چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۰۰ - ۲۲ فوریه ۲۰۱۷
 
دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵
ساعت ۲۱:۳۴
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 131)
1395/10/08 الی 1395/10/15

یکصد و سی و یکمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و سی و یکمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
رادیو دیروز در یکصد و سی و یکمین شماره از مجله هفتگی خود که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" تنظیم و منتشر می‌کند، به طور خلاصه، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان آمریکایی در دومین هفته از دی ماه 1395 را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
    
دومین هفته از دی ماه 1395 نیز با بهانه‌هایی مختلف و به شکل‌هایی مختلف با دشمنی ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی علیه حقیقت و به ویژه علیه ایران اسلامی، همراه بوده است؛ رادیو فردا نیز در این بین با توجه به فعالیت مستقیم زیر نظر وزارت امور خارجه آمریکا، همانند هفته‌های گذشته در تلاش بوده است تا بیشترین سهم را در پیگیری اهداف اربابانش ایفا نماید.

به همین دلیل رادیو دیروز با انتشار و تنظیم مجله ای هفتگی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، به طوری خلاصه، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی را در بازه‌های زمانی هفت روزه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی و یکمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از دی ماه سال 1395 (08 الی 15 دی ماه 1395) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی و یکمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش جالب رادیو فردا به دهمین سالگرد اعدام "صدام"، ادامه تلاش‌های رادیو فردا به توجیه خیانت بزرگ ضد انقلاب، تفاوت دیدگاه رادیو فردا به مرز آبی ایران و سایر کشورهای خلیج فارس، نگرانی بی پایان این رسانهٔ آمریکایی برای حقوق اقلیت‌ها در ایران، سیاه نمایی در خصوص میزان خشونت در جامعه ایرانی، نگرانی برای نابودی توهم کدخدایی آمریکا در جهان و ... را مورد مشاهده نمایید.


پایانِ صدام، تاوان خوش رقصی برای آمریکا

"صدام" نامی آشنا برای تمامی مردم این منطقه است؛ نامی که نه تنها برای ملت ایران، بلکه حتی برای خود مردم عراق نیز یادآور سال‌ها غم و ناراحتی و ظلم و خشونت است.

این دیکتاتور چندین دهه به ابزاری برای دست یابی غرب به اهدافش در منطقه شناخته شده و در این راه حتی از جان هموطنان خودش نیز نگذشته است.

"صدام" سال‌ها دست آویز سیاست‌ها و اهداف ایالات متحده آمریکا شد اما در نهایت نیز با بهانه ای که خود این همکاری‌های طولانی مدت ایجاد کرده بود، به دست خود آمریکا از قدرت برکنار و جانش را از دست داد.

اکنون رادیو فردا با گذشتن از دهمین سالگرد اعدام "صدام"، بخشی ویژه را ب مرور خاطرات و تصاویر وی در دوره‌های مختلف زندگی‌اش اختصاص داده و تلاش کرده است تا با تأکید بر نقش آمریکا در برکناری و اعدام وی، این کشور را منجی مردم عراق معرفی کند و به همین در توضیح این گزارش تصویری می‌آورد: «در پایان ماه دسامبر سال ۲۰۰۶، صدام حسین، دیکتاتور پیشین عراق، اعدام شد. اعدام او پس از محاکمه‌اش، در "کمپ عدالت"، شمال بغداد، توسط طناب دار صورت گرفت. او نقشی کلیدی در کودتای ۱۹۶۸ داشت، در سال ۱۹۷۹ به ریاست‌جمهوری رسید، تا دسامبر ۲۰۰۳ قدرت را در دست داشت. حمله آمریکا به عراق، به قدرت او پایان داد.»

اما این در حالی است که "صدام" در دوران حکومت ظالمانه خود چه در داخل و چه در خارج از مرزهای عراق همواره به عنوان ابزاری برای دست یابی غرب، به ویژه آمریکا به اهدافشان فعالیت کرده است.

اوج این خدمات را می‌توان در هشت سال حملات وحشیانه رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی مشاهده کرد؛ جایی که نه تنها آغاز این جنگ با خواست آمریکا صورت گرفت، بلکه در جریان هشت سال تداوم آن نیز جنایت‌های هولناکی علیه بشریت رخ داد که رد پای آمریکا در تمامی آن‌ها به چشم می‌خورد.

گذشته از اینکه چراغ سبز تجاوز به ایران را امریکا به عراق نشان داد و جدای از حمایت‌های سیاسی ایالات متحده از رژیم بعثی عراق، سال‌ها تجهیزات و تسلیحات پیشرفته غرب به راحتی در اختیار صدام و نظامیانش قرار گرفت تا بتوانند راحت تر مردم ایران را به خاک و خون کشیده و به تجاوزات خود ادامه دهند.

حتی اسناد منتشر شده در سال‌های اخیر نشان دهنده نقش بارز آمریکا در حملات شیمیایی عراق به کشورمان است که جنایتی بزرگ محسوب می‌شود.

اما داستان وقتی جالب تر می‌شود که می دانیم ایالات متحده که خود زمینه و شرایط دسترسی به تسلیحات شیمیایی و کشتار جمعی را به رژیم بعثی عراق داده بود، خود نیز با بهانه همین دسترسی، به عراق حمله کرده و صدام را از قدرت برکنار و به چوبه دار سپرد؛ هرچند بعدها مشخص شد که این بهانه‌ها نیز واقعیت نداشته و تنها ادعایی برای توجیه حمله به عراق در سال 2003 میلادی بوده‌اند.

شایان ذکر است که "صدام" در حالی حدود 10 سال پیر به دار آویخته شد که بر اساس سیاست‌های آمریکا، هیچ گاه در موضوع جنایت‌های بزرگی مانند تجاوز نظامی به ایران، محاکمه نگردید.


تلاش رسمی رادیو فردا برای توجیه خیانت ضد انقلاب

در هفته پیش شاهد خیانتی بزرگ از سوی ضد انقلاب بودیم که واکنش‌های مختلفی را نیز در دنیای واقعی و دنیای رسانه به همراه داشت؛ نامه وقیحانه بیش از سی نفر از عناصر ضد انقلاب خارج نشین به دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا و درخواست خائنانه آن‌ها از وی برای اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر علیه کشورمان، به قدری در افشای چهره حقیقی ضد انقلاب مؤثر بود که حتی کارکنان مختلف رادیو فردا نیز نتوانستند در برابر آن سکوت کنند و هر یک به شکلی تلاش کردند تا خود را از این خیانت دور نگاه دارند.

اما در چنین شرایطی "فرشید منافی" در برنامه این هفته "ایستگاه پنجشنبه"، مسیری متفاوت از سایر همکاران خود در رادیو فردا را پیش گرفته و با شوخی‌های وقیحانه خود تلاش کرده است تا از اهمیت این خیانت بزرگ کاسته و واکنش‌ها به آن را غیر منطقی و افراطی نشان دهد که به همین دلیل نیز می‌گوید: «خانم‌ها، آقایان، دخترخانم‌ها، آقاپسرها، گاهی وقتا در فضاهای مجازی ایرانی، شما یک اتفاقایی رو می‌بینید پر سروصدا می شن که اصلاً کسی باورش نمیشه. مثلاً توی همین هفته گذشته، یک نامه ای اول در یکی دو رسانه آمریکایی منتشر شد و بعد هم در فضای مجازی فارسی پیچید که اولش هم خود نویسنده‌ها و امضاکننده‌های نامه هم باورشون نمی‌شد که این همه سروصدا رو. شاید خیلی هاتون تا حالا در جریان جزئیات اون نامه هم قرار گرفته باشید. اما برای اون دوستانی که در جریان نیستند بگم که 30 نفر از فعالان ایرانی عرصه‌های مختلف خارج از کشور، این نامه را خطاب به آقای ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا نوشتند و کلاً هم فحوای کلامشون این بود که "داداش، مرگ من اصلاً نَیواش"، یعنی خیلی هم تند، یعنی چی یعنی آقای ترامپ شما بی زحمت وقتی فرمون کاخ سفید رو دست گرفتی اولاً توی این برجام فلان فلان شده یک تجدید نظر اساسی بکن، بعدم اینکه بزن پدر این سپاه و بیت رهبری رو با تحریم در بیار. افرادی مثل احمد باطبی زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر، آرش سبحانی موزیسین و خواننده گروه کیوسک و مجید محمدی جامعه شناس و چندین نفر دیگه، حدوداً 30 نفر یه امضای خوشگل هم پای این نامه گذاشته بودند و با این امضا وارد مهلکه ای شده بودند که اون سرش ناپیدا. امضاکننده‌های نامه می‌گفتند ما میگیم سپاه معظم له تحریم بشن نه مردم. مسئله مهم دیگه آینه که بعضی از مخالفین هم شور ماجرا رو درآوردند و چمیدونم با خیانتکار دونستن امضاکنندگان نامه و زدن هزار و یک جور وصله ناجور به اون ها، فضا رو حسابی ملتهب و قطبی کردند.»

اما جالب توجه است که به قدری نامه فوق یک خیانت به مردم ایران و یک وطن فروشی آشکار بوده است که حتی کارکنان خود رادیو فردا نیز وادار به واکنش شده و تلاش کرده‌اند تا با موضع گیری در مقابل آن، خود را از رسوایی در پی آن و نفرت مخاطبین، در امان نگاه دارند.

"رضا ویسی" یکی از کارکنان این رسانهٔ آمریکایی امضاکنندگان این نامه را بار و دردی اضافه بر مردم ایران دانسته و در صفحه فیسبوک خود تأکید می‌کند که "برخی از ما خارج نشینان گاه بهتر است از توهم کمک کردن به ایران و ایرانیان دست بر داریم و هیچ کاری نکنیم."

"کامبیز حسینی"، یکی دیگر از کارکنان و مجریان رادیو فردا نیز در نظری مشابه در صفحه فیسبوک خود تأکید می‌کند: " با هر گونه تحریم و جنگ و خشونت و این حرف‌ها مخالفم. تحریم هوشنمد و غیر هوشمند نداریم! تحریم تحریم است و دودش به چشم مردم عادی می‌رود. اصلاً اگر کسی هوش داشت که جنگ و تحریم راه نمی‌انداخت. هوشمندانه‌ترین کار ممکن صلح است. هر کس هم به ترامپ نامه نوشت غلط کرد!"


مرزآبی بی ارزش و با ارزش از نگاه رادیو فردا

در شماره‌های پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز به بررسی واکنش‌های خاص و جهت دار رادیو فردا به اخبار مربوط به بازداشت صیادان ایرانی توسط کشورهای مختلفی مانند کویت، عربستان سعودی و ... به اتهام ورود غیر قانونی به آب‌های تحت حاکمیت آن‌ها بوده‌ایم و دیدیم که چگونه این رسانه صهیونیستی – آمریکایی تلاش کرده است تا همسو با مدیان ضد ایرانی، صیادان ایرانی را افرادی مجرم، قاچاقچی، جاسوس و حتی تروریست معرفی کند.

اما اخیراً انتشار اخبار مربوط به توقیف سه لنج بیگانه که به طور غیر قانونی از مرزهای آبی کشورمان تجاوز کرده و وارد محدوده آبی ایران، شاهد رویکرد متفاوتی از سوی رادیو فردا بوده‌ایم.

رسانهٔ دولتی آمریکا در مواجهه با این خبر برخلاف ماهیگیران ایرانی که قاچاقچی و جاسوس خطاب قرار می‌گرفتند، بارها بر "صیاد بودن" سرنشینان لنج های توقیف شده تأکید کرده و آورده است: «سه لنج صیادی متعلق به یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به دلیل آنچه "ورود غیرمجاز" به آب‌های ایران اعلام شده است، توقیف و ۲۱ سرنشین آن بازداشت شدند. خبرگزاری‌های ایران روز دوشنبه (۱۳ دی) به نقل از رحیم جهان بخش، فرمانده دریابانی کیش، خبر توقیف این سه لنج و صیادان را منتشر کرده‌اند. آن‌طور که این مقام انتظامی گفته است، ناخداهای این لنج‌ها نیز به همراه سایر سرنشینان آن‌ها با دستور مقام قضایی بازداشت شده‌اند. جنوب ایران مرزهای آبی مشترک قابل توجهی با برخی کشورهای عربی دارد و همه ساله گزارش‌هایی از بازداشت صیادان در این آب‌ها منتشر می‌شود. صیادان محلی به طور معمول به اتهام ورود "غیرقانونی" به آب‌های کشوری که اقدام به بازداشت آن‌ها کرده است، دستگیر و برای مدتی زندانی و پس از رایزنی‌ها آزاد می‌شوند. بازداشت صیادان در آب‌های خلیج فارس در سال‌های اخیر با افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و برخی دیگر از کشورهای این منطقه به طور قابل توجهی افزایش یافته است.»

اما در همین گزارش، رادیو فردا با وقاحت، صیادان ایرانی را که چندی پیش در کویت بازداشت شده بودند، "نفوذی" خوانده و می‌نویسد: «مرداد ماه امسال نیز وزارت کشور کویت اعلام کرده بود که نیروهای گارد ساحلی این کشور، "۱۰ ایرانی نفوذی" را به خاطر "تلاش برای ورود غیرقانونی و پنهانی" به این کشور بازداشت کرده‌اند.»

این رفتار دوگانه و مملو از تناقض رادیو فردا در موضوعات مشابه نیز بارها مشاهده شده است؛ اما آیا تعریف مرز آبی در قوانین بین المللی نامشخص است و یا معنای واژه "صیاد" متفاوت است که این رسانهٔ آمریکایی این گونه به خود اجازه می‌دهد تا متجاوزین به مرزهای آبی ایران را "صیاد" و در طرف مقابل ایرانیانی که گاهی وارد محدوده آبی سایر کشورها می‌شوند را "نفوذی" خطاب قرار دهد.

چطور وقتی حدود یک سال پیش (18 آبان 1394)، عربستان سعودی با وقاحت سه صیاد ایرانی را در حالی که حتی وارد آب‌های آن‌ها نشده بودند و فقط در آب‌های بین المللی مشغول ماهیگیری بودند، بازداشت کرده و با اتهام واهی حمل مواد مخدر اعدام کرده است، رادیو فردا هیچ نگرانی برای صیادان از خود نشان نداد و برعکس به توجیه اقدام ضد انسانی آل سعود و بازگو کردن اتهام قاچاق مواد مخدر توسط صیادان ایرانی پرداخت؟!

اما وقتی بحث تجاوز به مرز آبی ایران به میان آمده است، حال چه متجاوزان نیروهای نظامی آمریکا باشند چه ماهیگرهای بیگانه و ... بی توجه به واقعیت، حرکتان ها را سهوی و مقابله قانونی کشورمان با آن‌ها را ظالمانه می‌داند!

آیا این رفتار دوگانه می‌تواند اعتماد مخاطبین را به دنبال داشته باشد؟!

آیا مخاطبین آن قدر سطحی نگر هستند که تفاوت‌های عامدانه رادیو فردا در واکنش به این موضوعات را نادیده بگیرند؟!


حقوق اقلیت‌ها؛ رؤیا در آمریکا، تحقق در ایران

یکی دیگر از موضوع‌هایی که بارها توسط رادیو فردا و در جهت ابراز دشمنی علیه کشورمان مورد استفاده قرار گرفته است، مباحث مربوط به وضعیت اقلیت‌ها و قومیت‌های مختلف در ایران است.

این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در این هفته نیز بار دیگر به ابراز نگرانی در این حوزه پرداخته با در گزارشی با بهانهٔ امضای منشور حقوق شهروندی توسط رئیس‌جمهوری کشورمان، با "کاغذی" خواندن حقوق مربوط به اقلیت‌ها در ایران، عنوان می‌کند: «چشم مهمانان ویژه در لباس‌های محلی، قومی و مذهبی مانند همه حاضران به دست‌های حسن روحانی دوخته شده بود، وقتی با آرامش و لبخندی در گوشه لب منشور حقوق شهروندی را امضا می‌کرد. آن‌ها امیدوارانه حرکت خودکار رئیس‌جمهور روی کاغذهای اسلیمی را دنبال می‌کردند، چون دستکم در ۶ ماده از ۱۲۰ ماده این منشور به حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی پرداخته شده است. ازجمله در ماده ۱۰، "توهین، تحقیر یا ایجاد تنفر نسبت به قومیت‌ها و پیروان ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی" ممنوع شده است؛ یا در بخش‌هایی دیگر حق "ارتباطات بین فرهنگی" فارغ از تفاوت‌های قومی و مذهبی و نیز حق "یادگیری و استفاده و تدریس زبان و گویش محلی" به شهروندان اعطا شده است. بااین‌حال تمام حاضران در مراسم رونمایی از منشور حقوق شهروندی که تدوین آن بیش از سه سال زمان برد، می‌دانستند این دستورالعمل ضمانت اجرایی ندارد و تنها آن‌گونه که در انتهای متن منشور آمده، قرار است دستیار ویژه‌ای "پیشنهاد برنامه و خط‌مشی مربوط به اجرای کامل آن" را پیگیری کند. فراتر از این منشور، رابطه جمهوری اسلامی با اقلیت‌های قومی و مذهبی همواره فرازوفرود داشته است.»
 
البته همان‌گونه که پیش‌تر نیز در بررسی گزارش‌های مشابه و موضوعات مختلف به آن پرداخته‌ایم، همه این ادعاها در شرایطی است که اگر به واقعیت‌ها توجه شود و وضعیت اقلیت‌ها و قومیت‌های مختلف در کشورمان به‌طور واقع‌بینانه مورد بررسی قرار گیرد و شرایط زندگی در کشورمان از زبان خودشان پرسیده شود، یقیناً درک خواهیم کرد که جمهوری اسلامی ایران، مساعدترین محل زندگی برای اقلیت‌ها و قومیت‌های مختلف است.
 
هرچند نباید این نکته را فراموش کرد که اقلیت بودن یا جزو قومیتی خاص بودن دلیل بر مصونیت در مقابل قانون نیست؛ بلکه همه افراد در هر جایگاهی که قرار داشته باشند، موظف هستند به قوانین حکومت و ملت ایران احترام بگذارند و طبیعتاً در صورت ارتکاب به عملی غیرقانونی و مجرمانه بایستی مجازات خود را نیز بپذیرند.
 
از طرفی رادیو فردا در شرایطی این‌گونه به وضعیت اقلیت‌ها و قومیت‌ها در ایران پرداخته و وضعیت را بحرانی نشان می‌دهد که ایالات‌متحده آمریکا، درحالی‌که مدعی‌ترین کشور جهان در خصوص حقوق بشر و حقوق اقلیت‌ها شناخته می‌شود، اما در عمل بدترین شرایط را بر آن‌ها تحمیل کرده و نقض گسترده برنامه‌ریزی‌شده‌ای را در این رابطه رقم می‌زند.
 
بومیان آمریکا از همان آغازین روزهای ورود اروپاییان با تحقیرهایی بی‌رحمانه مردمی وحشی، خون‌خوار و به‌دوراز تمدن خطاب قرارگرفته‌اند که بایستی قربانی فرهنگ اروپایی و سفیدها شوند و به همین دلیل به شکل‌هایی مختلف مورد تبعیض، خشونت و حتی قتل‌عام قرارگرفته‌اند و این تبعیض و تحقیرها هم‌اکنون نیز به‌راحتی قابل‌مشاهده است، به‌طوری‌که کارشناسان مختلف از بالابودن آمار خودکشی در بین مردم بومی آمریکا به دلیل آثار همین نژادپرستی‌ها خبر می‌دهند.
 
این وضعیت برای دیر اقلیت‌ها و قومیت‌های مذهبی و نژادی در آمریکا نیز کاملاً محسوس است؛ همان‌طور که از زمان بمباران پرل هاربر هاوایی در سال ۱۹۴۱ توسط ژاپنی‌ها شاهد بودیم که با این بهانه تاکنون چقدر وضعیت زندگی در ایالات‌متحده برای ژاپنی – آمریکایی‌ها سخت و تبعیض‌آمیز بوده است.
 
دقیقاً همین جریان در خصوص مسلمانان و با بهانه حملات یازده سپتامبر سال 2001 به برج‌های تجارت جهانی در امریکا به‌طورجدی شکل گرفت و از آن روز به بعد موجی از اسلام هراسی و تبعیض علیه مسلمانان در آمریکا به وجود آمد که همچنان نیز در حال ادامه است.
 
جنایت‌های صورت گرفته در آمریکا توسط پلیس این کشور علیه سیاه‌پوستان نیز که دیگر نیازی به گفتن ندارد؛ بااین‌وجود رادیو فردا به‌عنوان رسانه‌ای وابسته به کاخ سفید بهتر است اندکی به این موضوعات نیز توجه کند.


خشونت، مؤلفه ای که در آمریکا دیده نمی‌شود!

رادیو فردا در ادامه سیاه نمایی های ضد ایرانی این هفته خود، در گزارشی به میزان جرم و جنایت در ایران پرداخته و در حالی که وضعیت جامعه غرب به ویژه آمریکا از این حیث اسف بار است، وضعیت ایران را بحرانی توصف می‌کند و می‌آورد: «پلیس آگاهی نیروی انتظامی، استان‌های تهران، خراسان رضوی و اصفهان، را جرم‌خیزترین استان‌ها در سال ۹۵ معرفی کرده و از مهاجرپذیری، بافت و فراوانی جمعیت، و وضعیت معیشتی به عنوان عوامل اصلی مؤثر در افزایش و کاهش جرم یاد کرده است. اظهارات این مقام انتظامی در مورد جرم‌خیزی این سه استان در حالی است که دوشنبه پیش، آمار پزشکی قانونی از میزان نزاع و درگیری خیابانی در سال ۹۴ نشان می‌دهد همین سه استان بیشترین میزان نزاع خیابانی را به خود اختصاص داده‌اند. آمار منتشر شده از سوی پزشکی قانونی در سال ۹۴ همچنین نشان می‌داد که به‌طور متوسط در هر دقیقه یک مورد نزاع در سطح کشور رخ می‌دهد. او همچنین گفته است که در زمینه سرقت از ابتدای سال ۹۵، ۲۲ طرح عملیاتی اجرا شده که در قالب آن‌ها نزدیک به چهار هزار و ۷۰۰ مالخر بازداشت شده‌اند و ۱۳ هزار مورد سرقت کشف شده است. در مورد تهران پیش‌تر در اردیبهشت امسال، عباس جعفری دولت‌آبادی در اظهارنظری گفته بود که آمار قتل نگران‌کننده نیست اما آمار پرونده سرقت قابل توجه است. او گفته بود که در سال ۹۴، ۱۷۱ پرونده در دادسرای ویژه قتل ثبت شده، گرچه در مورد تعداد پرونده‌های ثبت شده در مورد سرقت سکوت کرده بود.»

این در حالی است که میزان جرائم، به ویژه جرائم خشن در ایران در هر سال با کاهشی قابل توجه همراه بوده است و حتی در اظهارات این مقام پلیس کشورمان نیز به آن اشاره شده است که میزان جرائم در 9 ماه اول سال 1395، نسبت به مدت مشابه سال قبل نیز در برخی موارد تا بیش از 10 درصد کاهش یافته است.

منابع بین‌المللی نیز با استفاده از آمارها همین حقیقت را تأیید کرده و در مقابل نشان می‌دهند که غرب و به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا دارای بیشترین میزان جرائم مختلف در سطح دنیا هستند.

یکی از این پایگاه‌های بین‌المللی با نام nationmaster که در حوزه‌های مختلف کشورهای جهان را با یکدیگر مقایسه کرده است، اذعان داشته است که در رتبه بندی‌های بین المللی، در حوزه‌های تجاوز به عنف، ضرب و جرح، قتل، قتل با سلاح گرم و ... جمهوری اسلامی ایران در جدول مربوطه اصلاً حضور نداشته و در آمار تعداد زندانیان نیز دارای رتبه دهم است.

اما در طرح مقابل ایالات متحده آمریکا، در حوزه‌های تجاوز به عنف، ضرب و جرح و آمار زندانیان رتبه اول جهان را به خود اختصاص داده است، در حوزه قتل، جایگاه پنجم جهان و در حوزه قتل با سلاح گرم نیز جایگاه چهارم در بین کشورهای جهان را دارا بوده است.


فعالیت رادیو فردا در راستای توهّم کدخدایی آمریکا!

بارها در هفته‌های گذشته شاهد انتشار گزارش‌هایی در رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بوده‌ایم که به واکنش مقامات ایالات متحده در خصوص فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی ایران اختصاص داشته‌اند؛ رادیو فردا و مقامات آمریکایی همواره به گونه ای با فعالیت‌های موشکی کشورمان مقابله کرده‌اند که انگار در دنیا فقط حق پیشرفت در حوزه نظامی و موشکی، انحصاراً به آن‌ها تعلق دارد.

اما اینبار رادیو فردا برای ابراز این احساس توهم کدخدایی از نوع آمریکایی، انجام یک آزمایش موشکی در کره شمالی را بهانه قرار داده است و با به تصویر کشیدن چهره یک منجی برای منطقه از اربابان آمریکایی‌اش، آورده است: «وزارت دفاع آمریکا برنامه اعلام‌شده از سوی رهبر کره شمالی برای انجام آزمایش موشک قاره‌پیما را محکوم کرده و در مورد "اقدامات تحریک‌آمیز" پیونگ‌یانگ هشدار داده است. در بیانیه پنتاگون، از "همه کشورها" خواسته‌شده تا در برابر اقدامات غیرقانونی کره شمالی واکنش نشان دهند. ساعاتی پیش از انتشار این بیانیه، کیم جونگ‌اون، رهبر کره شمالی، اعلام کرد دولتش به‌زودی دست به انجام آزمایش موشک بالستیک قاره‌پیما می‌زند؛ موشکی که "قادر خواهد بود به خاک آمریکا برسد". کیم جونگ‌اون، در پیامی که سال نوی میلادی از تلویزیون دولتی آن کشور پخش شده، گفته است "ما در مراحل پایانی آزمایش موشک بالستیک قاره‌پیما هستیم" و پیونگ‌یانگ "اکنون قدرت نظامی ِ شرق است و قوی‌ترین دشمن آن نیز قادر نیست هیچ اقدامی علیه آن انجام دهد". پنتاگون یادآوری کرده که قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد "استفاده از فناوری بالستیک برای پرتاب موشک توسط کره شمالی را ممنوع کرده است". پیونگ‌یانگ بارها به دلیل انجام چنین آزمایش‌هایی تحت تحریم‌های سازمان ملل قرار گرفته است. وزارت دفاع ایالات‌متحده می‌گوید، آمریکا در دفاع از متحدان منطقه‌ای خود روی‌گردان نخواهد بود و به "تعهدات قوی" خود با استفاده از "تمام قابلیت‌های وسیع بازدارنده" پایبند می‌ماند.»

همان‌طور که اشاره شد، این واکنش رادیو فردا و مقامات آمریکا را بارها در خصوص فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی ایران نیز شاهد بوده‌ایم؛ واکنش‌هایی که تماماً از یک اصل سرچشمه می‌گیرند و آن انحصارطلبی ایالات‌متحده در تولید تسلیحات خاص و علاقه‌اش به حفظ چهره توهمی کدخدایی‌اش در جهان است.

این در حالی است که ظاهراً بشریت برای آمریکا و متحدانش معنایی متفاوت دارد؛ زیرا آن‌ها به‌راحتی نه‌تنها تمامی تسلیحات کشتارجمعی را تولید می‌کنند، بلکه از آن باافتخار استفاده نیز می‌کنند و کسی حق اعتراض هم ندارد.

نمونه‌ای بارز از جریان تولید و مصرف تسلیحات مختلف کشتارجمعی توسط آمریکا و متحدانش را می‌توان در تجاوز عربستان سعودی به یمن مشاهده کرد؛ جایی که آمریکا علیرغم ممنوعیت‌های موجود در قوانین بین‌المللی، بمب‌های خوشه‌ای را تولید، ذخیره‌سازی و فروخته است و با در اختیار قرار دادن آن‌ها برای حمله به یمن، زمینه‌ساز قربانی شدن هزاران انسان بی‌گناه گردیده است.
در خصوص موشک اتمی نیز که نمی‌شود درباره آن صحبت کرد و به تنها مورد استفاده از آن علیه مردم ژاپن توسط آمریکا نپرداخت؛ حملاتی که چندین نسل را قربانی خود ساخت.

جالب‌توجه است که ایالات‌متحده از سال‌ها قبل از 1950 میلادی رسماً تولید موشک‌های بالستیک را در دست اقدام قرار داده است اما اکنون سایر کشورها را برای حفاظت از صلح جهانی، از تولید این موشک‌ها منع می‌کند.


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی و یکمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از دی ماه 1395 (08 الی 15 دی ماه 1395) پرداخته است.

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *