جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ تهران ۲۰:۰۸ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸
 
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶
ساعت ۱۵:۵۹
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 175)
1396/09/08 الی 1396/09/16

یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
در یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!»، بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از آذر ماه 1396 را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
هفته دوم از آخرین ماه سال 1396 در عرصه فعالیت‌های رسانه‌های ضد ایرانی، با بهانه‌ها و موضوعاتی مختلف همراه بوده است که نشان دهنده چنگ انداختن آن‌ها به هر راهی برای فضاسازی علیه کشورمان و تأمین منافع اربابانشان است؛ در همین مسیر رادیو فردا به عنوان یک رسانه صهیونیستی – آمریکایی با طرح ادعاها و موضوعاتی در حوزه‌های مختلف سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی و حتی ورزشی، تلاش کرده است که در خوش خدمتی برای دشمنان ایران اسلامی نهایت عملکرد را داشته و بار دیگر نام خود را در بین ابزارهای رسانه‌ای آنان مطرح کند.

به همین دلیل و در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله‌ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!» بخشی از مهمترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه آمریکایی را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و واقعیت‌های تحریف یا پنهان شده را در اختیار مخاطبین خود قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از آذر ماه سال 1396 (08 الی 16 آذر ماه 1396) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و هفتاد و پنجمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل فضاسازی رادیو فردا و آمریکا علیه وضعیت زنان در ایران با طرح ادعاهایی مبنی بر گسترش نابرابری جنسیتی در کشورمان، تکرار واکنش‌های عجیب آمریکا به آزمایش‌های موشکی کره شمالی، بزرگنمایی اعتراضات کارگری در ایران، بهره برداری ضد ایرانی رادیو فردا از "سعد حریری"، خشم اسرائیل از پهلوانی کشتی گیر جوان ایرانی، آغاز دور جدید بهره برداری رادیو فردا از "رضا ضراب" و... را مورد مشاهده نمایید.


کدام بحران: نابرابری جنسیتی در ایران یا آمریکا؟!

یکی از موضوعاتی که در جریان فضاسازی‌های ضد ایرانی غرب و بخصوص سیاه نمایی های حقوق بشری آن‌ها علیه کشورمان در خط مقدم بهانه‌ها خودنمایی کرده و بیشتری بهره برداری را از این موضوع داشته‌اند، وضعیت زنان در کشورمان و تبعیض علیه زنان در ایران است.

در همین راستا، رسانه فارسی زبان دولت آمریکا در این هفته نیز به موضوع زنان در ایران پرداخته و با ابراز نگرانی‌های خود و اربابانش در خصوص وضعیت زنان در ایران، از نابرابری‌های جنسیتی بالا در کشورمان گزارش داده است.

رادیو فردا در این گزارش بدون هیچ اشاره‌ای به وضعیت آمریکا از نظر نابرابری‌های جنسیتی، با بحرانی توصیف کردن شرایط کنونی کشورمان از این حیث، نوشته است: «مجمع اقتصاد جهانی در گزارش سالانه خود درباره برابری جنسیتی در ۱۴۴ کشور جهان اعلام کرد که ایران در سال جاری از جایگاه ۱۳۹ در سال گذشته به رده ۱۴۰ افت کرده است. در گزارش مجمع اقتصاد جهانی، کشورهای مختلف جهان بر اساس اطلاعات مربوط به امکان دسترسی زنان به تحصیل، بهداشت و درمان عمومی، شرکت در امور اقتصادی و سیاسی کشور رده‌بندی شده‌اند. بر اساس این گزارش،‌ایران در بین پنج کشوری قرار گرفته که شاخص برابری زن و مرد در آنها بدترین شاخص در جهان است. در گزارش مجمع اقتصاد جهانی تاکید شد که علی رغم پیشرفت مداوم، اما کند در یک دهه گذشته شاخص برابری جنسیتی در سال جاری میلادی روندی نزولی را طی کرده است. مجمع اقتصاد جهانی هر سال با بررسی تفاوت‌های موجود بین زنان و مردان در زمینه‌های بهداشت و درمان، آموزش، سیاست و اقتصاد فهرستی از کشورهای مختلف جهان تهیه می‌کند. از ۱۴۴ کشور مورد مطالعه ایران، چاد، سوریه، پاکستان و یمن در قعر جدول قرار گرفته‌اند و از آنها به‌عنوان کشورهایی یاد می‌شود که زنان از کمترین حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردارند. در رده بندی سال گذشته میلادی، ایران و عربستان سعودی به ترتیب در رده‌های ۱۳۹ و ۱۴۱ بودند ولی امسال ایران به رده ۱۴۰ سقوط کرده و عربستان به رتبه ۱۳۸ ارتقا یافته است. در این گزارش به پس‌رفت نسبی ایران در زمینه‌های آموزش، بهداشت و درمان زنان اشاره شده است.»

اما گذشته از آمار و این گونه گزارشات سفارشی، در واقعیت جایگاه کشور اربابان آمریکایی رادیو فردا از نظر برابری جنسیتی کجاست؟! آیا به واقع امریکا دارای شرایطی قابل قبول از این حیث است، یا این موضوع خیالی دروغین و ساخته ذهن مقامات امریکایی و رسانه‌هایی مانند رادیو فرداست؟!

نتایج نظرسنجی مشترک "ان.بی.سی نیوز" و "سِروِی مانکی" (NBC News/SurveyMonkey) گویای این واقعیت تلخ هستند که بیش از 51 درصد زنان امریکایی در جامعه با تبعیض‌های جنسیتی مواجه شده‌اند.

گروهی از متخصصان سازمان ملل متحد نیز به دلیل وخامت موضوع تبعیض جنسیتی در آمریکا با سفر به این کشور به منظور بررسی آن، با تأکید بر این که ایالات متحده از این حیث دارای وضعیتی بسیار وخیم‌تر از سایر کشورهای توسعه یافته است، در گزارش خود اذعان داشته‌اند که: "ایالت متحده، کشوری است که استانداردهای بین المللی زیادی در رابطه با حقوق بشر تدوین می‌کند و در اصل به زنانش اجازه می‌دهد عقب بمانند. همه زنان قربانی حقوق از دست رفته در آمریکا هستند ولی این موضوع برای زنان فقیر، زنان مهاجر، زنان معلول، زنانی که از نسل بومیان آمریکا، اقلیت‌های آفریقایی آمریکایی و اسپانیایی هستند شدیدتر است. "

در کنفرانس خبری این تیم متخصصان بیان شد: " در آمریکا زنان بیش از نیمی از نیروهای کار را تشکیل می‌دهند و در رشد اقتصادی این کشور در دهه‌های اخیر تأثیر زیادی داشتند. این مشارکت اقتصادی زنان با فرصت‌های اقتصادی برابر همراه نیست، به علاوه ما از نبود استانداردهای لارم برای اقامت زنان باردار و زنان زایمان کرده در محل کار در آمریکا نگران هستیم. اختلافت مالی ۲۰ درصدی میان مردان و زنان وجود دارد و این موضوع روی حقوق زنان و افزایش فقر در این جنسیت تأثیر می‌گذارد. باز هم زنان مهاجر، سالمند و ... از این آسیب تأثیر بیشتری می‌بینند. "

روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال نیز در گزارشی با تکیه بر نتایج یک نظرسنجی و با تأکید بر این که آمار و وضعیت نابرابری جنسیتی در آمریکا از سال ۱۹۹۷ میلادی تا کنون تغییری نکرده و بهبود نیافته است، می‌نویسد: "از هر ده زن آمریکایی چهار نفر معتقدند که در محیط کار با تبعیض‌های جنسی مواجه‌اند و با تبعیض‌های فراوانی به خاطر جنسیت خود مواجه‌اند"

جالب است بدانید که این موضوع یکی از مباحث مطرح در جریان انتخابات گذشته ریاست جمهوری در ایالات متحده بوده و "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا نیز در بحث تبلیغات انتخاباتی با همین نگاه خاص بارها "هیلاری کلینتون" رقیب خود را مورد اهانت و تحقیر قرار داد.


انحصارطلبی آمریکایی در عرصه بمب اتمی!

داستان خودخواهی‌ها و انحصارطلبی آمریکایی به گوش تمامی جهانیان رسیده و همه نقاط این دنیا را فراگرفته است؛ کشور و حکومتی که همه چیز دنیا را برای خود و هم مسیرانش می‌خواهد و سایرین در هر صورتی باید از همه چیز محروم باشند تا به نوعی هم وابسته آن‌ها باقی بمانند و هم جرئت و جسارت ایستادگی در برابرشان را نداشته باشند.

موضوع فعالیت‌های هسته‌ای یکی از همین موارد انحصارطلبی ایالات متحده است؛ ما به عنوان یک ایرانی، سال‌ها طعم این خودبرتر بینی آمریکایی‌ها را در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای درک کرده‌ایم و دیدیم که حتی حاضر به پذیرش توانایی و حق طبیعی ملت ایران در استفاده صلح آمیز از این انرژی بزرگ نیستند و برای کوتاه کردن دست کشورمان از این فعالیت‌ها و فرصت با ارزش، به هر کاری دست می‌زنند که ترور، حمله سایبری و تحریم تنها بخشی از آن است.

اما در این هفته ما شاید برداشتی دیگر از داستان انحصارطلبی آمریکا در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای بودیم؛ جایی که آزمایش موشکی جدید کره شمالی، خشم ایالات متحده را در پی داشت و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز به ابراز این خشم پرداخت.

رادیو فردا در این باره می‌نویسد: «رهبران شماری از کشورها تازه‌ترین آزمایش موشکی کره شمالی را محکوم کرده‌اند. تحلیل‌های فعلی حاکی‌ست موشک تازه احتمالاً به برد بیشتری از تمامی موشک‌های پیشین دست پیدا کرده‌است. دولت کره شمالی در بیانیه‌ای گفته است این موشک "به سرتاسر خاک ایالات متحده دسترسی دارد" و "قادر به حمل کلاهک هسته‌ای است". دونالد ترامپ، ساعتی پس از انتشار گزارش‌ها در مورد آزمایش موشکی تازه، به خبرنگاران گفته است "فقط می‌توانم این را به شما بگویم، که ما این مسئله را حل‌وفصل می‌کنیم. این وضعیتی‌ست که به آن رسیدگی خواهد شد". آزمایش‌های موشکی کره شمالی و نیز شـشمین آزمایش هسته‌ای آن کشور، در ماه‌های گذشته، به تنش‌ها و ابعاد بحران در شبه‌جزیره کره افزوده‌است. با این همه پیونگ‌یانگ بیشتر از دو ماه بود که دست به آزمایش نظامی تازه‌ای نزده بود؛ در جریان سفر طولانی‌مدت ترامپ به شرق و جنوب‌شرق آسیا نیز اقدام چالش‌برانگیزی انجام نداد.»

اما آیا این نوع واکنش شدید به آزمایش‌های موشکی کره شمالی توسط ایالات متحده آمریکا و رسانه تحت امرشان، با توجه به سابقه و قدمت و داشته‌های این کشور در حوزه نظامی هسته‌ای، کمی عجیب و غیر قابل باور نیست؟!

آمریکا در حال حاضر و پس از این که بارها و بارها به روش‌هایی غیر انسانی آزمایش‌های هسته‌ای نظامی انجام داده است و حتی مردمان بومی کشور خودش را نیز قربانی این آزمایش‌ها ساخته، اکنون دارای بیشترین و بزرگترین ذخایر موشک‌های اتمی آماده استفاده در جهان است.

بر اساس آمارهایی که منابع مختلف بارها آن را انتشار داده‌اند، ایالات متحده بیش از هفت هزار و هفتصد کلاهک اتمی آماده استفاده را در انبارهای خود ذخیره کرده است.

بعلاوه تاریخ، نام اولین و تنها استفاده کننده از بمب اتم علیه انسان‌ها را به نام آمریکا ثبت کرده است؛ فاجعه‌ای که حتی نسل‌های بعد از حاضرین در آن ایام را هم قربانی خود نموده و بزرگ‌ترین قتل عام انسانی در جهان نام دارد.

ایالات متحده در ششمین و نهمین روز از ماه اوت 1945 میلادی و تنها در فاصله سه روز، دو بار شهرهای بزرگ هیروشیما و ناگازاکی ژاپن را با موشک‌های اتمی خود مورد هدف قرار داد که در پی آن بر اساس آمارهای منتشر شده، این دو شهر بزرگ و اطراف آن کاملاً ویران شده و بیش از 220 هزار نفر به طور مستقیم در اثر این حملات جانشان را از دست دادند؛ بگذریم از این که تشعشعات هسته‌ای این بمباران اتمی تا کیلومترها آن طرف تر و تا سال‌ها بعد قربانی گرفته و نسل‌های بعد از مردم آن دوران را نیز با درد و رنج همراه ساخت.

در چنین شرایطی، آیا نمی‌توان این گونه برداشت کرد که واکنش‌های آمریکایی این روزها به آزمایش موشکی کره شمالی، بیشتر نگرانی برای انحصارطلبی ایالات متحده در حوزه موشک‌های اتمی است؟!

چرا وقتی سیاست‌ها همسو با آمریکا باشد، همانند پاکستان، هند، انگلیس و البته اسرائیل، داشتن بمب اتم هیچ نگرانی به همراه ندارد، اما آزمایش موشک بالستیک توسط کشوری که در مقابله با آن‌هاست، این گونه واکنش‌ها را در پی دارد؟!
 

وقتی سرکوب کارگران آمریکایی فراموش می‌شود!

در شماره‌های پیشین مجله هفتگی به بهانه‌های مختلفی که رادیو فردا و غرب برای فضاسازی علیه وضعیت حقوق بشر در کشورمان مورد استفاده قرار می‌دهند پرداختیم و در ابتدای همین شماره نیز به یکی از این موضوعات که وضعیت زنان بود اشاره داشتیم؛ اما یکی دیگر از این بهانه‌های پر کاربرد ضد ایرانی، وضعیت کارگران است که این رسانه وابسته به کاخ سفید و اربابانش همواره تلاش کرده‌اند حکومت جمهوری اسلامی را به سرکوبان ها و نقض حقوقشان متهم سازند.

رادیو فردا در گزارشی که به همین موضوع اختصاص داده است، این گونه می‌نویسد: «چهار ماه مطالبات مزدی ۵۶۰۰ کارگر شرکت نیشکر هفت‌تپه پرداخت نشده و در عین حال، دفترچه بیمه‌های آنان و اعضای خانواده‌هایشان به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه‌ها از سوی کارفرما تمدید نشده است. به نوشته ایلنا، فردین خسروی، رئیس اداره تأمین اجتماعی هفت‌تپه، روز چهارشنبه اول آذر، گفت که "کارفرمای هفت تپه هنوز لیست بیمه‌ماه‌های شهریور و مهر کارگران را ارسال نکرده است". به گفته وی، بر اساس مقررات سازمان تأمین اجتماعی٬ در صورت ارسال نشدن این فهرست، امکان تأیید دفترچه‌های بیمه کارگران وجود ندارد. آقای خسروی در عین حال، میزان بدهی‌های بیمه‌ای کارفرمای خصوصی این کارخانه به سازمان تأمین اجتماعی را بیش از ۴۰ میلیارد تومان اعلام کرد و افزود که اسامی شمار زیادی از کارگران این مجتمع، برای بازنشستگی با مشاغل سخت و زیان آور به تأمین اجتماعی هفت تپه ارسال شده و این سازمان٬ مقدمات بازنشستگی آنها را فراهم کرده است. آن‌طور که این مقام رسمی اعلام کرده است، در صورتی که کارفرمای شرکت نیشکر هفت تپه هزینه چهار درصدی بازنشستگی این کارگران را به تأمین اجتماعی بپردازد، احکام بازنشستگی آنها صادر خواهد شد. پیش‌تر کارگران شرکت نیشکر هفت تپه گفته بودند که تأخیر در پرداخت مطالبات مزدی در این مجتمع، پس از خصوصی سازی این مجتمع در اسفند سال ۹۴ آغاز شد؛‌موضوعی که اعتراض کارگران در زمان‌های مختلف از جمله چهار تجمع اعتراضی در پنج‌ماهه اول سال ۹۶ را به همراه داشته است. آن‌طور که روزنامه "جامعه فردا" روز چهارشنبه نوشته،‌پرداخت نشدن مطالبات کارگران، بازنشستگان و مطالبات مزدی و بیمه‌ای کارگران از جمله تعهدات کارفرما بوده که تحقق نیافته است.»

رادیو فردا در این گزارش به گونه‌ای در خصوص وضعیت کارگران شرکت نیشکر ایران واکنش نشان داده است که گویا اطلاعی از تاریخ آمریکا در بحث نقض حقوق کارکنان ندارد؛ تاریخی که نشان می‌دهد، آمریکای قرن نوزدهم و به خصوص دهه‌های پایانی آن جلوه‌ای جهانی از ظلم به کارگر را ارائه می‌دهد؛ ظلمی که هنوز و شکل‌هایی دیگر ادامه دارد.

گرچه مراسم روز کارگر هر ساله با آب و تاب بیشتری نسبت به سال قبل برگزار می‌شود، ولی کمتر کسی می‌داند که باید مقصد و منظور اصلی گرامیداشت این روز را در قلب قاره آمریکا جستجو کرد؛ مهد کاپیتالیسم و جایی که در آن سرمایه حرف اول و آخر را می‌زند... و از دل همین سرمایه‌داری بی‌رحم روزی برآمده است تا خاطره و یاد کارگران زنده شود.

یک پرده از وضعیت سیاه کارگران در آمریکا، در 1886 رخ داده است. در تاریخ سوم می 1886 کارگران اعتصاب کننده در نزدیکی کارخانه مک کورمیک دست به تجمع زدند که در همان زمان نزدیک به 400 پلیس از این کارخانه حفاظت می‌کرد. در این میان کارفرمایان کارخانه برای مقابله با اعتصاب از برخی کارگران که در اعتصاب حضور نداشتند کمک گرفته بودند و در پایان روز کاری و با به صدا درآمدن زنگ تعطیلی بین دو گروه از کارگران اعتصابی و کارگران اعتصاب‌شکن درگیری به وجود آمد و این درگیری منجر به کشته شدن تعدادی از کارمندان شد.

نوام‌چامسکی فیلسوف آمریکایی در کتاب دولت‌های سرکش به خوبی این چهره جدید را که امروز داعیه برابری نژادی هم سر می‌دهد به تصویر می‌کشد. بردگانی که پیش از این در مزارع پنبه جنوب سلاخی و بی‌رحمانه به بیگاری گمارده می‌شدند حالا و با آغاز انقلاب صنعتی در امریکا به خصوص در ایالت‌های شمالی در کارخانه‌هایی بردگی می‌کنند که گاه ساعات کار آنها به بیش از 3 هزار ساعت در سال می‌رسد. نه خبری از حق استراحت است و نه حتی خبری از محدودیت سنی برای کار و کودکان در هر سنی در کارخانه‌ها به کار گرفته می‌شوند. الیور تویست کتاب چارلزدیکنز به خوبی نشان دهنده این حقیقت تلخ است.


داستان غلط کردم های "حریری" و فضاسازی علیه ایران

"سعد حریری"، نخست وزیر لبنان برای هفته‌ها یکی از خبرسازترین چهره‌های جهان و منطقه بود؛ فردی که اول به طور ناگهانی از کشورش به عربستان سفر کرد و در آن جا به شکلی عجیب استعفا داد و بعدها با پا در میانی فرانسه به آن جا رفت اما نهایت با بازگشت به لبنان کلاً همه چیز را پس گرفت و به قول معروف با "غلط کردم" دست از پا درازتر به سر کار خود بازگشت.

این انصراف از استعفا که در این هفته به طور رسمی از سوی "حریری" اتفاق افتاد در شرایطی بود که در طول یک ماه اخیر عربستان سعودی و متحدانش تمام توان خود را به کار بسته بودند تا با بهره برداری از وی، فتنه‌ای جدید در لبنان و منطقه به راه بیاندازند.

رادیو فردا در گزارشی به این موضوع واکنش نشان داده و می‌نویسد: «به گزارش خبرگزاری رویترز، دولت ائتلافی آقای حریری که گروه حزب‌الله لبنان نیز در آن سهیم است بر سیاست کلی این کشور که عدم دخالت در بحران کشورهای عربی است تاکید کرد. عربستان سعودی حامی و متحد منطقه‌ای سعد حریری، حزب‌الله لبنان را به عنوان عامل حکومت ایران به دخالت در جنگ‌های خاورمیانه متهم کرده است. استعفای حریری سیاست لبنان را به صحنه دیگری از رقابت بین عربستان و ایران بدل کرده بود که در کشورهای دیگر از جمله سوریه، عراق و یمن نیز در مقابل یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند.»

این رسانه صهیونیستی – آمریکایی که تمام تلاش خود را می‌کند تا از موضوع استعفا و حتی انصراف از استعفای "سعد حریری" در جهت اهداف اربابانش و البته فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت در منطقه بهره برداری کند، در این رابطه ادامه می‌دهد: «حساسیت‌های عربستان سعودی در مورد نفوذ ایران و حزب‌الله در سایر کشورهای عربی عامل اصلی بحران لبنان تلقی می‌شود که باعث بروز نگرانی شدیدی در مورد ثبات اقتصادی و سیاسی این کشور شد. سیاست «عدم مداخله» لبنان در سال ۲۰۱۲ و برای دور نگاه داشتن حکومت بی‌ثبات بیروت از بحران‌های منطقه‌ای و به خصوص جنگ داخلی سوریه اعلام شد. با وجود این سیاست رسمی، گروه حزب‌الله لبنان در جنگ داخلی سوریه دخالت کرد و هزاران تن از پیکارجویان خود را برای حمایت از حکومت بشار اسد به آن کشور اعزام کرده است. سعد حریری گفت: "تمام نیروهای تشکیل دهنده دولت تصمیم گرفته‌اند که از دخالت در جنگ، بحران و امور داخلی کشورهای دیگر عرب پرهیز کنند تا ثبات اقتصادی و مناسبات سیاسی لبنان حفظ شود".»

رادیو فردا در همین راستا و در گزارشی دیگر نیز آورده است: «سعد حریری، نخست وزیر لبنان، روز دوشنبه، ششم آذرماه، ضمن انتقاد از "مداخله" جمهوری اسلامی در امور دیگر کشورهای منطقه از حزب‌الله لبنان خواست سیاست بی‌طرفی پیشه کرده و از درگیری‌های منطقه‌ای برکنار بماند. به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از شبکه سی‌نیوز فرانسه، آقای حریری حضور حزب‌الله در کشورهایی از جمله سوریه و عراق را "تحت تأثیر" تهران دانسته و گره‌گشایی از این مسئله را به ارائه "راه‌حلی سیاسی در منطقه" منوط کرد. آقای حریری با اشاره به این که "مداخله‌های ایران بر همه اثر می‌گذارد" لازمه "سیاستی خوب برای منطقه" را عدم دخالت عنوان کرد. سعد حریری گفت: "مداخله‌های ایران بر همه اثر می‌گذارد. اگر خط‌مشی‌ای می‌خواهیم که برای منطقه خوب باشد، نباید مداخله کنیم. این راه حل سیاسی برای منطقه است که باید اجرا شود."»
 
عربستان سعودی با هدف جبران شکست‌های خود در سوریه و عراق درصدد تحریک سعد حریری برامد و او را وادار به استعفا کرد تا بحران سوریه و عراق را به لبنان بکشاند که این طرح و نقشه برنامه ریزی شده کاملاً ناکام و ناموقت به خاتمه رسید.

اظهارات ضد ایرانی نخست وزیر لبنان یادآور موضع کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس همچون بحرین و در رأس آنها عربستان سعودی است که همواره جمهوری اسلامی را به دخالت در امور داخلی خود متهم کرده‌اند، با این وجود، تهران همواره رسماً این اتهامات را رد کرده و هیچ گاه نیز سند و مدرک معتبری مبنی بر صحت این ادعاها وجود نداشته و ارائه نگردیده است.
 
جمهوری اسلامی بنا به درخواست مردم و دولت‌های دیگر کشور، به ارائه مشاوره می‌پردازد، اما کشور عربستان سعودی با راه انداختن جنگ علیه مردم مظلوم یمن و شیعه کشی در بحرین و دیگر مناطق، به وضوح در دیگر کشورها مداخله می‌کند و با این وجود باز هم انگشت اتهام مداخله به سمت ایران گرفته می‌شود و جنایات آل سعود پنهان باقی می‌ماند.
 

دلسوزی نتانیاهو برای ورزشکاران ایرانی!

در این هفته، حرکت شجاعاته و ایثارگرایانه علیرضا کریمی، قهرمان و پهلوان کشتی ایران در عدم مواجهه با نماینده اسرائیل، به قدری بزرگ و اثرگذار بود که روزها واکنش رسانه‌های ضد ایرانی، از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا را به دنبال داشت.

حرکت این پهلوان ایرانی به قدری در برملا شدن غده سرطانی بودن رژیم اشغالگر صهیونیستی نقش آفرین بود که حتی مقامات اسرائیلی نیز تلاش کردند تا با فضاسازی‌هایی هم مسیر با رسانه‌های ضد ایرانی، اثر این از خود گذشتی ورزشکار کشورمان را کم کرده و حرکت قهرمانانه وی را نوعی اجبار نشان دهند.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در همین رابطه، در اظهاراتی خود را دوست و دلسوز این ورزشکار ایرانی معرفی می‌کند که رادیو فردا در گزارشی که به بازتاب آن اختصاص داده است، این گونه می‌نویسد: «بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در یک پیام ویدیویی خطاب به علیرضا کریمی کشتی گیر ایرانی گفت، "زورگویانی که تو را وادار به باخت کردند، خود خواهند باخت". پیام ویدیویی نخست وزیر اسرائیل دوشنبه سیزدهم آذر در صفحات شبکه‌های اجتماعی او منتشر شد. آقای نتانیاهو این پیام را در واکنش به باخت اجباری علیرضا کریمی کشتی گیر ایرانی در مسابقات جهانی کشتی زیر ۲۳ سال که هفته گذشته در کشور لهستان برگزار شد، ضبط کرده است. آقای کریمی در آن مسابقه که در آستانه پیروزی بر کشتی گیر روس هم وزن خود در رده ۸۶ کیلوگرم بود، با شنیدن دستور مربی خود که از کنار تشک فریاد می‌زد "باید ببازی علیرضا"، ناچار شد خود را در اختیار کشتی گیر روس بگذارد و رقیب با فتیله پیچ کردن آسان وی، برنده مسابقه اعلام شد.»
 
دام پراکنی رادیو فردا برای مردم ایران حاکی از عدم درک دقیق او نسبت به روحیه صهیونیست ستیزی ایرانیان است. این درست است که مردم ما به قهرمانان ملی خود عشق می‌ورزند و با پیروزی‌های آنها پیروز می‌شوند و با شکست آنها شکست می‌خورند. این درست است که همه مردم ما مشتاقانه منتظر کسب مدال طلا از سوی کاپیتان تیم ملی امید کشورشان در مسابقات جهانی امید بوده‌اند. اما یک چیز را فراموش نکنید: مردم ایران در ارتباط با یک موضوع همدل و همفکر بوده و هستند و آن این است که شما و همفکرانتان دشمن سرزمین ایران هستید. اسرائیل از دیرباز با عدم مسابقه ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران خود آشنا بوده است اما برای اولین بار، نخست وزیر اسرائیل به این ماجرا واکنش نشان داده است.

علیرضا کریمی، قهرمان جوان کشتی ایران در واکنش به اظهارات این مقام اسرائیلی، با اقتدار از درستی و اعتقاد قلبی خود برای عدم مواجهه با نماینده رژیم اشغالگر صهیونیستی سخن می‌گوید و به صراحت تأکید می‌کند: "اصلاً به او ربطی ندارد که بخواهد درباره امور داخلی کشورمان و من صحبت کند و اسم من را بر زبان بیاورد. این یک موضوع داخلی بود که هیچ ارتباطی به نخست وزیر اسراییل نداشت. از آنجا که علاقه‌ای به پیگیری مسائل سیاسی ندارم اصلاً او را نمی‌شناختم و وقتی فهمیدم چنین آدمی درباره من صحبت کرده، او را شناختم."

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در دیدار با این قهرمان ایرانی که در مسابقات قهرمانی جهان زیر 23 سال کشتی در دفاع از آرمان‌های اسلامی و انسانی اقدامی شجاعانه انجام داد، با تحسین اقدام علیرضا کریمی، کار بزرگ او را از سنخ کار پهلوانان نامداری همچون پوریای ولی دانستند و فرمودند: "من از اینکه نشان دادید جوانی از جوانهای ما حاضر است برای یک هدف بزرگ و بلند پا بر روی نفس خود بگذارد و از حق قطعی و قهرمانی مسلم صرف‌نظر کند، واقعاً احساس عزت کردم."


آغاز فاز جدید بهره برداری ضد ایران از "رضا ضراب"

یقیناً نام "رضا ضراب" تاجر ایرانی الاصل ترک تباری را که پس از سر و صداهای بسیار فساد مالی‌اش در ترکیه به آمریکا رفته و در انجا بازداشت و محاکمه گردید را به یاد دارید؛ شخصی که چه قبل از سفر به آمریکا و چه بعد از بازداشت در ایالات متحده به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های ضد ایرانی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تبدیل شده بود.

این فضاسازی‌ها برای مدتی با بهانه‌هایی دیگر دنبال شد تا این که در این هفته بار دیگر رادیو فردا نام "رضا ضراب" را وارد عرصه خبرسازی‌های ضد ایرانی خود کرد و تلاش کرد تا از وی به طوری جدی‌تر به عنوان سند اثبات پول شویی و فساد مالی حکومت جمهوری اسلامی ایران بهره برداری کند.

رادیو فردا در گزارشی که برای طرح این موضوع منتشر کرده، این گونه نوشته است: «قاضی آمریکایی پرونده مربوط به اتهامات وارد شده علیه رضا ضراب، بازرگان ایرانی‌ترک، و شماری دیگر، در رابطه با دور زدن تحریم‌های ایران، گفته، ضراب در جلسه پیش‌روی دادگاه در روزهای آینده تحت محاکمه قرار نمی‌گیرد و بانکدار ترک، محمد هاکان آتیلا، فعلاً "تنها متهم جریان محاکمه است". قاضی ریچارد برمن، هیچ توضیحی در مورد غیبت آقای ضراب در جریان محاکمه‌ای که قرار است به‌زودی آغاز شود، نداده‌است؛ در حالی‌که این بازرگان ایرانی‌ترک در جلسه‌های پیش از محاکمه نیز شرکت نکرده بود، گمانه‌زنی‌ها در مورد دستیابی به توافق میان او و دادستانی، افزایش یافته‌است. شبکه‌های خبری ان‌بی‌سی و بلومبرگ و برخی دیگر از رسانه‌های آمریکایی در حال حاضر نیز گزارش داده‌اند که ضراب در حال همکاری با دادستان‌های پرونده است. اسم ضراب، به‌عنوان شاهد یا افراد احتمالی که از آن‌ها نام برده خواهد شد، در فهرستی قرار داشت که روز دوشنبه به هیئت منصفه ارائه شد. آقایان ضراب، آتیلا، و چند تن دیگر متهم هستند برای دورزدن تحریم‌های ایالات متحده علیه تهران، در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی، صدها میلیون دلار برای دولت ایران و نهادهای این کشور جابه‌جا کرده‌اند.»

در همان زمان که این تاجر ایرانی الاصل ترک تبار با علم بر این که امکان دارد بازداشت و محاکمه شود وارد خاک آمریکا شد و آن‌ها نیز فوراً و با سر و صدا و تبلیغات بسیار وی را بازداشت کردند، می‌شد این روزها را پیش بینی کرد که چگونه از او به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران بهره برداری می‌کنند.

"ضراب" در حرکتی عجیب با وجود این که اطلاع داشت در آمریکا از وی به عنوان شخصی که برای دور زدن تحریم‌های ضد ایرانی فعالیت کرده است، یاد می‌شود و یقیناً پس از ورود به خاک ایالات متحده بازداشت خواهد شد، پس از آزادی در ترکیه به آمریکا سفر می‌کند و به نوعی خود را تسلیم این کشور می‌کند که بعضی از کارشناسان این تسلیم شدن به آمریکا را از سوی " رضا ضراب " به دو دلیل دانسته‌اند که یکی فرار از ترکیه و رسوایی‌هایی بوده است که به بار آورده و دلیل دیگر نیز دور شدن از ایران است که به طور جدی قوهٔ قضائیه آن، پروندهٔ فسادهای وی و شریک و رفیقش " بابک زنجانی " را دنبال کرده و حتی برای شریکش حکم " اعدام " نیز صادر کرده است.

بعلاوه، آمریکایی‌ها نیز در معامله‌ای که یقیناً قبل از سفر " ضراب " به این کشور و بازداشتش با وی انجام داده‌اند، در ازای حفاظت از وی و اموالش در جریان رسوایی‌های اخیر ترکیه و ایران، دو هدف عمده را دنبال کرده‌اند که مهمترین آن بهره برداری از وی در جریان سیاست‌های ضد ایرانی همیشگی‌شان بوده است و در کنار آن نیز به تحت فشار قرار دادن اردوغان و دولتش در ترکیه نیز از طریق این شخص، یقیناً یکی دیگر از استفاده‌هایی بوده است که از این تاجر ایرانی – ترکی خواهند داشت.

رادیو فردا و اربابان آمریکایی‌اش تلاش می‌کنند تا از موضوع "رضا ضراب" به بهانه‌های مختلفی مانند تلاش دولتی در ایران برای پول شویی و ...، بهره برداری سیاسی کنند، اما همانطور که اشاره شد، این فرد حتی در داخل ایران نیز تحت تعقیب قضائی بوده و پرونده‌ای باز دارد که همدستانش نیز در حال محاکمه هستند!


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از آذر ماه 1396 (08 الی 16 آذر ماه 1396) پرداخته است.



یقیناً نام "رضا ضراب" تاجر ایرانی الاصل ترک تباری را که پس از سر و صداهای بسیار فساد مالی‌اش در ترکیه به آمریکا رفته و در انجا بازداشت و محاکمه گردید را به یاد دارید؛ شخصی که چه قبل از سفر به آمریکا و چه بعد از بازداشت در ایالات متحده به بهانه‌ای برای فضاسازی‌های ضد ایرانی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تبدیل شده بود.

این فضاسازی‌ها برای مدتی با بهانه‌هایی دیگر دنبال شد تا این که در این هفته بار دیگر رادیو فردا نام "رضا ضراب" را وارد عرصه خبرسازی‌های ضد ایرانی خود کرد و تلاش کرد تا از وی به طوری جدی‌تر به عنوان سند اثبات پول شویی و فساد مالی حکومت جمهوری اسلامی ایران بهره برداری کند.

رادیو فردا در گزارشی که برای طرح این موضوع منتشر کرده، این گونه نوشته است: «قاضی آمریکایی پرونده مربوط به اتهامات وارد شده علیه رضا ضراب، بازرگان ایرانی‌ترک، و شماری دیگر، در رابطه با دور زدن تحریم‌های ایران، گفته، ضراب در جلسه پیش‌روی دادگاه در روزهای آینده تحت محاکمه قرار نمی‌گیرد و بانکدار ترک، محمد هاکان آتیلا، فعلاً "تنها متهم جریان محاکمه است". قاضی ریچارد برمن، هیچ توضیحی در مورد غیبت آقای ضراب در جریان محاکمه‌ای که قرار است به‌زودی آغاز شود، نداده‌است؛ در حالی‌که این بازرگان ایرانی‌ترک در جلسه‌های پیش از محاکمه نیز شرکت نکرده بود، گمانه‌زنی‌ها در مورد دستیابی به توافق میان او و دادستانی، افزایش یافته‌است. شبکه‌های خبری ان‌بی‌سی و بلومبرگ و برخی دیگر از رسانه‌های آمریکایی در حال حاضر نیز گزارش داده‌اند که ضراب در حال همکاری با دادستان‌های پرونده است. اسم ضراب، به‌عنوان شاهد یا افراد احتمالی که از آن‌ها نام برده خواهد شد، در فهرستی قرار داشت که روز دوشنبه به هیئت منصفه ارائه شد. آقایان ضراب، آتیلا، و چند تن دیگر متهم هستند برای دورزدن تحریم‌های ایالات متحده علیه تهران، در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی، صدها میلیون دلار برای دولت ایران و نهادهای این کشور جابه‌جا کرده‌اند.»

در همان زمان که این تاجر ایرانی الاصل ترک تبار با علم بر این که امکان دارد بازداشت و محاکمه شود وارد خاک آمریکا شد و آن‌ها نیز فوراً و با سر و صدا و تبلیغات بسیار وی را بازداشت کردند، می‌شد این روزها را پیش بینی کرد که چگونه از او به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران بهره برداری می‌کنند.

"ضراب" در حرکتی عجیب با وجود این که اطلاع داشت در آمریکا از وی به عنوان شخصی که برای دور زدن تحریم‌های ضد ایرانی فعالیت کرده است، یاد می‌شود و یقیناً پس از ورود به خاک ایالات متحده بازداشت خواهد شد، پس از آزادی در ترکیه به آمریکا سفر می‌کند و به نوعی خود را تسلیم این کشور می‌کند که بعضی از کارشناسان این تسلیم شدن به آمریکا را از سوی " رضا ضراب " به دو دلیل دانسته‌اند که یکی فرار از ترکیه و رسوایی‌هایی بوده است که به بار آورده و دلیل دیگر نیز دور شدن از ایران است که به طور جدی قوهٔ قضائیه آن، پروندهٔ فسادهای وی و شریک و رفیقش " بابک زنجانی " را دنبال کرده و حتی برای شریکش حکم " اعدام " نیز صادر کرده است.

بعلاوه، آمریکایی‌ها نیز در معامله‌ای که یقیناً قبل از سفر " ضراب " به این کشور و بازداشتش با وی انجام داده‌اند، در ازای حفاظت از وی و اموالش در جریان رسوایی‌های اخیر ترکیه و ایران، دو هدف عمده را دنبال کرده‌اند که مهمترین آن بهره برداری از وی در جریان سیاست‌های ضد ایرانی همیشگی‌شان بوده است و در کنار آن نیز به تحت فشار قرار دادن اردوغان و دولتش در ترکیه نیز از طریق این شخص، یقیناً یکی دیگر از استفاده‌هایی بوده است که از این تاجر ایرانی – ترکی خواهند داشت.

رادیو فردا و اربابان آمریکایی‌اش تلاش می‌کنند تا از موضوع "رضا ضراب" به بهانه‌های مختلفی مانند تلاش دولتی در ایران برای پول شویی و ...، بهره برداری سیاسی کنند، اما همانطور که اشاره شد، این فرد حتی در داخل ایران نیز تحت تعقیب قضائی بوده و پرونده‌ای باز دارد که همدستانش نیز در حال محاکمه هستند!


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و هفتاد و پنجمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از آذر ماه 1396 (08 الی 16 آذر ماه 1396) پرداخته است.
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *