جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ تهران ۲۳:۲۴ - ۲۶ مه ۲۰۱۷
 
شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۵
ساعت ۰۱:۴۴
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 128)
1395/09/16 الی 1395/09/23

یکصد و بیست و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
یکصد و بیست و هشتمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز
با پایان یافتن سومین هفته از آذر ماه 1395، مجله هفتگی رادیو دیروز با تنظیم و انتشار یکصد و بیست و هشتمین شماره از سری گزارش‌های "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش کرده است تا بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و فعالیت‌های این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی را در این بازه زمانی، به طوری خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
                           
هفته ای که پشت سر گذاشته‌ایم، سومین هفته از آذر ماه 1395 است که همانند هفته‌های گذشته، با رویدادها و اخبار خاص خود، توسط ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی، از جمله رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا، به شکلی که مطابق میل اربابانشان بوده است، مورد بازتاب قرار گرفته و موضوعات مختلف آن با تحریف حقایق و یا درامیخته شدن با دروغ، به مخاطبین منتقل گردیده است.
 
در چنین شرایطی، رادیو دیروز تلاش کرده است بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانهٔ دولتی آمریکایی را در قالب تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، به شکلی خلاصه، مورد بررسی و تحلیل قرار داده و واقعیت‌های موضوعات مختلف منتشر شده را برای مخاطبین خود بازگو نماید.
 
بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و بیست و هشتمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول سومین هفته از آذر ماه سال 1395 (16 الی 23 آذر ماه 1395) پرداخته است.
 
شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و بیست و هشتمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل واکنش‌های خاص و جالب توجه رادیو فردا برای حمایت از تروریست‌ها در سوریه و بی طرف نشان دادن غرب در جنایات آن‌ها و البته ابراز خشم در خصوص آزادسازی کامل حلب، تلاش این رسانهٔ آمریکایی برای دفاع از قانون اساسی ایران به منظور دفاع از سران فتنه، دلواپسی‌های رادیو فردا برای دست فروشان ایرانی، بازتاب دروغی تحت عنوان مخالفت آمریکا با اسرائیل و ... را مورد مشاهده نمایید.
 
 
عزاداری رادیو فردا برای آزادی "حلب"
 
یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که در این هفته شاهد آن بوده‌ایم، آزادسازی کامل "حلب" از چنگ تروریست‌های مختلف بوده است که شادی و شور و امید وصف ناشدنی را به ملت سوریه بخشیده است؛ یک پیروزی بزرگ که البته در حالی با شادی مردم این کشور همراه بوده است که برخلاف آن‌ها، غرب و مدعیان همیشه دروغین حقوق بشر، از این موفقیت بسیار ناراحت و خشمگین بوده و به وسیله ابزارهای مختلف رسانه ای خود، از جمله رادیو فردا، به عزاداری برای آزادی "حلب" پرداخته‌اند.
 
در همین راستا، در ادامه بخشی از واکنش‌های غرب و این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در قبال آزادسازی "حلب" از چنگال تروریست‌ها و نقش کشورهای غربی در بحران انسانی این روزها و سال‌های سوریه را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
 
 
نگرانی غرب برای تروریست‌های شکست خورده در حلب
 
عملیات آزادسازی حلب از چنگاه تروریست‌های مختلف تحت حمایت کشورهای غربی و عربی، در این هفته با موفقیت توانست ته مانده‌های این جنایت کاران را نیز در مناطق شرقی "حلب" زمین گیر کرده و پس از مدت‌ها، تمامی این شهر را رسماً از اشغال تروریست‌ها آزاد کند.
 
این پیروزی به قدری برای تروریست‌ها و حامیان آن‌ها سنگین بوده است که در مقابل شادی ملت سوریه در جریان آن، به واکنش پرداخته و تلاش کرده‌اند تا با بهانه‌هایی مختلف، از جمله اتهام زنی‌ها دولت سوریه و نیروهای مردمی حاضر در این عملیات مبنی بر قتل عام غیرنظامیان در حلب، تا جایی که می‌توانند از اهمیت آن کاسته و ضمن حمایت از تروریست‌ها، ارزش این پیروزی بزرگ را برای جبهه مقاومت پایین بیاورند.
 
رادیو فردا در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، با ابراز دلسوزی‌های دروغین خود برای مردم حلب و فضاسازی علیه دولت سوریه، می‌نویسد: «بان گی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، روز دوشنبه در خصوص گزارش‌ها درباره "وقوع جنایت علیه شمار بزرگی از غیرنظامیان از جمله زنان و کودکان" در شرق حلب هشدار داده است. یک مقام سازمان ملل متحد در امور کمک‌های بشر دوستانه در سوریه نیز گفته است، حکومت روسیه و سوریه باید جوابگوی "جنایت" احتمالی در حلب باشند. به گزارش رویترز، نیروهای دولتی سوریه پس از پیشروی گسترده در شرق حلب می گویند در لحظات پایانی اعلام پیروزی نهایی هستند و شورشیان را متحمل شکست سنگینی کرده‌اند. این درحالی است که رسانه‌ها به نقل ساکنان و فعالان سوری گزارش‌هایی در خصوص اعدام غیر نظامیان در شرق حلب منتشر کرده‌اند. استفان دوجاریک، سخنگوی بان کی مون گفت روز دوشنبه است: بیرکل نگرانی شدید خود را (درباره گزارش‌ها از حلب) به طرف‌های (درگیر) ابلاغ کرده و ازفرستاده ویژه خود در امور سوریه خواسته است تا این موضوع را بیدرنگ با طرف‌های (درگیر) در میان بگذارد. استفان دوجاریک اضافه کرده است: هرچند سازمان ملل مستقلاً قادر نیست این گزارش‌ها را تأیید کند، دبیرکل نگرانی شدید خود را به طرف‌های مرتبط منتقل می‌کند. این در حالی است که پیش‌تر ایان ایگلند، مشاور سازمان ملل در امور کمک‌های انسان دوستانه در سوریه روز دوشنبه گفته است، روسیه و سوریه در برابر هرگونه جنایتی که شبه‌نظامیان متحد بشار اسد در حلب انجام دهند، مسئول هستند. ایگلند در توئیتر خود نوشته است: "حکومت سوریه و روسیه جوابگوی هرگونه جنایتی (کم یا زیاد) که شبه نظامیان پیروز در حلب در حال انجامند، هستند."»
 
این در حالی است که آخرین ساعات شب گذشته، نیروهای مردمی و دولتی سوریه با همکاری و اتحاد هم موفق شدند، علیرغم همه کمک‌ها و حمایت‌های مادی، تسلیحاتی و حتی سیاسی غرب از گروه‌های مختلف تروریستی، به محله‌های "بستان القصر" و "الکلاسه" در بخش جنوبی واقع در شرق شهر حلب نیز تسلط کامل یابند و ته مانده‌های تروریست‌ها را نیز از این شهر بیرون رانده و در نتیجه پس از مدت‌ها مقاومت مردم و ایستادگی آن‌ها در برابر جنایات وحشیانه تروریست‌ها، حلب را به طور کامل از چنگال تروریست‌ها خارج کرده و آزاد سازند.
 
این آزادی به قدری برای مردم سوریه و بخصوص ساکنین و اهالی حلب ارزشمند بوده است که از شب گذشته تا کنون جشن و پای کوبی و شادی آن‌ها در خیابان‌های حلب و همزمان در تمامی نقاط این کشور کاملاً گویای همه چیز است.
 
بعلاوه در حالی این گونه تلاش می‌شود تا نیروهای مردمی و دولتی سوریه را در مقابل مردم این کشور قرار دهند که حلب مدت‌ها شاید وحشیانه‌ترین جنایت‌های تروریست‌ها بوده و با سکوت سازمان‌های بین المللی و غربی در برابر این جنایت‌ها مواجه بوده‌اند.
 
بریدن سر یک کودک 12 ساله فلسطینی آن هم در صورتی که وصل بودن لوله سِرُم به دست این کودک نشان می‌دهد، تروریست‌ها وی را از بیمارستان و در حالی که تحت درمان بوده است، ربوده‌اند، تنها یکی از موارد پر تعدادی است که مردم سوریه و حلب در مدت زمانی که اسیر این جنایت کاران بوده‌اند با آن مواجه شده‌اند.
 
 
شورایی بین المللی برای امنیت تروریست‌ها در سوریه
 
یکی دیگر از بهانه‌های رادیو فردا در این هفته برای ابراز دلسوزی‌های دروغین خود و غرب برای ملت سوریه، بازتاب درخواست مجمع عمومی سازمان ملل متحد از شورای امنیت برای تلاش در جهت پایان دادن به درگیری‌های خونین در سوریه است.
 
جایی که این رسانه صهیونیستی – آمریکایی بار دیگر با اتهام زنی به دولت سوریه و البته جمهوری اسلامی ایران و روسیه به عنوان مانع‌های اصلی در مسیر برقراری صلح در این کشور، غرب را تنها منجی ممکن معرفی کرده و عنوان می‌کند: «مجمع عمومی سازمان ملل از شورای امنیت خواست برای توقف جنگ در سوریه اقدام کند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با اکثریت آرا، از شورای امنیت خواست تا "فوراً" برای پایان دادن به حملات علیه غیرنظامیان و مناطق محاصره شده در سوریه، اقدام کند. این قطعنامه "غیرالزام‌آور"، جمعه ۱۹ آذر و با ۱۲۲ رأی موافق در برابر ۱۳ رأی مخالف به تصویب رسید، و ایران در کنار روسیه و چین با این قطعنامه مخالفت کرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد همچنین با ابراز نگرانی عمیق از وخامت شرایط در مناطق سوریه به ویژه شهر حلب، خواستار ارسال فوری کمک‌های بشردوستانه به این شهر شد. در این زمینه سامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، گفت که تصویب این قطعنامه به روسیه و بشار اسد می‌گوید "قتل عام را متوقف کنید". خانم پاور همچنین به دولت سوریه و متحدانش هشدار داد تا مردم حلب را به "شکنجه‌گاه‌ها" نفرستند. اما ویتالی چورکین، سفیر روسیه در سازمان ملل، این قطعنامه را "لفاظی تهاجمی" توصیف کرد و گفت که در آن به راه‌های مبارزه با گروه‌های تروریستی اشاره نشده است. درخواست مجمع عمومی سازمان ملل از شورای امنیت در حالی است که دوشنبه گذشته روسیه و چین پیش‌نویس قطعنامه‌ای در این شورا درباره آتش‌بس هفت روزه در حلب را وتو کردند. در آن زمان خبرگزاری رویترز گزارش کرد که روسیه مدعی است چنین آتش‌بسی به گروه‌های شورشی فرصت بازسازی می‌دهد. قطعنامه غیرالزام‌آور مجمع عمومی همزمان با تشدید حملات به مناطق تحت کنترل شورشیان در حلب تصویب شده است. کنترل بخش شرقی این شهر سوریه در سال‌های اخیر در دست مخالفان مسلح بشار اسد بود اما نیروهای نظامی سوریه با همکاری روسیه، ایران و حزب‌الله لبنان موفق شده‌اند بخش‌های وسیعی از این شهر را بازپس گیرند. در جریان جنگ داخلی سوریه در شش سال گذشته، صدها هزار نفر کشته و میلیون‌ها نفر آواره شدند.»
 
این در حالی است که بررسی اعضای شورای امنیت، ما را به پنج کشور اصلی می‌رساند که در اعضای دائمی این شورا و دارای حق وتو هستند؛ ایالات متحده آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین این پنج کشور هستند که بنابر درخواست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و گزارش اخیر رادیو فردا، بایستی برای پایان جنگ در سوریه تلاش کنند.
 
اما این پنج کشور چه واکنش‌هایی در قبال فعالیت‌ها و جنایت‌های تروریست‌ها در سوریه داشته و دارند و در این جریان چه نقشی ایفا می‌کنند؟!
 
بررسی سوابق نقش آفرینی این کشورها در درگیری‌های سوریه به ما نشان می‌دهد به جز روسیه که علناً به دفاع از مردم سوریه در برابر تروریست‌ها پرداخته و نقش مثبتی در شناسایی طرف حق و باطل این درگیری و پایان یافتن ریشه ای درگیری‌ها در این کشور ایفا می‌کند و البته چین که به صورت سیاسی نقش آفرین بوده و تا حدودی با تروریست‌های فعال در سوریه مقابله سیاسی می‌کند، سه کشور دیگر کاملاً رفتار مخالف داشته و آشکارا با حمایت از گروه‌های مختلف تروریستی در سوریه، نه تنها برای پایان درگیری قدمی بر نداشته‌اند، بلکه خود آغاز کننده و ایجاد کنندهٔ آتش درگیری‌ها در این کشور محسوب می‌شوند.
 
آیا اگر امکان داشت که ایالات متحده آمریکا بخواهد قدمی در جهت پایان درگیری در سوریه بردارد، خود پایه گذار گروه تروریستی داعش می‌شد و در بودجه رسمی خود، بخشی برای کمک و حمایت از گروه‌های تروریستی فعال در این کشور اختصاص می‌داد؟!
 
حضور بیش از هزار و پانصد تروریست با تابعیت فرانسوی و بیش از هفتصد تروریست با تابعیت انگلیسی در سوریه آیا معنایی جز تلاش غرب برای تداوم ناآرامی‌ها در این کشور دارد؟!
 
بهتر بود مجمع عمومی سازمان ملل به جای درخواستی که از شورای امنیت داشته‌اند، از این کشورها می‌خواستند که اتباع تروریست خود را از سوریه خارج کنند.
 
 
قانون دوستی رادیو فردا برای آزادی فتنه گران
 
در شماره پیشین مجله هفتگی رادیو دیروز به بررسی تلاش‌های رادیو فردا و فرشید منافی در برنامه "ایستگاه پنجشنبه" برای ارائه دلایلی تازه در خصوص ایجاد فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سال 1388 و انداختن تقصیر آن آشوب‌های خیابانی به گردن شورای نگهبان قانون اساسی پرداختیم؛ اما این هفته نیز این گونه گزارش‌های رسانهٔ دولتی آمریکا برای مظلوم جلوه دادن سران فتنه ادامه داشته است.
 
در همین راستا و در ادامه، دو نمونه از گزارش‌های این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در خصوص لزوم آزادی سران فتنه از حصر خانگی، غیر قانونی بودن این حصر و لزوم محاکمه علنی آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
 
 
قانون شناسی رادیو فردا در جهت خدمت به سران فتنه
 
یکی از روش‌های رادیو فردا برای دفاع از فتنه گران در چند سال اخیر، تأکید بر غیر قانونی بودن حصر و استفاده از واژه "قانون" برای القای این تفکر به مخاطبینش بوده است که سران فتنه به دلایلی غیر واقعی در حصر به سر می‌برند و اگر قرار باشد حتی قوانین رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز عملی شود، یقیناً این مجرمین باید آزاد باشند.
 
این رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید در اوج این قانون شناسی ها، با انتشار گزارشی از اظهارات علی مطهری، چهره حاشیه ساز این روزهای کشورمان بهره برداری کرده و می‌نویسد: «علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران، روز یکشنبه ۱۴ آذر بار دیگر دیدگاه خود در مورد حصر رهبران معترضان به نتایج انتخابات ۸۸ را تکرار کرد و یادآور شد که از نگاه او حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، خلاف قانون اساسی است. به گزارش ایلنا، آقای مطهری که در همایشی در آستانه روز دانشجو در دانشگاه صنعتی شریف سخن می‌گفت، در پاسخ به سؤالی در مورد نظر احتمالی پدرش در مورد حصر و رد صلاحیت‌ها، تصریح کرد که اگر او در حال حاضر زنده بود، رهبری کشور را بر عهده داشت، ولی "اگر فرض کنیم رهبر نبود طبیعتاً با خیلی از روش‌های امروز و سخت‌گیری‌های غیرلازم مثل رد صلاحیت‌ها مخالف بود". او در ادامه گفت که از دیدگاه او حصر "خلاف اصول ۳۲ و ۳۷ قانون اساسی است" و نمی‌شود بدون حکم قضایی کسی را حبس و بازداشت کرد. اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی تأکید می‌کند که "هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند" و با تعیین فرصتی ۲۴ ساعته برای تفهیم اتهام و ارسال پرونده مقدماتی متهم به مراجع قضایی، تصریح می‌کند که "مختلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود". اصل ۳۷ همین قانون نیز اصل را بر برائت افراد می‌داند و تصریح می‌کند که "هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد". با این حال در نزدیک به چهار دهه عمر جمهوری اسلامی، این دو اصل قانون اساسی بارها توسط مراجع امنیتی، انتظامی و قضایی نقض شده‌اند و بسیاری از متهمان متحمل بازداشت‌های طولانی پیش از ارسال پرونده مقدماتی به دادگاه شده‌اند. این در حالی است که آیت‌الله خامنه‌ای با گذشت نزدیک به هفت سال از این اعتراض‌ها تصریح کرده که همچنان به این مسئله اعتراض‌های ۸۸ حساس است، و علی مطهری نیز پس از پیگیری‌های متعدد در این زمینه اعلام کرده که "نظر رهبری بر ادامه حصر است" و از این رو "سایر مقامات به این موضوع وارد نمی‌شوند". رفع حصر رهبران معترضان به نتایج انتخابات ۸۸، از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی نیز بود، اما به در حالی که دولت روحانی وارد چهارمین سال از عمر خود شده، هنوز در مورد اقدامات احتمالی در این باره اطلاع‌رسانی نشده است.»
 
گذشته از این که بارها گفته شده است و می دانیم که حصر با توجه به جرایمی که سران فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مرتکب شده‌اند و این موضوع غیر قابل انکار است، یقیناً اگر بحث عدالت و انصاف در میان باشد، لیاقت مجازاتی به مراتب سنگین تر از حصر خانگی با این همه امکانات رفاهی و درمانی و ... را دارا هستند، اما اگر به واقعیت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توجه شود، هم آقای علی مطهری که در ظاهر یکی از اعضای مجلس شورای اسلامی و قانون نویسان کشورمان محسوب می‌شود و هم ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی از جمله رادیو فردا، یقیناً پی خواهند برد که حصر این گونه مجرمین سیاسی، امنیتی و اجتماعی، نه تنها نقض قانون نبوده بلکه کاملاً در راستای همین قوانین صورت گرفته است.
 
اگر به مراجع فقهی در نظام حکومتی مبتنی بر دین مبین اسلامی مراجعه کنیم به این موضوع خواهیم رسید که در مواردی برخی از جرائم در جامعه از سوی افرادی صورت می گرد که تنها یک جنبه نداشته و علاوه بر جنبه جرم قانونی، با جنبه‌های دیگری مانند جنبه‌های سیاسی و اجتماعی نیز همراه هستند و یا به عبارتی دیگر آثار آن‌ها تمامی یا بخش عمده ای از جامعه را در حوزه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی نیز علاوه بر بحث نظم عمومی، شامل می‌شود.
 
در اصول فقه اسلامی به این گونه جرائم "افساد فی الارض" و یا "بغی" گفته می‌شود که مجازات‌های مخصوص به خود را نیز برای مجرمین این گونه موارد، تعیین کرده است که با بررسی تاریخ از صدر اسلام و دوران حکومت حضرت علی (ع) گرفته تا دوران رهبری امام خمینی (ره)، یکی از نمونه‌های جرایمی که برای این گونه مجرمین به اجرا در آمده است، "حصر خانگی" است.
 
با این زمینه، باید تأکید کنیم که اصل 167 قانون اساسی بر اساس تفسیر موسع این موضوع را پیش‌بینی کرده است که در مواقع سکوت، تعارض و یا اجمال قانون، قاضی می‌تواند به منابع فقهی معتبر و مدون نیز مراجعه کند و یکی از مواردی که این امکان را فراهم می‌آورد "بغی" است که فتنه سال 1388 و جرائم سران فتنه در این عنوان خواهد گنجید.
 
 
اصرار رادیو فردا برای نابودی سریع تر سران فتنه
 
یکی دیگر از موضوعاتی که در جریان دفاعیات رادیو فردا از سران فتنه در چند وقت اخیر بارها و بارها مطرح شده است، تأکید بیش از اندازه این رسانهٔ دولتی آمریکا به برگزاری هرچه سریع تر دادگاه و محاکمه علنی سران فتنه است؛ اصرارهایی که با توجه به جرائم اثبات شده و غیر قابل انکار این افراد، بیشتر به نوعی پافشاری برای نابودی مطلق هر چه سریع تر آن‌ها شبیه است تا تلاشی برای نجاتشان از حصری که با امکانات مختلف رفاهی همراه بوده است.
 
این رسانهٔ صهیونیستی - آمریکایی در گزارشی دیگر، این هفته باز هم به تأکید مهدی کروبی، یکی از سران فتنه سال 1388 بر برگزاری محاکمه علنی وی پرداخته و ضمن مظلوم جلوه دادن این مجرمین و خائنین به ملت ایران، می‌آورد: «در پی گفته‌های اخیر سخنگوی قوه قضائیه در مورد "آمادگی" این نهاد برای محاکمه رهبران اعتراضات سال ۱۳۸۸، فرزند مهدی کروبی، یکی از رهبران در حصر، به نقل از پدرش می‌گوید "دعا کنید آقایان شهامت محاکمه‌ام را در دادگاهی علنی پیدا کنند". غلامحسین محسنی اژه‌ای، روز سه ۱۶ آذر ماه گفته بود "شورای امنیت ملی تصویب کرده است" مهدی کروبی، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی "فعلاً در حصر باشند و این مصوبه کماکان به قوت خود باقی است". محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، در واکنش به این سخنان در فیس‌بوک خود به نقل از آقای کروبی می‌گوید او مجموعاً ۱۱ بار به شکل مستقیم و غیرمستقیم خواستار برگزاری دادگاه علنی و انجام روند محاکمه‌اش شده است. فرزند مهدی کروبی در این مورد به نامه‌ها و درخواست‌ها از مقام‌هایی مانند حسن روحانی، رئیس‌جمهوری، علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی یا گفته‌های "چندین‌بارهٔ" خودش در حضور ماموران امنیتی اشاره کرده است. او در واکنش به بخشی دیگر از سخنان محسنی اژه‌ای در مورد آنچه سخنگوی قوه قضائیه "جرائم" رهبران اعتراضات توصیف کرده، نوشته پدرش در دیدار با اعضای خانواده گفته است "از مردم بخواهید دعا کنند تا آقایان شهامت محاکمه‌ام را در دادگاهی علنی پیدا کنند. تا معلوم شود اعتراض مدنی ما جنایت بود یا کسانی که برای دو روز دنیا، مرتکب آن رفتارها شدند و کشور و انقلاب را به این روز انداختند". به نظر می‌رسد اشاره آقای کروبی به "رفتارها"، رخدادهای زمان اعتراضات است که به کشته‌شدن معترضان، و سرکوب و زندانی کردن آن‌ها، به‌دست مقام‌های امنیتی و قضائی انجامید. آقای کروبی پیش از این علناً خواستار محاکمه خود شده بود؛ او در نامه‌ای که فروردین ماه گذشته منتشر شد و خطاب به حسن روحانی بود، خواسته بود "از حاکمیت مستبد" بخواهد تا او را در "دادگاه علنی" محاکمه کند. مقام‌های ایران تا کنون از آزاد کردن یا محاکمه خانم رهنورد و آقایان کروبی و موسوی خودداری کرده‌اند. ادامه حصر آن‌ها، به جز آن‌که بارها با انتقادهای سازمان‌های مدافع حقوق بشر روبه‌رو شده، هدف اعتراضات شماری از مقام‌ها و چهره‌های سیاسی و اجتماعی جهان نیز واقع شده است.»
 
اما در حالی رادیو فردا و سران فتنه تلاش می‌کنند تا به نوعی به مخاطبین خود بقبولانند که نظام جمهوری اسلامی از محاکمه این افراد فراری است، که در واقعیت همانطور که محسنی اژه ای، معاون اول و سخنگوی قوه قضائیه، در تازه‌ترین نشست خبری خود تأکید کرده است، این قوه "آمادگی دارد" این سه تن را محاکمه کند.
 
اما آیا این محاکمه به نفع سران فتنه است؟!
 
آیا واقعیت‌های زندگی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در وضعیت حصر خانگی‌شان، بدتر از نتایج احتمالی این محاکمه است؟!
 
مقایسه جرائم این افراد در دوران پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کشورمان در سال 1388 با قوانین مجازات اسلامی، این را بیشتر به ما نشان می‌دهد.
 
برهم زدن امنیت ملی کشور توسط این افراد و مجازات تعیین شده در ماده 498 قانون مجازات اسلامی، مباشرت در اجتماع و تبانی در ارتکاب جرائم و استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی، هتک حرمت مقامات مسئول در انتخابات و استناد به مواد 609،697 و 698 قانون مجازات اسلامی، معاونت در محاربه و افساد فی‌الارض مطابق ماده 183 قانون مجازات اسلامی و ماده 687 قانون مذکور و تبصره‌های مرتبط، معاونت در اخلال در نظم جامعه و ایجاد خوف موضوع تبصره‌های مولد 203 و 208 قانون مجازات اسلامی، معاونت در منازعه موضوع ماده 615 قانون مجازات اسلامی، معاونت در احراق و تخریب و اتلاف اموال موضوع مواد 675 الی 671 قانون مجازات اسلامی و ... تنها بخشی از مواردی است که یقیناً در صورت محاکمه این افراد مطرح شده و اجرایی خواهد شد.
 
این در شرایطی است که سران فتنه با تمامی این جرائم و خیانت‌ها، در طول مدت حصر خانگی خود از تمامی امکانات رفاهی، تفریحی، درمانی و ... در بهترین شرایط ممکن بهره مند بوده و هستند.
 
 
گریه رادیو فردا برای دستفروشان ایرانی و بی تفاوتی برای معلولان در آمریکا
 
یکی از شایعات و خبرهای غیر مستندی که در این هفته به عنوان بهانه ای توسط ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی و رسانه‌های ضد ایرانی مختلف، از جمله رادیو فردا مورد استفاده قرار گرفت، داستان حمله مأموران شهرداری با شوکر الکتریکی به یک زن مسن دست فروش در اهواز است.
 
خبری که هر چند واقعیت آن هنوز هم اثبات نشده است، اما به هر حال موضوعی داخلی بوده که توسط پلیس ایران و مقامات مربوطه پیگیری شده و بایستی پیگیری شود اما این خبر در حالی مورد بهره برداری امثال رادیو فردا قرار می‌گیرد که جامعهٔ امریکا، حتی معلولان امریکایی نیز از شر خشونت‌های پلیس این کشور در امان نبوده و نیستند، اما این گونه رسانه‌ها با بی تفاوتی از کنار این خشونت بالا عبور می‌کنند.
 
رسانهٔ فارسی زبان کاخ سفید در گزارشی که در همین رابطه بر روی پایگاه اینترنتی خود منتشر کرده است، این گونه عنوان می‌کند: «فرزند زن دستفروش اهوازی که در روزهای گذشته گزارش‌هایی در مورد ضرب و شتم او توسط مأموران شهرداری مخابره شده، به نشریه همشهری استان خوزستان گفته است که مادرش حال مناسبی ندارد و روزانه دو بار برای معالجات به بیمارستان منتقل می‌شود. بر پایه گزارش‌ها روز سه‌شنبه ۱۶ آذر، مأموران اجرائیات شهرداری اهواز با حضور در خیابان خوانساری این شهر اقدام جمع‌آوری اجناس یک دستفروش سالمند زن کردند و به گفته شاهدان عینی، با شوکر الکتریکی او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. گرچه مقام‌های شهرداری و شورای شهر اهواز اظهار نظرهای متناقضی در مورد این حادثه کرده و حتی برخی از آن‌ها منکر وقوع این حادثه شده‌اند، اما رسانه‌های محلی در گفت‌وگو با شاهدان عینی، گزارش کرده‌اند که زن سالمند اهوازی پس از برخورد مأموران شهرداری نقش بر زمین شده، و اکنون وضعیت مناسبی ندارد. از جمله همشهری استان خوزستان، به نقل سمیر، فرزند این دستفروش اهوازی، نوشته است که روز ۱۶ آذر، "اکیپ ۱۰ نفرهای از مأموران اجرائیات شهرداری که همگی شوکر برقی در دست داشتند"، وارد خیابان خوانساری یا حراجی‌ها شدند و "از میان همه دستفروشان، به مادر ۷۰ ساله من که جلوی مغازه خودم، نرسیده به خیابان طالقانی (طلافروشان) بساط پهن می‌کند، حمله‌ور شدند و با شوکر برقی، او را نقش بر زمین کردند". او ادامه داده که "مادر من زنده است ولی وضعیت مناسبی ندارد. بعد از آن حادثه چند ساعتی در بیمارستان امام بستری شد. الان هم روزی دوبار به بیمارستان می‌بریمش". از صحنه دیگری مأموران شهرداری با این زن دستفروش و نیز وضعیت او پس از ضرب و شتم تصاویری در وب‌سایت‌های محلی و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. در این زمینه یک شاهد عینی هم به خبرگزاری دولتی ایرنا گفته بود که "ظهر سه‌شنبه سه چهار نفر از مأموران اجرائیات شهرداری برای جمع‌آوری بساط یکی از دستفروشان در یکی از خیابان‌های فرعی نادری مراجعه کرده بودند". این شاهد عینی، تأیید کرده که فرد دستفروش "با مأموران درگیر نشده" اما در شرایطی قصد داشته از ضبط اموال و اجناس خود ممانعت کند، «مأموران با شوکر او را مضروب کردند". در زمینه این حادثه فرمانداری اهواز وعده پیگیری داده اما شهردار اهواز به کلی منکر وقوع آن شده است.»
 
اما جالب این جاست که این موضوع در ایران با واکنش هم رسانه‌ها و هم مسئولین همراه است و همه به دنبال پیگیری آن هستند؛ هر چند واقعیتان هنوز اثبات نشده است.
 
این در حالی است که موضوعات مشابه در ایالات متحده امریکا به وفور صورت می‌گیرد، اما نه تنها مسئولین به ان واکنش نشان نمی‌دهند، بلکه رسانه‌های آمریکایی نیز مانند رادیو فردا در مقابل آن‌ها به راحتی سکوت می‌کنند و حتی جامعه نیز به قدری شاهد این گونه موارد بوده است که ترجیح می‌دهد بی تفاوت از کنار آن عبور کند.
 
آیا حمله چهارده نیروی پلیس آمریکا به یک معلول سیاهپوست در خیابان در حالی که برخلاف این موضوع که حتی تصویری برای اثباتش وجود ندارد، فیلم و عکس آن کاملاً در دسترس عموم قرار گرفته است، نشان دهنده عدالت در جامعه ایالات متحده است؟!
 
در جریان خبری که رادیو فردا از آن بر علیه ایران بهره برداری می‌کند، فرزند دستفروش اعلام می‌کند که برای پیگیری این موضوع به پلیس مراجعه کرده است، پس به پلیس و نیروی انتظامی در ایران اعتماد دارند، اما در آمریکا این پلیس به جای حفظ امنیت مردم این گونه آن‌ها را زیر مشت و لگدها و گاها گلوله‌های سربی خود به خاک و خون می‌کشد.
 
خبرگزاری "اربن الکترونیک ریپورت " با انتشار تصاویر دقیق از این جنایت دولتی در آمریکا، اذعان داشته است که در یکی از خیابان‌های سانفرانسیسکو، بیش از 14 نیروی پلیس این کشور، به مدتی بیش از نیم ساعت، یک فرد معلول سیاه پوست که یک پای خود را از دست داده بوده است، با بدنی عریان مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.
 
در موردی دیگر نیز پس از انتشار فیلمی که کاملاً واقعیت را افشا می‌کند، رئیس پلیس جدید منطقه آلبوکوئرکه در ایالت نیومکزیکو آمریکا اذعان نموده است که 4 نیروی پلیس این منطقه با شلیک چندین گلوله یک بی خانمان را کشته‌اند؛ آن هم در حالی که تنها جرم این بی خانمان نگون بخت، زدن چادر عنوان شده است.
 
 
دروغی به بزرگی مخالفت آمریکا با اسرائیل!
 
در تمامی سال‌های گذشته، هر جا نامی از اسرائیل به میان آمده است در کنار آن نام ایالات متحده آمریکا نیز به چشم خورده و به عبارتی بهتر هر جا جنایتی را از رژیم اشغالگر صهیونیستی مشاهده کرده‌ایم، رد پایی از آمریکا نیز در آن جنایت قابل مشاهده بوده است.
 
اما اخیراً رسانه‌های وابسته به دولت آمریکا از جمله رادیو فردا تلاش کرده‌اند تا به شکل‌هایی مختلف، دولت آمریکا را دولتی انسان دوست و بی طرف در جریان فلسطین معرفی کنند و به همین دلیل بعضاً شاهد بازتاب مخالفت‌های دروغین مقام‌های آمریکایی با برخی رفتارهای اسرائیل بوده و هستیم.
 
در همین راستا نیز در این هفته شاهد ابراز همین دروغ‌ها و مخالفت‌های کذب در خصوص ادامه شهرک سازی های این رژیم در سرزمین‌های فلسطینی بوده‌ایم که این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی با بازتاب گسترده آن، می‌آورد: «جان کری، وزیر خارجه آمریکا، در انتقادی تند از دولت بنیامین نتانیاهو گفته است، اسرائیل "همه هشدارها در مورد سیاست ساخت‌وساز در اراضی اشغالی فلسطینی را آ نادیده می‌گیرد" و "آمریکا را به دردسر می‌اندازد". به گفته آقای کری، این سیاست‌ها خود اسرائیل را هم "به سوی یک پیچ نگران‌کننده می‌برد" و این کشور باید "میان ساخت‌وساز و راه صلح یکی را انتخاب کند". به گزارش رسانه‌های اسرائیل، وزیر امور خارجه آمریکا این سخنان را یکشنبه چهاردهم آذر در کنفرانس مرکز مطالعات "سابان" در موسسه بروکینگز در واشینگتن بیان داشت. جان کری گفت، اینکه راستگرایان اسرائیلی شهرک‌سازی را به سیاستی برای جلوگیری از صلح مبدل کرده و نبود چشم‌انداز برای صلح، "دیر یا زود به بروز خشونت‌های تازه منجر می‌شود". آقای کری گفت بیان "نگرانی‌اش برای آینده اسرائیل" از زبان کسی است که "دوستدار اسرائیل" است و یکی از موارد اخیر ابراز دوستی او، کمکش به نهایی کردن کمک نظامی ۳۸ میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل بوده است. به‌نوشته جروزالم پست، جان کری در حالی از نبود افقی برای صلح اسرائیلی -فلسطینی ابراز نومیدی کرد که ۴۰ بار در چهار سال گذشته شخصاً به اسرائیل و سرزمین‌های فلسطینی سفر کرد. بر اساس این گزارش، جان کری در چهار سال احراز مقام وزارت خارجه آمریکا دستکم ۱۳۰ ملاقات رو در رو با نتانیاهو داشت و ۳۷۵ بار نیز با او در مورد نزاع اسرائیلی- فلسطینی گفت‌وگو کرد.»
 
اما همانطور که اشاره شد، این حجم از نگرانی‌های دولت آمریکا برای تداوم شهرک سازی های اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی و آینده صلح در این سرزمین‌ها در حالی مشاهده می‌شود که کاخ سفید در کشتار کودکان فلسطینی و مردمان بی دفاع غزه، شانه با شانه رژیم صهیونیستی حضوری فعال داشته‌اند.
 
مگر می‌شود نه تنها در مقابل کشتار مردم بی دفاع فلسطینی بی تفاوت بود، بلکه در به ناحق ریختن خون آن‌ها به زمین نیز شریک بود، اما برای شهرک سازی های اسرائیلی، این گونه واکنش نشان داد؟!
 
آیا اگر ابتدای دولت باراک اوباما و وزارت جان کری در کاخ سفید بود نیز همین واکنش‌های ظاهری مشاهده می‌شد؟!
 
در همین گزارش، وزیر امور خارجه آمریکا علناً از کمک نظامی ۳۸ میلیارد دلاری ایالات متحده به اسرائیل سخن به میان آورده است، اما آیا این کمک‌ها در راهی جز کشتار مردم بی دفاع فلسطین و حتی منطقه استفاده شده و می‌شود؟!
 
آیا دولت آمریکا وقتی در جریان حملات وحشیانه اسرائیل به باریکه غزه در سال 2014 که به قتل عام چندین هزار بی دفاع از جمله تعداد قابل توجهی کودک فلسطینی انجامید، مجوز استفاده از انبارهای مملو از تسلیحات خود را به اسرائیل می‌داد، نگران صلح در این سرزمین نبود؟!
 
آیا مقامات کاخ سفید، به ویژه باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در آن ایام، نمی‌توانستند برای صلح در منطقه و جلوگیری از قتل عام و نسل کشی مردم مظلوم فلسطین در باریکه غزه، حداقل در ظاهر به بیان اظهاراتی اعتراضی بپردازند و با سکوت طولانی و معنادار خود، فضا را برای ادامه تجاوزات اسرائیل به این مردم مهیا نسازند؟!
 
 
آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و بیست و هشتمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در سومین هفته از آذر ماه 1395 (16 الی 23 آذر ماه 1395) پرداخته است.
 
 
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *