دوشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۶ تهران ۱۷:۱۱ - ۲۷ مارس ۲۰۱۷
 
سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵
ساعت ۱۷:۲۹
رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت! (شماره 123)
1395/08/08 الی 1395/08/15

یکصد و بیست و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز ...
یکصد و بیست و سومین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز ...
دومین هفته از آبان ماه 1395 را می‌توان هفته ارائه دیدگاه رادیو فردا برای تن فروشی و برملا شدن چهره حقیقی این رسانه نما دانست؛ جایی که این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در کنار سایر اخبار و برنامه‌های خود با انتشار گزارشی ویژه تن فروشی را صنعت و شغل معرفی می‌کند؛ در همین راستا رادیو دیروز نیز همانند گذشته با تنظیم مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" به بررسی خلاصه وار این گزارش و بخشی دیگر از گزارش‌های این رسانهٔ آمریکا در بازه زمانی مشخص پرداخته است ...
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛
                           
رادیو فردا در این هفته نیز تلاش کرده است تا به وسیله برنامه‌ها و گزارش‌های خود، بخشی از اهداف اربابانش را به خود مخاطبین داده، واقعیت‌ها را وارونه نشان داده و خود را در نزد اربابان آمریکایی و اسرائیلی‌اش عزیزتر سازد که در یکی از مهم‌ترین موارد می‌توان به تلاش این رسانه نما برای صنعت معرفی کردن روسپیگری در بین زنان دانست.
 
در چنین شرایطی رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه نما را در بازه‌های زمانی هفت روزه، به طور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار داده و تلاش کرده است تا در حد توان خود واقعیت‌ها را برای مخاطبین خود بازگو نماید.
 
بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و بیست و سومین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول دومین هفته از آبان ماه سال 1395 (08 الی 15 آبان ماه 1395) پرداخته است.
 
شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و بیست و سومین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل اعلام نظر رادیو فردا در خصوص روسپیگری و کارشناسی که تن فروشی را صنعت می‌خواند، رفتار دوگانه غرب در خصوص فروش سلاح به ایران و عربستان، توهم‌های خاص رادیو فردا برای نقش افرینی غرب در مبارزه با تروریسم در خاورمیانه، اتهام زنی دوباره رادیو فردا به ایران در خصوص انفجار "آمیا"، بهره برداری رادیو فردا از جراحت یک خبرنگار در عراق و ... را مورد مشاهده نمایید.
 
 
تلاش رادیو فردا برای نفوذ صنعت تن فروشی در ایران
 
یکی از موضوعات مهمی که همواره در فعالیت‌های رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به چشم آمده است و جزو اهداف اصلی این رسانه نما بوده است، تلاش در جهت ترویج فساد اخلاقی و جنسی در بین جامعه ایرانی، سیاه نمایی در خصوص وضعیت داخلی کشورمان در این خصوص و موضوعات مشابه است که در این هفته نیز مشاهده شده است و به همین دلیل بخش ابتدایی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به آن اختصاص داده‌ایم.
 
رادیو فردا در گزارشی، با طرح این سؤال که «آیا تن فروشی یک شغل است یا یک آسیب اجتماعی؟ آیا می‌توان تن‌فروشی را فارغ از اخلاقیات عمومی صرفاً شغلی در ردیف سایر مشاغل دانست؟»، و در بحش کارشناسانه ظاهری‌اش پاسخ دلخواه خود را به مخاطبین داده است.
 
"نیره توحیدی" که این رسانه نما وی را "جامعه‌شناس و پژوهشگر ایرانی مقیم آمریکا و استاد مطالعات زنان در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا" معرفی کرده است، به دلسوزی برای زنان پرداخته و می‌گوید: «واقعیت این است که از دید خیلی از حامیان حقوق زنان، بخصوص فمنیست‌ها، مسئله به این سادگی نیست. یک بحث نظری و فلسفی و می‌شود گفت ارزشی در این جا مطرح است و یک جنبه عملی [مطرح می‌شود] که ما چه برخوردی اصولاً با "نهاد تن‌فروشی" داشته باشیم و برای مشکلات آن چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم. یکی این برخورد است که من آن را خودم جدا می‌کنم و یکی اینکه نظر ما اساساً راجع به تن فروشی چیست؟ آیا با شغل نامیدنش ما می‌خواهیم این مسئله را بپذیریم و در جامعه مقبول بدانیم؟ یا اینکه می‌خواهیم از صدمات آن کم کنیم؟ من خودم از این دید که به هر حال این یک واقعیت تاریخی است که در همه جوامع وجود دارد و ما باید با این مسئله مثل یک واقعیت جامعه‌شناختی برخورد کنیم و مشکلات و صدماتش که اکثراً هم زن‌ها می‌بینند یک راه حل‌های -فعلاً- کوتاه‌مدت و یا میان‌مدت پیدا کنیم. اما در طولانی‌مدت خود من نظرم این است که تن‌فروشی، به سادگی یک شغل نیست یک نهاد است که حاصل مناسبات "پدرسالارانه" و "مردسالارانه" بوده. تن‌فروشی و فروش سکس در نهایت باید به طرف از بین رفتن برود...»!
 
"حسین قاضیان"، دیگر میهمان و کارشناس رادیو فردا که "جامعه‌شناس و پژوهشگر ایرانی مقیم آمریک با حوزه تخصصی جامعه‌شناسی سیاسی، جنسیت و فرهنگ" معرفی گردیده است، به دنبال عادی سازی روابط جنسی نامشروع و تبدیل کردن زن به یک کالا و روسپیگری به یک صنعت گام برداشته و گفته است: «اگر از جنبه منطقی و مفهومی بخواهیم به موضوع نگاه کنیم و فرض را بر این بگذاریم که شغل عبارت است از انجام کاری در برابر دریافت اجرت یا مزد، تن‌فروشی هم یک شغل است. چون از این بابت تفاوتی با باقی مشاغل ندارد. چون در تن‌فروشی هم خدمات جنسی آ ز طریق عرضه مستقیم و یا غیرمستقیم بخش یا بخش‌هایی از بدن صورت می‌گیرد و در ازای آن دستمزد دریافت می‌شود. بنابر از منظر مفهومی و منطقی این هم یک شغل است در ردیف مشاغل دیگر. اما اینکه آیا این یک شغل "استثمارزا" و یا "آسیب‌زا" است، به چه کسانی ضرر می‌زند و چه کسانی سود می‌برند، این‌ها موضوعات عملی و اجتماعی است که باید به آن پرداخت. ولی از لحاظ مفهومی و منطقی، به نظر من، این شغلی است در ردیف سایر مشاغل و از این بابت تفاوتی با مشاغل دیگر ندارد ...»!
 
اما ایا با این نوع نگاه‌ها و کارشناسی‌ها می‌توان به واقع با این گونه معضل‌ها و آسیب‌های اجتماعی مقابله کرد؟!
 
بررسی سطحی واقعیت‌های جامعه آمریکا در این گونه موضوعات به خوبی به ما نشان خواهد داد که این کارشناسی‌های غربی و غرب زده پاسخی مناسب برای این آسیب‌ها نبوده و نخواهد بود و با شکست همراه بوده است.
 
ایا می‌توان با دیکته کردن فرهنگ جامعه ای که روسپیگری و تن فروشی زنان در آن جا کاملاً قانونی است، با این معضل مقابله کرد؟!
 
دنیس هوف، صاحب بزرگ‌ترین فاحشه‌خانهٔ نوادا، در مصاحبه با هافینگ پست، به تلاش دولت مردان آمریکایی برای درامدزایی از طریق سرمایه گذاری روی این گونه فسادها اذعان نموده و گفته است: " دولت امریکا با کاهش چند میلیاردی درآمد مالیاتی مواجه است و از این طریق می‌تواند درآمدش را افزایش دهد. دولت امریکا هم اکنون سالانه ۶ میلیارد دلار درآمد مالیاتی از فساد و فحشا [البته به غیر از مشروبات الکلی] دارد، اما درآمد تجارت سکس در امریکا سالانه بیش از ۱۸ میلیارد دلار می‌باشد که حتی اندکی از این درآمد به خزانه واریز نمی‌شود. با قانونی کردن فحشا، دولت امریکا می‌تواند سالیانه ۲ میلیارد دلار درآمد از محل صدور پروانه کسب کند و هم چنین ۶ میلیارد دلار از زنان روسپی بابت مالیات بر درآمد اخذ نماید. "
 
ایالات متحده آمریکا در طول یک سال از طریق صنعت روسپیگری بیش از ۱۴.۶ میلیارد دلار درآمد به دست آورده است. به عبارتی سود صنعت روسپیگری و تن فروشی در آمریکا از مجموع سود خالص همه شرکت‌های تکنولوژی از جمله گوگل، نت فلیکس، اپل، آمازون، ای بی، میکروسافت، ارث لینک و یاهو بیشتر است.
 
فاکس نیوز در یک گزارش به بررسی واقعیت‌های روسپیگری در امریکا پرداخته و تأکید نموده است که " فحشا در حال تبدیل به یک ایده‌آل و ارزش جدید برای دختران آمریکایی است ".
 
 
بدی و خوبی فروش سلاح به ایران و عربستان در نگاه رادیو فردا
 
یکی دیگر از موضوعاتی که در چند وقت اخیر به مراتب در فعالیت‌های رسانهٔ فارسی زبان وابسته به کاخ سفید مشاهده شده است، اعتراضات گسترده این رسانه نما به کمک‌های تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران به مردم بی دفاع و مظلوم منطقه برای جنگ با تروریست‌هاست که در بررسی آن‌ها دیدیم که چطور این کمک‌ها مورد غضب واقع شده اما در مقابل به راحتی به تروریست‌ها و جنایتکاران در منطقه کمک می‌شود.
 
در همین راستا در این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی توسط رادیو فردا بوده‌ایم که این بار از بازداشت دو نفر در امریکا به اتهام فروش تجهیزات مربوط به جنگنده‌های نظامی به ایران خبر داده است.
 
رادیو فردا در گزارش مذکور آورده است: «مقام‌های قضایی در ایالات متحده روز جمعه، هفتم آبان‌ماه، از بازداشت دو مرد ایرانی‌آمریکایی در ایالت کالیفرنیا به اتهام نقض قانون تحریم‌ها علیه تهران و تلاش برای ارسال سلاح به ایران خبر دادند. به گزارش خبرگزاری رویترز، متهمان زاویک زرگریان ۵۲ ساله و واچه نیریان ۵۷ ساله ساکن حومه لس‌آنجلس معرفی شده و اتهامشان تلاش برای ارسال قطعات هواپیماهای جنگی و دیگر تجهیزات دفاعی به ارزش سه میلیون دلار به ایران اعلام شده است. دادستان فدرال آمریکا اتهام‌های مطرح‌شده در این پرونده را "تهدیدی جدی علیه امنیت ملی آمریکا" توصیف کرده است. وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرده است که آقای زرگریان برای تأمین و ارسال قطعات جنگنده‌های "اف-۱۶" و "اف-۱۸" به ایران با یک مأمور امنیتی دولت آمریکا وارد مذاکره شده و آقای نیریان نیز تلاش کرده است بیش از هفت هزار قطعه واشر لاستیکی مورد استفاده در سیستم‌های هیدرولیک هواپیماهای نظامی را به ایران بفرستد... این گزارش آمده است که این پرونده دو متهم ایرانی دیگر نیز به نام‌های هنری ترمیناسیان و هرمز نوروزیان دارد که احتمالاً در حال حاضر در ایران به سر می‌برند ... شرکت "گلندل زرگریان" مستقر در کالیفرنیا نیز به عنوان متهم پنجم این پرونده معرفی شده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، در صورت اثبات این اتهام‌ها، ممکن است برای زاویک زرگریان تا ۱۱۵ سال و برای واچه نیریان تا ۹۵ سال حکم زندان صادر شود و علاوه بر آن، هر یک به پرداخت سه تا چهار میلیون دلار جریمه نقدی نیز محکوم شوند. زاویک زرگریان و واچه نیریان این اتهام‌ها را رد کرده‌اند. روند رسیدگی به این پرونده قرار است از بیستم ماه دسامبر (۳۰ آذرماه) آغاز شود. بازداشت افراد در آمریکا و اروپا به اتهام نقض تحریم‌ها و ارسال سلاح به ایران، پیش‌تر نیز سابقه داشته است. بر اساس قانون تحریم‌های آمریکا علیه ایران، فروش هر گونه تجهیزات، فناوری و خدمات به ایران، به استثنای مواردی خاص ممنوع است...»!
 
اما در صورتی این ادعاها مطرح می‌شود که گذشته از بی اساس بودن و غیر قابل اثبات بودن آن‌ها، نباید از این نکته غافل بود که چطور می‌شود به عربستان سعودی با وجود این که در حال حمله و تجاو غیر قانونی به یک کشور و ملت است و همه دنیا این تجاوزگری و وحشی گری را دیده و پذیرفته‌اند، سلاح و پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها را فروخت و بعضاً هدیه داد، اما نمی‌شود به ایران که تا کنون به هیچ جا در دنیا تعرضی نداشته و تنها به فکر دفاع از خود و مظلومان در برابر ظلم و تجاوز است، حتی تجهیزات مربوط به جنگنده‌ها را منتقل کرد؟!
 
خبرگزاری رویترز چندی پیش در همین رابطه با انتشار گزارشی ویژه اذعان نموده است که اداره همکاری امنیتی دفاعی آمریکا که بر فروش تسلیحات ایالات متحده به کشورهای دیگر نظارت دارد، از طرح ویژه این کشور برای فروش بیش از یک میلیارد دلار انواع تسلیحات به عربستان سعودی خبر داده است.
 
روزنامه رأی الیوم در گزارش مشابهی از آماری پرده برداشته است که نشان می‌دهد آمریکا در طول دو دهه اخیر بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سلاح به عربستان فروخته است.
 
و این امارها وقتی بیشتر مورد توجه و اهمیت قرار می‌گیرند که امروزه آل سعود با بهره گیری از همان تسلیحات، تمامی زیرساخت‌های کشور یمن را با خاک یکسان کرده، میلیون‌ها نفر را آواره ساخته و میلیون‌ها بی دفاع را قربانی کرده است که فقط نام چندین هزار کودک یمنی در بین این قربانیان به چشم می‌خورد.
 
میزان تسلیحاتی که از آمریکا به دست تروریست‌های فعال در سوریه و عراق رسیده است و کاملاً مشهود و غیر قابل انکار هستند نیز که جای خود دارد.
 
 
توهم نقش افرینی غرب در مبارزه با تروریسم
 
امروزه همه جهان به خوبی به نقل غرب در گسترش تروریسم در منطقه، ایجاد و گسترش گروه‌های تروریستی مختلفی مانند داعش و تداوم ناارامی ها در خاورمیانه پی برده‌اند. شواهد و اسناد مختلف به جهانیان نشان داده است که غرب نه تنها در پایه ریزی و حمایت از گروه‌های تروریستی مختلف و البته خشونت در منطقه نققش آفرین بوده است بلکه اکنون نیز به شکل‌های مختلف در مسیر مقابله با آن‌ها مانع تراشی می‌کند.
 
در چنین شرایطی رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این هفته گزارشی را منتشر کرده است که در آن با بهره برداری از اظهارات حسن روحانی، رئیس جمهوری کشورمان، تلاش شده است تا غرب را ناجی منطقه از این خشونت معرفی کند.
 
رادیو فردا با این عنوان که «روحانی: اروپا از قدرت سیاسی‌اش برای فشار بر حامیان منطقه‌ای تروریسم استفاده کند»، می‌آورد: «رئیس جمهور ایران، در دیدار با فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نسبت به شکل‌گیری "حکومت‌های تروریستی" در خاورمیانه و شمال آفریقا هشدار داد، و از اتحادیه اروپا خواست که از "قدرت سیاسی" خود برای اعمال فشار بر "حامیان منطقه‌ای تروریسم" استفاده کند. رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، شامگاه جمعه هفتم آبان ماه، برای دیدار با مقام‌های ایرانی وارد تهران شده بود و روز شنبه پس از دیدار با رئیس‌جمهور و وزیر خارجه ایران تهران را به مقصد ریاض ترک کرد. در دیدار روز شنبه خانم موگرینی با حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران یادآور شد اقدامات تروریستی در عراق و سوریه، تهدیدی جدی برای همه جهان است و تأکید کرد که "اگر به طور جدی با تروریست‌ها در منطقه مبارزه نشود، در آینده شاهد چند دولت و حکومت تروریستی در منطقه و شمال آفریقا خواهیم بود که در آن صورت مبارزه با آن‌ها بسیار دشوار می‌باشد ... او بر ضرورت همکاری ایران و اتحادیه اروپا برای تسریع در رسیدن به امنیت در منطقه تأکید کرد و خواستار "فعال شدن بیشتر اتحادیه اروپا" برای ایجاد امنیت و آرامش در سوریه با همکاری کشورهای منطقه شد. در این زمینه رئیس‌جمهور ایران تأکید کرد که "اگر اتحادیه اروپا به هر دلیل مایل به استفاده از حضور نظامی خود برای برخورد با تروریست‌ها در منطقه نیست، استفاده از قدرت سیاسی برای اعمال فشار به حامیان منطقه‌ای تروریست‌ها و قطع کمک‌ها به آنان اثرات قابل توجهی در مبارزه با تروریسم بر جای خواهد گذاشت". ایران به همراه روسیه از حامیان اصلی حکومت بشار اسد است، و در شرایطی به دولت این کشور برای مقابله با گروه‌های مخالف بشار اسد کمک می‌کند که از دولت بشار اسد هیچ تفکیکی میان گروه‌های مخالف خود قائل نیست و همه آن‌ها را تروریست توصیف می‌کند. این در حالی است که آمریکا که ائتلافی بین‌المللی متشکل از ۶۰ کشور مختلف را رهبری می‌کند، قائل به تفکیک میان مخالفان میانه‌رو بشار اسد، و گروه‌هایی تروریستی مثل گروه داعش و جبهه النصره است. گروه حکومت اسلامی یا داعش، علاوه بر اینکه بخش‌هایی از خاک عراق و سوریه را در اختیار دارد و در این دو کشور حملاتی مختلفی را ترتیب داده است، در لیبی نیز فعالیت‌هایی دارد و از طریق نیروهای خود در این کشور، حملاتی را در مصر و الجزایر مرکتب شده است. علاوه بر دیدار روز شنبه فدریکا موگرینی و حسن روحانی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز شنبه در دیدار با محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران، در مورد پایان دادن به بحران سوریه رایزنی کرد. جزئیاتی از این دیدار هنوز از سوی مقام‌های ایران یا اروپایی منتشر نشده و برخی خبرگزاری‌های داخالی تنها به این نکته اشاره کرده‌اند که آقای ظریف نقش اتحادیه اروپا در بحران سوریه را سازنده توصیف کرده و برای همکاری نزدیک‌تر با این اتحادیه اعلام آمادگی کرده است ...»!
 
اما آیا این خوش خیالی و خیال پردازی نیست که امید داشته باشی، گروهی که خود پایه ریز درگیری‌ها در منطقه و به ویژه در سوریه و عراق بوده‌اند و خود ریشه‌های گروه‌های تروریستی فعال در این دو کشور را ایجاد کرده‌اند، اکنون بخواهند در واقعیت علیه فرزندان تروریست خود اقدام کنند؟!
 
آیا اگر ایالات متحدهٔ آمریکا به معنای واقعی ضد تروریست بود، امروزه به طور رسمی تروریست‌ها را به تروریست خوب و تروریست بد تقسیم کرده و با این تقسیم بندی ظاهری رسماً و علناً از گروه‌های مختلف در سوریه و عراق حمایت می‌کرد؟!
 
آیا کاخ سفید اگر هدف اصلی‌اش نابودی داعش بود، خود ایجاد آن را برنامه ریزی کرده، بارها برایشان کمک ارسال کرده و نیروهای ضد داعشی را بمباران می‌کرد؟!
 
آیا انگلیس، فرانسه، آلمان و ... اگر تصمیم داشتند در واقعیت علیه داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در منطقه عملی را انجام دهند، این زمینه و فرصت را مهیا می‌ساختند که اتباعشان به راحتی و بدون کوچک‌ترین مانعی از آن سوی دنیا به منطقه آمده و در سوریه و عراق به گروه‌های تروریستی مختلفی مانند داعش بپیوندند؟!
 
 
پافشاری رادیو فردا بر ادعای نقش ایران در انفجار "آمیا"
 
انفجار سال 1944 میلادی در مرکز یهودیان آرژانتین (آمیا) همواره یکی از بهانه‌های غرب، رژیم اشغالگر صهیونیستی و ابزارهای رسانه ای تحت امرشان با مطرح کردن آن و اتهام زنی به جمهوری اسلامی ایران برای نقش داشتن در آن، اهداف ضد ایرانی خود را دنبال کنند.
 
در این هفته نیز این رسانه نما با انتشار گزارشی به این موضوع پرداخته و از درخواست آرژانتین برای بازداشت علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم انقلاب خبر داده است.
 
رادیو فردا در این گزارش عنوان می‌کند: «دولت آرژانتین با صدور حکمی بار دیگر استرداد وزیر خارجه سابق ایران و مشاور کنونی آیت‌الله خامنه‌ای در ارتباط با بمب‌گذاری سال ۱۹۹۴ در مرکز همیاری یهودیان بوئنوس‌آیرس را خواستار شد. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، علی‌اکبر ولایتی که نام او در فهرست اینترپل قرار دارد هم‌اکنون در عراق به سر می‌برد و از این رو آرژانتین از بغداد خواسته است که نسبت به استرداد وی اقدام کند. گرچه با توجه به نزدیکی دولت عراق به جمهوری اسلامی و نفوذ ایران در این کشور به نظر نمی‌رسد که آقای ولایتی در معرض خطر استرداد باشد، این احتمال هست که دولت آرژانتین قصد دارد با این خواسته نشان دهد که این پرونده مفتوح است و مفتوح هم خواهد ماند. گزارش رویترز به نقل از وزارت دادگستری آرژانتین می‌گوید، رودولفو کانیکوبا قاضی تحقیق پرونده پس از آن که از طریق رسانه‌های بین‌المللی مطلع شد که آقای ولایتی به عراق سفر کرده است، روز چهارشنبه، ۲۸ مهر، از بغداد خواست تا برای دستگیری و استرداد وی اقدام کند. آرژانتین در تیرماه امسال نیز به دنبال سفر علی‌اکبر ولایتی به سنگاپور و مالزی از این کشورها خواست که او را تحویل بوئنوس‌آیرس دهند... بازپرسان آرژانتینی، آقای ولایتی و چهار مقام پیشین ایران از جمله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق، را متهم کرده‌اند که در واقعه بمب‌گذاری سال ۱۹۹۴ مرکز همیاری یهودیان آرژانتین، آمیا، نقش داشته‌اند. به گفته آن‌ها، مقامات سابق ایران به گروه شبه‌نظامی حزب‌الله لبنان دستور داده بودند که این بمب‌گذاری را انجام دهند. از انفجار آمیا به عنوان مرگبارترین حمله تروریستی در تاریخ آمریکای جنوبی یاد می‌شود، انفجاری که ۸۵ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی برجای گذاشت. در مقابل جمهوری اسلامی همواره اتهام نقش داشتن مقامات خود در این رخداد را رد کرده و آقای ولایتی نیز سال گذشته در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی آرژانتینی سی‌فایوـ‌ان آن را دروغ خواند. این رخداد در آرژانتین هم به یک مناقشه سیاسی بزرگ تبدیل شده است. سال گذشته تنها چهار روز پس از آن که آلبرتو نیسمان، قاضی تحقیق پرونده آمیا، کریستینا کرشنر، رئیس جمهور وقت آرژانتین، را به تبانی با ایران برای لاپوشانی ماجرا متهم کرد، جسد وی کشف شد. مرگ این قاضی موجب سوءظن شدیدی نسبت به خانم کرشنر در آرژانتین شد، اگرچه وی تاکید می‌کند که دولت وی هیچ ارتباطی با قتل نیسمان نداشته است. در این حال تحقیقات پیرامون مرگ آلبرتو نیسمان همچنان ادامه دارد...»!
 
همانطور که می دانید در تابستان سال ۱۹۹۴ میلادی، انفجاری که از طریق یک خودروی بمب گذاری شده در مرکز شهر بوِیس آیرس پایتخت آرژانتین و در "کانون همیاری یهودیان" این کشور که "آمیا" نام دارد رخ داد، ۸۵ تن کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی برجای بگذارد. انفجاری که تا کنون بیش از ۱۲۰۰ شاهد را به دادگاه کشانده و همچنان نیز پرونده‌اش در حال بررسی است.
 
اما جالب این جاست که بدون هیچ سند و دلیلی از همان ابتدا به شکلی عجیب انگشت اتهام به سمت جمهوری اسلامی ایران گرفته شده است؛ این در حالی است که بررسی پرونده و شواهد و اسناد مربوط به ان کاملاً نقش کشورمان در این انفجار را رد می‌کند.
 
بر اساس گزارشی که خبرگزاری buenosairesherald منتشر کرده است، نیکولاس برنز وزیر امور خارجه سایه سابق آمریکا در سال ۲۰۰۹ طی سفری که به آرژانیتن داشته است رسماً و علناً هر گونه نقش ایران در این انفجار را رد کرده است.
 
 
بهره برداری رادیو فردا از جراحت یک خبرنگار
 
رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در طول سال‌های اخیر همواره سعی کرده است تا در پوشش اخبار مربوط به تحولات و درگیری‌های سوریه و عراق، به شکلی خاص به دفاع از سیاست‌های ایالات متحده در منطقه، دفاع از تروریست‌ها، تقسیم این تروریست‌ها به تروریست خود و بد و میانه رو و تندرو، اتهام زنی دروغین به نیروهای مردمی و دولتی و کتمان خیانت‌های اربابانش بپردازد؛ اما با این وجود جراحت یک خبرنگار در عراق که به عنوان خبرنگار رادیو فردا معرفی شده است، بهانه ای شده است تا این رسانه نما خود را دخیل در این جنگ و واقعیت‌هایش معرفی کند.
 
رادیو فردا می‌آورد: «خبرنگار رادیو فردا در جریان پوشش خبری عملیات آزادسازی موصل، چشمش را از دست داد ... حاکی است که رسول محمود، یکی از خبرنگاران رادیو فردا در عراق، روز پنج شنبه در جریان پوشش عملیات آزادی سازی موصل در شمال عراق در اثر انفجار یک خمپاره زخمی شده است. رسول محمود که عملیات پیشمرگه های اقلیم کردستان عراق را در نزدیکی بعشیقه پوشش می‌داد در خط مقدم عملیات، چشم چپ خود را بر اثر اصابت ترکش خمپاره گروه موسوم به حکومت اسلامی (داعش) از دست داد. او هم‌اکنون در اربیل تحت مراقبت پزشکی قرار دارد. برپایه گزارش‌ها علاوه بر رسول محمود، فیلمبردار یک رسانه محلی نیز در این انفجار زخمی شده است. این دو خبرنگار به بیمارستانی در شهر اربیل منتقل شده و تحت درمان قرار دارند. پزشکان، شرایط جسمی رسول محمود را ثابت توصیف کرده و گفته‌اند که وضعیت او خطرناک نیست... عملیات آزاد سازی موصل روز دوشنبه با حضور و مشارکت ۳۰ هزارنیروی دولتی عراق، پیشمرگه‌های کرد و شبه نظامیان شیعه و با حمایت هوایی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا آغاز شده است. موصل که دومین شهر بزرگ عراق پس از بغداد است در تابستان سال ۱۳۹۳ با کمترین مقاومت نیروهای عراقی به کنترل شبه نظامیان گروه حکومت اسلامی درآمد...»!
 
اما ایا رادیو فردا به واقع با اعزام خبرنگار تلاش کرده است تا واقعیت‌های داعش را منتشر کرده و مسیر مقابله با آن‌ها را منعکس سازد؟!
 
آیا با مجروح شدن این آقای خبرنگار، می‌توان به بی طرفی رادیو فردا رسید؟!
 
در جریان مبارزات مختلف در جریان در سوریه عراق با تروریست‌های مختلف مانند داعش، همه جهان می‌دانند که نیروهای بسیج مردمی به ویژه شیعیان چه نقش قابل توجهی ایفا کرده و می‌کنند، اما آیا رادیو فردا در گزارش‌های پر تعداد خود، تا کنون به این موضوع پرداخته است؟!
 
هنگامی که ایالات متحده امریکا و ائتلاف به ظاهر ضد داعشی ایجاد شده توسطان ها در عراق، به جای بمباران مواضع تروریست‌ها، مواضع نیروهای مردمی را بمباران کرده که تا کنون بیش از ۵۰۰ سرباز عراقی در اثر همین حملات جان خود را از دست داده‌اند، رادیو فردا و خبرنگارش به بازتاب آن‌ها پرداخته است؟!
 
زمانی که هواپیماها و بالگردهای آمریکایی در مواضع تروریست‌ها و بخصوص داعش در عراق، به جای بمب و موشک و گلوله، محموله‌های کمکی مختلف، شامل تسلیحات، تغذیه و دارو رها می‌کردند و بارها تصاویرشان در حال انجام این مأموریت ثبت گردید، رادیو فردا به وسیله خبرنگار اعزامی خود، این واقعیت را برای مخاطبین خود بازگو نموده است؟!
 
ایا هدف از اعزام خبرنگار به یک کارزار، انعکاس واقعیت‌ها نباید باشد پس چگونه است که نه تنها واقعیت‌هایی مانند آنچه در بالا ذکر شد هرگز در این رسانهٔ فارسی زبان دولتی انعکاس نیافته، بلکه حتی دروغ پردازی هم شده است؛ نقش جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با داعش، جنایات این تروریست‌ها در سوریه و عراق، قاچاق نفت از عراق به ترکیه ... چقدر در رادیو فردا با دروغ همراه بوده است؟!
 
اصلاً رادیو فردا که قرار است هرچه اربابانش امر کنند منتشر کرده و به خورد مخاطبین خود بدهد، چرا خبرنگار اعزام می‌کند تا آن بی چاره را هم به دردسر بیاندازد؟! آیا این خبرنگار بدبخت هم قربانی فضاسازی این رسانه نما شده است تا وانمود کند واقعیت‌ها را پوشش می‌دهد؟!
 
 
آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و بیست و سومین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان "رادیو فردا در هفته‌ای که گذشت!" منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در دومین هفته از آبان ماه 1395 (08 الی 15 آبان ماه 1395) پرداخته است.
 
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *