سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ تهران ۰۱:۳۵ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸
 
پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۳
ساعت ۲۳:۳۴
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 30)
1393/06/23 الی 1393/06/31

مجله هفتگی رادیو دیروز - شماره 30
مجله هفتگی رادیو دیروز - شماره 30
رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در هفته ای دیگر نیز با پرداختن به موضوعاتی مختلف تلاش نمود تا با سیاه نمایی در خصوص وضعیت فعلی کشورمان، القای فرهنگ فاسد غربی به جامعه ی ایرانی، توجیه رفتار دوپهلوی آمریکا با تروریست ها و ...، همچنان ابزار رسانه ای محبوب کاخ سفید باقی بماند؛ تلاش هایی که "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" با بررسی واقعیت های موجود، از هدف اصلی شان پرده برداشته و مسیر درک حقایق را برای مخاطبین خود هموار می سازد ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا در ادامه ی دشمنی های خود با نظام و مردم ایران اسلامی و هر واقعیتی که ایالات متحده و متحدان غربی – عربی اش را از اهداف شوم خود دور می سازد، در هفته ای دیگر نیز، با استفاده از دروغ های بی پایانش و سیاه نمایی هایی که همواره در خصوص وضعیت داخلی کشورمان انجام می دهد، سعی نموده است تا ضمن توجیه ادعاهای ضد ایرانی اربابانش و همچنین موجّه نشان دادن رفتار متناقض آنان در برخی موضوعات، طبق معمول هر هفته، برای القای بی فرهنگی ها و فسادهای ریشه ای جامعه ی غربی به جامعه ی ایرانی تلاش نماید.

در همین راستا مجله ی هفتگی رادیو دیروز در قالب سری گزارشات "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!"، با بررسی بخشی از مهمترین فعالیت های ضد ایرانی و دروغ های آشکار این رسانه ی دولتی آمریکا و همچنین بیان واقعیت هایی که رادیو فردا برای پنهان کردن و تحریفشان تلاش نموده است، امیدوار است تا به میزانی هر چند اندک، مخاطبین خود را به درک حقایق نزدیک تر سازد.

آن چه در ادامه خواهید خواند، سی اُمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که موضوعاتی مختلف از قبیل تلاش دوباره رادیو فردا برای اثبات نجات بخش بودن رابطه با آمریکا، اتهام زنی به ایران اسلامی در خصوص حمایت از تروریسم و توجیه رفتارهای تناقض آمیز کاخ سفید، تکرار دروغ های حقوق بشری ضد ایرانی و بهانه ای همیشگی به نام اعدام، فیلترینگ در فضای اینترنت و حقایق مخفی شده از سوی رادیو فردا، تلاش رسانه ی همجنس بازان برای تبلیغ این بی اخلاقی در بین جامعه ی ایرانی و ... را مورد بررسی قرار داده است.


بازارگرمی رادیو فردا برای برقراری رابطه میان ایران و آمریکا


همانطور که می دانید، مذاکره با آمریکا و برقراری رابطه ی دوستانه با این کشور، بحثی جدید در برنامه های رسانه های ضد ایرانی غربی مانند رادیو فردا نیست و این ابزارهای رسانه ای غرب، بیش از سه دهه است که تلاش می کنند به مخاطبین هر چند محدود خود بقبولانند که ایالات متحده تنها راه نجات نه تنها مردم ایران بلکه تمامی مردم جهان از مشکلاتی است که با آن روبرو هستند و برقراری رابطه ی دوستانه با این شیطان بزرگ می تواند خیلی از گرِه های موجود در زندگی جامعه ی ایرانی و سایر ملل دنیا را باز کند.

در این هفته نیز رسانه ی فارسی زبان کاخ سفید بار دیگر به سراغ این بحث قدیمی و تکراری رفته است تا به بهانه ی نشست سازمان ملل در نیویورک و سفر حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان به آمریکا برای حضور در این برنامه، موضوعاتی مانند لزوم دیدار رؤسای جمهور ایران و آمریکا و اهمیت این دیدار و روابط صمیمانه در کمتر شدن مشکلات سیاسی – اقتصادی مردم کشورمان را برای مخاطبین خود مطرح نماید.

رادیو فردا در یکی از گزارشات خود، ضمن دنبال کردن این هدف، طبق معمول تمامی گزارشات این چنینی اش، جمهوری اسلامی را عامل و مقصّر اصلی ایجاد نشدن رابطه ی خوب میان دو کشور دانسته و از قول یک مقام رسمی در دولت ایالات متحده می آورد: « برنامه ‌ای برای دیدار میان حسن روحانی و باراک اوباما، در حاشیه نشست سازمان ملل در نیویورک وجود ندارد، ولی بسته به انتخاب ایران، رئیس‌ جمهوری آمریکا برای چنین دیداری آماده است ... »!

رسانه ی دولتی آمریکا در بخشی دیگر نیز با اشاره به تماس تلفنی حسن روحانی و باراک اوباما در سال گذشته و حواشی مربوط به این تماس، به نوعی نظام جمهوری اسلامی را مخالف هر گونه ارتباطی با ایالات متحده نشان داده و این مخالفت را نیز ناشی از تندروی می خواند و عنوان می کند: « پس از نشستی مشابه در سال گذشته، حسن روحانی و باراک اوباما، در اقدامی تاریخی، با یکدیگر به طور تلفنی گفت‌ و گو کرده بودند. با این همه دیداری میان آنها انجام نشده بود ... برخی مقام‌ های عالی ‌رتبه جمهوری اسلامی به آن تماس تلفنی واکنش نشان داده بودند؛ از جمله فرمانده سپاه پاسداران ایران، در گفت ‌و گویی با خبرگزاری تسنیم، در مهر ماه گذشته، آن را "اشتباه تاکتیکی" عنوان کرده بود ... »!

رادیو فردا در ادامه ی این گزارش نیز به سخنان آن مقام آمریکایی که نامش فاش نشده است، در خصوص مذاکرات هسته ای پرداخته و باز هم توپ را به زمین کشورمان می اندازد و می آورد: « تنها چیزی که واشینگتن می‌ خواهد این است که ایران همانطور که پافشاری می‌ کند، ثابت کند برنامه اتمی‌ اش صلح ‌آمیز است و صلح‌ آمیز خواهد ماند ... اگر ایران گام‌های لازم را بردارد، تحریم‌ها نیز می‌توانند رفع شوند ... »!

اما این در حالیست که مقامات آمریکایی تنها چند روز پیش علنا تأکید نمودند که باید تعلیق ها به طور جدی تر و بیش از آن چه اکنون در خصوص فعالیت های هسته ای کشورمان اعمال می شود، وجود داشته باشد و این روند چند سال نیز ادامه یابد تا آن ها مطمئن شوند به خواسته شان رسیده اند، تا ان وقت اگر بهانه ای دیگر مانند حقوق بشر و ... وجود نداشته باشد، در مورد لغو تحریم هایی که ناعادلانه علیه مردم کشورمان اعمال کرده اند، فکر کنند.

بعلاوه تا کنون بارها در خصوص بی نتیجه بودن مذاکره با آمریکا و دلایل این بی نتیجه بودن و همچین دلایل بی اعتمادی ملّت ایران به ایالات متحده و متحدانش، بارها سخن گفته ایم و دشمنی آمریکا با ایران و ایرانی به قدری آشکار است که دیگر نیاز به دلیل آوردن برای اثباتش نیست و هر فردی با اندک بینشی در سراسر جهان می تواند آن را درک کند.

از جنایاتی که چند دهه است این شیطان بزرگ علیه مردم ایران انجام داده اند که یک نمونه ی آن را می توان در سرنگون کردن هواپیمای مسافربری کشورمان مشاهده نمود نیز اگر عبور کنیم، در همین روزها نیز می توان این رفتار دشمنانه را در رفتار و سخنان مقامات این کشور مشاهده نمود؛ وقتی مقامات آمریکایی با بی شرمی تمام ایران اسلامی را اصلی ترین حامی تروریسم در منطقه می خوانند، وقتی علنا اعلام می کنند در مذاکرات هسته ای تنها هدفشان که غیر قابل تغییر است دفاع از منافع و خواسته های رژیم اشغالگر صهیونیستی است، وقتی مشاهده می شود که پس از توافق هسته ای ژنو، نه تنها به هیچ کدام از تعهداتشان آن گونه که در عمل دیده شود، پایبند نبوده اند، بلکه با وجود عمل کردن تمام و کمال کشورمان به تعهداتش در این توافق، باز هم ایران اسلامی را عامل بی نتیجه بودن مذاکرات معرفی می کنند، وقتی تهدید کشورمان جزو اصلی تمامی سخنرانی ها و مصاحبه های مقامات این کشور است و ...، آیا باز هم باید به این فکر کرد که مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا راه حلی برای مشکلات موجود است؟!

برخلاف آنچه که رادیو فردا تلاش می کند، نظام و مردم ایران اسلامی هیچ گاه با کلیّت مذاکره با آمریکا مخالف نبوده اند، اما آن چه که مخالفت آنان را به همراه داشته و آنان را در خصوص نتیجه ی این گونه مذاکرات و آینده ی آن ها بی اعتماد و نا اُمید می کند، رفتار وقیحانه و مملو از دشمنی آمریکایی هاست که سال های سال است وجود داشته و دارد و هیچ گاه و در هیچ برهه ای از تاریخ، بر خلاف ادعاهایشان، حتی اندکی نیز در این رفتارهای ضد ایرانی تغییر ایجاد نداده اند.

همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز بارها به همین واقعیت ها اشاره کرده و می فرمایند: « آمریکائی‌ ها اگر می خواستند مسئله حل شود، این راه حلِ بسیار آسانی بود؛ می توانستند به حق غنی سازی برای ملت ایران اعتراف کنند؛ برای اینکه نگرانی ‌ای هم از آن جهات نداشته باشند، می توانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ ای را هم اعمال کنند؛ ما هم از اول هیچ مخالفتی با اعمال این نظارت ها و مقررات نداشتیم. هر وقت نزدیک به راه حل می شویم، آمریکائی ‌ها یک سنگی می‌ اندازند که جلوی راه حل گرفته شود. هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی که من دارم، این است که می خواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه ‌ای باشد برای فشار؛ که آن فشارها ــ همان طور که خودشان گفتند ــ برای فلج ‌کردن ملت ایران است. البته به کوری چشم دشمن، ملت ایران فلج نخواهد شد ... اگر آمریکائی‌ ها صادقانه می خواهند کار تمام شود، راه حل این است: آمریکائی ‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ایران دست بردارند. پیشنهاد مذاکره، حرف منطقی و متین و مستدلی نیست؛ حرف درست این است. اگر می خواهند مشکلات فی ‌ما ‌‌بین وجود نداشته باشد ــ که می گویند ما می خواهیم بین ایران و آمریکا مشکلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. سی و چهار سال است که دولت های گوناگون آمریکا با فهم غلط از ایران و ایرانی، دشمنی ‌های گوناگونی را با ما طراحی کرده‌ اند. از سال اول پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، این ها با ما دشمنی کردند؛ در زمینه‌ ی امنیت، علیه امنیت ما برنامه ‌ریزی کردند؛ حرکات خصمانه انجام دادند؛ علیه تمامیت ارضی ما اقدام کردند؛ از دشمنان ریز و درشت ما در طول سال های متمادی همیشه حمایت کردند؛ علیه اقتصاد ملی ما فعالیت کردند؛ از همه ‌ی ابزارها علیه ملت ایران استفاده کردند؛ و در همه‌ ی این ها هم بحمد‌الله شکست خوردند؛ بعد از این هم در مقابله ‌ی با ملت ایران اگر این دشمنی‌ ها را ادامه دهند، شکست خواهند خورد. بنابر این بنده مسئولان آمریکائی‌ را هدایت میکنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه میگردند، راه عاقلانه این است که سیاست خود را تصحیح کنند؛ عمل خود را تصحیح کنند و دست از دشمنی با ملت ایران بردارند ... »


وقتی ایران بزرگترین حامی تروریست هاست!

همانطور که می دانید، یکی از مباحثی که در چند وقت اخیر به بحث داغ مقامات غربی، بخصوص آمریکایی و همچنین رسانه های تحت فرمانشان تبدیل گردیده است، موضوع فعالیت تروریست هایی مانند داعشیان در منطقه و نوع برخورد با این تروریست هاست؛ جایی که کاخ سفید و همراهان غربی – عربی اش، با بهانه قرار دادن مبارزه با گروه تروریستی داعش، یک بار دیگر رسما تصمیم به مداخله ی نظامی در عراق و سوریه گرفته اند که پشت پرده ها و حواشی این تصمیم آنان کاملا عکس ادعاهایشان را نشان می دهد.

سابقه ی دیرینه ی آمریکا و غرب در این گونه تصمیمات که تنها مبارزه با تروریسم بهانه ای بیش برایشان نبوده و در پوشش این بهانه اهدافی شوم را دنبال نموده اند ( از توهم مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی برای حمله به عراق گرفته تا بهانه ی مبارزه با تروریست برای حمله به افغانستان و ... )، باعث گردیده است که جمهوری اسلامی ایران با آگاهی از دروغ بودن ادعاهای غرب، نگاهی منفی را نسبت به ائتلاف ایجاد شده با رهبری آمریکا داشته باشد، که این حق جویی کشورمان و افشای دروغ هایشان توسط ایران اسلامی آنان را به خشم آورده و واکنش های تند آنان را علیه کشورمان به دنبال داشته است.

رادیو فردا که از همان ابتدا به بازتاب گسترده ی این رفتارهای ضد ایرانی و تبلیغ برای حرکت ظاهری اربابانش پرداخته است، پس از این که مدتی را برای دروغ پردازی در خصوص دلایل عدم حضور کشورمان در این ائتلاف به ظاهر ضد داعشی و انداختن توپ به زمین کشورمان اختصاص داد، در گزارشاتی دیگر ایران اسلامی را حامی تروریست ها در منطقه دانسته که اصلا نباید در این گونه حرکت ها نقشی داشته باشد.

رسانه ی دولتی آمریکا در یکی از این گزارشات و در واکنش به اظهارات حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان در خصوص حقایق پشت پرده ی این ائتلاف ایجاد شده، می آورد: « اليوت انگل، از اعضای کنگره آمريکا، در واکنش به مصاحبه حسن روحانی با شبکه ان ‌بی‌ سی گفت: "اين طنزآميز است که ايران یعنی بزرگ‌ ترين حامی مالی تروريسم در جهان می ‌خواهد به ما در اين مورد پند و اندرز دهد." ... »!

در بخشی دیگر نیز رادیو فردا تأکید می کند: « جان کری وزير امور خارجه آمريکا اخیرا گفته بود که ايالات متحده حاضر به "بحث و جدل" با جمهوری اسلامی ايران درباره کمک به مبارزه با گروه "خلافت اسلامی" نيست ... »!

اما کافی است تنها به رفتارهای مملو از تناقض کاخ سفید در قبال تروریست های منطقه و رفتارهایی که خلاف اظهاراتشان را نشان می دهند، دقّت کرد تا دلیل بد بینی ایران اسلامی به ائتلاف ایجاد شده علیه داعش و واقعیت های پشت پرده ی آن را درک کنیم.

ادعاهای مقامات آمریکایی برای مبارزه با داعش به قدری با رفتارشان تفاوت دارد که حتی صدای رسانه ی خود این کشور نیز درآمده است؛ همانطور که واشنگتن تایمز در گزارشی با پرداختن به تناقض های موجود در گفتار و رفتار مقامات آمریکایی در خصوص تروریست ها، از طرح های حمایتی کاخ سفید برای تروریست های فعال در سوریه، همزمان با ایجاد ائتلاف ضد داعشی خبر داد؛ بر اساس گزارش این روزنامه ی آمریکایی که منبع آن نیز دریادار جان کربی سخنگوی پنتاگون بوده است، هدف از طرح جدید کاخ سفید، آموزش و تجهیز تروریست های ضد سوری است که بر اساس آن در طول هر سال بیش از پنج هزار تروریست در مکانی خارج از خاک سوریه که به احتمال زیاد عربستان خواهد بود، مورد آموزش های لازم قرار خواهند گرفت و پس از تجهیز برای فعالیت علیه بشار اسد به این کشور بازگردانده خواهند شد.

نام کشورهایی مانند عربستان، قطر، فرانسه، انگلیس و ... در بین اعضای ائتلاف آمریکایی – صهیونیستی به ظاهر ضد داعشی، ما را بیشتر در خصوص آینده و اهداف اصلی این ائتلاف به تردید وا می دارد؛ زیرا چگونه می شود با تمام وجود از تروریست های مختلف، حتی رئوس و اعضای داعش حمایت کرد، اما ائتلاف ضد تروریستی را نیز مدیریت نمود و عضو آن بود؟!

همانطور که برخی از رسانه های اذعان نموده اند، با وجود سابقه ی کشورهای حاضر در ائتلاف ضد داعشی، در حمایت های نا تمام از تروریست های مختلف، این احتمال بسیار قوی وجود دارد که آمریکا و هم پیمانانش پس از ناکامی در رسیدن به اهدافشان در سوریه و عراق و عدم امکان دخالت مستقیم علیه نظام حاکم در این دو کشور، بخصوص در سوریه، از این بهانه بهره برده و به جای حمله به داعش، اهداف ضد سوری خود را دنبال نماید.

بگذریم از دیگر حرف های تکراری مثل ایجاد کنندگان داعش، اعترافات کلینتون و ...

در نگاهی دیگر، باید رادیو فردا به این سوال پاسخ دهد که چطور ایران اسلامی در شرایطی که چندین هزار نفر از هموطنانمان جان خود را بر اثر حملات تروریستی از دست داده اند، بزرگترین حامی تروریست ها نام می گیرد، اما در طرف مقابل آمریکایی ها در حالی که تمام توان خود را برای حمایت از گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) به کار گرفته و حتی نام این آنان را از لیست گروه های تروریستی حذف نموده است، رهبر مبارزات ضد تروریستی در جهان می شود؟!


نگرانی رادیو فردا برای حقوق بشر!

موضوع بعدی مجله ی شماره سی اُم رادیو دیروز را به یکی از قدیمی ترین و تکراری ترین بهانه های آمریکا و غرب برای فعالیت علیه کشورمان اختصاص داده ایم؛ جایی که گزارش دبیر کل سازمان ملل طبق معمول با دروغ هایی شاخ دار از نقض گسترده ی حقوق بشر در ایران اسلامی خبر داده و آمریکا و ... نیز مُهر تأیید به ان ادعاها می زنند و رسانه هایی مانند رادیو فردا نیز فرصت را مغتنم شمرده و با بازتاب گسترده ی این دروغ ها، به سیاه نمایی های خود در خصوص وضعیت داخلی کشورمان ادامه می دهد.


رادیو فردا در این چند وقت اخیر با پرداختن به گزارش ضد ایرانی که بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل ارائه داده و همانند گذشته، وضعیت حقوق بشر در کشورمان را با دلایلی عجیب و خنده دار، بحرانی معرفی کرده است، در رد واکنش های مقامات ایرانی به این گزارش و همچنین توجیه دروغ هایی که در آن ذکر شده است، تلاش گسترده ای نموده است.

در این بین همانطور که با توجه به آن چه تا کنون از طرف غربی ها و رسانه های تحت امرشان شاهد بوده ایم، قابل پیش بینی بوده است، سهم قابل توجهی را انتقادهای بی جایشان به وجود مجازات اعدام برای قتل عمد، قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر، تجاوز به عنف و ... اختصاص داده شده بود و در همین مسیر رادیو فردا پس از بازتاب گسترده ی این انتقادها با انتشار اخبار و گزارشاتی از اعدام چند متهم در کشورمان، تلاش نمود تا ادعاهای اربابانش را بر حق نشان دهد.

این رسانه ی دولتی آمریکا در یکی از این گزارشات با اعلام این خبر که « کمتر از يک هفته پس از ابراز نگرانی دبيرکل سازمان ملل از "افزايش اعدام ها در ايران" خبرگزاری مهر، پنجشنبه، از اعدام پنج نفر در شيراز و شهرستان مرودشت در استان فارس خبر داد ... »، می آورد: « به گزارش ۲۱ شهريور ماه خبرگزاری رويترز، بنا بر اطلاعات دانشکده حقوق کرنل، در سال گذشته ميلادی بين ۶۲۴ تا ۷۲۷ مورد اعدام در ايران انجام شده، در حاليکه اين رقم در سال ۲۰۱۲ بين ۳۱۴ تا ۵۸۰ نفر بوده است ... بنا بر گزارش اين دانشکده حقوقی، دست‌ کم دو هزار نفر در ايران با حکم اعدام رو به ‌رو هستند ... »!

اما وقتی به دلایل اعدام های صورت گرفته در کشورمان نگاه می اندازیم و وضعیت کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده را در همان موضوعات مورد بررسی قرار دهیم، بیش از پیش هدف آنان از این انتقادهای بی پایانشان را درک خواهیم کرد.

قاچاق مواد مخدر، تجاوز به عنف و ... در حالی بیشترین سهم را در بین دلایل اعدام های کشورمان به خود اختصاص داده اند که بیشترین بی توجهی از سوی دولت های غربی به همین دو موضوع اختصاص دارد و در طرف مقابل اعدام های بی گناهان و بی دلیل، جای آنان را گرفته اند.

درحالی رادیو فردا از اعدام پنج گناهکار که به جز آدم ربایی و ... تجاوز به عنف را نیز در پرونده ی خود دارند این گونه شکایت می کند و آن را نشانه ای از وجود نقض حقوق بشر در کشورمان می داند که در بررسی های صورت گرفته از طریق نهادها و موسسات مختلف آمریکایی، ثابت شده است در این کشور، از هر شش زن، حداقل یک نفرشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند که نیمی از آنان نیز در حالی که کمتر از هجده سال سن داشته اند این تجاوزها را تجربه کرده اند، اما با این وجود از سوی دولت آمریکا نه تنها کمکی برای نجات زنان از این بحران نشده است، بلکه تنها پنج درصد از عاملان این جنایات گناهکار شناخته شده و تنها سه درصدشان به زندان محکوم شده اند که این آمار نشان می دهد از هر شانزده عامل تجاوز به زنان و دختران در ایالات متحده تنها یک نفر در زندان به سر می برد.

آمریکایی ها به قدری برای این موضوع اهمیت قائل هستند و به عفت و سلامت روحی و جسمی زنانشان توجّه ویژه دارند که برای جرم تجاوز به زنان و دختران، کمترین مجازات ها را اعمال می کنند؛ آن هم در شرایطی که بر اساس تحقیقات صورت گرفته تنها پانزده درصد تجاوزات صورت گرفته به پلیس این کشور گزارش داده می شود. آمریکایی ها حتی در شرایطی که در هر ثانیه یک تجاوز به کودک را داراست، مجازات های سنگین برای تجاوز به کودکان را نیز برداشته اند که این نشان از عزم بالای آنان برای گسترش این بحران در جامعه ی این کشور است.

از نشانه های این عزم بالای دولت آمریکا را می توان در داستان تجاوز مأمور پلیس این کشور به یک زن مشاهده نمود؛ جایی که پرایان پگوس، پلیس پنجاه و دو ساله ی ساکن ایالت ویرجینیا، به جرم تهدید و تجاوز ی زن زندانی به دادگاه فراخوانده می شود، اما بدون هیچ گونه حکم و مجازاتی، مقامات به راحتی از این موضوع عبور می کنند.

از این نیز که بگذریم، نوع اعدام هایی که در کشور آمریکا صورت می گیرد نیز ثابت کننده ی دروغ بودن دلسوزی ها و ادعاهایشان در خصوص وضعیت جمهوری اسلامی است؛ قاین نکته قابل توجیه است که بررسی های موجود در این کشور نشان می دهد با وجود این که از طرفی بسیاری از محکومان مرگ که جرمشان مشخص واضح است در این کشور از این مجازات تبرئه شده و می شوند، در سویی دیگر، درصد قابل توجهی از کسانی که در آمریکا اعدام می شود، افرادی بی گناه هستند که بجای فردی گناهکار یا به دلیلی غیر قابل اثبات می میرند.


رادیو فردا: فیلترینگ برای ایران بد و برای آمریکا خوب است!

بحث دیگری که در گزارشات این هفته ی رادیو فردا به چشم می خورد، مطرح شدن ادعاهای تکراری در خصوص فیلترینگ بی منطق و بالا در کشورمان بود که حقوق مردم و آزادی آنان را نقض می کند؛ جایی که الهه روانشاد، خبرنگار این رسانه ی آمریکایی در واکنش به اظهارات غلامحسین محسنی اژه ای، معاون اول قوه قضائیه ی کشورمان در خصوص اختیارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه ی فیلترینگ، در گفتگویی با عیسی سحرخیز، روزنامه نگار و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، به سیاه نمایی در این موضوع می پردازد.

این کارشناس در بخشی از گفتگوی خود به واکنش در خصوص سخنان معاون قوه قضائیه ی کشورمان، بیان می کند: « طبیعتا‌ً اگر موضوع را موکول کنند به یک شورا و تصمیمات آنجا، کارشان پیش نمی‌ رود. همانطور که تا الان عمل کردند می‌ ‌‌خواهند دست شعبه جدید رسانه‌ ای را که باز کنند و در آن جا هم آن افراد و کارشناسان و قاضی‌ آن می‌ گوید وزارت ارشاد کاره ‌ای نیست و ما خودمان را فراتر از آنها می‌ دانیم دست آنها را باز کنند. در هر جا ضرورت داشته باشد به فوریت... هر کسی که صاحب سایت است و صاحب وبلاگ و به گونه‌ ای فعال در فضای مجازی است با او برخورد کنند، دستگیر کنند و بازداشت کنند و احیانا‌ً زندان کنند و حکمی را علیه او صادر کنند ... »!

وی در خصوص امکان دستیابی به رفع فیلترینگ نیز اینگونه می گوید: « نظر اکثر قریب به اتفاق کارشناسان این است که مطبوعات نیاز به مجوز و پروانه ندارند و باید اعلام کنند که ما یک نشریه ‌ای را داریم منتشر می ‌کنیم. در مورد سایت‌ ها و فعالیت در فضای مجازی این مسئله به صورت منطقی‌ تر این است که افراد آزاد هستند. یک حریم شخصی دارند که در آن چارچوب می‌ توانند اقدام کنند. برای اینکه در قانون ممنوع است فعالیت دیگران را زیر نظر بگیرند و نظارت کنند بدون اجازه خود فرد. بعد اقدام کنند به فیلترینگ. تمام اینها مربوط به جامعه‌ های بسته، جامعه عقب ‌افتاده هستند و با مسایل روز هماهنگی ندارد. و گر نه کسی در حریم شخصی دیگران حق دخالت ندارد. چه برسد به اینکه بخواهد آن را فیلتر کند. این حرکت ‌ها حرکتی است مربوط به گذشته و بسیار سال دور که الان مورد استناد قرار می ‌گیرد. بحث فیلتر و فیلترینگ نباید در جامعه حاکم شود و این نوع اعمال سانسور باعث می ‌شود که مردم در خانه خودشان احساس امنیت نکنند و حقوق شهروندی مردم ایران زیر پا گذاشته شود ... »!

اما گذشته از این که اصل فیلترینگ به واقع تا چه حد با زندگی امروزه سازگاری دارد و تا چه اندازه باید وجود داشته باشد، با توجه به وجود سانسور و فیلترینگ گسترده در دیگر کشورهای جهان، از جمله خود ایالات متحده، این سوال در ذهن شکل می گیرد که چطور رادیو فردا، با این تفکر که اصل فیلتر مربوط به گذشته های دور است، تا کنون در خصوص کشوری که مدیر و میزبان اوست، هیچ نگرانی نداشته است؟!

تصویب قانون "نزاکت ارتباطات" ( Communications Decencey Act ) در کنگره آمریکا، تصویب قانون Patriot Act در اکتبر سال ۲۰۰۱ میلادی به منظور مجاز دانستن کنترل و نظارت بر تبادل داده های آنلاین کاربران فضای مجازی، اعطای مجوز به پلیس آمریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی برای جمع آوری اطلاعات مربوط به کاربران اینترنتی، قوانینی که برای فیلترینگ در کتابخانه های آمریکا وجود دارد، قوانین ویژه فیلترینگ که ایالات مختلف این کشور برای خود داشته و آن را اجرا می کنند و ...، همگی نشان می دهد که گویا ارباب اصلی رادیو فردا نیز به این اصل کهنه شده و قدیمی! اعتقاد عمیقی دارد.

گذشته از وجود شرکت های بزرگی که کارشان ساخت و تولید سانسور افزارها در این کشور است، اعتراض بیش از هفده شرکت فناوری بزرگ آمریکایی به دولت این کشور در جریان تصویب قانون Stop Online Piracy Act (SOPA) نیز نشانه ای دیگر در این خصوص است.


دفاع از همجنسگرایی یا دلسوزی برای جامعه ی ایرانی!

موضوع دیگری نیز که در این هفته بیش از دیگران به چشم می آمد، تلاش چندین باره ی رسانه ی فارسی زبان کاخ سفید برای تبلیغ فساد در پوشش همجنس گرایی در جامعه ی ایرانی است؛ این رسانه نما در این هفته با بهانه هایی مختلف به این هدف خود پرداخت و تلاش نمود تا ضمن مثبت نشان دادن این فساد، طرفداران آن را در کشورمان نیز پر تعداد نشان دهد.

یکی از بهانه هایی که رادیوی دولتی آمریکا برای تبلیغ همجنس گرایی مورد استفاده قرار داده بود، انتشار کتابی بود که این فساد در سرتاسر آن به چشم می خورد.

رادیو فردا پس از انتشار کتاب "آبی گرم ترین رنگ است" اثر جولی مارا به زبان فارسی، ضمن دفاع تمام قد از سپیده جدیری، مترجم این اثر، از اهمیت و اثرگذاری بالای آن در فرهنگ سازی برای جامعه ی ایرانی در حوزه ی تغییر نگاه به همجنسگرایی خبر داد.

کتاب "آبی گرم ترین رنگ است"، در قالب رمانی مصور به رابطه ی جنسی بین دو دختر جوان و رخ دادهایی که حول این موضوع برایشان ایجاد می شود، می پردازد.

مترجم این کتاب در گفتگو با رادیو فردا در خصوص هدفش از پرداختن به آن، خود را دلسوز جامعه ی ایرانی دانسته و در این مورد، تأکید می کند: « کتاب را کلا با هدف فرهنگ ‌سازی در مورد نوع نگاه به اقلیت‌ های جنسی در جامعه‌ ایرانی ترجمه کردم. مخاطبی که خود من برای کتاب در نظر دارم و ترجیح می‌ دهم که این مخاطب، حتما کتاب را بخواند، جامعه‌ همجنسخواه ایرانی چه در ایران و چه در خارج از کشور است. چون نسخه‌ الکترونیک کتاب در ایران هم قابل تهیه است و حتی به قیمتی به مراتب ارزان ‌تر از قیمتی که برای فروش کتاب در این طرف آب در نظر گرفته شده. بنابراین از مخاطب‌ های وطنیِ آن نباید غافل شد. البته متاسفانه نسخه‌ چاپی فقط در خارج از کشور قابل تهیه است... من نمی ‌توانم بگویم که دنبال بازار برای این کتاب بودم، بلکه دنبال خوانده شدن ‌‌اش بودم. یعنی اگر قضیه‌ کپی ‌رایت نویسنده و ناشر اصلی (فرانسوی) مطرح نبود، متن آن را بعد از ترجمه به طریقی کنار تصویرهایش قرار می‌ دادم و به طور رایگان می ‌گذاشتم روی اینترنت تا همه به آن دسترسی داشته باشند. اگر کتاب خودم بود و امکان چاپ شدن در ایران را نداشت بی‌ تردید این کار را می‌ کردم ... »!

بد نیست بدانید که سپیده جدیری مترجم این اثر مروّج فساد، همان شخصی است که با انتشار بیانیه های مختلف و فعالیت در نشریه های مربوط به جریان فتنه ی سال ۱۳۸۸، ضمن دفاع از میرحسین موسوی و طرفدارانش، دیگران را نیز برای پیوستن به این جریان خائن دعوت می نمود و حتی پیش تر از آن نیز در پوشش دفاع از فعالیت زنان در عرصه ی شعر، به فعالیت هایی خلاف قانون پرداخته است.

اما گذشته از این سابقه، با توجه به این که پیشتر بارها در خصوص مضرّات و آسیب هایی که همجنس گرایی برای افراد و جامعه می تواند به دنبال داشته باشد، سخن گفته ایم، در اینجا فقط این نکته را برای رادیو فردا و سپیده جدیری یادآوری می کنیم که بدانند اگر دلسوزی برای ملت ایران تنها در سخن و مصاحبه نیست، بلکه ملت ایران به قدری هوشیار و آگاه هستند که با توجه به اطلاعاتشان در این خصوص بدانند دوستی شان، دقیقا همان دوستی معروف خاله خرسه است.

آنچه که در بالا خوانده اید، سی اُمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که در پوشش سری گزارشاتی تحت عنوان "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر گردیده و به بررسی بخشی از مهمترین فعالیت های ضد ایرانی و دروغین این رسانه ی دولتی آمریکا در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... می پردازد.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *