی می‌سازد.

نکته دوم این که آیا اعتقادات خاص مذهبی توجیهی مناسب برای هتاکی و بی حرمتی به اعتقادات دیگران است؟!

آیا به عنوان مثال یک فرد غیر مسلمان، این حق را از نظر قانونی و حتی انسانی داراست که به راحتی به اعتقادات و اصول اساسی مسلمانان بی حرمتی و اهانت کند؟!

"هولوکاست" را همه می‌دانند که توهمی بیش نبوده و نیست، اما آیا در غرب و آمریکا، اگر کسی به این توهم خود ساخته صهیونیستی – آمریکایی اهانت کرد، به حال خود رها می‌شود؟!

و نکته سوم، رفتارهای متناقض کشورهای غربی با مسلمانان است؛ آن‌ها دم از حقوق غیر مذهبی‌ها می‌زنند، اما خود به راحتی آب خوردن، حقوق اولیه مسلمانان را در کشورهایشان زیر پا می‌گذارند.

آیا وضعیت مسلمانان در ایالات متحده همان چیزی است که غیر مسلمانان برخوردار هستند؟! آیا در کشورهای غربی مانند انگلیس، فرانسه، آلمان و ... یک مسلمان از حقوق برابری با سایرین برخوردار است؟!

جواب این سؤالات کاملاً مشخص و آشکار است و ما از تکرار آن چه عیان است، خودداری می‌کنیم اما همه این‌ها نشان دهنده بی هودگی دلسوزی‌های رادیو فردا و دست‌های پشت پرده‌اش برای انسانیت در جهان است؛ انسانیتی که تنها یک کلمه در سیاست‌های غرب باقی مانده و چهره واقعی خود را مدت‌هاست از دست داده است.
 

اتهام زنی به ایران با دروغی از جنس شاخ دار!

یکی از موضوعاتی که از آغاز برجام هسته‌ای تا کنون در محافل غربی و توسط مقامات آمریکایی مورد طرح قرار گرفته است، ادعاهای همیشگی آن‌ها در خصوص نقض این توفق توسط جمهوری اسلامی ایران است که همواره عکس آن به اثبات رسیده است.

در آخرین روز از این هفته نیز سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد با اظهاراتی جنجالی علیه کشورمان خبرساز شد و چهره دروغ گوی ایالات متحده را به معرض دید جهانیان قرار داد و رادیو فردا نیز به عنوان رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید، به بهترین شکل ممکن آن را بازتاب داد.

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، با تلاش برای مرتبط ساختن تحولات یمن با جمهوری اسلامی ایران، این گونه می‌آورد: «نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، با برگزاری یک کنفرانس خبری در پنتاگون، ایران را به ارسال موشک و تسلیحات برای حوثی‌های یمن متهم کرد و خواستار اقدام "جامعه جهانی" در قبال ایران شد. خانم هیلی روز پنجشنبه ۲۳ آذر ماه موشکی را به خبرنگاران نشان داد که به گفته او از عربستان به واشینگتن انتقال داده شده است. وی اظهار داشت که این موشک، همان موشک بالستیکی است که حوثی‌های یمن به فرودگاه ریاض پرتاب کرده بودند. به گفته این مقام آمریکایی این موشک آرم گروه صنعتی شهید باقری را روی خود داشته و با مشخصات موشک‌های ایرانی همخوانی دارد. نیکی هیلی تاکید کرد ایران قطعنامه شورای امنیت و برجام را نقض کرده و گفت، اکنون کشورهای دنیا مشاهده می‌کنند که برجام رفتار ایران را عوض نکرده و ایران به رفتارهای "بی‌ثبات‌کننده"اش در یمن، عراق، سوریه و لبنان ادامه می‌دهد. به گفته نیکی هیلی، هیچ گروه تروریستی در منطقه نیست که ایران از آن حمایت نکند. نماینده آمریکا، در بخشی دیگر از سخنان خود، خواستار همصدایی کشورهای جهان در مقابل ایران شد. وی گفت آمریکا درصدد است این موضع را در شورای امنیت پیگیری کند. نیکی هیلی افزود، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به همین سبب بود که از امضای برجام خودداری کرد و آن را به کنگره ارجاع داد. نماینده آمریکا همچنین گفت این موشک به یک فرودگاه غیرنظامی در ریاض شلیک شده بود و می‌توانست به مرگ صدها تن منجر شود.»

دروغ بودن این اظهارات ضد ایرانی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد به قدری آشکار بود که حتی دوستان نزدیک آمریکا و حتی شخصیت‌هایی از داخل این کشور نتوانستند به آن واکنش نشان ندهند و آن را دروغ نخوانند.

سناتور "بن کاردن" نماینده دمکرات مریلند روز گذشته با ابراز نگرانی از سخنان نیکی هیلی، کاخ سفید را متهم به سیاسی کاری علیه برجام کرد.‌

"بن رودز"، مشاور امنیت ملی باراک اوباما رئیس جمهور پیشین آمریکا در صفحه توییتر خود با هشدار و یادآوری به نیکی هیلی ‌ که توافق هسته‌ای با ایران صرفاً مربوط به موضوع هسته‌ای بوده است و مسائل دیگر را در بر نمی‌گیرد، نوشت: "توافق با ایران تنها به برنامه هسته‌ای مربوط بوده و ایران نیز به آن پایبند بوده است.‌"

"ژرارد آرود" سفیر فرانسه در آمریکا نیز در صفحه توییتر خود نوشت: "توافق هسته‌ای درباره موضوع اتمی بوده است و نه چیز دیگری. تا اینجا نیز ایران به تعهدات خود در چارچوب توافق شده پایبند بوده است.‌"

"ریچار نفیو"، مذاکره کننده سابق آمریکایی نیز به دولت ترامپ هشدار داد که در صورتی که بدون هیچ دلیل موجهی ایران را ناقض برجام اعلام کند، در آینده از این تصمیم خود پشیمان خواهد شد.‌

البته نباید از این موضوع نیز غافل بود که نماینده آمریکا در سازمان ملل یا از سیاست‌ها و رفتارهای کشورش در منطقه و به ویژه در یمن بی خبر است که این گونه انگشت اتهام را به سمت ایران می‌گیرد و یا خود را به نفهمی زده است که در این صورت باید بداند مردم جهان مانند او نفهم نیستند.

سال‌هاست که ایالات متحده در کنار و همگام عربستان سعودی میلیون‌ها یمنی را به خاک و خون کشیده و آواره کرده است؛ امروز مردم یمن از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان و کودک در بحرانی انسانی به سر می‌برند که صدای همه جهان درامده است و این بحران پیامد موشک‌های آمریکایی است که عربستان و متحدانش با تأیید خود کاخ سفید برسر این مردم مظلوم ریخته و می‌ریزد.


دلسوزی‌های جهت دار رادیو فردا برای کارگران ایرانی

یکی از بهانه‌ها و موضوعاتی که همواره رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای بهره برداری از آن در جهت سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی ایران اسلامی مورد استفاده قرار داده است، "کارگران" هستند.

رادیو فردا همواره تلاش کرده تا در فعالیت‌های خود و در قالب‌های مختلف با طرح موضوعاتی مانند بازتاب اعتراضات کارگری یا وضعیت مادی کارگران در ایران و البته مرتبط ساختن عده‌ای از مجرمین بازداشتی در کشورمان به این قشر، خود را دلسوز آن‌ها نشان داده و وضعیتشان در ایران را بحرانی توصیف کند.

در همین راستا، این هفته نیز شاهد انتشار چندین گزارش با این موضوع در رادیوی فارسی زبان دولت آمریکا بوده‌ایم که در ادامه به بررسی دو مورد از آن‌ها می‌پردازیم.
 

مجرمی که کارگران را بدنام می‌کند!

یکی از فعالیت‌های این هفته رادیو فردا حول محور "کارگران" در ایران، پرداختنش به وضعیت یک مجرم زندانی در کشورمان است که تلاش می‌کند تا مرتبط نشان دادن وی با این قشر و استفاده مکرر از واژه "کارگر" برای این مجرم، رفتار و برخورد قضائی با وی را به تمام اعضای این قشر در ایران گسترش دهد؛ اما غافل از این که این نوع پرداختن، و استفاده از نام "کارگر" برای یک مجرم تنها این قشر را بدنام کرده و باعث رنجش آن‌ها می‌شود.

رادیو فردا در این گزارش که با عنوان «سکته خفیف در زندان؛ رضا شهابی را به بیمارستان منتقل نکردند» منتشر کرده است، می‌نویسد: «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه اعلام کرد که رضا شهابی، عضو زندانی هیئت مدیره این تشکل، در زندان "سکته خفیف" کرده ولی "به بیمارستان اعزام نشده‌است." به گزارش کانال تلگرامی این سندیکا و نیز کمیته دفاع از رضا شهابی، خانواده این فعال کارگری در ملاقات روز چهارشنبه ۲۲ آذر، متوجه شدند که "نیمه چپ صورت رضا افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرورفتگی" داشته‌است. در این ارتباط، رضا شهابی به خانواده خود گفته‌است که پزشک زندان رجایی‌شهر کرج به او اطلاع داده که سکته خفیف کرده‌است. یکی از نزدیکان رضا شهابی نیز به رادیو فردا گفت که سکته آقای شهابی از نوع "سکته خفیف مغزی" است. پیش از این گزارش‌ها حاکی از آن بود که پزشک متخصص بیمارستان امام خمینی تهران پس از معاینه و بررسی نتیجه سی‌تی اسکن و ام‌آرآی گفته بود که آقای شهابی "توان جسمی تحمل زندان" را ندارد. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه اشاره کرد که فشار خون رضا شهابی بالا بوده و در زندان هم خون‌دماغ شده‌است. ضمن آنکه او سر دردهای شدید و مکرر داشته‌است. با این همه "مسئولان زندان و دادستانی تهران به بیماری‌اش بی‌توجهی کرده و هر از گاه با تاخیرهای بدون توجیه وی را برای معاینه به بیمارستان اعزام کرده‌اند".»

اما همانطور که در بالا به آن اشاره شد، مقامات سیاسی و قضائی کشورمان بارها و بارها با صراحت اعلام و تأکید کرده‌اند که هیچ زمان، فردی تنها به دلیل شغل و حرفه یا اعتقادات شخصی‌اش مورد محاکمه و بازداشت قرار نمی‌گیرد، اما آیا این توجیه خوبی برای این است که هر فردی با این پشتیبانی که جزو یک گروه و قشر خاصی است، خود را فرا قانونی تصور کند و امنیت و قوانین یک سرزمین را نقض کند؟!

آیا کارگر، دکتر، وکیل، مهندس، خلبان، خانه دار، روزنامه نگار، معلم، پلیس، وزیر، نماینده مجلس و ... یا حتی یک آدم بیکار، در برابر قانون مصوب و رسمی یک کشور، با هم تفاوت دارند؟!

در کشوری که میلیون‌ها کارگر زحمت کش با جان و دل برای آرامش و آسایش خود و هم وطنانشان تلاش می‌کنند، آیا یک فرد می‌تواند خود را کارگر خطاب کند و با این پشتیبانی امنیت آن‌ها را خدش دار سازد؟!

مگر جز این است که یک کشور و سرزمین به تمام مردمانش تعلق دارد و همه به یک اندازه از آن حق دارند، با این وجود، به راستی چند درصد از کارگران ایرانی، "رضا شهابی" را نماینده قشر خود می‌دانند و حاضرند از رفتارهای فراقانونی و خلاف قانون وی حمایت کنند؟!

حضور میلیون‌ها کارگر در ایران اسلامی و فعالیت‌های روزانه آن‌ها با همه پستی و بلندی‌ها و مشکلاتی که در حوزه‌های مختلف وجود دارد، یک سمت این ماجراست که هیچ نقشی در این گونه گزارش‌های رسانه‌های ضد ایرانی ندارد و در مقابل آن چیزی که به عنوان کارگری مطرح می‌شود و به بهانه دفاع از حقوق کارگران بازتاب داده می‌شود، حمایت از گروهی است که عنوان کارگر را تنها برای پوشش دادن جرائم و رفتارهای غیرقانونی خود استفاده می‌کنند.


پر رنگ کردن اعتراض کارگری در ایران با هدف پاک کردن تاریخ آمریکا

یکی دیگر از گزارش‌های پر تکرار "کارگری" رادیو فردا در این هفته به اعتراض کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه در ایران اختصاص داشت؛ جایی که این رسانه صهونیستی – آمریکایی تمام توان خود را به کار گرفت تا با گزارشات لحظه‌ای و همراه با بزرگنمایی از این اعتراض، آن را به کل جامعه کارگری در ایران نسبت داده و در نتیجه با پرداختن به آن هدف همیشگی خود و اربابانش که سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی کشورمان هست را دنبال نماید.

رادیو فردا در یکی از گزارش‌هایی که به این موضوع مرتبط بود، با واکنش به پایان یافتن اعتراض کارگران این شرکت، آورده است: «سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه اعلام کرد که کارگران این واحد روز پنجشنبه ۲۳ آذر، "به طور مشروط" به اعتصاب خود پایان دادند. صدها کارگر شرکت نیشکر هفت‌تپه از روز شنبه ۱۸ آذر، در اعتراض به پرداخت نشدن پنج ماه دستمزد و نیز حق بیمه خود از سوی کارفرمای خصوصی این واحد اعتصاب کرده بودند. در پی آن اعتصاب، کارفرما حقوق مرداد ماه کارگران را پرداخت ولی اعتصاب ادامه یافت. به گفته سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، رئیس هیئت مدیره این شرکت در نشستی با نمایندگان کارگران در روز چهارشنبه ۲۲ آذر قول داد دستمزد شهریور ماه آنان را تا روز ۲۵ آذر و دستمزد مهرماه آنها را تا پایان آذر پرداخت کند و در عین حال با خواست کارگران برای برکناری قائم‌مقام خود موافقت کرد.»

این رسانه وابسته به کاخ سفید در ادامه نیز می‌نویسد: «پیش‌تر در گزارش‌ها، گفته شده بود که کارگران خواستار بازگردانده شدن مالکیت شرکت نیشکر هفت‌تپه به دولت شده بودند. شرکت نیشکر هفت‌تپه در اسفند سال ۹۴ به بخش خصوصی واگذار شد که انتقادهایی را برانگیخت و حتی یکی از نمایندگان مجلس از شوش و دانیال پیش‌بینی کرد که در این رابطه مشکلاتی برای کارگران ایجاد خواهد شد. با این همه، درخواست کارگران هفت‌تپه از سوی دولت حسن روحانی تحقق نیافته‌است. کارگران همچنین خواستار به رسمیت شناخته شدن سندیکای شرکت نیشکر هفت‌تپه به عنوان نماینده قانونی خود بودند. این سندیکا پس از فعالیت دوباره در سال ۸۷ تحت فشارهای امنیتی و قضایی شدیدی قرار داشته‌است. این برخوردها انتقاد گسترده سازمان‌های حقوق بشری و اتحادیه‌های کارگری در جهان را نیز به همراه داشته‌است. در این میان، در بیانیه سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، اشاره، ای به وضعیت درخواست کارگران برای بازگردانده شدن شرکت به دولت نشده است.»

اما گویا این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا، از تاریخ این کشور در موضوع سرکوب کارگران آگاهی ندارد و یا با علم بر این موضوع تلاش می‌کند تا خود را مدافع حقوق کارگران نشان دهد تا آن تاریخ تأسف بار را از ذهن مخاطبین خود دور نگاه دارد.

یکی از دلایل اثبات وضعیت اسف بار کارگران در آمریکا از گذشته تا به امروز، روز جهانی کارگر است؛ روزی که هر فردی با اندک مطالعه در خصوص منشأ این نام گذاری، به روزهای تلخ این قشر در ایالات متحده پی می‌برد؛ تلخی گسترده‌ای که هنوز هم ادامه دارد.

کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یک‌هزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود.

در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در میدانی در مرکز شهر جمع شده و از اینجا به حرکت درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار می‌دادند. پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مأمور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد.

آمار کشته‌شدگان هرگز اعلام نشده‌است ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده‌سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیرشدگان را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند.

با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت.

از آن سال به بعد هر سال چندین بار شاهد اعتراضات گسترده کاگری و همراه با خشونت پلیس آمریکا بوده و هستیم که خبرهای آن در رسانه‌های مختلف منتشر شده و انعکاس داده می‌شود، اما از رادیو فردا باید پرسید که چطور، اندک اعتراضی به وضعیت کارگران در ایران حتی اگر مربوط به شرکتی خصوصی باشد و حتی اگر ختم به خیر شده و با توافق طرفین به اتمام رسد، بازهم به طور جدی بازتاب داده شده و به حکومت جمهوری اسلامی مرتبط می‌شود، اما اعتراضات و تجملات و اعتصابات سراسری و گسترده و پر تعداد کارگران در آمریکا همواره با سکوت این رسانه همیشه مدعی همراه می‌شود؟!

آیا این تناقض رفتار، دلسوزی آن‌ها برای قشر کارگران و البته اصل حرفه‌ای گری در کار رسانه‌ای را زیر سؤال نمی‌برد!؟


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و ششمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از آذر ماه 1396 (16 الی 23 آذر ماه 1396) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *