دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ تهران ۰۳:۵۳ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۷
 
سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
ساعت ۰۹:۰۲
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 148)
1396/02/16 الی 1396/02/23

یکصد و چهل و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و چهل و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
آن چه در یکصد و چهل و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز می‌خوانید، بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های رادیو فردا در سومین هفته از اردیبهشت 1396 است.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
هفته سوم از اردیبهشت 1396 با اخبار مختلفی همراه بود که هر کدام به شکلی توسط رسانه‌های ضد ایرانی مانند رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بهره برداری جهت دار قرار گرفته‌اند تا ضمن تداوم بخشی به دشمنی خود با جمهوری اسلامی، اهداف شوم اربابانشان را در منطقه و جهان پیگیری کرده و برای تحقق آن‌ها فضاسازی کنند.

در همین راستا، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که در قالب سری گزارشات "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می‌شود، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار داده و واقعیت‌ها را به مخاطبین خود منتقل نماید.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و چهل و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از اردیبهشت ماه سال 1396 (16 الی 23 اردیبهشت ماه 1396) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و چهل و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش رادیو فردا به فرمایشان رهبری معظم انقلاب در خصوص سند 2030، دفاعیات این رسانه ضد ایرانی از توهین به مدافعین حرم، تلاش برای بهره برداری سیاسی از اختلاف افکنی میان کشورهای اسلامی، توجیه رفتارهای ضد بشری آمریکا در افغانستان، دفاع از تجاوزگری اسرائیل به خاک سوریه با بهانه قرار دادن ایران، مخفی سازی نقش غرب در جنایات عربستان علیه یمن و... را مورد مشاهده نمایید.


واکنش رادیو فردا به حق گویی رهبری در قبال سند 2030

یکی از موضوعاتی که در چند وقت اخیر در محافل مختلف مورد بحث قرار گرفته است و علیرغم دفاع رسانه‌های غربی از آن، حتی رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز به آن واکنش نشان داده‌اند، موضوع تعهداتی است که دولت کشورمان در قبال سند 2030 در حوزه آموزش پذیرفته است که ما در این هفته در ادامه دفاعیات رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از این سند، شاهد واکنش آن‌ها به حق گویی های رهبری در این باره بوده‌ایم.

 رهبری ایران اسلامی مدت‌هاست که در خصوص تلاش غرب و دشمنان برای نفوذ در فرهنگ و جامعه ایرانی هشدار داده‌اند و این سند نیز یکی از ابزارهای نفوذ آن‌هاست که با ورود به حوزه آموزش از نونهالی ایرانیان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و به همین دلیل هم حساسیت بالایی را دارد، اما رادیو فردا به عنوان یکی از ابزارهای رسانه ای این جریان نفوذ، طبیعی است که همه تلاش خود را به کار گیرد تا با ایجاد تردید در این موضوع، فضا را برای بهره برداری‌های جهت دار خود مهیا سازد.

این رسانه دولتی آمریکایی در این باره با اذعان به بصیرت رسانه‌های انقلابی ایران، می‌نویسد: «انتقادها در شرایطی مطرح شده‌اند که هیئت دولت در نشست ۲۶ مرداد سال ۹۵ تصویب کرده بود که "سند آموزش ۲۰۳۰" در ایران با مدیریت وزارت آموزش و پرورش تدوین شود. بر اساس این مصوبه، قرار است "کارگروه ملی آموزش ۲۰۳۰" با مسئولیت وزارت آموزش و پرورش و با هدف "هماهنگی و ارائه راهکارهای تحقق اهداف و تعهدات برنامه آموزش ۲۰۳۰ همسو با اهداف و تعهدات برنامه اهداف توسعه پایدار" تشکیل شود. به جز وزیر آموزش و پرورش، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده و معاونان تعدادی از وزارت خانه‌های ایران از جمله وزارت علوم، کشور، و ارتباطات و فناوری اطلاعات عضو این کارگروه هستند. سعدالله نصیری قیداری، دبیر کمیسیون ملی یونسکو، نیز روز ۱۴ دی سال گذشته اعلام کرده بود که این سند پس از آماده شدن برای تبدیل شدن به قانون به مجلس ارسال خواهد شد. او تأکید کرده بود که هیچ‌کدام از بیانیه‌ها، توصیه‌ها و کنوانسیون‌های یونسکو اجباری و الزام‌آور نیست و صورت مغایرت بیانیه‌ای با "ارزش‌ها و اهداف ملی و اسناد بالادستی کشور" عدم اجرای آن به صورت رسمی اعلام می‌شود. سهراب صلاحی، در این نامه که در خبرگزاری فارس منتشر شد، پروژه آموزش "یونسکو ۲۰۳۰" را مانند منشور حقوق شهروندی "از شوخی‌های ایام انتخابات [ریاست جمهوری ۹۶]" خواند. با این همه، رئیس سازمان بسیج اساتید، مدرک و یا شواهدی درباره به گفته او "حضور جاسوسان آمریکایی" در برنامه آموزشی "یونسکو ۲۰۳۰" و همچنین "نابودی فرهنگ و تاریخ پنج هزار ساله ایران" در قالب این پروژه ارائه نکرد. پیش‌تر نیز رسانه‌های اصول گرا از جمله روزنامه کیهان و خبرگزاری تسنیم، "سند ملی آموزش ۲۰۳۰" را پروژه‌ای برای "نفوذ آموزشی" در ایران خوانده بودند. روزنامه کیهان روز ۱۱ دی سال گذشته در یادداشتی ابراز نگرانی کرده بود که به دلیل "محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند ۲۰۳۰ یونسکو" همکاری ایران با این نهاد زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی شود.»

اما همه این مطالب در واکنش به این سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح شده‌اند که در یکی از دیدارهای خود می‌فرمایند: «این سند و امثال آن، مواردی نیستند که جمهوری اسلامی ایران تسلیم آن‌ها شود، و امضای این سند و اجرای بی سر و صدای آن قطعاً مجاز نیست و به دستگاه‌های مسئول نیز اعلام شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: به چه مناسبت یک مجموعه به اصطلاح بین المللی که تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ نیز قرار دارد، به خود حق می‌دهد که برای ملت‌هایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن گوناگون، تکلیف معین کند.
ایشان با تأکید بر اینکه اصل این کار غلط است، خاطرنشان کردند: اگر چنانچه با اصل کار نمی‌توانید مخالفت کنید، صراحتاً اعلام کنید که جمهوری اسلامی ایران در زمینه آموزش و پرورش، دارای اسناد بالادستی است و احتیاجی به این سند ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی با گلایه از شواریعالی انقلاب فرهنگی گفتند: این شورا باید مراقبت می‌کرد و نباید اجازه می‌داد که کار تا جایی پیش برود که اکنون ما مجبور به جلوگیری از آن شویم.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اینجا جمهوری اسلامی ایران است و در این کشور مبنا اسلام و قرآن است. اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوب و ویرانگر و فاسد غربی بتواند اعمال نفوذ کند. در نظام جمهوری اسلامی پذیرش چنین سندی، معنا ندارد.»

آن چه در ادامه می‌خوانید یادداشتی به قلم محمدحسین محترم است که در روزنامه کیهان منتشر شده و رادیو فردا هم به آن اشاره ای سطحی داشت اما به طور کامل در ادامه می‌آید تا بیش از پیش واقعیت‌ها را نشان دهد:

1- در دو هفته گذشته سند ملی آموزش 2030 ایران رونمایی و موجب نگرانی جامعه علمی - آموزشی کشور شد. اولاً سؤال این است چرا سند به این مهمی بدون هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی قبلی و حتی بدون حضور نهادهای تصمیم‌گیر، سیاست‌گذار و قانون‌گذار از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و چهره‌های علمی کشور و خبرنگاران رونمایی شد و جزئیات آن منتشر نشده است؟ ثانیاً وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفته کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) در ایران در چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 و مطابق با آخرین مصوبات و دستورات بین‌المللی اقدام به تدوین سند ملی آموزش ملی 2030 ایران کرده است. سؤال اول: چرا چنین سندی در سکوت کامل و بدون نظرخواهی از کارشناسان تدوین شده و در معرض نقد و بررسی عالمانه جامعه علمی - آموزشی کشور قرار نگرفته است؟ سؤال دوم: آیا چنین سندی باید در مراجع قانونی صاحب صلاحیت کشور مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و براساس معیارهای تربیتی و سبک زندگی ایرانی- اسلامی تدوین و به تصویب برسد یا از سوی یونسکو و با همکاری بانک جهانی و براساس معیارهای لیبرالی و سرمایه‌داری دیکته شود؟ سؤال سوم: وجاهت قانونی و صلاحیت علمی - آموزشی کمیسیون یونسکو چیست که تدوین سند ملی آموزشی کشور به دست آن سپرده شده است؟ ثالثاً وزیرعلوم گفته اهداف آموزش سند 2030 در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علم و فناوری کشور و برنامه توسعه ششم گنجانده شده است. سؤال: چرا قبل از اینکه این سند به تصویب مراجع قانونی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی برسد، دولت آن را به اجرا گذاشته؟ آیا نمایندگان مجلس که اکنون مشغول بررسی و تصویب برنامه ششم هستند، به این امر واقف‌اند؟ رابعاً از سال 94 دولت تعهد کرده سند 2030 یونسکو و شاخص‌های 18 گانه آن را اجرا و مطالبات آموزشی سازمان ملل را وارد کتب درسی و آموزشی کشور کند. وزیر علوم گفته ایران موظف است گزارش پیشرفت کار را سالانه به مراجع بین‌المللی ارائه دهد. سؤال: چرا دولت بدون مصوبه مجلس شورای اسلامی و تائید شورای محترم نگهبان، در پاریس مقر یونسکو متعهد به اجرای آن شده است؟ مگر براساس اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی هرگونه ایجاد تعهد برای کشور در مجامع بین‌المللی نیاز به تصویب مجلس شورای اسلامی ندارد؟ و آیا اگر این تعهد موجب سلطه بیگانه شود براساس اصل 153 ممنوع نمی‌باشد؟ آیا سند 2030 موجب سلطه فرهنگی بر کشور نمی‌شود و با قاعده حقوقی و فقهی نفی سبیل در تضاد نیست؟ خامساً این سند و توافق با یونسکو که قرار است مبنای تعلیم و تربیت تمام دوران تحصیل دانش‌آموزان و دانشجویان کشور قرار گیرد، کجای نقشه جامع علمی کشور قرار دارد؟ قطعاً چنین سندی اهداف نفوذی دارد و آسیب جدی متوجه نظام تعلیم و تربیت می‌کند. سادساً وزیر علوم تصریح کرده تهیه سند ملی آموزش 2030 یک حرکت هوشمندانه است. با توجه به سؤالات بی‌پاسخ فوق، راز محرمانه تدوین و تصویب و اجرا کردن و دادن تعهد بین‌المللی این سند و رونمایی آن چیست و چه جریان و افرادی پشت پرده این حرکت هوشمندانه! قرار دارند؟

2- سازمان ملل ابزاری برای پیشبرد اهداف نظام سلطه جهانی و مبنای یونسکو تفکر لیبرالِ غرب می‌باشد و با تفکر اسلامی در تضاد است. همچنین با استناد به سند منتشر شده از سوی پنتاگون، یونسکو طبق دکترین امنیت ملی آمریکا جزو بازوهای اجرای سیاست‌های آمریکا در سایر کشورها به شمار می‌رود و دستورالعمل‌های اصلی خود را از این مرکز دریافت می‌کند، که تازه‌ترین مورد آن سال ۲۰۱۱ توسط اوباما رئیس‌جمهور آمریکا ابلاغ و در سال 2015 با حضور و سخنرانی میشل اوباما همسر رئیس‌جمهور آمریکا در کنفرانس بین‌المللی «نوآوری در آموزش» تحت عنوان «سرمایه‌گذاری برای توسعه» در دوحه پایتخت قطر به‌روزرسانی و براساس آن سند 2030 در همان سال - 13 آبان 94 - در مقر یونسکو در پاریس با حضور وزرای آموزش و پرورش کشورهای عضو از جمله ایران تصویب شد. اوباما خرداد 93 در دانشکده نظامی وست پوینت نیویورک تاکید کرده بود «نهادهای بین‌المللی از سازمان ملل گرفته تا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی را آمریکا شکل داده و این نهادها تقویت‌کننده نیرو و توان آمریکا و بخشی از رهبری آمریکا هستند.» نکته جالب اینجاست که سیاست‌های دکترین امنیت ملی آمریکا با کمک دستگاه‌ها و بودجه‌های دولتی در کشور اجرا می‌شود!

3- براساس چه معیار عقلی و منطقی چنین اعتمادی از سوی مسئولان کشور به یک نهاد بین‌المللی شده که سوابق آن مشخص است؟ باید گفت این اعتماد از جنس همان اعتمادی است که استراتژیست‌های جریان لیبرال، مذاکرات هسته‌ای را طراحی و به دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل کردند که اکنون وزیر امور خارجه مجبور به اعتراف به اشتباه بودن آن شد.

4- متاسفانه علی‌رغم ادعای دفاع از حقوق شهروندی و رونمایی از سند آن، محرمانه‌سازی بسیاری از مسائل برای مردم و دور زدن نهادهای قانونی کشور و دادن تعهدات بین‌المللی مغایر با قوانین و ارزش‌های کشور جزو اتفاقاتی است که طی سال‌های گذشته شاهد آن بودیم، در حالی‌که دانستن حق مردم است. حق جامعه است بداند سند 2030 متضمن منافعی برای کشور است یا موجب تعارضات بین نسلی و انحراف نسل آینده کشور می‌شود و هویت ایرانی - اسلامی را هدف قرار داده است؟ قطعاً این اقدامات ناشی از حساسیت و نگرانی از واکنش جامعه به ویژه جامعه علمی- آموزشی کشور بوده و به همین دلیل جریان پشت‌پرده آن تلاش دارد مسائل در سکوت برگزار شود.

5- در سند 2030 در ظاهر عبارت خوبی مانند آموزش و توسعه پایدار به کار برده شده، اما آنچه که از نتیجه عملی آن به دست می‌آید تغییر باورهای مردم و هماهنگ کردن نسل آینده با سیاست‌های نظام سلطه سرمایه‌داری تحت عنوان نظم جهانی است. همان‌گونه که در دیگر اسناد بین‌المللی سخن از صلح جهانی گفته شده اما نتیجه آن اسناد، جنگ و خونریزی و خشونت در اقصی نقاط جهان است.

6- از دلایل توجیهی این سند استقاده از توانمندی‌های بین‌المللی بیان شده، در حالی که حقیقت امر این است که در پس قول و قرارهای داده شده، باید داده‌های اطلاعاتی آموزشی و پرورشی کشور را در اختیار خارجی‌ها بگذاریم، چنان که وزیر علوم تصریح کرده سالانه باید این اطلاعات ارسال شود و نگرانی این است که این اطلاعات در اختیار نهادهای جاسوسی دنیا و به‌ویژه سیا و موساد قرار گیرد!، آن‌گونه که قبلاً رخ داده است.

 7- با توجه به محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند 2030، نگرانی مهم‌تر این است که دادن این‌گونه تعهدات بین‌المللی بدون تصویب در مراکز تصمیم‌گیری و قانونگذاری کشور، خود زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ملت ایران به بهانه‌های حقوق بشری خواهد شد و بر مبنای همین تعهدات عده‌ای وطن‌فروش اقدام به نوشتن نامه به رئیس‌جمهور آمریکا می‌کنند و از او می‌خواهند تحریم‌ها را علیه ملت ایران تشدید کنند، همانند آنچه که طراحان و حامیان و سران فتنه 88 در آن سال در نامه به اوباما و در چند هفته اخیر با نامه نوشتن به ترامپ انجام دادند.

8- خصوصی‌سازی مدارس را نیز باید در جهت اجرای همین سند 2030 ارزیابی کرد. رئیس‌جمهور سال 94 در آیین نکوداشت مقام معلم تاکید می‌کند «آموزش و پرورش باید به تدریج و گام به گام از حالت دولتی بودن خارج شود». در حالی که خصوصی‌سازی آموزشی و سلب اختیار از دولت‌ها و حاکمیت کشورها که توسط میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکایی پیشنهاد شده، مهم‌ترین ویژگی سند آموزشی 2030 دیکته شده از سوی یونسکو و در راستای اهداف نظام سرمایه‌داری جهانی است و مهم‌ترین دستاورد آن نفوذ جریان‌ها و منابع روشنفکری و سکولار در فضای آموزشی و تربیتی کشور بر مبنای آموزه‌های غربی است. این هدف آشکارا در کتابچه‌های راهنمای یونسکو با عنوان «آموزش همگانی جهانی» به چشم می‌خورد. به همین دلیل است که برخی تئوریسین‌های دولت یازدهم علناً اعلام می‌کنند «دوره آموزش و پرورش ایدئولوژیک به پایان رسیده است.»!

9- جریان پشت این تفکر برای فراهم کردن اجرای این «سند نفوذ آموزشی» ابتدا نشستی در تیر 93 با حضور مشهورترین چهره‌های اقتصاد سرمایه‌داری داخلی و خارجی در دانشگاه شریف و دومین همایش را تحت عنوان «کنفرانس توسعه عدالت آموزشی» با حضور برخی مسئولان اجرایی کشور برگزار کرد.

10- نکته فاجعه‌بار اینجاست که تاکنون اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی واکنشی به تدوین و اجرای غیرقانونی سند 2030 از خود نشان نداده‌اند و بی‌توجهی به این سند مهم آموزشی کشور زمانی قابل درک می‌شود که رئیس فرهنگستان علوم پزشکی ۸ آذر ۹۴ در مصاحبه‌ای در خصوص سند بین‌المللی «آمایش آموزش عالی در عرصه سلامت» تاکید می‌کند «در مکاتبه و گفت‌وگو درباره فاجعه‌برانگیز بودن آن، با شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاون آموزشی وزارتخانه مربوطه و رؤسای کمیسیون‌های فرهنگی و آموزش عالی مجلس، همه گفتند ما نفهمیدیم چی بود و تصویب شد!!!»

11- درحالی دولت اصرار دارد طرح‌های غیربومی و خلاف قانون یونسکو را به جای طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش که یک طرح بومی و مصوب است، به اجرا گذارد تا زمینه هضم هویت ملی - اسلامی و نسل آینده کشور در پروژه جهانی شدن فراهم شود، که رهبر معظم انقلاب تاکید دارند «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بین‌المللی» مواجه هستیم که برای نسل جوان ملت‌ها به ویژه ملت ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی‌ها کاری غلط است. آموزش و پرورش در قانون اساسی، مسئله‌ای «حاکمیتی» است و دولت باید نقش‌آفرینی کند». (12 اردیبهشت 95).


دفاع از توهین به مدافعان حرم در رادیو فردا

نام مدافعین حرم یادآور مانعی جدی در مسیر سیاست‌های شیطانی غرب در منطقه است؛ سیاست‌هایی که جز خشونت و خونریزی هیچ دستآوردی برای مردم این منطقه نداشته است و طبیعی است که گروه‌هایی که دستشان از اهدافشان کوتاه مانده است، نباید دل خوشی از این شهادت طلبان از جان گذشته داشته باشند و به هر بهانه ای عقده‌های خود را علیه ان ها ابراز کنند.

در این هفته شاهد توهین‌های "کرباسچی" به این مدافعان حرم بوده‌ایم که دستآویز ابزارهای رسانه ای غربی شد تا آن‌ها هم به این توهین‌ها دامن بزنند و خشمشان را از این انسان‌های حقیقی نشان دهند، اما در این بین رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا تلاش کرده است تا با دفاع از عامل این توهین واقعیت‌های خود را مطرح کند.

رادیو فردا توهین "کرباسچی" به مدافعان حرم را در حد انتقاد از سیاست‌های منطقه ای ایران پایین می‌آورد و می‌نویسد: «چند روز پس از این که غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه را زیر سؤال برد، دادگستری استان اصفهان در این ارتباط از تشکیل پرونده برای او خبر داد. دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی که از احزاب اصلاح‌طلب محسوب می‌شود، در روزهای اخیر در سخنرانی خود در کمپین تبلیغاتی حسن روحانی در اصفهان از این‌که به گفته او "دستگاه‌های بی‌حساب و کتاب"، "به اسم دفاع از حرم" درگیر جنگ در عراق و سوریه شده‌اند انتقاد کرد و این سؤال را مطرح کرد که آیا "غیرت دینی این است؟" آقای کرباسچی افزود: "ما هم دلمان می‌خواهد که در سوریه و لبنان و یمن و … صلح برقرار بشود، دفاع از مظلوم بشود، شیعیان آنجا تقویت بشوند، ولی آیا این کار فقط با پول دادن و اسلحه خریدن و کشتن و زدن و این‌ها درست می‌شود؟" شهردار اسبق تهران همچنین گفت که "بگذارید از توان دیپلماسی برای حل مسائل منطقه استفاده کنیم".»
 
پیش از این کرباسچی با سخنان شاذ خود پیرامون مسائل داخلی و خارجی توانسته است توجه رسان ههای معاند جمهوری اسلامی را جلب کند. مسائل در واکنش به این سخنان، روز سه‌شنبه، ۱۲ اردیبهشت، خبر رسید که دادگستری استان اصفهان برای غلامحسین کرباسچی به دلیل «توهین به شهدای مدافع حرم» پرونده‌ای تشکیل داده است.
 
شایان ذکر است که کرباسچی پیش از این به علت فساد مالی در زمان مدیریت شهرداری تهران مجرم شناخته شده است. احمد خسروی وفا، رئیس کل دادگستری استان اصفهان، در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان، متعلق به قوه قضائیه ایران، گفت: «نسبت به اظهارات این فرد که جنبه جزایی داشته اعلام جرم و پرونده تشکیل شده است، و این فرد به دادسرای اصفهان احضار خواهد شد.»
 
احتمالاً کرباسچی و رادیو فردا که از او دفاع می‌کند مدعی هستند که می‌توان با تروریست‌های سوری از در مذاکره و معامله سخن گفت! به گفته آقای قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه: «زمانی که صحبت از تروریسم کور است که جان انسان‌ها برای آن‌ها مطرح نیست، فکر کنم زبان زور، پاسخگوی اقدامات ناجوانمردانه آن‌ها باشد. دیپلماسی در برابر تروریست‌ها بحث درستی نیست و حداقل قابل بحث است.»


دشمنی ریشه ای رادیو فردا با ایران و اسلام

نقش جمهوری اسلامی ایران در احیای اسلامی حقیقی نه تنها در منطقه بلکه در سراسر جهان به طور قطع باعث قطع دست آمریکا و همراهانش از منافعی بوده که پیش‌تر به آن دست رسی داشته‌اند و همین امر هم باعث شده است که سال‌های سال با همه توانشان در مقابله ریشه ای با ایران اسلامی و اسلام حقیقی تلاش کنند که یکی از این روش‌ها همراهی با مسلمانان دروغی و وهابی آل سعود است که با افراط دنیا را در آتش خشونت فرو برده‌اند.

رسانه صهیونیستی آمریکایی رادیو فردا در این هفته گزارشی را منتشر کرده است که طی آن آمده است: «محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد و وزیر دفاع عربستان، گفته است، ایران در صدد تسلط بر کشورهای مسلمان است و به همین دلیل امکان مذاکره با این کشور وجود ندارد. محمد بن سلمان در یک گفت وگوی تلویزیونی با شبکه "ام بی‌سی" در روز سه شنبه اظهار داشت: ما چطور می‌توانیم با یک رژیم کنار بیائیم که دارای ایدئولوژی افراطی است و عمیقاً به دنبال تسلط برجهان اسلام و گسترش شیعه است. منطق مقام‌های ایرانی در این سیاست، ایجاد زمینه‌ای مساعد برای ظهور مهدی منتظر است. وزیر دفاع عربستان در ادامه این مصاحبه تصریح کرده است که کشورش قادر است در یک عملیات سریع نیروهای شیعه حوثی مورد حمایت ایران را ریشه‌کن کنند، اما تلفات چنین عملیاتی برای هردو طرف بالا خواهد بود. در جنگ در یمن نیز ایران از شبه نظامیان حوثی حمایت می‌کند و در مقابل عربستان و ائتلاف کشورهای عرب از حکومت عبدربه منصورهادی پشتیبانی می‌کنند. این در حالی است که ایران در جنگ داخلی سوریه از حکومت بشار اسد حمایت می‌کند و در مقابل عربستان و کشورهای عرب از مخالفان حکومت سوریه حمایت می‌کنند.»

و همانطور که در اظهارات این مقام سعودی مشخص است، می‌بینید که مشکل غرب و وهابیون عرب، فقط جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه آن‌ها به اسلام راستین و تشیع مشکل دارند.
 
مقابله آمریکا و ایران که با پیروزی انقلاب آغاز گردید، در ابتدا به‌صورت گزینه‌های نظامی و حمایت از کودتاهای داخلی مطرح بود که پس از ناکامی‌های مکرر، استفاده از گزینه‌های «جنگ روانی» و «عملیات نفوذ استراتژیک» پیش‌روی آنان قرار گرفت. القای هراس از ایران یا همان استراتژی «ایران‌هراسی» از سال‌های ابتدایی وقوع انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان یک پروژه به اشکال مختلف موردتوجه قرار گرفت و ابزارهای رسانه‌ای و حتی آکادمیک را به استخدام خود درآورد. این پروژه که برنامهٔ راهبردی ایالات‌متحده و هم‌پیمانان آن را تشکیل می‌دهد، ابعاد گوناگونی دارد و هدف اصلی آن در مرتبهٔ اول، کشورهای همسایهٔ ایران و در مرتبهٔ دوم تمام دنیاست.
 
بعلاوه کاملاً از این گزارش مشخص است که کاخ سفید و رسانه تحت امرشان، در پشت پرده این گونه مطالب فقط مقابله با ایران و حتی دشمنی با شیعه را در دستور کار ندارند، بلکه هدف دیگری را که ایجاد تفرقه و دو دستگی در بین کشورهای اسلامی منطقه است هم برایشان قابل اهمیت بوده و به همین دلیل مدام تلاش می‌کنند که چه با رایزنی‌های سیاسی و چه با فضاسازی‌های رسانه ای، میان کشورهایی منطقه خاورمیانه فاصله بیاندازند و با گِل آلود کردن آب، فرصت را برای ماهیگیری خود فراهم آورند.


تلاش برای توجیه سیاست‌های آمریکا، اینبار در افغانستان!

از روزهایی که اسناد مختلفی مانند افشاگری‌های ادوارد اسنودن، کارمند اسبق سازمان اطلاعات آمریکا و اعترافات هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه اسبق ایالات متحده در کتاب خاطراتش واقعیت‌های پشت پرده گروه تروریستی داعش را برملا ساخته است، زمان زیادی می‌گذرد.

رویدادهای تلخ مختلفی که در منطقه و در جریان مقابله با تروریست‌ها در عراق و سوریه به وقوع پیوست و واقعیت‌های غیر قابل انکار بسیاری همچون نقش آمریکا در تجهیز تروریست‌ها به تسلیحات شیمیایی، نقش آن‌ها در فروش نفت قاچاق شده توسط داعش، حمایت مالی و سیاسی رسمی از تروریست‌ها توسط کاخ سفید، انتقال محموله‌های کمکی از طریق هوا به مناطق تحت تصرف داعش و بمباران نیروهای مردمی عراقی که با تروریست‌ها مقابله می‌کنند و ...، همگی نشان گر سایه شوم این شیطان بزرگ در این ماجرای خونین است.

اما با همه این وجود، رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا همواره در تلاش بوده است تا از هر فرصتی برای پاک کردن آثار خون مردم بی گناه منطقه از دستان شیطانی آمریکا استفاده کند و با تغییر یک حقیقتی غیر قابل انکار، ایالات متحده را نه تنها از دوستی و فرماندهی داعش مبرا سازد، بلکه در مقابل و دشمن آن‌ها معرفی کند که به همین دلیل بارها شاهد گزارشاتی در همین راستا و در خصوص تحولات عراق و سوریه بوده‌ایم.

اما این بار و در این هفته، رادیو فردا به دنبال اثبات نقش ضد داعشی آمریکا در افغانستان گام برداشته است؛ جایی که این بار با انتشار گزارشی به نقل از مقام‌های ایالات متحده و افغانستان تائید کرده است که «عبدالحسیب، رهبر گروه موسوم به "حکومت اسلامی" در افغانستان، در جریان عملیات مشترک سربازان دو کشور، کشته شده است. عبدالحسیب، سال گذشته و پس از کشته‌شدن حافظ سعید، رهبر پیشین داعش در افغانستان و پاکستان، فرماندهی این گروه افراطی را در دست گرفته بود. حافظ سعید در پی حمله هواپیمای بدون سرنشین ایالات متحده، در تابستان گذشته، در ولایت ننگرهار افغانستان کشته شده بود. رهبر تازه گروه داعش نیز ماه گذشته میلادی در همین ولایت هدف یورش نیروهای ویژه افغانستان و ایالات متحده قرار گرفت. در بیانیه مشترک نیروهای مسلح آمریکا و افغانستان گفته شده ۵۰ تن از نیروهای ویژه ایالات متحده و ۴۰ نفر از کماندوهای افغانستان به محل حضور عبدالحسیب حمله کرده‌اند. در بخشی از این بیانیه آمده است "چند دقیقه پس از فرود، نیروهای مشترک از چند سو، از سنگرهایی که به‌خوبی آماده‌شده بودند، با آتش شدیدی روبه‌رو شدند… در هر حال نیروهای ما موفق شدند دشمن را محاصره کرده و شماری از اعضای ارشد داعش و تا ۳۵ تن از نفرات این گروه را از پا درآورند". محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهوری افغانستان، نیز کشته شدن عبدالحسیب را تأیید کرده است. نیروهای آمریکایی چندی است در منطقه ننگرهار درگیر نبرد با نفرات و اعضای گروه موسوم به حکومت اسلامی هستند. ولایت ننگرهار به مرکز عمده حضور داعش و تحرکات آن علیه نیروهای دولتی تبدیل شده است. در فروردین ماه گذشته در همین ولایت بود که ایالات متحده از بزرگ‌ترین بمب غیراتمی جهان، برای بمباران مناطقی تحت کنترل "حکومت اسلامی" استفاده کرد. حملاتی که بیش از ۹۰ کشته برجای گذاشت و آمریکا می‌گوید در حمایت از نیروهای امنیت ملی افغانستان صورت گرفته است.»

جالب اینجاست که رادیو فردا در این گزارش، همانند گزارش‌های هم مسیر قبلی چه در خصوص سوریه و عراق و چه در رابطه با افغانستان، فقط به چهره سازی برای آمریکا و سیاست‌هایش بسنده نمی‌کند و اینبار تلاش می‌کند تا عربستان سعودی را هم به گروه دشمنان داعش! وارد سازد؛ جایی که می‌آورد: «به گزارش خبرگزاری رویترز او در عربستان سعودی نیز تحت تعقیب بود و سال گذشته شورای امنیت سازمان ملل و وزارت خزانه‌داری آمریکا، او را در فهرست "تروریست‌ها" قرار دادند.»

اما ظاهراً یادشان رفته است که مردم با دسترسی به اطلاعات بسیاری که این روزها در فضای مجازی کاملاً قابل لمس است، واقعیت‌ها را درک می‌کنند و این گونه دروغ‌های شاخ دار را نمی‌پذیرند؛ امروز در ایران آیا کسی هست که از نقش آل سعود در هر گونه حرکت تروریستی در جهان بی خبر باشد یا در آن ابهامی برایش وجود داشته باشد؟!


توجیه تجاوزگری اسرائیل با دلیل ترس از ایران!

ایالات متحده آمریکا و رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به عنوان ابزار رسانه ای کاخ سفید، از آن سوی دنیا همواره در خصوص کمک‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران به مردم سوریه و عراق که با اطلاع و درخواست دولت‌های مشروع و قانونی این کشورها صورت گرفته است، معترض بوده‌اند و کشورمان را به مداخله در امور داخلی سایر کشورهای منطقه متهم کرده‌اند و همه واقعیت‌ها در این باره که اصلی‌ترین آن مبارزه با تروریست است را انکار می‌کنند.

با علم بر این پیشفرض، اتفاقاتی می‌افتد که بیش از پیش جهت دار بودن فعالیت‌های دولت‌های غربی و رسانه‌هایی همچون رادیو فردا را نشان می‌دهد؛ تجاوز غیر قانونی و غیر قابل توجیه رژیم اشغالگر صهیونیستی به خاک سوریه، و سکوت جوامع بین المللی و غربی در مورد این تجاوز، حقیقتی تلخ را در جهان نشان می‌دهد که بر اساس آن معنای تازه ای از مداخله و تجاوز را می‌توان دریافت کرد.

اما جالب این جاست که رادیو فردا نه تنها به عدم واکنش مجامع بین المللی، دولت‌های غربی و حتی خودش به این تجاوز اسرائیل نمی‌پردازد، بلکه حتی واکنش مقامات جمهوری اسلامی به این موضوع را هم به طور جهت داری مورد انعکاس قرار داده و می‌نویسد: «سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، حمله اخیر اسرائیل به خاک سوریه را محکوم کرده و آن را مغایر با "همه قوانین و موازین بین‌المللی" خواند. به گزارش روز شنبه، ۹ اردیبهشت، در خبرگزاری‌های ایران، بهرام قاسمی، سخنگوی این وزارتخانه، این اظهارات را پس از انتشار گزارش‌هایی از حمله روز پنج‌شنبه هفته گذشته اسرائیل به "انبارهای سلاح تازه رسیده از ایران" در فرودگاه بین‌المللی دمشق بیان کرد. آقای قاسمی بدون این که به این موضوع اشاره کند، افزود که حملات اسرائیل به سوریه "در راستای تضعیف دولت قانونی سوریه و نقض آشکار حاکمیت و تمامیت ارضی یک کشور مستقل عضو سازمان ملل متحد" انجام می‌شود. جمهوری اسلامی که همراه با روسیه از دولت بشار اسد در سوریه حمایت می‌کند، دخالت سایر کشورها جز تهران و مسکو در این کشور را محکوم می‌کند. مقام‌های ایران، حضور خود در سوریه را به خواست دولت مستقر این کشور و "قانونی" عنوان می‌کنند. این در حالی است که تل‌آویو به تازگی اعلام کرد که جنگ در سوریه خطر تثبیت حضور نظامی ایران در مرز سوریه با اسرائیل را افزایش داده است. آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل در روزهای گذشته در دیدار با وزیران خارجه و دفاع روسیه، در حاشیه کنفرانس امنیتی مسکو گفت که "اسرائیل اجازه استقرار نیروهای ایران و حزب‌الله در بلندی‌های جولان را نخواهد داد." به گفته آقای لیبرمن، ایران سوریه را به "دالانی برای انتقال جنگ‌افزار برای حزب‌الله مبدل کرده است". رسانه‌های اسرائیل نیز از ارائه طرحی پنج ماده‌ای برای "اخراج ایران از سوریه" از سوی ییسرائل کاتز، وزیر اطلاعات اسرائیل در سفر به آمریکا خبر داده‌اند. روز جمعه نیز کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با صدور بیانیه‌ای نسبت به آن چه "دخالت" ایران در امور منطقه و مسائل داخلی کشورهای آن نامیده شد، هشدار دادند. این کشورها معتقدند ایران در امور بحرین و یمن دخالت می‌کند، اما ایران می‌گوید تنها به حمایت معنوی از شیعیان این دو کشور و منطقه می‌پردازد.»

اما همانطور که اشاره شد، اعتراض به حضور ایران در سوریه در شرایطی صورت می‌گیرد که تمام فعالیت‌هایی که برای مقابله با تروریست‌ها و حمایت از مردم این کشور صورت می‌گیرد، همگی با اطلاع قبلی کامل دولت سوریه و در پاسخی به درخواست خود آن‌ها صورت گرفته است، اما تجاوز هوایی اسرائیل به سوریه که به جان باختن عده ای از غیرنظامیان این کشور و ویرانی زیرساخت‌های آن‌ها انجامیده است، نه تنها در مقابله با تروریست نبوده، بلکه باعث تقویت آن‌ها هم می‌شود و اسرائیل بدون هیچ مجوزی به خود اجازه تجاوزگری می‌دهد.

در همکاری ایران با دولت‌های سوریه و عراق، این تروریست‌ها هستند که به هلاکت می‌رسند، اما هدف تجاوز اسرائیل به خاک سوریه مردم این کشور و زیرساخت‌های آن‌هاست.

ایران خود سال‌هاست که قربانی تروریسم است که در این جنگ همه جانبه علیه آن‌ها حضور دارد، اما اسرائیل خود عامل جنایت در منطقه است و با این تجاوزگری‌ها همچنان به جنایت ادامه می‌دهد.

آیا اگر هدف اسرائیل از تجاوز به سوریه مقابله با تروریست بود، مجروحان ان ها را در بیمارستان‌های صحرایی مجهز خود مداوا می‌کرد و نخست وزیرشان به ملاقاتشان می‌رفت!


از اعتراض تا حمایت؛ رفتار دوگانه غرب در مقابل عربستان

یکی از موضوعاتی که در این هفته‌های اخیر بارها مشاهده شده است، واکنش متناقض با رفتار غربی‌ها در قبال تجاوز و جنگ طلبی عربستان سعودی در یمن است که از طرفی با کمک‌های تسلیحاتی خود ضمن مهیا کردن آتش این جنگ به کسب درآمد می‌پردازند و از طرفی با واکنش‌های سیاسی خود را حامی حقوق بشر و خواهان پایان یافتن تجاوز به یمن نشان می‌دهند.
رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته به بازتاب یکی از این واکنش‌ها که از سوی مقامات آلمان مطرح شده است، پرداخته و می‌نویسد: «آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، خواستار پایان حملات هوایی عربستان سعودی به یمن شد. به گزارش خبرگزاری آلمان، خانم مرکل این درخواست را روز یکشنبه (۱۰ اردیبهشت) در جریان دیدار خود با مقامات سعودی در شهر جده در عربستان بیان کرد. وی افزود که اعتقادی به وجود راه‌حل نظامی برای حل درگیری‌ها در یمن ندارد و از تلاش‌های سازمان ملل برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک برای پایان بحران در این کشور حمایت می‌کند. عربستان سعودی بیش از دو سال است که عملیات هوایی علیه شورشیان مورد حمایت ایران در یمن را رهبری می‌کند. صدراعظم آلمان همچنین پس از دیدار با ملک سلمان، پادشاه عربستان در جده، از پیشرفت روابط نظامی میان برلین و ریاض خبر داد. وی با این حال از وضعیت حقوق بشر در عربستان سعودی نیز انتقاد کرد. افکار عمومی در آلمان بر روی فروش جنگ‌افزار به کشورهایی که دارای سابقه نقض حقوق بشر هستند، حساس است و خانم مرکل در این زمینه تحت فشار قرار دارد. دولت آلمان در سال ۲۰۱۵ میلادی، ۱۷ مجوز شخصی برای صادرات سلاح به عربستان صادر کرد که رقم آن معادل ۲۳٫۸ میلیون یورو بود. خانم مرکل پس از دیدار یک‌روزه خود از عربستان، قرار است امروز به امارات متحده عربی سفر کند. بعد از عربستان سعودی، امارات دومین شریک تجاری مهم آلمان در منطقه خلیج فارس است. صدراعظم آلمان پس از مقام‌های اماراتی، قرار است با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه دیدار داشته باشد. این دیدارها در راستای اجلاس آتی گروه ۲۰ که در تابستان سال جاری در هامبورگ آلمان برگزار می‌شود، صورت می‌گیرد. روسیه و عربستان هر دو از کشورهای عضو گروه ۲۰ هستند.»
 
اما همانطور که دیدید مقامات آلمانی در حالی تلاش می‌کنند که با این اظهارات این نخستین بار نیست که کشورهای همیشه حامی عربستان به او تذکر داده‌اند. پیش از این نیز در پی بمباران نظامیان سمنی واقع در بیمارستان، مورد بازخواست افکار عمومی قرار گرفت. بااین وصف عربستان همچنان به موضع خونریزانه خود در منطقه پایبند است. خانم مرکل در این سفر قراردادی را با مقام‌های سعودی به امضا رساند که بر اساس آن امکان آموزش نیروهای نظامی عربستان در خاک آلمان وجود خواهد داشت. در این سفر همچنین قراردادهایی مبنی بر همکاری نیروهای پلیس و آموزش پلیس‌های زن حافظ مرزهای عربستان از سوی پلیس آلمان به امضا رسیده است. هفته‌نامه آلمانی اشپیگل نیز نوشته که عربستان سعودی اعلام کرده قصد خرید تسلیحات نظامی بیشتری از آلمان را ندارد.

کریستف هورستل، عضو ارشد حزب مرکز آلمان و فعال ضدجنگ که چندی پیش به همراه دیگر افراد صلح طلب جهانی با کشتی نجات از ایران به یمن سفر کرده بود، در این باره به صراحت می‌گوید: "دولت آلمان برخلاف موازین حقوقی و قانونی، 30 میلیون دلار سلاح و تجهیزات نظامی به عربستان فروخته است و این اقدام برخلاف مبانی قانونی آلمان که تصریح می‌کند فروش سلاح به کشورهای در حال جنگ ممنوعیت دارد، است؛ متاسفانه باید بگویم فروش سلاح از سوی آلمان به عربستان مصداق بارز ناکارآمد بودن نظام حقوقی آلمان است. به عنوان یک آلمانی، متأسف هستم که امروز مردم و کودکان یمن با سلاح‌های آلمانی کشته و مجروح می‌شوند؛ عربستان امروز دقیقاً با سلاح‌های آلمانی به جان مردم یمن افتاده است. »
 

آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و چهل و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از اردیبهشت ماه 1396 (16 الی 23 اردیبهشت ماه 1396) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *