شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ تهران ۰۵:۱۴ - ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸
 
جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۱:۴۱
باز هم جای جلاد و شهید در رادیو فردا عوض شد

وقتی فرزند شاهِ همجنس باز دم از رهبری ایران می زند...
وقتی فرزند شاهِ همجنس باز دم از رهبری ایران می زند...
تنها در دوران 15 ساله منتهی به انقلاب، رضا شاه ملعون بیش از 3000 تن را به شهادت رساند حال فرزندش برای یک کشته مشکوک در ناآرامی های اخیر عربده کشی می کند.
به گزارش رادیو دیروز، رادیو فردا خبری منتشر نمود که در آن فرزند رضا شاه گفته "مردم ایران پیامی دارند: کشورمان را پس می‌گیریم".

برای یک کشته در یکی دو سال اخیر که مشخص نیست هنوز کدامیک از عوامل همین پهلوی ها این کار را کرده اند، مملکت را پس می گیرند و به شما می دهند تا 3000 نفر 3000 نفر از آنها بکشید؟ وی در یادداشت خویش نشته است:
 
"تظاهرات اخیر در ایران، تازه‌‌ترین فصل از یک تلاش تقریباً چهل ساله است. این تظاهرات بر خلاف آنچه بعضی‌ طرفداران رژیم گفته‌اند صرفا به خاطر مشکلات اقتصادی مثل «قیمت تخم‌مرغ» نیست؛ بلکه حوزه گسترده‌تری را شامل می‌شود و اهداف آن بسیار عمیق‌تر از هر موضوع واحد اقتصادی و اجتماعی است. جنبش اعتراضی ملی در ایران، بی‌عدالتی‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زندگی‌ زیر سایه جمهوری اسلامی را تشخیص می‌دهد و تقبیح می‌کند و آنها را نشانه‌های یک بیماری‌ واحد می‌داند: جمهوری اسلامی؛ هم ایدئولوژی و هم ساختار آن. جنبش اعتراضی ایرانیان، ریشه این بیماری را هدف قرار می‌دهد و نه صرفا نشانه‌های آن مثل فساد یا سرکوب را. هم‌میهنان من به دنبال پایان دادن به جمهوری اسلامی هستند نه فقط به خاطر اینکه رژیمی اقتدارگرا، فاسد و بی‌کفایت است بلکه به این دلیل که رژیمی است غیر ایرانی‌ و ضد ایرانی‌."
 
همه این انشاءها که البته سوادش در یک شاهزاده عیاش وجود نخواهد داشت  و به نام وی منتشر می شود، به خاطر یک مرگ مشکوک است در حالیکه هیچ بیسوادی نیست که ندادن این خاندان پهن جمع کن اسطبل سفیر ایتالیا، چه بر سر مردم نیاورده است. او می نویسد:

"صبر ایرانیان به سر آمده‌ است. در خیابان‌های ایران و در شبکه‌های اجتماعی، شعار پرطرفدار "می‌میریم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم" با حسی سرشار از عزم راسخ و فوریت، طنین‌انداز شده‌ است. ایرانیان علاوه بر اینکه آزادی، عدالت و فرصت می‌خواهند، خواهان شکوه، افتخار و احترام برای کشورشان هستنند. آنها می‌خواهند جایگاه شایسته خود در جامعه جهانی‌ را باز پس بگیرند. آنها می‌خواهند به خاطر خدمات بزرگ علمی و فرهنگی تمدن باستانی‌شان شناخته و تحسین شوند. آنها هم‌چنان‌ که اداره کشورشان را به دست می‌گیرند و راهی درخشان به سوی توسعه و نوآوری می‌گشایند، می‌خواهند دوستانی نزدیک و شریکانی قابل اعتماد شناخته شوند. در یک جمله، هم‌میهنانم می‌خواهند ایران را از جمهوری اسلامی پس بگیرند."
 
و گویی فراموش کرده جواب پذرش به آنانی که صبرشان به سر آمده بود چه بوده است؟ و وقتی خاندان منحوس آنها در کشور حاکم بودند چه می کردند و چگونه مردم را از حداقل آزادیها یعنی یک رای هم محروم نگه می داشتند.
حال برای تنویر بیشتر افکارعمومی بخشی از مصاحبه سلیمی نوین تاریخدان معاصر را بازنشر می دهیم:

بعد از رضاخان، محمدرضا پهلوی توسط انگلیسی‌ها به جای پدر به قدرت می‌رسد. انگلیسی‌ها با علم به اینکه افراد دیگری هم می‌توانند جانشین رضا شاه شوند، محمدرضا پهلوی را انتخاب کردند. محمدرضا در دوران پدر، برای تحصیل به سوئیس می‌رود. اما ماحصل تحصیل او در خارج، آن دسته گلی است که به ایران می‌آورد. یعنی ارنست پرون سرایدار مدرسه اش در سوئیس. شاه در آن مدرسه درس نمی‌خواند و براساس خاطرات فردوست صرفاً به خوشگذرانی پرداخت.
 
 
با توجه به اینکه ارنست پرون همجنسگرا بود، شما می‌خواهید بفرمایید شاه با او چنین رابطه ای داشت؟
 
من نمی‌خواهم وارد این مباحث شوم حالا خود شما باید بفهمید که چنین رابطه ای داشته یا نداشته.
 
 
منظور من این است که آیا اسناد و مدارک تاریخی هم موید چنین رابطه ای است؟
 
یکی از دلایل فرار فوزیه از دربار ایران، همین رابطه ارنست پرون با محمدرضا پهلوی است. فوزیه می‌گوید ارنست پرون همیشه سرزده وارد اتاق خوابمان می‌شد. خانواده فوزیه در مصر، بسیار لاابالی و منفور بودند. اما همین آدم‌های لاابالی وقتی که وارد ایران می‌شوند، دربار پهلوی را به لحاظ فساد و لاابالی گری، غیرقابل تحمل می‌یابند.
 
 
کسی درباره وجود چنین رابطه ای میان شاه و ارنست پرون تصریحی داشته است؟
 
خاطراتی که نقل شده، تلویحاً موید این است که آنها چنین رابطه‌ای داشتند. البته این موضوع خیلی مهم نیست. نکته مهم این است که سرایدار یک مدرسه در سوئیس، به چنین جایگاهی در دربار ایران می‌رسد. این نشان دهنده سطح فرهنگی محمدرضا پهلوی است. شما اگر وابسته باشید ولی ضمناً آدم بافرهنگی باشید و به اروپا بروید، با دو تا روشنفکر آنجا آشنا می‌شوید و اگر خواستید با خودتان همدم!به ایران بیاورید آنها را با خودتان به ایران می‌آورید. اما اگر وابسته بی فرهنگ باشید، سرایداری مثل ارنست پرون را با خودتان به دربار می‌آورید و او را در دربار همه کاره می‌کنید که حتی بتواند بدون اجازه به اطاق خوابتان وارد شود.
 
 
حالا منهای سطح فرهنگی شاه، این نکات دال بر فساد شخصی اوست...
 
دال بر بی هویتی او هم است. ببینید طبقات اشرافی در فسادشان هویت و مقیداتی دارند ...
 
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : دکترحسین محمدی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *