شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ تهران ۰۹:۰۱ - ۲۷ مه ۲۰۱۷
 
پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
ساعت ۰۷:۴۱
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 109)
1395/04/24 الی 1395/04/31

یکصد و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز ...
یکصد و نهمین شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز ...
چهارمین هفته از چهارمین ماه سال 1395 نیز همانند هفته‌های پیشین، با تمامی پستی و بلندی‌ها و اخبار و رویدادهای مختلفی که باخود به همراه داشت، سپری شد و همانند گذشته، ابزارهای رسانه ای مختلف وابسته به دولت‌های غربی، از جمله رادیو فردا که به عنوان رسانه ای فارسی زبان، تحت نظر دولت آمریکا به فعالیت مشغول است، از امکانات خود در جهت بهره برداری از موضوعات مختلف پیش آمده استفاده نمایند؛ در همین راستا، رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" بخشی از مهم‌ترین فعالیت‌های این رسانه نما را مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد ...
رادیو دیروز گزارش می‌دهد؛

هفته پایانی تیر ۱۳۹۵ در شرایطی سپری شده است که روزهای این هفته نیز همانند تمامی هفته‌های پیشین، با اخبار و رویدادهایی مختلف همراه بوده است؛ رویدادهایی که از کودتای نافرجام در ترکیه گرفته تا حاشیه سازی هایی در پی بازداشت و محاکمهٔ یک مجرم بهایی در کشورمان و ...، هر کدام به نوعی به بهانه‌هایی برای بهره برداری‌های جهت دار ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت‌های غربی تبدیل شده‌اند و در همین راستا ما مشاهده کردیم که چگونه رسانه‌هایی مانند رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا با بهره برداری از این وقایع به دنبال تأمین منافع و اهداف اربابانشان گام برداشته‌اند.

در همین رابطه، مجموعهٔ رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" به طور مرتب و منظم منتشر می‌گردد، ضمن بررسی و تحلیل خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارش‌های این رسانه نما در بازه‌های زمانی هفت روزه، بر طبق رسالت خود، واقعیت‌ها را برای مخاطبین خود بازگو نماید.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، یکصد و نهمین شماره از این مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت‌های رادیو فردا در طول چهارمین هفته از تیر ماه سال ۱۳۹۵ (۲۴ الی ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۵) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می‌توانید در یکصد و نهمین شمارهٔ مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل کودتای نافرجام نظامی در ترکیه و دست‌های پشت پردهٔ این کودتا، خودفروشی آمریکایی‌ها در برابر آل سعود با کتمان نقش آن‌ها در حملات تروریستی یازدهم سپتامبر، توجیه نژادپرستی پلیس امریکا با بازتاب همراه با بزرگنمایی یک تیراندازی، تأکید مجدد رادیو فردا بر تأمین منافع ایران از طریق برجام، دلسوزی‌های این رسانه نما برای زنان ایرانی با چشم پوشی در برابر نقض حقوق زنان در آمریکا، اعلام همبستگی تکراری رادیوی دولتی آمریکا از بهائیت در ایران و ... را مورد مشاهده نمایید.


دست‌های پشت پرده کودتای نافرجام ترکیه / باز هم پای امریکا در میان است!

یکی از مهم‌ترین و خبرسازترین رویدادهای جهان در این هفته، یقیناً کودتای نافرجام نظامی در ترکیه و حواشی مربوط به آن بوده است؛ کودتایی که به یکباره جهانیان را در شک فرو برد اما خیلی زود با دعوت مقامات دولتی از مردم برای حضور در خیابان‌ها به منظور مقابله با کودتا و پذیرش این درخواست توسط مردم ترکیه به سمت نافرجامی گام برداشت و در نهایت شکستی عجیب و فجیع را تجربه کرد.

اما بیشتر از آغاز و پایان این کودتای نافرجام، واکنش‌های جهانیان به آن مورد توجه رسانه‌های مختلف بوده و جلب توجه کرده است؛ جایی که از سویی برخی مانند جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا با مقامات مختلف دولت ترکیه در حال تبادل نظر و گفتگو بوده و محکومیت جدی و شدید کودتا را اعلام کردند و برخی مانند آمریکا با در لفافه سخن گفتن و حرف‌های دو پهلو به نظاره نشستند تا پس از نافرجامی کامل کودتا، آن را محکوم کنند؛ و این تأخیر در محکومیت زمانی بیشتر جالب می‌شود که شواهد و اسنادی دال بر نقش آفرینی ایالات متحده در این کودتای نافرجام نیز به چشم خورده و کارشناسان مختلف و برخی از مقامات ترکی، از دخالت‌های آمریکا در این توطئه خبر دادند.

با این وجود، رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا، بی توجه به تمامی این جریانات، با انتشار گزارشی تنها به اعلام حمایت کاخ سفید از دولت ترکیه و محکومیت کودتا توسط آن‌ها خبر داده و حتی پای خود را از این نیز فراتر گذاشته و تلاش می‌کند تا به نقل از مقامات آمریکایی، سایر کشورهای جهان را نیز به حمایت از دولت ترکیه توصیه نماید.

رادیو فردا در گزارش مذکور آورده است: «در واکنش به اعلام کودتای نظامی در ترکیه، رهبران اروپا و آمریکا یکصدا بر حمایت از "دولت منتخب ترکیه" تأکید کردند و خواستار احترام به نهادهای دموکراتیک و قانون اساسی در این کشور شدند ... در آمریکا باراک اوباما رئیس‌جمهور، به احزاب ترکیه توصیه کرده که از دولت و رئیس‌جمهور در برابر کودتا حمایت کنند ... آقای اوباما پیش‌تر در تماس تلفنی با جان کری، وزیر خارجه‌اش، رویدادهای ترکیه را مورد بحث و بررسی قرار داد ... کاخ سفید در گزارشی که در این مورد منتشر کرد یادآور شد که اوباما و کری، هر دو موافقت داشته‌اند که همه احزاب ترکیه باید از دولت این کشور که "به طور دموکراتیک انتخاب شده" حمایت کنند، و خواستار خویشتندار و پرهیز از خشونت و خونریزی در این کشور شده‌اند ... آسوشیتدپرس به نقل از آقای کری نوشت که آمریکا تحولات سیال ترکیه را تحت نظر دارد و در گفت‌وگو با همتای ترکیه‌ای خود نیز یادآور شده که آمریکا از دولت غیرنظامی و منتخب ترکیه و نهادهای دموکراتیک این کشور حمایت کامل خواهد کرد ... فدریکا موگرینی، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم که در مغولستان به سر می‌برد، خواستار "خویشتنداری و احترام به نهادهای دموکراتیک" در ترکیه شد ... آسوشیتدپرس همچنین به نقل از سخنگوی آنگلا مرکل نوشت که روند دموکراتیک در ترکیه باید مورد احترام باشد، و همه چیز به گونه‌ای انجام شود که از جان انسان‌ها محافظت شود ... سخنگوی خانم مرکل همچنین بر حمایت از "دولت منتخب ترکیه" حمایت کرده است ... آسوشیتدپرس اظهارات مشابهی را نیز به نقل از دبیرکل ناتو منتشر کرده و از قول او نوشته است که تحولات ترکیه را با نگرانی و از از نزدیک دنبال می‌کند ... ینس استولتنبرگ، با تأکید بر اینکه ترکیه "متحدی ارزشمند" برای پیمان آتلانتیک شمالی است، خواستار احترام کامل به نهادهای دموکراتیک و قانون اساسی ترکیه شده است ... تحولات ترکیه همچنین واکنش مقام‌های ایرانی را نیز به دنبال داشته و وزیر خارجه، وزیر اطلاعات و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در اظهار نظرهای مستقلی تصریح کرده‌اند که تحولات ترکیه را به دقت زیر نظر دارند، و بر ثابت و امنیت در این کشور تأکید می‌کنند ...»!

اما این درحالیست که نه تنها اعلام محکومیت این کودتا و حمایت از دولت ترکیه توسط برخی کشورها مانند آمریکا، بسیار کند و پس از شکست کاملان ابراز شده است، بلکه شواهد و اسنادی نیز گویای نقش داشتن برخی از جمله ایالات متحده، اسرائیل، عربستان و ... در این کودتای نظامی نافرجام است.

مایکل روبین پژهشگر اندیشکده "امریکن اینترپرایز" و عضو سابق پنتاگون در مقاله‌ای که در ماه مارس سال ۲۰۱۶ میلادی با عنوان "آیا امکان وقوع کودتا علیه اردوغان در ترکیه وجود دارد ) WILL THERE BE A COUP AGAINST ERDOGAN IN TURKEY )" منتشر می‌کند که در آن با اشاره به قرار داشتن اردوغان در لبه پرتگاه از نزدیک بودن کودتای نظامی احتمالی در ترکیه خبر می‌دهد و جالب این جاست که با بررسی موضوعات مربوط به کودتای نافرجام ترکیه، شباهت بسیاری بر اتفاقات روی داده و موارد مندرج در این مقاله به چشم می‌خورد.

بعلاوه، واکنش مقامات آمریکایی نیز کاملاً علاقه مندی آن‌ها به نتیجه بخش بودن کودتا را برملا می‌سازد؛ جایی که با وجود هم پیمانی آن‌ها و ترکیه و عضویت مشترک در ناتو، در ابتدا، مقامات آمریکایی هیچ سخنی از محکومیت کودتا به زبان نمی اورند؛ جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا که در زنان آغاز کودتا در ترکیه، برای دیدار با مقامات روسیه در مسکو اقامت داشته است در مواجهه با این موضوع هیچ انتقاد و اعتراضی به کودتا نداشته و تنها آرزوی ثبات، صلح و استمرار رویه در ترکیه، پس از کودتا را مطرح می‌کند که این نوع واکنش نیز به عنوان "lip service" در مقاله مایکل روبین مطرح گردیده است و توصیف شده است که زمانی شما موافق مسئله‌ای هستید اما هیچ‌اقدام عملی برای اجرای آن نمی‌کنید که در اینجا، سکوت می‌تواند نشان دادن پراغ سبز باشد.

شواهد تأیید نشده ای نیز گویای فراتر بودن نقش آمریکا در این کودتاست به گونه ای که به گوش می‌رسد، سفارت آمریکا در ترکیه با انتشار بیانیه‌ای در ساعات ابتدایی کودتا، وقایع در جریان در این کشور را یک اقلاب یا انتفاضه توصیف کرده است.

نقش آفرینی پایگاه هوایی انجرلیک در این کودتا که در حال حاضر در اختیار آمریکا برای انجام حملات هوایی در سوریه است نیز یکی دیگر از این شواهد است.


ترس از اعلام نقش آفرینی عربستان در حملات یازدهم سپتامبر

یکی دیگر از موضوعات خبرساز در این هفته، انتشار ناقص اسنادی محرمانه بود که پس از گذشت حدود پانزده سال، از نقش آفرینی عربستان سعودی و افرادی از دربار آل سعود در حملات تروریستی به برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک خبر می‌دادند؛ حملاتی که زمینه ساز جنگی بزرگ و همه جانبه در افغانستان و ورد نظامیان خارجی به منطقه شد.

اما جالب این جاست که این اسناد در شرایطی کاملاً آشکارا گویای این نقش آفرینی هستند که پس از تهدید عربستان در خصوص بیرون کشیدن دارایی‌های مالی خود از ایالات متحده، به یکباره واکنش مقامات امریکایی در خصوص آن تغییر کرده و این دخالت به طور کلی کتمان می‌شود که در همین مسیر نیز رسانهٔ فارسی زبان وابسته به دولت آمریکا با انتشار گزارشی از مختومه شدن پروندهٔ این نقش آفرینی خبر داده و کتمان آن را تکمیل می‌کند.

رادیو فردا در این گزارش با تأکید بر عنوان «انتشار گزارش محرمانه ۱۱ سپتامبر؛ عربستان پرونده را مختومه دانست»، ضمن مواجه ساختن ذهن مخاطبین خود با ابهاماتی مختلف مواجه ساخته و می‌آورد: «به دنبال انتشار گزارش محرمانه معروف به "۲۸ صفحه" درباره ارتباط احتمالی واقعه ۱۱ سپتامبر با حکومت عربستان سعودی، وزیر خارجه عربستان اظهار نظر کرد که این گزارش کشورش را مبرا نشان می‌دهد ... پس از سال‌ها کشمکش میان دولت‌ها و کنگره آمریکا، کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان ایالات متحده روز جمعه، ۲۵ تیرماه، ۲۸ صفحه محرمانه از گزارش مربوط به ارتباط احتمالی حکومت سعودی با هواپیماربایان ۱۱ سپتامبر را منتشر کرد ... به گزارش خبرگزاری رویترز، این گزارش حاوی اطلاعاتی درباره "پیوندهای بالقوه" بعضی از هواپیماربایان با عده‌ای از مقامات سعودی است، اما "هیچ یک از این پیوندها به طور مستقل راستی‌آزمایی نشده است" ... با این حال دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد که توافق با انتشار این گزارش به معنای "اجماع جامعه اطلاعاتی بر سر صحت" گزارش نیست؛ به عبارت دیگر، نمی‌توان از صحت و درستی اطلاعات این گزارش مطمئن بود ... گرچه اسامه بن لادن، مغز متفکر حادثه تروریستی نیویورک، از خانواده‌ای نزدیک به حکومت سعودی بود و ۱۵ نفر از ۱۹ عامل این حملات از اتباع عربستان سعودی بودند، مقامات عربستان سعودی از زمان رخداد ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در نیویورک که به مرگ بیش از سه هزار نفر انجامید همواره داشتن هر گونه نقشی در این واقعه تروریستی را انکار کرده‌اند ... کمیسیون ویژه بررسی این رویداد نیز که بلافاصله پس از آن تشکیل شد در نهایت در گزارش خود نوشت که "هیچ شواهد و مدارکی" دال بر سرمایه‌گذاری در القاعده از سوی دولت سعودی یا مقامات ارشد این کشور نیافته است ... جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید، روز جمعه و پیش از انتشار این ۲۸ صفحه به خبرنگاران گفت که این گزارش حاوی هیچ سند و مدرکی مبنی بر دخالت و مشارکت عربستان سعودی نیست ... عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، نیز بر همین اساس در واکنش خود به انتشار این گزارش جمعه شب خطاب به خبرنگاران گفت که "حالا موضوع تمام‌شده است" ... او افزود که این گزارش نشان می‌دهد که حکومت سعودی کاملاً از اتهام دخالت در واقعه ۱۱ سپتامبر مبراست ...»!

اما در حالی این رسانه نما از مختومه شدن این پرونده گزارش می‌دهد که اسناد محرمانهٔ افشا شده هر چند خیلی دیر و پس از گذشت بیش از ۱۵ سال، اما کاملاً آشکارا از ارتباط و نقش آفرینی افرادی از خانواده سلطنتی عربستان سعودی در حملات تروریستی به برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی حکایت دارند؛ حملاتی که بیش از سه هزار قربانی به همراه داشته و پایه گذار جنگ بزرگی شد که هنوز خاک افغانستان در اشغال متجاوزان همان جنگ قرار دارد.

بر همین اساس، شخصیت‌های مختلفی در خود آمریکا نیز با بررسی اسناد منتشر شده بر این واقعیت اذعان نموده‌اند که هرچند برای انکارش تلاش می‌شود، اما تماس هی بین تروریست‌ها و ربایندگان هواپیماها با خاندان سلطنتی آل سعود، مبادلات مالی میانان ها و ... چیزی برای انکار باقی نگذاشته است.

سناتور سابق "باب گراهام" ریاست کمیته تحقیقات در سازمان جاسوسی آمریکا و از رؤسای کمیته تحقیقات مشترک با مجلس سنا درباره شکست جاسوسی آمریکا در اثنای حوادث یازدهم سپتامبر، "تیم رومر" سناتور سابق آمریکایی از حزب دومکرات و سفیر آمریکا در هند، "باب کری" دیگر سناتور سابق آمریکایی و یکی دیگر از ۱۰ عضو کمیته حقیقت یاب یازده سپتامبر، "جان لیمان" دبیرکل نیروی دریایی آمریکا در زمان ریاست جمهوری ریگان و ... تنها برخی از این افراد هستند که واقعیت‌های این نقش آفرینی شوم را پذیرفته و اعلام کرده‌اند.

شایان ذکر است که در حالی این پرونده مختومه اعلام می‌شود که پس از تهدیدهای جدی مقامات آل سعود مبنی بر خروج دارایی‌ها و اموال عربستان از امریکا، به یکباره ورق برگشته و رویکرد مقامات رسمی آمریکایی به این اسناد تغییر می‌کند و کار به جایی می‌رسد که آن‌ها پا بر روی خون مردمشان گذاشته و نقش آفرینی آشکار عربستان در این جریان را انکار کنند.


پلیس آمریکا، مقتولی که قاتل است!

بخش دیگری از مجلهٔ این هفته را به تبعیض نژادی فراگیر موجود در آمریکا اختصاص داده‌ایم؛ جایی که با انتشار اخباری در خصوص تیراندازی به چند مأمور پلیس در این کشور، تمامی مقامات دولتی و رسانه‌های تحت امرشان، از جمله رسانهٔ فارسی زبان رادیو فردا، بع طور شدید به این تیراندازی واکنش نشان داده و آن را به طور جد محکوم کرده‌اند و جالب این جاست که این ابزارهای رسانه ای در گزارش‌های خود در این خصوص تلاش کرده‌اند تا به نوعی سیاه پوستان را عامل این تیراندازی دانسته و بدین وسیله خشونت و افراطی گری آن‌ها را اثبات کنند تا شاید بتوانند از این طریق، خشونت پلیس علیه سیاه پوستان را توجیه کرده و واکنش‌های سست و سطحی و حتی بعضاً سکوتشان در قابل قتل‌های متعدد سیاه پوستان به دست پلیس آمریکا را موجه جلوه دهند.

رادیو فردا در گزارشی که در این هفته به این موضوع اختصاص داده است، عنوان کرده است: «مقام‌های پلیس در شهر باتون روژ در لوئیزیانای آمریکا می‌گویند که سه افسر پلیس در جریان یک تیراندازی در این منطقه کشته شده‌اند. باراک اوباما این حمله را "بزدلانه" خوانده و به شدت محکوم کرده است ... در ارتباط با این حمله، باراک اوباما روز یکشنبه در سخنانی گفت که قتل افسران پلیس را به شدیدترین وجه ممکن محکوم می‌کند و تأکید کرد که حمله به نیروهای خدمتگذار به مردم باید پایان یابد ... پیش‌تر کاخ سفید اعلام کرده بود که باراک اوباما در جریان ماجرا قرار گرفته و خواستار آن شده که به طور مرتب در جریان جزئیات مربوط به این حادثه قرار گیرد ... بر اساس گزارش رویترز در جریان تیراندازی روز یکشنبه در باتون روژ، علاوه بر کشته شدن سه افسر پلیس، دست کم سه مأمور پلیس دیگر نیز زخمی شده‌اند ... شهردار باتون روژ به شبکه خبریان. بی.سی گفته است که مأموران پلیس پس از دریافت یک گزارش تلفنی در مورد تیراندازی به محل رفته بودند که با شبیخون روبه‌رو شدند ... رویترز می‌نویسد یکی از مظنونان این حمله کشته شده و پلیس در حال واکاوی صحنه با استفاده از ربات است تا از نبود مواد منفجره‌ای در محل مطمئن شود ... همچنین بر اساس اعلام مأموران انتظامی و امنیتی، محل تیراندازی به روی رفت و آمد عموم بسته شده است ... این گزارش به نقل از مقام‌های پلیس یادآور شده که آن‌ها به دنبال بیش از یک مظنون هستند و از مردم می‌خواهند که برای یافتن مظنونان مسلح در پوشش سیاه به پلیس کمک کنند ... سیان ان هم نوشته است که مقام‌های مسئول معتقدند دو مظنون دیگر فراری هستند ... باتون روژ دو هفته پیش از این شاهد قتل یک شهروند سیاهپوست آمریکایی بود که بر اثر تیراندازی مأموران پلیس کشته شد ... این قتل و موارد مشابه اعتراض‌های گسترده‌ای را در شهرهای مختلف آمریکا نسبت به برخی رفتارهای تبعیض‌آمیز پلیس آن کشور در پی داشت ... به نوشته آسوشیتدپرس، رئیس‌جمهور آمریکا در هفته گذشته بخش عمده‌ای از وقت خود را به تلاش برای تقلیل تنش و کمک به بازسازی اعتماد میان پلیس و شهروندان اختصاص داده بود ... او از جمله در مراسم یادبود پنج پلیس شرکت کرد که در دالاس به قتل رسیدند و نیز تلفنی با خانواده دو مرد سیاه‌پوست که در باتون روژ و سنت پل مینه‌سوتا کشته شدند، گفت‌وگو کرد ...»!

این واکنش و محکومیت جدی تیراندازی به این مأموران پلیس با وجود این که کاملاً پسندیده و قابل قبول است، اما آن چه مورد بحث می‌باشد، رفتار دوگانه در برابر خشونت پلیس و این موضوع استغ به عبارتی توجیه رفتار پلیس در زمان قتل عامل مردم به ویژه سیاه پوستان و این گونه محکومتیت قتل نیروی پلیس، دوگانگی بالای دولتمردان آمریکایی و رسانهٔ فارسی زبان تحت امرشان در این خصوص را نشان می‌دهد.

طی آمارهای منتشر شده طی یک سال اخیر ۲۶ مأمور پلیس در آمریکا در پی درگیری‌های مختلف جانشان را از دست داده‌اند، اما همین آمارها نیز گویای این حقیقت تلخ هستند که از سال گذشتهٔ میلادی تا کنون، بیش از ۱۲۵۰ نفر توسط مأموران پلیس در ایالات متحده به قتل رسیده‌اند که سیاه پوستان بیشتری سهم را در این قربانیان داشته‌اند.

اما با این وجود، این خشونت بالای مأموران پلیس در آمریکا همواره با حمایت‌های قانونی، قضائی و دولتی نیز همراه بوده است به گونه ای که سازمان دیده بان حقوق بشر با انتشار گزارشی ضمن ابراز نگرانی در این خصوص تأکید می‌کند که از مجموع ۲۷۰۰ پرونده مربوط به سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ که در آن‌ها نیروهای پلیس آمریکا به طرزی بی رویه و غیرقابل توجیه از زور بر ضد مظنونان استفاده کرده‌اند، تنها ۴۱ مأمور پلیس متهم شناخته شده و مابقی تبرئه گردیده‌اند.

در چنین شرایطی، روزنامه گاردین انگلیس با انتشار گزارشی ضمن پرداختن به امر کشتار مردم توسط پلیس آمریکا در سال ۲۰۱۵ میلادی، اذعان داشته است که احتمال مرگ یک جوان سیاه پوست توسط پلیس آمریکا، ۹ برابر بیشتر از سایر ساکنین این کشور است و به طور میانگین از هر ۶۵ سیاه پوست که در آمریکا جانشان را از دست می‌دهند، یک نفر به دست پلیس کشته شده است.


ادامه تلاش‌ها برای اثبات تحقق منفعت ایران از طریق برجام!

در شمارهٔ پیشین همین مجلهٔ هفتگی به بررسی واکنش‌های رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به مناسبت فرا رسیدن سالروز امضای برجام (برنامه جامع اقدام مشترک هسته ای) پرداختیم و دیدیم که چگونه این رسانه نما تلاش کرد تا به این بهانه، ضمن این که تأکید می‌کند ایران به این برجام محتاج بوده و در پی اجرای آن منافع بسیاری به دست آورده است، بدعهدی‌ها و عهد شکنی‌های اربابان غربی خود را نیز توجیه کرده و تقصیر را به گردن کشور ما بی اندازد.

در همین راستا، ما در این هفته نیز شاهد انتشار گزارشی دیگر از این دست بوده‌ایم که به وسیلهٔ آن رادیو فردا بار دیگر بر منافع بالای کشورمان از طریق برجام، تأکید نموده است که در ادامه به طور خلاصه به بررسی آن خواهیم پرداخت.

این رسانهٔ وابسته به کاخ سفید در گزارش مذکور با تأکید بیش از حد بر پایبندی آمریکا بر تعهداتش در قبال برجام و عمل به تمامیان ها از سوی این کشور، ادامهٔ فعالیت‌های کشورمان در حوزهٔ موشکی و ... را دلیل بروز برخی مشکلات در مسیر اجرای آن دانسته و عنوان کرده است: «در اولین سالگرد امضای توافق اتمی موسوم به برجام، وزیر خزانه‌داری آمریکا در بیانیه‌ای به همین مناسبت بر "نفع قابل توجهی" تاکید کرد که جمهوری اسلامی در این یک سال از رفع تحریم‌های هسته‌ای برده است ... به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از جک لو، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ایران در این یک سال هم بر صادرات نفت خام خود به‌شدت افزوده و هم بیش از ۳۰۰ حساب در بانک‌های خارجی با اعتبار میلیاردها دلار باز کرده است ... آقای لو در بیانیه‌ای رسمی که روز پنج‌شنبه، ۲۴ تیرماه، منتشر شد علاوه بر این نفع "قابل توجه" همچنین تاکید کرد که ایالات متحده به "تعهدات خود" در چارچوب برجام پایبند بوده است ... این نکته‌ای است که پیش‌تر باراک اوباما نیز در همین روز در بیانیه خود به همین مناسبت بر آن تاکید کرده بود ... رئیس جمهور آمریکا در بیانیه‌ای که کاخ سفید روز پنج‌شنبه در سالگرد توافق هسته‌ای میان ایران و قدرت‌های جهانی منتشر کرد تاکید کرد که ایالات متحده و قدرت‌های جهانی "به تمام تعهدات خود برای برداشتن تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای ایران" عمل کرده‌اند ... آقای اوباما افزود: "مادام که ایران به توافق [هسته‌ای] وفادار باشد، ما هم به اجرای تعهدات خود ادامه خواهیم داد." ... این در حالی است که چند مقام جمهوری اسلامی و در رأس آن‌ها آیت‌الله خامنه‌ای ایالات متحده را متهم می‌کنند که به تمام تعهدات خود در توافق هسته‌ای عمل نکرده است ... البته در مقابل مقام‌هایی هم در جمهوری اسلامی هستند از جمله حسن روحانی، رئیس جمهور، و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت، که در همین چند روزه اذعان کرده‌اند که برجام سراسر بد هم نبوده و به قول جک لو برای ایران نفع هم داشته است ... اما وزیر خزانه‌داری آمریکا در بیانیه خود بر نکته دیگری هم تاکید کرده است که بی‌شک واکنش منفی بیشتر از سوی مقامات جمهوری اسلامی را به دنبال خواهد داشت ... جک لو در این بیانیه تاکید کرده است که برجام نگرانی‌های آمریکا «خارج از حوزه هسته‌ای» را برطرف نکرده و "قرار هم نبود بکند"، و به همین جهت آمریکا به فشار خود بر تهران از طریق تحریم در دو زمینه موشکی و تروریسم ادامه خواهد داد ... ایران در روزهای اخیر از طرف دبیرکل سازمان ملل نیز به علت آزمایش‌های موشکی خود مورد انتقاد قرار گرفته است. اما جمهوری اسلامی این انتقادات را همواره رد کرده است ...»!

اما همانطور که در گزارش چند روز پیش در خصوص واکنش رادیو فردا به سالروز امضای برجام نیز مطرح نمودیم، این ادعاها در خصوص پایبندی غرب به تعهداتش و بدعهدی‌های ایران در این خصوص در شرایطی مطرح می‌شود که واقعیت‌ها خلافان را نشان می‌دهند.

اذعان و تأکید چند بارهٔ مقامات امریکایی، مقامات سازمان ملل متحد و مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر تعهدات خود در قبال برجام، حتی بسیار فراتر از ان را نیز عمل نموده است و در طرف مقابل، موارد و موضوعات غیر قابل انکار متعددی، از مشکلات به وجود آمده برای تبادلات بانکی کشورمان با اروپا و آمریکا گرفته که همچنان نیز به شکلی ادامه دارد، تا مانع شدن جدی در برابر فروش هواپیمای مسافربری و قطعات هواپیمایی به کشورمان توسط شرکت‌های غربی و مهم‌تر از این‌ها، دستبرد زدن به دارایی‌های بلوکه شده کشورمان در آمریکا و سرقت دو میلیارد دلاری از این دارایی‌ها و ... گویای بدعهدی‌های همیشگی غرب در قبال این توافق بین المللی است.

از ان گذشته، در خصوص دلایل مطرح شده برای تداوم اعمال برخی تحریم‌های ضد ایرانی نیز می‌توان یاداوری نمود که بر اساس واقعیت‌ها، این دلایل نیز تماماً بی اساس هستند؛ در شرایطی کشورمان به حمایت از تروریسم متهم می‌شود که این غرب است که ضمن پایه ریزی گروه‌های تروریستی نظیر داعش در منطقه، عملاً نیز از ان ها حمایت می‌کنند و در طرف مقابل به اذعان مقامات غربی مختلف، ایران در صحنه حاضر بوده و به طور اثرگذار و مثبت به مقابله مردم سوریه و عراق با این تروریست‌ها کمک می‌کند.

همچنین در شرایطی فعالیت‌های موشکی کشورمان مورد انتقاد و اعتراض قرار می‌گیرد که نه تنها بر اساس تأکیدات مقامات دولت کشورمان و اسناد موجودف این فعالیت‌ها هیچ تضادی با توافق هسته ای و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نداشته، بلکه علاوه بران، تنها حرکتی برای افزایش قدرت دفاعی یک ملت به حساب می‌آید که دشمنان در اطرافشان حلقه زده و هر روز به روش‌هایی مختلاف آن‌ها را تهدید می‌کنند و آمادگی برای دفاع از خود در چنین شرایطی کاملاً امری معمول و قابل درک است؛ آن هم در شرایطی که کشورهایی مانند ایالات متحدهٔ آمریکا، خود از سازندگان انواع تشلیحات کشتار جمعی مانند بمب اتم، بمب شیمیایی و ... بوده و از این تسلیحات نیز بارها در نقاط مختلف جهان، علیه مردمی بی دفاع استفاده کرده‌اند.


رفتار دوگانه رادیو فردا در برابر خشونت علیه زنان در ایران و آمریکا

سیاه نمایی های همیشگی رادیو فردا در خصوص وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران کاملاً شناخته شده است و ما کمتر روزی را شاهد بوده‌ایم که بخشی از فعالیت‌های این رسانهٔ فارسی زبان صهیونیستی – آمریکایی، به سیاه نمایی در خصوص بخشی از جامعهٔ ایرانی اختصاص داده نشده باشد.

در این بین، زنان و دختران ایرانی همواره یکی از اصلی‌ترین و پرکاربردترین بهانه‌های این رسانه نما برای پیگیری این هدف بوده‌اند، به طوری که در این هفته نیز با بهانه قرار دادن تلاش‌های صورت گرفته برای تصویب " لایحه تأمین امنیت زنان مقابل خشونت " در دولت کشورمان، رادیئو فردا نیز سعی کرده است تا از فرصت پیش آمده به منظور بزرگنمایی مشکلات موجود در کشورمان در خصوص خشونت علیه زنان، نهایت بهره برداری را داشته باشد.

رادیو فردا در این گزارش آورده است: «مدیرکل دفتر بررسی‌های حقوقی در معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ایران از احتمال ارائه لایحه "جامع تأمین امنیت زنان در برابر خشونت" به هیئت دولت تا شهریور ماه سال جاری خبر داد ... اشرف گرامی‌زادگان روز جمعه ۲۵ تیر، به ایرنا گفته این لایحه دارای دو بخش جزایی و مدنی است که بخش جزایی آن در قوه قضائیه و بخش مدنی هم در این معاونت در دست بررسی است ... او از برگزاری چند جلسه معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با قوه قضائیه درباره بخش "جزایی" این لایحه خبر داده و همکاری دو نهاد در این زمینه را "خوب" ارزیابی کرده است ... این مقام مسئول اظهار امیدواری کرده با اقدامات مؤثر این دو نهاد تا شهریور ماه سال جاری این لایحه تقدیم دولت شود ... خانم گرامی‌زادگان افزوده ما "برای تأمین امنیت زنان علیه خشونت به این قانون نیاز داریم" و "امیدواریم [این قانون بعد از تصویب مجلس] در آینده‌ای نزدیک به مرحله اجرا درآید" ... آذر ماه سال گذشته نیز شهیندخت مولاوردی٬ معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از پیگیری مجدد لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت خبر داده بود ... این لایحه از طرف مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در دولت دهم مطرح شد و در کمیسیون لوایح دولت متوقف مانده بود ... در سال ۱۳۹۳ نیز خانم مولاوردی از گم شدن ۳۲ جلد کتاب نتایج حاصل از طرح ملی بررسی اشکال خشونت خانگی علیه زنان خبر داده و گفته بود هیچ نسخه‌ای از آن در وزارت کشور وجود ندارد ... بر اساس ارزیابی‌های سازمان ملل متحد از هر سه شهروند زن، یک نفر در طول زندگی خود، هدف خشونت‌های جنسی یا جسمی قرار می‌گیرد ... به گفته محمدعلی اسفنانی٬ سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، در ایران میزان مرگ در میان زنان به دلیل خشونت، برابر با میزان مرگ آن‌ها بدلیل ابتلا به سرطان است ... براساس تحقیق سال ۱۳۸۳ دفتر امور اجتماعی وزارت کشور که با مشارکت مرکز امور زنان ریاست جمهوری و وزارت علوم در ۲۸ استان ایران انجام شده، ۶۶ درصد زنان ایرانی از ابتدای زندگی مشترکشان دست‌کم یک بار خشونت را تجربه کرده‌اند ...»!

اما همانطور که پیش تر نیز در گزارش‌هایی به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم، این سیاه نمایی ها در خصوص وضعیت زنان در کشورمان در شرایطی صورت می‌گیرد که وضعت جامعهٔ آمریکا در این خصوص بسیار بحرانی تر از ایران است.

مرکز "مقابله با بحران تجاوز سانتا باربارا" در گزارشی که در این رابطه منتشر کرده است با اذعان به این موضوع که در آمریکا، در هر ۱۰ دقیقه، بیش از ۱۳ زن مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، تأکید می‌کند که " در هر دقیقه ۳/۱ زن آمریکایی مورد تجاوز واقع می‌شود. تمام این تجاوزات، تجاوز به عنف است و با این حساب در هر ساعت ۷۸ زن، در هر روز ۱۸۷۱ زن و در هر سال ۶۳۸ هزار زن مورد تجاوز قرار می‌گیرند. در ۸۰ درصد از موارد، تجاوز توسط شخصی آشنا و در ۶۰ درصد موارد در منزل خود او، دوست، آشنا، فامیل یا همسایه صورت می‌پذیرد و این بلایی است که دولت آمریکا با ترویج روابط آزاد جنسی، بر سر مردم خود آورده است. بنابر این گزارش، ۸۳ درصد از زنان و ۳۲ درصد از مردانی که دچار ناتوانی‌های مختلف در امور جنسی می‌شوند، پیش‌تر مورد آزار جنسی واقع شده‌اند. ۵۴ درصد از قربانیان زن زیر ۱۸ سال سن داشته و ۸۳ درصد آن‌ها زیر ۲۵ سال بوده‌اند. "

پایگاه خبری "ساندویژن" نیز در گزارشی که در واکنش به ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر نقض حقوق زنان در جوامع اسلامی از جمله ایران، منتشر کرده است تأکید می‌کند که " سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تجاوز به زنان و دختران بالای ۱۲ سال در آمریکا انجام می‌شود و تعداد سایر خشونت‌ها علیه این گروه از جامعه بیش ۸/۳ میلیون مورد است و ۲۰ تا ۳۰ درصد زنانی که به به بخش اورژانس بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند آثار ضرب و شتم روی بدن خود دارند. "

در همین خصوص، پایگاه اینترنتی " ناو " که به سازمان ملی زنان آمریکا تعلق دارد نیز با اذعان بر این شرایط بحرانی زنان در ایالات متحده در گزارشی اشاره می‌کند که " علی‌رغم تمام تلاش‌های گروه‌های مدافع زنان برای دفاع از حقوق زنان در آمریکا طی دو دهه اخیر، همچنان آمار خشونت علیه زنان و تجاوز جنسی به آن‌ها سرسام‌آور است. در ایالات متحده زنان جوان کم‌درآمد در سنین بین ۲۰ تا ۲۴ سال بیشتر در معرض خشونت‌های خانگی و آزارهای جنسی قرار دارند و در هر ۲ دقیقه یک نفر قربانی تجاوز می‌شود. از هر پنج دختر دانشجوی آمریکایی یک نفر مورد تجاوز قرار گرفته است و تنها کمتر از پنج درصد از این موارد به پلیس گزارش می‌شود. "


اصرار رادیو فردا بر لزوم مصونیت مجرمین بهائی در ایران!


نوع واکنش‌های رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در قبال بهائیت، پس از سال‌ها فعالیت، اکنون کاملاً شناخته شده و قابل پیش بینی است؛ جایی که این رسانه نما از هیچ تلاشی برای به تصویر کشیدن چهره ای موجه و البته مظلوم از پیروان و طرفداران این فرقهٔ ضاله غافل نبوده است و به همین دلیل نیز ما کمتر هفته ای را شاهد بوده‌ایم که حداقل یک گزارش در پایگاه اینترنتی این رسانهٔ فارسی زبان به این هدف اختصاص داده نشود.

در همین راستا، این هفته نیز با بهانهٔ محاکمهٔ یکی دیگر از مجرمین بهائی در شیراز، رادیو فردا به سرعت وارد عمل شده و تلاش نمود تا با بی دلیل نشان دادن این محاکمه، تنها جرم وی را مذهب عنوان کرده و کشورمان را به نقض آزادی مذهبی متهم سازد.

رادیو فردا در این گزارش عنوان کرده است: «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران می‌گویند یکتا فهندژ سعدی، شهروند بهایی ساکن شیراز، به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "اجتماع و تبانی" از طرف دادگاه انقلاب مرکز استان فارس، به پنج سال زندان محکوم شده است ... وب‌سایت "هرانا" می‌گوید این شهروند بهایی در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۰ و نیز اسفند سال ۱۳۹۲ بازداشت شده بود ... در مورد اول توسط "ماموران اطلاعات" شیراز و در دومین مورد نیز "توسط همان ارگان" دستگیر شد، که نخست ۸۲ روز و در مورد بعدی نیز ۲ ماه در بازداشتگاه بوده است ... جامعه بهاییان پیش از این در وب‌سایت‌های خود از آزادی این شهروند بهایی در پی بازداشت اول، همراه فرشید یزدانی و سینا ساریخانی خبر داده بودند. در آن زمان گفته شده بود که این افراد با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شده‌اند ... به گزارش "هرانا" دادگاه در سال ۱۳۹۰ حکم به پنج سال زندان خانم فهندژ سعدی داده بود ولی این حکم بعداً نقض و خود او نیز از اتهام وارده تبرئه شد ... آخرین بازداشت خانم فهندژ سعدی به ۲۷ خرداد ماه باز می‌گردد که در نهایت به صدور مجدد حکم پنج‌سال زندان برای او در شعبه یکم دادگاه انقلاب شیراز انجامیده‌است ... خانم فهندژ سعدی در میان کسانی بودند که در جریان بازداشت گروهی شهروندان بهایی در شیراز در سال ۱۳۹۰، دستگیر شده بود ... آیین بهایی در ایران به عنوان یک مذهب شناخته نمی‌شود و مقام‌های ایرانی بارها حملات لفظی مختلفی را علیه این آیین، و نیز باورمندان به آن داشته‌اند. این حملات نگرانی مقام‌های امور حقوق بشر در سازمان ملل را همراه داشته است. کمیساریای عالی حقوق بشر ملل متحد، در خردادماه در مورد "حملات لفظی" و "سخنان خصومت‌آمیز" مقام‌های ایرانی علیه بهاییان در این کشور و ایجاد "نفرت" علیه این اقلیت ابراز نگرانی کرده بود ... آزار بهاییان از سوی حکومت و قوه قضائیه ایران به قعطنامه‌ها و بیانیه‌هایی، از جمله در ایالات متحده انجامیده‌است. ایران از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا به اتهام نقض حقوق بشر با تحریم‌هایی روبه‌روست که همچنان ادامه دارند ...»!

اما این در حالی است که بر اساس اسناد و شواهد موجود، محاکمه و بازداشت این مجرم بهائی نیز همانند دیگر هم کیشانش، هیچ ارتباطی به فرقه و مذهب نداشته و این رفتار غیر قانونی و فعالیت‌های خائنانهٔ ان ها در قبال نظام و ملت جمهوری اسلامی ایران است که باعث محکومیتشان می‌شود.

هر چند که همه می دانیم ذات فرقه ضاله بهائیت دارای مشکلات بسیاری است که هیچ گاه قابل حل نبوده و به همین دلیل نیز هیچ گاه بهائیان قابل قیاس با پیروان سایر مذاهبی مانند مسیحیت، یهودیان و ... نخواهند بود.

این فرقه که ساختهٔ سیاست‌های غرب از جمله انگلیس و صهیونیسم است، از همان آغاز پایه ریزی خود تا کنون ارتباطی بسیار تنگاتنگ به اسرائیل داشته و در تمامی دشمنی‌های صهیونیست علیه کشورم و مردم ما، نقش آفرین بوده و هستند.

ساخت و فعالیت مرکز جهانی بهائیت در تلاویو و در مجاورت و در تحت حمایت علنی رژیم اشغالگر صهیونیستی کاملاً این حقیقت را نشان می‌دهد.
درست است که رفتار غیر قانونی و بی توجهی به قوانین یک ملت از طریق هر فردی با هر نژاد و آیین و فرهنگی اگر سر بزند، آن فرد یقیناً بر طبق قوانین اجتماعی و قضائی مورد تصویب بایستی محاکمه شود، اما با این وجود و علاوه بر این، همان طور که در بالا نیز اشاره شد، هیچ گاه نباید پیروان فرقه ای ضاله مانند بهائیت را در کشورمان با سایر اقلیت‌های دینی مقایسه کرد؛ در حالی پیروان این فرقه از وضعیت بد اقلیت‌ها در کشورمان سخن می گویند که واقعیت بسیار فرق می‌کند.

در همین رابطه چندی پیش، رهبر کاتولیک‌های رومانی در دیدار با سفید کشورمان، با تأکید بر همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و اقلیت‌های مذهبی در جمهوری اسلامی ایران، از کشورمان بابت ایجاد این فضا تقدیر به عمل آورده است.

آرمن نظریان، یکی از ارامنهٔ ساکن ایران در عرصهٔ اجتماعی و فرهنگی فعالیت قابل توجهی دارد در گفتگویی آزاد با " شفقنا " در خصوص وضعیت اقلیت‌های دینی و بخصوص ارامنه در کشورمان این گونه تأکید می‌کند: «ببینید در حال حاضر ارامنه در نظام جمهوری اسلامی ایران در صنف‌های کاری نه در مشاغل دولتی و نه به عنوان نفر اول آن صنوف بلکه از جمله پایه گذاران هستند. حال از شرکت حمل و نقل و کارهای فنی بگیرید تا کارخانه مواد غذایی. چیزی که در جامعه ایرانی معروف است می گویند ارمنی‌ها تعمیرکارهای خوبی دارند. ۵۰-۶۰ سال در ایران ارامنه به این شکل کار کردند. در بحث صنعتی و در بخش خودروسازی قطعه سازان و قالب سازهای بسیار قوی داریم و در بخش موسیقی در زمره چهرهای درخشان موسیقی روز ایران هستیم. ماندگار هم می‌شوند. در بحث ورزش هم در بسکتبال، فوتبال و تنیس ارامنه مطرحی وجود دارند. چند وقت پیش هم آندرانیک تیموریان کاپیتان تیم ملی شد، شاید یکی دوبازی بوده اما ما از دهه ۸۰ میلادی اندرانیک اسکندریان را داشتیم که کاپیتان تیم ملی بود و تا الان مورد دیگری نبوده است. در دیگر عرصه‌ها هم ارمنی‌ها در جامعه ایران پیشرفت‌های خوبی داشتند؛ در ایران همیشه به ارامنه به چشم یک ایرانی نگاه شده است. یعنی اگر یک ملت را در نظر بگیریم همه ما در این ملت تعریف می‌شویم و در بین مذاهب دیگر ارامنه همیشه ارتباط بهتری با جامعه داشتند. زمان جنگ نسبت به جمعیت خودشان شهید و جانباز بسیاری دادند و مفقود الاثر هم بودند. جانبازان تا همین الان به دنبال کارت ایثارگری و جانبازی و بنیاد مستضعفان نرفتند و همین الان چندتا نمونه است که خلیفه گری آن‌ها را حمایت می‌کند. با اینکه حقشان بود حداقل یکسری امکانات از بنیاد شهید یا بیناد مستضعفان بگیرند ولی نخواستند و نگرفتند. به طور کلی می‌توانم بگویم ارامنه جایگاه خوبی در ایران دارند.»


آنچه در بالا خوانده‌اید، یکصد و نهمین شماره از مجلهٔ هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته‌های پیشین با عنوان " رادیو فردا در هفته ای که گذشت! " منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهم‌ترین برنامه‌ها و گزارشات این رسانهٔ صهیونیستی – آمریکایی در چهارمین هفته از تیر ماه ۱۳۹۵ (۲۴ الی ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۵) پرداخته است.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *