يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ تهران ۰۹:۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۱۷
 
جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵
ساعت ۲۰:۲۷
رابطه بی پایان رادیو فردا و بهائیت

بهائیت در ایران ...
بهائیت در ایران ...
رسانه ی صهیونیستی – آمریکایی رادیو فردا در یکی از گزارش های هفتم خرداد ماه خود، بار دیگر با پرداختن به حواشی دیدار فائزه هاشمی با یکی از سران بهائیت، به توجیه خیانت های پیروان این فرقه ی شیطانی پرداخته است ...
رادیو دیروز گزارش می دهد؛

رسانه ی فارسی زبان وابسته به کاخ سفید که همواه در طول سال های فعالیت خود به عنوان یکی از اصلی ترین حامیان و متحدان فرقه ی ضاله ی بهائیت شناخته شده است، این بار نیز در یکی از گزارش هایی که هفتم خرداد ماه ۱۳۹۵ بر روی پایگاه اینترنتی خود منتشر ساخته است، با پرداختن به حواشی دیدار فائزه هاشمی با یکی از سران بهائیت در کشورمان، تلاش کرده است که باز هم خوش خدمتی خود به این فرقه و رابطه ی صمیمی اش را با پیروان بهائیت به معرض نمایش بگذارد.

رادیو فردا در گزارشی مکه اخیرا به قلم " امیر مصدق کاتوزیان " یکی از عناصر نزدیک خود به این جریان منتشر کرده است، با طرح این سوال که « راه حل مشکل حکومت ایران با بهاییان چیست؟ »، آورده است: « انتشار عکس فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنار فریبا کمال آبادی از رهبران زندانی بهایی هنگام آمدن به مرخصی در هفته گذشته در ایران خبر ساز شد ... انتشار این عکس هم سبب انتقاد چهره‌های روحانی محافظه‌ کار و رسانه‌ های شاخص طیف راست شد از فائزه هاشمی و هم موجب دادن تذکر این چهره‌ ها و رسانه‌ ها به پدر او ... عاقبت اکبر هاشمی رفسنجانی گفت دخترش با این ملاقات کار بدی کرده که باید جبرانش کند. اما فائزه هاشمی پافشاری کرد که خطایی از او سر نزده. دامنه واکنش‌ ها به انتشار عکس یاد شده به نماز جمعه تهران هم کشیده شد و تکرار فرقه ضاله و مضله نامیدن آیین بهایی و نجس توصیف کردن بهاییان ... از سوی دیگر بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متّحد در نیویورک در واکنش به برخوردهای شماری از مراجع تقلید شیعیان، روحانیان بلندپایه، چهره‌ های شاخص مذهبی و سیاسی و نهادهای اجرایی به دیدار فائزه هاشی با فریبا کمال ‌آبادی گفت، " تصوّر کنید عواقب بهائی بودن در ایران چیست که حتّی کسانی که به منزل شما برای ملاقات می‌ آیند، علناً محکوم و به تعقیب قانونی تهدید می ‌شوند " ... »!

در ادامه یکی از مصاحبه شوندگان رادیو فردا که عرفان ثابتی، پژوهشگر جامعه‌ شناسی دین و پیرو آیین بهایی در لندن نامیده شده است، این گونه مدعی می شود: « به نظر می ‌آید که این اتفاقی که رخ داده در اصل بیانگر تحولی است که در جامعه ایران حداقل در ۱۰سال گذشته رخ داده. یعنی آن بازشدن یا به تعبیری شاید بشود گفت شکستن این سد یا فروریختن دیواری که بین جامعه بهایی و جامعه غیربهایی در سالهای پس از انقلاب وجود داشته. و به تدریج این دیوار ترک خورده. این اتفاقی که اخیرا روی داد و بازتاب آن در رسانه‌ ها و شبکه ‌های اجتماعی، بیشتر یک جور بیانگر تحولی است که سالها بوده که در جریان بوده و این می ‌شود گفت نقطه عطفی است در تاریخ اجتماعی ایران که آن حصاری که فقها سعی کرده بودند دور جامعه بهایی بکشند به تدریج داریم می ‌بینیم که برچیده می‌ شود ... اگر نگاه کنیم به گفتمانی که در جمهوری اسلامی درباره ملیت حاکم است، اصلا مفهومی به نام ملیت به معنای مدرنش دیده نمی‌ شود. یعنی گفتمانی است که در آن فقط نه تنها شیعیان بلکه یک نوع خاصی از شیعیان شهروند و ملت به شمار می‌ روند. مشکل در اصل در همینجا است که بنیاد جمهوری اسلامی بر یک گفتمان استوار است که خیلی راحت تعیین می ‌کند که چه کسی عضو جامعه است و چه کسی عضو جامعه نیست ... نه تنها همه غیرمسلمان‌ ها " دیگری ِ بالقوه " هستند بلکه شیعیانی هم که به رهبر یا این گفتمان حاکم باور نداشته باشند در معرض این خطرند که خائن یا یک نوع " دیگری ِ متخاصم و دشمن " به شمار آیند ... »!

اما در اینجا لازم است به چند نکته ی کوچک اشاره کنیم؛ اول در خصوص بهائیت از ایجاد تا فعالیت های کنون و ارتباط های دشمنانه ی آن ها با غرب علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ نقش آفرینی انگلیسی ها در پایه ریزی بهائیت در کشورمان امروزه به امری اثبات شده تبدیل شده است که بازخوانی تاریخ پایه ریزی این فرقه ی ضاله و ارتباط سران آن با انگلیس کاملا بر این حقیقت تأکید دارد که بازخوانی آن ها در زمان این گزارش نمی گنجد.

بعلاوه، چطور می شود که مرکز جهانی بهائیت در تلاویو و در مجاورت و در تحت حمایت علنی رژیم اشغالگر صهیونیستی قرار گرفته است؟!

آیا پیوندهای نزدیک و عمیقی که میان بهائیت و اسرائیل وجود داشته و دارد و حتی رسما در اصول آن ها نیز ذکر شده است، بی دلیل بوده و فعالیت های غیر قانونی این فرقه در کشورمان هیچ ارتباطی به سیاست های ضد اسلامی – ایرانی صهیونیست ها ندارد؟!

آیا می توان با این بازی های رسانه ای جنایات تاریخی این فرقه در کشورمان از جمله جنایت معروف "ابرقو" را از تاریخ پاک کرد؟!

اما نکته ی دوم این که هیچ گاه نباید پیروان فرقه ای ضاله مانند بهائیت را در کشورمان با سایر اقلیت های دینی مقایسه کرد؛ در حالی پیروان این فرقه از وضعیت بد اقلیت ها در کشورمان سخن می گویند که واقعیت بسیار فرق می کند.

در همین رابطه چندی پیش، رهبر کاتولیک های رومانی در دیدار با سفید کشورمان، با تأکید بر همزیستی مسالمت امیز مسلمانان و اقلیت های مذهبی در جمهوری اسلامی ایران، از کشورمان بابت ایجاد این فضا تقدیر به عمل آورده است.

آرمن نظریان، یکی از ارامنه ی ساکن ایران در عرصه ی اجتماعی و فرهنگی فعالیت قابل توجهی دارد در گفتگویی آزاد با " شفقنا " در خصوص وضعیت اقلیت های دینی و بخصوص ارامنه در کشورمان این گونه تأکید می کند: « ببینید در حال حاضر ارامنه در نظام جمهوری اسلامی ایران در صنف های کاری نه در مشاغل دولتی و نه به عنوان نفر اول آن صنوف بلکه از جمله پایه گذاران هستند. حال از شرکت حمل و نقل و کارهای فنی بگیرید تا کارخانه مواد غذایی. چیزی که در جامعه ایرانی معروف است می گویند ارمنی ها تعمیرکارهای خوبی دارند. ۵۰-۶۰سال در ایران ارامنه به این شکل کار کردند. در بحث صنعتی و در بخش خودروسازی قطعه سازان و قالب سازهای بسیار قوی داریم و در بخش موسیقی در زمره چهرهای درخشان موسیقی روز ایران هستیم. ماندگار هم می شوند. در بحث ورزش هم در بسکتبال، فوتبال و تنیس ارامنه مطرحی وجود دارند. چند وقت پیش هم آندرانیک تیموریان کاپیتان تیم ملی شد، شاید یکی دوبازی بوده اما ما از دهه ۸۰ میلادی اندرانیک اسکندریان را داشتیم که کاپیتان تیم ملی بود و تا الان مورد دیگری نبوده است. در دیگر عرصه ها هم ارمنی ها در جامعه ایران پیشرفت های خوبی داشتند؛ در ایران همیشه به ارامنه به چشم یک ایرانی نگاه شده است. یعنی اگر یک ملت را در نظر بگیریم همه ما در این ملت تعریف می شویم و در بین مذاهب دیگر ارامنه همیشه ارتباط بهتری با جامعه داشتند. زمان جنگ نسبت به جمعیت خودشان شهید و جانباز بسیاری دادند و مفقود الاثر هم بودند. جانبازان تا همین الان به دنبال کارت ایثارگری و جانبازی و بنیاد مستضعفان نرفتند و همین الان چندتا نمونه است که خلیفه گری آنها را حمایت می کند. با اینکه حقشان بود حداقل یکسری امکانات از بنیاد شهید یا بیناد مستضعفان بگیرند ولی نخواستند و نگرفتند. به طور کلی می توانم بگویم ارامنه جایگاه خوبی در ایران دارند. »
محبوب ترين ها
 
توصيه مطلب: ۰
مولف : کیان حبیبی
دیدگاه شما
نام شما

نظر شما *