يکشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ تهران ۱۲:۰۷ - ۲۵ آگوست ۲۰۱۹
 
سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۳
ساعت ۲۰:۰۲
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 42)
1393/09/24 الی 1393/09/30

چهل و دومین شماره ی مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
چهل و دومین شماره ی مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
هفت روز دیگر نیز سپری شد و ما همچنان شاهد دشمنی های بی پایان رادیو فردا با ملت و نظام ایران اسلامی هستیم؛ جایی که با بهانه قرار دادن موضوعاتی مختلف، این کینه ی خود را ابراز نموده و مسیری که در هفته های پیش طی کرده بود را دنبال کرد و در همین راستا، مجله ی هفتگی رادیو دیروز با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" به بررسی بخشی از مهمترین فعالیت های این رسانه ی آمریکایی در طول این هفت روز می پردازد ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

آذر ماه 1393 را نیز در حالی پشت سر گذاشته ایم که کینه ی رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا و اربابانش در رابطه با ایران اسلامی و مردمش همچنان همانند قبل باقی بوده و آن را می توان در تک تک گزارشات این رسانه نما به وضوح مشاهده و احساس نمود.

به دنبال همین کینه و دشمنی، رادیو دیروز با انتشار مجله ای هفتگی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، تلاش می کند تا بخشی از مهمترین فعالیت های این رسانه ی دولتی آمریکا در طول هر هفت روز را مورد بررسی قرار دهد تا بیش از پیش در مسیر درک حقایق و شناخت بهتر این نوع ابزارهای رسانه ای غربی، به مخاطبین خود کمک کرده باشد؛ در همین راستا آن چه در ادامه مطالعه می کنید، چهل و دومین شماره از این مجله ی هفتگی است که به هفته ی پایانی آذر ماه می پردازد.

در چهل و دومین شماره ی مجله ی هفتگی رادیو دیروز، می توانید بررسی موضوعاتی از قبیل ایران هراسی در رادیو فردا با بهره گیری از یک مجرم فراری و اسلام هراسی با کمک دوستان تروریست آمریکا، ذوق زدگی رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی ایالات متحده از قطعنامه ی ضد ایرانی سازمان ملل متحد و تدریس دموکراسی آمریکایی به ایران، سیاه نمایی رادیو فردا در خصوص وضعیت پرستاران ایرانی و حمایت مجددش از بهائیان و ... را مطاله کنید.


گروگان گیری در سیدنی و خوشحالی در رادیو فردا

مجله ی هفتگی چهارمین هفته ی آذر ماه 1393 را با پرداختن به خبری آغاز می کنیم که به شدت مورد علاقه ی رادیو فردا و دیگر رسانه های همراهش قرار گرفته بود؛ جایی که با انتشار خبر وقوع یک گروگان گیری در مرکز شهر سیدنی در استرالیا، از ساعات اولیه ی صبح رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در کنار دیگر هم مسیرانش وارد عمل شده و با جزئیات بسیار تمامی وقایع مربوط به این جنایت را پوشش می داد.

اما این داستان از جایی جالب شد که چند ساعت قبل از پایان یافتن این گروگان گیری پانزده ساعته، آن هم با مرگ عامل گروگان گیری، این رسانه ها وی را شناسایی کرده و با بزرگنمایی تمام، از این شناخت خود در جهت ضربه زدن به ایران و اسلام استفاده نمودند.

رادیو فردا با ذوق زدگی بسیار از وقوق این گروگان گیری و با تأکید بر این که عامل این جنایت یک ایرانی، آن هم یک روحانی شیعه ی ایرانی بوده است، ایران هراسی و اسلام هراسی را در دستور کار خود قرار داد و تلاش نمود تا طبق معمول با پرداختن تنها به یک وجه داستان، دیگر لایه های آن را از دید مخاطبینش پنهان نگاه داشته و با بیان فعالیت های مشکوک و جرایم این فرد در دوران سکونتش در استرالیا، تمامی آن ها را از جانب اسلام و ایران اسلامی نشان دهد.

رادیوی دولتی آمریکا با همین هدف، می آورد: « اینفرد که "هارون موسی" نام دارد لباس روحانیون ایرانی را به تن دارد و خود را "شیخ" می نامد ...  فرد گروگان گیر "مأن هارون مونس" نام دارد و از پناهندگان ایرانی در استرالیا است ...  نام اصلی این فرد "محمدحسین منطقی" و متولد ایران است و کتاب های شعری از او در ایران به چاپ رسیده است ...  او متهم به تعرض جنسی است و به عنوان فردی شناخته می شود که برای خانواده سربازان استرالیایی که در خارج از کشور کشته شده اند نامه های تنفرآمیز می فرستد ...  او متهم به 40 فقره جرم و تعرض جنسی است و همچنین متهم است که در قتل همسر سابق خود دست داشته است ... »!

اما سوال این جاست که چطور با فردی که اینگونه سوابق جنایت دارد، از سوی مقامات و پلیس استرالیا، تا کنون برخوردی جدی صورت نگرفته بود، بلکه برعکس وی همواره در مقابل دید رسانه ها به خودنمایی می پرداخت و خبرساز می شد؟!

به علاوه، جواب این سوال وقتی بیشتر اهمیت پیدا می کند که ما بدانیم، محمدحسن منطقی، در دوران سکونتش در کشورمان دارای یک آژانس هواپیمایی بوده و با کلاهبرداری های کلانی که انجام داده است، تحت تعقیب بوده و حکم جلبش صادر شده است و در سال 1374 با فرار از کشورمان به استرالیا عزیمت نموده است و با طی مراحل لازم، جزئیات پرونده از سال 1379 به اطلاع پلیس و مقامات وزارت خارجه ی آن کشور نیز رسیده است و پلیس بین الملل (اینترپل) نیز در جریان قرار داشته است؛ با این حال، این کشور نه تنها از بازداشت و تحویل این فراری به کشورمان امتناع ورزیده است، بلکه با وجود این که دلیل فرارش از کشور اقتصادی است و هیچ سابقه ی فعالیت سیاسی نیز ندارد، به عنوان یک فردی که در کشورمان دچار بی عدالتی شده است، با قبول پناهندگی سیاسی اش از سوی مقامات استرالیایی در این کشور ساکن می شود.

از آن گذشته، این مجرم فراری هیچ گاه در هیچ حوزه و مدرسه ی دینی، درس نخوانده است و هیچ ارتباطی با روحانیت شیعه نداشته و ندارد و این نه تنها حرف ماست، بلکه در چند سال پیش، از جمله در سال 2008 میلادی، بارها رهبران شیعیان استرالیا، دروغ بودن این ادعا و کذّاب بودن وی را به مقامات سیاسی و پلیس این کشور هشدار داده اند و از آن ها درخواست برخورد با او را داشته اند؛ خود او نیز اخیرا در نامه ای که برای بیان بیعتش با ابوبکر البغدادی، رهبر تروریست های داعشی نوشته است نیز، علنا شیعه بودنش را رد کرده و تصریح کرده است که تا کنون یک رافضی بوده و با این بیعت به تازگی مسلمان! شده است.

گذشته از ابهامات نوع و نحوه ی این گروگان گیری در مرکز سیدنی، آن هم به تنهایی و همچنین نوع مرگ این به اصطلاح عامل گروگان گیری، آیا با وجود موارد ذکر شده در بالا، باز هم می توان وی را به اسلام و ایران مرتبط دانست؟!

اکنون به مقامات استرالیایی توصیه می کنیم که دو دستی بر سرشان بکوبند و یک صدا این جمله ی معروف را تکرار کنند که "خودم کردم که لعنت بر خودم باد ..."


دوستان تروریست رادیو فردا، بهانه ای برای اسلام هراسی

موضوع ذکر شده در بالا تنها تلاش رادیو فردا برای اسلام هراسی در طول هفت روز گذشته نبود؛ این رسانه ی آمریکایی در تلاشی دیگر نیز با بهره گیری از دوستان تروریست اربابش در قاره ی آفریقا، دین مبین اسلام را مملو از خشونت به تصویر کشید تا ذهن مخاطبانش را برای پذیرش دیگر اهدافش آماده سازد.

رسانه ی دولتی آمریکا که چندی پیش نیز با انتشار گزارشی به تقلید از همراه انگلیسی خود، بی بی سی، گروه های اسلامگرا را عامل بیشترین جنایات جهان در یک ماه گذشته ی میلادی معرفی کرده بود و مدعی شده بود که تنها در همین یک ماه، بیش از پنج هزار نفر در سراسر جهان، توسط مسلمانان، جانشان گرفته شده است، این بار در گزارشی تکمیلی، به فعالیت های گروه تروریستی "بوکوحرام" در کشور نیجریه پرداخته و سعی می کند تا تمام جنایات آن ها را به اسلام نسبت دهد.

رادیو فردا با اشاره به بخشی از جنایات این گروه تروریستی، مانند گروگان گرفتن 185 زن و کودک روستایی در شمال شرقی نیجریه، ربودن 200 دانش آموز دختر یک دبیرستان در این کشور و ...، ذهن و احساس مخاطبان خود را وارد بازی رسانه ای کرده و پس از آن تأکید می کند: « عملیات های شبه نظامیان گروه بوکوحرام (به معنی آموزش غربی حرام است) طی پنج سال اخیر به بزرگترین تهدید امنیتی برای نیجریه، بزرگترین اقتصاد و تولیدکننده نفت در آفریقا، تبدیل شده است ...  گروه بوکوحرام با ادامه جنگ مسلحانه خود برای برقراری حکومت اسلامی در نیجریه، طی سال جاری صدها نفر را به ویژه در منطقه شمال شرقی این کشور کشته است ... »!

اما واقعیت های این گروه جنایت کار به راحتی نه تنها عدم ارتباطش با دین مبین اسلام که سراسر صلح و مهربانیست را به اثبات می رساند، بلکه به وضوح نشان می دهد که اگر ارتباطی نیز وجود داشته باشد، بین این تروریست ها با ایالات متحده ی آمریکا و همراهان عربش، بخصوص عربستان سعودی است.

"بوکوحرام" شاخه ای از القاعده است که در قاره ی آفریقا به فعالیت مشغول است و امروزه بر کمتر کسی پوشیده مانده است که القاعده هیچ شباهتی به اسلام ندارد؛ ارتباط سران سابق و فعلی القاعده که به نوعی مادر گروه های تروریستی دیگر در جهان است با مقامات ارشد غربی و همچنین رژیم آل سعود به وضوح اهداف پشت پرده را نمایان می سازد؛ مبادلات تجاری اسامه بن لادن، رهبر پیشین القاعده با افرادی سرشناس مانند جرج بوش، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده، آگاهی سیا از محل پناهگان وی از همان ابتدای جنگ افغانستان و عدم بازداشت و حمله به آن مکان و ... تنها جزئی از این واقعیت هاست.

به علاوه، با توجه به اسنادی که در ویکی لیکس نیز منتشر شده است، نه تنها سازمان جاسوسی و اطلاعات آمریکا (سیا) حداقل دو ماه قبل از انجام عملیات های تروریستی توسط گروه "بوکوحرام" از جزئیات آن اطلاع داشته است، بلکه حتی دفتر سیا در الجزایر، تنها در یک مرحله، بیش از چهلمیلیوننایرا (واحدپولنیجریه) به رهبران این جنایتکاران پرداخت کرده است تا به این وسیله همکاری بلند مدت میان دو طرف را تضمین کند.

حتی جالب این جاست که در حالی بر اسلامی بودن این تروریست ها تأکید می شود که منابع غیر رسمی اعلام کرده اند که بیش از نود درصد اعضای بدنه ی "بوکوحرام" را افرادی غیر مسلمان تشکیل داده اند.

با این وجود، باید منتشر بهانه ی دیگر رادیو فردا برای دنبال کردن ایران هراسی و اسلام هراسی در بین مخاطبانش، که یکی از اهداف اصلی اش نیز به شمار می رود، باشیم ...


رادیو فردا، استاد وارونه ی دموکراسی!


پس از رسوایی هایی که اخیرا گریبان ایالات متحده ی آمریکا را گرفته است و احساس منفی مردم در سراسر جهان نسبت به این شیطان بزرگ را به دنبال داشته است، رسانه ی فارسی زبان کاخ سفید بدون درنگ وارد گود شده و تلاش گسترده ی خود را برای مقابله با این رسوایی ها آغاز کرده است؛ ما در این هفته بارها در گزارشاتی با بهانه هایی مختلف، همانند هفته ی پیشین، شاهد این امر بودیم که رادیو فردا با ذوق زدگی تمام از هر اندک بهانه ای نهایت بهره را برده و دقیقا در موضوعاتی که اربابانش متهم شده اند، به سیاه نمایی در خصوص ایران اسلامی پرداخته و کشورمان را متهم می کند تا به خیال خودش با یک تیر دو نشان را هدف بگیرد و در کنار این که خصوصیّت ذاتی ضد ایرانی اش را حفظ و ابراز کند، رسوایی های آمریکا را نیز در ذهن مخاطبانش کم رنگ ساخته و به فراموشی اش کمک کرده باشد.

این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی در یکی از این تلاش ها، با بازتاب گسترده ی بخشی از سخنان علی اکبر ناطق نوری در خصوص دموکراسی، از وضعیت بد کشورمان در این حوزه خبر داده و این سخنان را بهانه ی گزارش خود ساخت.

رادیو فردا در این خصوص با پر رنگ کردن این جمله که "ابزار دموکراسی در ایران وجود ندارد"، می آورد: « علی اکبر ناطق نوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به مسئله دموکراسی و تحزب در ایران گفت که "دموکراسی ابزار می خواهد که آن را ندارید." ...  او در ادامه با ذکر این که در کشور باید ابزار یعنی دموکراسی و قاعده بازی وجود داشته باشد، گفت: "متأسفانه قاعده بازی را بلد نیستیم." ... »!

این رسانه نما در گزارشی دیگر نیز خوشحالی اش از صدور قطعنامه ای ضد ایرانی در سازمان ملل متحد را ابراز داشته و آن را بهانه ی خود قرار داد.

رادیو فردا در گزارشی با این موضوع نیز عنوان می کند: « مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامه ای از جمهوری اسلامی ایران خواست که نقض حقوق بشر شامل "شکنجه، تبعیض جنسیتی و مورد هدف قرار دادن فعالین و روزنامه نگاران" را متوقف کند ...  کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل روز 27 آبان قطعنامه ای را به تصویب رسانده بود که در آن از نقض حقوق بشر در ایران به ویژه "تعداد بسیار بالای اعدام ها" توسط جمهوری اسلامی ابراز نگرانی عمیق شده بود ...  بان گی مون، دبیرکل سازمان ملل، روز 21 شهریور در گزارشی گفته بود که قول های حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی، در مورد آزادی های بیشتر در ایران به هیچ پیشرفت قابل ملاحظه ای در حقوق بشر و آزادی بیان منجر نشده است ... »!

اما جالب بودن این نوع گزارشات از سوی رسانه ای آمریکایی آن جاست که انتشار آن ها دقیقا با وقتی همزمان شده است که مواردی مختلف، از انتشار گزارشی رسمی توسط کمیته ی اطلاعات سنای این کشور در خصوص جزئیات شکنجه های غیر انسانی اجرا شده در زندان هایشان گرفته تا تجمعات گسترده در سراسر این کشور علیه بی عدالتی و تبعیض نژادی، ثابت می کند که اتهامات وارده بر ایران اسلامی، تماما لایق ایالات متحده است و رادیو فردا با این دید کارشناسانه اش!، تنها دموکراسی را وارونه به مخاطبانش تدریس می کند.

جنایات گسترده و سازمان دهی شده ی نیروهای پلیس آمریکا علیه سیاه پوستان، از قتل مایکل براون، سیاه پوست هجده ساله در شهر فرگوسن  توسط پلیس آمریکا و با شلیک بیش از هجده گلوله، آن هم در حالی که زانو زده و دست هایش را به نشانه ی تسلیم شدن بالای سرش گرفته بود و تبرئه ی پلیسسفید پوست قاتل در دادگاه گرفته تا قتل رومین بریسبون 34 ساله و سیاه پوست در ایالت آریزونا به دست مأمور پلیسی به بهانه ی دفاع از خود در صورتی که وی در جیبش به جای اسلحه تنها شربت دارو و نسخه ی پزشک به همراه داشت، قتل تمیر رایس نوجوان دوازده ساله ی سیاه پوست در ایالت اوهایو به دست مأمور پلیس که تصور کرده بود اسلحه ی اسباب بازی وی واقعی است، قتل اریک گارنر دست فروش سیاه پوستی که در زیر چکمه های مأمور پلیس آمریکا خفه شد و ... تنها مواردی معدود از واقعیت هاییست که همه در همین چند وقت اخیر رخ داده و نشان می دهد، دموکراسی تا چه اندازه با آمریکا و به خصوص نهادها و سازمان های رسمی این کشور همیشه مدعی غریبه است.

بعلاوه گزارش کمیته ی اطلاعات مجلس سنا در آمریکا که در 6700 صفحه تهیه شده و مواردی مختلف مانند انواع شکنجه های غیر انسانی اجرا شده در زندان های این کشور توسط سازمان سیا در سراسر جهان و جزئیات آن شکنجه ها، تعداد زندانیانی که بی دلیل در این قفس ها حبس شده و شکنجه می شوند، تعداد زندانیانی که در زیر این شکنجه ها جان خود را از دست داده اند، بی توجهی مقامات رسمی به این شکنجه ها و عدم برخورد با عاملین آن ها و حتی قاتلین زندانیان و ... افشا می کند، صلاحیت اظهار نظر در این حوزه را از ایالات متحده و رسانه ی تحت فرمانشان گرفته است و به نظر نمی رسد در همان موضوعاتی که خودشان متهم ردیف اولش بوده و هستند، بتوانند به دیگران اتهام بزنند.

رادیو فردا که این گونه به اندک واکنش های ضد ایرانی سازمان ملل متحد می پردازد و آن ها را با آب و تاب بسیار منعکس می کند، بد نبود گوشه ای از فعالیت هایش را نیز به اظهارات "بنامرسون" گزارشگرویژهسازمانمللدرامورشکنجه در خصوص افشاگری های سنا و لزوم برخورد با عاملین و تصمیم گیرندگان این جنایات اختصاص می داد.


نگرانی رادیو فردا، این بار برای پرستاران ایرانی!

یکی دیگر از موضوعاتی که در بین فعالیت های این هفته ی رادیو فردا جلب توجه نموده است، دلسوزی های این رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا در خصوص وضعیت کاری پرستاران ایرانی است؛ جایی که در گزارشی ضمن بزرگنمایی تجمعی که تعداد معدودی از پرستاران در اعتراض به میزان حقوق و مزایا و ... شغلشان برپا کرده کرده بودند، از این بهانه نیز طبق معمول در جهت منافع خود بهره برده و به سیاه نمایی وضعیت داخلی کشورمان در این حوزه پرداخت.

رادیو فردا در این گزارش با تأکید بر این که «پرستاران برای شرکت در این تجمع اعتراضی از استان هایی چون تهران، اصفهان، مازندران و گیلان خود را به مقابل ساختمان ریاست جمهوری رسانده اند ... »، می آورد: « پرستاران معترض پیشتر هم درباره میزان دریافتی خود و اختلاف به گفته آنان بسیار فاحش درآمد کادر درمان با کادر پرستاری اعتراض کرده بودند. به طوری که به گفته محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار، جامعه پرستاری کاهش اختلاف پرداخت بین پزشکان و پرستاران تا 3 برابر را هم پذیرفته در حالی که به گفته او در ایران این رقم به 100 برابر رسیده است ... »!

رسانه ی دولتی آمریکا در بخشی دیگر نیز با هدفی که در بالا ذکر شد، می آورد: « روز یکشنبه در پارچه نوشته های معترضان شعارهایی همچون "ما 93 درصد هستیم"، "وال استریت واقعی در نظام سلامت ایران"، "5 درصد تیم درمان 95 درصد درآمد را می برند" و "ما به بی عدالتی اعتراض داریم" به چشم می خورد ...  حقوق و مزایای پایین با توجه به کمبود نیرو و فشار کار در کنار کار فرسایشی چند نوبته، مهمترین مشکلات پرستاران در ایران عنوان می شود ...  پیش تر از این گزارش های متعددی در مورد کمبود پرستار در ایران و افزایش مهاجرت آن ها از کشور منتشر شده است ... »!

اما جالب این جاست که در حالی رادیو فردا در تصاویر منتشر شده از حضور پر تعداد پرستاران معترض خبر می دهد و مدعی می شود که حتی از شهرهای مختلف کشور نیز برای حضور در این تجمع به تهران و مقابل ساختمان ریاست جمهوری آمده اند که خودش در ابتدای این گزارش تأکید می کند: « صبح روز یکشنبه حدود 700 پرستار شاغل در بیمارستان های دولتی و خصوصی ایران، در اعتراض به اختلاف درآمد پرستاران و پزشکان و همچنین تعلل دولت در تعرفه گذاری خدمات پرستاری، مقابل ساختمان نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند ... »

این تأکید رادیوی دولتی آمریکا به هفتصد نفر بودن حاضرین در این تجمع، آن هم بر اساس این گزارش با وجود شرکت پرستارانی از سایر شهرها در تهران را اگر با جمعیت بیش از سیصد هزار نفری پرستاران شاغل در کشور و چندین هزار نفری خود تهران مقایسه کنیم، درک خواهیم کرد که معترضین چند درصد کل جامعه ی پرستاران را شامل می شوند.

جالب است تجمعی تنها با هفتصد شرکت کننده این گونه مورد توجه رادیو فردا و اربابانش قرار می گیرد و با بزرگنمایی تمام، به این شکل بازتاب داده می شود، اما در طرفی مقابل، تجمعات میلیونی معترضین به تبعیض نژادی در آمریکا یا حتی راهپیمایی های میلیونی ملت ایران در روزهایی مانند بیست و دوم بهمن، نهم دی و ...، یا از سوی این رسانه نما، بی واکنش باقی می ماند و یا با شیوه هایی مختلف بسیار کمرنگ تر از آنچه در واقعیت بوده اند، انعکاس داده می شوند.


ناراحتی رادیو فردا از افشای چهره ی واقعی دوستان بهائی اش

دوستی ایالات متحده ی آمریکا و رسانه ی فارسی زبان تحت امرشان، رادیو فردا با بهائیان، بسیار سابقه ای طولانی و دیرینه دارد و در طول این چند سال حمایت هایشان از این دین ساختگی و پیروانشان به قدری آشکار و بسیار بوده است که در ارتباطشان شکی باقی نگذاشته است.

رادیو فردا در این هفته نیز در راستای همین حمایت ها و علاقه ی شدیدی که به بهائیان دارد، از سخنان یکی از روحانیون کشورمان بر ضد این فرقه ی دروغین، به شدت برافروخته شده و در گزارشی این خشم خود را ابراز نموده است.

این رسانه نما اظهاراتی را به امام جمعه ی شهرستان رفسنجان نسبت داده و آن ها را نشانه ی نقض آزادی های مذهبی و حقوق بشر در کشورمان معرفی می کند؛ رادیوی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا در این گزارش می آورد: « نماینده جامعه بین المللی بهائیان در سازمان ملل می گوید که امام جمعه رفسنجان گفته "بهائیان نجس هستند" و داد و ستد با آن ها ممنوع است ...  به گفته بانی دوگال، حجت الاسلام عباس رمضانی پور در سخنرانی روز جمعه خود خواستار اخراج بهائیان از شهر رفسنجان شده است ... »!

اما اگر این ادعا در خصوص سخنان امام جمعه ی رفسنجان را نیز درست بدانیم، با ذکر چند نکته می توان کاملا آن را تأیید نمود؛ در دین مبین اسلام بر اساس نظر فقها و مراجع تقلید، یازده و یا در برخی نظرات دوازده مورد به عنوان نجاسات مطرح شده اند که یکی از مواردی که در تمامی این نظرات مشترک است و به عنوان یکی از نجاست ها معرفی می شود، "کافر" است.

اگر معنای "کافر" را نیز در دین اسلام جویا شویم، یقینا به این حقیقت خواهیم رسید که این واژه به کسانی اطلاق می شود که خداوند یکتا را قبول نداشته، منکر خداوند بی همتا شوند و یا برای خداوند متعال شریکی قرار دهند.

حال در نگاهی سطحی به برخی اعتقادات و اصول بهائیان می توان این واقعیت را با استدلالی ساده، به اثبات رساند؛ بهائیان در یکی از اولین اصولی که پذیرفته اند، علی محمد باب و حسینعلی نوری، از بنیانگذاران این فرقه ذالّه را در جایگاه الوهیّت پذیرفته اند و این خود به تنهایی آن ها را جزو "کافران" قرار می دهد.

بگذریم از دیگر اعتقادات عجیب و غریب پیروان این فرقه ی دروغین، مانند اعتقاد به نبوّت بنیانگذاران بهائیت، اعتقاد به نسخ دین اسلام، اعتقاد به نوع خاص تقسیم ارث، اعتقاد به تحریم نماز جماعت، اعتقاد به این که نجاسات تنها با گفتن یک کلمه و نگاه کردن به آن پاک می شوند، اعتقاد به لزوم زنده سوزان انسان ها به جرم ایجاد حریق در یک مکان، اعتقادات خاص در خصوص مجازات ناراحت کردن دیگران و ... و همچنین می گذریم از جنایاتی که سازندگان اصلی، رئوس و پیروان این فرقه ی شیطانی علیه ملت ایران که از آغاز بوده و در حال حاضر نیز جریان دارد ...


مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر شده و در دوره های زمانی هفت روزه، بخشی از مهمترین فعالیت های این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی را مورد بررس و تحلیل قرار می دهد که آن چه در بالا خوانده اید، چهل و دومین شماره از این مجله است که به هفته ی چهارم آذر ماه 1393 می پردازد.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *

 

همه نظرات (۱)
۱۳۹۳/۱۱/۲۸ ۲۱:۱۸
این چرندیات را چگونه می نویسید