چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ تهران ۰۱:۲۹ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۹
 
دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳
ساعت ۱۷:۱۹
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 37)
1393/08/15 الی 1393/08/22

شماره ی سی و هفتم مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
شماره ی سی و هفتم مجله ی هفتگی رادیو دیروز ...
هفته ای دیگر را نیز همراه با دشمنی های همیشگی رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا پشت سر گذاشته ایم و با انتشار شماره ای دیگر از مجله ی هفتگی رادیو دیروز، بخشی از مهمترین فعالیت های این رسانه ی وابسته به کاخ سفید در خصوص حقایق ضد شیطانی دنیا را، در هفته ی سوم آبان ماه 1393 مورد بررسی و تحلیل قرار خواهیم داد ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

رادیو فردا که به عنوانی رسانه ی ضد ایرانی و فارسی زبان تحت نظر وزارت امور خارجه ی آمریکا و با استفاده از بودجه های مالی و حمایت های همه جانبه ی کاخ سفید به فعالیت های خود همچنان ادامه می دهد، هفت روز دیگر را نیز با تلاش برای هر چه بیشتر و بهتر دُم تکان دادن برای اربابان خود پشت سر گذاشت و در موضوعاتی مختلف، بار دیگر ثابت نمود که می تواند برای دنبال کردن منافع آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی، حقایقی آشکار را زیر پا گذاشت و در مسیر انکارشان گام برداشت.

در همین راستا، سری گزارشات هفتگی "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" که عنوانی برای مجله ی هفتگی رادیو دیروز است، با رسیدن به ایستگاه سی و هفتم خود که به سومین هفته از آبان ماه ۱۳۹۳ مربوط است، تلاش می کند تا با بررسی بخشی از مهمترین فعالیت های سراسر دروغ این ابزار رسانه ای شیطان بزرگ، ضمن کمک به شناخت هر چه بیشتر و بهتر این نوع رسانه نماها و روش های مختلفشان برای ضربه زدن به حقیقت در جنگ نرم علیه دین مبین اسلام و جمهوری اسلامی ایران، در درک حقایقی که رادیو فردا برای انکارشان گام بر می دارد، اثر گذار باشد.

آن چه در ادامه خواهید خواند، سی و هفتمین شماره از این مجله ی هفتگی است که موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش همه جانبه ی رادیو فردا برای کم رنگ کردن موفقیت چشم گیر ایران اسلامی در حوزه ی ساخت پهپاد RQ۱۷۰ ایرانی، توجیه رفتار سیاسی فدراسیون جهانی والیبال (FIVB) علیه کشورمان توسط این رسانه ی آمریکایی، سعی این رسانه نما برای پیروز نشان دادن آمریکا در مذاکرات هسته ای، ادامه ی حملات رسانه ی فارسی زبان کاخ سفید به نحوه ی صدور حکم و اجرای قصاص در ایران اسلامی و تکرار ادعاهای به ظاهر حقوق بشری غربی در این حوزه، فضا سازی رادیو فردا علیه رئیس جدید سازمان صدا و سیمای کشورمان و ... را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.


پرواز RQ۱۷۰ ایرانی و ترس رادیو فردا از سکته اربابانش

مجله ی شماره ی شصت و هفتم را با بررسی تلاش های گسترده ی رادیو فردا و اربابانش برای کم رنگ ساختن یکی از موفقیت های چشمگیر ایران اسلامی در عرصه ی هوافضا و ساخت پهپادهای پیشرفته، آغاز می کنیم.

همگی به خوبی به یاد داریم که چگونه مقامات کاخ سفید پس از فرود آوردن یک فروند پهپاد جاسوسی فوق پیشرفته ی RQ۱۷۰ خود توسط نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شکّه شده بودند و بهت زده ابتدا با انکار سر خود را شیره می مالیدند تا شاید این شکست بزرگ را بی اثر سازند، اما پس از مدتی به دست و پا افتاده و بارها از کشورمان خواستند تا پهپاد شکار شده را به آنان تحویل دهند تا مبادا محققان و نیروهای امنیتی ایرانی به تکنولوژی آن و همچنین اسناد ذخیره شده در حافظه اش دست یابند.

مقامات نظامی – سیاسی ایالات متحده که از تلاش خود برای پس گرفتن این پهپاد به دام افتاده در کشورمان نیز ناامید شده بودند، بار دیگر تلاش کردند تا با مطرح کردن ادعاهای دروغین و بازتاب گسترده ی آن ادعاها توسط ابزارهای رسانه ای خاص خود مانند رادیو فردا و راه اندازی یک بازی روانی، تا جایی که می توانند از اثر این شکستشان کاسته و به جهانیان مدام این دروغ را دیکته کنند که ایران تونایی نفوذ به سیستم پیچیده ی RQ۱۷۰ آمریکا و مهندسی معکوس در این خصوص را ندارد.

اما اکنون پس از انتشار اخبار و پخش فیلم پرواز پهپاد RQ۱۷۰ ایرانی که نه تنها دارای قابلیت های مدل آمریکایی اش می باشد، بلکه با امکانات و توانایی هایی بسیار بالاتر از آن طراحی و ساخته شده است، این شکست برای ایالات متحده و پیروزی برای ایران اسلامی تکمیل گردید و مقامات کاخ سفید تا مرز سکته نیز پیش رفتند؛ و این بار نیز، باز هم با چنگ زدن به دامن ادعاهایی پوچ و امید داشتن به فضاسازی های رسانه نماهایی مانند رادیو فردا، این شیطان بزرگ تلاش می کند تا از مرگ رهایی یافته و تا جایی که می تواند به گونه ای به جهانیان بقبولاند که همچنان انحصار این تکنولوژی در دست آنان است.

رادیوی دولتی آمریکا در یکی از این تلاش هایش، در گزارشی که به خبر ساخت مدل ایرانی این پهپاد می پرداخت، ضمن سیاه نمایی در خصوص توانمندی های کشورمان در این حوزه، برای تحریف واقعیت ها، می آورد: « در يک مورد مسئله فوتوشاپ بودن تصویر هواپيمای بدون سرنشين عمود پروازی که ايران اواسط مهر ماه اعلام کرده بود موفق به ساخت آن شده، مطرح شد ... نشريه اتلانتيک در آن هنگام گزارش داد که اين پهپاد ايرانی واقعی نيست و از روی عکس پهپادی که دانشگاه چيبا در ژاپن ساخته تهيه شده و حتی ساختمانی که در عکس ژاپنی وجود دارد هم در عکس پهپاد ايرانی ديده می ‌شود ... »!

این رسانه ی آمریکایی – صهیونیستی در جایی دیگر نیز به منظور کم رنگ ساختن این موفقیت دانشمندان ایرانی، بر ادعاهای بی اساس مقامات ایالات متحده که نوعی فرار از پذیرش حقیقت است، تدکید کرده و عنوان می کند: « سخنگوی وزارت دفاع آمريکا در واکنش به پرواز آزمايشی پهپاد جديد ساخت ايران گفته است اين پهپاد کپی برداری بدی از پهپاد اصلی است و به هيچ وجه با فن آوری های آمريکا قابل مقايسه نيست ... »!

رادیو فردا در گزارشی دیگر نیز با اعلام این خبر که « وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، می‌ گوید هواپیمای بدون سرنشین آن کشور که یک نسخه کوچک کپی‌ شده آن در ایران به گفته مقام‌ های تهران اولین پرواز خود را انجام داده است، از اهمیتی برخوردار نیست ... »!، تأکید می کند: « پنتاگون، ۲۱ آبان، اعلام کرد بدل طراحی شده از اصل این پهپاد که در سال ۲۰۱۱ به دست ایران افتاد، مرغوبیتی ندارد ... استیو وارن، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا، در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته است "هیچ راهی وجود ندارد که [پهپاد کپی‌شده] بتواند با تکنولوژی آمریکا برابری کند" ... »!

به گفته ی این رسانه نما « از آقای وارن پرسیده شده که نظرش در مورد "بدل" طراحی‌ شده از روی این هواپیمای بدون سرنشین چیست و او پاسخ داده "بدل؛ خودش کلمه ‌ایست که همه چیز را توضیح می ‌دهد" ... »!

اما این ادعاها در حالی است که درست است در سیزدهم آذر ماه ۱۳۹۰، انتشار خبر موفقیت یگان های هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فرود آوردن سالم یک پهپاد فوق پیشرفته ی آمریکایی، آن هم در شرایطی که این پهپاد با تکنولوژی های خاص خود تقریبا غیر قابل رهگیری بوده و در احتمالی نزدیک به صفر و فقط با استفاده از رادارهایی خاص قابل شناسایی است، ترس را به اندام این دشمن دیرینه ی ملت ایران انداخت، اما خبری که بیشتر از این برای آمریکایی ها ترسناک بود، یک سال پس از این شکار رخ داد؛ زمانی که فرماندهان سپاه پاسداران از رمزگشایی کامل و مهندسی معکوس موفق در خصوص پهپاد RQ۱۷۰ خبر دادند.

در شرایطی که تکنولوژی به کار رفته در این پهپاد جاسوسی بسیار نزدیک به جنگنده ی اف – ۳۵ (F-۳۵) ایالات متحده است که یکی از پیشرفته ترین و بهترین جنگنده ی این کشور است که ساخت آن با سر و صدای زیادی در دنیا همراه بود، شاید بتوان دلیل ترس مقامات آمریکایی از موفقیت کشورمان در رمزگشایی از این شکارشان را درک کرد؛ زیرا با این موفقیت، کشورمان چندین نشان را هم زمان هدف می گیرد و ضمن دستیابی به اطلاعات یکی از فوق پیشرفته ترین هواپیماهای بدون سرنشین در جهان، به اطلاعات جنگنده ی مذکور نیز بسیار نزدیک می شوند. بگذریم از نشان دادن قدرت بالای کشورمان در این حوزه ها که با فرود آوردن این پهپاد، رمزگشایی و دسترسی به اطلاعاتش و اکنون که ساخت مدلی ایرانی از آن است، به رخ جهانیانی کشیده شده است که با فضاسازی های غرب، این توانمندی ها را تنها در انحصار آمریکا و همراهان غربی اش می دانستند؛ به همین خاطر نیز مقامات شیطان بزرگ از همان ابتدای این شکست در سه سال پیش تا کنون که دانشمندان ایرانی پیروزی ملت ایران را تکمیل کرده اند، همواره تلاش کرده اند تا با ادعا سازی و فریاد زدن دروغ هایی که بلندگوهایی مانند رادیو فردا آن را انتشار می دهند، کمی از حقارت خود کم کنند.

دست یابی به تصاویر و فیلم های تمامی مأموریت های این پرنده ی آمریکایی که ضمن نشان دادن محل نگهداری و کنترلش در ایالت قندهار افغانستان، ثابت می کند فعالیت های هسته ای کشورمان و ادعاهایی که در خصوص اهداف نظامی کشورمان از این فعالیت ها مطرح می کنند تنها بهانه ای بیش نبوده و نیست؛ زیرا این جاسوس پرنده هیچ هدف هسته ای را در مأموریت های خود دنبال نمی کرده است.

نکته ی قابل توجه دیگر که داغ آمریکایی ها را تازه می کند این است که RQ۱۷۰ ایرانی نه تنها دارای قابلیت های نمونه ی شکار شده است، بلکه توانایی هایی بسیار بالاتر را نیز در خود جای داده است؛ پهپاد ساخته شده توسط جوانان و دانشمندان ایرانی دارای وزنی سبک تر از نمونه ی آمریکایی خود است، سرعت و شتابش بیشتر شده، مصرف سوختش و سرعت واماندگی اش کاهش یافته است و در نتیجه مسافتی که می تواند در مأموریت های خود طی کند افزایش یافته است، علاوه بر توانایی جمع آوری اطلاعات، قابلیت استفاده در مأموریت های رزمی را نیز دارد و ...

آمریکایی ها بهتر است زیاد خود را به بالا و پایین نزنند و آرام باشند تا همانطور که سردار حاجی زاده، فرمانده ی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است، شاید اگر تحریم های ظالمانه ی خود علیه کشورمان را بردارند، ملت ایران نیز یک نمونه از پهپاد ساخت دانشمندانمان را به آنان اهدا کنیم تا از نزدیک لمسش کنند و این شکست خود و توانایی ایران اسلامی را باور کنند، هر چند یقینا تا کنون خودشان نیز این حقیقت را درک کرده اند که این گونه بر انکارش به آب و آتش می زنند.


شادی رادیو فردا از رفتار سیاسی فدراسیون جهانی والیبال

موضوع بعدی این شماره از مجله هفتگی رادیو دیروز را به توجیهات رادیوی فارسی زبان دولت آمریکا برای رفتار کاملا سیاسی و غیر منطقی فدراسیون جهانی والیبال (FIVB) در خصوص پس گرفتن میزبانی رقابت های جهانی نوجوانان از کشورمان اختصاص داده ایم؛ جایی که پس از اعلام این خبر که فدراسیون جهانی با دلایلی سراسر سیاسی، میزبانی رقابت های قهرمانی جهان نوجوانان را که با اکثریت آرای لازم به کشورمان داده شده بود، پس گرفته و به آرژانتین داده است، رادیو فردا نیز که منتظر هر حرکت ضد ایرانی است، فعالیت های خود را آغاز کرده و با توجیه این تصمیم غلط و درست نشان دادن آن، شادی خود را ابراز نمود.

رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در گزارشی که به این موضوع می پردازد، با پرداختن به شفاف سازی های خبرگزاری فارس در مورد دلایل غیر ورزشی بازداشت غنچه قوامی، تأکید می کند: « با وجود اصرار این خبرگزاری بر غیر ورزشی بودن بیش از چهار ماه بازداشت غنچه قوامی، خانواده والیبال جهان چنین دیدگاهی ندارد. عنچه قوامی مانند تعدادی دیگر از زنان، در تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی و تماشای بازی ایران مقابل ایتالیا بازداشت شده ... در ادامه نیز بی توجهی مسئولین دولتی و مقامات ورزشی ایران به نامه ‌های ارسالی، درخواست‌ ها و هشدارهای فدراسیون جهانی والیبال، در این تصمیم مؤثر بوده ... »!

این رسانه نما در بخشی دیگر نیز این گونه ادامه می دهد: « یکی از مسئولین FIVB گفته است تا زمانی که زنان نتوانند در ورزشگاه ‌های ایران حاضر شوند، میزبانی جدیدی به ایران داده نخواهد شد. سایت ورزشی "اینساید" به نقل از یک سخنگوی فدراسیون جهانی در این باره نوشت: این ارگان، تصمیم برای میزبانی قهرمانی سال آینده آسیا را هم مورد بازبینی قرار خواهد داد ... »!

رادیو فردا که تلاش می کند با این دروغ ها قدرت والیبال کشورمان در عرصه های جهانی را کم رنگ سازد، در ادامه نیز به گونه ای مطالب را کنار هم قرار می دهد که گویا تنها میزبانی دلیل موفقیت والیبال ایران است و با همین هدف عنوان می کند: « این مسابقات اهمیت فراوانی برای ایران دارد زیرا در صورت قهرمانی، به صورت مستقیم راهی المپیک خواهد شد. والیبال ایران تاکنون هرگز در المپیک حضور نداشته و اگر میزبانی به کشور دیگری سپرده شد، از بخت قهرمانی ایران و کسب سهمیه المپیک خواهد کاست ... »!

رادیوی دولتی آمریکا همچنین به غنچه ی قوامی که به دلایلی کاملا غیر ورزشی بازداشت شده است، لقب "زندانی والیبال" را داده و می آورد: « در همین خصوص، ماجرای بیش از چهار ماه بازداشت غنچه قوامی هر روز بازتاب بیشتری در دنیای والیبال پیدا می‌کند. هیات مدیره سری A ایتالیا به درخواست هفته گذشته فدراسیون والیبال جهانی برای حمایت از غنچه پاسخ مثبت داد ... در تمام مسابقات سری A پیش از سوت شروع بازی، درخواست غنچه را آزاد کنید، روی پرچم هر دو تیم نقش می ‌بندد. این پیام بر تبلیغات چرخان اطراف استادیوم نیز درج خواهد شد تا به وسیله پخش تلویزیونی "در تمام جهان دیده شود" ... تیم ‌های زنان و مردان آژاکس اووسمو از سالونیکای یونان، تصاویری منتشر کرده‌ اند که در آن ضمن حمایت از غنچه قوامی، دهان‌ های خود را با چسب بسته ‌اند. والیبالیست‌ های تیم ایتالیایی پادووا نیز تصاویر حمایت از "زندانی والیبال" را منتشر کرده ‌اند ... »!

اما این ادعاها در حالیست که غنچه ی قوامی، متهمی سیاسی – امنیتی است که بازداشتش هیچ ارتباطی با درخواست تماشای رقابت های تیم ملی والیبال نداشته و ندارد و مسئولان قوه قضائیه ی کشورمان نیز بارها در مصاحبه هایشان بر این حقیقت تأکید کرده اند که گرچه محل بازداشت این متهم در محلی ورزشی صورت گرفته باشد، اما دلیل این اقدام و محاکمه اش ربطی به محل حضورش نداشته است.

بعلاوه حتی خود رادیو فردا نیز پیش تر بارها ناخواسته بر این حقیقت اذعان نموده و به قول وکیل غنچه قوامی تأکید کرده است که جرائم امنیتی – سیاسی دلیل بازداشت موکلش بوده است؛ همانطور که در گزارشی چندی پیش می آورد: « محمود عليزاده طباطبايی، وکيل غنچه قوامی، روز يکشنبه ۶ مهر گفته بود که به تازگی با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست، پرونده موکلش به شعبه اول دادگاه انقلاب فرستاده و وی به "تبليغ عليه نظام" متهم شده ‌است ... »

در حالی فدراسیون جهانی والیبال در حرکتی کاملا سیاسی و تحت تأثیر مخالفان دیرینه ی ایران اسلامی، تصمیم بر محرومیت کشورمان از میزبانی رقابت های بین المللی در این رشته گرفته اند که خودشان بارها و بارها تأکید می کرده اند که دنیای ورزش از سیاست جداست و لازمه ی کار ورزشی استقلال فدراسیون های ورزشی از دیگر حوزه هاست.

تنها یک روز پس از آن که داورزنی، رئیس فدراسیون والیبال کشورمان از این احتمال خبر داد که مخالفان نظام جمهوری اسلامی تلاش می کنند تا با وارد کردن سیاست در عرصه ی والیبال به مقابله با درخشش بی چون و چرای جوانان ایرانی در این رشته بپردازند، رسما تصمیم فدراسیون جهانی اعلام گردید تا با پس گرفتن میزبانی رقابت های جهانی جوانان از کشورمان و محروم کردن ایران اسلامی از دیگر میزبانی های رقابت های بین المللی به دلیلی کاملا سیاسی، ضمن نشان دادن ضعف خود در برابر دولت های ضد ایرانی غربی، خشم خود و آن دولت ها را از درخشش جوانان والیبالیست کشورمان ابراز داشته و با سنگ اندازی های خود سعی ککند در مسیر ادامه ی این غرور آفرینی های آنان مانع تراشی کند.

شاید وقتی چند ماه پیش (شهریور ماه ۱۳۹۳) تیم ملی والیبال کشورمان با شکست دادن آمریکا، تمام آرزوهای آنان را بر باد داده و ضمن صعود ایران اسلامی به جمع شش تیم برتر رقابت های قهرمانی جهان، آن هم تنها در دومین تجربه ی حضور خود در این رقابت ها، تیم پر سابقه ی ایالات متحده را از ادامه ی رقابت های حذف کنند، باید می دانستیم که آمریکایی ها طاقت این باخت را نداشته باشند و پیش بینی این گونه تلاش های سیاسی برای جبران شکست و مقابله با ادامه ی موفقیت ها والیبال کشورمان را می کردیم.

اما باید به رادیو فردا و اربابانش که این گونه برای مقابله با کشورمان دست به گریبان اقداماتی ناعادلانه زده اند، یادآوری کنیم که به حضور در جمع شش تیم برتر رقابت های قهرمانی جهان و حضور در جمع چهار تیم نهایی رقابت های لیگ جهانی، امروزه تمام دنیا می دانند در کنار این که تیم ملی والیبال کشورمان یکی از قدرت های برتر جهانی است، بدون شک قدرت برتر و بی رقیب در قاره ی آسیا می باشد و میزبانی هیچ اثری در تغییر این قدرت نخواهد داشت؛ همانطور که در المپیک آسیایی اخیر و رقابت های قهرمانی آسیا که چندی پیش برگزار گردید نیز این اقتدار را به وضوح مشاهده کردیم؛ بنابر این اگر دشمنان امید دارند که با این حرکت های سیاسی مانعی در مسیر موفقیت های والیبال ایران اسلامی ایجاد نمایند، سخت در اشتباه هستند.

به امید این که نوجوانان ایرانی نیز در رقابت های آینده ی قهرمانی جهان، با قدرت بالای ایرانی، این اقتدار را به جهانیان نشان دهند و بر خلاف دشمنان که به دنبال مواردی خارج از دنیای والیبال هستند و با حواشی و دلایلی غیر منطقی به مقابله با کشورمان می پردازند، با کسب بهترین نتایج، در درون زمین والیبال حقیقت را به جهانیان نشان دهند.


تلاش رادیو فردا بر پیروز نشان دادن آمریکا در مذاکرات هسته ای

یکی دیگر از موضوعاتی که در فعالیت های این هفته ی رادیو فردا می توان به آن پرداخت، تلاش هایی بود که این رسانه ی آمریکایی برای پیروز نشان دادن ارباب خود در مذاکرات هسته ای انجام داده بود.

این رسانه نما در گزارشی که با عنوان " ایران با توقف غنی ‌سازی سریع موافقت کرد" منتشر نمود، ادعاهای طرف های غربی در خصوص فعالیت های نظامی هسته ای در کشورمان را بر حق دانسته و به منظور القای این نظر که ایران نیز خودشان این ادعا را پذیرفته اند، می آورد: « ایالات متحده روز دوشنبه، ۱۹ آبان، خبر داد که ایران، بنا به درخواست آمریکا، موافقت کرده تا فعالیت مناقشه‌ برانگیز مربوط به غنی ‌سازی سریع تر اورانیوم را متوقف کند ... »!

به گفته ی رادیو فردا: « جن ساکی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، با اشاره به گزارش محرمانه جدید آژانس در مورد تزریق گاز به آی‌آر-۵ به خبرنگاران گفت: "به محض این‌ که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی این مطلب را گزارش کرد ما موضوع را با ایران در میان گذاشتیم و مسئله بلافاصله حل و فصل شد." ... »!

اما بر خلاف این ادعا، همانطور که بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی کشورمان در واکنش به این ادعاهای طرف آمریکایی تأکید کرده است، تزریق گاز به سانتریفیوژهای مدل آی آر – ۵، به هیچ وجه نقضی در تعهدات ایران اسلامی بر اساس توافق هسته ای اولیه ی ژنو نبوده است؛ بعلاوه حتی اگر بر فرض محال این ادعا درست باشد که هرگز نخواهد بود، این خود اثباتی است بر پایبندی کامل کشورمان بر تعهدات خود در قبال آژانس بین المللی انرژی اتمی و مذاکرات هسته ای، که نشان می دهد دلیل عدم به نتیجه رسیدن این مذاکرات را باید در رفتارهای طرف غربی جست و جو نمود.

اما نکته ی جالب در گزارش مذکور، این است که وقتی موضوع بحث تنها تزریق گاز به این نوع سانتریفیوژهاست و ادعای آمریکایی ها این است که با درخواست آژانس بین المللی انرژی اتمی، کشورمان این نوع خاص از تزریق ها که به ادعای آنان مغایر با توافق صورت گرفته در ژنو بوده است را قطع کرده است، چرا رادیو فردا در تیتر این گزارش خود، با آوردن این عنوان که « ایران با توقف غنی ‌سازی سریع موافقت کرد »، به مخاطبان خود این گونه القا می کند که کشورمان تمام ادعاهای ضد ایرانی غرب را در خصوص فعالیت های هسته ای نظامی، پذیرفته و با پیروزی ایالات متحده در مذاکرات هسته ای، با توقف سریع غنی سازی در کشورمان موافقت کرده است؟!!!

بعلاوه با نگاهی به دیگر شواهد موجود می شود دلیل بی نتیجه بودن مذاکرات هسته ای تا کنون را درک کرد؛ وقتی آمریکایی ها به صراحت اعلام می کنند که هیچ تصمیمی برای لغو قطعنامه های ضد ایرانی شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریم های آنان ندارند، چون دلیل آن ها تنها فعالیت های هسته ای نیست و در خصوص تحریم هایی که طرطف مقابلش اتباع و شرکت های خصوصی و دولتی آمریکاییست نیز به همین وضع ادامه خواهند داد، کنگره ی این کشور نیز به صراحت اعلام می کند که لغو تحریم ها در اختیار دولت نیست و آنان اجازه ی این کار را نخواهند داد، رئیس جمهور این کشور وضعیت اضطراری علیه کشورمان را همزمان با برگزاری مذاکرات هسته ای در مسقط تمدید می کند، وقتی که مقامات آمریکایی آشکار اعلام می کنند که قبل و بعد از هر دور مذاکرات تمام جزئیات را با رژیم اشغالگر صهیونیستی در میان می گذارند و به نوعی تمام هدفشان پیروی از خواست این غده ی سرطانی منطقه است که با هر گونه توافقی مخالف بوده و ذاتا دشمن ایران اسلامی است و ...، یعنی علاقه ای به توافق از سوی آنان وجود ندارد.

بر خلاف آن چه رادیو فردا تلاش می کند به مخاطبین خود بقبولاند، سخنان اخیر حسن روحانیف رئیس جمهور ایران اسلامی نشان می دهد که ملت ایران هیچ گاه از حقوق طبیعی و بر حق خود اندکی کوتاه نخواهند آمد و این غربی ها هستند که اگر خواهان توافق می باشند، بایستی این حقوق را به رسمیت شناخته و با احترام با آن برخورد کنند و از زیاده خواهی های خود دست بردارند.

رئیس جمهور کشورمان در این خصوص چندی پیش تأکید نمود که « به ملت شریف ایران عرض می‌ کنم که تیم مذاکره‌ کننده ایران همانند گذشته بر مبنای مصالح و حقوق مردم بر سر میز مذاکرات حاضر شده و البته نگرانی‌ های منطقی را نیز مد نظر قرار داده و با آژانس همکاری شفاف داشته است ... اگر ۱+۵ و برخی کشورها، هدفشان این است که ایران از توسعه باز بماند و به دنبال بهانه ‌جویی هستند، این امر امکان ‌پذیر نیست و ملت ما از مسیر توسعه و حقوق خود دست برنخواهد داشت. ما حق داریم در چارچوب معاهدات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و پادمان‌ های نظارتی از فناوری صلح‌ آمیز هسته‌ ای بهره‌ مند شویم ... ایران علاوه بر اینکه پایبند به همه مقررات بین ‌المللی است، ملزم به اجرای فتوای رهبر معظم انقلاب است که بالاترین تضمین برای حرکت ایران در مسیر صلح‌ آمیز خواهد بود ... توافق ۱+۵ به نفع ایران و همه کشورها و به نفع اقتصاد، توسعه، علم و جهان خواهد بود. این توافق می‌ تواند، معاهدات بین ‌المللی را مستحکم تر کند و باعث اتکای کشورها به معاهدات بین‌ المللی شود و درست نیست اگر کشوری به همه تعهدات بین‌ المللی پایبند است، پاسخگوی شکاک بودن برخی کشورها باشد ... »


رادیو فردا و ادعایی جدید در داستان قدیمی قصاص!

رادیوی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا، چندین سال است که با دروغ پردازی و مطرح کردن ادعاهایی بی اساس در خصوص وجود و نحوه ی اجرای حکم قصاص برای برخی از مجرمین در کشورمان، تلاش می کند تا توهّمی تحت عنوان نقض حقوق بشر در ایران اسلامی را برای مخاطبان خود به اثبات رسانده و مسیر را برای اربابان خود که اهدافی ضد ایرانی را دنبال کرده و می کنند، آماده سازد.

این بار نیز رادیو فردا در فعالیت های هفت روز اخیر خود، با انتشار گزارشی تحت عنوان " قصاص نفس، اوليای دم و پادرميانی حکومت"، تلاش کرد تا با تحریف حقایق، قصاص را نوعی خشونت از سوی حکومت جمهوری اسلامی نشان دهد که تنها از روی همین خشونت بر روی مجرمین اجرا می شود و اولیای دم مقتولین هیچ حقی در اجرای این حکم و یا انصراف از آن ندارند!

این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی در این یادداشت که به قلم مجید محمدی منتشر نمود، با همین هدف، ضمن اعلام این که « جمهوری اسلامی تحت عناوين بسيار متنوع و مختلف آدم می کشد که يکی از آنها قصاص نفس است ... »!، می آورد: « نسبت دادن تصميم گيری در مورد اعدام يک فرد به گروهی از افراد به نام "اوليای دم" يک دروغ بزرگ است به سه دليل:

۱. اوليای دم هيچ نقشی در تصويب و جاری ساختن احکام مربوطه ندارند. روحانيون آنچه را که در فقه تنظيم کرده‌ اند به عنوان احکام الهی به جامعه عرضه کرده و آن را با اتکا به در دست داشتن قوای قهريه به جريان انداخته ‌اند؛ نه مجلس منتخب مردم است و نه قوه‌ی قضاييه هيچ ربطی به خواست و گرايش مردم دارد؛ حتی عنوان اوليای دم (صاحب خون) که يک تعبير قرون وسطايی و قبيلگی است ساخته و پرداخته‌ ی فقه است و بيشتر بر حکومت دينی انطباق دارد تا خانواده‌ ی مقتولان.

۲. خانواده ‌ی مقتول هيچ نقشی در فرايند تحقيق و صدور حکم ندارند؛ دستگاه قضايی معمولا وکيل خانواده يا وکيل متهم را به خوبی در جريان پرونده نمی گذارد. اين پليس و دستگاه قضايی هستند که پرونده را تشکيل داده و برای موضوع اکثرا بدون تحقيق ميدانی (و عمدتا بر اساس شکنجه و ضرب و شتم متهم و اقرار و قسم خوردن متهم و شاهدان) حکم صادر می کنند؛ فرايند منتهی به صدور حکم در ايران آن قدر الابختگی و غير علمی و متاثر از ثروت و قدرت افراد است که در همه‌ ی موارد بدون استثنا می توان گفت که احکام صادره ظالمانه و غير منصفانه و بدون لحاظ حقوق متهم هستند؛ پليس و دستگاه قضايی در ايران کمترين نسبت را با روش‌ های تحقيق و بازپرسی علمی و مبتنی بر واقعيات و جرم شناسی علمی دارند؛

۳. خانواده‌ ی مقتول بخشی از مردمانی هستند که نمايش قصاص برای آنها صورت می گيرد. مردم ايران مدام در برابر اعدام خيابانی قرار می گيرند تا بدان عادت کنند. آنها در فرايند قضايی جمهوری اسلامی تماشاگرانی هستند که بايد به قتل در برابر قتل و نفس در برابر نفس باور داشته باشند. به آنها گفته می شود که قصاص حکم خداست و به آنها گفته نمی شود که پرهيز از کشتن هم می تواند حکم خدا باشد ... »!

این در حالیست که در ماده ی ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی به صراحت بر حق اولیای دم در خصوص درخواست قصاص قاتل یا گذشت از قصاص تأکید شده است و امروزه نه تنها نهادهای خیریه، رسانه های همگانی و ... برای جا انداختن فرهنگ گذشت از قصاص تلاش می کنند، بلکه دادگاه ها و قضّات قوه ی قضائیه ی کشورمان نیز بر اهمیت و ارزش این ایثار تلاش کرده و حتی برای تلاش در جهت گرفتن رضایت اولیای دم، به محکومین فرصت می دهند.

هر کس که در ایران اسلامی زندگی کرده یا می کند، مطمئنا تا کنون نمونه های بسیاری را در جای جای کشورمان به یاد دارد که در مراحل قبل از اجرای حکم و یا حتی در هنگان اجرای حکم قصاص قاتل، با گذشتن اولیای دم از حقّی که خداوند برایشان در نظر گرفته است، متهم از اعدام رهایی یافته است.

در همین راستا ما شاهد هستیم که از عید سعید فطر در نیمه ی مرداد ۱۳۹۲ تا یک سال بعد از آن در مرداد ماه ۱۳۹۳، ۲۸ قاتل محکوم به اعدام فقط در استان گلستان با بخشش اولیای دم از اجرای قصاص و مرگ رهایی یافته اند که در یکی از این موارد میتوان به جوانی بیست و هشت ساله اشاره کرد که در مرداد ماه امسال در شهر گرگان، با گذشت خانواده ی مقتول که پس از تلاش های گسترده ی تیم گرفتن رضایت از شاکی و مسئولان زندان مرکزی این شهر صورت گرفت، از اعدام رهایی پیدا کرد.

و یا در نمونه ای دیگر می توان به جوان قاتلی اشاره کرد که با عدم اجرای فوری حکم قصاص و بجای آن برگزاری جلساتی متعدد با اولیای دم، نهایتا رضایت آنان گرفته شد و در عید سعید فطر امثال از زندان آزاد گردید.

حتی ما می بینیم که در مواردی اولیای دم در محل اجرای حکم اعدام قاتلین از حق خود می گذرند و محکوم را از مرگ نجات می دهند؛ همان طور که در اردیبهشت ماه امسال در شهر تبریز، قاتلی که با وجود تلاش های گسترده ی مددکاران زندان، اولیای دم مقتول راضی به گذشت از وی نشده بودند، پس از آویخته شدن به دار با رضایت آنان بالافاصله از دار مجازات پایی اورده شد و پس از مداوا و بررسی های پزشکی، سلامت کامل جسمی خود را بازیافته و از بیمارستان ترخیص گردید.

این روند به قدری با سرعت در بین ملت ایران اسلامی در حال جا افتادن و تبدیل شدن به فرهنگی دینی – ملی است که تنها در سال گذشته (۱۳۹۲) بر اساس آمارهای موجود، بیش از ۳۵۸ قاتل محکوم به قصاص، با گذشت و رضایت از سوی اولیای دم، از اعدام رهایی یافته اند.

بگذریم از اعدام های پر تعداد، ناعادلانه و غیر قانونی، با روش های مختلف غیر انسانی در ایالت های مختلف آمریکا که گویای تمام واقعیت هاست ...


خشم رادیو فردا از رئیس جدید سازمان صدا و سیما

مجله ی شماره ی سی و هفت را با ناراحتی و خشم رادیو فردا در خصوص انتخاب ریاست جدید سازمان صدا و سیمای کشورمان به پایان می رسانیم؛ جایی که این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی با تلاش در جهات حاشیه سازی برای محمد سرافراز، ریاست جدید سازمان صدا و سیمای کشورمان، ضمن تخریب چهره ی وی، خشم خود از این انتخاب را ابراز نموده است.

این رسانه نما در یکی از این موارد در گزارشی می آورد: « محمد سرافراز، رئیس تازه منصوب ‌شده سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، از سال ۲۰۱۳ میلادی در فهرست تحریم‌ های حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه مقام‌ های ایرانی قرار گرفته است ... او متهم شده است که تحت مدیریتش، پرس‌ تی ‌وی در کنار رادیو و تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی، با همکاری سازمان‌ های امنیتی ایران، "اقدام به پخش اعترافات اجباری بازداشت‌ شدگان" از جمله مازیار بهاری، روزنامه‌ نگار ایرانی کانادایی کرده است ... »!

رادیو فردا در جایی دیگر نیز ضمن انتقاد شدید از سخنان رئیس جدید رسانه ی ملی کشورمان در خصوص نقش آمریکا در جریان فتنه ی شوم ۱۳۸۸، بر ادعای قبلی خود تأکید کرده و عنوان می کند: « اظهارات رییس جدید سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در حالی بیان می‌ شود که وی به دلیل "پخش اعترافات اجباری زندانیان"، از جمله بازداشت شدگان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، در زمان مدیریتش بر شبکه پرس ‌تی ‌وی، از سال ۲۰۱۳ میلادی در فهرست تحریم‌ های حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه مقام‌ های ایرانی قرار گرفته است ... »!

اما حقیقت این است که شبکه هایی نظیر پرس تی وی واقعیت های جوامع غربی را بیان کرده اند و این باعث شده است تا منافع آنان به خطر افتاده، چهره ی واقعی شان برای مردم دنیا آشکار گردیده و تلاش های همه جانبه ی شان برای بر حق نشان دادنشان، نقش بر آب شود.

همانطور که ویلیام اسپرینگ، تحلیل ‌گر سیاسی و فعال حقوق بشر از لندن در مصاحبه ای خبری به صراحت بر این واقعیت تأکید کرده و اذعان نمود که لابی صهیونیستی در ایالات متحده ی آمریکا، به دلیل ترس از شکست در جنگ نرم تبلیغاتی، در برابر فعالیت های شبکه هایی مانند پرس تی وی مانع تراشی می کنند.

قطع پخش شبکه های ماهواره ای ایرانی به وسیله ی شرکت های آمریکایی و اروپایی از روی ماهواره ی اینتل ست و ده ماهواره ی دیگر که امواج این شبکه های حقیقت گو را به دست جهانیان می رساند، قتل سرنا شیم، خبرنگار آمریکایی پرس تی وی در ترکیه و ... همگی به همین دلیل اتفاق افتاده است؛ و به همین دلیل نیز رسانه ی دولتی آمریکا این گونه از انتخاب فردی که یکی از اثرگذارترین چهره های نقش آفرین در فعالیت رسانه هایی مانند پرس تی وی بوده است که منافع اربابانش را به خطر انداخته است، خشمگین شده و به تخریب وی می پردازد.


آن چه در بالا خوانده اید، سی و هفتمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که با عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر گردیده و بخشی از مهمترین فعالیت های ضد ایرانی و سراسر دروغ این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی را در هر هفت روز مورد بررسی قرار می دهد.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۱
مولف : کیان حبیبی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *