دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ تهران ۰۴:۰۵ - ۲۴ آوریل ۲۰۱۷
 
جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵
ساعت ۲۳:۲۶
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 130)
1395/10/01 الی 1395/10/08

یکصد و سی‌اُمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز
یکصد و سی‌اُمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز
رادیو دیروز با تنظیم و انتشار یکصد و سی‌اُمین شماره از مجله هفتگی خود با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های رادیو فردا در بازه زمانی نخستین هفته از دی ماه 1395 را به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
    
فصل زمستان 1395 نیز در شرایطی وارد دومین هفته از دی ماه شده است که هفت روز اول این فصل با حواشی، اخبار و رویدادهای خاص و متفاوتی همراه بوده است که هر کدام به شکلی و به نوعی خاص توسط ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا مورد بهره برداری جهت دار و بازتابی در راستای اهدافشان قرار گرفته‌اند.

با این وجود، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با انتشار و تنظیم مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طوری خلاصه وار و در بازه‌های زمانی هفت روزه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و سی‌اُمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول نخستین هفته از دی ماه سال 1395 (01 الی 08 دی ماه 1395) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و سی‌اُمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل نامه خائنانه ضد انقلاب به رئیس جمهور آینده آمریکا و واکنش کارکنان رادیو فردا به این نامه وقیحانه، واکنش این رسانهٔ آمریکایی به قطعنامه ضد اسرائیلی شورای امنیت با بزرگنمایی قطعنامه حقوق بشری سازمان ملل علیه ایران، تلاش رادیو فردا برای تبلیغ مصرف مشروبات الکلی در ایران، خاطره بازی این رسانهٔ فارسی زبان با آثار سیاست‌های غرب در سوریه و ... را مورد مشاهده نمایید.


داستان خیانتی بزرگ!

یکی از مهم‌ترین رویدادهای خبری این هفته، داستان خیانتی بزرگ است که عده ای ایرانی نما، در حق ملت و کشور ایران انجام داده‌اند؛ در این هفته 30 تن از عناصر ضد انقلاب غرب نشین، نامه ای را خطاب به "دونالد ترامپ" رئیس جمهوری آینده ایالات متحده آمریکا نوشته و در آن رسماً و با افتخار خواستار اعمال تحریم‌های بیشتر و شدیدتر علیه کشورمان شده‌اند؛ نامه ای که خیانتکار بودن این قشر و دروغ بودن دلسوزی‌هایشان را به شکلی غیر قابل انکار به نمایش می‌گذارد.

در همین راستا، در بخش ابتدایی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز به بررسی واکنش تعدادی از کارکنان رسانهٔ صهیونیستی – امریکایی رادیو فردا به این نامه می‌پردازیم؛ جایی که این افراد با درک خیانت بزرگ صورت گرفته، تلاش کرده‌اند تا هر کدام به شکلی خود و رادیو فردا را از پیامدهای این رفتار وقیحانه دور نگاه دارند.


غلط زیادی ضد انقلاب با نگارش نامه خائنانه

یکی از کارکنان رادیو فردا که در این هفته به نامه خائنانه ضد انقلاب به ترامپ واکنش نشان داده است، "کامبیز حسینی" مجری و برنامه ساز این رسانهٔ دولتی آمریکایی است که با پیامی تلاش کرده است تا با اعتراض به محتوای این نامه، نگارشان را غلطی زیادی از سوی ضد انقلاب دانسته و در نتیجه حداقل در ظاهر به گونه ای وانمود کند که عقاید وی با افراد امضاکننده این نامه متفاوت و در تعارض است.
 
"کامبیز حسینی" در صفحه فیس‌بوک خود با انتشار مطلبی نوشته است: «از زمانی که "نامه به ترامپ" در فضای مجازی "داستان" شده است گروه زیادی از دوستان این صفحه نظر من را خواسته‌اند و باید عرض کنم که مواضع من کاملاً در برنامه‌هایی که تهیه می‌کنم مشخص است و با هر گونه تحریم و جنگ و خشونت و این حرف‌ها مخالفم. تحریم هوشنمد و غیر هوشمند نداریم! تحریم تحریم است و دودش به چشم مردم عادی می‌رود. اصلاً اگر کسی هوش داشت که جنگ و تحریم راه نمی‌انداخت. هوشمندانه‌ترین کار ممکن صلح است. ضمن اینکه لزوماً کسی که دم از صلح می زند موافق جمهوری اسلامی نیست!‌ هر کس هم به ترامپ نامه نوشت غلط کرد!»
 
این در حالی است که این مجری باسابقه ضد ایرانی با تولید و اجرای برنامه‌هایی مانند "پارازیت"، "در ساعت 5 عصر"، "پولتیک" و ... که تنها هدفشان سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی ایران و ایجاد زمینه لازم برای تویجه اعمال تحریم‌های ضد ایرانی توسط غرب بوده است، پیش‌تر چهره حقیقی و خائن خود را برملا کرده است و مردم به قدری بینش و آگاهی دارند که راست را از دروغ تشخیص دهند.
 
بر اساس اخبار منتشر شده، 30 نفر از اعضای گروه‌های ضد انقلاب از جمله افرادی مانند سیاوش صفوی، احمدی باطبی، مجید محمدی، امیرحسین اعتمادی و ...، با امضا و ارسال نامه ای برای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آینده ایالات متحده آمریکا، با بیشرمی و وقاحت تمام، جمهوری اسلامی را هم رده داعش دانسته، با نسبت دادن برخی عملیات‌های تروریستی در کشورهای اروپایی به ایران، کشورمان را عامل و ریشه تروریست‌ها در منطقه معرفی کرده و به فروختن هم‌وطنان ایرانی خود به آمریکا، از رئیس آینده کاخ سفید درخواست کرده‌اند که با اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه کشورمان، فضایی را ایجاد کنند که این خائنین بتوانند با عقده‌گشایی، خشم خود در قبال نظام جمهوری اسلامی ابراز نماید.


پیامدهای "توهم کمک" به مردم ایران

یکی دیگر از کارنان این رسانهٔ فارسی‌زبان وابسته به دولت آمریکا که به نامه این وطن‌فروش‌ها واکنش نشان داده، "رضا ویسی" بود که اذعان داشته بود بسیاری از ایرانیان خارج نشین، دچار "توهم کمک" به ملت ایران هستند.

"رضا ویسی" در صفحه شخصی فیس‌بوک خود با انتشار مطلبی کوتاه این گونه آورده است: «هفت سالی که درون کشور نیستم هر روز و شبش را سخت تلاش کرده‌ام نزدیک به زندگی مردمان درون سرزمینم فکر کنم، بنویسم و سخن بگویم تا اگر کمکی نیستم دردی بر دردهای بسیارشان نیفزایم. برخی از ما خارج نشینان گاه بهتر است از توهم کمک کردن به ایران و ایرانیان دست بر داریم و هیچ کاری نکنیم... هیچ...»

این در حالی است که در طول سه دهه‌ای که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته است، وطن‌فروشان ضدانقلابی که خود را ایرانی وفادار و دلسوز به وطن معرفی کرده‌اند، همواره به وسیله‌هایی مختلف ازجمله همین رادیو فردا، تلاش کرده‌اند تا با فضاسازی‌های ضد ایرانی و سیاه نمایی علیه وضعیت داخلی کشورمان، زمینه‌ای را فراهم آورند که دشمنان غربی این مرزوبوم بتوانند با بهره‌برداری از آن و با آن بهانه، خصومت‌های خود را عملی کرده و ملت ایران را تحت‌فشار قرار دهند.

در چنین شرایطی، این به‌ظاهر ایرانیان که نگران هم‌وطنانشان نیز هستند، به یکی از تندترین افراد در دشمنی با ایران که "دونالد ترامپ" رئیس‌جمهوری آینده آمریکاست، نامه می‌نویسند و رسماً و علناً خواستار اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی و تحریم‌های شدیدتر بر مردم کشورمان می‌شوند؛ مردمی که به‌خوبی و با بصیرت بالا تفاوت وطن‌دوست و وطن‌فروش را دانسته و در تمامی حالت‌ها، چه با امضای این‌چنین نامه‌ای و چه با برائت جستن‌های دروغین، واقعیت‌ها را می‌فهمند.


تلاش برای تبرئه ضد انقلاب از خیانتی بزرگ

در ادامه واکنش کارنان رادیو فردا که به رسانه‌ای فامیلی مشهور شده است، برادر "کامبیز حسینی" که در ابتدا به واکنش وی در این خصوص پرداختیم، یعنی "کیوان حسینی" نیز همانند برادرش در صفحه شخصی فیس‌بوک خود، به این نامه واکنش نشان داده و در حرکتی متفاوت با دیگر همکاران و حتی برادرش، تلاش کرده است تا با طرح ادعایی مبنی بر ناشناخته بودن امضاکنندگان این نامه خائنانه، به طور کلی جریان‌های اصلی ضد انقلاب را دران بی تقصیر نشان دهد.

"کیوان حسینی" در صفحه فیس‌بوک خود با پرداختن به این ادعا، نوشته است: «یکی از نکات مهم درباره نامه اخیری که خطاب به ترامپ نوشته‌شده، گمنامی گروه بزرگی از امضاکنندگان است. این مسئله چرا مهم است؟ چون این نامه در تلاش است تا با ارائه تحلیلی از اوضاع سیاسی ایران و همچنین بررسی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، به رییس‌جمهوری بعدی آمریکا راه‌حل پیشنهاد کند. لحن نامه چنین است که گویا امضاکنندگان نامه، اطلاع دقیقی از وضعیت دارند و به‌واسطه اشرافی که بر اوضاع دارند به این نتیجه رسیده‌اند که تحلیلشان و راه‌حلشان را به شکل عمومی با رییس‌جمهور آمریکا در میان بگذارند. اما اگر نگاهی به اسامی بی اندازید، به‌جز مجید محمدی، حتی نام یک نفر دیگر را پیدا نمی‌کنید که در رسانه‌های فارسی که آزادانه فعالیت می‌کنند، به‌عنوان تحلیلگر مسائل ایران یا صاحب‌نظر روابط بین‌الملل با او به‌طور مرتب مصاحبه شود. و فقط هم این نیست که کسی به آن‌ها زنگ نمی‌زند تا با آن‌ها مصاحبه کند. تقریباً هیچ‌کدامشان به‌استثنای مجید محمدی، نظراتشان را به‌طور مستمر درباره تحولات سیاسی ایران و جهان، در چارچوب مقاله نمی‌نویسند. یا اگر می‌نویسند جز احتمالاً وبلاگشان یا فیس‌بوک، در هیچ‌یک از رسانه‌های معتبر مقالاتشان منتشر نمی‌شود. بعد از چند کامنت به این نتیجه رسیدم که یک توضیح ضروری بنویسم تا جلوی یک سوءتفاهم را بگیرم. این نکته که گروهی از امضاکنندگان، نام‌هایی ناآشنا هستند، نکته‌ای حاشیه‌ای درباره مسئله نامه جنجال‌برانگیز است. قطعاً مسئله اصلی محتوای نامه است. اما درعین‌حال اسامی امضاکنندگان و وزن آن‌ها در فضای سیاسی امروز، از متن نامه هم جدا نیست. این پرسش درباره این نامه کماکان پابرجاست که چرا تعداد نام‌های آشنای در پای این نامه انگشت‌شمارند؟»

گذشته از شخصیت و رفتارهای خود "کیوان حسینی" که همانند برادرش کاملاً نشان‌دهنده چهره یک خائن است، باید به این نکته اشاره داشت که امضاکنندگان نامه مذکور که 30 نفر هستند، تماماً افرادی شناخته‌شده در بین جریان‌های مختلف ضدانقلاب هستند؛ افرادی که در زمان حضور در ایران وقایعی تلخ مانند فتنه سال 1378 و 1388 را رقم زدند و پس از فرار به غرب نیز این‌گونه به خیانت‌هایشان ادامه دادند.

برخلاف ادعای این کارمند رادیو فردا، تنها فرد مطرح در میان امضاکنندگان این نامه ضد ایرانی، فقط "مجید محمدی" نبوده است بلکه نام افراد مختلفی در این لیست به چشم می‌خورد؛ "احمد باطنتی" و نامزد هم‌فکرش "تارا نیازی"، "امیرحسین اعتمادی"، "نیما راشدان"، آرش سبحانی"، "سیاوش صفوی" و ... جزئی از این افراد هستند که سوابق ضدانقلابی هرکدام کاملاً موجود و غیرقابل‌انکار است.

هرچند این جریان خائن با مطرح کردن نام گروهی گمنام موسوم به «انجمن دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران» مستقر در آمریکا، تلاش کرده‌اند تا خود را از پیامدهای این خیانت درامان نگاه‌دارند.


بازتاب قطعنامه ضد ایرانی برای فرار از پذیرش قطعنامه ضد صهیونیستی

یکی از اتفاقات دیگری که این هفته را تحت شعاع خود قرار داده بود، قطعنامه تاریخی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه رژیم اشغالگر صهیونیستی و در محکومیت شهرک سازی های بدون توقف اسرائیل در خاک فلسطین بود که واکنش‌های بسیاری را نیز به دنبال داشت.

اما همزمان با این قطعنامه، سازمان ملل متحد در اقدامی از پیش طراحی شده، با طرح ادعاهای همیشگی غرب علیه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، کشورمان را به نقض آن‌ها متهم کرده است و رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز تلاش کرده است تا با بهره برداری از این رفتار سازمان ملل، با بازتاب قطعنامه ضد ایرانی، ذهن مخاطبین خود را از قطعنامه ضد اسرائیلی تاریخی شورای امنیت دور نگاه دارد.
 
رادیو فردا در برنامه این هفته "دریچه"، توسط "مهتاب وحیدی راد" گوینده و مجری این برنامه مطرح می‌کند: «مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز دوشنبه قطعنامه‌ای را تصویب کرد که در آن از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد شده. این قطعنامه با رأی موافق 85 کشور عضو سازمان ملل به تصویب رسید، 35 کشور با آن مخالفت کردند و 63 کشور دیگر نیز به آن رأی ممتنع دادند. شمار اعدام‌ها، بازداشت روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی و محدودیت آزادی بیان، وضعیت اقلیت‌های دینی و شرایط زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ازجمله مواردی است که در این قطعنامه مورد انتقاد قرار گرفته است. این قطعنامه پیش‌تر در تاریخ بیست و پنجم آبان ماه با همین تعداد رأی در کمیته سوم سازمان ملل نیز به تصویب رسیده بود.»
 
"حسن نائب هاشم"، که گوینده رادیو فردا وی را "فعال حقوق بشر ساکن وین" معرفی می‌کند، نیز در تأیید نگرانی‌های رادیو فردا ادامه می‌دهد: «متأسفانه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی آن چنان فاحش هست و آن چنان سیستماتیزه هست و آن چنان گسترده است که سال‌هاست هم کمیته سوم سازمان ملل و هم خود مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه صادر می‌کنند در رابطه با ایران و همچنین در رابطه با این مسئله هستش که ایران از جمله معدود کشورهایی هستش که گزارشگر ویژه کشوری داره.»
 
برنامه "دریچه" و رادیو فردا در شرایطی به این قطعنامه پرداخته‌اند و آن را اثباتی بر نقض گسترده حقوق بشر در کشورمان می‌دانند که بررسی واقعیت‌ها و مقایسه وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران با بسیاری دیگر از کشورهای جهان، به‌ویژه کشورهای غربی، نشان می‌دهد، همان‌گونه که مقام‌های کشورمان در واکنش به این قطعنامه به آن تأکید کرده‌اند، طرح و تصویب آن‌که با تلاش برخی کشورها مانند کانادا صورت گرفته است، کاملاً سیاسی و جهت‌دار بوده است.
 
در شرایطی که عربستان سعودی و متحدانش، با حمایت‌ها و همکاری‌های آمریکا، انگلیس و ... تمام زیرساخت‌های یمن را با خاک یکسان کرده و میلیون‌ها نفر را به شکل‌هایی مختلف قربانی تجاوز خود قرار داده‌اند و دراین‌بین تسلیحات متعلق به غرب بر سر مردان، زنان و حتی کودکان یمنی آوار می‌شود، در شرایطی که دولت آل سعود و آل خلیفه در عربستان و بحرین، به‌وفور آزادی مذهب، آزادی زنان، آزادی بیان و ... را زیر پا می‌گذارند، در شرایطی که تروریست‌های تحت حمایت غرب سرهای کودکان را در سوریه می‌برند، در شرایطی که رژیم اشغالگر صهیونیستی در فلسطینیان را در سرزمین‌های خود به خاک و خون می‌کشند و ...، آیا صدور قطعنامه سازمان ملل متحد علیه ایران منطقی و از روی حقیقت است؟!
 
اصلاً آیا انتصاب گزارشگر ویژه حقوق بشری در امور ایران آن‌هم درحالی‌که بسیاری از کشورهایی که در بالا نیز به برخی از آن‌ها اشاره شد، آشکارا به نقض انسانیت می‌پردازند، از این موضوع دورمانده‌اند، حرکتی سیاسی محسوب نمی‌شود؟! بخصوص وقتی‌که تنها طیف‌های سیاسی مخالف نظام جمهوری اسلامی به‌عنوان منابع اطلاعاتی این گزارشگر ویژه مورداستفاده و توجه قرار بگیرند.
 
شایان‌ذکر است که همزمان با این قطعنامه ضد ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل که مخالفان جدی خودش را نیز داشته است و قاطعیتی در تصویب آن مشاهده نمی‌شود، قطعنامه‌ای با قاطعیت و رأی مثبت 14 عضو از 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل و بدون حتی یک رأی مخالف به تصویب رسیده است که گویای تنها یکی از رفتارهای رژیم اشغالگر صهیونیستی علیه حقوق انسان‌هاست؛ این قطعنامه که با 14 رأی موافق و یک رأی ممتنع از سوی آمریکا که البته آن نیز به‌نوعی رأی موافق محسوب می‌شود، توسط شورای امنیت سازمان ملل تصویب گردیده است و تداوم شهرک‌سازی‌های اسرائیل در سرزمین‌های فلسطین را محکوم می‌کند، به‌نوعی تاریخی‌ترین و تنها قطعنامه قاطعانه این شورا بر ضد رژیم صهیونیستی نیز محسوب می‌شود که البته با خشم مقام‌های اسرائیل نیز همراه بوده است.


ایستگاه ویژه مشروبات الکلی در رادیو فردا

یکی دیگر از برنامه‌های هفتگی رسانه صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که به طور ویژه اهداف ضد ایرانی را دنبال می‌کند، "ایستگاه پنجشنبه" است که در بخشی از برنامه این هفته شاهد رونمایی از ایستگاه ویژه رادیو فردا برای تبلیغات مشروبات الکلی بوده‌ایم.
 
"فرشید منافی" و "آرش حسن نیا" گویندگان برنامه این هفته "ایستگاه پنجشنبه" در بخش ویژه "ایستگاه اقتصاد"، طبق معمول با چاشنی طنز و شوخی وقیحانه، با تلاش در جهت القای این ادعا که مردم در ایران به شدت و به طور معمول به مصرف مشروبات الکلی می‌پردازند، سعی کرده‌اند که این موضوع و مصرف این نوشیدنی‌ها را نیز رفتاری عادی نشان دهند.
 
این دو گوینده رادیو فردا در مکالمه با یکدیگر با پرداختن به این موضوع، این گونه می گویند: «این قضیه مشروبات الکلی اصلاً داستانی شده و میشه اصلاً چالش راه انداخت. چالش قیمت مشروبات الکلی در هر جا که هستید. مثلاً یک زمانی رو هم میتونیم بذاریم که انتهاش منجر به تدوین و تهیه یک گزارش بشه و گزارشش رو هم مثلاً بنویسیم یا بیایم همینجا برای مخاطبای ایستگاه بگیم. آره برای انتهای سال 95 سؤال خوبیه. چالش مشروبات الکلی. قیمت مشروبات الکلی اونجا که شما هستید چنده؟ شاید بتونیم ارزونش هم بکنیم. قیمت‌ها رو کنترل کنیم.»
 
این در حالی است که بر اساس آمار سازمان بین المللی مشروبات الکلی، در امریکا سالانه بیش از سه میلیارد لیتر از این نوشیدنی‌های الکل دار مصرف می‌شود.
 
این سازمان با تأکید بر این واقعیت که " امروزه آمریکایی‌ها مشروبات الکلی را نوشیدنی ملی خود تلقی می‌کنند. "، به سیر نزولی قیمت این نوع نوشیدنی‌ها در آمریکا و راحت تر شدن دسترسی مردم به آن‌ها نیز اذعان نموده است.
 
در گذشته‌ها، مشروبات الکلی به قدری در آمریکا گران بود که به نوعی به نوشیدنی مورد استفاده مردم ثروتمند و کالایی لوکس شناخته می‌شود اما اکنون این روند کاملاً تغییر کرده است و مردم ایالات متحده با حداکثر 15 دلار در ماه که هزینه ای بسیار اندک است می‌توانند به مقدار قابل توجهی از مشروبات الکل دار دست پیدا کنند.
 
در ایالات متحده حداقل فقط سه میلیون نوجوان بین 14 تا 17 ساله دچار اعتیاد به مصرف مشروبات الکلی هستند که اکثراً به نقش تبلیغات بالای این نوشیدنی‌ها در اماکن عمومی و رسانه‌های آمریکا در وضعیتی که دچارش هستند، اذعان نموده‌اند.
 
بعلاوه روزانه بیش از 65 نفر در این کشور به دلیل سوءمصرف مشروبات الکلی دچار سانحه رانندگی شده و جان خود را از دست می‌دهند.
 
جالب است که خسارت و هزینه‌های کلی ناشی از مصرف مشروبات الکلی در آمریکا به رقمی بیش از 276 میلیارد دلار برآورد گردیده است که بسیار قابل توجه است.
 
در چنین شرایطی و در حالی که آمریکا خود در گرداب مصرف مشروبات الکلی دست و پا می زند و هر روز بیش از پیش فرو می‌رود، رادیو فردا و "ایستگاه پنجشنبه" تلاش کرده‌اند تا با دیکته کردن فرهنگ آمریکایی و خواسته‌های آن‌ها، جامعه ایرانی را نیز با همان پیامدهایی همراه سازند که در بالا به بخشی از آن‌ها اشاره گردید.


آلبوم خاطرات سیاست‌های آمریکا در سوریه

آزادسازی "حلب" در سوریه از چنگال تروریست‌های غربی – تکفیری، همانند تیری در قلب حامیان آن‌ها فرو نشسته است و به همین دلیل واکنش پیاپی و مداوم ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رادیو فردا را نیز به دنبال داشته است.

در این هفته نیز ما شاهد انتشار بخشی ویژه در رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بوده‌ایم که به نوعی می‌توان از آن به آلبوم خاطرات سیاست‌های آمریکا در سوریه و حلب، یاد کرد.
 
رادیو فردا در این بخش با استفاده از عنوان «نامش حلب بود» منتشر کرده است، به انتشار تصاویری از بازمانده‌های حلب و مردمش پس از آزادی از چنگال تروریست‌ها پرداخته و در توضیح این عمل خود نیز می‌آورد: «ساعاتی پس از آن‌که شورشیان سوری، با روسیه برای خروج از حلب توافق کردند، مسکو از بازگشت کنترل کل شهر به دولت مرکزی خبر داد. با این حساب، حلب که زمانی مهم‌ترین مرکز اقتصادی و بزرگ‌ترین شهر سوریه بود، در پی سال‌ها جنگ داخلی، بار دیگر به تصرف کامل نیروهای بشار اسد درآمد. با این تفاوت که آنچه از شهر باقی‌مانده، شباهتی به آنچه از آن توصیف می‌شد، ندارد.»
 
رادیو فردا در این تصاویر به وضعیت مردمی پرداخته است که یا خود مجروح این جنایت‌ها هستند و یا خانه و کاشانه، دارایی و حتی اعضای خانواده خود را در راستای جنایت‌های این تروریست‌ها ازدست‌داده‌اند؛ اما به‌نوعی جمله‌های خود را بیان می‌کند که نه‌تنها هیچ‌گونه از این تروریست‌ها و جنایت‌هایشان سخنی به میان نمی‌آورد، بلکه تلاش می‌کند تا خود را دلسوز ملت سوریه و دولت رسمی، قانونی و مشروع این کشور را خون‌خوار و دشمن مردم معرفی کند.
 
اما آیا بهتر نبود واقعیت آنچه در طول این ماه‌ها اشغال، بر مردم "حلب" و این شهر گذشته است را از زبان خود آن‌ها جویا شویم؛ ماه‌هایی تلخ و سیاه که بزرگ‌ترین و یکی از زیباترین شهرهای سوریه را به آوارهایی خاکی و نابودشده تبدیل ساخته و هزاران نفر را قربانی کرده است و در طول این ماه‌ها، این ایالات‌متحده آمریکا و هم‌پیمانان غربی‌اش بودند که باسیاست‌های خود تلاش کردند تا به این اشغالگری تروریست‌ها تداوم ببخشند.
 
گذشته از این‌که ابتدای درگیری‌ها در سوریه و آغاز فعالیت‌های مسلحانه گروه‌های مختلف تروریستی مانند داعش و جبهه النصره در این کشور، ناشی از سیاست‌های آمریکا بوده است، آیا در دوران اشغال حلب به دست تروریست‌ها، ایالات‌متحده، حتی یک‌بار برای وضعیت مردم این شهر که در چنگ این جنایت‌کاران اسیر بودند، دل سوزاند؟!
 
آمریکا و هم‌پیمانان غربی و عربی‌اش در ماه‌هایی که مردم حلب با جنایات تروریست‌ها مواجه بودند و حتی کودک 12 ساله نیز در مقابل دوربین و چشمان جهانیان سر بریده شد، نه‌تنها نگران مردم این شهر نبودند، بلکه در بودجه سالانه خود، کاملاً رسمی و آشکارا، بخشی ویژه را برای حمایت مالی و تسلیحاتی از این تروریست‌ها و آموزش نظامی به آن‌ها اختصاص داده‌اند.
 
رادیو فردا و دیگر رسانه‌های وابسته به دولت آمریکا در شرایطی که ماه‌ها در برابر جنایت‌های غیرانسانی و وحشیانه تروریست‌ها در حلب سکوت کرده بودند و چشمان خود را بر روی واقعیت‌ها بسته بودند، اکنون‌که این شهر به دست نیروهای مردمی و دولتی سوریه از چنگال این خون‌خوارهای انسان‌نما درآمده است، این‌گونه دلسوزانه و به شکل‌هایی مختلف، ملت سوریه را مورد هدف محبت‌های بی‌پایان خود قرار می‌دهند.
 
آیا این نوع رفتارهای دوگانه، دلیلی جز فرار از پذیرش شکست سیاست‌های استعمارگونه آمریکا در سوریه است؟! آیا مخاطبین به‌واقع آن‌قدر ساده‌اندیش و سطحی‌نگر هستند که این‌گونه رفتارهای متناقض و دوگانه را درک نکنند؟!


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و سی‌امین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از دی ماه 1395 (01 الی 08 دی ماه 1395) پرداخته است.
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *