پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ تهران ۰۹:۱۳ - ۲۲ آگوست ۲۰۱۹
 
پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳
ساعت ۲۳:۵۵
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 43)
1393/11/23 الی 1393/11/30

چهل و سومین شماره مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
چهل و سومین شماره مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
هفته ی پایانی بهمن ماه را همراه با حماسه آفرینی دیگری از سوی ملت همیشه در صحنه ی ایران اسلامی و شکستی دیگر برای دشمنان همیشگی اتحاد در کشورمان پشت سر گذاشته ایم و همانند سال های پیش شاهد بودیم که چگونه رسانه ی دولتی آمریکا کور بودن خود را در این خصوص به اثبات رساند و از جشن مردم ایران خشمگین گردید؛ مجله ی هفتگی رادیو دیروز با عنوان " رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" تلاش می کند تا در این شماره به این موضوع و دیگر دشمنی های این رسانه نما در طول هفت روز اخیر بپردازد ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

بهمن ماه ۱۳۹۳ را نیز در حالی پشت سر گذاشته ایم که اکنون یقینا کینه ی دشمنان همیشگی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران بسیار بیشتر از گذشته است. در این ماه، مردم بیدار و آگاه کشورمان با ثبت کردن حماسه ای دیگر از اتحاد و همبستگی خود، شکستی سنگین تر از همیشه را به دشمنانمان وارد ساختند که برای أبد در خاطرشان باقی خواهد ماند و همین نیز باعث گردیده است تا به شیوه های مختلفی این کینه و خشم خود را بروز داده و از واقعیت ها فرار کنند و در این بین یکی از معمول ترین روش هایی که مورد استفاده ی آنان قرار می گیرد، بهره گیری از ابزارهای رسانه ای خود مانند رادیو فردا خواهد بود.

در همین راستا مجله ی هفتگی رادیو دیروز که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می شود، در بازه های زمانی هفت روزه، فعالیت های خبیصانه ی این رسانه ی فارسی زبان وابسته به وزارت امور خارجه ی ایالات متحده ی آمریکا را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد و تلاش می کند تا با ارائه ی واقعیت های پنهان شده و یا تحریف شده از سوی این رسانه نما، مخاطبین خود را در مسیر شناخت این ابزارهای جنگ نرم دشمنان ایران اسلامی و درک حقایق، در حد توان خود، همراهی نماید؛ آن چه در ادامه خواهید خواند، چهل و سومین شماره از این مجله ی هفتگی است که هفت روز پایانی بهمن ماه ۱۳۹۳ را تحت پوشش قرار داده است.

در مجله ی هفتگی شماره ی چهل و سه رادیو دیروز، موضوعاتی مختلف از قبیل سکوت سراسر معنای رادیو فردا در برابر حماسه ی میلیونی ملت متحد ایران در جشن پیروزی انقلاب اسلامی، فرار رسانه ی دولتی آمریکا از واقعیت با اعتراض به نقض آزادی رسانه ای در کشورمان، پرده ای جدید از دلسوزنمایی رادیو فردا برای ملت ایران پس از بحران گرد و غبار در هوای خوزستان، تأکید مجدد بر لزوم آزادی فوری سران فتنه ۱۳۸۸ اینبار از زبان آمریکا، شادی کاذب رادیو فردا از تهدید ایران به حمله ی نظامی توسط اسرائیل، تلاش این رسانه ی آمریکایی برای دفاع از فیلم "تاکسی" با اعتراف به دلایل سیاسی پشت آن و ... را مورد بررسی قرار خواهیم داد.


رادیو فردا کور و کر بودنش را به اثبات رساند!

در بیست و دومین روز بهمن ماه ۱۳۹۳، در حالی ما شاهد حماسه آفرینی دیگری از سوی مردم بیدار و آگاه کشورمان بودیم که رسانه های تحت امر غرب، از جمله رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا با سکوت معنادارشان در برابر این حماسه ی ایرانی – اسلامی، بار دیگر کور و کر بودنشان را به اثبات رساندند و نشان دادند که تا چه حد از پذیرش حقایق غیر قابل انکار فراری هستند.

در این روز، میلیون ها مرد و زن، از کودک و نوجوان تا میانسال و پیر ایرانی، در سراسر این مرز پُر گوهر، با حضور پر شور و نشاط در راهپیمایی و جشن بزرگ سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در اوج اعمال سخت ترین تحریم های ضد ایرانی از سوی آمریکا و همراهان غربی و عربی اش، نشان دادند که در هر شرایطی اتحاد و همبستگی مثال زدنی خود را حفظ کرده و هیچ گاه ارزش های اصیل، اعتقادات و حقایق را با دروغ های فتنه انگیز و کینه افروزانه ی دشمنان خارجی و داخلی شان عوض نخواهند کرد.

ما در این روز شاهد بودیم که در حالی جمعیت شرکت کننده در این گردهم آیی عظیم به وضوح بیشتر از سال های گذشته بوده است که با توجه به شرایط جوّی خاص نقاط مختلف کشورمان، نه باران و برف و سرما در بسیاری از نقاط ایران اسلامی و نه توفان شدید گرد و غبار در مناطقی مانند استان خوزستان و ... هیچ کدام نتوانست حتی اندک مانعی در مسیر سیل مردمان همواره ایستاده ی کشورمان ایجاد نماید.

در جشن سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیش از چهارصد میهمان خارجی از بیش از سی کشور جهان، از جمله دویست و شصت و پنج خبرنگار خارجی شاهد حماسه ی میلیونی دیگری از سوی ملت ایران بودند، اما نکته ی قابل توجه و مورد نظر ما در این بخش، سکوت معنادار رسانه هایی مانند رادیو فردا بود که با چشمان نابینا و گوش های ناشنوای خود در مقابله با واقعیت ها، خشم خود از این شکست بزرگ اربابانشان را با این بی توجهی و در کنار آن بازتاب دروغ هایی که دیگر رنگ و آب خود را از دست داده اند، ابراز نمودند.

رادیو فردا در این هفته، نه در روز بیست و دوم بهمن ماه و نه در روزهای پس از آن، حتی اندک اشاره ای به حضور میلیونی ملت ایران در راهپیمایی پر شور این روز نکرده و حتی خبری چند سطری را نیز در بین انبوه اخبار روزانه ی خود به این موضوع اختصاص نداده است؛ اما در کنار این سکوت، از سویی دیگر با انتشار گزارشاتی ویژه با عناوینی مانند "معمای انقلاب ایران؟"، "انقلاب ۵۷ و جامعهٔ تقسیم شده تحت جمهوری اسلامی"، "نگاهی ديگر به انقلاب ۵۷" و ... با قلم نویسندگان کاملا معروف خود در حوزه های ضد ایرانی – انقلابی، دروغ های قدیمی و از مُد افتاده اش را تکرار کرده تا با این روش خشم خود را از شکست شان در برابر بیداری مردم عزیز کشورمان ابراز نموده و از پذیرش واقعیت ها فرار کند.

اما یقینا خود نیز با مشاهده ی جمعیت حاضر در این جشن با شکوه، پاسخ خود را گرفته اند و دیگر نیازی به توضیح بیشتر برای آن نیست.

این واقعیت را حتی می شود در بازتاب اخبار مربوط به این حماسه ی بزرگ از سوی رسانه های مختلف جهان نیز مشاهده نمود؛ از آن جمله می توان به گزارش خبرگزاری آلمان اشاره کرد که به حضور میلیون ها ایرانی در جشن پیروزی انقلاب پرداخته است و این همان واقعیتی است که رادیو فردا و اربابانش را خشمگین ساخته است.


نقض آزادی رسانه ای از دیدگاه رادیو فردا

یکی دیگر از موضوعاتی که در طول این هفته در بین فعالیت های رادیو فردا بیشتر به چشم می آمد و به نوعی بی ارتباط با فرار این رسانه ی آمریکایی از پذیرش واقعیت های حماسه ی میلیونی ملت ایران در روز بیست و دوم بهمن ماه، که در بالا به آن پرداختیم، نیز نیست، تأکید بر وجود گسترده و پُررنگ نقض آزادی رسانه ای در کشورمان است.

رادیوی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا در این هفته با انتشار چندین گزارش مدعی شده است که کشورمان از لحاظ میزان نقض آزادی رسانه ای یکی از بدترین جایگاه ها در بین سابر کشورهای جهان را دارد؛ در حالی که در همین چند روز گذشته با آزادی کامل بیش از دوست و پنجاه خبرنگار از سراسر جهان شاهد جشن پیروزی انقلاب اسلامی بودند، اما رادیو فردا و رسانه های هم مسیر غربی اش تنها سکوت پیشه کرده و خود سانسور خبری را به شدیدترین شکلش اعمال نمودند.

رسانه ی دولتی آمریکا در این خصوص و با سیاه نمایی تمام می آورد: « گزارشگران بدون مرز در گزارش سال ۲۰۱۵ خود، ايران را از نظر آزادی رسانه‌ ها در ميان ۱۸۰ کشور جهان، در رده ۱۷۳ جای داده است. در اين فهرست تنها هفت کشور سودان، ويتنام، چين، سوريه، ترکمنستان، کره شمالی و اريتره، در حوزه آزادی رسانه‌ ها در وضعيتی بدتر از ايران طبقه ‌بندی شده ‌اند ... بر پایه این گزارش در سال ۲۰۱۴ ایران در رده ۱۷۳ و در نزدیک به پایان این رده ‌بندی جای گرفته است. علاوه بر این، رده ایران نسبت به سال پیش از آن یعنی سال ۲۰۱۳ هم تغییری نکرده و در همان رده ۱۷۳ ثابت مانده است ... »!

رادیو فردا در بخشی دیگر نیز با ترتیب دادن برنامه ای با حضور افرادی سرشناس در بین چهره های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران مانند : رضا معینی، عیسی سحرخیز و نرگس محمدی، تلاش نمود تا به نگاه خودش، میزان، شیوه و همچنین تاریخچه ی نقض آزادی رسانه ای در کشورمان را بررسی نموده و ادعاهای واهی و کاملا سیاسی مطرح شده را اثبات سازد.

اما گذشته از واقعیت هایی در خصوص اهداف پشت پرده ی این ادعاهای ضد ایرانی تکراری، بی راه نخواهد بود اگر کمی به خصوص مباحث مربوط به آزادی رسانه ای در ایالات متحده ی آمریکا که رادیو فردا در آن فضا به فعالیت علیه کشورمان و حمایت از منافع اربابانش مشغول است، بپردازیم.

آمریکا و رسانه های تحت امرش در حالی مدام از شرایط بد و نامناسب موجود در کشورمان برای فعالیت رسانه ای سخن می گویند و خود را علاقه مند به این نوع آزادی معرفی می کنند که در واقع شواهد و نظرات کارشناسان گویای این واقعیت است که شرایط حاکم بر این کشور در مورد فعالیت رسانه های مختلف نه تنها آزادی لازم را نداشته، بلکه حتی بر اساس آمارهای خودشان نیز سال به سال بدتر از قبل می شود؛ همانطور که خود رادیو فردا نیز به این حقیقت اذعان نموده و در گزارش ضد ایرانی خود، زمانی که به خیال خودش از وضعیت خوب اربابانش در مقابل وضعیت بد ایران اسلامی سخن به میان می آورد، اعتراف می کند که جایگاه ایالات متحده در رده بندی مربوط به آزادی رسانه ای، سه پله پایین تر از سال پیش بوده است و همین روال را نیز می توان در آمارهای منتشر شده در گذشته نیز مشاهده نمود.

مارک گلن، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی نیز در یکی از مصاحبه های خود به این موضوع اشاره نموده و با اذعان به این که اسرائیل و مسائل مربوط به آن خط قرمز فعالیت های رسانه ای در ایالات متحده است، تأکید می کند که وی ممعتقد است "چیزی به عنوان آزادی مطبوعات در آمریکا وجود ندارد چرا که اگر خبرنگار خلاف اهداف نظام آمریکا رفتار کند بازداشت می‌شود و از او توضیح می‌خواهند ... "

کشاندن "جیمز رایزن" خبرنگار نیویورک تایمز، به دادگاه فدرال، محاکمه و بازجویی این فعال رسانه ای، تنها به این اتهام که در فعالیت خود به بیان اطلاعاتی در خصوص شکست عملیاتی که از سوی سیا (سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا) بر علیه فعالیت های هسته ای کشورمان انجام شده است، اشاره نموده است، تنها نمونه ای برای اثبات این گفته ی "مارک گلن" است.

به علاوه در اصل نیز رسانه های آمریکایی انحصارا وابسته به قدرت های سرمایه داری هستند و در نتیجه حتی اگر این محدودیت های موجود از سوی قدرت های سیاسی این کشور نیز اعمال نشود، یقینا آن ها هیچ گاه دست به بیان حقایقی که متضاد منافع اربابان خود باشد، دست نخواهند زد و این نیز خود نوعی محدودیت است.

و این همان واقعیتی است که سال ها پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز به آن تأکید نمودند و با اشاره به محدودیت های اعمال شده برای چاپ کتاب یکی از شخصیت های کشورمان در خصوص تسخیر لانه ی جاسوسی به زبان انگلیسی، بیان کردند: « در امریکا، معناى آزادى رسانه ‌ها، آزادىِ سخن گفتنِ بزرگ سرمایه‌ داران است. عمده ‌ترین مطبوعات، متعلق به آنهاست. مهمترین چاپخانه‌ ها و ناشران کتاب متعلق به سرمایه ‌داران است ... »


تفسیر رادیو فردا از وجود گرد و غبار در هوای خوزستان

یکی از شیوه هایی که رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا در فعالیت های ضد ایرانی اش، از آن بیشترین استفاده را می برد، دلسوز نشان دادن خودش برای وضعیت مردم کشورمان است که در موضوعات مختلف شاهد ابراز این دلسوزی و دوستی خاله خرسه اش بوده ایم.

یکی از جدیدترین موارد این دلسوزنمایی های رادیو فردا را می توان در این هفته و در واکنش به هجوم گرد و غبار به آسمان برخی مناطق کشورمان از جمله استان خوزستان مشاهده نمود؛ جایی که این رسانه نما با پرداختن به این موضوع در بخش های مختلف خود، نه تنها خود را نگران این موضوع نشان داده، بلکه تفسیری مخصوص به خودش را نیز از وجود این گرد و غبار بیان می کند.

این رسانه ی آمریکایی از سویی در بخش هایی مانند گزارش تصویری اش، با عناوینی مختلف از قبیل "اینجا خوزستان است، نه خاکستان"، "اندیمشک در خاک"، " آب و نفت را بردید، فقط گرد و خاک برایمان ماند"، "خوزستان در تصرف ریزگردها!" و ... به نمایش تصاویری از وجود گرد و غبار در این مناطق، اعتراضات مردمی به بی نتیجه و ناکافی بودن واکنش های برخی مسئولین به این بحران و ... پرداخته و خود را در کنار مردم استان های جنوبی و غربی کشورمان که در این وضعیت گرفتار هستند معرفی می کند و تلاش می کند ذهن مخاطبانش را تحت تأثیر بگذارد، در حالی که در سویی دیگر نیز در بخش هایی دیگر نیّت خود از این دلسوزی ها را برملا نموده و تلاش می کند تا این گرد و خاک را نیز به نوعی به انقلاب اسلامی کشورمان ربط داده و مقصر آن را نظام اسلامی معرفی کند.

یکی از این موارد را می توان در برنامه ی رادیو پس فردا با اجرای فرشید منافی مشاهده نمود که وی بارها در این برنامه با اشاره به تجمعات مردمی به منظور رسیدگی سریع تر مسئولین برای رفع این بحران هوایی، با مشابه دانستن این وضعیت با اسیدپاشی در اصفهان، تأکید نمود که "احتمالا این نیز از دستآوردهای انقلاب در ایران است و اعتراض به آن بی مورد است و بهتر است مسئولین کشورمان با توجه به شرایط موجود همگی استعفا دهند تا با کناره گیری آنان مشکل هوای این مناطق نیز حل شود ..."!

درست است که شاید در برخی رفتارها گرفتن تصمیم جدی تر و عمل به برخی تصمیمات و طرح ها از سوی مسئولین و نهادهای موجود در کشورمان به منظور مهار این ریزگردها بسیار اثرگذار باشد، اما بر هیچ کسی پوشیده نیست که منبع بسیاری از این گرد و غبارها، از خاک کشورهایی مانند عربستان سعودی و عراق است که هیچ نقشی کشورمان در این بین نداشته و بعلاوه، ارتباط آن با انقلاب چیست؟!!!


اصرار بی پایان بر لزوم آزادی سران فتنه

در بالا به بی توجهی رادیو فردا به حماسه آفرینی میلیونی ملت ایران در جشن سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن ماه پرداختیم، اما این رسانه ی آمریکایی در کنار بی توجهی به این اتحاد مردم کشورمان گویا به واقع کور و کر بوده و فریادهای آنان را نشنیده است که همچنان بر لزوم آزادی فوری سران فتنه سال ۱۳۸۸ تأکید کرده و آن را خواست اکثریت مردم کشورمان معرفی می کند.

این رسانه نما در یکی از گزارشات خود با اشاره به این که « جن ساکی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، روز شنبه ۲۵ بهمن ماه در بيانيه ‌ای ضمن محکوم کردن حصر خانگی زهرا رهنورد، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی خواستار آزادی فوری آنها شده است ... »، می آورد: « چهار سال پيش (حکومت) ايران مهدی کروبی و ميرحسين موسوی،‌ دو نامزد انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ و از مقام های سابق، به همراه زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی و از مدافعان حقوق زنان، را بدون هيچ اتهام مجرمانه ای حبس خانگی کرد ... قانون اساسی ايران و تعهدات بين‌المللی‌اش، (حکومت اين کشور را ) ملزم می کند که حقوق بشر شهروندان و آزادی های بنيادين را تضمين کند و هيچ‌کس نبايد به شکل خودسرانه بازداشت شود ... »!

رادیو فردا در ادامه نیز دلیلی کاملا ظاهری و غیر واقعی را برای آغاز حصر خانگی این سران فتنه ی سبز بیان کرده و مدعی می شود: « مهدی کروبی و ميرحسين موسوی، نامزدهای معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸، در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ خواستار راهپيمايی در حمايت از اعتراضات در مصر و تونس شده بودند. از آن زمان تاکنون مهدی کروبی، ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد (همسر اقای موسوی) بدون حکم دادگاه در خانه خود محبوس شده ‌اند ... »!

ما پیشتر در شماره های پیشین مجله ی هفتگی رادیو دیروز به طرح موارد قانونی موجود در قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی کشورمان پرداختیم که با مقایسه ی آن ها با رفتارهای این شخصیت های فتنه گر در ایام قبل و بعد از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸، به راحتی می توان دلایل حصر، قانونی بودن آن را درک کرد و همچنین به این واقعیت پی برد که تا چه حد حصر خانگی با این شرایط که از تمامی امکانات رفاهی – درمانی، تفریحی، ورزشی و ... برخوردار هستند، با مجازاتی که مناسب جرایم آنان است، فاصله دارد.

اما گذشته از این که دخالت در امور داخلی سایر کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران به عادتی همیشگی برای مقامات غربی، به ویژه آمریکا تبدیل شده است، آن چه که در این بین باید آن را برای رادیو فردا و اربابانش یادآوری نماییم، این حقیقت است که بد نیست کمی از توهمات خود دست بردارند و با مشاهده و درک آن چه در بین مردم کشورمان حاکم است، بپذیرند که حمایت از فتنه گران و خیانت کارانی این چنینی، تنها بیش از پیش خودشان را رسوا می کند و بی اعتمادی ملت ایران را نسبت به آنان افزایش می دهد. آن ها باید با مشاهده ی میلیون ها مردم و زن و پیر و جوان ایرانی در تمامی و شهرها و روستاهای ایران اسلامی در جشن پیروزی انقلاب، این را فهمیده باشند که اکثریت بی چون و چرای مردم کشورمان به چه ارزش هایی اعتقادی عمیق دارند و هیچ گاه خیانت های این افراد را فراموش نکرده اند، چه برسد به اینکه خواهان آزادی شان باشند.

اما گویا این فهم و شعور در بین دست اندرکاران رادیو فردا و مقامات ایالات متحده وجود ندارد که داروی آن نیز در دسترس ما نیست و ما فقط می توانیم از خداوند یکتا طلب شفا برایشان داشته باشیم ...


تهدید نظامی ایران توسط اسرائیل و ذوق زدگی رادیو فردا

در این هفته ما شاهد خیال بافی دیگری از سوی مقامات رژیم اشغالگر صهیونیستی بودیم که با وجود ترس عمیقشان، گویا در خواب، به حمله ی نظامی به تأسیسات هسته ای کشورمان فکر کرده اند و همین خواب و خیال کافی بود تا رسانه نمایی مانند رادیو فردا ذوق زده شده و با تمام توان خود به بازتاب آن و تهدید کشورمان بپردازند.

رادیوی فارسی زبان کاخ سفید در این خصوص می آورد: « يووال اشتينيتز، وزير اطلاعات و امنيت اسرائيل روز پنج شنبه ۲۳ بهمن هشدار داد که اسرائيل ممکن است عليه برنامه های هسته ای ايران دست به اقدام يکجانبه بزند و افزود، حکومت ايران در مذاکره با قدرت های جهانی امتیازات لازم را واگذار نکرده است ... او افزوده است، توافقی که تنظيم شده "پر از نقاط ضعف و راههای در رو است. اگر توافقی وجود ندارد تکليف همه روشن می شود. اما از آنجاييکه ما شاهد ابراز خوشبينی دو طرف هستيم، به نظر ما اگر تا آخر ماه مارس توافق صورت بگيرد به اين معنی است که اين توافق بدون امتياز دهی و يا انعطاف قابل توجه ای از سوی ايران حاصل شده است." ... يووال استاينيتز گفت: "اگر اين تصوير امروزی باشد، مگر در يک ماه تا چه اندازه می تواند تغيير کند؟" ... »!

اولین نکته ی قابل بحث در این راستا، این است که در شرایط جریان داشتن مذاکرات بین کشورمان و گروه ۱+۵ و تأکیدات اربابان این رسانه نما در ظاهر بر ارزش بالای این مذاکرات، این نوع واکنش های ناامیدانه از سوی مقامات اسرائیلی و بازتاب گسترده ی آن از سوی رسانه ی تحت امر دولت آمریکا، پرده از واقعیت ها برداشته و اثبات می کند که غرب نه تنها علاقه ای به نتیجه بخش بودن این مذاکرات نداردريال بلکه تلاش می کند تا تنها از این نشست ها به عنوان پایبندی ظاهری شان به مسائل دیپلماتیک و دموکراسی و فریب اذهان عمومی بهره برده و مسئله ی هسته ای نیز تنها بهانه ای برای دشمنی های دیرینه ی شان با ملت ایران است.

بعلاوه، کمی دقت در ضعف های نظامی موجود در رژیم اشغالگر صهیونیستی و همچنین قدرت بالای موشکی کشورمان، به راحتی ثابت می کند که ترس از عاقبت کار، حمله ی نظامی به کشورمان را حتی در خواب هم برای اسرائیل دور از دسترس کرده است، چه برسد به بیداری که خودشان نیز به ترسشان اعتراف کرده اند.

در همین رابطه می توان به گزارشی اشاره کرد که "گرت پورتر"، محقق آمریکایی به نقل از "یوزی روبین"، فرمانده پدافند موشکی رژیم صهیونیستی بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹ نوشته و منتشر کرده است اشاره نمود که با اشاره به توان موشکی بالای کشورمان و دقت و قدرت موشک های بالستیک ایرانی، به ترس صهیونیست ها اعتراف نموده و تأکید می کند که در صورت درگیری احتمالی با وجود این موشک ها به سرعت می تواند دولت مدنی اسرائیل از هم بپاشد که در آن صورت حوزه ی نظامی آن نیز قادر به ادامه ی فعالیت نخواهد بود.

در همین رابطه، روزنامه صهيونيستي معاريو نیز در گزارشی با استفاده از اطلاعات مقامات و مدموران اسبق امنیتی، نظامی و اطلاعاتی اسرائیل، اذعان نموده است که حمله احتمالی این رژیم به ایران مساوی با فروپاشی کامل اسرائیل خواهد بود.

از آن گذشته، به نظرتان آیا مقامات رژیمی که تنها با سخن دو کلمه ای سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان در پاسخ به حمله ی تروریستی شان علیه نیروهای مقاومت در سوریه، از ترس به خود لرزیده و با این ترس تمام امکانات خود را به حالت آماده باش درآوردند، اما نهایتا نیز با پاسخ کوبنده ی حزب الله، در کمین گرفتار شده و تاوان سختی برای دست درازی خود پرداختند، توان و قدرت لازم برای خیال پردازی حمله به کشورمان را دارند و اصلا در جایگاهی قرار دارند که کشورمان را تهدید کنند؟!!!


اعتراف رادیو فردا به سیاسی بودن خرس های جشنواره برلین

در این هفته بار دیگر شاهد بودیم که غرب به بهانه ی هنر و در پوشش حمایت از هنر، با اقدامی کاملا سیاسی، جهت گیری های خود در خصوص نظام جمهوری اسلامی را نمایان ساخته و بدون توجه به هیچ ارزش، تکنیک و کیفیت هنری، جایزه ی ویژه ی خود را به اثری اختصاص داد که سازنده ی آن تفکراتی هم سو با خیالات ضد ایرانی آنان دارد.

اهدای خرس طلایی جشنواره بین المللی فیلم برلین به فیلم "تاکسی" ساخته ی جعفر پناهی، با جرایم مشخص و سابقه ی درخشانش، به قدری سیاسی بوده است که حتی رادیو فردا و کارشناسانش نیز نتوانستند آن را به طور صد درصد نادیده بگیرند و با وجود تلاش بسیارشان برای توجیه این جایزه و بر حق نشان دادن آن، در بخشی ناخواسته، دلیل اصلی اهدای آن را برملا نمودند.

رادیو فردا که در طول گزارشات خود تا جایی که می توانست ارزش این جایزه را بالا برده و تلاش نمود تا آن را موفقیتی بزرگ برای جعفر پناهی معرفی کند که قابل تقدیر است، در بخشی می آورد: « جعفر پناهی فيلمساز ايرانی با دريافت اين جايزه مهم‌ ترين جايزه ۳ سال اخير سينمای ايران را پس از جايزه اسکار اصغر فرهادی برای فيلم "جدايی نادر از سيمين" دريافت کرد ... »!

اما جالب توجه این جاست که رادیو فردا خود به اعتراف دست می زند و در گفتگو با شخصی به اصطلاح کارشناس با نام جمشید اکرمی به سیاسی بودن این جایزه اذعان نمود؛ جایی که این به گفته ی رسانه ی دولتی آمریکا منتقد فیلم و استاد رشته ی فیلم و سینما در نیویورک، پس از کلی تلاش برای بالا بردن جایگاه جعفر پناهی و این اثرش، در پاسخ به آخرین سوال "امیرمصدق کاتوزیان" گزارشگر رادیو فردا، به صراحت بیان می کند: « اگر دقت کرده باشید آقای آرنوفسکی رئیس هیئت داوران هم که جایزه را اعلام کرد اولین واژه ‌ای که از دهانش بیرون آمد در توجیه این که چرا این جایزه را به این فیلم دادند واژه محدودیت بود. یعنی این نشان می ‌دهد که موضع خود داوران چه بوده و دلیل اینکه به فیلم جایزه دادند بیشتر می ‌توانم بگویم یک دلیل سیاسی بود که البته خود آقای کاسلیک مدیر فستیوال اعتراف کرد و گفت ما ضمن اینکه زرق و برق داریم و "رد کارپت"[فرش قرمز] داریم ولی یک رویداد سیاسی هم هستیم ... »!

بگذریم از این که آقای پناهی با رفتارهای کاملا اشتباه خود در دوران فتنه ی ۱۳۸۸ و همچنین تلاش برای ساخت مخفیانه ی آثاری ضد نظام جمهوری اسلامی ایران، در همان دادگاه و بر اساس همان قوانینی که رادیو فردا و اربابانش بارها در خصوص سران فتنه خود را علاقه مند به آن نشان داده اند، به شش سال حبس تعزیری و بیست سال محرومیت از هر گونه ساخت فیلم و شرکت در فعالیت های این چنینی محکوم شده است و این در حالیست که اگر دقت کنیم پی می بریم در شرایطی که حتی "جمشید اکرمی"، کارشناس رادیو فردا نیز به آن اعتراف کرد و آثاری مانند "تاکسی" بسیار از سطح پایین تری نسبت به آثار گذشته ی این فرد برخوردار است، اما جشنواره هایی مانند برلین برای این ساخته های مخفیانه و غیر قانونی، در عین بی کیفیت بودنشان از لحاظ هنر فیلم سازی، فرش قرمز پهن می کنند.

فیلم "تاکسی" که با همه ی صحنه هایش در یک تاکسی زرد رنگ طی می شود و خود جعفر پناهی راننده ی آن است که به ظاهر در تلاش است تا با قرار دادن دوربینی در ماشین، تصاویری واقعی را گرفته و تأکید کند که اثرش مستند است، از طرفی به گفته ی کارشناسان بسیاری تنها در معدود لحظاتی می شود این احساس را داشت و در کلیت اثر به راحتی می شود مصنوعی بودنش را درک کرد. و از طرفی دیگر نیز بازی افرادی کاملا شناخته شده در فعالیت های ضد ایران اسلامی مانند خانم نسرین ستوده و دیالوگ های مسافرانی که تماما بر مسائلی مانند آمار اعدام در کشور، سانسور در سینما و رسانه و ... که همگی ادعاهای ضد ایرانی غربی است مربوط می شود، اهداف پشت پرده ی ساخت و جایزه گرفتن آن را بر ملا می سازد.


آن چه در بالا خوانده اید، چهل و سومین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر شده و در این شماره به بررسی و تحلیل بخشی از مهمترین فعالیت های ضد ایرانی رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا در طول هفت روز پایانی بهمن ماه ۱۳۹۳ می پردازد.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۱
مولف : کیان حبیبی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *