شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ تهران ۱۸:۰۸ - ۲۷ مه ۲۰۱۷
 
يکشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۵
ساعت ۰۷:۵۸
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 106)
1395/04/01 الی 1395/04/08

یکصد و ششمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
یکصد و ششمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
نخستین هفته از تیر ماه 1395 نیز پشت سر گذاذشته شد و رسانه های مختلف جهان، هر کدام به شکلی تلاش کرده اند تا در تک تک روزهای این هفته نیز همانند سابق، از فرصت ها و اخبار پیش رو در جهت اهداف خود و پشتیبانان مالی شان بهره برداری کنند که در این بین، دروغ پردازی ها و مخفی کاری های رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا برای ما بیش از دیگر رسانه های جهان، قابل توجه بوده است و به همین دلیل نیز رادیو دیروز با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش می کند تا بخشی از مهمترین برنامه ها و گزارش های این رسانه نما را در بازه ی زمانی هفت روزه، به طوری خلاصه وار، مورد بررسی و تحلیل قرار دهد ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

نخستین هفته از چهارمین ماه سال ۱۳۹۵ نیز با تمامی رویدادهای خود سپری شده است و ما در این هفته نیز در حالی با فعالیت های رسانه های مختلف جهان مواجه بوده ایم که مشاهده کردیم هر کدام از این ابزارهای رسانه ای وابسته به دولت های غربی چگونه با پنهان سازی واقعیت ها و یا تحریف آن ها، تلاش کردند تا از فرصت ها و اخبار به وجود آمده در تک تک روزهای این هفته نیز همانند گذشته، در جهت اهداف خود و اربابانشان بهره برداری نمایند که در این بین، فعالیت های رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا که به عنوان رسانه ای فارسی زبان، زیر نظر وزارت امور خارجه ی آمریکا کار می کند نیز در همین راستا قابل بررسی است.

در چنین شرایطی، رادیو دیروز تلاش کرده است تا با تنظیم و انتشار مجله ای هفتگی تحت عنوان " رادیو فردا در هفته ای که گذشت! "، ضمن بررسی خلاصه وار بخشی از مهمترین فعالیت های این رسانه نما در بازه ی زمانی هفت روزه، بر اساس رسالت رسانه ای خود، واقعیت های مختلف مربوط به موضوعات مطرح شده را نیز به مخاطبین خود منتقل نماید.

بر این اساس، آن چه در ادامه مطالعه خواهید کرد، صد و ششمین شماره از این مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که به بررسی بخشی از فعالیت های رادیو فردا در طول نخستین هفته از تیر ماه سال ۱۳۹۵ (۰۱ الی ۰۸ خرداد ماه ۱۳۹۵) پرداخته است.

شما مخاطبین گرامی می توانید در صد و ششمین شماره ی مجله ی هفتگی رادیو دیروز، بررسی موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش های رادیو فردا برای قهرمان سازی از شخصیت خیانت کار " بختیار "، فرار این رسانه نما از اعلام توصیه های پدرانه ی رهبری به دولت در خصوص فتنه، تأکید رسانه ی دولتی آمریکا بر نگرانی ها و دلسوزی های کاخ سفید برای شیعیان بحرینی، اصرار مجدد رادیو فردا بر روی دروغ هایی با بهانه ی پارچین، پافشاری این رسانه نما برای وخامت حال سگ ها در ایران، واکنش این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی به شکست سیاست های آمریکا در همه پرسی انگلیس و ... را مورد مشاهده نمایید.


قهرمان سازی از یک نوکر بی اختیار!

" شاپور بختیار "، آخرین نخست وزیر سلطنت پهلوی در ایران، با فریب کاری های خود و خوش خدمتی های خود در دوران سلطنت پهلوی برای دربار و جنایاتش در دوران کوتاه نخست وزیری اش، برای مردم ایران به " نوکر بی اختیار " شهرت دارد؛ در این هفته شاهد ابراز علاقه ی رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا به این عنصر دست نشانده ی آمریکا در خاندان پهلوی بوده ایم و بارها مشاهده کردیم که این رسانه نما با انتشار گزارش هایی ویژه تلاش کرده است تا از وی در ذهن مخاطبین خود یک قهرمان ملی بسازد.

پس از انتشار گزارشی با عنوان " بختيار كشته شد اما نمرد " در پایگاه اینترنتی رادیو فردا، این بار با فاصله ای کوتاه، گزارشی با عنوان « بليط بخت آزمایی تقلبی »، توسط " جواد خادم "، وزیر كابينه شاپور بختیار و يكى از بنيان گذاران " اتحاد براى دموكراسى در ايران " نگارش یافته و منتشر می شود؛ گزارشی که طی آن، همکار و دوست " شاپور بختیار " تلاش کرده است تا این مهره ی دست نشانده ی آمریکایی ها را شخصی وطن پرست و وطن دوست معرفی نماید.

این رسانه نما در گزارش مذکور، آورده است: « یادداشت مهدی مظفری که با عنوان " بختيار كشته شد اما نمرد " روی وبسایت رادیو فردا منتشر شد، با واکنشهای فراوان و گوناگونی رو به رو شد. من شاپور بختیار را سى سال میشناختم و سه سال با او همکاری نزدیک داشتم. از ابن رو، لازم و سودمند میدانم درباره این شخصیت تاریخ معاصر ایران توضیحاتی بدهم تا جوانان حال و آينده تصوير روشن تری از بختيار داشته باشند و اگر روزى شخصى با چنين مشخصات يافتند بخت خود را با او آزمايش كنند ... شاپور بختیار مردی مؤدب، دموكرات، با فرهنگ و تحصيل كرده، مصمم، قانونمدار، سخاوتمند و وفادار بود. همزمان با جنگ جهانی دوم، او در فرانسه دانشجوی حقوق بود. اما در دوره اشغال فرانسه توسط ارتش هیتلری، با انگیزه مبارزه با نازیسم، با فرانسویانی که به طور مخفیانه با اشغالگران کشورشان مبارزه میکردند، همکاری داشت. مبارزه با فاشسيم در ذهنيت او جا گرفته بود و از همین رو، بارها خطر فاشسيم مذهبى را به يارانش در جبهه ملى و به خصوص به آقاى مهدی بازرگان يادآور شد. تا آنجا که من اطلاع دارم، همکاری بختیار با مقاومت ملی فرانسه علیه نازیها به شکلی نبود که بختیار شخصاً اسلحه به دست گرفته و کسی را کشته باشد. او در ایران هم به سربازی نرفته بود زیرا در پایان تحصیلاتش، پیش از بازگشت به ایران، با یک دختر فرانسوی ازدواج کرده بود و طبق قانون آن زمان ایران افراد متاهل از خدمت سربازی معاف بودند ... بختیار ایران را، وجب به وجب خاك ايران را، به خوبی میشناخت. از عمق بيسوادى و فقر مردم آگاهی داشت و برای تامین حقوق حقه كارگران تلاش میکرد. تاريخ ايران را به خوبی میشناخت و میدانست كه روحانيت چهار بار باعث تجزيه ايران شده است. با شعر و ادبیات ایران آشنا بود و هزاران بیت شعر فارسى را از برداشت. حافظ شناس بود و درباره عرفان و تصوف ايرانى مطالعات عمیق داشت. تاریخ روابط بين الملى ايران را خوب خوانده بود. اما به مسجد نمیرفت و پای منبر آخوند نمی نشست، خود را مقلد هیچ آخوندی نمیدانست و آداب دین را به جا نمیآورد ... در زمان نخست وزیری محمد مصدق، در گرماگرم نهضت ملی و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس، شاپور بختیار مدیرکل کار خوزستان بود. چنین مسئولیت حساسی را، آنهم در مرکز آن مبارزه ملی، به هر کسی واگذار نمیکنند. در دوره معاونتش در وزارت کار، بختیار طرح بيمه هاى اجتماعى كارگران را تهیه كرد. او عملاً وزارتخانه را اداره ميکرد زیرا دكتر ابراهیم خلیل عالمى اغلب بیمار و غایب بود و مصدق با علاقه‌ای که به عالمى نمیخواست او را برکنار کند ... بعد از كودتاى ٢٨ مرداد، به سبب خفقان سياسى، مردم ایران عملاً سياست و سياستمداران را به دست فراموشى سپرده بودند. در سالهاى نزديك به انقلاب، تريبون در دست مذهبيون بود زیرا شاه از سوی آنان یا خطری احساس نمیکرد یا در هر حال آنان را برای رژیم خود كمتر از مليون خطرناک ميدانست. با این حال، در سالهای پیش از انقلاب، شاپور بختیار یک از سه گرداننده اصلی جبهه ملی بود و از همین موضع، همراه با کریم سنجابی و داریوش فروهر، در خرداد ۱۳۵۶، نامه‌ای به شاه نوشت و او را به رعایت کامل اصول دموکراسی و قانون اساسی فراخواند ... پس از ۲۸ مرداد، بختیار از کار دولتی کناره گرفت و پیشنهادهایی برای قبول سفارت یا وزارت را نپذیرفت. او برای حفظ وفادارى خود به آرمانهای مصدق، ترجيح داد بعنوان يك حقوقدان بين الملل، براى امرار معاش، مشاور شركت هاى خارجى در ايران باشد. زندگى ساده او نشانه درآمد مختصر او بود ... »!

رادیوی دولتی آمریکا حتی پذیرش نخست وزیری پهلوی در روزهای آخر سلطنت و سرکوب انقلابیون را نیز جزو ایثارها و قهرمانی های " شاپور بختیار " دانسته و تأکید می کند: « بختيار، با اینکه همیشه به مبارزه مسالمت آمیز در چارچوب قانون اعتقاد داشت، شش بار به زندان رفت. او در آخرین تلاشها برای حفظ ایران از فرو افتادن به ورطه حکومت دینی، به کریم سنجابى پیشنهاد کرد به جای او نخست وزيرى را بپذیرد ... قبولى نخست وزيرى در آن جو هيجان زده نه تنها جاه طلبى نبود، بلکه فدا كردن خود براى نجات ايران و جلوگيرى از تسلط مذهب و روحانیون بر تمام شئون زندگى مردم به شمار میرفت. سنجابی این پیشنهاد را نپذیرفت و ترجیح داد با خمینی بیعت کند. پس از تسليم کریم سنجابى در پاريس، بختیار براى نجات كشور وارد میدان شد اما او ميدانست كه او آخرين كسى خواهد بود كه شاه او را نامزد نخست وزيرى كند. پس از اینکه صدیقی و سنجابی از پذیرفتن مسئولیت نخست وزیری سر باززدند، چه گزینه دیگری برای شاه باقی مانده بود؟ ... در آستانه انقلاب، سنجابی، فروهر و به ویژه مهدی بازرگان بسیار کوشیدند بختیار را با خود همراه کنند و او را به اردوی پیروان خمینی بکشانند اما بختیار فریب مهدی بازرگان را نخورد. او نگران درگيرى ارتش با مردم بود. از ارتشى كه بيش از شش ماه در خيابان با تظاهرکنندگان در تماس بود نميشد برای سرکوبی انقلاب استفاده کرد. بختیار نگران فرو پاشى ارتش بود ... »!

اما آیا واقعیت های " شاپور بختیار " همین قهرمانی ها و از خود گذشتگی هاست؟!

در حالی عضویت در جبهه ملی و همراهی با افرادی مانند مهدی بازرگان به عنوان سند قهرمانی های بختیار ذکر می شود که حتی همین عضویت نیز همانند دیگر مراحل زندگی وی، خائنانه بوده است؛ شواهد و اسناد مختلف و نظرات کارشناسان متعدد گویای این حقیقت است که " شاپور بختیار " در جبهه ملی نیز به عنوان نیروی تحت امر سلطنت پهلوی و شاه حضور داشته و به نوعی نیروی نفوذی دربار به حساب می آمده است.

بختیار از همان ابتدای ورود خود به تهران در سال ۱۳۲۴ که پس از سال ها زندگی و تحصیل در غرب به تهران وارد شده و بالافاصله با محمدرضا شاه پهلوی دیدار می کند، تفکرات خود در قبال سلطنت پهلوی و مردم را به نمایش گذاشته است.

عضویت وی در کمیته ی تشکیل دهنده ی لشکر سواره نظام " فدائیان شاه " در سال ۱۳۲۹ نیز نمایشی دیگر از این ارادتمندی وی به سلطنت پهلوی است.

وی که در طول بیش از ۳۰ سال، ضمن دیگر فعالیت های ظاهری مانند عضویت در جبهه ملی، ارتباطی صمیمانه با دربار نیز داشته و حتی از طریق دربار، عضو گروه های فراماسونری نیز بود، در از آغازین سال های دهه ۴۰ تا پایان سلطنت پهلوی، تصدی بسیاری از شرکت های بنیاد پهلوی در کشورمان را نیز برعهده داشت.

در چنین شرایطی، تنها ۳۷ روز مانده به پیروزی انقلاب اسلامی، در حالی که انقلاب مردمی در کشورمان به اوج خود رسیده و هیچ کس جرئت مقابله با مردم را نداشت، این " بختیار " بود که به عنوان آخرین تیر ترکش پهلوی وارد میدان شده و تلاش نمود تا با گرفتن ظاهری مردمی به خود و اقداماتی مانند نامه ی اعتراضی به شاه، تأکید بر شرط اخذ رأی اعتماد مجلس برای پذیرش نخست وزیری و ...، به نوعی خود را جدای از پهلوی و دربار و همسو با مردم نشان دهد اما در خفا، با همراهی و مشارکت ایالات متحده، فضای ملتهب ناشی از انقلاب مردمی را سرکوب و راه را برای ادامه ی حیات شوم این سلطنت فراهم سازد.

حضور همزمان ژنرال " هایزر "، ژنرال چهار ستاره و سرشناس نیروی هوایی آمریکا و معاون وقت ناتو در تهران و مشارکت وی با بختیار تنها یکی از نشانه های این نقشه شوم ناکام مانده است.


توصیه های رهبری به دولت در خصوص فتنه و سکوت رادیو فردا

در دومین روز از تیر ماه ۱۳۹۵، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در ضیافت افطار، میزبان اعضای کابینه ی دولت یازدهم کشورمان بوده اند؛ دیداری که در آن، رهبری توصیه هایی جدی را در حوزه هایی مختلف برای دولت مردان مطرح نمودند که در این بین، توصیه های پدرانه ی ایران در قبال موضوع فتنه و فتنه گران جزو مهمترین آن ها به حساب می آید و با توجه به تلاش های چند وقت اخیر غرب و ابزارهای رسانه ای تحت امرشان، از جمله رادیوفردا برای نزدیک نشان دادن دولت ایران با جریان فتنه و وابسته نشان دادن حسن روحانی، رئیس جمهوری کشورمان به این جریان خائن، توصیه های رهبری، می تواند پاسخی کوبنده به این تلاش ها باشد.

اما آن چه در این جا برای ما جالب توجه بوده و مورد طرح قرار می گیرد، سکوت معنادار رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در برابر این توصیه هاست، بطوری که این رادیو فردا در بازتاب این ضیافت افطار، تنها به بخشی از سخنان رهبری پرداخته و اندک اشاره ای به بخش سخنان ایرانی در خصوص فتنه نداشته است.

در این گزارش رادیوی دولتی آمریکا این گونه آمده است: « آیت ‌الله علی خامنه ‌ای روز چهارشنبه دوم تیرماه وارد جنجال موسوم به " حقوق‌ های نجومی " برخی مدیران دولتی در ایران شد و گفت که " موضوع حقوق‌ های نجومی، هجوم به ارزش ‌ها است " ... رهبر جمهوری اسلامی در مراسم افطاری با حسن روحانی، رییس جمهوری، و اعضای هیات دولت ایران در عین حال گفت که " این موضوع از استثناء‌ها است و اکثر مدیران دستگاه‌ ها، انسان‌ های پاک ‌دست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود " ... به گزارش پایگاه اینترنتی دفتر آیت ‌الله خامنه ‌ای، وی تاکید کرد که " این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه آن به اطلاع مردم رسانده شود " ... موضوع حقوق‌ های بالا از دو ماه پیش توسط رسانه ‌های نزدیک به اصولگرایان کلید زده شد و در نخستین مرحله، فیش حقوقی برخی از مدیران بیمه مرکزی ایران فاش شد که استعفای رییس این بیمه را به دنبال داشت ... در هفته ‌های بعد، فیش‌ های حقوقی مدیران وزارت بهداشت، مدیرعامل بانک رفاه، صندوق توسعه ملی، مدیران بانک تجارت و مدیرعامل صندوق بازنشستگی فولاد منتشر شد ... سخنگوی دولت حسن روحانی از حقوق بالای برخی مدیران دولتی عذرخواهی کرده و رییس جمهوری ایران نیز به معاون اول خود دستور داده است تا درباره این موضوع تحقیق شود ... با این حال، آقای روحانی روز ۲۶ خرداد در دیدار مقام‌ های نظام اسلامی با آیت ‌الله خامنه ‌ای ضمن ابراز نارضایتی از دامن زدن به جنجال حقوق‌ مدیران دولتی در رسانه‌ ها گفت: " اگر در گوشه ‌ای چند نفر حقوق بالاتری را برداشت کردند، آن را تبدیل به مسئله ملی نکنیم و دولت نیز گوش شنوایی برای شنیدن نقد‌ها دارد " ... ولی ‌الله سیف، رییس بانک مرکزی ایران، نیز روز چهارشنبه گفت که ماجرای مشهور به حقوق‌ های نجومی، تحت تاثیر " شرایط سیاسی " بوده و در آن تا " حد زیادی مبالغه " شده است ... دیوان محاسبات از سوی مجلس شورای اسلامی و سازمان بازرسی کل کشور نیز وارد این پرونده شده ‌اند، با این حال هنوز گزارشی در این زمینه منتشر نشده است ... »!

این در حالیست که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در بخشی دیگر از سخنان خود در این ضیافت افطار، توصیه هایی جدی و دلسوزانه را برای دولت مردان کشورمان مطرح کرده اند که رادیو فردا در کمال وقاحت، ذهن مخاطبین خود را به بازی گرفته و با ساده تصور کردن ان ها، تنها بخشی از سخنان رهبری را منعکس کرده و ان بخش از فرمایشات ایشان در این دیدار که به سوءاستفاده های جریان فتنه و رسانه هایی مانند رادیو فردا بازمیگردد را از دید مخاطبینش دور نگاه می دارد.

همانطور که می دانید سال هاست که امثال رادیو فردا در تلاش هستند تا انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری کشورمان را ناشی از کمک های جریان فتنه به وی نشان دهند و در نتیجه با نزدیک نشان دادن وی و دولتش به این جریان و تأکید بر این که رسیدنشان به این جایگاه را مدیون سران فتنه و طرفدارانش هستند، ان ها را ملزم دانسته است که بایستی به درخواست های آن ها پاسخ مناسب دهند و به ان ها خدمت کنند.

این مسیر در هفته های اخیر با سرعتی بیشتر توسط رادیو فردا و هم مسیرانش طی شده است که از ان جمله می توان به واکنش این رسانه نما در پی اعتراض فرزند مهدی کروبی، یکی از سران فتنه به عدم پاسخ دهی رئیس جمهور کشورمان به نامه و درخواست های زیاده خواهانه ی پدرش اشاره کرد.

اما رهبر معظم انقلاب اسلامی که همواره با بصیرت و اگاهی بالای خودف در زمان نیاز، راه درست را به ملت و دولت مردان ایرانی نشان داده است، در این خصوص نیز در دیدار با اعضای دولت به صراحت این گونه می فرمایند: « حضرت علی (علیه ‌السلام) توصیه می ‌کنند در شرایط فتنه که تشخیص حق و باطل برای مردم بسیار مشکل می‌ شود، باید به‌گونه ‌ای عمل کرد که هیچ بهره ‌ای به نفع فتنه ایجاد نشود ... در شرایط فتنه همچون قضایای سال ۸۸، نباید سخن، سکوت، اقدام و حتی نوع نگرش، موجب تقویت فتنه شود ... البته ممکن است برخی افراد به ‌دلیل گرایش‌ های خاص خود، تمایلی به حضور صریح در مقابل فتنه نداشته باشند اما نباید از او هم به نفع فتنه بهره ‌برداری شود ... »


دلسوزی خاله خرسه برای شیعیان بحرینی!

ظلم و تبعیض بالای رژیم آل خلیفه در بحرین علیه شیعیانی که اکثریت مردم این کشور را نیز تشکیل می دهند، امروزه کاملا اثبات شده و غیر قابل انکار است؛ سرکوب وحشیانه ی مردم در خیابان ها، بازداشت های بی دلیل، شکنجه، اعدام، حمله به منازل و ... که با کمک دیگر اعرابی مانند آل سعود صورت می گیرد، تنها بخشی از واقعیت های تلخی است که امروزه در بحرین به وقوع می پیوندد.

در این بین، حرکت اخیر حکومت بحرین در جهت سلب تابعیت این کشور از " شیخ عیسی قاسم "، روحانی سرشناس شیعه بحرینی، بیش از پیش این ظلم را به جهانیان نشان داد؛ حکمی که با اعتراض شدید شیعیان چه در داخل بحرین و چه در خارج از این کشور همراه بود.

ایالات متحده ی آمریکا نیز که به دو رویی عادت دارد، با دیدن این اعتراضات گسترده، تلاش کرده است تا در ظاهر، دلسوزی های خاله خرسه ی همیشگی اش را حفظ کرده و حداقل ظاهری خود را موجه نشان دهد و به همین دلیل نیز با نگرانی برای وضعیت شیعیان در بحرین، به این تصمیم علیه روحانی سرشناس شیعه توسط آل خلیفه اعتراض کرده است که رسانه ی فارسی زبان وابسته به کاخ سفید نیز این دلسوزی ها را بازتاب داده است.

رادیو فردا در گزارشی که به این انتقادهای ظاهری آمریکا اختصاص داده است، می آورد: « جان کربی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز دوشنبه ۳۱ خرداد از تصمیم بحرین مبنی بر سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم، روحانی سرشناس شیعه این کشور، انتقاد کرده است ... حکومت بحرین ضمن سلب تابعیت از شیخ عیسی قاسم وی را متهم کرد که قصد داشته است که جامعه بحرین را دچار تفرقه کند، جوانان را به نقض قانون اساسی تشویق کرده و به تنش ‌های قومی در کشور دامن زده است ... به گزارش خبرگزاری فرانسه، جان کربی در بیانیه‌ ای از اقدام حکومت بحرین برای سلب تابعیت از مخالفان انتقاد کرده و گفته است: آنچه نگرانی‌ های ما را مضاعف می کند گزارش هایی است که نشان می دهد شیخ عیسی قاسم قادر نیست به اتهامات مطرح شده علیه خود پاسخ بدهد یا از این اقدام حکومت بحرین از طریق یک روند قضایی شفاف شکایت کند ... سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در ادامه از حکومت بحرین خواسته است تا اختلافات سیاسی در این کشور را از طریق اصلاحات و آشتی و نه از طریق اقدامات قضایی حل کند ... »!

اما این واکنش رادیو فردا و مقامات آمریکایی به موضوع مذکور پس از آن صورت می گیرد که سلب تابعیت از این روحانی سرشناس شیعه، اعتراض تمامی شیعیان بحرین و حتی شیعیان و مقامات شیعه سراسر جهان را به همراه داشته است؛ در همین راستا، همانطور که رادیو فردا نیز در گزارشی به بازتاب آن پرداخته است، سردار قاسم سلیمانی، فرمانده ی نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با تأکید بر نتیجه و آینده ی این گونه رفتارهای افراطی حکومت بحرین در سرنوشت این رژیم و کشور، تأکید کرده است که « تجاوز به حریم شیخ شیخ عیسی قاسم خط قرمزی است که عبور از آن شعله ‌ای از آتش را در بحرین و سراسر منطقه پدید خواهد آورد و برای مردم راهی جز مقاومت مسلحانه باقی نخواهد گذاشت ... حکومت بحرین " قطعاً تاوان " سلب تابعیت عیسی قاسم را " پرداخت خواهد کرد و نتیجه آن جز نابودی این رژیم سفاک نخواهد بود " ... »

بعلاوه در پی این اقدام رژیم آل خلیفه، بر اساس اظهارات شاهدان عینی و بسیاری از رسانه های جهان از جمله خبرگزاری رویترز، در روز دوشنبه، جمعیتی بالغ بر چهار هزار نفر با حضور در مقابل خانه " شیخ عیسی قاسم "، به این رفتار حکومت بحریت اعتراض کرده بودند.

با این وجود، کاملا مشخص است که عدم واکنش آمریکا به این موضوع، می توانست در ظاهر نیز نقش آن ها در سرکوب شیعیان بحرینی توسط آل خلیفه را که در واقعیت شاهدش هستیم، رسوا ساخته و همین اندک بهانه های موجود برای انکار حقیقت را نیز از کاخ سفید بگیرد.

این در شرایطی است که ارتباط میان آمریکا و بحرین سال هاست که در جریان بوده و این کشور به دلیل موقعیت خاص خود در منطقه، برای اهداف ایالات متحده در خاورمیانه حیاتی بوده و محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست.

در حالی که امریکا همواره ادعای دفاع از حقوق بشر را داشته و دارد، " یوسف ربیع "، رییس باشگاه حقوق بشر بحرین در مصاحبه با شبکه خبری العالم، به بازخوانی نقش شوم ایالات متحده در سرکوب شیعیان این کشور پرداخته و اذعان نموده است: " آمریکا به صورت آشکار از سرکوب مردم بحرین حمایت می کند، مسأله ای که از نظر حقوق دانان مشارکت در قتل به شمار می ‌آید. آمریکا آشکارا در بحران بحرین دست دارد و این مساله را قراردادهای تسلیحاتی امضا شده و مزدوران بیگانه ای که برای حمایت از رژیم به کار گرفته می شوند، ثابت می کند. بسیاری از سازمان های مدافع حقوق بشر تاکید کرده اند که دولت آمریکا آشکارا نقشی منفی در بحرین دارد، این در حالی است که ایفای چنین نقشی با ادعای حمایت از گسترش دموکراسی کاملا مغایرت دارد ... سلاح به کار رفته در کشتار غیرنظامیان و تظاهر کنندگان بحرینی ساخت انگلیس و آمریکا است. مردم شهر النویدرات و همچنین مردم منطقه الدیر و المحرق، مرتب پیام های کمک به همه سو ارسال می کنند، و توقف استفاده از گازهای سمی را خواستارند؛ گازهایی که آمریکا به رژیم آل خلیفه داده است. "


"پارچین"، بهانه ای که تمامی ندارد

نام " پارچین " برای همه ی ایرانی ها آشناست؛ این نام که عنوان مرکزی نظامی در اطراف شهر تهران است، یکی از معروف ترین و پراستفاده ترین بهانه های غرب برای فضاسازی منفی و حاشیه سازی در خصوص فعالیت های هسته ای کشورمان و اعمال فشار بر ملت ایران است.

بارها و بارها، ادعایی دروغین و غیر قابل اثبات در خصوص فعالیت نظامی هسته ای کشورمان در این تأسیسات توسط غرب مطرح شده است، اما علیرغم بازدیدهای پیاپی و پر تعداد بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، هیچ گاه این ادعاها اثبات نشده است و جهان پوچی آن را پذیرفته است.

در همین راستا، پس از اجرای توافق هسته ای یا به عبارتی برنامه ی جامع اقدام مشترک (برجام) که میان ایران و گروه ۱+۵ به امضا رسیده است، با وجود این که غرب خود به صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان اذعان نموده اند و بارها در برهه های زمانی مختلفی اعتراف کرده اند که کشورمان حتی فراتر از تعهدات اعتمادساز خود را نیز انجام داده است، باز هم آمریکا به شکل هایی مختلف نام " پارچین " را به میان می آورند که رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا نیز در این هفته به بازتاب این موضوع پرداخته است.

این رسانه نما در گزارش خود آورده است: « یک روزنامه آمریکایی خبر داد دولت اوباما به این نتیجه رسیده است که ذرات کشف شده اورانیوم در پایگاه نظامی پارچین نشان می ‌دهد ایران در گذشته برنامه مخفی ساخت سلاح هسته ‌ای داشته است ... روزنامه " وال استریت جورنال " در شماره روز یکشنبه ۳۰ خرداد این گزارش را به نقل از مقام‌های پیشین و فعلی ایالات متحده آمریکا منتشر کرده است ... این روزنامه می‌ گوید یافته‌ های جدید در تعارض با تکذیب ‌های مکرر تهران است که هرگونه تلاش برای ساخت سلاح هسته ‌ای را انکار می ‌کند ... بر اساس این گزارش، ذرات یافت شده اورانیوم در سایت پارچین، در جنوب شرقی تهران، از سوی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بخشی از تحقیقات مرتبط با توافق تاریخی میان ایران و شش قدرت جهانی در ۲۴ تیرماه پارسال است ... ایران مدعی شده است که در پارچین سلاح‌ های متعارف را مورد آزمایش قرار داده است. نمونه ‌های کشف شده اورانیوم در این پایگاه نخستین شاهد فیزیکی – ورای تصاویر ماهواره ‌ای و اسناد منتشره از سوی افراد پناهنده شده- برای متهم کردن ایران به تعقیب برنامه ساخت بمب هسته ‌ای است ... وال استریت جورنال نوشته است، دولت آمریکا در ماه دسامبر و هنگامی که آژانس گزارش خود را درباره اورانیوم ایران منتشر کرد واکنشی به آن نشان نداد؛ این کشف تنها به صورتی گذرا در یک گزارش ۱۶ صفحه ‌ای مورد اشاره قرار گرفت. ولی مقام ‌های فعلی و پیشین آمریکا در مصاحبه ‌های اخیر که درباره پیدا شدن این ذرات اورانیوم مورد پرسش قرار گرفتند، گفته ‌اند در حال حاضر فرضیه این است که این فعالیت ‌ها در راستای تولید سلاح‌ هسته ‌ای بوده که ظن آن می ‌رود ایران یک دهه پیش آن را دنبال می ‌کرده است ... یک مقام ارشد دولت آمریکا در این زمینه گفته است: " وجود دو نمونه از ذرات اورانیوم، تأیید کننده موضوع درگیر بودن پارچین در برنامه گذشته ساخت سلاح است ولی با این نمونه ‌ها قطعاً چیزی اثبات نمی‌ شود " ... »!

این در حالیست که چه قبل از امضا و اجرای برنامه ی جامع اقدام مشترک ( برجام هسته ای) توسط ایران اسلامی و گروه ۱+۵، و چه بعد از آن، در پی هر بازرسی که بارها نیز شاهدش بوده ایم، آژانس بین المللی انرژی اتمی با توجه به این که هیچ سند قابل ارائه ای برای اثبات ادعاهای مطرح شده مبنی بر فعالیت نظامی کشورمان در حوزه ی اتمی یافت نگردیده، به صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان اذعان داشته است.

در همین راستا، بان کی مون، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در اواسط خرداد ماه سال جاری با انتشار بیانیه ای برای چندمین بار بر پاکی فعالیت های هسته ای کشورمان تأکید کرده و اذعان نموده است که « همان طور که قبلا هم اعلام کردم ایران به تعهدات خود در زمینه فعالیت‌های هسته ‌ای خود در خصوص تأیید و نظارت در پرتو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد ۲۲۳۱ (۲۰۱۵)، تحت طرح جامع اقدام مشترک (برجام) عمل کرده است ... »

نتایج بازرسی های پیاپی بازرسان آژانس از پارچین، در برهه های زمانی مختلف نیز نشان می دهد که هیچ گاه سند قابل ارائه ای برای ادعاهای خود نیافته اند که اگر اندک نشانه ای وجود داشت یقینا با بزرگنمایی و بوق و کرنا به گوش جهانیان می رسید.


سگ هایی که برای رادیو فردا محبوب هستند!

رسانه ی فارسی زبان وابسته به وزارت امور خارجه ی آمریکا که از هیچ موضوع و بهانه ای برای سیاه نمایی در خصوص وضعیت داخلی کشورمان غافل نبوده است، بار دیگر در پوشش یک مدافع حیوانات ظاهر شده و تلاش نمود تا با بزرگنمایی یک شایعه که اثباتش نیز ممکن نیست، وضعیت حیوانات در ایران را بسیار بد و خود را نگران نشان دهد.

رادیو فردا در این گزارش با بال و پر دادن به شایعه ای در خصوص جمع آوری سگ های خانگی در شاهین شهر اصفهان، می آورد: « س از انتشار گزارش‌ ها در مورد " ضبط سگ‌ های خانگی " در شاهین‌ شهر اصفهان توسط مأموران انتظامی، یک مقام مسئول در فرماندهی انتظامی اصفهان این موضوع را تکذیب کرده و دادستان شاهین ‌شهر هم می ‌گوید دستوری در این باره صادر نشده است ... چهارشنبه گذشته گزارش‌ هایی درباره مراجعه مأموران انتظامی به برخی منازل در شاهین ‌شهر منتشر شد و پس از آن نیز خبرهایی در مورد " ضبط ۲۰ تا ۳۰ سگ خانگی با حکم دادستان این شهر " و " رها کردن آنها در بیابان ‌های اطراف " بازتاب زیادی داشت ... یکی از شهروندان شاهین ‌شهر در گفت ‌و گو با روزنامه شهروند خبر داده بود که مأموران اداره اماکن نیروی انتظامی با " دستور قضایی " به منزل او مراجعه و سگشان را با خود برده ‌اند ... این مأموران گفته‌ اند که " فکر اینکه سگتان را ببینید از سرتان بیرون کنید... اگر هم سؤالی دارید به دادستانی بروید " ... روزنامه شهروند نوشته بود که این اتفاق پس از تهدید دادستان شاهین ‌شهر مبنی بر برخورد با نگهداری سگ در منزل رخ داده است ... بر اساس این گزارش سه روز پیش از این واقعه، دادستان شاهین ‌شهر گفته بود که " طبق نظر مشهور فقها نگهداری و مواظبت از سگ حرام است، به همین جهت چنانچه اطلاع پیدا کنیم فرد یا افرادی مبادرت به نگهداری یا مواظبت از سگ‌ های خانگی که ترویج ‌دهنده فرهنگ مبتذل غربی هستند، می‌ کنند بدون هیچ‌ گونه تعارف و اغماضی با شدت با آنها برخورد خواهیم کرد " ... در این زمینه سید جاوید آل داود، رئیس انجمن حمایت از حیوانات ایران، از ارسال نامه ‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه خبر داده و گفته بود که " ورود به منازل شهروندان برای ضبط اموال شخصی بدون دادرسی و انجام مراحل قضایی و صدور محکومیت، غیرقانونی است " ... مقامات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران هر ساله پیش از فصل تابستان و همزمان با اجرای طرح‌ هایی تحت عنوان " امنیت اخلاقی " تهدید می‌ کنند که با حمل سگ در خیابان برخورد خواهد شد اما رسانه های ایران از حادثه شاهین شهر و توقیف سگ ‌ها در منازل با عنوان یک اتفاق " بی‌ سابقه " نام برده ‌اند ... »!

این درحالیست که سرهنگ جهانگیر کریمی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان در مصاحبه ای که اخیرا انجام داده است، شدیدا این شایعات را تکذیب کرده و تأکید کرده است که " اخبار انتشار یافته مبنی بر مراجعه و ورود ماموران انتظامی با حکم قضایی برای ضبط سگ های خانگی با توجه به تکذیب این حکم ازسوی دادستان عمومی و انقلاب شاهین شهر، سندیت ندارد. با توجه به اینکه مبنای فعالیت نیروی انتظامی حکم قضایی است و دادستان هم اعلام می کند که حکمی صادر نکرده پس نیروی انتظامی نیز اقدامی انجام نداده است. اما همانطور که بارها عنوان شده است ماموران انتظامی با سگ گردانی در خیابان ها و پارک ها مقابله می کنند. "

در همین راستا، محسن بوسعیدی دادستان عمومی و انقلاب شاهین شهر نیز با تکذیب صدور حکمی در این خصوص، تأکید می کند که " با صاحبان سگ های خانگی که شاکی خصوصی داشته باشند مطابق قانون برخورد می شود ولی هیچگونه دستور بدون شکایت مبنی بر مراجعه به منازل و جمع آوری سگها ازسوی این دادستانی صادر نشده است. "

بعلاوه، اگر این رسانه نما تا این حد دلسور و احساسی و قانون مدار و ... است، چرا و چگونه در برابر جنایات تروریست ها در سوریه و عراق، سرکوب شیعیان در بحرین، قتل عام مردم یمن و کودکان یمنی توسط آل سعود، جنایات اسرائیل در سرزمین های اشغالی، خشونت های پلیس در آمریکا و ... این گونه واکنش نشان نمی دهند؟!


شکست رادیو فردا و آمریکا در همه پرسی انگلیس


در هفته های پیشین شاهد تلاش های رادیو فردا و اربابان آمریکایی اش برای تداوم حضور انگلیس در اتحادیه ی اروپا بوده ایم و دیدیم که این حضور تا چه حد برای ایالات متحده اهمیت داشته و به همین دلیل نیز در آستانه ی همه پرسی از مردم انگلیس در این خصوص، ضمن اعلام علنی این علاقه، تلاش کردند تا به هر شکل و شیوه ای فکر مردم این کشور را به سمت رأی دادن به تدام حضور در اتحادیه ی اروپا سوق دهند.

اما پس از برگزاری این همه پرسی و اعلام نتایج آن، واقعیت جوری دیگر رقم خورده و نتایج بیرون آمده از آرای مردم انگلیس، نشان دهنده ی انتخاب اکثریت آن ها مبنی بر خروج کشورشان از اتحادیه ی اروپاست که این موضوع شکستی سنگین برای اربابان رادیو فردا به حساب می آید و به همین دلیل نیز با واکنش این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی همراه بوده است.

این رسانه نما در گزارشی که به این منظور منتشر کرده است، ضمن پرداختن به واکنش جهانیان به این خروج انگلیس از اتحادیه ی اروپا، ناراحتی خود از این روی داد را با تلاش برای اشتباه توصیف کردن انتخاب مردم این کشور نشان داده، با تأکید بر فواید حضور انگلیس در اتحادیه اروپا برای جهانیان، خواستار ادامه ی نقش آفرینی ها و مشارکت های این کشور در موضوعات مختلف شده و آورده است: « نتیجه همه ‌پرسی بریتانیا که نشان می ‌دهد ۵۱٫۹ درصد از رأی ‌دهندگان خواستار خروج این کشور از اتحادیه اروپا هستند واکنش‌ های گسترده جهانی را در پی داشت ... در این رابطه مقام‌ های ارشد اتحادیه اروپا از بریتانیا خواستند تا مذاکرات خروجش از اتحادیه اروپا را هرچه زودتر شروع کند تا " از بلاتکلیفی غیرضروری " جلوگیری شود ... دیوید کامرون، نخست‌ وزیر بریتانیا، روز جمعه چهار تیر گفت که بعید است لندن بتواند مذاکرات خروج از اتحادیه اروپا را تا ماه اکتبر امسال آغاز کند.اما ساعاتی بعد، به گزارش خبرگزاری آلمان، چهار تن از مقام‌ های اروپایی با انتشار بیانیه ‌ای از لندن خواستند تا تصمیم خروج را " هرچه زودتر اجرایی کند " تا از ضررهای ناشی از دوران بلاتکلیفی جلوگیری شود ... در پی انتشار خبر نتیجه همه پرسی بریتانیا، سخنگوی بان گی‌مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، به خبرنگاران گفت که آقای بان گی ‌مون امیدوار است بریتانیا هم‌چنان نقش مهم خود را در سازمان ملل ایفا کند و افزود که " وقتی با هم همکاری داشته باشیم قوی ‌تریم " ... به گزارش خبرگزاری فرانسه، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز جمعه با اظهار تأسف از تصمیم بریتانیا برای خارج شدن از اتحادیه اروپا، این تصمیم را " ضربه ‌ای به اروپا و روند یکپارچه شدن اروپا " دانست ... وی هم‌چنین از ۲۷ عضو دیگر اتحادیه اروپا خواست تا از " نتیجه ‌گیری‌ های عجولانه و ساده " در خصوص خروج بریتانیا از این اتحادیه بپرهیزند زیرا چنین نتیجه ‌گیری ‌هایی " به تفرقه بیشتر در اروپا منجر خواهد شد " ... »!

این رسانه نما در ادامه نیز ضمن پرداختن به واکنش مقامات آمریکایی به این نتایج همه پرسی انگلیس، تلاش می کند تا به هر شکلی شده، در کنار اعلام نارضایتی، این موضوع را برای آن ها کم اهمیت نشان دهد و عنوان می کند: « باراک اوباما، رئیس‌ جمهوری آمریکا، که از ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا حمایت می‌ کرد، روز جمعه در واکنش به خبر تصمیم جدید بریتانیا گفت که " ایالات متحده به تصمیم مردم بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا احترام می ‌گذارد " ... وی با انتشار بیانیه ‌ای در این مورد تأکید کرد که " بریتانیا و اتحادیه اروپا هم‌ چنان شرکای بی‌ جایگزین ایالات متحده خواهند ماند " ... به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، یک مقام کاخ سفید که نخواسته نامش فاش شود گفت که باراک اوباما، رئیس ‌جمهوری آمریکا، قرار است روز شنبه با دیوید کامرون، نخست ‌وزیر بریتانیا، گفت ‌و گو کند ... »!

این در حالیست که هم مقامات مختلف آمریکایی و هم رسانه ی تحت امرشان، رادیو فردا، قبل از برگزاری همه پرسی در انگلیس، بارها و بارها از نیاز و علاقه ی ناشی از نیاز خود به ادامه ی حضور این کشور در اتحادیه ی اروپا سخن گفته بودند و مدام مردم انگلیس را به انتخاب این حضور در همه پرسی پیش روی خود دعوت می کردند.

همانطور که سوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۵، باراک اوباما در مصاحبه ای که این رسانه نما نیز ان را بازتاب داده بود، به صراحت از لزوم ادامه ی عضویت انگلیس در اتحادیه اروپا گفته و تأکید کرده بود که « رئیس ‌جمهوری آمریکا از شهروندان بریتانیا خواسته است در همه ‌پرسی پیش‌رو، به ماندن در اتحادیه اروپا رای بدهند. باراک اوباما در ادامه سفرهای خارجی تازه خود وارد لندن شده‌ است ... آقای اوباما در مقاله ‌ای که ۳ اردیبهشت ماه در وب ‌سایت بریتانیایی " تلگراف " منتشر شده می ‌گوید مسائلی مانند تروریسم، مهاجران و مشکلات اقتصادی، در صورت ادامه حضور بریتانیا در اتحادیه اروپا، بهتر قابل حل‌ و فصل هستند ... شهروندان بریتانیا در ۲۳ ژوئن سال جاری (دو ماه دیگر) پای صندوق ‌های رای می ‌روند تا در مورد ادامه حضور کشورشان در اتحادیه اروپا تصمیم بگیرند ... در آخرین همه‌ پرسی انجام‌ شده در این مورد، که در سال ۱۹۷۵ صورت گرفت، از هر سه نفر، دو نفر رای به ماندن در اتحادیه دادند ... اوباما در مقاله ‌ای که نوشته می ‌گوید " ایالات متحده شاهد است چگونه صدای قوی بریتانیا در اروپا، سبب می ‌شود که اروپا گام‌ هایی مستحکم بردارد. و نیز سبب می شود که اتحادیه اروپا باز باشد، نگاهی عینی داشته و در رابطه ‌ای نزدیک با هم‌ پیمانان خود در آن سوی اقیانوس اطلس باشد " ... »

همان گونه که بیشتر نیز در گزارشی به بررسی این موضوع پرداخته ایم، با توجه به رابطه ی نزدیک آن ها با ایالات متحده ی امریکا و طرح های مشترکی که در جهان انجام داده اند، از پایه ریزی گروه تروریستی داعش و حمایت هایشان از این تروریست ها در عراق و سوریه گرفته تا همکاری های شوم آن ها در جریان اشغال افغانستان و ... و حتی جاسوسی های مشترک از مردم و سران کشورهای مختلف جهان، این حضور انگلیس در اتحادیه ی اروپا، می توانست یقینا منافع آمریکایی ها در اروپا و حتی در پی همراهی اتحادیه اروپا با سیاست های این شیطان بزرگ در جهان را تأمین نماید.

انگلیس با توجه به نظرات کارشناسان مختلف و شواهد موجود می توانست به عنوان نماینده ای مناسب برای امریکا در اتحادیه ی اروپا فعالیت کرده و شناخته شود که با رأی مردم این کشور، این شانس بزرگ از ایالات متحده گرفته خواهد شد و این موضوعی است که آن ها را با سختی های بسیاری همراه کرده و در نتیجه طبیعتا ناراحتی عمیقی برایشان به دنبال خواهد داشت.

این در حالیست که مردم انگلیس که اکثریت آن ها ( ۵۲ درصد ) در این همه پرسی به خروج کشورشان از اتحادیه ی اروپا رأی داده اند، یقینا برخلاف سیاستمداران و مسئولانشان، کمترین توجهی به مسائل سیاسی نداشته و به دلایلی اندیشیده اند که در زندگی روزمره خود آن را لمس کرده اند؛ دلایلی مانند فقر و بیکاری که نتیجه ی قوانین مهاجرتی ناشی از عضویت در اتحادیه ی اروپا بوده و باعث شده است که مهاجرین کشورهای مختلف در انگلیس شغل های مختلف را پر کرده و برای جوانان خود این کشور بیکاری و فقر به ارمغان آید.


آنچه در بالا خوانده اید، صد و ششمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که همانند هفته های پیشین با عنوان " رادیو فردا در هفته ای که گذشت! " منتشر گردیده و در این شماره به بررسی خلاصه وار بخشی از مهمترین برنامه ها و گزارشات این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی در نخستین هفته از تیر ماه ۱۳۹۵ ( ۰۱ الی ۰۸ تیر ماه ۱۳۹۵ ) پرداخته است.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۱
مولف : کیان حبیبی
فایل مرتبط

دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *