جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ تهران ۱۷:۳۹ - ۲۶ مه ۲۰۱۷
 
دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵
ساعت ۰۷:۴۵
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 138)
1395/12/01 الی 1395/12/07

یکصد و سی و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و سی و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و سی و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز با عنان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" تلاش کرده است تا بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا را در بازه زمانی نخستین هفته از اسفند ماه 1395، به طوری خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
        
نخستین هفته از آخرین ماه سال 1395 نیز پشت سر گذاشته شد و رویدادهای مختلف آن همانند همیشه بهانه‌هایی بود تا ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بهره برداری از آن‌ها، دشمنی دیرینه و همیشگی خود در مرحله اول با حقیقت و در مرحله دوم با نظام جمهوری اسلامی ایران را ابراز نمایند.

در همین رابطه، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی، در قالب سری گزارشاتی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش کرده است تا به طور خلاصه، بخشی از برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه فارسی زبان را در بازه‌های زمانی هفت روزه، مورد بررسی قرار داده و واقعیت‌های موضوعات مطرح شده را به مخاطبین خود منتقل نماید.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از اسفند ماه سال 1395 (01 الی 07 اسفند ماه 1395) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش‌های رادیو فردا برای بهره برداری از زمستان سخت در ایران، اداره سیاه نمایی علیه وضعیت حقوق بشر در کشور از دید بین الملل، اختلاف افکنی میان ملت ایران با چاشتی شایعه، دلسوزی‌های متناقض رادیو فردا برای جامعه زنان ایرانی، نگرانی برای عدم اجرای قانون اساسی در کشور و ... را مورد مشاهده نمایید.


سیاه نمایی زمستانی رادیو فردا علیه ایران

آخرین ماه از فصل زمستان 1395 را در حالی سپری کردن هستیم و به همین دلیل این شماره از مجله هفتگی را با موضوعی زمستانی آغاز می‌کنیم؛ جایی که رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا از زمستان نیز در جهت سیاه نمایی های ضد ایرانی خود بهره برداری می‌کند.

رادیو فردا در قسمت دیگری از برنامه "ایستگاه پنجشنبه" در این هفته تلاش کرده است تا با به میان آوردن اخبار برف و بوران شدید در نقاط مختلف کشورمان و میزان بالای امدادرسانی و خدمت رسانی به در راه ماندگان در طول جاده‌های مختلف ایران، از این موضوع با وارونه ساختن واقعیت، در جهت بی کفایت نشان دادن حکومت جمهوری اسلامی و عدم مدیریت صحیح بحران در کشور استفاده کند.

"فرشید منافی" در این برنامه با لهنت وقیحانه می‌گوید: «در ایران ظاهراً همچنان درگیر زمستون هستین ها. چه خبره امسال؟ میگم معلومه توی این چند سال گذشته غرهایی که به خشکسالی و بی آبی و این حرفا زدیم خیلی به آسمون فشار آورده. کلاً تصمیم گرفته یهویی امسال همه رو جبران کنه ظاهراً. از زمین و آسمون میباره امسال چرا؟ سیل، برف، بوران، آب گرفتگی، از آسمون اینا میان از زمین هم که دیگه بی مسئولیتی و کمبود امکانات و اینجور چیزا میاد، بعد یهویی نتیجش میشه که همین که اعلام کردن توی صد و بیست و یک محور برف گیر مملکت نوزده هزار نفر می گن آدم گیر افتادن و دارن امداد رسانیشون می کنن. خیلیه ها نوزده هزار نفر توی کل ایران. آقا عکس اومده توی استان فارس ملت دارن توی شهرها با قایق رفت و آمد می کنن توی خیابون. یعنی به حق چیزای ندیده و نشنیده خداوکیلی دیگه. توروخدا مواظب خودتون باشین. این هوا اصلاً شوخی پوخی نداره. یهو میاد آدم رو برمیداره می‌برده با خودش. یه زمانی یادتونه می‌گفتیم زمستونه برف میاد میریم عشق و حال، زمستون سرما داره ولی برف بازی هم داره. اما الان باید همش نگران باشیم یوقت کسی یا زیر گرد و خاک نمونه یا زیر برف و سیل. امیدواریم اونایی که توی این زمستون جاشون گرمه به فکر اونای دیگه هم باشن.»

اما از سازندگان این برنامه رادیو فردا باید پرسید که آیا امدادرسانی به حجم زیادی از افرادی که در آب و هوای بد درگیر شده‌اند، ناشی از ناکارآمدی است؟!

آیا می‌شود با کارآمدی به برف گفت که نبارد یا باران نیاید؟!

آیا اگر این نوزده هزار نفری که به ان ها خدمات ارائه شده است، از این خدمات بهره مند نمی‌شدند، کارامدی را نشان می‌داد؟!

اصلاً آیا این گونه بحران‌های هوایی مختص جمهوری اسلامی ایران است و در دیگر نقاط جهان، به ویزه ایالات متحده آمریکا شاهد این گونه وقایع و قربانی شدن انسان‌ها در حوادث آب و هوایی و طبیعی نبوده‌ایم؟!

سال گذشته، طوفان‌های مرکز و جنوب آمریکا جان بیش از 50 نفر را تنها در یک هفته گرفت و بسیاری از این‌ها افرادی بودند که در ماشین‌های خود گرفتار سیل شده بودند و بدون هیچ امدادرسانی در خودروی خود جانشان را از دست دادند.

سیل سال گذشته در دو ایالت تگزاس و اوکلاهاما آمریکا نیز بیش از نوزده نفر را به کام مرگ فرستاده است.

وقوع سیل کم سابقه در ایالت لوئیزیانای آمریکا در چند ماه پیش نیز که بیش از 13 کشته به همراه داشت و مردم چندین شهر را مجبور به ترک محل سکونت خود کرد، نمونه ای دیگر از این واقعیت‌هاست.


تکراری‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری رادیو فردا

در هفته‌ها و ماه‌های پیش به بررسی انواع نگرانی‌های حقوق بشری رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در قبال وضعیت داخلی کشورمان بوده‌ایم و دیدیم که در برخی موضوعات به چه میزان این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید با تکرار تلاش می‌کند تا دروغ‌های خود را در ذهن مخاطبینش به کرسی بنشاند.

یکی از این موضوعات که جزو تکراری‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری رادیو فردا در قبال ایران اسلامی است، بحث آزادی رسانه و حقوق فعالان رسانه ای و روزنامه نگاران است که هماره بر نقض آن‌ها در کشورمان تأکید کرده است.

در همین راستا، برنامه این هفته "دریچه" در رادیو فردا باز هم به این موضوع می‌پردازد و این حوزه را جزو اصلی‌ترین دلواپسی‌های جهانی در قبال حقوق بشر در ایران می‌داند.

"مهتاب وحیدی‌راد"، مجری "دریچه" در بخشی از برنامه خود می‌گوید: «گزارشگران بدون مرز، هفته پیش همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب 57 در ایران با انتشار بیانیه ای اعلام کرد، آزادی مطبوعات که یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های انقلاب سال 57 بود، هنوز محقق نشده و سرکوب روزنامه نگاران همچنان ادامه دارد. این نهاد مدافع آزادی بیان می‌گوید، طی چهار دهه گذشته، رهبر و مسئولان نظام تغییر کردند، اما در مورد روزنامه نگاران تنها روش سرکوب آنان تغییر می‌کند. در این بیانیه آمده، فشار بر روزنامه نگاران و رسانه‌ها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده بیشتر شده است. گزارشگران بدون مرز می‌گوید، ایران با حدود 30 روزنامه نگار و شهروند خبرنگار زندانی، یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه ایست. با وجود این انتقادها، بازداشت روزنامه نگاران در ایران همچنان ادامه دارد.»

رضا معینی، که این برنامه او را مسئول بخش ایران در گزارشگران بدون مرز معرفی می‌کند نیز در این باره می‌گوید: «در این بیانیه ما توضیحی که داده‌ایم، بهترین نمونه آن را بازداشت‌های وسیع و اعدام‌های دهه نخست طرح کرده‌ایم. دوره دوم همزمان بود با نوعی تحول در روابط بین المللی ایران. خب به شکل گذشته آن سرکوب‌ها و آن بازداشت‌های وسیع شاید ناممکن بود و به همین عنوان حذف و قتل‌هایی که بعداً به عنوان قتل‌های زنجیره ای و در اصل جنایات سیاسی انجام شد که این دوره هم به نوعی در ادامه همان دوره بود و سپس در دوره بعد به نوعی می‌توان گفت که مسئله زندان‌های هدفمند و سپس متاسفانه قتل و به نوعی حذف‌هایی که در زندان بود که در این دوره هم نمونه‌هایی از زندانیان ما به دست داریم. اما آنچه که مشخص است این سرکوب با وجود قانون، قانونمند شد و امروز عملاً همچنان و در پی نبود اراده ای برای قانونمند کردن آزادی اطلاع رسانی و با استفاده از مصونیت از مجازات، متاسفانه خشونت علیه روزنامه نگاران همچنان ادامه دارد. و به ویژه در این اواخر به نوعی تحقیر و ضربه شلاق بر پیکر روزنامه نگاران است که به گمان ما این مجازات، غیر انسانی و قرون وسطایی است و مغایر با قوانین و موازین بین المللی است.»

این درحالیست که وضعیت آزادی رسانه در ایران به نسبت سابقه، قدمت و موقعیت، وضعیت بهتر و مساعد تری نسبت به ایالات متحده آمریکا داراست. واقعیت‌ها در جامعه آمریکا نشان می‌دهد که رسانهٔ مستقل به معنای واقعی وجود خارجی نداشته، بلکه تمامی رسانه‌ها در اختیار صاحبان قدرت و نظام سرمایه داری قرار دارد که در نتیجه تنها منافع خود را دنبال می‌کنند.

سانسور شدید خبری که در امریکا وجود دارد، غیر قابل انکار بوده که حتی دامن گیر رادیو فردا به عنوان رسانه ای فارسی زبان که زیر نظر کاخ سفید فعالیت می‌کند نیز شده است.

نمونه این سانسورها را می‌توان در چند وقت اخیر و در خصوص خبر ممانعت از ورود کودک 5 ساله ایرانی به خاک آمریکا و حتی بازداشت این کودک به جرم تروریست بودن در پی دستور نژادپرستانه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا اشاره کرد که با وجود اهمیت این خبر و پرداختن بسیاری از رسانه‌های جهان به آن، رادیو فردا کمترین واکنشی در خصوص این خبر نشان نداده و با چشمان نابینا و گوش‌های ناشنوای معروفش، به راحتی از کنار آن عبور می‌کند تا مبادا سیاست‌های دولت آمریکا خدشه دار شود.

بعلاوه، همانطور که پیش‌تر نیز به آن اشاره شده است، آیا روزنامه نگار بودن یا فعال رسانه ای بودن باعث می‌شود که فرد در برابر قانون یک کشور و ملت مصونیت داشته باشد؟!

آیا اگر فردی در هر جایگاه و حرفه ای از قانون تخطی کرد، نباید مجازاتش را هم متحمل شود؟!

از ان گذشته، با این معیار و مقیاس رادیو فردا و گزارشگران بدون مرز در معرفی شهروندخبرنگارها، ایا نمی‌شود این گونه گفت که در ایران چند ده میلیون شهروندخبرنگار وجود داشته و به این دلیل برخورد قضائی و قانونی با هر فردی می‌تواند نقض حقوق رسانه ای باشد؟!


تفرقه افکنی با اعتراف به شایعه پراکنی

یکی دیگر از مواردی که رادیو فردا در بین فعالیت‌های روزانه خود به دنبال آن بوده است و می‌شود آن را جزو پر کاربردترین راه‌های ابراز دشمنی این رسانه صهیونیستی – آمریکایی علیه کشورمان دانست، تلاش برای تفرقه افکنی میان مذاهب، اقلیت‌ها و قومیت‌های مختلف در ایران است که البته در این بین فاصله انداختن میان شیعیان و سنی مذهب‌ها در کشور بیش از همه مورد توجه بوده است.

در این هفته نیز این رسانهٔ دولتی آمریکایی گزارشی که منتشر کرده است که هر چند خود در همین گزارش به شایعه بودن آن اعتراف می‌کند و به نوعی اذعان می‌کند که یک بنگاه شایعه پراکنی بیش نیست، اما با استفاده از همین شایعه به ایجاد فاصله میان سنی مذهب‌ها و نظام جمهوری اسلامی پرداخته است.

رادیو فردا در گزارشی با اشاره به نامه مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی به رهبر، آورده است: «امام جمعه اهل سنت زاهدان، در نامه‌ای به آیت الله علی خامنه ای، نسبت به انتشار گزارش‌هایی در خصوص دستور محرمانه رییس قوه قضاییه ایران برای تسریع اعدام محکومین اهل سنت در پرونده‌های مواد مخدر ابراز نگرانی کرده است. اعدام‌های اخیر چند شهروند اهل سنت در شهرهای مختلف کشور در خصوص پرونده مواد مخدر را از دلایل تقویت احتمال صحت دستور محرمانه رئیس قوه قضائیه دانسته است. قطع نظر از صحت و سقم این نامه، شایعه مذکور در میان اهل سنت دغدغه و نگرانی ایجاد کرده است. لذا رسیدگی به این قضیه نیاز به تدبیر حکیمانه و پدرانه حضرتعالی دارد. اشاره مولوی عبدالحمید به گزارش‌ها منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی در خصوص تصریح در اعدام ده‌ها زندانی اهل تسنن متهم به مواد مخدر است.»

بر همه آشکار است از آنجا که امکان شناسایی هویت واقعی اعضا و امکان کنترل محتوای تولید شده توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی وجود ندارد، یکی از مهم‌ترین پیامدهای منفی این شبکه‌ها، شکل گیری و ترویج سریع شایعات و اخبار کذبی است که توسط برخی از اعضای این شبکه‌ها و با اهداف خاص و غالباً سیاسی منتشر می‌شود.

همچنین در شبکه‌های اجتماعی مانند سایر رسانه‌ها، افراد و گروه‌های مغرض با اهداف از پیش تعیین شده و با شیوه‌های مخصوص، اقدام به تبلیغات ضد دینی و حمله به اعتقادات مذهبی می‌کنند که واضح است هدف اصلی گردانندگان این شبکه‌ها، دین زدایی و حمله به مقدسات است.

با این تفاسیر به راستی آیا رادیو فردا مخاطبش را چه فرض می‌کند که انتظار دارد با انتشار شایعاتی از این دست و تلاش برای اثبات آن‌ها با شواهدی از جنس دم روباه به او و اخبارش اعتماد کنند و ادعای تأثیر گذاری در جامعه هم دارد؟
 
سؤالی دیگری که اینجا پیش می‌آید این است: در حالیکه هزاران نفر از زن و کودک در دنیای واقعی در سراسر قلمرو جنایات آمریکایی از عراق و افغانستان و سوریه و پاکستان و آفریقا کشته می‌شوند و یا در قحطی غذا و دارو ذره ذره جان می‌دهند، رادیو فردای مدعی دفاع از حقوق بشر خفقان گرفته اما از وجود "احتمال شایعاتی" آنهم در دنیای مجازی آنهم درباره عده ای که با قاچاق مواد افیونی خود باعث مرگ هزارن نفر و بی خانمانی و بی سرپرست شدن صدها هزار کودک بی گناه شده‌اند، اینطور بر آشفته و برایشان مظلوم نمایی می‌کند؟


تناقض گویی رادیو فردا در دلسوزی برای زنان ایرانی

زنان همواره یکی از عناصر فعالیت‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در جهت سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند و این رسانه فارسی زبان همواره تلاش کرده است تا در پوشش دفاع از زنان ایرانی، وضعیت زندگی، تحصیل، اشتغال، مشارکت‌های اجتماعی و ... آن‌ها در ایران را بسیار نامناسب توصیف نمایند.

در این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی توسط رادیو فردا بودیم که به اشتغال زنان ایرانی پرداخته و مدعی شده بود که بازار کار در ایران انحصاراً مردانه بوده و جایی برای مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در این بازار وجود ندارد.

رادیو فردا در بخش‌هایی از گزارش مذکور آورده است: «آمار رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار درباره بازار کار ایران نشان می‌دهد که طی دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش پیدا کرده و همزمان نرخ بیکاری زنان بالا رفته است. این اتفاق درحالی رخ داده که تعداد زنان دانشجو و زنان فارغ‌التحصیل از دانشگاه به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است اما برخلاف تصور، افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی، به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان منتهی نشده است. در مجموع، از سهم زنان در بازار کار کاسته شده و شکاف جنسیتی در این بازار افزایش پیدا کرده است. در مطالعه پیش‌روی، روندها و شاخص‌های آماری با هدف بررسی حضور زنان در بازار کار ایران بررسی می‌شود و تغییر روند مشارکت زنان در این بازار با تغییر جمعیت زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در مطالعه بازار کار، نرخ بیکاری است که در ایران از محاسبات مرکز آمار در طرح آمارگیری نیروی کار مشخص و اعلام می‌شود. نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در دوره ۱۳۸۴-۱۳۹۳ به تفکیک قابل مشاهده است. مقایسه این سه نرخ در دهه مورد اشاره نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان همواره هم از نرخ بیکاری مردان بیشتر بوده است و هم از نرخ بیکاری عمومی، اما نرخ بیکاری مردان همواره از دو نرخ دیگر کمتر بوده است. نکته قابل توجه دیگر روند متضاد تغییر نرخ بیکاری مردان و زنان در این دوره است. با در نظر گرفتن نرخ بیکاری مردان در ابتدا و انتهای این دوره مشاهده می‌شود که نرخ بیکاری مردان، روند مثبتی طی کرده و از ۱۰ درصد سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد سال ۱۳۹۳ رسیده است. اما این روند برای زنان معکوس بوده به‌طوریکه نرخ بیکاری زنان از ۱۷ درصد ابتدای این دوره به نزدیک ۲۰ درصد در انتهای دوره افزایش پیدا کرده است. نرخ بیکاری کل هم در این دوره از ۱۱.۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر هم نرخ بیکاری کل و هم نرخ بیکاری مردان بعد از نوسانی که روند آن در نمودار نمایش داده شده، بهبود پیدا کرده است، اما نرخ بیکاری زنان بالاتر رفته است.»

اما این در حالی است که خود رادیو فردا چندی پیش در گزارشی به واقعیت جامعه ایرانی که عکس این ادعاها و نشان دهنده بهبود وضعیت مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در ایران است، اذعان نموده است.

این رسانهٔ دولتی آمریکا در گزارش چندی پیش خود با اذعان به بهبود این وضعیت در دوران پس از انقلاب اسلامی تا کنون، تأکید کرده است که "بررسی آمار و داده‌های بازار کار در بیش از نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان اگرچه با فراز و فرودهایی همراه بوده اما در نهایت روند این تغییرات به نفع افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایرانی و البته رشد نرخ بیکاری آنان تغییر کرده است."

و "این روند تغییرات، نشان می‌دهد که زنان ایرانی با توجه به اینکه در همین سال‌ها، سهم قابل توجهی از ظرفیت‌های دانشگاهی را نیز به خود اختصاص می‌دهند، علاقه وافری نیز برای حضور در بازار کار دارند."

اما در طرف مقابل ما شاهد مشکلات پیچیده تری در خصوص اشتغال و فعالیت اقتصادی زنان در ایالات متحده آمریکا هستیم؛ در آن جا فقط بحث میزان شغل یا درصد اشتغال نیست، بلکه هویت، جایگاه و احترام زن در میان است.

گذشته از این که جایگاه‌های شغلی مناسب برای زنان وجود ندارد و تبعیض در نوع شغل‌ها قابل مشاهده است و گذشته از نوع نگاه جنسی و کالامحوری که به زنان در بازار کار و اقتصاد آمریکا وجود دارد، تبعیض در نوع دریافتی و ارتقاء شغلی زنان نیز کاملاً آشکار است.

" اتحادیه حقوق زنان " سازمان ملل متحد در گزارشاتی بر تفاوت بیش از ۲۳ درصدی حقوق و دریافتی زنان و مردان در شغل‌ها و کارهای یکسان در آمریکا اذعان نموده و در مورد آن ابراز نگرانی کرده است.

شرکت " پی اسکیل " در آمریکا نیز در بررسی تحقیقاتی در خصوص تفاوت دریافتی زنان و مردان در مشاغال صنعتی این کشور، تأکید می‌کند که " حقوق مردان تا ۵۰ و ۵۵ سالگی به صورت مداوم افزایش پیدا می‌کند تا به دستمزد متوسط سالانه ۷۵۰۰۰۰ دلار برسد حقوق زنان در سن ۳۵ تا ۴۰ سالگی به ۴۹۰۰۰ دلار می‌رسد و معمولاً همان جا ثابت می‌ماند. "

جالب است بدانید که ایالات متحدهٔ آمریکا یکی از معدود کشورهایی در جهان است که حتی در احترام و توجه به حقوق مادری زنان نیز بسیار مشکل دارد؛ به طوری که در این کشور، هنوز به زنان باردار، چه در زمان بارداری و چه در زمان تولد فرزند، مرخصی با دریافت حقوق داده نمی‌شود و آن‌ها یا مجبورند به هر شرایطی شده در محل کار خود حاضر شوند و یا از مرخصی بدون دریافت حقوق استفاده کنند که آن هم در برخی ایالت‌های این کشور مورد پذیرش قرار می‌گیرد.

اما وضعیت زنان در آمریکا به همینجا ختم نشده و شخصیت آن‌ها نیز در بازار کار امریکا لگدمال می‌شود؛ آزار جنسی و سوءاستفاده از زنان در شغل‌های مختلف این کشور توسط مدیران بالادستی و همکاران هم رده یا حتی رده‌های شغلی پایین تر در محل کار، به بحرانی عظیم برای جامعه آمریکا تبدیل شده است.

"مارلین فرنچ" یکی دیگر از نویسندگان مطرح غرب نیز در این رابطه در کتابی با نام "جنگ علیه زنان" می‌نویسد: "همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، حتی اگر عده‌ای از آن‌ها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکت‌های آتش‌نشانی آمریکا کار می‌کنند، آن‌ها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آن‌ها به شمار می‌روند."


دلواپسی‌های رادیو فردا برای عدم اجرای قانون اساسی ایران

در این هفته شاهد بروز نوع جدیدی از نگرانی‌های رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در خصوص وضعیت داخلی ایران بوده‌ایم؛ جایی که این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید، از نحوه و عدم اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی در کشور گلایه می‌کند و حکومت را به نقض قانون اساسی خود متهم می‌سازد.

رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، بار دیگر با بهره برداری از اظهارات همواره حاشیه ساز علی مطهری در داخل کشور، با تأکید بر این که حصر سران فتنه سال 1388 و البته محاکمه احمد منتظری به دلیل انتشار فایل مربوط به اعدام‌های سال 1367 نمونه‌هایی از عدم اجرای قانون اساسی در ایران هستند، گزارش خود را با دفاع از منافقین درآمیخته و می‌نویسد: «علی مطهری در پاسخ به موضع رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکان او درباره طرح "آشتی ملی" گفت که مردم پس از حوادث سال ۸۸ از حکومت "گلایه‌هایی دارند" و اقدامات "خلاف قانون اساسی" مانند حصر، ممنوع‌التصویری و زندانی کردن احمد منتظری "تنگ‌نظری است" و"باید کنار گذاشته شود". به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، نایب رئیس مجلس روز جمعه، ششم اسفند، در کنگره حزب مردمسالاری گفت: "ما هم قبول داریم، مردم با هم قهر نیستند اما پس از حوادث سال ۸۸ مردم از حکومت گلایه‌هایی دارند و در این مدت مواردی خلاف قانون اساسی انجام می‌شود که باید کنار گذاشته شود." وی مسائلی مانند حصر رهبران جنبش سبز، ممنوع‌التصویری محمد خاتمی، سختگیری بر منتقدان و زندانی کردن احمد منتظری را حاصل "تنگ‌نظری" خواند. آقای مطهری در ادامه سخنان خود با اشاره به بازداشت احمد منتظری به دلیل انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری گفت که نباید کسی را به انتشار یک سند زندانی کرد و "نمی‌توان گفت سند انقلاب باید از بین برده شود". وی تاکید کرد که "غلبه ظلم بر عدالت، فساد اخلاقی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و تفرقه و تشتت از عوامل انقراض اجتماعات بشری است که مهم‌ترین مثال و مصداق آن انقراض حکومت عثمانی به شمار می‌رود". احمد منتظری در پی انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ به ۲۱ سال زندان محکوم شده و دادگاه ویژه روحانیت اعلام کرد که شش سال از این حکم اجرا خواهد شد. علی مطهری پیش از این نیز بارها به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز و ممنوع‌التصویری محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، بارها اعتراض کرده و این اقدامات را خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی خوانده است.»

اما اینکه از کی تا به حال رادیو فردا به عنوان یک رسانه ضد ایرانی و وابسته به دولت آمریکا، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را شناخته و برای اجرای دقیق آن نگران است، جای سؤال دارد؟!

در شرایطی از محاکمه و بازداشت احمد منتظری به عنوان نمونه ای از نقض قانون اساسی در ایران سخن به میان آورده شده است که ظاهراً کتاب قانونی که در دست نگارندگان این گزارش رادیو فردا بوده است جعلی بوده است اگر نه از رفتار غیر قانونی این مجرم با استناد به خود قانون دفاع نمی‌کردند.

وی مدت‌ها با دروغ‌ها، به تویش اذهان عمومی، اتهام زنی به نظام جمهوری اسلامی و سیاه نمایی ضد ایرانی پرداخته است و بهانه دشمنی غرب و ابزارهای رسانه ایشان را فراهم ساخته است و بگذریم از این که به حمایت از یک سازمان تروریستی و خائن به نام مجاهدین خلق (منافقین) اقدام کرده است.

در خصوص حصر سران فتنه سال 1388 نیز ظاهراً رادیو فردا پافشاری دارد تا با قانون شناسی و قانون دوستی‌های خود، هرچه زودتر آن‌ها را به طور کامل از صحنه محو سازد؛ زیرا با بررسی جرایمی که بر اساس قانون مرتکب شده است، یقیناً هر قانون شناسی می‌داند که حصر خانگی، آن هم با دستری راحت به همه امکانات رفاهی، تفریحی، درمانی و ...، اصلاً محکومیت محسوب نمی‌شود و به عنوان بهشتی برای این خائنان به ملت ایران است که باید قدرش را بدانند و آن را مدیون رأفت حکومت باشند.


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از اسفند ماه 1395 (01 الی 07 اسفند ماه 1395) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *