دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ تهران ۱۵:۱۱ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷
 
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵
ساعت ۲۲:۴۰
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 129)
1395/09/24 الی 1395/09/30

یکصد و بیست و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و بیست و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
پایان یافتن فصل پاییز سال 1395 با تنظیم و انتشار یکصد و بیست و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز همراه بوده است که به طور خلاصه، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های رادیو فردا در چهارمین هفته از آذر ماه را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
                           
چهارمین هفته از آذر ماه و هفته پایانی از فصل پاییز سال 1395 نیز سپری شده و رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته نیز تمام توان خود را به کار بسته بود تا از فرصت‌های پیش آمده در موضوعات مختلف، ضمن تداوم بخشیدن به دشمنی‌های ذاتی خود با نظام جمهوری اسلامی ایران، اهداف تعیین شده از سوی اربابانش را دنبال نماید.
 
در همین راستا، رادیو دیروز با انتشار و تنظیم مجله ای هفتگی با عنوان «رادیو فردا در هفته ای که گذشت!»، در بازه‌های زمانی هفت روزه، بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید را به طوری خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار داده و واقعیت‌ها را برای مخاطبین خود بازگو نموده است..
 
بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و بیست و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از آذر ماه سال 1395 (24 الی 30 آذر ماه 1395) پرداخته است.
 
شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و بیست و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش رادیو فردا به نقض صریح برجام توسط آمریکا، تلاش رسانهٔ دولتی آمریکا به اثبات عدم آزادی در ایران، تلاش‌های حقوق بشری رادیو فردا برای حمله رسانه ای به کشورمان با بهانه‌هایی مختلف از قبیل شکنجه در زندان‌ها، دفاعیات این رسانه ی فارسی زبان از تروریست های منافق، ادعاهای ضد ایرانی اسرائیل در واکنش به آزادسازی حلب، نقش شوم آمریکا و تسلیحات آمریکایی در قتل عام ملت یمن و ... را مورد مشاهده نمایید.
 
 
وقاحت آمریکا در عهدشکنی آشکار!
 
یکی از مهم‌ترین موضوعات پیش آمده در هفته پایانی پاییز 1395، نقض آشکار برجام توسط دولت و کنگره آمریکا و تمدید 10 ساله قانون تحریم‌های ضد ایرانی توسط آن‌ها بود که در این هفته مورد توجه اکثر رسانه‌های جهان قرار گرفت.
 
در این بین ما شاهد این بودیم که رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در تمامی گزارش‌های خود تلاش کرده است تا ضمن طرح این ادعا که تمدید این تحریم‌ها، نقض برجام و توافق هسته ای به حساب نمی‌آید، این گونه عهدشکنی‌های اربابانش را توجیه نماید؛ هر چند کنار هم قرار دادن موارد مختلف این عهدشکنی‌ها و اتفاقات همزمان مشابه، واقعیت را به خوبی نشان می‌دهد.
 
در همین راستا، بخش ابتدایی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به بررسی این موضوع‌های مربوط به این جریان اختصاص داده‌ایم.
 
 
افتخار رادیو فردا به نقض صریح برجام توسط آمریکا

 
از ابتدای امضای برجام یا همان توافق هسته ای صورت گرفته میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5، دولت امریکا علیرغم متعهد شدن به این توافق، در عمل بارها و بارها آن را نادیده گرفته و به نقض آن اقدام کرده است، اما هربار هم مقامات آمریکایی و هم رسانه‌های تحت امرشان تلاش کردند تا با پنهان ساختن واقعیت، به گونه ای وانمود کنند که ایالات متحده کاملاً بر توافق و تعهدات خود پایبند است.
 
اما در این هفته، تمدید 10 ساله قانون تحریم‌های ضد ایرانی توسط کنگره آمریکا و با همراهی دولت این کشور، عهدشکنی این شیطان بزرگ را بیش از پیش به جهانیان نشان داد؛ در حالی امریکا با این اقدام خود آشکارا برجام را نقض کرده است که رادیو فردا باز هم با گزارش‌های خود تلاش کرده است تا این تحریم‌ها را از برجام جدا نشان داده و چهره واقعی اربابانش را پنهان نگاه دارد.
 
رادیو فردا در گزارشی که به این منظور و در این هفته منتشر کرده است، این گونه می‌آورد: «مصوبه تمدید تحریم‌های ایران بدون امضای اوباما قانون شد؛ باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز پنجشنبه ۲۵ آذر، اجازه داد که قانون تحریم‌های ایران، موسوم به داماتو، برای ۱۰ سال آینده تصویب شود. اما آقای اوباما از امضای آن مصوبه خودداری کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز، جان ارنست، سخنگوی کاخ سفید، گقت: "تحریم‌های ایران بدون امضای رئیس‌جمهوری آمریکا تمدید شد." بر اساس این گزارش، خودداری باراک اوباما از امضای مصوبه تمدید تحریم‌های ایران در شرایطی صورت گرفت که او ۱۰ روز از امضای آن خودداری کرده بود و بر اساس قوانین آمریکا، در این صورت، مصوبه مذکور به‌طور خودکار تبدیل به قانون شد. پیش از این، اریک شولتز، یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه آمریکا، روز دوم آذر، گفته بود که انتظار می‌رود آقای اوباما این مصوبه را تأیید کند. مصوبه تمدید قانون تحریم‌های ایران با اکثریت آراء در دو مجلس نمایندگان و سنای آمریکا تصویب شده بود. این لایحه با رأی مثبت ۴۱۹ نماینده و تنها یک رأی مخالف در مجلس نمایندگان به تصویب رسید و در مجلس سنا نیز با ۹۹ رأی موافق تصویب شد. برنی سندرز، نامزد سابق حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در رأی‌گیری مجلس سنا شرکت نکرده بود. اعتبار قانون فعلی تحریم‌های ایران روز ۱۱ دی به پایان می‌رسد. این قانون از سال ۱۹۹۶ میلادی و در دولت بیل کلینتون اجرایی شد و بر اساس آن، سرمایه‌گذاری بیشتر از ۲۰ میلیون دلار در صنایع ایران به‌ویژه در صنایع انرژی ممنوع است. کنگره آمریکا پیش‌تر در سال ۲۰۰۶ میلادی به تمدید ۱۰ ساله این تحریم‌ها رأی داده بود و با رأی اخیر کنگره، این قانون تا سال ۲۰۲۶ میلادی تمدید شده است. به نوشته رویترز، جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید، گفت: "دولت آمریکا روشن کرده است که تحریم‌های ایران گرچه ضرورت ندارد ولی برخلاف تعهدات ما در برجام نیست." جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید، در واکنش به این دستور با اشاره به اینکه جزئیات این موضوع روشن نیست، گفت:"آنچه اعلام شده نقض توافق هسته‌ای نیست و واشینگتن به توانایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای سنجش پایبندی ایران به برجام اطمینان دارد." به نوشته رویترز، جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، روز پنجشنبه گفت که اجرای توافق اتمی با ایران، به‌عنوان یک هدف استراتژیک برای ایالات‌متحده باقی می‌ماند.»
 
این در حالی است که بر اساس برجام (برنامه جامع اقدام مشترک هسته‌ای) که به امضای ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 ازجمله ایالات‌متحده آمریکا و تأیید اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد رسیده است، برخلاف ادعاهای مقامات کاخ سفید و اصرارهای رادیو فردا، تمدید این تحریم‌ها کاملاً ناقض مفاد آن بوده و نشانهٔ آشکار دیگری در عهدشکنی‌های طرف‌های غربی این توافق است.
 
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در همین رابطه اخیراً و قبل از قانونی شدن تمدید تحریم‌های کشورمان، اذعان داشته بود که " قانون داماتو دیگر وجود ندارد بلکه قانونی به اسم ISA (قانون تحریم‌های ایران) وجود دارد که در پایان سال 2016 مدت آن تمام می‌شود. ظاهراً گروهی به دنبال تمدید این قانون هستند که ما نیز تذکر داده‌ایم که تمدید این قانون مغایر برجام است.
 
این واقعیت بارها توسط دیگر مقام‌های درگیر در "برجام" چه رئیس‌جمهور و مقامات دولتی ایران، چه مقام‌های مربوطه در دیگر کشورهایی مانند روسیه و چین نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران نیز در همین راستا، سوم آذرماه در دیدار با جمعی از بسیجیان کشور به تلاش برای تمدید قانون ده ساله تحریم‌های کشورمان در آمریکا اشاره کرده و تأکید فرمودند: "اگر این تمدید، اجرایی و عملیاتی شود، قطعاً نقض برجام است و بدانند جمهوری اسلامی ایران حتماً در مقابل آن واکنش نشان خواهد داد. دولت آمریکا علاوه بر آن قول‌ها و تعهداتی که در قضیه برجام انجام نداده، و یا ناقص عمل کرده است و مسئولان دست‌اندرکار برجام هم صراحتاً به این موضوع اشاره کرده‌اند، اکنون برجام را وسیله‌ای برای فشار مجدد بر ایران قرار داده است. "
 
اکنون که این تحریم‌های ضد ایرانی به‌طور قانونی ده سال تمدید شده است، باید دید وزارت امور خارجه کشورمان چه واکنشی به این عهدشکنی آشکار آمریکا نشان خواهد داد؛ البته نکته جالب‌توجه برای ما اینجاست که رادیو فردا به‌گونه‌ای باافتخار و ذوق‌زدگی از این عهدشکنی خبر می‌دهد که گویی از ابتدا نیز خواهان همین اتفاق بوده است و وقتی مجموعه‌ای این‌چنین در خصوص اعمال فشار بر ملت ایران ابراز رضایت می‌کند نباید انتظار داشت، دلسوزی‌هایش در موضوعات دیگر نیز برای جامعه ایرانی، حقیقت داشته باشد.
 
 
تأیید عهدشکنی آمریکا توسط بانک‌های غربی
 
اتفاق دیگری که همزمان با تمدید تحریم‌های ضد ایرانی توسط آمریکا صورت گرفت و باعث شد که تلاش‌های ابزارهای رسانه ای واسته به کاخ سفید از جمله رادیو فردا برای پنهان ساختن حقیقت، بی اثر بماند، اذعان مقام‌های اروپایی از جمله مقام‌های رسمی سوئیس به نقش ایالات متحده در اجرایی نشدن کامل رفع تحریم‌های بانکی علیه کشورمان بوده است.
 
جایی که رادیو فردا نیز در تشریح اهداف سفر یکی از مسئولین دولت ایران به دو کشور سوئیس و سوئد، به این موضوع اذعان نموده است و با تأکید بر "احتیاط" بانک‌های سوئیسی در همکاری با ایران "از بیم تهدیدهای آمریکا"، عنوان کرده است: «محمد نهاوندیان، رئیس دفتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، ضمن تشریح اهداف سفر خود به دو کشور سوئیس و سوئد در هفته گذشته، تهدیدهای آمریکا را باعث احتیاط بانک‌های سوئیسی در همکاری با ایران عنوان کرد. محمد نهاوندیان روز ۱۷ آذرماه به سوئیس سفر کرد و در جریان این سفر با یوهان اشنایدر آمان، رئیس‌جمهوری سوئیس و بانکداران سوئیسی گفت‌وگو داشت. به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس دفتر حسن روحانی با اشاره به فشارهای بانکی واشینگتن علیه ایران گفت: "بانک‌های سوئیس ۱۵ سال جریمه آمریکایی‌ها را به همراه داشته‌اند و انواع و اقسام نظارت‌ها و مقررات سنگین بر آن‌ها اعمال‌شده است. دو بانک بزرگ سوئیس دراین‌باره جریمه‌های میلیارد دلاری پرداخت کرده‌اند." وی افزود: "۱۱۰ بانک سوئیس درگیر مقررات آمریکایی‌هاست و سیاست ارعاب و تهدید آمریکایی‌ها این بانک‌ها را در رابطه با ایران محتاط کرده است". گرچه بیش از یک سال از توافق اتمی ایران با گروه ۱+۵ می‌گذرد و بسیاری از تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران رفع شده، به تصریح حسن روحانی، تنها بانک‌های کوچک و متوسط با ایران مناسبات مالی برقرار کرده‌اند. دلیل "احتیاط" بانک‌های بزرگ جریمه‌های سنگینی است که آمریکا پیش‌تر علیه بانک‌های اروپایی به خاطر نقض تحریم‌ها وضع کرده بود. برای نمونه بانک فرانسوی بی‌ان‌پی پاریبا ۸ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار به خاطر "نقض تحریم‌ها" جریمه شد. این بانک پس از آن بدون هیچ توضیحی حتی حساب مشتریان عادی ایرانی مقیم فرانسه را بست. بانک کردیت سوئیس نیز در سال ۲۰۰۹، مبلغ ۵۳۶ میلیون دلار به خاطر رابطه با ایران جریمه شد. آمریکا معاملات دلاری با ایران را ممنوع کرده و همچنین بانک‌ها نمی‌توانند با استفاده از نظام مالی آمریکا با ایران رابطه داشته باشند. از سوی دیگر تحولات سیاسی آمریکا، به ویژه انتخاب دونالد ترامپ که می‌گوید برجام را قبول ندارد، آینده ارتباطات مالی با ایران را بیشتر در ابهام فرو برده است. افزون بر این تصویب تمدید ده ساله قانون تحریم ایران در کنگره آمریکاست، که از سوی مقام‌های ایرانی به نقض برجام تعبیر می‌شود. محمد نهاوندیان گفت در حدود ۱۱ ماه پس از برجام بانک‌های سوئیس و ایران نزدیک به هشت میلیارد دلار عملیات بانکی با ایران داشته‌اند. به گفته آقای نهاوندیان، به سوئیس پیشنهاد شده که بانک‌های ایرانی بتوانند شعباتی در این کشور داشته باشند تا کار با ایران تسهیل شود. در همین حال برخی روزنامه‌های ایران نوشته‌اند از آنجا که سوئیس حافظ منافع آمریکا در ایران است، سفر نهاوندیان ممکن است به سیاست‌های پسابرجامی ایران و آمریکا نیز مرتبط باشد.»
 
این در حالی است که حتی خود مقامات دولت آمریکا نیز به این مانع تراشی‌ها و سنگ اندازی هایشان در مسیر رفع تحریم‌های بانکی علیه کشورمان، بارها اذعان نموده و هر بار بهانه‌ای جدید برای توجیه این‌گونه عهدشکنی‌های خود مطرح نموده‌اند.
 
از آن جمله می‌توان به اظهارات جان کری، وزیر خارجه آمریکا، در مصاحبه اخیر خود با نشریه آمریکایی فارین افرز در روز ۱۴ اکتبر اشاره کرد که با طرح موضوعاتی از قبیل نقش آفرینی کشورمان در مبارزه با تروریسم در سوریه و کمک به مردم بی دفاع یمن، ضمن اذعان به تلاش‌های کشورش برای ایجاد محدودیت‌های بانکی علیه جمهوری اسلامی، این اقدامات را توجیه می‌نمود.
 
وی در این گفتگو اذعان نمود: "سیاستی که ایران در یمن پیش گرفته و حمایت‌های ایران از بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه و کمک‌های ایران به حزب‌الله لبنان باعث می‌شود روند کمک آمریکا به بانکداری ایران در دوران پسابرجام با پیچیدگی مواجه شود. به واسطه درگیری ایران در یمن، حمایت آن‌ها از اسد، پشتیبانی از حزب‌الله، شلیک موشک‌هایی که افراد آن‌ها را تهدیدآمیز می‌دانند و این قبیل موارد، این کار بسیار دشوار است. این مسائل حرکت رو به جلو را بسیار پیچیده می‌کند".
 
کیم سئونگ هو سفیر کره جنوبی در ایران، هاینتس فیشر رئیس‌جمهور اتریش، پیتر جنکینز دیپلمات انگلیسی نیز که از سال 2001 تا 2006 به عنوان نماینده این کشور در آژانس بین المللی انرژی اتمی فعالیت می‌کرد و ... از جمله افرادی هستند که در طول چند وقت اخیراً بارها به این عهدشکنی‌ها و سنگ اندازی های دولت آمریکا در مسیر رفع تحریم‌های بانکی علیه کشورمان اذعان نموده‌اند.
 
 
آزادی، از نوع رادیو فردا!
 
موضوع دیگری که در بین فعالیت‌های این هفتهٔ رسانهٔ فارسی زبان دولتی آمریکا بیش از سایر موضوع‌ها به چشم خورده است، تأکید بیش از حد این رسانهٔ ضد ایرانی برای اثبات نقض حقوق بشر در کشورمان است که البته در این هفته، بیشترین تأکید رادیو فردا بر روی ادعاهای مرتبط با نقض "آزادی" در ایران بوده است؛ آزادی که خود انواع مختلفی از جمله آزادی رسانه‌ها، آزادی بیان، آزادی مذهب و ... را شامل می‌شود.
 
در همین راستا، بخش بعدی شماره یکصد و بیست و نهم مجله هفتگی را به بررسی دو نمونه از این تلاش‌های رادیو فردا علیه کشورمان اختصاص داده‌ایم.
 
 
"آزادی رسانه‌ها"، بهانه ای ضد ایرانی که در آمریکا معنا ندارد!
 
یکی از برنامه‌های هفتگی رادیو فردا، برنامه ای تحت عنوان "دریچه" است که با اجرای "مهتاب وحیدی راد" منتشر می‌گردد که به طور کلی هدف فضاسازی علیه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کند.
 
در برنامه اخیر "دریچه" که شنبه، بیست و هفتم آذر ماه منتشر گردید، ما شاهد اصرارهای این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی برای اثبات نقض گسترده آزادی بیان و آزادی رسانه در کشورمان بوده‌ایم.
 
مجری رادیو فردا در آخرین برنامه "دریچه" که آذر ماه منتشر شده است، این گونه به فضاسازی علیه آزادی رسانه در ایران پرداخته و ضمن این که کشورمان را "پنجمین زندان بزرگ جهان" برای فعالان رسانه‌ای معرفی می‌کند، می‌گوید: «گزارشگران بدون مرز، هفته پیش، با انتشار بیلان خشونت علیه روزنامه‌نگاران در سال 2016 میلادی اعلام کرد که در سال جاری 52 خبرنگار در جهان به گروگان گرفته‌شده‌اند و هم‌اکنون 348 روزنامه‌نگار هم در سراسر جهان زندانی‌اند. بر اساس این گزارش، ایران با 24 روزنامه‌نگار زندانی، پس از ترکیه، چین، سوریه و مصر، پنجمین زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه ایست. به گفته این نهاد مدافع آزادی بیان، امسال تعداد روزنامه‌نگاران حرفه‌ای زندانی در جهان، افزایشی 22 درصدی داشته است؛ رقمی که کریستوف دولوار، دبیر کل گزارشگران بدون مرز، آن را شوکه کننده می‌داند.»، بیان می‌کند: «این در طی سال‌های اخیر، ازنظر تعداد روزنامه نگران و وب‌نگاران زندانی، همواره در میان پنج کشور اول جهان بوده است. رضا معینی، مسئول بخش ایران در گزارشگران بدون مرز دراین‌باره می‌گوید: " ایران متأسفانه در طی سال گذشته تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران را بازداشت کرده و واقعیت این است که سرکوب مطبوعات در ایران ادامه دارد. احضارهای وسیعی که در آغاز سال میلادی 2016 شروع شده بود، به‌نوعی این سرکوب‌ها را نوید می‌داد. ولی تعداد روزنامه‌نگاران زندانی و شهروند خبرنگاران زندانی در حصر و یا وب نویسان و وبلاگ نویسان زندانی، تعدادشان 24 نفر است که باز با توجه به آمارهایی که هست در مقام پنجمین زندان بزرگ برای روزنامه‌نگاران در جهان است."»
 
اما همان‌طور که به آن اشاره شد، در حالی این‌گونه ایران هدف فضاسازی‌ها و سیاه نمایی‌های این برنامه قرار گرفته است که ایالات‌متحده امریکا، در واقعیت، آزادی رسانه‌ای را کاملاً در ریشه خشکانده است.
 
حتی همین سازمان گزارشگران بدون مرز هم بارها در برهه‌های زمانی مختلف، هرچند ناقص اما به این حقیقت اشاره کرده‌اند که آزادی بیان و رسانه در ایالات‌متحده آمریکا بسیار کمرنگ و محدود بوده و این محدودیت‌ها سال به سال نیز بدتر می‌شود.
 
در همین راستا، دو سال پیش و سال 2014 میلادی را همین سازمان، رسماً تحت عنوان سال "سانسور و نقض آزادی مطبوعات" در آمریکا نام‌گذاری نمود.
 
"پنهان‌کاری دولت و کنگره آمریکا در مورد شکنجه‌های مظنونان تروریستی زیر فشار سازمان اطلاعات مرکزی" و "تداوم تعقیب قضایی کسانی که دست به افشاگری علیه برنامه‌های ضد حقوق بشری دولت آمریکا و نهادهای امنیتی آن زده بودند" و ... ازجمله مواردی هستند که به اذعان سازمان گزارشگران بدون مرز، آزادی بیان و مطبوعات در ایالات‌متحده را به زیر سؤال برده است.
 
اما واقعیت حتی از این نیز بدتر است و به عبارتی می‌توان مدعی بود که در ایالات‌متحده اصلاً رسانه‌ای آزاد وجود ندارد که بخواهد آزادی رسانه معنایی داشته باشد، و قدرت رسانه‌ای در اختیار جریان‌ها و سرمایه‌دارانی معدود است که تماماً خط‌مشی آن‌ها را دنبال می‌کند.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز به‌درستی سال‌ها پیش به این موضوع تأکید نمودند؛ ایشان در دیدار با جمعی از دانشجویان در 19 اردیبهشت 1384، به‌صراحت پرده از این واقعیت برداشته و فرمودند: «در آنجا رسانه‌ها آزاد است؛ اما رسانه‌ها متعلق به چه کسانی است؟ رسانه‌ها متعلق به سرمایه‌داران بزرگ است. در امریکا، معنای آزادی رسانه‌ها، آزادی سخن گفتنِ بزرگ سرمایه‌داران است. عمده‌ترین مطبوعات، متعلق به آن‌هاست. مهم‌ترین چاپخانه‌ها و ناشران کتاب متعلق به سرمایه‌داران است. یکی از مسؤولان کنونی دربارهٔ تسخیر لانهٔ جاسوسی کتابی به زبان انگلیسی نوشته بود. این مسؤول محترم خودش به من می‌گفت: به هر ناشری در امریکا مراجعه کردیم، حاضر نشدند این کتاب را چاپ کنند؛ چون ناشران عمده، وابسته به دستگاه‌های سرمایه‌داری‌اند؛ بنابراین مجبور شدیم به کانادا برویم. در آنجا با زحمت توانستیم یک ناشر پیدا کنیم که این کتاب را چاپ کند. ایشان می‌گفت آن ناشر بعداً با من تماس گرفت و گفت از وقتی من تعهد کرده‌ام این کتاب را چاپ کنم و آن‌ها این را فهمیده‌اند، به من تلفن‌های تهدیدآمیز می‌شود و جان من را تهدید می‌کنند! آزادی واقعی بیان و آزادی انتخاب هم به معنایی که آن‌ها شعارش را می‌دهند، در آنجا نیست.»
 
 
"آزادی مذهب"، غفلت در آمریکا، محکومیت در ایران!
 
در بین آزادی‌های مختلف، "آزادی مذهب" نیز همواره از اصلی‌ترین بهانه‌ها و موضوعاتی بوده است که رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا بارها و به شکل‌هایی مختلف تلاش کرده و می‌کند تا با سیاه نمایی در خصوص وضعیت داخلی کشورمان در آن خصوص، فضا و زمینه را برای حمله‌های رسانه ای خود فراهم آورد.
 
در همین راستا، این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی بر روی پایگاه اینترنتی رادیو فردا بودیم که با بهانه قرار دادن اظهارات امام جمعه اهل سنت زاهدان در دیدار روحانیون اهل سنت با رئیس جمهوری کشورمان، وضعیت کشورمان برای پیروان این مذهب و آیین را بحرانی به تصویر کشیده و نظام جمهوری اسلامی را ناقض حقوق اقلیت‌های دینی معرفی کرده است.
 
رادیو فردا در بخش‌هایی از گزارش مذکور این گونه نوشته است: «مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در نشست جمعی از روحانیون اهل‌سنت با حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، خواستار "تأمین آزادی‌های مذهبی"، "استفاده از شایستگان اهل سنت" و احداث مسجد اهل سنت در تهران شده است. بر پایه این گزارش مولوی عبدالحمید، در این نشست از این موضوع انتقاد کرده که به‌جز تعدادی از نمایندگان مجلس، اهل سنت در پست‌های مدیریتی دیگر ازجمله وزیر و معاون وزیر حضور ندارند. او تأکید کرده که به‌کارگیری اهل سنت در ادارات حتی در مناطقی با اکثریت ساکنان سنی "بسیار معدود است" و حتی در برخی از مناطق "هیچ استفاده‌ای از شایستگان اهل سنت نشده است". به گفته این روحانی سرشناس اهل سنت، در بعضی از ادارات در مناطقی با اکثریت جمعیت سنی، از میان ۳۰۰ تا ۴۰۰ کارمند یک اداره تنها ۱۹ تا ۱۵ نفر اهل سنت هستند. اهل سنت در ایران از برخی حقوق اجتماعی ازجمله امکان تصدی سمت‌های بالای دولتی محروم بوده‌اند. امام جمعه اهل سنت زاهدان در سخنان خود همچنین خواستار "تأمین آزادی‌های مذهبی" شده و گفته است که آزادی مذهبی در بسیاری از مناطق به‌ویژه در تهران "با مشکل مواجه است و فشارهای مذهبی در حال افزایش است". او با اشاره به "تهدید" مالکان نمازخانه‌های استیجاری اهل سنت، این پرسش را مطرح کرده که چرا در تهران کلیسا و معابد سایر ادیان وجود دارد، اما اهل سنت نباید مسجد داشته باشند. مولوی عبدالحمید همچنین از رئیس‌جمهور خواسته است که شخصاً به مسائل و مشکلات اهل سنت رسیدگی کند.»
 
اما خود رادیو فردا در ادامه این ادعاهای خود را رد کرده و اذعان می‌کند که به‌عنوان تنها چند نمونه "در سال ۹۴ صالح ادیبی سفیر کرد اهل سنت برای سفارتخانه جمهوری اسلامی در ویتنام و همچنین به‌عنوان سفیر آکرودیته در کامبوج منصوب شد. در دولت یازدهم نیز عماد حسینی از نمایندگان اهل سنت مجلس هشتم به‌عنوان معاون وزیر نفت منصوب شده است. و البته در مجلس دهم شورای اسلامی نیز محمدقسیم عثمانی از شهروندان اهل سنت ایران به عضویت در هیئت رئیسه مجلس انتخاب شده است."
 
البته در شرایطی رادیو فردا تلاش می‌کند تا به نوعی این دروغ را القا کند که در تهران به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران، اهل سنت نباید مسجد داشته باشند و در حال حاضر نیز مسجدی برای آن‌ها وجود ندارد که در همین شرایط کنونی، در نقاط مختلف تهران، حداقل ۹ مسجد فعال برای این ایرانیان مسلمان سنی مذهب وجود دارد.
 
بر اساس بررسی‌های انجام شده ۱- مسجد صادقیه، واقع در فلکه دوم صادقیه ۲- مسجد تهران پارس، واقع در خیابان دلاوران ۳- مسجد شهر قدس، واقع در کیلومتر ۲۰ جادهٔ قدیم ۴- مسجد خلیج فارس، واقع در بزرگراه فتح ۵- مسجد النبی، واقع در شهرک دانش ۶- مسجد هفت‌جوب، واقع در جادهٔ ملارد ۷- مسجد وحیدیه، واقع در شهریار ۸- مسجد نسیم شهر، واقع در اکبرآباد ۹- مسجد رضی‌آباد، واقع در سه راه شهریار، حداقل 9 مسجدی هستند که رسماً و در مقیاس قابل توجهی به فعالیت مشغول هستند.
 
بعلاوه آمارها نشان می‌دهند که اهل سنت در ایران، بیش از ۱۵ هزار مسجد دارند که این تعداد حتی بیشتر از مساجد شیعیان است؛ این آمارها گویای این هستند که در بدترین حالت ممکن برای هر 500 ایرانی اهل سنت یک مسجد فعال وجود دارد، در حالی که در خصوص شیعیان، به ازای هر 1100 نفر یک مسجد در دسترس است.
 
از همه این‌ها گذشته، آیا "آزادی مذهب" به معنای واقعی در ایالات‌متحده آمریکا وجود دارد؟! محدودیت‌های حجاب، محدودیت‌های اشتغال، تبعیض‌های آموزشی و حتی قضائی، مسلمان هراسی و مسلمان ستیزی گسترده، قتل و آزار مسلمانان و ... در آمریکا مگر غیرقابل انکار نیست؟!
 
آیا اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب آمریکا بر ضد مسلمانان را می‌توان نادیده گرفت؟!
 
 
مستندی که مستند نیست!
 
یکی دیگر از مباحث حقوق بشری که در راستای فضاسازی‌های ضد ایرانی این هفته رادیو فردا مورد استفاده قرار گرفته است، "شکنجه" و "نحوه بازجویی" در زندان‌های کشورمان است؛ جایی که این رسانهٔ دولتی آمریکایی با ساخت مستندی تلاش کرده است تا با بیان به ظاهر خاطرات تعدادی از مجرمین از دوران بازداشت خود در ایران، نقض حقوق بشر و وجود روش‌های بازجویی غیر انسانی در جمهوری اسلامی را به اثبات برساند.
 
این مستند تحت عنوان "اتاق بازجویی" و توسط "وحید پوراستاد" برنامه‌ساز ضد ایرانی تهیه شده و به ادعای رادیو فردا "روایت فعالان سیاسی و مدنی است از آن چه که در اتاق بازجویی بین دهه‌های 70 تا 90 خورشیدی بر آن‌ها گذشته است".
 
اما این مستند در شرایطی ساخته و پخش گردیده است که "شکنجه" در زندان‌های آمریکا و نحوه بازجویی وحشیانه در این کشور، این روزها کاملاً اثبات شده و غیر قابل انکار است و حتی در چند وقت اخیر در داخل خود این کشور و در مجلس نمایندگان آمریکا نیز اسنادی افشا شده است که آن را نشان می‌دهد.
 
گزارش 600 صفحه ای سازمان عفو بین الملل در خصوص همین شکنجه‌ها که در زندان‌های تحت کنترل آمریکا تهیه و منتشر شده است که البته با وجود اذعان مقامات دولت آمریکا و حتی شخص باراک اوباما، رئیس جمهور این کشور، انتشار آن ممنوع اعلام شده است نیز سندی دیگر برای اثبات این بحران انسانی است.
 
افشای هفت جزوه‌ای که در آمریکا به «جزوه‌های شکنجه‌آموزی» مشهور شده‌اند و برای آموزش روش‌های شکنجه و بازجویی بر اساس یافته‌های علمی در مراکز آموزش نظامی این کشور تدریس می‌شوند، تنها بخشی از این واقعیت را نشان می‌دهند.
 
البته همانطور که گفته شد این شکنجه‌ها که بیان انواع ان نیاز به بیش از چندین هزار صفحه نگارش دارد مرتبط به حال حاضر نبوده و سال‌هاست که در آمریکا رواج دارد؛ سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) طراحی فنون شکنجه و اعتراف‌گیری را از خلال جنگ سرد با آزمایش‌های روانشناختی مختلف در دست گرفته است که این برنامه‌ها از سال ۱۹۴۷ با پروژه‌ای موسوم به «پروژه چَتِر» آغاز شد و سپس با پروژه‌های دیگری به نام‌های «بلوبرد»، «آرتیشاک» و ... تا حال حاضر دنبال گردید.
 
خشونت جنسی و روش‌های تحقیرکننده، محرومیت از خواب، محرومیت حسی، زندان انفرادی و انزوا کننده، اعدام‌های ساختگی، خوراندان دارو، استفاده از سگ برای ایجاد هراس در میان زندانیان، سرحدهای دمایی، بمباران حسی (شلوغی)، مشاهده شکنجه شدن دیگران، روش‌های روان‌شناختی و ... تنها تعدادی از روش‌هایی هستند که توسط آمریکایی‌ها در زندان گوانتانامو به وفور مورد استفاده قرار گرفته است.
 
"فیلیپ سندز"، استاد دانشکده حقوق دانشگاه لندن، در کتابی با عنوان "تیم شکنجه" با بیان روش‌های شکنجه آمریکا در گوانتانامو، اذعان نموده است که این شکنجه‌ها به دست نوجوانانی انجام می‌شود که به ندرت بالای بیست سال سن دارند و به این نوجوانان این‌طور القا شده است که شکنجه‌هایشان کاملاً قانونی، وطن‌پرستانه و راهی برای نجات کشورشان از خیاثت است.
 
این جنایت‌ها در زندان‌های دیگر آمریکا از جمله زندان ابوغریب نیز به وفور قابل مشاهده بوده است؛ زندانیان مختلفی که در ابوغریب قربانی این شکنجه‌ها بوده‌اند، با توجه به اسنادی که واشنگتن پست منتشر کرده است، به این شکنجه‌ها اذعان داشته‌اند.
 
محمد جمعه، اسد حمزه هنفوش، عبو حسین سعد فالح، حسین محمد الزیادی، سمیر قنبر الیاسر، حیدر صابر العبودی، شلعان سعید شارونی، عبدالوهاب یوس، سلمان داوود، مصطفی جاسم مصطفی، قاسم حالیس، امین سعید الشیخ و ... تعدادی از زندانیانی هستند که با اسناد منتشر شده پرده از این جنایت‌های ضد انسانی برداشته‌اند.
 
سند محرمانه شش هزار و 300 صفحه‌ای سنای آمریکا در خصوص این شکنجه‌های در زندان‌های تحت کنترل ایالات‌متحده را نیز باید به اسناد این واقعیت تلخ حقوق بشری اضافه نمود.
 
 
تداوم بهره برداری رادیو فردا از منافقین / نگرانی از عدم بهانه سازی یک همراه همیشگی
 
موضوعات حقوق بشری در این هفته بخش عمده ای از فعالیت‌های رادیو فردا را به خود اختصاص داده است؛ در همین راستا، ما شاهد بودیم که در هفته‌های پیشین انتشار یک فایل صوتی منتصب به "حسینعلی منتظری" توسط فرزند وی در خصوص اعدام تعدادی از منافقین در سال 1367، بارها به عنوان بهانه ای برای حمله رسانه ای به کشورمان مورد استفاده قرار گرفت.
 
این هفته نیز اظهارات " احمد منتظری " در خصوص عدم انتشار فایل صوتی جنجالی جدید، باعث گردید که این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی، ضمن ابراز نگرانی خود در جهت عدم دسترسی به بهانه‌هایی جدیدتر توسط این مجرم، بار دیگر به طرح ادعاهای خود در خصوص اعدام‌های اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در سال 1367 بپردازد.
 
رادیو فردا در گزارش مذکور این گونه عنوان می‌کند: «احمد منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری، با اشاره به وجود اسناد و مدارک دیگری که از پدرش برجای مانده است، تأکید کرد که با توجه به "جو مسمومی" که درست شده فعلاً "امکان انتشار اسناد جدید" وجود ندارد. احمد منتظری در گفت‌وگو با سایت "اتحاد برای ایران" که روز جمعه منتشرشده، اظهار داشت: "به هر حال آیت‌الله منتظری جلسات باارزشی داشتند که برخی از آن‌ها ضبط شده و تاریخ این کشور است. یا برخی بحث‌های علمی که با علمای دیگر درباره مسائل نظام داشتند وجود دارد. همه این اسناد بسیار ارزشمند است. من احساس می‌کنم که برخی از این اسناد اگر در اختیار افراد تندرو بود می‌گفتند که باید معدوم شود. دریکی از جلسات بازجویی هم گفتم که برخی نمی‌خواهند که حتی اسمی از آقای منتظری در تاریخ باشد." به دنبال انتشار فایل صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با مقام‌های قضایی ازجمله حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی در سال ۱۳۶۷، احمد منتظری به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد. احمد منتظری، به دلیل انتشار این فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های سال ۱۳۶۷ به خلع لباس و ۲۱ سال زندان محکوم شده است. آیت‌الله منتظری در این دیدار در آن اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را "بزرگ‌ترین جنایت" در تاریخ جمهوری اسلامی خوانده بود. احمد منتظری در مردادماه سال جاری گفته بود که همچنان اسناد منتشر نشده زیادی از آیت‌الله منتظری در دست دارد. احمد منتظری در بخش دیگری از این مصاحبه در خصوص موضوع اعدام‌های سال ۱۳۶۷ گفته است: "این مساله چیزی نیست که فقط به خانواده کشته‌شدگان مربوط باشد، بلکه همه مردم باید در برابر آن آگاه شوند. این مساله هم یکی از مسائل بحرانی در جامعه ما است، بنابراین برای حل بحران جامعه ما هم مفید است."»
 
اما آیا با این فضاسازی‌ها می‌توان حقیقت را تغییر داد؟!
 
 
آیا مخاطبین این رسانهٔ آمریکایی با بررسی و تحقیق واقعیت‌ها در خصوص دلایل اعدام تعدادی از منافقین در سال 1367، به حقیقت پی نخواهند برد و باز هم دروغ‌های رادیو فردا و امسال آقای منتظری را باور خواهند کرد؟!
 
 در اولین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و پس‌ازاین که منافقین فهمیدند با تفکرات غرب‌زده و منحرف خود جایی در نظام آینده ایران نخواهند داشت، این جنایت‌کاران وارد خشونت مسلحانه زدند که با برخورد صورت گرفته و با آغاز جنگ تحمیلی، عده‌ای از آن‌ها برای پیوستن به صدام حسین در حمله به ایران، از کشور گریختند و عده‌ای دیگر نیز بازداشت شدند.
 
لازم به ذکر است که این افراد در همان زمان نیز به دلیل مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران روانه زندان شده بودند و طبیعی بود که در هر جای دنیا، مبارزه مسلحانه علیه حکومت با اعدام مواجه خواهد بود، آن‌هم در شرایطی که کشور و ملت با جنگ دست‌به‌گریبان باشند.
 
اما با همه این وجود، با نگاهی مهربانانه به این منافقین برخورد شده و از اعدام آن‌ها خودداری شد و تنها به زندان افتادند؛ اما در جریان همکاری‌های منافقین با صدام حسین در حمله به کشورمان، این افراد در زندان نشان دادند که نه‌تنها لایق این بخشش و مهربانی نبوده‌اند، بلکه حتی عدم اعدام آن‌ها در ابتدا نیز می‌توانست صدمات بزرگی را برای ملت ایران به دنبال داشته باشد.
 
در جریان عملیات "فروغ جاودان" منافقین علیه کشورمان در سال 1367 که با عملیات "مرصاد" از سوی کشورمان پاسخی کوبنده دریافت کرد، "مسعود رجوی" سرکرده منافقین واقعیت‌هایی را به زبان آورده و برای اعضای خود مطرح کرد که نشان از تداوم خیانت منافقین در زندان‌های ایران داشت.
 
وی تأکید کرده بود که با اعضای این سازمان تروریستی در زندان‌های ایران ارتباط برقرار بوده و ان ها اماده هستند تا در صورت نیاز به جمع آن‌ها بپیوندند؛ که با بررسی‌های صورت گرفته این موضوع تأیید، پرونده‌های ان ها مجدداً بررسی شده و نهایتاً به مجازاتی که در ابتدا باید اجرا می‌شد، رسیدند.
 
 
درامدی که قتل عام مردم یمن به آمریکا می‌دهد!
 
در ادامهٔ موضوعات حقوق بشری مورد استفاده در فعالیت‌های این هفته رادیو فردا، یکی دیگر از مباحث مطرح شده که قابل توجه نیز می‌باشد، اذعان این رسانهٔ دولتی آمریکایی به نقش شوم ایالات متحده در قتل عام مردم یمن است.
 
جایی که رادیو فردا با اعلام این که «آمریکا فروش تسلیحات به عربستان را کاهش می‌دهد» به نوعی بر این واقعیت اذعان نموده است که تا کنون این کشور در شرایطی که عربستان با تجاوز به یمن مردم این کشور را قتل عام کرده و می‌کند، تسلیحات خود را به راحتی در اختیارش قرار داده‌اند؛ هرچند ضمن تأکید بر ارتباط دوستانه میان این دو کشور، بازهم تلاش کرده است تا نقش آمریکا در این جنایات را کمرنگ جلوه دهد.
 
رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، این گونه می‌نویسد: «خبرگزاری رویترز در یک گزارش اختصاصی از قول مقامات دولت آمریکا می‌نویسد که واشینگتن به خاطر نگرانی‌های ناشی از تلفات گسترده غیرنظامیان در جنگ یمن، تصمیم گرفته حمایت خود از کارزار نظامی عربستان سعودی را محدود کرده و فروش برخی از تسلیحات به آن کشور را فعلاً متوقف کند. درعین‌حال آمریکا در نظر دارد با تجدیدنظر در آموزش نیروی هوایی عربستان سعودی دقت هدف‌گیری آن را افزایش دهد، امری که یکی از نگرانی‌های همیشگی آمریکا در مورد عملکرد نیروهای مسلح عربستان سعودی بوده است. این تصمیم درعین‌حال می‌تواند مناسبات ریاض و واشنگتن در روزهای باقیمانده از ریاست جمهوری باراک اوباما را تیره کند و آن را به موضوع مهمی برای دونالد ترامپ رییس‌جمهور آینده بدل کند که از ۲۰ ژانویه به‌طور رسمی کار خود را آغاز خواهد کرد. یک مقام دولت آمریکا که نخواست نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز گفت مشکل "نهادینه و همیشگی" نیروهای عربستان سعودی در تشخیص اهداف نظامی باعث شده آمریکا فروش تسلیحات ازجمله سلاح‌های مجهز به دستگاه‌های کنترل شونده را معلق کند. مقامات آمریکا نوع تسلیحاتی را که فروش آن‌ها معلق خواهد شد مشخص نکرده‌اند، ولی به نظر می‌رسد یک مورد از آن‌ها سیستم‌های هدایت‌شونده محصول شرکت راتیئون به ارزش صدها میلیون دلار باشد که بمب‌های معمولی را به بمب‌های هوشمند بدل می‌کند و در هدف‌گیری دقت بیشتری دارد. درعین‌حال دولت آمریکا تصمیم گرفته درزمینهٔ تقویت کنترل مرزها به عربستان سعودی کمک بیشتری بکند. این‌یکی از نگرانی‌های امنیتی قدیمی دولت عربستان سعودی است و شورشیان حوثی مورد حمایت ایران در موارد زیادی توانسته‌اند به نواحی مرزی آن کشور حمله کنند.»
 
اما آیا با توجه به اظهارات کاملاً شفاف مقامات عربستانی، باقیمانده‌های موشک‌های آمریکایی در حملات به یمن و ... نمی‌توان این تجارت را تجارتی برای قتل‌عام ملت یمن دانست.
 
آمریکا چه ازلحاظ سیاسی و چه تسلیحاتی از آغازین روزهای تجاوز آل سعود به یمن تا به همین امروز حامی آن‌ها بوده و نقش‌آفرینی‌های شومش را ادامه داده است.
 
در همین رابطه عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی بارها بر این نقش‌آفرینی اذعان نموده است که دریکی از این موارد در گفتگویی خبری تأکید می‌کند: مقامات نظامی انگلیس و آمریکا در مرکز فرماندهی و کنترل حملات سعودی ضد یمن حضور دارند و به فهرست اهداف دسترسی دارند.
 
تد لئو، یکی از نمایندگان کنگره آمریکا در صفحه فیس بوک خود به این واقعیت، یعنی آلوده بودن دست‌های کشورش به خون غیرنظامیان در یمن اذعان نموده و می‌نویسد: " با توجه به این‌که یکی از مسئولیت‌هایم آموزش قانون جنگ است و نظر به این‌که فارغ‌التحصیل دانشکده جنگ هستم، باید بگویم کشتار غیرنظامیان از سوی پادشاهی سعودی، ازنظر من جنایات جنگی قلمداد می‌شود، کودکانی که جنگنده‌های سعودی با بمباران مدرسه‌ای در یمن کشتند، عمرشان از 12 سال هم فراتر نمی‌رفت، دولت آمریکا با حمایت‌های خود از سعودی، آن را به ارتکاب جنایات جنگی در یمن تشویق می‌کند و به همین سبب دولت آمریکا باید این اقدام جنون‌آمیز را متوقف کند."
 
فروش 84 فرود جنگنده اف 15 را به ارزش 29 میلیارد دلار به عربستان سعودی، تنها یکی از تجارت‌های سیاه امریکا با تجاوز به یمن است.
 
 
آزادسازی "حلب" در نگاه اسرائیل!
 
همانطور که در شماره پیشین این مجله نیز به آن پرداخته‌ایم، یکی از مهم‌ترین رویدادهای این ماه در منطقه، آزادسازی کامل "حلب" از چنگال تروریست‌های تحت حمایت کشورهای غربی و عربی بوده است که با تحمیل شکستی سنگین به ان ها، با واکنش‌های خاص حامیانشان همراه بوده است.
 
در این بین رژیم اشغالگر صهیونیستی نیز که در طول سال‌های درگیری در سوریه از حامیان جدی تروریست‌ها به حساب آمده است، با واکنش به این شکست، تلاش کرده است تا با کمک رادیو فردا، نه تنها جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه ادعاهای خود قرار داده و دلیل ناآرامی و نقض حقوق بشر در سوریه معرفی کند، بلکه خود را نیز حامی ملت سوریه و خواهان صلح در این کشور نشان دهد.
 
این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در گزارش مذکور با همین هدف آورده است: «آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، گفته است، "بشار اسد، قصاب سوریه، باید از قدرت کنار گذاشته شود و باید مانع از ادامه مداخلات ایران در سوریه شد". به گزارش رسانه‌های اسرائیل، لیبرمن پنجشنبه ۲۵ آذر در سخنرانی در یک همایش در بندر اسرائیلی ایلات گفت، "اسد صدها هزار تن از مردم کشور خود را از جمله با سلاح شیمیایی سلاخی کرده است". لیبرمن ایران را یکی از عوامل مهم "به‌راه انداختن جنگ‌های نیابتی» نامید و گفت، "باید راه ایران را در سوریه بلوکه کرد". وزیر دفاع اسرائیل گفته است، راندن اسد از قدرت، و بستن راه ایرانی‌ها در سوریه "منفعت سیاسی، امنیتی و نظامی اسرائیل است". به گزارش "جوییش پرس"، لیبرمن گفت، "جامعه جهانی باید شرم کند که هر روز دستکم پانصد تن در خاورمیانه کشته می‌شوند اما به جای پرداختن به آن، هر سانتی متر خانه سازی اسرائیل را محکوم می‌کند". درحالی‌که بشار اسد در روزهای گذشته "پیروزی" ارتش خود در عملیات جنگی حلب را اعلام کرد، کارشناسان نظامی اسرائیل تسلط یافتن دوباره اسد بر حلب را به سود محور سوریه–ایران-حزب‌الله لبنان دانسته و آن را برای اسرائیل "نگران کننده" توصیف کردند. کارشناسان نظامی اسرائیلی در مصاحبه با رسانه‌های این کشور گفته بودند، حزب‌الله و ایران از آغاز جنگ سوریه در تلاش بوده‌اند تا "جبهه نظامی تازه‌ای علیه اسرائیل از طریق سوریه" بگشایند و پیروزی اسد با یاری ایران و حزب‌الله، این امکان را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. همچنین نخست‌وزیر اسرائیل ماه گذشته دو حمله ارتش این کشور به مقرهای آموزشی داعش در منطقه سوری جولان را، اندکی پس از تلاش داعش برای حمله خمپاره‌ای به نیروهای اسرائیلی، تأیید کرد. اسرائیل در شش سال بحران سوریه همواره گفته بود، تنها زمانی که "سه خط قرمز" اسرائیل در سوریه در تهدید باشد، اسرائیل در سوریه اقدام می‌کند و "به جنگ داخلی سوریه کاری ندارد". آویگدور لیبرمن هفته گذشته "سه خط قرمز" را مورد تأکید مجدد قرار داده بود: "امنیت مردم، خاک اسرائیل و احتمال انتقال جنگ‌افزار پیشرفته برای حزب‌الله". »
 
اما چرا رژیم اشغالگر صهیونیستی که خود از آغاز تا تداوم حیات تروریست در منطقه و به‌ویژه گروه تروریستی داعش سهیم و نقش اول بوده است، این‌گونه وقیحانه به خود اجازه می‌دهد تا ایران اسلامی را متهم کند و در ظاهر برای ملت سوریه دل بسوزاند؟!
 
آیا جز این است که اسناد افشا شده توسط ادوارد اسنودن، کارمند اسبق سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا و خاطرات و اعترافات هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا گویای این حقیقت است که داعش، باهدف حفظ امنیت اسرائیل در منطقه پایه‌گذاری شده است؟!
 
واقعیت‌ها و اسنادی که نشان‌دهندهٔ ارتباطات ابوبکر البغدادی با اسرائیل، آموزش دیدن‌هایش در موساد و هویت اصلی یهودی‌اش بوده است را نیز می‌توان نادیده گرفت؟!
 
بیمارستان‌های مجهز صهیونیستی برای مداوای مجروحیت داعشی و ملاقات بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل از این تروریست‌ها را چطور می‌توان انکار کرد؟!
 
شواهد نشان می‌دهد که نه‌تنها اسرائیل تاکنون عملیاتی علیه داعش نداشته، بلکه هر بار داعش و جبهه النصره در سوریه در مقابل نیروهای دولتی و مردمی ضد تروریسم به مشکل خورده‌اند، جنگنده‌های صهیونیستی به پشتیبانی‌شان پرداخته‌اند.
 
روزنامه صهیونیستی هاآرتص با اذعان به ارتباطات و همکاری‌های اسرائیل و تروریست‌های فعال در سوریه، در گزارشی تأکید کرده است: " روابط نزدیک بین شورشیان مسلح سوریه و ارتش اسرائیل بر اساس مستندات سازمان ملل وجود دارد."
 
سایت گلوبال ریسرچ نیز در گزارشی با همین موضوع این‌گونه واقعیت را بیان می‌کند: "بر اساس مشاهدات شورای امنیت سازمان ملل نیروهای دفاعی اسرائیل، ارتباط منظمی با شورشیان سوریه ازجمله نظامیان دولت اسلامی (داعش) داشته‌اند. "
 
 
آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و بیست و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از آذر ماه 1395 (24 الی 30 آذر ماه 1395) پرداخته است.
 
 
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *