دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷ تهران ۱۲:۴۳ - ۱۵ اکتبر ۲۰۱۸
 
يکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷
ساعت ۱۷:۱۰
تلاش برای چرخاندن مجاهدین خلق به سمت سلطنت

مریم رجوی، سرکرده مجاهدین خلق در کنار پرچم شاهنشاهی ایران
مریم رجوی، سرکرده مجاهدین خلق در کنار پرچم شاهنشاهی ایران
نیوشا بقراطی در برنامه ساعت ششم تلاش کرد تا به بهانه اعدام برخی از اعضای مجاهدین خلق، در سی سال قبل، جمهوری اسلامی را با حکومت پهلوی مقایسه کند و القا کند که میزان سرکوب و کشتار در حکومت پهلوی کمتر بوده است و چپ‌ها در قبل از انقلاب تحمل می‌شده‌اند!
رادیو فردا مأموریت داشت تا اعدام برخی از اعضای مجاهدین خلق را در سی سال قبل برجسته کند و آن را وسیله تخطئه و انتقاد از جمهوری اسلامی قرار دهد:
 
"سی سال پیش در چنین روزهای پاییزی بود که در پایان یک دوره دو ماهه مرگبار، آتش یکی از آتشین‌ترین اقدامات قهری حکومت علیه اپوزیسیون به خاکستر می‌نشست. اقدامی مخفیانه که به دستور شخص اول حکومت و به واسطه یک کمیته سه نفره در روندی فراقانونی تعدادی پرشمار اما نامعلوم از زندانیان سیاسی عموماً مجاهد و چپ را پای چوبه دار، یا مقابل جوخه آتش فرستاد؛ زندانیانی که مشغول گذران دوران حبس یا حتی در آستانه آزادی بودند"
 
برای این برنامه، شخصی به نام "ایرج مصداقی" دعوت شده بود که از اعضای سازمان مجاهدین خلق و سالها در ایران در زندان بسر برده بود:
 
"در برنامه‌ای که می‌شنوید به ابعاد مختلف رویداد تابستان ۶۷ می‌پردازیم. در این برنامه در کنار نظرات متفاوت، تجربه و دیدگاه ایرج مصداقی زندانی پیشین سیاسی را می‌شنویم که از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ را به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق در زندان گذرانده و یکی از جان به در بردگان اعدام‌های سال ۱۳۶۷ به شمار می‌رود"
 
اما نکته جالب این گفتگو که توسط مجری و کارشناس تقویت می‌شد، القا تحمل کردن مبارزان چپ مثل مجاهدین خلق در قبل از انقلاب در دوران پهلوی توسط حکومت وقت بود.

فرج سرکوهی که خود از مخالفان جمهوری اسلامی است درباره رفتار حکومت پهلوی با چپ‌ها در یاداشت "تیغ سرکوب شاه بر گردن چه کسانی بود؟"[i] می‌نویسد:
"پهلوی دوم قانونی را که بر اساس آن مجازات «عضویت در حزب و جمعیت با مرام اشتراکی» «سه تا ده سال زندان» تعیین شده بود، از پدر به ارث برد اما برخورد او با جنبش‌های سه گانه چپ، روشنفکری و دانشجوئی، برخلاف پدر، تک بعدی و بر محور سانسور فرهنگی و سرکوب خشن فیزیکی شکل گرفته بود."

او آغاز رویکرد شاه را اینگونه توصیف می‌کند:
"دوران دوم سلطنت پهلوی دوم، ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱ با کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ آغاز شد. این دوران با تثبیت قدرت شاه، سرکوب خشن احزاب و سازمان‌های چپ و ملی و مذهبی منتقد و مخالف و شکل گیری نهادهای سرکوب مدرن به یاری دولت‌های آمریکا و انگلیس مشخص می‌شود"
 
او به زمینه روانشناختی و دشمنی شخصی شاه با چپ‌ها اشاره می‌کند:
"استبداد فردی شاه به دوران سوم سلطنت او از ۱۳۴۱ تا سقوط نظام شاهنشاهی اوج گرفت اما شاه هرگز از کابوس‌های نخستین دوران سلطنت خود رها نشد. پهلوی دوم نه فقط حزب توده که چپ مستقل و احزاب ملی گرا و مذهبی منتقد را با سرکوب خشن کودتای ۲۸ مرداد سرکوب کرد اما و حتا به دوران اوج اقتدار خود در دهه‌های چهل و پنجاه، از وحشت «انقلاب سرخ» رنج می‌برد که سر شاهان و مستبدان بسیاری را بر باد داده بود. شاه تا آخرین روزهای سلطنتی که در انقلابی مذهبی و چپ ستیز سقوط کرد، از «کابوس» چپ «وابسته یا متکی به شوروی» واهمه داشت، خاطره قدرت گیری حزبی توده را که به رغم مواضع علنی خود در «وفاداری به سلطنت مشروطه» خواهان «جمهوری» بود، تلاش گرایشی از چپ سنتی را برای آن چه او «جدا کردن آذربایجان و تجزیه ایران به دست فرقه دمکرات آذربایجان» می‌خواند و نفوذ حزب توده را در ارتش تحت فرمان خود فراموش نکرد. آن وحشت و این کابوس‌ها چون زخمی همیشه تازه در خاطره سیاسی پهلوی دوم ثبت شده بود و او در سال‌های اقتدار خود می‌کوشید تا با سرکوب خشن و مدام چپ از زخم‌ها و کابوس‌های گذشته و از وحشت انقلاب آینده رها شود".
 
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *