سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ تهران ۰۲:۰۴ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸
 
يکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷
ساعت ۱۸:۲۵
رادیو فردا در سودای ایران تجزیه شده

خواب آشفته رسانه آمریکایی
خواب آشفته رسانه آمریکایی
نیوشا بقراطی ضمن طرح بحث مربوط به آلترناتیو جمهوری اسلامی، تلاش کرد تا القا کند که تجزیه طلبان کرد، بهترین عملکرد را در بین اپوزیسیون داشته است و مساله نبود آلترناتیو را حل کرده است. این موضع گیری رادیکال او را می‌توان، نشانه جدی‌ای برای استراتژی شکست خورده دولت آمریکا مبتنی بر تجزیه ایران ارزیابی کرد. موضوعی که در مورد جدایی بحرین در دولت پهلوی نیز مسبوق به سابقه است.
رادیو فردا برنامه ایستگاه ششم را به موضوع «آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی وجود دارد؟» اختصاص داد و سعی کرد تا ذهن مخاطبان را به این سمت و سو بکشاند که «چه جایگزینی می‌توان برای حکومت جمهوری اسلامی متصور شد؟ اگر روزی حکومت فعلی سرنگون شود، چه در انتظار ایران خواهد بود؟».

نیوشا بقراطی سعی کرد یک دو قطبی بسازد:
«بسیاری از فعالان سیاسی سرنگونی‌طلب می‌گویند آلترناتیو وجود دارد و یا امکان پدید آمدن آن فراهم است. در مقابل اما، بسیاری از منتقدان حکومت می‌گویند در حال حاضر جایگزینی برای جمهوری اسلامی وجود ندارد و از همین رو باید به فکر اصلاح حکومت بود. گروه دوم می‌گویند براندازی در خلأ قدرت، آغاز روند «سوریه‌ای» شدن ایران را رقم می‌زند؛ گروه اول اما در پاسخ می‌گویند ایران پتانسیل عبور از دوران گذار را به دموکراسی دارد و با تئوری «سوریه‌ای شدن» نباید تحول‌خواهان را هراساند.»

بدیهی است که رادیو فردا و برنامه ایستگاه ششم مدافع گروه دوم و درصدد تخطئه گروه اول است.
این نکته را می‌توان از گزینش اظهارات شنوندگان، در تعریف و تمجید از احزاب تجزیه طلب کردستان یا رضا پهلوی، به آسانی درک کرد.

گفتنی است که تجزیه ایران از اصلی‌ترین راهبردهای دولت آمریکا و متحدان اش در چهل سال گذشته بوده است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروهک‌های ضدانقلاب در نقاط مرزی و حساس ایران تحرکات نظامی را کلید زدند و با اشغال پادگان تیپ 3 مهاباد به سلاح‌ها و تجهیزات پادگان دست یافتند. به واسطه این تحرکات، غرب کشور به محل درگیری عناصر ضدانقلاب و قوای نظامی و امنیتی تبدیل شد. محسن رضایی در این باره می‌گوید: «حادثه کردستان یک هفته بعد از پیروزی انقلاب در مهاباد شروع شد و تا سال 1374 هم ادامه داشت. حزب دموکرات کردستان از فرصت فقدان دولت مرکزی در ابتدای انقلاب استفاده کرد و با حمله به پادگان تیپ ارتش در مهاباد توپ‌های 105 م.م را به کوه‌های اطراف بردند و مراکز دولتی را هدف قرار دادند. مخالفان انقلاب نیز از سراسر ایران به کردستان می‌رفتند و عضو این احزاب می‌شدند و به واسطه اسلحه و مهماتی که از پادگان‌ها غارت کرده بودند، به حزب بعث عراق می‌پیوستند. شورش کردستان این‌گونه شروع شد...»

این گروهک‌ها با این بهانه که مردم کردستان دارای زبان و مذهب جداگانه‌ای هستند خواستار جدایی و خودمختاری شدند اما این ادعا در حالی مطرح شد که مردم کردستان هیچ حمایتی از این گروهک‌ها نداشتند. به گفته مرضیه حدیدچی دباغ که در دوران آشوب ضد انقلاب، به آن مناطق رفت و آمد داشت: «مردم خوب، انقلابی و مسلمان کرد که از ظلم و ستم رژیم قبل رها شده و به انقلاب و نظام پیوسته بودند و برای به ثمر رساندن انقلاب خون‌های بسیاری هم داده بودند، در برابر این توطئه‌ها و تحریک‌ها و تزویرها می‌ایستادند».

همزمان با ایستادگی مردم در مقابل ضدانقلاب، قوای نظامی نیز عازم منطقه شدند و موفق شدند تا حدودی امنیت را به این منطقه بازگردانند. اما از طرف دیگر و در موازات این مقابله‌ها، در مهرماه 1358 یک گروه با عنوان "هیئت حسن نیت" از سوی دولت موقت مأمور شد تا به منطقه اعزام شود و به مذاکره با ضدانقلاب بپردازد. به هر ترتیب، هیئت حسن نیت که داریوش فروهر (وزیر مشاور بازرگان)، هاشم صباغیان (وزیر کشور) و عزت‌الله سحابی (رییس سازمان برنامه و بودجه) از اعضای این هیئت بودند، کار خود را آغاز کرد. با وجود اینکه اعضای هیئت حسن نیت، روند مذاکره را خوب و مثبت گزارش می‌دادند، بسیاری از افرادی که در منطقه شاهد تحرکات ضدانقلاب بوده و در آنجا با آنها درگیر بودند، نتیجه این مذاکرات را ناگوار قلمداد می‌کنند. سپهبد علی صیادشیرازی در خاطرات خود اشاره می‌کند که چگونه هیات مذاکره با ورود خود به صحنه نبرد با ضدانقلاب باعث بروز خسارت شد. وی می‌گوید: «در قسمت شمال غربی سردشت، جاده بنی‌خلف به سمت توژان، منطقه‌ای به نام عباس‌آباد درحال محاصره ضد انقلاب بودیم. از چند محور بچه‌ها را هدایت می‌کردم. از هلی‌کوپتر کبری هم کمک گرفته بودیم. به هلی‌کوپتر کبری گفتم برو آن چیزی را که دارد فرار می‌کند بزن. ناگهان دیدم که از توی بیشه کسی گفت نزنید، ما از خودتان هستیم. ما یک هیئت هستیم. با شنیدن این مطلب دست نگه داشتیم. بعد دیدم که آقای فروهر و آن هیئت به اصطلاح حسن نیت در آنجا هستند. ضدانقلاب که با آنها در حال مذاکره بودند آنان را به سردشت آورده بودند.»

کم‌کم سلطه ضدانقلاب به جاده‌ها کشیده شد و جاده‌های مواصلاتی کردستان قطع شد. دیگر اجازه نمی‌دادند هیچ ستون نظامی‌ای به کردستان برود. خبر رسید که به دنبال سقوط پادگان مهاباد - بعد از اینکه ضدانقلاب به پادگان مهاباد فشار آورد و ساقطش کرد و تمام مهمات و توپخانه‌ها و همه چیز را گرفت و برد و پادگان را خلع سلاح کرد- پادگان‌های دیگر هم دارد به همان وضعیت می‌رسد. یعنی محاصره پادگان‌های سنندج، مریوان، سقز، بانه و سردشت هم کم‌کم داشت تنگ می‌شد.

در شرایطی که به دلیل اقدامات هیئت حسن‌نیت دولت موقت خسارت‌های سنگینی به کردستان وارد شده بود و حتی کردستان در آستانه جدایی از ایران قرار می‌گیرد، همراهی مردم با قوای نظامی کشور توانست آرامش را به این منطقه از خاک ایران بازگرداند. مثلاً شهید احمد کاظمی به کردستان رفت و به مقابله نظامی با شورش گروهک‌های تجزیه‌طلب پرداخت. محسن رضایی در خاطرات خود در این باره می‌گوید:"احمد کاظمی به همراه چند تیپ سپاه به آنجا رفت و آنجا را آرام کرد. به طوری که وقتی انتخابات مجلس برگزار شد حتی روستایی‌های کرد نیز در آن شرکت کردند که با شکوه‌ترین انتخابات تا آن زمان بود و چند سال طول کشید تا شهید احمد کاظمی توانست امنیت را به کردستان برگرداند."

 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *