چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ تهران ۱۴:۰۴ - ۲۲ مه ۲۰۱۹
 
جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۳
ساعت ۱۵:۴۵
رادیو فردا در هفته ای که گذشت! (شماره 27)
1393/5/15 الی 1393/5/22

شماره بیست و هفتم مجله هفتگی رادیو دیروز
شماره بیست و هفتم مجله هفتگی رادیو دیروز
رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا، هفت روز دیگر را نیز همانند هفته های پیشین با گزارشاتی سرشار از جهت گیری های شوم، دروغ، سیاه نمایی و تهمت و ... به منظور مقابله با جمهوری اسلامی ایران و دفاع تمام قد از ایالات متحده پشت سر گذاشت و "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" در بیست و هفتمین شماره ی خود، به بررسی مهمترین بخش از این فعالیت ها خواهد پرداخت ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا، هفته ای دیگر را نیز همانند تمامی هفته های طول عمر فعالیتش، با گزارشاتی پشت سر گذاشت که دروغ پردازی، سیاه نمایی، فرافکنی و ... جزو اصلی آن بود تا با کم رنگ نمودن و پنهان ساختن حقایق، ضمن دفاع همه جانبه از ایالات متحده و کاخ سفید، هدف همیشگی و اصلی اش که تقابل با اسلام حقیقی و جمهوری اسلامی ایران است را دنبال نماید.

در همین راستا، مجله هفتگی رادیو دیروز که در قالب سری گزارشات هفتگی "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر می شود، تلاش می کند تا با بررسی و تحلیل بخشی از مهمترین فعالیت های این رادیوی صهیونیستی علیه حقیقت، ضمن پرده برداشتن از اهداف شوم مدیرانش، ذهن مخاطبین عزیز را به سمت ان چه واقعیت های غیر قابل انکار در جهان است، راهنمایی کند؛ که در همین مسیر قطار این گزارشات به بیست و هفتمین سریِ خود رسیده است.

در ادامه، بیست و هفتمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز را با بررسی موضوعاتی از قبیل سوءاستفاده ی رادیو فردا از سخنان تند رئیس جمهور کشورمان در خصوص مذاکرات هسته ای، دلسوزی این رسانه نما برای جان باختگان حادثه ی سقوط هواپیمای مسافربری تهران – طبس، ابراز ناراحتی اش برای ارواح بهائیان، جنگ رادیوی آمریکایی علیه طرح های افزایش جمعیت در کشورمان، تلاشش برای بیدار نشان دادن شیرین عبادی، بازی کردن نقش کارشناسی اجتماعی توسط رادیو فردا، نگرانی اش از گسترش ویروس ابولا در آفریقا و ... خواهید خواند.


رادیو فردا و بهره برداری از سخنان آقای رئیس جمهور!

مجله ی شماره ی بیست و هفتم را با یکی از آخرین فعالیت های رادیو فردا در طول یک هفته ی اخیر آغاز می کنیم؛ جایی که این رسانه ی آمریکایی با پرداختن چندین باره به موضوع مذاکرات هسته ای کشورمان با گروه ۵+۱، تلاش نمود تا این مذاکرات و برقراری ارتباط با ایالات متحده و دیگر همراهان غربی اش را تنها راه ممکن برای رفع مشکلات اقتصادی موجود در کشورمان نشان داده و در نتیجه منتقدان به روند این مذاکرات و توافقات صورت گرفته بین دو طرف را، افرادی تندرو معرفی کند که به دلایلی کاملا جناحی و سیاسی، مانع حل مشکلات مردم می شوند.

رادیو فردا چندی پیش در گزارشی ضمن تأکید بر ثمربخش بودن مذاکرات هسته ای، کاخ سفید را علاقه مند به نتیجه بخش بودن مذاکرات مذکور معرفی کرده و می آورد: « وزارت خارجه آمریکا می‌گوید مذاکرات روز پنج‌شنبه ۱۶ مرداد، در ژنو میان نمایندگان آن کشور با هیئت نمایندگی ایران، بر سر گفت ‌و گوهای اتمی، "سازنده" بود ... این مذاکرات عباس عراقچی و مجيد تخت روانچی معاونان وزير خارجه ایران و ويليام برنز معاون ارشد و وندی شرمن مدير کل سياسی وزارت خارجه آمريکا همراه با جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، حضور داشتند ... »!

اما اوج این تلاش های رسانه ی دولتی آمریکا را می توان پس از سخنان اخیر رئیس جمهور کشورمان در جمع سفرای جمهوری اسلامی در جهان، خطاب به منتقدان مذاکرات هسته ای مشاهده نمود؛ آن جا که متأسفانه سخنان تند و اعتراض شدید وی به منتقدان، بهانه ی کافی را به رسانه ای فرصت طلب مانند رادیو فردا داد تا با انگیزه ای جدید، باری دیگر اهداف شوم خود را علیه کشورمان دنبال نماید.

رادیو فردا در گزارشی با پرداختن به این سخنان، عنوان می کند: « رئیس جمهور ایران در جمع سفرای جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور با انتقاد شدید از "تعامل ‌هراسی و مذاکره ‌هراسی"، افرادی که به گفته وی از مذاکرات هسته ‌ای ایران و قدرت ‌های بزرگ جهانی هراس دارند را "بزدل سیاسی" خواند ... »!

این رسانه ی آمریکایی با انتشار چند بخش از سخنان حسن روحانی در این نشست، اعتقادات اکثریت مردم ایران را از جمله این نکته که نمی توان با آمریکا و غرب با آن همه سابقه ی خباثت و دشمنی به دنبال بازی بُرد – بُرد بود را مورد حمله ی خود قرار داد و این افکار را ایجاد کننده ی چهره ای مشوّش از کشورمان در جهان دانسته و به منظور اثبات ادعاهایش می آورد: « از ابتدای شروع مذاکرات هسته ‌ای ایران در دولت آقای روحانی، انتقادات شدیدی از عملکرد تیم مذاکره‌ کننده هسته ‌ای توسط برخی نمایندگان مجلس و اصول‌ گرایان مطرح شده ‌است، از جمله ۲۳ تیر ماه شرکت ‌کنندگان در همایش "خط قرمز" با ادبیات شدیدی به تیم مذاکره‌ کننده هسته ‌ای ایران حمله کردند ... پیش از آن نیز سیزدهم اردیبهشت ماه همایش مشابهی با عنوان "دلواپسیم" برگزار شده بود ...»!

رادیو فردا در بخشی دیگر نیز از گفتگوی تلفنی حسن روحانی و باراک اوباما به عنوان نخستین گفتگوی رؤسای جمهوری دو کشور یاد کرده که گام مهمی در جهت حل مشکلات موجود و تغییر نگاه غرب به ایران بوده است.

اما این حمله ی رسانه ای رادیو فردا به منتقدان مذاکرات هسته ای در حالیست که در همایش هایی که نامشان آمده است، نه تنها هیچ گونه توهینی به تیم مذاکره کننده نشده و هیچ سخن تندی در این خصوص زده نشده است، بلکه تمامی مباحث مطرح شده در آن ها بر اساس نظرات کارشناسان امر و خطوط قرمزی بوده است که رهبر معظم انقلاب برای مذاکرات تعیین نموده اند و همچنین به دلیل نگرانی مردمی برپا شد که به دلیل بی اعتمادی شان به آمریکا و غرب، منافعشان را در خطر می بینند.

دلیل این بی اعتمادی نیز رفتارهای وقیحانه و خبیثانه ی ایالات متحده است که سال های سال در خصوص ملت ایران اعمال شده و می شود؛ از مدیریت هشت سال جنگ تحمیلی با آن همه خسارت، شهید، جانباز و آزاده گرفته تا حمله ی نظامی با استفاده از هلیکوپرترهای پیشرفته که با معجزه ای خدایی در طبس زمین گیر شدند، تحریم هایی که بیش از سی سال است ناعادلانه اعمال می شود و ... این بی اعتمادی را در دل مردم ایران ایجاد کرده است.

آمریکایی ها به قدری بیشرمانه با کشورمان رفتار می کنند که حتی پس از توافق هسته ای ژنو نیز، بر خلاف تعهداتشان تحریم هایی جدید را به لیست قبلی خود علیه مردم ایران افزوده و آنان را تشدید نموده اند، بارها کشورمان را به حمله ی نظامی تهدید کردند و با وارد کردن ادعاهایی مملو از دروغ از قبیل مسائل حقوق بشری و فعالیت های کشورمان در حوزه ی ساخت موشک های بالستیک به مذاکرات هسته ای، روند آن را با مانع همراه کرده و رسیدن به نتیجه را غیر ممکن ساختند.

همانطور که رهبری عزیزمان در دیدار خود با مسئولین و سفرای وزارت امور خارجه ی کشورمان در کنار تأیید سخنان رئیس‌جمهور در جمع سفیران و کارداران درخصوص تعامل با همه دنیا تأکید نمودند که "در این میان دو استثنا وجود دارد، رژیم صهیونیستی و آمریکا"، این استثنا را رفتار خود آنان ثبات کرده اند و غیر قابل چشم پوشی است.

حقیقت همان نکاتی است که رهبر معظم انقلاب در این دیدار به آن ها اشاره نمودند و تأکید فرمودند: « رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌ منفعت برود!؟ عده ‌ای اینجور وانمود می ‌کردند که اگر با آمریکایی‌ ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می ‌شود، البته ما می ‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد ... در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته ‌ای و تجربه ‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس ‌ها، نشست‌ ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی ‌ها تندتر و اهانت‌ آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه ‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌ های عمومی بیان کردند. البته مسئولان ما در نشست‌ ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی ‌تر و گاهی گزنده ‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره بر خلاف تصورات برخی ‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌ کند ... آمریکایی‌ ها نه تنها دشمنی‌ ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می ‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ ی تحریم هم، فایده ‌ای نداشته است ... »

با این وجود و با این سابقه ی درخشان طرف های مقابل در مذاکرات، این یقینا حق طبیعی ملت ایران است که در خصوص حقوق و منافع خود نگران باشند ...


استفاده ی سیاسی رادیو فردا از قربانیان سقوط هواپیمای آنتونف

همانطور که می دانید، صبح یک شنبه، نوزدهم مرداد ماه، خبری از سوی رسانه ی کشورمان منتشر گردید که تمامی مردم ایران را متأثر نمود. خبر سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری آنتونف که از تهران به مقصد طبس پرواز کرده بود، در اطراف فرودگاه مهرآباد تهران با ۳۹ کشته و ۹ مجروح، نه تنها مردم طبس، بلکه همه ی ملت انسان دوست ایرانی را داغ دار ساخت.

اما سقوط این هواپیما به بهانه ای تبدیل شد تا رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا بی توجه به احساس واقعی انسانی، از این حادثه ی تلخ برای دنبال کردن اهداف ضد ایرانی خود استفاده نماید.

رادیو فردا در پی این سقوط، موضوع مونتاژ این نوع هواپیما در داخل کشورمان را به عنوان باعث عدم ایمن آن و دلیل اصلی این حادثه مطرح نموده و عنوان می کند: « هواپیمای "ایران – ۱۴۰" که با مشارکت اوکراین و روسیه در ایران مونتاژ می ‌شود در گذشته نیز چندین نمونه سقوط و آتش گرفتن موتور را تجربه کرده ‌است ... »!

این رسانه نما ضمن ابراز ناراحتی بسیار و دلسوزی برای مسافران این هواپیما و بازماندگانشان، تمامی گزارش خود را به حوادثی اختصاص داد که تا کنون برای این نوع از هواپیما پیش آمده است و از دستور رئیس جمهور کشورمان برای ممنوعیت پرواز آن ها تا زمان بررسی دلایل سقوط هواپیمای روز یکشنبه، در جهت اثبات ادعاهای خود استفاده نمود.

اما گویا رادیو فردا فراموش کرده است که در تمامی این گونه حوادث نقش ایالات متحده و همراهان غربی اش کاملا مشهود است. آمریکا که در سال ها پیش تر با شلیک مستقیم موشک توسط ناو جنگی اش دویست و نود سرنشین هواپیمای مسافربری کشورمان را در آسمان خلیج فارس به شهادت رساند و پس از ان با افتخار به عامل اصلی این جنایت مدال شجاعت جنگی عطا نمود، پس از آن نیز با تحریم های غیر انسانی و یکجانبه ی خود، به این گونه جنایات، به روشی دیگر ادامه داد.

ایالات متحده که با بی رحمی تمام، فروش قطعات یدکی و تجهیزات مورد نیاز برای هواپیماهای مسافربری را نیز به کشورمان ممنوع نموده است و حتی مانع همکاری سایر کشورها با ایران اسلامی در این خصوص گردید، یقینا دستش به خون مردان، زنان و کودکانی که در این گونه حوادث جان خود را از دست داده و می دهند، آلوده است.

درست است که شاید دلایل قابل پیشگیری نیز در خصوص این گونه اتفاقات وجود داشته باشد که بایستی پیگیری شده و از تکرار آن جلوگیری شود، اما رادیو فردا بهتر است اگر واقعا دلش می سوزد، به جای این که در داخل کشور به دنبال مقصّر بگردد، اندک اشاره ای نیز به این تحریم های ناعادلانه ی اربابانش علیه مردم ایران داشته باشد.


حمایت رادیو فردا از ارواح بهائیان!

موضوع بعدی مجله ی این هفته، به دلسوزی های بیش از حد رادیو فردا برای ارواح بهائیان اختصاص داده شده است؛ جایی که این رسانه نما تنها به دفاع تمام قد خود از بهائیان وابسته به صهیونیسم اکتفا نکرده و در گزارشی از عدم مهیا شدن شرایط مناسب برای مردگان این گروه، ابراز ناراحتی می کند.

رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در این گزارش مدعی می شود: « جامعه جهانی بهائیان در بیانیه ‌ای می‌ گوید "سپاه پاسداران ایران" تخریب گورستان بهائیان در شیراز را که برای مدتی متوقف شده بود، دوباره از سر گرفته است. این جامعه با استناد به گزارش ‌هایی از داخل ایران، در بیانیه ‌ای که ۱۵ مرداد ماه در ژنو منتشر کرده است، می ‌گوید سپاه پاسداران "بقایای اجساد در ۳۰ تا ۵۰ قبر را از مجموع ۹۵۰ قبر بهائیان در این گورستان، خارج کرده و در یک کانال باز ریخته است." ... »!

رادیوی دولتی آمریکا، در ادامه نیز عنوان می کند: « دیان علائی، نماینده جامعه بین ‌المللی بهائیان در سازمان ملل، این اقدامات را خلاف "مقام انسانی" نامیده و از دولت ایران خواسته است تا "به این هتک حرمت فورا خاتمه دهد." خانم علائی از جامعه بین‌المللی نیز خواسته است نگرانی خود را از این اقدام اعلام کند ... »!

رادیو فردا همچنین هم نوا با ادعاها و گزارشات اربابانش و همانند گذشته، نظام جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر و نقض آزادی های مذاهب متّهم نموده و تأکید می کند: « جامعه بهائیان ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷ با فشارهای نهادها و ساز و کارهای حکومتی در این کشور رو به ‌رو بوده‌، که واکنش ‌ها و انتقادهای بین ‌المللی را نصیب تهران کرده است ... جامعه بهائیان بارها از جلوگیری از انجام مراسم و مناسک مذهبی، تحصیل و نیز بازداشت، زندانی کردن و اعدام اعضای خود در ایران خبر داده است ... »!

اما بر خلاف گفته های این رسانه ی آمریکایی، ایمان شجاعی، یکی از بهائیانی که به آیین تشیّع گرویده است، در کنفرانسی خبری، پرده از جنایات این فرقه برداشته و با تأکید بر این حقیقت که " هیچ‌ جای دنیا به‌ خاطر بهایی بودن ظلمی علیه فرد صورت نمی ‌گیرد و تا جرمی صورت نگیرد، هیچ موقع دستگاه‌های انتظامی وارد عمل نخواهند شد ..."، ضمن رد ادعاهای نماینده ی جامعه ی بهائیت در سازمان ملل در خصوص آزار این افراد در ایران اسلامی، با بیان این حقیقت که برخورد قضایی حکومت کشورمان با بهائیان نه به دلیل تنها بهائی بودنشان، بلکه به دلیل جرم ها و فعالیت های مجرمانه ی آنان بوده است، یادآوری می کند که " در طایفه ما افرادی بودند که بازداشت شدند ولی این افراد بدون مجوز اقدام به تأسیس مهد کودکی کردند که در آن جزوه‌ های بهائیت تدریس می‌شد ..."

وی در بخشی دیگر از این گفتگوی خود نیز به خیانت های آشکار و پنهان این فرقه به نظام و مردم ایران اسلامی اشاره کرده و تصریح می کند که "با اینکه بهائیت می‌ گوید ‌در سیاست دخالت نکنید ولی در سال ۸۸ بهائیان از رأی دادن سخن می ‌گفتند. بعد از انتخابات هم در جریان آشوب ‌ها زمانی که چند بهایی را گرفتند، ماجرا و نقش آنان مشخص شد. چه‌ کسی مجوز شرکت در انتخابات را ۴ سال پیش داد؟ چرا امسال در انتخابات شرکت نکردند؟"

این جوان تازه مسلمان شده در خصوص آزادی مذهب در فرقه ی بهائیت نیز یاد آوری نمود که "اگر آنها آزادی را قبول داشتند که ما را طرد نمی‌ کردند. یکی از ستون‌ های فرقه ضاله بهائیت جست و جوی حقیقت است اما آیا فرد در ۱۵سالگی می‌ تواند بگوید: ‌می خواهم مسلمان شوم؟ در این صورت خانواده او را طرد می ‌کند. آزادی یعنی اینکه زمانی که من مسلمان شدم، پدرم جلوی ازدواج مرا نمی ‌گرفت ... "


طرح افزایش جمعیت ایران اسلامی و خشم رادیو فردا!

موضوع دیگری که در این هفته سهم قابل توجهی از فعالیت های رسانه ی فارسی زبان وزارت امور خارجه ی آمریکا را به خودش اختصاص داده بود، فرافکنی ها و دروغ هایی بود که خطاب به طرح های افزایش جمعیت در کشورمان مطرح می گردید.

رادیو فردا در گزارشات و برنامه های متعددی به این موضوع پرداخته و تلاش نمود تا این طرح ها را اشتباهی بزرگ و نوعی دخالت در زندگی شخصی مردم معرفی کند که هیچ گاه موفق نخواهد بود.

یکی از این موارد رادیو پس فردا بود که در نخستین برنامه ی خود در این هفته، به این موضوع پرداخته و با استفاده از ایجاد فضایی طنز، طرح افزایش جمعیت در کشورمان را به تمسخر گرفت.

این رسانه نما در برنامه ی رادیو پسفردا و گزارشات دیگری که در طول این هفته منتشر نموده است، با انتقاد شدید از دنبال کردن این طرح ها توسط مجلس شوری اسلامی کشورمان، موارد قید شده در این طرح را نوعی دخالت در زندگی خصوصی مردم برشمرده است؛ در حالی که در طرح افزایش جمعیت، هیچ گونه محاکمه و مجازاتی برای خانواده هایی که نمی خواهند بچه دار شوند در نظر نگرفته است، بلکه تمرکزش را بر روی تشویق ها و امتیازاتی قرار داده است که برای خانواده هایی که به اهداف این طرح اهمیت داده و بچه دار می شوند، در نظر گرفته شده است. تلاش نمایندگان مجلس برای مقابله با روش های ناباروری دائمی نیز به این دلیل است که شخص بتواند در مسیر زندگی با تفکر و با توجه به تغییر شرایط، تصمیمش را تغییر داده و راه بازگشتی برایش وجود داشته باشد.

برای یافتن اهمیت پرداختن به طرح های افزایش جمعیت در کشورمان فقط کافیست به هرم سنی جمعیت ایران نیم نگاهی بی اندازیم تا روند کاهش جمعیت و افزایش بخش پیر آن را مشاهده کنیم و کاملا مشخص است که افزایش بخش پیر جمعیت یک کشور که نیروی کار مفید نبوده و نیاز به ارائه ی خدمات مختلف هستند، چقدر می تواند آسیب زا باشد و حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... را تحت تأثیر این آثار منفی خود قرار دهد؛ دقیقا به همین دلیل است در کشورهای مختلف غربی، از آمریکا گرفته تا انگلیس، فرانسه و ترکیه و حتی رژیم اشغالگر صهیونیستی، و خیلی دیگر از نقاط این کُره ی خاکی، طرح های افزایش جمعیت دارای سابقه ای طولانی است.


اعلام زمان خواب شیرین عبادی توسط رادیو فردا!

یقینا نام شیرین عبادی را با ادعاهای حقوق بشری اش علیه کشورمان بارها شنیده اید. بی شک هیچ موضوعی در هیچ نقطه ای از جغرافیای ایران اسلامی نبوده است که پای یک ضد انقلاب، فتنه گر، بهائی و ... در میان باشد و خانم عبادی با چشمان همچون عقابش! آن مسئله و موضوع را زیر نظر نداشته و با گزارشاتی که سراسر نقض حقوق بشر در کشورمان را تأیید می کند، در خصوص آن واکنش نشان ندهد.

اما نوع رفتارها و سکوت ها و فریادهای متناقضش، نشان از زمان هایی می دهند که وی به خوابی سنگین فرو رفته است.

این مدعی حقوق بشر به قدری بر روی مسائل داخل کشور حساسیت به خرج می دهد که بالافاصله پس از اظهارات سخنان محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در خصوص در نظر گرفتن جایزه ای سی هزار یورویی از سوی جمهوری اسلامی برای افرادی که در طول هر سال بیشترین خدمت را به حقوق بشر به معنای واقعی اش نموده اند و همچنین اهمیت پرداختن به حقوق بشر از نوع اسلامی اش، به این گفته ها واکنشی تُند نشان می دهد.

همانطور که رادیو فردا در این خصوص و در ادامه ی حمایت های همه جانبه اش از خانم شیرین عبادی، به نقل از وی می آورد: « اين را در حقيقت يک نمايش حکومتی برای پوشاندن نقض حقوق بشر ارزيابی می‌ کنم. کشوری که خودش بالاترين ميزان نقض حقوق بشر را دارد تا حدی که در رديف کره شمالی برايش گزارشگر ويژه تعيين شده است. جا دارد يادآوری کنم که فقط آقای احمد شهيد در اين دوران،‌ گزارشگر ويژه حکومت جمهوری اسلامی نبودند. در سال‌های قبل موريس کاپيتورن و گاليندوپل هم گزارشگر بودند. يعنی دولت ايران فقط يک دوره محدوده ۹ ساله گزارشگر ويژه نداشته است. همواره به قدری مرتکب نقض حقوق بشر شده که يک مبصر و آقا بالاسر برايش گذاشته اند که کارهايش را گزارش بدهد. چنين رژيمی برای اين‌ که سرپوش بگذارد روی کارهای خلاف حقوق بشر خودش، آمده و اعلام می‌کند که می ‌خواهد جايزه بدهد. اين جايزه را بهتر است صرف آموزش کارکنان قوه قضائيه کنند تا اين که اين چنين مرتکب نقض حقوق بشر نشوند و ما شاهد آن چنان احکام غيرعادلانه نباشيم ... »!

اما گویا چشم و گوش این مدعی حقوق بشر فقط برای نظام جمهوری اسلامی تیز شده است؛ زیرا اگر از گذشته تا کنون، رفتارها و سابقه ای وی را مورد بررسی سطحی قرار دهیم، به راحتی خواهیم فهمید که در سایر موارد که بعضا نقض حقوق بشر در آن ها بسیار بسیار مشهود و قابل لمس است، جز سکوت چیزی وجود نداشته و ندارد.

شیرین عبادی اولین زن در تاریخ دادگستری ایران است که در اوج مبارزات انقلاب و شدیدترین ظلم های رژیم پهلوی به مردم کشورمان، در بین سال های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به ریاست دادگاه در این رژیم رسیده است و این خود یعنی وی نه تنها در برابر نقض گسترده ی حقوق بشر توسط رژیم شاهنشاهی سکوت کرده، بلکه با آنان در این رفتارها هم راه بوده است.

از آن گذشته، امروز که بیش از سی و شش روز از حملات همه جانبه ی رژیم اشغالگر صهیونیستی به متراکم ترین منطقه ی جهان که باریکه ی غزّه است، می گذرد و بیش از یازده هزار نفر از مردم بی دفاع این منطقه کشته و مجروح شده اند و در شرایطی که شدت وحشیانه بودن این حملات و شرایط بحرانی غزّه به قدری زیاد است که مأموران سازمان ملل متحد و حتی برخی از مسئولین آمریکایی نیز، حتی در ظاهر هم که شده برای نخستین بار اسرائیل را محکوم می کنند، آیا اندک سخنی از این مدعی حقوق بشر در این خصوص شنیده اید؟!


وقتی رادیو فردا کارشناس اجتماعی می شود!

یکی دیگر از موضوعاتی که در طول یک هفته ی اخیر بیش از دیگر موضوعات در بین گزارشات و برنامه های رادیو فردا خودنمایی می کرد، موضوعاتی ئر حوزه ی آسیب های اجتماعی بود؛ جایی که این رسانه ی آمریکایی – صهیونیستی، با انتشار چندین گزارش، چهره ی یک کارشناس را به خود گرفته و در حوزه های مختلفی مانند طلاق، ازدواج، همجنس گرایی، ارتباط با جنس مخالف و ... به سیاه نمایی در مورد وضعیت کشورمان پرداخت.

رادیو فردادر یکی از این گزارشات، به موضوع ازدواج و طلاق در کشورمان، بخصوص ازدواج مجدد افرادی که طلاق گرفته اند پرداخته، این مشکل را در عدم ارتباط آنان قبل از ازدواج دانست و عنوان نمود: « تداوم ازدواج به عوامل متعدد محيطی (وضعيت اقتصادی - اجتماعی قشری که زن و شوهر بدان تعلق دارند، وضعيت سيال اجتماعی و اقتصادی، نوع برخورد خانواده های دو طرف با زوجين، و گروه رفقای دو طرف) و عوامل فردی (بيکاری، افسردگی، اعتياد، خشونت، و توانايی و ميل جنسی يکی از دو طرف يا طرفين) بستگی دارد. يک زوج می‌توانند بعد از ازدواج بدينجا برسند که رختخواب ارضا کننده‌ ای ندارند (اگر قبل از ازدواج رابطه‌ی طولانی جنسی با هم نداشته و ارزيابی ‌ای از اين رابطه قبل از ازدواج نداشته باشند) و اين امر منشا بسياری از ناهمخوانی‌ هاست ... »!


رادیوی دولتی آمریکا در ادامه ی مطالب کارشناسانه اش تأکید می کند که: « علاوه بر اين زنان و مردان به طور کلی برای آشنايی با يکديگر به آزادی و بالاخص آزادی بيان خويش (گفت‌وگو، خود نمايی و جلوه‌ نمايی) در فضاهای عمومی نياز دارند. حکومت با ترس از اين که برخی از ارتباطات زنان و مردان به ازدواج نمی ‌انجامد (و با انگيزه‌ های سياسی ديگر) کلا در اين فضاها را تخته کرده است. اين فضاها در جوامع غربی عبارتند از نهادهای مدنی با فعاليت داوطلبانه (احزاب سياسی، سازمان ‌‌های عام المنفعه مثل خيريه‌ ها و کمک به بيماران، انجمن‌ های فرهنگی و هنری، صنوف و اتحاديه‌ ها، و انجمن‌ های علمی)، باشگاه ‌ها، کافه‌ ها و مراکز خوشگذرانی، و ورزشگاه‌ ها. جمهوری اسلامی با تفکيک جنسيتی تمام راه‌ ها را بر آشنايی زنان و مردان از هر نوع از جمله زنان و مردان مطلقه بسته يا ارتباط گيری را پر مخاطره و پر هزينه ساخته است ... »!

اما جالب این نکته است که همین رادیو فردا که در این مورد، با کارشناسی به جامعه ی ایرانی رابطه ی غیر شرعی قبل از ازدواج را برای حل مشکلاتشان توصیه می کند، در گزارشی دیگر به فاصله ی چند روز، با سوءاستفاده از آمار منتشر شده از سوی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، از افزایش و میزان رابطه ی دختران و پسران در کشورمان ابراز ناراحتی و انتقاد شدید نموده و از نسخه ای که خودش برای جامعه ی کشورمان پیچیده بود، برای سیاه نمایی علیه ایران اسلامی استفاده می کند.

اما گویا این کارشناس، تنها در حوزه ی ایران تخصص داشته و به همین دلیل هیچ عکس العملی در خصوص فساد و بحران عظیم اخلاقی – اجتماعی موجود در اطرافش که سراسر آمریکا و غرب را فرا گرفته است و روز به روز بر شدتش افزوده می شود، از خود نشان نداده و نمی دهد.

در حالی رادیو فردا به کشورمان در این خصوص انتقاد می کند که بر اساس آمار مستند و غیر قابل انکار موجود، ایالات متحده، بیشترین نرخ طلاق، بیشترین تعداد خانواده های یک نفره و همچنین بیشترین تعداد فرزندان تک سرپرست در جهان را داراست، بیش از یک چهارمم دختران ساکن آن قبل از رسیدن به سن بلوغ روابط جنسی را تجربه کرده اند که اکثر این روابط را تجاوزاتی تشکیل می دهد که با خشونت نیز همراه بوده است.

نیمی از خانواده های ظاهری آمریکا بدون ازدواج رسمی و قانونی، و تنها به عنوان یک هم خانه در کنار هم زندگی می کنند که این خود گویای بحران اجتماعی موجود در این کشور است و نیمی از آنان که ازدواج کرده اند نیز پیش تر چندین سال به همین صورت در زیر یک سقف زندگی می کرده اند.


رادیو فردا و بازارگرمی برای واکسن های آزمایشی آمریکا


آخرین موضوع مجله ی این هفته را نیز به نگرانی های رسانه ی فارسی زبان کاخ سفید برای گسترش ویروس ابولا در غرب قاره ی آفریقا و دلسوزی اش برای مردم فقیر این منطقه اختصاص داده شده است؛ جایی که رادیو فردا در گزارشات پر تعدادی ضمن پرداختن به این موضوع، از افزایش قربانیان این ویروس، که امروزه با آماری که منتشر می شود، به خطرناک ترین ویروس در تاریخ جهان تبدیل شده است، خبر داده و خود و وزارت امور خارجه ی آمریکا که مدیر اصلی اش هست را از این موضوع ناراحت نشان می دهد.

این رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی در پوشش این نگرانی ها تلاش نموده تا ذهن مخاطبان خود را به پذیرش این دروغ مُجاب کند که همانند سایر مشکلات امروز جهان، دخالت ایالات متحده تنها راه حل ممکن است.

و وقتی بیشتر به نیّت شوم رادیو فردا پی می بریم که گزارشات رسیده از انتقال واکسن های آزمایشی آمریکا را که هنوز به مراحل تکنیکی و کلینیکی لازم نرسیده اند را به لیبریا می شنویم، در حالی که استفاده از این واکسن های آزمایشی در صورت عدم کارایی آن، به دلیل استفاده کردن از خود ویروس ابولا در تولید، می تواند گسترش آن را به شدت افزایش داده و افراد سالم را نیز به آن آلوده سازد.

و این خطر وقتی بیشتر درک می شود که به سابقه ی طولانی ایالات متحده در این نوع آزمایشات توجه نماییم؛ جایی که به جرئت می توان منشاء بیماری هایی که امروزه در جهان بسیار گسترش یافته اند، مانند ایدز، لژیونری، هپاتیت C، جنون گاوی، تب لاسا، سندروم خستگی مزمن، ویروس های عامل خونریزی و ... را فعالیت های آمریکا در آزمایشگاه هایی مخفی دانست که بر روی تسلیحات بیولوژیکی مختلف تحقیق می کنند.

اکنون نیز گویا یک بار دیگر ( همانند آزمایشات تاسگک، برای بررسی ویروس سفلیس و ...) سیاه پوستان به ابزاری برای این دست از آزمایش های آمریکا تبدیل شده اند و رادیو فردا نیز نقش مشورعیّت بخشی به این جنایات را برعهده دارد.


آنچه در بالا خوانده اید، بیست و هفتمین شماره از مجله ی هفتگی رادیو دیروز است که در قالب گزارشات هفتگی "رادیو فردا در هفته ای که گذشت!" منتشر گردیده و بخشی از مهمترین فعالیت های این رسانه ی دولتی آمریکا را علیه حقیقت های این جهان، مورد بررسی قرار می دهد.
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۱
مولف : کیان حبیبی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *